Telegram
نقدآگین
📘در استقبال از یک نظام سکولار برای آیندۀ ایران
✍🏻 #مهدی_نصیری
🍂 بر اساس یک نظرسنجی رسمی دولتی که در پاییز امسال صورت گرفته، بیش از ۷۰ درصد ایرانیان، خواستار حکومتی سکولار و عرفی شدهاند؛ یعنی آنچه در تعیین مدل حکومت و نیز شیوۀ حکمرانی و قانونگذاری، مبنا و معیار است، «خواست اکثریت جامعه» است و نه «احکام شریعت». و البته، این بدان معنا نیست که الزاما آنچه تصویب و عمل می شود، برخلاف شریعت خواهد بود، اما هرجا، اگر بین نظر شرع و خواست اکثریت تعارض واقع شود، نظر اکثریت مقدم خواهد بود. این را نیز باید اضافه کرد که «معیاریتِ نظر اکثریت» که همان دموکراسیست هم، امری «مدرن و متجدد» است و هم مبتنی بر یک قرائت عقلانی از دین و مذهب تشیع.
این یک اتفاق فرهنگی مهم برای ایران است که از نتایجِ شکست پروژۀ انقلاب ۵۷ و نظریۀ ولایت فقیه بوده و ایران را وارد مرحلهای تازه از تمدن و تجدد میکند.
🍂 برای اهل نظر، این نکته قطعیست که وضع دین و دینداری در نظامی سکولار، چه از نوع جمهوری و چه از نوع پادشاهی مشروطه، بهمراتب بهتر از دینداری در حاکمیتی دینی نظیر جمهوری اسلامی خواهد بود که براساس برخی نظرسنجیها، ۵۰ درصد مردم ایران را از دین، جدا و بعضا منزجر کردهاست. آنچه جمهوری اسلامی و حاکمیت مطلقه فقیه بر سر دین و دینداری در ایران آورد، هیچ نظام حکومتی ماقبل جمهوری اسلامی، و بلکه سرجمع همۀ آنها نتوانست بیاورد.
🍂 ضمن آن که اکنون آشکار شدهاست که نظام پهلوی، گرچه خطاهای آشکاری در مواجهه با جامعۀ سنتی و دینی ایران مرتکب شد و این یکی از عوامل شکلگیری انقلاب ۵۷ بود، اما هرگز نظامی دینستیز نبوده و سعی در ترکیب و سنتزی از اسلام و ایرانیت و مدرنیت داشتهاست.
🍂 به گفتۀ دکتر سید حسین نصر، محمدرضا شاه پهلوی در اوایل دهۀ پنجاه، درصددِ تشکیل دانشگاهی معظم و اسلامی بوده و پیشنهاد ریاست آن را هم از طریق نصر، به علامه طباطبایی دادهبوده، اما علامه نپذیرفت.
🍂 البته، شاه با اسلام سیاسی و حکومتخواه، سر آشتی نداشته و با آن ستیز میکرده که امروز آشکار شدهاست اگر او در این مسیر موفق شده بود و بر جریان قوی چپ و تودهایها هم غالب میشد، هم دین و هم دنیای مردم ایران، وضعی بهمراتب بهتر از امروز جمهوری اسلامی داشت؛ هر چند، شاید جامعۀ ایران تا استقرار یک دموکراسی، همچنان فاصلۀ بسیار داشت و صد البته، هرگز نظام پهلوی اگر هم میخواست، نمیتوانست استبدادی مانند استبداد دینی ولایت مطلقۀ فقیه، بر ایران حاکم کند.
🍂 استقرار یک حاکمیت سکولار و عرفی در ایران آینده، باب نظر و دیدگاه مکتب و بزرگان نجف مانند آخوند خراسانی، نایینی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید محسن حکیم و سید ابوالقاسم خویی بوده و دیگر مانند ۴۵ سال اخیر، تنشان در گور، بهخاطر عملکرد نظام ولایت فقیه نخواهد لرزید!
نجف اشرف/ ۱۴ اسفند ۱۴۰۲
#حکومت_اسلامی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #مهدی_نصیری
🍂 بر اساس یک نظرسنجی رسمی دولتی که در پاییز امسال صورت گرفته، بیش از ۷۰ درصد ایرانیان، خواستار حکومتی سکولار و عرفی شدهاند؛ یعنی آنچه در تعیین مدل حکومت و نیز شیوۀ حکمرانی و قانونگذاری، مبنا و معیار است، «خواست اکثریت جامعه» است و نه «احکام شریعت». و البته، این بدان معنا نیست که الزاما آنچه تصویب و عمل می شود، برخلاف شریعت خواهد بود، اما هرجا، اگر بین نظر شرع و خواست اکثریت تعارض واقع شود، نظر اکثریت مقدم خواهد بود. این را نیز باید اضافه کرد که «معیاریتِ نظر اکثریت» که همان دموکراسیست هم، امری «مدرن و متجدد» است و هم مبتنی بر یک قرائت عقلانی از دین و مذهب تشیع.
این یک اتفاق فرهنگی مهم برای ایران است که از نتایجِ شکست پروژۀ انقلاب ۵۷ و نظریۀ ولایت فقیه بوده و ایران را وارد مرحلهای تازه از تمدن و تجدد میکند.
🍂 برای اهل نظر، این نکته قطعیست که وضع دین و دینداری در نظامی سکولار، چه از نوع جمهوری و چه از نوع پادشاهی مشروطه، بهمراتب بهتر از دینداری در حاکمیتی دینی نظیر جمهوری اسلامی خواهد بود که براساس برخی نظرسنجیها، ۵۰ درصد مردم ایران را از دین، جدا و بعضا منزجر کردهاست. آنچه جمهوری اسلامی و حاکمیت مطلقه فقیه بر سر دین و دینداری در ایران آورد، هیچ نظام حکومتی ماقبل جمهوری اسلامی، و بلکه سرجمع همۀ آنها نتوانست بیاورد.
🍂 ضمن آن که اکنون آشکار شدهاست که نظام پهلوی، گرچه خطاهای آشکاری در مواجهه با جامعۀ سنتی و دینی ایران مرتکب شد و این یکی از عوامل شکلگیری انقلاب ۵۷ بود، اما هرگز نظامی دینستیز نبوده و سعی در ترکیب و سنتزی از اسلام و ایرانیت و مدرنیت داشتهاست.
🍂 به گفتۀ دکتر سید حسین نصر، محمدرضا شاه پهلوی در اوایل دهۀ پنجاه، درصددِ تشکیل دانشگاهی معظم و اسلامی بوده و پیشنهاد ریاست آن را هم از طریق نصر، به علامه طباطبایی دادهبوده، اما علامه نپذیرفت.
🍂 البته، شاه با اسلام سیاسی و حکومتخواه، سر آشتی نداشته و با آن ستیز میکرده که امروز آشکار شدهاست اگر او در این مسیر موفق شده بود و بر جریان قوی چپ و تودهایها هم غالب میشد، هم دین و هم دنیای مردم ایران، وضعی بهمراتب بهتر از امروز جمهوری اسلامی داشت؛ هر چند، شاید جامعۀ ایران تا استقرار یک دموکراسی، همچنان فاصلۀ بسیار داشت و صد البته، هرگز نظام پهلوی اگر هم میخواست، نمیتوانست استبدادی مانند استبداد دینی ولایت مطلقۀ فقیه، بر ایران حاکم کند.
🍂 استقرار یک حاکمیت سکولار و عرفی در ایران آینده، باب نظر و دیدگاه مکتب و بزرگان نجف مانند آخوند خراسانی، نایینی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید محسن حکیم و سید ابوالقاسم خویی بوده و دیگر مانند ۴۵ سال اخیر، تنشان در گور، بهخاطر عملکرد نظام ولایت فقیه نخواهد لرزید!
نجف اشرف/ ۱۴ اسفند ۱۴۰۲
#حکومت_اسلامی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
❓«آزادی» برای خداناباوران تا کجاست؟ آیا آنها به «اخلاق» پایبندند؟ #خبر_نقدآگین 🎙با حضور: دکتر #محسن_بنائی (پژوهشگر تاریخ اسلام و ایران) ⏰ زمان: امروز، چهارشنبه ۲۱ فوریه ۲۰۲۴، ساعت ۲۱ (به وقت ایران) 🗽محل برگزاری: کلابهاوس توانا *یادآوری: ۴۵سال پیش…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻 هلال ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۵ هجریقمری
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ (بقره/۱۸۵)
به اطلاع عموم مسلمانان مىرساند، بنابر اعلام رسمی دفتر آیتالله #کمال_حیدرى و بر پایهٔ محاسبات علمی و دادههای دقیق فلکی، روز دوشنبه مورخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۱ اول ماه مبارک رمضان در سال ۱۴۴۵ هجریقمری خواهد بود.
#خبر_نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @alhaydarii_fa
E6 1776
@Naqdagin
🎧بنیانگذاران #آمریکا و «مشکلی بهاسم دموکراسی»
— اپیزود ششم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#آینه_تاریخ #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
— اپیزود ششم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#آینه_تاریخ #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
نقدآگین
🔻 هلال ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۵ هجریقمری شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ (بقره/۱۸۵) به اطلاع عموم مسلمانان مىرساند، بنابر اعلام رسمی دفتر آیتالله #کمال_حیدرى و بر پایهٔ محاسبات…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🗒 محمد خاتمی: آگاهانه و صادقانه رأی ندادم تا به هیچکس دروغ نگفته باشم
✂️ برشی از متن
چند روز پیش از برگزاری انتخابات گفتم که همه از مردم سخن می گویند و افزودم فعلا وقتی می گوییم مردم مراد همان بالای پنجاه درصدی است که در دو انتخابات قبلی شرکت نکردند و نیز چند میلیون نفری که با رأی اعتراضی و باصطلاح باطله خود ناخشنودیشان را نشان دادند و در انتخابات آخری هم دیدیم که درصد کسانی که رأی ندادند و نیز آراء باطله از انتخابات قبلی بیشتر بود.
✂️ برشی از متن
امروز علاوه بر ناخشنودی و اعتراض نخبگان و بخصوص جوانان که به انحاء مختلف ابراز می شود. با توجه به آمار و اطلاعات رسمی باید گفت امر مشترک میان اکثریت بالای ملت، نارضایتی از وضع موجود و سامان و سازمان راهبردن جامعه است که روز بروز امید به آینده نیز کمتر می شود.
این عده زیاد چه می خواهند؟ به نظر من می خواهند زندگی کنند، از وضع بد اقتصادی و معیشت تنگ نجات یابند، از فساد گسترده ناراحتند، می خواهند به آینده بهتر خود و فرزندان خود امیدوار باشند، خود را در عرصه بینالمللی محترم ببینند، کشور و مرز و بوم مشترک زندگی اشان یعنی ایران عزیز سربلند و پیشرفته باشد، از امنیت داخلی و امنیت در برابر تجاوز و توطئه بیرونی برخوردار باشند و همه کسانی که در این کشور با هر آئین و قومیت و گرایش و سلیقه ای زندگی می کنند به عنوان شهروند از حقوق برابر و حرمت واقعی برخوردار باشند و با کمال تاسف این طبیعی ترین خواستهای طبیعی خود را برآورده نمی بینند.
در چنین وضعی «براندازان نرم و سخت» می کوشند از این نارضایتی در راستای ادعاهای واهی خود سوء استفاده کنند درحالیکه بر این باورم اکثریت قاطع ناراضیان (و بسیاری از کسانی که در انتخابات شرکت کردند) ناراضیاند، اما بهم خوردن امنیت و ثبات کشور را نمی خواهند. «غالب مردم» اصلاح کم هزینه و پرفایده امور را طالبند، لذا نظر"براندازی نه ممکن است نه مطلوب" از جمله در همین جا معنی پیدا می کند.
مطلوب ترین راه برای رهائی از این وضع یک «مصالحه ملی» است که در سایه آن، اولاً جامعه نشاط خود را بازیابد و زمینه مشارکت فعال مردم را فراهم آورد. ثانیاً راه براندازی مسدود گردد و از خود براندازی نیز که برای حاکمیت و مردم زیانهای فراوانی دارد، خودداری شود. ثالثاً از دامنه پیشرفت بحرانهائی که روز بروز بیشتر می شود، کاسته گردد. این یعنی مصالحه ملی برای اصلاح ساختار، رویکرد و رفتار بخصوص از جانب نظام حکمرانی.
گفته ام و باز هم می گویم که [تنها] راه نجات، استقرار «مردم سالاری توسعه گرا»ست و با توجه به «واقعیت های تاریخی و اجتماعی کشور» و «اعتقاد بخش مهمی از مردم»، "جمهوری اسلامی" که دست آورد مهم انقلاب است می توانست و می تواند پاسخگوی بسیاری از خواست های تاریخی ملت و آرزوهای دیرینه او باشد و انسجام و امنیت ملی و پیشرفت کشور و مصالح و منافع ملی را تامین کند.
امّا کدام جمهوری اسلامی؟ جمهوریت مردم سالار بهمان معنی که در دنیا هست و اسلامیّت (در عرصه حیات اجتماعی) که نه تنها با پایه های اصلی جمهوریت مردم سالار سازگار باشد بلکه آن را تقویت و خواستنی تر کند. موضوعی اساسی که کم و بیش بطور مبسوط تر در این باره سخن گفته ام. در یک نظام مردم سالار، انتخابات بسیار مهم است در صورتی که "حدّ نصاب ضابطه و معیارهائی که انتخابات را انتخابات می کند"رعایت شود.
✂️ برشی از متن
این بار تصمیم گرفتم که اگر نمی توانم کاری برای مردم بکنم همراه و همنوا با خیل ناراضیانی باشم که در عمق وجودشان بر این باورند که اگر راه نجاتی باشد راه اصلاح امور است. آگاهانه و صادقانه رأی ندادم تا به هیچکس دروغ نگفته باشم. بدون اینکه با انتخابات معنا دار به عنوان منشأ تقویت قدرت و حاکمیت ملت و امنیت ملی و ترمیم اعتماد همگانی، مخالف باشم و بدون اینکه با رأی دادن مردم مخالفت کنم، رأی ندادن را در شرایط نامطلوب کنونی، وجه دیگری از رأی دادن در وضعیت حتی نسبتاً مطلوب انتخابات می دانم، به این امید که با رأی ندادن در این شرایط، «اعتماد آسیبدیدۀ مردم از حکومت و جریانهای سیاسی از جمله اصلاح طلبی» (که دامنه اش گسترده تر از دائره اصلاح طلبان رسمی است) تا حدی ترمیم شود. نیاز حیاتی امروز کشور بازگرداندن سرمایه اجتماعی و حرکت به سوی نوعی مصالحه میان حاکمیت و مردم برای نجات کشور از تهدیدها و بحران ها و برداشتن گامهای جدی برای ورود به وضعیست که در آن ثبات و امنیت پایدار و پیشرفت همه جانبه کشور و آزادی و رفاه و بهبودی معیشت همه طبقات مردم و عزّت ملی و بین المللی ایران عزیز تامین شود.
🌐 مطالعۀ متن کامل (مشاهدۀ فوری)
#خبر_نقدآگین #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✂️ برشی از متن
چند روز پیش از برگزاری انتخابات گفتم که همه از مردم سخن می گویند و افزودم فعلا وقتی می گوییم مردم مراد همان بالای پنجاه درصدی است که در دو انتخابات قبلی شرکت نکردند و نیز چند میلیون نفری که با رأی اعتراضی و باصطلاح باطله خود ناخشنودیشان را نشان دادند و در انتخابات آخری هم دیدیم که درصد کسانی که رأی ندادند و نیز آراء باطله از انتخابات قبلی بیشتر بود.
✂️ برشی از متن
امروز علاوه بر ناخشنودی و اعتراض نخبگان و بخصوص جوانان که به انحاء مختلف ابراز می شود. با توجه به آمار و اطلاعات رسمی باید گفت امر مشترک میان اکثریت بالای ملت، نارضایتی از وضع موجود و سامان و سازمان راهبردن جامعه است که روز بروز امید به آینده نیز کمتر می شود.
این عده زیاد چه می خواهند؟ به نظر من می خواهند زندگی کنند، از وضع بد اقتصادی و معیشت تنگ نجات یابند، از فساد گسترده ناراحتند، می خواهند به آینده بهتر خود و فرزندان خود امیدوار باشند، خود را در عرصه بینالمللی محترم ببینند، کشور و مرز و بوم مشترک زندگی اشان یعنی ایران عزیز سربلند و پیشرفته باشد، از امنیت داخلی و امنیت در برابر تجاوز و توطئه بیرونی برخوردار باشند و همه کسانی که در این کشور با هر آئین و قومیت و گرایش و سلیقه ای زندگی می کنند به عنوان شهروند از حقوق برابر و حرمت واقعی برخوردار باشند و با کمال تاسف این طبیعی ترین خواستهای طبیعی خود را برآورده نمی بینند.
در چنین وضعی «براندازان نرم و سخت» می کوشند از این نارضایتی در راستای ادعاهای واهی خود سوء استفاده کنند درحالیکه بر این باورم اکثریت قاطع ناراضیان (و بسیاری از کسانی که در انتخابات شرکت کردند) ناراضیاند، اما بهم خوردن امنیت و ثبات کشور را نمی خواهند. «غالب مردم» اصلاح کم هزینه و پرفایده امور را طالبند، لذا نظر"براندازی نه ممکن است نه مطلوب" از جمله در همین جا معنی پیدا می کند.
مطلوب ترین راه برای رهائی از این وضع یک «مصالحه ملی» است که در سایه آن، اولاً جامعه نشاط خود را بازیابد و زمینه مشارکت فعال مردم را فراهم آورد. ثانیاً راه براندازی مسدود گردد و از خود براندازی نیز که برای حاکمیت و مردم زیانهای فراوانی دارد، خودداری شود. ثالثاً از دامنه پیشرفت بحرانهائی که روز بروز بیشتر می شود، کاسته گردد. این یعنی مصالحه ملی برای اصلاح ساختار، رویکرد و رفتار بخصوص از جانب نظام حکمرانی.
گفته ام و باز هم می گویم که [تنها] راه نجات، استقرار «مردم سالاری توسعه گرا»ست و با توجه به «واقعیت های تاریخی و اجتماعی کشور» و «اعتقاد بخش مهمی از مردم»، "جمهوری اسلامی" که دست آورد مهم انقلاب است می توانست و می تواند پاسخگوی بسیاری از خواست های تاریخی ملت و آرزوهای دیرینه او باشد و انسجام و امنیت ملی و پیشرفت کشور و مصالح و منافع ملی را تامین کند.
امّا کدام جمهوری اسلامی؟ جمهوریت مردم سالار بهمان معنی که در دنیا هست و اسلامیّت (در عرصه حیات اجتماعی) که نه تنها با پایه های اصلی جمهوریت مردم سالار سازگار باشد بلکه آن را تقویت و خواستنی تر کند. موضوعی اساسی که کم و بیش بطور مبسوط تر در این باره سخن گفته ام. در یک نظام مردم سالار، انتخابات بسیار مهم است در صورتی که "حدّ نصاب ضابطه و معیارهائی که انتخابات را انتخابات می کند"رعایت شود.
✂️ برشی از متن
این بار تصمیم گرفتم که اگر نمی توانم کاری برای مردم بکنم همراه و همنوا با خیل ناراضیانی باشم که در عمق وجودشان بر این باورند که اگر راه نجاتی باشد راه اصلاح امور است. آگاهانه و صادقانه رأی ندادم تا به هیچکس دروغ نگفته باشم. بدون اینکه با انتخابات معنا دار به عنوان منشأ تقویت قدرت و حاکمیت ملت و امنیت ملی و ترمیم اعتماد همگانی، مخالف باشم و بدون اینکه با رأی دادن مردم مخالفت کنم، رأی ندادن را در شرایط نامطلوب کنونی، وجه دیگری از رأی دادن در وضعیت حتی نسبتاً مطلوب انتخابات می دانم، به این امید که با رأی ندادن در این شرایط، «اعتماد آسیبدیدۀ مردم از حکومت و جریانهای سیاسی از جمله اصلاح طلبی» (که دامنه اش گسترده تر از دائره اصلاح طلبان رسمی است) تا حدی ترمیم شود. نیاز حیاتی امروز کشور بازگرداندن سرمایه اجتماعی و حرکت به سوی نوعی مصالحه میان حاکمیت و مردم برای نجات کشور از تهدیدها و بحران ها و برداشتن گامهای جدی برای ورود به وضعیست که در آن ثبات و امنیت پایدار و پیشرفت همه جانبه کشور و آزادی و رفاه و بهبودی معیشت همه طبقات مردم و عزّت ملی و بین المللی ایران عزیز تامین شود.
🌐 مطالعۀ متن کامل (مشاهدۀ فوری)
#خبر_نقدآگین #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 تقدیم به آقای شریعتمداری، سردبیر محترم کیهان که فرمودند «مسئولین میتوانستند نرخ مشارکت را بالا اعلام کنند، اما نخواستند»(!).
🔻از کتابِ «خودآموز دیکتاتورها» با ترجمۀ خودم؛ لطفاً بیاموزید:
✍🏻 #بیژن_اشتری
#سیاست #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻از کتابِ «خودآموز دیکتاتورها» با ترجمۀ خودم؛ لطفاً بیاموزید:
🍂 اگر تن به این وسوسه بدهی و عدد بسیار بزرگی را بعنوان آرای خودت اعلام کنی، کل فرایند انتخابات زیر سوال میرود و همه، دم از تقلبی بودن انتخابات خواهند زد.
🍂 اگر میخواهی از مضحکۀ انتخابات با قیافهای جدی بیرون بیایی، باید منطقی باشی! اگر بگویی ۹۵ درصد آرا را مال خودت کردهای، معنایش این است که حتی نیروهای اپوزیسیون هم به تو رای دادهاند!
🍂 اسلام کریمف ادعا کرد ۹۲ درصد به او رأی دادهاند و نورسلطان نظربایف ادعا کرد ۹۵ درصد. بهنظر ما، این دو رییس جمهور زیادهروی کردند. البته بدتر از این هم داشتیم. فرانسوا دووالیه حاکم هاییتی ادعا کرد که ۱۳۲۰۷۴۸ نفر در انتخابات سال ۱۹۶۱ به او رأی دادهاند، در برابر صفر رای مخالف. بله! صفر رای مخالف! پسرش بیست و سه سال بعد، رضایت داد به کسب ۹۹ درصد آرا،که پیشرفتی بود نسبت به بابا جان مرحومش!
🍂 خلاصه میخواهیم به تو بگوییم که باید منطقی باشی! الان زمانه عوض شدهاست. عدد مناسب برای اعلام پیروزی در انتخابات، ۵۲ تا حداکثر ۷۲ درصد است. بهشرطی که واقعا یک چند درصدی هوادار داشته باشی! دانیل اورتگا که از همه زرنگتر بود، عدد ۳۸ درصد را انتخاب کرد و الان چند دورۀ پیاپی است که با اعلام همین عدد «اندک» و «منطقی» در انتخابات ریاستجمهوری، سر کار است و دارد تسمه از گرده مردم نیکاراگوئه میکشد.
✍🏻 #بیژن_اشتری
#سیاست #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🗒 محمد خاتمی: آگاهانه و صادقانه رأی ندادم تا به هیچکس دروغ نگفته باشم ✂️ برشی از متن چند روز پیش از برگزاری انتخابات گفتم که همه از مردم سخن می گویند و افزودم فعلا وقتی می گوییم مردم مراد همان بالای پنجاه درصدی است که در دو انتخابات قبلی شرکت نکردند و نیز…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘خاتمی و بهابتذال کشیدنِ معنای «صداقت» و «تحریم»
— پیرامون مواضع اخیر سید محمد خاتمی
(۱/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 آیا تا بهحال به این پرسش اندیشیدهاید که این حد از ابتذال موجود در ویدیوی فوق و موارد مشابه که در هنگامۀ بهاصطلاح انتخاباتهای جمهوری اسلامی بیرون میآید، فیالواقع به چه امری برمیگردد؟ آیا مردمِ ایران، بالذاته مبتذلتر و فرومایهتر و لمپنتر از مردم در دموکراسیهای غربیاند و بهاصطلاح، ژنتیک ما ایرانیان، دچار نقصان و کمبودی مشخص است؟
🍂 از آنجا که وفقِ متنِ قانون اساسی، تنها وجودِ یک آخوند، چونان یک چوپانِ گله، برای رهبری و تعیین سیاستهای راهبردیِ یک کشور ۹۰ میلیونی، کافی دانستهشده، مآلا مابقی امور نیز در حد مدیریتِ طویله و یا نمایشِ روحوضی و سیاهبازی، یعنی نمایشی بدون نمایشنامه و پیچیدگیهای لازم در داستانپردازی و شخصیتپردازی و مآلا اجرایی بداههمحور، فروکاسته میشود.
🍂 وقتی حتی با حکومتی تکحزبی نظیرِ حکومت چین طرف نیستیم و همۀ امور، هیئتی-گلهای اداره میشود، حتی در بزنگاههای مهلکی چون جنگ عراق و همهگیریِ کرونا، میخواهیم جدا از دلار ۶۰ هزار تومان و نیمقرن تورمِ بالا و دو رقمی، انتخابات نیز بدل به یک کُمدیِ سیاه و در جهتِ نمایش کلیت ابتذال و انحطاطِ حاکم نشود؟ آیا متوهمانِ بیسواد و شارلاتانِ وصل به انواعِ رانتی چون علیاکبر رائفیپور که لیست میدهند برای مجلس، خیلی بهتر از این فرد رقتانگیزند؟
🍂 احزاب در جهانِ مدرن، محل کادرسازی و دانشگاهِ تربیتِ کارشناساسان و کشفِ نخبگانِ سیاسیاند، اما حکومت آخوندی، از اساس، با هرگونه اصالتِ تخصصی در تضاد است و محورِ امور در آن، تعهد یا همان «بندگیِ پیشوا و ایدئولوژیست»؛ چرا که در صدرِ هرم آن نیز فردی قرار دارد که فاقدِ کمترین درک و سواد از علم اقتصاد و سیاست مدرن و امر پیچیده و ذوابعاد توسعه و حتی ضرورت آن در جهانِ مدرن است، و جدا از باور به انبوهی از خرافات و اباطیلِ فرقهای، نگاهی ضد توسعه و ضد لیبرالیسم و ضد دموکراسی و ضد کلیت تمدن مدرنِ غربی نیز دارد. از همین رو، جمهوری اسلامی، همان تکحزبِ خود با اسمِ «جمهوری اسلامی» را نیز تحمل نکرد و آن را منحل کرد، بهجای آنکه آن را اصلاح کند و بسط دهد و بدل به یک حزب، بهمعنای واقعیاش در جهان جدید کند.
🍂 نظامِ آخوندی-اسلامی، در اساس خود، تبعیضِ ذاتی و ساختاری دارد؛ بدین معنی که یک مسلمان (به شرحی که خواهد آمد) و یا مسیحی و یا یهودی و یا زرتشتی و یا بودایی و یا بهایی و یا لامذهب، اگر ایرانی باشد، ولو عالمترین و اخلاقیترین و مدیرترین انسان روی کرۀ زمین باشد، نمی تواند واردِ کثیری از مناصب سیاسی و مدیریتی شود؛ یعنی این سیستمِ ظالمانه و عصرِ حجری، از فرطِ تنگنظری، برابریِ حقوقی را حتی بین تمام مسلمانان رعایت نمیکند؛ زیرا مسلمانی که شیعه (آنهم از بینِ فرقههای متنوعِ شیعه، شیعۀ ۱۲ امامی) نباشد، نمی تواند وارد کثیری از مناصب سیاسی و مدیریتی شود. البته وجهِ کمیک-تراژیکش این است که حتی شیعۀ ۱۲ امامی بودن نیز کافی نیست، بلکه باید علاوه بر آن، معتقد و ملتزم به تئوریِ ولایت مطلقۀ فقیه و نیز مصداقِ کنونیاش باشد(!).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامون مواضع اخیر سید محمد خاتمی
(۱/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 آیا تا بهحال به این پرسش اندیشیدهاید که این حد از ابتذال موجود در ویدیوی فوق و موارد مشابه که در هنگامۀ بهاصطلاح انتخاباتهای جمهوری اسلامی بیرون میآید، فیالواقع به چه امری برمیگردد؟ آیا مردمِ ایران، بالذاته مبتذلتر و فرومایهتر و لمپنتر از مردم در دموکراسیهای غربیاند و بهاصطلاح، ژنتیک ما ایرانیان، دچار نقصان و کمبودی مشخص است؟
🍂 از آنجا که وفقِ متنِ قانون اساسی، تنها وجودِ یک آخوند، چونان یک چوپانِ گله، برای رهبری و تعیین سیاستهای راهبردیِ یک کشور ۹۰ میلیونی، کافی دانستهشده، مآلا مابقی امور نیز در حد مدیریتِ طویله و یا نمایشِ روحوضی و سیاهبازی، یعنی نمایشی بدون نمایشنامه و پیچیدگیهای لازم در داستانپردازی و شخصیتپردازی و مآلا اجرایی بداههمحور، فروکاسته میشود.
🍂 وقتی حتی با حکومتی تکحزبی نظیرِ حکومت چین طرف نیستیم و همۀ امور، هیئتی-گلهای اداره میشود، حتی در بزنگاههای مهلکی چون جنگ عراق و همهگیریِ کرونا، میخواهیم جدا از دلار ۶۰ هزار تومان و نیمقرن تورمِ بالا و دو رقمی، انتخابات نیز بدل به یک کُمدیِ سیاه و در جهتِ نمایش کلیت ابتذال و انحطاطِ حاکم نشود؟ آیا متوهمانِ بیسواد و شارلاتانِ وصل به انواعِ رانتی چون علیاکبر رائفیپور که لیست میدهند برای مجلس، خیلی بهتر از این فرد رقتانگیزند؟
🍂 احزاب در جهانِ مدرن، محل کادرسازی و دانشگاهِ تربیتِ کارشناساسان و کشفِ نخبگانِ سیاسیاند، اما حکومت آخوندی، از اساس، با هرگونه اصالتِ تخصصی در تضاد است و محورِ امور در آن، تعهد یا همان «بندگیِ پیشوا و ایدئولوژیست»؛ چرا که در صدرِ هرم آن نیز فردی قرار دارد که فاقدِ کمترین درک و سواد از علم اقتصاد و سیاست مدرن و امر پیچیده و ذوابعاد توسعه و حتی ضرورت آن در جهانِ مدرن است، و جدا از باور به انبوهی از خرافات و اباطیلِ فرقهای، نگاهی ضد توسعه و ضد لیبرالیسم و ضد دموکراسی و ضد کلیت تمدن مدرنِ غربی نیز دارد. از همین رو، جمهوری اسلامی، همان تکحزبِ خود با اسمِ «جمهوری اسلامی» را نیز تحمل نکرد و آن را منحل کرد، بهجای آنکه آن را اصلاح کند و بسط دهد و بدل به یک حزب، بهمعنای واقعیاش در جهان جدید کند.
🍂 نظامِ آخوندی-اسلامی، در اساس خود، تبعیضِ ذاتی و ساختاری دارد؛ بدین معنی که یک مسلمان (به شرحی که خواهد آمد) و یا مسیحی و یا یهودی و یا زرتشتی و یا بودایی و یا بهایی و یا لامذهب، اگر ایرانی باشد، ولو عالمترین و اخلاقیترین و مدیرترین انسان روی کرۀ زمین باشد، نمی تواند واردِ کثیری از مناصب سیاسی و مدیریتی شود؛ یعنی این سیستمِ ظالمانه و عصرِ حجری، از فرطِ تنگنظری، برابریِ حقوقی را حتی بین تمام مسلمانان رعایت نمیکند؛ زیرا مسلمانی که شیعه (آنهم از بینِ فرقههای متنوعِ شیعه، شیعۀ ۱۲ امامی) نباشد، نمی تواند وارد کثیری از مناصب سیاسی و مدیریتی شود. البته وجهِ کمیک-تراژیکش این است که حتی شیعۀ ۱۲ امامی بودن نیز کافی نیست، بلکه باید علاوه بر آن، معتقد و ملتزم به تئوریِ ولایت مطلقۀ فقیه و نیز مصداقِ کنونیاش باشد(!).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘خاتمی و بهابتذال کشیدنِ معنای «صداقت» و «تحریم»
— پیرامون مواضع اخیر سید محمد خاتمی
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 از درون این قیفِ تنگتر از سوراخِ سوزنِ شورای نگهبان، که علیالظاهر توسط دایناسورِ فرتوت و کودن و داعشیای چون آخوند احمد جنتی اداره میشود، که با چشمان کورش، از دیدنِ سوراخ صندوق در روزِ روشن نیز عاجز است و برای قضای حاجت نیز نیازمند ایزیلایف و کمکِ پرستار است و فاقد توانِ تکلم صحیحِ حداقلی (ولو در حد رئیسیِ شش کلاسه) است، کدام انسان نخبه و فرهیخته و وارسته و مستقلی بیرون میآید؟ در بهترین حالت آن، آخوندی مثل محمد خاتمی مخرج آن قیفِ کذاییست که از فرطِ جبونی و حقارت و کوتولگیِ فکری-وجودی، وقتی با تحریم فراگیر مردم نیز همراه میشود، مایۀ ننگ تحریمکنندگان و بهابتذال کشیدن سیاستِ تحریم است؛ چون در ذیلِ سیاستِ تحریم نیز، در بهترین حالت از روی کندذهنی، ادبیات و افکارِ شدیدا متناقض و منحطِ اصلاحطلبانه، نظیرِ امکانِ جمع «جمهوریت» با «اسلام»، آن هم از نوع «ولایت مطلقۀ فقیه» را بهکار میبرد.
🍂 خاتمی با وجودِ آتش زدن به این میزان از سرمایۀ اعتماد و فرصت، و تحقیر شدیدی که از هر دو سو، یعنی حاکمیت و مردم، مواجه شده، فاقد ذرهای از صداقت و شرافت و شجاعتِ امثال مرحوم داریوش شایگان است و عاجز است از اندیشیدن در بنیادهای تباهی و انحطاطِ امروز و اعتراف به اشتباه بودنِ مسیری که از آغاز فاجعهبارش در انقلاب ۵۷، بنا بر تصورات و تصدیقاتی بکل خطا و وهمآلود طی کردهاست، و مآلاً هنوز امیدوار است که با معجونِ تاریخمصرفگذشته و بیسروتهی بهنام «آشتی ملی»، که چیزی جز طلبِ سهم از سفره و استخوانی از خوانِ حاکمیت آخوندی، به قبیلۀ اصلاحطلبانِ مسلمانِ شیعۀ ملتزم به ایدۀ مترقی(!) ولایت مطلقۀ فقیه و مصداق کنونیاش نیست، بنبستهای ساختاری، بهشکلی معجزهگون حلوفصل شود و اقتصاد و سیاستِ همیشه در بحران و رقابت در انتهایِ جداولِ حکومت اسلامی، بر ریل توسعهای مشابه حکومتهای نرمالِ دنیا و منطقه بیافتد؛ یعنی این نابغه، هنوز امیدوار است که ایدۀ سراسر توهمآلودش پیرامون جامعهٔ مدنیِ اسلامی و دموکراسیِ اسلامی، در ذیل ولایت مطلقۀ فقیه، با الگو گرفتن از مدینه النبی(!)، که دستکمی از شطحیات علیاکبر رائفیپور دربارۀ «فراماسونری و شیطانپرسی در جهان» نداشت، محقق شود!
🍂 خاتمی بهتر است بهجای توضیحِ دلایل شاهکارش(!) در اولین عدمِ شرکت در چهل و پنج سال نمایشِ دروغِ انتخابات و بهاصطلاح «دموکراسی اسلامی»، که به آشکار شدنِ هرچه بیشتر تهی بودنش از فضایلی نظیرِ صداقت و عقلانیت منجر میشود، کمی بیشتر بر روزۀ سکوت ممارست کند و اگر کمینه شجاعت و بضاعتِ اندیشیدنی در او نیست، لااقل با سکوت، از حجم مهملبافیها و یاوهگوییها و دروغ-و-دغلهایِ خود بکاهد. ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان!
#استمرارطالبان #ویدیو_تحلیل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامون مواضع اخیر سید محمد خاتمی
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 از درون این قیفِ تنگتر از سوراخِ سوزنِ شورای نگهبان، که علیالظاهر توسط دایناسورِ فرتوت و کودن و داعشیای چون آخوند احمد جنتی اداره میشود، که با چشمان کورش، از دیدنِ سوراخ صندوق در روزِ روشن نیز عاجز است و برای قضای حاجت نیز نیازمند ایزیلایف و کمکِ پرستار است و فاقد توانِ تکلم صحیحِ حداقلی (ولو در حد رئیسیِ شش کلاسه) است، کدام انسان نخبه و فرهیخته و وارسته و مستقلی بیرون میآید؟ در بهترین حالت آن، آخوندی مثل محمد خاتمی مخرج آن قیفِ کذاییست که از فرطِ جبونی و حقارت و کوتولگیِ فکری-وجودی، وقتی با تحریم فراگیر مردم نیز همراه میشود، مایۀ ننگ تحریمکنندگان و بهابتذال کشیدن سیاستِ تحریم است؛ چون در ذیلِ سیاستِ تحریم نیز، در بهترین حالت از روی کندذهنی، ادبیات و افکارِ شدیدا متناقض و منحطِ اصلاحطلبانه، نظیرِ امکانِ جمع «جمهوریت» با «اسلام»، آن هم از نوع «ولایت مطلقۀ فقیه» را بهکار میبرد.
🍂 خاتمی با وجودِ آتش زدن به این میزان از سرمایۀ اعتماد و فرصت، و تحقیر شدیدی که از هر دو سو، یعنی حاکمیت و مردم، مواجه شده، فاقد ذرهای از صداقت و شرافت و شجاعتِ امثال مرحوم داریوش شایگان است و عاجز است از اندیشیدن در بنیادهای تباهی و انحطاطِ امروز و اعتراف به اشتباه بودنِ مسیری که از آغاز فاجعهبارش در انقلاب ۵۷، بنا بر تصورات و تصدیقاتی بکل خطا و وهمآلود طی کردهاست، و مآلاً هنوز امیدوار است که با معجونِ تاریخمصرفگذشته و بیسروتهی بهنام «آشتی ملی»، که چیزی جز طلبِ سهم از سفره و استخوانی از خوانِ حاکمیت آخوندی، به قبیلۀ اصلاحطلبانِ مسلمانِ شیعۀ ملتزم به ایدۀ مترقی(!) ولایت مطلقۀ فقیه و مصداق کنونیاش نیست، بنبستهای ساختاری، بهشکلی معجزهگون حلوفصل شود و اقتصاد و سیاستِ همیشه در بحران و رقابت در انتهایِ جداولِ حکومت اسلامی، بر ریل توسعهای مشابه حکومتهای نرمالِ دنیا و منطقه بیافتد؛ یعنی این نابغه، هنوز امیدوار است که ایدۀ سراسر توهمآلودش پیرامون جامعهٔ مدنیِ اسلامی و دموکراسیِ اسلامی، در ذیل ولایت مطلقۀ فقیه، با الگو گرفتن از مدینه النبی(!)، که دستکمی از شطحیات علیاکبر رائفیپور دربارۀ «فراماسونری و شیطانپرسی در جهان» نداشت، محقق شود!
🍂 خاتمی بهتر است بهجای توضیحِ دلایل شاهکارش(!) در اولین عدمِ شرکت در چهل و پنج سال نمایشِ دروغِ انتخابات و بهاصطلاح «دموکراسی اسلامی»، که به آشکار شدنِ هرچه بیشتر تهی بودنش از فضایلی نظیرِ صداقت و عقلانیت منجر میشود، کمی بیشتر بر روزۀ سکوت ممارست کند و اگر کمینه شجاعت و بضاعتِ اندیشیدنی در او نیست، لااقل با سکوت، از حجم مهملبافیها و یاوهگوییها و دروغ-و-دغلهایِ خود بکاهد. ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان!
#استمرارطالبان #ویدیو_تحلیل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
E7 1776
@Naqdagin
🎧حق حاکمیت با کیست؟ اولین دعوای بزرگ بر سر قانون اساسی #آمریکا
— اپیزود هفتم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#آینه_تاریخ #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
— اپیزود هفتم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#آینه_تاریخ #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
📘ایران بزرگ فرهنگی
— من با کلمهی «فرهنگی» در این عبارت «ایران بزرگ فرهنگی» کار دارم نه با «ایران»
✍🏻 #علینجات_غلامی
🍂 دارم متنهایی را میخوانم در خصوص منابع اصلی فلسفه در عصر هلینیسم. اینکه حجم زیادی از آثار از دست رفتهاند و تعداد کمی این ور و آن ور به دست آمد است؛ مثلاً روی پاپیروسی در مصر یا روی در بشکهای در سوریه بخشی از سخنانی از خوریسیپوس یافت شدهاست.
🍂 یکدفعه رفتم توی فکر که چطور حتی یک ورقپارقهای یا روی کوزه شکستهای، درب قابلمهای چیزی، ولو یک جمله از متون علمی و فلسفی در ایران بزرگ فرهنگی یافت نشدهاست؟ یعنی تمدن ۱۰۰۰ سالهی من، نباید حتی یک جمله از افلاطون را ثبتی کرده باشد؟ بعد چقدر ادعای این پانایرانیستها و گاه حتی ایرانپژوهان و ایراندوستان باسواد است. سرشان را کردهاند زیر برف و با دشمن فرضی ساختن از گروهی پانکرد و پانترک و غیره «سر یک شبهمسئلهی بیمعنی» چشمشان را بر واقعیت بستهاند. مسئله را تقلیل دادهاند به اینکه «ایرانی وجود داشته یا نداشته است!».
🍂 این مسئله اساساً یک شبهمسئلهی ایدئولوژیک است و به جای حل، به قول ویتگنشتاین، باید منحل شود؛ یعنی چه ایرانی وجود داشته یا نداشته؟! مگر خود مفهوم کشور، فقط قابل تقلیل به نیشین-استیت است، این فقط شکلی از تقرر سیاسی یک کشور است؛ قبل از ظهور نیشن-استیت مدرن، چندین شیوهی تقرر سیاسی دیگر هم کشورها داشتهاند؛ مثلاً دانمارک تا قرن هجدهم به هیأت نشین-استیت درآمد. چندین الگوی دیگر را از قرن نهم میلادی طی کرده بود، مانند دولت-سرزمینی و غیره؛ پس مشخص است ایران وجود داشته و تاریخی پرفراز و نشیب برآن گذشته است.
🍂 اما من با کلمهی «فرهنگی» در این عبارت «[روح] ایران بزرگ فرهنگی» شما دوستان کار دارم. به قول هوسرلی این کلمۀ مبتذل فرهنگ، اگر معنایی هم داشته باشد، فقط در مقابل ضدش میتواند «معنایی» داشته باشد، یعنی «بیفرهنگ»!
🍂 با چه مجوزی از کلمهی "فرهنگ" استفاده میکنید؟ آنهم در سطح سیاسی و پولیتی؟! دم از «روح» هگل میزنید و سیاست منسجم خود-آگاهانه بعد لابد از نقد یورسنتریسم حاشیهمحورِ دریدا مایه میگذارید؟! بالاخره اگر پستمدرناید و هر نحوۀ تقرری را یک فرهنگ گایستی متفاوت میدانید، دیگر باید تفاوت و کثرت را تهش بپذیرید، و دیگر دم زدتان از وحدت آگاهیِ روح ملی معنا ندارد!
🍂 اگر دم از روح ملی میزنید این روح یا بالقوه است یا بالفعل یعنی یا بیفرهنگ است یا بافرهنگ. اگر بیفرهنگ باشد، کار تفکر تلاش برای بافرهنگکردنش است، و شما با اینکه از پانایرانیسم در مقام یک ایدئولوژی مبتذل فاصله گرفتهاید، اما هنوز از یک تکانهی پایهای در رنجاید که خاستگاه همان نیز بود
🍂 اینکه هنوز تصور میکنید، اینکه ارسطو ایرانیان را «بربر» و شاهاناش را «مستبد» نامید «فحش» دادهاست، نه اینکه «فهم» کرده باشد؛ شما هنوز دنبال اینید که "جواباش را بدهید" نه از او "پرسش کنید".
🍂 اما من دیگر خسته شدهام. من ایرانیتر از آنام که دیگر بتوانم بدان افتخار کنم. من تصمیم گرفتهام بالاخره سر کلاس ارسطو بروم، خودم را بتکانم، تاج شاهشاهانیام را از سر بردارم و در دست گرفته و در مقابلاش زانو بزنم و بگویم:
[در این سکانس، قطره اشکم را پاک کرده و با دیدنِ قیافۀ عبوس ارسطو که حکایت از خیلی دیر آمدی دارد، غرق در تفکر میشوم].
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @madrasefalsafe
— من با کلمهی «فرهنگی» در این عبارت «ایران بزرگ فرهنگی» کار دارم نه با «ایران»
✍🏻 #علینجات_غلامی
🍂 دارم متنهایی را میخوانم در خصوص منابع اصلی فلسفه در عصر هلینیسم. اینکه حجم زیادی از آثار از دست رفتهاند و تعداد کمی این ور و آن ور به دست آمد است؛ مثلاً روی پاپیروسی در مصر یا روی در بشکهای در سوریه بخشی از سخنانی از خوریسیپوس یافت شدهاست.
🍂 یکدفعه رفتم توی فکر که چطور حتی یک ورقپارقهای یا روی کوزه شکستهای، درب قابلمهای چیزی، ولو یک جمله از متون علمی و فلسفی در ایران بزرگ فرهنگی یافت نشدهاست؟ یعنی تمدن ۱۰۰۰ سالهی من، نباید حتی یک جمله از افلاطون را ثبتی کرده باشد؟ بعد چقدر ادعای این پانایرانیستها و گاه حتی ایرانپژوهان و ایراندوستان باسواد است. سرشان را کردهاند زیر برف و با دشمن فرضی ساختن از گروهی پانکرد و پانترک و غیره «سر یک شبهمسئلهی بیمعنی» چشمشان را بر واقعیت بستهاند. مسئله را تقلیل دادهاند به اینکه «ایرانی وجود داشته یا نداشته است!».
🍂 این مسئله اساساً یک شبهمسئلهی ایدئولوژیک است و به جای حل، به قول ویتگنشتاین، باید منحل شود؛ یعنی چه ایرانی وجود داشته یا نداشته؟! مگر خود مفهوم کشور، فقط قابل تقلیل به نیشین-استیت است، این فقط شکلی از تقرر سیاسی یک کشور است؛ قبل از ظهور نیشن-استیت مدرن، چندین شیوهی تقرر سیاسی دیگر هم کشورها داشتهاند؛ مثلاً دانمارک تا قرن هجدهم به هیأت نشین-استیت درآمد. چندین الگوی دیگر را از قرن نهم میلادی طی کرده بود، مانند دولت-سرزمینی و غیره؛ پس مشخص است ایران وجود داشته و تاریخی پرفراز و نشیب برآن گذشته است.
🍂 اما من با کلمهی «فرهنگی» در این عبارت «[روح] ایران بزرگ فرهنگی» شما دوستان کار دارم. به قول هوسرلی این کلمۀ مبتذل فرهنگ، اگر معنایی هم داشته باشد، فقط در مقابل ضدش میتواند «معنایی» داشته باشد، یعنی «بیفرهنگ»!
🍂 با چه مجوزی از کلمهی "فرهنگ" استفاده میکنید؟ آنهم در سطح سیاسی و پولیتی؟! دم از «روح» هگل میزنید و سیاست منسجم خود-آگاهانه بعد لابد از نقد یورسنتریسم حاشیهمحورِ دریدا مایه میگذارید؟! بالاخره اگر پستمدرناید و هر نحوۀ تقرری را یک فرهنگ گایستی متفاوت میدانید، دیگر باید تفاوت و کثرت را تهش بپذیرید، و دیگر دم زدتان از وحدت آگاهیِ روح ملی معنا ندارد!
🍂 اگر دم از روح ملی میزنید این روح یا بالقوه است یا بالفعل یعنی یا بیفرهنگ است یا بافرهنگ. اگر بیفرهنگ باشد، کار تفکر تلاش برای بافرهنگکردنش است، و شما با اینکه از پانایرانیسم در مقام یک ایدئولوژی مبتذل فاصله گرفتهاید، اما هنوز از یک تکانهی پایهای در رنجاید که خاستگاه همان نیز بود
🍂 اینکه هنوز تصور میکنید، اینکه ارسطو ایرانیان را «بربر» و شاهاناش را «مستبد» نامید «فحش» دادهاست، نه اینکه «فهم» کرده باشد؛ شما هنوز دنبال اینید که "جواباش را بدهید" نه از او "پرسش کنید".
🍂 اما من دیگر خسته شدهام. من ایرانیتر از آنام که دیگر بتوانم بدان افتخار کنم. من تصمیم گرفتهام بالاخره سر کلاس ارسطو بروم، خودم را بتکانم، تاج شاهشاهانیام را از سر بردارم و در دست گرفته و در مقابلاش زانو بزنم و بگویم:
«استاد، عذرخواهم که ۲۵ قرن دیر سرکلاس حاضر شدم؛ درگیر جنگ بودم. میخواهم چند پرسش سر نوبتم بپرسم و لطف بیکرانتان است پاسخ دهید.
چگونه و با چه روشی به این فهم رسیدید که ما بربریم و تعریفتان از متمدن چیست؟ این تصور برای شما بر چه منطقی از تعریف سیاست شکل گرفته است؟ و اگر آن منطق موجه است چگونه میتوانم از این بربریت فاصله بگیرم؟ با چه روشی به این توصیف و نقادی رسیدهاید که من پادشاه بیست و چهار دولتشهر مستبدم؟ شیوههای استبدادی مرا که بر شمردهاید، چگونه برای خودم موجه میسازید و راه عبورم از آنها چیست؟ ماهیت این دانش شما یعنی فلسفه چیست که نظر را بر عمل اولویت میبخشد و بنابراین، شما که هیچ منصب سیاسیای نداشتهاید، با آن میتوانید بالاتر از منی در درک سیاست قرار بگیرید که در عمل، حاکم بیست و چهار کشور بودهام؟
چطور بسیار بیش از من از سیاست میدانید، اما کار سیاسی نکردهاید؟ چگونه است که پس از من و تو، نه تنها فلاسفه بلکه پادشاهان تو را میخوانند نه اینکه مرا فرابخوانند؟ چنانکه برای مردمانام فقط یک اسطورهی افتخارم، نه حتی الگویی برای سیاست عملی و در "نظریه" هم پادشاهیِ من حرفی برای گفتن به تاریخ نداشت؟ چرا آنچه دربارهی من گفتی، در تاریخ سرزمینم مانند چرخهای شوم همواره دارد تکرار میشود؟ چطور ایرانم را از استبداد خودم نجات دهم؟».
[در این سکانس، قطره اشکم را پاک کرده و با دیدنِ قیافۀ عبوس ارسطو که حکایت از خیلی دیر آمدی دارد، غرق در تفکر میشوم].
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @madrasefalsafe
♦️ایرانگرایان و گزارههای آزمونناپذیر در بارهی ایران
✍🏻 دکتر #حسن_محدثی
🍂 ایرانگرایی را بهعنوان یک ایدهئولوژی میشناسم و بهکار میبرم؛ ایدهئولوژیای که در آن برساختی اجتماعی بهنام «ایران» نقشی اساسی دارد و از علایق مردم به کشورشان بهره میبرد و در واقع سوء استفاده میکند. سوء استفاده میکند زیرا بسیاری از همین مردم که بهطور طبیعی به کشورشان علاقهای دارند، نمیدانند که با یک ایدهئولوژی به نام ایرانگرایی و یک برساخت اجتماعی به نام «ایران» طرف اند. آنها بهنحو روزمره چنین میاندیشند که «ایران» چیزی جز کشورشان نیست و بهنحو عادی میپرسند که چرا نباید به کشورشان علاقه داشته باشند؟ و وقتی کسی با ایدهئولوژیی ایرانگرایی مخالفت میکند، مردم عادی دچار مشکل میشوند و میگویند این فرد مخالف، چه مشکلی با کشور خودش دارد؟! لابد وطنفروش است. لابد پانترک است. لابد پانعرب است. لابد چنین و چنان است. مردم فکر میکنند «ایران» مفهومی مشاهدهای است؛ مثل میز و صندلی و درخت و کفش و کلاه که میشود با حواس پنجگانه درک اش کرد و اوصاف اشیا و چیزها را برای آن بهکار برد.
https://t.me/Naqdagin/9448
🍂 اما «ایران» در ایدهئولوژیی ایرانگرایی و «ایران» در زبان ایرانگرایان یک برساخت اجتماعی و گاهی حتا فراتر از آن، یک مفهوم نظری است. آنها وقتی از ایران سخن میگویند، معنای بسیط کلمه را که هر هموطنی آن را میشناسد و خود را در جغرافیای آن مییابد، مدّ نظر ندارند. آنها از ایران بهعنوان تافتهای جدا بافته و از ایرانی بهمنزلهی موجودی متفاوت از همهی ابنای بشر سخن میگویند. اینجا است که من و امثال من میشویم «ضد ایرانگرایی» و ضد مفهوم «ایران» برساختشده. چرا؟ زیرا ایرانگرایی را در این معنا یک ایدهئولوژیی خطرناک و ضد انسانی میبینیم. «ایران» ایرانگرایان فقط وطن ما نیست. «وطن» موجوداتی است که از نظر ایرانگرایان، تافتهای جدابافته از دیگر ابنای بشر اند.
🍂 نکتهی مهمی که در سخن آقای علینجات غلامی هست، این است که ایرانگرایان - و از جمله دکتر سیدجواد طباطبایی- گزارههایی آزمونناپذیر در بارهی تاریخ کشورمان ارایه میکنند. غلامی در واقع میگوید: «ایران بزرگ فرهنگی» برساختی است که ایرانگرایان عرضه کرده و تبلیغ میکنند. او میگوید فرهنگ آثار و نشانههایی دارد. او میگوید اگر فرهنگ ایرانی وجود داشته، باید تاریخی هم داشته باشد و میراثی هم بهجا گذاشته باشد. میراث فرهنگیای که از ایران باستان مانده کجا است؟ بزرگی اش را در چه چیزی نمایان ساخته است؟ در کدام اثر فلسفی؟ در کدام میراث؟ و با چه متر و سنجهای «بزرگ» است؟ آیا وسعت جغرافیایی نشانهی بزرگی است؟ یا میراث برجای ماندهی تأثیرگذار، نشانهی بزرگی است؟
🍂 نکتهی مهمتر سخن او این است که «من ایرانیتر از آنام که دیگر بتوانم بدان افتخار کنم!». این یعنی آن بزرگیی مورد ادعا در خور شأن من بهعنوان یک ایرانیی امروزین نیست. من میخواهم رشد کنم و از سقف کوتاه گذشتهپرستی و ایرانگرایی و افتخار کردن به گذشتهی موهوم و مورد ادعا فراتر بروم.
🍂 ایرانگرایان گزارههای آزمونناپذیر عرضه میکنند. اگر بزرگیی فرهنگی به زبان است، پس لابد ترکها هم میتوانند از ترکستان بزرگ فرهنگی سخن بگویند، چون به قولی ۲۰۰ میلیون در دنیا به ترکی سخن میگویند. عربها هم میتوانند از عربستان بزرگ فرهنگی سخن بگویند چون به قولی بالغ بر ۴۰۰ میلیون نفر در دنیا به عربی سخن میگویند. کردها هم میتوانند از کردستان بزرگ فرهنگی سخن بگویند چون به قولی ۵۰ میلیون نفر در گسترهای وسیع به کردی سخن میگویند!
🍂 یکی از گزارههای آزمونناپذیر و ابطالناپذیر ایرانگرایان تداوم فرهنگی در تاریخ «ایران» است؛ گزارهای که یک ایرانشناس مشکوک که زنی ایرانی نیز داشت، آن را مطرح کرده و امثال سیدجواد طباطبایی نیز آن را برگرفته و در بوق و کرنا کرده اند. نه فرای و نه طباطبایی معلوم نکرده اند که شاخص سنجش تداوم فرهنگی چیست؟ تداوم فرهنگ استبدادی و سلطانیسم است؟ تداوم زبان است؟ تداوم دین است؟ یا تداوم همهی اینها با هم است؟
🍂 آنطور که خود فرای نوشته، دین و زبان در #ایران تداوم نداشته اند. هر دو بارها و بهنحو اساسی دگرگون شده اند. بهنظر میرسد تداوم فرهنگیی ایران مطابق نظر فرای همان تداوم فرهنگ سیاسیی استبدادی است. او مینویسد: «حکومت ساسانی در فرمان شاه شاهان بود. این لقب با سنت هزار سالهاش در ایران مقدس بهشمار میآمد» (فرای، ۱۳۷۵: ۲۳؛ عصر زرین فرهنگ ایران. ترجمهی مسعود رجبنیا).
🍂 ایدهئولوژیی ایرانگرایی همینقدر سست و شکننده است و عمدهی اعتبار خود را مدیون گزارههای آزمونناپذیر و نیز علاقهی طبیعیی مردم ایران به وطنشان است؛ علاقهای مورد سوء استفادهی ایرانگرایان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @NewHasanMohaddesi
✍🏻 دکتر #حسن_محدثی
🍂 ایرانگرایی را بهعنوان یک ایدهئولوژی میشناسم و بهکار میبرم؛ ایدهئولوژیای که در آن برساختی اجتماعی بهنام «ایران» نقشی اساسی دارد و از علایق مردم به کشورشان بهره میبرد و در واقع سوء استفاده میکند. سوء استفاده میکند زیرا بسیاری از همین مردم که بهطور طبیعی به کشورشان علاقهای دارند، نمیدانند که با یک ایدهئولوژی به نام ایرانگرایی و یک برساخت اجتماعی به نام «ایران» طرف اند. آنها بهنحو روزمره چنین میاندیشند که «ایران» چیزی جز کشورشان نیست و بهنحو عادی میپرسند که چرا نباید به کشورشان علاقه داشته باشند؟ و وقتی کسی با ایدهئولوژیی ایرانگرایی مخالفت میکند، مردم عادی دچار مشکل میشوند و میگویند این فرد مخالف، چه مشکلی با کشور خودش دارد؟! لابد وطنفروش است. لابد پانترک است. لابد پانعرب است. لابد چنین و چنان است. مردم فکر میکنند «ایران» مفهومی مشاهدهای است؛ مثل میز و صندلی و درخت و کفش و کلاه که میشود با حواس پنجگانه درک اش کرد و اوصاف اشیا و چیزها را برای آن بهکار برد.
https://t.me/Naqdagin/9448
🍂 اما «ایران» در ایدهئولوژیی ایرانگرایی و «ایران» در زبان ایرانگرایان یک برساخت اجتماعی و گاهی حتا فراتر از آن، یک مفهوم نظری است. آنها وقتی از ایران سخن میگویند، معنای بسیط کلمه را که هر هموطنی آن را میشناسد و خود را در جغرافیای آن مییابد، مدّ نظر ندارند. آنها از ایران بهعنوان تافتهای جدا بافته و از ایرانی بهمنزلهی موجودی متفاوت از همهی ابنای بشر سخن میگویند. اینجا است که من و امثال من میشویم «ضد ایرانگرایی» و ضد مفهوم «ایران» برساختشده. چرا؟ زیرا ایرانگرایی را در این معنا یک ایدهئولوژیی خطرناک و ضد انسانی میبینیم. «ایران» ایرانگرایان فقط وطن ما نیست. «وطن» موجوداتی است که از نظر ایرانگرایان، تافتهای جدابافته از دیگر ابنای بشر اند.
🍂 نکتهی مهمی که در سخن آقای علینجات غلامی هست، این است که ایرانگرایان - و از جمله دکتر سیدجواد طباطبایی- گزارههایی آزمونناپذیر در بارهی تاریخ کشورمان ارایه میکنند. غلامی در واقع میگوید: «ایران بزرگ فرهنگی» برساختی است که ایرانگرایان عرضه کرده و تبلیغ میکنند. او میگوید فرهنگ آثار و نشانههایی دارد. او میگوید اگر فرهنگ ایرانی وجود داشته، باید تاریخی هم داشته باشد و میراثی هم بهجا گذاشته باشد. میراث فرهنگیای که از ایران باستان مانده کجا است؟ بزرگی اش را در چه چیزی نمایان ساخته است؟ در کدام اثر فلسفی؟ در کدام میراث؟ و با چه متر و سنجهای «بزرگ» است؟ آیا وسعت جغرافیایی نشانهی بزرگی است؟ یا میراث برجای ماندهی تأثیرگذار، نشانهی بزرگی است؟
🍂 نکتهی مهمتر سخن او این است که «من ایرانیتر از آنام که دیگر بتوانم بدان افتخار کنم!». این یعنی آن بزرگیی مورد ادعا در خور شأن من بهعنوان یک ایرانیی امروزین نیست. من میخواهم رشد کنم و از سقف کوتاه گذشتهپرستی و ایرانگرایی و افتخار کردن به گذشتهی موهوم و مورد ادعا فراتر بروم.
🍂 ایرانگرایان گزارههای آزمونناپذیر عرضه میکنند. اگر بزرگیی فرهنگی به زبان است، پس لابد ترکها هم میتوانند از ترکستان بزرگ فرهنگی سخن بگویند، چون به قولی ۲۰۰ میلیون در دنیا به ترکی سخن میگویند. عربها هم میتوانند از عربستان بزرگ فرهنگی سخن بگویند چون به قولی بالغ بر ۴۰۰ میلیون نفر در دنیا به عربی سخن میگویند. کردها هم میتوانند از کردستان بزرگ فرهنگی سخن بگویند چون به قولی ۵۰ میلیون نفر در گسترهای وسیع به کردی سخن میگویند!
🍂 یکی از گزارههای آزمونناپذیر و ابطالناپذیر ایرانگرایان تداوم فرهنگی در تاریخ «ایران» است؛ گزارهای که یک ایرانشناس مشکوک که زنی ایرانی نیز داشت، آن را مطرح کرده و امثال سیدجواد طباطبایی نیز آن را برگرفته و در بوق و کرنا کرده اند. نه فرای و نه طباطبایی معلوم نکرده اند که شاخص سنجش تداوم فرهنگی چیست؟ تداوم فرهنگ استبدادی و سلطانیسم است؟ تداوم زبان است؟ تداوم دین است؟ یا تداوم همهی اینها با هم است؟
🍂 آنطور که خود فرای نوشته، دین و زبان در #ایران تداوم نداشته اند. هر دو بارها و بهنحو اساسی دگرگون شده اند. بهنظر میرسد تداوم فرهنگیی ایران مطابق نظر فرای همان تداوم فرهنگ سیاسیی استبدادی است. او مینویسد: «حکومت ساسانی در فرمان شاه شاهان بود. این لقب با سنت هزار سالهاش در ایران مقدس بهشمار میآمد» (فرای، ۱۳۷۵: ۲۳؛ عصر زرین فرهنگ ایران. ترجمهی مسعود رجبنیا).
🍂 ایدهئولوژیی ایرانگرایی همینقدر سست و شکننده است و عمدهی اعتبار خود را مدیون گزارههای آزمونناپذیر و نیز علاقهی طبیعیی مردم ایران به وطنشان است؛ علاقهای مورد سوء استفادهی ایرانگرایان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @NewHasanMohaddesi
Telegram
نقدآگین
📘ایران بزرگ فرهنگی
— من با کلمهی «فرهنگی» در این عبارت «ایران بزرگ فرهنگی» کار دارم نه با «ایران»
✍🏻 #علینجات_غلامی
🍂 دارم متنهایی را میخوانم در خصوص منابع اصلی فلسفه در عصر هلینیسم. اینکه حجم زیادی از آثار از دست رفتهاند و تعداد کمی این ور و آن ور…
— من با کلمهی «فرهنگی» در این عبارت «ایران بزرگ فرهنگی» کار دارم نه با «ایران»
✍🏻 #علینجات_غلامی
🍂 دارم متنهایی را میخوانم در خصوص منابع اصلی فلسفه در عصر هلینیسم. اینکه حجم زیادی از آثار از دست رفتهاند و تعداد کمی این ور و آن ور…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدمحسابی مملکت،
همان جایی که باید باشد،
امروز هفدهم اسفندماه هزار و چهارصد و دو
سیل دشتیاری…
سیستان و بلوچستان…
با اینکه حدود یک هفته از سیل دشتیاری میگذرد، هنوز دسترسی به بخشی از روستاهایِ منطقه دشوار است.
از دوازدهم اسفند به مدت یک هفته کمکهای نقدی مردم عزیزمان در شماره حساب زیر به نام موسسه فرهنگی و هنری خادمین امام علی ابن ابی طالب بهمدیریت پهلوان رسول خادم، توسط ایشان و دیگر یاران و همراهانشان برای تهیه اقلام حمایتی مورد نیاز هموطنان کپرنشین و روستانشین هزینه خواهد شد.
از حمایت نیکوکاران عزیز پیشاپیش سپاسگزاریم.
شماره شبا:
IR600120020000008768607317
شماره کارت:
6104337811235256
بهنقل از پیج آدمحسابیها
#ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
همان جایی که باید باشد،
امروز هفدهم اسفندماه هزار و چهارصد و دو
سیل دشتیاری…
سیستان و بلوچستان…
با اینکه حدود یک هفته از سیل دشتیاری میگذرد، هنوز دسترسی به بخشی از روستاهایِ منطقه دشوار است.
از دوازدهم اسفند به مدت یک هفته کمکهای نقدی مردم عزیزمان در شماره حساب زیر به نام موسسه فرهنگی و هنری خادمین امام علی ابن ابی طالب بهمدیریت پهلوان رسول خادم، توسط ایشان و دیگر یاران و همراهانشان برای تهیه اقلام حمایتی مورد نیاز هموطنان کپرنشین و روستانشین هزینه خواهد شد.
از حمایت نیکوکاران عزیز پیشاپیش سپاسگزاریم.
شماره شبا:
IR600120020000008768607317
شماره کارت:
6104337811235256
بهنقل از پیج آدمحسابیها
#ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin