نقدآگین
با فوجشان زمین و زمان را گرفتهاند پفیوزها تمام جهان را گرفتهاند مردان حق به پای خدایان و قبلهها سرها بریدهاند و زبان را گرفتهاند خاورمیانه! ای که به اذن پیمبران از مأمن تو امن و امان را گرفتهاند ای تشت خون! ببین که بر این اطلس کبود چنگیزها کران به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 شهریار و #حافظ
🎙#محمدحسن_صادقی
پاشو ای مست که دنیا همۀ دیوانه توست
همه آفاق پر از نعرۀ مستانۀ توست
درِ دکانِ همه بادهفروشان تختهاست
آن که باز است همیشه، درِ میخانۀ توست
دستِ مشاطۀ طبع تو بنازم که هنوز
زیور زلف عروسان سخن، شانۀ توست
ای زیارتگهِ رندانِ قلندر، برخیز
توشۀ من، همه در گوشه انبانه تست
همت ای پیر که کشکولِ گدائی در کف
رندم و حاجتم آن، همتِ رندانۀ توست
ای کلیدِ درِ گنجینۀ اسرار ازل
عقل، دیوانۀ گنجی که به ویرانۀ توست
شمعِ من، دور تو گردم به کاخ شبِ وصل
هر که توفیق پری یافته، پروانۀ توست
همه غواص ادب بودم و هر جا صدفیست
همه بازش دهن از، حیرت دردانه توست
زهره گو تا دم صبحِ ابد افسون بدمد
چشمک نرگس، مخمور به افسانۀ توست
ای گدای سرِ خوانت همه شاهانِ جهان
شهریار آمده، دربانِ درِ خانۀ توست
#شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
🎙#محمدحسن_صادقی
پاشو ای مست که دنیا همۀ دیوانه توست
همه آفاق پر از نعرۀ مستانۀ توست
درِ دکانِ همه بادهفروشان تختهاست
آن که باز است همیشه، درِ میخانۀ توست
دستِ مشاطۀ طبع تو بنازم که هنوز
زیور زلف عروسان سخن، شانۀ توست
ای زیارتگهِ رندانِ قلندر، برخیز
توشۀ من، همه در گوشه انبانه تست
همت ای پیر که کشکولِ گدائی در کف
رندم و حاجتم آن، همتِ رندانۀ توست
ای کلیدِ درِ گنجینۀ اسرار ازل
عقل، دیوانۀ گنجی که به ویرانۀ توست
شمعِ من، دور تو گردم به کاخ شبِ وصل
هر که توفیق پری یافته، پروانۀ توست
همه غواص ادب بودم و هر جا صدفیست
همه بازش دهن از، حیرت دردانه توست
زهره گو تا دم صبحِ ابد افسون بدمد
چشمک نرگس، مخمور به افسانۀ توست
ای گدای سرِ خوانت همه شاهانِ جهان
شهریار آمده، دربانِ درِ خانۀ توست
#شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
نقدآگین
🍂 میدلتون کاردار انگلیس در تهران، دوران پس از واقعه سی تیر در ملاقاتی در اوایل شهریور، شاه را بسیار افسرده، مأیوس و دچار پیری زودرس یافت و معتقد به اینکه سلطنت در ایران آیندهای ندارد و خود وی صرفاً به «یک پادشاه عروسکی بدون ارتش و طرفدار» مبدل شدهاست. …
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 نقاشی به من یاد داده که گاه برای پیدا کردن ایدهای مناسب، فکر کردن چارهساز نیست. بوم سفید، آنقدر دهنکجی میکند که هر جور فکری را از مغزت میتاراند، اما یکباره، بین خواب و بیداری، زمانی که انتظارش را نداری، مثل دلدردی ناگهانی، به سراغت میآید و وادارت میکند از جا بلند شوی و بساط نقاشی را علم کنی؛ شعر هم همینطور است. انگار زندگی هم کم و بیش، شبیه اینهاست. گاهی برای این که فکری درست به مغز آدم برسد، نیازی به فکر کردن نیست. وقتهایی باید مغز را تعطیل کنی تا مجالِ راهیابیِ یک راه خوب پیدا شود.
✍️ پروانهای روی شانه، رمانِ #بهنام_ناصح
#گزیدهکتاب #نگار_نو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dastan_gard
✍️ پروانهای روی شانه، رمانِ #بهنام_ناصح
#گزیدهکتاب #نگار_نو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dastan_gard
نقدآگین
@Naqdagin – مرگ و زندگی پس از مرگ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📗چگونه میتوان متعقلانه ایمان ورزید؟
✍🏻 #علیرضاموثق
1️⃣ جن و غلمان و جهنم کافرسوز و دفاع از قصاص و شلاق و قطع دست و پا و سنگسار و جواز ازدواج کودکان و دیگر احکام عصر حجری اسلام و یا ادعای اطلاع قرآن از تعداد دروازهبانان جهنم و سخن گفتن راجع به تعداد بالهای جبرئیل و نجاست کفار و کشتی نوح و شکافته شدن دریا و بارداری بدون اسپرم مادر عیسی و اصناف خرافاتِ (مدعیات بلادلیل) دیگر را رها کنید.
🍂 حمل این باورها، مثل شرکت در یک مسابقهٔ دو و میدانی است، اما با حمل یک گونی صد کیلویی از اشیاء غیرضروری؛ سنگینتان میکند و سبکبالی و چالاکیتان را در سلوک میستاند؛ خصوصا در این زمینه و زمانه.
2️⃣ هیچ اصراری نداشته باشید که در یک هویت مذهبی مشخص (مثلا اسلام یا شیعهٔ ۱۲ امامی) تعریف شوید؛ چون مجبور میشوید که وقت و انرژی بسیاری بگذارید برای توجیهات مغالطهای، در خصوص کثیری باورهای خرافی و بلادلیل و در خصوص عقاید و خطاهای گذشتگان؛ از جمله باورهایی چون، عصمت کودک هشت ساله و وجود امام زمان ۱۲۰۰ ساله و انحصار حقیقت در فرقۀ خود و وجود جهنم کافرسوز و وجود جنّ و غلمان و امثالهم.
🍂 این روند، حریت و حقیقتجویی شما را مختل میکند و مثل والدینی میشوید که از روی تعصب، بهجای پذیرش نقصهای فرزند خود، تمام وقتشان مصروف توجیهات مغالطهای نسبت به خرابکاریهای اوست.
3️⃣ تمرکز کنید بر موضوع خود خدا
🍂 چه اهمیتی دارد که محمد بن عبدالله به معراج رفت یا خیر؟ یا قرآن سخن الله است یا خیر؟ برای رشد وجود خود شما چه سودی دارد؟ اگر محمد بن عبدالله به معراج رفتهاست، خوش به سعادتش؛ به من و شما چه ربطی دارد؟
4️⃣ معرفت، باور صادق و موجه است
🍂 برخی گزاره ها ممکن است صادق باشند، اما قابل توجیه یا اثبات نباشند؛ مثلا ممکن است جن وجود داشته باشد، اما حسب اخلاق باور، وقتی دلیلی برای وجودش نداریم، باید تعلیق حکم کنیم و باورش نکنیم. چرا؟ چون اگرچه ممکن است صادق باشد، اما این امکان هم متصور است که کاذب باشد؛ یعنی امکان کذب بودن هم دارد.
🍂 ضمن اینکه وقتی یک خرافه و مدعای بلادلیل را باور میکنیم؛ چرا ادعاهای دیگر در شرق و غرب عالم و در میان سرخپوستها و یا گاو پرستان هندی را باور نکنیم؟ مرجح چیست؟
5️⃣ عقلانیت نظری، دلبستگی به باور است، در تناسب با قوت دلایل موید
🍂 اگر برای مثال، برای وجود خدا، یک درصد دلیل داریم، دلبستگی ما به این باور نیز باید یک درصد باشد؛ نه بیشتر و نه کمتر.
6️⃣ در خصوص خدا، ادعای اثبات و یقین جازم معرفتی نکنید که شدنی نیست
🍂 ادعای توجیه کنید؛ آنهم نسبت به یک خدای نامتشخص و غیرانسانوار (یعنی غیر از خدای ادیان ابراهیمی).
🍂 توجیه بدین معنی که ما دلیل قاطع و خدشهناپذیر اثباتی نداریم، اما دلایل و شواهدی داریم که باور به «بیشعور و لش و کر و کور و گنگ نبودن هستی» را خردستیز نمیکند و نیز به نفع آن است.
🍂 با یقین جزمی نمیگوییم که «الف، جیم است و محال است که نباشد» و مآلا، احتمال نقص و نقض و خطا میدهیم و بهعبارتی، تکبر و تفرعن معرفتی را رها میکنیم.
7️⃣ ریسک ایمان را شجاعانه و صادقانه و عالمانه قبول کنید؛ یعنی بگویید که احتمال دارد که این باور ظنی من، خلاف واقع باشد و متعلق ایمان من وجود نداشته باشد.
8️⃣ در همینجا توقف کنید؛ در همین باور ظنی به «بیشعور و لش و کر و کور و گنگ نبودن هستی» و مآلا، باور خود نسبت به خدا را بسیار مینیمال کنید و با بوالفضولیهای ذهن مقابله کنید و سراغ داستانبافی راجع به افکار و ارزشها و اهداف و عواطف و برنامهها و طراحهای خدا نروید؛ چون شبیه به یک مورچه میشوید که با بوی قطرهای شراب، مست شده و ادعا میکند که طول و عرض و ارتفاع اقیانوس را شنا و بررسی کردهاست و نسبت به آن علم دارد.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
1️⃣ جن و غلمان و جهنم کافرسوز و دفاع از قصاص و شلاق و قطع دست و پا و سنگسار و جواز ازدواج کودکان و دیگر احکام عصر حجری اسلام و یا ادعای اطلاع قرآن از تعداد دروازهبانان جهنم و سخن گفتن راجع به تعداد بالهای جبرئیل و نجاست کفار و کشتی نوح و شکافته شدن دریا و بارداری بدون اسپرم مادر عیسی و اصناف خرافاتِ (مدعیات بلادلیل) دیگر را رها کنید.
🍂 حمل این باورها، مثل شرکت در یک مسابقهٔ دو و میدانی است، اما با حمل یک گونی صد کیلویی از اشیاء غیرضروری؛ سنگینتان میکند و سبکبالی و چالاکیتان را در سلوک میستاند؛ خصوصا در این زمینه و زمانه.
2️⃣ هیچ اصراری نداشته باشید که در یک هویت مذهبی مشخص (مثلا اسلام یا شیعهٔ ۱۲ امامی) تعریف شوید؛ چون مجبور میشوید که وقت و انرژی بسیاری بگذارید برای توجیهات مغالطهای، در خصوص کثیری باورهای خرافی و بلادلیل و در خصوص عقاید و خطاهای گذشتگان؛ از جمله باورهایی چون، عصمت کودک هشت ساله و وجود امام زمان ۱۲۰۰ ساله و انحصار حقیقت در فرقۀ خود و وجود جهنم کافرسوز و وجود جنّ و غلمان و امثالهم.
🍂 این روند، حریت و حقیقتجویی شما را مختل میکند و مثل والدینی میشوید که از روی تعصب، بهجای پذیرش نقصهای فرزند خود، تمام وقتشان مصروف توجیهات مغالطهای نسبت به خرابکاریهای اوست.
3️⃣ تمرکز کنید بر موضوع خود خدا
🍂 چه اهمیتی دارد که محمد بن عبدالله به معراج رفت یا خیر؟ یا قرآن سخن الله است یا خیر؟ برای رشد وجود خود شما چه سودی دارد؟ اگر محمد بن عبدالله به معراج رفتهاست، خوش به سعادتش؛ به من و شما چه ربطی دارد؟
4️⃣ معرفت، باور صادق و موجه است
🍂 برخی گزاره ها ممکن است صادق باشند، اما قابل توجیه یا اثبات نباشند؛ مثلا ممکن است جن وجود داشته باشد، اما حسب اخلاق باور، وقتی دلیلی برای وجودش نداریم، باید تعلیق حکم کنیم و باورش نکنیم. چرا؟ چون اگرچه ممکن است صادق باشد، اما این امکان هم متصور است که کاذب باشد؛ یعنی امکان کذب بودن هم دارد.
🍂 ضمن اینکه وقتی یک خرافه و مدعای بلادلیل را باور میکنیم؛ چرا ادعاهای دیگر در شرق و غرب عالم و در میان سرخپوستها و یا گاو پرستان هندی را باور نکنیم؟ مرجح چیست؟
5️⃣ عقلانیت نظری، دلبستگی به باور است، در تناسب با قوت دلایل موید
🍂 اگر برای مثال، برای وجود خدا، یک درصد دلیل داریم، دلبستگی ما به این باور نیز باید یک درصد باشد؛ نه بیشتر و نه کمتر.
6️⃣ در خصوص خدا، ادعای اثبات و یقین جازم معرفتی نکنید که شدنی نیست
🍂 ادعای توجیه کنید؛ آنهم نسبت به یک خدای نامتشخص و غیرانسانوار (یعنی غیر از خدای ادیان ابراهیمی).
🍂 توجیه بدین معنی که ما دلیل قاطع و خدشهناپذیر اثباتی نداریم، اما دلایل و شواهدی داریم که باور به «بیشعور و لش و کر و کور و گنگ نبودن هستی» را خردستیز نمیکند و نیز به نفع آن است.
🍂 با یقین جزمی نمیگوییم که «الف، جیم است و محال است که نباشد» و مآلا، احتمال نقص و نقض و خطا میدهیم و بهعبارتی، تکبر و تفرعن معرفتی را رها میکنیم.
7️⃣ ریسک ایمان را شجاعانه و صادقانه و عالمانه قبول کنید؛ یعنی بگویید که احتمال دارد که این باور ظنی من، خلاف واقع باشد و متعلق ایمان من وجود نداشته باشد.
8️⃣ در همینجا توقف کنید؛ در همین باور ظنی به «بیشعور و لش و کر و کور و گنگ نبودن هستی» و مآلا، باور خود نسبت به خدا را بسیار مینیمال کنید و با بوالفضولیهای ذهن مقابله کنید و سراغ داستانبافی راجع به افکار و ارزشها و اهداف و عواطف و برنامهها و طراحهای خدا نروید؛ چون شبیه به یک مورچه میشوید که با بوی قطرهای شراب، مست شده و ادعا میکند که طول و عرض و ارتفاع اقیانوس را شنا و بررسی کردهاست و نسبت به آن علم دارد.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘مغلطۀ یکتاپرستی
✍🏻 #امین_قضایی
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۲ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
✍🏻 #امین_قضایی
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۲ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📘مغلطۀ یکتاپرستی
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 بسیاری از مردم و حتی پژوهشگران، این فرض را پذیرفتهاند که مذاهب سامی، یکتاپرستی را رواج دادند و یکتاپرستی یک «پیشرفت» در «روند تفکر بشر» محسوب میشود و یا دستکم، این مذاهب یکتاپرست، نسبت به مذاهب چندخدایی پیشین، درک انتزاعیتر و پیچیدهتری نسبت به خدا دارند.
🍂 برای مثال، زئوس را با خدای مسیحی و یا اسلامی مقایسه میکنند. زئوس نسبت به خدای مسیحیان و مسلمانان، ویژگیهای انسانی (آنتروپومورفیکتر) بیشتری دارد، با زنان همآغوشی میکند و به نظر نمیرسد که خدا، دانای کل و حتی آفریننده جهان باشد؛ بهطور کل، با خدای دانا و قادر مطلق مسیحیت و اسلام، تفاوت بسیاری دارد.
🍂 اما این دوگانۀ یکتاپرستی/چندخدایی، براستی دوگانۀ کاذبیست که پیروان ادیان سامی، آن را جعل کردهاند. اگر الهیات (تئولوژی) مذاهب سامی را با مذاهب پیشین (مانند مذهب یونانی و رومی) مقایسه کنیم، خواهیم دید که:
۱- اگر تصورات مذهب یونانی از خدا را بپذیریم، مذاهب سامی همانقدر چندخدایی هستند که مذهب یونانی؛
۲- اگر تصورات الهیات مسیحی از خدا را بپذیریم، مذهب یونانی نه تنها چندخدا نیست بلکه «بیخدا» هست.
🍂 در الهیات مسیحی و اسلامی، خدا آفرینندۀ جهان محسوب میشود، یعنی موجودی که جهان را از هیچ آفرید. اگر این یک شرط مهم برای تصور از خدا باشد، مذهب یونانی، به هیچ خدایی که بتواند جهان را از هیچ بیافریند، اصلاً اعتقاد ندارد.
🍂 در واقع، در یونان باستان، این درک فلسفی (که آن را در «اصل هستیشناختی پارمنیدس» میبینیم) وجود داشت که امکان ندارد چیزی از هیچ بوجود آید و یا چیزی معدوم و هیچ شود. در جهان فقط «تغیر و سیالیت» است، چیزها «معدوم نمیشوند»، بلکه «از چیزی به چیز دیگر تغییر مییابند». پس یونانیان باستان معتقد نبودند که اصلاً چنین آفرینشی میسر باشد که بخواهند آن را به خدایی نسبت دهند. جهان در نزد بسیاری از ایشان، ازلی تصور میشد و مطابق کیهانشناسی مذهب یونانی (اگرچه یک روایت رسمی وجود ندارد)، جهان از «هرج و مرج» بوجود آمدهاست و زئوس هم مانند دیگر چیزها، خود «محصول تغیرات جهان» است و «فرزند کرونوس» محسوب میشود.
🍂 پس اگر بحث بر سر اعتقاد به یک «خدای آفریننده از هیچ» باشد، مذهب «یونانی/رومی» در واقع بیخدا است، اما یونانیان معتقد بودند که خدایان «قدرت صناعت» (یا آفرینش اما نه به معنای «بوجود آوردن از هیچ») انسانها و چیزها را دارند. این خدای صانع (نه آفریننده) را در مکالمه تیمائوس افلاطون مییابیم. Demiurge خدای صانعیست که جهان را از «فرمهای ایدهآل» ساختهاست، نه از هیچ. پس بند دوم ما ثابت میشود، یعنی اگر منظور از خدا، آفرینندهای باشد که با قدرت مطلق خود، جهان را «از هیچ» بوجود آورده باشد، مذهب یونانی/رومی بیخدا است و بنابراین، به حقیقت امر نزدیکتر. آنها دستکم، این درک را داشتند که میسّر نیست چیزی از هیچ بوجود آید.
🍂 اما اگر درک یونانیان و رومیان باستان از خدا یا خدایان را فرض بگیریم، در نظر ایشان، خدایان صرفاً موجوداتی «نامیرا» با «تواناییهای فرا-انسانی» هستند. همانطور که جامعۀ انسانی توسط سیاستمداران اداره میشود، این خدایان مشغول ادارۀ امور جهان هستند. اگر این تعریف از موجودات جاودان، با قدرت فرا-انسانی را در نظر بگیریم، مسیحیت و اسلام هم «چندخدایی» هستند؛ زیرا آنها هم به وجود انواع و اقسام فرشته و شیاطین اعتقاد دارند. آنها هم مانند یونانیان باستان، معتقد هستند که موجودات نامیرایی مانند «جبرئیل، میکائیل، عزرائیل و...»، در ادارۀ امور جهان به خداوند کمک میکنند یا از او مأموریت میگیرند. در اینجا فقط اسمها عوض شدهاند و به جای «خدا»، از کلمۀ «فرشته و شیطان و اجنبه» استفاده میشود. پس اگر منظور از خدا، «موجودات جاودانی» باشد که «با قدرت فرا-انسانی، قدرت اداره و کنترل بر طبیعت را دارند»، پس مسیحیت و اسلام هم چندخدایی هستند؛ همانطور که این فرشتگان تحت فرمان و مادون خدا هستند، خدایان یونانی هم تحت فرمان «خدای خدایان» یعنی زئوس قرار داشت؛ پس از این نظر هم تفاوتی وجود ندارد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۲ واژه
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 بسیاری از مردم و حتی پژوهشگران، این فرض را پذیرفتهاند که مذاهب سامی، یکتاپرستی را رواج دادند و یکتاپرستی یک «پیشرفت» در «روند تفکر بشر» محسوب میشود و یا دستکم، این مذاهب یکتاپرست، نسبت به مذاهب چندخدایی پیشین، درک انتزاعیتر و پیچیدهتری نسبت به خدا دارند.
🍂 برای مثال، زئوس را با خدای مسیحی و یا اسلامی مقایسه میکنند. زئوس نسبت به خدای مسیحیان و مسلمانان، ویژگیهای انسانی (آنتروپومورفیکتر) بیشتری دارد، با زنان همآغوشی میکند و به نظر نمیرسد که خدا، دانای کل و حتی آفریننده جهان باشد؛ بهطور کل، با خدای دانا و قادر مطلق مسیحیت و اسلام، تفاوت بسیاری دارد.
🍂 اما این دوگانۀ یکتاپرستی/چندخدایی، براستی دوگانۀ کاذبیست که پیروان ادیان سامی، آن را جعل کردهاند. اگر الهیات (تئولوژی) مذاهب سامی را با مذاهب پیشین (مانند مذهب یونانی و رومی) مقایسه کنیم، خواهیم دید که:
۱- اگر تصورات مذهب یونانی از خدا را بپذیریم، مذاهب سامی همانقدر چندخدایی هستند که مذهب یونانی؛
۲- اگر تصورات الهیات مسیحی از خدا را بپذیریم، مذهب یونانی نه تنها چندخدا نیست بلکه «بیخدا» هست.
🍂 در الهیات مسیحی و اسلامی، خدا آفرینندۀ جهان محسوب میشود، یعنی موجودی که جهان را از هیچ آفرید. اگر این یک شرط مهم برای تصور از خدا باشد، مذهب یونانی، به هیچ خدایی که بتواند جهان را از هیچ بیافریند، اصلاً اعتقاد ندارد.
🍂 در واقع، در یونان باستان، این درک فلسفی (که آن را در «اصل هستیشناختی پارمنیدس» میبینیم) وجود داشت که امکان ندارد چیزی از هیچ بوجود آید و یا چیزی معدوم و هیچ شود. در جهان فقط «تغیر و سیالیت» است، چیزها «معدوم نمیشوند»، بلکه «از چیزی به چیز دیگر تغییر مییابند». پس یونانیان باستان معتقد نبودند که اصلاً چنین آفرینشی میسر باشد که بخواهند آن را به خدایی نسبت دهند. جهان در نزد بسیاری از ایشان، ازلی تصور میشد و مطابق کیهانشناسی مذهب یونانی (اگرچه یک روایت رسمی وجود ندارد)، جهان از «هرج و مرج» بوجود آمدهاست و زئوس هم مانند دیگر چیزها، خود «محصول تغیرات جهان» است و «فرزند کرونوس» محسوب میشود.
🍂 پس اگر بحث بر سر اعتقاد به یک «خدای آفریننده از هیچ» باشد، مذهب «یونانی/رومی» در واقع بیخدا است، اما یونانیان معتقد بودند که خدایان «قدرت صناعت» (یا آفرینش اما نه به معنای «بوجود آوردن از هیچ») انسانها و چیزها را دارند. این خدای صانع (نه آفریننده) را در مکالمه تیمائوس افلاطون مییابیم. Demiurge خدای صانعیست که جهان را از «فرمهای ایدهآل» ساختهاست، نه از هیچ. پس بند دوم ما ثابت میشود، یعنی اگر منظور از خدا، آفرینندهای باشد که با قدرت مطلق خود، جهان را «از هیچ» بوجود آورده باشد، مذهب یونانی/رومی بیخدا است و بنابراین، به حقیقت امر نزدیکتر. آنها دستکم، این درک را داشتند که میسّر نیست چیزی از هیچ بوجود آید.
🍂 اما اگر درک یونانیان و رومیان باستان از خدا یا خدایان را فرض بگیریم، در نظر ایشان، خدایان صرفاً موجوداتی «نامیرا» با «تواناییهای فرا-انسانی» هستند. همانطور که جامعۀ انسانی توسط سیاستمداران اداره میشود، این خدایان مشغول ادارۀ امور جهان هستند. اگر این تعریف از موجودات جاودان، با قدرت فرا-انسانی را در نظر بگیریم، مسیحیت و اسلام هم «چندخدایی» هستند؛ زیرا آنها هم به وجود انواع و اقسام فرشته و شیاطین اعتقاد دارند. آنها هم مانند یونانیان باستان، معتقد هستند که موجودات نامیرایی مانند «جبرئیل، میکائیل، عزرائیل و...»، در ادارۀ امور جهان به خداوند کمک میکنند یا از او مأموریت میگیرند. در اینجا فقط اسمها عوض شدهاند و به جای «خدا»، از کلمۀ «فرشته و شیطان و اجنبه» استفاده میشود. پس اگر منظور از خدا، «موجودات جاودانی» باشد که «با قدرت فرا-انسانی، قدرت اداره و کنترل بر طبیعت را دارند»، پس مسیحیت و اسلام هم چندخدایی هستند؛ همانطور که این فرشتگان تحت فرمان و مادون خدا هستند، خدایان یونانی هم تحت فرمان «خدای خدایان» یعنی زئوس قرار داشت؛ پس از این نظر هم تفاوتی وجود ندارد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۲ واژه
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
Telegraph
مغلطۀ یکتاپرستی
✍🏻 امین قضایی بسیاری از مردم و حتی پژوهشگران، این فرض را پذیرفتهاند که مذاهب سامی، یکتاپرستی را رواج دادند و یکتاپرستی یک «پیشرفت» در «روند تفکر بشر» محسوب میشود و یا دستکم، این مذاهب یکتاپرست، نسبت به مذاهب چندخدایی پیشین، درک انتزاعیتر و پیچیدهتری…
با کاروان حجاز ۳
@Naqdagin
🎧 با کاروانِ حجاز (۳)
— محمد، پیامبری که احتمالن وجود نداشت (۱/۲)
🎙#حسن_فرامرز
#بازاندیشی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
— محمد، پیامبری که احتمالن وجود نداشت (۱/۲)
🎙#حسن_فرامرز
🗄پست مرتبط
📻 با کاروانِ حجاز (قسمت یکم) (قسمت دوم)
📻 تاریخ اسلام زیر ذرهبین (پروانه پورشریعتی و محسن بنائی)
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 آیا محمد وجود تاریخی داشتهاست؟
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه و دین نو
📺 حرمت شراب و رازگشایی از ماهیت مؤلفان قرآن
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی با محسن بنائی:
جلسهٔ یکم: قسمت یکم| قسمت دوم
جلسهٔ دوم: قسمت یکم| قسمت دوم
#بازاندیشی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
نقدآگین
⬛️ خدا کجاست؟ ✍🏻 #رضا_زمان ❓کجاست آن خدایی که نجاتبخش و رهاییدهنده است؟ کجاست خدایِ ناظرِ عادل، قادرِ عالم، فعّال مایشاء؟ کجاست خدایی که مظهر عدالتِ تامّ و منبع انصافِ کامل است؟ کجاست خدای خیر و خوبی؟ کجاست آن عادلِ مُطلق، خیرخواهِ مُطلق و قادرِ مُطلق؟…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا کشتید؟ پرسیدیم و پاسخ باز، کشتن بود
جنون با ضربهی شستش قلمپردازِ کشتن بود...
عذاب رفته بر ما از همان دیوِ دماوند است
هنوز آن مارهای زندهاش در فازِ کشتن بود...
✍🏻 #مریم_جعفری_آذرمانی
#ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Maryam_Jafari_Azarmani
جنون با ضربهی شستش قلمپردازِ کشتن بود...
عذاب رفته بر ما از همان دیوِ دماوند است
هنوز آن مارهای زندهاش در فازِ کشتن بود...
✍🏻 #مریم_جعفری_آذرمانی
#ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Maryam_Jafari_Azarmani
📗قربانگاهِ «حجاب اجباری» و اسلامِ داعشی
✍🏻 #علیرضاموثق
۱) حقیقتِ اسلام تا جایی که در دسترس است، «داعش» است و چهرهٔ الله (بهمثابه سلطانِ مستبد و مذکر) و شخصیت محمد بن عبدالله و آموزههای قرآن و سنت نبوی از جهات مختلف، به انحطاط فرهنگ کشور ما کمک کردهاست:
الف) مقدس و مطلق و فراتاریخی کردنِ یکسری گزارهٔ تاریخی و عرفی و عصری و بشری و خطاناک و اسطورهای و قبیلهای و خرافی و مردسالار و استبدادی و وایکینگی.
ب) بسط دادنِ تعبد و جزم و جمود و تعصب و تبعیض و خودشیفتگی و دیگریستیزی و خردستیزی و استدلالگریزی و نیز راه و روح بردگی و فرومایگی. اسلام خصم «عقلانیت و عدالت و معنویت» در زمانه و زمینهٔ تاریخی ماست.
۲) حکومت اسلامی ایران، حکومتی خرافاتبنیان و فاشیستی و داعشیست که البته بر اثر علل اجتماعی در طی حدود نیمقرن گذشته از «اسلام راستین» به درجات و از ابعاد مختلف عدول کردهاست (والا وضعیت وخیمتر بود).
۳) حجاب اجباری یکی از جلوههای توحش و خوی فاشیستی و روح بیمار و خودشیفتهٔ اسلام و حکومت اسلامیست و همانطور که آشکار است، بروز و ظهورِ این «سرشت تلخ»، محدود به مصداق مذکور نیست و لذا با برچیده شدن بساط حجاب اجباری، بحران اسلام و آثار سوء فرهنگی و اجتماعیاش، به شکل اساسی و ساختاری رفع و رجوع نمیشود.
۴) در پی اعتراضات سال قبل، یکی از مسئولین ارشد فرهنگیِ شهرداری تهران (و موجودی بیسواد و خرافاتی و وقیح و ماقبل تفکر و یک بچهمذهبیِ پررو که از فرط گسستهخردی به غیب شدن امام زمان ۱۲٠٠ ساله باور دارد)، در سیمایِ میلیِ نظام ولایت مطلقهٔ فقیه، از پیگیریِ خشونتپرهیزِ مطالبات مردم معترض سخن میگفت و البته مطالبات مذکور را با بیشرمی، تلویحاً به «شفاف شدن علت فوت مرحومه مهسا امینی و برخورد با مسببینش» تقلیل میداد (بدون اشاره به حتی مطالبهٔ جمع شدنِ گشت گشتاپوی ارشاد و اختیاری شدن حجاب اسلامی).
۵) واقعیت این است که بخش قابل توجهی از مردم ایران نه تنها از «حکومت اسلامی و حجاب اجباری» منزجر میباشند، بلکه از اسلام و سبک زندگیِ نیمهوحشی و بدویِ اسلامی متنفر هستند و یگانه راه رفع این تزاحم اجتماعی در «ایران آینده»، اهلی گشتنِ اسلام و کم شدنِ شرش از حوزهٔ عمومی از مجرای جدایی نهاد دین از نهاد حکومت (حکومت سکولار و علممحور) و تضمین حقوق بشر است.
۶) حکومت اسلامی ایران شبیه به «کرگدنی»ست که «مغز» ندارد و یا شبیه به انسانیست که دچار فتور قوهٔ عاقله و بلاهت است و فقط «مشت و لگد» دارد؛ به همان دلیل که نمیتوان عقلانیت را با اسلام جمع کرد و یا در جهان، یک متفکر یافت که هم مسلمان باشد، هم شیعه، هم شیعهٔ ۱۲ امامی و مآلاً باورمند به خرافهٔ وجود امام زمان ۱۲٠٠ ساله، هم معتقد به تئوری ولایت مطلقهٔ فقیه، هم ملتزم به مصداقش و نهایتاً هم انقلابی و بدینترتیب «حکومت» به «دارالمجانین» و «انجمن نخالهها و کوتولههای فکری و وجودی» تبدیل شدهاست. با این وصف، مردم معترض از یک طرف نباید از نابسامانیِ مملکت در جمیع وجوهِ ممکن و متصور تعجب کنند و از طرف دیگر نباید گمان کنند که راه تغییر حکومت فعلی (و به عبارت دیگر، راه درمان این سرطانِ فرهنگی و طاعون سیاسی)، راهی هموار است.
۷) دکتر عبدالکریم سروش اذعان کردهاست که اسلام (قرآن و سنت نبوی)، شبیه به پرندهایست که تنها یک بال دارد و آن بال، «خشونت و ترس» است؛ اسلام، «خوفنامهٔ جهادی و بردگی» است، بدون «عشق و آزادگی» (البته به سخن دکتر سروش اضافه کنم که مسلمانان در طول تاریخ اسلام با ایجاد هرج و مرج در هرمنوتیک و با شعبدهبازی تئولوژیک از فلسفهٔ یونانی و عرفان هندی تا پوپر و هایدگر را به اسلام حقنه کردند). حکومت اسلامی-آخوندی ما نیز فرزند طبیعی اسلام است و آن نیز شبیه به پرندهایست که صرفاً یک بال دارد. حکومت فاشیستیِ ولی فقیه صرفاً تا حدودی در حوزهٔ نظامی و امنیتی رشد کردهاست، اما در حوزهٔ فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، عقبماندهاست و به نظر میرسد که به دلیل مشکلات ساختاری و روند تحولات تاریخی و نیز تعارضش با بخش قابل توجهی از نیروهای اجتماعی، محکوم به سقوط است.
#حکومت_اسلامی #نقد_اسلام #زنان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
۱) حقیقتِ اسلام تا جایی که در دسترس است، «داعش» است و چهرهٔ الله (بهمثابه سلطانِ مستبد و مذکر) و شخصیت محمد بن عبدالله و آموزههای قرآن و سنت نبوی از جهات مختلف، به انحطاط فرهنگ کشور ما کمک کردهاست:
الف) مقدس و مطلق و فراتاریخی کردنِ یکسری گزارهٔ تاریخی و عرفی و عصری و بشری و خطاناک و اسطورهای و قبیلهای و خرافی و مردسالار و استبدادی و وایکینگی.
ب) بسط دادنِ تعبد و جزم و جمود و تعصب و تبعیض و خودشیفتگی و دیگریستیزی و خردستیزی و استدلالگریزی و نیز راه و روح بردگی و فرومایگی. اسلام خصم «عقلانیت و عدالت و معنویت» در زمانه و زمینهٔ تاریخی ماست.
۲) حکومت اسلامی ایران، حکومتی خرافاتبنیان و فاشیستی و داعشیست که البته بر اثر علل اجتماعی در طی حدود نیمقرن گذشته از «اسلام راستین» به درجات و از ابعاد مختلف عدول کردهاست (والا وضعیت وخیمتر بود).
۳) حجاب اجباری یکی از جلوههای توحش و خوی فاشیستی و روح بیمار و خودشیفتهٔ اسلام و حکومت اسلامیست و همانطور که آشکار است، بروز و ظهورِ این «سرشت تلخ»، محدود به مصداق مذکور نیست و لذا با برچیده شدن بساط حجاب اجباری، بحران اسلام و آثار سوء فرهنگی و اجتماعیاش، به شکل اساسی و ساختاری رفع و رجوع نمیشود.
۴) در پی اعتراضات سال قبل، یکی از مسئولین ارشد فرهنگیِ شهرداری تهران (و موجودی بیسواد و خرافاتی و وقیح و ماقبل تفکر و یک بچهمذهبیِ پررو که از فرط گسستهخردی به غیب شدن امام زمان ۱۲٠٠ ساله باور دارد)، در سیمایِ میلیِ نظام ولایت مطلقهٔ فقیه، از پیگیریِ خشونتپرهیزِ مطالبات مردم معترض سخن میگفت و البته مطالبات مذکور را با بیشرمی، تلویحاً به «شفاف شدن علت فوت مرحومه مهسا امینی و برخورد با مسببینش» تقلیل میداد (بدون اشاره به حتی مطالبهٔ جمع شدنِ گشت گشتاپوی ارشاد و اختیاری شدن حجاب اسلامی).
۵) واقعیت این است که بخش قابل توجهی از مردم ایران نه تنها از «حکومت اسلامی و حجاب اجباری» منزجر میباشند، بلکه از اسلام و سبک زندگیِ نیمهوحشی و بدویِ اسلامی متنفر هستند و یگانه راه رفع این تزاحم اجتماعی در «ایران آینده»، اهلی گشتنِ اسلام و کم شدنِ شرش از حوزهٔ عمومی از مجرای جدایی نهاد دین از نهاد حکومت (حکومت سکولار و علممحور) و تضمین حقوق بشر است.
۶) حکومت اسلامی ایران شبیه به «کرگدنی»ست که «مغز» ندارد و یا شبیه به انسانیست که دچار فتور قوهٔ عاقله و بلاهت است و فقط «مشت و لگد» دارد؛ به همان دلیل که نمیتوان عقلانیت را با اسلام جمع کرد و یا در جهان، یک متفکر یافت که هم مسلمان باشد، هم شیعه، هم شیعهٔ ۱۲ امامی و مآلاً باورمند به خرافهٔ وجود امام زمان ۱۲٠٠ ساله، هم معتقد به تئوری ولایت مطلقهٔ فقیه، هم ملتزم به مصداقش و نهایتاً هم انقلابی و بدینترتیب «حکومت» به «دارالمجانین» و «انجمن نخالهها و کوتولههای فکری و وجودی» تبدیل شدهاست. با این وصف، مردم معترض از یک طرف نباید از نابسامانیِ مملکت در جمیع وجوهِ ممکن و متصور تعجب کنند و از طرف دیگر نباید گمان کنند که راه تغییر حکومت فعلی (و به عبارت دیگر، راه درمان این سرطانِ فرهنگی و طاعون سیاسی)، راهی هموار است.
۷) دکتر عبدالکریم سروش اذعان کردهاست که اسلام (قرآن و سنت نبوی)، شبیه به پرندهایست که تنها یک بال دارد و آن بال، «خشونت و ترس» است؛ اسلام، «خوفنامهٔ جهادی و بردگی» است، بدون «عشق و آزادگی» (البته به سخن دکتر سروش اضافه کنم که مسلمانان در طول تاریخ اسلام با ایجاد هرج و مرج در هرمنوتیک و با شعبدهبازی تئولوژیک از فلسفهٔ یونانی و عرفان هندی تا پوپر و هایدگر را به اسلام حقنه کردند). حکومت اسلامی-آخوندی ما نیز فرزند طبیعی اسلام است و آن نیز شبیه به پرندهایست که صرفاً یک بال دارد. حکومت فاشیستیِ ولی فقیه صرفاً تا حدودی در حوزهٔ نظامی و امنیتی رشد کردهاست، اما در حوزهٔ فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، عقبماندهاست و به نظر میرسد که به دلیل مشکلات ساختاری و روند تحولات تاریخی و نیز تعارضش با بخش قابل توجهی از نیروهای اجتماعی، محکوم به سقوط است.
#حکومت_اسلامی #نقد_اسلام #زنان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
نقدآگین
⬛️ خدا کجاست؟ ✍🏻 #رضا_زمان ❓کجاست آن خدایی که نجاتبخش و رهاییدهنده است؟ کجاست خدایِ ناظرِ عادل، قادرِ عالم، فعّال مایشاء؟ کجاست خدایی که مظهر عدالتِ تامّ و منبع انصافِ کامل است؟ کجاست خدای خیر و خوبی؟ کجاست آن عادلِ مُطلق، خیرخواهِ مُطلق و قادرِ مُطلق؟…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⬛️ شورِ آزادی و انتخاب آرمیتا برابرِ پرچم سیاهِ شریعتپناهان
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 بیبیسی فارسی گزارشی تهیه کرده دربارهٔ زندگی آرمیتا گراوند. گزارش البته اطلاعات محدود و اندکی به دست آورده و در اختیار مخاطبان گذاشتهاست، اما همین گزارش محدود و کوچک، میتواند روشن کند که آرمیتا گراوند چگونه زیستهاست.
🍂 آرمیتا ۱۷ سال بیشتر نداشت، اما هم اهل ورزش بود و هم اهل هنر. ورزشکار حرفهای تکواندو بود و به مراتب عالی این مهارت رسیدهبود؛ تا قبل از حادثه هم مرتب ورزش میکرد. آرمیتا هنرورز بود، نقاشی میکرد و برای آموزش حرفهای نقاشی هم اقدام کرده بود. او به «طراحی مدل لباس» هم علاقه داشت. آرمیتا، دوستدار و شیفتهٔ فرهنگِ کُره بود؛ گویا زبان کرهای هم یاد گرفته بود و به گروه بیتیاس علاقه داشت و از تیپ و مُد کرهای تقلید میکرد.
🍂 آرمیتا، دختری بود پُر از امید و هیجان؛ سرشار از شور زندگی، شوقِ دنیا و ذوقِ هنری. زندگیدوست و هنردوست، ورزشکار و فعال. خیلی چیزها را میخواست امتحان کند و بیازماید. خوشبین به آینده بود. آرمیتا جایی نوشته بود «انتخابهای من را قضاوت نکنید بدون اینکه دلیل آنها را بدانید». حکمتیست در این سخن؛ قضاوتِ با دلیل.
🍂 آرمیتا، مثل خیلی از هم سن و سالهایش، مثل نیکا و سارینا، شورِ آزادی و انتخاب داشت؛ میخواست آنگونه که دوست دارد و میپسندد، بدون زور و فشار، زندگی کند.
🍂 آرمیتا، میخواست زندگی خود را آزادانه «انتخاب» کند و کسی این انتخاب او را، بیآنکه دلیل آنها را بداند، قضاوت نکند.
🍂 آرمیتا دوست داشت پوشش خودش را، سلیقه خودش را، هنر خودش را، خودش انتخاب کند، نه آنکه برای او انتخاب کنند.
🍂 آرمیتا در پی زندگیِ آزادانه، راهی کُما شد. او یحتمل نتوانست امر و نهی حجاببانهای بیوجدان و بیشرف را تاب بیاورد.
🍂 نحوهٔ زیست و انتخاب و نگرشِ آرمیتا، برای حکومت دینی، برای شریعتزدهها و عقیدهپرستها، قابل تحمل نبود؛ ولایتِ مُطلقِ اسلامی، جامعهٔ واحدِ مذهبی، نمیتوانست و نمیتواند با انتخابهای آرمیتا، با زندگی و زیستِ آرمیتا، بردباری کند.
🍂 آرمیتا آن دختری نبود که در ترازِ انقلاب اسلامی باشد و تسلیم دولت و قدرت شود و انتخاب خود را به اطاعت بفروشد. برای اجامر و اوباشِ حکومت، آرمیتا دختری بود غربزده، دینگریز، گمراه و سرکش که نیاز به هدایت و ارشادِ اسلامی دارد. جامعهٔ سنتی و سنتزده هم توان تحمل آرمیتا را نداشت؛ چون او نیز قید و بندهای جامعهٔ سُنتی را میشکست و زیر بار انتخابهای سُنّتی نمیرفت.
🍂 آرمیتا، مثل هر انسان دیگر، سزاوار انتخابِ آزاد و داشتنِ حقّ زندگی بود. اما او را کُشتند؛ جانش را ستاندند و زندگیاش را دزدیدند تا پرچمِ سیاهِ اسلام، برپا و برجا، برافراشته بماند.
🍂 خواهر کوچکِ ما را کُشتند، با وقاحت و رذالت کُشتند، دروغ گفتند، کتمان کردند، تحریف کردند، و کُشتند و کُشتند، چون سیاستِ کثیف ما عین دیانتِ فاسد ماست.
🍂 جانِ نوجوانِ او را گرفتند، چون رهبرِ خرفت و رذلِ استبداد دینی میگوید: "کشف حجاب «حرام شرعی و سیاسی» است". خواهر کوچکِ ما، بیجان شد تا شریعتِ بدوی و بدویتِ شرعی فرمان به اجبار حجاب دهد. آری، آرمیتا را کُشتند آن حجاببانهای بیوجدان، آن چادرسیاههای هرزهاندیش، کُشتند برای پرچمِ اسلام، برای فرمانِ دیکتاتور، برای شریعتِ دین. جان و زندگی دختر ایران را فدای دین شیطانی و خدای اهریمنی خود کردند، تا دینشان جانِ دوباره و خدایشان حیاتِ نو بگیرد. آری، موی آرمیتا خاری بود در چشم و جانِ این آیینِ قدرتپرست و این دینِ دولتپرست و این خدای بردهپرست.
🍂 شرمِ ابدی بر این آیینِ شیطانی، بر این خدای اهریمنی؛ لعنِ باقی بر این شریعتِ حیوانی، بر این دیانتِ ضدانسانی؛ نفرینِ جاودانی بر این رهبرِ ستمگرِ آیینی، بر این دولتِ کودککُشِ اسلامی؛ تفو بر این پرچمِ سیاهِ اسلامِ روحانی که بر خون استوار است! شرم و لعن و نفرین بر شما، اول و آخرتان، آغاز و پایانتان!
#ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 بیبیسی فارسی گزارشی تهیه کرده دربارهٔ زندگی آرمیتا گراوند. گزارش البته اطلاعات محدود و اندکی به دست آورده و در اختیار مخاطبان گذاشتهاست، اما همین گزارش محدود و کوچک، میتواند روشن کند که آرمیتا گراوند چگونه زیستهاست.
🍂 آرمیتا ۱۷ سال بیشتر نداشت، اما هم اهل ورزش بود و هم اهل هنر. ورزشکار حرفهای تکواندو بود و به مراتب عالی این مهارت رسیدهبود؛ تا قبل از حادثه هم مرتب ورزش میکرد. آرمیتا هنرورز بود، نقاشی میکرد و برای آموزش حرفهای نقاشی هم اقدام کرده بود. او به «طراحی مدل لباس» هم علاقه داشت. آرمیتا، دوستدار و شیفتهٔ فرهنگِ کُره بود؛ گویا زبان کرهای هم یاد گرفته بود و به گروه بیتیاس علاقه داشت و از تیپ و مُد کرهای تقلید میکرد.
🍂 آرمیتا، دختری بود پُر از امید و هیجان؛ سرشار از شور زندگی، شوقِ دنیا و ذوقِ هنری. زندگیدوست و هنردوست، ورزشکار و فعال. خیلی چیزها را میخواست امتحان کند و بیازماید. خوشبین به آینده بود. آرمیتا جایی نوشته بود «انتخابهای من را قضاوت نکنید بدون اینکه دلیل آنها را بدانید». حکمتیست در این سخن؛ قضاوتِ با دلیل.
🍂 آرمیتا، مثل خیلی از هم سن و سالهایش، مثل نیکا و سارینا، شورِ آزادی و انتخاب داشت؛ میخواست آنگونه که دوست دارد و میپسندد، بدون زور و فشار، زندگی کند.
🍂 آرمیتا، میخواست زندگی خود را آزادانه «انتخاب» کند و کسی این انتخاب او را، بیآنکه دلیل آنها را بداند، قضاوت نکند.
🍂 آرمیتا دوست داشت پوشش خودش را، سلیقه خودش را، هنر خودش را، خودش انتخاب کند، نه آنکه برای او انتخاب کنند.
🍂 آرمیتا در پی زندگیِ آزادانه، راهی کُما شد. او یحتمل نتوانست امر و نهی حجاببانهای بیوجدان و بیشرف را تاب بیاورد.
🍂 نحوهٔ زیست و انتخاب و نگرشِ آرمیتا، برای حکومت دینی، برای شریعتزدهها و عقیدهپرستها، قابل تحمل نبود؛ ولایتِ مُطلقِ اسلامی، جامعهٔ واحدِ مذهبی، نمیتوانست و نمیتواند با انتخابهای آرمیتا، با زندگی و زیستِ آرمیتا، بردباری کند.
🍂 آرمیتا آن دختری نبود که در ترازِ انقلاب اسلامی باشد و تسلیم دولت و قدرت شود و انتخاب خود را به اطاعت بفروشد. برای اجامر و اوباشِ حکومت، آرمیتا دختری بود غربزده، دینگریز، گمراه و سرکش که نیاز به هدایت و ارشادِ اسلامی دارد. جامعهٔ سنتی و سنتزده هم توان تحمل آرمیتا را نداشت؛ چون او نیز قید و بندهای جامعهٔ سُنتی را میشکست و زیر بار انتخابهای سُنّتی نمیرفت.
🍂 آرمیتا، مثل هر انسان دیگر، سزاوار انتخابِ آزاد و داشتنِ حقّ زندگی بود. اما او را کُشتند؛ جانش را ستاندند و زندگیاش را دزدیدند تا پرچمِ سیاهِ اسلام، برپا و برجا، برافراشته بماند.
🍂 خواهر کوچکِ ما را کُشتند، با وقاحت و رذالت کُشتند، دروغ گفتند، کتمان کردند، تحریف کردند، و کُشتند و کُشتند، چون سیاستِ کثیف ما عین دیانتِ فاسد ماست.
🍂 جانِ نوجوانِ او را گرفتند، چون رهبرِ خرفت و رذلِ استبداد دینی میگوید: "کشف حجاب «حرام شرعی و سیاسی» است". خواهر کوچکِ ما، بیجان شد تا شریعتِ بدوی و بدویتِ شرعی فرمان به اجبار حجاب دهد. آری، آرمیتا را کُشتند آن حجاببانهای بیوجدان، آن چادرسیاههای هرزهاندیش، کُشتند برای پرچمِ اسلام، برای فرمانِ دیکتاتور، برای شریعتِ دین. جان و زندگی دختر ایران را فدای دین شیطانی و خدای اهریمنی خود کردند، تا دینشان جانِ دوباره و خدایشان حیاتِ نو بگیرد. آری، موی آرمیتا خاری بود در چشم و جانِ این آیینِ قدرتپرست و این دینِ دولتپرست و این خدای بردهپرست.
🍂 شرمِ ابدی بر این آیینِ شیطانی، بر این خدای اهریمنی؛ لعنِ باقی بر این شریعتِ حیوانی، بر این دیانتِ ضدانسانی؛ نفرینِ جاودانی بر این رهبرِ ستمگرِ آیینی، بر این دولتِ کودککُشِ اسلامی؛ تفو بر این پرچمِ سیاهِ اسلامِ روحانی که بر خون استوار است! شرم و لعن و نفرین بر شما، اول و آخرتان، آغاز و پایانتان!
#ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین
نقدآگین
باز آخوندی «گند-گاو-چاله-دهان»ش را گشود و با توهم و تفرعن و مغزی پر از خرافات و خزعبلاتِ آغشته به انبانی از اسپرم، خودش و اسلامش را رسوا کرد! طوفان خندهها از این حجمِ بلاهتها! ای آخوندِ مفتخور و بیکار و بیسواد و بیهنر و فرومایه! تو اگر شعور و شرف…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1️⃣ مسلمان به #ریچارد_داوکینز
«از آتئیستا متنفرم! هیچ چی براشون مهم نیس:
- اگر در خیابون، کسی عشقبازی کنه کاریش ندارن؛
- جلوی زنای بی سینهبند تلویزیون رو نمیگیرن؛
- باید جامعه (زنان) رو درست کنید (با حجاب اجباری). زنا مثل جندهها بیرون میان!
- کفار باید از «سرزمین ما و محمد» برن؛ بلاخره جهان رو میگیریم(!)».
2️⃣ #علیرضاموثق
شخصیت توتالیتر و زنستیز الله، در این مسلمان داعشی، ظهورِ تام یافته:
۱) اسلام، قدرت سیاسی را اولاً جهت سرکوب #زنان میخواهد و هرکه مدعیات بلادلیلش را تصدیق نکند، حیوانی بیبندوبار و نجس تصور و تصویر میکند؛ در وهلۀ بعد، دنبال بسط قدرت در جهان و سلطۀ مطلقِ جهانیست؛
۲) زن را ابزار جنسی و مملوکِ مطلق مرد میبیند و فقط از او، «اطاعت» میطلبد و برایش سوژگیای برابرِ مرد و حقّ انتخابی برای سبک زندگی و پوشش، قائل نیست؛
۳) مهمترین موضوع ترس مسلمین، نه الله، بلکه حضور آزاد و برابر زنان در جامعه است که سلطهشان را با چالش مواجه میکند؛
۴) جهاد اسلام، به همین سرکوب وابسته است. قرآن با وعدۀ حوریان نارپستان، فقط چنین مریضانی را توانسته راهی فدا شدن برای بسط قدرتش کند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«از آتئیستا متنفرم! هیچ چی براشون مهم نیس:
- اگر در خیابون، کسی عشقبازی کنه کاریش ندارن؛
- جلوی زنای بی سینهبند تلویزیون رو نمیگیرن؛
- باید جامعه (زنان) رو درست کنید (با حجاب اجباری). زنا مثل جندهها بیرون میان!
- کفار باید از «سرزمین ما و محمد» برن؛ بلاخره جهان رو میگیریم(!)».
2️⃣ #علیرضاموثق
شخصیت توتالیتر و زنستیز الله، در این مسلمان داعشی، ظهورِ تام یافته:
۱) اسلام، قدرت سیاسی را اولاً جهت سرکوب #زنان میخواهد و هرکه مدعیات بلادلیلش را تصدیق نکند، حیوانی بیبندوبار و نجس تصور و تصویر میکند؛ در وهلۀ بعد، دنبال بسط قدرت در جهان و سلطۀ مطلقِ جهانیست؛
۲) زن را ابزار جنسی و مملوکِ مطلق مرد میبیند و فقط از او، «اطاعت» میطلبد و برایش سوژگیای برابرِ مرد و حقّ انتخابی برای سبک زندگی و پوشش، قائل نیست؛
۳) مهمترین موضوع ترس مسلمین، نه الله، بلکه حضور آزاد و برابر زنان در جامعه است که سلطهشان را با چالش مواجه میکند؛
۴) جهاد اسلام، به همین سرکوب وابسته است. قرآن با وعدۀ حوریان نارپستان، فقط چنین مریضانی را توانسته راهی فدا شدن برای بسط قدرتش کند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin