📘حق تنها در رابطه با «فرد» میتواند تعریف شود و امری «جهانشمول» است
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 اگر شما قائل به «حقوق اتنیکی، جنسیتی، صنفی» و... هستید، منطقاً باید قائل به «تکلیف اتنیکی، جنسیتی، صنفی» و... باشید؛ و در نهایت، قائل به «مجازات دستهجمعی» هم باشید؛ چون حق و تکلیف همراه یکدیگرند. اگر من «حق حیات» دارم، پس تمام انسانهای جهان هم «حق حیات» دارند (جهانشمولی)؛ پس همچنانکه «حق دارم کسی به حیات من تعرض نکند»، «تکلیف دارم که به حق حیات دیگری تعرض نکنم». اگر به حق حیات من حمله شد حق دارم به دادگاه مراجعه کنم، چنانکه اگر خودم چنین کردم باید در دادگاه حاضر شوم.
🍂 اکنون اگر شما قائل به این هستید که برای مثال کردها یا زنان یا کارگران بعنوان «کرد، زن یا کارگر» دارای حقوقی هستند، قاعدتاً باید قائل به «تکلیف دستهجمعی» و در صورت تخطی از این تکلیف، «دادگاه و مجازات دستهجمعی» هم برای آنها باشید. این نتیجهگیری بسیار خطرناک ولی اجتنابناپذیر است.
🍂 «حقوق عمومی» هم که اغلب وجود آن را بدیهی فرض میکنند با همین استدلال بیمعناست و کاربرد بسیار رایج آن در آکادمی و قوانین موجود بیمعنایی آن را جبران نمیسازد.
🍂 حقوق عمومی ریشه در ایدئولوژی «دولتگرایی» دارد. معنای درست حقوق عمومی این است: مزیت ویژهای (۱) که دولت برای تعدادی از آدمها قائل میشود چون زور و اسلحه دارند.
🍂 راهحلِ از بین بردن این تبعیض (برای مثال، تبعیض علیه گویشوران زبانهای غیرفارسی یا غیرشیعهها در ایران) «ایجاد مزیت ویژه و رانتِ موازی» برای گروههای دیگر نیست، بلکه «از بین بردن آن رانت» و «بازگشت به معنی صحیح و بدون مغلطۀ حق» و «کوتاه ساختن دست دولت از دخالت در انتخابهای فردی» است.
🍂 «تعمیم مزیت ویژۀ دولتی» به تمام اقشار، راهحلِ ناممکن چپها برای رفع تبعیض است؛ چون وجود پدیدهای به نام «مزیت ویژه» اساساً ریشه در «کمبود منابع» دارد و کمبود منابع خارج از ارادۀ انسان و امری طبیعی است.
🍂 هواداران هر گروه سیاسی غیرلیبرالی، بنا به مصلحت خود بخشی از مباحث بالا را نادیده میگیرند و در مقابل، بخشی دیگر را بعنوان سلاحی علیه دیگر رقبای غیرلیبرال خود به کار میبرند. در چنین شرایطی، حقیقت امور لابهلای گرد و غبارهای به پا خاسته از جدال این گروهها پنهان میشود و درک حقایق بدیهی دشوار میگردد.
🍂 درک مباحث لیبرالیسم «سهل ممتنع» است؛ آسان است چون از بدیهیاتی صحبت میکند که انسانها در زندگی اجتماعی ناچار با آنها روبهرو میشوند، و دشوار است، چون انسانها تمایل به انکار آن بدیهیات دارند و هژمونی در این نادیده انگاشتن به یاری آنها میشتابد.
1. Privilege
#سیاست #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 اگر شما قائل به «حقوق اتنیکی، جنسیتی، صنفی» و... هستید، منطقاً باید قائل به «تکلیف اتنیکی، جنسیتی، صنفی» و... باشید؛ و در نهایت، قائل به «مجازات دستهجمعی» هم باشید؛ چون حق و تکلیف همراه یکدیگرند. اگر من «حق حیات» دارم، پس تمام انسانهای جهان هم «حق حیات» دارند (جهانشمولی)؛ پس همچنانکه «حق دارم کسی به حیات من تعرض نکند»، «تکلیف دارم که به حق حیات دیگری تعرض نکنم». اگر به حق حیات من حمله شد حق دارم به دادگاه مراجعه کنم، چنانکه اگر خودم چنین کردم باید در دادگاه حاضر شوم.
🍂 اکنون اگر شما قائل به این هستید که برای مثال کردها یا زنان یا کارگران بعنوان «کرد، زن یا کارگر» دارای حقوقی هستند، قاعدتاً باید قائل به «تکلیف دستهجمعی» و در صورت تخطی از این تکلیف، «دادگاه و مجازات دستهجمعی» هم برای آنها باشید. این نتیجهگیری بسیار خطرناک ولی اجتنابناپذیر است.
🍂 «حقوق عمومی» هم که اغلب وجود آن را بدیهی فرض میکنند با همین استدلال بیمعناست و کاربرد بسیار رایج آن در آکادمی و قوانین موجود بیمعنایی آن را جبران نمیسازد.
🍂 حقوق عمومی ریشه در ایدئولوژی «دولتگرایی» دارد. معنای درست حقوق عمومی این است: مزیت ویژهای (۱) که دولت برای تعدادی از آدمها قائل میشود چون زور و اسلحه دارند.
🍂 راهحلِ از بین بردن این تبعیض (برای مثال، تبعیض علیه گویشوران زبانهای غیرفارسی یا غیرشیعهها در ایران) «ایجاد مزیت ویژه و رانتِ موازی» برای گروههای دیگر نیست، بلکه «از بین بردن آن رانت» و «بازگشت به معنی صحیح و بدون مغلطۀ حق» و «کوتاه ساختن دست دولت از دخالت در انتخابهای فردی» است.
🍂 «تعمیم مزیت ویژۀ دولتی» به تمام اقشار، راهحلِ ناممکن چپها برای رفع تبعیض است؛ چون وجود پدیدهای به نام «مزیت ویژه» اساساً ریشه در «کمبود منابع» دارد و کمبود منابع خارج از ارادۀ انسان و امری طبیعی است.
🍂 هواداران هر گروه سیاسی غیرلیبرالی، بنا به مصلحت خود بخشی از مباحث بالا را نادیده میگیرند و در مقابل، بخشی دیگر را بعنوان سلاحی علیه دیگر رقبای غیرلیبرال خود به کار میبرند. در چنین شرایطی، حقیقت امور لابهلای گرد و غبارهای به پا خاسته از جدال این گروهها پنهان میشود و درک حقایق بدیهی دشوار میگردد.
🍂 درک مباحث لیبرالیسم «سهل ممتنع» است؛ آسان است چون از بدیهیاتی صحبت میکند که انسانها در زندگی اجتماعی ناچار با آنها روبهرو میشوند، و دشوار است، چون انسانها تمایل به انکار آن بدیهیات دارند و هژمونی در این نادیده انگاشتن به یاری آنها میشتابد.
1. Privilege
#سیاست #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
Telegram
نقدآگین
🍂 یک امر مشترک برای مفاخر و سرمایههای انسانی سرزمین ایران وجود دارد: آنها در همه جا غریبهاند؛ چه در وطن و چه خارج از وطن.
🍂 چهل و پنج سال است که آدمحسابیهای ایران، در وضعیتِ «غریب بودن» با محیط اطراف خود به سر میبرند. آنانی که در وطن ماندهاند، احساس مهاجر بودن میکنند و آنهایی که رفتهاند هم که مهاجرند.
🍂 درگذشت #فرامرز_اصلانی بعد از مدتها مرا متاثر کرد. وضعیت غریبی را زیست میکنیم. شرکت در اجرای موسیقی خوانندگان هموطن برای ما تبدیل به یک رویا شدهاست و گوشهایمان مملو از صدای نکره بانیها و زانکوها و باقی عملهاکرههای پروپاگانداست؛ بر پرده سینماهایمان سخیفترین آثار ممکن به نمایش درمیآیند؛ ادبیاتمان محتضر و رو به موت است، و اگر اندک نفسی هم میکشد به سبب فضای مجازی است.
🍂 ایران یکی از سیاهترین دورانهای تاریخ خود را میگذارند و باید به این دوران سیاه پایان دهیم. باید این «در وطن و خارج از وطن خویش غریب بودن» را تمام کنیم.
🍂 کشتهشدگان جنبشهای اعتراضی به زندگی شخصی من در این کشور مربوط بودند و هستند؛ شاید جای آنها من کشته میشدم و یا کشته شوم؛ بنابراین تاثر از کشتهشدن آنها، بهنوعی به زندگی شخصیام مربوط است، اما مدتها بود از مرگ فردی که به زندگی شخصیام مربوط نیست تا این حد غمگین و متاثر نشده بودم.
🍂 مسئله برای من صرفا نوستالژی و خاطرهبازی با آثار فرامرز اصلانی نیست. مسئله برای من، «غریب بودن ما ایرانیها»ست. جمهوری اسلامی ما را به «میلیونها غریبه» تبدیل کردهاست. البته این هم به زندگی شخصیام مربوط است. آغاز خوبی برای سال جدید نیست و احتمالا روزهایی سخت در انتظارمان خواهد بود.
✍🏻#محمدجواد_معنوی
#ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pagardmnv
🍂 چهل و پنج سال است که آدمحسابیهای ایران، در وضعیتِ «غریب بودن» با محیط اطراف خود به سر میبرند. آنانی که در وطن ماندهاند، احساس مهاجر بودن میکنند و آنهایی که رفتهاند هم که مهاجرند.
🍂 درگذشت #فرامرز_اصلانی بعد از مدتها مرا متاثر کرد. وضعیت غریبی را زیست میکنیم. شرکت در اجرای موسیقی خوانندگان هموطن برای ما تبدیل به یک رویا شدهاست و گوشهایمان مملو از صدای نکره بانیها و زانکوها و باقی عملهاکرههای پروپاگانداست؛ بر پرده سینماهایمان سخیفترین آثار ممکن به نمایش درمیآیند؛ ادبیاتمان محتضر و رو به موت است، و اگر اندک نفسی هم میکشد به سبب فضای مجازی است.
🍂 ایران یکی از سیاهترین دورانهای تاریخ خود را میگذارند و باید به این دوران سیاه پایان دهیم. باید این «در وطن و خارج از وطن خویش غریب بودن» را تمام کنیم.
🍂 کشتهشدگان جنبشهای اعتراضی به زندگی شخصی من در این کشور مربوط بودند و هستند؛ شاید جای آنها من کشته میشدم و یا کشته شوم؛ بنابراین تاثر از کشتهشدن آنها، بهنوعی به زندگی شخصیام مربوط است، اما مدتها بود از مرگ فردی که به زندگی شخصیام مربوط نیست تا این حد غمگین و متاثر نشده بودم.
🍂 مسئله برای من صرفا نوستالژی و خاطرهبازی با آثار فرامرز اصلانی نیست. مسئله برای من، «غریب بودن ما ایرانیها»ست. جمهوری اسلامی ما را به «میلیونها غریبه» تبدیل کردهاست. البته این هم به زندگی شخصیام مربوط است. آغاز خوبی برای سال جدید نیست و احتمالا روزهایی سخت در انتظارمان خواهد بود.
✍🏻#محمدجواد_معنوی
#ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pagardmnv
یادیست
@Naqdagin
🎧 هرگز نخواب کوروش!
— دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد، بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد ...
🎙#فرامرز_اصلانی
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد، بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد ...
🎙#فرامرز_اصلانی
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
وقتی رفتی
@Naqdagin
🎧 وقتی رفتی
— وقتی رفتی همه چیز رفت، روزای خوب برنگشتن. بهار از پنجره پر زد، پاییزا دائمی گشتن ...
🎙#فرامرز_اصلانی
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— وقتی رفتی همه چیز رفت، روزای خوب برنگشتن. بهار از پنجره پر زد، پاییزا دائمی گشتن ...
🎙#فرامرز_اصلانی
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 فرامرز اصلانی از آن دست هنرمندانی بود که آدم دوست داشت خودِ هنرمند را هنگام هنرورزی و هنرمندی ببیند و تماشا کند. آدم دوست داشت به تماشای خواندن و نواختنِ او بنشیند؛ نه صرفا گوشدادن به آثارش، که دیدنش، تماشایش. و این امر بیجهت نبود. آنقدر که هنگام اجرا و ایفای اثر و نقشِ هنریاش، چه خواندن و چه نواختن، وقار و متانت داشت، جذابیت و گیرایی داشت. آن صدای گوشنواز و آوای دلنشین، درخور آن وقار و متانت بود؛ به آن شکل و هیبت میخورد؛ یک تیپِ متفاوت و متمایز بود. او هنرمندانه و خلّاقانه، از استعدادی که داشت، از صدایی که داشت، بهرۀ هنری بُرد. برای بسیاری از ما، صدای او و هنر او، خاطرات خوشی را رقم زد. یادش ماندگار.
✍🏻 #رضا_زمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
معرفی گزیدهای از غزلیات شمس
@Naqdagin
🎧معرفی کتابِ «گزیدهای از غزلیات شمس تبریزی»
🎙خوانشگر اشعار و آواز: #فرامر_اصلانی
🍂 به نظر اهل فن، میان چاپهای متعدد از یک اثر کلاسیک ادبی، تفاوت وجود دارد. در هشتمین قسمت از برنامه شیرازه، گزیدهای از غزلیات شمس تبریزی معرفی میشود که با تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شدهاست.
#پادکستکش #شعرانه #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙خوانشگر اشعار و آواز: #فرامر_اصلانی
🍂 به نظر اهل فن، میان چاپهای متعدد از یک اثر کلاسیک ادبی، تفاوت وجود دارد. در هشتمین قسمت از برنامه شیرازه، گزیدهای از غزلیات شمس تبریزی معرفی میشود که با تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شدهاست.
#پادکستکش #شعرانه #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
بینشان
@Naqdagin
🎧 بینشان
— گفتی اسرار در میان آور، کو میان، اندر این میان که منم؟
🎙#فرامرز_اصلانی
شعر: مولانا
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتی اسرار در میان آور، کو میان، اندر این میان که منم؟
🎙#فرامرز_اصلانی
شعر: مولانا
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin