نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗فرآیند تفکر و فرآوردهٔ تفکر

✍️#علیرضاموثق

🍂 در خصوص مقولهٔ تفکر باید به دو مقام و به تفکیکی مهم بین فرآیند تفکر و فرآوردهٔ تفکر عنایت کرد. روش و فرآیند تفکر دو مؤلفه دارد:

یکی، منابع «حجیت و معرفت و شناخت» است که «ادراکات حسی و نیز عقل» می‌باشند و منبعی به نام «شهود معنوی و وحی»، توهمی بزرگ است که هیچ معرفت‌شناسی آن را به عنوان منبع معرفت به رسمیت نشناخته است؛

مؤلفهٔ بعدی، استدلال است و مفاد استدلال نیز از منابع شناخت (یعنی از ادراکات حسی و عقل) اخذ می‌شود. استدلال از حیث صورت و شکل، سه نوع است: قیاسی و استقرائی و استنتاج بهترین تبیین.

🍂 وقتی ما کسی را دعوت به تفکر می‌کنیم و یا وقتی وارد فرآیند تفکر می‌شویم، نتیجه پیشاپیش به نحو قطعی معلوم نیست. نمی‌توان به کسی گفت که وارد فرآیند تفکر شود، اما به این نتیجه برسد که امام زمان ۱۲٠٠ ساله وجود دارد و یا قرآن، سخن الله است.

🍂 همچنین توجه به تفکیک بین دو مقام «گردآوری» و «داوری» نیز در خصوص موضوع تفکر مفید است. ما در مقام گردآوری، می‌توانیم ایده و موضوعی رل حتی از رؤیا و یا از اسطوره‌ها اخذ کنیم، لکن برای اینکه ایدهٔ مطروحه، ارزش معرفتی بیابد و به حوزهٔ علم که حیث و جنبهٔ عمومی و مشاع دارد عرضه شود، لازم است تا در مقام داوری از فرآیند تفکر عبور کند و با استدلال‌های مبتنی بر منابع شناخت، موجه شود. نمی‌توان گفت که «الف، جیم است»؛ زیرا در رؤیا یا وحی چنین دیده‌ شده‌است.

🍂 فرآوردهٔ تفکر، یعنی معرفت و علم بشری نیز چند حوزه دارد: منطق، ریاضیات، علوم تجربیِ طبیعی، علوم تجربیِ انسانی، تاریخ و فلسفه که به مقولاتی چون عدالت و زیبایی و معنای زندگی و ذات هستی می‌پردازد.

🍂 هرچه به اقتضای موضوع تفکر، جمع‌آوری شواهد عینی و تحقیق‌پذیر به نحو همگانی، دشوارتر می‌شود، اختلاف‌نظر بین عالِمین نیز بیشتر می‌شود. تبیین یک شیء مثل آب، با تبیین پدیداری اجتماعی مثل انقلاب ۵۷ متفاوت است و هر دو با توصیف و تبیینِ یک رخداد در گذشتهٔ بسیار دور متفاوتند. ما به برخی از اشیاء طبیعی برای پژوهش احاطه داریم، اما انقلاب ۵۷ در جهان معاصر، با علل متنوع، حادث شده‌است و سپس به سبب مرور زمان، به سرعت از احاطهٔ ادراکات حسی محققین خارج گشته‌است. در همین سیاق، رخدادهای تاریخی در گذشته‌های بسیار دور، از پژوهشگر فاصلهٔ زیادی دارند و باید با برخی شواهد به حدس و گمان در مورد آنها پرداخت و چه بسا با به دست آمدن شواهد جدید، نظریات قبلی تعدیل یا ابطال شوند.

🍂 متعاقب مقدمهٔ فوق می‌خواهم به این نکتهٔ مهم اشاره کنم که دعوت انسان‌ها به تفکر، تبعاتی دارد که باید به آن تن دهیم.

🍂  روح الله خمینی و علی خامنه‌ای، در اوایل انقلاب ۵۷، وقتی دانشگاه‌های کشور را بازگشایی کردند و از حقِ تحصیل و آموزشِ دختران دفاع نمودند، به خاطر دین‌خو بودن و گسست از «واقعیت و تفکر»، گمان می‌کردند که دانشگاه، مثل کارخانهٔ «پفک‌سازی» است که تجهیزاتی را فراهم کنیم و موادی را به کارخانه وارد نماییم و سپس، محصولی مشخص و از پیش تعیین شده به دست آوریم. شبیه به ساختن مسجد که یکسری مواد تهیه می‌کنیم و نقشه و طرحی را به مهندسین می‌دهیم و در گام بعد، فرآوردهٔ مطلوب و مورد نظرمان ساخته می‌شود. آنها گمان می‌کردند که جوانان وارد دانشگاه می‌شوند و سپس باورمند به «مدعیات اسلام و امام زمان ۱۲٠٠ ساله و تئوری ولایت مطلقهٔ فقیه» از دانشگاه خارج و به سربازان حکومت اسلامی-آخوندی تبدیل می‌گردند. موضع قرآن نیز نسبت به مقولهٔ تفکر شبیه به خمینی و خامنه‌ای است و ضمن ادعای دسترسی به حقیقت مطلق، انسان‌ها را به تفکر دعوت می‌کند، اما اگر در فرآیند تفکر، به انکار اسلام و نبوت و قرآن برسیم، در دنیا با تبعیض و مرگ مواجه می‌شویم و در آخرت به جهنم ابدی می‌رویم. فی‌الواقع مراد قرآن از لفظ «تفکر»، تعبد و عبرت گرفتن از سرنوشت قوم عاد و ثمود و سدوم و عاموره است که تعبد نورزیدند و تسلیم الله (یعنی خدای موهوم ادیان) و آموزه‌های پیامبران نشدند و همگی، اعم از کودکان، قتل عام گشتند.

🍂 با آموزش علوم تجربی در مدارس و دانشگاه‌ها به کودکان و نوجوانان، آنها نه تنها به یکسری اطلاعات در مورد طبیعت و انسان و جامعهٔ انسانی دست می‌یابند، بلکه مهمتر از فرآوردهٔ تفکر، با فرآیند تفکر و با منابع شناخت و با استدلال‌ورزی آشنا می‌شوند و همین بسط عقلانیتِ استدلالی از طریق آموزش علوم تجربی است که ذهن انسان مدرن را با تصدیق «خرافات و اباطیل و احکام داعشی» در اسلام و با تصدیق نبوت و امام زمان ۱۲٠٠ ساله، به چالش دچار می‌کند و مآلاً نظام آموزشی، بیش از تولید عملهٔ فاشیسم مذهبی و سربازان ولایت، جوانانِ مخالف و منتقد و معترض نسبت به اسلام و حکومت اسلامی تولید می‌کند تا جایی که خامنه‌ای به امید یارگیری، به مداحان و طلبه‌های حوزه‌های علمیه و به عبارت دیگر، به فرودستان فرهنگی متوسل می‌شود.

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
اشغال ایران توسط متفقین
@Naqdagin
🎧 اشغال #ایران توسط متفقین و سقوط رضاشاه
— به مناسبت سوم شهریور

🎙 استاد #علی_مرادی مراغه‌ای


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👳🏿‍♂️ آخوندها و اسلام با همین خطابه‌ها و شعارها و مغالطه‌ها، از نامتفکر بودن عوام سوءاستفاده کردند و بسط یافتند و نیز انقلاب ۵۷ و #حکومت_اسلامی در ایران را ایجاد کردند.

👳🏿‍♂️ این آخوند، مقولهٔ عدالت را تقلیل می‌دهد به «نحوهٔ نگاه کردن یا خطاب قرار دادن طرفین دعوی توسط قاضی» و چنین وانمود می‌کند که اسلام در ماهیت، بسیار عادلانه است و انحطاط و جنایات و ظلم‌های مسلمانان ناشی از فاصله‌گرفتن از اسلام راستین است.

👳🏿‍♂️ در صورتی که در مقولهٔ «عدالت»، طراحی یک سیستم سیاسی یا قضایی برای تحقق عدالت، مثل دموکراسی و یا نهاد تجدیدنظر و هیأت منصفه و وکالت دادگستری مهم و اساسی است و البته مقولهٔ مهمتر و اساسی‌تر، مفهوم و تعریف عدالت است.

👳🏿‍♂️ در اسلام جواز «برده‌داری، کودک‌همسری، قتل مرتد، قتل ساب‌النبی، شلاق، قطع دست، قطع پا، قصاص، سنگسار، تبعیض حقوقی علیه زنان/کافران ذمی، قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ کافران غیرحربی و اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر و امثالهم» وجود دارد که همگی با عدالت و اخلاق تعارض دارند.


#نقد_اسلام
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📖 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه چهارم)
— خوانش همدلانۀ نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان

🎙 استاد #حجت‌الله_نیکویی


🗄پست مرتبط
📻 عقلانیت و دینداری (جلسه یکم)
📻 عقلانیت و دینداری (جلسه دوم)
📻 عقلانیت و دینداری (جلسه سوم)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
عقلانیت و دینداری ۴
@Naqdagin
🎧 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه چهارم)
— خوانش همدلانهٔ نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان

🎙 استاد #حجت‌الله_نیکویی


#فلسفیدن #تفکر_انتقادی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
اعتراض به قانون حجاب، خطاست؟
@Naqdagin
🎧 پیرامون «قانون حجاب»
—
اعتراض به «قانون حجاب» و «حجاب اجباری» خطاست؟

🎙 استاد #حجت‌الله_نیکویی


#زنان #حکومت_اسلامی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 چهارم شهرویر ماه
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی بنا به دستور بهرام اول، مانی پیامبر را به سال ۲۷۵ میلادی کشتند و پوستش را کندند و از کاه پر کردند و به یکی از دروازه های شهر جندی شاپور آویختند.

🗓 (۲۱۵ – ۲۷۵ م) مانی پسر فاتک مادی به سال ۲۱۵ میلادی در ماردین و یا به قولی در دیه مردینو از توابع مداین متولد شد و گویند پدرش از طایفه ماد بود و از شهر همدان و مادرش از خاندان اشکانی بود و سپس پدرش به بابل مهاجرت کرد و به دیه مردینو رفت و او در کودکی در خدمت پدرش به تحصیل علوم پرداخت و در جوانی نزد قادرون حکیم، ادبیات و فلسفه یونان و طب و علم نجوم و موسیقی را آموخت و آیین زردشت و آیین مسیح را فرا گرفت و پس از مدتی دین زردشت و دین مسیح را در هم ترکیب کرد و یک چند با موبدان زرتشتی و راهبان مسیحی به کنکاش نشست و در بیست و پنج سالگی ادعای پیغمبری کرد و خود را فارقلیط خواند که مسیح ظهور را او را خبر داده بود و پس از آن آیین خود را آشکار کرد و به تبلیغ دین خود پرداخت

🗓 مانی به وسیله فیروز برادر شاپور که کیش وی را پذیرفته بود به شاپور اول ساسانی (۲۴۱ – ۲۷۲ م) معرفی شد و یکی از کتاب های خود را به نام شاپورگان که به زبان پهلوی نوشته بود به او تقدیم داشت و شاپور نخست با مانی به مهربانی رفتار کرد و او و پیروانش را آزاد گذاشت ولی سپس با بی مهری و مخالفت موبدان زرتشتی قرار گرفت و از ایران تبعید شد و مانی مدتی در آوارگی به کشورهای هند و تبت و چین سفر کرد و آیین خود را گسترش داد و پس از مرگ شاپور به ایران بازگشت و هرمز اول ساسانی (۲۷۱ – ۲۷۲ م) که بر تخت نشسته بود او را گرامی داشت و اجازه یافت که آیین خود را گسترش دهد.

🗓 مانی در این دوره بیشتر مسیحیان بین النهرین را به آیین خود فراخواند و پیروان زیادی پیدا کرد پس از هرمز، بهرام اول (۲۷۲ – ۲۷۵ م) بر تخت نشست و او موبدان را گرد آورد و در حضور آنان به گفتگو نشست و محکومش کردند و سپس قتل سیاسی او رقم خورد.

🗓 شهریورگان یا آذر جشن از جملهٔ جشن‌های دوازدگانهٔ سال ایران باستان بوده‌است و از شمار جشن‌های آتش بوده‌است. روز چهارم از هر ماه زرتشتی به نام شهریور می‌باشد و چهارم ماه شهریور جشن شهریورگان می‌باشد. امروزه زرتشتیان این جشن را به عنوان روز پدر در نظر می‌گیرند.

🗓 به موجب یزدان‌شناسی اوستایی شهریور میان امشاسپندان یا ملائک و ایزدان شش‌گانه از لحاظ مرتبت و مقام دومین است. نخست بهمن و دوم شهریور. این نام در اوستا خشتره وئیریه آمده که جزء اول به معنی کشور و پادشاهی و جزء دوم به معنی آرزو شده می‌باشد؛ پس روی هم رفته به معنی پادشاهی یا کشور آرزو شده و مجازاً به مفهوم عام از آن بهشت نیز اراده شده‌ است.

🗓 چنان‌که همهٔ امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند این امشاسپند در جهان مینوی، نماینده‌ی قدرت و شهریاری مطلقه‌ی اهورامزدا و در زمین، نگاهبان و سرپرست فلزات و جنگ افزارها است. ما نمی‌دانیم چرا شهریورگان از شمار جشن‌های آتش به شمار می‌رفته است.

🗓 این جشن آتش‌های خانگی محسوب می‌شد. مردم در خانه‌ها آتش می‌افروختند و ستایش خداوند و شکر نعمت‌های او می‌گزاردند. در خانه‌ها اغلب مهمانی برپا کرده و خوراک‌های گوناگون و ویژه تدارک می‌بینند و به مناسبت تغییر هوا، شب هنگام در بام‌ها نیز آتش می‌افروزند. اما بقایای این جشن نیز میان زرتشتیان فراموش شده و تنها شماری از خانواده‌های قدیم در کرمان به گونه‌ی محدودی این جشن را برگزار می‌نمایند. در دوران اخیر زرتشتیان جشن شهریورگان را به عنوان روز پدر انتخاب کرده‌اند، چرا که شهریور از امشاسپندان مردگونه؛ و به معنای شهریاری بر اراده و نفس است.

🗓 در چنین روزی به سال ۴۵۰ هجری خورشیدی، سپاهیان سلجوقی با رهبری الپ ارسلان و افشین‌بیک در نبرد ملازگرد بر بیزانسی‌ها که رهبرشان امپراتور رومانوس چهارم[1] بود چیره شدند (تصویر بالا) و کنترل بخش عمده‌ی آناتولی را به دست گرفتند. در این نبرد سپاهیان سلجوقی با ۲۰-۳۰ هزار نفر نیم تا ثلث ارتش بیزانسی (۴۰-۷۰ هزار نفر) بود که در پایان، ۲ تا ۸ هزار سرباز بیزانسی (به ویژه رسته‌ی فرنگی‌ها که از مردم اسکاندیناوی بودند) کشته شدند و ۴ هزار تن اسیر شدند. دو هزار ترک مزدور هم که در خدمت بیزانس بودند، چون بر وفاداری‌شان به شاه بیزانس باقی ماندند، اعدام شدند!

🗓 در ۱۳۷۸ هم به دنبال ورود ارتش بین‌المللی صلح اسلامی به داغستان، روسیه به این منطقه حمله کرد و دومین جنگ چچن آغاز شد.

🗓 در چنین روزی به سال ۱۳۱۵، مرتضی ممیز به دنیا آمد و در ۱۳۶۹ مهدی اخوان ثالث از دنیا رفته‌است.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز


🗄 پست مرتبط
📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد!

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📘حقّ رأی #زنان در آمریکا

✍🏻
#رضا_زمان

🍂 ۱۰۳ سال پیش #در_چنین_روزی در ایالات متحده آمریکا، قانون حقّ رأی زنان به اجرا درآمد. متمم نوزدهم قانون اساسی، در سال ۱۹۲۰، در دو بند، حقّ رأی به زنان را اعطاء کرد و به ابطال هرگونه تبعیض جنسیتی در باب حقّ رأی و انتخاب فرمان داد؛ این متمم هم در مقام دادنِ حق بود و هم پایان تبعیض. البته حقّ رأی زنان، پیشینهٔ خودش را در تاریخ آمریکا دارد.

🍂 پیشینهٔ فکری و فلسفی حقّ رأی زنان به «لیبرالیسم روشنگری» برمی‌گردد که نخستین اصل و بنایش بر حقّ بنیادین و آزادی فردی است. البته که خاستگاه اروپایی داشت، امّا انقلاب آمریکا با الهام از لیبرالیسم بود که شکل گرفت.

🍂 در سدهٔ هجدهم و نوزدهم، فمینیسم لیبرال نیز رونق گرفت و متفکران فمینیست لیبرال، در دفاع از حقوق زنان قلم زدند. آثاری چون «احقاق حقوق زنان» از مری ولستون‌کرافت، از نخستین فمینیست‌های لیبرال، و همچنین «انقیاد زنان» از جان استیوارت میل، در این دوران تولید شدند. فمینیسم لیبرال، الهام‌بخش حرکت‌های بزرگ در دفاع از حقوق سیاسی زنان در آمریکا شد؛ مثل «کنوانسیون سنکا فالز» که نخستین اجلاس حقوق زنان بود، و «انجمن ملّی حقّ رأی زنان».

🍂 نخستین و معتبرترین سند سیاسی و قانونی در آمریکا که پیشینهٔ حقّ زنان است، به «اعلامیه استقلال آمریکا» در ۱۷۷۶ برمی‌گردد،. در این اعلامیه، «برابری حقوقی انسان‌ها در آفرینش و اعطای حقوق سلب‌ناشدنی به آدمیان از سوی آفریدگارشان»، چونان یک «حقیقت بدیهی» اعلام شده‌است و یاد شده که «حقّ زندگی»، «حقّ آزادی» و «حقّ نیل به سعادت» از حقوق بدیهی آدمیان است.

🍂 بداهت در حقوق بنیادین بشر، به‌راستی آغازی ویژه برای دموکراسی لیبرال آمریکایی بود که توانست در آینده، با بازگشت به حقّ بدیهی بشر، حقّ رأی را به زنان بازگرداند، البته پس از یک قرن.

🍂 پیشینهٔ قانونی و سیاسی دیگر حقّ رأی زنان در آمریکا، متمم چهاردهم قانون اساسی در ۱۸۶۷ بود که در نخستین بند، ضمانت داد که همهٔ کسانی که در آمریکا متولد شده‌اند یا تابعیت آن را کسب کرده‌اند، شهروند آمریکا شناخته می‌شوند و از حقّ زندگی، آزادی و مالکیت و حمایت مساوی قانون برخوردارند و هیچ ایالتی حقّ سلب این حقوق را ندارد.

🍂 اما فاصلهٔ زمانی متمم نوزدهم با اسناد پیشین، اثبات می‌کند که حقوق بشر، یک «سیر و سلوکِ تاریخی و زمانی» دارد و این راه هم تکاملی و بسط‌یابنده است، هم بلند و دراز؛ به قول جان آدامز، یک راهِ بی‌پایان. حقوق بشر، در این سیر تاریخی، تکامل یافته‌است و در تکامل خود، به عمومیت و شمول بیش‌تری رسیده و حقّ بشر عام‌تر و همگانی‌تر شده است.

🍂 ما امروز که می‌نگریم، از جایی که نشسته‌ایم در سال ۲۰۲۳ میلادی، شاید این فاصلهٔ زمانی را بسیار بلند ببینیم. واقعاً چرا باید بیش از یک قرن از اعلامیه استقلال می‌گذشت تا آمریکایی‌ها متمم نوزدهم را می‌نوشتند؟ ممکن است انتظار داشته باشیم که آمریکایی‌ها، باید با سرعت و شتاب بیش‌تری از بداهت حقوق بشر به اعطای حقّ رأی زنان می‌رسیدند؛ یا لااقل یک روز، نه یک ماه، نه یک سال پس از متمّم چهاردهم، متمم پانزدهم را در اعطای حقّ زنان می‌نوشتند، نه ۵۳ سال بعد در متمّم نوزدهم.

🍂 اما چنانچه آمد، حقوق بشر راهی بلند است، و در این بلندی هم پُر چالش است، نه مستقیم، بلکه پیچ‌وخم دارد و فراز و نشیب. از چالش‌های فکری تا چالش‌های سیاسی و حقوقی. البته این راه، ضرورت تاریخی نیست و امکانِ گشودهٔ تاریخی‌ست، و به همین دلیل پیچیده است.

➖➖➖

🌾@Naqdagin | @shahrvand_sabz
📗کودتای ۲۸ مرداد و سیلی خداوند
— سروش در ترازو (۴)

✍🏻#علیرضاموثق

🌐 مطالعۀ متن کامل در «سایت گویانیوز» یا «مشاهده فوری»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۴۹۲ واژه


🗄پست مرتبط
📕حقیقت و تصدیق عقلا
📕 سمپتوم پیامبری؛ سروش در ترازو (۱) -در نقد رؤیاهای رسولانه-
📻 برعکس کن تا پیروز شوی - سروش در ترازو (۲)
📻 انسان خدا نیست؛ اسلام و ذات دین - سروش در ترازو (۳)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗کودتای ۲۸ مرداد و سیلی خداوند
— سروش در ترازو (۴)

✍🏻#علیرضاموثق

🍂 دکتر #عبدالکریم_سروش در فایلی تصویری به دخالت انگلستان و آمریکا در کودتای ۲۸ مردادِ ۱۳۳۲ و به استعمار و امپریالیسم انتقاد می‌کند و می‌گوید از زمانی که ماکیاولی به صراحت بیان کرد: «اخلاق در سیاست راهی ندارد و آنچه اصیل و اساسی می‌باشد، منافع ملی است»، از همان موقع، جنایت در سیاست رسمیت یافت و به جای حقیقت، منفعت نشست و به جای اخلاق، مصالح و منافع ملی ملاک قرار گرفت و تا امروز نیز چنین است و این ترمینولوژی چنان شایع است که بیرون از آن نمی‌توان اندیشید.

🍂 دکتر سروش افعال و مواضعِ سیاستمدارانِ غربی را محصول پارادایمِ «خود را حق و سرورِ دیگران دانستن» و «در هوای ماکیاولیسم تنفس کردن» می‌داند و به لزومِ مهار قدرت و ثروت، و عدم تجمیع آنها اشاره می‌کند.

🍂 دکتر سروش می‌گوید که مسلمان‌ها از «نعمت ناتوانی» برخوردار بوده‌اند و به این جهت که قدرت لازم را نداشته‌اند، نتوانسته‌اند از مجرای استعمار جنایت کنند و به ملل و اقوام دیگر زور بگویند.

🍂 دکتر سروش مشروعیت بخشیدن به استبداد دینی با توسل جستن به «الله و اسلام» را امری خلاف واقع و کذب اعلام می‌کند و مدعی می‌شود که پس از انقلابِ ۵۷، استبداد در شکل دینی بازتولید شد، اما به دروغ، تأیید الله و اسلام نیز به آن افزوده شد.

🍂 دکتر سروش مقولهٔ فرهنگیِ «تبعیض نژادی» را نقد اخلاقی می‌کند و می‌گوید که هنوز این بیماری در میان غربی‌ها ریشه‌کن نشده‌است، اگرچه اصلاحات زیادی صورت گرفته‌است.

🍂 دکتر سروش نقل می‌کند که روح الله خمینی، مصدق را از باب مباهته (که در آثار برخی فقها به صراحت مجاز است)، نامسلمان اعلام کرد و کودتای ۲۸ مرداد را سیلی خداوند بر صورت مصدق نامید. در مباهته به لحاظ اخلاقی و هنجاری، می‌توان از اصنافِ دروغ‌های جاسوسی و ناموسی نسبت به مخالفانِ اسلام برای منفور کردن ایشان نزد مردم و جهت دور نمودنِ مردم از مخالفان اسلام استفاده کرد.

🍂 حال، در ادامهٔ این جستار، در خصوصِ اظهارات و مواضع دکتر سروش که به آنها اشاره شد، ملاحظاتی انتقادی را بیان می‌کنم:

۱) ماکیاولی و نیچه از حیثِ اشاره به «ماهیت سیاست» و «ارادهٔ قدرت»، پدیده‌ای را در جهان اجتماعی ایجاد نکردند، بلکه آنچه در عالَم واقع وجود داشت را توصیف کردند. در جهان سنت، وایکینگ‌ها، نام قتل و غارتِ ملل و اقوام دیگر را «جهاد مقدس در راه خدایان» (ثور و اودین و فریر)، برای رفتن به بهشت (والهالا) می‌نامیدند. اسلام نیز چنین کرد و خداوند را به استخدامِ «شهوت» و ارادهٔ «قدرت و سلطه» درآورد، و جنگ تهاجمی برای غارت دیگران و اخذ غنیمت را «جهاد در راه خداوند برای گسترش دین حق و کامل» و «رسالت الهی» نام نهاد. پیامبر اسلام از الله، امتیازات ویژه و انحصاری جنسی گرفت (قبول هبهٔ زنان، عدم رعایت عدالت در سکس با زنان متعددش و نیز ازدواج دائم با بیش از چهار زن) و نیز قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر را مجاز شمرد (توبه: ۵ و ۲۹) و مسلمانان را به نفرت ابدی از مشرکان، اعم از مشرکان اخلاقی دعوت کرد (ممتحنه: ۴).

🍂 اتفاقاً امثال ماکیاولی و نیچه، رشد خودآگاهی در جهان جدید را تسریع کردند و متفکرانِ اخلاقی، با شناختِ نقشِ «عللِ غیرمعرفتی و مؤلفهٔ قدرت» در سرشت و سرنوشتِ نوع بشر، بیش از پیش به فکر تمهیداتی تئوریک و نهادی برای مهار و توزیع قدرت افتادند. همچنین از اسباب مهمی بودند که باعث شد تا به دُم خروسِ ارادهٔ قدرت که از زیر عبای الهیات و مفاهیم مقدس بیرون زده بود، بیشتر دقت شود و متعاقباً سیاست از قداست خارج گردد و نتواند فوق نقد بنشیند و شبیه به اسلام عمل کند.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت گویانیوز» یا «مشاهده فوری»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۴۹۲ واژه


#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘بعد از کودتا

✍🏻
دکتر #جواد_کاشی

🍂 سی و یک مرداد است. از حیث تاریخی سه روز از کودتای بیست و هشت مرداد گذشته است. امسال هم بسیاری در باره چند و چون کودتا سخن گفتند، اما جای سخن در باره مابعد کودتا خالی بود.

🍂 بیایید همه چیز را همانطور که طرفداران پهلوی گفتند باور کنیم. گفتند اصلا مصدق بود که کودتا کرد و شاه هر چه کرد، قانونی بود و با تکیه بر نیروی مردم به قدرت بازگشت. قبول. حال بیایید یک طرح بحث تازه کنیم: شاه از تجربه حذف مصدق و مخالفین دیگرش چه آموخت؟ آموخته‌های شاه چه بلایی بر سر زندگی سیاسی در ایران آورد؟

🍂 شاه از همان روزهای نخست سلطنت، با نیروهای سیاسی گوناگون مواجه بود. از آغاز دهه بیست تا پایان این دهه، میدانی از جدال‌ها جریان داشت و شاه هم البته یک طرف قدرتمند میدان بود. تا روز کودتا خیال می‌کرد داستان همین است که هست: صحنه سیاست میدان جدال است و در میان کسان بسیار، باید تلاش کنی خوب بازی کنی، اما از کودتای بیست و هشت مرداد به بعد، شاه جان تازه‌ای گرفت.

🍂 او یک درس از میدان بازی آموخت: می‌توان با حربه‌های متنوع، مثل کمک نیروهای خارجی، کاربرد فریب و نیرنگ و حتی تکیه بر بخشی از مردم، حریف‌ها را حذف کنی. با خود فکر کرد چرا اینهمه دردسر بازی کردن به خود بدهد؟ تا اوایل دهه چهل، شاه در کار حذف رقیبان در عرصه سیاست بود؛ تا اینکه بالاخره کار را به هویدا سپرد و خیالش راحت شد.

🍂 کار شاه را می‌توانیم به یک بنگاه اقتصادی در میدان رقابت و بازار تشبیه کنیم. شاه مثل بنگاهی بود که برای خاتمه‌بخشی به بازی دشوار میدان رقابت، یک‌دفعه همه پول موجود در بازار را جمع کرد و در صندوقچه کنار میز کارش تلنبار کرد. حاصل فقط پایان بخشی به «دوران رقابت» نبود، خاتمه دادن به «منطق زندگی اقتصادی» بود. پول‌هایی هم که انباشت کرده بود به کاری نمی‌آمدند به «زباله» تبدیل شدند.

🍂 شاه می‌توانست دستکم دیکتاتور عاقلی باشد. کاش می‌دانست هوس صفر کردن منازعه در میدان رسمی سیاست، اگر ممکن شود، خودکشی‌ست، اما شاه حذف را خوب آموخته بود و از آن کار غرق لذت می‌شد.

🍂 آنچه شاه آموخت و اجرا کرد، بلای بزرگی بر سر حیات سیاسی ایرانیان آورد. انقلاب مشروطه قرار بود در آستانه ورود ما به دوران مدرن، بسترساز زندگی سیاسی مدنی باشد. شاه با آموخته ناصوابش، جامعه را به دوران پیشا-سیاست پرتاب کرد.

🍂 «منطق حذف» را مخالفین شاه هم آموختند و البته این منطق را با سرود و شعر و خطابه‌های آتشین و آیه و قرآن و حدیث هم آمیختند. در این میان، شاه بود که سلاحی در کف نداشت الا تفنگ نیروهای گارد شاهنشاهی‌اش.

🍂 کودتای بیست و هشت مرداد برای شاه بدآموزی داشت. او را به یک «نابازیگر متوهم» تبدیل کرد. برای جامعه سیاسی ما، هزینه‌های فراوان به بار آورد. خودش رفت، اما آموزه‌هایش متاسفانه باقی ماند. ما هنوز باید حسرت آِینده‌ای را به چشم بمالیم که امکان «زندگی سیاسی» فراهم شود. همه بدانند «بازیگری از بازیگران یک میدان» هستند. برای بقاء خود هم که شده، باید میدان را حفظ کرد، اما با بازی بهتر از دیگر رقیبان، به وزن خود در میدان افزود.


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @javadkashi