نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📺 «مُذِ» چه «آکره‌ای»؟😁
«مشکل دنیا این است که افراد احمق از خودشان مطمئن‌اند و افراد باهوش پر از شک و تردید».


✍🏻 #اصغر_زنجانی

🔸چه شد که با سرعت برق و جت‌های B2، قاتل سفاکِ حاج قاسم و فحاشِ بد‌دهنِ هتک‌حرمت‌کننده به بنیان‌گذار انقلاب و شهید سلیمانی، که حتی بر تغییرِ اسم خلیج فارس هم با وقاحت مانور می‌رود، موضوع مذاکرات پیگیرانۀ ما شد؟ یکی از عواملی که به توهم توطئۀ بامزۀ «میرطاهر» در طول این سالیان دامن زد، همین شخصیت بی‌ثبات رهبر و نداشتنِ آینده‌نگری (بصیرت) و پختگیِ حداقلی یک مرد سیاستمدار در این سطح است. اگر در آن مجلس خفتگان تهی از حتی بلوغِ یک نوجوانِ دارای عقل سلیم، یک سیاست‌شناس هم بود، همین مواجهه‌های زیگزاگی و متناقض را، از ادلۀ اصلیِ سلب شرایطِ لازم برای این جایگاهِ خطیر می‌دانست.

🔸کسی که گزاره‌های جزمی را با ظاهری از اقتدار و از عرش خود در آسمانِ هفتمِ خدایی پرتاب می‌کند، اما به ماه و سال نمی‌کشد که ناگهان موضعی ۱۸۰ درجه‌ خلاف موضع قبل می‌گیرد، حالا نه به‌صراحت و یک‌دفعه‌ای، ولی بشکل مرحله‌ای، بنحوی که طرفدارانش را نیز شوکه می‌کند (البته طرفدارانی که چند سلول خاکستری مغز برایشان باقی مانده و همه را از حقارت، در «پرستش قدرت» ذوب نکرده‌اند)، چگونه باید خسارت‌های مادی و معنوی عظیمی که به یک ملت می‌زند با این مواضع غیردوراندیشانه‌‌، بازپس دهد؟ آیا کم‌ترین/رقیق‌ترین نوع عدالت در حقش، جلوگیری از امتداد خسارت، با اخراجش از چنین مقامی که شایسته‌اش نبوده، نیست؟

🔸این یعنی او خودآگاهی حداقلیِ یک مرد پخته و کارآزمودۀ سیاست را ندارد و مشاورانی که او را از گرفتنِ مواضع آتشین و ایدئولوژیک، و بدون توجه به رئال‌پلیتیک و جریان متغیر سیاست، بازدارند؛ این یعنی رهبر نسبت به اینکه مردمی که ذره‌ای اندیشه و چشم دارند، چگونه او را فهم می‌کنند و از او در تاریخ چگونه یاد خواهد شد، توجهی ندارد، و خود این، یعنی نبود نظارت آزادنۀ مطبوعات و رسانه‌ها بر اهالی قدرت، عملا دودش به چشم خود قدرتمندان نیز می‌رود و با اعتبار آن‌ها و یادشان در تاریخ، سخت بازی می‌کند.

🔸اما منصفانه بگویم، مشابه این وضع، تا حدی دربارۀ ترامپِ قمارباز و قاتل حاج قاسم نیز صادق است، اما فرق است میان یک تاجرِ خودشیفتۀ حاد، که هیچ تجربۀ بلندی در سیاست نداشته، و ایضا ادعای امامت و تقوا و بصیرت الهی و مرجعیت و پاپ‌بودن و اعلم فقها بودن و نائب امام زمان بودن، ندارد، با فردی دیگر که ادعاهایش را پایانی نیست و حتی مدعیِ سخن‌گفتن خدا از زبانِ خودش می‌شود، و بابت هر فعل متناقضش در هر زمان، از یک امام و آیۀ قرآن و حدیث، مسرفانه خرج می‌کند، و یک دین و مذهب که بالای هزار سال دوام داشته را، بدونِ ترس از خدا، مصرفِ توجیهِ تصمیمات و مواضعِ آنی، متناقض و غیرکارشناسی‌ و ایدئولوژیک و بر مبنای کینه یا ترسِ خود می‌کند.

🔸مهمتر اما این‌جاست که ترامپ هرچقدر توهم و تذبذب داشته‌باشد، ۸ سال مهمان یک کشور است و در همان ۸ سال نیز همۀ رسانه‌ها و خبرنگاران و اساتید آزادانه او را نقد می‌کنند و حتی تمسخر، مردم هر وقت اراده کنند، آزادانه در ایالت‌های مختلف تجمعات بزرگ و آزادانه و بی‌هزینه علیهش ترتیب می‌دهند، حتی فرماندارانش علیه او شکایت می‌کنند، و در کمال آزادی و بدون هراس از ساقط‌شدن از زندگی، تصمیماتش را نقد می‌کنند، در سر فرصت هم می‌تواند در دادگاه‌های مستقل و علنی، مجدد دادگاهی شود و حتی به زندان بیافتد؛ تصمیمات و اعمالش را نیز با ارجاع مکرر به عیسی مسیح و موسی و حواریون عیسی به‌طور رندم توجیه نمی‌کند و با دین مردم بازی نمی‌کند.

🔸اما دیگری، چند دهه، و تا نفس آخری که ملک‌الموت از او بگیرد، هر بلایی سر یک ملت بیاورد و هر میزان خسارت اقتصادی، روانی، سیاسی، فرهنگی و دینی که بر سر نسل‌های یک ملت بیاورد، احدی نمی‌تواند او را بطور رسمی مورد نقد و مواخذه و استیضاح قرار دهد و همه باید به‌به و چه‌چه کنند. این است فرق مصرف‌کردن و سوزاندنِ دین برای مقاصد حقیرانۀ قدرتِ سیاسی و مواجهۀ صادقانه و عقلانی با قدرت و طبعِ پر از نقص و نفس‌پرست بشر.

مستیِ شرابِ قدرت از هر شرابی مهلک‌تر است و زنا با آن (رابطۀ نامشروعِ غیر نظارت‌شده توسط مطبوعات و رسانه‌ها و نمایندگان مردم با آن)، از زنای با یک بدن، ‌دهامیلیون‌ بار زیان‌‌سازتر است، اما فقها فقط برای مستان و زناکارانِ خرده‌پا و جزئی «حد شرعی و شلاق» در نظر گرفته‌اند؛ همان‌طور که برای ابردزدهایی چون زنجانی‌ها و طبری‌ها و بانک مرکزیِ چاپ‌کنندۀ پول بی‌پشتوانۀ تورم‌ساز و دزدِ سرگردنۀ اموال یک ملت و...، هیچ حکمی ندارند، جز «روزۀ سکوت» و «خیره‌شدن به موی زنان» و علم‌کردنِ حکم فرعی و شخصیِ «حجاب» برای کمک به پاک‌سازی حافظۀ جمعی از فسادهای واقعی و فراموش‌کردنِ «بی‌مسئولیتی‌شان به نواهی واقعی و بزرگ».


📺 دین‌فروشی: دین برای توجیهِ منافعِ خود

.


#حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
📺 دین‌فروشی: دین برای توجیهِ منافعِ خود
— خرج بی‌رحمانه از خزانۀ تاریخیِ دین

✍🏻 #اصغر_زنجانی

🔻علی خامنه‌ای يكسال بعد از رياست جمهوری‌اش و در پاسخ منتقدان به نابسامانى‌های اقتصادی و‌ ازدیاد فقر و گرانی گفته بود:
در حكومت حضرت على هم فقير و مسكين و گرسنه وجود داشت اما اگر ايشان ده سال بيشتر حكومت می‌كرد همه چيز درست می‌شد!


🔺٧ سال بعداز اين سخنرانى هم رئیس‌جمهور بود و الان هم ۳۵ سال است كه رهبر مطلقهٔ حكومت است، ارزش پول ملی در این ۴۳ سال قدرت اول و دوم بودن، چقدر کاهش یافته و سفرۀ مردم چقدر کوچک شده؟ ارزش دلار حدودا در آن زمان: ۲۷ تومان (نه هزار تومان) بود! یعنی ارزش ریال بیش از ۳۰۰۰ برابر کاهش یافته‌است.

🔻خمینی قبل از ۵۷ گفته‌بود:
«بگذارید تعیین کنیم ما یک نفر را، یک آقایی را رئیس فرهنگش کنیم، یک نفر هم وزیر اوقافش بکنیم؛ اوقاف را، آن وقت ببینید که اینطوری که الآن دارد «لوطی‌خور» می‌شود نخواهد شد؛ تمام مطالب به خودش خواهد رسید. دست ما بدهید تا ببینید چه خواهد شد. آن وقت ببینید که ما با همین اوقاف این فقرا را غنی‌شان می‌کنیم؛ با همین اوقاف، با همین اوقاف، ما فقرا را غنی می‌کنیم. شما خاضع بشوید برای چند تا حکم اسلام، شما ما را اجازه بدهید که مالیات اسلامی را به آنطوری که اسلام با شمشیر می‌گرفت بگیریم از مردم، آن وقت ببینید که دیگر یک فقیر باقی می‌ماند؟ من برای شما راه هم می‌سازم؛ من برای شما کشتی هم می‌خرم. بگذارید. شما نخواهید گذاشت».

«... اگر از شما بهتر اداره نکردیم، بعد از ده پانزده سال ما را بیرون کنید».


🔸اینکه از علی و حسنین و امامان و قرآن برای چنین حکم‌رانی ورشکسته‌ و غارت‌سالاری، از روز اول تا امروز خرج کرده‌اید، فقط نشانۀ بارز این امر است که از اول، ذره‌ای بدان‌ها باور قلبی و مخلصانه نداشته‌اید و منافقانی سنگ‌دل و جاه‌طلب بیش نبودید. توجیه‌کردنِ غارت‌ِ تمام‌عیاری که بر این مردم واقع شده با دین‌شان، عامل اصلیِ دین‌گریزی مردم ایران بوده‌است. اگر کل شبکه‌های ماهواره‌ای و سایت‌ها و کانال‌های اینترنتی، بطور شبانه‌روزی و بدون فیلتر، فعالیتِ آزاد می‌کردند، آن هم فقط علیه دین و مذهب مردم، نمی‌توانستند نظیرِ چنین ضربات مهلکی را به یک دین و مذهب بزنند.

🔸قرآن فقط دربارۀ ربا از لفظِ تندِ «جنگ با خدا» سخن می‌گوید، همین داستان دربارۀ دین و «تکذیب‌کنندۀ دین» هم صادق است؛ یعنی بحثِ اصلی زندگی از نظر خدا نیز کاملا اقتصادی‌ست. بزرگترین «تکذیب‌کننده و تخریب‌گر دین» (به‌معنای باور به قیامت و خدا و راه زیستنِ مومنانه و اخلاقی) نیز طبق سورۀ ماعون، صاحبان ثروت و قدرتی‌اند که طبقات محروم را در فلاکت‌شان رها می‌کنند؛ شما که در فقیر/مفلوک‌سازیِ این مردم، در پوششِ کمک به مستضعفینِ فلسطینی (اما برای پیش‌برد اهداف جاه‌طلبانه و فراتر از بضاعت کشور)، نقشی بیش‌فعال داشته‌اید و از دین مردم هم شبانه‌روزی استفادۀ ابزاری کرده‌اید برای علاج و ماله‌کشی غارت و بی‌کفایتی و سرکوبِ مستضعفین غارت‌شدۀ فریادکشنده در خیابان‌ها، جای خود دارید!

🔸جالب این‌جاست که حتی یک نصفه‌آیه هم با این لحن و مضمونِ تند، دربارۀ «بی‌حجابان» یا حتی «برهنگان» یا حتی «تن‌فروشان» وجود ندارد، ولو با لحنی بس خفیف‌تر، اما آخوندهای دغل‌بازِ خودپرستِ بی‌خدا و دشمنِ خدایِ مردم، از همان آغاز تا به امروز، به همین چیزهای بی‌ربط بند کردند و جای امر اصلیِ مربوط به ناس (که در سورۀ ناس با نام آن‌ها شروع می‌شود و خدا خود را ربّ آن‌ها معرفی می‌کند) و امر فرعیِ خاصِ مومنان را جابجا کردند و دین را بدل به پوستینِ وارونه و یک کالای نفرت‌انگیز کردند و روحِ ایمنی‌بخش و دوستی‌گستر و عشق‌محور آن را از آن تهی کردند. تن‌فروش در مقابلِ دین‌فروش کودکی معصوم و با شرافت جلوه می‌کند و باید به رحمت و غفران خدا بسی امیدوارتر باشد که دین و رابطۀ قلبی انسان‌ها با خدا را پلۀ امیال حقیرانۀ خود و توجیه مفاسدش نکرده‌است.

📺 «مُذِ» چه «آکره‌ای»؟

.


#حکومت_اسلامی #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
🔸شهروند ترازِ جمهوری اسلامی این‌چنین بیچارۀ فلک‌زدۀ تسلیمی‌ست. انقلابِ اسلامی قرار بود چنین انسانی را در ابعاد میلیونی بازتولید کند. انسانی که با همۀ فقر و فلاکت و مظالمی که به او تحمیل شده و همۀ مصیبت‌ها، راضی به رضای خدا باشد، و با خرافۀ بهشت و حوض کوثر، خود را تسلی دهد که اگر هیچ حمایتی از او در زمان‌های حساسِ زندگی‌اش نشده، اما بعد از مرگ، همۀ این‌ها جبران می‌شود.

🔸شهروندی که در هنگامۀ جنگ، نپرسد چرا جنگ شده و یا باید این همه طول بکشد، و حتی در ذهن خودش نیز طرحی برای یک تجمعِ ضدجنگ تخیل نکند، چه رسد به اقدام به آن و ورود به جرگۀ «محاربان و منافقان و دشمن‌شادکن‌ها»، و آماده باشد برای رفتن به جبهۀ مبارزۀ حق با باطل، و در آغوش‌کشیدن شهادت و کشته بشود و شهادت و مردن را غایتِ حیات و سعادتِ غاییِ خود از این فلاکتِ هر روزه تصور کند؛ در موقع صلح نیز به کوپن و حقوق بخورنمیر و یارانه‌ای که او را در یک زندگی سگی زنده نگه می‌دارد، راضی باشد و شکر بگوید و در هر نماز جماعت، تکبیر بگوید و بر کل کشورهای دنیا و مردم مخالفِ خداوندگارِ زمینی‌اش مرگ بفرستد و برای بقا و طول عمر سرور خود دعا کند. در موقع مرگِ ارباب و نگهبانِ دوزخش نیز مثل مرگ خمینی، دیوانه‌وار به خیابان بیاید تا جسد او را تشییع کند.

🔸۷۳ درصد مشارکت‌کنندگان در این نظرسنجی، گفته‌اند که اگر انقلاب ۵۷ پیروز نمی‌شد، وضع کارگران و طبقات فرودست، بسی بهتر از امروز بوده‌است. این یعنی ۵۷ در نظر آن‌ها حرکتی بوده‌است توسط همین طبقۀ فرودست (که عمده پیروان خرافات مذهبی از آن‌ها بوده‌اند) که بیشترین خسارتش را نیز همین‌ها پرداخت کردند.

🔸چنین فردی، در نظر یک آخوند، «اسطورۀ ایمان» و «انسان نمونه» تلقی می‌شود. انسانی که همۀ مصائب قابل جلوگیری یا حل توسط دولت مدرنِ توسعه‌گرا و سازمان‌های مردم‌نهاد را تحمل می‌کند و با ایمانی استوار به زندگیِ سرشار از تروما و تهی از تجاربِ انسانی‌اش ادامه می‌دهد. زندگی‌ای که به بقا و یک نان خشک و یک سقف و یک مرده‌شورخانه که جسد فرزندان جوانش را نیز باید در آن بشورد، و نگه‌داری فرزندان معلولش، محدود شده‌است. این همان سرنوشتی‌ بوده‌است که برای مردم غزه نیز توسط آخوندها تصور شد و تحقق یافت. حیاتی برزخی و تهی و هر آن آمادۀ نابودی و پرستندۀ مرگ و شهادت.

🔸کتاب‌خوانیِ صرف اگر قرار بود سیاست‌مداری را حس‌مند کند نسبت به ابعادِ آنچه سیاست‌های کلانش بر سر مردم بینوا می‌آورد، استالین و کتاب‌خانۀ عظیم او باید سرنوشت دیگری را برای مردمِ فرودستِ شوروی رقم می‌زدند.

🔸این زن تجلی بودوباشِ حیات بشر سنتی در ذیل دین آخرت‌محور است. دینی که دنیا را نه مکانی برای شکوفایی و شادی و جشن و رقص و مستی، بلکه مکانی برای مواجهه با مصائب و بلایا و آزمون‌ها و دوری از لذت‌ها (به‌اسم گناه) برای بهشتی پس از مرگ معرفی می‌کرد و می‌کند؛ البته مروجان همین دین، بهترین امکانات را در قدرت و ثروت برای خود و اطرافیان‌ و فرزندان و نوادگانشان تدارک دیده‌اند و می‌بینند، اما دربارۀ مردم به کارویژۀ تاریخی و سنتی خود در رواجِ اخلاقِ زهد و رمگی و تسلیم شیفت می‌کنند.

📺 دین‌فروشی: دین برای توجیهِ منافعِ خود
📺 «مُذِ» چه «آکره‌ای»؟

.


#حکومت_اسلامی #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پیش‌زمینۀ داستان کتاب ایلیاد و اودیسه (+)

🔸قبل از خوندن ایلیاد، با کل داستان‌هایی که باید بدونید آشنا می‌شید: از ماجرای جنگ تروا تا کلی شخصیت که باعث شدن داستان شروع بشه.

00:00 مقدمه
02:03 شروع داستان با زئوس و لیدا
04:28 تولد هلن، زیباترین زن یونان
06:19 مراسم خواستگاری هلن و سوگند شاهان یونان
08:52 جبهه مقابل، تروی!
10:22 خواب هکوبا و پیشگویی شهر تروی
11:49 پاریس، کودک نفرین شده که در طبیعت رها شد
13:25 پاریس، شاهزاده کوه آیدا
14:14 پاریس و خدای جنگ آرس
15:30 تتیس پری آبی با پای ابریشمی
18:02 تولد آشیل، قهرمان طلایی سرزمین یونان
18:28 سیب طلایی خدای شر برای زیباترین خدا
20:28 رشوه خدایان به پاریس برای انتخاب زیباترین آنها
21:33 رشوه سرنوشت‌ساز آفرودیت
22:30 اولین مرحله از جبهه‌گیری خدایان در دو سوی جنگ
23:37 اهمیت آداب و سنت مهمان‌داری در یونان باستان
25:50 هلن با پاریس فرار می‌کند
30:20 پیشگویی احتمال مرگ آشیل در جنگ
32:26 لشکر یونان آماده رفتن به تروی
35:22 شروع اولین داستان کتاب ایلیاد
41:14 خشم آشیل
42:00 مرگ آشیل
44:28 پایان و نظرات من


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧 رازی و خیام: از فرد تا جریان‌های اندیشگی

🔸در اپیزود شانزدهم از #نقدآگین‌‌گپ، خلاصۀ جستاری را طرح می‌کنیم که به بررسی جایگاه و تأثیر اندیشه‌های محمد زکریای رازی و عمر خیام در تاریخ تفکر می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که این دو شخصیت بیش از افراد منفرد، نماد "جریان‌های اندیشگی" مهم و دگرگون‌ساز هستند که سنت‌های فکریِ زمان خود را به چالش کشیدند.

🔸برخلاف رویکردهای تقلیل‌گرایانه که آنها را صرفاً در قالب باورهای دینی یا الحاد محض می‌بینند، نویسنده بر لحظاتِ "الحاد و سرکشی" در اندیشه‌های منسوب به این دو تأکید می‌کند. این لحظات، نه به‌معنای بی‌دینی سازمان‌یافته، بلکه به‌عنوان شکاف‌ها و پرسش‌های رادیکال در برابر سنت، راه را برای خردورزی مستقل گشودند. هدف اصلی متن، توجه به تأثیر پایدار و جریان‌سازِ ایده‌های منسوب به رازی و خیام است، حتی اگر انتساب دقیق برخی از این ایده‌ها، به خود آنها قطعی نباشد.

📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانم‌گرا؟
📕نقد به‌مثابه روشنگری (۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴|۳۵ | ۳۶ تا ۴۶)
📕حقیقت‌گویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شراب‌خواری خیام و تفکر؟
📕هستی‌شناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانم‌گرا؟
📕عمر خیام پرومته‌ ایران
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)

.


#نقد_اسلام #فلسفیدن #خیام #رازی #زکریای_رازی #فلسفه #اندیشه #نقد_دین #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ ضرورتِ پذیرش تکثر

🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا

🔸درک این بدیهیات، حتی بعد از نیم‌قرن آزمون‌وخطا و شکستِ سیاست‌های تمامیت‌خواهانه، برای بردگانِ فکری و وجودی ناممکن است، چه رسد به اقدام به آن و تجدیدنظر در سیاست‌های کلانِ اشتباه. کسانی که اکثریت اقشار و نخبگانِ جامعۀ ایران را بخاطر تفاوت‌های عقیدتی-سیاسی، یا حتی سلیقۀ متفاوت در پوشش، حذف و طرد کرده‌اند، و زمینه‌ساز نفرتِ عمومی از کلیت دین و حتی معنویت و نام خدا شده‌اند، ادعای اتصال به خدا و امام زمان نیز دارند و در توهم «تمدن‌سازی» و تحققِ «حکومت جهانی مهدوی» نیز هستند!

🔸معلوم نیست علی شریعتی، چگونه با اعتماد به نفس، ادعایِ تسلط به جامعه‌شناسی می‌کرد، درحالی‌که بعنوان یک آخوندزاده، حتی درکی اولیه از خصائلِ این قشر داعشی و توتالیتر نیز نداشت، و در ذیلِ یک نظامِ توسعه‌گرا، ولو با نواقص جدی، تحت تاثیرِ جو چپ‌‌زدۀ جهانی، گفتمان انقلابی را (آن هم از دلِ اسلام و تشیع که مایملکِ قشر آخوند بود) بازتولید کرد، که به راهی به جز ترکستان موجود نمی‌انجامید؛ چرا که هیچ گروهِ صاحب‌نفوذی در جامعه جز نهاد عمامه‌به‌سران وجود نداشت.

.


#حکومت_اسلامی #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
بودیم به خواب در شبستان عدم
بیدار شدیم و باز در خواب شدیم


🎻 #ستاره_احمدی (+)

حمام حاج شهباز خان
حمام حاج شهبازخان، یادگاری از روزگاران قاجار، در دل بافت تاریخی کرمانشاه، کنار راسته‌ی پرهیاهوی بازار، آرام گرفته است؛ گویی قصه‌ای از شکوه دیروز را در دل خود پنهان دارد. این بنای دل‌نواز به فرمان حاج شهبازخان حاجی‌زاده‌ی کلهر، فرزند منوچهر بیگلربیگی و ایلخان نام‌آور ایل کلهر، با ذوق و تدبیر بنا شد تا هم پاکی تن را میهمان کند و هم زلالی روح را.

این حمام تاریخی با بخش‌هایی چون سربینه، گرم‌خانه، خزینه، تون و دودکش، ساختاری منسجم و دلنشین یافته است. سقف‌های گنبدی با طاق‌های پنج‌و‌هفت، همچون آسمانی درونی، بر فراز بنا گسترده‌اند؛ و گچ‌بری‌ها و آهک‌بری‌های لطیف، چنان نقش خیال بر دیوارها، روحی تازه به فضا بخشیده‌اند. نقاشی‌های دیواریِ سربینه نیز، از هنر ناب آن دوران حکایت دارند؛ گویی رنگ‌ها هنوز در زمزمه‌اند.

نقاشی‌های دیواری این حمام، آینه‌ای از ذهن خیال‌پرداز ایرانی‌اند؛ برگرفته از داستان‌های باستانی و روایات مذهبی. گاه شاهی تنها، و گاه با همراهانش، بر دیوارها به تصویر درآمده‌؛ شاهانی که شکوه‌شان از دل تاریخ سر برآورده است. در بخش جنوبی، بارگاه سلیمان نقش بسته است؛ سلیمانِ پیامبر، نشسته بر تخت شاهی در اوج اقتدار. و در جنوب غربی، بارگاه جمشید، آن شاه اساطیری ایران، به چشم می‌آید؛ تصویرگر بلندای افسانه و قدرت. افزون بر این، نقش‌هایی از آلات موسیقی، طرح‌های حیوانی و جلوه‌های گیاهی نیز دیوارها را چون قالی خیال، پر از نقش و رنگ ساخته‌اند.

گنبدهای بلند، نه‌تنها سرپناهی‌اند بر سر گرما، که خود رازدارِ دمایی دل‌نشین در زمستان‌های سردند. دریچه‌هایی هوشمندانه بر فراز آن‌ها، نور خورشید را مهمان این خانه‌ی گرم می‌سازند و بخار را، بی‌هیاهو، بدرقه می‌کنند.

اکنون، پس از مرمت و نوسازی، این حمام باشکوه به موزه‌ی مردم‌شناسی بدل شده است؛ جایی که در آن، طنین گام‌های گذشته هنوز شنیده می‌شود و فرهنگ کهن این سرزمین، در آینه‌ی زمان بازتاب می‌یابد.

.


#نوا #ایران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧 نسبتِ «شاه و شهر»

🔸در اپیزود هفدهم از #نقدآگین‌‌گپ، خلاصۀ مقاله‌ای از دکتر محسن بنائی با همین عنوان را بررسی می‌کنیم که در آن، به بررسی پیوند میان شاه و شهر در اندیشۀ سیاسی و تاریخ ایران می‌پردازد و این مفهوم را با رابطه پولیس و پولیتیک در یونان باستان مقایسه می‌کند.

🔸نویسنده استدلال می‌کند که در حالی که دموکراسی آتنی برده‌داری گسترده‌ای را در بر می‌گرفت و مفهوم "مردم" در آن بسیار محدود بود، فرهنگ ایرانی مفهومی گسترده‌تر از "مردم" داشت و پیوند میان شاه و شهر، ریشه در یک ریشه زبانی مشترک به معنای «فرمان راندن» دارد. همچنین، این مقاله به بررسی نقش دادگری بعنوان یک جزء حیاتی در ایدئولوژی فرمانروایی ایرانی می‌پردازد و نشان می‌دهد که پادشاه ایده‌آل ایرانی، باید به سامان کیهانی و حقوق طبیعی پایبند باشد. نویسنده نتیجه می‌گیرد که این ایدۀ سیاسی ایرانی، حتی در سیستم‌های سیاسی مدرن نیز کارایی دارد.

🔻#محسن_بنائی در صفحۀ شخصی خود دربارۀ این مقاله نوشته‌است:
شبه‌روشنفکران ایرانی در ناآگاهی از فرهنگ خودی، همواره شیفته و دلباختۀ فرهنگ و تاریخ یونان بودند. آنان بی‌آنکه نگاه یونانی به انسان و جهان بشناسند، در پیروی کورکورانه از پیشوایانِ اروپایی خویش، با خودباختگیِ کامل ستایشگر کشوری شدند که کوچک‌ترین شناختی از تاریخ و فرهنگ آن نداشتند. در این نوشته، به هم‌سنجی میان نگاه ایرانی و یونانی به مقولۀ «شهر، مردم و سیاست» و به‌ویژه، «افسانۀ دموکراسی آتنی» پرداخته‌ام.


.


#ایران #سیاست #آینه_تاریخ



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مسیرِ دستِ چپ (+)
— بررسی عقاید، تاریخ، مکاتب و فرقه‌های مرتبطِ آن


.


#نقد_ادیان #تاریخ_ادیان #شیطان #شیطان‌پرستی #دین‌شناسی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘نماز جمعه: آیینی پیامبرانه یا تأسیسی پسینی؟

✍🏻 #کاظم_استادی

🍂 مسألهٔ نبود گزارشات مستند و کافی از خطبه‌های پیامبر اسلام در نماز جمعه، یکی از معماهای جدی در تاریخ صدر اسلام است. بر اساس دیدگاه رایج، پیامبر از سال اول هجرت تا رحلت خود، نماز جمعه را به طور منظم برگزار می‌کرده و در هر جمعه، خطبه‌ای ایراد می‌نموده است؛ این وضعیت، یعنی ایراد حدود ۵۰۰ خطبه، با صدها یا هزاران مستمع در هر بار. با این حال، نه تنها متن‌های این خطبه‌ها در دست نیستند، بلکه گزارش‌های مردمی از حواشی و رخدادهای نماز جمعه نیز، عملاً غایب‌اند.

🔻این فقدان تأمل‌ برانگیز، پرسش‌هایی جدی برای ما پدید می‌آورد؛ و سناریوهایی را روبروی ما قرار می‌دهد:
- حذف/سانسور عمدی این خطبه‌ها در دوره‌های پس از پیامبر؛ بویژه در دوران خلافت‌هایی که ممکن بود محتوای خطبه‌ها با سیاست آنان تعارض داشته باشد.
- سناریوی دیگر به ضعف در سنت ثبت مکتوب احادیث و خطبه‌ها در زمان پیامبر باز می‌گردد.
- توجه اصحاب بیش‌تر معطوف به نقل احادیث فقهی و شخصی بوده تا خطبه‌های جمعی.

🔻اما در کنار این سناریوهای محافظه‌کارانه، باید فرض‌های ریشه‌ای‌تری را نیز بررسی کرد:
الف. آیا اساساً پیامبر در سراسر دوران مدینه، نماز جمعه برگزار می‌کرده‌اند؟
ممکن است نماز جمعه، تنها در سال‌های پایانی عمر پیامبر شکل گرفته باشد، آن هم بشکلی محدود.

ب. ممکن نیست که، نماز جمعه در دوران خلافت خلفا تأسیس شده باشد؟
این فرضیه بدان معنی‌ست که، نماز جمعه یک نهاد دینی ـ سیاسی‌ست که در زمان خلفای راشدین یا بنی‌امیه بنیان گذاشته شده، تا ابزار کنترل اجتماعی و مشروعیت‌بخشی دینی به قدرت ایشان باشد.

🔺در این صورت، آنچه به پیامبر نسبت داده شده، یا برگرفته از معدود سخنرانی‌های عمومی ایشان بوده که بعنوان نماز جمعه تحریف شده، یا اساساً این دست روایات اندک، بعدها جعل و ایجاد شده، تا مشروعیتی تاریخی برای این آیین جدید فراهم کند.

🔸بظر می‌رسد نبود گزارش‌هایی، حتی از نوع خاطرات روزمره دربارۀ رفت‌وآمد مردم به نماز جمعه در متون تاریخی، این سناریوهای رادیکال بالا را تقویت می‌کند.
در هر صورت، بازخوانی انتقادی از منابع اولیه و تطبیق آن با شواهد تاریخی می‌تواند باب تازه‌ای در فهم شکل‌گیری نهاد نماز جمعه و جایگاه واقعی آن در عصر نبوی بگشاید.

يا ايها الذين آمنوا اذا نودي للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا الى ذكر الله وذروا البيع (جمعه: ۹)

🔺🔻این آیه اساساً به عنوان مستند قرآنی نماز جمعه در فقه اسلامی شناخته می‌شود. اما اگر از منظر “سناریوی پسینی بودن نهاد نماز جمعه” نگاه کنیم، باید تأویل و زمینه‌شناسی تاریخی آیه را مدنظر قرار داد.

🔻تأویل‌های ممکن در چارچوب سناریوی رادیکال
۱. اشاره به یک نماز عمومی و نه نهادی خاص

آیه ممکن است اشاره به نوعی گردهمایی عمومی برای ذکر خدا در روز جمعه داشته باشد، بدون آن‌که الزاماً به شکل نهادینه‌شده‌ای مثل نماز جمعه‌ی بعدی (با دو خطبه و دو رکعت نماز جماعت) مدنظر باشد. یعنی:
• منظور از “صلاة” در آیه، ممکن است نماز به معنای عام باشد.
• “ذکر الله” ممکن است به موعظه یا تذکر اخلاقی اشاره داشته باشد، نه خطبه رسمی سیاسی.

۲. خطاب به جامعه خاص مدینه در بستر زمانی خاص
آیه می‌تواند پاسخی به شرایط اجتماعی-اقتصادی مدینه باشد، جایی که در روز جمعه بازاری برگزار می‌شد. در این تفسیر، آیه مسلمانان را دعوت به ترک تجارت در لحظه خاصی از روز جمعه برای یک آیین عبادی خاص می‌کند، که الزاماً به شکل نماز جمعه رسمی فقهی بعدی نبوده است.

۳. آیه‌ای با دامنه معنایی بازتر

در این رویکرد، واژۀ “الجمعة” ممکن است یک اصطلاح غیرتخصصی برای “روز گردهمایی” باشد و بعدها بعنوان اصطلاح فقهی تثبیت شده باشد. مشابه این فرآیند را در واژه‌های دیگر هم می‌بینیم که در عصر نزول معناهایی آزادتر داشته‌اند و بعدها معنای فنی گرفته‌اند.

۴. نقش بازسازی‌های خلفا در شکل‌دهی به آیین نماز جمعه

احتمال دارد که خلفا یا فقه‌پردازان اولیه، با تکیه بر این آیه و نیاز به یک ابزار سیاسی-اجتماعی منسجم، آیین رسمی نماز جمعه را شکل داده و معنای فقهی مشخصی را به آیه تحمیل کرده باشند.

🔺جمع‌بندی
اگر بپذیریم که نهاد رسمی نماز جمعه در دوره پس از پیامبر پدید آمده، آیه‌ی جمعه را می‌توان به‌گونه‌ای تأویل کرد که از یک دعوت کلی به ذکر خدا و وحدت اجتماعی در روز جمعه سخن می‌گوید، نه یک دستور فقهی برای نماز جمعه با ساختار مشخص. این تأویل به ما اجازه می‌دهد آیه را در جایگاه واقعی‌اش در متن قرآن و تاریخ صدر اسلام بازخوانی کنیم، بدون آن‌که مجبور به نفی متن قرآن شویم.

▪️پی‌نوشتِ نقدآگین
البته اگر تحقیقات بازنگرانه دربارۀ فرآیند طولانی تالیف قرآن و چند مولفی بودن آن را جدی بگیریم، احتمال اینکه آیۀ جمعه را نیز مشابه مسجدالاقصی بشکل پسینی‌تر وارد قرآن کرده‌باشند، باید جدی گرفت.

.


#بازنگری



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘مرگ در نگاه زردشتی

مرگ و مردن: تلاشی برای فلسفۀ تطبیقی دین، تیموثی نِپِر، لوسی برِگمن و مری گاتشالک

🔸من کتابهای فلسفی معرفی نمی‌کنم ولی این کتاب از این نظر توجهم را جلب کرد که با ادعای بررسیِ تطبیقی باورها و آیین‌های مربوط به مرگ در ادیانِ کهن و مهمِ جهان به منظورِ بررسیِ اخلاقِ زیستی مرگِ خودخواستۀ پزشکی یا اوتانازی فراهم آمده است.

🔸اما انگار نه انگار که یک دینی هم وجود داشته و حتی دارد به نام دین زردشتی. دینی که حتی به باورِ برخی از دین‌شناسان در زمینه‌های آخرت‌شناسانه ریشه و بنیادِ اندیشه‌های ادیانِ دیگر است.

🔺نتیجه هم این شده که در جایی از کتاب ادعا شده که هیچ دینی همواره زندگی را به مرگ ترجیح نمی‌دهد، بلکه مرگ هم جزئی از ارادۀ خداوند (یا مرحله‌ای از حرکت در ادیانی چون بودایی) است که باید طی شود. این درحالی‌ست که در دین زردشتی، مرگ هیچ جایگاهی در ارادۀ خدا ندارد و عارضه‌ای‌ست تحمیلی از سویِ اهریمن در وضعیتِ آمیختگی (گمیزشنی). البته شاید هم ترجیح داده‌اند باورهای زردشتی را بعنوان پارازیت بر ضد اهدافشان در توجیهِ این نوع مرگ حذف کنند که خب عذر بدتر از گناه است.

✍🏻 #بهرام_روشن‌ضمیر



🌾 @Naqdagin