نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
«در گلستان #سعدی ( ترجمۀ گراف، لایپزیک، ۱۸۴۶، ص ۱۸۵) نیز عبارتی هست که شاعر در آن می‌گوید «کسی که بار امرار معاش بر دوشش سنگینی می‌کند، قادر به انجام دادن هیچ کاری نیست».

با توجه به این مطلب، فیلسوف حقیقی طبعاً کسی‌ست که به‌راحتی اقناع می‌شود و برای مستقل زیستن به چیز بیشتری نیاز ندارد، چون شعارش همواره این اندرز شنستون است که "آزادی از انگبین هم قوی‌تر است"».
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور، متعلقات و ملحقات، ترجمۀ رضا ولی‌یاری، نشر مرکز، چاپ اول، ۱۳۹۴، ص ۱۷۳


#گزیده‌سخن


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 رنسانس ایرانی و ناحیه‌های «جدیدِ در قدیم»

🍂 هشت سال پیش دکتر #جواد_طباطبایی در بنیاد فارس‌شناسی، سخنرانی‌ای با عنوان «ادب فارسی و اندیشیدن ایرانی» در مراسم روز بزرگداشت #سعدی داشت.


#فلسفیدن #ایران


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📓کتابِ «از سعدى تا آراگون»
— تاثیر ادبیات فارسی در ادبیات فرانسه

🔶 از درس‌گفتار سعدیِ
#مهدی_نوریان

🍂 یک کتابی که هر ایرانی فرهیخته‌ای، برای این که غرور ملی‌اش تقویت بشود و بفهمد که فرهنگ ایران چه ارزشی در دنیا دارد، لازم است بخواند، کتاب از #سعدی تا آراگون، تألیف دکتر جواد حدیدی است.

🍂 این کتابِ «از سعدی تا آراگون» را اگر کسی بخواند می‌بیند که فرهنگ و ادبیات ما چه تأثیری در جهان به‌خصوص در فرانسه داشته‌است و با دلیل و سند و مدرک، این احساس به آدم دست می‌دهد که تا حد بسیار زیادی، انقلاب کبیر فرانسه و تحولی که در اروپا ایجاد شده تحتِ تأثیر سعدی بوده‌است. بروید کتاب را بخوانید تا متوجه شوید.

🍂 یک نمونه خیلی بارزش این است که یکی از بزرگان انقلابیون فرانسه، از عوامل اصلی انقلاب فرانسه، این‌قدر به سعدی علاقه داشته که اسم پسرش را گذاشته «سعدی». این «سعدی» در انقلاب فرانسه کشته شده؛ بعد نوهٔ او که دوباره اسمش سعدی بوده، رئیس‌جمهور فرانسه شده است؛ یعنی انقلاب که پیروز شده و پادشاهی تبدیل به جمهوری شده و رئیس‌جمهور انتخاب کرده‌اند، پنجمین رئیس‌جمهور فرانسه سادی کارنو است (سادی تلفظ می‌کنند آنجا). الان در سراسر فرانسه توی پاریس و شهرهای دیگر، خیابان‌ها و میدان‌های زیادی، به اسم «سادی کارنو» هست و هیچ اسم مشهوری [از ادبای فرانسوی] نیست که شما شنیده باشید [و متأثر از سعدی نباشد.] لامارتین، ویکتور هوگو، لافونتن، پل والری، آندره ژید تا برسد به همین آخری، یعنی لویی آراگون، همهٔ این‌ها به‌شدت تحت تأثیر سعدی‌اند.

🍂 دکتر جواد حدیدی ریزبه‌ریز و موردبه‌مورد نشان داده که تا چه اندازه این‌ها از سعدی الهام گرفته‌اند و تأثیر پذیرفته‌اند؛ بنابراین، خواندن این کتاب از واجبات است. مؤلف، دکتر جواد حدیدی، استاد ادبیات فرانسه بود. توی فرانسه تحصیل کرده بود. دکتری گرفته بود؛ بعد در دانشگاه مشهد، ادبیات فرانسه تدریس می‌کرد و حدود ده سال پیش [سال ۱۳۸۱ش.] فوت شد و چون عمیقاً آشنایی داشته با ادبیات فرانسه و ادبیات فارسی را هم خوب می‌شناخته، این کتاب را توانسته به‌خوبی از عهده‌اش بربیاید.
🔸🔹🔸

🍂 کتاب روابط فرهنگى و ادبى ایران و فرانسه را در طول چهار قرن (از اوایل قرن هفدهم تا اواخر قرن بیستم میلادی) بررسی مى‌کند. «دکتر جواد حدیدى» حاصل ۳۰ سال مطالعه و پژوهش و تدریس ادبیات فرانسه را یک‌جا جمع کرده و کتابى بى‌نظیر در زمینه‌ی ادبیات تطبیقى پدید آورده است. حدیدى در این کتاب ارزنده، آثار بیش از نود شاعر و نویسنده را بررسى کرده‌است.

🔻کتاب به دو بخش اصلى تقسیم مى‌شود.
بخش اول به نویسندگان قرن هفدهم و هجدهم میلادی، یعنى از سال ۱۶۰۰، تاریخ اولین ترجمه‌ی گلستان سعدى به زبان فرانسه، تا ۱۷۸۹، آغاز انقلاب فرانسه، مربوط مى‌شود. بخش دوم کتاب دوره‌هاى بعد از انقلاب فرانسه را تا ۱۹۸۲، تاریخ مرگ لویى آراگون، دربرمى‌گیرد که از شیفتگان ادبیات فارسى بود.

دربارۀ نویسنده

🍂 «جواد حدیدی»، نویسنده، پژوهشگر و مترجم ایرانی، در پنجم آذرِ سال ۱۳۱۱ در قم به دنیا آمد. او پس از پایان تحصیلات حوزوی در شهرستان قم، در سال ۱۳۳۳ تحصیلاتش را در رشته‌ی ادبیات فرانسه و دبیری، در دانشگاه تهران به پایان رساند و به عنوان دبیر در دبیرستان‌های مشهد به کار مشغول شد. حدیدی در سال ۱۳۳۶ درجه تحصیلی معادل لیسانس ادبیات فرانسه را از دانشگاه ژنو دریافت کرد. وی همچنین در سِمت‌های: رئیس اداره آموزش مشهد، رئیس کتابخانه دانشکده ادبیات و علوم انسانی، مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز مجله‌ دانشکده ادبیات و علوم انسانی، معاون و رئیس دانشکده‌ ادبیات و علوم انسانی، مدیرکل برنامه‌ریزی زبان فرانسه برای دانشگاه‌های کشور، عضو پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مدیر گروه ادبیات تطبیقی، سال‌های متمادی به خدمت مشغول بود.

🍂 از جواد حدیدی کتاب‌ها و مقاله‌های بسیاری به زبان‌های فارسی و فرانسه منتشر شده‌است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعدادی از کتاب‌های تألیفی و ترجمه‌ وی را به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برگزیده و معرفی کرده ‌است که از آن جمله می‌توان به ترجمه کتاب «حدیث عشق در شرق» و ترجمه کتاب «از سعدی تا آراگون» اشاره کرد. دکتر جواد حدیدی براثر بیماری در تاریخ دوشنبه ۲۸ مرداد ماه سال ۱۳۸۱ در تهران درگذشت.




🌾 @Naqdagin
از سعدی تا آرگون
@Naqdagin
🎧 تلخیص‌ِ کتاب «از سعدى تا آراگون» اثرِ دکتر #جواد_حدیدی

🎙بهروز رضوی


#کتاب_صوتی #خیالپرسه #ایران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗سعدی، خویشاوندِ خودمانی

✍🏻 #رضا_زمان
در اقصای عالم بگشتم بسی
به سر بردم ایّام با هر کسی
تمتّع به هر گوشه‌ای یافتم
ز هر خرمنی خوشه‌ای یافتم

🍂 سعدی، شاعر و متفکر و حکیمِ «خودی و خودمانیِ» ایرانیان است. معرفت و بینش و نگاهِ او نیز، بس محرم و آشنا برای ایرانی‌جماعت است. آن هم نه فقط در ساحتِ شخصی و خصوصی، باطنی و درونی، بل در قلمروی «اجتماعی و عمومی». خودمانی بودنِ شیخِ اجل، از زمینی‌بودن، این‌جایی و این‌جهانی بودنِ سعدی برآمد. با آنکه مردی دینی بود، و تسلیمِ تقدیرِ پروردگار، اما نه فقط از «اینجا» غافل نشد، که تماماً در جهان حیّ و حاضر بود. به‌یقین، سعدی «خودمانی» و به تعبیر دیگر، «زمینی و این‌جایی» بود نه «آسمانی و ناکجایی». همین بود که معرفتِ سعدی، معرفتِ «خودمانی و زمینی» بود همچنان که «اخلاقِ سعدی، دیانتِ سعدی، عاشقیِ سعدی، و حتی سیاستِ سعدی» نیز خودمانی و زمینی بود. و این‌ها را همه با زبان و ادبِ خودی و آشنا به میان گذاشت. و میراث خود را، از معرفت و اخلاق تا دیانت و عرفان، از سیاست و حکومت تا هنر و ادب، در اعتدالِ خردمندانۀ خویش، به هم‌پوشانی و هم‌زیستی رساند.

🍂 درست به دلیلِ محرمیت، سعدی نقشِ معلمی و خداوندگاری خود را ایفا کرد. سعدی البته معلم و ناصح است، اما در معلمی و نصح نیز خودمانی و زمینی‌ست. سعدی، خداوندی از خدایانِ ایرانیان است، اما خداوندی او نیز «خودمانی و زمینی»ست. این است که او منزلت و شأن ویژه و بلندی یافت، بی‌آنکه بالاتر نشیند و ارتفاع بگیرد. این از هنر او بود که «همچنانکه بر بلندا ایستاده بود، اما پایین نشست». این بود که سعدی، در معلمی و خداوندی نیز چونان خویشاوندِ خودی و خودمانی رخ نمود. به‌قول دکتر سروش، سعدی چون جویبارِ آرام در سبزه‌زار و گلستان است (شرح بوستان).

🍂 سعدی، به‌دلیل همین خودی بودن، شاعر و حکیمی «اجتماعی» بود و «اجتماع‌اندیش». او نه عزلت گزیده بود و گوشه نشسته‌بود، نه در عرفانیات و الهیات غرق بود، که از اجتماع بگریزد. اتفاقاً در جامعه زیست و کنار مردمِ کوچه و بازار نشست و با عرف و فرهنگِ عامه انس گرفت. آموزه‌های اخلاقیِ سعدی، به‌همین دلیل کاربستِ اجتماعی دارد و در اجتماعِ انسانی به کار گرفته می‌شود. آموزه‌هایی چون «مُدارا، سازش، تعامل، خدمت و مصلحت».

🍂 مرحوم داریوش شایگان، به‌درستی و ظرافت می‌گفت که رویارویی با سعدی در اصل، رویارویی با «مُدارای حکیمانۀ انسانِ اجتماعی» است که دغدغۀ «تربیتِ اجتماعی» دارد (پنج اقلیم حضور). این بود که سعدی، دردِ اجتماعی داشت، به‌خلاف بسیاری از عارفان و سالکان. حکیم، صادقانه به آن‌چه باور داشت، وفادار بود.


#خیالپرسه #سعدی #ایران



🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
🎧او می‌کشد قلاب را!

🎙#همایون_شجریان

ز اندازه بیرون تشنه‌ام، ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن، وآنگه بده اصحاب را

من نیز چشم از خوابِ خوش، برمی‌نکردم پیش ازین
روز فراق دوستان، شب‌خوش بِگُفتم خواب را

هر پارسا را کان صنم، در پیش مسجد بُگذرد
چشمش بر ابرو افکند، باطل کند محراب را!

من صیدِ وحشی نیستم، در بندِ جانِ خویشتن
گر وی به تیرم می‌زند، اِستاده‌ام نُشّاب را

مقدار یار هم‌نفس، چون من نداند هیچ‌کس
ماهی که بر خشک اوفتد، قیمت بداند آب را

وقتی در آبی تا میان، دستی و پایی می‌زدم
اکنون همان پنداشتم، دریای بی‌پایاب را

امروز حالی غرقه‌ام، تا با کناری اوفتم
آنگه حکایت گویمت، دردِ دل غرقاب را

گر بی‌وفایی کردمی، یَرغو بقاآن بردمی
کآن کافر اعدا می کُشد ، وِاین سنگ دلِ احباب را

فریاد می‌دارد رقیب، از دست مشتاقان او
آوازِ مطرب در سرا، زَحمت بُوََد بَوّاب را

سعدی چو جورش می‌بری، نزدیک او دیگر مرو
ای بی‌بصر ، من می‌روم؟ او می‌کشد قُلّاب را!


#سعدی، غزل شمارۀ ۸


#بوقت_آواز #شعرانه


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 جنگِ #حکومت_اسلامی علیه زنان چه نسبتی با اسلام دارد؟

🎙گفتگوی #رضا_علیجانی و دکتر #محسن_بنائی


#زنان #نقد_اسلام #روشنفکری_دینی



🌾 @Naqdagin
▪️مامور گشت ارشادی که پشت روبنده و ماسک پنهان می‌شود هیچ اعتقادی به حجاب دین و ایدئولوژی ندارد. ماموری که پست ماسک و‌ روبنده‌ی داعشی پنهان می‌شود برای پول سرویس می‌‌دهد. پول بیشتر بدهند، کار دیگر هم می‌کند.

▪️خواندن نماز باران بعد از اعلام احتمال بارش توسط هواشناسی، کلاهبرداری است. فقط کسی که در تابستان، وسط کویر، برای نماز باران می‌رود و با خودش چتر می‌برد، به کاری که می‌کند اعتقاد دارد. مامور گشت ارشادی که پشت ماسک و روبنده پنهان می‌شود، مبارزه را شروع نشده باخته‌است.

✍🏻#عابد_توانچه


#حکومت_اسلامی #زنان


🌾 @Naqdagin
🍂 امر به معروف جایی مؤثر است که طرف مقابل، «به تو مؤمن باشد» و «تو را قبول داشته‌باشد» و «دوست داشته‌باشد». هرجا قرآن فرمود: مؤمنین را چنین و چنان بکن، مقصود «مُؤمِنین بِکَ» است، یعنی کسانی که «به تو ایمان دارند».

🍂 جوانان این زمان، «تحریک» را دوست ندارند. نمی‎خواهد آنها را خیلی امر به معروف و نهی از منکر بکنید، آنها «فطرتاً در راه هستند». با «اخلاق» و «صفات شایسته» و با «نیت خوب» و «دعای خیر» در حقّ آنها کار کنید و آنها را به سمت کمالات ببرید. کار بعضی‎ها «بی‌‎نماز کردن مردم» است. آنها با «امر و نهی زیاد» و «مردم‌‌آزاری»، جوان‎ها را «تارک‌الصّلاة» می‎کنند؛ «مقدس‎مآب‎ها و افراد سختگیر» کارها را «خراب‎تر» می‎کنند.

🍂 اینکه در احادیث آمده‌است که در آخرالزمان «امر به منکر» و «نهی از معروف» می‎کنند، معنی‌اش این است که امر به معروف و نهی از منکر که می‎کنند، «اثر عکس» دارد؛ چون «دائم» به افراد «سیخ می‎زنند» و آنها را «از دین بیزار می‎کنند». به زور می‎شود کسی را «مسلم» کرد و مجبور نمود شهادتین بگوید، ولی «ایمان به زور نمی‎شود». نکند بچه‎ات را به زور به نماز وادار کنی!

اسماعیل دولابی


#بازاندیشی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘نفی سرکوب یا تغییر روش سرکوب؟

✍🏻 #مجتبا_نجفی

🍂 نمی‌دانم این تصویر چه زمانی منتشر شده و منبعش کجاست، اما از دل آن، شاید یک گزارۀ غلط بیرون بیاید که اصل تذکر برای حجاب خوب است، اما خشونت نه‌. این همان نگاه از بالا به پایینی‌ست که بی حجاب را «مجرم نادان» می‌نامد و نیازمند ارشاد؛در نتیجه، تصویر حجاب‌بان و پلیس را در کنار دو خانم بی‌حجاب و کم‌حجاب قرار داده‌است.

🍂 آیا تصویر اینجا برای آشتی‌ست؟ نه! چون آشتی از «شناسایی» می‌آید و شناسایی هم پذیرفتنِ شهروند به‌مثابه آنچه که هست و بر مبنای کیفیت‌های ویژه‌اش است. مسأله اینجاست، با «دو روش سرکوب» روبرو هستیم: یکی با چماق و اخم، و دیگری با شیرینی و لبخند.

🍂 درست است که هر دو کیفیت‌های متفاوتی دارند و زشتی نخستین، به میزان زشتی دومین نیست، اما هر دو روش، زشتند؛ چون هر دو، دخالت در آزادی‌های اساسی شهروندند و این تعرض به حوزۀ خصوصی و عمومی شهروند، آنقدر ظلم بزرگی‌ست که نه لبخند، نه شیرینی و نه پلیس مهربان، نمی‌توانند از بلاهت رویکردهایی اینچنینی بکاهند.

🍂 یک بار دیگر جا دارد تاکید شود که حجاب یا بی‌حجابی مسألۀ اصلی نیست؛ مسأله اصلی، «آزادی شهروند بعنوان مالک و صاحب عرصۀ عمومی» است؛ حتی «آزادی پوشش» و «سبک زندگی»، تنها یکی از وجوهِ «آزادی شهروند» است. گاهی می‌بینم جریان‌های ارتجاعی، آزادی حجاب را دستمایۀ توجیه دیکتاتوری و سفیدنمایی آن می‌کنند، اما مسألۀ اساسی این است خویشتن به‌مثابه انسان، در زمینۀ دیکتاتوری نمی‌تواند شکوفا شود؛ چون مسأله، فراتر از این است چه لباسی دوست دارم بپوشم یا نه، مسأله این است که ما علاوه بر آزادی پوشش، حق اجتماع، اعتراض، انتخاب کردن و انتخاب شدن و ایجاد تشکل و انجمن و حزب داریم و این حقوق یک بستۀ جامع هستند که دیکتاتوری به بهانه‌های مختلف، از شهروند سلب می‌کند و آخر سر با ایجاد مانع در برابر توسعۀ انسانی، می‌گوید «اینها گوسفندند و لیاقت دموکراسی ندارند و به چوب چوپان سخت نیازمندند».

🍂 اما جامعه‌ای که بخواهد آینده خود را روشن تصویرسازی کند، باید به‌دنبال همۀ حقوق اساسی خود در یک فرهنگ شهروندمدار باشد. در نتیجه، آزادی پوشش تنها یک حق در کنار سایر حقوق است و لبخند حجاب‌بان و پلیس مهربان، جای این حق را نمی‌گیرند و مهم‌تر از حق حجاب، این مسأله است که من شهروند، صاحب این خاک‌ هستم و باید در یک مساعی جمعی، این کشور را اداره کنم و حاکم «وکیل و مستاجر» است، نه «چوپان و صاحب‌خانه».

🍂 پس طبیعی‌ست که «تغییرِ روش سرکوب»، جایگزینِ اعطای «حق طبیعی آزادی پوشش» نمی‌شود. هر چند معتقدم با پلیس خوب یا بد، با اخم‌ یا لبخند، بی گشت ارشاد یا با ون ارشاد، شهرهای ما رنگارنگ شده، شهرهای ما زیر پای زنانی‌ست که تسلیم دیکتاتوری نمی‌شوند.


#زنان #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
قانونِ این مملکته


✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 قانون را «دولت» بوجود نمی‌آورد. قانون «چند جمله با ادبیات ثقیل روی کاغذ» نیست. قانون ورای دولت است و قبل از دولت وجود دارد. دولت قانون را وضع نمی‌کند، بلکه خودِ دستورهای دولت را با محک قانون می‌سنجند. در نتیجه، دستورهای دولت هم که بنا بر عادتی نادرست، نام قانون را روی آن می‌گذارند، ممکن است غیرقانونی باشند؛ و در عمل، اغلب چنین‌اند. فرقی نمی‌کند که این دولت، یک «دمکراسیِ منتخب اکثریت» باشد یا حکومت یک «اقلیت مسلحِ ۱۰ درصدی». گرچه دمکراسی تاکنون بهترین شیوه برای منحرف نشدن از قانون بوده‌‌است، ولی حتی احکام مجالس منتخب اکثریت هم اگر مغایر با قانون باشند، مشروعیت ندارند.

🍂 ممکن است اینکه در اینجا از امر کلی به‌ نام «قانون» صحبت می‌کنیم، بدون آنکه صحبتی از مرجعِ وضع و تصویب آن قانون به میان آوریم و حتی خودِ «مجلس قانون‌گذاری» را با محک قانون می‌سنجیم، شگفت‌انگیز و متناقض بنظر برسد، ولی اگر منطقی بیاندیشیم، اتفاقاً این حرف که دولت/state (به‌معنای کلیِ واژه، که شاملِ مجلس و دادگاه و حکومت‌های محلی هم می‌شود) قانون را وضع نمی‌کند و برعکس، خود دولت باید مقید به قانون باشد، باید برای ما بدیهی باشد. اگر غیر از این فکر می‌کنید، در واقع، این شما هستید که دچار تناقض شده‌اید.

🍂 به این پرسش بیاندیشید که قانون برای چیست؟ برای این است که رفتار ما را در نسبت با دیگر انسان‌ها تنظیم کند، اما مگر دولت غیر از تعدادی از انسان‌هاست؟ دولت که یک موجود جاندار و دارای ذهن و ارادۀ مستقل نیست. تعدادی از انسان‌ها، کارکردهایی را بر عهده می‌گیرند که مجموعِ آن‌ها را با عنوان «دولت» می‌شناسیم.

🍂 مگر نمایندگان یک «مجلس قانون‌گذاریِ» منتخب یا وزرا یا قضات یا شهرداران یا کارمندانِ ادارات یا نظامیان، غیر از تعدادی انسان هستند؟ حالا دوباره به همان تعریف قانون بیاندیشید. قانون قرار است روابطِ میان انسان‌ها را تنظیم کند. تنظیم رابطه هم به این معنی‌ست که ما را از انجام رفتارهایی نهی می‌کند. اکنون بگویید ما که جزوی از پرسنل دولت نیستیم، یا آن‌ها که جزوی از پرسنل دولت هستند، کدام‌مان انسان نیستیم؟! آیا دولتی‌ها قدری بیشتر از غیردولتی‌ها انسان هستند؟! اگر پاسخ منفی‌ست و هر دو دسته انسانیم و از لحاظ انسان بودن، تمایزی میان‌مان نیست، پس قاعدتاً باید قانونی باشد که روابط میان این انسان‌ها را تنظیم کند؛ صرف‌نظر از اینکه فلان انسان، جزوی از پرسنل جایی به نام دولت باشد، یا نباشد.

🍂 پس عضو مجلس «قانون‌گذاری» بودن یا نبودن، اصلاً ربطی به بحثِ قانون نمی‌تواند داشته‌باشد. فراتر از این، حتی خود عبارت «قانون‌گذاری» بی‌معنا و متناقض است. اگر قرار باشد که بخشی از انسان‌ها قانون «بگذارند»، این دیگر نامش «تنظیم رابطه» میان انسان‌ها نیست، نامش «دستور» تعدادی از انسان‌ها به انسان‌های دیگر است. کسانی که چنین قدرتی را داشته‌باشند، چه چیزی مانع می‌شود که هرگاه به نفع خود تشخیص دهند، «قانون» را «عوض» نکنند و نگویند از این پس، این «قانون» است؟

🍂 برای آنکه بحث روشن‌تر شود، فرض کنید دسته‌ای گردن‌کلفت، منطقه‌ای را تصرف کرده‌اند و از رهگذران، پول زور دریافت می‌کنند، اما آن دسته، این حرف را که دارند پول «زور» دریافت می‌کنند، نه‌تنها قبول ندارند، بلکه حتی توهین‌آمیز می‌دانند و اگر بشنوند رهگذری چنین حرفی را گفته‌است، «جریمه‌اش» می‌کنند! آنان وقتی جلوی رهگذران را می‌گیرند، یک تکه‌کاغذ را نشان می‌دهند و می‌گویند:
ما از شما زورگیری نمی‌کنیم، ما صرفاً داریم قانون این منطقه را اجرا می‌کنیم! قانون این منطقه می‌گوید هر کس که از اینجا رد می‌شود، باید ۶۰ درصد مال خود را به ما واگذار کند و کلیۀ مردها مطابق قانون این منطقه، موظف‌اند با شلوارک از اینجا عبور کنند؛ لذا از رهگذران محترم انتظار می‌رود به قانون این گردنه احترام بگذارند!

🍂 اینجا بحثِ «قانون» است، ولی مشابه همین بحث را در رابطه با «پول» و «زبان» هم می‌توان مطرح کرد. پول را دولت به وجود نمی‌آورد. پول - به‌معنیِ درست کلمه - «چند تکه کاغذ با امضای فلان وزیر» نیست؛ دولت نه می‌تواند «پول» به‌وجود آورد، نه «زبان» و نه «قانون». دولت تنها می‌تواند «زور» به‌وجود آورد. حالا اگر بخواهد از این «زور» سؤ استفاده کند و بکوشد «پول و قانون» را بابِ میل عده‌ای شکل دهد که دولت را به هر شیوه‌ای - حتی با انتخاباتِ کاملاً آزاد که در تمام تاریخ ایران سابقه ندارد - تصاحب کرده‌اند، در واقع، دولت را به «ابزاری در دست راهزنان» فرو می‌کاهد.

🍂 ارزشِ «احکام حکومت» را با محکِ «قانون» می‌سنجند. چنانکه ارزش اوراق منتشر شده توسط دولت را با «پول» می‌سنجند. معتبرترین پول هم تا امروز طلا بوده‌است و شاید در آینده، بیت‌کوین جای آن را بگیرد. خلاصه اگر سی‌دی «لوح فشرده» شد، اگر قیمت دلار ۴۲۰۰ تومان شد، حجاب هم «قانون» می‌شود.



🌾 @Naqdagin