نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
با کاروان حجاز ۲
@Naqdagin
🎧 با کاروانِ حجاز (۲)
— شخصیت محمد: نگاهی به قصصِ شرم‌آورِ تاریخ‌تراشی عباسی

🎙#حسن_فرامرز


🗄پست مرتبط
📻 با کاروانِ حجاز (قسمت یکم)
📻 تاریخ اسلام زیر ذره‌بین (دکتر پروانه پورشریعتی و محسن بنائی)
📻 چرا تاریخ‌پردازی عباسی؟
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 آیا محمد وجود تاریخی داشته‌است؟
📺 ابن زبیر هویت‌تراش؛ بنیان‌گذار کعبه و دین نو
📺 سنجش تاریخ‌نگاری اسلامی با دکتر محسن بنائی:
جلسهٔ یکم: قسمت یکم| قسمت دوم
جلسهٔ دوم: قسمت یکم| قسمت دوم

#بازاندیشی #نقد_اسلام
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پژوهشی در قرآن (۶)

🎙دکتر #ساسان_توسلی

🔸قرآن‌های صنعا: ماجرای «قل‌»های قرآن و تفاوت اساسی ترتیب سوره‌ها

🔸تمایزهای جدی قرآن سمرقند و قرآن امروزی

❓تاریخ اسلام و مفسرانی مثل سیوطی در مورد اختلافات و اشکالات قرآن کنونی چه می‌گویند؟

🔸روایاتی از علی‌بن‌ابی‌طالب مبنی بر خطاهای قرآن عثمان

🔸بیان مدعیات غلوآمیز متکلمان اسلامی در مورد اینکه یک حرف از قرآن هم تغییری رخ نداده و اینکه تمام نسخ قرآنی مثل هم هستند


#بازاندیشی #نقد_قرآن #نقد_اسلام

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 شهریار و #حافظ

🎙#محمدحسن_صادقی

پاشو ای مست که دنیا همۀ دیوانه توست
همه آفاق پر از نعرۀ مستانۀ توست

درِ دکانِ همه باده‌فروشان تخته‌است
آن که باز است همیشه، درِ میخانۀ توست

دستِ مشاطۀ طبع تو بنازم که هنوز
زیور زلف عروسان سخن، شانۀ توست

ای زیارتگهِ رندانِ قلندر، برخیز
توشۀ من، همه در گوشه انبانه تست

همت ای پیر که کشکولِ گدائی در کف
رندم و حاجتم آن، همتِ رندانۀ توست

ای کلیدِ درِ گنجینۀ اسرار ازل
عقل، دیوانۀ گنجی که به ویرانۀ توست

شمعِ من، دور تو گردم به کاخ شبِ وصل
هر که توفیق پری یافته، پروانۀ توست

همه غواص ادب بودم و هر جا صدفی‌ست
همه بازش دهن از، حیرت دردانه توست

زهره گو تا دم صبحِ ابد افسون بدمد
چشمک نرگس، مخمور به افسانۀ توست

ای گدای سرِ خوانت همه شاهانِ جهان
شهریار آمده، دربانِ درِ خانۀ توست


#شعرانه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
🍂 نقاشی به من یاد داده که گاه برای پیدا کردن ایده‌ای مناسب، فکر کردن چاره‌ساز نیست. بوم سفید، آنقدر دهن‌کجی می‌کند که هر جور فکری را از مغزت می‌تاراند، اما یکباره، بین خواب و بیداری، زمانی که انتظارش را نداری، مثل دل‌دردی ناگهانی، به سراغت می‌آید و وادارت می‌کند از جا بلند شوی و بساط نقاشی را علم کنی؛ شعر هم همینطور است. انگار زندگی هم کم و بیش، شبیه این‌هاست. گاهی برای این که فکری درست به مغز آدم برسد، نیازی به فکر کردن نیست. وقت‌هایی باید مغز را تعطیل کنی تا مجالِ راه‌یابیِ یک راه خوب پیدا شود.

✍️ پروانه‌ای روی شانه، رمانِ #بهنام_ناصح


#گزیده‌کتاب #نگار_نو
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @dastan_gard
📗چگونه می‌توان متعقلانه ایمان ورزید؟

✍🏻 #علیرضاموثق

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📗چگونه می‌توان متعقلانه ایمان ورزید؟

✍🏻 #علیرضاموثق

1️⃣ جن و غلمان و جهنم کافرسوز و دفاع از قصاص و شلاق و قطع دست و پا و سنگسار و جواز ازدواج کودکان و دیگر احکام عصر حجری اسلام و یا ادعای اطلاع قرآن از تعداد دروازه‌بانان جهنم و سخن گفتن راجع به تعداد بال‌های جبرئیل و نجاست کفار و کشتی نوح و شکافته شدن دریا و بارداری بدون اسپرم مادر عیسی و اصناف خرافاتِ (مدعیات بلادلیل) دیگر را رها کنید.

🍂 حمل این باورها، مثل شرکت در یک مسابقهٔ دو و میدانی‌ است، اما با حمل یک گونی صد کیلویی از اشیاء غیرضروری؛ سنگین‌تان می‌کند و سبک‌بالی و چالاکی‌تان را در سلوک می‌ستاند؛ خصوصا در این زمینه و زمانه.

2️⃣ هیچ اصراری نداشته باشید که در یک هویت مذهبی مشخص (مثلا اسلام یا شیعهٔ ۱۲ امامی) تعریف شوید؛ چون مجبور می‌شوید که وقت و‌ انرژی بسیاری بگذارید برای توجیهات مغالطه‌‌‌ای، در خصوص کثیری باورهای خرافی و بلادلیل و‌ در خصوص عقاید و‌ خطاهای گذشتگان؛ از جمله باورهایی چون، عصمت کودک هشت ساله و وجود امام زمان ۱۲۰۰ ساله و انحصار حقیقت در فرقۀ خود و وجود جهنم کافرسوز و وجود جنّ و غلمان و‌ امثالهم.

🍂 این روند، حریت و حقیقت‌جویی شما را مختل می‌کند و مثل والدینی می‌شوید که از روی تعصب، به‌جای پذیرش نقص‌های فرزند خود، تمام وقت‌شان مصروف توجیهات مغالطه‌ای نسبت به خرابکاری‌های اوست.

3️⃣ تمرکز کنید بر موضوع خود خدا

🍂 چه اهمیتی دارد که محمد بن عبدالله به معراج رفت یا خیر؟ یا قرآن سخن الله است یا خیر؟ برای رشد وجود خود شما چه سودی دارد؟ اگر محمد بن عبدالله به معراج رفته‌است، خوش به سعادتش؛ به من و شما چه ربطی دارد؟

4️⃣ معرفت، باور صادق و موجه است

🍂 برخی گزاره ها ممکن است صادق باشند، اما قابل توجیه یا اثبات نباشند؛ مثلا ممکن است جن وجود داشته باشد، اما حسب اخلاق باور، وقتی دلیلی برای وجودش نداریم، باید تعلیق حکم کنیم و باورش نکنیم. چرا؟ چون اگرچه ممکن است صادق باشد، اما این امکان هم متصور است که کاذب باشد؛ یعنی امکان کذب بودن هم دارد.

🍂 ضمن اینکه وقتی یک خرافه و مدعای بلادلیل را باور می‌کنیم؛ چرا ادعاهای دیگر در شرق و غرب عالم و در میان سرخپوست‌ها و یا گاو پرستان هندی را باور نکنیم؟ مرجح چیست؟

5️⃣ عقلانیت نظری، دلبستگی به باور است، در تناسب با قوت دلایل موید

🍂 اگر برای مثال، برای وجود خدا، یک درصد دلیل داریم، دلبستگی ما به این باور نیز باید یک درصد باشد؛ نه بیشتر و نه کمتر.

6️⃣ در خصوص خدا، ادعای اثبات و یقین جازم معرفتی نکنید که شدنی نیست

🍂 ادعای توجیه کنید؛ آنهم نسبت به یک خدای نامتشخص و غیرانسا‌ن‌وار (یعنی غیر از خدای ادیان ابراهیمی).

🍂 توجیه بدین معنی که ما دلیل قاطع و خدشه‌ناپذیر اثباتی نداریم، اما دلایل و شواهدی داریم که باور به «بی‌شعور و لش و کر و کور و گنگ نبودن هستی» را خردستیز نمی‌کند و نیز به نفع آن است.

🍂 با یقین جزمی نمی‌گوییم که «الف، جیم است و محال است که نباشد» و مآلا، احتمال نقص و نقض و خطا می‌دهیم و به‌عبارتی، تکبر و تفرعن معرفتی را رها می‌کنیم.

7️⃣ ریسک ایمان را شجاعانه و صادقانه و عالمانه قبول کنید؛ یعنی بگویید که احتمال دارد که این باور ظنی من، خلاف واقع باشد و متعلق ایمان من وجود نداشته باشد.

8️⃣ در همین‌جا توقف کنید؛ در همین باور ظنی به «بی‌شعور و لش و کر و کور و گنگ نبودن هستی» و مآلا، باور خود نسبت به خدا را بسیار مینیمال کنید و با بوالفضولی‌های ذهن مقابله کنید و سراغ داستان‌بافی راجع به افکار و ارزش‌ها و اهداف و عواطف و برنامه‌ها و طراح‌های خدا نروید؛ چون شبیه به یک مورچه می‌شوید که با بوی قطره‌ای شراب، مست شده و ادعا می‌کند که طول و عرض و ارتفاع اقیانوس را شنا و بررسی کرده‌است و نسبت به آن علم دارد.


#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘مغلطۀ یکتاپرستی

✍🏻 #امین_قضایی

🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۲ واژه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📘مغلطۀ یکتاپرستی

✍🏻 #امین_قضایی

🍂 بسیاری از مردم و حتی پژوهشگران، این فرض را پذیرفته‌اند که مذاهب سامی، یکتاپرستی را رواج دادند و یکتاپرستی یک «پیشرفت» در «روند تفکر بشر» محسوب می‌شود و یا دست‌کم، این مذاهب یکتاپرست، نسبت به مذاهب چندخدایی پیشین، درک انتزاعی‌تر و پیچیده‌تری نسبت به خدا دارند.

🍂 برای مثال، زئوس را با خدای مسیحی و یا اسلامی مقایسه می‌کنند. زئوس نسبت به خدای مسیحیان و مسلمانان، ویژگی‌های انسانی (آنتروپومورفیک‌تر) بیشتری دارد، با زنان هم‌آغوشی می‌کند و به نظر نمی‌رسد که خدا، دانای کل و حتی آفریننده جهان باشد؛ به‌طور کل، با خدای دانا و قادر مطلق مسیحیت و اسلام، تفاوت بسیاری دارد.

🍂 اما این دوگانۀ یکتاپرستی/چندخدایی، براستی دوگانۀ کاذبی‌ست که پیروان ادیان سامی، آن را جعل کرده‌اند. اگر الهیات (تئولوژی) مذاهب سامی را با مذاهب پیشین (مانند مذهب یونانی و رومی) مقایسه کنیم، خواهیم دید که:

۱- اگر تصورات مذهب یونانی از خدا را بپذیریم، مذاهب سامی همانقدر چندخدایی هستند که مذهب یونانی؛

۲- اگر تصورات الهیات مسیحی از خدا را بپذیریم، مذهب یونانی نه تنها چندخدا نیست بلکه «بی‌خدا» هست.

🍂 در الهیات مسیحی و اسلامی، خدا آفرینندۀ جهان محسوب می‌شود، یعنی موجودی که جهان را از هیچ آفرید. اگر این یک شرط مهم برای تصور از خدا باشد، مذهب یونانی، به هیچ خدایی که بتواند جهان را از هیچ بیافریند، اصلاً اعتقاد ندارد.

🍂 در واقع، در یونان باستان، این درک فلسفی (که آن را در «اصل هستی‌شناختی پارمنیدس» می‌بینیم) وجود داشت که امکان ندارد چیزی از هیچ بوجود آید و یا چیزی معدوم و هیچ شود. در جهان فقط «تغیر و سیالیت» است، چیزها «معدوم نمی‌شوند»، بلکه «از چیزی به چیز دیگر تغییر می‌یابند». پس یونانیان باستان معتقد نبودند که اصلاً چنین آفرینشی میسر باشد که بخواهند آن را به خدایی نسبت دهند. جهان در نزد بسیاری از ایشان، ازلی تصور می‌شد و مطابق کیهان‌شناسی مذهب یونانی (اگرچه یک روایت رسمی وجود ندارد)، جهان از «هرج و مرج» بوجود آمده‌است و زئوس هم مانند دیگر چیزها، خود «محصول تغیرات جهان» است و «فرزند کرونوس» محسوب می‌شود.

🍂 پس اگر بحث بر سر اعتقاد به یک «خدای آفریننده از هیچ» باشد، مذهب «یونانی/رومی» در واقع بی‌خدا است، اما یونانیان معتقد بودند که خدایان «قدرت صناعت» (یا آفرینش اما نه به معنای «بوجود آوردن از هیچ») انسان‌ها و چیزها را دارند. این خدای صانع (نه آفریننده) را در مکالمه تیمائوس افلاطون می‌یابیم. Demiurge خدای صانعی‌ست که جهان را از «فرم‌های ایده‌آل» ساخته‌است، نه از هیچ. پس بند دوم ما ثابت می‌شود، یعنی اگر منظور از خدا، آفریننده‌ای باشد که با قدرت مطلق خود، جهان را «از هیچ» بوجود آورده باشد، مذهب یونانی/رومی بی‌خدا است و بنابراین، به حقیقت امر نزدیک‌تر. آن‌ها دست‌کم، این درک را داشتند که میسّر نیست چیزی از هیچ بوجود آید.

🍂 اما اگر درک یونانیان و رومیان باستان از خدا یا خدایان را فرض بگیریم، در نظر ایشان، خدایان صرفاً موجوداتی «نامیرا» با «توانایی‌های فرا-انسانی» هستند. همان‌طور که جامعۀ انسانی توسط سیاستمداران اداره می‌شود، این خدایان مشغول ادارۀ امور جهان هستند. اگر این تعریف از موجودات جاودان، با قدرت فرا-انسانی را در نظر بگیریم، مسیحیت و اسلام هم «چندخدایی» هستند؛ زیرا آن‌ها هم به وجود انواع و اقسام فرشته و شیاطین اعتقاد دارند. آن‌ها هم مانند یونانیان باستان، معتقد هستند که موجودات نامیرایی مانند «جبرئیل، میکائیل، عزرائیل و...»، در ادارۀ امور جهان به خداوند کمک می‌کنند یا از او مأموریت می‌گیرند. در اینجا فقط اسم‌ها عوض شده‌اند و به جای «خدا»، از کلمۀ «فرشته و شیطان و اجنبه» استفاده می‌شود. پس اگر منظور از خدا، «موجودات جاودانی» باشد که «با قدرت فرا-انسانی، قدرت اداره و کنترل بر طبیعت را دارند»، پس مسیحیت و اسلام هم چندخدایی هستند؛ همان‌طور که این فرشتگان تحت فرمان و مادون خدا هستند، خدایان یونانی هم تحت فرمان «خدای خدایان» یعنی زئوس قرار داشت؛ پس از این نظر هم تفاوتی وجود ندارد.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۲ واژه


#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
‏چرا کشتید؟ پرسیدیم و پاسخ باز، کشتن بود
جنون با ضربه‌ی شستش قلم‌پردازِ کشتن بود...

عذاب رفته بر ما از همان دیوِ دماوند است
هنوز آن مارهای زنده‌اش در فازِ کشتن بود...

✍🏻 #مریم_جعفری_آذرمانی


#ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Maryam_Jafari_Azarmani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗قربانگاهِ «حجاب اجباری» و اسلامِ داعشی

✍🏻 #علیرضاموثق

۱) حقیقتِ اسلام تا جایی که در دسترس است، «داعش» است و چهرهٔ الله (به‌مثابه سلطانِ مستبد و مذکر) و شخصیت محمد بن عبدالله و آموزه‌های قرآن و سنت نبوی از جهات مختلف، به انحطاط فرهنگ کشور ما کمک کرده‌است:

الف) مقدس و مطلق و فراتاریخی کردنِ یکسری گزارهٔ تاریخی و عرفی و عصری و بشری و خطاناک و اسطوره‌ای و قبیله‌ای و خرافی و مردسالار و استبدادی و وایکینگی.

ب) بسط دادنِ تعبد و جزم و جمود و تعصب و تبعیض و خودشیفتگی و دیگری‌ستیزی و خردستیزی و استدلال‌گریزی و نیز راه و روح بردگی و فرومایگی. اسلام خصم «عقلانیت و عدالت و معنویت» در زمانه و زمینهٔ تاریخی ماست.

۲) حکومت اسلامی ایران، حکومتی خرافات‌بنیان و فاشیستی و داعشی‌ست که البته بر اثر علل اجتماعی در طی حدود نیم‌قرن گذشته از «اسلام راستین» به درجات و از ابعاد مختلف عدول کرده‌است (والا وضعیت وخیم‌تر بود).

۳) حجاب اجباری یکی از جلوه‌های توحش و خوی فاشیستی و روح بیمار و خودشیفتهٔ اسلام و حکومت اسلامی‌ست و همانطور که آشکار است، بروز و ظهورِ این «سرشت تلخ»، محدود به مصداق مذکور نیست و لذا با برچیده شدن بساط حجاب اجباری، بحران اسلام و آثار سوء فرهنگی و اجتماعی‌اش، به شکل اساسی و ساختاری رفع و رجوع نمی‌شود.

۴) در پی اعتراضات سال قبل، یکی از مسئولین ارشد فرهنگیِ شهرداری تهران (و موجودی بی‌سواد و خرافاتی و وقیح و ماقبل تفکر و یک بچه‌مذهبیِ پررو که از فرط گسسته‌خردی به غیب شدن امام زمان ۱۲٠٠ ساله باور دارد)، در سیمایِ میلیِ نظام ولایت مطلقهٔ فقیه، از پیگیریِ خشونت‌پرهیزِ مطالبات مردم معترض سخن می‌گفت و البته مطالبات مذکور را با بی‌شرمی، تلویحاً به «شفاف شدن علت فوت مرحومه مهسا امینی و برخورد با مسببینش» تقلیل می‌داد (بدون اشاره به حتی مطالبهٔ جمع شدنِ گشت گشتاپوی ارشاد و اختیاری شدن حجاب اسلامی).

۵) واقعیت این است که بخش قابل توجهی از مردم ایران نه تنها از «حکومت اسلامی و حجاب اجباری» منزجر می‌باشند، بلکه از اسلام و سبک زندگیِ نیمه‌وحشی و بدویِ اسلامی متنفر هستند و یگانه راه رفع این تزاحم اجتماعی در «ایران آینده»، اهلی گشتنِ اسلام و کم شدنِ شرش از حوزهٔ عمومی از مجرای جدایی نهاد دین از نهاد حکومت (حکومت سکولار و علم‌محور) و تضمین حقوق بشر است.

۶) حکومت اسلامی ایران شبیه به «کرگدنی»ست که «مغز» ندارد و یا شبیه به انسانی‌ست که دچار فتور قوهٔ عاقله و بلاهت است و فقط «مشت و لگد» دارد؛ به همان دلیل که نمی‌توان عقلانیت را با اسلام جمع کرد و یا در جهان، یک متفکر یافت که هم مسلمان باشد، هم شیعه، هم شیعهٔ ۱۲ امامی و مآلاً باورمند به خرافهٔ وجود امام زمان ۱۲٠٠ ساله، هم معتقد به تئوری ولایت مطلقهٔ فقیه، هم ملتزم به مصداقش و نهایتاً هم انقلابی و بدین‌ترتیب «حکومت» به «دارالمجانین» و «انجمن نخاله‌ها و کوتوله‌های فکری و وجودی» تبدیل شده‌است. با این وصف، مردم معترض از یک طرف نباید از نابسامانیِ مملکت در جمیع وجوهِ ممکن و متصور تعجب کنند و از طرف دیگر نباید گمان کنند که راه تغییر حکومت فعلی (و به عبارت دیگر، راه درمان این سرطانِ فرهنگی و طاعون سیاسی)، راهی هموار است.

۷) دکتر عبدالکریم سروش اذعان کرده‌است که اسلام (قرآن و سنت نبوی)، شبیه به پرنده‌ای‌ست که تنها یک بال دارد و آن بال، «خشونت و ترس» است؛ اسلام، «خوفنامهٔ جهادی و بردگی» است، بدون «عشق و آزادگی» (البته به سخن دکتر سروش اضافه کنم که مسلمانان در طول تاریخ اسلام با ایجاد هرج و مرج در هرمنوتیک و با شعبده‌بازی تئولوژیک از فلسفهٔ یونانی و عرفان هندی تا پوپر و هایدگر را به اسلام حقنه کردند). حکومت اسلامی-آخوندی ما نیز فرزند طبیعی اسلام است و آن نیز شبیه به پرنده‌ای‌ست که صرفاً یک بال دارد. حکومت فاشیستیِ ولی فقیه صرفاً تا حدودی در حوزهٔ نظامی و امنیتی رشد کرده‌است، اما در حوزهٔ فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، عقب‌مانده‌است و به نظر می‌رسد که به دلیل مشکلات ساختاری و روند تحولات تاریخی و نیز تعارضش با بخش قابل توجهی از نیروهای اجتماعی، محکوم به سقوط است.


#حکومت_اسلامی #نقد_اسلام #زنان

➖➖➖

🌾@Naqdagin