This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 خوشحال میشدید که از گرسنگی میمردم؟
🔸استاد #بهرام_بیضایی در این گفتار، پرده از فشارهایی برمیدارد که او را ناچار به ترک وطن کرد. او که نماد هویت و فرهنگ ایران بود، در پیِ سالها حذف و بایکوت، سرانجام در دیماه ۱۴۰۴ در آمریکا درگذشت.
🔸تراژدی بیضایی، نمادی از وضعیت امروز کل ایران است. سیاستِ «گرسنگی دادن به توده» برای فربه کردنِ اقلیتِ حاکم، دیگر محدود به روشنفکران، هنرمندان مستقل یا جامعه بهایی نیست؛ این وضعیتِ معیشتیِ اکثریتِ مردمی است که قربانیِ حرص و طمعِ مافیاهای حکومتی شدهاند. در حالی که سخنگویانِ متوهم از «فتح قلهها» دم میزنند، شکافِ طبقاتی میان مردمِ گرسنه و حاکمانِ برخوردار، به عمیقترین حد خود در تاریخ رسیده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸استاد #بهرام_بیضایی در این گفتار، پرده از فشارهایی برمیدارد که او را ناچار به ترک وطن کرد. او که نماد هویت و فرهنگ ایران بود، در پیِ سالها حذف و بایکوت، سرانجام در دیماه ۱۴۰۴ در آمریکا درگذشت.
🔸تراژدی بیضایی، نمادی از وضعیت امروز کل ایران است. سیاستِ «گرسنگی دادن به توده» برای فربه کردنِ اقلیتِ حاکم، دیگر محدود به روشنفکران، هنرمندان مستقل یا جامعه بهایی نیست؛ این وضعیتِ معیشتیِ اکثریتِ مردمی است که قربانیِ حرص و طمعِ مافیاهای حکومتی شدهاند. در حالی که سخنگویانِ متوهم از «فتح قلهها» دم میزنند، شکافِ طبقاتی میان مردمِ گرسنه و حاکمانِ برخوردار، به عمیقترین حد خود در تاریخ رسیده است.
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دشمنی با #فردوسی و روشنفکریِ چپ
— موضعِ مشترکِ ابراهیم گلستان و احمد شاملو و دیگر روشنفکرانِ چپ تا امروز
یادت جاویدان بزرگ مرد فرهنگ؛ جز مهر ایران و انسان چیزی در قلبت نبود.....🥀💔
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— موضعِ مشترکِ ابراهیم گلستان و احمد شاملو و دیگر روشنفکرانِ چپ تا امروز
«اگر خلاصه کنید،
جز میهن، که مال پهلویست(!)،
و اسم ایران، که دروغ است(!)،
و حتی انکار فارسی(!)، که خود بدان مینوشتند،
یکی از عقل دهاتی #فردوسی میگوید، و توطئۀ دربار پهلوی که سعدی و حافظ را کنار گذاشتند تا فردوسی را بزرگ کنند،
و دیگری شاعر شاهنامه را، آشیخ ابوالقاسم فردوسی نام میدهد، و زمیندار و مخالف منافع طبقاتی مالکان، و مخالف ضحاک انقلابی میخواند!»
من هزار سال بعد از مرگم هم فکر نمیکنم از ما گذشته
و اصلاً یعنی چه؟
چرا تا هستیم از ما گذشته؟
و آنها که قرنهای قرنست ازشان گذشته،
بدین فروتنی و خاکساریِ یک طرفهی ما هر روز پروارترند؟
#بهرام _یضایی
یادت جاویدان بزرگ مرد فرهنگ؛ جز مهر ایران و انسان چیزی در قلبت نبود.....🥀💔
.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 #شاهنامه داستان ملتیست که..
🎙#بهرام_بیضایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#بهرام_بیضایی
ما بعد از #فردوسی به تمایلات مختلف دچار شدیم:
۱. دشنام به فردوسی برای جلب نظر و ستایش فاتحان نو
۲. تمایلات عرفانی (بدون اینکه ردشان کنم)، ملتی که طرحی جهانی داشت، چنان کوچک میکنه که به این میرسه که این دنیا جای زندگی نیست..سعادت در آخرت است و در دنیایی دیگر...قناعت...کوچک و کوچک شدن تا چهاردیواری...
بهرام بیضای زادهٔ ۵ دی ۱۳۱۷ – درگذشتهٔ ۵ دی ۱۴۰۴ نویسنده و کارگردانِ ایرانی بود که از کارهای دیگرش میشود تدوین و تهیهٔ فیلم، شاعری، مقالهنویسی، ترجمهٔ چند نمایشنامه، پژوهشِ تاریخی و ادبی و استادی در دانشگاه را برشمرد. بیضایی از فیلمسازانِ صاحبِ سبک و معتبر و از نویسندگان و متفکّرانِ برجستهٔ نمایش و ادبیاتِ نوینِ فارسی بهشمار میرود. بعضی از نمایشنامههایش به زبانهای دیگری ترجمه و در آسیا و اروپا و آمریکا و استرالیا چاپ و اجرا شده است. ده فیلمِ بلند و چهار فیلمِ کوتاه و کمابیش هفتاد کتاب و چهارده نمایش بر صحنههای شهرهای مختلفِ ایران و گاه غیر از ایران از سالِ ۱۳۴۱ به بعد بخشِ عمدهٔ کارنامهٔ هنریِ بیضایی را تشکیل میدهد
.
#ایران #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ یک نقلقولِ دروغ و عوامفریبانه
— از مصادرۀ بهرام بیضایی دست بردارید!
🔺نظیر این سخن را برخی از عزیزانِ پادشاهیخواه نقل کردهاند. اگر کسی حتی فیلم این نمایشنامه را گذری دیدهباشد، چنین خبط بزرگی را نمیکند که از نامِ بهرام بیضایی پس از مرگش، برای ایدۀ محترم خود سوءاستفاده کند.
🔺نسبت دادنِ چنین جملهای به بهرام بیضایی، خلافِ کلیتِ مشی و نگرشِ او به ایران و فرهنگ و قدرت، و دیالوگهای نقادانۀ متعددیست که صرفا در همان نمایشنامه و فیلم (جدا از دیگر کارهایش)، علیه این دیدگاهِ «ملت-صغیرپندارِ» سنتی بیان شدهاست. در این باره در یک رشتهاستوری (اینجا) با جزئیات بیشتری توضیح دادیم.
🔺چنین نقلقولی، مشابه آن است که یک طرفدارِ کودکهمسری، جملهای از یک کاراکترِ طرفدارِ کودکهمسری در یک نمایشنامه، بهقلم نویسندهای با گرایشاتِ آشکارا لیبرال و حامیِ حقوق زنان و کودکان را تقطیع و نقل کند، و از اعتبار نام آن نویسنده، برای تصدیق و تاییدِ عقاید خود بهره ببرد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از مصادرۀ بهرام بیضایی دست بردارید!
«ملت را نمیتوان کشت
ولی پادشاه را میشود
با مرگ پادشاه ملتی میمیرند»
بهرام بیضایی، مرگ یزدگرد
🔺نظیر این سخن را برخی از عزیزانِ پادشاهیخواه نقل کردهاند. اگر کسی حتی فیلم این نمایشنامه را گذری دیدهباشد، چنین خبط بزرگی را نمیکند که از نامِ بهرام بیضایی پس از مرگش، برای ایدۀ محترم خود سوءاستفاده کند.
🔺نسبت دادنِ چنین جملهای به بهرام بیضایی، خلافِ کلیتِ مشی و نگرشِ او به ایران و فرهنگ و قدرت، و دیالوگهای نقادانۀ متعددیست که صرفا در همان نمایشنامه و فیلم (جدا از دیگر کارهایش)، علیه این دیدگاهِ «ملت-صغیرپندارِ» سنتی بیان شدهاست. در این باره در یک رشتهاستوری (اینجا) با جزئیات بیشتری توضیح دادیم.
🔺چنین نقلقولی، مشابه آن است که یک طرفدارِ کودکهمسری، جملهای از یک کاراکترِ طرفدارِ کودکهمسری در یک نمایشنامه، بهقلم نویسندهای با گرایشاتِ آشکارا لیبرال و حامیِ حقوق زنان و کودکان را تقطیع و نقل کند، و از اعتبار نام آن نویسنده، برای تصدیق و تاییدِ عقاید خود بهره ببرد!
.
#اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘دربارۀ یک نقلقولِ دروغ و عوامفریبانه
— از مصادرۀ بهرام بیضایی دست بردارید!
🔺نظیر این سخن را برخی از عزیزانِ پادشاهیخواه نقل کردهاند. اگر کسی حتی فیلم این نمایشنامه را گذری دیدهباشد، چنین خبط بزرگی را نمیکند که از نامِ بهرام بیضایی پس از مرگش، برای ایدۀ محترم خود سوءاستفاده کند.
🔺نسبت دادنِ چنین جملهای به بهرام بیضایی، خلافِ کلیتِ مشی و نگرشِ او به ایران و فرهنگ و قدرت، و دیالوگهای نقادانۀ متعددیست که صرفا در همان نمایشنامه و فیلم (جدا از دیگر کارهایش)، علیه این دیدگاهِ «ملت-صغیرپندارِ» سنتی بیان شدهاست.
🔺چنین نقلقولی، مشابه آن است که یک طرفدارِ کودکهمسری، جملهای از یک کاراکترِ طرفدارِ کودکهمسری در یک نمایشنامه، بهقلم نویسندهای با گرایشاتِ آشکارا لیبرال و حامیِ حقوق زنان و کودکان را تقطیع و نقل کند، و از اعتبار آن نام آن نویسنده، برای تصدیق و تاییدِ عقاید خود بهره ببرد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از مصادرۀ بهرام بیضایی دست بردارید!
«ملت را نمیتوان کشت
ولی پادشاه را میشود
با مرگ پادشاه ملتی میمیرند»
بهرام بیضایی، مرگ یزدگرد
🔺نظیر این سخن را برخی از عزیزانِ پادشاهیخواه نقل کردهاند. اگر کسی حتی فیلم این نمایشنامه را گذری دیدهباشد، چنین خبط بزرگی را نمیکند که از نامِ بهرام بیضایی پس از مرگش، برای ایدۀ محترم خود سوءاستفاده کند.
🔺نسبت دادنِ چنین جملهای به بهرام بیضایی، خلافِ کلیتِ مشی و نگرشِ او به ایران و فرهنگ و قدرت، و دیالوگهای نقادانۀ متعددیست که صرفا در همان نمایشنامه و فیلم (جدا از دیگر کارهایش)، علیه این دیدگاهِ «ملت-صغیرپندارِ» سنتی بیان شدهاست.
🔺چنین نقلقولی، مشابه آن است که یک طرفدارِ کودکهمسری، جملهای از یک کاراکترِ طرفدارِ کودکهمسری در یک نمایشنامه، بهقلم نویسندهای با گرایشاتِ آشکارا لیبرال و حامیِ حقوق زنان و کودکان را تقطیع و نقل کند، و از اعتبار آن نام آن نویسنده، برای تصدیق و تاییدِ عقاید خود بهره ببرد!
.
#اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎬 مرگ یزدگرد (۱۳۶۰)
— ژانر: تاریخی – درام – فلسفی
🔺نظیر این سخن را برخی از عزیزانِ پادشاهیخواه نقل کردهاند. اگر کسی حتی فیلم این نمایشنامه را گذری دیدهباشد، چنین خبط بزرگی را نمیکند که از نامِ بهرام بیضایی پس از مرگش، برای ایدۀ محترم خود سوءاستفاده کند.
🔺نسبت دادنِ چنین جملهای به بهرام بیضایی، خلافِ کلیتِ مشی و نگرشِ او به ایران و فرهنگ و قدرت، و دیالوگهای نقادانۀ متعددیست که صرفا در همان نمایشنامه و فیلم (جدا از دیگر کارهایش)، علیه این دیدگاهِ «ملت-صغیرپندارِ» سنتی بیان شدهاست. در این باره در یک رشتهاستوری (اینجا) با جزئیات بیشتری توضیح دادیم.
🔺چنین نقلقولی، مشابه آن است که یک طرفدارِ کودکهمسری، جملهای از یک کاراکترِ طرفدارِ کودکهمسری در یک نمایشنامه، بهقلم نویسندهای با گرایشاتِ آشکارا لیبرال و حامیِ حقوق زنان و کودکان را تقطیع و نقل کند، و از اعتبار نام آن نویسنده، برای تصدیق و تاییدِ عقاید خود بهره ببرد!
▪️▪️▪️
🔸بهرام بیضایی قبل از هر چیز متفکر تاریخ و اسطوره بود، نه صرفاً فیلمساز. او تاریخ را بازسازی نمیکرد؛ تاریخ را بازجویی میکرد.
🔸در مرگ یزدگرد، بیضایی عمداً از بازنمایی باشکوه سقوط یک امپراتوری پرهیز میکند و به سراغ حاشیه میرود: یک آسیاب، یک خانوادهٔ فقیر، و شاهی که دیگر قدرتی ندارد. این جابهجاییِ مرکز نگاه، امضای بیضایی است.
🔸او به روایت واحد اعتقاد نداشت. در جهان بیضایی، حقیقت چندپاره است و قدرت همیشه سعی میکند یکی از این پارهها را «حقیقت رسمی» اعلام کند. به همین دلیل فیلم ساختاری شبیه تئاتر، اسطوره و محاکمهٔ فلسفی دارد، نه سینمای تاریخی متعارف.
🔸بیضایی زبان را مثل سلاح به کار میبرد. دیالوگهایش ادبیاند، اما تزئینی نیستند؛ هر جمله حامل تاریخ، خشونت، ترس و حافظهٔ جمعی است. او نشان میدهد که چگونه زبان میتواند هم حقیقت را آشکار کند و هم پنهان.
🔸نکتهٔ مهمتر این است که بیضایی همیشه طرف فرودستانِ تاریخ میایستد. در مرگ یزدگرد، شاه میمیرد، اما این مردم عادیاند که زیر بار روایتها له میشوند. فیلم دربارهٔ پایان یک پادشاه نیست؛ دربارهٔ شروع قرنها روایتسازی، توجیه و تحریف است.
🔻بیضایی منحصربهفرد بود:
اسطوره را به ابزار نقد قدرت تبدیل کرد
تاریخ را از نگاه پیروزان ننوشت
و بهجای پاسخ، مخاطب را وادار به فکر کردن کرد
مرگ یزدگرد هنوز هم تازه است، چون نه دربارهٔ گذشته،
بلکه دربارهٔ نحوهٔ ساختهشدن حقیقت در هر زمانهای حرف میزند.
📖 خلاصهٔ داستان:
🔸فیلم روایتگر واپسین لحظات زندگی «یزدگرد سوم»، آخرین شاه ساسانی است؛ اما نه به شکل یک روایت تاریخی خطی. جسد شاه در آسیابی پیدا میشود و آسیابان، همسرش و دخترش متهم به قتل او هستند.
🔸دادگاهی تشکیل میشود و هرکدام از متهمان، روایت خودشان را از ماجرا تعریف میکنند. اما هیچ روایت قطعیای وجود ندارد. حقیقت مدام تغییر شکل میدهد و آنچه باقی میماند، نه خودِ تاریخ، بلکه برداشت انسانها از قدرت، ترس و بقاست. فیلم بهجای پاسخ دادن، سؤال میسازد: چه کسی تاریخ را مینویسد؟ فاتح، قربانی یا شاهد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ژانر: تاریخی – درام – فلسفی
«ملت را نمیتوان کشت
ولی پادشاه را میشود
با مرگ پادشاه ملتی میمیرند»
بهرام بیضایی، مرگ یزدگرد
🔺نظیر این سخن را برخی از عزیزانِ پادشاهیخواه نقل کردهاند. اگر کسی حتی فیلم این نمایشنامه را گذری دیدهباشد، چنین خبط بزرگی را نمیکند که از نامِ بهرام بیضایی پس از مرگش، برای ایدۀ محترم خود سوءاستفاده کند.
🔺نسبت دادنِ چنین جملهای به بهرام بیضایی، خلافِ کلیتِ مشی و نگرشِ او به ایران و فرهنگ و قدرت، و دیالوگهای نقادانۀ متعددیست که صرفا در همان نمایشنامه و فیلم (جدا از دیگر کارهایش)، علیه این دیدگاهِ «ملت-صغیرپندارِ» سنتی بیان شدهاست. در این باره در یک رشتهاستوری (اینجا) با جزئیات بیشتری توضیح دادیم.
🔺چنین نقلقولی، مشابه آن است که یک طرفدارِ کودکهمسری، جملهای از یک کاراکترِ طرفدارِ کودکهمسری در یک نمایشنامه، بهقلم نویسندهای با گرایشاتِ آشکارا لیبرال و حامیِ حقوق زنان و کودکان را تقطیع و نقل کند، و از اعتبار نام آن نویسنده، برای تصدیق و تاییدِ عقاید خود بهره ببرد!
▪️▪️▪️
🔸بهرام بیضایی قبل از هر چیز متفکر تاریخ و اسطوره بود، نه صرفاً فیلمساز. او تاریخ را بازسازی نمیکرد؛ تاریخ را بازجویی میکرد.
🔸در مرگ یزدگرد، بیضایی عمداً از بازنمایی باشکوه سقوط یک امپراتوری پرهیز میکند و به سراغ حاشیه میرود: یک آسیاب، یک خانوادهٔ فقیر، و شاهی که دیگر قدرتی ندارد. این جابهجاییِ مرکز نگاه، امضای بیضایی است.
🔸او به روایت واحد اعتقاد نداشت. در جهان بیضایی، حقیقت چندپاره است و قدرت همیشه سعی میکند یکی از این پارهها را «حقیقت رسمی» اعلام کند. به همین دلیل فیلم ساختاری شبیه تئاتر، اسطوره و محاکمهٔ فلسفی دارد، نه سینمای تاریخی متعارف.
🔸بیضایی زبان را مثل سلاح به کار میبرد. دیالوگهایش ادبیاند، اما تزئینی نیستند؛ هر جمله حامل تاریخ، خشونت، ترس و حافظهٔ جمعی است. او نشان میدهد که چگونه زبان میتواند هم حقیقت را آشکار کند و هم پنهان.
🔸نکتهٔ مهمتر این است که بیضایی همیشه طرف فرودستانِ تاریخ میایستد. در مرگ یزدگرد، شاه میمیرد، اما این مردم عادیاند که زیر بار روایتها له میشوند. فیلم دربارهٔ پایان یک پادشاه نیست؛ دربارهٔ شروع قرنها روایتسازی، توجیه و تحریف است.
🔻بیضایی منحصربهفرد بود:
اسطوره را به ابزار نقد قدرت تبدیل کرد
تاریخ را از نگاه پیروزان ننوشت
و بهجای پاسخ، مخاطب را وادار به فکر کردن کرد
مرگ یزدگرد هنوز هم تازه است، چون نه دربارهٔ گذشته،
بلکه دربارهٔ نحوهٔ ساختهشدن حقیقت در هر زمانهای حرف میزند.
📖 خلاصهٔ داستان:
🔸فیلم روایتگر واپسین لحظات زندگی «یزدگرد سوم»، آخرین شاه ساسانی است؛ اما نه به شکل یک روایت تاریخی خطی. جسد شاه در آسیابی پیدا میشود و آسیابان، همسرش و دخترش متهم به قتل او هستند.
🔸دادگاهی تشکیل میشود و هرکدام از متهمان، روایت خودشان را از ماجرا تعریف میکنند. اما هیچ روایت قطعیای وجود ندارد. حقیقت مدام تغییر شکل میدهد و آنچه باقی میماند، نه خودِ تاریخ، بلکه برداشت انسانها از قدرت، ترس و بقاست. فیلم بهجای پاسخ دادن، سؤال میسازد: چه کسی تاریخ را مینویسد؟ فاتح، قربانی یا شاهد؟
.
#اپوزیشنقد #هنر #معرفی_فیلم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin