Telegram
نقدآگین
📘در بابِ جنجال در یک جلسۀ فرهنگی
(۲/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 حالا این چه ربطی به اتفاق نشست این دوستان داره؟! ربطش اینه که این دوستان هم بدون در نظر گرفتنِ تفاوت ادبیات و جامعهشناسی، از ادبیاتی استفاده میکنند که خارج از چارچوب دانش اونهاست و همین مسئله، باعث تنش مدام میان جامعه و این افراد میشه.
🍂 شما فقط ادبیات آقای محدثی رو در نظر بگیرید تا متوجه بشید اغلب نوشتههایش، چطور از گفتمان جامعهشناسی فاصله گرفتهاست.
🍂 جامعهشناس که نباید سبد قضاوتش رو روبروی تاریخ و مردمش قرار بده!! جامعهشناس که ذخائر فکری جامعهاش رو ازش نمیگیره! حتما یادتون هست که محدثی عکس ژاله آموزگار رو در صفحهش گذاشتهبود و به سبک تلوزیون میلی، مُهر قرمز با نوشتهی " دروغ" روی صورت این استاد گرانقدر زدهبود تا ثابت کنه ایرانیان بتپرست بودند!!
🍂 ادبیاتی که ایشون برای نقدهاش به کار میبره ادبیاتِ یک جامعهشناس نیست. ادبیاتی که جناب محدثی ازش استفاده میکنه، ادبیاتِ کسانی مثل ایرجمیرزاست. اگر واژهی "خر " رو در کانال تلگرامیشون سرچ کنید، از تعداد بالای استفاده از این واژه بهتزده میشید!!
🍂 در ادبیات، شاعر و نویسنده میتونه و اجازه داره از زبان عام وامگیری کنه، اما زبان علمیِ یک جامعهشناس، فیلسوف و یا عالم علوم سیاسی که نباید شبیه به زبان ادبیات باشه.
🍂 ما در اشعار مولانا چیزهایی میبینیم که نمیتونیم اونها رو حتی به اشتراک بذاریم. دلیلش اینه که ادبیات میآد خودش رو جای طبقات مختلف جامعه میذاره و چون این طبقات نمیتونن صداشون رو به گوش دنیا برسونند، به زبان اونها صحبت میکنه.
🍂 وقتی میگم اینها بهجای «بینامتنیت» از «روش ادبیات» استفاده میکنند، منظورم همین موارده. نکتهی بعدی اینه که ایشون طرفدارانش رو برای حمله و ناسزا به منتقدانش تحریک میکنه. خب این در هم تنیدگی عناصر نامربوط به هم باعث شده سطح همدلی اهالی جامعهشناسی با مردم به شدت پایین بیاد.
🍂 وقتی اعلام میکنی که کتابی در دست چاپ داری به نام «دو سه خروار خریت»، فارغ از محتوای کتاب که نمیدونیم چی هست، داری پالس منفی به مخاطبت میدی. تو که ایرج میرزا نیستی، تو جامعهشناسی و زبان تو باید شکل وزین علمی داشته باشه.
🍂 در انتها این رو اضافه کنم که قطعا عدم دیسیپلین و روش علمی این دوستان، بعنوان تنها عامل این اتفاق در نظر گرفته نمیشه، اما بد نیست در مورد این موضوع فکر کنیم که همهی کسانی که خودشون دارن ادبیات رو به سخره میگیرند و معتقدند که باعث زوال ایران شده، از بدترین روش متنی استفاده میکنند.
🍂 در کشوری که حتی فضای دانشگاهها هم از فضای آکادمیک فاصله گرفته، این سطح از دوری نسبت به روشهای درست علمی واقعا آسیبزاست. خلاصه که از تاثیر متن و نوشتهها در دنیای مجازی نباید غافل شد.
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nahidestan
(۲/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 حالا این چه ربطی به اتفاق نشست این دوستان داره؟! ربطش اینه که این دوستان هم بدون در نظر گرفتنِ تفاوت ادبیات و جامعهشناسی، از ادبیاتی استفاده میکنند که خارج از چارچوب دانش اونهاست و همین مسئله، باعث تنش مدام میان جامعه و این افراد میشه.
🍂 شما فقط ادبیات آقای محدثی رو در نظر بگیرید تا متوجه بشید اغلب نوشتههایش، چطور از گفتمان جامعهشناسی فاصله گرفتهاست.
🍂 جامعهشناس که نباید سبد قضاوتش رو روبروی تاریخ و مردمش قرار بده!! جامعهشناس که ذخائر فکری جامعهاش رو ازش نمیگیره! حتما یادتون هست که محدثی عکس ژاله آموزگار رو در صفحهش گذاشتهبود و به سبک تلوزیون میلی، مُهر قرمز با نوشتهی " دروغ" روی صورت این استاد گرانقدر زدهبود تا ثابت کنه ایرانیان بتپرست بودند!!
🍂 ادبیاتی که ایشون برای نقدهاش به کار میبره ادبیاتِ یک جامعهشناس نیست. ادبیاتی که جناب محدثی ازش استفاده میکنه، ادبیاتِ کسانی مثل ایرجمیرزاست. اگر واژهی "خر " رو در کانال تلگرامیشون سرچ کنید، از تعداد بالای استفاده از این واژه بهتزده میشید!!
🍂 در ادبیات، شاعر و نویسنده میتونه و اجازه داره از زبان عام وامگیری کنه، اما زبان علمیِ یک جامعهشناس، فیلسوف و یا عالم علوم سیاسی که نباید شبیه به زبان ادبیات باشه.
🍂 ما در اشعار مولانا چیزهایی میبینیم که نمیتونیم اونها رو حتی به اشتراک بذاریم. دلیلش اینه که ادبیات میآد خودش رو جای طبقات مختلف جامعه میذاره و چون این طبقات نمیتونن صداشون رو به گوش دنیا برسونند، به زبان اونها صحبت میکنه.
🍂 وقتی میگم اینها بهجای «بینامتنیت» از «روش ادبیات» استفاده میکنند، منظورم همین موارده. نکتهی بعدی اینه که ایشون طرفدارانش رو برای حمله و ناسزا به منتقدانش تحریک میکنه. خب این در هم تنیدگی عناصر نامربوط به هم باعث شده سطح همدلی اهالی جامعهشناسی با مردم به شدت پایین بیاد.
🍂 وقتی اعلام میکنی که کتابی در دست چاپ داری به نام «دو سه خروار خریت»، فارغ از محتوای کتاب که نمیدونیم چی هست، داری پالس منفی به مخاطبت میدی. تو که ایرج میرزا نیستی، تو جامعهشناسی و زبان تو باید شکل وزین علمی داشته باشه.
🍂 در انتها این رو اضافه کنم که قطعا عدم دیسیپلین و روش علمی این دوستان، بعنوان تنها عامل این اتفاق در نظر گرفته نمیشه، اما بد نیست در مورد این موضوع فکر کنیم که همهی کسانی که خودشون دارن ادبیات رو به سخره میگیرند و معتقدند که باعث زوال ایران شده، از بدترین روش متنی استفاده میکنند.
🍂 در کشوری که حتی فضای دانشگاهها هم از فضای آکادمیک فاصله گرفته، این سطح از دوری نسبت به روشهای درست علمی واقعا آسیبزاست. خلاصه که از تاثیر متن و نوشتهها در دنیای مجازی نباید غافل شد.
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nahidestan
Telegram
نقدآگین
📘آیندۀ مبهمِ «سنت نظری»
— در وصف کتابهایی که از درمانِ درد ما عاجزند
(۱/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 برای ایرانیان امر گفتگو به غایتی چنان مهم و ضروری تبدیل شدهاست که روزی نیست مطلبی در وصف و ستایش آن نوشته نشود
🍂 این حسرت بزرگ انسان ایرانی را شاید بتوان همچون آرزوی او برای رسیدن به ضیافت افلاطونیای دانست که در طول تاریخش بدان دست نیافتهاست.
🍂 انسان ایرانی پیش از آن که آرزوی پیشرفت او را به حرکت وادارد، آرزوی پیشینِ یونانیشدن سایه بر تمامی مناسبتهای او انداختهاست. آرزو و امید برای تحقق گفتگو، نمیگذارد به بخش مهمتری بیاندیشد و آن «ساختِ یک سنت نظری» است.
🍂 سنتهای نظری در طول تاریخ، گام به گام ساخته شدهاند و نقشهی راهنمای خوبی برای دوری از شلختگی فکری و آشوب در حوزه فکری هستند. آنها کمک میکنند تا ملتها در هزارتوی اندیشه گرفتار نشوند و راه خروج بیابند. اولین قدم در ساخت یک سنت نظری را تاریخ برمیدارد. واقعیت تاریخی نه روایتی ذهنی، بلکه روایتی عینی از آنچه رخ داده است، میباشد.
🍂 تاریخنگاران وقایع را خام و بدون کوچکترین تغییری روایت میکنند و پس از آن است که کار اصلی آغاز میشود. مفسران تاریخی وارد میدان گفتگو میشوند و رویکردهای مختلف فکری با یکدیگر به بحث و تضارب آراء مشغول میشوند.
🍂 در واقع، تمامی سنتهای نظری، حول محور "واقعیتی تاریخی" شکل میگیرند. توافقی بر سر "آنچه رخ دادهاست" شکل میگیرد و هر رویکرد آن واقعه را به بحث و گفتگو و بررسی میگذارد.
🍂 نقش مهم رویکردهای مختلف نظری از علوم مختلف، باعث میشود قوام و پایداری اندیشه راه را برای آسیبهای ناخواسته به ساختار گفتگو و اندیشه ببندد. در نتیجه، اندیشیدن چهارچوب مشخصی پیدا میکند و به بیان ساده، رشتهی اندیشه و سخن از دست نمیرود.
🍂 این همان موقعیتیست که نهتنها تا به امروز در میان اهالی اندیشه در تاریخ ایران رخ ندادهاست، بلکه عدم وجود چنین ساختار اندیشیدنی در جلسهی معرفی کتاب "گذشتهی یک توهم" به اوج خود میرسد.
🍂 در زمان تقریبی ۲ ساعت و ۱۱ دقیقه گفتگو، شاهد اولین گام هستیم؛ یعنی ارائهی فکتها و واقعیتهای تاریخی از تاریخچهی کمونیسم و آماری که از قتل و جنایات آن بدست ما رسیدهاست.
🍂 در همین اولین قدم، جمع حاضر اصرار دارد تاریخ نهتنها دست به تحلیل ماجرا ببرد (وظیفهای که سنگینی آن ممکن است تاریخ را از بیان واقعیتها بترساند و یا به سکوت وادارد)، بلکه همین جمع زبان تاریخ را کُدگذاری میکند.
🍂 در واقع، ایدئولوژی روبروی تاریخ میایستد و از او میخواهد در بیان واقعیتها سوگیری و جهتگیری نشان بدهد.
🍂 پس از آن، نوبت به مفسر و تحلیلگر اجتماعی میرسد. یعنی روایت تاریخ از آنچه رخ داده، حالا باید با افزودن واقعیتهای اجتماعی دیگر تکمیل شود و آنچه رخ داده، بصورت کاملتری بیان شود. اما در همین مرحلهی مهم است که مسیر به بیراهه میرود.
🍂 «مفسر اجتماعی» بودن وظیفهی سنگینی است. یک ظرافت و پیچیدگی همزمان دارد. این اشتباه است که تصور کنیم کار مفسر، سادهسازی مساله برای مخاطب عام است. ساده کردن مسائل اجتماعی، فورا به افتادن به دام ایدئولوژیها منجر میشود.
🍂 از طرف دیگر، افزودن ابهام بر مساله، راه را برای نسبیسازی و تعلیق واقعیت تا زمان مشخص باز میکند که در نهایت، پروسهی تفسیر نسبی شده و به پستمدرنیسم نظری منجر میشود.
🍂 در واقع، وظیفهی اصلی مفسر، نه سادهسازی مساله و نه مبهم کردن آن است. وظیفهی او شفاف کردن و صیقل دادن مساله و نشان دادن پیچیدگیهای آن است.
🍂 برخلاف نظر کلی درباره این وظیفه، کار مفسر عینیسازی در کنار ذهنیسازی مساله است؛ اما عموما به اشتباه بر این باورند که مفسر اجتماعی، نباید در پرداخت مساله وارد حوزهی انتزاعیات بشود.
🍂 این خطای بزرگ سبب شده است که سنت نظری نهتنها شکل نگیرد، بلکه عینیگرایی به مرحلهای برسد که همان، نتیجهی چنین نشستی بود؛ یعنی یورش امر عینی فکر نشده به اندیشه و تفسیر همهجانبهی موضوع.
🍂 این امر آن قدر مهم است که میتواند به آسانی تمامی مسیرهای استدلالی را مسدود کند و از بین ببرد. عموما چنان ترسی از امر ذهنی دارند که نمیدانند با حذف این بخش مهم از پروسهی اندیشیدن، لایهی محافظتی در برابر بنیادگرایی و رادیکالیسم چپگرایانه را از دست میدهند و همچنان با عدم درک اهمیت این موضوع، هر نمود امر ذهنی را با تمام قدرت سرکوب میکنند که در نهایت، به مرگ منطق و استدلال ذهنِ جامعه میانجامد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— در وصف کتابهایی که از درمانِ درد ما عاجزند
(۱/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 برای ایرانیان امر گفتگو به غایتی چنان مهم و ضروری تبدیل شدهاست که روزی نیست مطلبی در وصف و ستایش آن نوشته نشود
🍂 این حسرت بزرگ انسان ایرانی را شاید بتوان همچون آرزوی او برای رسیدن به ضیافت افلاطونیای دانست که در طول تاریخش بدان دست نیافتهاست.
🍂 انسان ایرانی پیش از آن که آرزوی پیشرفت او را به حرکت وادارد، آرزوی پیشینِ یونانیشدن سایه بر تمامی مناسبتهای او انداختهاست. آرزو و امید برای تحقق گفتگو، نمیگذارد به بخش مهمتری بیاندیشد و آن «ساختِ یک سنت نظری» است.
🍂 سنتهای نظری در طول تاریخ، گام به گام ساخته شدهاند و نقشهی راهنمای خوبی برای دوری از شلختگی فکری و آشوب در حوزه فکری هستند. آنها کمک میکنند تا ملتها در هزارتوی اندیشه گرفتار نشوند و راه خروج بیابند. اولین قدم در ساخت یک سنت نظری را تاریخ برمیدارد. واقعیت تاریخی نه روایتی ذهنی، بلکه روایتی عینی از آنچه رخ داده است، میباشد.
🍂 تاریخنگاران وقایع را خام و بدون کوچکترین تغییری روایت میکنند و پس از آن است که کار اصلی آغاز میشود. مفسران تاریخی وارد میدان گفتگو میشوند و رویکردهای مختلف فکری با یکدیگر به بحث و تضارب آراء مشغول میشوند.
🍂 در واقع، تمامی سنتهای نظری، حول محور "واقعیتی تاریخی" شکل میگیرند. توافقی بر سر "آنچه رخ دادهاست" شکل میگیرد و هر رویکرد آن واقعه را به بحث و گفتگو و بررسی میگذارد.
🍂 نقش مهم رویکردهای مختلف نظری از علوم مختلف، باعث میشود قوام و پایداری اندیشه راه را برای آسیبهای ناخواسته به ساختار گفتگو و اندیشه ببندد. در نتیجه، اندیشیدن چهارچوب مشخصی پیدا میکند و به بیان ساده، رشتهی اندیشه و سخن از دست نمیرود.
🍂 این همان موقعیتیست که نهتنها تا به امروز در میان اهالی اندیشه در تاریخ ایران رخ ندادهاست، بلکه عدم وجود چنین ساختار اندیشیدنی در جلسهی معرفی کتاب "گذشتهی یک توهم" به اوج خود میرسد.
🍂 در زمان تقریبی ۲ ساعت و ۱۱ دقیقه گفتگو، شاهد اولین گام هستیم؛ یعنی ارائهی فکتها و واقعیتهای تاریخی از تاریخچهی کمونیسم و آماری که از قتل و جنایات آن بدست ما رسیدهاست.
🍂 در همین اولین قدم، جمع حاضر اصرار دارد تاریخ نهتنها دست به تحلیل ماجرا ببرد (وظیفهای که سنگینی آن ممکن است تاریخ را از بیان واقعیتها بترساند و یا به سکوت وادارد)، بلکه همین جمع زبان تاریخ را کُدگذاری میکند.
🍂 در واقع، ایدئولوژی روبروی تاریخ میایستد و از او میخواهد در بیان واقعیتها سوگیری و جهتگیری نشان بدهد.
🍂 پس از آن، نوبت به مفسر و تحلیلگر اجتماعی میرسد. یعنی روایت تاریخ از آنچه رخ داده، حالا باید با افزودن واقعیتهای اجتماعی دیگر تکمیل شود و آنچه رخ داده، بصورت کاملتری بیان شود. اما در همین مرحلهی مهم است که مسیر به بیراهه میرود.
🍂 «مفسر اجتماعی» بودن وظیفهی سنگینی است. یک ظرافت و پیچیدگی همزمان دارد. این اشتباه است که تصور کنیم کار مفسر، سادهسازی مساله برای مخاطب عام است. ساده کردن مسائل اجتماعی، فورا به افتادن به دام ایدئولوژیها منجر میشود.
🍂 از طرف دیگر، افزودن ابهام بر مساله، راه را برای نسبیسازی و تعلیق واقعیت تا زمان مشخص باز میکند که در نهایت، پروسهی تفسیر نسبی شده و به پستمدرنیسم نظری منجر میشود.
🍂 در واقع، وظیفهی اصلی مفسر، نه سادهسازی مساله و نه مبهم کردن آن است. وظیفهی او شفاف کردن و صیقل دادن مساله و نشان دادن پیچیدگیهای آن است.
🍂 برخلاف نظر کلی درباره این وظیفه، کار مفسر عینیسازی در کنار ذهنیسازی مساله است؛ اما عموما به اشتباه بر این باورند که مفسر اجتماعی، نباید در پرداخت مساله وارد حوزهی انتزاعیات بشود.
🍂 این خطای بزرگ سبب شده است که سنت نظری نهتنها شکل نگیرد، بلکه عینیگرایی به مرحلهای برسد که همان، نتیجهی چنین نشستی بود؛ یعنی یورش امر عینی فکر نشده به اندیشه و تفسیر همهجانبهی موضوع.
🍂 این امر آن قدر مهم است که میتواند به آسانی تمامی مسیرهای استدلالی را مسدود کند و از بین ببرد. عموما چنان ترسی از امر ذهنی دارند که نمیدانند با حذف این بخش مهم از پروسهی اندیشیدن، لایهی محافظتی در برابر بنیادگرایی و رادیکالیسم چپگرایانه را از دست میدهند و همچنان با عدم درک اهمیت این موضوع، هر نمود امر ذهنی را با تمام قدرت سرکوب میکنند که در نهایت، به مرگ منطق و استدلال ذهنِ جامعه میانجامد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آیندۀ مبهمِ «سنت نظری»
— در وصف کتابهایی که از درمانِ درد ما عاجزند
(۲/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 در نهایت، دیدیم که قربانی کردن شفافسازی و بیان پیچیدگیهای مساله به نفع ساقط کردنِ اعتبار پرسش اولیه، یعنی «تاریخ توهم اندیشهی کمونیسم» توسط مفسر اجتماعی، به کشاندن بحث به جهانی میرسد که در آن، تمامی واقعیتهای خام تاریخ، به حالت تعلیق در میآیند.
🍂 محدثی در مقام مفسر تاریخ از واژهی «توهم» «ابهامزدایی» نمیکند، بلکه آن را «نسبی» میکند و در حالت تعلیقی قرار میدهد که نویسندهی کتاب پیش از آن تلاش کردهبود، پیچیدگیهای آن را بطور شفاف و تاریخی نشان بدهد.
🍂 این بزرگترین خطا و مهلکترین سمی است که دانشگاهیان در طول تاریخ در صدد رفع آن برنیامدند و نتوانستند آیندهی شوم آن را تخیل کنند.
🍂 در نتیجه، بستر برای ورود اندیشهی «پستمدرن» و «گلوبالیسم» آماده شده و فرقهی «داس و چکش»، حالا به مدد آمادهشدن بستر اندیشهی پستمدرن، آن واقعیتهای اجتماعی که نویسنده تلاش کردهبود به مخاطب نشان بدهد را، با ایدههای «جهانوطنی»، به حالت تعلیق در میآورد.
🍂 نزاعی که در این جلسه رخ دادهاست، یک نزاع قدیمی در سنت اندیشهی تاریخ اجتماع ایران است و امر جدیدی نبود و باز هم به ما ثابت کرد که مشکل از نبود منابع کافی مطالعه تاریخی نیست، بلکه مشکل این است که ایرانیان هیچ درسی از شیوهی اندیشیدن انسان غربی نگرفتهاند.
🍂 برای انسان غربی، «روش اندیشیدن» به مساله بنیادیترین مساله بوده است، و برای دستیابی به آن، هزینههای فراوان جانی و تاریخی دادهاست که نتیجهی آن، شکلگیری «نظام فکری» و «سنت نظری» است.
🍂 در ایران، در جامعهای که اندیشه چهارچوبی ندارد، سنتی ندارد، روشی ندارد، ورود هر اثر مکتوب درجۀ یک نیز بیاثر و بینتیجه است.
🍂 عدم وفاداری به شیوهیخاص اندیشیدن، به این بهانه که در اندیشیدن باید آزاد و رها بود، و همچنین نداشتنِ نظام فکری، چنان ضربهای بر پیکر واقعیتهای تاریخی میزند که حتا مرگ و کشتار بیش از صد میلیون انسان بیگناه توسط کمونیسم، از زبان چپ ایرانی حاضر در جلسه، آنچنان مهم نیست! چرا که در تاریخ، از این نمونهها وجود دارد!
🍂 این ادعا بیش از هر چیز میبایست تمامی حضار در آن جلسه را به این هراس بزرگ میانداخت که چرا تا این حد ساده و آسان، کسی میتواند جنایاتی چنین عظیم و گسترده را کماهمیت بداند؟
🍂 البته نتیجهی چنین هراسی، باید به خودانتقادی علومانسانی بیانجامد و به همین علت است که از روبرو شدن با این پرسش طفره میروند.
🍂 زمانی که محدثی مانند عوام جامعه که واژه را از اعتبار خود ساقط میکنند، واژهی "توهم" را از اعتبار درونمتنی ساقط میکند، تا به نتیجهی دلخواه یعنی «سرکوب امر ملی» برسد، باید هم منتظر این بود که فرقهی «داس و چکش»، بهراحتی واقعیت جنایات کمونیسم را خونشویی کند.
🍂 این نشست بار دیگر نشان داد که مواجههی ما با پژوهشها و آثار مکتوب دنیا، بدون خودانتقادی، یک مواجههی معیوب و افتادن در دام تکرار ابدی ندانستن و نیاموختن است.
🍂 اصرار بر گفتگو هم کاری عبث و بیهوده است. بر این باور هستم که مشکل اصلی، قشر خواص جامعه یا عوام جامعه «عدم گفتگو» نیست (اصلا تصور میکنم اینهمه اصرار بر گفتگو نشانهی «کوتاهی فکر» است)، بلکه مشکل اصلی ما «عدم وفاداری به سنتی نظری» و «نداشتن دستگاه نظری» است. تا زمانی که چهارچوب فکری تا این حد ضعیف است هر گفتگویی صرفا نزاعی میانحزبی بیش نخواهد بود.
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
— در وصف کتابهایی که از درمانِ درد ما عاجزند
(۲/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 در نهایت، دیدیم که قربانی کردن شفافسازی و بیان پیچیدگیهای مساله به نفع ساقط کردنِ اعتبار پرسش اولیه، یعنی «تاریخ توهم اندیشهی کمونیسم» توسط مفسر اجتماعی، به کشاندن بحث به جهانی میرسد که در آن، تمامی واقعیتهای خام تاریخ، به حالت تعلیق در میآیند.
🍂 محدثی در مقام مفسر تاریخ از واژهی «توهم» «ابهامزدایی» نمیکند، بلکه آن را «نسبی» میکند و در حالت تعلیقی قرار میدهد که نویسندهی کتاب پیش از آن تلاش کردهبود، پیچیدگیهای آن را بطور شفاف و تاریخی نشان بدهد.
🍂 این بزرگترین خطا و مهلکترین سمی است که دانشگاهیان در طول تاریخ در صدد رفع آن برنیامدند و نتوانستند آیندهی شوم آن را تخیل کنند.
🍂 در نتیجه، بستر برای ورود اندیشهی «پستمدرن» و «گلوبالیسم» آماده شده و فرقهی «داس و چکش»، حالا به مدد آمادهشدن بستر اندیشهی پستمدرن، آن واقعیتهای اجتماعی که نویسنده تلاش کردهبود به مخاطب نشان بدهد را، با ایدههای «جهانوطنی»، به حالت تعلیق در میآورد.
🍂 نزاعی که در این جلسه رخ دادهاست، یک نزاع قدیمی در سنت اندیشهی تاریخ اجتماع ایران است و امر جدیدی نبود و باز هم به ما ثابت کرد که مشکل از نبود منابع کافی مطالعه تاریخی نیست، بلکه مشکل این است که ایرانیان هیچ درسی از شیوهی اندیشیدن انسان غربی نگرفتهاند.
🍂 برای انسان غربی، «روش اندیشیدن» به مساله بنیادیترین مساله بوده است، و برای دستیابی به آن، هزینههای فراوان جانی و تاریخی دادهاست که نتیجهی آن، شکلگیری «نظام فکری» و «سنت نظری» است.
🍂 در ایران، در جامعهای که اندیشه چهارچوبی ندارد، سنتی ندارد، روشی ندارد، ورود هر اثر مکتوب درجۀ یک نیز بیاثر و بینتیجه است.
🍂 عدم وفاداری به شیوهیخاص اندیشیدن، به این بهانه که در اندیشیدن باید آزاد و رها بود، و همچنین نداشتنِ نظام فکری، چنان ضربهای بر پیکر واقعیتهای تاریخی میزند که حتا مرگ و کشتار بیش از صد میلیون انسان بیگناه توسط کمونیسم، از زبان چپ ایرانی حاضر در جلسه، آنچنان مهم نیست! چرا که در تاریخ، از این نمونهها وجود دارد!
🍂 این ادعا بیش از هر چیز میبایست تمامی حضار در آن جلسه را به این هراس بزرگ میانداخت که چرا تا این حد ساده و آسان، کسی میتواند جنایاتی چنین عظیم و گسترده را کماهمیت بداند؟
🍂 البته نتیجهی چنین هراسی، باید به خودانتقادی علومانسانی بیانجامد و به همین علت است که از روبرو شدن با این پرسش طفره میروند.
🍂 زمانی که محدثی مانند عوام جامعه که واژه را از اعتبار خود ساقط میکنند، واژهی "توهم" را از اعتبار درونمتنی ساقط میکند، تا به نتیجهی دلخواه یعنی «سرکوب امر ملی» برسد، باید هم منتظر این بود که فرقهی «داس و چکش»، بهراحتی واقعیت جنایات کمونیسم را خونشویی کند.
🍂 این نشست بار دیگر نشان داد که مواجههی ما با پژوهشها و آثار مکتوب دنیا، بدون خودانتقادی، یک مواجههی معیوب و افتادن در دام تکرار ابدی ندانستن و نیاموختن است.
🍂 اصرار بر گفتگو هم کاری عبث و بیهوده است. بر این باور هستم که مشکل اصلی، قشر خواص جامعه یا عوام جامعه «عدم گفتگو» نیست (اصلا تصور میکنم اینهمه اصرار بر گفتگو نشانهی «کوتاهی فکر» است)، بلکه مشکل اصلی ما «عدم وفاداری به سنتی نظری» و «نداشتن دستگاه نظری» است. تا زمانی که چهارچوب فکری تا این حد ضعیف است هر گفتگویی صرفا نزاعی میانحزبی بیش نخواهد بود.
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
نقدآگین
📘چهرۀ دیگر از بنگلادش و جنبشِ «زبانِ مادری» ✍🏻 #سالار_سیفالدینی 🍂 در چند روز گذشته، فیلمهای هولناک زیادی از جنایتهای ناشی از بهاصطلاح "انقلابِ بنگلادش" منتشر شدهاست. 🍂 بنگلادش بهشتِ تجزیهطلبان و سرزمینِ آرمانی آنهاست. پاکستان شرقی با حمایت هندوستان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اولین جمهوری اسلامی تاریخ (+)
🍂 داستان جمهوری اسلامی که حدود ۹۰ سال پیش، شکل گرفت. جالبه بدونید این جمهوری ۴۵ سال قبل از #حکومت_اسلامی ایران تأسیس شد! ولی خب عمرش کوتاه بود و زود از بین رفت.
🍂 در این ویدیو میبینید چرا به وجود اومد، چه کسایی پشتش بودن، چه قوانینی داشت و چرا نتونست دووم بیاره؟ از اختلافات قومی و مذهبی تو منطقه بگیر تا دخالتهای شوروی و چین، همه و همه تو این ماجرا نقش داشتن.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 اولین جمهوری اسلامی تاریخ کجاست؟
02:41 - خواهش از مخاطبان
03:45 جغرافیای سین کیانگ
07:52 - اقوام سینکیانگ - اویغورها چه کسانی هستند؟
11:06 - تاریخ سین کیانگ
21:10 - ظهور یعقوب بیگ
26:20 شکست یعقوب بیگ از امپراتوری چینگ
27:27 انقلاب ۱۹۱۱ چین و روی کار اومدن جمهوری چین
30:06 نفوذ روسها و حکومت یانگ ژنگ شین
32:41 شورش قومول (شهر هامی)
33:15 جمهوری اسلامی ترک ترکستان شرقی
40:40 سقوط جمهوری اسلامی ترکستان شرقی توسط دونقانها
43:46 عواقب خروج شوروی از سین کیانگ
46:02 جمهوری ترکستان شرقی
47:30 پیروزی کمونیستها در چین و شکست جمهوری ترکستان شرقی
#سیاست #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 داستان جمهوری اسلامی که حدود ۹۰ سال پیش، شکل گرفت. جالبه بدونید این جمهوری ۴۵ سال قبل از #حکومت_اسلامی ایران تأسیس شد! ولی خب عمرش کوتاه بود و زود از بین رفت.
🍂 در این ویدیو میبینید چرا به وجود اومد، چه کسایی پشتش بودن، چه قوانینی داشت و چرا نتونست دووم بیاره؟ از اختلافات قومی و مذهبی تو منطقه بگیر تا دخالتهای شوروی و چین، همه و همه تو این ماجرا نقش داشتن.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 اولین جمهوری اسلامی تاریخ کجاست؟
02:41 - خواهش از مخاطبان
03:45 جغرافیای سین کیانگ
07:52 - اقوام سینکیانگ - اویغورها چه کسانی هستند؟
11:06 - تاریخ سین کیانگ
21:10 - ظهور یعقوب بیگ
26:20 شکست یعقوب بیگ از امپراتوری چینگ
27:27 انقلاب ۱۹۱۱ چین و روی کار اومدن جمهوری چین
30:06 نفوذ روسها و حکومت یانگ ژنگ شین
32:41 شورش قومول (شهر هامی)
33:15 جمهوری اسلامی ترک ترکستان شرقی
40:40 سقوط جمهوری اسلامی ترکستان شرقی توسط دونقانها
43:46 عواقب خروج شوروی از سین کیانگ
46:02 جمهوری ترکستان شرقی
47:30 پیروزی کمونیستها در چین و شکست جمهوری ترکستان شرقی
#سیاست #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘عذرخواهی از ایرج میرزا!
✍🏻دکتر #حسن_محدثی
🔻ناهید زمانیان (@nahidestan) نوشتهاست:
🍂 ایرج میرزای گرامی «جلال الممالک» و «فخرالشعرا»، شاهزادهی والا مقام! ای استاد شعر و ادب فارسی و طنزپرداز ارجمند و نقاد چیرهدست فرهنگ و زندهگیی ایرانیان، مرا ببخشا که گویا بیآنکه خود بدانم، گناهی بزرگ مرتکب شده ام و پای در کفش آن مقام شامخ والامرتبت کرده ام!
🍂 تا آنجایی که من میدانم جنابعالی در پردهدری و بهکارگیریی الفاظ رکیک و وقیح و تصویرسازیهای جنسی و غیرجنسی بس توانا بوده اید و در درشتگویی و صراحت زبان و بیان در امور تحتانی و فوقانی و غیره، استادی بیبدیل و یکهتاز بوده اید و هرگز مرا نرسد که جسارت کنم و گوش شیطان کر به مقایسهی خویش و آن جناب والامقام بپردازم. با این حال، از این که دیگران بیآنکه کتاب ام را بخوانند، مرا با آن جناب مستطاب والامقام مقایسه کرده اند، بسیار عذرخواه ام! مرا چه رسد پای در کفش آن شخص شخیص متشخص بنهم یا ظنّ باطل به شباهتی در بیان و سخن خود و حضرت عالی ببرم! حاشا و کلّا!
🍂 وانگهی، تا آنجایی که من خبر دارم، آن جناب والامقام، در بارهی رابطهی جنسیی فرد عزب با خر سخن گفته اید و نیز گاهی از خر عیسا به نیکویی و هنرمندی یاد کرده اید و او را بسیار باهنر خوانده اید و از این جهت او را از خران دیگر ممتاز و متمایز ساخته اید و بر مدح او افتخار کرده اید و ابیات بسیار ستایشآمیزی در بارهی ایشان سروده اید! گویا شعر دیگری را نیز به شما منسوب کرده اند که در آن در مقام مقایسه با آدمیان، خریت از آدمیت برتر و والاتر دانسته شده و در طیی گفتوگویی شاعرانه با جناب خر، شاعر دریافته است که خر «معدن معرفت کمال» است و منکشف ساخته است که «سخن خر همه متین است» و «قانون خریت» را برای آدمیت لازم الاجرا دانسته است! بر ما مکشوف نیست که شاعر شعری که منسوب به شما است، چهگونه به گفتوگو با خر پرداخته و با آن زبانبسته همسخن شده و اکتشافاتی نیازمند تأمل مرتکب شده است!
🍂 من البته به خلاف شما نه توجه به و حشر و نشری با خر عیسا داشته ام و نه در باب رابطهی کمر به پایین با خران چیزی گفته ام و نه از برتریی خران بر آدمیان خبر داده ام. آنچه من گفته ام جز در باب خریت آدمیان نبوده است. با این حال، فرموده اند سخن گفتن در باب خر و خران و خریت در انحصار ایرج میرزا قرار دارد و من بیآنکه از حق انحصاریی شما با خبر باشم، در این مقوله ورود کرده ام. عذر تقصیر دارم از این بیخبری و از این پس بیاجازت شما، به این حوزهی شریف و وزین و متعالی ورود نخواهم کرد و حق پیشکسوتی را خواهم گزارد! طلب عفو و بخشایش دارم و از درگاه هستیی بخشنده برای آن شاعر و طنزپرداز عالیمقام علو درجات را خواهانم!
عزت عالی مستدام!
المستغفر الگیلوایی «جامعهشناس دهندهی پالس منفی»
@NewHasanMohaddesi
#نقدخند #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻دکتر #حسن_محدثی
🔻ناهید زمانیان (@nahidestan) نوشتهاست:
"وقتی اعلام میکنی که کتابی در دست چاپ داری به نام «دو سه خروار خریت»، فارغ از محتوای کتاب که نمیدونیم چی هست، داری پالس منفی به مخاطبت میدی. تو که ایرج میرزا نیستی، تو جامعهشناسی و زبان تو باید شکل وزین علمی داشته باشه."
🍂 ایرج میرزای گرامی «جلال الممالک» و «فخرالشعرا»، شاهزادهی والا مقام! ای استاد شعر و ادب فارسی و طنزپرداز ارجمند و نقاد چیرهدست فرهنگ و زندهگیی ایرانیان، مرا ببخشا که گویا بیآنکه خود بدانم، گناهی بزرگ مرتکب شده ام و پای در کفش آن مقام شامخ والامرتبت کرده ام!
🍂 تا آنجایی که من میدانم جنابعالی در پردهدری و بهکارگیریی الفاظ رکیک و وقیح و تصویرسازیهای جنسی و غیرجنسی بس توانا بوده اید و در درشتگویی و صراحت زبان و بیان در امور تحتانی و فوقانی و غیره، استادی بیبدیل و یکهتاز بوده اید و هرگز مرا نرسد که جسارت کنم و گوش شیطان کر به مقایسهی خویش و آن جناب والامقام بپردازم. با این حال، از این که دیگران بیآنکه کتاب ام را بخوانند، مرا با آن جناب مستطاب والامقام مقایسه کرده اند، بسیار عذرخواه ام! مرا چه رسد پای در کفش آن شخص شخیص متشخص بنهم یا ظنّ باطل به شباهتی در بیان و سخن خود و حضرت عالی ببرم! حاشا و کلّا!
🍂 وانگهی، تا آنجایی که من خبر دارم، آن جناب والامقام، در بارهی رابطهی جنسیی فرد عزب با خر سخن گفته اید و نیز گاهی از خر عیسا به نیکویی و هنرمندی یاد کرده اید و او را بسیار باهنر خوانده اید و از این جهت او را از خران دیگر ممتاز و متمایز ساخته اید و بر مدح او افتخار کرده اید و ابیات بسیار ستایشآمیزی در بارهی ایشان سروده اید! گویا شعر دیگری را نیز به شما منسوب کرده اند که در آن در مقام مقایسه با آدمیان، خریت از آدمیت برتر و والاتر دانسته شده و در طیی گفتوگویی شاعرانه با جناب خر، شاعر دریافته است که خر «معدن معرفت کمال» است و منکشف ساخته است که «سخن خر همه متین است» و «قانون خریت» را برای آدمیت لازم الاجرا دانسته است! بر ما مکشوف نیست که شاعر شعری که منسوب به شما است، چهگونه به گفتوگو با خر پرداخته و با آن زبانبسته همسخن شده و اکتشافاتی نیازمند تأمل مرتکب شده است!
🍂 من البته به خلاف شما نه توجه به و حشر و نشری با خر عیسا داشته ام و نه در باب رابطهی کمر به پایین با خران چیزی گفته ام و نه از برتریی خران بر آدمیان خبر داده ام. آنچه من گفته ام جز در باب خریت آدمیان نبوده است. با این حال، فرموده اند سخن گفتن در باب خر و خران و خریت در انحصار ایرج میرزا قرار دارد و من بیآنکه از حق انحصاریی شما با خبر باشم، در این مقوله ورود کرده ام. عذر تقصیر دارم از این بیخبری و از این پس بیاجازت شما، به این حوزهی شریف و وزین و متعالی ورود نخواهم کرد و حق پیشکسوتی را خواهم گزارد! طلب عفو و بخشایش دارم و از درگاه هستیی بخشنده برای آن شاعر و طنزپرداز عالیمقام علو درجات را خواهانم!
عزت عالی مستدام!
المستغفر الگیلوایی «جامعهشناس دهندهی پالس منفی»
@NewHasanMohaddesi
#نقدخند #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ماجرای مشروطه ۷
@Naqdagin
🎧ماجرای مشروطه
— قسمت هفتم: جمالالدین اسدآبادی
🎙 #امیر_خادم
🍂 در این قسمت درباره افکار و سیاستهای سید جمالالدین اسدآبادی مشهور به افغانی صحبت میکنیم و تاثیر غیرمستقیم او بر دوران مشروطه را بررسی میکنیم.
🔻نقلقولهای مستقیم این قسمت از این منابع بود.
@mashrutehwithAmirKhadem
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت هفتم: جمالالدین اسدآبادی
🎙 #امیر_خادم
🍂 در این قسمت درباره افکار و سیاستهای سید جمالالدین اسدآبادی مشهور به افغانی صحبت میکنیم و تاثیر غیرمستقیم او بر دوران مشروطه را بررسی میکنیم.
🔻نقلقولهای مستقیم این قسمت از این منابع بود.
@mashrutehwithAmirKhadem
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘گزارشی از سرنوشت فیلم مصری «الملحد»
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 در ماه گذشته، خبری منتشر شد که فیلمی جنجالی به نام «الملحد / خداناباور» در سینمای مصر تولید شده که +۱۶ سال است که به دلایلِ ارتدادِ جوانی مصری میپردازد. قرار بود ۱۳ آگوست، یعنی فردا سهشنبه، اکران عمومی شود که امروز خبر توقیف و تعلیق فیلم توسط احمد السبکی کارگردان فیلم منتشر شد.
🍂 نویسنده فیلمنامهی آن روشنفکر و سناریست مصری «ابراهیم عیسی» است که در حد خود، تا به حال به موضوعات جنجالی بسیاری پرداختهاست.
🍂 داستان از زندگی جوانی به نام دکتر یحیی حکایت میکند که فرزند یکی از شیوخ افراطگرای مصری است. دکتر یحیی در این مقطع از زندگیاش، با پدر متعصب خود دچار اختلاف عقیدتی و درگیری فکری میشود و تصمیم میگیرد بر ضد عقاید پدرش عصیان کند و خداناباوریاش را علنا آشکار کند.
🍂 شیوخ شهر و اساتید الازهر در جلسهای به پدر دکتر یحیی اعلام میکنند اگر پسرت توبه نکند او را به جرم ارتداد خواهیم کشت.
🔻صحنهی زیر که #ترجمه میکنم دیالوگی از فیلم است که بین دکتر یحیی و مادرش در منزل آنها شکل میگیرد:
ایمان مادر یحیی به پسرش میگوید:
یحیی در پاسخ مادرش میگوید:
مادر میگوید:
یحیی از مادر میپرسد:
مادرش میگوید:
در اینجا حافظ (پدر یحیی) در پشت سر آندو در صحنه ظاهر میشود و خطاب به ایمان مادر یحیی میگوید:
ایمان (مادر یحیی) به گریه میافتد و با نگاهی ملتمسانه به یحیی چشم میدوزد. یحیی شانههای مادر را میگیرد و نگاهش را با حالتی مهربانانه متوجه پدرش میکند و میگوید:
پدرش حافظ با شدت و تردید به یحیی نگاه میکند و با نفرت و سنگدلی آمیخته با نگاهی محبتآمیز با یک لکنتی متوسل به خواندن آیهای از قرآن میشود که:
یحیی نیز با آیهی دیگری از قرآن پاسخ پدرش را میدهد که:
🔺🔻این مکالمهای است که ابراهیم عیسی امروز پس از اعلام توقیف فیلم، از فیلم «الملحد» منتشر کرد و نوشت:
#نقد_فیلم #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 در ماه گذشته، خبری منتشر شد که فیلمی جنجالی به نام «الملحد / خداناباور» در سینمای مصر تولید شده که +۱۶ سال است که به دلایلِ ارتدادِ جوانی مصری میپردازد. قرار بود ۱۳ آگوست، یعنی فردا سهشنبه، اکران عمومی شود که امروز خبر توقیف و تعلیق فیلم توسط احمد السبکی کارگردان فیلم منتشر شد.
🍂 نویسنده فیلمنامهی آن روشنفکر و سناریست مصری «ابراهیم عیسی» است که در حد خود، تا به حال به موضوعات جنجالی بسیاری پرداختهاست.
🍂 داستان از زندگی جوانی به نام دکتر یحیی حکایت میکند که فرزند یکی از شیوخ افراطگرای مصری است. دکتر یحیی در این مقطع از زندگیاش، با پدر متعصب خود دچار اختلاف عقیدتی و درگیری فکری میشود و تصمیم میگیرد بر ضد عقاید پدرش عصیان کند و خداناباوریاش را علنا آشکار کند.
🍂 شیوخ شهر و اساتید الازهر در جلسهای به پدر دکتر یحیی اعلام میکنند اگر پسرت توبه نکند او را به جرم ارتداد خواهیم کشت.
🔻صحنهی زیر که #ترجمه میکنم دیالوگی از فیلم است که بین دکتر یحیی و مادرش در منزل آنها شکل میگیرد:
ایمان مادر یحیی به پسرش میگوید:
گوش بده یحیی! تو پسر منی، مؤمن باشی یا کافر، تو جان منی، ملحد باشی یا مرتد، اما برو به آنها دروغ بگو؛ بگو که توبه و انابه کردهای و مسلمان هستی.
یحیی در پاسخ مادرش میگوید:
یعنی از من میخواهی دروغ بگویم؟
مادر میگوید:
بله دروغ بگو، مگر ما همهمان دروغ نمیگوییم؟ یکی به خودش دروغ میگوید، یکی به مردم، یکی به پیغمبر دروغ میبندد، یکی به خدا، یکی دروغ میگوید چون میترسد یکی دروغ میگوید تا راحت و آسوده زندگیاش را بکند، یکی هم دروغ میگوید چون دیگران دروغ را باور میکنند.
یحیی از مادر میپرسد:
و الان من نیاز دارم کدام یک از این دروغ ها را به ایشان[=شیوخ] بگویم؟
مادرش میگوید:
دروغ بگو تا مادرت نفس راحتی بکشد و پدرت از ارتکاب یک جنایت محتمل خلاص شود، میدانی که پدرت آنچنان مؤمن است که احتمال میرود هر لحظه تو را بکشد!
در اینجا حافظ (پدر یحیی) در پشت سر آندو در صحنه ظاهر میشود و خطاب به ایمان مادر یحیی میگوید:
تو داری با او چه میگویی؟ هیچکس دیگر نیاز نیست در این خانه با او حرف بزند. تحریمش میکنیم، بیرونش میاندازیم و ترکش میکنیم تا به خدا و مذهبش برگردد. اینو گفتم مبادا ببینم دوباره با او حرف بزنید.
ایمان (مادر یحیی) به گریه میافتد و با نگاهی ملتمسانه به یحیی چشم میدوزد. یحیی شانههای مادر را میگیرد و نگاهش را با حالتی مهربانانه متوجه پدرش میکند و میگوید:
ابو یحیی آیا میخواهی پسرت یحیی را بکُشی؟
پدرش حافظ با شدت و تردید به یحیی نگاه میکند و با نفرت و سنگدلی آمیخته با نگاهی محبتآمیز با یک لکنتی متوسل به خواندن آیهای از قرآن میشود که:
«فی اولادکم عدوا لکم؛ برخی از فرزندان شما دشمنان شمایند».
یحیی نیز با آیهی دیگری از قرآن پاسخ پدرش را میدهد که:
«او لوکان آباؤهم لا يعلمون شيئا و لا يهتدون؛ حتا «اگر پدران ایشان چیزی ندانند و هدایت نشدهباشند [از آنان پیروی میکنید]» چی؟
🔺🔻این مکالمهای است که ابراهیم عیسی امروز پس از اعلام توقیف فیلم، از فیلم «الملحد» منتشر کرد و نوشت:
وقتی رمان «اولاد حارتنا؛ بچههای محله ما» برای نجیب محفوظ را ممنوع کردند او چه کرد؟ آری نوشتن رمان جدید دیگری را شروع کرد. همچنین شرقاوی پس از ممنوع شدن تئاتر «الحسین ثائرا» چه کرد؟ دست به نوشتن نمایشنامه جدیدش زد.
و هنوز نسلها یکی پس از دیگری، آنها را میخوانند و کلمات آنها را جاودانه در وجدان و خرد خود زیستهاند. چرا که هنر قویتر از ممنوعیت و قدرتمندتر از هر فشنگ و گلولهای است، بلکه حتا از مرگ نیز قدرتِ هنر بیشتر است. برای همین اندیشمند و هنرمند میمیرد، اما ایدههای آنها جاودانه میشوند و باقی میمانند.
#نقد_فیلم #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
نقدآگین
@Naqdagin – اهمیت بستر فرهنگی ۴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اهمیت بستر فرهنگی ۵
@Naqdagin
🎧اهمیت بستر فرهنگی (۵)
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸ترکیه و آمریکای لاتین و... سقفهای تکاملی بسیار پایینی در مقایسه با پتانسیل ایران برای توسعه دارند
🔸ظهور محمد (پیامبر مسلمانان) یک مثال نقض بر ایدۀ مارکس بود
🔸رشد اقتصادی آلمان قبل از ظهور دموکراسیاش در آن، حیرتانگیز بود؛ از مشکلات ما این است که مهتران ما غالب مسائل را در سطح سیاست و حقوق میفهمند و به اهمیتِ فرهنگ نمینگرند
#نقد_فرهنگ #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸ترکیه و آمریکای لاتین و... سقفهای تکاملی بسیار پایینی در مقایسه با پتانسیل ایران برای توسعه دارند
🔸ظهور محمد (پیامبر مسلمانان) یک مثال نقض بر ایدۀ مارکس بود
🔸رشد اقتصادی آلمان قبل از ظهور دموکراسیاش در آن، حیرتانگیز بود؛ از مشکلات ما این است که مهتران ما غالب مسائل را در سطح سیاست و حقوق میفهمند و به اهمیتِ فرهنگ نمینگرند
#نقد_فرهنگ #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘زوال ماشین جنگی روسیه ✍🏻 #طوس_طهماسبی 🍂 چند روز پس از دریافت تعدادی از جنگندههای F16، اوکراینیها در اقدامی عجیب و غافلگیرانه، با نیرویی کم، در حد دو گردانِ مکانیزه، به استان کورسک روسیه حمله کرده و پیشروی تا عمقِ ۴۰ کیلومتری، نزدیک به ۴۰۰ کیلومتر مربع…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘امتدادِ جنگ اوکراین و ختمِ رویاهای روسیه
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 چرا معتقدم که اگر جنگ اوکراین یک تا دو سال دیگر با شدت متوسط ادامه یابد، حتی اگر اوکراینیها نتوانند تمام سرزمینهای خود را آزاد کنند، دیگر چیزی به نام «ارتش بزرگ روسیه» یا روسیه به عنوان یک «قدرت جهانی» وجود نخواهد داشت؟
🍂 تصویر پیوست مربوط به مانور زاپادِ ۸۱ ارتش شوروی در آغاز دهه ۸۰ میلادی است. این بزرگترین رزمایش یک نیروی زمینی در تاریخ بود؛ مربوط به دورانِ اوج قدرت نظامیِ شوروی، کمی پیش از آغاز روند اضمحلال آن. در آن زمان، شوروی ۵۰ تا ۶۰ هزار تانک عملیاتی در اختیار داشت. پس از فروپاشی شوروی، روسیه بیش از ۳ تا ۵ هزار تانک را نتوانست در خدمت نگه دارد. شوروی ۱۳ هزار هواپیمای جنگی در اختیار داشت، حال آنکه هواپیماهای رزمی روسیه به ۱ هزار فروند هم نمیرسد.
❓اما آیا ارتش روسیه که همواره بر کمیت متکی بوده، توانست که در مقابل چنین کاهشِ قدرت تکاندهندهای، دکترین و فونداسیونِ نظامیِ جدیدی بر پایۀ کیفیت و فنآوریِ نظامی هوشمند بنا کند؟ به هیچ وجه!
🍂 سطح فنآوری ارتش روسیه امروز تفاوت ناچیزی با ارتش شوروی ۳۳ سال پیش دارد. شکستهای خردکنندۀ آنها در اوکراین، ریشه در همین واقعیت دارد.
🍂 شوروی کمونیستی ساختارِ صنعتیِ عظیمی بهوجود آورد که بر پایۀ «منطق اقتصادی»، مفهوم «بازدهی» و «تناسب با کشش بازارها» بنا نشدهبود. این ساختار زیانده، بهتدریج بهمعنای دقیق کلمه گندید و مضمحل شد. یلستین و پوتین ناچار شدند آن را تقریبا به تمامی تعطیل کنند.
🍂 روسیه برخلاف شوروی، یک «قدرت صنعتی» نبود و به یک «صادر کنندۀ مواد خام» تبدیل شد. روسیه با اختلاف، غنیترین کشور جهان از لحاظ «منابع زیرزمینی» است، اما امروز در ردهبندی اقتصاد جهانی، جایگاه ۱۱-ام را بهخود اختصاص دادهاست، در حالی که شوروی پس از پیروزی در جنگ جهانی دوم، اقتصاد دوم جهان بود.
🍂 روسیه با یک دولت فاسد و مافیایی، بههیچوجه قادر نشده تا اقتصاد و تکنولوژی خود را بر پایهای جدید بنا کند.
🍂 روسیه در پارامترهای بنیادینِ توسعه و قدرت، تنها یک پیکرِ بدقواره، نیمهنصفه و زوار-در-رفته از دوران شوروی است. به همین سبب است که روسیه، قادر نشده در این سالها، سلاحهای واقعا جدیدی در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد. به همین سبب است که سلاحهای جدیدی نظیر سوخو پاکفا و تانکِ آرماتا، با این که ظاهرا تکمیل شدهاند، اما عملا وجود ندارند؛ چرا که بنیۀ اقتصادی و تکنولوژیِ لازم برای تکمیل آنها وجود ندارد. هند که شریک برنامۀ جنگندۀ نسل پنجم پاکفا بود، دریافت که این پروژه پوچ و توخالی است و کنارهگیری خود را اعلام کرد.
🍂 پوتین در طول بیش از ۱۰ سال دورۀ رونق ناشی از قیمت بالای نفت و گاز، توانست چند طرح نیمهکارهمانده از دوران شوروی را تکمیل کرده و در اختیار ارتش روسیه بگذارد. جنگندههای سوخو 30، 34 و 35، و نیز تانکهای T90 شامل طرح قدیم و جدید در این دسته قرار میگيرند. بدینترتیب، ۳۸۰ جنگندۀ جدید و حدود ۴۵۰ تانک جدید در اختیار ارتش روسیه قرار گرفت. امروز حدود ۶۰ فروند از این هواپیماهای جدید از بین رفتهاند و رقمی که در مقابل تولید شده، حدود ۱/۸ تلفات است.
🍂 در مورد نیروی زمینی، وضعیت بارها و بارها بدتر است. روسها نزدیک به ۵ هزار تانک و بیشترِ خدمه زرهی زبدۀ خود را از دست دادهاند. بیش از نیمی از تانکهای جدیدِ کمتعداد از میان رفتهاند. تولید نظامی روسها تا اینجا، بسیار کمتر از تلفات بوده و به همین سبب، ناچار شدهاند تانکهای قدیمی تولیدیِ ۵۰ تا ۷۰ سال پیش را از انبارها و از حالت ذخیره بیرون بیاورند.
🍂 بررسیها نشان داده با روند تولید و تلفات فعلی، روسها یکسال دیگر تقریبا تانکی در میدان نبرد ندارند. از سوی دیگر، هر چه آنها بهسوی تولید بیشتر جنگافزارهای سنگین بروند، فشار بر اقتصاد غیرنظامی روسیه بیشتر شده و زمینه برای «فروپاش اقتصادی دومِ» امپراتوری مسکو فراهمتر میگردد.
🍂 تلفات در زمینۀ نفربرها, توپهای خود-رانش و سیستمهای پدافندِ موشکی زمین به هوا هم بسیار زیاد بودهاست و در مجموع، رقمی حدود ۵ هزار دستگاه را شامل میشود.
🍂 روسها مشکل دیگری نیز دارند. آنها در زمینۀ فنآوری نظامیِ پیچیدۀ الکترونیک، خودکفا نیستند و در دو دهۀ آخیر، در این زمینه وابسته به قدرتهای غربی، بهخصوص فرانسه، بودهاند.
🍂 تحریمهایی که پس از اشغال کریمه، یعنی ۱۰ سال قبل اعمال شد، ارتش روسیه را دچارِ مشکلات جدی کرد. علت اینکه چرا روسها نتوانستند برتری هوایی بر فراز اوکراین را بدست گیرند و نیروی هوایی کوچک اوکراین را نابود کنند، مربوط به همین عقبماندگی در زمینه دانشِ پیشرفتۀ الکترونیک است.
🗄پست مرتبط
📕زوال ماشین جنگی روسیه
#نظامی #سیاست #روسیه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 چرا معتقدم که اگر جنگ اوکراین یک تا دو سال دیگر با شدت متوسط ادامه یابد، حتی اگر اوکراینیها نتوانند تمام سرزمینهای خود را آزاد کنند، دیگر چیزی به نام «ارتش بزرگ روسیه» یا روسیه به عنوان یک «قدرت جهانی» وجود نخواهد داشت؟
🍂 تصویر پیوست مربوط به مانور زاپادِ ۸۱ ارتش شوروی در آغاز دهه ۸۰ میلادی است. این بزرگترین رزمایش یک نیروی زمینی در تاریخ بود؛ مربوط به دورانِ اوج قدرت نظامیِ شوروی، کمی پیش از آغاز روند اضمحلال آن. در آن زمان، شوروی ۵۰ تا ۶۰ هزار تانک عملیاتی در اختیار داشت. پس از فروپاشی شوروی، روسیه بیش از ۳ تا ۵ هزار تانک را نتوانست در خدمت نگه دارد. شوروی ۱۳ هزار هواپیمای جنگی در اختیار داشت، حال آنکه هواپیماهای رزمی روسیه به ۱ هزار فروند هم نمیرسد.
❓اما آیا ارتش روسیه که همواره بر کمیت متکی بوده، توانست که در مقابل چنین کاهشِ قدرت تکاندهندهای، دکترین و فونداسیونِ نظامیِ جدیدی بر پایۀ کیفیت و فنآوریِ نظامی هوشمند بنا کند؟ به هیچ وجه!
🍂 سطح فنآوری ارتش روسیه امروز تفاوت ناچیزی با ارتش شوروی ۳۳ سال پیش دارد. شکستهای خردکنندۀ آنها در اوکراین، ریشه در همین واقعیت دارد.
🍂 شوروی کمونیستی ساختارِ صنعتیِ عظیمی بهوجود آورد که بر پایۀ «منطق اقتصادی»، مفهوم «بازدهی» و «تناسب با کشش بازارها» بنا نشدهبود. این ساختار زیانده، بهتدریج بهمعنای دقیق کلمه گندید و مضمحل شد. یلستین و پوتین ناچار شدند آن را تقریبا به تمامی تعطیل کنند.
🍂 روسیه برخلاف شوروی، یک «قدرت صنعتی» نبود و به یک «صادر کنندۀ مواد خام» تبدیل شد. روسیه با اختلاف، غنیترین کشور جهان از لحاظ «منابع زیرزمینی» است، اما امروز در ردهبندی اقتصاد جهانی، جایگاه ۱۱-ام را بهخود اختصاص دادهاست، در حالی که شوروی پس از پیروزی در جنگ جهانی دوم، اقتصاد دوم جهان بود.
🍂 روسیه با یک دولت فاسد و مافیایی، بههیچوجه قادر نشده تا اقتصاد و تکنولوژی خود را بر پایهای جدید بنا کند.
🍂 روسیه در پارامترهای بنیادینِ توسعه و قدرت، تنها یک پیکرِ بدقواره، نیمهنصفه و زوار-در-رفته از دوران شوروی است. به همین سبب است که روسیه، قادر نشده در این سالها، سلاحهای واقعا جدیدی در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد. به همین سبب است که سلاحهای جدیدی نظیر سوخو پاکفا و تانکِ آرماتا، با این که ظاهرا تکمیل شدهاند، اما عملا وجود ندارند؛ چرا که بنیۀ اقتصادی و تکنولوژیِ لازم برای تکمیل آنها وجود ندارد. هند که شریک برنامۀ جنگندۀ نسل پنجم پاکفا بود، دریافت که این پروژه پوچ و توخالی است و کنارهگیری خود را اعلام کرد.
🍂 پوتین در طول بیش از ۱۰ سال دورۀ رونق ناشی از قیمت بالای نفت و گاز، توانست چند طرح نیمهکارهمانده از دوران شوروی را تکمیل کرده و در اختیار ارتش روسیه بگذارد. جنگندههای سوخو 30، 34 و 35، و نیز تانکهای T90 شامل طرح قدیم و جدید در این دسته قرار میگيرند. بدینترتیب، ۳۸۰ جنگندۀ جدید و حدود ۴۵۰ تانک جدید در اختیار ارتش روسیه قرار گرفت. امروز حدود ۶۰ فروند از این هواپیماهای جدید از بین رفتهاند و رقمی که در مقابل تولید شده، حدود ۱/۸ تلفات است.
🍂 در مورد نیروی زمینی، وضعیت بارها و بارها بدتر است. روسها نزدیک به ۵ هزار تانک و بیشترِ خدمه زرهی زبدۀ خود را از دست دادهاند. بیش از نیمی از تانکهای جدیدِ کمتعداد از میان رفتهاند. تولید نظامی روسها تا اینجا، بسیار کمتر از تلفات بوده و به همین سبب، ناچار شدهاند تانکهای قدیمی تولیدیِ ۵۰ تا ۷۰ سال پیش را از انبارها و از حالت ذخیره بیرون بیاورند.
🍂 بررسیها نشان داده با روند تولید و تلفات فعلی، روسها یکسال دیگر تقریبا تانکی در میدان نبرد ندارند. از سوی دیگر، هر چه آنها بهسوی تولید بیشتر جنگافزارهای سنگین بروند، فشار بر اقتصاد غیرنظامی روسیه بیشتر شده و زمینه برای «فروپاش اقتصادی دومِ» امپراتوری مسکو فراهمتر میگردد.
🍂 تلفات در زمینۀ نفربرها, توپهای خود-رانش و سیستمهای پدافندِ موشکی زمین به هوا هم بسیار زیاد بودهاست و در مجموع، رقمی حدود ۵ هزار دستگاه را شامل میشود.
🍂 روسها مشکل دیگری نیز دارند. آنها در زمینۀ فنآوری نظامیِ پیچیدۀ الکترونیک، خودکفا نیستند و در دو دهۀ آخیر، در این زمینه وابسته به قدرتهای غربی، بهخصوص فرانسه، بودهاند.
🍂 تحریمهایی که پس از اشغال کریمه، یعنی ۱۰ سال قبل اعمال شد، ارتش روسیه را دچارِ مشکلات جدی کرد. علت اینکه چرا روسها نتوانستند برتری هوایی بر فراز اوکراین را بدست گیرند و نیروی هوایی کوچک اوکراین را نابود کنند، مربوط به همین عقبماندگی در زمینه دانشِ پیشرفتۀ الکترونیک است.
🗄پست مرتبط
📕زوال ماشین جنگی روسیه
#نظامی #سیاست #روسیه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
المپیک باستانی و دشمنان آن
@Naqdagin
🎧المپیکِ باستانی و دشمنانِ آن
+13
🔸چون #المپیک باستانی بعد از سلطۀ #مسیحیت بر امپراتوری روم تعطیل شد، شاید این تصور ایجاد شود که یگانه منتقدان المپیک باستانی مسیحیان بودند، اما این طور نیست.
🔸علاوه بر مسیحیان، اندیشمندان یونانی، نخبگان رومی و شماری از یهودیان با المپیک و ورزش قهرمانی مساله داشتند. نقدهای ایشان طیف وسیعی داشت. از نقد آسیبهای جسمی و روحی ورزش قهرمانی تا نقد عریانی و شاهدبازیِ جاری در میان ورزشکاران یونانی.
🔸نقد بعدی ناظر به منزلت اجتماعی رفیع و ثروت فراوان ورزشکارها بود که شباهت زیادی با صحبتهای وایرالشدۀ بیژن عبدالکریمی دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | پادکست عدم
+13
🔸چون #المپیک باستانی بعد از سلطۀ #مسیحیت بر امپراتوری روم تعطیل شد، شاید این تصور ایجاد شود که یگانه منتقدان المپیک باستانی مسیحیان بودند، اما این طور نیست.
🔸علاوه بر مسیحیان، اندیشمندان یونانی، نخبگان رومی و شماری از یهودیان با المپیک و ورزش قهرمانی مساله داشتند. نقدهای ایشان طیف وسیعی داشت. از نقد آسیبهای جسمی و روحی ورزش قهرمانی تا نقد عریانی و شاهدبازیِ جاری در میان ورزشکاران یونانی.
🔸نقد بعدی ناظر به منزلت اجتماعی رفیع و ثروت فراوان ورزشکارها بود که شباهت زیادی با صحبتهای وایرالشدۀ بیژن عبدالکریمی دارد.
.#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ #نقد_ادیان #برهنگی #همجنسگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | پادکست عدم