نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘گفتگوی یک عارفۀ تن‌باز با سه عارف معاصر
تقابل آگاهی و نقش‌ها در بازی هستی

📜 گزارشی از یک گفتگو
🔸سه چهره‌ بزرگ معنوی – اشو، کریشنامورتی، و سادگرو – در مقابل زنی که زندگی و حرفه‌اش با جنجال و سوالات اخلاقی همراه است، به گفتگویی عمیق پرداختند. این زن، که جایگاه خود را بخشی از جریان بزرگ هستی می‌دانست، ادعاهایی جسورانه مطرح کرد که هر سه متفکر را به چالش کشید.

ماجرای گفتگو
🔻بحث از مفاهیم ساده‌ای مانند نقش‌های انسانی و شرطی‌شدگی آغاز شد، اما به‌سرعت به پرسش‌های بنیادین‌تری رسید:
آیا هر نقشی، چه در خوابِ غفلت و چه در بیداریِ آگاهی، تجلیِ بازیِ آگاهی/هستی است؟
آیا انسان در زنجیر نقش‌های خود گرفتار است یا بخشی از بازی بزرگ کیهانی را ایفا می‌کند؟
آیا ممکن است آنچه ما خوابِ معنوی می‌نامیم، نوعی ضرورت باشد؟

💃🏻 این زن، با زبانی شیوا و چالشی، رویکرد سه متفکر را زیر سوال برد و آن‌ها را به بازاندیشی درباره مفهوم آگاهی، بیداری و قضاوت فراخواند.

پایانی نامعلوم
🔸گفتگو به نقطه‌ای رسید که هر چهار نفر، از زاویه‌هایی متفاوت، بر مفهومی مشترک اما مبهم تأکید داشتند. پایان این بحث همچنان گشوده است؛ هر مخاطب باید خود نتیجه را دریابد.

آیا حقیقت در بیداری مطلق نهفته است یا بازیگری در خواب نیز بخشی از آن است؟

🔻برای آشنایی با جزئیات کامل این تقابل جذاب، متن کامل را بخوانید و پاسخ خود را بیابید.

👥 آغاز گفتگو
اگر کریشنا مورتی با یک تن‌فروش مواجه می‌شد، چه گفتگویی میان‌شان در می‌گرفت؟ آیا او می‌تواند از این طریقت، از ذهن خلاصی یابد و آن را یک شغل مثل مابقی مشاغل در نظر بگیرد؟

🤖 هوش مصنوعی
کریشنا مورتی به عنوان یک فیلسوف و آموزگار معنوی، از هر گونه قضاوت اخلاقی یا اجتماعی اجتناب می‌کرد و بر مشاهده بی‌واسطه و آزاد از پیش‌داوری تأکید داشت. اگر او با یک تن‌فروش مواجه می‌شد، احتمالاً گفتگوی او به بررسی ماهیت ذهن و شرطی‌سازی اجتماعی می‌پرداخت. او به جای تمرکز بر اخلاقیات یا قضاوت در مورد شغل فرد، توجه را به ریشه‌های درونی و روان‌شناختی وضعیت موجود معطوف می‌کرد.

کریشنا مورتی:

آیا تا به حال به خودت این سؤال را پرسیده‌ای که چرا این کار را انجام می‌دهی؟ نه از سر قضاوت یا سرزنش، بلکه از سر کنجکاوی خالص. آیا این شغل انتخاب آزاد تو بوده یا نتیجه‌ای از شرایطی که جامعه و زندگی بر تو تحمیل کرده است؟

تن‌فروش:

این چیزی است که من برای بقا انجام می‌دهم. آیا بقا چیزی برای قضاوت کردن است؟

کریشنا مورتی:

نه، بقا ذات زندگی است. اما آیا دیده‌ای که ذهن چگونه ما را اسیر شرطی‌سازی می‌کند؟ جامعه، خانواده، نیاز به پذیرش و ترس از طرد شدن، همه در شکل دادن به زندگی ما نقش دارند. آیا واقعاً این شغل را انتخاب کرده‌ای یا اینکه شرایط و اجبارهای بیرونی تو را به اینجا آورده‌اند؟

تن‌فروش:

اگر این شرایط من را مجبور کرده باشد، چه؟ چه تفاوتی ایجاد می‌کند؟

کریشنا مورتی:

تفاوت در آزادی است. وقتی از شرایط آگاه می‌شوی و آن را بدون قضاوت می‌بینی، می‌توانی از شرطی‌سازی رها شوی. آیا می‌بینی که این شغل فقط یک نقش است که ذهن تو آن را پذیرفته؟ و اینکه این نقش‌ها بخشی از ساختار اجتماعی ما هستند، نه حقیقتی که تو باید به آن محدود شوی؟

تن‌فروش:

آیا فکر می‌کنی می‌توانم این را فقط به عنوان یک شغل ببینم و از درد و قضاوتی که با آن همراه است رها شوم؟

کریشنا مورتی:

رهایی زمانی ممکن است که ببینی تو هیچ‌کدام از نقش‌هایی که جامعه بر تو تحمیل کرده نیستی. تو نه یک تن‌فروش هستی، نه یک قربانی، نه حتی یک حرفه‌ای. تو فراتر از همه این‌ها هستی. آیا می‌توانی لحظه‌ای این را حس کنی، بدون نیاز به تفسیر یا قضاوت؟

🌐 مطالعه ادامۀ متن و کامل گفتگو (قسمت اول| قسمت دوم | قسمت سوم)
زمان مطالعه: ۴۸ دقیقه
🔖 ۹۵۳۸ واژه

📻 اگر وقتِ مطالعۀ این گفتگوی جذاب را ندارید، می‌توانید خلاصه‌ای از این گفتگو را در اپیزود چهاردهم از نقدآگین‌گپ بشنوید.
.


#خیالپرسه #داستان #فلسفیدن #عرفان #وحدت_وجود #هندوییسم #بیداری #آگاهی #لیلا #رقص_هستی #مولوی #اشو #کریشنا_مورتی #سادگرو #اسپینوزا #شریعت #حقیقت



🌾 @Naqdagin
🎧عارفۀ تن‌باز و عارفان معاصر
تقابل آگاهی و نقش‌ها در بازی هستی

🔸در اپیزود چهاردهم از #نقدآگین‌‌گپ به طرح خلاصۀ «گفتگوی یک عارفۀ تن‌باز با سه عارف معاصر» می‌پردازیم.

🔸سه چهره‌ بزرگ معنوی – اشو، کریشنامورتی، و سادگرو – در مقابل زنی که زندگی و حرفه‌اش با جنجال و سوالات اخلاقی همراه است، به گفتگویی عمیق پرداختند. این زن، که جایگاه خود را بخشی از جریان بزرگ هستی می‌دانست، ادعاهایی جسورانه مطرح کرد که هر سه متفکر را به چالش کشید.

🔻بحث از مفاهیم ساده‌ای مانند نقش‌های انسانی و شرطی‌شدگی آغاز شد، اما به‌سرعت به پرسش‌های بنیادین‌تری رسید:
آیا هر نقشی، چه در خوابِ غفلت و چه در بیداریِ آگاهی، تجلیِ بازیِ آگاهی/هستی است؟
آیا انسان در زنجیر نقش‌های خود گرفتار است یا بخشی از بازی بزرگ کیهانی را ایفا می‌کند؟
آیا ممکن است آنچه ما خوابِ معنوی می‌نامیم، نوعی ضرورت باشد؟

💃🏻 این زن، با زبانی شیوا و چالشی، رویکرد سه متفکر را زیر سوال برد و آن‌ها را به بازاندیشی درباره مفهوم آگاهی، بیداری و قضاوت فراخواند.

پایانی نامعلوم
🔸گفتگو به نقطه‌ای رسید که هر چهار نفر، از زاویه‌هایی متفاوت، بر مفهومی مشترک اما مبهم تأکید داشتند. پایان این بحث همچنان گشوده است؛ هر مخاطب باید خود نتیجه را دریابد.

آیا حقیقت در بیداری مطلق نهفته است یا بازیگری در خواب نیز بخشی از آن است؟

🔻برای آشنایی با جزئیات کامل این تقابل جذاب، می‌توانید متن کامل را (اینجا) بخوانید و پاسخ خود را بیابید.

📺 کریشنامورتی: تمامِ ادیان ساختۀ ذهنِ بشرند و بخشی از مشکل
📺 واکاویِ بهشت ادیان توسط اشو
📺 خلقت و هدف زندگی از نظر اشو
📺 خدا ادیان (پدر) وجود ندارد، او مادر است!
📺 رقص زندگی و رقص تو: اشو
📻 معنای زندگی از منظر اشو
📻 هیچ‌کس شدن و رام داس

.


#خیالپرسه #داستان #فلسفیدن #عرفان #وحدت_وجود #هندوییسم #بیداری #آگاهی #لیلا #رقص_هستی #مولوی #اشو #کریشنا_مورتی #سادگرو #اسپینوزا #شریعت #حقیقت



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شورش علیه تمام مکتب‌ها (+)
— زندگی و اندیشه‌های #کریشنا_مورتی: از "مسیح جدید" تا استقلال فکری


⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:00 - کودکی و معرفی به عنوان مسیح جدید
0:08 - تربیت برای نجات جهان
0:17 - راه مستقل و تحول بنیادین
0:34 - یافتن پاسخ‌ها در درون
2:14 - جامعه تئوسوفی و انتظارات
3:37 - کشف توسط چارلز لدبیدر
5:59 - آموزش و تربیت تحت نظارت تئوسوفی
9:04 - سفر به غرب و چالش‌ها
12:06 - شکل‌گیری دیدگاه‌های مستقل
15:21 - نقطه عطف: مرگ برادرش نیتیا
17:14 - انحلال فرقه ستاره مشرق
19:19 - پیام استقلال فکری
19:57 - تأسیس مدارس
20:41 - میراث و اندیشه‌ها
22:27 - جمله پایانی کریشنامورتی

📺 مورتی: ادیان ساختۀ ذهن و بخشی از مشکل
📺 واکاویِ بهشت ادیان توسط اشو
📺 خلقت و هدف زندگی از نظر اشو
📺 خدا ادیان (پدر) وجود ندارد، او مادر است!
📺 رقص زندگی و رقص تو: اشو
📕گفتگوی یک عارفۀ تن‌باز با سه عارف معاصر
📻 عارفۀ تن‌باز و عارفان معاصر
📻 رام داس و هیچ کس شدن؛ از روانگردان‌ها تا پایان کار

.


#فلسفیدن #خودشناسی #نقد_ادیان #حقیقت



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 شورش علیه تمام مکتب‌ها (+) — زندگی و اندیشه‌های #کریشنا_مورتی: از "مسیح جدید" تا استقلال فکری ⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب: 0:00 - کودکی و معرفی به عنوان مسیح جدید 0:08 - تربیت برای نجات جهان 0:17 - راه مستقل و تحول بنیادین 0:34 - یافتن پاسخ‌ها در درون 2:14…
📺 شورش علیه تمام مکتب‌ها (+)
— زندگی و اندیشه‌های #کریشنا_مورتی: از "مسیح جدید" تا استقلال فکری

🖊 خلاصۀ ویدیو:
🔸این ویدیو به بررسی زندگی و اندیشه‌های جیدو کریشنامورتی، اندیشمند رادیکال و جست‌وجوگرِ دائمی‌ آزادی و رهایی، که فرد را به فراتر رفتن از قالب‌های ذهنی و تجربۀ بی‌واسطۀ حقیقت فرا می‌خواند؛ می‌پردازد.

🔸کریشنامورتی در کودکی توسط جامعه تئوسوفی
به عنوان "مسیح جدید" و رهبر معنوی آینده معرفی شد و برای نجات جهان تربیت گشت. با این حال، او برخلاف انتظارات، راه خود را در پیش گرفت و به جای وعده نجات، مردم را به تحول بنیادین در ذهن و یافتن پاسخ‌ها در درون خود دعوت کرد.

🔸ویدیو به دوران آموزش و تربیت او تحت نظارت شدید تئوسوفی، سفرهایش به غرب و مواجهه با چالش‌ها، و سپس شکل‌گیری دیدگاه‌های مستقلش اشاره می‌کند. نقطه عطف زندگی او، مرگ برادرش بود که باعث شد به همه چیز شک کند.

🔸در سال ۱۹۲۹، کریشنامورتی فرقۀ ستاره مشرق را منحل کرد و اعلام نمود که دیگر هیچ پیرویی نمی‌خواهد و "حقیقت سرزمینی بی‌راه است". او بر استقلال فکری تأکید داشت و مردم را تشویق می‌کرد که:
از تعصبات دینی فاصله بگیرند و پاسخ‌ها را درون خودشان بیابند.


🔸کریشنامورتی بخش زیادی از وقت خود را صرف تأسیس مدارسی کرد که بر کاوشِ معنوی و خلاقانه و تفکر مستقل تأکید داشتند. او بیش از ۴۰ جلد کتاب نوشت و سخنرانی‌های بسیاری انجام داد.

🔻او معتقد بود
انسان باید خودش استدلال کند و راه معنوی خود را انتخاب کند.

🔻 ویدیو با یکی از جملات معروف او به پایان می‌رسد:
"در راه معنویت نه معلمی هست نه شاگردی نه رهبری نه گروه و نه نجات دهنده. تو خودت معلمی و شاگرد، تو خودت رهبری، خودت گروه و تو همه چیز هستی."


📺 مورتی: ادیان ساختۀ ذهن و بخشی از مشکل
📺 واکاویِ بهشت ادیان توسط اشو
📺 خلقت و هدف زندگی از نظر اشو
📺 خدا ادیان (پدر) وجود ندارد، او مادر است!
📺 رقص زندگی و رقص تو: اشو
📕گفتگوی یک عارفۀ تن‌باز با سه عارف معاصر
📻 عارفۀ تن‌باز و عارفان معاصر
📻 رام داس و هیچ کس شدن؛ از روانگردان‌ها تا پایان کار

.


#فلسفیدن #خودشناسی #نقد_ادیان #معنویت #دینداری #حقیقت



🌾 @Naqdagin
📘وقتی معنای بی‌کران، بهانۀ اعجاز می‌شود
— آیینۀ "هانسل و گرتل" بر توهم "نصّ مقدس"
(۲/۲)
✍🏻 #معین_ایقانی

◼️جزم‌اندیشی و انحصارطلبی: با این ادعا، درهای تفسیرهای نو یا نقدهای علمی-تاریخی بسته می‌شود؛ زیرا هرگونه تحلیلی خارج از چارچوب "اعجاز"، تلاشی برای نفی حقیقت مطلق (که پیشاپیش تعیین شده) تلقی می‌گردد. این، اندیشه را در زنجیر می‌کشد.

◼️گمراه کردن جان‌های تشنه: این ادعا، می‌تواند مردمان را به این پندار برساند که برای کشف حقیقت، نیازی به رنج تفکر نقادانه، سختی علم‌آموزی، یا کاوش بی‌پرده‌ی فلسفی نیست؛ چرا که تمامی حقیقت (با رموز و معانی پنهانش) از پیش در خزانه یک "نص مقدس" به ودیعه گذاشته شده است.

◼️گریز از رویارویی با واقعیت: اگر همه‌ی پاسخ‌ها و حکمت‌ها از پیش در متن نهفته باشند و تنها کلید "کشف" آن‌ها در دست باشد، این پندار، بهانه‌ای می‌شود برای عدم درگیری با پیچیدگی‌های واقعیت‌های علمی، اجتماعی، و فلسفی زمانه ما و فرار از مسئولیت فهم جهان در ابعاد بی‌کرانش.

◼️ایمن‌سازی باور در برابر خرد نقاد: ادعای اعجاز بر مبنای تفسیر، عملاً باورها را در برابر ترازوی خرد نقاد "ایمن" می‌کند. وقتی هر معنای عمیقی به "معجزه" نسبت داده شود، دیگر جایی برای سنجش عقلانی، پرسشگری و طلب شواهد باقی نمی‌ماند. این رویکرد، به جای تقویت ایمان آگاهانه، آن را به ابزاری برای سرکوب شک و گریز از مسئولیت فهم واقعی جهان تبدیل می‌کند؛ زیرا در این بازی، حقیقت تابعی از متنی مقدس می‌شود که دیگر نیازی به تأیید عقل و تجربه ندارد.

🔺قابلیت تأویل و استخراج معانی عمیق از متون، نه دلیل برای غلتیدن در توهمات، که نشانه‌ی زیباییِ بی‌پایانِ زبان و قدرتِ سحرانگیزِ ذهنِ انسان است. اما این ظرفیت ذاتی، هرگز نباید دستاویزی شود برای ادعاهای فراطبیعی که با هدف تحکیم قدرت یا مشروعیت‌بخشی به یک ایدئولوژی و دین و مذهب خاص، از آن بهره‌برداری می‌شود؛ زیرا در این راه، "حقیقت" قربانی "فریب" می‌شود.

🔸معنا، توهم یا قدرت؟

🍂 روان‌شناسی شناختی امروز هشدار می‌دهد که ذهن انسان، در بطنِ نیاز به نظم و معنا، گاه در جاهایی نیز معنا می‌بیند که هیچ نظم یا نیتی در آن نیست. پدیده‌ای به‌نام «توهم معنا» (apophenia) ما را وا می‌دارد تا در تودرتوی هر متن، قصری از راز بسازیم؛ حتی اگر چنین چیزی در واقعیتِ وجود نداشته‌باشد. پس شگفتیِ معنا نه الزاما از "قداست" متن، که گاه از گرایشِ ذهن ما به فریبِ معناخویی برخاسته‌است.

🍂 از سوی دیگر، پژوهش‌های تاریخی‌ـ‌متنی بر ما آشکار کرده‌اند که قرآن نیز، چونان دیگر متون کهن، در گفت‌وگویی دیرپای با سنت‌های اسطوره‌ای، دینی، و شعری زمانه‌ی خویش شکل گرفته‌است. زبانی‌ست در میان زبان‌ها؛ نه صدایی از فراسوی زمان، که پژواکی از درون آن؛ و البته نواقص و خرافات و خطاهای آن‌ها را نیز به ارث برده، یا بعضا تصحیح کرده یا افزوده‌است.

🍂 و از همه سهمگین‌تر آن‌که: مفهومی چون "اعجاز معنایی"، در تاریخ دیرپای خود، نه فقط مفهومی معرفت‌شناسانه، که ابزاری سیاسی برای مشروعیت‌بخشی به نهادهای قدرت و انحصار تفسیر بوده‌است. آن‌جا که متن را مطلق می‌کنند، مفسر را تافته‌ی جدا بافته می‌سازند، و هر نقدی را کفر می‌خوانند، قدرت در جامه‌ی قدسی رخ می‌نماید.

📺 کتاب ممنوعۀ «قرآن، کلام محمد»
📺 کتابِ «قرائت قرآن غیر دینی» اثر دکتر رضا آیرملو
📕فصاحتِ معیوب، تقدیسِ برده‌داری و حکمتِ فریبکار!
📺 کپی‌کاریِ خدا از خاخام‌ها؟!
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 قرآن: تجربۀ نبوی یا کپی‌پیست‌هایی ناشیانه؟
📺 کمال حیدری: اشکالات صرف و نحوی قرآن - اعجاز ادبی (۴)
📺 معجزهٔ قرآن؟! (۳) (نقد ادبی بخشی از قرآن و ریشه‌های سریانی آن)
📺
اعجاز ادبی قرآن؟ (۲) نهج‌البلاغه پیروز تحدی‌ست
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۱) - سبک قرآن
📻
واژگانِ پارسی و عبری در قرآن
📺
عرب‌زبانان قرآن را می‌فهمیدند/می‌فهمند؟!
📺
بی‌محتوایی و تکرار/حشو بسیارِ قرآن - اعجاز ادبی ۵
📗مرجع تقلید:‌ قرآن معجزه نیست و تحدی باطله
📺 آیت‌الله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
📕قرآن در ترازوی سوالات یهود
📕قرآن و همراهی با تحریفِ «پیش‌گویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»

.


#فلسفیدن #نقد_ادیان #نقد_قرآن #نقد_اسلام
#هرمنوتیک #پدیدارشناسی #فلسفه #تفکر_انتقادی #زبان #معنا #آگاهی #خرد #حقیقت #ایدئولوژی #دین_و_فلسفه #نقد_دینی #ادبیات #اسطوره_شناسی #اعجاز #تفسیر_متن



🌾 @Naqdagin
📄 چرا پیامد «جنبش وُکیسم»، برآمدن «راست‌گراییِ ضدِ مهاجرت» بود؟

وقتی یک فرد «نسبی‌گرا» ادعا می‌کند که جنبه‌هایی از حقیقت نزد دیدگاه‌های مختلف یافت می‌شود پس در نتیجه «هر عقیده‌ای محترم است»، در نگاه اول ممکن است جذاب، آزاداندیشانه و حتی دموکراتیک به نظر برسد. وقتی می‌گوییم «هر کسی #حقیقت خودش را دارد»، گویی به همه انسان‌ها و فرهنگ‌ها احترام گذاشته‌ایم و از تحمیل عقاید خود بر دیگران جلوگیری کرده‌ایم. اما این تنها یک سراب فریبنده است.

تصور کنید در شهری زندگی می‌کنید که در آن هیچ ترازویی برای وزن کردن وجود ندارد، هیچ خط‌کشی برای اندازه‌گیری طول ساخته نشده است و هیچ ساعتی زمان را نشان نمی‌دهد.
در چنین شهری، اگر کسی ادعا کند که یک سنگ ده کیلویی از یک پر کاه سبک‌تر است، شما هیچ ابزار عینی و قاطعی برای رد کردن حرف او ندارید. اگر کسی بگوید که فاصله چند قدمی تا خیابان بعدی صد کیلومتر است، باز هم نمی‌توانید با اطمینان او را دروغگو بنامید، زیرا معیار مشترکی برای سنجش حقیقت وجود ندارد. این شهر خیالی، تصویر دقیقی از جهانی است که فلسفه‌هایی مانند «#نسبی‌گرایی» و «#پست‌مدرنیسم» تلاش می‌کنند در ذهن ما بسازند؛ جهانی که در آن حقیقت عینی، واقعیت ملموس و معیارهای مشترک انسانی انکار می‌شوند و همه‌چیز به زاویه دید، سلیقه و ویژگی‌های شخصی یا گروهی تقلیل می‌یابد.

جنبش «پست‌مدرنیسم» که در نیمه دوم قرن بیستم در غرب و به ویژه در فرانسه شکل گرفت، ایده نسبی‌گرایی را بسط داد و به یک مکتب فکری پیچیده تبدیل کرد.
متفکران پست‌مدرن ادعا کردند که تمام دستاوردهای بشر در دوران روشنگری، از جمله علم، عقلانیت، حقوق بشر و دموکراسی، تنها «روایت‌هایی کلان» هستند که برای تسلط بر دیگران ساخته شده‌اند. آن‌ها معتقدند که عقل انسان نمی‌تواند جهان را آن‌گونه که هست بشناسد و هر آنچه ما «حقیقت» می‌نامیم، در واقع ساخته و پرداخته قدرت‌ها و ساختارهای زبانی است. در این دیدگاه، علم پزشکی با خرافات باستانی هیچ تفاوت ماهوی ندارد، زیرا هر دو تنها روایت‌هایی متفاوت از جهان هستند و هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارند.

#میشل_فوکو متفکر پست‌مدرن و پساساختارگرا معتقد بود که پزشکی مدرن بیش از آنکه به معنای واقعی کلمه یک «علم» باشد، یک ساختار سیاسی و اجتماعی برای کنترل بدن‌هاست. فوکو تأکید داشت تفاوتی که ما امروز میان طب علمی و خرافات قائل می‌شویم، یک تفاوت معرفت‌شناختیِ محض نیست؛ بلکه حاصل پیروزی یک ساختار قدرت است که توانسته رقبای خود (مانند طب سنتی) را به حاشیه براند و خود را به عنوان تنها حقیقت مطلق جا بزند.

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اواخر قرن بیستم و شکست عملی ایدئولوژی #مارکسیسم در جهان، انتظار می‌رفت که #روشنفکران_چپ در ایران (مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان) به یک بازنگری عمیق در افکار خود بپردازند، به اشتباهات تاریخی خود اعتراف کنند و به سوی ارزش‌های عقلانی، دموکراتیک و حقوق بشری حرکت کنند. اما در کمال تعجب، بخش بزرگی از این جریان به جای پذیرش شکست و بازگشت به خردگرایی، به آغوش «پست‌مدرنیسم» پناه بردند.
این انتقال، یکی از عجیب‌ترین و در عین حال مخرب‌ترین پدیده‌های فکری در ایران معاصر است. روشنفکر سرخورده چپ، که حالا اسطوره‌ی ایدئولوژیک خود (مارکسیسم) را از دست داده بود، تصمیم گرفت کل بازی را برهم بزند. استدلال ناخودآگاه آن‌ها این بود: حالا که ایدئولوژی ما حقیقت مطلق نیست، پس اصلاً هیچ حقیقت مطلقی وجود ندارد! حالا که آرمانشهر ما شکست خورده است، پس تمام دستاوردهای بشریت، از جمله علم، حقوق جهان‌شمول و عقلانیت، دروغ و توهم است!

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️



🌾 @Naqdagin