Telegram
نقدآگین
📘کاسبیِ ولایت با ویکیجنیا! (۱/۲)
👻 شارلاتانیسم فرقهای در لباس عرفان:
✍🏻 #محمود_کریمی
👳🏿♂️آیتالله حسنزاده آملی [کوهِ عرفان! از نوع حکومتی و کاسهلیسِ قدرت] مینویسد:
🍂 بهخدا آدم میمونه که این آخوندا تو حوزه بهجز سوزوندن عمرشون پای خرافات، دیگه چی یاد میگیرن؟! اصلاً این «جننامههای فرقهای» رو از کدوم چاه جمکران بیرون میکشن؟ این یکی دیگه واقعاً یه شاهکار از اون عرفانهاییه که تو سیاهچالی از مهملات تاریخی گم شده؛ جوری نوشتتش که انگار نه انگار تو قرن بیست و یکم هستیم، بلکه تو دوران قبل از آدمیزاد، برای مخاطبایی از جنس «وافور و منقل» روضهخونی کرده.
🍂 از غدیر خم طوری میگه که انگار یه گردهمایی بینکهکشونی بوده با موجودات نامرئی؛ جنّا! اونم با حافظهی هزار و اندی ساله، ایستاده در صف اول، شاهد نصب ولی! خب معلومه دیگه، چرا که در منظومهی فکری این حضرات، جنّیان اعتبار تاریخی بیشتری دارند تا خود قرآن و اسناد و منابع مسلمانان (اهلسنت) و عقل بشری.
🍂 وقتی سند جانشینی پیامبر با روایت یه جن معتبر میشه، دیگه کی میره سراغ قرآن و تاریخ و حتی خود علی بن ابیطالب، که در نهجالبلاغه ــ این مهمترین اثر منتسب به او، از سخنرانیها و نامههاش ــ حتی یکبار هم به واقعهی غدیر اشاره نمیکنه. نه از «من کنت مولاه»، نه از بیعت مردم، نه از نصب رسمی. تو تمام نهجالبلاغه، نهتنها هیچ ادعایی در مورد انتصاب الهی خودش توسط پیامبر نداره، بلکه هر جا حرفی از خلافت زده، بیشتر از بار مسئولیتش نالیده تا از حقانیتش دفاع کنه؛ حتی در ورودش به این مسئولیت هم به فشار مردم اشاره میکنه و اینکه اگه وزیر/مشاور باشه، بهتره! امام حتما از این پرستندگانِ جنبازِ شیعهتر از خودش، نامطلعتر بوده، یا تقیه میکرده!
🍂 اگه غدیر اونقدر لحظۀ تعیینکنندهای بود، چرا خود علی، نه در نهجالبلاغه، نه در هیچ نامه یا خطبهی دیگهای، هرگز ازش به عنوان سند خلافتش استفاده نکرد؟ مگه میشه شاهدی مثل پیامبر، بیعت هزاران نفر، و لحظهای به این عظمت، بشه سند غیبی برای اجنه، ولی تو نهجالبلاغهی علی، حتی یه جمله هم ازش نباشه؟ کافیست یکی از اجنه "تاییدیه" بدهد، و شیعه امامیه از آسمان تا زمین مهر حقانیت بخورد!
🍂 اگر علی در روزگار خودش، برای دفاع از حقانیت خلافتش، حتی یکبار هم به غدیر اشاره نکرد، چطور ممکنه هزار و چهارصد سال بعد، جنّ گمنامی بینسب و بیسند، از بین همهی وقایع، دقیقاً اون لحظه رو به یاد داشته باشه؟ حافظهی تاریخنویس از کجا پیدا کرده این جن؟ و چرا در منابع قرون نخست اسلام، نه اصحاب و نه تابعین و حتی امامان نخست شیعه، هیچگاه به غدیر بهعنوان سند سیاسی نصب خلافت ارجاع ندادند؟ چرا روایتِ سیاسی خلافت، فقط در روایات متأخر و آنهم از زبان جن ظاهر میشود؟
🍂 آیتالله حسنزاده – با اون ژستای کیهانی و حکمتِ مندرآوردیش – با یه ذوق کودکانه مینویسه که «جنها سنی نیستند»، چون «در غدیر خم حضور داشتند». لابد شاخشون تو ماتحتِ شتر بوده، دُمشون تو عبا، دلشون هم تو ولایت! واقعاً که تاریخ اسلام تو نگاه این حضرات، بیشتر شبیه یه سناریوی نمایش عروسکیه، که حتی عروسکای نادیدنی هم هستن تا خلافتِ مورد نظرشون به کرسی بشینه!
🍂 علامه طباطبائی میگه قاضی گفته که شاید خودش بوده که از یه جن پرسیده – یعنی یه زنجیرهای از همون قصههای «یکی بود یکی نبود» دیگه... اگه قاضی با جنها جلسه داشته، شاید با پریای دریایی هم در مورد فقه گپ زده! چرا که نه؟ اون جنّ مربوطه، که حتماً از سادات جنیه بوده، خیلی مؤدب و دقیق تاریخی میفرماد:
🔺خب، این دیگر سند محکمتری از «ویکیجنیا»(!) نمیطلبد.😁
❓سؤال اصلی اینه: چرا آدمی که ادعای عقلانیت، فلسفه، حکمت و عرفان دارد، باید به نقلقول از جن متوسل شود تا مذهب خود را حق جلوه دهد؟ آیا این میزان فلاکت استدلالی-عقیدتی، نیاز به کمک نامرئیها را نشان نمیدهد؟ اگر شیعه امامیه اینقدر محکم و مستدل است، چرا باید با شهادت یک موجود موهوم – آنهم بدون امکان پرسش و پاسخ – به کرسی بنشیند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👻 شارلاتانیسم فرقهای در لباس عرفان:
طائفه جنّ به هر مذهبی هست جز [سگ] سنی!
✍🏻 #محمود_کریمی
👳🏿♂️آیتالله حسنزاده آملی [کوهِ عرفان! از نوع حکومتی و کاسهلیسِ قدرت] مینویسد:
«جناب استاد ما علامه طباطبائی(ره) صاحب تفسیر قیّم و عظیم «المیزان» فرموده است که:
« استاد ما مرحوم آقا سید علی قاضی حکایت کرد که کسی از جنّ پرسیده است ( و فرموده است شاید آن کس خود مرحوم قاضی بودهاست):
طائفه جن به چه مذاهب اند؟
آن جن در جواب گفت:
طائفه جنّ مانند إنس دارای مذاهب گوناگون اند، جز اینکه “سنی” ندارند برای اینکه در میان ما کسانی هستند که در واقعه غدیر خم حضور داشتند و شاهد بوده اند که پیامبر اسلام جانشین خود را امام علی ع تعیین کردند و حقا که حق با شیعه امامیه است.
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
یا علی مدد بی حد و بی عدد»
🍂 بهخدا آدم میمونه که این آخوندا تو حوزه بهجز سوزوندن عمرشون پای خرافات، دیگه چی یاد میگیرن؟! اصلاً این «جننامههای فرقهای» رو از کدوم چاه جمکران بیرون میکشن؟ این یکی دیگه واقعاً یه شاهکار از اون عرفانهاییه که تو سیاهچالی از مهملات تاریخی گم شده؛ جوری نوشتتش که انگار نه انگار تو قرن بیست و یکم هستیم، بلکه تو دوران قبل از آدمیزاد، برای مخاطبایی از جنس «وافور و منقل» روضهخونی کرده.
🍂 از غدیر خم طوری میگه که انگار یه گردهمایی بینکهکشونی بوده با موجودات نامرئی؛ جنّا! اونم با حافظهی هزار و اندی ساله، ایستاده در صف اول، شاهد نصب ولی! خب معلومه دیگه، چرا که در منظومهی فکری این حضرات، جنّیان اعتبار تاریخی بیشتری دارند تا خود قرآن و اسناد و منابع مسلمانان (اهلسنت) و عقل بشری.
🍂 وقتی سند جانشینی پیامبر با روایت یه جن معتبر میشه، دیگه کی میره سراغ قرآن و تاریخ و حتی خود علی بن ابیطالب، که در نهجالبلاغه ــ این مهمترین اثر منتسب به او، از سخنرانیها و نامههاش ــ حتی یکبار هم به واقعهی غدیر اشاره نمیکنه. نه از «من کنت مولاه»، نه از بیعت مردم، نه از نصب رسمی. تو تمام نهجالبلاغه، نهتنها هیچ ادعایی در مورد انتصاب الهی خودش توسط پیامبر نداره، بلکه هر جا حرفی از خلافت زده، بیشتر از بار مسئولیتش نالیده تا از حقانیتش دفاع کنه؛ حتی در ورودش به این مسئولیت هم به فشار مردم اشاره میکنه و اینکه اگه وزیر/مشاور باشه، بهتره! امام حتما از این پرستندگانِ جنبازِ شیعهتر از خودش، نامطلعتر بوده، یا تقیه میکرده!
🍂 اگه غدیر اونقدر لحظۀ تعیینکنندهای بود، چرا خود علی، نه در نهجالبلاغه، نه در هیچ نامه یا خطبهی دیگهای، هرگز ازش به عنوان سند خلافتش استفاده نکرد؟ مگه میشه شاهدی مثل پیامبر، بیعت هزاران نفر، و لحظهای به این عظمت، بشه سند غیبی برای اجنه، ولی تو نهجالبلاغهی علی، حتی یه جمله هم ازش نباشه؟ کافیست یکی از اجنه "تاییدیه" بدهد، و شیعه امامیه از آسمان تا زمین مهر حقانیت بخورد!
🍂 اگر علی در روزگار خودش، برای دفاع از حقانیت خلافتش، حتی یکبار هم به غدیر اشاره نکرد، چطور ممکنه هزار و چهارصد سال بعد، جنّ گمنامی بینسب و بیسند، از بین همهی وقایع، دقیقاً اون لحظه رو به یاد داشته باشه؟ حافظهی تاریخنویس از کجا پیدا کرده این جن؟ و چرا در منابع قرون نخست اسلام، نه اصحاب و نه تابعین و حتی امامان نخست شیعه، هیچگاه به غدیر بهعنوان سند سیاسی نصب خلافت ارجاع ندادند؟ چرا روایتِ سیاسی خلافت، فقط در روایات متأخر و آنهم از زبان جن ظاهر میشود؟
🍂 آیتالله حسنزاده – با اون ژستای کیهانی و حکمتِ مندرآوردیش – با یه ذوق کودکانه مینویسه که «جنها سنی نیستند»، چون «در غدیر خم حضور داشتند». لابد شاخشون تو ماتحتِ شتر بوده، دُمشون تو عبا، دلشون هم تو ولایت! واقعاً که تاریخ اسلام تو نگاه این حضرات، بیشتر شبیه یه سناریوی نمایش عروسکیه، که حتی عروسکای نادیدنی هم هستن تا خلافتِ مورد نظرشون به کرسی بشینه!
🍂 علامه طباطبائی میگه قاضی گفته که شاید خودش بوده که از یه جن پرسیده – یعنی یه زنجیرهای از همون قصههای «یکی بود یکی نبود» دیگه... اگه قاضی با جنها جلسه داشته، شاید با پریای دریایی هم در مورد فقه گپ زده! چرا که نه؟ اون جنّ مربوطه، که حتماً از سادات جنیه بوده، خیلی مؤدب و دقیق تاریخی میفرماد:
«ما سنی نداریم، چون در صحنه غدیر خم حاضر بودیم و علی را دیدیم که جانشین شد!»
🔺خب، این دیگر سند محکمتری از «ویکیجنیا»(!) نمیطلبد.😁
❓سؤال اصلی اینه: چرا آدمی که ادعای عقلانیت، فلسفه، حکمت و عرفان دارد، باید به نقلقول از جن متوسل شود تا مذهب خود را حق جلوه دهد؟ آیا این میزان فلاکت استدلالی-عقیدتی، نیاز به کمک نامرئیها را نشان نمیدهد؟ اگر شیعه امامیه اینقدر محکم و مستدل است، چرا باید با شهادت یک موجود موهوم – آنهم بدون امکان پرسش و پاسخ – به کرسی بنشیند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کاسبیِ ولایت با ویکیجنیا! (۲/۲)
👻 شارلاتانیسم فرقهای در لباس عرفان:
✍🏻 #محمود_کریمی
🔺این منطق بیمار، جایی میرسه که «شهادت یک غیرانسان» مقدستر از عقل و تجربهی تاریخی «انسان» میشه؛ جن شیعه مورد اعتماده، اما مسلمانِ اهلسنت، ولو عادل و عالم و متقی و وارسته، فاقد اعتبار. این یعنی عبور از دین به اسطوره، و از حقیقت به خرافاتِ فرقهایِ «دیگریستیزانه».
🍂 تهِ ماجرا، طبق رسم مألوف، یه بیت آماده از انبار ابیات نوندونی و اشکگیر رو پرت میکنن وسط: «با آل علی هر که درافتاد، ور افتاد». آره واقعاً! چون بهجای استدلال، چماق جنّی و شمشیر غیبی آوردید وسط. وگرنه تاریخ، خودش شاهد زخم و زنجیرِ آل علیست؛ همون خاندان مظلوم و شریف که یا مسموم شدن یا زیر تیغ ستم تکهتکه. اگر "ور افتادن" اینه، پس وای به حال پیروزی!
🍂 خلاصه کلام: تو این متن نه حقیقتی هست، نه برهان، نه عقل، نه انصاف. تنها چیزی که هست، آمیختگی دین با اسطوره، جهل با جن، و حقیقتگریزی با تعصب است. اگر قرار باشد برای حقانیت یک مذهب، از نقل قولهای یک جنِ مفروض و یک حکایتِ مجهولالراوی استفاده کنیم، دیگر چه نیازی به وحی، عقل، تاریخ و علم؟ برویم از اجنهی کارشناس، فتوا و تحلیل بگیریم! ای کاش بعضی از این حضرات، به جای صید جن در دل شب، اندکی با چراغ عقل دنبال انسان میگشتند یا چند تورقی در حوزۀ فلسفه و علم جدید میکردند تا آبروی شیعه و مسلمان را در طول تاریخ نبرند برای ارضا و فریبِ خودشان و چند مخاطبِ عامیِ معاصر.
🍂 تو این حکایتها، سنی [بخوان مسلمانانِ اکثریت] «دشمن خونی» حساب میشه، مایهی رجس و رجوع به باطل، حتی اگه روزی پنجبار نماز بخونه، قرآن بخونه، اسم علیو با احترام بیاره. ولی مسیحی، یهودی، زرتشتی، بیدین، بودایی، حتی جن – آری، جنِ شیعهمذهب – اینا همه محترمن و قابلهضم.
🍂 تناقض از اینجا بالا میزند که جن اگر شیعه باشد، محترم است. اما انسانی که اهلسنت است، محکوم به سقوط. جن، چون دیده که علی منصوب شده، میشود سند تاریخی. اما خلفای سهگانه، و هر که قبولشون دارد، جاهل، دشمن، منحرف است، ولو خود علی و حسن بیشترین همکاری سیاسی و نظامی رو باهاشون کردهباشن و اسم فرزندانشون رو به اسم همینا گذاشتهباشن و به هم دختر و پسر داده باشن، یا بسیاری از صحابی علی روابط دوستانه و غیرخصمانهای با خلفای قبلی داشتهباشن.
🍂 گویا اجنه عقل دارند، شعور دارند، حافظهی تاریخی دارند، ولایتشناساند، اما سنیها نه. واسه همینم اون آخوند شارلاتانی که شغلش کاسبی با امامزاده و قبر و استخاره و تسبیحه، با جهود معامله میکنه، با مسیحی همسفره میشه، ولی از کنار اهلسنت که رد میشه، انگار بوی مرده شنیده! همون که رهبرش تا همین اواخر با افتخار میگفت: «اگر از آمریکا بگذریم، از آلسعود نخواهیم گذشت» — چون گویا جنایت اهلسنت، از استعمار و بمب اتم هم سنگینتره!
🔺از کجا این خصومت مریضگونه میاد؟ لابد چون سنیها خرافهی بیدار شدن جن تو غدیر رو باور نکردن. یا گفتن علی بزرگ بود، ولی خلافت ارثی نبود. همین یک جمله، شد مهر الحاد و نفاق و فسق.
🔺عجیبتر آنکه وقتی پای یهود و نصارا وسط است، میشود “اهل کتاب”، “مخاطب رأفت پیامبر”، اما وقتی سنیست، حتی اگر بیشتر از یک شیعه عبادت کند، میشود "نواصب"، میشود دشمن اهلبیت، و سگ اهلسنت از جن شیعه کمتر میارزد در این منطق وارونه.
🍂 تو همین جهنم تناقضه که دین، از ایمان شخصی تبدیل میشه به دکون عقدهگشایی فرقهای. مردک شیعهای که با ذکر یا علی، زنباز و دغل و شارلاتانه، اهل نجاته؛ ولی سنیای که صادقه و سالمه، چون ولایت نداره، میشه اهل جهنم! لابد ملائکه هم دفترچهی بسیج دارند و از حوزهی قم دستور میگیرند که چه کسی را ببخشند و چه کسی را بسوزانند!
🍂 در نگاه این حضراتِ مدعیِ علم(!) و عرفان(!) و معنویت(!)، عدالت خداوند را جنِ شیعه تضمین میکند و برائت از عمر از اصول دین است، نه توحید. و بدتر اینکه این نفرت، تبدیل به هویت شده. اگر دشمنی با سنی برداشته شود، هویت جعلیشان فرو میریزد. پس دشمن باید باشد. باید لعن باشد. باید کینه باشد؛ چون دینِ بدون دشمن، دکانی بدون مشتری است.
🍂 و اینجاست که باید پرسید: آیا ایمان به خدا و حقیقت، نیاز به اینهمه دروغ مقدس و افسانهسازی کودکانه دارد؟ یا نکند تمام این دستگاه، تنها ساخته شده تا نادانی، تعصب، و انحصارطلبی با نام دین و عرفان، بازاری ابدی برای خود بسازند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👻 شارلاتانیسم فرقهای در لباس عرفان:
طائفه جنّ به هر مذهبی هست جز [سگ] سنی!
✍🏻 #محمود_کریمی
🔺این منطق بیمار، جایی میرسه که «شهادت یک غیرانسان» مقدستر از عقل و تجربهی تاریخی «انسان» میشه؛ جن شیعه مورد اعتماده، اما مسلمانِ اهلسنت، ولو عادل و عالم و متقی و وارسته، فاقد اعتبار. این یعنی عبور از دین به اسطوره، و از حقیقت به خرافاتِ فرقهایِ «دیگریستیزانه».
🍂 تهِ ماجرا، طبق رسم مألوف، یه بیت آماده از انبار ابیات نوندونی و اشکگیر رو پرت میکنن وسط: «با آل علی هر که درافتاد، ور افتاد». آره واقعاً! چون بهجای استدلال، چماق جنّی و شمشیر غیبی آوردید وسط. وگرنه تاریخ، خودش شاهد زخم و زنجیرِ آل علیست؛ همون خاندان مظلوم و شریف که یا مسموم شدن یا زیر تیغ ستم تکهتکه. اگر "ور افتادن" اینه، پس وای به حال پیروزی!
🍂 خلاصه کلام: تو این متن نه حقیقتی هست، نه برهان، نه عقل، نه انصاف. تنها چیزی که هست، آمیختگی دین با اسطوره، جهل با جن، و حقیقتگریزی با تعصب است. اگر قرار باشد برای حقانیت یک مذهب، از نقل قولهای یک جنِ مفروض و یک حکایتِ مجهولالراوی استفاده کنیم، دیگر چه نیازی به وحی، عقل، تاریخ و علم؟ برویم از اجنهی کارشناس، فتوا و تحلیل بگیریم! ای کاش بعضی از این حضرات، به جای صید جن در دل شب، اندکی با چراغ عقل دنبال انسان میگشتند یا چند تورقی در حوزۀ فلسفه و علم جدید میکردند تا آبروی شیعه و مسلمان را در طول تاریخ نبرند برای ارضا و فریبِ خودشان و چند مخاطبِ عامیِ معاصر.
🍂 تو این حکایتها، سنی [بخوان مسلمانانِ اکثریت] «دشمن خونی» حساب میشه، مایهی رجس و رجوع به باطل، حتی اگه روزی پنجبار نماز بخونه، قرآن بخونه، اسم علیو با احترام بیاره. ولی مسیحی، یهودی، زرتشتی، بیدین، بودایی، حتی جن – آری، جنِ شیعهمذهب – اینا همه محترمن و قابلهضم.
🍂 تناقض از اینجا بالا میزند که جن اگر شیعه باشد، محترم است. اما انسانی که اهلسنت است، محکوم به سقوط. جن، چون دیده که علی منصوب شده، میشود سند تاریخی. اما خلفای سهگانه، و هر که قبولشون دارد، جاهل، دشمن، منحرف است، ولو خود علی و حسن بیشترین همکاری سیاسی و نظامی رو باهاشون کردهباشن و اسم فرزندانشون رو به اسم همینا گذاشتهباشن و به هم دختر و پسر داده باشن، یا بسیاری از صحابی علی روابط دوستانه و غیرخصمانهای با خلفای قبلی داشتهباشن.
🍂 گویا اجنه عقل دارند، شعور دارند، حافظهی تاریخی دارند، ولایتشناساند، اما سنیها نه. واسه همینم اون آخوند شارلاتانی که شغلش کاسبی با امامزاده و قبر و استخاره و تسبیحه، با جهود معامله میکنه، با مسیحی همسفره میشه، ولی از کنار اهلسنت که رد میشه، انگار بوی مرده شنیده! همون که رهبرش تا همین اواخر با افتخار میگفت: «اگر از آمریکا بگذریم، از آلسعود نخواهیم گذشت» — چون گویا جنایت اهلسنت، از استعمار و بمب اتم هم سنگینتره!
🔺از کجا این خصومت مریضگونه میاد؟ لابد چون سنیها خرافهی بیدار شدن جن تو غدیر رو باور نکردن. یا گفتن علی بزرگ بود، ولی خلافت ارثی نبود. همین یک جمله، شد مهر الحاد و نفاق و فسق.
🔺عجیبتر آنکه وقتی پای یهود و نصارا وسط است، میشود “اهل کتاب”، “مخاطب رأفت پیامبر”، اما وقتی سنیست، حتی اگر بیشتر از یک شیعه عبادت کند، میشود "نواصب"، میشود دشمن اهلبیت، و سگ اهلسنت از جن شیعه کمتر میارزد در این منطق وارونه.
🍂 تو همین جهنم تناقضه که دین، از ایمان شخصی تبدیل میشه به دکون عقدهگشایی فرقهای. مردک شیعهای که با ذکر یا علی، زنباز و دغل و شارلاتانه، اهل نجاته؛ ولی سنیای که صادقه و سالمه، چون ولایت نداره، میشه اهل جهنم! لابد ملائکه هم دفترچهی بسیج دارند و از حوزهی قم دستور میگیرند که چه کسی را ببخشند و چه کسی را بسوزانند!
🍂 در نگاه این حضراتِ مدعیِ علم(!) و عرفان(!) و معنویت(!)، عدالت خداوند را جنِ شیعه تضمین میکند و برائت از عمر از اصول دین است، نه توحید. و بدتر اینکه این نفرت، تبدیل به هویت شده. اگر دشمنی با سنی برداشته شود، هویت جعلیشان فرو میریزد. پس دشمن باید باشد. باید لعن باشد. باید کینه باشد؛ چون دینِ بدون دشمن، دکانی بدون مشتری است.
🍂 و اینجاست که باید پرسید: آیا ایمان به خدا و حقیقت، نیاز به اینهمه دروغ مقدس و افسانهسازی کودکانه دارد؟ یا نکند تمام این دستگاه، تنها ساخته شده تا نادانی، تعصب، و انحصارطلبی با نام دین و عرفان، بازاری ابدی برای خود بسازند؟
📻 سلیمان و اجنه!
📕و تو چه میدانی جن چیست؟
| بخش یک | بخش دو
📺 جنِ عاشق یا جنِ خارش؟
👳🏿♂️پنج خانهای که در آن جن وجود دارد
📺جنگیری با عرفان حلقه
📺 جنگیری از دختری جوان و فاجعۀ دخالت دینبانان در امور پزشکی
📺 چرا انسان «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
📺 روانکاویِ «ذهنِ خرافهگرا»
.
#نقد_شیعه#اجنه #حسنزاده_آملی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش زیادی از منابع صدر اسلام، در رأسش مربوط به علیبنابیطالب، و حتی سیرۀ محمدبنعبدالله، حمزه، امام حسین، محمد حنفیه و... تا ابومسلم، داستان و قصه است، نه تاریخ!
🔸رسول جعفریان به بخشی از داستانسراییها اشاره میکند که به مرور تبدیل به مستندات تاریخی شدهاند. نکته جالب در میان سخنان او، اشاره به ماجرایی از حضور روحالله خمینی در نوفللوشاتو و بیان ماجرایی از همین نوع داستانسراییهاست که تبدیل به مستند تاریخی شدهاست.
🔸جعفریان، پژوهشگر و استاد تاریخ اسلام در دانشگاه تهران، یکی از چهرههای برجسته در حوزهٔ تاریخنگاری اسلامی و شیعی است. وی با تألیفات متعدد و تحلیلهای دقیق، نقش مهمی در بررسی و تحلیل تاریخ اسلام ایفا کرده است
🔸وی معتقد است که بسیاری از روایات تاریخی با افسانهها و داستانسراییها آمیخته شدهاند و باید با رویکردی علمی و انتقادی، حقیقت را از اسطوره جدا کرد.
📺 افسانۀ علی اصغر و سکینه
🔻۳ مصاحبۀ نقدآگین با دکتر بنائی
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ ۱: یکم، دوم| جلسه ۲: یکم، دوم)
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
.
#بازنگری #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘هنر بینظیر کلیسا یا جهنم سیمانی و بیتخیل فومن؟
— قیاس اشتباه جهنم فومن با دورهی قرون وسطا
(۱/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 در حال حاضر پرسش من این است که چرا قرار است شکل بازسازیشدهی جهنم را در فومن بسازند؟ با توجه به آب و هوا و فضای جهنم، آیا گرمای تابستانِ قم نمیتواند گزینهی بهتری باشد؟!
🍂 پرسش من طنزآمیز و یا بیمعنا نیست. این نکته بسیار ظریف است که بدانیم بازنمایی جهنم در یک مکان واقعی، تنها یک انتخاب جغرافیایی یا اقلیمی نیست، بلکه نشانهای از نوع نگاه ما به مفاهیم دینی و ابزارهای فرهنگی است. اینکه ما جهنم را چگونه و کجا بازسازی میکنیم، بازتابیست از رابطهی ما با تخیل، با زیبایی، با قدرت. در شهر قم بیشتر میتوان پایههای ایدئولوژیِ چنین برنامهای را دنبال کرد! این پایهها به هیچ عنوان ربطی به تخیل، هنر و بهصورت کلی، زیبایی ندارد. این جهنم، ایدئولوژی خام است. بنابراین از بیرون نیز نباید ربط و نسبتی با زیبایی و باران شهر فومن داشته باشند.
🍂 جهنمِ بازسازی شده توسط سپاه، شبیه به جهنم بازسازی شده در قرون وسطای مسیحیت نیست که بخواهند آن را در فضایی سرسبز بسازند! در اروپای قرون وسطا نیز مردم از جهنم میترسیدند. اما این ترس، از درون منظومهای پیچیده میآمد: اسطوره، ایمان، امید، قصه و فرم.
🍂 کلیساهای گوتیک فقط معابد قدرت نبودند، رسانههای بزرگ عصر خود بودند. وقتی وارد کلیسای نوتردام میشوید، گویی وارد جهانی از داستان، رنگ، نور، ترس، امید و زیبایی میشوید. در این کلیساها، جهنم نه به عنوان تهدیدی عریان، بلکه در دل شیشههای رنگی، نقش برجستهها، مجسمهها و دیوارنگارهها حضور دارشتند. آنجا حتی شیاطین هم فرم داشتند، شخصیت داشتند. ترس، با طراحی همراه بود؛ خشونت، با طنز همزیستی داشت؛ و انسان، حتی در مواجهه با عذاب ابدی، در مرکز توجه بود؛ نه به عنوان قربانی، بلکه به عنوان کسی که باید ببیند، بفهمد، تصمیم بگیرد.
🍂 مخاطب کلیسا مخاطب منفعل نبود. حتی اگر بیسواد بود، در مواجهه با فرم، با رنگ، با جزئیات، با قصه، با چیدمان هوشمندانهی وحشت در دل زیبایی، وادار به تأمل میشد. ترس، فقط برای اطاعت نبود؛ برای آگاهسازی بود. کلیسا قدرت داشت، اما این قدرت را از مسیر تماشا و شکوه اعمال میکرد. هنرمند قرون وسطایی، اگرچه در خدمت دین بود، اما خود را فقط مجری فرمان نمیدانست؛ او در خلق ترس، زیبایی را فراموش نمیکرد. زیرا کلیسا فهمیده بود که اگر بخواهی بر دلها حکومت کنی، باید تخیل را به رسمیت بشناسی.
🍂 در مقابل، بیایید به جهنمِ فومن نگاه کنیم. یک پروژهی بازسازیشدهی دینی، با فیگورهایی که قرار است شبیه به هیولاهای ناشیانهی شهربازی باشند. ما پیشاپیش میدانیم که قرار است با رنگهای بد ترکیب و جملههایی تهدیدآمیز روی پلاکارد مواجه شویم. جایی که مفهوم جهنم نه در دل یک منظومهی فکری، بلکه به شکل تابلویی یکلایه و تحمیلی عرضه میشود، چیزی ارائه نمیدهد جر آنکه بگوید "اگر این کار را بکنی، این بلا سرت میآید."
🍂 ما خوب میدانیم که اینجا نه خبری از فرم هست، نه از گفتوگو و نه از پیچیدگی. پس میدانیم که در بازنمایی جهنم نیز قرار است همهچیز تبدیل شود به کارناوالی از تهدیدهای تصویری، که نه میترسانند، نه به فکر وامیدارند. نه زیبایی دارند، نه شکوه. جهنم در فومن، جاییست که دین دیگر نمیتواند حرف بزند؛ پس فریاد میزند. فریادی با بلندگو، با عروسکهای درشت، با نور قرمز و دود مصنوعی. هیچکس این تصاویر را تماشا نمیکند! فقط از کنارشان رد میشود، شاید کمی بخندد، شاید سلفی بگیرد، و بعد فراموش کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قیاس اشتباه جهنم فومن با دورهی قرون وسطا
(۱/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 در حال حاضر پرسش من این است که چرا قرار است شکل بازسازیشدهی جهنم را در فومن بسازند؟ با توجه به آب و هوا و فضای جهنم، آیا گرمای تابستانِ قم نمیتواند گزینهی بهتری باشد؟!
🍂 پرسش من طنزآمیز و یا بیمعنا نیست. این نکته بسیار ظریف است که بدانیم بازنمایی جهنم در یک مکان واقعی، تنها یک انتخاب جغرافیایی یا اقلیمی نیست، بلکه نشانهای از نوع نگاه ما به مفاهیم دینی و ابزارهای فرهنگی است. اینکه ما جهنم را چگونه و کجا بازسازی میکنیم، بازتابیست از رابطهی ما با تخیل، با زیبایی، با قدرت. در شهر قم بیشتر میتوان پایههای ایدئولوژیِ چنین برنامهای را دنبال کرد! این پایهها به هیچ عنوان ربطی به تخیل، هنر و بهصورت کلی، زیبایی ندارد. این جهنم، ایدئولوژی خام است. بنابراین از بیرون نیز نباید ربط و نسبتی با زیبایی و باران شهر فومن داشته باشند.
🍂 جهنمِ بازسازی شده توسط سپاه، شبیه به جهنم بازسازی شده در قرون وسطای مسیحیت نیست که بخواهند آن را در فضایی سرسبز بسازند! در اروپای قرون وسطا نیز مردم از جهنم میترسیدند. اما این ترس، از درون منظومهای پیچیده میآمد: اسطوره، ایمان، امید، قصه و فرم.
🍂 کلیساهای گوتیک فقط معابد قدرت نبودند، رسانههای بزرگ عصر خود بودند. وقتی وارد کلیسای نوتردام میشوید، گویی وارد جهانی از داستان، رنگ، نور، ترس، امید و زیبایی میشوید. در این کلیساها، جهنم نه به عنوان تهدیدی عریان، بلکه در دل شیشههای رنگی، نقش برجستهها، مجسمهها و دیوارنگارهها حضور دارشتند. آنجا حتی شیاطین هم فرم داشتند، شخصیت داشتند. ترس، با طراحی همراه بود؛ خشونت، با طنز همزیستی داشت؛ و انسان، حتی در مواجهه با عذاب ابدی، در مرکز توجه بود؛ نه به عنوان قربانی، بلکه به عنوان کسی که باید ببیند، بفهمد، تصمیم بگیرد.
🍂 مخاطب کلیسا مخاطب منفعل نبود. حتی اگر بیسواد بود، در مواجهه با فرم، با رنگ، با جزئیات، با قصه، با چیدمان هوشمندانهی وحشت در دل زیبایی، وادار به تأمل میشد. ترس، فقط برای اطاعت نبود؛ برای آگاهسازی بود. کلیسا قدرت داشت، اما این قدرت را از مسیر تماشا و شکوه اعمال میکرد. هنرمند قرون وسطایی، اگرچه در خدمت دین بود، اما خود را فقط مجری فرمان نمیدانست؛ او در خلق ترس، زیبایی را فراموش نمیکرد. زیرا کلیسا فهمیده بود که اگر بخواهی بر دلها حکومت کنی، باید تخیل را به رسمیت بشناسی.
🍂 در مقابل، بیایید به جهنمِ فومن نگاه کنیم. یک پروژهی بازسازیشدهی دینی، با فیگورهایی که قرار است شبیه به هیولاهای ناشیانهی شهربازی باشند. ما پیشاپیش میدانیم که قرار است با رنگهای بد ترکیب و جملههایی تهدیدآمیز روی پلاکارد مواجه شویم. جایی که مفهوم جهنم نه در دل یک منظومهی فکری، بلکه به شکل تابلویی یکلایه و تحمیلی عرضه میشود، چیزی ارائه نمیدهد جر آنکه بگوید "اگر این کار را بکنی، این بلا سرت میآید."
🍂 ما خوب میدانیم که اینجا نه خبری از فرم هست، نه از گفتوگو و نه از پیچیدگی. پس میدانیم که در بازنمایی جهنم نیز قرار است همهچیز تبدیل شود به کارناوالی از تهدیدهای تصویری، که نه میترسانند، نه به فکر وامیدارند. نه زیبایی دارند، نه شکوه. جهنم در فومن، جاییست که دین دیگر نمیتواند حرف بزند؛ پس فریاد میزند. فریادی با بلندگو، با عروسکهای درشت، با نور قرمز و دود مصنوعی. هیچکس این تصاویر را تماشا نمیکند! فقط از کنارشان رد میشود، شاید کمی بخندد، شاید سلفی بگیرد، و بعد فراموش کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘هنر بینظیر کلیسا یا جهنم سیمانی و بیتخیل فومن؟
— قیاس اشتباه جهنم فومن با دورهی قرون وسطا
(۲/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 چرا به این نقطه رسیدهایم؟ در دورهی قرون وسطای غرب، هنر رسانه بود. رسانهای برای انتقال، برای پیچیدگی، برای رمز و راز. اما اینجا، پروژههایی مثل جهنم فومن ابزار قدرتاند. نه برای آموزش، نه برای پرسش، بلکه فقط برای یادآوری مطیعسازی.
🍂 در بسیاری از پروژههای دینی امروز در ایران، زیبایی خطرناک است. چون زیبایی، حتی وقتی در خدمت دین باشد، در دل خود چیزی از پرسش دارد. چون زیبا، آنچیزیست که نمیتوانی بهتمامی کنترلش کنی. زیبا، راهی باز میگذارد برای فهم دیگری، نگاه نو و روایتهای جدید. اما قدرت ایدئولوژیک چنین چیزی را نمیخواهد. نمیخواهد که مخاطب فکر کند. نمیخواهد که مخاطب احساس کند. فقط میخواهد که مخاطب اطاعت کند.
🍂 از این رو، جهنم فومن تنها یک نمایشگاه مذهبی نیست؛ نمادیست از بحران رابطهی دین و تخیل در ایران تاریخی، و ایران معاصر؛ نمادی از همان لحظهی تاریخی که دین اسلام در بدو تولد، خود را از هنر جدا کرد، خود را از انسان جدا کرد، و به تصویر بیریخت و تقلیدی از خودش بدل شد. گویی آنچه ساخته میشود، نه جهنم به عنوان یک مفهوم معنوی، که جهنمِ ناتوانی در تخیل است؛ جهنمی از سیمان و پلاستیک، که خود بیشتر به یک نماد عذاب میماند تا به ابزاری برای هشدار.
🍂 جایی که اروپا حتی ترس را هم به قصه و زیبایی بدل کرد، ما درگیر نسخهی کاریکاتورگونهای از وحشت شدهایم که نه دل میبرد، نه میترساند، نه معنا میسازد. فقط میگوید: بترس.
🍂 و عجیب که به این موضوع فکر نمیکنند که اگر مخاطب دیگر نترسد، چه چیزی برایشان باقی میماند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nahidestan
— قیاس اشتباه جهنم فومن با دورهی قرون وسطا
(۲/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 چرا به این نقطه رسیدهایم؟ در دورهی قرون وسطای غرب، هنر رسانه بود. رسانهای برای انتقال، برای پیچیدگی، برای رمز و راز. اما اینجا، پروژههایی مثل جهنم فومن ابزار قدرتاند. نه برای آموزش، نه برای پرسش، بلکه فقط برای یادآوری مطیعسازی.
🍂 در بسیاری از پروژههای دینی امروز در ایران، زیبایی خطرناک است. چون زیبایی، حتی وقتی در خدمت دین باشد، در دل خود چیزی از پرسش دارد. چون زیبا، آنچیزیست که نمیتوانی بهتمامی کنترلش کنی. زیبا، راهی باز میگذارد برای فهم دیگری، نگاه نو و روایتهای جدید. اما قدرت ایدئولوژیک چنین چیزی را نمیخواهد. نمیخواهد که مخاطب فکر کند. نمیخواهد که مخاطب احساس کند. فقط میخواهد که مخاطب اطاعت کند.
🍂 از این رو، جهنم فومن تنها یک نمایشگاه مذهبی نیست؛ نمادیست از بحران رابطهی دین و تخیل در ایران تاریخی، و ایران معاصر؛ نمادی از همان لحظهی تاریخی که دین اسلام در بدو تولد، خود را از هنر جدا کرد، خود را از انسان جدا کرد، و به تصویر بیریخت و تقلیدی از خودش بدل شد. گویی آنچه ساخته میشود، نه جهنم به عنوان یک مفهوم معنوی، که جهنمِ ناتوانی در تخیل است؛ جهنمی از سیمان و پلاستیک، که خود بیشتر به یک نماد عذاب میماند تا به ابزاری برای هشدار.
🍂 جایی که اروپا حتی ترس را هم به قصه و زیبایی بدل کرد، ما درگیر نسخهی کاریکاتورگونهای از وحشت شدهایم که نه دل میبرد، نه میترساند، نه معنا میسازد. فقط میگوید: بترس.
🍂 و عجیب که به این موضوع فکر نمیکنند که اگر مخاطب دیگر نترسد، چه چیزی برایشان باقی میماند؟
📕از سکوت صوفیانۀ مسجد تا ساختار روایتگرِ کلیسا
📕تسریع سکولارسازی: نتیجۀ وارونِ جهنمسازیِ آخوندی
📻 از سعدی تا وایکینگها
.
#حکومت_اسلامی #نقد_ادیان #مسیحیت #کلیسا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nahidestan
Telegram
نقدآگین
📘تسریع سکولارسازی: نتیجۀ وارونِ جهنمسازیِ آخوندی
✍🏻 #فراز
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #فراز
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشتهاست؟
🎙مصاحبه با استاد #خزعل_ماجدی
🖋#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙مصاحبه با استاد #خزعل_ماجدی
(متخصص و مؤلف کتب متعدد در علم ادیان و تمدنهای باستان، او دارای دو دکترا: دکترای تاریخ باستان و دکترای فلسفهٔ ادیان است و بیش از ۱۰۰ اثر در زمینههای مختلف منتشر کرده است، از جمله: «ادیان و باورهای پیش از تاریخ»، «میثولوژی سومری»، «میثولوژی مندائی»، «علم ادیان»، «انجیل بابل»، «خدایان و پادشاهان سومر»، «پیامبران سومری»، «پیشگویی در تمدنهای باستانی»، «کاهنان و معبدها در میانرودان»، «معبد، اسطوره و زن»، «اسطورهٔ بازگشت ابدی»، «تاریخ ادیان ابتدایی»، «رمزگشایی از اسطورهها»، «ادیان عرب پیش از اسلام»، «فلسفهٔ جادویی و اندیشه اسطورهای»، «زنان در اسطوره و تاریخ بینالنهرین»، «نیا-دین و دین نخستین انسان»، «آیینهای اسرارآمیز در شرق باستان»، «خدایان شرقی و الوهیت زنانه». این آثار به زبانهای مختلفی از جمله فارسی، انگلیسی، فرانسوی و کردی ترجمه شدهاند).
🖋#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین
🔸«تا الان (سال ۲۰۲۰) آثار و اسناد تاریخی دلیلی بر صحت حرفهایی که در کتب مقدس ادیان هست به ما نشان ندادهاند، شاید بعد ۱۰۰۰ سال نشان بدهند!»
🔸«از پیامبرانی مثل یوسف، داوود و موسی (که هر ۳ بنا به ادعا، در حکومتهای زمانشان بودهاند) نیز، در آثار تاریخی و یا نسخههای خطی ذکری نشده است».
🔸«نوشتهها و اسناد بسیاری از تمدنهای باستان به ما رسیده است که کوچکترین جزئیات زندگیشان را برای ما بیان میکند، ولی در هیچ کدام از آنها نامی از پیامبری نیامده است؛ با این پارادوکس چه کنیم؟»
🔸«من به لوازم و اصول علم پایبندم، از کجا همچین چیزی (وجود تاریخی پیامبران) را بیاورم؟ به خودم و مردم دروغ بگویم و بگویم وجود دارند؟!»
❓«پرسش بسیار مهمی که باید بپرسیم: "چه کسانی و به چه نیتی کتب مقدس ادیان را نوشتهاند؟"»
🔻۳ مصاحبۀ نقدآگین با دکتر بنائی
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ ۱: یکم، دوم| جلسه ۲: یکم، دوم)
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
🔻موسی
📻 افسانۀ موسی و فرعونِ ستمگر
📻 اثری از موسی و قصص یهودی در مصر یافت نشده
🔻عیسی و یونس
📺 عیسی: اسطوره یا واقعیت؟
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
🔻سلیمان
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
🔻وجود تاریخی دیگر پیامبران
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
🔻محمد و علی و معاویه
📓ارتداد در مسیحیت آغازین و نقش آن در پیدایش اسلام
📓مغاك تيرۀ تاريخ
📓پروژۀ محمدسازى (جلد اول | جلد دوم)
📓راز بزرگ اسلام (آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام)
📻 انفصال عباسیان از مسیحیت اموی
📻 هویت نصارایِ مولفِ قرآنِ اولیه
📻 آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 ابن اسحاق دجال: آیا محمد دروغ است، کدام محمد؟
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحیانیت قرآن
📺 خلاصۀ کتابِ ممنوعۀ «مغاک تیرۀ تاریخ»
📻 نسبت محمدِ سیرهها و تاریخ
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشتهاست؟
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕محمدهای گوناگون در گزارشهای مسیحی
📺 معاویه، فرمانروایی ایرانی؟!
📻 علی انسانی تاریخی یا برساخته؟
(قسمت یکم - قسمت دوم)
.
#بازنگری#نقد_ادیان #تاریخ_ادیان #باستانشناسی #تاریخ_تمدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 چگونه ادیان سامی با افسانۀ «موسی و فرعون»، تمدن مصر را تحریف کردند؟
📌خلاصۀ ویدیو در اپیزود سیوهفتم نقدآگینگپ
🎙پروفسور #خزعل_ماجدی (عربیِ بدونِ زیرنویس)
🔸به عقیده خزعل ماجدی، دیانات سامی، بهویژه در تورات، تصویری نادرست و ظالمانه از فراعنه مصر ارائه دادهاند و آنها را حاکمان ظالم و مستبد معرفی کردهاند. این تصویر نادرست سپس از طریق مسیحیت و اسلام گسترش یافته و منجر به لعن و نفرین تمدن مصر شده است.
🔸این درحالیست که او معتقد است که فراعنۀ مصر بسیار عادل بودند و از اینکه الهه محسوب میشدند و ممکن بود عدالت را رعایت نکنند، میترسیدند. او در تحقیقاتش هیچ فرعون طاغی پیدا نکرده و باور دارد آنها عدالتپذیرترین حاکمان در تاریخ بودند.
🔸قصۀ موسی که در تورات آمده، نقش اصلی را در قلب کردن تصویر فراعنه و تبدیل آنها به شخصیتی طاغی ایفا کردهاست. این نگارشِ نویسندگان تورات عین دروغ و فریبکاری بوده است. همین اتفاق با وادی الرافدین رخ داده که در آن شخصیت پادشاه عادل به نمرود، نماد ظالم، تبدیل شده است.
🔸ماجدی معتقد است که با ظهور آثار باستانی و متون، فرصت برای بازنگری و تصحیح این تصاویر نادرست فراهم شده است.
🔷 نمرود: واقعیت تاریخی یا افسانه دینی؟
📜 پژوهشهای تاریخی و اسطورهشناسی نشان میدهند آنچه از «نمرود» در تورات و قرآن آمده، چهرهای قلبشده و نمادین است.
👑 نمرود در واقع تلفیقی از چند پادشاه و اسطوره تمدن بینالنهرین مانند سارگون اکدی، گیلگمش، نینورتا و نارامسین بوده که بعدها در متون دینی به نماد طغیان علیه خدا و دشمن پیامبران بدل شده است.
📚 محققانی چون K. van der Toorn، E. A. Speiser، James Evans، Stephen Gero و نیز خزعل ماجدی بر این باورند که این شخصیتپردازی، تلاشی برای شیطانسازی قدرتهای کهن بوده تا پیامآوران دین در تضاد قهرمانانهتری ظاهر شوند.
🔍 نتیجه: «نمرود» بیش از آنکه یک واقعیت تاریخی باشد، ساختار-روایتی ایدئولوژیک برای تقابل «خدا و پادشاه» است.
🔸روش پژوهشی ماجدی کاملاً مبتنی بر آثار باستانی (الأثار) است و به هیچ وجه به روایات دینی یا نقل قولها تکیه نمیکند. او باور دارد که آثار باستانی تاریخ را به علم تبدیل کردهاند، در حالی که قبل از آن تاریخ بیشتر به هنر و ادبیات نزدیک بوده است. از نظر او، هر کتابی درباره تمدن که بر آثار باستانی تکیه نکند، کتاب آکادمیک صحیحی نیست، و او نهایت تلاش خود را برای بیطرفی کامل به کار میبرد.
🔸ایشان بین "تاریخ" و "تمدن" تمایز قائل است: "تاریخ" علمیست که وقایع را به ترتیب زمانی دنبال میکند، اما "تمدن" آنچه از دل تاریخ بیرون میآید، شامل هنرها، ادبیات، ادیان، معماری و نظام حکومتی است. تمدن بیشتر به مردم و آنچه از آنها نشأت میگیرد، توجه دارد، در حالی که تاریخ سنتی بیشتر بر پادشاهان و رهبران تمرکز داشته است.
🔸ماجدی «تمدنهای مصری و سومری» را به عنوان "حضارات الأصول" (تمدنهای ریشهای) نام میبرد. دلیل آن این است که تمدن واقعی با **اختراع نوشتن آغاز شد و این دو تمدن اولین تمدنهایی بودند که نوشتار را اختراع کرده و اساس تمدنهای بعدی را بنا نهادند. فرهنگها (ما قبل تاریخ) با تمدنهایی که نوشتار دارند، متفاوت هستند.
🔸اگرچه اختراع نوشتن در سومر کمی زودتر (حدود 100 تا 200 سال) صورت گرفته، اما الحضارة المصرية از نظر زمانی بسیار طولانیتر بوده است (حدود 3000 سال در مقابل 1400 سال برای سومر). این طولانی بودن زمان باعث بلوغ و ارائه اشکال عالی در ۱۵ عنصر تمدنی در مصر شده است.
🔸باورهای مصریان در مورد زندگی پس از مرگ (عقائد ما بعد الموت) و ساخت اهرام و مقبرهها برای این منظور، در واقع باعث حفظ آثار بزرگ این تمدن شدهاند. بیشتر گنجینههای بزرگ مصر در مقبرهها کشف شدهاند و بدون این باورها، بسیاری از آثار از بین میرفتند، در حالی که در تمدنهای دیگر چنین حفظی رخ نداده است.
🔸کتاب «تمدن مصری» طیف وسیعی از جزئیات تمدن را پوشش میدهد، از سادهترین چیزها مانند ابزار آرایش و قراردادهای ازدواج تا پیچیدهترین سیستمها مانند نظامهای دینی، سیاسی و اقتصادی. ایشان اشاره میکند که در کتاب خود به جنبههای منفی تمدن مصری نیز پرداخته است،
🔸مجموعه کتابهای تاریخ تمدن پروفسور خزعل ماجدی شامل حدود ۲۵ تمدن و ۵ کتاب نظری است که در مجموع به حدود ۳۰ کتاب میرسد.
📺 لازم به ذکر است که پیشتر، مصاحبهای با پروفسور خزعل ماجدی را ترجمه کردهبودیم: «آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشتهاست؟».
🔸در اپیزود سیوهفتم نقدآگینگپ به طرح خلاصهای از ویدیو پرداختهایم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📌خلاصۀ ویدیو در اپیزود سیوهفتم نقدآگینگپ
🎙پروفسور #خزعل_ماجدی (عربیِ بدونِ زیرنویس)
🔸به عقیده خزعل ماجدی، دیانات سامی، بهویژه در تورات، تصویری نادرست و ظالمانه از فراعنه مصر ارائه دادهاند و آنها را حاکمان ظالم و مستبد معرفی کردهاند. این تصویر نادرست سپس از طریق مسیحیت و اسلام گسترش یافته و منجر به لعن و نفرین تمدن مصر شده است.
🔸این درحالیست که او معتقد است که فراعنۀ مصر بسیار عادل بودند و از اینکه الهه محسوب میشدند و ممکن بود عدالت را رعایت نکنند، میترسیدند. او در تحقیقاتش هیچ فرعون طاغی پیدا نکرده و باور دارد آنها عدالتپذیرترین حاکمان در تاریخ بودند.
🔸قصۀ موسی که در تورات آمده، نقش اصلی را در قلب کردن تصویر فراعنه و تبدیل آنها به شخصیتی طاغی ایفا کردهاست. این نگارشِ نویسندگان تورات عین دروغ و فریبکاری بوده است. همین اتفاق با وادی الرافدین رخ داده که در آن شخصیت پادشاه عادل به نمرود، نماد ظالم، تبدیل شده است.
🔸ماجدی معتقد است که با ظهور آثار باستانی و متون، فرصت برای بازنگری و تصحیح این تصاویر نادرست فراهم شده است.
🔷 نمرود: واقعیت تاریخی یا افسانه دینی؟
📜 پژوهشهای تاریخی و اسطورهشناسی نشان میدهند آنچه از «نمرود» در تورات و قرآن آمده، چهرهای قلبشده و نمادین است.
👑 نمرود در واقع تلفیقی از چند پادشاه و اسطوره تمدن بینالنهرین مانند سارگون اکدی، گیلگمش، نینورتا و نارامسین بوده که بعدها در متون دینی به نماد طغیان علیه خدا و دشمن پیامبران بدل شده است.
📚 محققانی چون K. van der Toorn، E. A. Speiser، James Evans، Stephen Gero و نیز خزعل ماجدی بر این باورند که این شخصیتپردازی، تلاشی برای شیطانسازی قدرتهای کهن بوده تا پیامآوران دین در تضاد قهرمانانهتری ظاهر شوند.
🔍 نتیجه: «نمرود» بیش از آنکه یک واقعیت تاریخی باشد، ساختار-روایتی ایدئولوژیک برای تقابل «خدا و پادشاه» است.
🔸روش پژوهشی ماجدی کاملاً مبتنی بر آثار باستانی (الأثار) است و به هیچ وجه به روایات دینی یا نقل قولها تکیه نمیکند. او باور دارد که آثار باستانی تاریخ را به علم تبدیل کردهاند، در حالی که قبل از آن تاریخ بیشتر به هنر و ادبیات نزدیک بوده است. از نظر او، هر کتابی درباره تمدن که بر آثار باستانی تکیه نکند، کتاب آکادمیک صحیحی نیست، و او نهایت تلاش خود را برای بیطرفی کامل به کار میبرد.
🔸ایشان بین "تاریخ" و "تمدن" تمایز قائل است: "تاریخ" علمیست که وقایع را به ترتیب زمانی دنبال میکند، اما "تمدن" آنچه از دل تاریخ بیرون میآید، شامل هنرها، ادبیات، ادیان، معماری و نظام حکومتی است. تمدن بیشتر به مردم و آنچه از آنها نشأت میگیرد، توجه دارد، در حالی که تاریخ سنتی بیشتر بر پادشاهان و رهبران تمرکز داشته است.
🔸ماجدی «تمدنهای مصری و سومری» را به عنوان "حضارات الأصول" (تمدنهای ریشهای) نام میبرد. دلیل آن این است که تمدن واقعی با **اختراع نوشتن آغاز شد و این دو تمدن اولین تمدنهایی بودند که نوشتار را اختراع کرده و اساس تمدنهای بعدی را بنا نهادند. فرهنگها (ما قبل تاریخ) با تمدنهایی که نوشتار دارند، متفاوت هستند.
🔸اگرچه اختراع نوشتن در سومر کمی زودتر (حدود 100 تا 200 سال) صورت گرفته، اما الحضارة المصرية از نظر زمانی بسیار طولانیتر بوده است (حدود 3000 سال در مقابل 1400 سال برای سومر). این طولانی بودن زمان باعث بلوغ و ارائه اشکال عالی در ۱۵ عنصر تمدنی در مصر شده است.
🔸باورهای مصریان در مورد زندگی پس از مرگ (عقائد ما بعد الموت) و ساخت اهرام و مقبرهها برای این منظور، در واقع باعث حفظ آثار بزرگ این تمدن شدهاند. بیشتر گنجینههای بزرگ مصر در مقبرهها کشف شدهاند و بدون این باورها، بسیاری از آثار از بین میرفتند، در حالی که در تمدنهای دیگر چنین حفظی رخ نداده است.
🔸کتاب «تمدن مصری» طیف وسیعی از جزئیات تمدن را پوشش میدهد، از سادهترین چیزها مانند ابزار آرایش و قراردادهای ازدواج تا پیچیدهترین سیستمها مانند نظامهای دینی، سیاسی و اقتصادی. ایشان اشاره میکند که در کتاب خود به جنبههای منفی تمدن مصری نیز پرداخته است،
🔸مجموعه کتابهای تاریخ تمدن پروفسور خزعل ماجدی شامل حدود ۲۵ تمدن و ۵ کتاب نظری است که در مجموع به حدود ۳۰ کتاب میرسد.
📺 لازم به ذکر است که پیشتر، مصاحبهای با پروفسور خزعل ماجدی را ترجمه کردهبودیم: «آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشتهاست؟».
🔸در اپیزود سیوهفتم نقدآگینگپ به طرح خلاصهای از ویدیو پرداختهایم.
🔻۳ مصاحبۀ نقدآگین با دکتر بنائی
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ ۱: یکم، دوم| جلسه ۲: یکم، دوم)
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
.
#بازنگری #نقد_ادیان #ادیان_سامی #نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 افسانۀ موسی و فرعونِ ستمگر
— چگونه ادیان سامی تاریخ مصر باستان را تحریف کردند؟
❓آیا فراعنه مصر، آنطور که در روایات دینی تصویر شدهاند، حاکمان ظالم و مستبدی بودهاند؟
🔸در اپیزود سیوهفتم #نقدآگینگپ به طرح خلاصهای از ویدیوی سخنان پروفسور خزعل ماجدی پرداختهایم.
🔸پروفسور خزعل ماجدی طبق این پادکست، با به چالش کشیدن یکی از بنیادیترین روایتهای ادیان سامی میپردازد. او با تکیه بر یافتههای باستانشناسی، معتقد است که فراعنه بسیار عادل بودند و حتی از عدم رعایت عدالت میترسیدند. این در حالی است که به عقیده او، قصۀ موسی در تورات نقش اصلی را در "قلب کردن" این تصویر و تبدیل فرعون به نماد طاغوت ایفا کردهاست؛ او این نگارشِ نویسندگان تورات را عین دروغ و فریبکاری" میداند.
🔸این تحریف تنها مختص مصر نبودهاست و همین اتفاق برای شخصیت "نمرود" در بینالنهرین نیز رخ دادهاست. این تصویر نادرست، متاسفانه از طریق مسیحیت و اسلام نیز گسترش یافته و منجر به لعن و نفرین و تصوراتِ خطای بلادلیل نسبت به این تمدنهای بزرگ شدهاست.
🔸پروفسور ماجدی تاکید میکند که روش پژوهش او کاملا مبتنی بر آثار باستانی است و به هیچ وجه به روایات دینی تکیه نمیکند، چرا که باور دارد آثار باستانی تاریخ را به علم تبدیل کردهاند. او با ظهور آثار و متون جدید، فرصت را برای بازنگری و تصحیح این تصاویر نادرست فراهم میبیند. این پادکست، خلاصهای از دیدگاههای این پژوهشگر است که ما را به تامل عمیق در مورد منابع تاریخی و روایتهای پذیرفتهشده فرا میخواند. آیا آمادهاید تا تصویر ذهنی خود از یکی از بزرگترین تمدنهای بشری را به چالش بکشید؟
📺 لازم به ذکر است که پیشتر، مصاحبهای با پروفسور خزعل ماجدی را ترجمه کردهبودیم: «آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشتهاست؟».
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه ادیان سامی تاریخ مصر باستان را تحریف کردند؟
❓آیا فراعنه مصر، آنطور که در روایات دینی تصویر شدهاند، حاکمان ظالم و مستبدی بودهاند؟
🔸در اپیزود سیوهفتم #نقدآگینگپ به طرح خلاصهای از ویدیوی سخنان پروفسور خزعل ماجدی پرداختهایم.
🔸پروفسور خزعل ماجدی طبق این پادکست، با به چالش کشیدن یکی از بنیادیترین روایتهای ادیان سامی میپردازد. او با تکیه بر یافتههای باستانشناسی، معتقد است که فراعنه بسیار عادل بودند و حتی از عدم رعایت عدالت میترسیدند. این در حالی است که به عقیده او، قصۀ موسی در تورات نقش اصلی را در "قلب کردن" این تصویر و تبدیل فرعون به نماد طاغوت ایفا کردهاست؛ او این نگارشِ نویسندگان تورات را عین دروغ و فریبکاری" میداند.
🔸این تحریف تنها مختص مصر نبودهاست و همین اتفاق برای شخصیت "نمرود" در بینالنهرین نیز رخ دادهاست. این تصویر نادرست، متاسفانه از طریق مسیحیت و اسلام نیز گسترش یافته و منجر به لعن و نفرین و تصوراتِ خطای بلادلیل نسبت به این تمدنهای بزرگ شدهاست.
🔸پروفسور ماجدی تاکید میکند که روش پژوهش او کاملا مبتنی بر آثار باستانی است و به هیچ وجه به روایات دینی تکیه نمیکند، چرا که باور دارد آثار باستانی تاریخ را به علم تبدیل کردهاند. او با ظهور آثار و متون جدید، فرصت را برای بازنگری و تصحیح این تصاویر نادرست فراهم میبیند. این پادکست، خلاصهای از دیدگاههای این پژوهشگر است که ما را به تامل عمیق در مورد منابع تاریخی و روایتهای پذیرفتهشده فرا میخواند. آیا آمادهاید تا تصویر ذهنی خود از یکی از بزرگترین تمدنهای بشری را به چالش بکشید؟
📺 لازم به ذکر است که پیشتر، مصاحبهای با پروفسور خزعل ماجدی را ترجمه کردهبودیم: «آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشتهاست؟».
🔻مختصری دربارۀ خزعل ماجدی:
متخصص و مؤلف کتب متعدد در علم ادیان و تمدنهای باستان، او دارای دو دکترا: دکترای تاریخ باستان و دکترای فلسفهٔ ادیان است و بیش از ۱۰۰ اثر در زمینههای مختلف منتشر کرده است، از جمله: «ادیان و باورهای پیش از تاریخ»، «میثولوژی سومری»، «میثولوژی مندائی»، «علم ادیان»، «انجیل بابل»، «خدایان و پادشاهان سومر»، «پیامبران سومری»، «پیشگویی در تمدنهای باستانی»، «کاهنان و معبدها در میانرودان»، «معبد، اسطوره و زن»، «اسطورهٔ بازگشت ابدی»، «تاریخ ادیان ابتدایی»، «رمزگشایی از اسطورهها»، «ادیان عرب پیش از اسلام»، «فلسفهٔ جادویی و اندیشه اسطورهای»، «زنان در اسطوره و تاریخ بینالنهرین»، «نیا-دین و دین نخستین انسان»، «آیینهای اسرارآمیز در شرق باستان»، «خدایان شرقی و الوهیت زنانه». این آثار به زبانهای مختلفی از جمله فارسی، انگلیسی، فرانسوی و کردی ترجمه شدهاند.
🔻۳ مصاحبۀ نقدآگین با دکتر بنائی
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ ۱: یکم، دوم| جلسه ۲: یکم، دوم)
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
.
#بازنگری #نقد_ادیان#ادیان_سامی #نقد_قرآن #نقد_اسلام #نقد_یهودیت #مصر_باستان #موسی #تاریخ_ادیان #باستانشناسی #تاریخ_تمدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
موسی و مصر؟ خیر!
@Naqdagin
🎧 اثری از موسی و قصص یهودی در مصر یافت نشده
— شکوه تمدن مصر و تحریفگریِ ادیان سامی
🎙دکتر #حسام_نوذری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— شکوه تمدن مصر و تحریفگریِ ادیان سامی
🎙دکتر #حسام_نوذری
📻 افسانۀ موسی و فرعونِ ستمگر
📺 آیا طبق اسناد تاریخی پیامبری وجود داشته؟
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
.
#بازنگری #آینه_تاریخ #مصر #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 مناظرۀ هوش مصنوعی اسرائیلی با هوش مصنوعی فلسطینی (+)
🔸با استفاده از هوش مصنوعی دو شخصیت ساختیم؛ یکی حامی فلسطین و دیگری حامی اسرائیل. این دو شخصیت با هم در یک مناظره دربارهی مناقشهی تاریخی اسرائیل-فلسطین به بحث میپردازند. متن مناظره تماماً بدون دستکاری انسانی ساختهی هوش مصنوعیه. صدای گویندهها واقعیه اما با هوش مصنوعی تغییر داده شده. ۵ مدل هوش مصنوعی هم بهعنوان داور به صحبتهای طرفین امتیاز میدن.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸با استفاده از هوش مصنوعی دو شخصیت ساختیم؛ یکی حامی فلسطین و دیگری حامی اسرائیل. این دو شخصیت با هم در یک مناظره دربارهی مناقشهی تاریخی اسرائیل-فلسطین به بحث میپردازند. متن مناظره تماماً بدون دستکاری انسانی ساختهی هوش مصنوعیه. صدای گویندهها واقعیه اما با هوش مصنوعی تغییر داده شده. ۵ مدل هوش مصنوعی هم بهعنوان داور به صحبتهای طرفین امتیاز میدن.
🔻جزییات معیارها
۱. صحت تاریخی
یعنی اینکه روایتهای تاریخی دقیق و معتبر باشن و همه جنبههای رویدادها را در نظر بگیرند، نه فقط بخشهایی که به نفع یک طرف است.
۲. توازن امنیت-حقوق
یعنی اینکه هم امنیت مردم اسرائیل مهم است و هم حقوق و آزادی فلسطینیها، و راهحل باید طوری باشه که هر دو را تأمین کند.
۳. انسجام حقوقی
یعنی اینکه استدلالها باید با قوانین بینالمللی همخوانی داشته باشند و این قوانین برای همه یکسان اعمال بشن.
۴. عملی بودن راهحلها
یعنی اینکه پیشنهادها باید در دنیای واقعی قابل اجرا باشن، نه این که فقط در تئوری خوب به نظر برسند.
۵. سازگاری اخلاقی
یعنی اینکه با هر دو طرف درگیری با احترام و انصاف یکسان، بدون دوگانگی در قضاوتها برخورد بشه.
۶. انعطافپذیری فکری
یعنی اینکه طرفین بتونن از چارچوبهای خشک ایدئولوژیک خارج بشن و واقعیتهای ناخوشایند رو هم بپذیرند.
۷. درک شرایط امروز
یعنی اینکه وضعیت فعلی منطقه، گروههای افراطی، مشکلات حکومتی و عوامل بینالمللی را در نظر بگیریم.
۸. امکان آشتی
یعنی اینکه راهحل پیشنهادی، فضایی برای اعتمادسازی و همزیستی ایجاد کنه، نه اینکه فقط برنده و بازنده تعیین کنه.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 توصیف مناظره
00:43 شروع مناظره
00:57 ادعای حق تاریخی یهودیان بر سرزمین
02:08 نحوه ارزیابی داورها
02:39 انکار هویت فلسطینی - الگوی استعماری
03:53 شواهد تاریخی و خرید زمین
05:01 معرفی تیم
05:16 مهاجرت صهیونیستی - پروژه استعماری بریتانیا
06:32 بازگشت به سرزمین اجدادی
07:42 طرح دالت و تخلیه اجباری فلسطینیها
08:49 طرح دالت - استراتژی دفاعی در شرایط جنگی
09:55 پاکسازی عربها و تقسیم ناعادلانه ۱۹۴۷
11:06 آباد کردن زمینهای بایر و آیندهنگری
12:12 انکار واقعیتهای گذشته و توسعهطلبی مداوم
13:20 اخراج ۸۰۰ هزار یهودی از کشورهای عربی
14:27 نابودی ۴۰۰ روستای فلسطینی و تحریف جنگ ۶۷
15:32 اسرائیل تنها دموکراسی خاورمیانه
16:42 آپارتاید در کرانه باختری و سیستم دوگانه
17:48 کرانه باختری منازعه سرزمینی - نه آپارتاید
18:54 ۶۵ قانون تبعیضآمیز و پیشنهادهای فریبکارانه
19:51 محدودیتهای امنیتی و رؤیای فلسطین از رود تا دریا
20:55 نژادپرستی در قوانین ازدواج و شهرکسازی مداوم
21:49 یهودیان بومیان سرزمین - حق بازگشت یعنی نابودی
22:49 تناقض در ادعای حقوق برابر و راه حل عملی پناهندگان
23:47 پرسش دوم
24:04 حمایت آمریکا و اروپا
25:12 آمریکا مانع اصلی صلح
26:20 ضرورت کمک آمریکا برای بقا
27:21 استانداردهای دوگانه - آمریکا شریک جرم اشغال
28:23 پرسش سوم
28:40 راهکار طرف اسرائیلی برای خروج از چرخه خشونت
29:47 راهکار طرف فلسطینی برای خروج از چرخه خشونت
30:56 اعتماد با شناخت حق دائمی
32:02 صلح بین برابرها - خشونت ساختاری ریشه مقاومت
33:04 راهحل دو دولتی (پرسش چهارم)
33:58 تبادل زمین و اراده سیاسی
35:13 راهحل دو دولتی مرده است
36:26 دولت واحد نسخه شیک نابودی اسرائیل
37:32 یک دولت با حقوق برابر
38:40 پرسش چهارم
38:58 میانجیگری متوازن با امارات و اردن
40:05 آمریکا میانجی غیربیطرف
41:10 پرسش پنجم
41:24 راهحل عملی اسرائیل برای پایان دادن به مناقشه
42:34 راهحل عملی فلسطین برای پایان دادن به مناقشه
43:40 نقد اسرائیل بر برنامه عملی فلسطینیها
44:42 نقد فلسطین بر برنامه عملی اسرائیلیها
45:50 ارزیابی نهایی امتیازات
46:11 ارزیابی گروک از مناظره
.
#سیاست #خاورمیانه #فلسطین #اسرائیل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 عیسی: اسطوره یا واقعیت؟ (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻وجود تاریخی دیگر پیامبران
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری بوده؟
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
🔻موسی
📻 افسانۀ موسی و فرعونِ ستمگر
📻 اثری از موسی و قصص یهودی در مصر یافت نشده
🔻یونس
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
🔻سلیمان
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
🔻محمد و علی و معاویه
📓ارتداد در مسیحیت آغازین و نقش آن در پیدایش اسلام
📓مغاك تيرۀ تاريخ
📓پروژۀ محمدسازى (جلد اول | جلد دوم)
📓راز بزرگ اسلام (آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام)
📻 انفصال عباسیان از مسیحیت اموی
📻 هویت نصارایِ مولفِ قرآنِ اولیه
📻 آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 ابن اسحاق دجال: آیا محمد دروغ است، کدام محمد؟
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحیانیت قرآن
📺 خلاصۀ کتابِ ممنوعۀ «مغاک تیرۀ تاریخ»
📻 نسبت محمدِ سیرهها و تاریخ
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشتهاست؟
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕محمدهای گوناگون در گزارشهای مسیحی
📺 معاویه، فرمانروایی ایرانی؟!
📻 علی انسانی تاریخی یا برساخته؟
(قسمت یکم - قسمت دوم)
📺 «عیسی» و «انجیل» و مؤلفان قرآن
📺 تحریفِ پیشگویی درباره باکره
📺 بحثی غیرمنتظره دربارۀ «تولد از باکره»
📺 چگونه اسطورهها واقعیت را شکل میدهند؟
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📺 میلیاردها مسیحی بهزودی گردنشان زدهخواهد شد!
📺 چه کسانی و چگونه مسیحیت را ساختند؟
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📺 داستانِ اسطورهایِ «بکارتِ» مریم
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📻 رستگارشدگان ربوده خواهند شد!
📕فریاد بر خدای پدر یا نوزاد سخنگو؟
📕مسیح قرآن: خدایی که خدا نیست
📕خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
📕یلدا؛ نماد نفوذ فرهنگی ایران در غرب
📕مسیح در ادبیات ایران
📕سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟
📕چرا بسیاری از مسیحیان تا این حد بیرحم هستند؟
📕چرا مولفان قرآن از «انجیل» سخن گفتهاند و نه «اناجیل»؟
📕چگونه اسطورهها واقعیت را شکل میدهند؟
📕از ولایت تشیع و عرفان (گنوزیس) تا خداگونگی و سرنگونی در مغاک ضداخلاق
📕پاولس و پیدایش مسیحیت رومی
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
.
#بازنگری#نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #مسیحیت #اناجیل #انجیل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 پادشاهانِ کاغذی؟ (۱/۴)
— موسی، داوود، سلیمان: حاکمانی در متون مقدس یا تاریخ؟
📌خلاصۀ ویدیو و تحقیقات نقدآگین در اپیزود سیوهشتم نقدآگینگپ
🔸در این ویدیو مجری مصری به بررسیِ موضوع "آیا پیامبر موسی یک شخصیت تاریخی واقعی بوده یا یک شخصیت اسطورهای؟" میپردازد. گوینده ابتدا به درخواست برخی از مخاطبان برای اعلام هویت شخصیاش پاسخ میدهد و این درخواست را نتیجهٔ نظام آموزشی تلقینی میداند که باعث میشود مردم فقط از "منابع قابل اعتماد" اطلاعات را بپذیرند و به فکر کردن مستقل درباره ایدهها فارغ از گوینده آن عادت ندارند. او تاکید میکند که تفکر در مورد آنچه مطرح میشود، صرف نظر از هویت گوینده، مهم است.
🔸سپس وارد موضوع اصلی ویدیو میشود که آن را یک موضوع بحثبرانگیز توصیف میکند، زیرا بر اساس سنت دینی ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت، اسلام)، پیامبر موسی یک شخصیت واقعی بوده است. اما گوینده اشاره میکند که بسیاری از متفکران و نویسندگان شواهدی را مطرح کردهاند که احتمال وجود نداشتن شخصیت تاریخی برای موسی را جدی میسازد.
🔻دو دلیل اصلی برای این دیدگاه مطرح میشود:
۱. با توجه به اهمیت و تاثیر شخصیت موسی و معجزات بزرگی که به او نسبت داده میشود، فقدان هرگونه ذکر یا اشارهای به او یا این معجزات در کتیبهها و سوابق تاریخی تمدنهای معاصر مانند مصر، بابل، یا هیتیها شگفتآور است.
۲. وقایع مهمی از زندگی موسی، مانند تولد پنهانی به دلیل ترس، قرار دادن نوزاد در سبد و رها کردن او در آب، نبوت در مورد تولد یک فرد مهم از خانوادهای مستضعف، نجات یافتن کودک از آب یا بزرگ شدن توسط حیوان ماده و در نهایت تبدیل شدن او به شخصیتی بزرگ، شباهتهای زیادی با داستان زندگی قهرمانان اسطورهای و تاریخی دیگر مانند سارگون اکدی، کوروش کبیر، و دیگران دارد. این شباهتها باعث شگفتی است که شخصیتی بدون ذکر تاریخی در سوابق مکتوب، داستانی مشابه با شخصیتهای مشهور و تاریخی واقعی داشته باشد.
🔻ویدیو سپس به طور عمیقتر به این موضوع میپردازد و نظریهای را مطرح میکند که ممکن است مؤسس واقعی دین یهودیت، کاهن اعظم آیین آتون، دین توحیدی که توسط آخناتون (آمنحتب چهارم) در مصر باستان تأسیس شد، بوده باشد.
🔸داستان آخناتون و آیین آتون به طور خلاصه شرح داده میشود: آخناتون در دوران پادشاهی جدید مصر (دودمان هجدهم) حاکم بود. او تصمیم گرفت که تصویر الهی واحد را از اشکال مادی و مجسم پاک کند و نماد آن را خورشید (آتون) قرار داد، اما نه به معنای پرستش خورشید، بلکه به عنوان نمادی برای الهه نامرئی. او معابد آمون و دیگر خدایان مجسم را تخریب کرد و پایتخت جدیدی به نام آختآتون (تل العمارنه کنونی) بنا نهاد. اقدامات او با مخالفت کاهنان آمون روبرو شد و در نهایت کاهنان آمون نفوذ خود را بازیافتند و آخناتون پایان مبهمی داشت. پیروان آخناتون به یک فرقه مخفی تبدیل شدند و این سوال مطرح میشود که کاهن اعظم آیین آتون چه کسی بوده است؟.
🔺🔻مجری مدعی میشود که این کاهن اعظم آیین آتون ممکن است مؤسس واقعی دین یهودیت باشد. این فرضیه بر اساس شباهتهای قابل توجه بین آیین آتون و دین یهودیت در سطح عقیده استوار است. این شباهتها عبارتند از:
۱. اصرار بر وحدانیت و تجرید الهی: هر دو آیین بر وجود یک اله واحد و غیرقابل تجسد تاکید دارند.
۲. مخالفت با تصویرسازی و تجسیم الهی: هر دو آیین مخالف هرگونه تصویر، مجسمه، یا نمادی مادی برای اله هستند.
۳. فقدان ایده رستاخیز، حساب، عقاب و پاداش (بهشت و جهنم): گوینده این مورد را بسیار شگفتانگیز میداند، زیرا این مفاهیم در دیگر ادیان منطقه و حتی در مصر باستان قبل از آیین آتون وجود داشته است.
۴. مبارزه با سحر و جادو و ساحران.
۵. ختنه کردن مردان: مصریان باستان اولین قومی بودند که ختنه را انجام میدادند و این عمل جزء جداییناپذیر شریعت یهودیت است.
۶. شباهت قابل توجه بین نیایشهای آخناتون و مزمور ۱۰۴ در مزامیر داوود
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— موسی، داوود، سلیمان: حاکمانی در متون مقدس یا تاریخ؟
📌خلاصۀ ویدیو و تحقیقات نقدآگین در اپیزود سیوهشتم نقدآگینگپ
🔸در این ویدیو مجری مصری به بررسیِ موضوع "آیا پیامبر موسی یک شخصیت تاریخی واقعی بوده یا یک شخصیت اسطورهای؟" میپردازد. گوینده ابتدا به درخواست برخی از مخاطبان برای اعلام هویت شخصیاش پاسخ میدهد و این درخواست را نتیجهٔ نظام آموزشی تلقینی میداند که باعث میشود مردم فقط از "منابع قابل اعتماد" اطلاعات را بپذیرند و به فکر کردن مستقل درباره ایدهها فارغ از گوینده آن عادت ندارند. او تاکید میکند که تفکر در مورد آنچه مطرح میشود، صرف نظر از هویت گوینده، مهم است.
🔸سپس وارد موضوع اصلی ویدیو میشود که آن را یک موضوع بحثبرانگیز توصیف میکند، زیرا بر اساس سنت دینی ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت، اسلام)، پیامبر موسی یک شخصیت واقعی بوده است. اما گوینده اشاره میکند که بسیاری از متفکران و نویسندگان شواهدی را مطرح کردهاند که احتمال وجود نداشتن شخصیت تاریخی برای موسی را جدی میسازد.
🔻دو دلیل اصلی برای این دیدگاه مطرح میشود:
۱. با توجه به اهمیت و تاثیر شخصیت موسی و معجزات بزرگی که به او نسبت داده میشود، فقدان هرگونه ذکر یا اشارهای به او یا این معجزات در کتیبهها و سوابق تاریخی تمدنهای معاصر مانند مصر، بابل، یا هیتیها شگفتآور است.
۲. وقایع مهمی از زندگی موسی، مانند تولد پنهانی به دلیل ترس، قرار دادن نوزاد در سبد و رها کردن او در آب، نبوت در مورد تولد یک فرد مهم از خانوادهای مستضعف، نجات یافتن کودک از آب یا بزرگ شدن توسط حیوان ماده و در نهایت تبدیل شدن او به شخصیتی بزرگ، شباهتهای زیادی با داستان زندگی قهرمانان اسطورهای و تاریخی دیگر مانند سارگون اکدی، کوروش کبیر، و دیگران دارد. این شباهتها باعث شگفتی است که شخصیتی بدون ذکر تاریخی در سوابق مکتوب، داستانی مشابه با شخصیتهای مشهور و تاریخی واقعی داشته باشد.
🔻ویدیو سپس به طور عمیقتر به این موضوع میپردازد و نظریهای را مطرح میکند که ممکن است مؤسس واقعی دین یهودیت، کاهن اعظم آیین آتون، دین توحیدی که توسط آخناتون (آمنحتب چهارم) در مصر باستان تأسیس شد، بوده باشد.
🔸داستان آخناتون و آیین آتون به طور خلاصه شرح داده میشود: آخناتون در دوران پادشاهی جدید مصر (دودمان هجدهم) حاکم بود. او تصمیم گرفت که تصویر الهی واحد را از اشکال مادی و مجسم پاک کند و نماد آن را خورشید (آتون) قرار داد، اما نه به معنای پرستش خورشید، بلکه به عنوان نمادی برای الهه نامرئی. او معابد آمون و دیگر خدایان مجسم را تخریب کرد و پایتخت جدیدی به نام آختآتون (تل العمارنه کنونی) بنا نهاد. اقدامات او با مخالفت کاهنان آمون روبرو شد و در نهایت کاهنان آمون نفوذ خود را بازیافتند و آخناتون پایان مبهمی داشت. پیروان آخناتون به یک فرقه مخفی تبدیل شدند و این سوال مطرح میشود که کاهن اعظم آیین آتون چه کسی بوده است؟.
🔺🔻مجری مدعی میشود که این کاهن اعظم آیین آتون ممکن است مؤسس واقعی دین یهودیت باشد. این فرضیه بر اساس شباهتهای قابل توجه بین آیین آتون و دین یهودیت در سطح عقیده استوار است. این شباهتها عبارتند از:
۱. اصرار بر وحدانیت و تجرید الهی: هر دو آیین بر وجود یک اله واحد و غیرقابل تجسد تاکید دارند.
۲. مخالفت با تصویرسازی و تجسیم الهی: هر دو آیین مخالف هرگونه تصویر، مجسمه، یا نمادی مادی برای اله هستند.
۳. فقدان ایده رستاخیز، حساب، عقاب و پاداش (بهشت و جهنم): گوینده این مورد را بسیار شگفتانگیز میداند، زیرا این مفاهیم در دیگر ادیان منطقه و حتی در مصر باستان قبل از آیین آتون وجود داشته است.
۴. مبارزه با سحر و جادو و ساحران.
۵. ختنه کردن مردان: مصریان باستان اولین قومی بودند که ختنه را انجام میدادند و این عمل جزء جداییناپذیر شریعت یهودیت است.
۶. شباهت قابل توجه بین نیایشهای آخناتون و مزمور ۱۰۴ در مزامیر داوود
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 پادشاهانِ کاغذی؟ (۲/۴)
— موسی، داوود، سلیمان: حاکمانی در متون مقدس یا تاریخ؟
📌خلاصۀ ویدیو و تحقیقات نقدآگین در اپیزود سیوهشتم نقدآگینگپ
🌞 کتاب مقدس یا دفتر رونویسی؟
— رد پای آخناتون در مزامیر داوود
🔸مجری در ادامه میگوید که ممکن است کاهن اعظم آتون به همراه پیروانش که پس از سقوط آخناتون مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، از مصر فرار کرده و به سمت فلسطین رفته باشند. این گروه مضطهد (گروهی که تحت ظلم، ستم، پیگرد، یا آزار قرار گرفت)، ریشه و اساس دین یهودیت را از آیین آتون مصری گرفتند. سپس، ساختار تشریعی و عقیدتی دین یهودیت از شریعت حمورابی، پادشاه بابلی، تکمیل شد. گوینده اشاره میکند که ده فرمان و سفر تثنیه در تورات شباهتهای زیادی با شریعت حمورابی دارد. همچنین، فرهنگ و متون بابلی تاثیر زیادی بر کتاب مقدس عهد قدیم، به خصوص اسفار متاخر، داشته است.
🔸در ادامه متن نیایش آخناتون و مزمور ۱۰۴ (به صورت ترجمه) آورده شده است و شباهتها شمارهگذاری و طرح شده است:
🔻نیایش آخناتون (گزیدهای از سرود آتون)
🔻مزمور ۱۰۴ (گزیده)
📌شباهتها و اشتراکها
1️⃣ نور خورشید و بازگشت حیات به جهان:
▪️نیایش آخناتون: "وقتی طلوع میکنی، زمین را با نور خود پر میکنی و جهان به زندگی باز میگردد."
▪️مزمور ۱۰۴: "خورشید را به روشنی زمین میفرستی."
اشتراک: هر دو به نقش خورشید و ارتباط آن با زندگی اشاره دارند.
2️⃣ همه موجودات از خالق زندهاند:
▪️نیایش آخناتون: "همه چیز زنده میشود زیرا تو حیات میبخشی؛ حتی گیاهان و حیوانات از وجود تو بهرهمند هستند."
▪️مزمور ۱۰۴: "همه موجودات به تو زندهاند؛ حیوانات، گیاهان، و پرندگان از تو قوت میگیرند."
اشتراک: تأکید بر این که خالق منبع حیات برای تمام موجودات است.
3️⃣ زندگی پرندگان و ماهیان:
▪️نیایش آخناتون: "پرندگان در آسمان به پرواز درمیآیند، ماهیان در رودخانهها به حرکت درمیآیند."
▪️مزمور ۱۰۴: "پرندگان در درختان آشیانه میسازند، و ماهیان در دریاها شنا میکنند."
اشتراک: هر دو متن به رفتارهای مشابهی در طبیعت اشاره دارند.
4️⃣ روزیرسانی و حمایت خالق:
▪️نیایش آخناتون: "تو به انسانها روزی میرسانی و آنها را با دستهای خود حمایت میکنی."
▪️مزمور ۱۰۴: "تو نان و غذا فراهم میکنی و آنها را با دستهای خود روزی میدهی."
اشتراک: هر دو بر نقش خالق در تأمین نیازهای مخلوقات تأکید دارند.
5️⃣ شب و سکوت به عنوان بخشی از نظم الهی:
▪️نیایش آخناتون: "حتی وقتی شب فرا میرسد، تو با نظم خود، جهان را در سکون آرام میکنی."
▪️مزمور ۱۰۴: "شب فرا میرسد و سکوت بر زمین حاکم میشود."
اشتراک: شب و استراحت به عنوان بخشی از نظم الهی مشترک است.
🔺جمعبندی
🔸این شباهتها نشاندهنده تمرکز هر دو متن بر اهمیت خالق، نظم جهان، و وابستگی زندگی به نیرویی الهی است. تأکید بر خورشید، حیات در طبیعت، و نظم روز و شب از موضوعات کلیدی این متون است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— موسی، داوود، سلیمان: حاکمانی در متون مقدس یا تاریخ؟
📌خلاصۀ ویدیو و تحقیقات نقدآگین در اپیزود سیوهشتم نقدآگینگپ
🌞 کتاب مقدس یا دفتر رونویسی؟
— رد پای آخناتون در مزامیر داوود
🔸مجری در ادامه میگوید که ممکن است کاهن اعظم آتون به همراه پیروانش که پس از سقوط آخناتون مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، از مصر فرار کرده و به سمت فلسطین رفته باشند. این گروه مضطهد (گروهی که تحت ظلم، ستم، پیگرد، یا آزار قرار گرفت)، ریشه و اساس دین یهودیت را از آیین آتون مصری گرفتند. سپس، ساختار تشریعی و عقیدتی دین یهودیت از شریعت حمورابی، پادشاه بابلی، تکمیل شد. گوینده اشاره میکند که ده فرمان و سفر تثنیه در تورات شباهتهای زیادی با شریعت حمورابی دارد. همچنین، فرهنگ و متون بابلی تاثیر زیادی بر کتاب مقدس عهد قدیم، به خصوص اسفار متاخر، داشته است.
🔸در ادامه متن نیایش آخناتون و مزمور ۱۰۴ (به صورت ترجمه) آورده شده است و شباهتها شمارهگذاری و طرح شده است:
🔻نیایش آخناتون (گزیدهای از سرود آتون)
ای آتون، تو تنها خدای زنده و حقیقت هستی.
[1] وقتی طلوع میکنی، زمین را با نور خود پر میکنی و جهان به زندگی باز میگردد.
[2] همه چیز زنده میشود زیرا تو حیات میبخشی؛ حتی گیاهان و حیوانات از وجود تو بهرهمند هستند.
[3] پرندگان در آسمان به پرواز درمیآیند، ماهیان در رودخانهها به حرکت درمیآیند، و مردم برای کار روزانه خود آماده میشوند.
> همه چیز در حضور تو زنده است.
[4] تو به انسانها روزی میرسانی و آنها را با دستهای خود حمایت میکنی.
> حتی وقتی شب فرا میرسد، تو با نظم خود، جهان را در سکون آرام میکنی.
🔻مزمور ۱۰۴ (گزیده)
ای خداوند، تو بزرگ هستی و جلال و شکوهت زمین را پر کرده است.
[1] تو آسمان را مانند خیمهای گستردهای و نور را همچون جامهای بر خود میپوشانی. خورشید را به روشنی زمین میفرستی.
[2] همه موجودات به تو زندهاند؛ حیوانات، گیاهان، و پرندگان از تو قوت میگیرند.
[3] پرندگان در درختان آشیانه میسازند، و ماهیان در دریاها شنا میکنند. انسانها نیز به کار روزانه خود میروند.
همه چیز به فضل تو شکل گرفته است.
[4] تو نان و غذا فراهم میکنی و آنها را با دستهای خود روزی میدهی.
شب فرا میرسد و سکوت بر زمین حاکم میشود.
📌شباهتها و اشتراکها
1️⃣ نور خورشید و بازگشت حیات به جهان:
▪️نیایش آخناتون: "وقتی طلوع میکنی، زمین را با نور خود پر میکنی و جهان به زندگی باز میگردد."
▪️مزمور ۱۰۴: "خورشید را به روشنی زمین میفرستی."
اشتراک: هر دو به نقش خورشید و ارتباط آن با زندگی اشاره دارند.
2️⃣ همه موجودات از خالق زندهاند:
▪️نیایش آخناتون: "همه چیز زنده میشود زیرا تو حیات میبخشی؛ حتی گیاهان و حیوانات از وجود تو بهرهمند هستند."
▪️مزمور ۱۰۴: "همه موجودات به تو زندهاند؛ حیوانات، گیاهان، و پرندگان از تو قوت میگیرند."
اشتراک: تأکید بر این که خالق منبع حیات برای تمام موجودات است.
3️⃣ زندگی پرندگان و ماهیان:
▪️نیایش آخناتون: "پرندگان در آسمان به پرواز درمیآیند، ماهیان در رودخانهها به حرکت درمیآیند."
▪️مزمور ۱۰۴: "پرندگان در درختان آشیانه میسازند، و ماهیان در دریاها شنا میکنند."
اشتراک: هر دو متن به رفتارهای مشابهی در طبیعت اشاره دارند.
4️⃣ روزیرسانی و حمایت خالق:
▪️نیایش آخناتون: "تو به انسانها روزی میرسانی و آنها را با دستهای خود حمایت میکنی."
▪️مزمور ۱۰۴: "تو نان و غذا فراهم میکنی و آنها را با دستهای خود روزی میدهی."
اشتراک: هر دو بر نقش خالق در تأمین نیازهای مخلوقات تأکید دارند.
5️⃣ شب و سکوت به عنوان بخشی از نظم الهی:
▪️نیایش آخناتون: "حتی وقتی شب فرا میرسد، تو با نظم خود، جهان را در سکون آرام میکنی."
▪️مزمور ۱۰۴: "شب فرا میرسد و سکوت بر زمین حاکم میشود."
اشتراک: شب و استراحت به عنوان بخشی از نظم الهی مشترک است.
🔺جمعبندی
🔸این شباهتها نشاندهنده تمرکز هر دو متن بر اهمیت خالق، نظم جهان، و وابستگی زندگی به نیرویی الهی است. تأکید بر خورشید، حیات در طبیعت، و نظم روز و شب از موضوعات کلیدی این متون است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin