Telegram
نقدآگین
📘«من سلیطهام»: زبانی رادیکال و عملی محافظهکارانه
✍🏻 #امین_بزرگیان
🍂 ارجاعاتِ کمپین «من سلیطهام» بهنوعی از مقاومت مدنی حائز توجه است. کمپین را میتوان اینگونه خلاصه کرد: متلک انداختن به زنی که در برابر تعرض سکوت نکرد، پاسخی جمعی پیدا کرد. او سلیطه خطاب شد و در مقابل، در یک همراهی جمعی، خود آن متلک معنای تازهای یافت و به نمادی از مقاومت در برابر سازوکاری مبدل شد که به شکلهای مختلف آلوده به زنستیزی است.
🍂 اما این سازوکار لیبرال و قدرتمندِ مواجهه با قدرت، علاوه بر تمامی معناهایی که با خود حمل میکند، واجد نشانهایست که به شناخت جامعۀ ایران (بهخصوص طبقات میانی) کمک میکند. در واقع، ما میتوانیم از این کمپین به فهم هژمونی مسلط (به معنای گرامشی آن) در نزد جامعۀ مدنی نزدیک شویم. به جز اینکه این کمپین نشان میدهد که مکانیزمهای زبانیِ کنترل جامعه (در این مورد، زنان)، تا چه حد فرسوده شده و توان خود را از دست دادهاند، نوع پاسخ به این تعرض هم مهم است.
🍂 جامعه در قبال تصویری که از یک تعرض دیده، کمپین خود را حول و حوش پاسخی زبانی، سامان میدهد و پا فراتر از آن نمیگذارد. افراد، آخوند متعرض را جستجو نمیکنند و این رویداد را میانجی یک «اقدام عملی» نمیکنند، بلکه خشم خود را ترجیح میدهند از طریق «معنابخشی تازه به کلمات» نشان دهند. در یک وضعیت بدیل، در قبال این اتفاقات، گروههایی را میتوان مفروض گرفت که سازماندهیشده، متعرض را پیدا کرده و او را تنبیه میکنند، و سپس این تنبیه را سعی میکنند بهتمامی ارکان طبقهی حاکم گسترش دهند. این وضعیت فرضی، که پا فراتر از نزاع گفتمانی میگذارد، به اِعمال خشونت در قبال ستمکاران گشودهاست و کنش سیاسی را نوعی مبارزۀ مستقیم، تنانه و سازماندهیشده ادراک میکند، «وضعیت انقلابی» میگویند.
🍂 سوژۀ سیاسی اما با کمپین «من سلیطهام»، همزمان با اینکه مخالفت خود را با نظام موجود نشان میدهد، اما آن را در سطحِ مبارزۀ هژمونیک نگه میدارد، به فراسوی آن نمیرود و به ابراز عقیده بسنده میکند. بهواقع، همبستگی را در همراهی نظرگاهها در-مییابد. در این جا، ما شاهد برجسته شدن نوعی از «انقلاب اجتماعی» هستیم که عمق پیدا کرده، اما از «انقلاب سیاسی» مدام دوری میکند. این سرشت سیاسی را در همۀ این سالها و در طبقات میانی دیدهایم، و کمپین حاضر هم بخشی از آن است. در واقع، هژمونی حاکم بر کنش طبقۀ متوسط، همچنان «اصلاحی» است و نه «انقلابی». هرچند در ساحت نظر، افراد بیشتری به تغییر بنیادین نظام باور پیدا کردهاند، اما در ساحت عمل، همچنان از شیوههایی استقبال میکنند که پا فراتر از ابراز نظر نمیگذارد.
#زنان #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #امین_بزرگیان
🍂 ارجاعاتِ کمپین «من سلیطهام» بهنوعی از مقاومت مدنی حائز توجه است. کمپین را میتوان اینگونه خلاصه کرد: متلک انداختن به زنی که در برابر تعرض سکوت نکرد، پاسخی جمعی پیدا کرد. او سلیطه خطاب شد و در مقابل، در یک همراهی جمعی، خود آن متلک معنای تازهای یافت و به نمادی از مقاومت در برابر سازوکاری مبدل شد که به شکلهای مختلف آلوده به زنستیزی است.
🍂 اما این سازوکار لیبرال و قدرتمندِ مواجهه با قدرت، علاوه بر تمامی معناهایی که با خود حمل میکند، واجد نشانهایست که به شناخت جامعۀ ایران (بهخصوص طبقات میانی) کمک میکند. در واقع، ما میتوانیم از این کمپین به فهم هژمونی مسلط (به معنای گرامشی آن) در نزد جامعۀ مدنی نزدیک شویم. به جز اینکه این کمپین نشان میدهد که مکانیزمهای زبانیِ کنترل جامعه (در این مورد، زنان)، تا چه حد فرسوده شده و توان خود را از دست دادهاند، نوع پاسخ به این تعرض هم مهم است.
🍂 جامعه در قبال تصویری که از یک تعرض دیده، کمپین خود را حول و حوش پاسخی زبانی، سامان میدهد و پا فراتر از آن نمیگذارد. افراد، آخوند متعرض را جستجو نمیکنند و این رویداد را میانجی یک «اقدام عملی» نمیکنند، بلکه خشم خود را ترجیح میدهند از طریق «معنابخشی تازه به کلمات» نشان دهند. در یک وضعیت بدیل، در قبال این اتفاقات، گروههایی را میتوان مفروض گرفت که سازماندهیشده، متعرض را پیدا کرده و او را تنبیه میکنند، و سپس این تنبیه را سعی میکنند بهتمامی ارکان طبقهی حاکم گسترش دهند. این وضعیت فرضی، که پا فراتر از نزاع گفتمانی میگذارد، به اِعمال خشونت در قبال ستمکاران گشودهاست و کنش سیاسی را نوعی مبارزۀ مستقیم، تنانه و سازماندهیشده ادراک میکند، «وضعیت انقلابی» میگویند.
🍂 سوژۀ سیاسی اما با کمپین «من سلیطهام»، همزمان با اینکه مخالفت خود را با نظام موجود نشان میدهد، اما آن را در سطحِ مبارزۀ هژمونیک نگه میدارد، به فراسوی آن نمیرود و به ابراز عقیده بسنده میکند. بهواقع، همبستگی را در همراهی نظرگاهها در-مییابد. در این جا، ما شاهد برجسته شدن نوعی از «انقلاب اجتماعی» هستیم که عمق پیدا کرده، اما از «انقلاب سیاسی» مدام دوری میکند. این سرشت سیاسی را در همۀ این سالها و در طبقات میانی دیدهایم، و کمپین حاضر هم بخشی از آن است. در واقع، هژمونی حاکم بر کنش طبقۀ متوسط، همچنان «اصلاحی» است و نه «انقلابی». هرچند در ساحت نظر، افراد بیشتری به تغییر بنیادین نظام باور پیدا کردهاند، اما در ساحت عمل، همچنان از شیوههایی استقبال میکنند که پا فراتر از ابراز نظر نمیگذارد.
#زنان #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام»
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام» ⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام»
✍🏻 #مانا_نیستانی
🍂 هر از گاهی در جریان خیزش مردمی ملت ما، مسالهای پیش میآید که مخالفان حکومت را به یقهگیریِ همدیگر وا میدارد؛ معمولا الگوی یکسانی بر این دعواهای عمدتا مجازی حاکم است، گفتم به بهانه تازهترین آنها، کاری انجام بدهم و نظرم را دربارۀ این که کجای این برخوردها میلنگد، با شما مخاطبان بهاشتراک بگذارم.
🍂 اسم این شش هفت تصویر پیاپی را «کارتون و کاریکاتور» نمیگذارم، چرا که تاکیدی بر طنز ماجرا نداشتهام؛ بیشتر «نظر مصور» من است به این امید که سادگی تصاویر، ارتباط را با موضوع آسانتر کند.
🍂 کسانی که از گردآلود کردن فضا، بهنحوی منفعت میبرند بهکنار، سایبریهایی که وظیفۀ انگشت توی سوراخ اختلافات کردن و سوق دادن ملت را به سمت یقهگیری و تفرقه بر عهده دارند هم به کنار. مخاطب اصلی من، شهروندان عادی و سهیم در مبارزۀ ملی هستند که گاهی مردد دربارۀ اتفاقی در فضای مجازی میچرخند، نظر قطعی ندارند، کامنت زیر پستها و بعضی نوشتهها را میخوانند و بدونِ آزمودنِ آنها در بوتۀ منطق و عقلانیت، جَو سُوقشان میدهد بهسمت سمتگیری، یا تماشای واکنش «همتیمی»ها برایشان میشود ملاکِ واکنش و رفتاری که باید نشان بدهند؛ خلاصه، ناخواسته تبدیل میشویم به «جمعیت هیاهوکن و بیهویتِ» یک اتفاق، مشغول فحاشی و انگزنی به همدیگر، و آنچه صدمه میبیند، روند مبارزه ما برای کسب آزادی و پس گرفتن کشور است از متحجران.
🍂 خواهش میکنم با خویشتنداری، نگاهی به تمام اسلایدشوها بیندازید و اندکی دربارهشان فکر کنید. تفکر شما ایدههای ناپختۀ این چند تصویر را پختهتر و منطقیتر خواهد ساخت.
#نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #مانا_نیستانی
🍂 هر از گاهی در جریان خیزش مردمی ملت ما، مسالهای پیش میآید که مخالفان حکومت را به یقهگیریِ همدیگر وا میدارد؛ معمولا الگوی یکسانی بر این دعواهای عمدتا مجازی حاکم است، گفتم به بهانه تازهترین آنها، کاری انجام بدهم و نظرم را دربارۀ این که کجای این برخوردها میلنگد، با شما مخاطبان بهاشتراک بگذارم.
🍂 اسم این شش هفت تصویر پیاپی را «کارتون و کاریکاتور» نمیگذارم، چرا که تاکیدی بر طنز ماجرا نداشتهام؛ بیشتر «نظر مصور» من است به این امید که سادگی تصاویر، ارتباط را با موضوع آسانتر کند.
🍂 کسانی که از گردآلود کردن فضا، بهنحوی منفعت میبرند بهکنار، سایبریهایی که وظیفۀ انگشت توی سوراخ اختلافات کردن و سوق دادن ملت را به سمت یقهگیری و تفرقه بر عهده دارند هم به کنار. مخاطب اصلی من، شهروندان عادی و سهیم در مبارزۀ ملی هستند که گاهی مردد دربارۀ اتفاقی در فضای مجازی میچرخند، نظر قطعی ندارند، کامنت زیر پستها و بعضی نوشتهها را میخوانند و بدونِ آزمودنِ آنها در بوتۀ منطق و عقلانیت، جَو سُوقشان میدهد بهسمت سمتگیری، یا تماشای واکنش «همتیمی»ها برایشان میشود ملاکِ واکنش و رفتاری که باید نشان بدهند؛ خلاصه، ناخواسته تبدیل میشویم به «جمعیت هیاهوکن و بیهویتِ» یک اتفاق، مشغول فحاشی و انگزنی به همدیگر، و آنچه صدمه میبیند، روند مبارزه ما برای کسب آزادی و پس گرفتن کشور است از متحجران.
🍂 خواهش میکنم با خویشتنداری، نگاهی به تمام اسلایدشوها بیندازید و اندکی دربارهشان فکر کنید. تفکر شما ایدههای ناپختۀ این چند تصویر را پختهتر و منطقیتر خواهد ساخت.
#نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام»
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘چرا فمینیست نیستم، ولی از «سلیطهها» دفاع میکنم؟
✍🏻 #مهرپویا_علا
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
✍🏻 #مهرپویا_علا
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘چرا فمینیست نیستم، ولی از «سلیطهها» دفاع میکنم؟
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 بهنظرم در هر موضوعی، بهجای برچسبزنی متقابل، بهتر است هر جریانی، یا اصلاً هر فردی، سعی کند نظرش را کمی مفصلتر و با «عبارات شفاف» بنویسد و توضیح دهد، چرا با فلان چیز مخالف یا موافق است. این کارِ آدمهاییست که دکان باز نکردهاند و واقعاً دغدغۀ چیزی را دارند و اکثر آدمها چنیناند. اینگونه، «محل اختلاف» روشنتر شده و فضا از دست آن «اقلیت فرقهباز» گرفته میشود. من معتقدم که در اکثر مواقع، روشن شدن محل اختلاف، اتفاقاً تنش را کاهش میدهد و افرادی را که تنها مهارتشان هوچیگریست، به حاشیه میراند.
🍂 میخواهم به طور بسیار مختصر توضیح دهم که چرا با فمینیسم، بعنوان یک «پلتفرم سیاسی» مخالفم و آن را «ضد آزادی» میدانم؛ گرچه این را هم باید تأکید کرد که در جامعۀ ایران و خاورمیانه - برخلاف اروپا و آمریکا و شاید شرق آسیا - بهخاطر شرایط خاصی که زنان در اینجا دارند، بسیاری از کسانی که خود را «فمینیست» مینامند، «ضد آزادی» نیستند و در «چهارچوب آزادیخواهی» حرکت میکنند؛ و بطور معکوس، بسیاری از کسانی که با فمینیسم مخالفت میکنند، در اصل مشکلشان «آزادی» است و «مخالفت با فمینیسم» را بعنوان پوششی برای «تعصبات سنتی» یا «مردانگی» خود بهکار میبرند.
🍂 برای توضیح این مسئله، مثل خیلی از مسائل مشابه، لازم است تعدادی مقدمه ذکر شوند که در ظاهر، ربطی به موضوع ندارند، ولی در آخر مشخص میشود که اتفاقاً همینکه مخاطب فکر میکند که این مقدمهها، ربطی به موضوع ندارند، ناشی از یک رشته-پیشفرضهای غلط است.
تاریخچۀ فمینیسم
🍂 فمینیسم از کجا آمد؟ تقریباً بدیهیست که از اروپا و نیمۀ دوم قرن هجدهم و نیمۀ اول نوزدهم؛ مثل هر ایسم تازه یا «مدرن» دیگر، اما این را باید گفت که «فمینیسم» از ابتدا، ملازم جریان «سوسیالیسم» نبود؛ مگر اینکه بخواهیم سوسیالیسم را دقیقاً معادلِ «برابریخواهی» به کار ببریم، که چندان کاربرد صحیحی نیست. مثلاً یکی از مواردِ «کیفرخواست» سوسیالیستها علیه سرمایهداری، این بود که این کارخانهداران بیمروت، «زنها و کودکان» را از خانه بیرون کشیدهاند و آوردهاند سر کار و پشت ماشین نشاندهاند - البته حرف بیربطی هم بود، که حالا خارج از موضوع ماست.
🍂 یکی دیگر از مطالبات تعدادی از سوسیالیستها در قرن نوزدهم - یعنی آن بخشی از آنها که به «دمکراسی» اعتقاد داشتند و دنبال «انحلال کامل دولت» نبودند - «حق رأی عمومی» بود. به این معنی که، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، بر مبنای «حداقلی از مالکیت و پرداخت مالیات» نباشد. در فرانسه اولین انتخاباتِ واقعاً عمومی که «همه» در آن حقّ رأی داشتند، در نتیجۀ انقلاب ۱۸۴۸ حاصل شد. قبل از آن، در انگلیس و فرانسه و چند کشور دیگر، انتخابات وجود داشت، ولی برای مثال، باید ۳۰ هزار فرانک درآمد میداشتید که بتوانید رأی دهید. برای انتخاب شدن، باز هم باید درآمد بالاتری میداشتید و اینها را از میزان مالیاتی که فرد میپرداخت، تشخیص میدادند. اساس استدلال این بود که وقتی مالیاتی نمیدهی، سهمی در ادارۀ «امر عمومی» و politic نداری؛ وقتی سهمی نداری، چرا باید حق رأی داشته باشی؟ البته در ممالک متحد آمریکا، چون زمین فراوان و جمعیت اندک بود، این شرط تقریباً موضوعیت خود را از دست دادهبود، ولی باز هم محدودیت بهشکل دیگری وجود داشت؛ مثلاً سیاهان بهندرت حق رأی پیدا میکردند.
🔻نویسنده پس از ادامۀ شرح مختصرش از تاریخچۀ فمینیسم، به سه سؤال پاسخ میدهد:
۱) چرا در تاریخ، حیطۀ عمومی مختص مردان بود؟
۲) علتِ جایگاه نازل زنان چه بود؟
۳) عامل تغییر انقلابیِ جایگاه زنان در جهان مدرن چه بود؟
سپس به سنجشِ ادعایِ رایجِ «استفاده ابزاری از زنان» در جهانِ سرمایهداری میپردازد و در ادامه، به بیان «تضاد فمینیسم با آزادی» میپردازد. او همچنین تفکیکی میان «مطالباتِ حداقلی و اساسیِ زنان در ایران و خاورمیانه» با «جنبش فمینیسم در جهان» قائل میشود و نقد اصلی را بر مواضع غیرعقلانی دومی، که آن را یک «ایدئولوژی آزادیستیز» فهم میکند، وارد میداند.
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
#نقد_چپ #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 بهنظرم در هر موضوعی، بهجای برچسبزنی متقابل، بهتر است هر جریانی، یا اصلاً هر فردی، سعی کند نظرش را کمی مفصلتر و با «عبارات شفاف» بنویسد و توضیح دهد، چرا با فلان چیز مخالف یا موافق است. این کارِ آدمهاییست که دکان باز نکردهاند و واقعاً دغدغۀ چیزی را دارند و اکثر آدمها چنیناند. اینگونه، «محل اختلاف» روشنتر شده و فضا از دست آن «اقلیت فرقهباز» گرفته میشود. من معتقدم که در اکثر مواقع، روشن شدن محل اختلاف، اتفاقاً تنش را کاهش میدهد و افرادی را که تنها مهارتشان هوچیگریست، به حاشیه میراند.
🍂 میخواهم به طور بسیار مختصر توضیح دهم که چرا با فمینیسم، بعنوان یک «پلتفرم سیاسی» مخالفم و آن را «ضد آزادی» میدانم؛ گرچه این را هم باید تأکید کرد که در جامعۀ ایران و خاورمیانه - برخلاف اروپا و آمریکا و شاید شرق آسیا - بهخاطر شرایط خاصی که زنان در اینجا دارند، بسیاری از کسانی که خود را «فمینیست» مینامند، «ضد آزادی» نیستند و در «چهارچوب آزادیخواهی» حرکت میکنند؛ و بطور معکوس، بسیاری از کسانی که با فمینیسم مخالفت میکنند، در اصل مشکلشان «آزادی» است و «مخالفت با فمینیسم» را بعنوان پوششی برای «تعصبات سنتی» یا «مردانگی» خود بهکار میبرند.
🍂 برای توضیح این مسئله، مثل خیلی از مسائل مشابه، لازم است تعدادی مقدمه ذکر شوند که در ظاهر، ربطی به موضوع ندارند، ولی در آخر مشخص میشود که اتفاقاً همینکه مخاطب فکر میکند که این مقدمهها، ربطی به موضوع ندارند، ناشی از یک رشته-پیشفرضهای غلط است.
تاریخچۀ فمینیسم
🍂 فمینیسم از کجا آمد؟ تقریباً بدیهیست که از اروپا و نیمۀ دوم قرن هجدهم و نیمۀ اول نوزدهم؛ مثل هر ایسم تازه یا «مدرن» دیگر، اما این را باید گفت که «فمینیسم» از ابتدا، ملازم جریان «سوسیالیسم» نبود؛ مگر اینکه بخواهیم سوسیالیسم را دقیقاً معادلِ «برابریخواهی» به کار ببریم، که چندان کاربرد صحیحی نیست. مثلاً یکی از مواردِ «کیفرخواست» سوسیالیستها علیه سرمایهداری، این بود که این کارخانهداران بیمروت، «زنها و کودکان» را از خانه بیرون کشیدهاند و آوردهاند سر کار و پشت ماشین نشاندهاند - البته حرف بیربطی هم بود، که حالا خارج از موضوع ماست.
🍂 یکی دیگر از مطالبات تعدادی از سوسیالیستها در قرن نوزدهم - یعنی آن بخشی از آنها که به «دمکراسی» اعتقاد داشتند و دنبال «انحلال کامل دولت» نبودند - «حق رأی عمومی» بود. به این معنی که، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، بر مبنای «حداقلی از مالکیت و پرداخت مالیات» نباشد. در فرانسه اولین انتخاباتِ واقعاً عمومی که «همه» در آن حقّ رأی داشتند، در نتیجۀ انقلاب ۱۸۴۸ حاصل شد. قبل از آن، در انگلیس و فرانسه و چند کشور دیگر، انتخابات وجود داشت، ولی برای مثال، باید ۳۰ هزار فرانک درآمد میداشتید که بتوانید رأی دهید. برای انتخاب شدن، باز هم باید درآمد بالاتری میداشتید و اینها را از میزان مالیاتی که فرد میپرداخت، تشخیص میدادند. اساس استدلال این بود که وقتی مالیاتی نمیدهی، سهمی در ادارۀ «امر عمومی» و politic نداری؛ وقتی سهمی نداری، چرا باید حق رأی داشته باشی؟ البته در ممالک متحد آمریکا، چون زمین فراوان و جمعیت اندک بود، این شرط تقریباً موضوعیت خود را از دست دادهبود، ولی باز هم محدودیت بهشکل دیگری وجود داشت؛ مثلاً سیاهان بهندرت حق رأی پیدا میکردند.
🔻نویسنده پس از ادامۀ شرح مختصرش از تاریخچۀ فمینیسم، به سه سؤال پاسخ میدهد:
۱) چرا در تاریخ، حیطۀ عمومی مختص مردان بود؟
۲) علتِ جایگاه نازل زنان چه بود؟
۳) عامل تغییر انقلابیِ جایگاه زنان در جهان مدرن چه بود؟
سپس به سنجشِ ادعایِ رایجِ «استفاده ابزاری از زنان» در جهانِ سرمایهداری میپردازد و در ادامه، به بیان «تضاد فمینیسم با آزادی» میپردازد. او همچنین تفکیکی میان «مطالباتِ حداقلی و اساسیِ زنان در ایران و خاورمیانه» با «جنبش فمینیسم در جهان» قائل میشود و نقد اصلی را بر مواضع غیرعقلانی دومی، که آن را یک «ایدئولوژی آزادیستیز» فهم میکند، وارد میداند.
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
#نقد_چپ #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
Telegraph
چرا فمینیست نیستم ولی از «سلیطهها» دفاع میکنم؟
مهرپویا علا به نظرم در هر موضوعی، بهجای برچسبزنی متقابل، بهتر است هر جریانی، یا اصلاً هر فردی، سعی کند نظرش را کمی مفصلتر و با «عبارات شفاف» بنویسد و توضیح دهد، چرا با فلان چیز مخالف یا موافق است. این کارِ آدمهاییست که دکان باز نکردهاند و واقعاً دغدغۀ…
نقدآگین
📘جامعۀ دوقطبی: پروپاگاندای نظام توتالیتر ✍🏻 #مجتبا_نجفی 🍂 این «جنگِ مردم با مردم» نیست، این صورتبندی، غلطترین صورتبندی ممکن است. این تصویر، تصویر مقاومت مدنی شهروندی در برابر سیستم زور است و این روحانی، نمایندۀ سیستم زور است و خانم قمی، نمایندۀ یک اکثریت…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
1️⃣ دکتر #اکبر_جباری
کدام یک از مسئولین مملکت، مشکل اجارهنشینی دارد؟
کدام مسئول، مشکل خرید گوشت و مرغ و مایحتاچ زندگی را دارد؟
کدام مسئول مشکل تهیۀ دارو دارد؟
کدام مسئول سوء تغذیه دارد؟
کدام مسئول مشکل خرید اتومبیل و هزینههای تعمیر و نگهداری اتومبیلش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای آموزش فرزندانش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای درمان و بیمارستان را دارد؟
کدام مسئول در انبوه جمعیت مترو و اتوبوس و ترافیک، دچار یاس و پوجی شدهاست؟
کدام مسئول نگران آیندۀ فرزندانش است؟
فقط یک نفر را نام ببرید!
🔺مرا به مناظره و گفتگو در رسانۀ ملی دعوت میکنید؟ خجالت نمیکشید که چنین بیشرمانه مرا به جمع خود دعوت میکنید؟ شما اول پاسخ همین سوال مرا بده و نام یک مسئول را بگو تا من بیایم درون رسانۀ شما با شما درباره فلسفه و حکمت و هر مزخرف دیگری که خواستید، گفتگو کنم!
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 بعد از پیروزیِِ قابل توجهِ جامعۀ ایران در تمرینِ کنشِ جمعی بر محورِ التزام به عقلانیت، یعنی تحریمِ بیسابقۀ حدود ۶۰ تا ۹۰ درصدیِ سیرکِ انتخاباتِ طویلۀ مجلس، در سالِ جدید بکوشیم که مبارزۀ خشونتپرهیز (از سنخِ تحریم) را در دیگر ابعادِ ممکن و مقدور نیز بسط دهیم. همینکه بکوشیم بهشکل تدریجی، از چند عملِ حماقتباری که سالیان سال، بنا بر عرف و عادت و از روی تقلید، و یا تسلیم شدن به انواعِ ترسهای موهم، بدانها ملتزم ماندهایم، دست بکشیم، شاهکار کردهایم و باعث تغییرات تدریجیِ بزرگی در زندگی خود و دیگران خواهیم شد. کنشورزیِ «سالکِ متفکر و مبارز»، در بسیاری موارد، از سنخِ «ترک عاداتِ خطا و زیانبار و غیراخلاقیِ» خود است.
🍂 در باب سخنِ دکتر جباری باید گفت، نفسِ قبولِ حضور در رسانههای حکومتی توتالیتر، علیالخصوص از جانبِ روشنفکرانی از سنخِ مصطفی مهرآیین، ولو در آن حضورِ اندک، شخص فرصت بیاید و بتواند چندین درسگفتار در باب آرایِ هانا آرنت را نیز بهشکلی فشرده و عامهفهم ارائه کند و کل نظام آخوندی-اسلامی را با سخنانی شورانگیز بشورد و بر روی بند پهن کند، مشارکت در نوعی «فریب جمعی»ست و در عمل، وزنِ توهینش به خود و شعور مخاطبانِ آگاه و همدل، بیشتر از فایدۀ محتملش، با احتمال قریب به صفر، در آگاهساختنِ اقلیتیست که هنوز و بعد از دلار ۶۰ هزار تومانیِ دولتِ سیدِ محرومان(!) نیز نفهمیدهاند و در گیجی و بیشعوری و خودفریبی بهسر میبرند!
🍂 در جهانی که اینترنت در هر خانهای، ولو در دورافتادهترین روستاها و دهات، حضوری کاملا محسوس دارد و در ایرانِ آخوندزۀ ما که متوسط زمانِ استفادۀ هر خانواده از اینترنت، چندین برابرِ استفاده از تلویزیون، ولو شبکههای ماهوارهایست، و در میانِ بخش قابل توجهی از مردم، تلویزیون بیش از یک کالای زائدِ تزئینیِ متروک نیست (چرا که اکثریت قاطع برنامههای صداوسیما را یکسری برنامههای مبتذلِ درجهچند و یا مهوعِ ایدئولوژیک تشکیل میدهد)، اساسا حضور یک اهل فکر در تلویزیون، ولو بهقصد آموزشِ والاترین مفاهیمِ فلسفی باشد، کسبِ نوعی نمرۀ مردودی در آزمون ابتدایی تفکر و محاسباتِ آماری و جمع و تفریقِ ریاضیاتِ دبستان است! بر این اساس، به دکتر جباری تبریک میگویم که با نشان دادنِ شعوری اولیه، رفوزه نشدند و در این حیطه، برخلاف برخی از روشنفکران و اساتیدِ دانشگاه که بسادگی به هر دعوتی، با تمامِ وجودشان آری میگویند، حفظِ آبرو کردند.
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کدام یک از مسئولین مملکت، مشکل اجارهنشینی دارد؟
کدام مسئول، مشکل خرید گوشت و مرغ و مایحتاچ زندگی را دارد؟
کدام مسئول مشکل تهیۀ دارو دارد؟
کدام مسئول سوء تغذیه دارد؟
کدام مسئول مشکل خرید اتومبیل و هزینههای تعمیر و نگهداری اتومبیلش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای آموزش فرزندانش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای درمان و بیمارستان را دارد؟
کدام مسئول در انبوه جمعیت مترو و اتوبوس و ترافیک، دچار یاس و پوجی شدهاست؟
کدام مسئول نگران آیندۀ فرزندانش است؟
فقط یک نفر را نام ببرید!
🔺مرا به مناظره و گفتگو در رسانۀ ملی دعوت میکنید؟ خجالت نمیکشید که چنین بیشرمانه مرا به جمع خود دعوت میکنید؟ شما اول پاسخ همین سوال مرا بده و نام یک مسئول را بگو تا من بیایم درون رسانۀ شما با شما درباره فلسفه و حکمت و هر مزخرف دیگری که خواستید، گفتگو کنم!
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 بعد از پیروزیِِ قابل توجهِ جامعۀ ایران در تمرینِ کنشِ جمعی بر محورِ التزام به عقلانیت، یعنی تحریمِ بیسابقۀ حدود ۶۰ تا ۹۰ درصدیِ سیرکِ انتخاباتِ طویلۀ مجلس، در سالِ جدید بکوشیم که مبارزۀ خشونتپرهیز (از سنخِ تحریم) را در دیگر ابعادِ ممکن و مقدور نیز بسط دهیم. همینکه بکوشیم بهشکل تدریجی، از چند عملِ حماقتباری که سالیان سال، بنا بر عرف و عادت و از روی تقلید، و یا تسلیم شدن به انواعِ ترسهای موهم، بدانها ملتزم ماندهایم، دست بکشیم، شاهکار کردهایم و باعث تغییرات تدریجیِ بزرگی در زندگی خود و دیگران خواهیم شد. کنشورزیِ «سالکِ متفکر و مبارز»، در بسیاری موارد، از سنخِ «ترک عاداتِ خطا و زیانبار و غیراخلاقیِ» خود است.
🍂 در باب سخنِ دکتر جباری باید گفت، نفسِ قبولِ حضور در رسانههای حکومتی توتالیتر، علیالخصوص از جانبِ روشنفکرانی از سنخِ مصطفی مهرآیین، ولو در آن حضورِ اندک، شخص فرصت بیاید و بتواند چندین درسگفتار در باب آرایِ هانا آرنت را نیز بهشکلی فشرده و عامهفهم ارائه کند و کل نظام آخوندی-اسلامی را با سخنانی شورانگیز بشورد و بر روی بند پهن کند، مشارکت در نوعی «فریب جمعی»ست و در عمل، وزنِ توهینش به خود و شعور مخاطبانِ آگاه و همدل، بیشتر از فایدۀ محتملش، با احتمال قریب به صفر، در آگاهساختنِ اقلیتیست که هنوز و بعد از دلار ۶۰ هزار تومانیِ دولتِ سیدِ محرومان(!) نیز نفهمیدهاند و در گیجی و بیشعوری و خودفریبی بهسر میبرند!
🍂 در جهانی که اینترنت در هر خانهای، ولو در دورافتادهترین روستاها و دهات، حضوری کاملا محسوس دارد و در ایرانِ آخوندزۀ ما که متوسط زمانِ استفادۀ هر خانواده از اینترنت، چندین برابرِ استفاده از تلویزیون، ولو شبکههای ماهوارهایست، و در میانِ بخش قابل توجهی از مردم، تلویزیون بیش از یک کالای زائدِ تزئینیِ متروک نیست (چرا که اکثریت قاطع برنامههای صداوسیما را یکسری برنامههای مبتذلِ درجهچند و یا مهوعِ ایدئولوژیک تشکیل میدهد)، اساسا حضور یک اهل فکر در تلویزیون، ولو بهقصد آموزشِ والاترین مفاهیمِ فلسفی باشد، کسبِ نوعی نمرۀ مردودی در آزمون ابتدایی تفکر و محاسباتِ آماری و جمع و تفریقِ ریاضیاتِ دبستان است! بر این اساس، به دکتر جباری تبریک میگویم که با نشان دادنِ شعوری اولیه، رفوزه نشدند و در این حیطه، برخلاف برخی از روشنفکران و اساتیدِ دانشگاه که بسادگی به هر دعوتی، با تمامِ وجودشان آری میگویند، حفظِ آبرو کردند.
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 در نظر هانا آرنت، آزادی صرفا «انتخاب بین چند گزینۀ جایگزین» نیست، بلکه آزادی «امکان شگفتیآفرینی» و «واژگونسازیِ امر روزمره» و «عصیان علیه عادی بودن» است؛ چرا که تولد هر انسان، حامل یک قدرت شگفتیآفرینیست و انسانها بههمان اندازه که متفاوت و متکثر هستند، منحصر-به-فرد و یگانهاند؛ پس هر انسان، میتواند خالق امری بدیع باشد، خالق ابتکار و نوآوری؛ عصیانی علیه نظم ظالمانۀ موجود و طلیعهای بر نظمی نو.
#فلسفیدن #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @paarandiran
#فلسفیدن #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @paarandiran
نقدآگین
📺 روانکاویِ پدیدۀ «خالصسازی سیاسی در ایران» 🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی #زیستروان #حکومت_اسلامی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
E9 1776
@Naqdagin
🎧 ظهور ترقیخواهی و سقوط جمهوریخواهی در آمریکا ۱۸۷۰ تا ۱۹۵۰
— اپیزود نهم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#آینه_تاریخ #سیاست #پادکستکش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
— اپیزود نهم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#آینه_تاریخ #سیاست #پادکستکش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
نقدآگین
@Naqdagin – پستمدرنیسم و فمنیسم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM