Telegram
نقدآگین
📘«ادبیات جنگی» در ورزش
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 از یک گزارشگر ورزشی که کسب و کار وی در مجیزهگویی نسبت به ارزشهای قدرت سیاسی است، خیلی انتظاری نیست که از «ادبیات جنگی» در گزارش خود استفاده نکند، و مثلا خطاب به جودوکارِ ایرانی در مسابقۀ ورزشیِ المپیک با حریف خارجی نگوید:
🍂 البته اگر قدرتِ سیاسی قدری دلش بهحال خودش و ارزشهایی که به آن پایبند است میسوخت، و عقلش میرسید، این گزارشگر را در فضای کاملاً سکولار شده و دینگریزِ ایران، بهدلیل اینکه لحظهبهلحظه و به کرّات از اصطلاحات مذهبی زیر استفاده کرد:
آن هم برای جودوکاری که بعداً شکست خواهد خورد، بهدلیلِ وهنِ دین و مذهب به شدت مورد توبیخ قرار میداد و اجازۀ گزارش ورزشی را از او سلب میکردند.
🍂 اما استفاده از ادبیاتی مشابه از رئیسجمهوری که به خیال خود آمدهاست رسم و آئین دیگری در حکمرانی دراندازد، معنای متناقضی را متبادر میکند و بازتولید همان «ادبیات جنگی» است؛ وقتی در پیام خود به کارتهکار ایرانی، به خاطر کسب مدال نقره، میگوید:
#حکومت_اسلامی #پزشکیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azad
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 از یک گزارشگر ورزشی که کسب و کار وی در مجیزهگویی نسبت به ارزشهای قدرت سیاسی است، خیلی انتظاری نیست که از «ادبیات جنگی» در گزارش خود استفاده نکند، و مثلا خطاب به جودوکارِ ایرانی در مسابقۀ ورزشیِ المپیک با حریف خارجی نگوید:
خوب جنگیدی، بزن نابودش کن، با ضربههای تیرآهن – منظور ضربه پا است- بزن به سرش.
🍂 البته اگر قدرتِ سیاسی قدری دلش بهحال خودش و ارزشهایی که به آن پایبند است میسوخت، و عقلش میرسید، این گزارشگر را در فضای کاملاً سکولار شده و دینگریزِ ایران، بهدلیل اینکه لحظهبهلحظه و به کرّات از اصطلاحات مذهبی زیر استفاده کرد:
"مردم دعا کنید"، "مردم ذکر بگوئید"، "یا زهرا" ، "یا فاطمه خودت کمک کن".
آن هم برای جودوکاری که بعداً شکست خواهد خورد، بهدلیلِ وهنِ دین و مذهب به شدت مورد توبیخ قرار میداد و اجازۀ گزارش ورزشی را از او سلب میکردند.
🍂 اما استفاده از ادبیاتی مشابه از رئیسجمهوری که به خیال خود آمدهاست رسم و آئین دیگری در حکمرانی دراندازد، معنای متناقضی را متبادر میکند و بازتولید همان «ادبیات جنگی» است؛ وقتی در پیام خود به کارتهکار ایرانی، به خاطر کسب مدال نقره، میگوید:
"مردانه جنگیدی".
#حکومت_اسلامی #پزشکیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azad
Telegram
نقدآگین
📘یومالفصلی که نمیخواستیم، اما آمد!
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
[تصویر: پائینی شهروند زن ایرانی
بالایی دوندۀ زن فلسطینی در #المپیک]
🍂 از این نکتهسنجیهای عظیم پُرشماری که از در-و-دیوار ما ملت ایران میبارد، نباید ساده گذشت، که "آره همینجوریه دیگه!". این نکتهسنجیها، پلههای "آگاهیِ ملیِ" در حال تکوین ماست. ما این "آگاهی" را نداشتهایم، بلکه "ضدآگاهیِ" خلافش را داشتهایم که گمان میکردیم آسمان شکافت و "حکمتِ مسلمانی" بر ساحتِ انسانی بارید و ما بهرهمندان و بهرهخوران آن "حکمت" شدیم که از نامسلمانها دریغ شد و تنها نصیب ما گشت!
🍂 بسیاری از این نسلهایی که بانیان و حاکمان و گهگاه اپوزیسیون دینیِ این فاجعۀ ۴۵ ساله اخیرمان شدند، هنوز در آن "ضدآگاهی" زندگی میکنند. همانها که بهترینهاشان، امثالِ #محسن_رنانی عزیز است که چهلسال آزگار است خاک نامنتظرهها از ابرهای شومِ باورِ دینی بر سرش میبارد و دستبردار نیست که "اسلام و مسلمانی نه این است!".
🍂 آنقدر خوشدل و خوشباور است که پزشکیان را نصیحت پُر آه و افسوس میکند، و ابدا متوجه نیست که مخاطبش کیست و چگونه آدمی بودهاست و کمابیش همان است که پیشتر بود؛ "کاش کردی و گذشتی...!".
🍂 از اینها باید گذشت! این گذشتن به پیمودنِ همان "پلههای آگاهی" است. نسلهای پیشین توشوتوانِ چنین پیمودنی را ندارند؛ رهایشان باید کرد که زمانهشان سپری شدهاست و هیچ "ذکر خیری" از ایشان بجا نخواهد ماند، نه حتی از "خوبهایشان".
🍂 نمیخواهم عطر و طعم هگلیمشربی از سخنم شنودهشود، اما مگر میتوان آن چرخشگاه بزرگ "یومالفصل"ای را که داریم طی میکنیم، ندید؟!
🍂 رنانی هم سالهاست که از "رنسانس ما" میگوید، من بسی فراتر از آنچه ایشان گفته و میگویند را میگویم. اختلاف فهم من و رنانی "تاکتیکی" نیست؛ من اصلا اهل "تاکتیک" نیستم. من چشماندازههای کلانِ تمدنی را در منظر نگاه دارم. آنچه من در این چشمانداز میبینم، یک "تحول زیستجهانی" در جامعۀ ایران است که هنجارهای نویی را رقم میزند؛ معرفتهای بدیعی از حیاتاجتماعی را ببار میآورد؛ انسانی از تراز دیگر را درحالِ ساختن است؛ این تحولیست که از خیلی چیزها در حال عبور است، چه جای "تاکتیک"؟!
🍂 ما داریم "آگاه" بدان میشویم که چه کالای قلبی (وارونهای) بعنوان گوهری یتیمهالدَّهر (فراسوی تاریخ) به ما فروخته شدهبود و ما هم آن را خریده بودیم. نواندیشان دینیِ ما، در خلالِ ۶۰ سالِ اخیر، خود را هلاک کردند تا بگویند این "گوهری" بودهاست؛ هنوز هم دست نکشیدهاند از این بادیهپیماییها! اما آنهمه کتابها و مقالات و سخنرانیها و شورانگیزیها - که غالبا بسیار هم از سرِ صدق بود - در حاصب ولایتفقیه، دودِ پراکنده شد!
🍂 خوشخیالیها را برای خیالاندیشان باید گذاشت و گذشت؛ حتی خودشان هم بدین "آگاهیِ ضمنی" یافتهاند که زیستجهان مالوفشان در حالِ ویرانی است، اما چه کند بینوا، همین دارد...
🍂 پیشِ روی ایران، جهانی دیگرست؛ نه که بخواهم بگویم گلوبلبل خواهد بود، نه! ولی قطعا آن خواهد بود که هرگز نبودهاست! باید مهیایِ این "هرگز نبوده" باشیم که چالشهای خودش را خواهد داشت. اما آنچه در پسِ پشت خواهد ماند، "گذشته"ای خواهد بود که هیچ دریغی بر گذشتنش نخواهد رفت.
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
[تصویر: پائینی شهروند زن ایرانی
بالایی دوندۀ زن فلسطینی در #المپیک]
🍂 از این نکتهسنجیهای عظیم پُرشماری که از در-و-دیوار ما ملت ایران میبارد، نباید ساده گذشت، که "آره همینجوریه دیگه!". این نکتهسنجیها، پلههای "آگاهیِ ملیِ" در حال تکوین ماست. ما این "آگاهی" را نداشتهایم، بلکه "ضدآگاهیِ" خلافش را داشتهایم که گمان میکردیم آسمان شکافت و "حکمتِ مسلمانی" بر ساحتِ انسانی بارید و ما بهرهمندان و بهرهخوران آن "حکمت" شدیم که از نامسلمانها دریغ شد و تنها نصیب ما گشت!
🍂 بسیاری از این نسلهایی که بانیان و حاکمان و گهگاه اپوزیسیون دینیِ این فاجعۀ ۴۵ ساله اخیرمان شدند، هنوز در آن "ضدآگاهی" زندگی میکنند. همانها که بهترینهاشان، امثالِ #محسن_رنانی عزیز است که چهلسال آزگار است خاک نامنتظرهها از ابرهای شومِ باورِ دینی بر سرش میبارد و دستبردار نیست که "اسلام و مسلمانی نه این است!".
🍂 آنقدر خوشدل و خوشباور است که پزشکیان را نصیحت پُر آه و افسوس میکند، و ابدا متوجه نیست که مخاطبش کیست و چگونه آدمی بودهاست و کمابیش همان است که پیشتر بود؛ "کاش کردی و گذشتی...!".
🍂 از اینها باید گذشت! این گذشتن به پیمودنِ همان "پلههای آگاهی" است. نسلهای پیشین توشوتوانِ چنین پیمودنی را ندارند؛ رهایشان باید کرد که زمانهشان سپری شدهاست و هیچ "ذکر خیری" از ایشان بجا نخواهد ماند، نه حتی از "خوبهایشان".
🍂 نمیخواهم عطر و طعم هگلیمشربی از سخنم شنودهشود، اما مگر میتوان آن چرخشگاه بزرگ "یومالفصل"ای را که داریم طی میکنیم، ندید؟!
🍂 رنانی هم سالهاست که از "رنسانس ما" میگوید، من بسی فراتر از آنچه ایشان گفته و میگویند را میگویم. اختلاف فهم من و رنانی "تاکتیکی" نیست؛ من اصلا اهل "تاکتیک" نیستم. من چشماندازههای کلانِ تمدنی را در منظر نگاه دارم. آنچه من در این چشمانداز میبینم، یک "تحول زیستجهانی" در جامعۀ ایران است که هنجارهای نویی را رقم میزند؛ معرفتهای بدیعی از حیاتاجتماعی را ببار میآورد؛ انسانی از تراز دیگر را درحالِ ساختن است؛ این تحولیست که از خیلی چیزها در حال عبور است، چه جای "تاکتیک"؟!
🍂 ما داریم "آگاه" بدان میشویم که چه کالای قلبی (وارونهای) بعنوان گوهری یتیمهالدَّهر (فراسوی تاریخ) به ما فروخته شدهبود و ما هم آن را خریده بودیم. نواندیشان دینیِ ما، در خلالِ ۶۰ سالِ اخیر، خود را هلاک کردند تا بگویند این "گوهری" بودهاست؛ هنوز هم دست نکشیدهاند از این بادیهپیماییها! اما آنهمه کتابها و مقالات و سخنرانیها و شورانگیزیها - که غالبا بسیار هم از سرِ صدق بود - در حاصب ولایتفقیه، دودِ پراکنده شد!
🍂 خوشخیالیها را برای خیالاندیشان باید گذاشت و گذشت؛ حتی خودشان هم بدین "آگاهیِ ضمنی" یافتهاند که زیستجهان مالوفشان در حالِ ویرانی است، اما چه کند بینوا، همین دارد...
🍂 پیشِ روی ایران، جهانی دیگرست؛ نه که بخواهم بگویم گلوبلبل خواهد بود، نه! ولی قطعا آن خواهد بود که هرگز نبودهاست! باید مهیایِ این "هرگز نبوده" باشیم که چالشهای خودش را خواهد داشت. اما آنچه در پسِ پشت خواهد ماند، "گذشته"ای خواهد بود که هیچ دریغی بر گذشتنش نخواهد رفت.
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 انقلاب اسلامیِ عربستان (۱۹۷۹)
— جنگ در مسجدالحرام (+)
⬇️ حاشیهای بر #مستند (اینجا)
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جنگ در مسجدالحرام (+)
⬇️ حاشیهای بر #مستند (اینجا)
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 انقلاب اسلامیِ عربستان (۱۹۷۹)
— جنگ در مسجدالحرام (+)
⬇️ حاشیهای بر #مستند (اینجا)
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جنگ در مسجدالحرام (+)
⬇️ حاشیهای بر #مستند (اینجا)
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 #انقلاب_اسلامیِ عربستان (۱۹۷۹)
— جنگ در مسجدالحرام (+)
🍂 اولین روز از اولین سال قرن ۱۵ هجری قمری، صدها مهاجم مسلح ناگهان به مسجدالحرام حمله و آن را تسخیر کردند و در آن پناه گرفتند. از آنجا که خاندان سلطنتی برای ورود نظامی به اماکن مقدس به اجازهی رهبران مذهبی نیاز داشت تصمیمگیری در اینباره با تأخیر انجام شد.
🍂 در نهایت عربستان سعودی که اعتبار خود را به عنوان متولی الهی اماکن مقدس مکه در معرض خطر میدید برای بازپسگیری مسجد به گروهی از کماندوهای فرانسوی متوسل شد. مداخلهی فرانسویها و ورود آنها به مسجد از یک سو به مرگ شمار زیادی از گروگانها در درگیریهای مسلحانه انجامید و از سویی دیگر انتقادات فراوانی نسبت به خاندان سلطنتی را به دنبال آورد.
🍂 به باور نویسنده وحشت ناشی از انقلاب ایران توأم با تبعات این رویداد سبب شد که خاندان آل سعود در شیوهی ادارهی کشور تجدید نظر کند. آنها برای بازیابی اقتدار ازدسترفته و پاسخ به انتقادات تصمیم گرفتند که تکیهی تاریخی خود بر بنیان مذهبی سلطنت را ــ که منبع اصلی اقتدار آن به شمار میرفت ــ مضاعف کنند؛ تصمیمی که تن دادن به خوانشی سختگیرانه از #اسلام، از جمله بعضی موازین #سلفیگری، را نیز دربر میگرفت.
🍂 به این ترتیب انقلابی دیگر، این بار تدریجی و به دور از سرخط اخبار در عربستان رخ داد. از سال ۱۹۷۹، به دستور مقامات عربستان سعودی #زنان از برنامههای تلویزیونی کنار گذاشته شدند؛ چهرهی آنان از تصاویر روزنامهها حذف شد؛ ممنوعیتها دربارهی اشتغال زنان با جدیت بیشتری اعمال شد؛ باشگاههای ساحلی و سینماها تعطیل شدند؛ و با تخصیص بودجهی دولتی به پلیس مذهبی، آنچه کمیتهی «امر به معروف و نهی از منکر» نامیده میشد، این کمیته قدرتی دوباره و بیش از پیش یافت.
🍂 گسترش آرام، اما خشونتبار سَلَفیگری در جهان اسلام، با ورود شوروی به افغانستان و حملهی صدام حسین به ایران در سال ۱۹۸۰ سرعت بیشتری به خود گرفت؛ بهویژه به این دلیل که مورد اخیر، از هر دو سو به رویارویی اعراب در برابر پارسیان تعبیر شد و پای زبان تفرقهافکنی را به میان کشید که سابقهی آن به قرن هفتم میلادی باز میگشت.
🔺برشی از متنِ #معرفی_کتابِ «موج سیاه: #عربستان سعودی، #ایران، و چهل سال رقابت که فرهنگ، دین و خاطرهی جمعی در خاورمیانه را از هم گسیخت» اثرِ کیم غطاس، به قلم آرمین امید
🗄پست مرتبط
📺 اولین جمهوری اسلامی تاریخ
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جنگ در مسجدالحرام (+)
🍂 اولین روز از اولین سال قرن ۱۵ هجری قمری، صدها مهاجم مسلح ناگهان به مسجدالحرام حمله و آن را تسخیر کردند و در آن پناه گرفتند. از آنجا که خاندان سلطنتی برای ورود نظامی به اماکن مقدس به اجازهی رهبران مذهبی نیاز داشت تصمیمگیری در اینباره با تأخیر انجام شد.
🍂 در نهایت عربستان سعودی که اعتبار خود را به عنوان متولی الهی اماکن مقدس مکه در معرض خطر میدید برای بازپسگیری مسجد به گروهی از کماندوهای فرانسوی متوسل شد. مداخلهی فرانسویها و ورود آنها به مسجد از یک سو به مرگ شمار زیادی از گروگانها در درگیریهای مسلحانه انجامید و از سویی دیگر انتقادات فراوانی نسبت به خاندان سلطنتی را به دنبال آورد.
🍂 به باور نویسنده وحشت ناشی از انقلاب ایران توأم با تبعات این رویداد سبب شد که خاندان آل سعود در شیوهی ادارهی کشور تجدید نظر کند. آنها برای بازیابی اقتدار ازدسترفته و پاسخ به انتقادات تصمیم گرفتند که تکیهی تاریخی خود بر بنیان مذهبی سلطنت را ــ که منبع اصلی اقتدار آن به شمار میرفت ــ مضاعف کنند؛ تصمیمی که تن دادن به خوانشی سختگیرانه از #اسلام، از جمله بعضی موازین #سلفیگری، را نیز دربر میگرفت.
🍂 به این ترتیب انقلابی دیگر، این بار تدریجی و به دور از سرخط اخبار در عربستان رخ داد. از سال ۱۹۷۹، به دستور مقامات عربستان سعودی #زنان از برنامههای تلویزیونی کنار گذاشته شدند؛ چهرهی آنان از تصاویر روزنامهها حذف شد؛ ممنوعیتها دربارهی اشتغال زنان با جدیت بیشتری اعمال شد؛ باشگاههای ساحلی و سینماها تعطیل شدند؛ و با تخصیص بودجهی دولتی به پلیس مذهبی، آنچه کمیتهی «امر به معروف و نهی از منکر» نامیده میشد، این کمیته قدرتی دوباره و بیش از پیش یافت.
🍂 گسترش آرام، اما خشونتبار سَلَفیگری در جهان اسلام، با ورود شوروی به افغانستان و حملهی صدام حسین به ایران در سال ۱۹۸۰ سرعت بیشتری به خود گرفت؛ بهویژه به این دلیل که مورد اخیر، از هر دو سو به رویارویی اعراب در برابر پارسیان تعبیر شد و پای زبان تفرقهافکنی را به میان کشید که سابقهی آن به قرن هفتم میلادی باز میگشت.
🔺برشی از متنِ #معرفی_کتابِ «موج سیاه: #عربستان سعودی، #ایران، و چهل سال رقابت که فرهنگ، دین و خاطرهی جمعی در خاورمیانه را از هم گسیخت» اثرِ کیم غطاس، به قلم آرمین امید
🗄پست مرتبط
📺 اولین جمهوری اسلامی تاریخ
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘موج سیاه: عربستان سعودی، ایران، و چهل سال رقابت
✍🏻 #آرمین_امید
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آرمین_امید
.#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #خمینی #انقلاب_اسلامی #بنیادگرایی #عربستان #خاورمیانه #محمدرضا_پهلوی #پهلوی #نقد_کتاب #معرفی_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘موج سیاه: عربستان سعودی، ایران، و چهل سال رقابت
✍🏻 #آرمین_امید
🔻در سال ۱۹۷۹ سه رویداد خاورمیانه را دگرگون کرد:
1️⃣ رویداد نخست، وقوع انقلاب اسلامی در ایران بود که به مدرنیزاسیون آمرانهی سلسلهی پهلوی در این کشور پایان داد.
2️⃣ در دومین رویداد، افراد مسلح به رهبری گروهی از بنیادگرایان در عربستان سعودی به مسجدالحرام، قلب جهان اسلام، حمله کردند.
3️⃣ رویداد سوم اشغال افغانستان توسط نیروهای شوروی بود؛ اقدامی که در پشتیبانی از دولت کمونیست جمهوری دموکراتیک افغانستان صورت گرفت و به جنگی نه ساله با حدود یک میلیون کشته و بیش از پنج میلیون مهاجر و آواره انجامید.
🔻هرچند این سه رویداد به ظاهر ارتباطی با یکدیگر نداشتند اما کنار هم قرار گرفتنشان به وضعیتی فاجعهبار انجامید.
1️⃣ سرنگونی شاه ایران که در ابتدا توسط اسلامگرایان مدرن و گروههای چپگرا نیز حمایت میشد، در نهایت سبب شد که حامیان تئوکراسی شیعی قدرت را به دست گیرند.
2️⃣ یورش به مکه به سود افراطگرایانی تمام شد که خاندان آل سعود را خائن به آموزههای اسلام وهابی میدانستند.
3️⃣ حمله به افغانستان این کشور را به نخستین آوردگاه جهاد فراملیتی در دوران مدرن بدل کرد.
🔺پس از گذشت چهار دهه، کیم غطاس در #کتاب اخیر خود، «موج سیاه: عربستان سعودی، ایران، و چهل سال رقابت که فرهنگ، دین و خاطرهی جمعی در خاورمیانه را از هم گسیخت»، این سه رویداد را در کنار روایاتی از تاریخ هفت کشور منطقه ــ از پاکستان تا مصر ــ قرار داده تا بتواند پاسخی برای این پرسش بیابد: «چه اتفاقی برای ما افتاد؟».
🍂 برای نویسندهای که کودکی خود را در لبنان سپری کرده و هنوز هم دستکم به شکل پارهوقت در این کشور سکونت دارد این پرسش از اهمیتی شخصی نیز برخوردار است. او خود در اینباره میگوید:
🍂 غطاس خبرنگار رادیو و تلویزیون بیبیسی است. او پیش از این کتابی با عنوان «وزیر: سفری با هیلاری کلینتون از بیروت تا کانون قدرت آمریکا» نگاشته و بعنوان خبرنگار خاورمیانه سابقهی همکاری با روزنامهی «فایننشال تایمز» را در کارنامه دارد؛ پیشینهی موفقی که در پرداخت خواندنی او به تاریخ و سیاست منطقه به خوبی مشهود است.
🍂 تکیه بر روایات قربانیان خشونت در خاورمیانه، همراه با ظرافت ادبی غطاس در پرداختن به جزئیات، ویژگی خاصی به کتاب او بخشیده و آن را از انبوه پژوهشهای دانشگاهی که تاریخ این منطقه را موضوع کار خود قرار دادهاند متمایز کردهاست.
🍂 غطاس میگوید تلاش کرده گامهای ما را به عقب و تا دورانی دنبال کند که کمتر خشونتبار و کمتر فرقهگرایانه بوده است.
🔻او در مقدمه در توصیف این گذشته مینویسد:
🔻نخستین سطرهای کتاب به طنز تلخی اشاره دارد که به باور نویسنده در بطن انقلاب ایران نهفته است:
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۸۶ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آرمین_امید
🔻در سال ۱۹۷۹ سه رویداد خاورمیانه را دگرگون کرد:
1️⃣ رویداد نخست، وقوع انقلاب اسلامی در ایران بود که به مدرنیزاسیون آمرانهی سلسلهی پهلوی در این کشور پایان داد.
2️⃣ در دومین رویداد، افراد مسلح به رهبری گروهی از بنیادگرایان در عربستان سعودی به مسجدالحرام، قلب جهان اسلام، حمله کردند.
3️⃣ رویداد سوم اشغال افغانستان توسط نیروهای شوروی بود؛ اقدامی که در پشتیبانی از دولت کمونیست جمهوری دموکراتیک افغانستان صورت گرفت و به جنگی نه ساله با حدود یک میلیون کشته و بیش از پنج میلیون مهاجر و آواره انجامید.
🔻هرچند این سه رویداد به ظاهر ارتباطی با یکدیگر نداشتند اما کنار هم قرار گرفتنشان به وضعیتی فاجعهبار انجامید.
1️⃣ سرنگونی شاه ایران که در ابتدا توسط اسلامگرایان مدرن و گروههای چپگرا نیز حمایت میشد، در نهایت سبب شد که حامیان تئوکراسی شیعی قدرت را به دست گیرند.
2️⃣ یورش به مکه به سود افراطگرایانی تمام شد که خاندان آل سعود را خائن به آموزههای اسلام وهابی میدانستند.
3️⃣ حمله به افغانستان این کشور را به نخستین آوردگاه جهاد فراملیتی در دوران مدرن بدل کرد.
🔺پس از گذشت چهار دهه، کیم غطاس در #کتاب اخیر خود، «موج سیاه: عربستان سعودی، ایران، و چهل سال رقابت که فرهنگ، دین و خاطرهی جمعی در خاورمیانه را از هم گسیخت»، این سه رویداد را در کنار روایاتی از تاریخ هفت کشور منطقه ــ از پاکستان تا مصر ــ قرار داده تا بتواند پاسخی برای این پرسش بیابد: «چه اتفاقی برای ما افتاد؟».
🍂 برای نویسندهای که کودکی خود را در لبنان سپری کرده و هنوز هم دستکم به شکل پارهوقت در این کشور سکونت دارد این پرسش از اهمیتی شخصی نیز برخوردار است. او خود در اینباره میگوید:
«من این کتاب را برای مخاطبانی از سراسر جهان نوشتهام...اما شاید بیش از همه برای نسلی از جوانان منطقه که نمیخواهند با ارواح سال ۱۹۷۹، با ارواح گذشتهمان، زندگی کنند».
🍂 غطاس خبرنگار رادیو و تلویزیون بیبیسی است. او پیش از این کتابی با عنوان «وزیر: سفری با هیلاری کلینتون از بیروت تا کانون قدرت آمریکا» نگاشته و بعنوان خبرنگار خاورمیانه سابقهی همکاری با روزنامهی «فایننشال تایمز» را در کارنامه دارد؛ پیشینهی موفقی که در پرداخت خواندنی او به تاریخ و سیاست منطقه به خوبی مشهود است.
🍂 تکیه بر روایات قربانیان خشونت در خاورمیانه، همراه با ظرافت ادبی غطاس در پرداختن به جزئیات، ویژگی خاصی به کتاب او بخشیده و آن را از انبوه پژوهشهای دانشگاهی که تاریخ این منطقه را موضوع کار خود قرار دادهاند متمایز کردهاست.
🍂 غطاس میگوید تلاش کرده گامهای ما را به عقب و تا دورانی دنبال کند که کمتر خشونتبار و کمتر فرقهگرایانه بوده است.
«این به ما کمک میکند بفهمیم چرا به جایی که اکنون در آن قرار داریم رسیدهایم. اگر پاسخ این پرسش را در دست داشته باشید، میتوانید راهی بهتر به سوی آینده بیابید».
🔻او در مقدمه در توصیف این گذشته مینویسد:
«برای ما، گذشته کشوری بیگانه است؛ کشوری که در منجلاب وحشت از کشتارهای فرقهای فرو نرفته؛ مکانی سرزندهتر، بدون نارواداری درهمکوبندهی متعصبان مذهبی و بدون جنگهای ظاهراً بیپایان و بیشکل. البته در گذشته نیز کودتاها و جنگهایی رخ میداد اما آنها محدود به زمان و مکان بودند و آینده هنوز بسیار نویدبخش بود. "چه اتفاقی برای ما افتاد؟" پرسشی است که شاید به ذهن کسانی خطور نکند که جوانتر از آناند که دنیای متفاوتی را به یاد آورند: کسانی که والدینشان به آنان از دوران جوانیای نگفتهاند که به شعرخوانی در پیشاور، بحث کردن دربارهی مارکسیسم تا نیمههای شب در میخانههای بیروت، یا دوچرخهسواری در مسیر پیک نیک در کنارههای رود دجله در بغداد گذشته است. این پرسش همچنین میتواند غربیهایی را شگفتزده کند که گمان میکنند افراطیگری و خونریزی کنونی، وضعیتی همواره رایج بوده است».
🔻نخستین سطرهای کتاب به طنز تلخی اشاره دارد که به باور نویسنده در بطن انقلاب ایران نهفته است:
«طنز ماجرا اینجاست که ایرانِ آیتاللههای بنیادگرا، آخرین دردهای زایمان خود را وامدار شهرهای گناه و آزادی است: بیروت، پایتخت مدرنیتهی عربی که زمانی پاریس خاورمیانه خوانده میشد؛ و پاریس، زادگاه عصر روشنگری. اگر آزادیهای پذیرفتهشدهی این دو شهر نبود، آیتالله روحالله خمینی ــ مردی صبور و زیرک ــ شاید در یک خانهی دوطبقهی خشتی در انتهای بنبستی در شهر مقدس نجف در عراق میمرد و به فراموشی سپرده میشد».
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۸۶ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
موج سیاه: عربستان سعودی، ایران، و چهل سال رقابت
آرمین امید
نقدآگین
📺 فیلم Inception (تلقین) از کریستوفر نولان 🎙#مسعود_فراستی #نقد_فیلم ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 فیلمِ لئون حرفهای (+)
🎙#مسعود_فراستی
🍂 #لئون_حرفه_ای یا لئون (به فرانسوی: Léon) به نویسندگی و کارگردانیِ #لوک_بسون، محصولِ سال ۱۹۹۴ و شرکتِ آمریکایی «کلمبیا پیکچرز» بودهاست. این #فیلم در تاریخ ۱۸ نوامبر ۱۹۹۴ در آمریکا و با نام حرفهای (به انگلیسی: The Professional) بهروی پرده رفت.
#نقد_فیلم #نوستالژی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#مسعود_فراستی
🍂 #لئون_حرفه_ای یا لئون (به فرانسوی: Léon) به نویسندگی و کارگردانیِ #لوک_بسون، محصولِ سال ۱۹۹۴ و شرکتِ آمریکایی «کلمبیا پیکچرز» بودهاست. این #فیلم در تاریخ ۱۸ نوامبر ۱۹۹۴ در آمریکا و با نام حرفهای (به انگلیسی: The Professional) بهروی پرده رفت.
#نقد_فیلم #نوستالژی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘از بازرگان تا #پزشکیان
— پلهپله سقوط تا درۀ سفلگی
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مهندس #مهدی_بازرگان، دولتمردِ شایستهی ایران، که هم ایمان داشت و هم عقل، هم مؤمن بود و هم روشنفکر، هم از معنویت بهره برده بود هم از عقلانیت، هم مردِ علم بود و هم مردِ دین، پیش از همهی اینها، پیش از دیانت و سیاست، قبل از علم و دین، «آزادگی» و «حریت» داشت؛ آزاده و حُر بود.
🍂 بازرگان، در دیانت و در سیاست، از ولایتِ غیر آزاد و رها بود؛ تمامِ سیاست و دیانتِ او، تمام فکر و عمل او، همین بود و بس، یعنی: آزادی از ولایتِ غیر.
🍂 برای بازرگان، آزادی از ولایتِ غیر چیزی نبود جز آزاد بودن از بندگیِ غیر، که جوهر آزادگی و حریت است.
🍂 بازرگان، آن دولتمردِ آزاد و آزاده، به واقع زیر بار هیچ نوع ولایت و سلطنت نرفت، چه از نوع پهلوی و چه نوع خمینی. بازرگان، نه ولایتِ پادشاه را و نه #ولایت_فقیه را برنتافت و نتوانست خود را با هیچ نوع ولایتی سازگار کند. او دولتمردِ شایستهای بود که خود را از هرگونه ولایت، دینی و نادینی، سلطنتی و فقاهتی، آزاد دید.
🔻بازرگان، در این ویدیو، در آخرین آنات دولت، پیش از استعفا، به روشنی میگوید:
🔺به روشنی میگوید که بنا نیست، و بنا نباید باشد، که اهل دولت «اجازه» بگیرند. خطابِ بازرگان، در طعن و کنایه، در واقع استبدادِ نوپایی بود که بنای دخالتِ آمرانه را در تمام امورات گذاشت و اختیارات را هرچه بیشتر بسط داد، آنقدری که از نهادهای دیگر، چیزی جز اسم و نام نماند.
🍂 امروز، همچنان روزگار روزگارِ استبدادی است که این بار فرتوت، باز بنا را بر دخالتِ آمرانه در همهجا گذاشته و اختیارات خود را بر اختیارات دیگران سوار میکند. استبداد امروز تاریکتر و سیاهتر، فربهتر و گستردهتر، سلطه و ولایت دارد امّا “کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد”؟
#استمرارطالبان #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
— پلهپله سقوط تا درۀ سفلگی
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مهندس #مهدی_بازرگان، دولتمردِ شایستهی ایران، که هم ایمان داشت و هم عقل، هم مؤمن بود و هم روشنفکر، هم از معنویت بهره برده بود هم از عقلانیت، هم مردِ علم بود و هم مردِ دین، پیش از همهی اینها، پیش از دیانت و سیاست، قبل از علم و دین، «آزادگی» و «حریت» داشت؛ آزاده و حُر بود.
🍂 بازرگان، در دیانت و در سیاست، از ولایتِ غیر آزاد و رها بود؛ تمامِ سیاست و دیانتِ او، تمام فکر و عمل او، همین بود و بس، یعنی: آزادی از ولایتِ غیر.
🍂 برای بازرگان، آزادی از ولایتِ غیر چیزی نبود جز آزاد بودن از بندگیِ غیر، که جوهر آزادگی و حریت است.
🍂 بازرگان، آن دولتمردِ آزاد و آزاده، به واقع زیر بار هیچ نوع ولایت و سلطنت نرفت، چه از نوع پهلوی و چه نوع خمینی. بازرگان، نه ولایتِ پادشاه را و نه #ولایت_فقیه را برنتافت و نتوانست خود را با هیچ نوع ولایتی سازگار کند. او دولتمردِ شایستهای بود که خود را از هرگونه ولایت، دینی و نادینی، سلطنتی و فقاهتی، آزاد دید.
🔻بازرگان، در این ویدیو، در آخرین آنات دولت، پیش از استعفا، به روشنی میگوید:
«نخستوزیری - یا رئیس جمهوری - که بخواهد برای اموراتش (مثل ملاقات با وزرا، یا اصلاً تعیین وزرا) اجازه بگیرد، برای لای جرز خوب است».
🔺به روشنی میگوید که بنا نیست، و بنا نباید باشد، که اهل دولت «اجازه» بگیرند. خطابِ بازرگان، در طعن و کنایه، در واقع استبدادِ نوپایی بود که بنای دخالتِ آمرانه را در تمام امورات گذاشت و اختیارات را هرچه بیشتر بسط داد، آنقدری که از نهادهای دیگر، چیزی جز اسم و نام نماند.
🍂 امروز، همچنان روزگار روزگارِ استبدادی است که این بار فرتوت، باز بنا را بر دخالتِ آمرانه در همهجا گذاشته و اختیارات خود را بر اختیارات دیگران سوار میکند. استبداد امروز تاریکتر و سیاهتر، فربهتر و گستردهتر، سلطه و ولایت دارد امّا “کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد”؟
#استمرارطالبان #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین
📘نشیمنگزِ آرمانخواهی
✍🏻 #محمدرضا_عین
🍂 زمانی که کیانوش در سریال شبهای برره توسط ماری گزیده شد (بررهایها به این مار «نشیمنگز» میگفتند) به جایی پرت شد که متعلق به آن نبود؛ نه آداب و رسوم آن دیار مال او بود، نه حتی هویت جنسی او (کیانوش نامی زنانه در برره بود).
🍂 کیانوش، روزنامهنگار (کاشف و عیانکنندۀ حقیقت)، در پی انتشار سرمقالهای انتقادی تبعید شدهبود به جایی که حتی جذام هم در آنجا حضور داشت؛ جایی با کمترین نظارتهای حکومتی. اما او، بهطریقی، سر از دیاری در برآورد که بهدنبال بهرسمیت شناختهشدن از طریق حاکمیت بود (بررهایها بهدنبال این بودند که «بخش» حساب شوند).
🍂 حال کیانوش برای بقای خود و فرار از جایی که آنجا را نمیشناخت و احتمالا توصیفهای آنجا ترسناکتر از واقعیتش بود، سعی میکرد که در میان بررهایها پذیرفته شود.
🍂 او البته در مبارزهی شریفش در شهر، سر تعظیم فرو نیاورد، اما در برره برابر هر خانِ بالا و پایینی، تبدیل به ملیجکی شدهبود که حتی تن به ازدواج با یکی از زنان این دیار هم داد.
🍂 خواننده میتواند با این سطح از برداشت با سریال موافق نباشد و برداشت دیگری داشتهباشد (مخصوصا آنکه شخص میتواند این سطح از برداشت را دور از ذهنیت کارگردانی چون مهران مدیری ببیند). اما من تا همینجا، برداشت و تفسیر خودم را به اتمام میرسانم؛ چرا که معتقدم در حد این تفسیر، مختصات نمادهای مورد نظرم را به مخاطب معرفی کردهام.
🍂 در این برداشت و حتی تمثیل، برره از نظر من به پایگاه اصلاحطلبانی نزدیک است که نهتنها شباهتی بسیار به حاکمیت دارند، بلکه چنان القا میکنند که شهروند برای بقای خود، مجبور به اتکای به آنهاست. و مهمتر آنکه برای این اتکا، مجبور است در آدابورسوم و فرهنگ آنها حل شود، و یا به تعبیری، این فرهنگ باید توسط کیانوش «درک» شود.
🍂 یکی از ترفندهای اصلاحطلبان برای کاهشِ سطح آرمانخواهی مردم، چیزیست که میتوانیم آن را «درک سیاستمدار» بخوانیم. در این ترفند، جایگاه و پتانسیل سیاستمدار، مخصوصا در زمانی که در قدرت است، «ضعیف، ومحدود»، و با توجیهِ تداوم فعالیت (فارغ از هرگونه اعتراض) «مطالبه و چانهزنی در سطوحِ قدرت» است.
🍂 این تشریح از سوی #اصلاحطلبان به طوری اعلام میشود که بیش از هرچیز اعم از روشنگری، جایگاه سیاستمدار را به مردم حقنه میکند. در واقع، گویی مردم در جایگاه سیاستمدار نشسته و باید او را «درک» کنند.
🍂 در پی این درکِ حاصل از تغییر جایگاه است که سطح آرمانخواهی نیز کاهش پیدا میکند. این درحالیست که اساسا باید مسئله را وارونه دید. بهعبارتی، این سیاستمدار است که باید ببیند در قد و اندازهی سطح آرمانخواهیِ مردم یا هر شهروند قرار میگیرد یا خیر.
🍂 در یک فعالیت مشترک سالم بین مردم و سیاستمدار، این اتفاقا سیاستمدار است که باید واقعبین باشد و با توجه به شرایط موجود، تدبیری بیاندیشد و سیاستِ موجود را نزدیکتر به آرمان شهروندان کند.
🍂 سیاستمدار ذاتا هیچگاه «آرمانخواه» نیست و نخواهد بود مگر در کسب قدرت بیشتر، اما این بدین معنی نیست که آرمانخواهیِ مردم باید با جایگاه سیاستمدار در تطابق باشد.
🍂 در واقع، اتفاقا این «آرمانخواهی مردم» در برابر «واقعگرایی سیاستمدار» است که خود را در قامت معیاری برای «کنترل قدرت» و «سنجشِ سیاستمدار» نشان خواهد داد.
🍂 به زبان بررهای، ما به جد نیازمندِ نشیمنگزی هستم که جایگاه مردم و سیاستمدار را تغییر داده و در مسیرِ درست خود قرار دهد. یکی از این نشیمنگزها به نظر من آرمانخواهی است.
#سیاست #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #محمدرضا_عین
🍂 زمانی که کیانوش در سریال شبهای برره توسط ماری گزیده شد (بررهایها به این مار «نشیمنگز» میگفتند) به جایی پرت شد که متعلق به آن نبود؛ نه آداب و رسوم آن دیار مال او بود، نه حتی هویت جنسی او (کیانوش نامی زنانه در برره بود).
🍂 کیانوش، روزنامهنگار (کاشف و عیانکنندۀ حقیقت)، در پی انتشار سرمقالهای انتقادی تبعید شدهبود به جایی که حتی جذام هم در آنجا حضور داشت؛ جایی با کمترین نظارتهای حکومتی. اما او، بهطریقی، سر از دیاری در برآورد که بهدنبال بهرسمیت شناختهشدن از طریق حاکمیت بود (بررهایها بهدنبال این بودند که «بخش» حساب شوند).
🍂 حال کیانوش برای بقای خود و فرار از جایی که آنجا را نمیشناخت و احتمالا توصیفهای آنجا ترسناکتر از واقعیتش بود، سعی میکرد که در میان بررهایها پذیرفته شود.
🍂 او البته در مبارزهی شریفش در شهر، سر تعظیم فرو نیاورد، اما در برره برابر هر خانِ بالا و پایینی، تبدیل به ملیجکی شدهبود که حتی تن به ازدواج با یکی از زنان این دیار هم داد.
🍂 خواننده میتواند با این سطح از برداشت با سریال موافق نباشد و برداشت دیگری داشتهباشد (مخصوصا آنکه شخص میتواند این سطح از برداشت را دور از ذهنیت کارگردانی چون مهران مدیری ببیند). اما من تا همینجا، برداشت و تفسیر خودم را به اتمام میرسانم؛ چرا که معتقدم در حد این تفسیر، مختصات نمادهای مورد نظرم را به مخاطب معرفی کردهام.
🍂 در این برداشت و حتی تمثیل، برره از نظر من به پایگاه اصلاحطلبانی نزدیک است که نهتنها شباهتی بسیار به حاکمیت دارند، بلکه چنان القا میکنند که شهروند برای بقای خود، مجبور به اتکای به آنهاست. و مهمتر آنکه برای این اتکا، مجبور است در آدابورسوم و فرهنگ آنها حل شود، و یا به تعبیری، این فرهنگ باید توسط کیانوش «درک» شود.
🍂 یکی از ترفندهای اصلاحطلبان برای کاهشِ سطح آرمانخواهی مردم، چیزیست که میتوانیم آن را «درک سیاستمدار» بخوانیم. در این ترفند، جایگاه و پتانسیل سیاستمدار، مخصوصا در زمانی که در قدرت است، «ضعیف، ومحدود»، و با توجیهِ تداوم فعالیت (فارغ از هرگونه اعتراض) «مطالبه و چانهزنی در سطوحِ قدرت» است.
🍂 این تشریح از سوی #اصلاحطلبان به طوری اعلام میشود که بیش از هرچیز اعم از روشنگری، جایگاه سیاستمدار را به مردم حقنه میکند. در واقع، گویی مردم در جایگاه سیاستمدار نشسته و باید او را «درک» کنند.
🍂 در پی این درکِ حاصل از تغییر جایگاه است که سطح آرمانخواهی نیز کاهش پیدا میکند. این درحالیست که اساسا باید مسئله را وارونه دید. بهعبارتی، این سیاستمدار است که باید ببیند در قد و اندازهی سطح آرمانخواهیِ مردم یا هر شهروند قرار میگیرد یا خیر.
🍂 در یک فعالیت مشترک سالم بین مردم و سیاستمدار، این اتفاقا سیاستمدار است که باید واقعبین باشد و با توجه به شرایط موجود، تدبیری بیاندیشد و سیاستِ موجود را نزدیکتر به آرمان شهروندان کند.
🍂 سیاستمدار ذاتا هیچگاه «آرمانخواه» نیست و نخواهد بود مگر در کسب قدرت بیشتر، اما این بدین معنی نیست که آرمانخواهیِ مردم باید با جایگاه سیاستمدار در تطابق باشد.
🍂 در واقع، اتفاقا این «آرمانخواهی مردم» در برابر «واقعگرایی سیاستمدار» است که خود را در قامت معیاری برای «کنترل قدرت» و «سنجشِ سیاستمدار» نشان خواهد داد.
🍂 به زبان بررهای، ما به جد نیازمندِ نشیمنگزی هستم که جایگاه مردم و سیاستمدار را تغییر داده و در مسیرِ درست خود قرار دهد. یکی از این نشیمنگزها به نظر من آرمانخواهی است.
#سیاست #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آیا عقل یک ایرانی با یک غربی برابری میکند؟
(۱/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🔻حتما برای شما هم پیش آمده که شنیدهباشید (و يا ای بسا خودتان استدلال کرده باشید) که:
بیتعارف استدلال برخورندهای است و همواره با این شائبه مواجه میشود که راوی، نوعی نگاه نژادپرستانه دارد، و یا دستکم بر اثر نوعی خودکمبینی، انسان غربی را بهصورت ذاتی برتر از انسان ایرانی/شرقی قلمداد میکند؛ اما بهگمان من، این شائبه، محصول نوع نگرش ما به مسالهی «فکر کردن» با همان «عقل» است.
🍂 اگر ملاک سنجش، صرفا مقایسهای میان تواناییهای ذاتی دو انسان باشد، بسیار بعید است که این تواناییها به نژاد یا حتی فرهنگ ملل وابسته باشند؛ اما در این حالت، تصور ما از «عقل»، احتمالا نوعی «تصور انتزاعی» است؛ یک جور «خصلت ذاتیِ انسانی» که مجرد از «محیط، عرف، سنت، تجربه، ساختار اجتماعی و نهادی» عمل میکند، «عقلانیت بالفعل» اما، هرگز بهاین اندازه مجرد و انتزاعی نیست.
🍂 سهم بسیار بزرگی از «عقلانیت عملی»، همواره بر دوش «تجربه» سوار میشود. دشوار نیست که بفهمیم فردی که بارها عملی را آزموده، نسبت به دیگری که صرفا به آن فکر کرده، امکان دستیابی به جواب بهتری دارد. دومی تنها از یک «عقل انتزاعی» بهره برده و اولی این عقل انتزاعی را با «عقلانیت تجربی» ترکیب کردهاست.
🍂 حال اگر بتوانیم مجموعهای از تجربیات را گرد هم بیاوریم، یعنی تجربۀ تعداد زیادی از افراد، آن هم در طول سالها و ای بسا قرنهای متمادی، به همین میزان، اعتبار و کیفیت عقلانیت خود را بهبود بخشیدهایم؛ کمترین دلیلی که سبب میشود ما کتاب بخوانیم یا در مدرسه و دانشگاه آموزش ببینیم، همین است که مشتاقیم تجربیات و آموختههای دیگران را بهسرعت کسب کنیم؛ اما نهادهای تجميع تجربیات، فقط به این موارد محدود نمیشوند.
🍂 «نهادهای پایدار اجتماعی» محل انباشت این تجربیات تاریخی و عقلانیتهای گروهی هستند؛ هرچه جامعهای از نهادهای پایدار بیشتری بهرهمند باشد، به همان نسبت میتواند در تصمیمات خودش از کیفیت عقلانی بیشتری بهره بگیرد، و دستکم از آزمودن آزمودهها پرهیز کرده و دایرۀ اشتباهاتش را محدودتر کند؛ در این میان، بجز سازمانهای اجتماعی و حتی دولتی و حکومتی، مکانیزمهای اجتماعیای همچون «قانون، عرف و سنت» هم هستند که بار سنگین حفظ و انتقال بخش بزرگی از تجربیات اجتماعی را به دوش میکشند، و به همین نسبت، هرچه جامعهای از سنتهای ریشهدار و پایداری بهرهمند باشد، باز هم از امکان و ظرفیت بیشتری برای کاهش خطا برخوردار است.
🍂 اشارۀ دکتر #همایون_کاتوزیان به «جامعۀ کوتاهمدت» تلنگری بود به همین ناپایداری نهادهای اجتماعی در طول تاریخ کشور ما؛ کشوری که هرگز نتوانست به وضعیتِ ساختاری-تاریخیِ «سرمایهداری» برسد و به همان میزان و البته با هزار و یک عامل موثر دیگر، نهادهای اجتماعیاش بهندرت بیش از یک قرن عمر و دوام پیدا میکنند.
🍂 کافیست فقط به عمر بنای ساختمانها در ایران و غرب نگاهی کنیم که دریابیم، معنای اینکه دانشگاههایی با عمر ۵۰۰ سال و بیشتر در غرب وجود دارد، چیست؟ اگر فلان تالار اوپرا در ایتالیا ۳۰۰ سال عمر دارد؛ یعنی مردمانی طی ۳۰۰ سال به یک سالن وارد شدهاند و این همه زمان فرصت داشتهاند که برای چگونگی رفتار در این سالن و حتی در مورد شأن و حرمت و حدود نمایشهایش، آزمون و خطا کنند و
بیندیشند و اندیشههایشان را بهاشتراک بگذارند.
🍂 مساله را که اگر به این ترتیب نگاه کنیم، آنوقت صورتبندی نخستین، حتی وارونه میشود؛ یعنی اگر من به خودم اجازه که با «عقلانیتی فردی»، بهصورت ناگهانی و مثلا یک ساعت پس از زمانی که برای نخستینبار با یک مساله مواجه شدهام، در موردش اظهارنظر کنم، نهتنها به مسالۀ برابری انسانها در فهم و تشخیص باور ندارم، بلکه اتفاقا با یک تبختر جنونآمیز (که تنها نشانگر کودکی و خامی مفرط است) ادعا کردهام، «عقل شخصی» بنده، به مجموع و برآیند ۳۰۰ سال عقل و تجربۀ مشترک دهها هزار نفری که وارد این سالن شدهاند، برتری دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🔻حتما برای شما هم پیش آمده که شنیدهباشید (و يا ای بسا خودتان استدلال کرده باشید) که:
«چرا یک ایرانی (خاورمیانهای) باید نسبت به قانون یا سنتی در جهان غرب انتقاد کند!!».
بیتعارف استدلال برخورندهای است و همواره با این شائبه مواجه میشود که راوی، نوعی نگاه نژادپرستانه دارد، و یا دستکم بر اثر نوعی خودکمبینی، انسان غربی را بهصورت ذاتی برتر از انسان ایرانی/شرقی قلمداد میکند؛ اما بهگمان من، این شائبه، محصول نوع نگرش ما به مسالهی «فکر کردن» با همان «عقل» است.
🍂 اگر ملاک سنجش، صرفا مقایسهای میان تواناییهای ذاتی دو انسان باشد، بسیار بعید است که این تواناییها به نژاد یا حتی فرهنگ ملل وابسته باشند؛ اما در این حالت، تصور ما از «عقل»، احتمالا نوعی «تصور انتزاعی» است؛ یک جور «خصلت ذاتیِ انسانی» که مجرد از «محیط، عرف، سنت، تجربه، ساختار اجتماعی و نهادی» عمل میکند، «عقلانیت بالفعل» اما، هرگز بهاین اندازه مجرد و انتزاعی نیست.
🍂 سهم بسیار بزرگی از «عقلانیت عملی»، همواره بر دوش «تجربه» سوار میشود. دشوار نیست که بفهمیم فردی که بارها عملی را آزموده، نسبت به دیگری که صرفا به آن فکر کرده، امکان دستیابی به جواب بهتری دارد. دومی تنها از یک «عقل انتزاعی» بهره برده و اولی این عقل انتزاعی را با «عقلانیت تجربی» ترکیب کردهاست.
🍂 حال اگر بتوانیم مجموعهای از تجربیات را گرد هم بیاوریم، یعنی تجربۀ تعداد زیادی از افراد، آن هم در طول سالها و ای بسا قرنهای متمادی، به همین میزان، اعتبار و کیفیت عقلانیت خود را بهبود بخشیدهایم؛ کمترین دلیلی که سبب میشود ما کتاب بخوانیم یا در مدرسه و دانشگاه آموزش ببینیم، همین است که مشتاقیم تجربیات و آموختههای دیگران را بهسرعت کسب کنیم؛ اما نهادهای تجميع تجربیات، فقط به این موارد محدود نمیشوند.
🍂 «نهادهای پایدار اجتماعی» محل انباشت این تجربیات تاریخی و عقلانیتهای گروهی هستند؛ هرچه جامعهای از نهادهای پایدار بیشتری بهرهمند باشد، به همان نسبت میتواند در تصمیمات خودش از کیفیت عقلانی بیشتری بهره بگیرد، و دستکم از آزمودن آزمودهها پرهیز کرده و دایرۀ اشتباهاتش را محدودتر کند؛ در این میان، بجز سازمانهای اجتماعی و حتی دولتی و حکومتی، مکانیزمهای اجتماعیای همچون «قانون، عرف و سنت» هم هستند که بار سنگین حفظ و انتقال بخش بزرگی از تجربیات اجتماعی را به دوش میکشند، و به همین نسبت، هرچه جامعهای از سنتهای ریشهدار و پایداری بهرهمند باشد، باز هم از امکان و ظرفیت بیشتری برای کاهش خطا برخوردار است.
🍂 اشارۀ دکتر #همایون_کاتوزیان به «جامعۀ کوتاهمدت» تلنگری بود به همین ناپایداری نهادهای اجتماعی در طول تاریخ کشور ما؛ کشوری که هرگز نتوانست به وضعیتِ ساختاری-تاریخیِ «سرمایهداری» برسد و به همان میزان و البته با هزار و یک عامل موثر دیگر، نهادهای اجتماعیاش بهندرت بیش از یک قرن عمر و دوام پیدا میکنند.
🍂 کافیست فقط به عمر بنای ساختمانها در ایران و غرب نگاهی کنیم که دریابیم، معنای اینکه دانشگاههایی با عمر ۵۰۰ سال و بیشتر در غرب وجود دارد، چیست؟ اگر فلان تالار اوپرا در ایتالیا ۳۰۰ سال عمر دارد؛ یعنی مردمانی طی ۳۰۰ سال به یک سالن وارد شدهاند و این همه زمان فرصت داشتهاند که برای چگونگی رفتار در این سالن و حتی در مورد شأن و حرمت و حدود نمایشهایش، آزمون و خطا کنند و
بیندیشند و اندیشههایشان را بهاشتراک بگذارند.
🍂 مساله را که اگر به این ترتیب نگاه کنیم، آنوقت صورتبندی نخستین، حتی وارونه میشود؛ یعنی اگر من به خودم اجازه که با «عقلانیتی فردی»، بهصورت ناگهانی و مثلا یک ساعت پس از زمانی که برای نخستینبار با یک مساله مواجه شدهام، در موردش اظهارنظر کنم، نهتنها به مسالۀ برابری انسانها در فهم و تشخیص باور ندارم، بلکه اتفاقا با یک تبختر جنونآمیز (که تنها نشانگر کودکی و خامی مفرط است) ادعا کردهام، «عقل شخصی» بنده، به مجموع و برآیند ۳۰۰ سال عقل و تجربۀ مشترک دهها هزار نفری که وارد این سالن شدهاند، برتری دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آیا عقل یک ایرانی با یک غربی برابری میکند؟
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 تمامی این توضیحات بدان معنا نیست که ما نمیتوانیم و نباید با سنتها یا قواعد و قوانینی که نهادینه شدهاند، بهصورتی انتقادی مواجه شویم. کنار گذاشتن این نگرش انتقادی، نه فقط محافظهکارانه، بلکه سقوط در دام نوعی تصلب و تحجر خواهد بود.
🍂 ما به گمانم بسیار مهم است که در برخورد با اموری که بهصورتی نهادمند به تثبیت رسیدهاند، تا حد ممکن شهوت نوآوری و ارائۀ پیشنهادات بدیع و خلقالساعه را کنترل کنیم و در گام نخست، از در پرسشگری درآییم تا دلایل آنچه را که احتمالا در نگاه نخست ما غیرعقلانی است دریابیم. به احتمال زیاد سنت فرهنگی خودمان نیز بنابر توصیه ای مشابه بوده که ضربالمثل «غوره نشده، مویز گشتن» را تولید کردهاست.
🍂 همۀ این یادداشت و مقدمات اضافهگویی بود اگر در جامعۀ ما، میان فهم «سنت» با «عقلانیت» و «نوآوری»، این میزان از سوءتفاهم وجود نداشت.
🍂 به هر اندازه که در یک فرهنگ ریشهدار و عقلانی، «سنت» نهادی است که کارکرد تجمیع «عقلانیت تاریخی» را دارد و به همین دلیل است که ستون اصلی جامعۀ مدنی و دست یافتن به مدرنیته محسوب میشود، در جوامع استبدادی بحرانزدۀ کوتاهمدت، و بهویژه آلوده به ارتجاع مذهبی، مفهوم سنت، بیشتر از جنس جهل و خرافات ضدمدنی و در نتیجه نقطۀ متضاد عقلانیت مدرن و علمی فهمیده میشود.
🍂 همین است که برخی از ما، مدام مشتاق آن هستیم که نهتنها در کشور خود، بلکه اگر دستمان برسد، در تمامی جهان، هر سنت هر نهاد و هر قانون و هر عرفی را متلاشی کنیم و باب آنچه در لحظه میاندیشیم و عقلانیت تصور میکنیم، طرحی نو دراندازیم، و این اصلیترین عامل برای تداوم
دور باطل یک «جامعۀ کوتاه مدت» است.
🏞 دربارۀ تصویر پیوست
تصویر این پست، تابلوییست هجوآمیز که جناب «بنکسی» از پارلمان انگلستان کشیدهاست. جلسات این پارلمان بیش از ۱۵۰ سال است که در همین ساختمان (کاخ وستمینستر) برگزار میشود. البته قبلش هم همینجا بوده، اما ساختمان اولیه که عمرش به قرون وسطی میرسید، در سال ۱۸۳۷ آتش میگیرد و از بین میرود. تا بیایند دوباره بسازند یک مدتی طول میکشد.
.
🍂 خلاصه در طول این ۱۵۰ سالی که انگلیسیها در همان سالن مشغول قانونگذاری بودند، ما هم توانستیم به مشروطه برسیم و حدودا از ۱۳۰ سال پیش مجلسدار شدیم. در طول این مدت اما، ساختمان مجلس ما دستکم دو بار تغییر مکان داده و حالا در سومین ساختمان جدید، جلسات بسیار پربار و اثرگذار مجلس تشکیل میشود.
🍂 گمان میکنم که تصور نمایندگان محترم ما از «عقل» نمایندگان مجلس انگلستان چیزی شبیه همین تصویر جناب بنکسی باشد! چون این بزرگواران فرهیختهی وطنیَ، به هفت دست آفتابه لگن نیاز دارند تا این سطح از قوانین کارآمد و مترقی را تصویب کنند و احتمالا گمان میکنند «عقل» انگلیسیها پارهسنگ بر میدارد که این همه سال در همان دخمۀ تنگ و ترش به هم چسبیدهاند!
#جامعه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 تمامی این توضیحات بدان معنا نیست که ما نمیتوانیم و نباید با سنتها یا قواعد و قوانینی که نهادینه شدهاند، بهصورتی انتقادی مواجه شویم. کنار گذاشتن این نگرش انتقادی، نه فقط محافظهکارانه، بلکه سقوط در دام نوعی تصلب و تحجر خواهد بود.
🍂 ما به گمانم بسیار مهم است که در برخورد با اموری که بهصورتی نهادمند به تثبیت رسیدهاند، تا حد ممکن شهوت نوآوری و ارائۀ پیشنهادات بدیع و خلقالساعه را کنترل کنیم و در گام نخست، از در پرسشگری درآییم تا دلایل آنچه را که احتمالا در نگاه نخست ما غیرعقلانی است دریابیم. به احتمال زیاد سنت فرهنگی خودمان نیز بنابر توصیه ای مشابه بوده که ضربالمثل «غوره نشده، مویز گشتن» را تولید کردهاست.
🍂 همۀ این یادداشت و مقدمات اضافهگویی بود اگر در جامعۀ ما، میان فهم «سنت» با «عقلانیت» و «نوآوری»، این میزان از سوءتفاهم وجود نداشت.
🍂 به هر اندازه که در یک فرهنگ ریشهدار و عقلانی، «سنت» نهادی است که کارکرد تجمیع «عقلانیت تاریخی» را دارد و به همین دلیل است که ستون اصلی جامعۀ مدنی و دست یافتن به مدرنیته محسوب میشود، در جوامع استبدادی بحرانزدۀ کوتاهمدت، و بهویژه آلوده به ارتجاع مذهبی، مفهوم سنت، بیشتر از جنس جهل و خرافات ضدمدنی و در نتیجه نقطۀ متضاد عقلانیت مدرن و علمی فهمیده میشود.
🍂 همین است که برخی از ما، مدام مشتاق آن هستیم که نهتنها در کشور خود، بلکه اگر دستمان برسد، در تمامی جهان، هر سنت هر نهاد و هر قانون و هر عرفی را متلاشی کنیم و باب آنچه در لحظه میاندیشیم و عقلانیت تصور میکنیم، طرحی نو دراندازیم، و این اصلیترین عامل برای تداوم
دور باطل یک «جامعۀ کوتاه مدت» است.
🏞 دربارۀ تصویر پیوست
تصویر این پست، تابلوییست هجوآمیز که جناب «بنکسی» از پارلمان انگلستان کشیدهاست. جلسات این پارلمان بیش از ۱۵۰ سال است که در همین ساختمان (کاخ وستمینستر) برگزار میشود. البته قبلش هم همینجا بوده، اما ساختمان اولیه که عمرش به قرون وسطی میرسید، در سال ۱۸۳۷ آتش میگیرد و از بین میرود. تا بیایند دوباره بسازند یک مدتی طول میکشد.
.
🍂 خلاصه در طول این ۱۵۰ سالی که انگلیسیها در همان سالن مشغول قانونگذاری بودند، ما هم توانستیم به مشروطه برسیم و حدودا از ۱۳۰ سال پیش مجلسدار شدیم. در طول این مدت اما، ساختمان مجلس ما دستکم دو بار تغییر مکان داده و حالا در سومین ساختمان جدید، جلسات بسیار پربار و اثرگذار مجلس تشکیل میشود.
🍂 گمان میکنم که تصور نمایندگان محترم ما از «عقل» نمایندگان مجلس انگلستان چیزی شبیه همین تصویر جناب بنکسی باشد! چون این بزرگواران فرهیختهی وطنیَ، به هفت دست آفتابه لگن نیاز دارند تا این سطح از قوانین کارآمد و مترقی را تصویب کنند و احتمالا گمان میکنند «عقل» انگلیسیها پارهسنگ بر میدارد که این همه سال در همان دخمۀ تنگ و ترش به هم چسبیدهاند!
#جامعه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from نقدآگین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 گفتگوی ایلان ماسک و جردن پیترسون (source)
🔸در این مصاحبه هر دو نفر در مورد مباحث روز مثل «هوش مصنوعی» و «آیندهی انسان»، «ترامپ» و «سیاست آمریکا» صحبت میکنند.
🔸#جردن_پیترسون نکات جالبی طرح میکند و ایلان ماسک هم از «کشته شدن پسرش توسط چپگراها و حامیان تغییر جنسیت» و «حمایتش از ترامپ» میگوید و اینکه باخودش عهد بسته از ووکها انتقام بگیره.
🔗 تماشا در سایت مترجم:
persianpeterson.com/elon-musk
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در این مصاحبه هر دو نفر در مورد مباحث روز مثل «هوش مصنوعی» و «آیندهی انسان»، «ترامپ» و «سیاست آمریکا» صحبت میکنند.
🔸#جردن_پیترسون نکات جالبی طرح میکند و ایلان ماسک هم از «کشته شدن پسرش توسط چپگراها و حامیان تغییر جنسیت» و «حمایتش از ترامپ» میگوید و اینکه باخودش عهد بسته از ووکها انتقام بگیره.
🔗 تماشا در سایت مترجم:
persianpeterson.com/elon-musk
.#ترجمه #مصاحبه #نقد_چپ #فلسفیدن #سیاست #آمریکا #ایلان_ماسک #هوش_مصنوعی #چپگرا #تغییر_جنسیت #نقد_فرهنگ #آگاهی #خودآگاهی #فناوری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 افغانستان تمام وزارتخانههای ایران را درگیر خود کردهاست
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 این سخنان علی موجانی (دیپلمات ایرانی)، بخشی از ادبیّات و حقایق غایب در اغلب رسانهها درباره افغانستان و اتباع این کشور است که در ایران سکونت دارند.
🍂 از BBC و ایران اینترنشنال گرفته تا رسانههای داخلی، سلبریتیها و صاحبان تریبون، معمولا در قبال مهاجرین افغان ساکن ایران نگاهی ترحمآمیز دارند و ایران و مردم ایران را به رواداریِ هرچه بیشتر و پذیرا بودنِ آنها ترغیب میکنند؛ مثلا در روزهای اخیر ویدئویی از ضرب و شتم یک نوجوان افغان در فضای آنلاین وایرال شده بود، کیفیت محتوای BBC، ایران اینترنشنال و خبرنگاران و نویسندگان خارج و داخل کشور دربارۀ آن ویدئو را مقایسه کنید با زمانی که خبر تجاوز یک تبعۀ غیرقانونی افغان به شهروندان ایرانی رسانهای میشود! متاسفانه در ادبیات و محتوای بیشتر رسانههای بزرگ، نظرات مردمِ عادی کشور غایب است.
🍂 حضور مهاجر افغان ممکن است برای سرمایهداران، صاحبان کار که بخشی از آنها پیمانکاران دولتی هستند، موهبت باشد؛ پرداخت کمینه دستمزد و بهرهکشی اقتصادی و سیاسی از افغانها در کشور ما حقیقت دارد و همین سبب میشود خیلیها در این موضوع بیتفاوت یا بینظر باشند، ولی آسیب اصلی از حضور مهاجر غیرقانونی که نرخ زاد و ولد بالایی هم دارند را مردم طبقات پایین تحمّل و تجربه میکنند.
🍂 مسلما آن کسی که سرایهدار و کارگر افغان دارد و از او بهرهکشی میکند به اندازۀ کارگر و کارمندی که در جنوب تهران و حومه کرج و ورامین، با مشقّتِ تمام شکم خودش و فرزندانش را سیر میکند، نگرانِ افزایش جمعیت افغانها در ایران نیست.
🍂 یک اشتباه شناختی دربارۀ احساس و برخورد ایرانیها با مهاجران افغانستانی وجود دارد که متاسفانه رسانههایی که بالاتر ذکر کردم به آن دامن میزنند. ایران مانند آلمان و کانادا و استرالیا نیست که شرایط رفاهی برای شهروند خودش مهیّا باشد و اگر نسبت به حضور اتباع خارجی احساس منفی دارد، نباید آن را همتراز با مثلا «نژادپرستی در اروپا» دانست.
🍂 من همزمان با قدرت گرفتن مجدد طالبان در آن کشور، مقالات بسیاری چه در روزنامۀ «همدلی» و چه در همین صفحه، دربارۀ ظلمی که به مردم افغان علیالخصوص زنان این کشور روا داشته میشود، نوشتهام، اما باید پذیرفت افغانها نمیتوانند تا ابد مشکلات خودشان را به بقیۀ کشورهای جهان تحمیل کنند. گسست قومی و عدم اتحاد مردم این کشور و نفرتی که بین پشتونها و هزارهها و تاجیکها وجود دارد، به بقیه مردم جهان ربطی ندارد و این مشکلات باید و باید توسط خودشان حل و فصل شود.
#نقدآگین: البته دربارۀ بند آخر، باید این حرف را تصحیح و تکمیل کرد. پدیدۀ مهاجرتِ (و در واقع «فرارِ») ایرانیان که بالاترین رتبهها را نیز به خود اختصاص داده، باید ما را به دقت در انتخاب واژگان بکشاند. مسالۀ مهاجرت بهشکل فرار، چندان امری انتخابی نیست و نباید افرادِ گریزنده از شرایط فاجعهبارِ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را سرزنش کرد و آنها را بیمسئولیت و گناهکار یا عاملِ تباهی دانست. مسالۀ ما صرفا وضعیتِ وخیم اقتصادی-سیاسی خودمان است و نبودِ سیاستهای مشخص و حداقلی در مرزبانی و تفکیکِ اندک پناهندگانِ عقیدتی-سیاسی-اجتماعی از اکثریتِ مهاجران اقتصادی، و جذب مهاجرانِ متخصص مورد نیاز کارفرمایان که امکانِ همگنشدنِ فرهنگی هم دارند و رجعتدادن مابقی مهاجران غیرقانونی و فاقد استانداردهای مطلوب کشور میزبان، به کشورشان برای رجوع به کشورهایی با وضعیت مناسبتر اقتصادی، بجای سیاستِ بیدروپیکر کنونی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 این سخنان علی موجانی (دیپلمات ایرانی)، بخشی از ادبیّات و حقایق غایب در اغلب رسانهها درباره افغانستان و اتباع این کشور است که در ایران سکونت دارند.
🍂 از BBC و ایران اینترنشنال گرفته تا رسانههای داخلی، سلبریتیها و صاحبان تریبون، معمولا در قبال مهاجرین افغان ساکن ایران نگاهی ترحمآمیز دارند و ایران و مردم ایران را به رواداریِ هرچه بیشتر و پذیرا بودنِ آنها ترغیب میکنند؛ مثلا در روزهای اخیر ویدئویی از ضرب و شتم یک نوجوان افغان در فضای آنلاین وایرال شده بود، کیفیت محتوای BBC، ایران اینترنشنال و خبرنگاران و نویسندگان خارج و داخل کشور دربارۀ آن ویدئو را مقایسه کنید با زمانی که خبر تجاوز یک تبعۀ غیرقانونی افغان به شهروندان ایرانی رسانهای میشود! متاسفانه در ادبیات و محتوای بیشتر رسانههای بزرگ، نظرات مردمِ عادی کشور غایب است.
🍂 حضور مهاجر افغان ممکن است برای سرمایهداران، صاحبان کار که بخشی از آنها پیمانکاران دولتی هستند، موهبت باشد؛ پرداخت کمینه دستمزد و بهرهکشی اقتصادی و سیاسی از افغانها در کشور ما حقیقت دارد و همین سبب میشود خیلیها در این موضوع بیتفاوت یا بینظر باشند، ولی آسیب اصلی از حضور مهاجر غیرقانونی که نرخ زاد و ولد بالایی هم دارند را مردم طبقات پایین تحمّل و تجربه میکنند.
🍂 مسلما آن کسی که سرایهدار و کارگر افغان دارد و از او بهرهکشی میکند به اندازۀ کارگر و کارمندی که در جنوب تهران و حومه کرج و ورامین، با مشقّتِ تمام شکم خودش و فرزندانش را سیر میکند، نگرانِ افزایش جمعیت افغانها در ایران نیست.
🍂 یک اشتباه شناختی دربارۀ احساس و برخورد ایرانیها با مهاجران افغانستانی وجود دارد که متاسفانه رسانههایی که بالاتر ذکر کردم به آن دامن میزنند. ایران مانند آلمان و کانادا و استرالیا نیست که شرایط رفاهی برای شهروند خودش مهیّا باشد و اگر نسبت به حضور اتباع خارجی احساس منفی دارد، نباید آن را همتراز با مثلا «نژادپرستی در اروپا» دانست.
🍂 من همزمان با قدرت گرفتن مجدد طالبان در آن کشور، مقالات بسیاری چه در روزنامۀ «همدلی» و چه در همین صفحه، دربارۀ ظلمی که به مردم افغان علیالخصوص زنان این کشور روا داشته میشود، نوشتهام، اما باید پذیرفت افغانها نمیتوانند تا ابد مشکلات خودشان را به بقیۀ کشورهای جهان تحمیل کنند. گسست قومی و عدم اتحاد مردم این کشور و نفرتی که بین پشتونها و هزارهها و تاجیکها وجود دارد، به بقیه مردم جهان ربطی ندارد و این مشکلات باید و باید توسط خودشان حل و فصل شود.
#نقدآگین: البته دربارۀ بند آخر، باید این حرف را تصحیح و تکمیل کرد. پدیدۀ مهاجرتِ (و در واقع «فرارِ») ایرانیان که بالاترین رتبهها را نیز به خود اختصاص داده، باید ما را به دقت در انتخاب واژگان بکشاند. مسالۀ مهاجرت بهشکل فرار، چندان امری انتخابی نیست و نباید افرادِ گریزنده از شرایط فاجعهبارِ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را سرزنش کرد و آنها را بیمسئولیت و گناهکار یا عاملِ تباهی دانست. مسالۀ ما صرفا وضعیتِ وخیم اقتصادی-سیاسی خودمان است و نبودِ سیاستهای مشخص و حداقلی در مرزبانی و تفکیکِ اندک پناهندگانِ عقیدتی-سیاسی-اجتماعی از اکثریتِ مهاجران اقتصادی، و جذب مهاجرانِ متخصص مورد نیاز کارفرمایان که امکانِ همگنشدنِ فرهنگی هم دارند و رجعتدادن مابقی مهاجران غیرقانونی و فاقد استانداردهای مطلوب کشور میزبان، به کشورشان برای رجوع به کشورهایی با وضعیت مناسبتر اقتصادی، بجای سیاستِ بیدروپیکر کنونی.
.
🗄پست مرتبط
📕چپ ایرانی؛ کشیش مدرن و مولدِ «حس گناه»
📻اتهام نژادستیزی به مخالفانِ ورودِ بیضابطهٔ افغانستانیها به ایران
📺 جنبشِ اصیلِ منطقه و بمب ساعتی مرزبانیِ یله
.#نقد_رسانه #حکومت_اسلامی #ایران #مهاجرت #مهاجران_افغان #مهاجران #افغانستانی #ایراناینترنشنال #نژادپرستی #اروپا #سیاسی #اجتماعی #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin