نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
اهمیت بستر فرهنگی ۲
@Naqdagin
🎧اهمیت بستر فرهنگی (۲)

🎙گفت‌وگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین

🔸غربی‌ها نیز نسخۀ کارآمد و روشنی برای رساندنِ اروپای جنوبی و آمریکای جنوبی به شمالی‌ها ندارند و گرفتارِ political correctness شده‌اند

🔸بررسی عللِ ناکامی اساسیِ عثمانی‌ها در همسایگیِ اروپای مرکزی

🔸مسیحیان ارتودوکس روسیه هم با وجود کرختی، از غرب آموختند و تا این حد عقب نماندند

🔸بررسیِ وضعیتِ کشورهای اسلامی (اعراب و ترکیه و ایران و اندونزی و مالزی و سنگاپور) و استثنای امارات و قطر


#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📘تحقیقات شیوع «کودک‌آزاری جنسی» در «محیط‌های مذهبی» را نشان می‌دهد

منبع phys.org

🍂 تحقیقات جدید به رهبری دانشگاه کاتولیک استرالیا نشان می دهد که از هر 250 استرالیایی 1 نفر در دوران کودکی توسط یک رهبر یا بزرگسال دیگر در یک سازمان مذهبی مورد آزار جنسی قرار گرفته است.

🍂 اولین ارقام نماینده ملی در مورد شیوع سوء استفاده جنسی از کودکان توسط رهبران یا سایر بزرگسالان در محیط های مذهبی نشان می دهد که تقریباً سه چهارم موارد گزارش شده در سازمان های کاتولیک رخ داده است.

🍂 این تحقیق که توسط موسسه مطالعات حفاظت از کودکان ACU (ICPS) رهبری می‌شود، نشان می‌دهد که حدود 0.4 درصد از جمعیت یا حدود 87000 استرالیایی ها، در دوران کودکی توسط رهبران و سایر بزرگسالان در سازمان‌های مذهبی، از جمله روحانیون مرد و زن، کشیش‌ها، آزار جنسی را تجربه کرده‌اند.

🍂 این تجزیه و تحلیل، که در «آزار و غفلت از کودکان» منتشر شد، از داده‌های مطالعه مهم بدرفتاری با کودکان استرالیا (ACMS) استفاده کرد که از 8503 استرالیایی 16 ساله و بالاتر در مورد تجربیات آنها از بدرفتاری در دوران کودکی نظرسنجی کرد.

🔻 تحلیل جدید نشان داد:
-پسران (0.8%) بیشتر از دختران (0.1%) توسط مجرمان مذهبی آزار جنسی را تجربه کردند.
-تقریباً همه مرتکبین این شکل از سوء استفاده جنسی از کودکان مرد بودند.
-زمانی که برای اولین بار توسط رهبران مذهبی یا سایر بزرگسالان مورد آزار جنسی قرار گرفتند، معمولاً کودکان ۷ تا ۱۱ ساله بودند.


🍂 اکثر افرادی که توسط رهبران یا دیگر بزرگسالان آزار جنسی کودکان را تجربه کردند، گفتند که در سازمان‌های کاتولیک (71.9%) و پس از آن سایر فرقه‌های مسیحی از جمله انگلیکان، شاهدان یهوه، و ارتدکس (21.8%) و سازمان‌های مذهبی غیر مسیحی (5.1%) قرار دارند. .

🍂 شیوع سوء استفاده جنسی از کودکان توسط رهبران یا سایر بزرگسالان در سازمان‌های مذهبی در طول زمان کاهش یافته است، از 2.2 درصد مردان 65 ساله و بالاتر، به 0.2 درصد از مردان 16 تا 24 ساله.

هانت گفت:
داده‌ها نشان می‌دهد که پسران بیشتر از دختران توسط رهبران یا سایر بزرگسالان در سازمان‌های مذهبی مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند، که اکثراً توسط مردان در موقعیت‌های قدرت انجام می‌شود.

او افزود:
ما می‌توانیم از این داده‌ها با درک افزایش خطر برای پسران در محیط‌های مذهبی، پرداختن به نقش مردان در آسیب رساندن به کودکان و بررسی راه‌هایی که افکار سمی درباره قدرت، جنسیت و مردانگی برای کودکان آسیب می‌رسانند، بیاموزیم


هیگینز گفت:
در حالی که همه بدرفتاری با کودکان غیرقابل قبول است، سوء استفاده جنسی از کودکان در سازمان های مذهبی نشان دهنده خیانت آشکار به خانواده های مذهبی است که در چنین موسساتی قرار داده شده اند.

او افزود:
آزار جنسی از کودکان توسط مجرمان مذهبی موضوعی بسیار شنیع است زیرا شامل سوء استفاده از موقعیت‌های قدرت، خیانت به اعتماد کودکان و بهره‌برداری از رابطه قدرت سه جانبه ناشی از قدرت جنسی، سازمانی و مذهبی است.


🔺یافته های کلیدی ACMS که سال گذشته منتشر شد، نشان داد که 28.5 درصد از استرالیایی‌های 16 ساله و بالاتر، سوء استفاده جنسی از کودکان را تجربه کرده‌اند.


🗄پست مرتبط

📺 «زن» و «آدم» در چشمِ و مغزِ آخوند

#آخوندیسم


🌾 @Naqdagin | @evolution_ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 خبر اینکه ورزشگاه‌های پایتخت چنان ویرانه شده‌اند که دو باشگاه بزرگ پایتخت جایی برای بازی ندارند و شاید مجبور شوند در استان‌های دیگر بازی کنند. دو نکته به نظرم در این مورد قابل توجه است:

🍂 نخست اینکه قول معروفی از آقای خمینی به جای مانده که به یکی از دو جناح بزرگ داخل نظام گفت «عرضه‌ی اداره کردن یک نانوایی را هم ندارند» که به نظرم در طول این سال‌ها این حرف‌شان بارها و بارها ثابت شده. اما معلوم نشد که چرا آن یکی جناح از این حرف چنین برداشت کرد که خودش خیلی باعرضه‌تر است!

🍂 تاسیسات زیربنایی در حد استادیوم‌های ورزشی که کار یک سال و دوسال نیستند تا بگوییم مثلا در سه ساله‌ی دوره‌ی رئیسی ویران شده‌اند. دولت‌های روحانی و خاتمی در این زمینه چه گلی به سر مملکت زدند که مثلا احمدی‌نژاد و رئیسی نزدند؟

🍂 نکته‌ی دوم، محرومیت خیره کننده‌ی پایتخت، نه در یک سکوت، بلکه در یک بمباران بی‌رحمانه از تبلیغات قوم‌گرایان است. بارها مطالبی مستند به آمارهای دقیق نوشتم که محرومیت استان تهران، به ویژه با جمعیت بالایی که دارد، در بسیاری از زمینه‌ها به مراتب بدتر از میانگین کل کشور است و گاه حتی در انتهای جدول قرار دارد.

🍂 در همین فقره فقط جستجو کنید که در تمامی سال‌های پس از انقلاب حتی یک ورزشگاه در پایتخت کشور ساخته نشده، اما مثلا طی ۱۵ سال گذشته دو ورزشگاه بسیار بزرگ و پیشرفته در استان خوزستان (شهر اهواز) ساخته شده است.

🍂 در نهایت اینکه ما چند دهه است با بحران مدیریت یک رژیم سفله‌پرور و ضدمدنی مواجه هستیم که جز ویرانی و تباهی به جای نگذاشته است. بسیار غیرمنصفانه و حتی بی‌شرمانه است که این ظلم بزرگ و این محرومیت سراسری را به چماقی برای سهم‌خواهی بومی و قبیله‌ای بدل کنیم. هیچ انسانی شایسته‌ی زیستن در چنین رژیمی و با چنین فلاکتی نیست.

✍🏻 #آرمان_امیری


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا برق می‌ره؟

چگونه مشکل را به پشکل تبدیل کنیم؟
اسرائیل ۲۵ سال بعد را نخواهد دید و بنا بر وعدۀ الله، محکوم به نابودی‌ست، هرچند در تامین آب و گاز و برق خود درمانده‌ایم!

🍂 خودِ مشکل و مساله بعنوان یک محرک، دارای اهمیت خاصی در ذات خودش است، که باعث میشه جوامع، برای حل یا پیشگیری از اون، رشد کنن و خلاقیت و ابداع و نوآوری بخرج بدن.

🍂 منتها از اون جایی که ذهن و عقلِ کارمند دولت غول‌پیکر، سودش در این امر نیست، پس خود مساله رو به پشکل تبدیل می‌کنه تا مساله رو به «عدم» واگذار کنه. همین کاری که با پرسش‌های بشری هم می‌کنن؛ مثلا پرسش از این که «رفاه من کو؟» تبدیلش می‌کنن به این که «دنیا دار مکافاته»، یا پرسش این که «چرا اینهمه وزارتخانه و دم و دستگاه عریض و طویل دولتی داریم، در حالی که هیچ فکری‌ برای پیش‌گیری و مدیریت بحران نداشتند؟» جواب میدن که «چون تحریم هستیم». و وقتی از تحریم سوال می‌شه، به «ذاتِ خبیثِ شیطان بزرگ» عودت داده می‌شه!

🔺به این ترتیب، بجای این که مساله به «عدم» تبعید بشه، جامعه به «عدم» سلام می‌کنه.


🗄پست مرتبط

📕نقد و بررسیِ «این از معجزات اقتصاد دستوری‌ست»

#نقدخند #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
📘زیستن در حکمت‌های خیالین
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحب‌الحواشی

🍂 زیست‌جهان‌های فرهنگ، فراورده‌های "تاریخ‌" پر زیروبالای ملت‌هایند که از آجرها و ملات‌های معنایی بخصوصی ساخته‌شده‌اند و نقشی "آرامگاهی" دارند، یعنی که اهالی فرهنگ در حجره‌ها و زوایای آن "آرام می‌گیرند" بی‌آن‌که کمترین نیازی به "اندیشیدن" درباره سازه‌ای که در آن می‌زیند داشته باشند یا که لازم ببینند تا درباره جهان و هستی بگونه دیگری نیز بیندیشند.

🍂 نه برای حافظ، و نه برای حافظ‌خوانان پس از او ابدا اهمیتی نداشت که بیندیشند که این "جبرگراییِ کیهانی" از کجا بر بام اندیشه ایرانی نشست که برقش چنان حافظ را گرفت که از سویدای دل این غزل سرود که خانم پریسا می‌خواند:
"بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خون‌خوری گر طلب روزی ننهاده کنی!"


🍂 برای شمس‌الدین‌محمد حافظ چه اهمیتی داشت اگر می‌دانست که این صاعقه از ابرهای رواقیگری یونانی‌مآبی آمد؟! از هرکجا که آمده بود، بخشی ساختاری از آفاق فکر و عاطفه او شده بود، چنان‌که برای بسیاری از ما ایرانیان نیز چنین شده‌است؛ آنقدر که با این آواز فاخر "در خود فرومی‌شویم" و در سپهر همین جبرگراییِ کیهانی شناوری دلپذیر می‌کنیم، آرام و خرسند می‌شویم و گمان "حکمتی" به ما دست می‌دهد!

🍂 آنچه "مهم" است، آن آرام‌جان و فراغت از تشویشی است که این سخن با خود می‌آورد تا بشود در سایه‌اش به زاویه‌ای خزید و "رضا به داده داد وز جبین گره گشاد" و همزمان عنان تخیل به دست وزش‌های اساطیرالاهیاتی داد تا بادبادک خیال را به اوج‌های برین برکشد و از "حکمت" روزیِ نهاده و ننهاده بگوید و حکایت "امن‌وامان" هستی‌شناختی را به فاهمه ما بگوید و آن عاطفۀ امنیت را بر سریرِ "خِرَدِ کیهانی" بنشاند.

🍂 در گامی بعد، این‌دست "معناها"، نمودهای برکشندۀ خود را برمی‌سازند، مثل حال و هوای ویژه و درونگرایِ موسیقی دستگاهیِ ما، تا مثلاً مرقعی که ممکن بود تا همچون سلطانعلی‌ مشهدیِ اواخر تیموری، از این دوبیت حافظ خطاطی کرده‌باشد تا برسیم به نصیحت دلدارانه پدری به فرزندِ شکست‌خورده در عشق یا معیشت، که:
عزیزا "خون‌خوری گر طلب روزی ننهاده کنی!"


🍂 همچنان‌که ما در چاردیوار ساخته از آجر و سنگ و‌ ملات و گچ زندگی می‌کنیم، در چاردیوارهای "معنایی" هم زندگی می‌کنیم؛ الا آن‌که آن اولی، زندگیِ "تن‌" ماست و از ناملایمت‌های "طبیعت" از باد و باران و سرما و جانوران امان‌مان می‌دهد، و این دومی، زندگیِ "فکر" ماست که از ناملایمت‌ها و دغدغه‌های اندیشه‌ای، در امان‌مان می‌دارد و این امان را در بسته‌هایی می‌پیچد که نام "حکمت‌ زندگی" بر آن می‌نهد؛ حکمت‌هایی که مامنِ جانِ ما از تشویش‌های وجودی است.

🍂 "فرهنگ" عرصۀ اندیشیدن برای فهمِ واقعیت هستی نیست! آن اندیشه که در میدان "فرهنگ" جولان می‌دهد، معطوف به "توجیهِ" همان فرهنگ است، و خصلت "دُوری" [circular] دارد.

🍂 تاریخ فرهنگ‌ها نشان‌دهندۀ گرایش عمومی آن‌ها به "بسته‌بودن" است؛ هیچ فرهنگی هرگز "گشوده" به هیچ "بیرون"ی نبوده‌است! با این وجود، "فرهنگ"ها تغییر می‌کنند و با این تغییرها، "زیست‌جهان‌"های آن‌ها هم عوض می‌شوند؛ "حکمت‌های" آن‌ها هم تغییر می‌کنند. این مواضعِ تغییر، همان "بحران‌های فرهنگ"اند.

🍂 نمونه‌هایی از این "بحران‌ها" در تاریخ فرهنگ ایران‌زمین، سیطرۀ سلوکیان در پیِ لشکرکشی‌های اسکندر بود که عنصر بزرگ یونانی‌مآبی را در فرهنگ هخامنشی ما وارد کرد و برای بیش از شش‌قرن در دورانِ سلوکیان و اشکانیان، ما یونانی‌مآبان شدیم که به‌رغمِ مساعیِ ساسانیان، جای ماست‌ِ ریختۀ یونان، هنوز هم در فرهنگ امروزمان هست.

🍂 نمونۀ بعدی، بحران‌ِ فرهنگ ایران، ورود "اسلام" بود؛ سپس صفویان بودند که تشیع را وارد فرهنگ ایران‌زمین کردند و زیست‌جهانی نو آفریدند که پیشتر نبود، و ما را ساکنان آن نمودند.

🍂 دیگران هم چنین بودند. در حوالی ۷۰۰ پیش از میلاد، تمدن مصرباستان، به فرهنگ یونانیان نفوذی بسیار ژرفایی یافت و از موجباتِ فروپاشی‌ِ فرهنگی گردید که از عواملِ پیدایی آنچه "عصر طلایی" یونان خوانده می‌شود، گشت.

🍂 از قرن اولِ قبل از میلاد نیز، فرهنگ عبرانی از فلسطین واردِ فرهنگ یونانی‌-رومی شد؛ نخست در کسوتِ "یهودیت‌های اشراقی" که بسرعت کسوت "گنوزیس" پوشیدند و بی‌درنگ، بدل به مسیحیتی گشتند که یونانیت را مصداق گمراهی شیطانی عنوان نمود و منفور و مطرود کرد تا یک‌ونیم هزاره بعدتر، در عصر رنسانس که شکوه یونانیت از نو کشف گردید و این‌بار، مسیحیت را مصداقِ خرافه و کج‌اندیشی و گمشدگیِ معرفتی نمود!

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘زیستن در حکمت‌های خیالین
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحب‌الحواشی

🍂 آنچه در همۀ این تحولات‌ ناخواستۀ فرهنگ‌هایی که از "بسته‌بودن" خود سخت صیانت می‌کردند و بی‌استثنا در این صیانت همواره شکست‌ می‌خوردند، واقع می‌شود، تحول در "معناها"ست.

🍂 "معنا" در جهان نیست! "معنا" را ما می‌سازیم و به‌گزافی آرزوخواه بر جهان می‌افکنیم، تا درونش بخزیم و در آرامگاهی که تدارک می‌کند، بیاساییم.

🍂 جهان مدرن پایانِ راه معناهایِ برساختۀ فرهنگ‌های تاریخی است. آن "گشودگیِ" اجتناب‌ناپذیری که سپهرهای انسانی در بستر مدرن به‌هم می‌یابند، از آمد-و-رفت و دیدنِ همدیگر و چشیدن طعم بودنِ یکدیگر و اشتراک‌گذاری انبوه معارف و فهم‌ها و اذواق و...، دیگر به هیچ فرهنگ‌ محلی‌ای، بختی از دوام بجا نمی‌گذارد. همۀ فرهنگ‌های تاریخی، مندرس شده‌اند و با این فرسودگی، معناهایی که ببار می‌آوردند، تا آرامگاه‌های بی‌خبری و پرطمانینه‌ای را برای آسودن برسازند، همه از دست رفته‌اند!

🍂 هم از اینروست که در واپسین بجامانده‌های مهجوری آنها، خیزش‌های اضطرابی "زوال‌ هستی" برخاسته است، که غالبا بنیادگرایانه و گاهی ضایع‌تر از آن، به‌صورت دیگر هویت‌طلبی‌هاست.

🍂 همۀ این نمودهای اضطرابی، بشدت خشن و به‌غایت بی‌هنجارند. این‌ها، تنش‌های مرگ فرهنگ‌های تاریخی‌اند، مرگی که قریب‌الوقوع است. بی‌جهت نیست که غالب ایشان خصلت‌ِ آخرالزمانی یافته‌اند؛ زیرا به‌درستی بوی آخرالزمانِ زیست‌جهانِ مالوف‌شان را ادراک نموده‌اند، اما در این آخرالزمان، نه مسیح خواهد آمد و نه مهدی موعود!

🍂 بجایش آنچه در چشم‌انداز نزدیک است، مرگِ فرهنگ‌های تاریخی است، تا اجسادشان به موزه‌های انسان‌شناسی منتقل شوند و آیندگان ببینند که گذشتگان در چه جهان‌های خیالینی می‌زیستند و چه کلان‌معناهایِ گزافی بر هستی می‌‌فکنند و دل بدان‌ها خوش می‌کردند: خیال «معنا»، خیال «برگزیدگی»، خیال «برحقی»، خیال «قدرت»، خیال «ملکوت»، خیال «رستگاری»، خیال «نام و ننگ»، خیال، خیال، همه خیال!

همه زایل شدند، انگار که هرگز نبوده‌اند...


#فلسفیدن #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 لحظۀ سقوط و جان باختن کارمند شهرداری منطقۀ ۱۸ تهران در چالۀ آسانسور

✍🏻 #علیرضاموثق

در این ظلماتِ هستی و جنگلِ خاورمیانه، تنها چیزی که در دست‌ داریم، گام‌‌زدنی محتاطانه و تدریجی، پس از نگریستن‌های دقیق و شکاکانه و نقادانه و بهره‌گیری از عقلانیت جمعی و آرای خبرگان و اهل تجربه در هر زمینۀ بخصوص است.

در زندگیِ اقتصادی‌مان نیز اگر فقط لحظه‌ای تعلل کنیم و به پالس‌ها و آمارها و روندها بی‌توجهی نشان دهیم، علی‌الخصوص در کازینویِ اقتصادِ اسلامی(!)، مثل این خانم، با چشمانی بظاهر باز، به قعرِ طبقاتِ جامعه سقوط می‌کنیم.

باری! زندگی به مویی بند است و علی‌رغم میل ما، هیچ خدای مهربان و دلسوز و فرشتۀ نجات و امام غایب و نیروی مرموزی در میان نیست که بخواهد ما را نجات بدهد. اگر خدایی نیز در میان باشد، خدای نامتشخص است که هیچ صفتِ انسانی‌ای قابل الصاق به او نیست؛ نه خالق است، نه مهربان، نه غضب می‌گیرد، نه پاداش می‌دهد، نه امتحان می‌کند، نه می‌سازد که مقصودی را در پایانِ تاریخ برآورده سازد و...؛ دریایی‌ست که می‌موجد و ما موجی از موج‌هایش؛ حاصلِ کنش‌ها و برهم‌کنش‌های آنیم و هستی‌ای منفک از وجودِ آن نداریم.



🌾 @Naqdagin
📘آدرس‌ِ غلط دادن تا کی؟
#چپ_ایرانی؛ کشیش مدرن و مولدِ «حس گناه»

✍🏻 #رسول_اسدزاده

🔻مطلبی می‌خواندم که در آن اذعان شده:

▪️صد درصد کودکان کارِ تحت پوشش بهزیستی استان البرز، افغانستانی هستند.

▪️یعنی کودکانی که نتیجۀ زاد و ولد والدینِ به‌اصطلاح پناهجو هستند، باری روی گُردۀ خمیده خدمات اجتماعی کشور ما شده‌اند

▪️اوضاع زایشگاه‌های دولتی از بهزیستی هم بدتر است و همچنین مدارس ابتدایی و راهنمایی دولتی در جنوب و حومه تهران... یک بخش بزرگی‌ از فضای آموزشی و درمانی کشور، در اشغال اتباع افغانستانی است؛

▪️مشاغل کاذب مانند دستفروشی و تکدّی گری هم که جای خود را دارند.

🍂 این روزها، بحث از بنری‌ست که در منطقۀ ۱۵ تهران نصب شده، که محتوای آن حرف خیلی‌ها در تهران و شهرهای دیگر کشور است‌.

🍂 افزایش جمعیت افغان‌ها در ایران، روز به روز به نقطۀ بحران نزدیک‌ می‌شود.

▪️کشور ما دچار مشکلات عدیده در تامین آب و برق و نیازهای ابتدایی برای زندگی است؛

▪️سرانۀ فضای آموزشی مناسب، بیمارستان، فضای سبز، وسائل نقلیۀ عمومی و امثال اینها، در ایران کم است؛

▪️گرانی مسکن، تورّم، بیکاری و مشکلات معیشتی گریبان درصد زیادی از مردم مملکت را گرفته و رها نمی‌کند، و مهاجر افغانستانی در این وسط، رسما بدل به یک بار مضاعف شده‌است.

🍂 وقتی هم صدای اعتراضِ کوچکی مانند آن بنر نصب شده در منطقه پانزده تهران بلند می‌شود، مخالفت از رسانۀ آن ور آبی تا شهروندِ مهر طلبِ جهان‌وطن در این سو شروع می‌شود...

🔻اما دوست دارم چند سوال از مخصوصا فعالان رسانه‌ای بی بی سی، ایران اینترنشنال و بقیه خارج نشین‌هایی که سنگ مهاجر افغانی را به سینه می‌زنند بپرسم:

آیا ایرانی‌ها در اروپا و آمریکا و ترکیه که به هر دلیلی جلای وطن کرده‌اند، در طول اقامت در آن کشورها شش هفت بچه می‌آورند؟‌

آیا مدارس ابتدایی ترکیه در اشغال کودکان ایرانی است؟ در اروپا و آمریکا و کانادا چطور؟

آیا این کشورهایی که پذیرای پناهنده و مهاجر ایرانیِ غالبا با سواد هستند، دچار مشکلات محیط زیستی حاد مثل تامین آب و برق و مسکن و دارو و شیر خشک هستند؟

آیا مردم معمولی این کشورها با پناهنده ایرانی دچار تعارض منافعِ ابتدایی برای زیستن هستند؟

🔺متاسفانه، صدای مردم عادی مملکت همیشه زیر تلّی از تحلیل‌های کلیشه‌ای دفن می‌شود. ایرانی‌ها دچار نژادپرستی نیستند. مشکل اصلی این است که اینجا برای خود ما هم تنگ است و جا و نان برای مهمان ناخوانده وجود ندارد. مشکلی که چشم‌ها برای دیدن آن کور و گوش‌ها کر می‌شوند!

🍂 تمام این حقایق در کنار اخبار جسته گریخته از ارتکاب افغان‌ها به جرائم خشن مانند تجاوز، قتل و سرقت در ایران، سبب می‌شوند گاهی خشونت‌هایی توجیه‌ناپذیری مانند آنچه که در این ویدئو می‌بینید، اتفاق بیافتد.

🍂 مامور پلیس مانند آنچه که بر سر جورج فلوید آمد، زانوی روی گردن و سر ‌کسی گذاشته که گویا نوجوانی افغان است. گذشته از علت بازداشت او، مشاهده کامنت‌های استقبال از سمت کاربران ایرانی نشان‌‌دهنده یک زخم عمیق و مشکلی جدی در کشور ماست که نادیده گرفته شده‌است...

🍂 حاکمیت در سال‌های اخیر نقشی انفعالی در قبال موج بزرگ مهاجرت افغان‌ها به ایران داشته و انگار وجود چندین میلیون پناهنده و مهاجر بلاتکلیف و غالبا غیر قانونی در این کشور، اصلا یک مساله «کلان حاکمیتی» نیست.

🍂 نداشتن استراتژی مشخص و استاندارد (‌چنانکه در بیشتر کشورهای دنیا وجود دارد) باعث انباشت خشم مردم می‌شود و بی‌گمان مردم عادی کشور که برخلاف (صاحبان سرمایه که از وجود مهاجر غیرقانونی سو استفاده اقتصادی می‌کنند)، مهاجرین را تهدیدی بر فرصت‌های شغلی، مسبب گرانی اجاره بها در حومه تهران و کاهش سهم شهروند عادی از امکانات رفاهی مانند فضای سبز، وسائل نقلیه عمومی، بیمارستان‌های دولتی، مدارس دولتی و... می‌دانند.

🔺خلاصه مطلب اینکه تا زمانی که حاکمیت از معضل به وجود آمده در کشور به دلیل حضور بی‌حساب و کتاب مهاجران افغان شانه خالی کند، فضا برای شکل‌گیری خشونت و رفتارهای خطرناکِ نفرت‌پراکنانه در مملکت روز به روز بیشتر خواهد شد... تا دیر نشده کاری باید کرد...



🗄پست مرتبط
📻اتهام نژادستیزی به مخالفانِ ورودِ بی‌ضابطهٔ افغانستانی‌ها به ایران
📺 جنبشِ اصیلِ منطقه و بمب ساعتی مرزبانیِ یله

#نقد_چپ #نقد_رسانه #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 استاد فقهِ «بی‌ناموس»

🎙#یاشار_نوری_اوزتورک

هرچند آن استاد فقه، بنا بر مواجهۀ روزمره‌اش با عامه، اصل مهمی را دریافته. اینکه هر چه این کتاب، کمتر خوانده‌ و فهمیده‌ شود، «مقدس‌تر» جلوه می‌کند و در نتیجه، ساده‌تر می‌توان با استناد به آن، «اطاعت و تبعیت» را طلبید و دکان آخوندها پر-رونق‌تر می‌شود.

بسیاری از ناقدان اسلام و یا افرادی که ترک اسلام کردند و یا بسادگی بخش کثیری از اسلام را در زندگی روزمره‌شان کنار گذاشته‌اند، از خواندنِ دقیقِ قرآن و تفاسیر و سنت و سیره به این نقطه رسیده‌اند. مطالعۀ جدی، همان، و دیدنِ انواع تناقضات اخلاقی و عقلی و علمی این کتاب و درکِ فاصلۀ معنادار واقعیتش با تبلیغاتی که از خود کرده و از آن می‌کنند، همان!

هرچند نواندیشان دینی، از جهاتی نیز حق دارند، و آن اموری‌ست که بنا به اقتضای منافع تاریخی قدرت‌ها، برخلاف نص قرآن به اسلام (احادیث و سیره‌ها) افزوده شده‌است، اما عامل بحران‌زا، بسیار فراتر از این افزوده‌هاست و در دل قرآن و مدعیات خرافی و داعشی و زن‌ستیزانۀ آن جای دارد. بنیاد انسان‌شناسیِ قرآن در تعارض با اندیشۀ آزاد، نقاد و سنجشگر و کنشگری آزاد است.

#نواندیشی_دینی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سفر به پراگ؛ جمهوری چک
راهنمای روز چهارم سفر


#شهر_فرنگ


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM