نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
عصمت قبل اسلام
@Naqdagin
🎧آموزۀ «عصمت» تا پیش از ظهور اسلام

🔸عهد عتیق روایتگر داستان‌های زیادی دربارۀ گناهان انبیاست. تا پیش از ظهور اسلام، چندین نوع واکنش به این داستان‌ها اتفاق افتاد. عده‌ای همین داستان‌ها را دلیل تحریف کتاب مقدس دانستند.

🔸عده‌ای سعی کردند این داستان‌ها را طوری تفسیر کنند که خطای پیامبران به حداقل ممکن برسد. گروهی از عصمت انبیا دفاع کردند و در آخر گروهی بودند که تاکید می‌کردند این داستان‌ها حاوی پیام اخلاقی بسیار مهمی برای ماست؛ این که به هیچ انسانی نمی‌توان امید بست، هر چقدر هم به خدا نزدیک باشد. پس در هر شرایطی تنها به خدا باید پناه برد.

🔸اما آن طرف‌تر و در سنت فکری یونان، اندیشمندانی حضور داشتند که باقدرت از امکان حیات بدون نقص اخلاقی دفاع می‌کردند.

@adam_podcast

🗄پست‌ مرتبط
📻 ردّ ادعای عصمت پیامبران و امامان و ضرورتش
📺 اشتباهات و فراموشی‌های محمد بزبان آیت‌الله کمال حیدری

.


#نقد_ادیان #نقد_شیعه #مسیحیت #یهودیت #بایبل #انجیل #یونان_باستان #رواقی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان سرگردان (۱).pdf
9.8 MB
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (۱)

✍🏻 #محمدمهدی_شیرازی (پژوهشگر فلسفه و دین)

📖 تعداد صفحات: ۲۶

🔸در اين جستار، انتسابِ عهدنامۀ مالک، دعای کُمیل، و خطبه‌هایی از نهج‌البلاغه، به پیشوای یکم شیعیان (علی بن ابی‌طالب) به بررسی گرفته شده‌است تا سنجیده‌شود که این انتساب‌ها، تا چه اندازه سست يا استوارند؟ و این نبشته‌ها تا چه اندازه از علی یا دیگران می‌باشند؟


🗄پست‌ مرتبط
📓جستاری در میانۀ دین و عقلانیت
📕بررسیِ خطبۀ همام
📕نهج‌البلاغه و علی؟
📕نهج‌البلاغه در ترازوی قرآن

.


#بازنگری #نقد_شیعه #علی



🌾 @Naqdagin
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
انگلیسی، بی زیرنویس

🍂 چند روز پیش، دکتر #جردن_پیترسون بیان کرد که «عیسی خداست». در این ویدیو، سخنان او، توجیهاتش و معانی آن‌، مورد بحث قرار می‌گیرد.

پیچیدگی خدا و درک انسان
«اگر مدلی برای واقعیت می‌خواهید، اعلام اینکه چیزی شبیه به ساختار روان انسان است، ادعایی پوچ نیست»

🍂 جردن پترسون ادعا می‌کند که پیچیده‌ترین چیزی که ما می‌شناسیم، مغز انسان است که مدل مفیدی برای درک واقعیت ارائه می‌دهد.

🍂 او تصویر غالباً ساده‌گرایانه از خدا در دیدگاه‌های الحادی را به چالش می‌کشد، و پیشنهاد می‌کند که ایدۀ «اشتراک خدا با انسان‌ها»، آنقدرها هم که تصور می‌شود، پوچ نیست.

🍂 او با تأکید بر پیچیدگی مغز، ضرورت توضیحی به همان اندازه پیچیده از جهان را مطرح می‌کند که دلالت بر ارتباط عمیق‌تری بین انسانیت و مفاهیم الهیاتی دارد.

نقد پست‌مدرنیسم و ​​نیاز به وحدت
پست‌مدرنیسم بدبینی به فرا-روایت‌هاست... هیچ داستان متحدکننده‌ای وجود ندارد.

🍂 پترسون پست‌مدرنیسم را بدلیل رد روایت‌های فراگیر که «معنا و وحدت» را ارائه می‌کنند، نقد می‌کند. او معتقد است که بدون یک روایت مشترک، جامعه در معرض خطر سقوط به سمت هرج و مرج است؛ زیرا افراد تحت سیستم‌های اعتقادی رقیب عمل می‌کنند.

🍂 او فقدان یک روایت متحد‌کننده را برابر با یک بازی فوتبال پر هرج و مرج می‌داند که در آن، هر بازیکن از قوانین متفاوتی استفاده می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه تنوع بدون چارچوب، به‌جای هماهنگی، منجر به بی‌نظمی می‌شود.

روایت مسیحی بعنوان یک داستان متحدکننده
"روایت مشترکی که مردم را گرد هم می‌آورد - داستان مسیحی نامزد نهایی این کارکرد است."

🍂 پترسون معتقد است که روایت مسیحی، به‌ویژه موضوع «ایثار داوطلبانه»، برای «انسجام اجتماعی» حیاتی است. او معتقد است که این اصل برای «ثبات روانی و عملکرد اجتماعی» بنیادی‌ست.

🍂 او این دیدگاه را ارائه می‌دهد که این داستان هم معنای شخصی و هم چارچوبی را ارائه می‌دهد که می‌تواند مردم را متحد کند و در نتیجه، از هرج و مرج مرتبط با «فردگرایی افراطی» جلوگیری می‌کند.

ماهیت ضروری فداکاری
"الگوی اشتیاق، تصمیم‌گیری داوطلبانه برای مقابله و استقبال از هر چیزی‌ست که برای شما اتفاق می‌افتد."

🍂 پترسون «ماهیت الهی عیسی» را با مفهوم «پذیرش رنج جهان» و «مقابله با واقعیت با شجاعت» پیوند می‌دهد. او استدلال می‌کند که تمایل عیسی برای تحمل رنج، جوهر چیزی که او را الهی می‌کند، در بر می‌گیرد.

🍂 این تمرکز بر ایثار باعث می‌شود که پترسون ادعا کند که شناخت نقش مسیح در پرداختن به مشکلات بشریت، صرفاً یک ایدۀ الهیاتی نیست. این بیانگر یک حقیقت گسترده‌تر است که برای مسیریابی زندگی ضروری‌ست.

نماد مصائب عیسی

"داستان شور و اشتیاق عیسی و تمایل او برای رویارویی با رنج، حقیقتی جهانی را در مورد چگونگی زندگی ما منعکس می‌کند."

🍂 روایت مصائب عیسی، مضامین عمیق مرتبط با تجربۀ انسانی، به‌ویژه در مورد مفهوم رنج را نشان می‌دهد. پذیرفتن داوطلبانۀ سرنوشت خود توسط عیسی، یادآور قدرتی‌ست که در مواجهه با سختی‌ها وجود دارد. این دیدگاه با این تصور که الوهیت در «عمل رویارویی با مبارزات اجتناب‌ناپذیر زندگی» تجسم یافته‌است، همسوست.

تغییر فکری پترسون

🍂 پیترسون لحظه مهمی را در سفر فکری و معنوی خود رقم می‌زند و از تحلیل داستان‌های دینی بعنوان کهن‌الگوهایی برای شرایط انسانی، به طرح ادعاهای صریح الهیاتی می‌رسد.

🍂 تحول جردن پترسون قابل توجه است؛ زیرا او از تحلیل روانشناختی داستان‌های مذهبی، به درگیر شدن با مفاهیم الهیاتی‌شان می‌رسد. این تغییر، حاکی از تعمیق درک و درک او از روایات دینی‌ست و ارتباط مستقیم آنها با باورهای معنوی را، به‌جای دریافت‌شان صرفا بعنوانِ بینش روان‌شناختی، تأیید می‌کند. حرکت فکری او نشان‌دهندۀ تعهد اساسی‌تر به کاوش در حقایق اساسی‌‌ای‌ست که اساس سنت‌های دینی را تشکیل می‌دهد.

جدال رستاخیز

🍂 ادعای پترسون در مورد رستاخیز، برای کسی که معمولاً مسائل مذهبی را به‌طور نمادین بررسی می‌کند، راهگشاست. او با بحث دربارۀ امکان رستاخیز فیزیکی، از تفاسیر انتزاعی فراتر رفته و با ادعاهای تاریخی و متافیزیکی مسیحیت درگیر می‌شود. این ملاحظات تازه یافته، کنجکاوی در مورد پیامدهای اعتقادات معنوی و جایگاه او در گفتمان دینی را برمی انگیزد.

🍂 آیندۀ پترسون بعنوان یکی از پیروان مسیحیت، بویژه با توجه به کاتولیک‌شدنِ همسرش، بحث‌برانگیز شده‌است. با توجه به سنت فکری کاتولیک که متفکران عمیقی مانند آکویناس و آگوستین را به رخ می‌کشد، این گمانه‌زنی وجود دارد که آیا پترسون خود را با این مسیر هماهنگ می‌کند، یا به طور کلی مسیر جدیدی را پی خواهد گرفت. درگیر شدن او با ایمان بعنوان یک ماجراجویی توصیف می‌شود، که بر ماهیت مستمر کاوش معنوی و پتانسیل برای مسیرهای مختلف در اعتقاد تأکید دارد.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
درک زمینۀ تاریخی الوهیت عیسی
(۱/۲)
"برای درک اینکه چگونه عیسی به خدا تبدیل شد، ابتدا باید درک کنیم که مردم جهان باستان در مورد خود الوهیت چگونه فکر می‌کردند"

🍂 مفهوم الوهیت در دنیای باستان سیاه و سفید نبود. طیفی از باورها در مورد تعاملات الهی و انسانی را در-بر-می‌گرفت.

🍂 تحلیل تاریخی نشان می‌دهد که ایدۀ انسان‌های الهی در فرهنگ‌های مختلف، و نه فقط مسیحیت، رایج بوده‌است. بعنوان مثال، اساطیر یونان دارای نیمه‌خدایی مانند هرکول است، در حالی که امپراتوران رومی اغلب پس از مرگ به مقام الهی تعالی می‌یافتند. در سنت‌های یهودی، شخصیت‌هایی مانند خنوخ به آسمان صعود کرده‌اند، که نشان می‌دهد مرزهای بین انسان و امر الاهی در مقایسه با درکِ مدرن، سخت‌یاب‌تر است.

نقش عیسی به عنوان یک پیامبر آخرالزمانی
🍂
در میان دانشمندان اتفاق نظر وجود دارد که عیسی احتمالاً خود را یک پیامبر آخرالزمانی می‌دانست.

🍂 عیسی بعنوان موعظه‌کنندۀ پیامی فوری شناخته می‌شد که در انتظار مداخلۀ قریب‌الوقوع خدا برای استقرار پادشاهی او بر روی زمین، به توبه فرا می‌خواند. این دیدگاه آخرالزمانی، در میان یهودیان آن دوران رایج بود و نشان می‌داد که آموزه‌های عیسی به‌جای مکاشفه‌های منحصربه‌فرد، بخشی از یک زمینۀ فرهنگی بزرگ‌تر بوده‌است.

🍂 «معیار عدم شباهت» ابزاری‌ست که محققان برای شناسایی سخنان معتبر عیسی از طریق تمایز پیام‌های او از آموزه‌های یهودی معاصر و تفاسیر اولیه مسیحیت استفاده می‌کنند.

رستاخیز و پیامدهای تاریخی

"تاریخ نمی‌تواند خود رستاخیز عیسی را ثابت یا رد کند، بلکه مسئلۀ ایمان باقی می‌ماند."

🍂 در حالی که رستاخیز عیسی در نهایت یک مسالۀ الهیاتی‌ست، مورخان می‌توانند پس‌زمینۀ فرهنگی و تاریخی پیرامون باورهای این رویداد را بررسی کنند. بعنوان مثال، آداب و رسوم دفن رومی، گیجی در مورد دفن عیسی را روشن می‌کند؛ به ویژه با توجه به اینکه دربارۀ افراد مصلوب‌شده، معمولاً از دفن در خاک، بجای حمل در تابوت، برای جلوگیری از تخطی و فرار، خودداری می کردند.

🍂 ادعاهای مسیحیان اولیه مبنی بر رستاخیز عیسی با گزارش‌هایی مبنی بر رؤیاهای پس از مرگ در میان پیروان او تقویت شد، که حاکی از جنبۀ روانی تحت تأثیر غم و اندوه و اشتیاق است.

ماهیت بدن زنده شده عیسی
🍂 برای پولس، رستاخیز یک دگرگونی بود، نه فقط یک احیا. نوشته‌های اولیه مسیحیت، به‌ویژه توسط پولس، استدلال می‌کنند که عیسی در یک «بدن روحانی» بزرگ شد، که به معنای عدم وجود یک شکل فیزیکی نیست، بلکه به معنای جوهری بازتعریف شده و با شکوه‌تر است.

🍂 این دیدگاه، تفاسیر مدرنی را که روح و ماده را کاملاً جدا از هم می‌نگرند، به چالش می‌کشد، که بازتاب درک دقیقی از وجود جسمانی در تفکر باستانی است.

🍂 حتی در میان مسیحیان اولیه در مورد ماهیت عیسی پس از رستاخیز اختلاف‌نظر وجود داشت، که منجر به تنوع تفاسیر شد که بحث‌های الهیات اولیه را شکل داد.

تعالی عیسی قبل از اناجیل

🍂 اعتقادنامه‌ها و سرودهای اولیه که قبل از انجیل رواج داشتند، نشان می‌دهد که تعالی عیسی اعتقادی بوده است که پیش از نوشته‌های انجیل پیش از این بوده است.

🍂 مفهوم ارتقاء عیسی به مقام بالاتر کیهانی در اعتقادنامه‌ها و سرودهای اولیۀ مسیحیت که قبل از اناجیل وجود داشت، مشهود است.

🍂 قابل توجه است که پولس در نامۀ خود به رومیان، یک اعتقادنامه را نقل می‌کند که نشان می‌دهد احتمالاً قبل از خود نامه موجود بوده‌است. این اعتقادنامۀ اولیه بیان می‌کند که عیسی بر اساس جسم از نسل داوود است و از طریق رستاخیز بعنوان پسر خدا اعلام شده‌است.

🍂 مفهوم در اینجا قابل توجه است. این نشان می‌دهد که «عیسی بعنوان پسر خدا شروع نکرد، بلکه در نتیجۀ رستاخیز با خدا یکی تلقی شد». در بافت باستانی، یک پسر موقعیت و قدرت پدر خود را به ارث می‌برد، بنابراین با تبدیل شدن به پسر خدا، عیسی اقتدار الهی را به ارث برد و به روش‌هایی که قبلاً برای خدا محفوظ بود پرستش می‌شد.

پرستش دوتایی در مسیحیت اولیه
"مسیحیان شروع به ستایش عیسی کردند به روش‌هایی که قبلاً فقط برای خدا محفوظ بود و نمونه‌ای از پرستش دوتایی بود."


🍂 حتی در مراحل اولیه مسیحیت، پیروان عیسی شروع به پرستش او در کنار خدا بدون تصور خدایان متعدد کردند. این عمل بعنوان "پرستش دوتایی" نامیده می‌شود، جایی که هم عیسی و هم خدا مورد احترام قرار می‌گرفتند و به مسیحیان اجازه می‌داد تا اعتقادات توحیدی خود را حفظ کنند.

🍂 باور به «تعالی عیسی»، با آموزه‌های بعدی متفاوت است که مبتنی بر این بود که «عیسی از ابتدا خدا بود» و تغییری را در مسیح‌شناسی در طول زمان نشان می‌داد. با پیشرفت اناجیل، آنها تحولی را از مفهوم تعالی در رستاخیز عیسی به ایده الوهیت او از بدو تولد منعکس کردند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
درک زمینۀ تاریخی الوهیت عیسی
(۲/۲)
تکامل مسیح‌شناسی از طریق اناجیل

🍂 اناجیل منعکس‌کنندۀ یک تغییر تدریجی در مسیح‌شناسی است که از «تعالی» به «تجسم» تکامل می‌یابد.

🍂 پیشرفت دیدگاه‌های مسیح‌شناسی منعکس‌کنندۀ تحولی‌ست که در اناجیل دیده می‌شود. در مرقس، عیسی «در غسل تعمید» «پسر خدا» می‌شود، درحالی‌که در متی و لوقا، این مقام الهی «از بدو تولد» شناخته می‌شود. در انجیل یوحنا، که آخرین است به‌جهت تاریخ نگارش، عیسی بعنوان «کلامِ از قبل موجود خدا» به تصویر کشیده شده‌است.

از گوشت
🍂 این تغییر تدریجی منجر به ادعاهای جسورانه‌تر در مورد هویت عیسی می‌شود و او را با خدای پدر برابر می‌سازد که قادر به انجام معجزات و تعریف خود با اقتدار الهی است.

مناقشات کلامی و تأثیر آنها
🍂
بحث در مورد ماهیت عیسی منجر به مناقشات بزرگی در کلیسای اولیه شد که بر پویایی اجتماعی و سیاسی تأثیر گذاشت.

🍂 کلیسای اولیه بحث‌های الهیاتی قابل توجهی را در مورد ماهیت عیسی تجربه کرد که منجر به ظهور گروه‌هایی مانند «ابیونیت‌»ها شد که عیسی را کاملاً انسانی می‌نگریدند، و دوکتیسم (باور به تجسم مثالی بودن عیسی) که انسانیت او را انکار می‌کردنددیدگاه مولف/مولفان قرآن دربارۀ عیسی به این دیدگاه بسیار نزدیک است، از آن‌جمله در سورۀ نساء، آیات ۱۵۷ تا ۱۵۸، که امکان به‌صلیب‌کشیده‌شدن و کشته‌شدنِ عیسی و بدن‌مندی واقعیِ او را انکار می‌کند].

🍂 دوکتیسم به طور کلی بعنوان آموزه‌ای تعریف می‌شود که ادعا می‌کند بدن عیسی یا غایب بوده یا توهمی بوده‌است. اصطلاح "docetic" نسبتا مبهم است. دو نوع به‌طور گسترده‌ای شناخته شده‌بودند. در یک نسخه، مانند مارکیونیسم، مسیح آنقدر الهی بود که نمی‌توانست انسان باشد، زیرا خدا فاقد بدن مادی بود، که بنابراین نمی‌توانست از نظر جسمی رنج ببرد. عیسی فقط به نظر می رسید که یک مرد گوشت و خون است. بدنش خیالی بود. گروه‌های دیگری که به دوکتیسم متهم شده بودند، معتقد بودند که عیسی یک انسان در جسم است، اما مسیح موجودی جداگانه بود که در غسل تعمید عیسی به شکل کبوتر وارد بدن او شد، به او قدرت داد تا معجزه انجام دهد، و پس از مرگش بر روی صلیب او را رها کرد

🍂 گنوسی‌ها کیهان‌شناسی‌های پیچیده و تفسیرهای خود را از ماهیت عیسی ارائه کردند که منجر به یک چشم‌انداز الهیاتی پر جنب و جوش، هرچند بحث‌برانگیز شد. این بحث‌ها صرفاً آکادمیک نبودند. آنها پیامدهایی بر زندگی واقعی داشتند و بر نگرش‌ها، به ویژه نسبت به جوامع یهودی تأثیر گذاشتند.

🍂 رویدادهای برجسته مانند شورای نیقیه با ایجاد آموزه‌های معتبر، مانند اعتقادنامۀ نیقیه، که جایگاه الهی عیسی را تأیید می‌کرد، به دنبال وحدت باور در میان فرقه‌های مسیحی بودند.

مخالفت‌های جاری و پیامدهای تاریخی

"تکامل دکترین مسیحی پیامدهای گسترده‌ای دارد که گاهی منجر به پیامدهای اجتماعی غم‌انگیز می‌شود."

🍂 علیرغم استقرار دکترین یکپارچه، تفاسیر جایگزین ادامه یافت، که نمونه آن مدالیسم بود، که «پدر، پسر و روح القدس» را عبارات متفاوتی از یک خدا می‌نگریست، شبیه به بازیگری که نقش‌های متفاوتی را بازی می‌کند.

🍂 نظریات بحث‌برانگیز اوریجن در مورد وجود پیش از روح نیز بحث‌هایی را برانگیخت، زیرا او پیشنهاد کرد که همۀ ارواح قبل از خلقت وجود دارند و وضعیت منحصر به فردی را برای روح عیسی قائل شدند.

🍂 ادامۀ تفاسیر گوناگون و بحث‌های الهیاتی کلیسای اولیه را شکل داد و تقسیم‌بندی‌هایی را ایجاد کرد که تأثیرات طولانی‌مدتی بر نگرش‌های اجتماعی داشت، از جمله افزایش یهودی‌ستیزی در نتیجه ادعاهای الهیاتی درباره ماهیت عیسی.


🗄پست‌ مرتبط
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📺جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📺 چرا مسیحیت و اسلام خدای زن ندارند؟
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحیانیت قرآن

.


#نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #مسیحیت #مسیح #انجیل #الهیات



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سیاست‌های حکومت اسلامی در منطقه
قسمت سوم: پاسخ به پرسش‌ها (+)

🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا و دکتر روح‌الله احمدزاده کرمانی


.


#سیاست #حکومت_اسلامی #خاورمیانه #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
پرسش های شما از مهمانان برنامه آقایان #مطهرنیا و احمدزاده کرمانی
🎧 سیاست‌های حکومت اسلامی در منطقه
قسمت سوم: پاسخ به پرسش‌ها (+)

🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا و دکتر روح‌الله احمدزاده کرمانی


.


#سیاست #حکومت_اسلامی #خاورمیانه #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نقد فیلم ویپلش Whiplash
نقد فیلم ویپلش محصول ۲۰۱۴ و چند جمله دربارۀ #دیوید_لینچ (+)

🎙#مسعود_فراستی


.


#نقد_فیلم



🌾 @Naqdagin
📘برگی از الهیات تاریکی
عذاب الهی در لس آنجلس

✍🏻 #علی‌نجات_غلامی (پژوهشگر فلسفه و پدیدارشناسی)

🍂 بسیجیِ قشنگ! در همین کانتکست دین و آئین خودت هم حرف بزنیم بدان و آگاه باش که اون زئوسه که در جنگ انسان‌ها شرکت می‌کنه و اون ور رو می‌زنه اینور براش هورا می‌کشند!

🍂 این الله است اگر یک ور رو بزنه بقیه‌ی طرف‌ها باید ماست‌ها را کیسه کنند.

🍂 توی این سکانس - نظر به آموزه‌های متن اصلی‌ات یعنی قرآن - الان تو به چه شادی؟! تو باید به حال خودت خون گریه کنی که وقتی آدم‌های ناز و ملوس و باکلاس و فرشته‌باز را اون جوری زد کر کرد چه بلایی می‌خواد سر منی بیاره که از طبق قرآن از وعده‌شدگان پرسش‌شونده‌ام از آن دختر دفن‌شده که به کدامین گناه کشته شد؟

🍂 این یعنی الله پدر و مادر نداره چه برسه به اولاد، فک و فامیلی نداره که نسب‌نامه رو کنی! و خیلی قویه و از قرار معلوم صدتا پتک نیچه رو این کار نمی‌کنه!!

🍂 راستش همچین هم فاز پیغمبری چی گری برنداشته‌ام که شما خود خودی پندارها را انذار دهم از آتش خشم‌اش که من خودم از گرخیدگان‌ام و دینی ندارم و به آزادی دچار، اما به هر حال تا جایی که شبگرد کوچه‌های متن‌ام این اتفاق در لس آنجلس همچین هم کار باد و باران و تگرگ نبود به گمان تفسیرناکم. چون نظر به آیات خود قرآن تا جایی که می‌گویم و گفته‌ام بارها گناهانی مثل "اسراف" و "علو"، عذاب در جهانی دارند که فرعون عال و مسرف بود و این‌ها ولو عال و مستکبر هم نبوده باشند و این‌ها درباره‌ی‌شان فرافکنی باشد اما مسرف که قطعاً در مقیاس وسیع بودند.

🍂 و همه شاهد بودند باز به نظرم همینکه مالشان رفته نه جانشان خدا رحم کرد و الحمد لله به خیر گذشت. عیسی مسیح کمکشان کند که خانه‌های مناسبی بازسازی کنند در خور میهمانی عیسی.

🍂 اینکه عزیزانی هم می‌گویند عذاب چرا باید دامن مردم عادی را بگیرد؟ عرضم این است که ما انسان‌ایم و در مقیاس انسانی‌مان عدالت را می‌فهمیم. مثلاً بنده قاضی پرونده‌ای باشم محرم عامل و مباشر را مجازات می‌کنم و همین هم عین عدالت در سطح انسانیت است اما طبعاً می‌دانم که این مجرم عملاً فقط که ته سلسله و زنجیره‌ای از عواملی بود کل شهر و کل جامعه و کل جهان و کل تاریخ در آن دخیل‌اند و این بدبختی که الان محاکمه شد فقط حلقه‌ی آخر یک زنجیره بود! اما من متناهی‌ام و عدلم در سپهر تناهی است و همین هم درست است. او که نامتناهی است عدل برای او معنایی نه فقط پیچیده‌تر بلکه نوعاً متفاوت دارد.

🍂 بنابراین در چنین رخدادی دو سطح نگاه را باید همزمان داشته باشم که متناقض نیستند. در سطح انسانی‌ام وظیفه‌ام این است که اینی که در لس آنجلس رفت را یک فاجعه بدانم و با قربانیان‌اش همدردی کنم و در سطح بندگی‌ام این را عذاب بفهمم و نه اینکه انتقام من از آنها فهم‌اش کنم و شاد شوم بلکه هشدار به خودم بفهمم و بترسم. این بسیجی که امروز به دلیل جهل‌اش عذاب لس‌آنجلس را انتقام غزه می‌فهمد متوجه نیست که در خود غزه نیز همان عذابی بود که بر لس‌آنجلس رفت. همان کسی که آنجا آتش گشود اینجا آتش افروخت که اینجا آتش افروخت که گفتار نه سلطان اشارت کند که را زهره باشد که غارت کند؟! آیا از مردمان همین غزه نبودند که در کشوری دیگر تجاوز کردند و دختران و پسران را کور کردند و مقتول و خاندان‌هایی را عزادار و ملتی را مغموم که فقط اندکی آزادی می‌خواستند و لقمه نانی که رزقشان بود؟ آیا آن خون کودکان غزه در پیشگاه پروردگار از خون جوانان ایران رنگین‌تر بود؟ پس چشم در مقابل چشم، کودک در مقابل کودک، اشک در برابر اشک، بیگناه در برابر بیگناه.

🍂 اما فقط از منظرگاه آنکس که نامتناهی است و همه زنجیره را می‌بیند و قضاوت می‌کند نه منظرگاه متناهی من انسان که محکوم به انسانیت‌ام و دم علی ثباتی‌ها گرم که ثابت‌قدم بر کودکان غزه اشک ریختند چون از حد انسانی خود تجاوز نکردند و جای خدا قضاوت نکردند پس باید بر غم‌های لس آنجلس هم اشک بریزد نه وسوسه سقوط کاپیتالیسم دلشادش کند از غم انسان بیگناهی که خانه‌اش سوخته اما در منظرگاه خدا کدام بیگناه؟ چیست آدمی جز گناهان‌اش؟ بودا فریب‌ات داد رفیق که حقیقت را در مهر و آرامش می‌جویی. آنکس که خدا را در تاریکی نبیند در روشنایی هم نخواهد دید.

🍂 آنکس که خشم خدا را قضاوت اخلاقی کند مهر خدا را نیز در هیچ روایتی از هیچ ملتی نخواهد شناخت. آنکس که جهنم را منکر است بهشت هم انکارش خواهد کرد که به زبان درخت می‌گفت مرا فقط در نور نبین در تاریکی هم هستم.

🍂 و خشم‌اش کی یاوری انسانی خواست و انسان و اراده‌اش را دخیل کرد؟ کی مجوز داد به آدمی که عذاب نسلی از جانب او دهد؟ به سوره هود بنگر که فقط به آنکس که هشدار را داده بود و نه خودش که حرف‌اش را جدی نگرفته بودند گفت: «برو! و مرا با آنکس که به تنهایی آفریدم تنها بگذار!»


.


#روشنفکری_دینی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زوال جهان اسلام ۳
@Naqdagin
🎧زوالِ جهانِ اسلام؛ یک پیش‌بینی (۳) (+)

✍🏻#حامد_عبدالصمد
🖊#ب_بی‌نیاز
🎙ح. پرهام

🔻دربارۀ نویسنده
حامد عبدالصمد در سال ۱۹۷۲ در مصر زاده شد و در یک خانواده‌ای سنی پرورش یافته‌است. پدرش که سمت مفتی و امام یک مسجد در مصر را دارد، معلم اصلی او در تعالیم اسلامی بوده‌است.

او در کنار پدر تا ۱۲ سالگی بیش از نیمی از قرآن را از بر کرده بود. عبدالصمد در دانشگاه قاهره در رشته‌های زبان انگلیسی و فرانسوی تحصیل کرد و در سن ۲۳ سالگی به آلمان رفت و در دانشگاه آگسبورگ به تحصیل در رشتۀ «علوم سیاسی» مشغول شد و آن را با موفقیت به پایان رساند.

نخستین کتاب او «وداع من با آسمان» نام دارد که یک بیوگرافی است. او در این کتاب در کنار پرداختن به حوادث زندگی خصوصی‌اش به فرآیند روی‌آوری خود از دین به علم نیز پرداخته‌است.

کتاب «زوال جهان اسلام - یک پیش بینی» مجموعه‌ای‌ست از تجربیات تاریخی و ارزیابی‌های شخصی نویسنده. موضوع اصلی این کتاب نه زوال اسلام بعنوان یک دین به‌طور کلی، بلکه زوال اسلام بعنوان یک ایدئولوژی سیاسی است.



🗄پست‌ مرتبط
📕معرفی کتاب «زوال جهان اسلام»
📻 سید قطب که بود؟
.


#حکومت_اسلامی #اسلام #بنیادگرایی



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 انقلاب یا اصلاح؟ (۱) (+)

🎙 سعید زیباکلام و #حاتم_قادری

🔻حاتم قادری
در وضعیت انسداد سیاسی هستیم و حکومت اجازه تغییر را نمی‌دهد. بنابراین بقای این وضعیت یعنی تداوم انحطاطی که در آن قرار داریم. در تاریخ معاصر ایران، حداقل دو انسداد سیاسی را تجربه کرده‌ایم. «تغییر قاجار به پهلوی در ۱۳۰۴» و «انقلاب بهمن ۱۳۵۷» هر دو در اثر انسداد سیاسی شکل گرفتند. در حال حاضر نیز بار دیگر در چنین وضعیتی قرار گرفته‌ایم.

🔻سعید زیباکلام
انسداد سیاسی به‌معنای ناتوانی مردم از اصلاح حاکمیت را قبول ندارم. مشکل اصلی ما ناشی از یک زمینه اجتماعی-سیاسی در جامعه است که از آن به «صغارت‌پذیری» تعبیر می‌کنم و باید برای تغییر این نگاه در جامعه تلاش کرد. در زمان انقلاب ۵۷ ما و رهبران انقلاب بسیار خام بودیم و فکر می‌کردیم مشکلات فرهنگ سیاسی با تسخیر مراکز تصمیم‌گیری برطرف می‌شود.


.


#حکومت_اسلامی #سیاست



🌾 @Naqdagin