فرهنگ ملی و گفتمانسازی مدرن
@Naqdagin
🎧 فرهنگ ملی و گفتمانسازی مدرن
🎙مصاحبۀ تلویزیون پارس با دکتر #محسن_بنائی
#ایران #نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙مصاحبۀ تلویزیون پارس با دکتر #محسن_بنائی
#ایران #نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 در علمگرایی (و مادهگرایی) هم ممکن است دچار نوعی جزماندیشی و افراط شويم. عدهای انتظار دارند همهی باورهای عامیانه که برآمده از سنتهای چندهزارساله است، از فیلتر علم و آزمایشگاه بگذرد و تاییدیه بگیرد.
🍂 #صادق_هدایت هم باوجود نفرتش از خرافات، قبول دارد که با همهچیز نباید ستیزهجویانه برخورد کرد. اگرچه انتقاد کردن همیشه مجاز است، اما گاهی زحمتِ غیرضروریست.
🍂 انديشههای بیضرر، تحمیلنشده، بامزه، سالم و حتی شاعرانه، گاهی به احوال و زندگی مردم کمک میکنند. پشت ظاهر سادهی بعضی باورها، آموزههای اخلاقی و زیستی و فلسفی و... هست. نیاز نیست با همهچیز بجنگیم.
🔻هدایت در «نیرنگستان» نوشت:
✍🏻 #معین_دهاز
#ایران #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 #صادق_هدایت هم باوجود نفرتش از خرافات، قبول دارد که با همهچیز نباید ستیزهجویانه برخورد کرد. اگرچه انتقاد کردن همیشه مجاز است، اما گاهی زحمتِ غیرضروریست.
🍂 انديشههای بیضرر، تحمیلنشده، بامزه، سالم و حتی شاعرانه، گاهی به احوال و زندگی مردم کمک میکنند. پشت ظاهر سادهی بعضی باورها، آموزههای اخلاقی و زیستی و فلسفی و... هست. نیاز نیست با همهچیز بجنگیم.
🔻هدایت در «نیرنگستان» نوشت:
نباید فراموش کرد که دستهای از این آداب و رسوم، نهتنها خوب و پسندیده است، بلکه از یادگارهای روزهای پرافتخار ایران است؛ مانند جشن مهرگان، جشن نوروز، جشن سده، چهارشنبهسوری و... که زندهکردن و نگاهداری آنها، از وظایف مهم ملی بهشمار میآید و برای آن، باید مقام جداگانهای قائل شد. مثلاً آتشافروزی در زمان قدیم مانند یک کارناوال وجود داشته؛ چنانکه امروزه هم در نزد اروپاییان مرسوم و طرف توجه است. آداب عقد، عروسی، شادی، تمیزی و یا افکار بیزیان خندهآور و افسانههای قشنگ ادبی، بطور کلی تاثیر خوبی در زندگی دارد و همچنین این امر قدمت ملتی را نشان میدهد که زیاد پیر شده، زیاد فکر کرده و زیاد افکار شاعرانه داشتهاست؛ ولی خرافاتی که از خارج به ایران آمده زندگی را مشکل و زهرآلود میکند.
✍🏻 #معین_دهاز
#ایران #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📻 اخلاق و خداناباوری — آیا برای خوب بودن به خدا نیاز است؟ (+) | نویسنده: پروفسور #ریچارد_داوکینز |#ترجمه: #بابک_ایرانی | گوینده: نوای آزادی | آوای بوف 📓مطالعۀ متن این پادکست (اینجا) 🗄پست مرتبط 📓کتاب «این همه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان» فصل اول: آيا به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ده اندرز کتاب مهرنسک
@Naqdagin
🎧 ده اندرزِ کتابِ «مهرنسک» (+)
🎙 دکتر #شروین_وکیلی
🍂 ده پیشنهاد برای پاییدنِ مهر و پاکیزه نگه داشتنش از زوال و تباهی
#فلسفیدن #زیستروان #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 دکتر #شروین_وکیلی
🍂 ده پیشنهاد برای پاییدنِ مهر و پاکیزه نگه داشتنش از زوال و تباهی
#فلسفیدن #زیستروان #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Sherwin Vakili- Mehr Nask.pdf
5.1 MB
📓کتاب «مهرْنَسْک»
🍂 این کتاب شرحیست بر مفهوم «مهر» و تمایز آن با «عشق»، و تلهها و راهبردهایی که در دستگاه نظری «زروان» دربارۀ این دوقطبی تعریف میشود.
📒تعداد صفحات: ۱۶۲
🔻فهرست:
بخش نخست: آمیختگی مهر و عشق
گفتار نخست: دو جلوه از یک حس
گفتار دوم: تبارنامۀ واژگان
گفتار سوم: تقابل معنایی مهر و عشق
گفتار چهارم: مهر دو نفره و سه نفره
گفتار پنجم: گفتمانهای مهر و عشق
گفتار ششم: مهر زنانه و مردانه
بخش دوم: مرزبندی مهر و عشق
گفتار نخست: مرزبندی با هفت اختر
گفتار دوم: استعارههای عشق و مهر
گفتار سوم: پیکربندی دوازده برج
گفتار چهارم: تلهها، راهبردها و اندرزها
#نقد_کتاب #فلسفیدن #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
🍂 این کتاب شرحیست بر مفهوم «مهر» و تمایز آن با «عشق»، و تلهها و راهبردهایی که در دستگاه نظری «زروان» دربارۀ این دوقطبی تعریف میشود.
📒تعداد صفحات: ۱۶۲
🔻فهرست:
بخش نخست: آمیختگی مهر و عشق
گفتار نخست: دو جلوه از یک حس
گفتار دوم: تبارنامۀ واژگان
گفتار سوم: تقابل معنایی مهر و عشق
گفتار چهارم: مهر دو نفره و سه نفره
گفتار پنجم: گفتمانهای مهر و عشق
گفتار ششم: مهر زنانه و مردانه
بخش دوم: مرزبندی مهر و عشق
گفتار نخست: مرزبندی با هفت اختر
گفتار دوم: استعارههای عشق و مهر
گفتار سوم: پیکربندی دوازده برج
گفتار چهارم: تلهها، راهبردها و اندرزها
#نقد_کتاب #فلسفیدن #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
نقدآگین
#نظرسنجی ۲۱
از نظر شخصِ شما، اگر هیچ نوع فرم و صورتی از خدا در واقعیت امر، در میان نباشد،....
از نظر شخصِ شما، اگر هیچ نوع فرم و صورتی از خدا در واقعیت امر، در میان نباشد،....
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
#نظرسنجی ۲۱
از نظر شخصِ شما، اگر هیچ نوع فرم و صورتی از خدا در واقعیت امر، در میان نباشد،....
از نظر شخصِ شما، اگر هیچ نوع فرم و صورتی از خدا در واقعیت امر، در میان نباشد،....
#نظرسنجی ۲۲
نظر شما دربارۀ «آدمِ عربِ مخفیِ ۱۱۹۱ ساله» (حدود ۱۶ برابر سن متوسط انسان امروز) چیست؟ حکومتِ مبتنی بر این باور تا چه میزان واقعبین خواهد بود و به سعادت عموم مردم منجر میشود؟
نظر شما دربارۀ «آدمِ عربِ مخفیِ ۱۱۹۱ ساله» (حدود ۱۶ برابر سن متوسط انسان امروز) چیست؟ حکومتِ مبتنی بر این باور تا چه میزان واقعبین خواهد بود و به سعادت عموم مردم منجر میشود؟
Anonymous Poll
9%
۱. وجود دارد، خداوند به هر کاری تواناست؛ بسیار واقعبین و دنیا و آخرت آن مردم را آباد میکند.
4%
۲. وجود دارد، خداوند به هر کاری تواناست؛ واقعبینی ضعیف و دنیا و آخرت مردم را نابود میکند.
87%
۳. وجود ندارد، خداوند به هر کاری توانا نیست؛ واقعبینی ضعیف و دنیا و آخرت مردم را نبود میکند.
Telegram
نقدآگین
📘باور به «امام زمان» و «جزئینگری»
✍🏻#کاظم_استادی
🍂 صدها داستان از ملاقات افراد و علما با امام زمان و «کمکرسانی فیزیکی» یا «راهنمایی زبانی» امام برای ایشان، در نقلیات و نوشتههای مختلف، درج شدهاند؛ حتی دهها کتاب به جمعآوری این داستانها و ترویج آنها اقدام و در تیراژ زیاد منتشر گشتهاند.
🍂 در این میان، عدۀ کمی از اندیشمندان، این داستانها و ملاقاتها را با بدبینی، «جعلی» و یا با خوشبینی، «توهمی» قلمداد نمودهاند؛ و اصالت آنها را زیر سؤال بردهاند.
🍂 اکنون درصدد رد یا قبول این نظریهها نیستیم، اما اگر پذیرفته شود که این داستانها، صادق و واقعی هستند، یک سؤال بسیار بزرگ پیشروی ما قرار خواهد گرفت؛ با این مقدمه که:
🍂 با نظر به متن و محتوای حکایات و داستانهای ملاقات افراد با امام زمان و عنایت ایشان به برخی از اشخاص به صورت فیزیکی یا زبانی، به این نکته قابل توجه میرسیم که: تمامی موارد «امدادرسانی» امام عصر در این حکایات، مواردی «جزئی» و «فردی» هستند.
❓سؤال
🔶 چرا امام مهدی به مسائل بزرگ جامعه و مشکلاتی که به عموم مردم یک کشور یا جهان مربوط است، توجهی ندارند؟ و تلاشی در «امدادرسانی فیزیکی» یا «راهنمایی زبانی» برای جوامع انسانی بزرگ انجام نمیدهند؟
🔸مثلاً چرا امام به خواب آدولف هیتلر یا ولادیمیر پوتین نمیآیند؛ که مثلاً جنگ اوکراین را شروع نکن، که عدهای بیگناه در این مناقشه کشته خواهند شد؟
🔸یا مثلاً چرا حضرت مهدی به ملاقات اسماعیل هنیه نمیآیند، که اگر طوفان الاقصی را شروع کنی، آغاز آن با توست، ولی پایان آن ممکن است به کشتهشدن دهها هزار انسان و آوارگی میلیونها نفر منجر شود، و تمامی زیرساختها و امکانات نظامی و امنیتی شما از بین خواهد رفت؟
🔸یا مثلاً چرا امام عصر در خواب دکتر علیرضا مرندی نمیآیند، که ایدۀ «فرزند کمتر» تو، ممکن است آیندۀ جمعیتی ایران را تهدید نماید؟
🔸یا مثلاً چرا حضرت حجت به خواب سران سه قوه و رهبر معظم ایران نمیآیند، که اگر یکدفعه صبح، بنزین گران شود، ممکن است هزار نفر از مردم ایران به خاک و خون کشیدهشوند؟
🔸یا مثلاً چرا امام به ملاقات مسؤلین عالیرتبۀ نظام نمیآیند، که چند ماه است در چین کرونا آمده، خوب است شما مقدمات پیشگیری و ستاد بحران تشکیل دهید و در اولین فرصت، واکسنی استاندارد تولید یا تهیه نمایید، تا صد هزار نفر تلفاتِ کمتر بر جمعیت اندک ایران بار شود؟
یا مثلا ...
🔷 شاید گفتهشود که امام زمان، از این دست امدادرسانیها، فراوان انجام دادهاند، ولی مردم جهان، از این اقدامات ایشان اطلاعی ندارند و اخبار آنها منتشر نشدهاست.
❌ خب، در مقابل، جوانان ما، اشکال خواهند نمود که چرا حکایت و روایت ملاقاتها و امدادرسانیهای «جزئی» و «فردی» از امام زمان اطلاعرسانی و منتشر میشوند، ولی اقدامات جهانی و عمومی ایشان، در پرده سکوت باقی میمانند؟
#نقد_شیعه #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#کاظم_استادی
🍂 صدها داستان از ملاقات افراد و علما با امام زمان و «کمکرسانی فیزیکی» یا «راهنمایی زبانی» امام برای ایشان، در نقلیات و نوشتههای مختلف، درج شدهاند؛ حتی دهها کتاب به جمعآوری این داستانها و ترویج آنها اقدام و در تیراژ زیاد منتشر گشتهاند.
🍂 در این میان، عدۀ کمی از اندیشمندان، این داستانها و ملاقاتها را با بدبینی، «جعلی» و یا با خوشبینی، «توهمی» قلمداد نمودهاند؛ و اصالت آنها را زیر سؤال بردهاند.
🍂 اکنون درصدد رد یا قبول این نظریهها نیستیم، اما اگر پذیرفته شود که این داستانها، صادق و واقعی هستند، یک سؤال بسیار بزرگ پیشروی ما قرار خواهد گرفت؛ با این مقدمه که:
🍂 با نظر به متن و محتوای حکایات و داستانهای ملاقات افراد با امام زمان و عنایت ایشان به برخی از اشخاص به صورت فیزیکی یا زبانی، به این نکته قابل توجه میرسیم که: تمامی موارد «امدادرسانی» امام عصر در این حکایات، مواردی «جزئی» و «فردی» هستند.
❓سؤال
🔶 چرا امام مهدی به مسائل بزرگ جامعه و مشکلاتی که به عموم مردم یک کشور یا جهان مربوط است، توجهی ندارند؟ و تلاشی در «امدادرسانی فیزیکی» یا «راهنمایی زبانی» برای جوامع انسانی بزرگ انجام نمیدهند؟
🔸مثلاً چرا امام به خواب آدولف هیتلر یا ولادیمیر پوتین نمیآیند؛ که مثلاً جنگ اوکراین را شروع نکن، که عدهای بیگناه در این مناقشه کشته خواهند شد؟
🔸یا مثلاً چرا حضرت مهدی به ملاقات اسماعیل هنیه نمیآیند، که اگر طوفان الاقصی را شروع کنی، آغاز آن با توست، ولی پایان آن ممکن است به کشتهشدن دهها هزار انسان و آوارگی میلیونها نفر منجر شود، و تمامی زیرساختها و امکانات نظامی و امنیتی شما از بین خواهد رفت؟
🔸یا مثلاً چرا امام عصر در خواب دکتر علیرضا مرندی نمیآیند، که ایدۀ «فرزند کمتر» تو، ممکن است آیندۀ جمعیتی ایران را تهدید نماید؟
🔸یا مثلاً چرا حضرت حجت به خواب سران سه قوه و رهبر معظم ایران نمیآیند، که اگر یکدفعه صبح، بنزین گران شود، ممکن است هزار نفر از مردم ایران به خاک و خون کشیدهشوند؟
🔸یا مثلاً چرا امام به ملاقات مسؤلین عالیرتبۀ نظام نمیآیند، که چند ماه است در چین کرونا آمده، خوب است شما مقدمات پیشگیری و ستاد بحران تشکیل دهید و در اولین فرصت، واکسنی استاندارد تولید یا تهیه نمایید، تا صد هزار نفر تلفاتِ کمتر بر جمعیت اندک ایران بار شود؟
یا مثلا ...
🔷 شاید گفتهشود که امام زمان، از این دست امدادرسانیها، فراوان انجام دادهاند، ولی مردم جهان، از این اقدامات ایشان اطلاعی ندارند و اخبار آنها منتشر نشدهاست.
❌ خب، در مقابل، جوانان ما، اشکال خواهند نمود که چرا حکایت و روایت ملاقاتها و امدادرسانیهای «جزئی» و «فردی» از امام زمان اطلاعرسانی و منتشر میشوند، ولی اقدامات جهانی و عمومی ایشان، در پرده سکوت باقی میمانند؟
#نقد_شیعه #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘امام زمان و گروههای انحرافی
✍🏻#کاظم_استادی
🍂 پیشتر بیان شد که مسألۀ باور به «غیبت و مهدویت»، پیشینۀ تاریخی از قرن اول دارد. از شهادت امام اول تا امام یازدهم، حداقل ۸ گروه واقفی که معتقد به مهدی و ظهور قائم بودهاند، وجود داشتهاند. این گروهها، دو گونه، وضعیتِ انحرافیِ فرقۀ خود را توجیه و پشتیبانی مینمودند:
1️⃣ اول، کسانی از ایشان که «دروغگو» نبودند، اما با تفسیر به رأی، برخی از احادیث موجود پیامبر و اصحاب او را (که قابلِ استفاده برای پشتیبانی فرقه و گروه خود میدیدند) بهنفع خود تفسیر، تأویل و استفاده مینمودند.
2️⃣ دوم، کسانی که این زحمت را به خود نمیدادند؛ و روایاتی را از پیامبر و اصحاب ایشان (که اساساً وجود نداشت) به نفع خود، جعل و بیان میکردند.
🍂 به همین خاطر، اولین کسانی که رو به نوشتن کتابهای «الغيبة» در بيان غيبتِ قائم آورند، همین «واقفیانِ نخستین» بودند. ایشان کتابهای فراوان و قابل توجهی دربارۀ «غیبت» نوشتهاند؛ بعنوان نمونه، حسن بطائنی که کتابهای «الغیبه»، «القائم» و «الرجعه» را نگاشته، یا علی الأعرج و علی رباح (که هر یک کتابی با نام «الغیبه» دارند). حتی برخی از واقفیان، اندیشهٔ «انتظار برای قائم» را از ویژگیهایی خاصّ «واقفیه» دانستهاند؛ همانند: «کتاب الصفة فی الغیبة على مذاهب الواقفة».
.
🍂 نکتۀ بسیار مهم در اینجا، این است که هر گروه واقفی، برای تبیین و پشتیبانیِ فرقه خود، از احادیث گروههای قبلی نیز بهره میجستهاست؛ یعنی، هر چه جلوتر رفتهایم، کتابهای پیرامون قائم و مسأله مهدویت، قطورتر و گستردهتر شدهاند.
🍂 وقتی به دورۀ امام حسن عسکری میرسیم، با فرضِ «نبود فرزند برای ایشان، یا پنهان شدنِ فرزند ایشان از دیدگان مردم»، علمای شیعۀ قرن چهارم نیز، رو به تألیف کتاب «غیبت» آورند. ایشان همان احادیث موجود در منابع غیر اصیل قبلی را، مبنای تدوین آثار مهدوی خود قرار دادند.
🍂 مهمترین کتابهای پیرامون امام زمان از دورۀ متقدم، که اکنون در دسترس ما قرار دارند، کتاب «الغیبة نعمانیِ» کمالالدین صدوق و «الغیبةِ» شیخ طوسی میباشند؛ که با حذف تکراریهای احادیث این چند کتاب، حدود ۵۰۰ روایت و حدیث در آنها باقی خواهد ماند؛ مشکل اصلی تمامی این روایات نیز «راویان منحرف» آنها هستند.
🍂 بهعبارت دیگر، اگر احادیث و روایات «راویان فرقههای منحرف شیعی» (همانند: سبئیه، کیسانیه، جارودیه، زیدیه، ناووسیه، اسماعیلیه، مَمْطوره و ...) را از متونِ «الغیبة» ما شیعیان ۱۲ امامی حذف کنیم، روایات و احادیث انگشتشماری برای ما باقی خواهد ماند؛ که مطالب آنها، دیگر نمیتوانند مسألۀ غیبت و موضوع مهدویت را برای ما، بهدرستی پشتیبانی کنند.
#بازاندیشی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#کاظم_استادی
🍂 پیشتر بیان شد که مسألۀ باور به «غیبت و مهدویت»، پیشینۀ تاریخی از قرن اول دارد. از شهادت امام اول تا امام یازدهم، حداقل ۸ گروه واقفی که معتقد به مهدی و ظهور قائم بودهاند، وجود داشتهاند. این گروهها، دو گونه، وضعیتِ انحرافیِ فرقۀ خود را توجیه و پشتیبانی مینمودند:
1️⃣ اول، کسانی از ایشان که «دروغگو» نبودند، اما با تفسیر به رأی، برخی از احادیث موجود پیامبر و اصحاب او را (که قابلِ استفاده برای پشتیبانی فرقه و گروه خود میدیدند) بهنفع خود تفسیر، تأویل و استفاده مینمودند.
2️⃣ دوم، کسانی که این زحمت را به خود نمیدادند؛ و روایاتی را از پیامبر و اصحاب ایشان (که اساساً وجود نداشت) به نفع خود، جعل و بیان میکردند.
🍂 به همین خاطر، اولین کسانی که رو به نوشتن کتابهای «الغيبة» در بيان غيبتِ قائم آورند، همین «واقفیانِ نخستین» بودند. ایشان کتابهای فراوان و قابل توجهی دربارۀ «غیبت» نوشتهاند؛ بعنوان نمونه، حسن بطائنی که کتابهای «الغیبه»، «القائم» و «الرجعه» را نگاشته، یا علی الأعرج و علی رباح (که هر یک کتابی با نام «الغیبه» دارند). حتی برخی از واقفیان، اندیشهٔ «انتظار برای قائم» را از ویژگیهایی خاصّ «واقفیه» دانستهاند؛ همانند: «کتاب الصفة فی الغیبة على مذاهب الواقفة».
.
🍂 نکتۀ بسیار مهم در اینجا، این است که هر گروه واقفی، برای تبیین و پشتیبانیِ فرقه خود، از احادیث گروههای قبلی نیز بهره میجستهاست؛ یعنی، هر چه جلوتر رفتهایم، کتابهای پیرامون قائم و مسأله مهدویت، قطورتر و گستردهتر شدهاند.
🍂 وقتی به دورۀ امام حسن عسکری میرسیم، با فرضِ «نبود فرزند برای ایشان، یا پنهان شدنِ فرزند ایشان از دیدگان مردم»، علمای شیعۀ قرن چهارم نیز، رو به تألیف کتاب «غیبت» آورند. ایشان همان احادیث موجود در منابع غیر اصیل قبلی را، مبنای تدوین آثار مهدوی خود قرار دادند.
🍂 مهمترین کتابهای پیرامون امام زمان از دورۀ متقدم، که اکنون در دسترس ما قرار دارند، کتاب «الغیبة نعمانیِ» کمالالدین صدوق و «الغیبةِ» شیخ طوسی میباشند؛ که با حذف تکراریهای احادیث این چند کتاب، حدود ۵۰۰ روایت و حدیث در آنها باقی خواهد ماند؛ مشکل اصلی تمامی این روایات نیز «راویان منحرف» آنها هستند.
🍂 بهعبارت دیگر، اگر احادیث و روایات «راویان فرقههای منحرف شیعی» (همانند: سبئیه، کیسانیه، جارودیه، زیدیه، ناووسیه، اسماعیلیه، مَمْطوره و ...) را از متونِ «الغیبة» ما شیعیان ۱۲ امامی حذف کنیم، روایات و احادیث انگشتشماری برای ما باقی خواهد ماند؛ که مطالب آنها، دیگر نمیتوانند مسألۀ غیبت و موضوع مهدویت را برای ما، بهدرستی پشتیبانی کنند.
#بازاندیشی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقشِ سُفرای امام دوازدهم شیعه در شکلدهی به روایتِ عقیدتیِ تشیع از غیبت (۱/۳)
— معرفی کتاب «وکلاءِ امامِ غایب: شکلدهی به تشیع اثنیعشری (۲۳۵–۳۳۵ قمری)» نوشتۀ اِدموند هِیز، فوریۀ ۲۰۲۲ میلادی
✍🏻 #زهیر_میرکریمی
🍂 هنگامی که بحث امام دوازدهم شیعیان اثنیعشری مطرح میشود، اگر باورهای عقیدتی، پیشفرضهای ماوراء الطبیعی، و پاسخهای همیشگی به کناری نهاده شوند، چند پرسش بنیادی نمایان میشوند که پاسخدادن به آنها با روشهای معمول چندان آسان نخواهد بود:
۱. اساساً آیا امام یازدهم فرزندِ پسر داشته است؟ آیا شواهد قابل اعتماد، چه تاریخی چه روایی، بر وجود چنین فرزندی وجود دارند؟
۲. آیا اگر امام یازدهم فرزند پسر داشته است، این فرزند پس از درگذشت ایشان به امامت رسیده است؟ آیا شواهد قابل اعتماد، چه تاریخی چه روایی، بر امامت او وجود دارند؟
۳. چرا برادر امام یازدهم، جعفر، که مدعی امامت بوده است در نزد بعضی از شیعیان همعصرش به امامت پذیرفته شد، اما شیعیان متأخر از دعوی امامت او منصرف شدند؟
۴. رویدادهای پیشآمده در چند روز نخست پس از درگذشت امام یازدهم چه بودهاند؟ نقش مادر، برادر، و کنیز یا همسر امام یازدهم چه بوده است؟
۵. وصیت و میراث امام یازدهم چگونه اجرا و تقسیم شده است؟ چه کسی امام یازدهم را غسل داده است و بر او نماز خوانده است؟ چرا روایتهای متقدم (که برادرِ خلیفهی عباسی، ابن المتوکل، را بهعنوان کسی که بر پیکر امام یازدهم نماز خوانده است معرفی میکنند) با روایتهای متأخر (که نائب اول یا خود امام دوازدهم را کسی میدانند که بر پیکر پدر نماز خوانده است) تفاوت دارند؟ تفاوت این روایتها را چگونه میتوان تبیین کرد؟
۶. چرا امام دوازدهم، با این فرض که متولد شده است، پس از مدتی غایب شده است؟ فرضیهی غیبت او را چه کسی مطرح کرده است؟ و چرا بعضی از شیعیان و پیروان امام یازدهم آن را پذیرفتهاند؟ چه کسانی آن فرضیه را نپذیرفتند و چرا؟
۷. چه کسانی سفراء و وکلاء او را به پیروانش معرفی کردند؟ خود ایشان یا دیگران؟ با چه دلایل و شواهدی؟ چرا سفراء خاص ایشان ۴ نفر بودهاند؟ چرا پس از این ۴ نائب خاص، شخص دیگری به نیابت انتخاب نشده است؟
۸. چه روایتهای بدیلی از ماجرای «شلمغانی» که مدتی از وکلاء خاصِ سفیر سوم بود (اما بعداً طرد و لعن و اعدام شد) وجود دارند؟
۹. چرا پایان دورهی نیابت خاص یا غیبت صغری (حدوداً میان ۶۸ سال تا ۷۵ سال) با عمر معمول یک انسان تطابق دارد؟ آیا امکان دارد امام دوازدهم در پایان دورهای که به «غیبت صغری» مشهور است به علل طبیعی از دنیا رفته باشد؟
۱۰. سفراء خاص چه شاهدی بر ارتباط با امام دوازدهم به پیروان ایشان ارائه میکردند؟ وثاقت نامهها و توقیعاتی که سفراء خاص مدعی بودهاند که از جانب امام دوازدهم صادر میشوند به چه میزان است؟ آیا هیچ شاهد تاریخی یا سندی قابل اعتماد از این ارتباط اکنون باقی مانده است؟ آیا امکان دارد که نهاد «سفارت» اساساً برساختهی بعضی از کسانی باشد که خود را سفیر معرفی کردهاند؟
🍂 البته در این زمان، و بسیار پیش از این، ادعا میشود که برای همۀ این پرسشها (و بسیاری از پرسشهای مشابه) پاسخهایی دقیق و تاریخی و قانعکننده وجود دارند که در مجموع «روایت غالب تشیع» از غیبت را شکل میدهند، اما خود این روایتِ غالب و مؤمنانه چگونه شکل گرفتهاست؟ چه کسانی از میان روایتهای ضدونقیض و متفاوت دربارهی رویدادهای پیرامون درگذشت امام یازدهم و دوران غیبت امام دوازدهم آنهایی را گزینش کردهاند که این روایتِ غالب شکل بگیرد؟
🍂 این همان پرسش «بنیانبرافکن» است که این کتاب به آن میپردازد. پاسخ این کتاب به اجمال این است: همان سفراء (و بهویژه سومین آنها) این روایت غالب، یعنی انگارهی سفارت، و پایههای انگارهی غیبت را به این صورت شکلدادهاند؛ یا اگر اندکی با جسارت بیشتر عنوان کتاب را ترجمه کنیم، آن را «ریختهگری» کردهاند. البته این کتاب به بسیاری از دیگر پرسشها نیز پاسخهایی نقادانه میدهد، پاسخهایی که برآمده از باورهای پیشین یا پیشفرضهای کلامی و عقیدتی نیست، بلکه منبعث از تحلیلهای سیاسی، اجتماعی، و فرقهای و دینی است و مؤیَّد به خوانشی نقادانه از متن خود روایتِ برجای مانده در متون روایی و تاریخی شیعیان است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— معرفی کتاب «وکلاءِ امامِ غایب: شکلدهی به تشیع اثنیعشری (۲۳۵–۳۳۵ قمری)» نوشتۀ اِدموند هِیز، فوریۀ ۲۰۲۲ میلادی
✍🏻 #زهیر_میرکریمی
🍂 هنگامی که بحث امام دوازدهم شیعیان اثنیعشری مطرح میشود، اگر باورهای عقیدتی، پیشفرضهای ماوراء الطبیعی، و پاسخهای همیشگی به کناری نهاده شوند، چند پرسش بنیادی نمایان میشوند که پاسخدادن به آنها با روشهای معمول چندان آسان نخواهد بود:
۱. اساساً آیا امام یازدهم فرزندِ پسر داشته است؟ آیا شواهد قابل اعتماد، چه تاریخی چه روایی، بر وجود چنین فرزندی وجود دارند؟
۲. آیا اگر امام یازدهم فرزند پسر داشته است، این فرزند پس از درگذشت ایشان به امامت رسیده است؟ آیا شواهد قابل اعتماد، چه تاریخی چه روایی، بر امامت او وجود دارند؟
۳. چرا برادر امام یازدهم، جعفر، که مدعی امامت بوده است در نزد بعضی از شیعیان همعصرش به امامت پذیرفته شد، اما شیعیان متأخر از دعوی امامت او منصرف شدند؟
۴. رویدادهای پیشآمده در چند روز نخست پس از درگذشت امام یازدهم چه بودهاند؟ نقش مادر، برادر، و کنیز یا همسر امام یازدهم چه بوده است؟
۵. وصیت و میراث امام یازدهم چگونه اجرا و تقسیم شده است؟ چه کسی امام یازدهم را غسل داده است و بر او نماز خوانده است؟ چرا روایتهای متقدم (که برادرِ خلیفهی عباسی، ابن المتوکل، را بهعنوان کسی که بر پیکر امام یازدهم نماز خوانده است معرفی میکنند) با روایتهای متأخر (که نائب اول یا خود امام دوازدهم را کسی میدانند که بر پیکر پدر نماز خوانده است) تفاوت دارند؟ تفاوت این روایتها را چگونه میتوان تبیین کرد؟
۶. چرا امام دوازدهم، با این فرض که متولد شده است، پس از مدتی غایب شده است؟ فرضیهی غیبت او را چه کسی مطرح کرده است؟ و چرا بعضی از شیعیان و پیروان امام یازدهم آن را پذیرفتهاند؟ چه کسانی آن فرضیه را نپذیرفتند و چرا؟
۷. چه کسانی سفراء و وکلاء او را به پیروانش معرفی کردند؟ خود ایشان یا دیگران؟ با چه دلایل و شواهدی؟ چرا سفراء خاص ایشان ۴ نفر بودهاند؟ چرا پس از این ۴ نائب خاص، شخص دیگری به نیابت انتخاب نشده است؟
۸. چه روایتهای بدیلی از ماجرای «شلمغانی» که مدتی از وکلاء خاصِ سفیر سوم بود (اما بعداً طرد و لعن و اعدام شد) وجود دارند؟
۹. چرا پایان دورهی نیابت خاص یا غیبت صغری (حدوداً میان ۶۸ سال تا ۷۵ سال) با عمر معمول یک انسان تطابق دارد؟ آیا امکان دارد امام دوازدهم در پایان دورهای که به «غیبت صغری» مشهور است به علل طبیعی از دنیا رفته باشد؟
۱۰. سفراء خاص چه شاهدی بر ارتباط با امام دوازدهم به پیروان ایشان ارائه میکردند؟ وثاقت نامهها و توقیعاتی که سفراء خاص مدعی بودهاند که از جانب امام دوازدهم صادر میشوند به چه میزان است؟ آیا هیچ شاهد تاریخی یا سندی قابل اعتماد از این ارتباط اکنون باقی مانده است؟ آیا امکان دارد که نهاد «سفارت» اساساً برساختهی بعضی از کسانی باشد که خود را سفیر معرفی کردهاند؟
🍂 البته در این زمان، و بسیار پیش از این، ادعا میشود که برای همۀ این پرسشها (و بسیاری از پرسشهای مشابه) پاسخهایی دقیق و تاریخی و قانعکننده وجود دارند که در مجموع «روایت غالب تشیع» از غیبت را شکل میدهند، اما خود این روایتِ غالب و مؤمنانه چگونه شکل گرفتهاست؟ چه کسانی از میان روایتهای ضدونقیض و متفاوت دربارهی رویدادهای پیرامون درگذشت امام یازدهم و دوران غیبت امام دوازدهم آنهایی را گزینش کردهاند که این روایتِ غالب شکل بگیرد؟
🍂 این همان پرسش «بنیانبرافکن» است که این کتاب به آن میپردازد. پاسخ این کتاب به اجمال این است: همان سفراء (و بهویژه سومین آنها) این روایت غالب، یعنی انگارهی سفارت، و پایههای انگارهی غیبت را به این صورت شکلدادهاند؛ یا اگر اندکی با جسارت بیشتر عنوان کتاب را ترجمه کنیم، آن را «ریختهگری» کردهاند. البته این کتاب به بسیاری از دیگر پرسشها نیز پاسخهایی نقادانه میدهد، پاسخهایی که برآمده از باورهای پیشین یا پیشفرضهای کلامی و عقیدتی نیست، بلکه منبعث از تحلیلهای سیاسی، اجتماعی، و فرقهای و دینی است و مؤیَّد به خوانشی نقادانه از متن خود روایتِ برجای مانده در متون روایی و تاریخی شیعیان است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقشِ سُفرای امام دوازدهم شیعه در شکلدهی به روایتِ عقیدتیِ تشیع از غیبت (۲/۳)
— معرفی کتاب «وکلاءِ امامِ غایب: شکلدهی به تشیع اثنیعشری (۲۳۵–۳۳۵ قمری)» نوشتۀ اِدموند هِیز، فوریۀ ۲۰۲۲ میلادی
✍🏻 #زهیر_میرکریمی
🍂 اموند هِیز در این کتاب به بررسی نقش کسانی در ایجادِ روایتِ عقیدتی شیعه از غیبت امام دوازدهم میپردازد که بعداً، با عطفِ به ما سَبَق، به سفیران (سفراء) معروف شدهاند. چنانچه در این کتاب آمده است، در سال ۲۶۰ قمری امام یازدهم درگذشت و جامعهی امامیه از هم پاشید، و پس از آن نهادِ امامت بهدست کارگزاران امامِ تازهدرگذشته نگهداری میشد که ادعا میکردند با امام دوازدهمِ غایب در ارتباطند. این آغاز تشیّع اثنیعشری بود.
🍂 نویسندهی این کتاب، اِدموند هِیز، رویکردی نوآورانه برای کاوش دربارهی تشیّع اولیّه ارائه میکند و از تاریخِ عقیدتی فراتر میرود تا بتواند تحلیلی نقّادانه و غیرعقیدتی از فرآیندهای سیاسی و اجتماعی منتهی به رسمیسازیِ غیبت امام دوازدهم ارائه کند. هِیز نشان میدهد که چگونه کارگزارانِ امام با بازتولید نشانههای ظاهری امامت، از جمله رسوم و آدابِ وصایت، توقیعات و نامهها، و وجوهات، اقتدار خود را تثبیت کردند. چهار نفر از این وکلاء در نهایت به عنوان «سفیر» یا «نائب» یا «باب» معرفی شدند، اما رگههایی از انگارههای پیشین دربارهی مرجعیت در میان کارگزاران در نقلها و روایتهای متقدم نهفته است.
🍂 هیز روایات پیچیده و متناقض دربارهی غیبت را کالبدشکافی میکند تا نشان دهد که چگونه در میان ادعای بازیگران متعدد در این فضا، جایگاه نهادیِ سفراء و نُوّاب به آنها اجازه میدهد تا در غیاب امام، برای خود مرجعیتی شبهامامی مطرح کنند. نویسنده دو گونه رویکرد به تاریخِ موجود دربارهی امامت،غیبت، وکالت، و سفارت را با هم مقایسه میکند: تاریخ عقیدتی و تاریخ نقادانه. خطوط کلی هریک را به اختصار میآورم.
🔅 تاریخِ عقیدتیِ سُفَراء امام دوازدهم
🍂 بخشهایی از روایت معروفِ شیعیان اثنیعشری از غیبتِ امام دوازدهم و سفراء خاص ایشان اینچنین است:
◾️چند سال پیش از درگذشتِ امام یازدهم او صاحب فرزندی شد که او را به بعضی از نزدیکانش نشان داده بود، اما آن فرزند پس از آن سریعاً از دیدهها پنهان شده بود. سال ولادت این فرزند در منابع روایی دقیقاً مشخص نیست و همهی این سالها در منابع مختلف ذکر شدهاند: ۲۵۴، ۲۵۵، ۲۵۶، ۲۵۷، ۲۵۸، ۲۵۹، و البته ۲۶۰ پس از درگذشت امام یازدهم از کنیز او به نام «صقیل» که به ایشان حامله بوده است (پرداختن به نقلهای متأخر شیعی که همسر امام یازدهم را «نرجس» نوادهی قیصر روم شرقی میدانند، ولادت امام دوازدهم را در زمان حیات پدر میدانند، و بعضاً با مطالبی که بعداً افزوده شدهاند درآمیختهاند، یادداشتی جداگانه میطلبد).
◾️هنگامی که امام یازدهم درگذشت، این فرزند، امام شد. اما به علت خطری که از جانب خلیفهی عباسی و عواملش وجود داشت همچنان بهطور مخفی زندگی میکرد. سلسلهای از ۴ مرد بهمنزلهی مأمور یا سفیرِ امامِ پنهان در دوران غیبتاش منصوب شدند:
۱. عُثمان ابن سعید العَمْری (یا چنانکه کَشّی نقل میکند «حَفْص ابن عَمْر العَمْری »). درگذشته احتمالاً میان ۲۶۰ تا ۲۶۷ قمری؛ مدت سفارت حدوداً ۱ تا ۷ سال؛ در زمان درگذشت او امام غایب حدوداً ۶ تا ۱۳ ساله است؛
۲. فرزندِ سفیرِ یکم، ابوجعفر محمد ابن عثمان العَمْری. درگذشته به ۳۰۴ یا ۳۰۵ قمری؛ مدت سفارت حدوداً ۳۷ تا ۴۵ سال؛ در زمان درگذشت او امام غایب حدوداً ۴۵ تا ۵۰ ساله است؛
۳. ابوالقاسم حسین ابن روح النوبَختی. درگذشته به ۳۲۶ قمری؛ مدت سفارت ۲۱ تا ۲۲ سال؛ در زمان درگذشت او امام غایب حدوداً ۶۶ تا ۷۱ ساله است؛ [احمد ابن ابراهیم نوبختی، یکی دیگر از شخصیتهای خاندان متنفّذ نوبختی، کاتبِ او و دامادِ سفیر دوم است.]
۴. ابوالحسن علی ابن محمد السَمُری. درگذشته به ۳۲۸ یا ۳۲۹ قمری؛ مدت سفارت ۲ یا ۳ سال؛ در زمان درگذشت او امام غایب حدوداً ۶۸ تا ۷۴ ساله است.
🔺روایت عقیدتیِ تشیّع اثنیعشری دورههای امامت را اینگونه تقسیمبندی میکند:
۱. دورهی ظهور امامان، از آغاز امامت علی ابن ابیطالب در ۱۱ قمری تا زمان درگذشت امام یازدهم در ۲۶۰ قمری؛
۲. دورهی غیبت صُغریٰ از ۲۶۰ قمری تا درگذشت چهارمین سفیر خاص امام دوازدهم در ۳۲۹ قمری؛
۳. دورهی غیبت کُبریٰ از ۳۲۹ قمری تاکنون.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— معرفی کتاب «وکلاءِ امامِ غایب: شکلدهی به تشیع اثنیعشری (۲۳۵–۳۳۵ قمری)» نوشتۀ اِدموند هِیز، فوریۀ ۲۰۲۲ میلادی
✍🏻 #زهیر_میرکریمی
🍂 اموند هِیز در این کتاب به بررسی نقش کسانی در ایجادِ روایتِ عقیدتی شیعه از غیبت امام دوازدهم میپردازد که بعداً، با عطفِ به ما سَبَق، به سفیران (سفراء) معروف شدهاند. چنانچه در این کتاب آمده است، در سال ۲۶۰ قمری امام یازدهم درگذشت و جامعهی امامیه از هم پاشید، و پس از آن نهادِ امامت بهدست کارگزاران امامِ تازهدرگذشته نگهداری میشد که ادعا میکردند با امام دوازدهمِ غایب در ارتباطند. این آغاز تشیّع اثنیعشری بود.
🍂 نویسندهی این کتاب، اِدموند هِیز، رویکردی نوآورانه برای کاوش دربارهی تشیّع اولیّه ارائه میکند و از تاریخِ عقیدتی فراتر میرود تا بتواند تحلیلی نقّادانه و غیرعقیدتی از فرآیندهای سیاسی و اجتماعی منتهی به رسمیسازیِ غیبت امام دوازدهم ارائه کند. هِیز نشان میدهد که چگونه کارگزارانِ امام با بازتولید نشانههای ظاهری امامت، از جمله رسوم و آدابِ وصایت، توقیعات و نامهها، و وجوهات، اقتدار خود را تثبیت کردند. چهار نفر از این وکلاء در نهایت به عنوان «سفیر» یا «نائب» یا «باب» معرفی شدند، اما رگههایی از انگارههای پیشین دربارهی مرجعیت در میان کارگزاران در نقلها و روایتهای متقدم نهفته است.
🍂 هیز روایات پیچیده و متناقض دربارهی غیبت را کالبدشکافی میکند تا نشان دهد که چگونه در میان ادعای بازیگران متعدد در این فضا، جایگاه نهادیِ سفراء و نُوّاب به آنها اجازه میدهد تا در غیاب امام، برای خود مرجعیتی شبهامامی مطرح کنند. نویسنده دو گونه رویکرد به تاریخِ موجود دربارهی امامت،غیبت، وکالت، و سفارت را با هم مقایسه میکند: تاریخ عقیدتی و تاریخ نقادانه. خطوط کلی هریک را به اختصار میآورم.
🔅 تاریخِ عقیدتیِ سُفَراء امام دوازدهم
🍂 بخشهایی از روایت معروفِ شیعیان اثنیعشری از غیبتِ امام دوازدهم و سفراء خاص ایشان اینچنین است:
◾️چند سال پیش از درگذشتِ امام یازدهم او صاحب فرزندی شد که او را به بعضی از نزدیکانش نشان داده بود، اما آن فرزند پس از آن سریعاً از دیدهها پنهان شده بود. سال ولادت این فرزند در منابع روایی دقیقاً مشخص نیست و همهی این سالها در منابع مختلف ذکر شدهاند: ۲۵۴، ۲۵۵، ۲۵۶، ۲۵۷، ۲۵۸، ۲۵۹، و البته ۲۶۰ پس از درگذشت امام یازدهم از کنیز او به نام «صقیل» که به ایشان حامله بوده است (پرداختن به نقلهای متأخر شیعی که همسر امام یازدهم را «نرجس» نوادهی قیصر روم شرقی میدانند، ولادت امام دوازدهم را در زمان حیات پدر میدانند، و بعضاً با مطالبی که بعداً افزوده شدهاند درآمیختهاند، یادداشتی جداگانه میطلبد).
◾️هنگامی که امام یازدهم درگذشت، این فرزند، امام شد. اما به علت خطری که از جانب خلیفهی عباسی و عواملش وجود داشت همچنان بهطور مخفی زندگی میکرد. سلسلهای از ۴ مرد بهمنزلهی مأمور یا سفیرِ امامِ پنهان در دوران غیبتاش منصوب شدند:
۱. عُثمان ابن سعید العَمْری (یا چنانکه کَشّی نقل میکند «حَفْص ابن عَمْر العَمْری »). درگذشته احتمالاً میان ۲۶۰ تا ۲۶۷ قمری؛ مدت سفارت حدوداً ۱ تا ۷ سال؛ در زمان درگذشت او امام غایب حدوداً ۶ تا ۱۳ ساله است؛
۲. فرزندِ سفیرِ یکم، ابوجعفر محمد ابن عثمان العَمْری. درگذشته به ۳۰۴ یا ۳۰۵ قمری؛ مدت سفارت حدوداً ۳۷ تا ۴۵ سال؛ در زمان درگذشت او امام غایب حدوداً ۴۵ تا ۵۰ ساله است؛
۳. ابوالقاسم حسین ابن روح النوبَختی. درگذشته به ۳۲۶ قمری؛ مدت سفارت ۲۱ تا ۲۲ سال؛ در زمان درگذشت او امام غایب حدوداً ۶۶ تا ۷۱ ساله است؛ [احمد ابن ابراهیم نوبختی، یکی دیگر از شخصیتهای خاندان متنفّذ نوبختی، کاتبِ او و دامادِ سفیر دوم است.]
۴. ابوالحسن علی ابن محمد السَمُری. درگذشته به ۳۲۸ یا ۳۲۹ قمری؛ مدت سفارت ۲ یا ۳ سال؛ در زمان درگذشت او امام غایب حدوداً ۶۸ تا ۷۴ ساله است.
🔺روایت عقیدتیِ تشیّع اثنیعشری دورههای امامت را اینگونه تقسیمبندی میکند:
۱. دورهی ظهور امامان، از آغاز امامت علی ابن ابیطالب در ۱۱ قمری تا زمان درگذشت امام یازدهم در ۲۶۰ قمری؛
۲. دورهی غیبت صُغریٰ از ۲۶۰ قمری تا درگذشت چهارمین سفیر خاص امام دوازدهم در ۳۲۹ قمری؛
۳. دورهی غیبت کُبریٰ از ۳۲۹ قمری تاکنون.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقشِ سُفرای امام دوازدهم شیعه در شکلدهی به روایتِ عقیدتیِ تشیع از غیبت (۳/۳)
— معرفی کتاب «وکلاءِ امامِ غایب: شکلدهی به تشیع اثنیعشری (۲۳۵–۳۳۵ قمری)» نوشتۀ اِدموند هِیز، فوریۀ ۲۰۲۲ میلادی
✍🏻 #زهیر_میرکریمی
🔅 تاریخِ نقادانۀ سُفَراء امام دوازدهم
🍂 عالمان شیعی، انبوهی از گزارشها و نقلها را گردهم آوردهاند تا نشان بدهند وجودِ امامِ غایب آنچنان پذیرفتهشده بوده است که هیچ شکی در آن راه نداشته است، اما این رویکرد به وضعیت بغرنجی بدل شدهاست که در آن گزارشهای دستچینشده و گزینشی دربارهی سالهای اولیه پس از درگذشت امام یازدهم و غیبت امام دوازدهم آنچنان با یکدیگر ضدونقیضاند که در مواردی در تقابل کامل با روایتهای عقیدتیِ متأخر و رسمیشدهی شیعه قرار میگیرند.
🔻 تحقیقات کنونی دربارهی وکلاء، سفراء، یا نُوّابِ امام غایب با دو مشکل روبهرویند:
۱. پذیرشِ غیرنقادانۀ روایت عقیدتی دربارهی جانشینیِ آسان و سرراست میان امامان و سفراء؛
۲. بیتوجهی به تحلیل نقادانۀ روایتهای متقدم دربارهی وقایعی که پیرامون غیبت رخ دادهاند.
🍂 اکثر محققان، تاکنون روایت عقیدتی شیعیان دربارهی سفراء امام غایب را کمابیش پذیرفتهاند، اما رویکردهای شکاکانهای نیز وجود داشتهاند، از جمله مقالهی وِرِنا کِلِم در ۱۹۸۴ میلادی. او انگارهی سفارت را متأخرتر از کسانی میداند که اکنون به نام سفیر یا نائب یکم و دوم امام غایب میشناسیم. به بیان دیگر، به ادعای او، انگارهی نیابت و سفارت امام غایب در زمان حسین ابن روح النوبَختی شکل گرفته است و این انگاره بعداً بر عُثمان ابن سعید العَمْری و محمد ابن عثمان العَمْری فراافکنی شده است تا این نهاد را تقویت کند:
🍂 البته این نهاد در زمان قدرتِ خاندان نوبختی، در خلاء و از هیچ برساخته نشدهاست، بلکه مرجعیتی بودهاست که بر پایههای عقاید پیشین بنا نهاده شدهاست. با اینکه نهاد «سفارت» در دوران حسین ابن روح نوبختی قدرت میگیرد (یا حتی «ساخته میشود») اما چالشهای سیاسی و حکومتی (از جمله اینکه هم حسین ابن روح و هم همکار پیشین و رقیب آیندهاش، یعنی شلمغانی، از کارگزاران حکومت عباسیان بودهاند) نهاد سفارت را به سوی افول میبرد. در عمل، نهاد سفارت ۳ سال پس از درگذشت حسین ابن روح، در پایان سفارت نائب چهارم، از میان میرود.
🍂 نویسنده در این کتاب افزون بر پرداختن به بسیاری از پرسشهای دهگانهای که در آغاز این یادداشت آمدند، به بررسی روایات متقدم دربارهی درگذشت امام یازدهم، ادعای فرزندداشتن او، نقش برادرش جعفر در واکنش بعضی از پیروان امام یازدهم به تمایل برای پذیرشِ این ادعا که امام فرزند داشته است، نقش مادر امام یازدهم (کنیز امام دهم) در مناقشات پدیدآمده پس از درگذشت او پیرامون جانشینی و میراث و اموال، و جایگاه کنیز امام یازدهم در انگارهی غیبت نیز میپردازد.
🍂 رویکرد این کتاب در بررسی یکی از مهمترین انگارههای اسلامی و شیعی، اگر نگوییم «مهمترین» انگاره، در کمتر کتاب و نوشتهای دیده میشود. از همین رو، مطالعهی این کتاب برای علاقهمندان و پژوهشگران این حوزه از بایدها است. هِیز چند ماه پیش از انتشار کتاب، در یک سخنرانی در سال ۲۰۲۱ میلادی، رویکرد و انگارهی اصلی کتابش را با جزئیات کافی توضیح داده است. این سخنرانی که به زبان انگلیسی است اینجا در دسترس است.
📗 برای دسترسی به کتاب بنگرید به:
Hayes, Edmund. Agents of a the Hidden Imam: Forging Twelver Shi’ism (850–950 CE). Cambridge:Cambridge University Press, 2022.
#نقد_کتاب #بازاندیشی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— معرفی کتاب «وکلاءِ امامِ غایب: شکلدهی به تشیع اثنیعشری (۲۳۵–۳۳۵ قمری)» نوشتۀ اِدموند هِیز، فوریۀ ۲۰۲۲ میلادی
✍🏻 #زهیر_میرکریمی
🔅 تاریخِ نقادانۀ سُفَراء امام دوازدهم
🍂 عالمان شیعی، انبوهی از گزارشها و نقلها را گردهم آوردهاند تا نشان بدهند وجودِ امامِ غایب آنچنان پذیرفتهشده بوده است که هیچ شکی در آن راه نداشته است، اما این رویکرد به وضعیت بغرنجی بدل شدهاست که در آن گزارشهای دستچینشده و گزینشی دربارهی سالهای اولیه پس از درگذشت امام یازدهم و غیبت امام دوازدهم آنچنان با یکدیگر ضدونقیضاند که در مواردی در تقابل کامل با روایتهای عقیدتیِ متأخر و رسمیشدهی شیعه قرار میگیرند.
🔻 تحقیقات کنونی دربارهی وکلاء، سفراء، یا نُوّابِ امام غایب با دو مشکل روبهرویند:
۱. پذیرشِ غیرنقادانۀ روایت عقیدتی دربارهی جانشینیِ آسان و سرراست میان امامان و سفراء؛
۲. بیتوجهی به تحلیل نقادانۀ روایتهای متقدم دربارهی وقایعی که پیرامون غیبت رخ دادهاند.
🍂 اکثر محققان، تاکنون روایت عقیدتی شیعیان دربارهی سفراء امام غایب را کمابیش پذیرفتهاند، اما رویکردهای شکاکانهای نیز وجود داشتهاند، از جمله مقالهی وِرِنا کِلِم در ۱۹۸۴ میلادی. او انگارهی سفارت را متأخرتر از کسانی میداند که اکنون به نام سفیر یا نائب یکم و دوم امام غایب میشناسیم. به بیان دیگر، به ادعای او، انگارهی نیابت و سفارت امام غایب در زمان حسین ابن روح النوبَختی شکل گرفته است و این انگاره بعداً بر عُثمان ابن سعید العَمْری و محمد ابن عثمان العَمْری فراافکنی شده است تا این نهاد را تقویت کند:
"تمامی اطلاعاتی که دربارهی دو تن از وکلاء بغدادی، یعنی عثمان ابن سعید و محمد ابن عثمان، میتوانیم بیابیم —یا بهتر بگویم، نمیتوانیم بیابیم— نشان میدهند که آنها بعداً در نهادِ «سفارت» گنجانده شدهاند؛ نهادی که، به قصدِ ایجاد اعتبار برای آن، میبایست از همان هنگامِ درگذشت امام یازدهم آغاز میشده است... این مطلب غیرممکن نیست که ابوسهل نوبختی و حسین ابن روح نوبختی، به همراه دیگر بزرگان خاندانِ متنفّذ نوبختی، انگارهی «سفارت» را برساخته باشند".
🍂 البته این نهاد در زمان قدرتِ خاندان نوبختی، در خلاء و از هیچ برساخته نشدهاست، بلکه مرجعیتی بودهاست که بر پایههای عقاید پیشین بنا نهاده شدهاست. با اینکه نهاد «سفارت» در دوران حسین ابن روح نوبختی قدرت میگیرد (یا حتی «ساخته میشود») اما چالشهای سیاسی و حکومتی (از جمله اینکه هم حسین ابن روح و هم همکار پیشین و رقیب آیندهاش، یعنی شلمغانی، از کارگزاران حکومت عباسیان بودهاند) نهاد سفارت را به سوی افول میبرد. در عمل، نهاد سفارت ۳ سال پس از درگذشت حسین ابن روح، در پایان سفارت نائب چهارم، از میان میرود.
🍂 نویسنده در این کتاب افزون بر پرداختن به بسیاری از پرسشهای دهگانهای که در آغاز این یادداشت آمدند، به بررسی روایات متقدم دربارهی درگذشت امام یازدهم، ادعای فرزندداشتن او، نقش برادرش جعفر در واکنش بعضی از پیروان امام یازدهم به تمایل برای پذیرشِ این ادعا که امام فرزند داشته است، نقش مادر امام یازدهم (کنیز امام دهم) در مناقشات پدیدآمده پس از درگذشت او پیرامون جانشینی و میراث و اموال، و جایگاه کنیز امام یازدهم در انگارهی غیبت نیز میپردازد.
🍂 رویکرد این کتاب در بررسی یکی از مهمترین انگارههای اسلامی و شیعی، اگر نگوییم «مهمترین» انگاره، در کمتر کتاب و نوشتهای دیده میشود. از همین رو، مطالعهی این کتاب برای علاقهمندان و پژوهشگران این حوزه از بایدها است. هِیز چند ماه پیش از انتشار کتاب، در یک سخنرانی در سال ۲۰۲۱ میلادی، رویکرد و انگارهی اصلی کتابش را با جزئیات کافی توضیح داده است. این سخنرانی که به زبان انگلیسی است اینجا در دسترس است.
📗 برای دسترسی به کتاب بنگرید به:
Hayes, Edmund. Agents of a the Hidden Imam: Forging Twelver Shi’ism (850–950 CE). Cambridge:Cambridge University Press, 2022.
#نقد_کتاب #بازاندیشی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓زمین هیچگاه از «حجت الهی» خالی نمیماند؟
🍂 اگر جملۀ بالا را گوگل کنید، میبینید که قویترین ادعای شیعیان برای اثبات حقانیتِ باور به «امام زمان و نائب امام زمان و ولی فقیه» همین است که زمین هیچگاه خالی از حجتِ الله نخواهد بود.
❌ ولی...
زید النرسی از امام صادق نقل میکند:
🔻زید النرسی از راویان «مورد اعتماد» شیعه است:
1️⃣ سید بحرالعلوم: «اصل زیدالنرسی، صحیح المذهب و موثق است»(۲).
2️⃣ آیت الله مظاهری: «زیدالنرسی ثقه است»(۳).
3️⃣ سید خوئی: «زیدالنرسی ثقه است»(۴).
4️⃣ محدث نوری: «زیدالنرسی ثقه است»(۵).
5️⃣علامه مجلسی: «زیدالنرسی مورد اعتماد است»(۶).
۱- الاصول الستة عشر ج۱ ص۴۹
۲- فوائد الرجالیه ج۲ ص۳۶۶ و ج۲ ص۳۶۰
۳- الثقات الاخيار من رواة الاخبار ج۱ ص۵۱۱
۴- معجم رجال الحدیث ج۸ ص۳۸۳
۵- خاتمة مستدرك الوسائل ج۱ ص۶۳
۶- بحارالانوار ج۱ ص۴۳
#بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
🍂 اگر جملۀ بالا را گوگل کنید، میبینید که قویترین ادعای شیعیان برای اثبات حقانیتِ باور به «امام زمان و نائب امام زمان و ولی فقیه» همین است که زمین هیچگاه خالی از حجتِ الله نخواهد بود.
❌ ولی...
زید النرسی از امام صادق نقل میکند:
«زمان بین آدم و نوح، در زمین هیچ رسول یا نبی یا حجتی نبود. با اینحال، برخی بهدروغ ادعا میکنند که زمین، هیچوقت از حجت خالی نبودهاست. همچنین بین زمان عیسی و محمد، هیچ نبی یا رسول یا مبعوثی از طرف الله در زمین نبودهاست»(۱).
🔻زید النرسی از راویان «مورد اعتماد» شیعه است:
1️⃣ سید بحرالعلوم: «اصل زیدالنرسی، صحیح المذهب و موثق است»(۲).
2️⃣ آیت الله مظاهری: «زیدالنرسی ثقه است»(۳).
3️⃣ سید خوئی: «زیدالنرسی ثقه است»(۴).
4️⃣ محدث نوری: «زیدالنرسی ثقه است»(۵).
5️⃣علامه مجلسی: «زیدالنرسی مورد اعتماد است»(۶).
۱- الاصول الستة عشر ج۱ ص۴۹
۲- فوائد الرجالیه ج۲ ص۳۶۶ و ج۲ ص۳۶۰
۳- الثقات الاخيار من رواة الاخبار ج۱ ص۵۱۱
۴- معجم رجال الحدیث ج۸ ص۳۸۳
۵- خاتمة مستدرك الوسائل ج۱ ص۶۳
۶- بحارالانوار ج۱ ص۴۳
#بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
Telegram
نقدآگین
📘مهدویت علیه عدالت
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مهدویت، فارغ از حق و ناحقّ تاریخی، وفق ادعای شیعهگری، موعودِ عدالتِ جهانیست. در بهترین تقریر، مهدیِ موعود خواهد آمد تا عدل و داد را در عالم مستقر و ساکن کند. ظهورِ امامِ غائب، در تعبیر شیعی، طلوع عدالتِ جهانیست. بسیاری از روایات شیعه، وعدۀ تحققِ عدالت را دادهاست؛ یعنی عالمی پُر از داد، فارغ از جور. این اعتقاد، علیالظاهر موجه و معقول مینماید، فارغ از امکان تاریخی؛ اما مسئله در همین «عدالتِ شیعی»، بهتعبیر دیگر «عدالتِ مهدوی» است.
🍂 شیعهگری، چه در شکلِ مذهب رسمی و تاریخی، و چه در شکلِ ایدئولوژی سیاسی و حزبی، هیچ ایدۀ روشن و معقولی در باب «عدالت»، و بالاخص «عدالتِ جهانی»، ندارد؛ در واقع، شیعهگری درحالی وعدۀ عدالت در جامعۀ مهدوی را میدهد که در ایدۀ عدالت، پادرهوا و معوّق است. تاریخِ تشیع، نشان میدهد که شیعهگری در مجموع، بهقول رالز «ایدهای معقول در باب عدالت ندارد». فراتر از این، ایدۀ مهدویت که ایدۀ نهایی شیعه است، علیه عدالت است.
🔻ایدۀ معقولِ عدالت:
اولاً، ایدهایست «همگانی و عمومی» که متعلق به کامیابیِ همگان، فارغ از تبعیض و تفاوت است؛
ثانیاً، «مشارکتی و اجتماعی»ست و قائم بهکوشش و جهدِ جمعی و همگانی؛
ثالثاً، «اینجایی-اکنونی»ست؛
رابعاً، «تکثرگرا و پذیرنده» است، یعنی «پلورالیستی»ست.
🍂 شیعهگری، نه در دیروز و نه امروز، هیچکدام از شاخصهای معقولیتِ عدالت را ندارد. عدالتِ شیعی، عدالتِ «قومی، امامتی، انحصاری و موعودی» است.
🍂 عدالتِ مهدوی، عدالتِ «قومی و قبیلهای»ست، نه «همگانی و عمومی»؛ یعنی عدالت را در نجات و سعادتِ قوم و قبیلۀ شیعه معنا میکند. عدالتِ شیعی، محدود و محصور به توهمِ «قوم برگزیده» است که شکنندۀ عمومیت است و همگان را متعلق به شیعیان میبیند، و حتی در برابر برادر دینی خود، گشوده نیست.
🍂 همین درک از عدالت باعث شده تا فکرِ مهدویت، به قول عبدالکریم سروش، «محلی و فرقهای» باشد، نه جهانی و عمومی*. عدالتِ مهدوی، نه مشارکتی و اجتماعی، که قائم بر امامِ عصر است، یعنی امامتی-پیشواییست و در نتیجه، اطاعتی-تسلیمی. معنای «انتظارِ فرج»، دقیقاً انتظار برای «ظهور امامی که عدالت را اقامه کند» است، نه مشارکت و کوششِ جمعی برای تحققِ عدالت؛ بههمین دلایل، عدالتِ مهدوی همچنین «انحصاری و وحدتی»ست نه «تکثّری»، یعنی کثرتِ ایدهها از عدالت را نمیپذیرد.
🍂 و در نهایت، عدالتِ مهدوی عدالتِ موعودی-غائبی است نه امروزی و حاضری، عدالت را در موعودِ غائب وعده میدهد، نه در اکنونِ حاضر. این است که مهدویت، در تزاحم با عدالتِ معقول است.
🍂 بههمین دلیل، ایدۀ مهدویت نمیتواند بهلحاظ «عدالتِ جهانی»، ایدهای معقول و مقبول برای همگان و غیرشیعیان باشد؛ نه معقولیتِ عادلانه دارد، نه مقبولیتِ عام.
🍂 خصلتِ «شیعهگری» در همین «برگزیده دیدنِ خویشتن» است. روایات بسیاری در کتب اساسی شیعه وجود دارد که نجات را «منحصر به پذیرشِ ولایتِ امامان» میداند. این است که حتی مسلمانان غیرشیعه را (که مؤمن به اسلام اند) شایستۀ نجات نمیبیند. نهایتِ عمومیتِ شیعهگری، پذیرش اهل تسنن بعنوان «برادرِ مسلمان» است که آن هم اغلب بهمصلحت است، نه عقیده.
🍂 حقیقت امر این است که تمام ایدههای «موعودگرا و منجیباور»، چه شیعی چه غیرشیعی، بهسبب آنکه در پی موعودِ غائباند و از اکنونِ حاضر غافلاند، با عدالت تضاد دارند و دستکم نمیتوانند به عدالت، خدمتی کنند.
🍂 اما آنچه ایدۀ مهدویت را برای ما متمایز میکند، نقش و دخالت آن در «قدرتِ سیاسیِ» ایران است؛ یعنی با حکومتی طرف هستیم که رسماً حکومتِ مهدویست که میخواهد جامعه را برای جامعۀ مهدوی آماده کند. و این حکومت البته، ضدّ عدالت است.
🍂 شیعهگری در شکل امروزی خودش، که صاحبِ قدرت سیاسیست، و همچنین عدالتی که باور دارد، «قومی و قبیلهای و امامتی و اطاعتی و انحصاری و وحدتی و موعودی و غائبی»ست. قدرتِ سیاسی به دست شیعه، توانِ بازاندیشی و بازخوانی معقول در باورهای اساسی را از شیعیان گرفتهاست. آنچه میتواند برای شیعیان نجاتبخش باشد و آنان را با عدالت آشتی دهد، خصوصی شدن مذهب و عمومی شدن اخلاق است.
* عبدالکریم سروش در سخنرانی «اقبال و مهدویّت» خود به شجاعت و نیکی آورد:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مهدویت، فارغ از حق و ناحقّ تاریخی، وفق ادعای شیعهگری، موعودِ عدالتِ جهانیست. در بهترین تقریر، مهدیِ موعود خواهد آمد تا عدل و داد را در عالم مستقر و ساکن کند. ظهورِ امامِ غائب، در تعبیر شیعی، طلوع عدالتِ جهانیست. بسیاری از روایات شیعه، وعدۀ تحققِ عدالت را دادهاست؛ یعنی عالمی پُر از داد، فارغ از جور. این اعتقاد، علیالظاهر موجه و معقول مینماید، فارغ از امکان تاریخی؛ اما مسئله در همین «عدالتِ شیعی»، بهتعبیر دیگر «عدالتِ مهدوی» است.
🍂 شیعهگری، چه در شکلِ مذهب رسمی و تاریخی، و چه در شکلِ ایدئولوژی سیاسی و حزبی، هیچ ایدۀ روشن و معقولی در باب «عدالت»، و بالاخص «عدالتِ جهانی»، ندارد؛ در واقع، شیعهگری درحالی وعدۀ عدالت در جامعۀ مهدوی را میدهد که در ایدۀ عدالت، پادرهوا و معوّق است. تاریخِ تشیع، نشان میدهد که شیعهگری در مجموع، بهقول رالز «ایدهای معقول در باب عدالت ندارد». فراتر از این، ایدۀ مهدویت که ایدۀ نهایی شیعه است، علیه عدالت است.
🔻ایدۀ معقولِ عدالت:
اولاً، ایدهایست «همگانی و عمومی» که متعلق به کامیابیِ همگان، فارغ از تبعیض و تفاوت است؛
ثانیاً، «مشارکتی و اجتماعی»ست و قائم بهکوشش و جهدِ جمعی و همگانی؛
ثالثاً، «اینجایی-اکنونی»ست؛
رابعاً، «تکثرگرا و پذیرنده» است، یعنی «پلورالیستی»ست.
🍂 شیعهگری، نه در دیروز و نه امروز، هیچکدام از شاخصهای معقولیتِ عدالت را ندارد. عدالتِ شیعی، عدالتِ «قومی، امامتی، انحصاری و موعودی» است.
🍂 عدالتِ مهدوی، عدالتِ «قومی و قبیلهای»ست، نه «همگانی و عمومی»؛ یعنی عدالت را در نجات و سعادتِ قوم و قبیلۀ شیعه معنا میکند. عدالتِ شیعی، محدود و محصور به توهمِ «قوم برگزیده» است که شکنندۀ عمومیت است و همگان را متعلق به شیعیان میبیند، و حتی در برابر برادر دینی خود، گشوده نیست.
🍂 همین درک از عدالت باعث شده تا فکرِ مهدویت، به قول عبدالکریم سروش، «محلی و فرقهای» باشد، نه جهانی و عمومی*. عدالتِ مهدوی، نه مشارکتی و اجتماعی، که قائم بر امامِ عصر است، یعنی امامتی-پیشواییست و در نتیجه، اطاعتی-تسلیمی. معنای «انتظارِ فرج»، دقیقاً انتظار برای «ظهور امامی که عدالت را اقامه کند» است، نه مشارکت و کوششِ جمعی برای تحققِ عدالت؛ بههمین دلایل، عدالتِ مهدوی همچنین «انحصاری و وحدتی»ست نه «تکثّری»، یعنی کثرتِ ایدهها از عدالت را نمیپذیرد.
🍂 و در نهایت، عدالتِ مهدوی عدالتِ موعودی-غائبی است نه امروزی و حاضری، عدالت را در موعودِ غائب وعده میدهد، نه در اکنونِ حاضر. این است که مهدویت، در تزاحم با عدالتِ معقول است.
🍂 بههمین دلیل، ایدۀ مهدویت نمیتواند بهلحاظ «عدالتِ جهانی»، ایدهای معقول و مقبول برای همگان و غیرشیعیان باشد؛ نه معقولیتِ عادلانه دارد، نه مقبولیتِ عام.
🍂 خصلتِ «شیعهگری» در همین «برگزیده دیدنِ خویشتن» است. روایات بسیاری در کتب اساسی شیعه وجود دارد که نجات را «منحصر به پذیرشِ ولایتِ امامان» میداند. این است که حتی مسلمانان غیرشیعه را (که مؤمن به اسلام اند) شایستۀ نجات نمیبیند. نهایتِ عمومیتِ شیعهگری، پذیرش اهل تسنن بعنوان «برادرِ مسلمان» است که آن هم اغلب بهمصلحت است، نه عقیده.
🍂 حقیقت امر این است که تمام ایدههای «موعودگرا و منجیباور»، چه شیعی چه غیرشیعی، بهسبب آنکه در پی موعودِ غائباند و از اکنونِ حاضر غافلاند، با عدالت تضاد دارند و دستکم نمیتوانند به عدالت، خدمتی کنند.
🍂 اما آنچه ایدۀ مهدویت را برای ما متمایز میکند، نقش و دخالت آن در «قدرتِ سیاسیِ» ایران است؛ یعنی با حکومتی طرف هستیم که رسماً حکومتِ مهدویست که میخواهد جامعه را برای جامعۀ مهدوی آماده کند. و این حکومت البته، ضدّ عدالت است.
🍂 شیعهگری در شکل امروزی خودش، که صاحبِ قدرت سیاسیست، و همچنین عدالتی که باور دارد، «قومی و قبیلهای و امامتی و اطاعتی و انحصاری و وحدتی و موعودی و غائبی»ست. قدرتِ سیاسی به دست شیعه، توانِ بازاندیشی و بازخوانی معقول در باورهای اساسی را از شیعیان گرفتهاست. آنچه میتواند برای شیعیان نجاتبخش باشد و آنان را با عدالت آشتی دهد، خصوصی شدن مذهب و عمومی شدن اخلاق است.
* عبدالکریم سروش در سخنرانی «اقبال و مهدویّت» خود به شجاعت و نیکی آورد:
«از وقتی که این فکر [مهدویت] ظاهر شد، همیشه یک فکر لوکال بود؛ یک فکر محلی، یک فکر فرقهای. متأسفانه در میان شیعیان، هیچ وقت امام زمان یک شخصیّت جهانی تلقی نشد؛ مالِ شیعیان، برای شیعیان، نجاتدهندۀ شیعیان، حلکنندۀ مسائل داخلی شیعیان، و برآورندۀ حسرتهای شیعیان».
.
#نقد_شیعه #سیاست #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«زمان های آخر فرا رسیده و ما ایماندارانِ مسیحی، منتظر وعدههای خداوندمان عیسی مسیح هستیم ✝️✝️✝️🔥🔥🔥»
✍🏻 #ویدیو_تحلیل در پست بعد (اینجا)⬇️
#خواب_عمیق #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin