نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.19K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
#ایران #فلسفیدن

📘استقلال‌طلبی یا استقلال‌فروشی؟

✍️ دکتر #رامین_کامران

🍂 مسالۀ کردها چند سال است که جسته و گریخته مطرح می‌شود، ولی کمتر کسی صریح به آن می‌پردازد. همه کمابیش نگرانی‌هایی دارند، ولی یکی می‌گوید هنوز به جایی نرسیده، دیگری یادآوری می‌کند که ستمدیده‌اند، آن دیگری نمی‌خواهد دعوا راه بیافتد، یکی دیگر به خود تلقین می‌کند که مهم نیست، بعدی فکر می‌کند که اگر حرفش را نزنیم خودش درست خواهد شد و…؛ خلاصه دلایل برای احتراز از پرداختن به مطلب فراوان است.

🍂 تحولات اخیر عراق کار را به جایی رسانده که باید حرف را زد و صریح هم زد و گفتاری را که استقلال‌طلبان کرد در میان می‌نهند، جداً حلاجی نمود. از همین ابتدا روشن کنم که حساب عموم کردها را از این جدایی‌طلبانی که بی‌هیچ پایه‌ای، مدعی نمایندگی‌شان هستند و در هر کشوری هستند، چشم به راه یاری بیگانه، جدا می‌دانم. حرف‌هایم متوجه است به گروه اخیر و البته همتایانشان در چهار گوشۀ منطقه.

⚜️ نویسنده در ادامه در ۷ زیرعنوان به این امر می‌پردازد:
۱) قوم و ملت ۲) سودای استقلال ۳) ستم مضاعف ۴) فدرال شدن ۵) برابری یا برتری؟ ۶) مال خود را می برید یا مال دیگران را؟ ۷) سخن آخر

قوم و ملت
اول از همه حکایت «ملت» و «قوم» است که در این گفتار حسابی با هم خلط شده، در بعضی موارد از سر بی‌اطلاعی و در بعضی دیگر، محض بهره برداری. «استقلال‌طلبان» کردها را «ملت» می‌خوانند که از اصل بی‌معناست.

ملت به داشتن «دولت جهان‌شمول»، معلوم و تعریف می‌شود و مجموعه‌ای‌ست که می‌تواند افرادی از اقوام (و نژادها و زبانها و مذاهب و…) مختلف را در دل خود بپذیرد و در عرض هم جا دهد. ورود به «ملت» و خروج از آن، هر دو ممکن است. در مقابل، قوم نه قرار به تحلیل بردن اختلاف‌ها دارد و نه قادربه این کار است. در قوم، شاخص‌های «فرهنگی و خویشاوندی» نقش اصلی را بازی می‌کند، هرکس در دل قومی به دنیا می‌آید، در همانجا هم می‌میرد. عضویت در آن آزاد نیست و خروج از آن هم ممکن نیست.

مشکل «جدایی‌طلبان» این است که به دولت‌های ملی که در دل آنها زندگی می‌کنند، صرف نظر از سن و سابقۀ این دول، تهمت «قومی بودن» می‌زنند و در مقابل، خود را «ملت» قلمداد می‌کنند که هر دو نادرست است. چگونه این کار را انجام می‌دهند؟

اول با نفی «وجود ملت»، به کمک اختراع «قومی که وجود خارجی ندارد»؛ مثل حکایت «قوم فارس» در ایران، تا به این بهانه، دولت ملی را که بر سر کار است، قومی بشمارند.
از سوی دیگر، برای تعریف ملت، به جای معیار «دولتی و سیاسی» که معیار درست است، شاخص‌های قومی (فرهنگی و خویشاوندی و…) تعیین می‌کنند تا بتوانند خودشان را «ملت »محسوب نمایند. در یک کلام، برخلاف واقعیت تاریخی، جای «ملت» و «قوم» را با یکدیگر عوض می‌کنند تا بتوانند کار خود را پیش ببرند.

در این چارچوب فکری، اگر هم بتوانند دولتی تشکیل بدهند، جز دولتی قومی نخواهد بود؛ دقیقاً به همان معنایی که تهمتش را به دیگران می‌زنند، یعنی به کار گیرندۀ معیارهای قومی و تحمیل کننده‌اش به دیگران، بدون هیچ توانی برای فراگیر شدن و پذیرش تنوع؛ یعنی جامع تمامی عیوبی خواهند بود که به دیگران نسبت می‌دهند.

تفاوت در این است که معیار رد و قبول «دیگران»، «قوم خودشان» خواهد بود. در جمع، دعوایشان بر سر «کنار زدن معیارهای قومی» و رفتن به سوی «معیارهای ملی» نیست، بر سر «مسلط کردن معیارهای قومی خودی» است و «پسروی از مرتبۀ ملی». اگر چنین سودایی دارند، به این دلیل است که اصلاً به تفاوت اصلی بین «ملت» و «قوم» و اینکه «ملت» است که به «تنوع و آزادی» اعضایش میدان می‌دهد، اعتنایی ندارند و نمی‌خواهند داشته باشند؛ چون اگر این تفاوت‌ها را بپذیرند، گفتار سیاسی‌شان فرو خواهد ریخت.

🌐 مطالعه ادامه و متن کامل
⏰ ۱۸ دقیقه
🔖 ۳۶۷۸ واژه

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📘دلتنگی برای رضا شاه؟

✍️ دکتر #رامین_کامران

🍂 از افكار و شعارهایی كه هر از چندی در بین برخی از ایرانیان رواج می‌گیرد، گاه چنین برمی‌آید كه گذشتۀ چندین قرنه‌شان بیشتر نشانۀ درجازدن در پیشگاه تاریخ است تا مدرك «تجربه‌اندوزی»؛ نمونه اش عنایتی‌ست كه برخی، ظرف چند سالۀ اخیر به رضا شاه پیدا كرده‌اند.

🍂 ظاهراً انگیزۀ این محبت دیروقت و بی‌موقع، به تنگ آمدن از حكومت آخوندی‌ست و آرزوی پیدا شدن كسی كه بتواند دست اسلام‌گرایان را از ایران كوتاه كند.

🍂 طبق معمول، نگاه‌ها معطوف است به مشكل فعلی و فكر خلاصی از آن متوجه چاره عاجل، بدون توجه به مشكلاتی كه خود از این چارۀ فرضی برمی‌خیزد. حاصل كار، اگر به انجام برسد، طبق معمول جایگزین كردن مشكل امروز با مشكل فردا خواهد بود و سرگردانی در دایره‌ای كه صد سال است ایرانیان در آن حیران‌اند.

🍂 دو چیز مشوق آن انگیزه و توجیه كنندۀ این راه حل شده‌است. یكی «تصویر تكه‌تكه و نادرست»ی كه توسط طرفداران حكومت پهلوی (از لیبرال‌های آریامهری گرفته تا شاه اللهی)، از دستاوردهای دورۀ رضا شاهی عرضه می‌شود و ذهن مخاطبان را از نگرش به تصویر كلی آن و توجه به نظام سیاسی مملكت كه چارچوب چنین نگرشی است، بازمی‌دارد، دیگری، «شعارهایی كه در حقیقت دنبالۀ تبلیغات دوران برآمدن رضا شاه و دوره تثبیت حكومت پهلوی‌ست» که باز از میان نفتالین درآمده و با یك اتوی مختصر، مثل لباس‌های مستعملی كه پس از چند دهه به نظر می‌آید دوباره مطابق مد شده، به بازار فرستاده شده‌است. رواج این شعارها از سر تفریح صورت نمی‌گیرد و اعاده حیثیت به رضا شاه، مقدمه‌ای‌ست برای برقرار كردن حكومتی از آن نوع كه وی برپا ساخت؛ به همین دلیل باید جدیش گرفت و جداً نقدش كرد.

🍂 از ابتدای كار رضا شاه شروع كنیم تا بشود به ترتیب، هم دستاوردهایش را سنجید و هم شعارهایی را كه در باب آنها داده شده و می‌شود، به سنگ محك زد. به‌خصوص كه از بس در بارۀ دخالت انگلستان در این باب قل‌مفرسایی شده، این تصور پیش آمده كه جز كمك گرفتن از یك كشور خارجی، ایرادی به رضا شاه وارد نیست.

⚜️ دکتر رامین کامران در ۱۲ زیرعنوان، به ارزیابی کارنامهٔ رضا پهلوی می‌پردازد و در پایان، نتیجهٔ نهایی را اعلام می‌کند:
۱)ضعف ایران ۲) بر هم خوردن تعادل ۳) بخت رضا خان ۴) نو شدن استبداد ۵) دستكاری جامعه ۶) ارتش شخصی؟ ۷) مردم كجا بودند؟ ۸) طرف شدن با آخوند؟ ۹) نبوغ عاریتی؟ ۱۰) شجاعت با ضعیف؟ ۱۱) وطن‌پرستی یا مال‌دوستی؟ ۱۲) امنیت همایونی

🌐 مطالعه ادامه و متن کامل
⏰ ۳۱ دقیقه
🔖 ۶۱۳۰ واژه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
#اپوزیشنقد #ایران

🍁 مرگ دوم سلطنت
— پادشاهی مشروطه، نخست‌وزیر و تجزیه‌طلبان

✍️ دکتر #رامین_کامران

🍂 ختم شدن جنبش اعتراضی که بعد از انتخابات شکل گرفته بود، مبدأ چند تحول عمده اپوزیسیون شد. اولین و بارزترین تغییر که بارها هم به آن اشاره کرده‌ام، «مرگ اصلاح‌طلبی»ست بعنوان گزیدار سیاسی. تناقض درونی گفتار اصلاح‌طلب و بستگی عمیق رهبرانش به جمهوری اسلامی و در نهایت سستی اراده و بی‌قابلیتی آنان در ادارهُ حرکت اعتراضی ـ به رغم تأسف پیروان ـ، حکم مرگ این گزینهُ سیاسی را صادر کرد.

🍂 تحول دوم برخاسته از «طرح صریح حملهُ نظامی» بود و رو شدن دست طرفداران این کار که واکنشی سریع و بسیار شدید برانگیخت و روشن کرد که عرضهُ چنین «راه حلی» نه تنها کسی را از بین فعالان سیاسی اپوزیسیون، به خود جلب نخواهد کرد، بلکه هرکس را که از آن طرفداری نماید، فوراً بی‌آبرو خواهد نمود و از جرگهُ مخالفان بیرون خواهد راند.

🍂 البته سرعت واکنش چنان زیاد بود که طرفداران حملهُ خارجی، حتی فرصت نکردند آرایش کامل خود را در میدان بحث پیدا کنند و پیش از آنکه بخواهند صف‌بندی درستی بکنند، ناچار به فرار شدند، ولی در عوض، همین شکست سریع، به برخی از آنها فرصت داد تا در شلوغی، چنین تظاهر کنند که اصلاً چنین موضعی نگرفته بوده‌اند… اما حقیقت از دید ناظران پنهان نماند.

🍂 تحول سوم که می‌خواهم در اینجا بدان بپردازم، مربوط است به «سلطنت»، نقشی که برخی تصور می‌کردند می‌تواند در صحنهُ اپوزیسیون بازی کند در مقابل با «امکانات واقعی وارث تاج و تخت و طرفدارانش». به تصور من، پس از موضعگیری‌های اخیر رضا پهلوی درباب «فدرالیسم»، سلطنت هم به همان راهی افتاده که آن دو دیگر رفته‌اند، یعنی به سوی «حذف شدن» از بین «گزینه‌های سیاسی ایران آینده».

⚜️ نویسنده در ۴ زیرعنوان، به طرح بحث خود پیرامون تناقضات عمیق رضا پهلوی در کنش‌گری سیاسی‌‌اش و وضعیت حادی که او، سلطنت‌طلبان را بدان دچار کرده، می‌پردازد: ۱) دعوا ۲) آزادی و مشروطه ۳) استقلال و فدرالیسم ۴) وضعیت سلطنت‌طلبان

🌐 مطالعه ادامه و متن کامل
⏰ ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۴۱۵ واژه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
#اپوزیشنقد

📘تاریخ خیابان شاهرضا نیست!
— پیرامون حکایت «سمت درست تاریخ»

✍️دکتر #رامین_کامران

🍂 گاهی اوقات عبارات و مفاهیمی که قاعدتاً نمی باید کاربرد عامیانه پیدا کند به این مصیبت گرفتار می شود و می افتد در دست و پای عوام. منشأ داستان هر چه باشد، دلیل رواج، ابهام اصطلاح و بی اطلاعی گوینده است که به هر کس این امکان را می دهد تا به تصور اینکه راه آسانی برای بیان مقصود و احیاناً ابراز برتری بر مخاطب پیدا کرده است، در کاربرد این اسباب نو یافته تردید نکند.

🍂 این جا می خواهم به یکی از این موارد بپردازم که اخیراً از همه و بخصوص سلبریتی های سیاسی که سواد درستی هم ندارند و دور و بر پهلوی می چرخند، می شنویم: «سمت درست تاریخ». شنیده اید که: ما در سمت درست تاریخ ایستاده ایم. فرصتی پیدا شده برای ابراز جهالت که از آن کمال استفاده را می کنند.

🍂 کسانی که از بقال سر کوچه گرفته تا مدعیان رهبری، از چپ و راست این اصطلاح را به خورد ما می دهند، اطلاع حداقل هم از معنای احتمالی آن ندارند ولی به کارش می برند. می خواهم محض تفریح کمی به پایه های این حرف بپردازم. نه به این دلیل که به معنای درست کلمه، پایه ای دارد. محض اینکه بی پایگی اش درست روشن شود و معلوم شود که از کجا آمده که در دست ما به این روز افتاده است. بلکه مدعیان هم حساب کار خود را بکنند و اینطور بی محابا حرف بی معنی نبافند.

🍂 شما اگر بخواهید مخاطب خود را در میدان سیاست به طریق عقلانی قانع کنید در درجۀ اول دست به دامن استدلال می شوید تا مفاهیم را به کمک بست های منطقی به هم وصل کنید و مجموعه ای درست کنید قابل اتکأ. طبعاً قیاس با موارد مشابه تاریخی هم راه دیگری است که بسیار به کار می رود. ولی از این دو که یکی صرفاً نظری است و دیگری می تواند تجربی به حساب بیاید، که بگذریم گاه نیز پای ارجاع به تاریخ در کلیتش در میان می آید و صحبت از جهت تاریخ و معنای تاریخ و این قبیل امور می شود که کار غیر معمولی هم نیست. در اینجا کل تاریخ و سرنوشت بشر است که مرجع قرار می گیرد تا به دیدگاهی اعتبار ببخشد و بشود مرجع اعلای اعتبار سخن در باب جامعه و سیاست.

🍂 وقتی درست به سابقۀ این ارجاع به تاریخ نگاه کنیم، می بینیم که در حقیقت رقیب و جایگزین مشیت الهی است. از دیدگاه مذهبی، اختیار سرنوشت بشریت به دست آفریدگار است و اوست که یا با تعیین خط کلیش و یا با دخالت موضعی در آن که البته از نظر الهیاتی گزینۀ ضعیف و جنبی است، سرنوشت ما را سامان داده است.

🌐 مطالعه ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۴۱ واژه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
#اپوزیشنقد

📘برگشت سلطنت‌طلبان ملی‌گرا از رضا پهلوی
— رضا پهلوی و ائتلافی تقویت‌کننده تجزیه‌طلبان و #ایران ستیزان

✍️#بابک_مینا

🍂 چندی پیش در دیداری خصوصی که به همراه جمعی از دوستان برای اولین و آخرین بار با شاهزاده داشتم، به ایشان گفتم، «مردم ایران در خیابان‌ها چند ماه جانفشانی کردند تا نوبت به اپوزیسیون رسید و در کمال شگفتی مدعیان نتوانستند حتی روی مفهومی پایه‌ای یعنی «ملت ایران» توافق کنند!»؛ گفتم «این تصویری بسیار منفی از اپوزیسیون به دست می‌دهد»؛ گفتم «جناب مهتدی که در ائتلاف حضور دارد به «ملت‌های» ایران باور دارد، و نه به «ملت ایران»، و این راه تجزیه و آشوب داخلی را باز می‌گذارد؛ چرا که هر ملتی حق تعیین سرنوشت دارد».

🍂 شاهزاده برافروخته پاسخ داد آقای مهتدی ایران‌دوست است من با او صحبت کرده‌ام!

🍂 شاهزاده ایران را دوست دارد، ولی ایرانی که او دوست دارد، معلوم نیست چیست؟! بیشتر نقشی خیالی است تا قلمرویی سیاسی و تاریخ و فرهنگی مشخص. دوست داشتن ایران کافی نیست؛ باید ایران را شناخت! خصوصاً هستی سیاسی آن را.

🍂 اندوه‌بارترین بخش ماجرا جوانانی هستند که به امید این اپوزیسیون، در خیابان‌ها با جمهوری شر می‌جنگند. این اپوزیسیون امید و نیروی جان شما را به گروگان گرفته‌‌است. زد و بندها در بالا و در محافل قدرت و ثروت، دارد به جاهای بدی کشیده می‌شود. امید ما این بود که شاهزاده نماینده و رهبر معنوی جریان ایران‌دوست باشد. اما اینطور نیست؛ ایشان با پروژه‌ای همراه شده است که جز ویرانی و تضعیف ایران ثمری ندارد.

🍂 با همه علاقه‌ای که به شاهزاده و منش ایشان داشته و دارم، نمی‌توانم تضاد آشکار اعمال و مواضع اخیر ایشان را با اصول قطعی که به آنها باور دارم، نادیده بگیرم. متاسفانه شاهزاده راهی در پیش گرفته‌است که در ضدیت کامل با سلوک دو پادشاه سلسله پهلوی است.

🍂 من وکالتم را از ایشان پس می‌گیرم. می‌دانم که جبهه ایران‌گرا راه خود را پیدا خواهد کرد؛ شاه مرده‌است اما ایران و ایران‌دوستان می‌مانند.

۲۸ مارچ ۲۰۲۳
——-

🍂یکی از این دلالان حقوق بشر گفته کسانی که به اصلاح‌طلبان رأی دادند حق ندارند از شاهزاده انتقاد کنند [درحالیکه خود رضا پهلوی تا جنبش سبز از حامیان امثال خاتمی و موسوی بود و حتا علیه براندازی سخن‌ها گفته‌بود] یا وکالتشان را پس بگیرند! بنده بسیار خوشحالم که سال‌ها جزء کسانی بودم که سعی می‌کردند به طور مسالمت‌آمیز تغییر را جلو ببرند. نه تنها اشتباه نبود که عین درستی بود. این حرف را که «آخوند بد است، آزادی قشنگ است»، راننده تاکسی‌های انقلاب - آزادی بهتر از شما بلدند. ما در سال‌های اصلاحات با آزمون و خطا کار کردیم و بسیار تاثیر گذاشتیم. البته که از ۹۶ به بعد اصلاحات تمام شد، ولی کل کارهای آن دوران را نباید به حساب «اصلاح‌طلبان» نوشت. ۲۰ سال تلاش جامعه ایران را زیر سئوال بردن، فقط از دلال دون‌مایه‌ای مثل تو برمی‌آيد.

۳۱ مارچ ۲۰۲۳
——-

🍂 اگر شاهزاده صریحاً علیه تعبیر «ملیت‌های ایران» که بر زبان آقای مهتدی جاری می‌شود، موضع نگیرد به این معنی است که این تعبیر خط قرمز ایشان نیست. من جور دیگری نمی‌توانم این سکوت را تفسیر کنم. اگر هم موضع بگیرند، باید پرسید پس چرا با این فرد منشور امضاء کرده‌اید و ائتلاف کرده‌اید؟ مابقی اعضای شورا هم که تکلیف‌شان روشن است: دروازه‌های جهنم برای ایران.

۳ آپریل ۲۰۲۳


🗄پست مرتبط:
📕مرگ دوم سلطنت
📕استقلال‌طلبی یا استقلال‌فروشی؟
📕
برنار آنری لوی؛ «دوست نادان کردها»
📕دموکراسی علیه حکومت قانون؟
📕ایران‌اینترنشنال؛ رسانه تجزیه‌طلبان یا پهلوی‌طلبان؟ مسأله این نیست!
📕منشور همبستگی از منظر برخی مشروطه‌خواهان و ملی‌گرایان
📕رضا پهلوی و فقدان درک مسألهٔ ایران
📕
اپوزیسیون و فقدان مسألهٔ ایران
📕چرا ایران یک کشور «کثیرالمله» نیست؟
📻 سوء استفاده از مفهوم «ملیت»
📻 فدرالیسم

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
#نقد_کتاب #آینه_تاریخ

📘ثابتی
— در دامگه حادثه، بررسی علل و عوامل فروپاشی حکومت شاهنشاهی

✍️دکتر #رامین_کامران

🍂 ساواکی های قدیم، بر خلاف این اسلامی‌ها که همه مدعی تحلیل و روزنامه نگاری‌اند، چه آن هنگام که سر کار بودند و چه وقتی که از دست جانشینان خود به اقصی نقاط عالم فرار کردند، سکوتی را که زمانی ملازم کار امنیتی شان بود و بعد هم از ترس و بی آبرویی مایه گرفته بود، رعایت می‌کردند.

🍂 پرویز ثابتی در میان گروه اخیر استثناست، از همان موقع که مقام امنیتی بود دوست داشت در رسانه ها جولان بدهد و خودی بنمایاند. حالا هم سی و چند سال بعد از انقلاب که بالاخره نفسش جا آمده و دوباره زبان باز کرده، به دستیاری یکی از همکاران نظام جدید، کتابی منتشر کرده‌است. کتاب البته صورت مصاحبه دارد، ولی از نوع «پاس کاری» بین دو طرف گفتگوست و مصاحبه کننده یاور سخنگویی مصاحبه شونده است. ثابتی دستیاری یافته تا به کمکش، آنچه را در ذهن پخته به خوانند القأ نماید ـ در نزدیک به هفتصد صفحه که بخش عمده‌ای از آن زیرنویس‌های (معمولاً غیرمفید) مؤلف کتاب است. شرکتی هم در کالیفرنیا زحمت انتشار کتاب را بر عهده گرفته، تا لابد کمکی از همان دست را که چند سال پیش با چاپ مصاحبهُ شعبان جعفری، به شناخت تاریخ معاصر ایران کرده بود، تجدید نماید.

⚜️ دکتر کامران در ۷ زیر-عنوان، به نقد و بررسی این کتاب می‌پردازد:
۱. ثابتی از قول ثابتی، ۲. رژیم پهلوی از قول ثابتی، ۳. ثابتی آیینهُ رژیم پهلوی، ۴. سیاست مقوله‌ای امنیتی است، ۵. سیاست یعنی سرکوب، ۶. ساواک سخنگوی مردم است، ۷. سیاست دسیسه است، ۸. دو چهره در یک پرتره.

🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۴۴۴ واژه

🗄 پست مرتبط:
📺 کاترین شکدم: یکسانی نیروهای سرکوب خامنه‌ای و محمدرضا شاه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#آینه_تاریخ

📺 آیا ایران در زمان محمدرضا شاه در حال تبدیل شدن به ژاپن دوم بود؟
— آیا در نظام‌های توتالیتر (مثل سلطنت آخوندی) اقتصاد بازار آزاد امکان‌پذیر است یا در نظام‌های اتوریتر؟

🎙دکتر #رامین_کامران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
#اپوزیشنقد

📘رضا پهلوی، بدون روتوش

✍️دکتر #رامین_کامران

🍂 باز هم صحبت از رضا پهلوی است و کی نیست؟! بعد از ده‌ها حرکت نمایشی و بی‌عاقبت که هیچ‌گاه هم پایان نخواهد گرفت، این بار داستان «وکالت» در میان آمد که از همان ابتدا به افتضاح کشید؛ یعنی نتیجه‌ای داد که دستگاه شاهزاده خود را ملزم به تبری جستن از آن دید و حتی کوشید به حساب «خرابکاری عوامل جمهوری اسلامی» بگذاردش ـ داستان تشکر شاهزاده از موکلین هم رفت زیر دست و پا!

🍂 این حکایت مرا به فکر انداخت که چند کلمه‌ای دربارۀ شاخص‌ترین چهرۀ ایرانیان برون‌مرزی دو کلمه‌ای بنویسم؛ در مورد چهره‌ای که «فقط چهره است» و نه بیش، و محکوم است که همین بماند. بخصوص که اخیراً ـ خواه ناخواه ـ طی مصاحبه‌ای با آقای وحید فرخنده، سخن به وی و ارزیابی امکاناتش کشید و قدری دربارۀ او حرف زدم. دیدم باید ناگفته‌ها را همینجا و هر چه زودتر گفت و مطلب را تمام کرد.

🍂 همینقدر بگویم که نظر من به «شخص رضا پهلوی» و نه «بازیگری سیاسی» که در صحنه می‌بینیم، مثبت است و اگر نظرم در باب بازیگر سیاسی منفی است، ربطی به حب و بغض شخصی ندارد ـ در عین اینکه با خانوادۀ پهلوی، البته به دلایل صرفاً سیاسی، مطلقاً میانه‌ای ندارم. توجه داشته باشید: اینهایی که می‌خواهم بگویم همه مربوط است به «سازماندهی درونی دستگاه قدرت» و ربطی به «مردم و دمکراسی و انتخابات» ندارد.

🍂 این شخص بطور مرتب و متناوب می‌گوید که «به قدرت علاقه‌ای ندارد» و این سخن را بواسطۀ رسانه‌های مزدوری که عملاً انحصار برقرار کرده‌اند و هیچ‌جایی هم به نقد و انحراف از «خط حزبی» نمی‌دهند، به سمع و نظر همه می‌رساند! این شاید گویاترین بیان موضع اوست. حتماً اول سؤالی که به ذهن بسیاری از خوانندگان این خطوط خطور می‌کند این است: کسی که به قدرت علاقه‌ای ندارد، در سیاست چه می‌کند؟ بالاخره -هر چه باشد- سیاست «میدان دعوا به وسیلۀ قدرت بر سر قدرت است» و این حرف پذیرفتنی نیست.

🍂 وقتی به این مسئله نیز توجه کنیم که هر وقت دربارۀ برنامه‌اش برای ایران آینده از وی پرسشی می‌شود، پاسخ می‌دهد که همه را به مردم واگذار می‌کند، مطلب روشن می‌شود. این جوابی نیست که فقط از سر «کاهلی و عدم اطلاع» داده شده باشد، بیانگر نکته‌ای‌ست عمیق: ....

🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۷۱ واژه

🗄 پست‌های مرتبط
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
نقدآگین
#اپوزیشنقد 📘رضا پهلوی، بدون روتوش ✍️دکتر #رامین_کامران 🍂 باز هم صحبت از رضا پهلوی است و کی نیست؟! بعد از ده‌ها حرکت نمایشی و بی‌عاقبت که هیچ‌گاه هم پایان نخواهد گرفت، این بار داستان «وکالت» در میان آمد که از همان ابتدا به افتضاح کشید؛ یعنی نتیجه‌ای داد…
#اپوزیشنقد

✂️ برشی از «رضا پهلوی، بدون روتوش»

✍️دکتر #رامین_کامران

... ولی از همۀ‌ این حرفها گذشته، فقط «تعیین آیندۀ مطلوب» نیست که پهلوی بر عهدۀ مردم و کلاً «دیگران» می‌نهد و از آن دست می‌شوید. «رسیدن بدان» را نیز از همین مردم چشم دارد؛ یعنی کار براندازی را که بدون آن هیچ برنامۀ سیاسی معقولی در ایران اجراپذیر نیست، علاوه بر ترتیب این برنامه، به عامۀ ‌مردم محول می‌سازد! چرایی این نکته هم در جای خود شایستۀ توجه است و به هیچ وجه، با پاسخ اول بی‌ارتباط نیست. این کار ها امری نیست که به‌طور «فردی» قابل اجرا باشد و «محتاج سازماندهی است»؛ بی‌اعتنایی و بی‌مهری پهلوی به «سازماندهی»، «تابعی»ست از شیفتگی‌اش نسبت به «قدرت فردی».

🌐 مطالعه متن کامل در تلگراف یا در سایت «تریبون زمانه»
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۷۱ واژه

🗄پست‌های مرتبط

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
گفتگویی پیرامون پهلوی
@Naqdagin
#اپوزیشنقد

گفتگوی محترمانه و ارزشمندی بود و نگاه #ایمان_سلیمانی، بخاطر توجهش به اهمیت «تاریخ - حافظه تاریخی» و «پرهیز از مدگرایی»، از دو نفر دیگر (وریا و زئوس) قابل تأمل‌تر.

دو تن دیگر، بی‌توجه به مفاهیم (چیستی ماهیت پادشاهی (خصوصن در ایران با مشروطه‌ای ویران شده با کودتا و سلطنتی دفن شده با انقلاب) و عدم ضرورت جعل مفاهیم پارادوکسیکالی چون «پادشاهی انتخابی» و خطرات این جعل‌‌)، در یک فضای انتزاعی-غیرکانتکست‌مند (مقایسه‌های ناقص پادشاهی در ایران-انگلیس یا تصورات کارتونی رایج در رسانه‌های پروپاگاندای جریانی خاص از دوران طلایی) نفس می‌کشند؛ گویی کل امکان انقلاب دموکراسی‌خواهی بدین وابسته است که ملتی از فردا تصمیم بگیرند زیر پرچم یک تن بروند و آنگاه انقلاب شود؛ ولو آن فرد، فاکتورهای اولیه رهبری مبارز و عملگرا، اهل کار تشکیلاتی و جذب نیرو را نداشته باشد، بلکه فردی «تشکیلات‌-مسؤلیت‌»گریز و تفرقه‌افکن (با لجن‌مال کردن هر چهره مستقل با اوباش متصل به حلقه اطرافیانش) باشد و در ایجاد هراس-نفرت از احیای استبداد (بخاطر پیروان و اطرافیان فاشیستش با روحیه‌ای پرخاشگر و دیگری‌ستیز که وریا هم تصدیق کرد)، با مجاهدین رقابت کند.
📘نوش‌خواری یا شرب خمر

✍️ دکتر #رامین_كامران

🍂 ممنوعیت نوشیدن نوشابه‌های الكلی یكی از آسیب‌های عمده‌ای‌ست كه حكومت اسلامی به آزادی‌های فردی و اجتماعی ایرانیان وارد آورده‌است، ولی نه به حذف این آزادی به‌اندازه كافی اعتراض شده، نه حقّ نوشندگان مشروبات الكلی چنان كه باید مورد توجه قرار گرفته و نه پیامدهای این ممنوعیت چندان مورد تحلیل واقع شده‌است.

🍂 هدف از نگارش مقاله حاضر، انداختن نگاهی هرچند گذراست بر این مسئله، به‌قصد نشان دادن اینكه سیاست‌های نظام اسلامی، نه فقط در ممانعت از مردم موفق نبوده (كه همه می‌‌دانیم)، نه تنها به مصرف مشروبات الكلی جذابیت بخشیده (كه امر غیرمنتظر‌ه‌ای نیست)، بلكه بسیاری را به طور اساسی به سوی اعتیاد به الكل كشانده‌است (كه چگونگی‌اش قابل توجه است).

🍂 آزادی مشروب خوردن یكی از آزادی‌هایی‌ست كه گرفتنشان، در چشم همه به یكسان مهم جلوه نكرد و شاید هنوز هم اهمیت آن برای همه به یكسان هویدا نباشد. می‌توان برای این سهل‌انگاری چند دلیل شمرد.

یكی منع مذهبی كه به هر صورت، در ذهن برخی (چه طرفدار و چه مخالف حكومت) ریشه دارد.

دیگر قبح اجتماعی كار كه در همه جای دنیا از عوارض نامطلوب مستی و بدمستی برمی‌خیزد.

آخر از همه هم مضرات بهداشتی كه بر اینها علاوه شده‌است و بسا اوقات در مقام آخرین توجیه به كار گرفته می‌شود تا جایی كه تحكم مذهب و فشار جامعه تكافو نكرد، دهان معترضان را با اقتدار علم ببندد.

🍂 تنها سخنی كه در مقام مخالفت، یا به عبارت دقیق‌تر، عیب‌گیری به ممنوعیت مشروبات الكلی به گوش می‌خورد، این است كه چنین كاری، مردم را به مشروب خوردن حریص‌تر می‌کند و اگر گوینده، مختصری هم به عربی مهر و محبت داشته باشد و بخواهد حال و هوای اسلامی هم به سخنانش بدهد، لابد می‌گوید كه «الانسان حریص علی ما منع»، ولی این سخنی سست و ابتدایی‌ست.

🍂 سست است، چون پایه‌اش درست بر همان سه توجیهی‌ست كه بالاتر از آنها سخن رفت؛ یعنی در نهایت، اتكاء به براهین مخالفان نوشیدن الكل دارد و به‌جای دفاع از «آزادی فردی»، مسئلهٌ «منع و قبح و ضرر» كار را مرجع قرار می‌‌دهد. ابتدایی‌ست، از این جهت كه پیامدهای چنین منعی را به حدّ یك واكنش روانی بسیار ساده و كمابیش «پاولفی»، تقلیل می‌‌دهد.

🍂 ممنوعیت نوشیدن مشروبات الكلی در جمهوری اسلامی، به هیچ وجه، این كار را ورنیانداخته‌است، بلكه مردم را از «فرهنگ» آن دور كرده و از این بابت، پسشان رانده و در نهایت، باعث شده كه تعداد الكلی‌های ایران به نحوی فزونی بگیرد كه بدون آمار هم برای همه مشهود است. این پیامدها را نمی‌توان با «حریص» شدن مردم توضیح داد. سه عامل را باید در این میان در نظر گرفت: یكی «محدودیت‌های اجتماعی» نوشیدن الكل، دیگر «ممنوعیت دولتی» آن و سوم «انگیزه نوشندگان».

🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۵۲۸ واژه


#حکومت_اسلامی #نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
لائیسیته، سکولاریسم و اپوزیسیون
@Naqdagin
1:57 تا 3:00 پذیرش جدایی دین و سیاست برای برخی بس مشکل است و برای همین از لائیسیته فرار می‌کنند به دامن سکولاریسم

در وجه عملی جدایی دین و سیاست، بهترین روش لائیسیته است؛ چراکه سکولاریسم روش رقیقی‌ست و بسا که جواب ندهد؛ خصوصا در موقعیت‌هایی مثل ما با تجربه یک حکومت مذهبی تمامیت‌خواه، اصلا جوابگو نیست

5:14 تا 10:40 سکولاریسم در ملل پروتستان شکل گرفته که روحانیت قوی-متمرکز نداشته‌اند. این ضعف به دولت نقش داور را می‌دهد؛ چراکه خود فرق ناتوان‌اند. دولت لائیک، برای ایستادن مقابل یک نهاد قدرتمند، نظیر روحانیت کاتولیک و شیعه ایران، با قدرت وارد می‌شود

10:45 تا 14:41 اختلال دین و سیاست با سکولاریسم:
- انگلستان: تا چندی قبل، اگر به مذهب رسمی توهین می‌کردید، می‌توانست شما را تبعید کند!
- آمریکا: راه را برای انواع شارلاتان‌ها، از جمله اوانجلیست‌ها باز کرده
- حکومت شاه و حمایت متقابلش از
#آخوندیسم، از دل خود خمینی را ساخت که حتا نتوانست واکنشی حداقلی به او نشان دهد

14:42 تا 16:49 چه کسانی از حکومت سکولار می‌گویند؟ با چه انگیزه‌ای؟

18:45 کاربرد عملی لائیسیته مقابل #حکومت_اسلامی

🎙دکتر #رامین_کامران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗قرینۀ باطل

✍🏻
دکتر #رامین_کامران

🍂 هر از چندی که تنشی راجع به لائیسیته در فرانسه پیدا می‌شود، عده‌ای که طیفشان از حزب‌اللهی تا اصلاح طلب گسترده است و حتی می‌شود گفت که بیشتر از گروه اخیر هستند، به میدان می‌آیند تا با یک قرینه‌سازی باطل، از این وضعیت بهره‌برداری کنند. یکی می‌گوید همه جا آسمان همین رنگ است و دیگری منع استفاده از حجاب در مدارس و تحمیلش به همگان را در دو سوی طاقچۀ سیاست قرار می‌دهد و با یکسان شمردن این دو، اسلام رقیق شدۀ خود را که نه به درد دنیا می‌خورد و نه آخرت، میانه‌روی معقول قلمداد می‌کند.

🍂 حالا هم نوبت عبایای زنانه شده که وزارت آموزش و پرورش فرانسه، پوشیدنش را در مدارس ممنوع اعلام کرده‌است. آنهایی که این کار را مخلّ آزادی‌های فردی وانمود می‌کنند، تصویر درستی از آن ندارند یا در هر صورت، به مردم نمی‌دهند.

🍂 گذشته از نقاب کامل که صورت را می‌پوشاند و تشخیص هویت فرد را ناممکن می‌سازد، این ممنوعیت‌ها محدود است به دبستان ها و دبیرستان‌های دولتی و نه بیشتر و حتی در دانشگاه‌ها هم که دولتی‌ست، به مرحلۀ اجرا گذاشته نمی‌شود. دلیل امر روشن است. در مملکت لائیک، قرار بر این است که در نهادهای آموزشی، تعلیماتی متوجه به شهروندی در حکومت دمکراسی، به جوانان و نوجوانان داده شود، هم از بابت فکری و هم آداب اجتماعی. در نظر نگرفتن تفاوت‌های مذهبی، یکی از پایه‌های اساسی این کار است و عدم تمایز بر این اساس، از کودکی به همگان آموخته می‌شود. البته حمل علامات مذهبی در دستگاه دولت نیز ممنوع است و دلیلش این است که اول از همه، نهاد دولت مذهب ندارد و لامذهب است و دیگر اینکه، ارباب رجوع احساس نکند که هم‌مذهب نبودن با مخاطبشان، ممکن است تأثیری در رسیدگی به کارهایش داشته باشد.

🍂 این تدابیر برای مسلمانان اختراع نشده و از اصل و اساس، در قبال مذهب کاتولیک که مذهب اکثریت قاطع مردم فرانسه است، به مرحلۀ اجرا گداشته شده و در زمان خود، موجب کشمکش‌های طولانی و گاه حاد شده‌است، سالیان سال است که توسط مردم این کشور پذیرفته شده و از آن تنش‌ها، جز خاطره‌ای تاریخی بر جا نمانده‌است. دلیل ندارد تا مردمی که به خودشان این اندازه سخت گرفته‌اند، در حقّ اسلام ارفاقی روا دارند. حضور مسلمانان نیست که آتش این نوع اختلافات را روشن کرده‌است. این حضور، بسیار قدیمی‌ست و به خودی خود دعوایی را موجب نگشته. نضج گرفتن «اسلامگرایی»‌ست که برنامۀ سیاسی خود را تحت لوای هویت اسلامی پیش می‌برد و برای کج‌تابی با ارزش‌های دمکراتیک و مدرن، که نفی کاملشان را هدف دارد، آتش اختلاف را روشن کرده‌است.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۹۵ واژه

#فلسفیدن #ایران #زنان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Iran_liberal
📘از زباله تا زوال (۱)
—
فومن، تجسم جهنم‌شدگی زیست‌جهان در حکومت اسلامی

✍🏻 #رامین

🔥 ج.ا این بار نه با «گلوله»، نه با «گاز اشک‌آور»، بلکه با «معماری جهنم» به میدان آمده‌است؛ با «نمایشگاه جهنم» بر بستر «تعفن زباله و بوی مرگ». فومن دیگر یک شهر نیست؛ «شکنجه‌گاهی جهنمی‌» است که در آن، «جنازه‌ها را زنده نگه می‌دارند»، نه برای زندگی، که برای «تماشای روزمرۀ عذاب»:
و در جهنم جرعه جرعه از تعفن و کثافت خورانده می‌شوند؛ چون خودشان مایل به خوردن آن نیستند وقتی این ماده متعفن را چشیدند، حاضرند بمیرند؛ اما مرگی در کار نیست! (ابراهیم، ۱۵-۱۷)

🔺مردمانی که نه زنده‌اند و نه مرده؛ بلکه در تعلیقی میان بوی گند زباله و بخار گس گنداب‌های مانده در روده‌های زمین، اندروا (در تعلیق) مانده‌اند. این شهر، «قالب مرگ» است: «تابوتی همگانی» که در آن جنازه‌ها هنوز راه می‌روند، در صحنه‌ای پوشیده از لجن خشک‌شده و چرکی که با لعابِ شرم‌آور "فرهنگ دینی" آراسته‌اند تا از مرگ دکور بسازند.

⚰️ حکومت اسلامی، از آنجا که بدلیل ایدئولوژی «نیستی‌خواه» و «هستی‌سوزش» از «ساختن شهر» و «آفرینش زیبایی» عاجز ماند، ناگزیر «گورآرا»ست، و بر سنگ گور، با میخ و خون، حک کرده: "مردم ایران". تا مرگ، نه چون سایه‌ای فرخنده و نجات‌بخش، که چون «دیوی سیاهپوش»، پنجه گشوده بر فراز شهر بایستد؛ و زندگان، نه در اندوهی خاموش، که در هیاهوی آیینی یک «مراسم تدفینِ» ابدی، به بردگی گماشته‌شوند.

🍂 آنجا که بر «اراده آفرینش زندگی و شهر» مهمیز زدند، مرگ را به تماشاگران ارزانی داشتند؛ نه در کالبد یک تراژدی پرشکوه یونانی، که در پیکر «جامعه نمایشیِ» گی‌دبور،
[طبق نظریۀ او دربارۀ جامعۀ نمایشی، روابط اجتماعی میان افراد از طریق تصاویری میانجی‌گری می‌شوند که ارزش‌ها و واقعیت‌ها را بشکلی تحریف‌شده ارائه می‌دهند]،

صحنه‌ای که مرگ در آن به نماد عریان سلطه و ابژه‌ای برای بازتولید قدرت تبدیل می‌شود.

🍂 جامعه‌ای که ایدئولوژی توتالیتاریستی‌اش، با زور و زر و تزویر دینی، بر زیست‌جهان مردم ایران چنبره زده و چون زنجیری فولادی بر گرده مردم سنگینی می‌کند.

🎭 آنجا که اراده آفرینش را به تازیانه مرگ بستند، زیستن را به تماشای جهنمی واگذار کردند؛ نه در قاموس تراژدی، که در پانتومیمی از تباهی.

👹 حکومت اسلامی، با دندان‌های ایدئولوژیک پوسیده‌اش، تن مرده تمدن را می‌جود و بر فراز گورستانی به وسعت ایران فریاد می‌زند: "رعایای من! این است بهشت موعود!"

🔥 بهشتی که در آن نه حور و نه غلمان، که زباله‌ها و گندابها هم‌آغوش مردمانند. و اینگونه، جمهوری اسلامی در نهایت شقاوت، نه با شلیک گلوله که با «خلقِ عینیِ جهنم»، هنرنماییِ پلید خود را به نمایش گذاشت.

⚰️ فومن امروز نه یک شهر، که آینۀ تمام‌نمای حکومتی است که زیست‌جهان را به «گورستانی متحرک» بدل می‌کند - جایی که مرگ، آرام و خزنده، از لای زباله‌ها و گنداب‌ها به درون خانه‌ها می‌خزد و روحِ زیستن را می‌مکد.

👳🏿‍♂️ این است دستاورد نهایی نظامی که «تقدیس مرگ» را بر شکوه زندگی ترجیح می‌دهد؛ نظامی که با وعده آباد کردن دنیا و آخرت پا به میدان نهاد اما امروز افتخار دارد که می‌تواند دوزخی زمینی با مختصاتِ دقیق و طراحی‌ای حساب‌شده بیافریند.

⚰️ در این نمایشگاه غم‌انگیز، آیین‌های یادبود شهدا، که خود باید مظهر پاسداشت زندگی و فداکاری باشند، به «رقصی موزون و تصنعی» بر پیکر مرگ بدل شده‌اند؛ نمایش‌هایی که به جای گرامی‌داشت زندگی، صحنه‌گردان بازتولید نابرابری، تحمیل وحشت و حفظ منافع نابکارانه مافیایی‌اند.

⚰️ دیوارهای شهرها و آبادی‌ها چونان صفحات مصور «مذهب مرگ‌پرستی»، از تصویر شهدا لبریز است؛ چهره‌هایی که دیگر نه پاسداشت ایثار و زندگی، بلکه نشانه‌هایی‌اند از «مرگی آیینی»، منجمد و تحمیل‌شده؛ نمایشی مقدس‌نما برای آن‌که مردم را در پرستش نمادهای مرگ اسیر سازند، و از شورِ زیستن، تهی.

⚰️ در این کارناوال هولناک زوال، که تکرار بی‌پایان سوگواری‌های فرمایشی‌ست، زندگی به نمایشی مسخره از مرگ فروکاسته شده؛ آیینی ساختگی و تهی از معنا که به جای بزرگداشت راستین ایثار، تنها ماشینی برای بازتولیدِ ابدی بندگی و انقیاد است.

🏛 دیوارهای شهر، همچون پرده‌ای سیاه، از چهره‌های شهدا و رهبرانی انباشته شده که دیگر نه نماد آزادگی و مقاومت، که «تصاویری بی‌روح و تحریف‌شده‌اند»- تصاویری که هر بار با نگاه‌های گذرا بر آنها، نه امید و حماسه، که سنگینی رنجی تکراری را بر دوش شهروندان می‌افکنند.

👑 اینجا، مرگ نه بعنوان واقعیتی انسانی، که همچون ابزاری برای «تثبیت سلطه» بکار گرفته می‌شود؛ صحنه‌آرایی شومی که در آن، مردم نه سوگوارانی داغدیده، بلکه «بازیگران ناخواسته‌ای در نمایشی اجباری» هستند- نمایشی که کارگردانانش، هر روز بر شدت فاجعه می‌افزایند، بی‌آنکه مخاطبان راویانی جز سکوتی سرشار از ناگفته‌ها و فریاد داشته باشند.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin