Telegram
نقدآگین
📘وحشتِ مردها از سرشتِ خویش
— پیرامون عللِ روانشناختیِ حجاب اجباری
✍🏻 #علیرضاموثق
۱) عموم مردها خودارضایی و استمناء کردهاند و یا میکنند؛ آمارها نشان میدهد که بیش از ۹۰ درصد از مردها تجربهٔ جلق زدن را داشتهاند (در جایی آمار ۹۸ درصد هم دیدهام). تجربهٔ سکس با محارم (مادر و خواهر و امثالهم) در خواب را نیز باید به تجربهٔ جلق زدن افزود.
۲) در جهان سنت، عکسِ جنیفر لوپز و یا سایتِ پورن برای تهیهٔ سوژهٔ ذهنی و تصویرسازی از اندام زنها برای خودارضایی وجود نداشت؛ لذا منبعِ تهیهٔ سوژهٔ ذهنی برای جلق زدنِ مردها، همین زنهای کوچه و بازار و دوست و فامیل بود و مردها باید پدر خودشان را در میآوردند تا چند سانتیمتر ساقِ پا و سینه پیدا میکردند و بعد، به سرعت به گوشهای خلوت میخزیدند و با تصویرسازی و تخیل، میجلقیدند.
۳) مردها با «قیاس به نفس» و با شنیدنِ وضعیتِ روانشناختیِ مردهای دیگر در گفتگوهای خصوصی با آنها، از این قضیه مطلع میشدند و به خاطرِ احساسِ گناهِ جنسی و نیز انحصارگرایی و خودخواهی و خودشیفتگی، میترسیدند که خواهر و مادر و زن و بچهٔ خودشان، سوژهٔ جلق زدنِ دیگر مردها شوند؛ اما عموماً «از جلق زدن با نوامیسِ دیگران» به اندازهٔ «جلق زدن با نوامیسِ خودشان توسط دیگران» وحشت نداشتند.
۴) در عالم سنت، عموماً «قدرت» نزد مردها بود؛ زیرا جنگها و مشاغل، عموماً با نیرویِ یدی پیوند داشت و از آن تغذیه میکرد و مثل زمان حاضر، علم و تکنولوژی مطرح نبود تا زنها (که غالباً به لحاظ جسمی از مردها ضعیفتر هستند) نیز بتوانند در آن زمینه عرض اندام و جلوهگری کنند؛
🔺لذا مردها توانستند با زور، زنها را به پستوی خانه محدود کنند یا برای رهایی از ترسِ «جلق زدن»، یک گونیِ سیاه و چاقچور روی سر زنها بکشند.
🍂 واضح است که کسی نمیتواند در ملاءِ عام به یک زن تجاوز جنسی کند تا مردها نگران آسیبِ فیزیکی دیدنِ زنها به واسطهٔ تحریک جنسیِ مردها باشند.
🍂 از طرف دیگر، یکسری از مردها که مقداری هوششان از مردهای دیگر بیشتر بود، شروع کردند با «کاسهکلکبازی» و مغالطه، برای این رفتار ظالمانه (یعنی حجاب اجباری برای زنها و فرستادن آنها به پستوی خانه)، اصناف توجیه تئوریک با صبغهٔ اخلاقی و یا شرعی دست و پا کردن و بافتن، اما چون در عموم مردها نوعی حماقت خاص وجود دارد، شعورشان نرسید که حتی زن چادری یا حتی «گنبد مساجد» که شبیه به پستان زنان است نیز میتواند سبب تحریک جنسی و یا سوژهٔ جلق زدن باشد(!) و به نوعی با «خود-گول-مالی»، سر خودشان را شیره مالیدند و با پوشاندن مو و ساقِ پا و خلاصه هر قسمت از بدن زن که میتوانستند و حتی با «پنهان کردن صدای زنها از گوش مردها»، برای فرار از این ترس، یعنی فیالواقع، ترس از سرشتِ بدوی و حشریِ خودشان، اقدام کردند.
🍂 نقل است که در قدیم، مردها از اینکه گالشِ پلاستیکیِ ناموسشان جلوی دربِ خانه و در معرضِ دید باشد، میترسیدند و بهتبع آن، مانعِ این امر میشدند تا مبادا مردهای دیگر با دیدن گالشِ پلاستیکی، به یادِ پایِ نوامیسشان بیافتند و وفق تحلیل این نوشتار، پا و بدن آنها را برای جلق زدن، در تخیلشان تداعی کنند(!) و یا مردها در جلوی مردهای دیگر، زنشان را با نام پسر بزرگشان خطاب مینمودند؛ برای مثال او را حسین صدا میکردند(!) و یا هنوز که هنوز است، عکس زنها عموماً در اعلامیهٔ فوتشان نشان داده نمیشود، ولو مرحومه یک پیرزن باشد(!)
۵) شاید ادعا و گمان شود که برخی از بانوان به صورتِ «اختیاری» حجاب اسلامی را انتخاب میکنند، اما در اینجا باید توجه داشت که:
اولاً) آنها در ذیل نرمافزاری که مردها در طول تاریخ مردسالار تهیه کردهاند و در مغزشان فرو رفتهاست تنفس و تفکر میکنند و از پشت آن «لنز کبود و ظالمانه» به جهان مینگرند.
ثانیاً) قضیهٔ «حیا و عفت و تعادل در قوهٔ شهوت» و یا پرهیز از «تبرج و عطشِ جلبِ توجه» و رشد در روند هرم مازلو، ربطی ضروری به حجاب «اسلامی-داعشی-طالبانی» ندارد و میتوان بدون حجاب اسلامی نیز فرهیخته و عفیف و اخلاقی و متعادل بود و بالعکس، با حجاب اسلامی و چادر نیز میتوان بیعفت و بیحیا و رذل و نامتعادل و اهل تبرج بود.
ثالثاً) همانطور که در فوق اشاره شد، ماشاءالله جلوی تحریکِ جنسیِ مردهایِ رشدنایافته و بدوی که مغزشان بهجای فسفر، پر است از «تستوسترون» را با پوششِ چادر نیز نمیتوان گرفت و باید فکری برای آموزش و اصلاحِ روانِ رنجورِ ایشان و درمان «سندروم آلت بیقرار» کرد.
#مردان #زنان #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامون عللِ روانشناختیِ حجاب اجباری
✍🏻 #علیرضاموثق
۱) عموم مردها خودارضایی و استمناء کردهاند و یا میکنند؛ آمارها نشان میدهد که بیش از ۹۰ درصد از مردها تجربهٔ جلق زدن را داشتهاند (در جایی آمار ۹۸ درصد هم دیدهام). تجربهٔ سکس با محارم (مادر و خواهر و امثالهم) در خواب را نیز باید به تجربهٔ جلق زدن افزود.
۲) در جهان سنت، عکسِ جنیفر لوپز و یا سایتِ پورن برای تهیهٔ سوژهٔ ذهنی و تصویرسازی از اندام زنها برای خودارضایی وجود نداشت؛ لذا منبعِ تهیهٔ سوژهٔ ذهنی برای جلق زدنِ مردها، همین زنهای کوچه و بازار و دوست و فامیل بود و مردها باید پدر خودشان را در میآوردند تا چند سانتیمتر ساقِ پا و سینه پیدا میکردند و بعد، به سرعت به گوشهای خلوت میخزیدند و با تصویرسازی و تخیل، میجلقیدند.
۳) مردها با «قیاس به نفس» و با شنیدنِ وضعیتِ روانشناختیِ مردهای دیگر در گفتگوهای خصوصی با آنها، از این قضیه مطلع میشدند و به خاطرِ احساسِ گناهِ جنسی و نیز انحصارگرایی و خودخواهی و خودشیفتگی، میترسیدند که خواهر و مادر و زن و بچهٔ خودشان، سوژهٔ جلق زدنِ دیگر مردها شوند؛ اما عموماً «از جلق زدن با نوامیسِ دیگران» به اندازهٔ «جلق زدن با نوامیسِ خودشان توسط دیگران» وحشت نداشتند.
۴) در عالم سنت، عموماً «قدرت» نزد مردها بود؛ زیرا جنگها و مشاغل، عموماً با نیرویِ یدی پیوند داشت و از آن تغذیه میکرد و مثل زمان حاضر، علم و تکنولوژی مطرح نبود تا زنها (که غالباً به لحاظ جسمی از مردها ضعیفتر هستند) نیز بتوانند در آن زمینه عرض اندام و جلوهگری کنند؛
🔺لذا مردها توانستند با زور، زنها را به پستوی خانه محدود کنند یا برای رهایی از ترسِ «جلق زدن»، یک گونیِ سیاه و چاقچور روی سر زنها بکشند.
🍂 واضح است که کسی نمیتواند در ملاءِ عام به یک زن تجاوز جنسی کند تا مردها نگران آسیبِ فیزیکی دیدنِ زنها به واسطهٔ تحریک جنسیِ مردها باشند.
🍂 از طرف دیگر، یکسری از مردها که مقداری هوششان از مردهای دیگر بیشتر بود، شروع کردند با «کاسهکلکبازی» و مغالطه، برای این رفتار ظالمانه (یعنی حجاب اجباری برای زنها و فرستادن آنها به پستوی خانه)، اصناف توجیه تئوریک با صبغهٔ اخلاقی و یا شرعی دست و پا کردن و بافتن، اما چون در عموم مردها نوعی حماقت خاص وجود دارد، شعورشان نرسید که حتی زن چادری یا حتی «گنبد مساجد» که شبیه به پستان زنان است نیز میتواند سبب تحریک جنسی و یا سوژهٔ جلق زدن باشد(!) و به نوعی با «خود-گول-مالی»، سر خودشان را شیره مالیدند و با پوشاندن مو و ساقِ پا و خلاصه هر قسمت از بدن زن که میتوانستند و حتی با «پنهان کردن صدای زنها از گوش مردها»، برای فرار از این ترس، یعنی فیالواقع، ترس از سرشتِ بدوی و حشریِ خودشان، اقدام کردند.
🍂 نقل است که در قدیم، مردها از اینکه گالشِ پلاستیکیِ ناموسشان جلوی دربِ خانه و در معرضِ دید باشد، میترسیدند و بهتبع آن، مانعِ این امر میشدند تا مبادا مردهای دیگر با دیدن گالشِ پلاستیکی، به یادِ پایِ نوامیسشان بیافتند و وفق تحلیل این نوشتار، پا و بدن آنها را برای جلق زدن، در تخیلشان تداعی کنند(!) و یا مردها در جلوی مردهای دیگر، زنشان را با نام پسر بزرگشان خطاب مینمودند؛ برای مثال او را حسین صدا میکردند(!) و یا هنوز که هنوز است، عکس زنها عموماً در اعلامیهٔ فوتشان نشان داده نمیشود، ولو مرحومه یک پیرزن باشد(!)
۵) شاید ادعا و گمان شود که برخی از بانوان به صورتِ «اختیاری» حجاب اسلامی را انتخاب میکنند، اما در اینجا باید توجه داشت که:
اولاً) آنها در ذیل نرمافزاری که مردها در طول تاریخ مردسالار تهیه کردهاند و در مغزشان فرو رفتهاست تنفس و تفکر میکنند و از پشت آن «لنز کبود و ظالمانه» به جهان مینگرند.
ثانیاً) قضیهٔ «حیا و عفت و تعادل در قوهٔ شهوت» و یا پرهیز از «تبرج و عطشِ جلبِ توجه» و رشد در روند هرم مازلو، ربطی ضروری به حجاب «اسلامی-داعشی-طالبانی» ندارد و میتوان بدون حجاب اسلامی نیز فرهیخته و عفیف و اخلاقی و متعادل بود و بالعکس، با حجاب اسلامی و چادر نیز میتوان بیعفت و بیحیا و رذل و نامتعادل و اهل تبرج بود.
ثالثاً) همانطور که در فوق اشاره شد، ماشاءالله جلوی تحریکِ جنسیِ مردهایِ رشدنایافته و بدوی که مغزشان بهجای فسفر، پر است از «تستوسترون» را با پوششِ چادر نیز نمیتوان گرفت و باید فکری برای آموزش و اصلاحِ روانِ رنجورِ ایشان و درمان «سندروم آلت بیقرار» کرد.
#مردان #زنان #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 نگاهی به عوارضِ روانیِ «اعتیاد به پورن و خودارضایی» (+) 📅 ۲۸ می -امروز- روز جهانی خودارضایی است [اطلاعت بیشتر]. 🗄پست مرتبط 📕آنچه دربارهٔ «اعتیاد به خودارضایی» باید بدانید 📺 خودارضایی چه عوارض و چه فوایدی داره؟ #چیستا #زیستروان ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📓شاهنامۀ فردوسی و فلسفۀ تاریخ ایران ✍🏻 #مرتضی_ثاقبفر 🍂 این کتاب با فلسفۀ تاریخ و خودآگاهی تاریخی پیوند دارد و ویژگیهایی را به تصویر میکشد که همگی نشان از آگاهی و خودآگاهی ایرانیان دارند. #شاهنامه #فردوسی دریای حکمت، معرفت، فلسفه، اخلاق و درس زندگی است…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘«راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
— گفتوگو با #کیرن_ستیا نویسندۀ کتابِ «راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
🍂 آیا از روزمرگی و تکرار در زندگی حرفهای یا شخصی خود خسته شدهاید؟ آیا مدام افسوس میخورید یا با خود تصور میکنید چه نوع زندگی دیگری میتوانستید داشتهباشید؟ آیا برای اولین بار در ۴۰ سالگی در فکر خرید موتورسیکلت هستید؟ اگر پاسخ مثبت است، ممکن است دچار بحران میانسالی شدهباشید. کیرن ستیا توصیههایی برای شما دارد که براساس باورهای برخی از فلاسفۀ بزرگ تاریخ است. کیرن نویسندۀ کتاب “راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی" و استاد فلسفه در دانشگاه MIT و فارغالتحصیل دکترای فلسفه از دانشگاه پرینستون است. من برت تاملینسون هستم و اینجا میخوام چند سوال از کیرن ستیا دربارۀ کتاب راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی بپرسم.
***
+ چنانچه از عنوان کتاب شما برمیآید کتاب شما یک راهنمای فلسفی است. اما برداشت من از کتاب این است که برآمده از نوعی تجربۀ شخصی هم هست. برای شما چه علائمی وجود دارد که متوجه میشود که دارید یک بحران میانسالی یا چیزی شبیه به آن را تجربه میکنید؟
من بسیار خوشحال شدم که آن احساس را «بحران میانسالی» مینامند. بله بحران میانسالی. منظورم این است که بخشی از پیشینۀ این موضوع این بود که من فوقالعاده خوششانس بودهام. در پریسنتون دکترا گرفتهام، شغل دانشگاهی داشتهام سخت کار کردهام و در مسیر مورد علاقهام قرار داشتم. یک نقطهای بود که من به نوعی عقبنشینی کردم، نفسی کشیدم و به نوعی به زندگی خود و شکل زندگیای که در ۱۵-۲۰ سال گذشته انجام ندادهام نگاه کردم و فهمیدم که من در حال انجام کاری بودم که همیشه میخواستم، جاهطلبیهای من درست در همان مسیری که دوست داشتم به جلو رفته بودند و این حس به من منتقل شد که واقعاً دوست دارم همین کار را ادامه بدهم.
هرچند بهنظر میرسید که ارزش آن را داشتهباشد که یک کلاس دیگر بردارم یا مقالۀ دیگری بنویسم، اما ناگهان به فکر چیزهایی که در زندگی میخواستم، اما به آنها نرسیده بودم و جاهطلبیهایی که قبلاً داشتهام را در این ۲۰ سال کنار گذاشتهام، افتادم. آن چیزها قرار نبود دیگر برای من اتفاق بیفتند. من بهنوعی تحت تأثیر این احساس قرار گرفتم و از نظر احساسی سردرگم شدم. زیرا این سرگشتگی وجود داشت که نمیفهمیدم آیا چیزهایی که به دست آورده ام دقیقاً همان چیزهایی بود که میخواستم؟ آنطور که من خوششانس و موفق بودم چگونه میتوانست با این احساس کسالت و سردرگمی نسبت به کاری که انجام می دادم جور در بیاید. این همان نقطهای بود که من نگران خودم شدم و به دوستانم گفتم که دچار بحران میانسالی شدهام.
+ و به نظر میرسد که این یکی از عناصر اصلی احساسات میانسالیست که لزوماً به معنای شکست نیست. منظورم این است که شما میتوانید از بسیاری جهات موفق و برجسته باشید. و با این حال دستاوردها به نوعی جلوۀ خود را از دست بدهند یا تکراری به نظر برسند یا چیزی شبیه این. و سپس ذهن شما شروع به پرسهزدن میکند. با خودش فکر میکند که چه میشد اگر من شاعر یا چیز دیگری بودم؟ این چیزی است که شما در کتاب دربارۀ آن مینویسید.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه
🔖 ۲۸۹۳ واژه
#فلسفیدن #تجربه_زیسته #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتوگو با #کیرن_ستیا نویسندۀ کتابِ «راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
🍂 آیا از روزمرگی و تکرار در زندگی حرفهای یا شخصی خود خسته شدهاید؟ آیا مدام افسوس میخورید یا با خود تصور میکنید چه نوع زندگی دیگری میتوانستید داشتهباشید؟ آیا برای اولین بار در ۴۰ سالگی در فکر خرید موتورسیکلت هستید؟ اگر پاسخ مثبت است، ممکن است دچار بحران میانسالی شدهباشید. کیرن ستیا توصیههایی برای شما دارد که براساس باورهای برخی از فلاسفۀ بزرگ تاریخ است. کیرن نویسندۀ کتاب “راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی" و استاد فلسفه در دانشگاه MIT و فارغالتحصیل دکترای فلسفه از دانشگاه پرینستون است. من برت تاملینسون هستم و اینجا میخوام چند سوال از کیرن ستیا دربارۀ کتاب راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی بپرسم.
***
+ چنانچه از عنوان کتاب شما برمیآید کتاب شما یک راهنمای فلسفی است. اما برداشت من از کتاب این است که برآمده از نوعی تجربۀ شخصی هم هست. برای شما چه علائمی وجود دارد که متوجه میشود که دارید یک بحران میانسالی یا چیزی شبیه به آن را تجربه میکنید؟
من بسیار خوشحال شدم که آن احساس را «بحران میانسالی» مینامند. بله بحران میانسالی. منظورم این است که بخشی از پیشینۀ این موضوع این بود که من فوقالعاده خوششانس بودهام. در پریسنتون دکترا گرفتهام، شغل دانشگاهی داشتهام سخت کار کردهام و در مسیر مورد علاقهام قرار داشتم. یک نقطهای بود که من به نوعی عقبنشینی کردم، نفسی کشیدم و به نوعی به زندگی خود و شکل زندگیای که در ۱۵-۲۰ سال گذشته انجام ندادهام نگاه کردم و فهمیدم که من در حال انجام کاری بودم که همیشه میخواستم، جاهطلبیهای من درست در همان مسیری که دوست داشتم به جلو رفته بودند و این حس به من منتقل شد که واقعاً دوست دارم همین کار را ادامه بدهم.
هرچند بهنظر میرسید که ارزش آن را داشتهباشد که یک کلاس دیگر بردارم یا مقالۀ دیگری بنویسم، اما ناگهان به فکر چیزهایی که در زندگی میخواستم، اما به آنها نرسیده بودم و جاهطلبیهایی که قبلاً داشتهام را در این ۲۰ سال کنار گذاشتهام، افتادم. آن چیزها قرار نبود دیگر برای من اتفاق بیفتند. من بهنوعی تحت تأثیر این احساس قرار گرفتم و از نظر احساسی سردرگم شدم. زیرا این سرگشتگی وجود داشت که نمیفهمیدم آیا چیزهایی که به دست آورده ام دقیقاً همان چیزهایی بود که میخواستم؟ آنطور که من خوششانس و موفق بودم چگونه میتوانست با این احساس کسالت و سردرگمی نسبت به کاری که انجام می دادم جور در بیاید. این همان نقطهای بود که من نگران خودم شدم و به دوستانم گفتم که دچار بحران میانسالی شدهام.
+ و به نظر میرسد که این یکی از عناصر اصلی احساسات میانسالیست که لزوماً به معنای شکست نیست. منظورم این است که شما میتوانید از بسیاری جهات موفق و برجسته باشید. و با این حال دستاوردها به نوعی جلوۀ خود را از دست بدهند یا تکراری به نظر برسند یا چیزی شبیه این. و سپس ذهن شما شروع به پرسهزدن میکند. با خودش فکر میکند که چه میشد اگر من شاعر یا چیز دیگری بودم؟ این چیزی است که شما در کتاب دربارۀ آن مینویسید.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه
🔖 ۲۸۹۳ واژه
#فلسفیدن #تجربه_زیسته #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
«راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
گفتوگو با کیرن ستیا نویسنده کتاب «راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی» 🍂 آیا از روزمرگی و تکرار در زندگی حرفهای یا شخصی خود خسته شدهاید؟ آیا مدام افسوس میخورید یا با خود تصور میکنید چه نوع زندگی دیگری میتوانستید داشتهباشید؟ آیا برای اولین بار در ۴۰…
نگاهی به معنا و زندگی
@Naqdagin
🎧نگاهی به معنا و زندگی
— نگاهی فلسفی به هدف و معنای زندگی، خودکشی و استعارههای زندگی و تیپهای روانی
🎙دکتر #عبدالحمید_ضیایی
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نگاهی فلسفی به هدف و معنای زندگی، خودکشی و استعارههای زندگی و تیپهای روانی
🎙دکتر #عبدالحمید_ضیایی
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📕سپاسگزاریم که جهت همافزایی هرچه بیشتر، دو #آزمون نقدآگین را برای دوستان و آشنایان و گروههایی که در آنها عضوید، ارسال میکنید: 📝🧑🏼💻 شرکت در آزمون ۱ ❓دیۀ یک مرد شیعه، طبق رأی فلاسفهٔ تمدن بزرگ نوین اسلامی (چون حضرت علامه مصباح یزدی و حضرت علامه طباطبایی)…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
#آزمون ۲
ذوالقرنین، با توجه به جزئیاتی که دربارۀ او و داستان زندگیاش در قرآن نقل شده، کیست؟
ذوالقرنین، با توجه به جزئیاتی که دربارۀ او و داستان زندگیاش در قرآن نقل شده، کیست؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مسعود درخشان؛ از ایدهپردازی دولتسایه تا همکاری با جریانآکادمی و تحصیل فرزند در اسرائیل
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 دکتر مسعود درخشان، متفکر و اقتصاددانِ ترازِ نظام اسلامی و محبوبِ ولایت است. مریدان او را «پرفسور» میخوانند. محسن رضایی، حجتالله عبدالمالکی و یاسر جبرائیلی از شاگردان خلفش هستند.
🍂 درخشان، از چهرههای مهم دانشگاه امام صادق است، حامی سختِ اسلامیکردن علوم انسانی است و پیشبرندهی اقتصاد اسلامی. روایت او از «اقتصاد مقاومتی» مورد تکریم و تأیید رهبری بودهاست.
🍂 پرفسور، بهشکلی بیمارگونه غربستیز و ضد لیبرال است و در این ستیز هم اندکی انصاف ندارد. از دموکراسیِ ليبرال عمیقاً بیزار است. از رالز تا نوزیک، از کینز تا هایک، برای او سروته یککرباساند.
🍂 در اندیشهی درخشان، این روضه و روضهخوانی است که اصالت و تقدم دارد. از استاد اقتصاد انتظار این است که درسِ علمی دهد، اما گویا خود استاد، تبحّر بیشتری در روضهخوانی دارد. اقتصاددان روضهخوان ما، ناله میکند که اگر ائمه اطهار را نداشتیم، چه خاکی بر سر میکردیم؟ مثل غربیها، باید میرفتیم زیرِ پرچم لاک و رالز و هایک. ولی باید شاکر باشیم که امامان را داریم. در روضهی پرفسور، سزا نیست شیعهی امیرالمؤمنین، «نوکری» رالز و هایک و لاک و مارکس را کند و تعریف «آزادی» را از اینها بگیرد. آموختن و تعلیم، نوکریکردن است. تشیّع، منبع همهچیز است و هرچیزی را باید از دل آن بیرون کشید؛ از تعریف آزادی و تئوری عدالت تا اقتصاد و سیاست.
🍂 پرفسور، فروتنی علمی را زیر پا مینهد و متکبّرانه، رالز و نوزیک را نافیلسوفانی زبانباز میداند. چون «نظریاتی» نداشتند، «عدالتِ انصافی رالز» و «عدالتِ استحقاقی نوزیک»، نظریّه نبودند، «بازی با کلمات» بودند. نظریّه یعنی «اقتصاد مقاومتی»(!).
🍂 معلوم هم نیست «فیلسوفان معاصر» کیستند که چنین نظری دارند، لابد علامه(!) مصباح میگوید اینها «فیلسوفان بزرگشده» هستند؛ یعنی «دستگاه سیاسی آمریکا» از رالز و نوزیک، تصویرسازی و چهرهسازی کرده است. نشانهاش هم تقدیر کلینتون از رالز*. خلاصه، رالز و نوزیک اصلاً در حدّ و اندازهای نیستند که بتوانیم برای حل مسئلهی عدالت از آنها بهره ببریم.
🍂 نظام اسلامی، از هنرهایش عالمسازی از علمستیزان و نخبهسازی از سفلگان بوده است. هزار جامهی علمی برایشان میبافد، کافیست این جامهها پاره شوند، میبینیم چیزی جز سفاهت و حماقت و شیّادی و حیلهگری زیرشان نبوده است و اگر نامی دارند، به برکت امکانات و امتیازات حکومتی بوده است.
🍂 پرفسور درخشان، یکی از این مثالهاست که در کنار مهدی گلشنی، داوری اردکانی و احمد فردید مینشیند؛ جمعِ بیمایهی احمقها و شیّادهای سیاسی و فلسفی و علمی.
🍂 البته که هم رالز هم نوزیک، مُدافعِ دموکراسیِ لیبرال بودند. هردو در سنت لیبرالی اندیشیدند. چه عدالتِ انصافی و چه عدالتِ استحقاقی هردو، در چارچوبِ لیبرالیسم جای میگیرند و هردو به تقدّم آزادی باور دارند. هرچند که نظریّهی رالز بیشتر اصلاحگرایانه است و نظریّهی نوزیک بیشتر توجیهگرایانه. عدالتِ انصافی، دموکراسیِ لیبرال را بیشتر به سمت عدالت اجتماعی و دولت رفاهی هدایت میکند و عدالتِ استحقاقی، به سوی اختیارگرایی و دولتِ کمینه. با تمام تفاوتها امّا هردو بههرحال لیبرالیستیاند. و این نه ننگ و عیب بلکه فخر و امتیاز است. دموکراسیِ لیبرال سزاوار دفاع است نه دشنام، همچنان که سزاوار اصلاح است نه انقلاب. ننگ آن است که آدم عملهی استبداد و توجیهگر ستمگری باشد و یاوه بهنام علم بفروشد.
* ایراد مسعود درخشان از رالز، ما را به یاد حرف فردید میاندازد در مورد پوپر. همچنان که درخشان تقدیر کلینتون را عیب میداند، فردید هم مقدمهنوشتن اشمیت بر پوپر را نقصی در کار پوپر میدانست و به تندی گفته بود «هلموت اشمیت که مغز نامتفکّرش عبارت از پوپر است با آن مقدّمهای که در پوپر دارد».
✍🏻 #رضا_زمان
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @shahrvand_sabz
🍂 درخشان، از چهرههای مهم دانشگاه امام صادق است، حامی سختِ اسلامیکردن علوم انسانی است و پیشبرندهی اقتصاد اسلامی. روایت او از «اقتصاد مقاومتی» مورد تکریم و تأیید رهبری بودهاست.
🍂 پرفسور، بهشکلی بیمارگونه غربستیز و ضد لیبرال است و در این ستیز هم اندکی انصاف ندارد. از دموکراسیِ ليبرال عمیقاً بیزار است. از رالز تا نوزیک، از کینز تا هایک، برای او سروته یککرباساند.
🍂 در اندیشهی درخشان، این روضه و روضهخوانی است که اصالت و تقدم دارد. از استاد اقتصاد انتظار این است که درسِ علمی دهد، اما گویا خود استاد، تبحّر بیشتری در روضهخوانی دارد. اقتصاددان روضهخوان ما، ناله میکند که اگر ائمه اطهار را نداشتیم، چه خاکی بر سر میکردیم؟ مثل غربیها، باید میرفتیم زیرِ پرچم لاک و رالز و هایک. ولی باید شاکر باشیم که امامان را داریم. در روضهی پرفسور، سزا نیست شیعهی امیرالمؤمنین، «نوکری» رالز و هایک و لاک و مارکس را کند و تعریف «آزادی» را از اینها بگیرد. آموختن و تعلیم، نوکریکردن است. تشیّع، منبع همهچیز است و هرچیزی را باید از دل آن بیرون کشید؛ از تعریف آزادی و تئوری عدالت تا اقتصاد و سیاست.
🍂 پرفسور، فروتنی علمی را زیر پا مینهد و متکبّرانه، رالز و نوزیک را نافیلسوفانی زبانباز میداند. چون «نظریاتی» نداشتند، «عدالتِ انصافی رالز» و «عدالتِ استحقاقی نوزیک»، نظریّه نبودند، «بازی با کلمات» بودند. نظریّه یعنی «اقتصاد مقاومتی»(!).
🍂 معلوم هم نیست «فیلسوفان معاصر» کیستند که چنین نظری دارند، لابد علامه(!) مصباح میگوید اینها «فیلسوفان بزرگشده» هستند؛ یعنی «دستگاه سیاسی آمریکا» از رالز و نوزیک، تصویرسازی و چهرهسازی کرده است. نشانهاش هم تقدیر کلینتون از رالز*. خلاصه، رالز و نوزیک اصلاً در حدّ و اندازهای نیستند که بتوانیم برای حل مسئلهی عدالت از آنها بهره ببریم.
🍂 نظام اسلامی، از هنرهایش عالمسازی از علمستیزان و نخبهسازی از سفلگان بوده است. هزار جامهی علمی برایشان میبافد، کافیست این جامهها پاره شوند، میبینیم چیزی جز سفاهت و حماقت و شیّادی و حیلهگری زیرشان نبوده است و اگر نامی دارند، به برکت امکانات و امتیازات حکومتی بوده است.
🍂 پرفسور درخشان، یکی از این مثالهاست که در کنار مهدی گلشنی، داوری اردکانی و احمد فردید مینشیند؛ جمعِ بیمایهی احمقها و شیّادهای سیاسی و فلسفی و علمی.
🍂 البته که هم رالز هم نوزیک، مُدافعِ دموکراسیِ لیبرال بودند. هردو در سنت لیبرالی اندیشیدند. چه عدالتِ انصافی و چه عدالتِ استحقاقی هردو، در چارچوبِ لیبرالیسم جای میگیرند و هردو به تقدّم آزادی باور دارند. هرچند که نظریّهی رالز بیشتر اصلاحگرایانه است و نظریّهی نوزیک بیشتر توجیهگرایانه. عدالتِ انصافی، دموکراسیِ لیبرال را بیشتر به سمت عدالت اجتماعی و دولت رفاهی هدایت میکند و عدالتِ استحقاقی، به سوی اختیارگرایی و دولتِ کمینه. با تمام تفاوتها امّا هردو بههرحال لیبرالیستیاند. و این نه ننگ و عیب بلکه فخر و امتیاز است. دموکراسیِ لیبرال سزاوار دفاع است نه دشنام، همچنان که سزاوار اصلاح است نه انقلاب. ننگ آن است که آدم عملهی استبداد و توجیهگر ستمگری باشد و یاوه بهنام علم بفروشد.
* ایراد مسعود درخشان از رالز، ما را به یاد حرف فردید میاندازد در مورد پوپر. همچنان که درخشان تقدیر کلینتون را عیب میداند، فردید هم مقدمهنوشتن اشمیت بر پوپر را نقصی در کار پوپر میدانست و به تندی گفته بود «هلموت اشمیت که مغز نامتفکّرش عبارت از پوپر است با آن مقدّمهای که در پوپر دارد».
✍🏻 #رضا_زمان
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @shahrvand_sabz
نقدآگین
📊 جمعیت تحت پوشش آموزش و پرورش در ایران، بیش از ۱۶ میلیون نفر است. درحالیکه تعداد روحانیون سراسر کشور حداکثر ۱۳۰ هزار نفر (۰.۰۰۸ یا هشتهزارم جمعیت آموزش و پرورش) برآورد میشود. با این وجود، بودجه نهادهای مرتبط با حوزۀ علمیه در ۱۳ سال گذشته، ۱.۵ برابر بودجه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 گویا مخارجِ دنیویِ بهشت بردن از تصور خارج است!
⁉️تازه این یک دولتِ بهظاهر لائیک است، اگر گوینده بودجههای «اقتصاد مقاومتی» را میدید، چطور سکته میزد؟
📊 جمعیت تحت پوشش آموزش و پرورش در ایران، بیش از ۱۶ میلیون نفر است. درحالیکه تعداد روحانیون سراسر کشور حداکثر ۱۳۰ هزار نفر (۰.۰۰۸ یا هشتهزارم جمعیت آموزش و پرورش) برآورد میشود. با این وجود، بودجه نهادهای مرتبط با حوزۀ علمیه در ۱۳ سال گذشته، ۱.۵ برابر بودجه حقوق معلمان بودهاست [اینجا].
#آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⁉️تازه این یک دولتِ بهظاهر لائیک است، اگر گوینده بودجههای «اقتصاد مقاومتی» را میدید، چطور سکته میزد؟
📊 جمعیت تحت پوشش آموزش و پرورش در ایران، بیش از ۱۶ میلیون نفر است. درحالیکه تعداد روحانیون سراسر کشور حداکثر ۱۳۰ هزار نفر (۰.۰۰۸ یا هشتهزارم جمعیت آموزش و پرورش) برآورد میشود. با این وجود، بودجه نهادهای مرتبط با حوزۀ علمیه در ۱۳ سال گذشته، ۱.۵ برابر بودجه حقوق معلمان بودهاست [اینجا].
#آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📻 آیا خداناباوران شیطانپرست هستند؟
🎙#آرمین_لنگرودی، دکتر #محسن_بنائی
🗄پست مرتبط
📕پوتین و عفوِ کودککشِ سریالی و آدمخوارِ شیطانپرست
📺 رمزپردازی مفهوم شیطان در اروپا
📺چرا ویولن را ساز «شیطان» یا ساز «مرگ» میدانند؟
📺 زندگیِ مخفیِ یک شخصیتِ جادوباور
📺 روانکاویِ گرایش به «جادو و جادوگری»
📺 راهکار ساده برای اینکه بفهمیم سحر شدیم یا خیر!
📻خرافات و حکومت اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#آرمین_لنگرودی، دکتر #محسن_بنائی
🗄پست مرتبط
📕پوتین و عفوِ کودککشِ سریالی و آدمخوارِ شیطانپرست
📺 رمزپردازی مفهوم شیطان در اروپا
📺چرا ویولن را ساز «شیطان» یا ساز «مرگ» میدانند؟
📺 زندگیِ مخفیِ یک شخصیتِ جادوباور
📺 روانکاویِ گرایش به «جادو و جادوگری»
📺 راهکار ساده برای اینکه بفهمیم سحر شدیم یا خیر!
📻خرافات و حکومت اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آیا خداناباوران شیطانپرست هستند؟
@Naqdagin
🎧 آیا خداناباوران شیطانپرست هستند؟
🎙#آرمین_لنگرودی و دکتر #محسن_بنائی و...
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#آرمین_لنگرودی و دکتر #محسن_بنائی و...
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 لیلیت (۱)
— همسر اول آدم قبل از حوا
🍂 لیلیت، زن اول آدم، موجودیست که بهدلیل ابهام در بخشی از کتابهای مذهبی قدیمی جان گرفتهاست. داستانی که از داستان شناختهشده آفرینش انسان متفاوت است و بر اساس آن، آدم قبل از حوا، همسر دیگری داشت که به دلیل اختلاف نظرش با آدم و اصراری که به برابری زن با مرد داشت، از دست آدم در بهشت فرار کرد.
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— همسر اول آدم قبل از حوا
🍂 لیلیت، زن اول آدم، موجودیست که بهدلیل ابهام در بخشی از کتابهای مذهبی قدیمی جان گرفتهاست. داستانی که از داستان شناختهشده آفرینش انسان متفاوت است و بر اساس آن، آدم قبل از حوا، همسر دیگری داشت که به دلیل اختلاف نظرش با آدم و اصراری که به برابری زن با مرد داشت، از دست آدم در بهشت فرار کرد.
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 لیلیت (۲)
— زنِ فراریِ آدم
🍂 براساس روایتی متفاوت از داستان آفرینش، قبل از حوا، خدا زنی را به اسم لیلیت بعنوان همسر آدم خلق کردهبود، اما لیلیت که خودش رو برابر با آدم میدید، حاضر به تبعیت از اون نبود و در نهایت، از باغ عدن فرار میکنه.
🍂 در ویدیوی قبلی (همسر اول آدم قبل از حوا) دربارۀ اصل داستان آفرینش و لیلیت صحبت شد. در این ویدیو جزییات بیشتری از داستان لیلیت بیان میشود.
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زنِ فراریِ آدم
🍂 براساس روایتی متفاوت از داستان آفرینش، قبل از حوا، خدا زنی را به اسم لیلیت بعنوان همسر آدم خلق کردهبود، اما لیلیت که خودش رو برابر با آدم میدید، حاضر به تبعیت از اون نبود و در نهایت، از باغ عدن فرار میکنه.
🍂 در ویدیوی قبلی (همسر اول آدم قبل از حوا) دربارۀ اصل داستان آفرینش و لیلیت صحبت شد. در این ویدیو جزییات بیشتری از داستان لیلیت بیان میشود.
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 لیلیت؛ از الهه تا شیطان
🍂 لیلیث در اساطیر کهن میانرودان خدای طوفان بوده و او را به بادها نسبت میدادهاند. نخستین بار چهره لیلیث در میان گروهی از خدایان بادها و طوفانهای سومری در ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد به چشم میخورد که به لیلیتو موسوم بودند. بسیاری از صاحبنظران پیدایش نام لیلیث را در زمانی حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح ارزیابی کردهاند. در افسانهها و روایات یهود، لیلیث در اساطیر یهودی به عنوان یکی از خدایان شب و در ترجمه انگلیسی شاه جیمز کتاب اشعیای نبی به عنوان جغد ذکر شدهاست. در منابع متاخر یهودی، مثل تلمود بابلی، از لیلت به عنوان همسر اول آدم نام برده شدهاست. البته بسیاری از منابع سنتی ربانی، از جمله ابن میمون و مناخیم میری، وجود لیلیث را رد میکنند. از او در منابع مندائی نیز یاد شدهاست.
🗄پست مرتبط
📕در باب ختنه
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 لیلیث در اساطیر کهن میانرودان خدای طوفان بوده و او را به بادها نسبت میدادهاند. نخستین بار چهره لیلیث در میان گروهی از خدایان بادها و طوفانهای سومری در ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد به چشم میخورد که به لیلیتو موسوم بودند. بسیاری از صاحبنظران پیدایش نام لیلیث را در زمانی حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح ارزیابی کردهاند. در افسانهها و روایات یهود، لیلیث در اساطیر یهودی به عنوان یکی از خدایان شب و در ترجمه انگلیسی شاه جیمز کتاب اشعیای نبی به عنوان جغد ذکر شدهاست. در منابع متاخر یهودی، مثل تلمود بابلی، از لیلت به عنوان همسر اول آدم نام برده شدهاست. البته بسیاری از منابع سنتی ربانی، از جمله ابن میمون و مناخیم میری، وجود لیلیث را رد میکنند. از او در منابع مندائی نیز یاد شدهاست.
🗄پست مرتبط
📕در باب ختنه
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin