فلسفۀ اسپینوزا ۴
@Naqdagin
🎧 فلسفۀ #اسپینوزا، جلسه چهارم
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #هستیکاوی #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #هستیکاوی #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🍂 سیزده سال پیش، #در_چنین_روزی، شهلا جاهد اعدام شد. 🍂 یادم میآید وقتی خبر اعدام او آمد که بسیاری توقعش را نداشتند. سالها بود حکم او نقض و تایید میشد و یکی از آیکونیکترین پروندههای جنایی ایران، مدام ابعاد بیشتری مییافت. بعد اعدام او تا سالها، بحث بر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📅 بلندپایهترین ارتشی علیه هیتلر
🗓 ۱۴۲ سال پيش #در_چنین_روزی، (۴ دسامبر ۱۸۸۱) اِروين فُن ويتسلِبِن ژنرال ارتش در برِسلاو (لهستان كنونی) زاده شد. خانواده اِروين فُن ويتسلِبِن Erwin von Witzleben از اشراف سرزمين تورينگِن در شرق آلمان بودند. پدرش نظامی بود ولی نخست او را به خواست مادرش برای تحصيل به صومعهای در زادگاهش فرستادند.
🗓 ۱۴ ساله بود كه پدرش را از دست داد و همان سال به مدرسه نظام در بخش پروس يعنی سرزمينهای شرقی آلمان رفت و سه سال بعد در مقام ستوان يكم به خدمت نظام در شهر ليگنيتس وارد شد.۳۳ ساله بود كه به جبهه غربی جنگ جهانی اول رفت ولی در جنگ به سختی زخمی شد و تنها توانست به عنوان سروان رِزِرو گروهان پيادهنظام به كار ادامه دهد. پس از جنگ جهانی اول به ستاد مركزی ارتش آلمان راه يافت و درجههای ارتشی را يكی پس از ديگری به دست آورد به طوری كه به هنگام روی كار آمدن نازیها به مقام سپهبدی رسيده بود.
🗓 ويتسلِبِن از آغاز كار با «نازیها» و «سياسی شدن ارتش» مخالفت كرد و در سال ۱۹۳۸، يعنی هنگامی كه ۵۷ ساله بود، قصد داشت عليه هيتلر كودتا كند، اما به خاطر موفقيت هيتلر در كنفرانس مونيخ كه طی آن، سرزمينهای آلماننشين كشور چكسلواكی وقت را به آلمان واگذاشتند، از آن كار دست كشيد.
🗓 در ۲۰ ژوئيه ۱۹۴۴ ويتسلِبِن به همراهی همرزمان ديگر از جمله كلاوس فُن اشتاوفِنبِرگ Staufenberg فرمان سوء قصد به جان هيتلر را صادر كرد و قرار بود كه پس از بر انداختن ديكتاتور، فرمانده نيروهای مسلح آلمان شود ولی هيتلر جان سالم بدر برد و كودتاگران به ويژه ارتشبد وقت ويتسلِبِن را از ارتش اخراج كردند تا بتوانند او را در دادگاه موسوم به خلق محاكمه كنند.
🗓 ويتسلِبِن به هنگام شنيدن حكم اعدام خود به رئيس دادگاه گفت: «ما را به جلاد میسپاريد اما دو سه ماه ديگر مردم بيزار و درمانده شما را به بند خواهند كشيد و به كثافتهای خيابانها خواهند كشاند». اِروين فُن فريتسلِبِن به تاریخ ۸ اوت ۱۹۴۴ در ۶۳ سالگی در برلين بر خلاف قانون خود نازیها به دار آويخته شد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🗓 ۱۴۲ سال پيش #در_چنین_روزی، (۴ دسامبر ۱۸۸۱) اِروين فُن ويتسلِبِن ژنرال ارتش در برِسلاو (لهستان كنونی) زاده شد. خانواده اِروين فُن ويتسلِبِن Erwin von Witzleben از اشراف سرزمين تورينگِن در شرق آلمان بودند. پدرش نظامی بود ولی نخست او را به خواست مادرش برای تحصيل به صومعهای در زادگاهش فرستادند.
🗓 ۱۴ ساله بود كه پدرش را از دست داد و همان سال به مدرسه نظام در بخش پروس يعنی سرزمينهای شرقی آلمان رفت و سه سال بعد در مقام ستوان يكم به خدمت نظام در شهر ليگنيتس وارد شد.۳۳ ساله بود كه به جبهه غربی جنگ جهانی اول رفت ولی در جنگ به سختی زخمی شد و تنها توانست به عنوان سروان رِزِرو گروهان پيادهنظام به كار ادامه دهد. پس از جنگ جهانی اول به ستاد مركزی ارتش آلمان راه يافت و درجههای ارتشی را يكی پس از ديگری به دست آورد به طوری كه به هنگام روی كار آمدن نازیها به مقام سپهبدی رسيده بود.
🗓 ويتسلِبِن از آغاز كار با «نازیها» و «سياسی شدن ارتش» مخالفت كرد و در سال ۱۹۳۸، يعنی هنگامی كه ۵۷ ساله بود، قصد داشت عليه هيتلر كودتا كند، اما به خاطر موفقيت هيتلر در كنفرانس مونيخ كه طی آن، سرزمينهای آلماننشين كشور چكسلواكی وقت را به آلمان واگذاشتند، از آن كار دست كشيد.
🗓 در ۲۰ ژوئيه ۱۹۴۴ ويتسلِبِن به همراهی همرزمان ديگر از جمله كلاوس فُن اشتاوفِنبِرگ Staufenberg فرمان سوء قصد به جان هيتلر را صادر كرد و قرار بود كه پس از بر انداختن ديكتاتور، فرمانده نيروهای مسلح آلمان شود ولی هيتلر جان سالم بدر برد و كودتاگران به ويژه ارتشبد وقت ويتسلِبِن را از ارتش اخراج كردند تا بتوانند او را در دادگاه موسوم به خلق محاكمه كنند.
🗓 ويتسلِبِن به هنگام شنيدن حكم اعدام خود به رئيس دادگاه گفت: «ما را به جلاد میسپاريد اما دو سه ماه ديگر مردم بيزار و درمانده شما را به بند خواهند كشيد و به كثافتهای خيابانها خواهند كشاند». اِروين فُن فريتسلِبِن به تاریخ ۸ اوت ۱۹۴۴ در ۶۳ سالگی در برلين بر خلاف قانون خود نازیها به دار آويخته شد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
1️⃣ #سیامک_قاسمی ابرفسادها و نقشِ سیاستِ تحریمطلب و انحصارمدار #حکومت_اسلامی 2️⃣ جمع همۀ این موارد میشه ۳ میلیارد دلار: با حدود ۳ میلیارد دلار فساد در واردات چایی میشه چه کارهایی کرد؟ ۱-خرید ۱۰ تا ایرباس ۳۱۹ روز ۲-خرید حدود۵ هزار تا تریلی بنز ۲۰۲۳…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
1️⃣ #سیامک_قاسمی
🍂 ایران دارای ششمین نرخ تورم بالای جهان است و برای ششمین سال پیاپی است که تورم در ایران در روند صعودی است. در این ویدیو به ۵ نکته درباره تورم در ایران پرداختم که توصیه میکنم با دقت ببینیم و در جایی برای خود ذخیره کنید.
2️⃣ ابراهیم پور فرج، رئیس انجمن تورگردانان ایران
🍂 مدتهاست توریستی به ایران نمیآید، حتی مجانی و این مساله سبب تعطیلی صنعت و بیکاری فراوان در جامعه تورگردانان شده است. مشکل اصلی صنعت ما این است که مدتهاست دیگر اروپاییها و... به ایران نمیآیند و تنها توریستهای ما افرادی هستند که به اماکن زیارتی میروند. دو فصل پر تور ما بهار و پاییز است که امسال متاسفانه هر دو فصل توریستی نداشتیم و مسئولی برای رسیدگی به وضعیت نیز وجود ندارد.
🍂 ما جامعه تورگردانان را با ۳ عضو آغاز کردیم و اکنون ۳۰۰ عضو داریم که تقریبا همۀ آنان بیکار هستند و مجبور به تعدیل نیرو شدهاند. رونق هم به زودی به این صنعت بر نخواهد گشت. خود من بزرگترین شرکت را دارم. با این اوصاف بخش زیادی از کارکنانم را تعدیل کردم و بقیه را هم اگر وضعیت همین باشد، مجبورم تعدیل کنیم.
3️⃣ سید علی خامنهای
🍂 افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید. شما ببینید، در بعضی از کشورهای غربی ــ مثلاً در آمریکا ــ خانوادهای پانزده تا بچه دارند، بیست تا بچه دارند و از این قبیل، تشویق [هم] میشوند و هیچکس مذمتشان نمیکند. اما نوبت به کشور ما که میرسد، این طرف قضیه تشویق میشود، [یعنی] کمفرزندی و مانند اینها.
4️⃣ #علیرضاموثق
🍂 آقای خامنهای بیجهت نیست که ۳۴ سال، بدون حتی یک مصاحبهٔ مطبوعاتی و پاسخگویی مستقیم به افکار عمومی، زعامت کردهاست. آیا ایشان واقعاً از خودش نمیپرسد که در جامعهای با این سطح از تنش داخلی و خارجی و با تورمهای چند-صد-درصدی و با این وضع رکود و بیکاری و سطح درآمد و قیمت مسکن و هزینهها، طرف اصلا میتواند شغلی با حداقل حقوقی کفافدهندۀ زندگی مجردی و مستقلش پیدا کند و خانهای جدا از والدینش بگیرد و بعد، ازدواج کند تا نوبت به فرزند برسد؟!
🍂 در جریانِ جنبش سال ۱۴۰۱، یکی از دوستان جوان و تحصیلکردهام که با همسرش از ایران رفت، برایم میگفت برنامهریزی کرده بود که تا ۱۰ سال آینده، یک آپارتمان کوچک و یک ماشین پراید بخرد، اما الان تا ۳۰ سال آینده نیز نمیتواند این کار را انجام بدهد.
🍂 در جامعهای که بهخاطر تورم بالا، امکان برنامهریزی وجود ندارد و طی یکشبانهروز، برنامهریزی اشخاص برای ۱۰ سال آیندهشان بههم میریزد و کار ۱۰ ساله، با ۳ برابر شدن قیمتها، ۳۰ ساله باید انجام شود و نیز میدانند که این ماجرا، ممکن است دوباره و دوباره تکرار شود و برنامهٔ بعدیشان را نیز بههم بزند، چطور فرزندآوری کنند؟ چطور برای آیندهٔ فرزندانشان برنامهریزی کنند؟ به «الله و امت اسلام» که مردم غزه را زیر بمباران و با خاک یکسان شدن زندگیشان رها کرد، توکل کنند؟ روی هدایتهای داهیانهٔ امام زمانِ ۱۲۰۰ ساله و نائب بر حقش حساب کنند؟
🍂 واقعاً شما بر چه مبنایی این وضعیت اقتصادی و بستر فرزندآوری را با آمریکا و آن جایگاهِ اقتصادی-صنعتیاش و جذابیتش برای توریستها و نخبگان و دانشگاهیان و سرمایهگذاران و کارآفرینانِ ملل جهان مقایسه میکنی؟ «تورم ۹.۱ درصدی در آمریکا رکورد ۴۰ ساله را شکست»(!)، این تیتر یورونیوزِ فارسی برای حدود یک سال و چند ماه قبل است، آنوقت طبقِ آمار رسمی دولتِ ششکلاسه، تورم ایران ۴۰ درصد است! تفاوت این دو آمارِ رسمی، بهتنهایی برای هر عقل سلیمی، چرایی عدمِ رواجِ ازدواج و فرزندآوری را روشن میکند، اما گویا قبیلۀ آخوندها، هیچ بویی از «عقل سلیم» نبردهاند و هیچ توان ذهنیای برای مقایسۀ اعداد و آمارها ندارند و در نوعی جهانِ هپروتی تنفس میکنند و اسم این وضعیتِ بر روی منبر رفتن و موعظه کردنِ خلق علیرغمِ فاصلهٔ کهکشانی با واقعیتهای مسلم را، معنویت و توکل و با خدا بودن نامگذاری میکنند!
🍂 از اقتصاد که بگذریم، تنشهای چهل و چهار سالهٔ داخلی و خارجی، و سر هر چیز (از جمله آبپاشی جوانان) توی سر آنها زدن و دهها هزار پیامک برای اِعمال قانونِ فاشیستی و رضا شاهی «حجاب اجباری» ارسال کردن و چند حجاببان لومپنِ بیسواد داعشی را به جان زن و دختر مردم انداختن و بخشی از مردم را علیه بخشی دیگر از مردم شوراندن و از آنها دعوت به لو دادن بیحجابی یکدیگر کردن و جنگ همه علیه همه به راه انداختن و پلمپ مغازهها و پاساژها به بهانۀ بیحجابی مشتریان و... اعصاب برای مردم باقی میگذارد تا ۱۵ فرزند(!) درست کنند؟! از خرج و مخارج و تهیهٔ معاش و مسکن بگذریم.
🍂 ایشان متأسفانه عادت کردهاست به «حرف زدن و نقد نشنیدن» و توأمان از سوی مداحان و پاچهخواران و مجیزگویانِ هفتخطِ دربار ولایت، به «فرزانه و علامه» ملقب شدن(!).
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 ایران دارای ششمین نرخ تورم بالای جهان است و برای ششمین سال پیاپی است که تورم در ایران در روند صعودی است. در این ویدیو به ۵ نکته درباره تورم در ایران پرداختم که توصیه میکنم با دقت ببینیم و در جایی برای خود ذخیره کنید.
2️⃣ ابراهیم پور فرج، رئیس انجمن تورگردانان ایران
🍂 مدتهاست توریستی به ایران نمیآید، حتی مجانی و این مساله سبب تعطیلی صنعت و بیکاری فراوان در جامعه تورگردانان شده است. مشکل اصلی صنعت ما این است که مدتهاست دیگر اروپاییها و... به ایران نمیآیند و تنها توریستهای ما افرادی هستند که به اماکن زیارتی میروند. دو فصل پر تور ما بهار و پاییز است که امسال متاسفانه هر دو فصل توریستی نداشتیم و مسئولی برای رسیدگی به وضعیت نیز وجود ندارد.
🍂 ما جامعه تورگردانان را با ۳ عضو آغاز کردیم و اکنون ۳۰۰ عضو داریم که تقریبا همۀ آنان بیکار هستند و مجبور به تعدیل نیرو شدهاند. رونق هم به زودی به این صنعت بر نخواهد گشت. خود من بزرگترین شرکت را دارم. با این اوصاف بخش زیادی از کارکنانم را تعدیل کردم و بقیه را هم اگر وضعیت همین باشد، مجبورم تعدیل کنیم.
3️⃣ سید علی خامنهای
🍂 افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید. شما ببینید، در بعضی از کشورهای غربی ــ مثلاً در آمریکا ــ خانوادهای پانزده تا بچه دارند، بیست تا بچه دارند و از این قبیل، تشویق [هم] میشوند و هیچکس مذمتشان نمیکند. اما نوبت به کشور ما که میرسد، این طرف قضیه تشویق میشود، [یعنی] کمفرزندی و مانند اینها.
4️⃣ #علیرضاموثق
🍂 آقای خامنهای بیجهت نیست که ۳۴ سال، بدون حتی یک مصاحبهٔ مطبوعاتی و پاسخگویی مستقیم به افکار عمومی، زعامت کردهاست. آیا ایشان واقعاً از خودش نمیپرسد که در جامعهای با این سطح از تنش داخلی و خارجی و با تورمهای چند-صد-درصدی و با این وضع رکود و بیکاری و سطح درآمد و قیمت مسکن و هزینهها، طرف اصلا میتواند شغلی با حداقل حقوقی کفافدهندۀ زندگی مجردی و مستقلش پیدا کند و خانهای جدا از والدینش بگیرد و بعد، ازدواج کند تا نوبت به فرزند برسد؟!
🍂 در جریانِ جنبش سال ۱۴۰۱، یکی از دوستان جوان و تحصیلکردهام که با همسرش از ایران رفت، برایم میگفت برنامهریزی کرده بود که تا ۱۰ سال آینده، یک آپارتمان کوچک و یک ماشین پراید بخرد، اما الان تا ۳۰ سال آینده نیز نمیتواند این کار را انجام بدهد.
🍂 در جامعهای که بهخاطر تورم بالا، امکان برنامهریزی وجود ندارد و طی یکشبانهروز، برنامهریزی اشخاص برای ۱۰ سال آیندهشان بههم میریزد و کار ۱۰ ساله، با ۳ برابر شدن قیمتها، ۳۰ ساله باید انجام شود و نیز میدانند که این ماجرا، ممکن است دوباره و دوباره تکرار شود و برنامهٔ بعدیشان را نیز بههم بزند، چطور فرزندآوری کنند؟ چطور برای آیندهٔ فرزندانشان برنامهریزی کنند؟ به «الله و امت اسلام» که مردم غزه را زیر بمباران و با خاک یکسان شدن زندگیشان رها کرد، توکل کنند؟ روی هدایتهای داهیانهٔ امام زمانِ ۱۲۰۰ ساله و نائب بر حقش حساب کنند؟
🍂 واقعاً شما بر چه مبنایی این وضعیت اقتصادی و بستر فرزندآوری را با آمریکا و آن جایگاهِ اقتصادی-صنعتیاش و جذابیتش برای توریستها و نخبگان و دانشگاهیان و سرمایهگذاران و کارآفرینانِ ملل جهان مقایسه میکنی؟ «تورم ۹.۱ درصدی در آمریکا رکورد ۴۰ ساله را شکست»(!)، این تیتر یورونیوزِ فارسی برای حدود یک سال و چند ماه قبل است، آنوقت طبقِ آمار رسمی دولتِ ششکلاسه، تورم ایران ۴۰ درصد است! تفاوت این دو آمارِ رسمی، بهتنهایی برای هر عقل سلیمی، چرایی عدمِ رواجِ ازدواج و فرزندآوری را روشن میکند، اما گویا قبیلۀ آخوندها، هیچ بویی از «عقل سلیم» نبردهاند و هیچ توان ذهنیای برای مقایسۀ اعداد و آمارها ندارند و در نوعی جهانِ هپروتی تنفس میکنند و اسم این وضعیتِ بر روی منبر رفتن و موعظه کردنِ خلق علیرغمِ فاصلهٔ کهکشانی با واقعیتهای مسلم را، معنویت و توکل و با خدا بودن نامگذاری میکنند!
🍂 از اقتصاد که بگذریم، تنشهای چهل و چهار سالهٔ داخلی و خارجی، و سر هر چیز (از جمله آبپاشی جوانان) توی سر آنها زدن و دهها هزار پیامک برای اِعمال قانونِ فاشیستی و رضا شاهی «حجاب اجباری» ارسال کردن و چند حجاببان لومپنِ بیسواد داعشی را به جان زن و دختر مردم انداختن و بخشی از مردم را علیه بخشی دیگر از مردم شوراندن و از آنها دعوت به لو دادن بیحجابی یکدیگر کردن و جنگ همه علیه همه به راه انداختن و پلمپ مغازهها و پاساژها به بهانۀ بیحجابی مشتریان و... اعصاب برای مردم باقی میگذارد تا ۱۵ فرزند(!) درست کنند؟! از خرج و مخارج و تهیهٔ معاش و مسکن بگذریم.
🍂 ایشان متأسفانه عادت کردهاست به «حرف زدن و نقد نشنیدن» و توأمان از سوی مداحان و پاچهخواران و مجیزگویانِ هفتخطِ دربار ولایت، به «فرزانه و علامه» ملقب شدن(!).
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
❓حقیقت چیست؟ 🍂 عیسی گفت: من از این رو زاده شدم و به جهان آمدم تا بر حقيقت شهادت دهم. پس تمام کسانی که حقیقت را دوست میدارند، تصدیق میکنند که آنچه من میگویم، حقیقت است. پیلاتس پرسید: حقیقت چیست؟! انجیل یوحنا. فصل ۱۸. عبارت ۳۸. 🍂 آیا باید باز اضافه کنم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 فرد آنگاه که «اندوه» را نه در ارتباط با فقدان عزیزش، بلکه مرتبط با «ساختار درونی خود» و «تکاپویی که نفس و جسمش، بهواسطهی آن حفظ میشوند» در نظر بگیرد، آن را بهتر خواهد فهمید. به این روش، در واقع شخصِ با فضیلت، یک «انفعال» را از بین میبرد و آن را به «تصورِ فعال خرد» تبدیل میکند؛ تصوری که قدرت ویژهاش را از تصورات تام حاضر در نفس، که حالا دیگر با آنها پیوند برقرار کرده، وام میگیرد.
🍂 اسپینوزا تأکید میکند که گذشته از هر چیز، تجربه، بهخودیخود آشکار میکند که «بهمحض اینکه انسانی که خیری را از دست داده، درمییابد که بههیچوجه امکان نداشته آن را نگاه دارد، اندوه ناشی از این فقدان کاهش مییابد».
✍️ کتابِ «مرگ را جدی نگیر»، #استیون_ندلر
#گزیدهکتاب #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 اسپینوزا تأکید میکند که گذشته از هر چیز، تجربه، بهخودیخود آشکار میکند که «بهمحض اینکه انسانی که خیری را از دست داده، درمییابد که بههیچوجه امکان نداشته آن را نگاه دارد، اندوه ناشی از این فقدان کاهش مییابد».
✍️ کتابِ «مرگ را جدی نگیر»، #استیون_ندلر
#گزیدهکتاب #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اسلام سیاسی؟!
(۱/۲)
✍🏻 #آرمین_لنگرودی
🍂 ایدهٔ تقسیم اسلام به دو بخش خوب و بد، ایدهایست نه چندان تازه که پس از جنایتها و رسوایی حکومتهای اسلامی در ایران، افغانستان، “شامات” و …، هرازچندگاهی به اشکال مختلف سر برمیآورد: این تقسیمبندی در دهههای پیش و در اروپا، با نامهای “اسلام بنیادگرا” و “اسلام میانه”[۱] تبلیغ میشد و اکنون با نامهای “اسلام سیاسی” و “اسلام غیرسیاسی” تکرار میشود. حال این پرسش مطرح است که این مفهوم واقعاً به چه معناست و بر چه پایهای استوار است و بهکاربرندگان آن چه برداشتی از آن دارند؟
🍂 پیشدرآمد مفهوم “اسلام سیاسی”، قبول چیزی به نام “اسلام غیرسیاسی” است! چنین اسلامی را شاید ما از مادربزرگهای زبانبسته، بیحقوق و خانهنشینمان بشناسیم، ولی نه از «مسلمانان کنشگر». این بدفهمی که گویا اسلام را نیز میتوان مانند ادیان دیگر، از دخالت در سیاست دور نگهداشت، انگیزهٔ تلاش نافرجام برخی از کشورهای اروپایی در دهههای اخیر، برای ساختن چیزی به نام «اسلام اروپایی» بوده که تا بهحال از ناکجاآباد سر برآوردهاست.
🍂 نیاز جهان به یک اسلامِ «صلحجو»، به نظر آنقدر فوری مینمود که “اختراع” آن در اروپا، به یک راه حل “شدنی” تبدیل گردید. بهتازگی نیز ما شاهد گسترش واژهٔ ترکیبی «اسلام سیاسی» در بین بسیاری از سیاستمداران و فرهیختگان ایرانی هستیم که به تبعیت از جو سیاسی غرب و بدون بهره بردن از تجربهٔ چهل سال گذشته در ایران، از آن نابخردانه استفاده میکنند.
🍂 شاید امروزه دیگر نیاز به اثبات این امر نباشد که اسلام در کل، یک ایدئولوژی برای ادارهٔ یک “امت” در “دارالاسلام” (سیاست داخلی) در برابر و ضدیت با “دارالکفر” (سیاست خارجی: دارالحرب) است. این ویژگیِ “داخلی” از دین سیاسی یهود، در زمان برآمدن اسلام، به این دین به ارث رسید. خدایِ رهاییبخشِ قومِ بنیاسرائیل از بردگی در بابل و یا مصر، خدای همراهیکنندهٔ آنها در صحرای سینا، و اساساً همینطور یهوه بهعنوان خدای داوران و پادشاهان اسرائیل، یک «خدای سیاسی» بود.
🍂 فرجامخواهی قوم یهود، رسیدن به «سرزمین موعود» و برپایی حکومت شریعت بود، نه رفتن به بهشت در دنیایی دیگر! این رستگاری اما، بهای خود را میطلبید: وعدهٔ رهایی در دین یهود، التزام قوم به “اطاعت موبهمو از قوانین شریعت تورات” را بعنوان پیششرط داشت. جامعهٔ یهود در ازای این «رهایی»، مکلف به نگهداشتن تمامی قوانین شریعت بود و زیر پا گذاشتن حتی یک قانون، بهمثابه پایمال نمودن تمامی قوانین خدایی محسوب میشد[۲].
🍂 اینکه چرا امروزه دین یهود، آنچنان سیاسی در جامعهٔ اسرائیل (درونی) و صحنهٔ جهانی (وسعتطلبیِ خارجی) حاضر نمیشود را میتوان با اولا) “بسته” بودن و جنبهٔ سکتاریستی این دین و به تبع آن: ثانیا) تعداد معدود یهودیان در جهان و ثالثا) جذب قشر بسیار بسیار بزرگ روشنفکران یهودی در جامعهٔ مدرن غرب پیوند زد.
🍂 این بینش سیاسی در اسلام، بهعنوان یک فرقهٔ یهودی-مسیحی، از همان اول و بنا بر خصایص بنیادگرایانهاش، وجود داشت و بعدها و با برپایی حکومت قدرتمند عربها در دوران آغازین (که وابستگی به قوانین محدودکنندهٔ ژنتیکی قوم یهود را دیگر ضروری نمیدانست) به یک رکن اصلی دین تازهپای اسلام، در زمینهٔ جهانی تبدیل شد و هنوز هم یک بخش جداییناپذیر از ایدئولوژی جهانگشایانهٔ آن است.
🍂 حال به گمان برخی، گویا میتوان به پیروی از دوران روشنگری در اروپا، به یک اسلام غیرسیاسی هم فکر کرد، اما اینکه این امر بر پایهٔ کدامین مدل میتواند شکل بگیرد، تابهحال از جانب کسی پژوهش نشده و برای من نیز کاملاً روشن نیست. آنچه که مسلم است، این است که از یک نظریهٔ فاشیستی، نمیتوان یک نظریهٔ “فاشیسم لایت” ساخت و گفت که برخی از مردم میتوانند در این چارچوب، “کمی فاشیست” و همزمان “غیرسیاسی” باشند! این پدیده، همانقدر مُهمل است که تصور یک «پاپ غیرکاتولیک» و یا یک «خانم نیمهباردار»(!).
🍂 بهعلاوه، من تا بهحال یک کشور “دمکرات” در جهان اسلام تجربه نکردهام که بگویم «اینگونه میتوان از مسلمانان باورمندی که در یک کشور در اکثریت قرار دارند، یک شهروند مدرن ساخت». در هر کجا که نگاه کنید، مسلمانان را به زور قهریه آرام نگه داشتهاند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #آرمین_لنگرودی
🍂 ایدهٔ تقسیم اسلام به دو بخش خوب و بد، ایدهایست نه چندان تازه که پس از جنایتها و رسوایی حکومتهای اسلامی در ایران، افغانستان، “شامات” و …، هرازچندگاهی به اشکال مختلف سر برمیآورد: این تقسیمبندی در دهههای پیش و در اروپا، با نامهای “اسلام بنیادگرا” و “اسلام میانه”[۱] تبلیغ میشد و اکنون با نامهای “اسلام سیاسی” و “اسلام غیرسیاسی” تکرار میشود. حال این پرسش مطرح است که این مفهوم واقعاً به چه معناست و بر چه پایهای استوار است و بهکاربرندگان آن چه برداشتی از آن دارند؟
🍂 پیشدرآمد مفهوم “اسلام سیاسی”، قبول چیزی به نام “اسلام غیرسیاسی” است! چنین اسلامی را شاید ما از مادربزرگهای زبانبسته، بیحقوق و خانهنشینمان بشناسیم، ولی نه از «مسلمانان کنشگر». این بدفهمی که گویا اسلام را نیز میتوان مانند ادیان دیگر، از دخالت در سیاست دور نگهداشت، انگیزهٔ تلاش نافرجام برخی از کشورهای اروپایی در دهههای اخیر، برای ساختن چیزی به نام «اسلام اروپایی» بوده که تا بهحال از ناکجاآباد سر برآوردهاست.
🍂 نیاز جهان به یک اسلامِ «صلحجو»، به نظر آنقدر فوری مینمود که “اختراع” آن در اروپا، به یک راه حل “شدنی” تبدیل گردید. بهتازگی نیز ما شاهد گسترش واژهٔ ترکیبی «اسلام سیاسی» در بین بسیاری از سیاستمداران و فرهیختگان ایرانی هستیم که به تبعیت از جو سیاسی غرب و بدون بهره بردن از تجربهٔ چهل سال گذشته در ایران، از آن نابخردانه استفاده میکنند.
🍂 شاید امروزه دیگر نیاز به اثبات این امر نباشد که اسلام در کل، یک ایدئولوژی برای ادارهٔ یک “امت” در “دارالاسلام” (سیاست داخلی) در برابر و ضدیت با “دارالکفر” (سیاست خارجی: دارالحرب) است. این ویژگیِ “داخلی” از دین سیاسی یهود، در زمان برآمدن اسلام، به این دین به ارث رسید. خدایِ رهاییبخشِ قومِ بنیاسرائیل از بردگی در بابل و یا مصر، خدای همراهیکنندهٔ آنها در صحرای سینا، و اساساً همینطور یهوه بهعنوان خدای داوران و پادشاهان اسرائیل، یک «خدای سیاسی» بود.
🍂 فرجامخواهی قوم یهود، رسیدن به «سرزمین موعود» و برپایی حکومت شریعت بود، نه رفتن به بهشت در دنیایی دیگر! این رستگاری اما، بهای خود را میطلبید: وعدهٔ رهایی در دین یهود، التزام قوم به “اطاعت موبهمو از قوانین شریعت تورات” را بعنوان پیششرط داشت. جامعهٔ یهود در ازای این «رهایی»، مکلف به نگهداشتن تمامی قوانین شریعت بود و زیر پا گذاشتن حتی یک قانون، بهمثابه پایمال نمودن تمامی قوانین خدایی محسوب میشد[۲].
🍂 اینکه چرا امروزه دین یهود، آنچنان سیاسی در جامعهٔ اسرائیل (درونی) و صحنهٔ جهانی (وسعتطلبیِ خارجی) حاضر نمیشود را میتوان با اولا) “بسته” بودن و جنبهٔ سکتاریستی این دین و به تبع آن: ثانیا) تعداد معدود یهودیان در جهان و ثالثا) جذب قشر بسیار بسیار بزرگ روشنفکران یهودی در جامعهٔ مدرن غرب پیوند زد.
🍂 این بینش سیاسی در اسلام، بهعنوان یک فرقهٔ یهودی-مسیحی، از همان اول و بنا بر خصایص بنیادگرایانهاش، وجود داشت و بعدها و با برپایی حکومت قدرتمند عربها در دوران آغازین (که وابستگی به قوانین محدودکنندهٔ ژنتیکی قوم یهود را دیگر ضروری نمیدانست) به یک رکن اصلی دین تازهپای اسلام، در زمینهٔ جهانی تبدیل شد و هنوز هم یک بخش جداییناپذیر از ایدئولوژی جهانگشایانهٔ آن است.
🍂 حال به گمان برخی، گویا میتوان به پیروی از دوران روشنگری در اروپا، به یک اسلام غیرسیاسی هم فکر کرد، اما اینکه این امر بر پایهٔ کدامین مدل میتواند شکل بگیرد، تابهحال از جانب کسی پژوهش نشده و برای من نیز کاملاً روشن نیست. آنچه که مسلم است، این است که از یک نظریهٔ فاشیستی، نمیتوان یک نظریهٔ “فاشیسم لایت” ساخت و گفت که برخی از مردم میتوانند در این چارچوب، “کمی فاشیست” و همزمان “غیرسیاسی” باشند! این پدیده، همانقدر مُهمل است که تصور یک «پاپ غیرکاتولیک» و یا یک «خانم نیمهباردار»(!).
🍂 بهعلاوه، من تا بهحال یک کشور “دمکرات” در جهان اسلام تجربه نکردهام که بگویم «اینگونه میتوان از مسلمانان باورمندی که در یک کشور در اکثریت قرار دارند، یک شهروند مدرن ساخت». در هر کجا که نگاه کنید، مسلمانان را به زور قهریه آرام نگه داشتهاند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اسلام سیاسی؟!
(۲/۲)
✍🏻 #آرمین_لنگرودی
🍂 حال پرسش پایهای در این رابطه این است که: بهراستی چه چیزی را بایستی از اسلام بُرید، تا از آن یک “اسلام غیرسیاسی” باقی بماند؟ تا از اینراه یک مسلمان بتواند با وجود پایبندی به باور خود، به یک “شهروند بی علامت” تبدیل شود؟ چگونه میتوان مسلمانان را از ساختن یک «حزب اسلامی» بازداشت، با این امید که آنها جدا از وابستگی دینی، تنها به امور مدنی و اجتماعی خود بپردازند و یا اینکه «شریعت اسلام» را به عنوان قانون کشوری خواستار نباشند؟مثلاً چه بخشهایی از احادیث «صحیح بخاری» – بهعنوان نمونه در پیوند با یهودستیزی، زنستیزی، کودکآزاری، کافرستیزی، انسانستیزی، زورگویی، دخالت در زندگی خصوصی، بیپرنسیبی و دروغپراکنی (متکی بر خدعه و تقیه) و … – بایستی به عنوان «صحیحتر» انتخاب شوند، تا بتوان از این ایدئولوژی، یک دین مدرن و متناسب با جامعهٔ متمدن امروز ساخت؟ اساساً اسلام بدون حدیث، تفسیر و روایات خودساخته، چگونه اسلامی است؟
🍂 و در آخر و مهمتر از همه: کدام «نواندیش دینی»، تابهحال خود را «بهطور جدی»، با زحمت بازنگریِ این نکات آوردهشده، مشغول کرده و در اینزمینه، ایدههای جدیدی و باورمندانهای منطبق بر یک جامعهٔ متمدن ارائه نمود است؟ و اساساً چرا ما باید این کار را – بر فرض انجام آن – با تکیه بر تجربهٔ آنچه که بر ما در پی و پس از شورش ۵۷ گذشت، باور کنیم و به حساب “اصول پایهای تقیه و خدعه” موجود در اسلام نگذاریم؟ کدام شریک سیاسی مسلمان، تابهحال به وعده و وعیدهای خود پایبند بوده که ما اکنون، دومین بارش را انتظار داشته باشیم؟
🍂 اینکه هیچ مسلمانِ “نواندیش(!) و دموکراتی(!)” این کار را تا به اینجا نکرده، موجب نگرانی نیست و با انتظارات من هم تطابق کامل دارد، ولی اینکه برخی از “چالهافتادگان” فرهیخته، با تکرار سادهلوحانهٔ توهم “اسلام غیرسیاسی”، در آستانهٔ “افتادن در چاهی” عمیقتر قرار گرفتهاند، مرا شگفتزده میکند.
آزموده را آزمودن خطاست!
————————————
۱- نگاه کنید: «غرب و اسلام میانه». این نوشته به زبان آلمانی نیز در فصلنامهٔ «تومولت» به چاپ رسیدهاست.
۲- برای آگاهی بیشتر در اینزمینه خواننده میتواند به کتاب من «و انسان خدا را همسان خود آفرید» از انتشارات فروغ رجوع کند.
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #آرمین_لنگرودی
🍂 حال پرسش پایهای در این رابطه این است که: بهراستی چه چیزی را بایستی از اسلام بُرید، تا از آن یک “اسلام غیرسیاسی” باقی بماند؟ تا از اینراه یک مسلمان بتواند با وجود پایبندی به باور خود، به یک “شهروند بی علامت” تبدیل شود؟ چگونه میتوان مسلمانان را از ساختن یک «حزب اسلامی» بازداشت، با این امید که آنها جدا از وابستگی دینی، تنها به امور مدنی و اجتماعی خود بپردازند و یا اینکه «شریعت اسلام» را به عنوان قانون کشوری خواستار نباشند؟مثلاً چه بخشهایی از احادیث «صحیح بخاری» – بهعنوان نمونه در پیوند با یهودستیزی، زنستیزی، کودکآزاری، کافرستیزی، انسانستیزی، زورگویی، دخالت در زندگی خصوصی، بیپرنسیبی و دروغپراکنی (متکی بر خدعه و تقیه) و … – بایستی به عنوان «صحیحتر» انتخاب شوند، تا بتوان از این ایدئولوژی، یک دین مدرن و متناسب با جامعهٔ متمدن امروز ساخت؟ اساساً اسلام بدون حدیث، تفسیر و روایات خودساخته، چگونه اسلامی است؟
🍂 و در آخر و مهمتر از همه: کدام «نواندیش دینی»، تابهحال خود را «بهطور جدی»، با زحمت بازنگریِ این نکات آوردهشده، مشغول کرده و در اینزمینه، ایدههای جدیدی و باورمندانهای منطبق بر یک جامعهٔ متمدن ارائه نمود است؟ و اساساً چرا ما باید این کار را – بر فرض انجام آن – با تکیه بر تجربهٔ آنچه که بر ما در پی و پس از شورش ۵۷ گذشت، باور کنیم و به حساب “اصول پایهای تقیه و خدعه” موجود در اسلام نگذاریم؟ کدام شریک سیاسی مسلمان، تابهحال به وعده و وعیدهای خود پایبند بوده که ما اکنون، دومین بارش را انتظار داشته باشیم؟
🍂 اینکه هیچ مسلمانِ “نواندیش(!) و دموکراتی(!)” این کار را تا به اینجا نکرده، موجب نگرانی نیست و با انتظارات من هم تطابق کامل دارد، ولی اینکه برخی از “چالهافتادگان” فرهیخته، با تکرار سادهلوحانهٔ توهم “اسلام غیرسیاسی”، در آستانهٔ “افتادن در چاهی” عمیقتر قرار گرفتهاند، مرا شگفتزده میکند.
آزموده را آزمودن خطاست!
————————————
۱- نگاه کنید: «غرب و اسلام میانه». این نوشته به زبان آلمانی نیز در فصلنامهٔ «تومولت» به چاپ رسیدهاست.
۲- برای آگاهی بیشتر در اینزمینه خواننده میتواند به کتاب من «و انسان خدا را همسان خود آفرید» از انتشارات فروغ رجوع کند.
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 من معتقدم که سطحِ فکریِ مؤلف/مؤلفین قرآن (یا محمد بن عبدالله بر فرضِ اثباتِ هستیِ تاریخی)، به درکِ خدایِ «وحدت وجودی» و «نامتشخص» نمیرسیدهاست و این امر، فراسوی قوای فکری و وجودیِ او/آنها بودهاست و لذا مستند به تفاسیر متقدم (که تحت تأثیر فلسفۀ یونانی و یا عرفان هندی نبوده و این امور را به متن حقنه نکرده)، برخی آیات معدود و متشابه را در ذیل خدای متشخصِ انسانوار میفهمم (مثل آیۀ «نور السماوات و الارض» و یا «لیس کمثله شیء» که مرادش شبیه نبودن مخلوقات به الله از حیث «خالق و ارباب و مالک جهان بودن» است و یا مراد این است که الله مثل و مانند ندارد؛ یعنی «چیزی که از جمیع شئون شبیه به او باشد، وجود ندارد»).
🍂 در این استندآپ کمدی، به یک مالهکشی رایجِ مسلمین (و دیگر بردگانِ ادیان) اشاره میشود؛ این مغلطه مبتنی بر پناه بردن به ارجح دانستنِ «تفسیر استعاریِ» گزارههای توصیفی قرآن از الله است، و عموماً در بزنگاههایی انجام میشود که مسلمین، در مقابلِ سیل بنیانافکنِ نقدها، حسّ ضعف شدید کرده و درمییابند که از جهات مختلف، n توصیفی که از خدای مذکور در متنِ بهاصطلاح مقدسشان شده، بههیچوجه با عقل و وجدان بشر امروز سازگار نیست؛ درحالیکه هیچ صراحتی در متن، مبنی بر اینکه آن n ویژگی مذکور، استعاری بوده و نه شرح ماهیت واقعیِ خدا توسطِ خودِ الله، در قرآن نمییابیم.
🍂 اگر خداشناسیِ ما کمی از خداشناسی خام و کودکانه و داعشیِ قرآن، عمیقتر و پختهتر شود، خداوند را «رازِ رازها» و «فراسویِ حدودِ تنگِ قوۀ فاهمه و ناطقۀ بشریِ خویش» میبینیم و ایمانورزی را بهمثابه «سکنی گزیدن در سکوت و حیرت» تجربه میکنیم؛ در اینجاست که قرآن نمیتواند هیچ مددی به ما برساند، بلکه سدّ راه معنویت و تعهدِ محض به «حقیقت و عقلانیت» میشود. به همین خاطر بوده که برخی از عرفا در تاریخ، توسط اهل قرآن و شریعت محمدی، تکفیر شدهاند؛ چرا که مسلمین، در افقِ تنگ باورها و زندانِ حقیر تصوراتِ مبتنی بر تصویرِ متشخص و انسانوار و داعشیِ اللهِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، گرفتار بودهاند و هیچ درکی از عشقِ عام و فراگیرِ انسانی و خدای وحدت وجودی نداشتند و در مقابلِ نورِ فراروندۀ این نوابغِ بهدرجات، صاحبِ معرفت و محبت عام شده، احساسِ کوری و رنجِ حقارتِ شدید و تناقض وجودی میکردهاند.
✍🏻 #علیرضاموثق
#نقدخند #نقد_ادیان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در این استندآپ کمدی، به یک مالهکشی رایجِ مسلمین (و دیگر بردگانِ ادیان) اشاره میشود؛ این مغلطه مبتنی بر پناه بردن به ارجح دانستنِ «تفسیر استعاریِ» گزارههای توصیفی قرآن از الله است، و عموماً در بزنگاههایی انجام میشود که مسلمین، در مقابلِ سیل بنیانافکنِ نقدها، حسّ ضعف شدید کرده و درمییابند که از جهات مختلف، n توصیفی که از خدای مذکور در متنِ بهاصطلاح مقدسشان شده، بههیچوجه با عقل و وجدان بشر امروز سازگار نیست؛ درحالیکه هیچ صراحتی در متن، مبنی بر اینکه آن n ویژگی مذکور، استعاری بوده و نه شرح ماهیت واقعیِ خدا توسطِ خودِ الله، در قرآن نمییابیم.
🍂 اگر خداشناسیِ ما کمی از خداشناسی خام و کودکانه و داعشیِ قرآن، عمیقتر و پختهتر شود، خداوند را «رازِ رازها» و «فراسویِ حدودِ تنگِ قوۀ فاهمه و ناطقۀ بشریِ خویش» میبینیم و ایمانورزی را بهمثابه «سکنی گزیدن در سکوت و حیرت» تجربه میکنیم؛ در اینجاست که قرآن نمیتواند هیچ مددی به ما برساند، بلکه سدّ راه معنویت و تعهدِ محض به «حقیقت و عقلانیت» میشود. به همین خاطر بوده که برخی از عرفا در تاریخ، توسط اهل قرآن و شریعت محمدی، تکفیر شدهاند؛ چرا که مسلمین، در افقِ تنگ باورها و زندانِ حقیر تصوراتِ مبتنی بر تصویرِ متشخص و انسانوار و داعشیِ اللهِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، گرفتار بودهاند و هیچ درکی از عشقِ عام و فراگیرِ انسانی و خدای وحدت وجودی نداشتند و در مقابلِ نورِ فراروندۀ این نوابغِ بهدرجات، صاحبِ معرفت و محبت عام شده، احساسِ کوری و رنجِ حقارتِ شدید و تناقض وجودی میکردهاند.
✍🏻 #علیرضاموثق
#نقدخند #نقد_ادیان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
جورج برنارد شاو: رقصیدن بیان عمودی یک اشتیاق افقیست! Dancing is a perpendicular expression of a horizontal desire. #بزمگه ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 زیباترین تصویر از زندگی، زندگی بهمثابه رقص است. این ذاتِ رقصیدن است که لذتبخش است و غایتِ خود رقص؛ ما با رقصیدن نمیخواهیم به جایی و مقصودی خارج از رقص برسیم. موقع رقصیدن، به گذشته و آینده فکر نمیکنیم، بلکه فقط در زمان حال هستیم. کسی که میرقصد، لزوما نیازی به همراه و تماشاگر ندارد و بهتنهایی هم از این کار لذت میبرد. در رقصیدن، به دنبال هیچ پاداشی نیستیم و فقط بهخاطر سرورِ حاضر در خودِ رقص، آن را انجام میدهیم.
#بزمگه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
#بزمگه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘پیرامونِ سینمای چارلی کافمن (۱/۲) ✍🏻 #الف_هامان 🍂 تصویری که چارلی کافمن در سینمای خود از تکنولوژی و نقشش در زندگی انسان معاصر به نمایش میگذارد، به بسیاری جذاب است. کافمن بهعنوان فیلمسازی مؤلف، امضاهای جذابی در اثار خود دارد. یکی از این امضاهای هنری، کمپانیهاییست…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقد فیلم هامون
@Naqdagin
🎧 نقد فیلمِ «هامونِ» داریوش مهرجویی
🎙دکتر #عبدالحمید_ضیایی و دکتر #مهدی_ناظمی
🔸روزگار عرفان در جهان جدید به سر آمده، چون آن متافیزیک سنگین پشتیبان آن فرو-ریخته
🔸حرفهای حاشیهای مهرجویی در فیلم نباید مانع دیدن حرف اصلی او شود؛ ما در فیلم با عرفان افقی روبرو هستیم، نه عرفان عمودی؛ عرفانی که مبدأ و مقصدی جز خویشتن وجود ندارد
🔸نباید از مهشید با عنوان «خانم هامون» صحبت کرد؛ چرا که از اولین فیلمهایی بود که شاهد شخصیت مستقل زنان هستیم که دیگر زن شخصیتی سایهای ندارد. در سال ۶۸ تصویر کردن زن بعنوان کسی که سیگار میکشد، سهتار میزند و...، رقم زدن انواع ساختارشکنی است
🔸فیلم بنوعی داریوش شایگانِ متأخر و هویتِ چهلتکهای انسان امروز را تصویر کردهاست
🔸نقد عرفانهای سنتی و مدرن و کاستن از متافیزیکِ ستبری که واژۀ عرفان در ذهن متبادر میکند، یکی از افقهای معنایی ذهن مهرجویی در این فیلم و کل روند سینماییاش بودهاست
🔸رابطۀ انسان مدرن با «عالم خیال» قطع شده؛ به همین خاطر دیگر نمیتوانیم با کتب مقدس و عرفانی ارتباطی فراتر از نگاه زیباشناسانه داشتهباشیم
#نقد_فیلم #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @abdolhamidziaei
🎙دکتر #عبدالحمید_ضیایی و دکتر #مهدی_ناظمی
🔸روزگار عرفان در جهان جدید به سر آمده، چون آن متافیزیک سنگین پشتیبان آن فرو-ریخته
🔸حرفهای حاشیهای مهرجویی در فیلم نباید مانع دیدن حرف اصلی او شود؛ ما در فیلم با عرفان افقی روبرو هستیم، نه عرفان عمودی؛ عرفانی که مبدأ و مقصدی جز خویشتن وجود ندارد
🔸نباید از مهشید با عنوان «خانم هامون» صحبت کرد؛ چرا که از اولین فیلمهایی بود که شاهد شخصیت مستقل زنان هستیم که دیگر زن شخصیتی سایهای ندارد. در سال ۶۸ تصویر کردن زن بعنوان کسی که سیگار میکشد، سهتار میزند و...، رقم زدن انواع ساختارشکنی است
🔸فیلم بنوعی داریوش شایگانِ متأخر و هویتِ چهلتکهای انسان امروز را تصویر کردهاست
🔸نقد عرفانهای سنتی و مدرن و کاستن از متافیزیکِ ستبری که واژۀ عرفان در ذهن متبادر میکند، یکی از افقهای معنایی ذهن مهرجویی در این فیلم و کل روند سینماییاش بودهاست
🔸رابطۀ انسان مدرن با «عالم خیال» قطع شده؛ به همین خاطر دیگر نمیتوانیم با کتب مقدس و عرفانی ارتباطی فراتر از نگاه زیباشناسانه داشتهباشیم
#نقد_فیلم #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @abdolhamidziaei
نقدآگین
📘غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه — دیالوگی با آتش و بسیاری ذهنیتهای مشابه 🔸نقدی بر این گزارۀ #آتش_شاکرمی: «غرب "عامل اصلیِ" بالا آمدن و سر پا ماندنِ حکومت آخوندی و دیگر حکومتهای افراطیست و باید از این کار دست بردارد» #چپ_ایرانی #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🍂 توضیح چنین مسئلهای، چندان سخت نیست. وقتی هنجارهای حاصل از هنجارسازی نظم مستقر برای جامعه، تا اندازۀ مداخلاتِ مهوع در پوشش موی زنان («آبژۀ جنسی»انگاریِ تمامیت بدن آنها و تصویرگری مردان جامعه بهمثابه نرهایی دچار بیماریهای حاد جنسی)، ارتجاعی و مبتذل میشود، اتفاقی مشابه برای هنجارشکنان (هنجارشکنانِ پوشالی و تقلبی، برای فروشِ نمایشی از مبارزه با هنجارهایی پوشالی و تقلبی) نیز رخ میدهد.
🍂 بهمرور زمان، نظم فرهنگی که مدافع این هنجارهاست، توانایی محافظت از هنجارها و تنظیم جامعه با هنجارها را از دست میدهد و جریان خودانگیختۀ اجتماعی، آن هنجارها را حذف میکند. بهدنبال حذف این هنجارها، تمامی عناصری که وجودشان در نسبتِ مستقیم با این هنجارهاست، مانند تولیدات فرهنگی این هنجارها، مکانیسمهای دفاعی و از همه مهمتر، خود هنجارشکنان نیز از بین میروند.
🍂 افرادی که صرفا با نمایش ضدیت با هنجارهای فرهنگی-اجتماعیِ موردِ حمایت نظم مستقر مطرح شدهاند، بهمرور زمان و با فروپاشی هنجارها، فرو میپاشند؛ چراکه تمام توان و کارکرد خودشان در نزد جامعه را از دست دادهاند؛ نقشی که جامعه برای آنها تعریف کرده بود، وظیفۀ مرزبندی مداوم سوژه و هنجارهای فرهنگی را بر عهدۀ آنها میگذاشت؛ شکلی از آلودهانگاریِ (abjection) مداومِ ارزشهای مسلط.
🍂 در واقع، تمام سابجکتیویتی (کنشگری) این افراد، معطوف به آلودهانگاری ایدیولوژی مسلط بودهاست. داستان جایی به نقطۀ تراژیک خود میرسد که با شکستِ تدریجی نظم فرهنگی مسلط در هماهنگسازی جامعه با خود، ضرورتِ «تمییز از نظم مسلط» نیز بهآرامی رنگ میبازد و بهدنبال آن، سابجکتیویتیِ افرادی همانند امیر تتلو نیز از بین میرود. دیگر جامعه نیازی به او ندارد؛ چرا که دیگر «تتلو بودن» یک ناهنجاری نیست؛ او با مرور زمان، هضم فرهنگها و خرده-فرهنگها شده و در اشکالی گوناگون بازتولید شدهاست. در این نقطه، او دیگر هیچ چیز برای محافظت از بقایِ شهرت خود ندارد؛ نه صرفا او، بلکه تمامِ افرادی که هویتِ اجتماعیشان به صرفِ ساختارشکنی گره خوردهبود.
🍂 از جهت دیگر، مضحک است که نظمِ فرهنگی شیعی پس از سدهها تسلط سیاسی-اجتماعی و چهار دهه سیطرۀ مطلق بر فضای فرهنگی ایران، به افرادی مانند تتلو نیازمند است تا جامعه را متوجه حضور خود سازد. پایانِ راه این نظم، پس از سالها سانسور و سرکوب، بهگونهای رقم خورده که ارزشها و هنجارهایش در همآغوشی با هنجارشکنانش، در گورستانهای تاریخ مدفون میشود.
🍂 البته که این این سرنوشتِ هر شکلی از تمنای گذشته و امتناع از حرکت به سوی آینده است. هر تلاشی برای بازگشت به تجربهای تاریخی، هرگونه سعی در راستای محافظت از گذشته در برابر آینده، محکوم به شکست است. هرآنچه ردپایی در گذشته دارد، با سرعت فرو میپاشد و آینده از آن کسانیست که با شتاب، بهسوی آن میروند.
✍🏻#الف_هامان
#نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 بهمرور زمان، نظم فرهنگی که مدافع این هنجارهاست، توانایی محافظت از هنجارها و تنظیم جامعه با هنجارها را از دست میدهد و جریان خودانگیختۀ اجتماعی، آن هنجارها را حذف میکند. بهدنبال حذف این هنجارها، تمامی عناصری که وجودشان در نسبتِ مستقیم با این هنجارهاست، مانند تولیدات فرهنگی این هنجارها، مکانیسمهای دفاعی و از همه مهمتر، خود هنجارشکنان نیز از بین میروند.
🍂 افرادی که صرفا با نمایش ضدیت با هنجارهای فرهنگی-اجتماعیِ موردِ حمایت نظم مستقر مطرح شدهاند، بهمرور زمان و با فروپاشی هنجارها، فرو میپاشند؛ چراکه تمام توان و کارکرد خودشان در نزد جامعه را از دست دادهاند؛ نقشی که جامعه برای آنها تعریف کرده بود، وظیفۀ مرزبندی مداوم سوژه و هنجارهای فرهنگی را بر عهدۀ آنها میگذاشت؛ شکلی از آلودهانگاریِ (abjection) مداومِ ارزشهای مسلط.
🍂 در واقع، تمام سابجکتیویتی (کنشگری) این افراد، معطوف به آلودهانگاری ایدیولوژی مسلط بودهاست. داستان جایی به نقطۀ تراژیک خود میرسد که با شکستِ تدریجی نظم فرهنگی مسلط در هماهنگسازی جامعه با خود، ضرورتِ «تمییز از نظم مسلط» نیز بهآرامی رنگ میبازد و بهدنبال آن، سابجکتیویتیِ افرادی همانند امیر تتلو نیز از بین میرود. دیگر جامعه نیازی به او ندارد؛ چرا که دیگر «تتلو بودن» یک ناهنجاری نیست؛ او با مرور زمان، هضم فرهنگها و خرده-فرهنگها شده و در اشکالی گوناگون بازتولید شدهاست. در این نقطه، او دیگر هیچ چیز برای محافظت از بقایِ شهرت خود ندارد؛ نه صرفا او، بلکه تمامِ افرادی که هویتِ اجتماعیشان به صرفِ ساختارشکنی گره خوردهبود.
🍂 از جهت دیگر، مضحک است که نظمِ فرهنگی شیعی پس از سدهها تسلط سیاسی-اجتماعی و چهار دهه سیطرۀ مطلق بر فضای فرهنگی ایران، به افرادی مانند تتلو نیازمند است تا جامعه را متوجه حضور خود سازد. پایانِ راه این نظم، پس از سالها سانسور و سرکوب، بهگونهای رقم خورده که ارزشها و هنجارهایش در همآغوشی با هنجارشکنانش، در گورستانهای تاریخ مدفون میشود.
🍂 البته که این این سرنوشتِ هر شکلی از تمنای گذشته و امتناع از حرکت به سوی آینده است. هر تلاشی برای بازگشت به تجربهای تاریخی، هرگونه سعی در راستای محافظت از گذشته در برابر آینده، محکوم به شکست است. هرآنچه ردپایی در گذشته دارد، با سرعت فرو میپاشد و آینده از آن کسانیست که با شتاب، بهسوی آن میروند.
✍🏻#الف_هامان
#نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin