نقدآگین
📅 سی و یکم امرداد [دیروز] — رام: روزشمار ایرانی معنادار 🗓 آخرین روز امردادماه با دستاندازیهای بلشویکها به خاک ایرانزمین مصادف بودهاست. 🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۹۹، عالمخان (امیر بخارا) به دنبال حملهی بلشویکهای محلی که با ارتش سرخ پشتیبانی میشدند،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📅 یکم شهرویر ماه
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
نخستین روز از شهریورماه در تاریخ ایرانزمین با رخدادهایی متنوع مصادف بودهاست.
🗓 بنا به تاریخپردازی عباسی [ر.ک. چرا تاریخپردازی عباسی؟]، #در_چنین_روزی به سال ۱۳هجری خورشیدی، ابوبکر درگذشت و عمر به خلافت رسید و دامنهی فتوحات مسلمانان را به سرعت گسترش داد. این پیشروی همچنان تا شش قرن بعد ادامه داشت و در سال ۶۲۱ در جریان محاصرهی قسطنتنیه توسط مسلمانان، برج داوود که ارگ شهر بود، به دست سربازان خوارزمی فتح شد.
🗓 یک و نیم قرن بعد، بلای مغول آمده و از سر ایرانیان گذشته بود، اما هنوز در حواشی قلمرو ایرانزمین تاخت و تازهای اقوام بیابانگرد ادامه داشت و در چنین روزی به سال ۷۶۱ هجری خورشیدی، سپاهیان اردوی زرین به رهبری توقتَمیش، مسکو را محاصره کردند.
🗓 در اول شهریور ۸۹۳، جنگ چالدران با پیروزی شکنندهی سلطان سلیم اول عثمانی بر شاه اسماعیل صفوی، به پایان رسید. در این نبرد، نزدیک به ۱۰۰ هزار سرباز عثمانی مسلح به توپ و سلاح آتشین، با ارتشی صفوی که نزدیک به ۵۰ هزار تن را در بر میگرفت، رویارو شدند. ایرانیان چون استفاده از توپ و تفنگ را خلاف «جوانمردی» میدیدند، تنها با «سلاح سرد» میجنگیدند و هرچند در نهایت با تلفات زیاد شکست خوردند، اما چنان تلفاتی به عثمانیها وارد آوردند که سلطان سلیم، کمی بعد به قلمرو خود بازگشت و دولت عثمانی برای مدتها فکر دستاندازی به مرزهای شرقیاش را از سر بیرون کرد.
🗓 در همین روز به سال ۱۳۳۹، شاه در یک مصاحبهی مطبوعاتی با بیست و پنج نفر خبرنگار و عکاس خارجی دربارهی ادارهی کشور پس از بازگشت به قدرت سخن گفت و همزمان روزنامههای اطلاعات و کیهان توقیف شدند [ر.ک. وضعیت مطبوعات و سانسور در دوران پهلوی].
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
نخستین روز از شهریورماه در تاریخ ایرانزمین با رخدادهایی متنوع مصادف بودهاست.
🗓 بنا به تاریخپردازی عباسی [ر.ک. چرا تاریخپردازی عباسی؟]، #در_چنین_روزی به سال ۱۳هجری خورشیدی، ابوبکر درگذشت و عمر به خلافت رسید و دامنهی فتوحات مسلمانان را به سرعت گسترش داد. این پیشروی همچنان تا شش قرن بعد ادامه داشت و در سال ۶۲۱ در جریان محاصرهی قسطنتنیه توسط مسلمانان، برج داوود که ارگ شهر بود، به دست سربازان خوارزمی فتح شد.
🗓 یک و نیم قرن بعد، بلای مغول آمده و از سر ایرانیان گذشته بود، اما هنوز در حواشی قلمرو ایرانزمین تاخت و تازهای اقوام بیابانگرد ادامه داشت و در چنین روزی به سال ۷۶۱ هجری خورشیدی، سپاهیان اردوی زرین به رهبری توقتَمیش، مسکو را محاصره کردند.
🗓 در اول شهریور ۸۹۳، جنگ چالدران با پیروزی شکنندهی سلطان سلیم اول عثمانی بر شاه اسماعیل صفوی، به پایان رسید. در این نبرد، نزدیک به ۱۰۰ هزار سرباز عثمانی مسلح به توپ و سلاح آتشین، با ارتشی صفوی که نزدیک به ۵۰ هزار تن را در بر میگرفت، رویارو شدند. ایرانیان چون استفاده از توپ و تفنگ را خلاف «جوانمردی» میدیدند، تنها با «سلاح سرد» میجنگیدند و هرچند در نهایت با تلفات زیاد شکست خوردند، اما چنان تلفاتی به عثمانیها وارد آوردند که سلطان سلیم، کمی بعد به قلمرو خود بازگشت و دولت عثمانی برای مدتها فکر دستاندازی به مرزهای شرقیاش را از سر بیرون کرد.
🗓 در همین روز به سال ۱۳۳۹، شاه در یک مصاحبهی مطبوعاتی با بیست و پنج نفر خبرنگار و عکاس خارجی دربارهی ادارهی کشور پس از بازگشت به قدرت سخن گفت و همزمان روزنامههای اطلاعات و کیهان توقیف شدند [ر.ک. وضعیت مطبوعات و سانسور در دوران پهلوی].
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Telegraph
یکم شهرویر ماه
— رام: روزشمار ایرانی معنادار نخستین روز از شهریورماه در تاریخ ایرانزمین با رخدادهایی متنوع مصادف بودهاست. بنا به تاریخپردازی عباسی [چرا تاریخپردازی عباسی؟]، در به سال ۱۳هجری خورشیدی، ابوبکر درگذشت و عمر به خلافت رسید و دامنهی فتوحات مسلمانان را به…
📖 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه سوم)
— خوانش همدلانه نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان پیرامون تعارض «عقلانیت و دینداری»
🎙 استاد #حجتالله_نیکویی
🗄پست مرتبط
📻 عقلانیت و دینداری (جلسه یکم)
📻 عقلانیت و دینداری (جلسه دوم)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خوانش همدلانه نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان پیرامون تعارض «عقلانیت و دینداری»
🎙 استاد #حجتالله_نیکویی
🗄پست مرتبط
📻 عقلانیت و دینداری (جلسه یکم)
📻 عقلانیت و دینداری (جلسه دوم)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
عقلانیت و دینداری ۳
@Naqdagin
🎧 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه سوم)
— خوانش همدلانه نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان پیرامون تعارض «عقلانیت و دینداری»
🎙 استاد #حجتالله_نیکویی
#فلسفیدن #مغلطجات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خوانش همدلانه نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان پیرامون تعارض «عقلانیت و دینداری»
🎙 استاد #حجتالله_نیکویی
#فلسفیدن #مغلطجات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘عبدالکریمی و مسئلهٔ «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» ✍🏻#علیرضا_موثق 🌐 مطالعهٔ متن کامل در «مشاهده فوری» یا «سایت گویانیوز» ⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۸ دقیقه 🔖 ۱۵۴۰ واژه 🗄پست مرتبط 📕عبدالکریمی و مقولهٔ معنویت-معنایابی 📕از مغاک عصر ظلمت - ام آری آی بهاصطلاح «مغز»…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘عبدالکریمی، سودای وفاق و جهد بیتوفیق
✍️#علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در «سایت ایرانلیبرال» یا «تلگراف»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۱۸ واژه
🗄پست مرتبط
📕عبدالکریمی و مسئلهٔ «امتناع تفکر در فرهنگ دینی»
📕انسان دینخو و ایدئولوژیک، و مسئلهٔ گسست از واقعیت
📕از مغاک عصر ظلمت - MRI بهاصطلاح «مغز» حکومت اسلامی-
📕مصاحبهٔ عبدالکریمی با یورونیوز و ادامهٔ ماجرا
📕عقبماندگی تاریخی تصور دکتر عبدالکریمی در مورد نسل امروز
📻انقلاب یا اصلاح؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Iran_liberal
✍️#علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در «سایت ایرانلیبرال» یا «تلگراف»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۱۸ واژه
🗄پست مرتبط
📕عبدالکریمی و مسئلهٔ «امتناع تفکر در فرهنگ دینی»
📕انسان دینخو و ایدئولوژیک، و مسئلهٔ گسست از واقعیت
📕از مغاک عصر ظلمت - MRI بهاصطلاح «مغز» حکومت اسلامی-
📕مصاحبهٔ عبدالکریمی با یورونیوز و ادامهٔ ماجرا
📕عقبماندگی تاریخی تصور دکتر عبدالکریمی در مورد نسل امروز
📻انقلاب یا اصلاح؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Iran_liberal
📘عبدالکریمی، سودای وفاق و جهد بیتوفیق
✍️#علیرضاموثق
🍂 دکتر #بیژن_عبدالکریمی به دفعات، اشاره کردهاست که ما ایرانیان به «دولت-ملت» نرسیدهایم و «دو ملت در یک کشور» هستیم و از زمان مشروطه تاکنون، چالش بین سنت و مدرنیسم، مهمترین مسئلهٔ فراسوی جامعهٔ ما بودهاست.
🍂 دکتر عبدالکریمی میگوید که حکومت پهلوی، به قشر سنتی در جامعه اهمیت نمیداد و نقشی مناسب در قدرت سیاسی و سهمی شایسته در تمهید امور اجتماعی برای آنها قائل نبود و به تبع این امر، بخش سنتی جامعه نیز در مقابل سیاستهای توسعهگرای حکومت پهلوی مقاومت میکرد و همدلی لازم را نداشت و نهایتاً رژیم سیاسی وقت را سرنگون ساخت. در وهلهٔ بعد، حکومت اسلامی پس از انقلاب ۵۷، از همین منطق مذکور، منتها در جهتی معکوس تبعیت کرد و به مطالبات قشر مدرن جامعه توجه نکرد و آنها را جزء مردم ایران محسوب ننمود و واکنش لایهٔ محذوف در جامعه نیز مقابله با حکومت اسلامی و عدم همراهی با سیاستها و برنامههای آن است و مآلاً شکاف و تنش بین بخش مدرن و سنتی جامعه به حدی جدی شدهاست که منافع ملی را تهدید مینماید و مدام در قالب جنبشهای اجتماعی و اعتراضات عمومی ظهور میکند.
🍂 دکتر عبدالکریمی پاسخ مناسب به این چالش را گفتگو بین طرفین و حاکمیت عقلانیت بر موقعیت و نهایتاً وفاق و وحدت بر مبنای نقاط مشترک میداند و خودش نیز میکوشد تا در قالب «کنشگری مرزی»، زبان و مرادِ هر یک از طرفینِ این منازعهٔ فرهنگی و اجتماعی را برای طرف دیگر ترجمه کند و به فهم متقابل مدد برساند.
🍂 دکتر عبدالکریمی بخش مدرن جامعه و اپوزیسیون را دعوت میکند تا به دستآوردهای نظامی و امنیتیِ حکومت اسلامی در حفظ تمامیت ارضی و نیز به نقش مخرب کشورهای غربی و یا به تعبیر دکتر عبدالکریمی، به سهم «نظام سلطه» در مشکلاتِ کنونی کشور توجه کنند و همچنین به حکومت اسلامی، برادری و خیرخواهیِ خودشان را ثابت نمایند و اعلام کنند که در مقابل نظام سلطه و تهدیدات خارجی، در کنار حکومت اسلامی خواهند ایستاد.
🍂 دکتر عبدالکریمی به دفعات، ضمن انتقاد به سیاست داخلیِ حکومت اسلامی و با اشاره به عقبماندگیِ تاریخی و فرهنگیِ حاکمان، سیاست خارجیِ ولی فقیه را با عناوینی چون «شاهکار» ستودهاست و البته تذکر دادهاست که اگر گفتمان انقلاب، سوژهٔ مدرن و بخش نوگرای جامعه را درک نکند و به رسمیت نشناسد، دستآوردهایش تباه خواهد شد.
🍂 به نظرم در مورد ایدهها و مواضع دکتر عبدالکریمی، ملاحظاتی انتقادی را میتوان مطرح کرد که در این مجال به اختصار توضیح میدهم:
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت ایرانلیبرال» یا «تلگراف»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۱۸ واژه
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Iran_liberal
✍️#علیرضاموثق
🍂 دکتر #بیژن_عبدالکریمی به دفعات، اشاره کردهاست که ما ایرانیان به «دولت-ملت» نرسیدهایم و «دو ملت در یک کشور» هستیم و از زمان مشروطه تاکنون، چالش بین سنت و مدرنیسم، مهمترین مسئلهٔ فراسوی جامعهٔ ما بودهاست.
🍂 دکتر عبدالکریمی میگوید که حکومت پهلوی، به قشر سنتی در جامعه اهمیت نمیداد و نقشی مناسب در قدرت سیاسی و سهمی شایسته در تمهید امور اجتماعی برای آنها قائل نبود و به تبع این امر، بخش سنتی جامعه نیز در مقابل سیاستهای توسعهگرای حکومت پهلوی مقاومت میکرد و همدلی لازم را نداشت و نهایتاً رژیم سیاسی وقت را سرنگون ساخت. در وهلهٔ بعد، حکومت اسلامی پس از انقلاب ۵۷، از همین منطق مذکور، منتها در جهتی معکوس تبعیت کرد و به مطالبات قشر مدرن جامعه توجه نکرد و آنها را جزء مردم ایران محسوب ننمود و واکنش لایهٔ محذوف در جامعه نیز مقابله با حکومت اسلامی و عدم همراهی با سیاستها و برنامههای آن است و مآلاً شکاف و تنش بین بخش مدرن و سنتی جامعه به حدی جدی شدهاست که منافع ملی را تهدید مینماید و مدام در قالب جنبشهای اجتماعی و اعتراضات عمومی ظهور میکند.
🍂 دکتر عبدالکریمی پاسخ مناسب به این چالش را گفتگو بین طرفین و حاکمیت عقلانیت بر موقعیت و نهایتاً وفاق و وحدت بر مبنای نقاط مشترک میداند و خودش نیز میکوشد تا در قالب «کنشگری مرزی»، زبان و مرادِ هر یک از طرفینِ این منازعهٔ فرهنگی و اجتماعی را برای طرف دیگر ترجمه کند و به فهم متقابل مدد برساند.
🍂 دکتر عبدالکریمی بخش مدرن جامعه و اپوزیسیون را دعوت میکند تا به دستآوردهای نظامی و امنیتیِ حکومت اسلامی در حفظ تمامیت ارضی و نیز به نقش مخرب کشورهای غربی و یا به تعبیر دکتر عبدالکریمی، به سهم «نظام سلطه» در مشکلاتِ کنونی کشور توجه کنند و همچنین به حکومت اسلامی، برادری و خیرخواهیِ خودشان را ثابت نمایند و اعلام کنند که در مقابل نظام سلطه و تهدیدات خارجی، در کنار حکومت اسلامی خواهند ایستاد.
🍂 دکتر عبدالکریمی به دفعات، ضمن انتقاد به سیاست داخلیِ حکومت اسلامی و با اشاره به عقبماندگیِ تاریخی و فرهنگیِ حاکمان، سیاست خارجیِ ولی فقیه را با عناوینی چون «شاهکار» ستودهاست و البته تذکر دادهاست که اگر گفتمان انقلاب، سوژهٔ مدرن و بخش نوگرای جامعه را درک نکند و به رسمیت نشناسد، دستآوردهایش تباه خواهد شد.
🍂 به نظرم در مورد ایدهها و مواضع دکتر عبدالکریمی، ملاحظاتی انتقادی را میتوان مطرح کرد که در این مجال به اختصار توضیح میدهم:
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت ایرانلیبرال» یا «تلگراف»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۱۸ واژه
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Iran_liberal
Telegraph
عبدالکریمی، سودای وفاق و جهد بیتوفیق
✍️علیرضاموثق دکتر #بیژن_عبدالکریمی به دفعات، اشاره کردهاست که ما ایرانیان به «دولت-ملت» نرسیدهایم و «دو ملت در یک کشور» هستیم و از زمان مشروطه تاکنون، چالش بین سنت و مدرنیسم، مهمترین مسئلهٔ فراسوی جامعهٔ ما بودهاست. دکتر عبدالکریمی میگوید که حکومت پهلوی،…
📘تجسم یک قرن چالش و تناقضِ روشنفکری ایرانی
✍️#آرمان_امیری
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۰۵ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | صفحهٔ آرمان امیری
✍️#آرمان_امیری
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۰۵ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | صفحهٔ آرمان امیری
📘تجسم یک قرن چالش و تناقضِ روشنفکری ایرانی
✍️#آرمان_امیری
🍂 در دیالوگ پایانی داستان «خروس»، گلستان دو شخصیت را مقابل هم قرار داد که در ظاهر از زاویههای متفاوتی به مسائل نگاه میکردند. به گمان من اما، آن دیالوگ بلند و چالشی، با گذشت بیش از نیم قرن، همچنان حکایتگر تضادهای درونی روشنفکری ایرانیست؛ به همان میزان که حکایت چالشهای شخصیتی خود نویسنده بود.
🍂 بیشک از مدرنترین هنرمندان جامعهی ایرانی بود. هم به نسل نخست داستاننویسان مدرن چون هدایت مرتبط بود و هم از پیشگامان سینما و بهویژه، گزارشهای مستند.
🍂 کسی که توانست (شاید بهعنوان نخستین ایرانی) نگاه هنری را به مستندهای خشک و عبوس صنعتی پیوند بزند. این شیوه از پیوند زدن را در نثر داستانیاش هم میتوان مشاهده کرد؛ در فرم بسیار مدرن بود، اما در زبان تلاش کرد تلفیق خاص ممتاز خودش را از زبان مدرن و کلاسیک خلق کند؛ در نهایت به زبان ویژهی خودش دست پیدا کرد، اما تا حد زیادی در نوعی «تک زبانی» گرفتار شد که بین نثر و داستان و گفتارش، بهسختی میشد تمایز گذاشت. از این نظر شاید بشود گفت، دیگرانی (بهویژه گلشیری) توانستند از او پیشی بگیرند.
🍂 بجز داستاننویسی و فیلمسازی، در بسیاری از زمینههای دیگر نیز پیشگام (یا دست کم جزو پیشگامان) بود. در مجلهای که به راه انداخته بود، سبک جدید و مدرنی از ترجمه را در پیش گرفت و ترویج داد بهویژه با فهم عمیقی که از شعر مدرن غربی داشت، در وارد کردن این شعر و ترجمهی متناسب آن هم بسیار مهم و اثرگذار بود. هرچند خودش هرگز شاعر نشد، اما به پشتوانه ی همین شناخت و تسلطی که به شعر مدرن جهان داشت، خودش را صاحبنظری تمامعیار برای قضاوت در مورد شعر مدرن (و البته در مورد هرچیز دیگری!) میدانست؛ هرچند قضاوتهایش در این مورد نیز به مانند دیگر زمینهها، بهشدت به حب و بغضهای شخصیاش پیوند خورده بود.
🍂 از نیما، اخوان و (اگر پردهپوشی و گرایشش به اختفا اجازه میداد) فروغ بهشدت تمجید میکرد و با دقت و ظرافتی مثالزدنی، میتوانست لطایف و ظرایف شعرشان را تشریح کند، اما نوبت به شاملو که میرسید، انگار دود از کلهاش بلند میشد! انصاف و تعادل را کنار میگذاشت؛ تمسخر و تحقیر را به انتها میرساند و ای بسا اگر دستش میرسید، میخواست سر به تنش نباشد؛ چرا؟ کسی چه میداند، اما همیشه میشود گمانهزنیهایی کرد.
🍂 با اینکه بدون هیچ اغراقی، از بزرگترین و پیشگامترین هنرمندان و روشنفکران زمان خودش بود، اما بهطرزی عجیب، همواره حواشی پرشمار زندگیاش تحت تأثیر دیگران قرار داشت. بسیاری باور دارند که کیفیت اشعار فروغ، پیش و پس از آشنایی با او، بهکلی دگرگون شد، اما تا سالهای سال، اهل رسانه فقط برای آن به سراغش میرفتند که از رابطهاش با فروغ بپرسند! زمانی که در اوج خلاقیتهای هنریاش بود، بهناگاه از ایران رفت و خودش را به تبعیدی خودخواسته سپرد. اینکه انقلاب ۵۷ چه میزان در این تصمیم دخالت داشت را نمیدانیم، اما میدانیم که برای دو دهه در شرایطی بهکلی از یادها رفته بود که شاملو، هر روز بیش از پیش، به اسطورهای خدایگونه در جامعهی هنری ایران بدل میشد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۰۵ واژه
#نقد_روشنفکران #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | صفحهٔ آرمان امیری
✍️#آرمان_امیری
🍂 در دیالوگ پایانی داستان «خروس»، گلستان دو شخصیت را مقابل هم قرار داد که در ظاهر از زاویههای متفاوتی به مسائل نگاه میکردند. به گمان من اما، آن دیالوگ بلند و چالشی، با گذشت بیش از نیم قرن، همچنان حکایتگر تضادهای درونی روشنفکری ایرانیست؛ به همان میزان که حکایت چالشهای شخصیتی خود نویسنده بود.
🍂 بیشک از مدرنترین هنرمندان جامعهی ایرانی بود. هم به نسل نخست داستاننویسان مدرن چون هدایت مرتبط بود و هم از پیشگامان سینما و بهویژه، گزارشهای مستند.
🍂 کسی که توانست (شاید بهعنوان نخستین ایرانی) نگاه هنری را به مستندهای خشک و عبوس صنعتی پیوند بزند. این شیوه از پیوند زدن را در نثر داستانیاش هم میتوان مشاهده کرد؛ در فرم بسیار مدرن بود، اما در زبان تلاش کرد تلفیق خاص ممتاز خودش را از زبان مدرن و کلاسیک خلق کند؛ در نهایت به زبان ویژهی خودش دست پیدا کرد، اما تا حد زیادی در نوعی «تک زبانی» گرفتار شد که بین نثر و داستان و گفتارش، بهسختی میشد تمایز گذاشت. از این نظر شاید بشود گفت، دیگرانی (بهویژه گلشیری) توانستند از او پیشی بگیرند.
🍂 بجز داستاننویسی و فیلمسازی، در بسیاری از زمینههای دیگر نیز پیشگام (یا دست کم جزو پیشگامان) بود. در مجلهای که به راه انداخته بود، سبک جدید و مدرنی از ترجمه را در پیش گرفت و ترویج داد بهویژه با فهم عمیقی که از شعر مدرن غربی داشت، در وارد کردن این شعر و ترجمهی متناسب آن هم بسیار مهم و اثرگذار بود. هرچند خودش هرگز شاعر نشد، اما به پشتوانه ی همین شناخت و تسلطی که به شعر مدرن جهان داشت، خودش را صاحبنظری تمامعیار برای قضاوت در مورد شعر مدرن (و البته در مورد هرچیز دیگری!) میدانست؛ هرچند قضاوتهایش در این مورد نیز به مانند دیگر زمینهها، بهشدت به حب و بغضهای شخصیاش پیوند خورده بود.
🍂 از نیما، اخوان و (اگر پردهپوشی و گرایشش به اختفا اجازه میداد) فروغ بهشدت تمجید میکرد و با دقت و ظرافتی مثالزدنی، میتوانست لطایف و ظرایف شعرشان را تشریح کند، اما نوبت به شاملو که میرسید، انگار دود از کلهاش بلند میشد! انصاف و تعادل را کنار میگذاشت؛ تمسخر و تحقیر را به انتها میرساند و ای بسا اگر دستش میرسید، میخواست سر به تنش نباشد؛ چرا؟ کسی چه میداند، اما همیشه میشود گمانهزنیهایی کرد.
🍂 با اینکه بدون هیچ اغراقی، از بزرگترین و پیشگامترین هنرمندان و روشنفکران زمان خودش بود، اما بهطرزی عجیب، همواره حواشی پرشمار زندگیاش تحت تأثیر دیگران قرار داشت. بسیاری باور دارند که کیفیت اشعار فروغ، پیش و پس از آشنایی با او، بهکلی دگرگون شد، اما تا سالهای سال، اهل رسانه فقط برای آن به سراغش میرفتند که از رابطهاش با فروغ بپرسند! زمانی که در اوج خلاقیتهای هنریاش بود، بهناگاه از ایران رفت و خودش را به تبعیدی خودخواسته سپرد. اینکه انقلاب ۵۷ چه میزان در این تصمیم دخالت داشت را نمیدانیم، اما میدانیم که برای دو دهه در شرایطی بهکلی از یادها رفته بود که شاملو، هر روز بیش از پیش، به اسطورهای خدایگونه در جامعهی هنری ایران بدل میشد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۰۵ واژه
#نقد_روشنفکران #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | صفحهٔ آرمان امیری
Telegraph
تجسم یک قرن چالش و تناقضِ روشنفکری ایرانی
✍️آرمان امیری در دیالوگ پایانی داستان «خروس»، گلستان دو شخصیت را مقابل هم قرار داد که در ظاهر از زاویههای متفاوتی به مسائل نگاه میکردند. به گمان من اما، آن دیالوگ بلند و چالشی، با گذشت بیش از نیم قرن، همچنان حکایتگر تضادهای درونی روشنفکری ایرانیست؛ به…
نقدآگین
#نقد_فیلم #زنان 🎞 شب سمور یا خط قرمز؟ از بیضایی تا کیمیایی ✍️#جلال_امیری 🍂 خط قرمزِ مسعود کیمیایی را باید یکی از اولین واکنشهای جدی سینمای ایران به رخداد ۵۷ دانست. این فیلم که بر اساس شب سمور اثر بهرام بیضایی ساخته شده چندان به فیلمنامهی بیضایی وفادار…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘اسرار ناگفته گنج دره جنّی
— اسناد سانسور کتاب ابراهیم گلستان
(۱/۲)
✍️ #سرگه_بارسقیان
🍂 این عبارت در آغاز فیلم و کتاب «اسرار گنج دره جنی» هم نتوانست آن را از خطر توقیف نجات دهد: «در این چشمانداز بیشتر آدمها قلابیاند. هرجور شباهت میان آنها و کسان واقعی مایه تاسف کسان واقعی باید باشد…».
🍂 ابراهیم گلستان این کتاب را از روی فیلمی که به همین نام ساخت، نوشت. گفتوگوهای این داستان را همراه با ساختن فیلم در پاییز و زمستان ۱۳۵۰ نوشت اما داستان برای کتاب را در تابستان و پائیز ۱۳۵۳.
🍂 فیلم سال ۱۳۵۳ آمد و توقیف شد، کتاب هم چاپ اول آن دیماه ۱۳۵۳ و چاپ دوم شهریور ۱۳۵۷. اثری که گلستان خودش هم باور دارد «لگد هست، پرده پاره کردن» و «بروشوری راجع به وضع خراب مملکت» است.
🍂 احمدرضا احمدی، شاعر معاصر آن را پیشبینی انقلاب ۱۳۵۷ توصیف کرده و پرویز جاهد، منتقد سینما آن را «نقد ویرانگر تاریخ پادشاهی ایران».
🍂 عباس میلانی دربارهاش نوشته: «در سادهترین، و شاید سادهانگارانهترین سطح، میتوان آن را حکایتی پرطنز و تیزبین از مخاطرات ثروت بادآورده دانست. اما با اندکی تامل در ظرایف این اثر میتوان آن را چون تمثیلی به غایت بکر و زیرکانه از گذار کژ و معوج ایران به تجدد تفسیر و تحلیل کرد. در عین حال، میتوان آن را از صائبترین پیشبینیهای تاریخی در مورد مسیر تحولات ایران دانست. درست در اوج دوران قدر قدرتی سیاسی و اقتصادی شاه، گلستان زوال حکومتش را پیشبینی میکرد».
🍂 عبدالعلی دستغیب، نویسنده و منتقد، «اسرار گنج دره جنی» را داستانی به سبک و فرم آثار ویلیام فاکنر و همینگوی میبیند، اما میگوید: «کتاب در سال ۱۳۵۳ زمانی که کتابها سانسور میشدند، به چاپ رسید. گلستان در این کتاب با انتقاد از نظام سلطنتی میگوید این نظام پوسیده است. معلوم بود که همان زمان هم خیلی نفوذ داشته که توانسته چنین کتابی را در اوج قدرت شاه به چاپ برساند».
🍂 اما واقعا چاپ این کتاب به همین سادگی بود؟ اسناد تازهیابی از آرشیو ملی ایران (سازمان اسناد و کتابخانه ملی) نشان میدهد کتاب «اسرار گنج دره جنی» همچون فیلم آن برای همیشه توقیف نشد، مدتی جمعآوری شد و بعد با ممیزی اجازه نشر گرفت.
🔻نویسنده در ادامه، در ۶ زیر-عنوان، به تشریح #گزارش تحقیقی خود میپردازد:
۱) نقاشی خیالانگیز گلستان از ایران
۲) نشانیهای سیاسی در داستان دهاتی
۳) بروشوری راجع به وضع خراب مملکت
۴) صید صیاد
۵) چه کسی توقیف کرد؟ هویدا یا ثابتی؟
۶) اسناد ممیزی و اسرار توقیف [ارجاعات متن و چند مورد از اسناد، بخاطر محدودیت کاراکتر تلگراف، در نقدآگین نشر نشده]
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۴۹۲ واژه
🗄پست مرتبط
📕شب سمور یا خط قرمز؟ از بیضایی تا کیمیایی
📕 تکثیر تفکر یک عنکبوت
📕از روزنامهنگارسوزی تا روزنامهسازی
📕تجسم یک قرن چالش و تناقضِ روشنفکری ایرانی
#نقد_فیلم #آینه_تاریخ #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tarikhirani
— اسناد سانسور کتاب ابراهیم گلستان
(۱/۲)
✍️ #سرگه_بارسقیان
🍂 این عبارت در آغاز فیلم و کتاب «اسرار گنج دره جنی» هم نتوانست آن را از خطر توقیف نجات دهد: «در این چشمانداز بیشتر آدمها قلابیاند. هرجور شباهت میان آنها و کسان واقعی مایه تاسف کسان واقعی باید باشد…».
🍂 ابراهیم گلستان این کتاب را از روی فیلمی که به همین نام ساخت، نوشت. گفتوگوهای این داستان را همراه با ساختن فیلم در پاییز و زمستان ۱۳۵۰ نوشت اما داستان برای کتاب را در تابستان و پائیز ۱۳۵۳.
🍂 فیلم سال ۱۳۵۳ آمد و توقیف شد، کتاب هم چاپ اول آن دیماه ۱۳۵۳ و چاپ دوم شهریور ۱۳۵۷. اثری که گلستان خودش هم باور دارد «لگد هست، پرده پاره کردن» و «بروشوری راجع به وضع خراب مملکت» است.
🍂 احمدرضا احمدی، شاعر معاصر آن را پیشبینی انقلاب ۱۳۵۷ توصیف کرده و پرویز جاهد، منتقد سینما آن را «نقد ویرانگر تاریخ پادشاهی ایران».
🍂 عباس میلانی دربارهاش نوشته: «در سادهترین، و شاید سادهانگارانهترین سطح، میتوان آن را حکایتی پرطنز و تیزبین از مخاطرات ثروت بادآورده دانست. اما با اندکی تامل در ظرایف این اثر میتوان آن را چون تمثیلی به غایت بکر و زیرکانه از گذار کژ و معوج ایران به تجدد تفسیر و تحلیل کرد. در عین حال، میتوان آن را از صائبترین پیشبینیهای تاریخی در مورد مسیر تحولات ایران دانست. درست در اوج دوران قدر قدرتی سیاسی و اقتصادی شاه، گلستان زوال حکومتش را پیشبینی میکرد».
🍂 عبدالعلی دستغیب، نویسنده و منتقد، «اسرار گنج دره جنی» را داستانی به سبک و فرم آثار ویلیام فاکنر و همینگوی میبیند، اما میگوید: «کتاب در سال ۱۳۵۳ زمانی که کتابها سانسور میشدند، به چاپ رسید. گلستان در این کتاب با انتقاد از نظام سلطنتی میگوید این نظام پوسیده است. معلوم بود که همان زمان هم خیلی نفوذ داشته که توانسته چنین کتابی را در اوج قدرت شاه به چاپ برساند».
🍂 اما واقعا چاپ این کتاب به همین سادگی بود؟ اسناد تازهیابی از آرشیو ملی ایران (سازمان اسناد و کتابخانه ملی) نشان میدهد کتاب «اسرار گنج دره جنی» همچون فیلم آن برای همیشه توقیف نشد، مدتی جمعآوری شد و بعد با ممیزی اجازه نشر گرفت.
🔻نویسنده در ادامه، در ۶ زیر-عنوان، به تشریح #گزارش تحقیقی خود میپردازد:
۱) نقاشی خیالانگیز گلستان از ایران
۲) نشانیهای سیاسی در داستان دهاتی
۳) بروشوری راجع به وضع خراب مملکت
۴) صید صیاد
۵) چه کسی توقیف کرد؟ هویدا یا ثابتی؟
۶) اسناد ممیزی و اسرار توقیف [ارجاعات متن و چند مورد از اسناد، بخاطر محدودیت کاراکتر تلگراف، در نقدآگین نشر نشده]
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۴۹۲ واژه
🗄پست مرتبط
📕شب سمور یا خط قرمز؟ از بیضایی تا کیمیایی
📕 تکثیر تفکر یک عنکبوت
📕از روزنامهنگارسوزی تا روزنامهسازی
📕تجسم یک قرن چالش و تناقضِ روشنفکری ایرانی
#نقد_فیلم #آینه_تاریخ #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tarikhirani
Telegraph
اسرار ناگفته گنج دره جنّی
این عبارت در آغاز فیلم و کتاب «اسرار گنج دره جنی» هم نتوانست آن را از خطر توقیف نجات دهد: «در این چشمانداز بیشتر آدمها قلابیاند. هرجور شباهت میان آنها و کسان واقعی مایه تاسف کسان واقعی باید باشد…» ابراهیم گلستان این کتاب را از روی فیلمی که به همین نام…
📘اسرار ناگفته گنج دره جنّی
— اسناد سانسور کتاب ابراهیم گلستان
(۲/۲)
✍️ #سرگه_بارسقیان
✂️برشی از متن
🍂 گلستان گفته: «گنج که سانسور نشد. وقتی نمایش دادند امیرعباس اوقاتش تلخ شد و گفت این چی چیه اجازه دادند اینجا؟ امیرعباس، مرد فوقالعاده باهوش و حسابکننده و صاحب نفوذ و شاید هم صاحب نقشههای خاص و فوقالعاده برای آینده بود».
🍂 گلستان برای احمدرضا احمدی تعریف کرده، قرار بود این فیلم را ببرند به دربار که شاه ببیند. شاه همان شب مسافر قاهره بود و فرصت نکرد فیلم را ببیند. فیلم نجات پیدا کرد. «بعد، یکی از روشنفکران سابق چپ که از حواریون هویدا بود، فیلم را لو داد. او به هویدا میگوید گلستان همه شما را مسخره کرده است! چه طور نفهمیدند؟ این را هم، برای تنوع، از دانشمندان سانسورچی شاه داشته باشید که وقتی فیلم را میبینند فقط یک ایراد به آن میگیرد و میگویند: صحنهای که صمد ادرار میکند از فیلم باید خارج شود! آنها فکر میکردهاند که در این فیلم پرویز صیاد در نقش «صمد» بازی میکند، و تنها ایراد فیلم هم «ادرار کردن صمد» در فیلم است!».
🍂 لحن تند انتقادات گلستان از هویدا در این فیلم و در برخی داستانها و گفتوگوهای خصوصی دیگر روابط این دو را هر روز پرتنشتر میکرد. گلستان رابطه شخصی دیرپایی با هویدا داشت. آشناییشان به اواخر دهه ۳۰ میرسید. هویدا در آن زمان کماکان در شرکت نفت بود و گلستان نیز معاون رئیس روابط عمومی کنسرسیوم نفت در ایران.
🍂 چند ماه پس از صدور دستور توقیف اسرار گنج دره جنی، شبی گلستان در منزل فریدون هویدا مهمان بود. از قضا امیرعباس هویدا، همان شب به دیدن برادرش آمده بود. با ورود گلستان به اتاق، جدالی لفظی میان او و امیرعباس درگرفت. هر لحظه هم لحنی تندتر پیدا میکرد. طولی نکشید که به یک رویارویی جدی بدل شد. گویا هویدا چیزی از سر طعن درباره پیراهن گلستان گفته بود. گلستان به خشم آمد و پیراهن از تن به در کرد و آن را در هم پیچید و به طرف هویدا پرتابش کرد و به صدایی رسا گفت «بوش کن، بوی وجدان میدهد…نه بوی عفن کسی که روح خود را فروخته».
🍂 محافظان هویدا بلافاصله به طرف گلستان حملهور شدند. اما هویدا با تکان آرام عصایش، آنان را از هرگونه اقدامی واداشت. چند دقیقه بعد، گلستان را به کنار خویش خواند. از مستخدمی خواست که «یک بطری از جعبه مخصوص که سفیر فرانسه فرستاده بود بیاورد. کنیاک هورداژ بود».
🍂 هویدا به صدایی ملتهب و مضطرب، صدای «انسانی مغموم»، داد سخن داد. میگفت «احساس میکند به او خیانت شده». از خودکامگی روزافزون شاه میگفت و از «اندیشه سخیف نظام تکحزبی در ایران مینالید».
🍂 چند هفته بعد، هویدا دوباره گلستان را در یک مهمانی رسمی که به افتخار ژاک شیراک برگزار شده بود، ملاقات کرد. هویدا بیآنکه نشانی از کدورت در منش و گفتارش رخ بنماید، به سوی گلستان آمده، او را به مهمان فرانسوی دولت ایران معرفی کرد و گفت: «ایشان بهترین نویسنده و فیلمساز مملکت ما هستند و ما هم همیشه کارهایشان را توقیف میکنیم(!)»، و این آخرین دیدار گلستان و هویدا بود.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۴۹۲ واژه
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tarikhirani
— اسناد سانسور کتاب ابراهیم گلستان
(۲/۲)
✍️ #سرگه_بارسقیان
✂️برشی از متن
🍂 گلستان گفته: «گنج که سانسور نشد. وقتی نمایش دادند امیرعباس اوقاتش تلخ شد و گفت این چی چیه اجازه دادند اینجا؟ امیرعباس، مرد فوقالعاده باهوش و حسابکننده و صاحب نفوذ و شاید هم صاحب نقشههای خاص و فوقالعاده برای آینده بود».
🍂 گلستان برای احمدرضا احمدی تعریف کرده، قرار بود این فیلم را ببرند به دربار که شاه ببیند. شاه همان شب مسافر قاهره بود و فرصت نکرد فیلم را ببیند. فیلم نجات پیدا کرد. «بعد، یکی از روشنفکران سابق چپ که از حواریون هویدا بود، فیلم را لو داد. او به هویدا میگوید گلستان همه شما را مسخره کرده است! چه طور نفهمیدند؟ این را هم، برای تنوع، از دانشمندان سانسورچی شاه داشته باشید که وقتی فیلم را میبینند فقط یک ایراد به آن میگیرد و میگویند: صحنهای که صمد ادرار میکند از فیلم باید خارج شود! آنها فکر میکردهاند که در این فیلم پرویز صیاد در نقش «صمد» بازی میکند، و تنها ایراد فیلم هم «ادرار کردن صمد» در فیلم است!».
🍂 لحن تند انتقادات گلستان از هویدا در این فیلم و در برخی داستانها و گفتوگوهای خصوصی دیگر روابط این دو را هر روز پرتنشتر میکرد. گلستان رابطه شخصی دیرپایی با هویدا داشت. آشناییشان به اواخر دهه ۳۰ میرسید. هویدا در آن زمان کماکان در شرکت نفت بود و گلستان نیز معاون رئیس روابط عمومی کنسرسیوم نفت در ایران.
🍂 چند ماه پس از صدور دستور توقیف اسرار گنج دره جنی، شبی گلستان در منزل فریدون هویدا مهمان بود. از قضا امیرعباس هویدا، همان شب به دیدن برادرش آمده بود. با ورود گلستان به اتاق، جدالی لفظی میان او و امیرعباس درگرفت. هر لحظه هم لحنی تندتر پیدا میکرد. طولی نکشید که به یک رویارویی جدی بدل شد. گویا هویدا چیزی از سر طعن درباره پیراهن گلستان گفته بود. گلستان به خشم آمد و پیراهن از تن به در کرد و آن را در هم پیچید و به طرف هویدا پرتابش کرد و به صدایی رسا گفت «بوش کن، بوی وجدان میدهد…نه بوی عفن کسی که روح خود را فروخته».
🍂 محافظان هویدا بلافاصله به طرف گلستان حملهور شدند. اما هویدا با تکان آرام عصایش، آنان را از هرگونه اقدامی واداشت. چند دقیقه بعد، گلستان را به کنار خویش خواند. از مستخدمی خواست که «یک بطری از جعبه مخصوص که سفیر فرانسه فرستاده بود بیاورد. کنیاک هورداژ بود».
🍂 هویدا به صدایی ملتهب و مضطرب، صدای «انسانی مغموم»، داد سخن داد. میگفت «احساس میکند به او خیانت شده». از خودکامگی روزافزون شاه میگفت و از «اندیشه سخیف نظام تکحزبی در ایران مینالید».
🍂 چند هفته بعد، هویدا دوباره گلستان را در یک مهمانی رسمی که به افتخار ژاک شیراک برگزار شده بود، ملاقات کرد. هویدا بیآنکه نشانی از کدورت در منش و گفتارش رخ بنماید، به سوی گلستان آمده، او را به مهمان فرانسوی دولت ایران معرفی کرد و گفت: «ایشان بهترین نویسنده و فیلمساز مملکت ما هستند و ما هم همیشه کارهایشان را توقیف میکنیم(!)»، و این آخرین دیدار گلستان و هویدا بود.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۴۹۲ واژه
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tarikhirani
Telegraph
اسرار ناگفته گنج دره جنّی
این عبارت در آغاز فیلم و کتاب «اسرار گنج دره جنی» هم نتوانست آن را از خطر توقیف نجات دهد: «در این چشمانداز بیشتر آدمها قلابیاند. هرجور شباهت میان آنها و کسان واقعی مایه تاسف کسان واقعی باید باشد…» ابراهیم گلستان این کتاب را از روی فیلمی که به همین نام…
نقدآگین
📅 یکم شهرویر ماه — رام: روزشمار ایرانی معنادار نخستین روز از شهریورماه در تاریخ ایرانزمین با رخدادهایی متنوع مصادف بودهاست. 🗓 بنا به تاریخپردازی عباسی [ر.ک. چرا تاریخپردازی عباسی؟]، #در_چنین_روزی به سال ۱۳هجری خورشیدی، ابوبکر درگذشت و عمر به خلافت…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📅 دوم شهرویر ماه [دیروز]
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۷۱ هجری خورشیدی، مردم تهران و شمیران که سخت با وبا و قحطی درگیر بودند و روزانه شمار زیادی کشته میدادند، با به راه انداختن موجی از مراسم روضهخوانی و سینهزنی به این شرایط واکنش نشان دادند.
🗓 تا هفده سال بعد همین مردم در اثر جنبش مشروطه بسیار دگرگون شده بودند و محمدعلیشاه مستبد را از قدرت کنار زده و آزادیخواهان مشروطه را بار دیگر برپا کرده بودند. در ۱۲۸۸ حاج مخبرالسلطنه (تصویر روبرو) والي جديد آذربايجان از اروپا وارد تبريز شد و از طرف ستارخان و باقرخان و ساير مجاهدين و مشروطهخواهان استقبال با شكوهي از وي به عمل آمد.
🗓در دوم شهریور ۱۳۰۰ اولین شماره از روزنامهی طوفان به مدیریت محمد فرخی یزدی با طرفداری از طبقهی رنجبر و دهقان منتشر شد که سردبیریاش را موسویزاده یزدی بر عهده داشت.
🗓 در همین روز به سال ۱۳۳۲ شاه در اجتماع اعضای سابق اتاق بازرگانی و شورای عالی اتحادیهی بازرگانان سخنرانی کرد و با اشاره به سرنگونی مصدق گفت، خداوند مملکت ایران را از خطری بزرگ نجات داد!
🗓 در قلمرو پیرامونی ایرانزمین، این روز بیشتر با جنگ و جدلها و کشمکشهای استعمارگران مصادف بودهاست.
🗓 در ۸۹۵ سلطان سلیم اول عثمانی در نبرد مرج دابق بر قوای مملوک غلبه کرد و آسورستان را از مصریها گرفت. در این نبرد عثمانیها ۶۵ هزار و مملوکان ۸۰ هزار سرباز وارد میدان کردند و حضور توپ و سلاح آتشین در جبههی عثمانی برایشان پیروزی به ارمغان آورد. یاسر عرفات هم در این روز (۱۳۰۸) زاده شد.
📅 حوادث تاریخی جهان
دوم شهریور در اروپا با جنبشهای مذهبی خشن و استبدادگرا هم قرین است.
🗓 در ۵۹۴ هجری خورشیدی پاپ اینوسان سوم[12] منشور ماگنا کارتا[13] را که اولین قانون مشروطهی انگلستان بود نامشروع دانست.
🗓 در ۷۲۸ هم مردم مینتس[14] آلمان در جریان یک غوغا، یهودیان را به ایجاد طاعون متهم کردند و شش هزار نفر از شهروندان یهودی این شهر را به قتل رساندند.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۷۱ هجری خورشیدی، مردم تهران و شمیران که سخت با وبا و قحطی درگیر بودند و روزانه شمار زیادی کشته میدادند، با به راه انداختن موجی از مراسم روضهخوانی و سینهزنی به این شرایط واکنش نشان دادند.
🗓 تا هفده سال بعد همین مردم در اثر جنبش مشروطه بسیار دگرگون شده بودند و محمدعلیشاه مستبد را از قدرت کنار زده و آزادیخواهان مشروطه را بار دیگر برپا کرده بودند. در ۱۲۸۸ حاج مخبرالسلطنه (تصویر روبرو) والي جديد آذربايجان از اروپا وارد تبريز شد و از طرف ستارخان و باقرخان و ساير مجاهدين و مشروطهخواهان استقبال با شكوهي از وي به عمل آمد.
🗓در دوم شهریور ۱۳۰۰ اولین شماره از روزنامهی طوفان به مدیریت محمد فرخی یزدی با طرفداری از طبقهی رنجبر و دهقان منتشر شد که سردبیریاش را موسویزاده یزدی بر عهده داشت.
🗓 در همین روز به سال ۱۳۳۲ شاه در اجتماع اعضای سابق اتاق بازرگانی و شورای عالی اتحادیهی بازرگانان سخنرانی کرد و با اشاره به سرنگونی مصدق گفت، خداوند مملکت ایران را از خطری بزرگ نجات داد!
🗓 در قلمرو پیرامونی ایرانزمین، این روز بیشتر با جنگ و جدلها و کشمکشهای استعمارگران مصادف بودهاست.
🗓 در ۸۹۵ سلطان سلیم اول عثمانی در نبرد مرج دابق بر قوای مملوک غلبه کرد و آسورستان را از مصریها گرفت. در این نبرد عثمانیها ۶۵ هزار و مملوکان ۸۰ هزار سرباز وارد میدان کردند و حضور توپ و سلاح آتشین در جبههی عثمانی برایشان پیروزی به ارمغان آورد. یاسر عرفات هم در این روز (۱۳۰۸) زاده شد.
📅 حوادث تاریخی جهان
دوم شهریور در اروپا با جنبشهای مذهبی خشن و استبدادگرا هم قرین است.
🗓 در ۵۹۴ هجری خورشیدی پاپ اینوسان سوم[12] منشور ماگنا کارتا[13] را که اولین قانون مشروطهی انگلستان بود نامشروع دانست.
🗓 در ۷۲۸ هم مردم مینتس[14] آلمان در جریان یک غوغا، یهودیان را به ایجاد طاعون متهم کردند و شش هزار نفر از شهروندان یهودی این شهر را به قتل رساندند.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Telegraph
دوم شهریور
— رام: روزشمار ایرانی معنادار در چنین روزی به سال ۱۲۷۱ هجری خورشیدی، مردم تهران و شمیران که سخت با وبا و قحطی درگیر بودند و روزانه شمار زیادی کشته میدادند، با به راه انداختن موجی از مراسم روضهخوانی و سینهزنی به این شرایط واکنش نشان دادند. تا هفده سال بعد…
📅 سوم شهرویر ماه
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۵۰ هجری خورشیدی (۷ جمادیالثانی ۱۲۷۷ ق.) مستشارالدوله از تهران در نامهای به آخوندزاده نوشت: «امان است ای انسان كامل! دنيا تمام شد و ما نتوانستيم به قدر ذرّهای خدمت به ملّت و وطن بكنيم».
🗓 ربع قرن بعد روز چهارشنبه سوم شهریور ۱۲۸۷ (۲۷ رجب ۱۳۲۶ ق.) سید حسن شریفزاده پسر شریفالعلمای تبریزی، جلوی کنسولگری فرانسه ترور شد و درگذشت.
🗓 هشت سال بعد (۱۲۹۵) حاج شيخ جمالالدين (پدر جمالزاده) که از رهبران مشروطهخواه بود، در اصفهان از طرف قشون روس بازداشت شد و به قم تبعیدش کردند. علمای اصفهان ضمن تلگرافي به صدرالعلماء، مجتهد و برادرش آقا ميرزا محسن، در مورد گرفتاری شيخ جمالالدين توضیح دادند و برایش طلب یاری کردند.
🗓 در سال ۱۳۳۲ درست پس از کودتای منجر به مصدق و کشمکش بر سر نهضت ملی شدن صنعت نفت، بیانیهای با امضای نواب صفوی در روزنامهی کیهان منتشر شد که در آن چنین جملاتی وجود داشت:
«... هر کس عملاً با احکام خدا مخالفت کند، اطاعت او حرام و مخالفتش واجب است. من به همین دلیل، با دولت مصدق به شدت مخالف بوده و او در تمام حکومتش از ترس من و برادرانم، در گوشهی خانه متحصن بود و هر واسطهای برای سازش با من میفرستاد؛ چون حاضر نبود که تسلیم حکم خدا شود، مأیوس میشد، ... شاه و نخستوزیر و وزرا، عملاً باید دارای مذهب شیعه و مروج آن باشند و باید قوانینی که مخالف احکام مقدس خداست و به غلط از مغزهای پوسیدهی گمراهانی تجاوز کرده، لغو و باطل گردیده و به عمر کثیف منکرات و مفاسد خاتمه داده شود و در مرحلهی اولی، مسکرات خانمانسوز و لختی و بیقیدی شرمآور زنان و موسیقی شهوتانگیز فضیلتکش و رقاصخانههای جنایتبار و قوانین قضایی پوسیدهی اروپایی از میان برود و تعالیم عالی و احکام حیاتبخش اسلام جایگزین آنها گردد و با اجرای برنامهی عالی اقتصادی اسلام، فقر و محرومیت اکثریت مردم مسلمان ایران و فواصل خطرناک طبقاتی پایان یابد...».
🗓 در همین روز سرلشکر زاهدی یک قطعه نشان درجهی اول تاج دریافت کرد، آیتالله سید محمد بهبهانی در کاخ سعدآباد با شاه ملاقات و گفتگو کرد و اعلام شد که همهی احکام سازمانی و عزل و نصبهای وزیر سابق دادگستری که در دوران دکتر مصدق صورت گرفته بود، ملغی و کان لم یکن شده است. دیوان دادرسی دارائی و محاکم نظامی نیز به وضع سابق بازگشتند.
🗓 به دنبال این تحولات صدور نفت ایران به غرب، دوباره از سر گرفته شده و دو سال بعد (در ۱۳۳۴) قرارداد فروش نفت با یک کمپانی ژاپنی امضاء و مبادله شد و بر مبنای آن قرار شد، ایران سالانه ۲۵۰ تن نفت خام و تصفیهشده در اختیار شرکت ژاپنی قرار دهد.
🗓 در سوم شهریور سال ۱۳۳۹، دادستان تهران پنج تا از صندوقهای رأیگیری در انتخابات تهران را باطل کرد؛ در نتیجه موجی از اعتراضها برخاست و حزب مردم و گروه منفردین انتخابات، دورهی بیستم مجلس شورای ملی را به خاطر تقلب، نامشروع و باطل دانستند.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۵۰ هجری خورشیدی (۷ جمادیالثانی ۱۲۷۷ ق.) مستشارالدوله از تهران در نامهای به آخوندزاده نوشت: «امان است ای انسان كامل! دنيا تمام شد و ما نتوانستيم به قدر ذرّهای خدمت به ملّت و وطن بكنيم».
🗓 ربع قرن بعد روز چهارشنبه سوم شهریور ۱۲۸۷ (۲۷ رجب ۱۳۲۶ ق.) سید حسن شریفزاده پسر شریفالعلمای تبریزی، جلوی کنسولگری فرانسه ترور شد و درگذشت.
🗓 هشت سال بعد (۱۲۹۵) حاج شيخ جمالالدين (پدر جمالزاده) که از رهبران مشروطهخواه بود، در اصفهان از طرف قشون روس بازداشت شد و به قم تبعیدش کردند. علمای اصفهان ضمن تلگرافي به صدرالعلماء، مجتهد و برادرش آقا ميرزا محسن، در مورد گرفتاری شيخ جمالالدين توضیح دادند و برایش طلب یاری کردند.
🗓 در سال ۱۳۳۲ درست پس از کودتای منجر به مصدق و کشمکش بر سر نهضت ملی شدن صنعت نفت، بیانیهای با امضای نواب صفوی در روزنامهی کیهان منتشر شد که در آن چنین جملاتی وجود داشت:
«... هر کس عملاً با احکام خدا مخالفت کند، اطاعت او حرام و مخالفتش واجب است. من به همین دلیل، با دولت مصدق به شدت مخالف بوده و او در تمام حکومتش از ترس من و برادرانم، در گوشهی خانه متحصن بود و هر واسطهای برای سازش با من میفرستاد؛ چون حاضر نبود که تسلیم حکم خدا شود، مأیوس میشد، ... شاه و نخستوزیر و وزرا، عملاً باید دارای مذهب شیعه و مروج آن باشند و باید قوانینی که مخالف احکام مقدس خداست و به غلط از مغزهای پوسیدهی گمراهانی تجاوز کرده، لغو و باطل گردیده و به عمر کثیف منکرات و مفاسد خاتمه داده شود و در مرحلهی اولی، مسکرات خانمانسوز و لختی و بیقیدی شرمآور زنان و موسیقی شهوتانگیز فضیلتکش و رقاصخانههای جنایتبار و قوانین قضایی پوسیدهی اروپایی از میان برود و تعالیم عالی و احکام حیاتبخش اسلام جایگزین آنها گردد و با اجرای برنامهی عالی اقتصادی اسلام، فقر و محرومیت اکثریت مردم مسلمان ایران و فواصل خطرناک طبقاتی پایان یابد...».
🗓 در همین روز سرلشکر زاهدی یک قطعه نشان درجهی اول تاج دریافت کرد، آیتالله سید محمد بهبهانی در کاخ سعدآباد با شاه ملاقات و گفتگو کرد و اعلام شد که همهی احکام سازمانی و عزل و نصبهای وزیر سابق دادگستری که در دوران دکتر مصدق صورت گرفته بود، ملغی و کان لم یکن شده است. دیوان دادرسی دارائی و محاکم نظامی نیز به وضع سابق بازگشتند.
🗓 به دنبال این تحولات صدور نفت ایران به غرب، دوباره از سر گرفته شده و دو سال بعد (در ۱۳۳۴) قرارداد فروش نفت با یک کمپانی ژاپنی امضاء و مبادله شد و بر مبنای آن قرار شد، ایران سالانه ۲۵۰ تن نفت خام و تصفیهشده در اختیار شرکت ژاپنی قرار دهد.
🗓 در سوم شهریور سال ۱۳۳۹، دادستان تهران پنج تا از صندوقهای رأیگیری در انتخابات تهران را باطل کرد؛ در نتیجه موجی از اعتراضها برخاست و حزب مردم و گروه منفردین انتخابات، دورهی بیستم مجلس شورای ملی را به خاطر تقلب، نامشروع و باطل دانستند.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Telegraph
سوم شهریور
— رام: روزشمار ایرانی معنادار #در_چنین_روزی به سال ۱۲۵۰ هجری خورشیدی (۷ جمادیالثانی ۱۲۷۷ ق.) مستشارالدوله از تهران در نامهای به آخوندزاده نوشت: «امان است ای انسان كامل! دنيا تمام شد و ما نتوانستيم به قدر ذرّهای خدمت به ملّت و وطن بكنيم».…
نقدآگین
@Naqdagin – لائیسیته، سکولاریسم و اپوزیسیون
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗بربریت در اسلام
— پیرامون حقوق کافران و اهل کتاب و حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر وفق اسلام
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق
1️⃣ در جمهوری اسلامی در اول انقلاب، هنگام نوشتن قانون، وقتی قانونِ حدود و قصاص و دیات را مینوشتند، گویا به همین علت که دیهٔ شخصِ ذمیِ یهودی یا نصرانی، هشتصد درهم است؛ در قانون با صراحت نیامده و لذا همواره در محاکم اختلافاتی بود. در اوایلِ انقلاب یکی از مشکلات همین قضیه بود.
یک وقت در اصفهان قتلی اتفاق افتاد که چند بهایی یک بهایی را کشته بودند. دادگاه هم حکم داده بود که آن چند بهایی یک جریمهٔ مختصری بپردازند و اصلا دیه هم تعیین نکرده بود. اولیاء [دم] مقتول به مجامع بین المللی مثلاً سازمان حقوق بشر (به این تعبیر) نامه نوشتند که در اسلام نسبت به یک انسان این طور برخورد میشود و میگویند دیه ندارد یا دیهٔ آن هشتصد درهم است و مجامع بین المللی هم دنبال بهانه میگشتند؛ لذا علیه جمهوری اسلامی خیلی سر و صدا کردند. من یادم هست مسأله را کمی دنبال کردیم.
یک شب منزل مرحوم آیت الله العظمی آقای گلپایگانی رفتم [و] مطلب را مطرح کردم تا بشود راه چارهای درست کرد. گفتم اینها نوشتند یک انسان کشته شده است، حیوان که کشته نشده است؟ خدا رحمت کند ایشان را؛ فرمودند حیوان خیلی مقامش بالاتر است. حیوان اگر بود شرافتی داشت. دیهٔ یک حیوان (آن حیوانهایی که دیه دارند) بیش از هشتصد درهم است. خدمت آیت الله العظمی اراکی رفتیم؛ به هر حال آقایان گفتند چارهای نیست، دیهٔ یک ذمی همین است؛ بیش از این نمیشود.
آن وقتها ما یک راه حلی به قضات پیشنهاد کردیم که مثلاً [وقتی] تصادف کرده [و] در اثر تصادف یک غیر مسلمان کشته شد، دیهای باید برای او تعیین میکردند و یک خسارتِ ماشین هم برقرار بود. آن وقتها هم بیشتر پیکان بود و قضات تفکیک نمیکردند، خسارت ماشین و دیه را جمعاً محاسبه میکردند.
برخی دیگر گفتند مشکل بودن از این جهت است که وجه شرعی دارد؛ یعنی شرع مقدس اسلام میخواهد آنها را از نظر شخصیت تحقیر بکند تا دست بردارند و مسلمان شوند. یک راه این است که بگویند اگر کسی کافر بود [و] کشته شد، دیهٔ آن هشتصد درهم است. مسلمان، ده هزار درهم است تا بفهمد در اسلام ارزشی برای انسان منهای ایمان نیست. درست است [که] میگوید انسان کشته شده است؛ اما انسان شرافتش به ایمان او است «إن اکرمکم عندالله اتقاکم» مؤمن شرافت دارد. منبع: درس خارج فقه آیت الله مرتضی مقتدايى (۱۳۸۹/۱/۱۷). سايت مدرسهٔ فقاهت (اینجا).
2️⃣ محمدحسین طباطبایی، با استناد به آموزههای قرآن و سنت نبوی، میلیاردها نامسلمان را حیوان و نجس و جهنمی میدید (اینجا و اینجا). البته طباطبایی تحت تأثیرِ «دیگریستیزی و استبداد و فاشیسم و انحصارگرایی» در اسلام، حتی سنیمذهبهایی که غالب مسلمانان را تشکیل میدهند را بدین جهت که امام اولشان علی بن ابی طالب نیست، در شب اول قبر مستحق شکنجه تلقی میکرد. دکتر عبدالکریم سروش در مصاحبهای تحت عنوان «خدا به هر دردی نمیخورد» میگوید پس از اطلاع از «موضع طباطبایی دربارهٔ اهل تسنن و الهیات قبیلهایاش»، نسبت به سلامت عقل طباطبایی شک کرد.
البته روشن نیست که چرا دکتر سروش با مشاهدهٔ الهیات فاشیستی در قرآن و سنت نبوی و با اطلاع از جواز قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر (توبه: ۵ و ۲۹) و نظر به آپارتاید مذهبی در اسلام، و وجود جهنم آشوئیتسی و شکنجههای سادیستیک و ابدیِ مرتدان و کافران، به سلامت عقل محمد بن عبدالله (یا مؤلف قرآن) شک نمیکند؟ به سلامت عقلِ انسانی که فرشته میبیند و احساس دسترسی به «افکار و ارزشها و احکام و اهداف و عواطف خداوند» را دارد؟ به سلامت عقل انسانی که از فرط توهم و تفرعن و خودشیفتگی، با وجود کودکهمسری و بردهداری و سکس با کنیزان و تبعیض علیه زنان/کافران و قتل مرتدان و یا با وجود روا دانستنِ شلاق و قطع دست و قطع پا و قصاص و سنگسار، خودش را «رحمةللعالمین و کاملکنندهٔ مکارم اخلاق و اسوهٔ همهٔ اعصار و آورندهٔ دین کامل» مینامد و در حدیث کساء، خلقت کائنات را برای وجود خودش میبیند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامون حقوق کافران و اهل کتاب و حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر وفق اسلام
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق
1️⃣ در جمهوری اسلامی در اول انقلاب، هنگام نوشتن قانون، وقتی قانونِ حدود و قصاص و دیات را مینوشتند، گویا به همین علت که دیهٔ شخصِ ذمیِ یهودی یا نصرانی، هشتصد درهم است؛ در قانون با صراحت نیامده و لذا همواره در محاکم اختلافاتی بود. در اوایلِ انقلاب یکی از مشکلات همین قضیه بود.
یک وقت در اصفهان قتلی اتفاق افتاد که چند بهایی یک بهایی را کشته بودند. دادگاه هم حکم داده بود که آن چند بهایی یک جریمهٔ مختصری بپردازند و اصلا دیه هم تعیین نکرده بود. اولیاء [دم] مقتول به مجامع بین المللی مثلاً سازمان حقوق بشر (به این تعبیر) نامه نوشتند که در اسلام نسبت به یک انسان این طور برخورد میشود و میگویند دیه ندارد یا دیهٔ آن هشتصد درهم است و مجامع بین المللی هم دنبال بهانه میگشتند؛ لذا علیه جمهوری اسلامی خیلی سر و صدا کردند. من یادم هست مسأله را کمی دنبال کردیم.
یک شب منزل مرحوم آیت الله العظمی آقای گلپایگانی رفتم [و] مطلب را مطرح کردم تا بشود راه چارهای درست کرد. گفتم اینها نوشتند یک انسان کشته شده است، حیوان که کشته نشده است؟ خدا رحمت کند ایشان را؛ فرمودند حیوان خیلی مقامش بالاتر است. حیوان اگر بود شرافتی داشت. دیهٔ یک حیوان (آن حیوانهایی که دیه دارند) بیش از هشتصد درهم است. خدمت آیت الله العظمی اراکی رفتیم؛ به هر حال آقایان گفتند چارهای نیست، دیهٔ یک ذمی همین است؛ بیش از این نمیشود.
آن وقتها ما یک راه حلی به قضات پیشنهاد کردیم که مثلاً [وقتی] تصادف کرده [و] در اثر تصادف یک غیر مسلمان کشته شد، دیهای باید برای او تعیین میکردند و یک خسارتِ ماشین هم برقرار بود. آن وقتها هم بیشتر پیکان بود و قضات تفکیک نمیکردند، خسارت ماشین و دیه را جمعاً محاسبه میکردند.
برخی دیگر گفتند مشکل بودن از این جهت است که وجه شرعی دارد؛ یعنی شرع مقدس اسلام میخواهد آنها را از نظر شخصیت تحقیر بکند تا دست بردارند و مسلمان شوند. یک راه این است که بگویند اگر کسی کافر بود [و] کشته شد، دیهٔ آن هشتصد درهم است. مسلمان، ده هزار درهم است تا بفهمد در اسلام ارزشی برای انسان منهای ایمان نیست. درست است [که] میگوید انسان کشته شده است؛ اما انسان شرافتش به ایمان او است «إن اکرمکم عندالله اتقاکم» مؤمن شرافت دارد. منبع: درس خارج فقه آیت الله مرتضی مقتدايى (۱۳۸۹/۱/۱۷). سايت مدرسهٔ فقاهت (اینجا).
2️⃣ محمدحسین طباطبایی، با استناد به آموزههای قرآن و سنت نبوی، میلیاردها نامسلمان را حیوان و نجس و جهنمی میدید (اینجا و اینجا). البته طباطبایی تحت تأثیرِ «دیگریستیزی و استبداد و فاشیسم و انحصارگرایی» در اسلام، حتی سنیمذهبهایی که غالب مسلمانان را تشکیل میدهند را بدین جهت که امام اولشان علی بن ابی طالب نیست، در شب اول قبر مستحق شکنجه تلقی میکرد. دکتر عبدالکریم سروش در مصاحبهای تحت عنوان «خدا به هر دردی نمیخورد» میگوید پس از اطلاع از «موضع طباطبایی دربارهٔ اهل تسنن و الهیات قبیلهایاش»، نسبت به سلامت عقل طباطبایی شک کرد.
البته روشن نیست که چرا دکتر سروش با مشاهدهٔ الهیات فاشیستی در قرآن و سنت نبوی و با اطلاع از جواز قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر (توبه: ۵ و ۲۹) و نظر به آپارتاید مذهبی در اسلام، و وجود جهنم آشوئیتسی و شکنجههای سادیستیک و ابدیِ مرتدان و کافران، به سلامت عقل محمد بن عبدالله (یا مؤلف قرآن) شک نمیکند؟ به سلامت عقلِ انسانی که فرشته میبیند و احساس دسترسی به «افکار و ارزشها و احکام و اهداف و عواطف خداوند» را دارد؟ به سلامت عقل انسانی که از فرط توهم و تفرعن و خودشیفتگی، با وجود کودکهمسری و بردهداری و سکس با کنیزان و تبعیض علیه زنان/کافران و قتل مرتدان و یا با وجود روا دانستنِ شلاق و قطع دست و قطع پا و قصاص و سنگسار، خودش را «رحمةللعالمین و کاملکنندهٔ مکارم اخلاق و اسوهٔ همهٔ اعصار و آورندهٔ دین کامل» مینامد و در حدیث کساء، خلقت کائنات را برای وجود خودش میبیند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
این جمله از کیست؟ بخش۱
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۴
@baznegari
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
ما مردم عوام…
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۴
@baznegari
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
ما مردم عوام…
📗بربریت در اسلام
— پیرامون حقوق کافران و اهل کتاب و حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر وفق اسلام
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق
3️⃣ محمدحسین طباطبایی و مرتضی مطهری در کنار کثیری فقیه در تاریخ ۱۴٠٠ سالهٔ اسلام، جزء متخصصینِ برجستهٔ دین اسلام بودند و نیز جزء مسلمانانِ نواندیش محسوب میشدند و در اتمسفر جهان مدرن زیسته بودند. با این وجود، به خاطر روشن و واضح بودنِ یکسری از مؤلفهها و آموزهها و مواضع در اسلام، از جمله در خصوصِ بردهداری در اسلام و یا راجع به جواز قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر، مطهری میگوید:
«توحید از حقوق انسانیست. اگر مصلحت انسانیت و توحید ایجاب بکند ما با قومی مشرک میتوانیم بجنگیم [جهاد ابتدایی] نه برای اینکه توحید و ایمان را به آنها تحمیل بکنیم؛ چون توحید و ایمان تحمیل شدنی نیست. با مشرکین میتوانیم بجنگیم تا ریشهٔ فساد را اساساً بِکَنیم. ریشهکن کردن عقیدهٔ شرک با جنگ و زور یک مسئله است و تحمیل عقیدهٔ توحید مسئلهای دیگر... اسلام نظر خاصی راجع به کسانی که پرستشِ غیر خدا [الله در قرآن] را میکنند دارد و برای آنها هیچ حقی قائل نیست و میگوید باید اسلام و توحید را به آنها [از جمله به پیروان ادیان دیگر] عرضه کرد، اگر پذیرفتند که خوب است، اگر نپذیرفتند باید با آنها جنگید و اگر اسیر جنگی شدند برده میشوند. نه حیات، حق طبیعی بشر است و نه آزادی. حق طبیعی وجود دارد، ولی مربوط به حق حیات و آزادی نیست. ما نباید این اسارت را که او برای خودش انتخاب کرده که موحد نشده محترم بشماریم. بردگی فیحد ذاته ظلم نیست» (کتاب جهاد و نیز کتاب بردگی در اسلام).
4️⃣ اسلام (یعنی آموزهها و احکام قرآن و سنت نبوی)، نه تنها خصم عقلانیت و استدلالگرایی و آمیخته با خرافات و اباطیل است، بلکه با «عدالت و اخلاق و حقوق بشر و صلح» نیز تعارضِ ساختاری دارد و این امر واقعیتی غیرقابل کتمان است. منتها برخی از مسلمانان و دینخویان با توسل جستن به شعبدهبازیِ تئولوژیک و ایجاد هرج و مرج در هرمنوتیک و با اصناف مغالطه و تحریف و تقلب، میکوشند تا اسلام را دینِ «تفکر و عدالت و اخلاق و صلح» معرفی کنند و حجمی عظیم از «جهل و ظلم و جنایت و خسارت» در تاریخ اسلام را بینسبت با متن «قرآن و سنت نبوی» اعلام مینمایند و مدعی میشوند که: «اسلام به ذات خود ندارد عیبی/هر عیب که هست از مسلمانی ماست».
مشخص نیست که چگونه دینی که ادعای «کامل و مبین و هادی» بودن دارد، طی ۱۴٠٠ سال توسط جمیع متخصصان اسلام، اشتباه فهمیده شدهاست؟ و حقایق اسلام، چرا پس از هژمونی «مدرنیسم و لیبرالیسم» آشکار گشتهاست؟ چرا مسلمانان در عرضهٔ حتی یک دستآورد علمی یا اخلاقی (مثل لغو بردهداری و اعلامیهٔ حقوق بشر) با ابتنا به متن قرآن و سنت نبوی، در طول تاریخ اسلام پیشگام نبودهاند؟ ابتدا برای مثال در خصوص لغو جواز «کودکهمسری و سنگسار و قطع دست و شلاق و قصاص و تبعیض علیه زنان/کافران»، نهایت مقاومت را میکنند و در ادامه، پس از تأخیرهای نجومی و تولید کثیری «جهل و ظلم و جنایت و خسارت»، تازه تسلیم میشوند، اما به جای پذیرش سهم و نقش اسلام در انحطاطِ «عقل و اخلاق و عواطف» در میان مسلمانان، ادعا میکنند که لغو احکام ظالمانه و خلاف اخلاقِ مذکور، مثل لغو بردهداری، جزء مقاصد اسلام یا مندرج در متن اسلام بودهاست و دیگران عدالت را از اسلام آموخته یا دزدیدهاند. چنین مواضعی خلاف عقل و عدل و اخلاق است.
#آخوندیسم #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامون حقوق کافران و اهل کتاب و حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر وفق اسلام
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق
3️⃣ محمدحسین طباطبایی و مرتضی مطهری در کنار کثیری فقیه در تاریخ ۱۴٠٠ سالهٔ اسلام، جزء متخصصینِ برجستهٔ دین اسلام بودند و نیز جزء مسلمانانِ نواندیش محسوب میشدند و در اتمسفر جهان مدرن زیسته بودند. با این وجود، به خاطر روشن و واضح بودنِ یکسری از مؤلفهها و آموزهها و مواضع در اسلام، از جمله در خصوصِ بردهداری در اسلام و یا راجع به جواز قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر، مطهری میگوید:
«توحید از حقوق انسانیست. اگر مصلحت انسانیت و توحید ایجاب بکند ما با قومی مشرک میتوانیم بجنگیم [جهاد ابتدایی] نه برای اینکه توحید و ایمان را به آنها تحمیل بکنیم؛ چون توحید و ایمان تحمیل شدنی نیست. با مشرکین میتوانیم بجنگیم تا ریشهٔ فساد را اساساً بِکَنیم. ریشهکن کردن عقیدهٔ شرک با جنگ و زور یک مسئله است و تحمیل عقیدهٔ توحید مسئلهای دیگر... اسلام نظر خاصی راجع به کسانی که پرستشِ غیر خدا [الله در قرآن] را میکنند دارد و برای آنها هیچ حقی قائل نیست و میگوید باید اسلام و توحید را به آنها [از جمله به پیروان ادیان دیگر] عرضه کرد، اگر پذیرفتند که خوب است، اگر نپذیرفتند باید با آنها جنگید و اگر اسیر جنگی شدند برده میشوند. نه حیات، حق طبیعی بشر است و نه آزادی. حق طبیعی وجود دارد، ولی مربوط به حق حیات و آزادی نیست. ما نباید این اسارت را که او برای خودش انتخاب کرده که موحد نشده محترم بشماریم. بردگی فیحد ذاته ظلم نیست» (کتاب جهاد و نیز کتاب بردگی در اسلام).
4️⃣ اسلام (یعنی آموزهها و احکام قرآن و سنت نبوی)، نه تنها خصم عقلانیت و استدلالگرایی و آمیخته با خرافات و اباطیل است، بلکه با «عدالت و اخلاق و حقوق بشر و صلح» نیز تعارضِ ساختاری دارد و این امر واقعیتی غیرقابل کتمان است. منتها برخی از مسلمانان و دینخویان با توسل جستن به شعبدهبازیِ تئولوژیک و ایجاد هرج و مرج در هرمنوتیک و با اصناف مغالطه و تحریف و تقلب، میکوشند تا اسلام را دینِ «تفکر و عدالت و اخلاق و صلح» معرفی کنند و حجمی عظیم از «جهل و ظلم و جنایت و خسارت» در تاریخ اسلام را بینسبت با متن «قرآن و سنت نبوی» اعلام مینمایند و مدعی میشوند که: «اسلام به ذات خود ندارد عیبی/هر عیب که هست از مسلمانی ماست».
مشخص نیست که چگونه دینی که ادعای «کامل و مبین و هادی» بودن دارد، طی ۱۴٠٠ سال توسط جمیع متخصصان اسلام، اشتباه فهمیده شدهاست؟ و حقایق اسلام، چرا پس از هژمونی «مدرنیسم و لیبرالیسم» آشکار گشتهاست؟ چرا مسلمانان در عرضهٔ حتی یک دستآورد علمی یا اخلاقی (مثل لغو بردهداری و اعلامیهٔ حقوق بشر) با ابتنا به متن قرآن و سنت نبوی، در طول تاریخ اسلام پیشگام نبودهاند؟ ابتدا برای مثال در خصوص لغو جواز «کودکهمسری و سنگسار و قطع دست و شلاق و قصاص و تبعیض علیه زنان/کافران»، نهایت مقاومت را میکنند و در ادامه، پس از تأخیرهای نجومی و تولید کثیری «جهل و ظلم و جنایت و خسارت»، تازه تسلیم میشوند، اما به جای پذیرش سهم و نقش اسلام در انحطاطِ «عقل و اخلاق و عواطف» در میان مسلمانان، ادعا میکنند که لغو احکام ظالمانه و خلاف اخلاقِ مذکور، مثل لغو بردهداری، جزء مقاصد اسلام یا مندرج در متن اسلام بودهاست و دیگران عدالت را از اسلام آموخته یا دزدیدهاند. چنین مواضعی خلاف عقل و عدل و اخلاق است.
#آخوندیسم #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📗علم و تفکر در اسلام ✍#علیرضاموثق 🍂 روایات و احادیثی که دعوت به جستجوی علم حتی در چین و امثالهم میکنند، ممکن است جعلی باشند و متناسب با مقتضیات کانتکست توسط مخالفان اسلام برای پیشرفت علم جعل شدهباشند. 🍂 صرفنظر از این موضوع، علم و تفکر در قرآن به معنای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM