نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سینمای اینگمار برگمان؛ اشباح، اجنه و
رویا‌ها (
+)

🎙#مسعود_فراستی

🔸اینگمار برگمان، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کنندهٔ سوئدی، که علاوه بر سینما در تئاتر، تلویزیون و رادیو نیز فعالیت می‌کرد. او از برجسته‌ترین فیلم‌سازان تاریخ سینما به‌شمار می‌رود.


.


#نقد_فیلم #سینما #اینگمار_برگمان



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بررسی علمی و تاریخیِ ماشروم و توهم‌زاها (+)


.


#نقد_فرهنگ #زیست‌روان #چیستا



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
— تناضات مسیح به‌روایت قرآن

🖊ترجمه: #عبدالله

در طول رشد مغز، رشد و تکمیل مکانیسم‌های عصبی لازم برای «ادراک حسی»، قبل از مکانیسم‌های «تفکر انتزاعی» آغاز می‌شود. توانایی «تفکر حسی» در مراحل اول و دوم رشد شناختی تکمیل می‌شود. درحالیکه رشد مکانیسم‌های «تفکر انتزاعی» در مرحله سوم، زمانی که کودک حدود ۱۱ سال دارد، آغاز می‌شود.

در روان‌پریشی، آنچه بعنوان «رگرسیون» شناخته می‌شود‌، اتفاق می‌افتد؛ وضعیتی که برخی از توانایی‌های عصبی و شناختی خراب می‌شوند و به «مراحل اولیه» بازمی‌گردند، از جمله مکانیسم‌های «تفکر انتزاعی». به همین دلیل پس از آن که مولف قرآن دچار وضعیتِ روان‌پریشی تصور نبوت شد، «تفکر حسی» بر نثرش غالب شد.

🔻صفات خدا در قرآن
از نظر قرآن، خداوند موجودی فناناپذیر است که نمی‌میرد. او پدر و همسر ندارد. قادر به احیاء و رستاخیز است. می‌تواند بر روی زمین باشد، همانطور که می‌تواند در آسمان باشد:
اوست که در آسمان خدا است و بر روی زمین خدا است.

نابینا و جذامی را شفا می‌دهد. قادر به ایجاد موجودات زنده است. خدا یک روح و کلمه است.

🔻محتوا و قالب
به‌دلیل غلبۀ «تفکر حسی»، فرم بر محتوا غالب است. ما می‌یابیم که مولف قرآن توانایی جادویی برای کلمات قائل است. او به توانایی دعا برای کنترل رخدادها و حتی ایجاد امور از عدم اعتقاد دارد.

همچنین می‌بینیم که او برخی از کلماتی را که نسبت بدان‌ها پارانویا داشت، ممنوع می‌کند؛ مانند اصطلاح «راعنا» و صبح‌بخیر و عصر‌بخیر اعراب، و تحمیل «سلام» عبریِ «شالوم علیخم» پس از ترجمۀ آن به عربی. همچنین می‌بینیم که به الوهیت مسیح در محتوا که صفاتش را تحقق می‌بخشد اعتقاد دارد، و فقط به انتساب کلمۀ «خدا» به او اعتراض می‌کند!

🔻مسیح روح خداست که از خاک یا نطفه آفریده نشده‌است!
اگرچه مسیح یک «رسول» است، اما «کلمه‌ای است از سوی خدا». او مانند آدم و فرزندانش از خاک و لجن کهنه و گلِ بدبویِ سفال که روح خود را در آن دمیده آفریده نشده، و در مورد ارسال پیامبران، هیچ اشکالی ندارد که خدا «هم‌نوع خود» را بفرستد:
إنما ٱلمسيح عيسى ٱبن مريم رسول‌ٱللَه وكلمته ‌أَلقَىٰهَآ إِلَىٰ مَریمَ و روح منهُ


وفق آیه، مسیح «کلمه و روحی از او» بوده‌است؛ پس سلول‌های مسیح نه از اجزای زمینی تشکیل شده‌اند، و نه از کروموزوم‌ها به‌وجود آمده‌اند، و او از اسپرم و تخمک زن به دست نیامده‌است. سلول‌های او طبق قرآن، سلول‌های انسانی نیستند. چگونه می‌تواند انسان باشد؟ هیچ انسانی وجود ندارد جز اینکه سلول‌هایش از DNA به‌وجود می‌آیند و بصورت میوز تولید مثل می‌کنند. به جز مسیح، از «روح، کلام و دَم خدا» در واژن مریم تشکیل شده‌است.

🔻خدا مانند مسیح نمی‌میرد
عیسی برای مولفِ قرآن نمرده‌است. او «موجودی فناناپذیر» است و فقط او را «لفظا» خدا نخوانده‌است. سجع‌پردازِ قرآن اعتقاد مسیحیان مبنی بر مرگ عیسی را چند روز قبل از رستاخیزش تکذیب می‌کند و مصلوب شدن او را نیز.

خدایان را نمی توان مصلوب کرد. او نمی‌تواند بمیرد. اگر او از ماندن روی زمین متنفر است، می‌تواند به‌سادگی به آسمان بازگردد! در قرآن، عیسی با دیگران متفاوت است. او درست مانند خدایان نمی‌میرد. آنچه برای سجع‌پرداز قرآن اهمیت دارد، «کلمه» است، نه ماهیت، «فرم» است، نه محتوا. از این رو مصلوب شدن مسیح را انکار می‌کند و می‌گوید که بر آنها «مشتبه» شد. کسی که مرده بود به همین شکل بود، در حالی که مسیح فضاپیمای خود را راه انداخت و به کهکشان آندرومدا بازگشت!! بدون اینکه کسی از آن خبر داشته‌باشد تا اینکه شش قرن بعد محمد آمد و دقیقاً فهمید چه اتفاقی افتاده‌است!

🔻خدا مانند مسیح است و پدری ندارد

مسیح پدر ندارد. خدایان نمی‌توانند پدر داشته‌باشند. برای نویسندۀ قرآن مشکلی ندارد که مسیح واجد صفات خدایان باشد. «فناناپذیر (بی‌ سرانجام) و بی‌پدر (بی‌آغاز)» باشد. مشکل او فقط با «لفظ» است. تمام صفات یک خدا را به او بدهید، فقط آنچه را که این صفات می‌دانند، نگویید!

یک فرد عاقل به تولد باکره اعتراض می‌کند که با منطق، حقایق بدیهی و بدیهیات عقلی در تضاد است:
قالت رب أنى يكون لی ولد ‌ولَم يمسسنِي بشر

اما سجع‌پردازِ مضطرب قرآن، مشکلی از این بابت ندارد. تنها مشکل او این است که «مسیح بهتر از، یا مشابه با خدا نیست». او معتقد است که مانند خدا «پدر ندارد»، اما به او لقبِ خدا ندهید.

🔗 مطالعۀ ادامه و متن کامل

🔻مسیح مردگان را زنده می‌کند
🔻خدا غیب را درست مانند مسیح می‌شناسد
🔻خدا همسر ندارد
🔻خدا می‌آفریند
🔻خدا بیماری را شفا می‌دهد
🔻خدا در آسمان ساکن است
🔻خدا شکست نمی‌خورد و مصلوب یا کشته نمی‌شود، و مثال او مانند مسیح است
🔻خدا نیازی به یادگیری ندارد
🔻خدا یک روح است، نه یک نطفه
🔻خدا مانند انسان به دنیا نیامده است

🔻برای درک محمد، باید تشخیص او را در نظر بگیریم
🔻خدایی در آسمان و خدایی در زمین است




🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا مردان اخته می‌شدند؟ دلیل داوطلب شدن مردان چه بود؟ (+)


.


#آینه_تاریخ #تاریخ_ایران #قاجار #قاجاریه



🌾 @Naqdagin
📘روان‌کاویِ «دلهرۀ مرگ» در ساختارهای ایدئولوژیک

✍🏻دکتر #محمدرضا_ابراهیمی

🍂 در اقدامی عجیب و مملو از نمودهای ناخودآگاهانه، مجری پخمه و نابالغ و با ذهنیت آسیب‌دیدۀ یک برنامه تلویزیونی، به مهمان محترم و فرهیخته خود کفن هدیه می‌دهد.

🔻چنین اقدامی از منظر روانکاوانه، واجد تعابیر و تفاسیر ناخودآگاهی‌ست که به شرح زیر می‌باشد:

۱- دلهره مرگ در مجری و سازندگان این برنامه و خط فکری آنها اثر نمایان و پر رنگی دارد.

۲- فرافکنی آرزوی مرگ و نابودی خشمگینانه‌ای که ریشه در میل انتقام‌گونه از افراد موفق و ناکام‌کننده دارد.

۳- به‌نوعی حرکت پرخاشگری-منفعلانه تلقی می‌گردد که اثر تسکینی بر روان زخم‌خورده مجری و دست‌اندرکاران برنامه دارد.

۴- اهدای کفن نوعی تلاش در جهت انکار مرگ در خود و جاودانگی وهمی و نسبت دادن آن به دیگران، یعنی مهمان برنامه، دارد.

۵- ذهنیت درگیر با دفاع واپس‌روی یا رگرشن، به دوران کودکی و ورود به چالش اودیپال با مهمان برنامه، با آرزوی مرگ و کشتن را نمایان می سازد.

۶- اهدای کفن و آگهی ترحیم، پناه به عامل اضطراب و درگیری زودرس با آن که برگردانی از تکانه‌های تلخ کودکانه در جهت سرکوب اضطراب جدایی است.

۷- نگاه وسواس‌گونه شایع در ساختارهای ایدئولوژیک راجع به مرگ که ریشه در ترس از مرگ دارد و به مهمان برنامه فرافکنده می‌شود.

۸- اهدای کفن نوعی لذت وهمی سادیستیک و دیگرآزارانه محسوب می‌شود که از جنبه سایکوپاتولوژی قابل بررسی است.

۹- اهدای کفن نشانۀ فقدان عمق و بینش در کارکردهای سنت‌گرایانه و متعصبانه‌ای دارد که ناایمنی روانی را در این افراد عیان می‌سازد.

۱۰- تلاشی وهمی و ناخودآگاه در جهت جلوگیری از زوال و نابودی و تحقیر با انجام اهدای کفن. در واقع، انکار فروپاشی و مرگ خود، با نسبت دادن آن به مهمان صاحب تخصص و معتبر و شرافتمند.


🗄پست‌ مرتبط
📺 روانکاویِ «خشونت مقدس»
📺 روانکاویِ «خود-خداپنداری»
📺 روانکاویِ «روحانیت شیعه»
📺 روان‌کاویِ آخرالزمانی‌ها
📺 روان‌کاویِ «مازوخیسم ایدئولوژیک»

.


#زیست‌روان #روان‌کاوی #روان‌شناسی



🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
📘حرام‌زاده‌ها، ما هنوز زنده‌ایم!

✍🏻 #دامون_قنبرزاده

🍂
آخر جز با بدوبیراه و فحش، چه‌گونه می‌شود از این ویدیو نوشت؟ چه‌گونه می‌توان عمق تباه بودن این حرکت را با سر هم کردن کلمه‌ها و جمله‌های منطقی نشان داد؟ چه‌گونه می‌توان حرص نخورد؟ مهمان دعوت کرده‌اند به برنامه‌شان و در انتهای کار، به او کفن و آگهی ترحیمش را کادو داده‌اند! خب، من جز اینکه ادب و ادبیات را کنار بگذارم و بگویم: «خاااااک بر آن سرتان با این تفکر مرگ‌طلب»، چه چیزی می‌توانم بگویم؟ جز اینکه دو تا بدوبیراه نثار آن مجری بکنم، چه‌گونه می‌توانم آرام بشوم؟ اینجا دیگر ردیف کردن منطق و دلیل و برهان جوابگو نیست، اینجا باید فقط فحش داد!

🍂 باباجان! ما زنده‌ایم! ما می‌خواهیم زندگی کنیم. هر چه‌قدر هم که برای‌مان فضایی تاریک و سیاه ساخته‌اید اما ما انسانیم و دوست داریم باشیم و بسازیم و زندگی را تجربه کنیم. شما به چه جراتی به ما کفن و آگهی ترحیم هدیه می‌دهید؟ مثلاً می‌خواهید ما را با مرگ آشنا کنید و نتیجه‌هایی مانند «زندگی تهش اینه، پس کار بد نکنیم» بگیرید؟ نادان‌ها! برای فرستادن این پیام، نیازی نیست مرگ‌طلب باشید، باید زندگی‌طلب بود تا بتوان خوب بود و خوبی کرد. ما خواهان زندگی هستیم.

🍂 اصلاً می‌خواهم بدانم این‌همه این مزخرفات را در گوش ما فرو کردید، تهش چه شد؟ کجای جامعه درست شد؟ چه اتفاقی افتاد جز اینکه هر روز بیشتر فرو رفتیم؟ چه پیش آمد جز اینکه دزدها و فاسدها و خرابکارها هر روز بیشتر و بیشتر شدند؟ اصلاً یک چیز دیگر: من می‌خواهم هزار سال زنده باشم، شما بی‌جا می‌کنید می‌خواهید من را یاد مرگ بیندازید که بعدش برایم نتیجه‌گیری اخلاقی کنید! اصلاً به شما چه که می‌خواهید یاد مرگ را در ما زنده نگه دارید؟ فضولِ همه‌چیز هستید؟

🍂 حرکتِ شنیعِ این برنامه و دست‌اندرکارانش نشان می‌دهد که مردم یک کشور را چه‌گونه می‌بینند و چه‌گونه می‌خواهند. اما به سبک فیلم «پاپیون» باید رو به این برنامه و دست‌اندرکارانش فریاد بزنم: «فلان‌فلان‌شده‌ها! من هنوز زنده‌ام!»


.


#حکومت_اسلامی #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
📘زندگی‌خواهی یا مرگ‌خواهی؟ مسأله این است

🍂 ملت‌ها و امت‌ها را ایده‌ها می‌سازند. در قرآن و دین محمد، «تمنای مرگ» از ستودنی‌ترین ویژگی‌های مؤمن و یکی از مهمترین نشانه‌های صداقت اوست. این نقطه‌ای بنیادین در قرآن است که در آنجا، درست در مقابل نقطۀ بنیادینِ گاهان می‌ایستد.

🍂 ستودنی‌ترین ویژگی «انسان راست‌منش» در گاهان، زندگی‌خواهی و گرایشِ بِهمنشانۀ او به «آراستن گیتی» است. در گاهان، به‌مثابه یکی از تجلیات جدی فرهنگ ایرانی، زندگی فرع نیست، بلکه اصل است و «مرگ و مرگ‌خواهی» بختکی شوم است که سایۀ مهیب خود را بر جوامع می‌گسترد و گلوی زندگی را سخت می‌فشارد و زیستگاه انسان را به جایگاه خفقان تبدیل می‌کند.

🍂 جمشید در وجه سازنده‌اش که سرنمونِ بزرگترین ایده‌آل‌های فرهنگ ایران است، با همین تلاش برای آراستن گیتی تصویر می‌شود. فرهنگ ایران به شکست عمل انسان در راستای دست‌یابی به برترین آرمان‌هایش اقرار می‌کند، اما حتی یک قدم از آن آرمان‌ها پا پس نمی‌کشد.

🍂 ایده‌آل‌ِ «انسان شادخوار» و «شادی‌آفرین»، برترین ایده‌آل فرهنگ ایران است. صفحه‌به‌صفحۀ #شاهنامه، گواهِ منشِ شادخوارانۀ بزرگترین و بلندپایه‌ترین پهلوانان فرهنگ ایران است. این فلسفۀ «شادخواری»، از بنیاد با فلسفه «تضرع و سوگ» بیگانه و ضد آن است؛ این پهلوانان با پیشوایان و پاکان و پارسایان و زاهدانی که از سر «ترس و خشیت»، بسی سجاده‌ها به اشک آمیخته‌اند، از یک تبار نیستند.

🍂 زندگی در بنیاد خود، زندگی یک «من» است و هر «من» چیزی جز «عمل» نیست. من نیز هیچ کجا، جدای از خواست و ارادۀ خود برای «بیشینه‌شدن» و «فراز رفتن از هر جهت» نیست. در برابر «مرگ‌خواهی و نیستی‌خواهی» که رو به «فسردگی و فروبستگی» دارند، «زندگی‌خواهی»، با «فراگشایی و فراگستری و گشودگی به‌روی تجربه‌های نو‌به‌نو» تعریف می‌شود؛ از همین روست که در فرهنگ ایران، «مرگ‌خواهی و فرعی ساختن زندگی»، اموری اهریمنی هستند.

🍂 این اهریمن است که پیوسته، میراندن زندگی را می‌سگالد [می‌اندیشد]، و در برابر اوست که هر انسان باید بیاموزد که به‌رغم همۀ مخاطرات و درشتی‌ها و سختی‌ها و فراز-و-نشیب‌ها، زندگی را دوست بدارد و در جست‌و‌جوی «شادی و شادخواری» باشد. خویشکاریِ انسانِ راست‌منش و بِهمنش در فرهنگ ایران، با همین پرهیز از «مرگ‌خواهی و مرگ‌ستایی» تعریف می‌شود؛ هیچ چیز بیش از فلسفه «تضرع»، از ایدۀ بنیادی فرهنگ ایرانی دور نیست.

🍂 ایدۀ «رامش»، ایدۀ بنیادین فرهنگ #ایران بود، اما «نقطۀ شکست» این ایده کجا بود؟‌ درست همانجا که «رسالت» زرتشت، آغاز شد. من تا مدتی دراز، بر سرِ اقرار به این نکته، با خودم کلنجار می‌رفتم، اما حقیقت همین است! «الهیات زرتشتی»، با تمام واقعیت‌های هولبار منتج از آن، ریشه در «ایدۀ رسالت» داشت، و همین «الهیات»، آینده‌ای برای این «ایده» (ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران: رامش) تدارک دید که از بنیاد با آن بیگانه بود.

پی‌نوشت
: خودِ «ایده»، وجهی فرازمانی دارد که از باد و باران گزندی نمی‌یابد؛ از همین رو، این ایده‌ای‌ست که تا جاودان، ایرانی را به «خود و به زندگی‌اندیشی و زندگی‌دوستی» فرا-می‌خواند. برای حفظ «ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران»، باید از زرتشت هم عبور کرد. باید دانست «ایدۀ رسالت»، دامگاهی است که ارجمندترین و شریف‌ترین دستاوردهای فرهنگ بشری را بر باد داده‌است. به زبانی استعاری، «دشنۀ اهریمن» در «محراب رسالت» بر «پیکر زرتشت» فرود آمد؛ «رسالت زرتشت» را، «ایدۀ رسالت» به‌زانو در آورد.


🗄پست مرتبط
📕روان‌کاویِ «دلهرۀ مرگ» در ساختارهای ایدئولوژیک
📕حرام‌زاده‌ها، ما هنوز زنده‌ایم!
.


#اسطوره‌شناسی #نقد_فرهنگ #نقد_اسلام #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ظهور و سقوط امپراطوری‌های ایران
— باستان‌شناسی ایران (+)

🎙#جواد_حسین‌زاده_ساداتی


📻فایل صوتی فشردۀ گفتگو
.


#ایران #آینه_تاریخ



🌾 @Naqdagin
ظهور و سقوط امپراتوری‌های ایران
@Naqdagin
🎧ظهور و سقوط امپراطوری‌های ایران
— باستان‌شناسی ایران (+)

🎙#جواد_حسین‌زاده_ساداتی


.


#ایران #آینه_تاریخ



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 نقشِ فعالِ علی در رهبریِ تعرض به ایران در زمان عمر و سرکوبِ خونینِ ایرانیان در زمان خلافتش (+)

شاید برای خیلی از ماهایی که حتی مذهبی نیستیم هم این سوال مهم وجود داشته باشه که واقعا امام علی یا همون علی‌ابن‌ابی‌طالب در مورد ایرانی‌ها چه رویکردی داشت؟ در زمان جنگ ساسانیان با اعراب چه کرد؟ گذشته‌تر و زمانی که پیامبر زنده بود در مقابل ایرانی‌ها چطور رفتار کرد و اصلا در زمان خلافت خودش چی؟

🔻آیت‌الله شیخ علی کورانی
، عالم برجسته شیعه، در تایید فتوحات اسلامی اینطور می‌نویسد:
علی ع، عمر را به جنگ با ایرانیان تشویق کرد و به او مشورت داد. در نهج البلاغه ج۲ص۲۹ آمده که:
ترجمه ی مکارم شیرازی: «پس از مشورت عمر بن خطاب در اين كه شخصاً براى جنگ با ايران حركت كند؛ (به خاطر حفظ موجوديت اسلام و مسلمين) به او فرموده است‌

پيروزى و شكست اين امر (اسلام) بستگى به فزونى و كمى جمعيّت نداشته، اين دين خدا است كه آن را پيروز ساخت و سپاه اوست كه آن را آماده و يارى كرد تا به آن‌جا كه بايد برسد رسيد و به هر جا كه بايد طلوع كند. طلوع نمود، از ناحيه خداوند به ما وعده پيروزى داده شده و مى‌دانيم خداوند به وعده خود جامه عمل خواهد پوشانيد و سپاه خويش را يارى خواهد فرمود.»

برخی معتقدند که اصحاب خاص علی ع که در فتوحات شرکت کردند، دچار غفلت شدند و از نظر امام دراین مورد بیخبر بودند.
ولی نمیتوان با این ادعا موافقت کرد. حواریون خاص علی ع، امثال سلمان و اباذر و عمار و مقداد و حذیفه و اشتر و دیگر خواص حضرت، همچون خالد بن سعید و هاشم المرقال و محمدبن ابی بکر و محمدبن ای حذیفه، ممکن نیست که این افراد از نظر امام بیخبر بوده باشند و از روی غفلت در فتوحات شرکت کرده باشند.
اینجا کافی است که به خطبه ی خالدبن سعید رجوع کنیم(خالدبن سعید، از ثقات شیعه، از سابقین در اسلام، از اولین کسانی که ولایت علی را پذیرفت و مطیع امام شد.
ر.ک) خطبه ای که در مسجد پیامبر علیه ابابکر خواند و اورا محکوم کرد و بشدت با عمر درگیر شد و بآنها گفت:"اگر امام من دستور میداد شمشیر میکشیدم و با شما میجنگیدم"
خالد بعد از دو ما بدستور علی ع با ابابکر بیعت کرد و پس ازآن نیز بدستور ابابکر فرمانده سپاه شام شد. و اینکه او این فرماندهی را قبول کرده، حتما بارضایت علی ع بوده.

این لیست شیعیان و پیروان برجسته علی ع است که از سربازان و فرماندهان فتوحات اسلامی بودند: حذیفة بن الیمان، سلمان فارسی، عمار بن یاسر، ابوذرالغفاری، مقداد ابن عمرو، خالد بن سعید و برادرش عمرو، هاشم المرقال...(نویسنده نام بیش از سی تن از اصحاب علی را در ادامه ذکر میکند(ص۴۲))

نقل است که علی ع عده ای از شیعیانش را به فتوحات اسلامی فرستاد و گویا علی ع به خلیفه اصرار کرده که فلانی یا فلانی را به فلان سپاه بفرستد یا به فلان فرمانده بنویسد که چگونه عمل کند. بعنوان مثال در جنگ نهاوند که منجر به شکست ایرانیان شد و پادشاه ایران بعدازآن فرار کرد و مخفی شد.

و میدانید که این علی ع بود که نقشه ی فنح ایران و شام و فلسطین و مصر را طراحی کرد و فرماندهان را مشخص کرد و مراحل جنگ را پیگیری کرد و عمر را به ادامه جنگ تشویق کرد و اینکه ابابکر و عمر، دست علی ع را در اداره و مدیریت این فتوحات باز گذاشتند و از علم و تدبیر او و قدرت نفوذ و تاثیر او بر سربازان و خبره ی نظامی او استفاده کردند.

ما احادیث متواتر در تایید موارد فوق داریم. پیامبر اسلام از همان ابتدا به فتح ایران و روم بشارت داده بود و این فتوحات بر خلفا و مسلمین واجب بود. پیامبر اسلام خودش جنگ با روم را آغاز کرد و از جنگ با ایرانیان حمایت کرد.

قراءة جديدة للفتوحات الإسلامية - الكوراني العاملي ج۱ص۳۷ به بعد



🗄پست‌های مرتبط به علی بن عبدمناف
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
.


#نقد_شیعه #نقد_اسلام #تاریخ_اسلام #ایران



🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
📘علی بن عبدمناف، ایرانیان و زنان

نقد اول: خشونت علی

🍂 علی، معروف به قتال العرب یعنی قاتل فعال عرب بوده. یعنی عرب که خود در قتل و خونریزی معروف بوده، معروف این معروف‌ها در خونریزی، علی بوده. به چند نمونه دقت کنید:

۱- گردن زدن ۷۰۰ تا ۹۰۰ نفر از مردان بنی قریظه طی سه روز.

۲- سر بریدن ۲۵۰۰نفر از خاندان ازد.

۳- کشتار حدود ۴۰۰ نفر از خوارج با سپاهی ۴۰۰۰نفری.

۴- کشتار حداقل ۵۲۳ نفر در لیلة الهرير.
۵- مشارکت در قتل عام، گردن زدن و سوزاندن افراد زیادی که پس از مرگ محمد از دین برگشتند. سرهای آنان را بریدند و پایه ی دیگ کردند و تن هاشان را سوزاندند و خاکستر کردند و همسران و فرزندانشان را به اسارت گرفتند.

۶- ترور حويرث بن نقيذ، بخاطر اشعاری که سروده بود.

۷- گردن زدن عقبه بن ابی معیط، مردی که به صورت محمد تف انداخته بود.

۸- مشارکت در قتل عام ایرانیان، مشاوره دادن به ابوبکر و عمر، تشویق سپاه اسلام و تمجید و تشکر از سپاه اسلام بخاطر جنایاتی که علیه ایرانیان کردند.

۹- علی در زمان خلافتش، به گرفتن باج و خراج از ایرانیان مغلوب، ادامه داد و حتی خراج را بیشتر کرد. این رفتارها باعث شکلگیری جنبشهای اعتراضی ایرانیان شد. پس علی نمایندگان خونریزی را برای سرکوب این جنبشها به ایران فرستاد. مثلا خليد بن طويف و زياد ابن ابيه را به خراسان، فارس، ری، آذربايجان و دیگر شهرها اعزام کرد. یا مثلا عبدالله بن عباس را با لشکری برای سرکوب قیام به استخر فرستاد که خون زیادی ریخت و وصف این خونریزی در اسناد مختلف تاریخی مشهود است.

۱۰- کشتار و سرکوب خشن مردم فارس و کرمان در سال ۳۹هجری توسط زیاد ابن ابی، نماینده ی علی.

۱۱- سرکوب قیام مردم خراسان و نیشابور توسط جعده بن هبيره، نماینده ی علی.

۱۲- سرکوب قیام مردم ری توسط ابوموسی اشعری، نماینده ی علی.

۱۳- سرکوب مردم خراسان در سال ۳۹ هجری توسط حارث بن سره عبدی، نماینده ی علی که در یک روز فقط هزار برده از ایرانیان گرفت.

۱۴- سرکوب قیام آذربایجان توسط اشعث بن قيس و وليد بن عقبه، نمایندگان علی.

۱۵- دوستی علی با خلفای راشدین: شواهد تاریخی در دست است که نشان از دوستی و همیاری علی با ابوبکر و عمر و عثمان است. مثلا: علی اسم فرزند خود را عمر میگذارد. نام فرزند دیگر خود را عثمان میگذارد. در خطبه ۲۱۹ نهج البلاغه در وصف عمر چنین میگوید:
"او کسی است که کجی را راست کرد٬ و درد را درمان کرد٬ و سنت را بر پا داشت٬ و فتنه را پشت سر گذاشت٬ پاک جامه رفت و اندک عيب٬ خير خلافت را دريافت و از شر آن اجتناب جست. طاعت خداوند را بجای آورد و بر ادای حقش تقوی ورزید."

درباره ی کمک عملی و مشاوره ای علی به حکومت ابوبکر و عمر و عثمان هم شواهد تاریخی زیادی در دست است.

۱۶- علی دختر نابالغ خود ام کلثوم را به عقد عمر درآورده.

نقد دوم: تحقیر زنان

علی ابن ابیطالب، در تحقیر و توهین به زنان،، حرف‌های عجیبی زده که به برخی از آنها بعنوان نمونه اشاره میکنم:
۱۷- زن کلا شر است.

۱۸- زن مانند عقرب است.

۱۹- ای مردم! عقل زنان ناقص است.

۲۰- با زنان مشورت نکنید که عقلشان ناقص و عزمشان سست است.

۲۱- غیرت مرد نشانه ی ایمان و غیرت زن نشانه ی کفر اوست.

۲۲- ای مردم! از زنان پیروی نکنید! و در مورد اموالتان به زنان اعتماد نکنید! و نگذارید تدبیر امور خانه بکنند که باعث هلاک شوند. زنان وقتی چیزی را بخواهند، به هرکاری دست میزنند. مغرورند و هرچه پیرتر شوند مغرورتر میشوند. هرچه به زنان خوبی کنید، فراموش میکنند و هرچه بدی ببینند فراموش نکنند. اهل فتنه و بهتان و کینه و طغیان و پیرو شیطانند.

۲۳- علی ع غیر از ۹ زنی که داشته، تعدادی کنیز هم بعنوان همسر داشته و فرزندانی هم ازآن کنیزشان داشته. به پسرش حسن در مورد زنان کنیز خود و فرزندان کنیزان، وصیت هم کرده.

آیا علی شایسته است که الگو و (عجیب‌تر از آن) «پدر ایرانیان» (خصوصا بعنوان ایرانی، با فرهنگی فرسنگ‌ها متمایزتر با این سیرۀ خشن و خونین و افکار، که موضوع تهاجمات او و یارانش، بعنوان کفار!، بوده‌ایم) در زندگی و حکومت‌داری باشد؟ آیا علی امامی معصوم و بی‌عیب و نقص بوده، یا عربی مانند دیگر عرب‌های زمان و مکان خودش، منتها با کارنامه‌ای خونین‌تر؟ میان علی‌ اسطوره‌ای که ایرانیان با تمسک به «رستم و میترا» چهره‌پردازی کردند، با علی تاریخی و واقعی، میلیون‌ها سال نوری فاصله است.

🔺منابع هر شماره از متن بالا (اینجا)


🗄پست‌های مرتبط به علی بن عبدمناف
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
.


#نقد_شیعه #تاریخ_ایران #ایران



🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
— «ایران‌ستیزی قتال اعراب و ایرانیان» که «پهلوان، قهرمان و خدایِ ایرانیان» جا زده شد!

✍🏻 #پیام


🗄پست‌های مرتبط به علی بن عبدمناف
📕علی بن عبدمناف، ایرانیان و زنان
.


#نقد_شیعه #نقد_فرهنگ #ایران



🌾 @Naqdagin
📘پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»

✍🏻 #پیام

🔻طبق خطبۀ ۱۴۶ نهج‌البلاغه، این«علی‌بن‌عبدمناف» (علی‌بن‌ابی‌طالب) بود که عمر را تشویق کرد تا با حملاتِ پی‌در‌پی به ایران، ریشۀ ایران و ایرانیان را بزند:
پیروزى و شکست اسلام به فراوانى لشکر و اندکى آن نبود؛ آن دین الله است که اللهش پیروز کرد و «سپاه حق» است که آن را مهیا نمود و یارى داد تا رسید به‌انجا که باید، و طلوع کرد تا جایى که باید. ما را از جانب حق وعدۀ پیروزى‌ست، و الله وفاکننده به وعدۀ خویش است و لشکرش را یارى مى‌دهد.

مرتبۀ زمامدار در این محور، مرتبۀ رشته‌اى‌ست که مهره‌ها را جمع مى‌کند و به هم ارتباط مى‌دهد؛ اگر رشته بگسلد، مهره‌ها پراکنده شده و هر یک به جایى مى‌رود؛ پس از آن، هرگز همۀ آنها جمع نشوتد. عرب اگرچه امروز در شمار اندک است، اما با بستگى به رشتۀ اسلام، بسیار، و به‌خاطر اتحاد، نیرومند است.

پس تو همچون محور آسیا باش، و به وسیلۀ عرب، آسیا را بگردان، و آنان را در دل آتش جنگ بیفکن و خود به جبهه جنگ مرو؛ زیرا اگر بیرون روى، عرب از همه‌طرف پیمان با تو را بگسلند، تا جایى که حفظ مرزهایى که پشت سر گذاشته‌اى براى تو از رفتن به کارزار مهم‌تر شود.

بى‌شک اگر ایرانی‌ها فردا تو را ببینند، مى‌گویند «این ریشۀ عرب است، اگر آن را قطع کنید، آسوده مى‌شوید» و این اندیشه باعث مى‌شود که آنها را در جنگ با تو و طمع در ازبین بردنت، حریص‌تر و سرسخت‌تر کند.

🔶اما آنچه دربارۀ آمدنِ ایرانیان به جنگ با مسلمین گفتى. اللهِ سبحان بیش از تو، «از آمدن آنان ناخشنود است» و خود بر تغییر آنچه خوش نمى‌دارد، تواناتر است! اما آنچه دربارۀ کثرت عددشان گفتى؛ ما در زمان پیامبر با لشگر انبوه با کفار نمى‌جنگیدیم، بلکه با نصرت و یارى خداوند وارد کارزار مى‌شدیم.

🔺 طبق این خطبه، غمر دربارۀ جنگ دودل است، اما علی اصرار دارد که: الله از ایرانیان راضی نیست و پشتیبان اعراب خواهد بود!

🔻اشارۀ علی به کافر‌ بودنِ ایرانیان است. در آیۀ ۱۲۲ توبه نیز دستور داده‌شده که باید با کافران جهاد و قتال کرد:
ای مومنان! كافرانى كه مجاور شما هستند را بکشید.

🔺یکی از معانی کافر «غیرمسلمان» است. علاوه بر آن، کافران مانند «ادرار و مدفوع»، از «نجاسات» محسوب می‌شوند و به‌ همین‌‌ دلیل، خون‌شان ارزشی ندارد.

🍂 علی بنیان‌گذار «جنگ‌های داخلی مسلمانان» بود و بنا به آمار، قتل‌عامی که در کمتر از ۳ سال از مسلمین رقم زد، حدود ۷۰ تا ۱۰۰ هزار تن، معادلِ دو دهه کشتار حجاج یوسف ثقفی (مشهور به «سفاک عرب» در نظر شیعه) بوده‌است. تا پیش از علی، توجه مسلمانان بیشتر معطوف به جنگ‌های خارجی و افزایش رفاه مسلمین با افزودن بر غنائم و جزیه‌ها، به‌بهانۀ گسترش اسلام و کنار زدنِ مذاهب شرک‌آلود بود، اما با حکومت علی، جنگ‌های داخلی آن‌چنان گسترده‌شد که باعث شد بیش از ۴ سال حکومت نکند و فقر و خانواده‌های بی‌سرپرست و یتیم‌شده، چنان گسترده شود که در نهایت به قتلش منجر شود.

🍂 علی در جنگ جمل حتی طلحه و زبیر را به‌قتل رساند و عايشه، همسر پیامبر را مدتی اسیر کرد! طلحه و زبیر از ۱۰ نفر اولی بودند که اسلام آورده‌بودند! این رخداد عجیب، بعدها در حقّ حسین جبران شد، و زینب هم مدتی اسیر شد. در واقع، بنیان‌گذار وقایع کربلا، علی بود که «رسمِ مسلمان‌کشی» را برای «تصرف خلافت» (پس از ترور عثمان بدستِ مالک اشتر و فرزندخوانده‌اش، و پرهیز از تحویل و محاکمۀ آن‌ها) بنیان گذاشت. حسین و زینب در برابر طلحه و زییر و عايشه، اصلا شخصیتی نبودند.

🍂 کسی که طبق نهج‌البلاغه دستور قتل ایرانیان را داده‌بود، بعدها در نقشِ پهلوان, بر جای رستم نشست و قهرمان و حتی خدای ایرانیان شد! در هیچ کشوری از دنیا این اتفاق عجیب رخ نداده و «قاتل یک تمدن»، این‌چنین در نقش «قهرمان» در اذهان تاریخی مردم جا انداخته نشده‌است.

🍂 رستم، نمادِ «منافع ملی ایرانیان» بود و علی، نماد «منافع عرب‌های مسلمان». مسئلۀ بسیار خطرناک‌تر این است که این شکل از جابه‌جایی کهن‌الگوها تا به امروز، گریبان ما را گرفته و تا امروز هم «ایران» مسئلۀ ما نیست و اساس، اسلام است بعد از ۱۴۰۰ سال!

🍂 بعد از ۱۴۰۰ سال و حتی بعد از جنبش «زن، زندگی، آزادی» هم هنوز فریاد علی می‌زنیم و توجهی به آنچه گذشت و در حال وقوع است، نداریم. من از زنان حاضر در این ویدیو تعجب می‌کنم که برای کسی فریاد می‌زنند که طبق نهج‌ابلاغه‌، عقل زنان را نصف مردان می‌دانسته‌! نگاهی گذرا کافی‌ست تا متوجه بشیم که هنوز هم خطبۀ ۱۴۶ نهج البلاغه در ایران جاری‌ست و ما در تجربۀ دائمی «مرگ ایران» هستیم، این‌بار بدست خودمان.

🍂 یکی از نکات جالب ویدیو این است که در «کاخ سعدآباد» ضبط شده‌است! فریادی که باید در حسینیه زده شود، در کاخ سعدآباد زده می‌شود تا پرچم شیعه در یکی از نمادهای ملی معاصر ما برافراشته شود: وضعیتِ دهشتناکِ «امتدادِ اِشغال و عدم خودآگاهی ملی بدان».



🌾 @Naqdagin