نقدآگین
📘چگونه میتوان از حیات حسنزاده آملی پرسید؟ ✍️دکتر #رحیم_محمدی در ابتداء مجبورم یادآوری کنم به واسطه اینکه من اهلِ جامعهشناسی هستم، پرسشها و بحث من نیز از همین علم میآید. بهطور مسلّم جامعهشناسی در بیرونِ حیاتِ عُلمایی و «علوم قدیمه» قرار دارد و اگر…
آیتالله یا سارق فی سبیل الله؟
@Naqdagin
#نقد_فرهنگ
📘وضعیت اسکیزوفرنیایی یک قوم
✍️#اکبر_جباری
🍂 پرویز خان پرستویی، کودکی نه چندان معصوم است که حکایتش، حکایت نابالغی سرزمینی است که در فصل خزان، به شکوفهها و در تموز به سرما میاندیشد و گمان میبرد که با حلوا حلوا گفتن دهانش شیرین میشود و به فال حافظ گرفتن، روزگارش نیک!
🍂 حکایت پرویز خان پرستویی، حکایت مردمانی است که از اسطوره بیرون نیامده، پرت شدهاند در وسط معرکهی ایسمهای گوناگون و خیال میکنند به ورد و دعا میتوان جان سالم از این مهلکه بیرون برد.
🍂 ایرانیان هنوز در نصیحت الملوک غزالی سیر میکنند و با شهریار ماکیاول بیگانه. کیمیای سعادت را در "احساس" میجویند و "عقل" را خوار میشمرند؛ از محصولات مدرنیته ارتزاق میکنند، اما از شیوه و روش تولید این محصولات غافلند؛ بلندای خرد بیبنیانشان به دنبال کشف اسرار حروف مقطعه و رویای رسولانه بودن قرآن است؛ چشم به راهند تا کسی یا از آسمان یا از بلادی دیگر، به فریادشان برسد.
🍂 ایرانیانی هنوز کودکانی نابالغند که از صغارت تاریخی خویش بیرون نیامدهاند و پشتشان به شیخ و شاه گرم است و دستشان در جیب دولت؛ کودکانه از یکسو از دولت میخواهند تا مداخله کرده و قیمتها را کنترل کند و از دیگر سو، تمنای آزادی و کوتاه شدن دست دولت از زندگی خصوصیشان دارند.
🍂 پرویز خان پرستویی، دونکیشوتوار، هنوز سودای حاج کاظم بودن دارد و گمان میبرد برای نجات عباسهای ایران میتوان به ضرب و زور چفیه، سوار بر هواپیمای پیشرفت شد و عباس را نجات داد؛ غافل از اینکه پیشرفت و توسعه و عدالت و رفاه و آزادی و ... تاریخی دارد که ما از آن بیرون پرت شدهایم.
🍂 آقای پرستویی عزیز، رفاه را نه به خون، بل به تفکر میتوان بدست آورد.
🗄 پستهای مرتبط:
📺 هالو: مارمولکبازی بس!
📺 تقدیم به سخنگوی صلحِ مداح سرکوبگران
📕 بچهٔ گردنکلفت دروازهغار و گردننازک مقابل اصحاب قدرت
📕 پاسخ سام رجبی به پیام رضا کیانیان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘وضعیت اسکیزوفرنیایی یک قوم
✍️#اکبر_جباری
🍂 پرویز خان پرستویی، کودکی نه چندان معصوم است که حکایتش، حکایت نابالغی سرزمینی است که در فصل خزان، به شکوفهها و در تموز به سرما میاندیشد و گمان میبرد که با حلوا حلوا گفتن دهانش شیرین میشود و به فال حافظ گرفتن، روزگارش نیک!
🍂 حکایت پرویز خان پرستویی، حکایت مردمانی است که از اسطوره بیرون نیامده، پرت شدهاند در وسط معرکهی ایسمهای گوناگون و خیال میکنند به ورد و دعا میتوان جان سالم از این مهلکه بیرون برد.
🍂 ایرانیان هنوز در نصیحت الملوک غزالی سیر میکنند و با شهریار ماکیاول بیگانه. کیمیای سعادت را در "احساس" میجویند و "عقل" را خوار میشمرند؛ از محصولات مدرنیته ارتزاق میکنند، اما از شیوه و روش تولید این محصولات غافلند؛ بلندای خرد بیبنیانشان به دنبال کشف اسرار حروف مقطعه و رویای رسولانه بودن قرآن است؛ چشم به راهند تا کسی یا از آسمان یا از بلادی دیگر، به فریادشان برسد.
🍂 ایرانیانی هنوز کودکانی نابالغند که از صغارت تاریخی خویش بیرون نیامدهاند و پشتشان به شیخ و شاه گرم است و دستشان در جیب دولت؛ کودکانه از یکسو از دولت میخواهند تا مداخله کرده و قیمتها را کنترل کند و از دیگر سو، تمنای آزادی و کوتاه شدن دست دولت از زندگی خصوصیشان دارند.
🍂 پرویز خان پرستویی، دونکیشوتوار، هنوز سودای حاج کاظم بودن دارد و گمان میبرد برای نجات عباسهای ایران میتوان به ضرب و زور چفیه، سوار بر هواپیمای پیشرفت شد و عباس را نجات داد؛ غافل از اینکه پیشرفت و توسعه و عدالت و رفاه و آزادی و ... تاریخی دارد که ما از آن بیرون پرت شدهایم.
🍂 آقای پرستویی عزیز، رفاه را نه به خون، بل به تفکر میتوان بدست آورد.
🗄 پستهای مرتبط:
📺 هالو: مارمولکبازی بس!
📺 تقدیم به سخنگوی صلحِ مداح سرکوبگران
📕 بچهٔ گردنکلفت دروازهغار و گردننازک مقابل اصحاب قدرت
📕 پاسخ سام رجبی به پیام رضا کیانیان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘وضعیت اسکیزوفرنیایی یک قوم
✍️#اکبر_جباری
➖➖➖
🌾@Naqdagin
#نقد_روشنفکران
از جمله حرفهای بیمبنایی که روشنفکران دینی میل وافری به تکرارش دارند، همین عبارت مهمل است: "صدای مردم، صدای خداست".
از چند منظر میتوان مهمل بودن این قبیل وراجیها را نشان داد:
۱- شما صدای خدا را کجا شنیدهاید، جز در کتابش که قابل تفسیر و تاویلات گوناگون و بل متخاصم است؟ آنچیزی را که شما صدای خدا پنداشتهاید، یک فهم از میان صدها فهم ممکن از کتاب است!
۲- شما چیزی به نام خدا را مسلم فرض گرفتهای و حالا صدایش را هم میشنوی و میتوانی تشخیص دهی که صدای مردم، همان صدای خداست! مسلماتی اینچنین تنها به کار عقیدتپیشگان (دینداران معیشتاندیش) میآید.
۳- در این سخن، معیار و مناط، همان صدای خداست؛ صدای مردم هم اگر ارج و قربی دارد برای این است که مانند صدای خداست و بدون آن، هیچ ارزشی نخواهد داشت.
اما واقعیت این است که صدای مردم، فقط صدای خودشان است. خوب یا بد، این صدا تنها صداییست که میتواند در این عالم، شنیده شود و نیازی هم ندارد تا شبیه صدای چیز دیگری باشد.
✍️ #اکبر_جباری
🗄پست مرتبط:
📕سمپتوم پیامبری؛ سروش در ترازو
📻 برعکس کن تا پیروز شوی!
📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
از جمله حرفهای بیمبنایی که روشنفکران دینی میل وافری به تکرارش دارند، همین عبارت مهمل است: "صدای مردم، صدای خداست".
از چند منظر میتوان مهمل بودن این قبیل وراجیها را نشان داد:
۱- شما صدای خدا را کجا شنیدهاید، جز در کتابش که قابل تفسیر و تاویلات گوناگون و بل متخاصم است؟ آنچیزی را که شما صدای خدا پنداشتهاید، یک فهم از میان صدها فهم ممکن از کتاب است!
۲- شما چیزی به نام خدا را مسلم فرض گرفتهای و حالا صدایش را هم میشنوی و میتوانی تشخیص دهی که صدای مردم، همان صدای خداست! مسلماتی اینچنین تنها به کار عقیدتپیشگان (دینداران معیشتاندیش) میآید.
۳- در این سخن، معیار و مناط، همان صدای خداست؛ صدای مردم هم اگر ارج و قربی دارد برای این است که مانند صدای خداست و بدون آن، هیچ ارزشی نخواهد داشت.
اما واقعیت این است که صدای مردم، فقط صدای خودشان است. خوب یا بد، این صدا تنها صداییست که میتواند در این عالم، شنیده شود و نیازی هم ندارد تا شبیه صدای چیز دیگری باشد.
✍️ #اکبر_جباری
🗄پست مرتبط:
📕سمپتوم پیامبری؛ سروش در ترازو
📻 برعکس کن تا پیروز شوی!
📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘برسد به دست آقای رضا پهلوی
✍️ دکتر #اکبر_جباری
(۱/۲)
🍂 نوع حکمرانی را به رای نمیگذارند و از دل صندوق بیرون نمیکشند. این تصوری غلط و کودکانه است که گمان ببریم، پای صندوق رای است که مردم تعیین میکنند که فیالمثل «جمهوری» داشته باشند یا «پادشاهی» و یا «حکومت دینی». سال ۵۸ هم اینطور نبود. حکومت دینی را در واقعیت امر، مردم یکسال پیش از آن در سال ۵۷ در ضمن شعارها، فعالیتها و با ورود آقای خمینی، انتخاب کرده بودند و در ۱۲ فروردین سال ۵۸ این خواست و اراده جمعی، صرفا رسمیت یافت.
🍂 نوع حکمرانی یک جامعه را، آن خواست و ارادهای تعیین میکند که به تدریج و به آرامی قادر خواهد بود اراده جمعی یک قوم را با خود همراه کند. این اراده جمعی، چیزی است که ماحصل یک فرایند تاریخی است و ای بسا جنبهی سلبی آن بیش از وجوه ایجابیاش برجسته و بارز باشد.
🍂 سال ۵۷ نیز آگاهی ایرانیان که از مشروطه آغاز شده بود، در یک خواست سلبی، پادشاهی را نفی میکرد. ایرانیان دقیقا میدانستند که چه چیزی نمیخواهند، هرچند درباره آنچیزی که میخواستند چندان خودآگاهی نداشتند. اهمیتی هم ندارد. شکلگیری خودآگاهی ایجابی، یک امر تاریخی است و نمیتوان یک قوم را بدین خاطر سرزنش کرد که چرا ایجاباََ نمیدانند چه میخواهند؟ هرچند در دل هر سلبی یک ایجابی ولو به اجمال وجود دارد.
🍂 دال مرکزی تاریخ بیداری ایرانیان، از مشروطه تا سال ۵۷ مفهوم عدالت بود. گرچه در سال ۵۷ شعار "آزادی" نیز به گوش میرسید، اما مراد از آزادی در آن زمانه و زمینه، آزادی از یوغ غرب و آزادی از ولایت شیطان بود! انقلابیون سال ۵۷، غرب را شیطان میدیدند، از همینرو مفهوم آزادی نزد ایشان آزادی از ولایت شیطان بود! این تصوری اشتباه است که گمان ببریم آقای خمینی و انقلابیون سال ۵۷ مردم را فریب دادند و هیچ اعتقادی به آزادی نداشتند! آنها آزادی را، آزادی از اهواء نفسانی و شهوات میدانستند که غرب را مظهر تام و تمام آن میدیدند. لذا هنوز در نزد ایرانیان، مفهوم آزادی به معنای آزادیها مدنی و مدرن شکل نگرفته بود.
🍂 اما امروز پس از گذشت بالغ بر چهار دهه از انقلاب سال ۵۷، ایرانیان به مفهوم آزادی مدرن که همان آزادیهای مدنی و حقوق بشر و استلزامات آن است، نزدیک شدهاند. ایرانیان دیگر غرب را شیطان نمیبینند بل بدین آگاهی دست یافتهاند که همه کشورها دنبال منافع ملی خودشان هستند و این یک امر طبیعی است. آزادی به معنای مدرن، همینک دال محوری بیداری ایرانیان است و عدالت نیز در ذیل همین آزادی برایشان اهمیت دارد.
🍂 این فرایند خوداگاهی، آرام آرام و به تدریج، نوع حکمرانی آینده خود را نیز تعیین خواهد کرد و ایجاباََ مشخص خواهد کرد که چه میخواهد، ولی وجه سلبی آن همینک مشخص است که چه چیزهایی قطعا نمیخواهد. این خواست و اراده تاریخی که از مشروطه تا به امروز اشکارا وجوه سلبی خود را نشان میدهد، سلب هرنوع حکومتی است که یک فرد در راس آن باشد. از همینرو ایرانیان از مفهوم پادشاهی عبور کردهاند.
🍂 به گمانم کسانی که این فرایند تاریخی سلبی ایرانیان را نادیده میانگارند و سادهانگارانه می کوشند مدل پادشاهی را برای آیندهی ایرانیان تجویز کنند، از این امر غافلند که مسیر خودآگاهی یک قوم، به عقب باز نمیگردد. خودآگاهی یک مسیری پیشرونده است و در این مسیر، سلبیات، روشن و واضح است و امر ایجابی نیز از دل این خواست و اراده بیرون خواهد زد.
...
پینوشت نقدآگین:
سه نکته مهم در این متن مغفول واقع شدهاست که نقدآگین بدان میپردازد.
🍂 نکته اول، طبق نظرسنجی گمان، ۳۴ درصد مشارکتکنندگان، جمهوری سکولار، ۲۲ درصد جمهوری اسلامی و ۱۹ درصد پادشاهی مشروطه را مطلوب دانستهاند (یعنی حتا جمهوری اسلامی با همه منفوریتش طرفداران بیشتری دارد تا پادشاهی مشروطه)، روشنفکران ما نیز اکثرن ضد هر ساختار سلطهاند که امکان دوباره یک جایگاه مادامالعمر غیرقابل نقد و استیضاح سریع و آسان را بدهد، ۲۱ درصدی که این حد از شعور و شجاعت داشتهاند که بگویند دانش کافی برای این امر ندارند، بیشک در یک فضایی با حداقل آزادیها، بخش قابل توجهیشان تحت تاثیر روشنفکران و مباحث انتقادی و دیدگاههای مستدل و وزینشان قرار خواهد گرفت و فاصله، بیشتر و بیشتر معنادار میشود؛ خصوصن اگر توجه کنیم که نهاد سلطنت پس از نهاد روحانیت و مجاهدین خلق، یکی از اضلاع مثلثی است که به هر دلیل، بخش زیادی از نفرت جامعه روشنفکری و گروهها و احزاب و اقوام و بخش مذهبی جامعه را دارد؛ یعنی از جهت تولید وحشت و نفرت است که نماد وحدت بخش قابل توجهی از جمعیت ایران است و این یعنی اگر برفرض با انواع ضرب و زور و نقشه و ایجاد وضعیت اضطراری و پرپاگاندا و حذف و... خاندان پهلوی به پادشاهی برسد، نظام آینده با دشمنان خونینی طرف خواهد بود که حقیقتن با آن پدرکشتگی دارند و حاضرند...
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 نقدآگین
✍️ دکتر #اکبر_جباری
(۱/۲)
🍂 نوع حکمرانی را به رای نمیگذارند و از دل صندوق بیرون نمیکشند. این تصوری غلط و کودکانه است که گمان ببریم، پای صندوق رای است که مردم تعیین میکنند که فیالمثل «جمهوری» داشته باشند یا «پادشاهی» و یا «حکومت دینی». سال ۵۸ هم اینطور نبود. حکومت دینی را در واقعیت امر، مردم یکسال پیش از آن در سال ۵۷ در ضمن شعارها، فعالیتها و با ورود آقای خمینی، انتخاب کرده بودند و در ۱۲ فروردین سال ۵۸ این خواست و اراده جمعی، صرفا رسمیت یافت.
🍂 نوع حکمرانی یک جامعه را، آن خواست و ارادهای تعیین میکند که به تدریج و به آرامی قادر خواهد بود اراده جمعی یک قوم را با خود همراه کند. این اراده جمعی، چیزی است که ماحصل یک فرایند تاریخی است و ای بسا جنبهی سلبی آن بیش از وجوه ایجابیاش برجسته و بارز باشد.
🍂 سال ۵۷ نیز آگاهی ایرانیان که از مشروطه آغاز شده بود، در یک خواست سلبی، پادشاهی را نفی میکرد. ایرانیان دقیقا میدانستند که چه چیزی نمیخواهند، هرچند درباره آنچیزی که میخواستند چندان خودآگاهی نداشتند. اهمیتی هم ندارد. شکلگیری خودآگاهی ایجابی، یک امر تاریخی است و نمیتوان یک قوم را بدین خاطر سرزنش کرد که چرا ایجاباََ نمیدانند چه میخواهند؟ هرچند در دل هر سلبی یک ایجابی ولو به اجمال وجود دارد.
🍂 دال مرکزی تاریخ بیداری ایرانیان، از مشروطه تا سال ۵۷ مفهوم عدالت بود. گرچه در سال ۵۷ شعار "آزادی" نیز به گوش میرسید، اما مراد از آزادی در آن زمانه و زمینه، آزادی از یوغ غرب و آزادی از ولایت شیطان بود! انقلابیون سال ۵۷، غرب را شیطان میدیدند، از همینرو مفهوم آزادی نزد ایشان آزادی از ولایت شیطان بود! این تصوری اشتباه است که گمان ببریم آقای خمینی و انقلابیون سال ۵۷ مردم را فریب دادند و هیچ اعتقادی به آزادی نداشتند! آنها آزادی را، آزادی از اهواء نفسانی و شهوات میدانستند که غرب را مظهر تام و تمام آن میدیدند. لذا هنوز در نزد ایرانیان، مفهوم آزادی به معنای آزادیها مدنی و مدرن شکل نگرفته بود.
🍂 اما امروز پس از گذشت بالغ بر چهار دهه از انقلاب سال ۵۷، ایرانیان به مفهوم آزادی مدرن که همان آزادیهای مدنی و حقوق بشر و استلزامات آن است، نزدیک شدهاند. ایرانیان دیگر غرب را شیطان نمیبینند بل بدین آگاهی دست یافتهاند که همه کشورها دنبال منافع ملی خودشان هستند و این یک امر طبیعی است. آزادی به معنای مدرن، همینک دال محوری بیداری ایرانیان است و عدالت نیز در ذیل همین آزادی برایشان اهمیت دارد.
🍂 این فرایند خوداگاهی، آرام آرام و به تدریج، نوع حکمرانی آینده خود را نیز تعیین خواهد کرد و ایجاباََ مشخص خواهد کرد که چه میخواهد، ولی وجه سلبی آن همینک مشخص است که چه چیزهایی قطعا نمیخواهد. این خواست و اراده تاریخی که از مشروطه تا به امروز اشکارا وجوه سلبی خود را نشان میدهد، سلب هرنوع حکومتی است که یک فرد در راس آن باشد. از همینرو ایرانیان از مفهوم پادشاهی عبور کردهاند.
🍂 به گمانم کسانی که این فرایند تاریخی سلبی ایرانیان را نادیده میانگارند و سادهانگارانه می کوشند مدل پادشاهی را برای آیندهی ایرانیان تجویز کنند، از این امر غافلند که مسیر خودآگاهی یک قوم، به عقب باز نمیگردد. خودآگاهی یک مسیری پیشرونده است و در این مسیر، سلبیات، روشن و واضح است و امر ایجابی نیز از دل این خواست و اراده بیرون خواهد زد.
...
پینوشت نقدآگین:
سه نکته مهم در این متن مغفول واقع شدهاست که نقدآگین بدان میپردازد.
🍂 نکته اول، طبق نظرسنجی گمان، ۳۴ درصد مشارکتکنندگان، جمهوری سکولار، ۲۲ درصد جمهوری اسلامی و ۱۹ درصد پادشاهی مشروطه را مطلوب دانستهاند (یعنی حتا جمهوری اسلامی با همه منفوریتش طرفداران بیشتری دارد تا پادشاهی مشروطه)، روشنفکران ما نیز اکثرن ضد هر ساختار سلطهاند که امکان دوباره یک جایگاه مادامالعمر غیرقابل نقد و استیضاح سریع و آسان را بدهد، ۲۱ درصدی که این حد از شعور و شجاعت داشتهاند که بگویند دانش کافی برای این امر ندارند، بیشک در یک فضایی با حداقل آزادیها، بخش قابل توجهیشان تحت تاثیر روشنفکران و مباحث انتقادی و دیدگاههای مستدل و وزینشان قرار خواهد گرفت و فاصله، بیشتر و بیشتر معنادار میشود؛ خصوصن اگر توجه کنیم که نهاد سلطنت پس از نهاد روحانیت و مجاهدین خلق، یکی از اضلاع مثلثی است که به هر دلیل، بخش زیادی از نفرت جامعه روشنفکری و گروهها و احزاب و اقوام و بخش مذهبی جامعه را دارد؛ یعنی از جهت تولید وحشت و نفرت است که نماد وحدت بخش قابل توجهی از جمعیت ایران است و این یعنی اگر برفرض با انواع ضرب و زور و نقشه و ایجاد وضعیت اضطراری و پرپاگاندا و حذف و... خاندان پهلوی به پادشاهی برسد، نظام آینده با دشمنان خونینی طرف خواهد بود که حقیقتن با آن پدرکشتگی دارند و حاضرند...
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 نقدآگین
Telegram
نقدآگین
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی
🔗 نقدآگين در پلتفرمها:
t.me/Naqdagin/6435
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747
📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660
⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی
🔗 نقدآگين در پلتفرمها:
t.me/Naqdagin/6435
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747
📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660
⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
📘برسد به دست آقای رضا پهلوی
✍️ دکتر #اکبر_جباری
(۲/۲)
🍂 ...با اولین جو سرکوب احزاب، اقوام، روشنفکران و دانشگاهیان یا اقلیتها یا پیروان مذاهب و...، بدل به براندازان متحد نظام آتی شوند و این یعنی بالاترین خسارت قابل تصور به ایران که نظامی از همان آغاز چنین پیر، ورشکسته و پر دشمن باشد.
🍂 نکته دوم، با اینکه جمهوری اسلامی (طبق نظرسنجی گمان) دومین ساختاریست که بخشی از ایرانیان طرفدارش هستند، هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که بعد این همه کشته، شکنجه و زندانی و هزینه جمعی و فلاکت برای قی کردن نظام ضد حقوق بشر، ناکارآمد و عهدشکن (طبق قانون اساسی) اسلامی، یکی از گزینههای رفراندم، حتا ورژن روشنفکرانه اسلام (مثلن حکومت «دموکراتیک اسلامی») باشد! همین منطق نیز در مورد حکومت سابق (سومین انتخاب و مطرودترینشان) برقرار است، این همه هزینه برای قی کردنش و سپس قی کردن کسانی که آن قی کردن را مصادره کردند، نشده تا مردم حاصل قی سابق خود را بخورند و تصور کنند نیازمند آناند و چنان گزینههای پیش رویشان محدود است که محتاج قیهای سابق خود باشند! طبق نظرسنجی گمان نیز ۷۸ درصد با «موروثی بودن» (تمنای بیمارگونه فرح برای نوهاش!) و ۶۶ درصد با «مادامالعمر بودن» بالاترین مقام مخالف بودهاند.
🍂 نکته سوم، بحث حقوق بشر است. هیچ گزینهای که با حقوق برابر انسانها در جامعه قرن ۲۱ در تعارض باشد، حق طرح شدن در رفراندم را ندارد. گزینهای که قومیتی، طبقهای، صنفی، جنسیتی، فردی و رهبری و خاندانی را برتر از دیگران بشکل پیشینی بداند و برای آنها حقوق ویژهای فراتر از دیگر شهروندان قائل باشد، یک گزینه ضد حقوق بشر است و بستر استبداد و دیکتاتوری فردا. بیشک پادشاهی مشروطه در شکل سنتی آن، که بر اصلولی چون انتخابی نبودن پادشاه (بنا به رقابتی میان کاندیدها ولو در مجلس مؤسسان)، مادامالعمر بودن و موروثی بودن پادشاه، بناست، گزینهایست که خلاق حقوق بشر است و همانطور که هر نوع نظام دینی که حق نقد ادیان یا دینی خاص را به رسمیت نشناسند و حقوق ویژه برای دینی خاص یا کلیت دینداران در مقایسه با بیدینان قائل باشد، خلاف حقوق بشر است و معنا ندارد جزو گزینههای هرگونه رفراندمی باشد.
🍂 اساسن در کدام گوشه جهان، برای امری خلاف حقوق بشر و اینکه کسی و خاندانش صاحب حقوق ویژهای فراتر از دیگران باشند، رای گیری کردهاند که ما دومی آن باشیم؟ مهمترین نمونه که به ذهنم میرسد، رفراندم حکومت اسلامی خودمان است که رای به پادشاهی صنفی خاص و حق ویژه آن صنف و آن مذهب و جنسیت مردان بود!
🍂 بر فرض آقا رضای ما (امام خوبیها قبل از قدرت) رفراندم برای شاه شدن خودش را خیلی خوب و دموکراتیک میداند و ضروری، آیا موافق است که بعد از رفراندم دوم، برای تعیین شخص پادشاه که باز ایشان پیروز شدند با اکثریت آرا؟ هر ۱۰ یا ۱۵ سال نیز رفراندمی آزاد و بدون شک و شبهه بگذارد که مردم با ادامه پادشاهی او موافقند؟ (چرا که اگر ایشان واقعن پادشاه خوبی باشد، باید توانسته باشد گزینههای برتری از خودش برای پادشاهی را پرورده باشد و اگر پادشاه مداخلهگر، ناکارآمد و فسادسازی باشد، رفراندم سریعن ایشان را جابجا میکند با ایرانیای شایستهتر از او) و سپس برای پادشاه بعدی نیز از همین گزینه رفراندم و نه «ژن برتر و داشتن اسپرم پادشاهی» استفاده شود میان نامزدهای پادشاهی آتی؟ چرا نباید در مورد این مباحث جدی، فردی که هنوز خود را تنها گزینه پادشاهی میداند، سخن بگوید و مشخص کند چگونه میخواهد در فرم پادشاهی، وفادار به معنا و روح «رفراندم و دموکراسی و حقوق بشر» بماند؟ یا مثل خمینی فقط رفراندمی را دوست دارد که او را به قدرت مطلقه غیرپاسخگوی غیرقابل عزل و جابجایی، آن هم بشکل موروثی، برساند؟ و وقتی خودش (بعد از ۲ رفراندم) به خر مراد رسید، مثل سلطنت فقیه، رفراندم در انتخاب یا عزل شخص نخست را اخ و خواست بیگانگان بداند؟
🍂 مشروطه پادشاهی تنها در صورتی میتواند مطرح شود که اولن، انقلاب تا حد امکان به تاخیر بیافتد، ثانین در این فرصت، برخلاف فرصتسوزی فراوان اکثر پادشاهیخواهان، فرمی دموکراتیک و حقوق بشر مدار از آن، که خود را به خاندانی خاص گره نزده، بشکلی جدی و با چکشکاریهای لازم در جامعه طرح شود و خطرات و آسیبهایی که پادشاهی در فرم ضد حقوق بشری رایجش، خصوصن در فرهنگ خاورمیانهای دارد، بشکلی اساسی برطرف شود.
🍂 ولی متاسفانه هنوز در مشروطهخواهان، صدای اهل اندیشه و روشنفکرانی مستقل از این و آن خاندان دیده نمیشود و لمپنیسم امامپرستانه، شیعهخویانه و بسیجیمسلکانه که دروغ و پروپاگاندا و دیگریستیزیهای فاشیستی در آن غوغا میکند، دست برتر را دارند؛ بنحوی که روشنفکرترین، باپرستیژترین و اتوریتهگریزترین این جریان، رضا پهلویست که سیاستمداری بیش نیست که حتا همسر و مادرش را نیز نتوانسته به اصول اولیهای که بدان وفادار است، ملتزم کند.
➖➖➖
🌾 نقدآگین
✍️ دکتر #اکبر_جباری
(۲/۲)
🍂 ...با اولین جو سرکوب احزاب، اقوام، روشنفکران و دانشگاهیان یا اقلیتها یا پیروان مذاهب و...، بدل به براندازان متحد نظام آتی شوند و این یعنی بالاترین خسارت قابل تصور به ایران که نظامی از همان آغاز چنین پیر، ورشکسته و پر دشمن باشد.
🍂 نکته دوم، با اینکه جمهوری اسلامی (طبق نظرسنجی گمان) دومین ساختاریست که بخشی از ایرانیان طرفدارش هستند، هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که بعد این همه کشته، شکنجه و زندانی و هزینه جمعی و فلاکت برای قی کردن نظام ضد حقوق بشر، ناکارآمد و عهدشکن (طبق قانون اساسی) اسلامی، یکی از گزینههای رفراندم، حتا ورژن روشنفکرانه اسلام (مثلن حکومت «دموکراتیک اسلامی») باشد! همین منطق نیز در مورد حکومت سابق (سومین انتخاب و مطرودترینشان) برقرار است، این همه هزینه برای قی کردنش و سپس قی کردن کسانی که آن قی کردن را مصادره کردند، نشده تا مردم حاصل قی سابق خود را بخورند و تصور کنند نیازمند آناند و چنان گزینههای پیش رویشان محدود است که محتاج قیهای سابق خود باشند! طبق نظرسنجی گمان نیز ۷۸ درصد با «موروثی بودن» (تمنای بیمارگونه فرح برای نوهاش!) و ۶۶ درصد با «مادامالعمر بودن» بالاترین مقام مخالف بودهاند.
🍂 نکته سوم، بحث حقوق بشر است. هیچ گزینهای که با حقوق برابر انسانها در جامعه قرن ۲۱ در تعارض باشد، حق طرح شدن در رفراندم را ندارد. گزینهای که قومیتی، طبقهای، صنفی، جنسیتی، فردی و رهبری و خاندانی را برتر از دیگران بشکل پیشینی بداند و برای آنها حقوق ویژهای فراتر از دیگر شهروندان قائل باشد، یک گزینه ضد حقوق بشر است و بستر استبداد و دیکتاتوری فردا. بیشک پادشاهی مشروطه در شکل سنتی آن، که بر اصلولی چون انتخابی نبودن پادشاه (بنا به رقابتی میان کاندیدها ولو در مجلس مؤسسان)، مادامالعمر بودن و موروثی بودن پادشاه، بناست، گزینهایست که خلاق حقوق بشر است و همانطور که هر نوع نظام دینی که حق نقد ادیان یا دینی خاص را به رسمیت نشناسند و حقوق ویژه برای دینی خاص یا کلیت دینداران در مقایسه با بیدینان قائل باشد، خلاف حقوق بشر است و معنا ندارد جزو گزینههای هرگونه رفراندمی باشد.
🍂 اساسن در کدام گوشه جهان، برای امری خلاف حقوق بشر و اینکه کسی و خاندانش صاحب حقوق ویژهای فراتر از دیگران باشند، رای گیری کردهاند که ما دومی آن باشیم؟ مهمترین نمونه که به ذهنم میرسد، رفراندم حکومت اسلامی خودمان است که رای به پادشاهی صنفی خاص و حق ویژه آن صنف و آن مذهب و جنسیت مردان بود!
🍂 بر فرض آقا رضای ما (امام خوبیها قبل از قدرت) رفراندم برای شاه شدن خودش را خیلی خوب و دموکراتیک میداند و ضروری، آیا موافق است که بعد از رفراندم دوم، برای تعیین شخص پادشاه که باز ایشان پیروز شدند با اکثریت آرا؟ هر ۱۰ یا ۱۵ سال نیز رفراندمی آزاد و بدون شک و شبهه بگذارد که مردم با ادامه پادشاهی او موافقند؟ (چرا که اگر ایشان واقعن پادشاه خوبی باشد، باید توانسته باشد گزینههای برتری از خودش برای پادشاهی را پرورده باشد و اگر پادشاه مداخلهگر، ناکارآمد و فسادسازی باشد، رفراندم سریعن ایشان را جابجا میکند با ایرانیای شایستهتر از او) و سپس برای پادشاه بعدی نیز از همین گزینه رفراندم و نه «ژن برتر و داشتن اسپرم پادشاهی» استفاده شود میان نامزدهای پادشاهی آتی؟ چرا نباید در مورد این مباحث جدی، فردی که هنوز خود را تنها گزینه پادشاهی میداند، سخن بگوید و مشخص کند چگونه میخواهد در فرم پادشاهی، وفادار به معنا و روح «رفراندم و دموکراسی و حقوق بشر» بماند؟ یا مثل خمینی فقط رفراندمی را دوست دارد که او را به قدرت مطلقه غیرپاسخگوی غیرقابل عزل و جابجایی، آن هم بشکل موروثی، برساند؟ و وقتی خودش (بعد از ۲ رفراندم) به خر مراد رسید، مثل سلطنت فقیه، رفراندم در انتخاب یا عزل شخص نخست را اخ و خواست بیگانگان بداند؟
🍂 مشروطه پادشاهی تنها در صورتی میتواند مطرح شود که اولن، انقلاب تا حد امکان به تاخیر بیافتد، ثانین در این فرصت، برخلاف فرصتسوزی فراوان اکثر پادشاهیخواهان، فرمی دموکراتیک و حقوق بشر مدار از آن، که خود را به خاندانی خاص گره نزده، بشکلی جدی و با چکشکاریهای لازم در جامعه طرح شود و خطرات و آسیبهایی که پادشاهی در فرم ضد حقوق بشری رایجش، خصوصن در فرهنگ خاورمیانهای دارد، بشکلی اساسی برطرف شود.
🍂 ولی متاسفانه هنوز در مشروطهخواهان، صدای اهل اندیشه و روشنفکرانی مستقل از این و آن خاندان دیده نمیشود و لمپنیسم امامپرستانه، شیعهخویانه و بسیجیمسلکانه که دروغ و پروپاگاندا و دیگریستیزیهای فاشیستی در آن غوغا میکند، دست برتر را دارند؛ بنحوی که روشنفکرترین، باپرستیژترین و اتوریتهگریزترین این جریان، رضا پهلویست که سیاستمداری بیش نیست که حتا همسر و مادرش را نیز نتوانسته به اصول اولیهای که بدان وفادار است، ملتزم کند.
➖➖➖
🌾 نقدآگین
Telegram
نقدآگین
#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد
به مناسبت ۱۵ دی، روز نوشته شدن مقالهٔ تاریخی مایل لدین در ۱۵ دی ۱۳۵۷ که آیندهٔ خمینی و گره زدن انقلاب به رهبری او را پیشبینی کرده بود، ضروریست که یادآور شویم که نقش روزنامهنگاران و خبرنگاران و روشنفکران مستقل از جریانهای قدرت،…
به مناسبت ۱۵ دی، روز نوشته شدن مقالهٔ تاریخی مایل لدین در ۱۵ دی ۱۳۵۷ که آیندهٔ خمینی و گره زدن انقلاب به رهبری او را پیشبینی کرده بود، ضروریست که یادآور شویم که نقش روزنامهنگاران و خبرنگاران و روشنفکران مستقل از جریانهای قدرت،…
سیر تطور دازاین آگاهی ایرانی
@Naqdagin
#فلسفیدن #آینه_تاریخ #اپوزیشنقد
🎧 سیر تطور دازاین آگاهی ایرانی
— «وکالت» یا خیز سلطنت برای عقبراندن انقلابی با روح جمهوری
🎙 دکتر #اکبر_جباری
🗄پست مرتبط:
📕وکالت به ارتجاع؟
📕شبانرمگی و سنت «وکالت میدهم»
📻 مقایسه سلطنت مشروطه با جمهوری
📻 پیرامون ضد رفراندم ۵۸
📻 پیرامون جمهوریخواهی
📻 «وکالت» و بیسوادی مفرط فرقه پهلوی
📻 مذبذب و تحت سیطره
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 سیر تطور دازاین آگاهی ایرانی
— «وکالت» یا خیز سلطنت برای عقبراندن انقلابی با روح جمهوری
🎙 دکتر #اکبر_جباری
🗄پست مرتبط:
📕وکالت به ارتجاع؟
📕شبانرمگی و سنت «وکالت میدهم»
📻 مقایسه سلطنت مشروطه با جمهوری
📻 پیرامون ضد رفراندم ۵۸
📻 پیرامون جمهوریخواهی
📻 «وکالت» و بیسوادی مفرط فرقه پهلوی
📻 مذبذب و تحت سیطره
➖➖➖
🌾@Naqdagin
#اپوزیشنقد #مغلطجات
📘«وکالت» یا «بیعت با سلطنت» و برخی مغالطات
توجه کنید چند مغالطه در یک پاراگراف صحبت معمولی این فرد و پیروان فرقهاش قابل رویت است.
(فرقه میگوییم چون هر فرقه مبتنی بر پرستش یک رهبر فرهمند معصوم فرا-انسانی و دارای حقوق ویژه و انحصاری و مادامالعمر است که مخالفان او در نظر پیروان آن فرد، یکسری انسان اجنبی نجس و ناپاک و مادون انساناند)
حکومت سلطنتی در انقلاب ۵۷ و رفراندمش، منقضی شده و این فرد با وقاحت هر فرد پوپولیست، پشت واژهٔ مردم قایم میشود تا آرزوی کودکانهٔ خود را پنهان کند.
بر فرض در یک رفراندم دیگر حق ویژهٔ خاندان مبارک ایشان هم وارد گزینهها شد، این آقا و دیگر اعضای فرقه، این خواست حقوق ویژهٔ یک خاندان را رها میکنند، یا باز مثل محسن رضایی هر ۴ یا ۴۰ سال میخواهند که رایگیری کنیم که آیا اسپرم خاص پهلوی حق ویژهای در این آب و خاک دارد؟
در ادامه، متن دکتر اکبر جباری در مورد همین تصویر و مغالطات دیگر متن را بخوانید. همچنین گفتارشان «سیر تطور دازاین آگاهی ایرانی» در همین زمینه، به خطاهای شناختی دیگر این فرقه پرداخته و نکات ارزندهای را روشن کردهاست.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘«وکالت» یا «بیعت با سلطنت» و برخی مغالطات
توجه کنید چند مغالطه در یک پاراگراف صحبت معمولی این فرد و پیروان فرقهاش قابل رویت است.
(فرقه میگوییم چون هر فرقه مبتنی بر پرستش یک رهبر فرهمند معصوم فرا-انسانی و دارای حقوق ویژه و انحصاری و مادامالعمر است که مخالفان او در نظر پیروان آن فرد، یکسری انسان اجنبی نجس و ناپاک و مادون انساناند)
حکومت سلطنتی در انقلاب ۵۷ و رفراندمش، منقضی شده و این فرد با وقاحت هر فرد پوپولیست، پشت واژهٔ مردم قایم میشود تا آرزوی کودکانهٔ خود را پنهان کند.
بر فرض در یک رفراندم دیگر حق ویژهٔ خاندان مبارک ایشان هم وارد گزینهها شد، این آقا و دیگر اعضای فرقه، این خواست حقوق ویژهٔ یک خاندان را رها میکنند، یا باز مثل محسن رضایی هر ۴ یا ۴۰ سال میخواهند که رایگیری کنیم که آیا اسپرم خاص پهلوی حق ویژهای در این آب و خاک دارد؟
در ادامه، متن دکتر اکبر جباری در مورد همین تصویر و مغالطات دیگر متن را بخوانید. همچنین گفتارشان «سیر تطور دازاین آگاهی ایرانی» در همین زمینه، به خطاهای شناختی دیگر این فرقه پرداخته و نکات ارزندهای را روشن کردهاست.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘«وکالت» یا «بیعت با سلطنت» و برخی مغالطات
✍️ دکتر #اکبر_جباری
در همین فقره از کتاب آقای پهلوی نکاتی وجود دارد که بد نیست دوستانی که دنبال وکالت به ایشان هستند، به انها توجه داشته باشند:
۱- ایشان به صراحت خود را «پادشاه مشروطه»خواه میداند و جز این به هیچ چیز نمیاندیشد؛ یعنی اگر ۸۰ میلیون مردم به ایشان رأی بدهند که رئیس جمهور بشود، قبول نمیکند! او فقط میخواهد «پادشاه» باشد؛ برای او «خدمت به مردم» اهمیتی ندارد؛ مهم «جایگاه»یست که خود را در آن میبیند.
۲- وقتی شما به کسی که اول از همه به «جایگاه پادشاهی» فکر میکند «وکالت» میدهید، بدون اینکه خودتان بخواهید و اراده کنید، اراده و خواستش را نیز بطور ضمنی تایید میکنید. هرچقدر هم بیایید در ذیل یادداشتم بنویسید که، "نه اینطور نیست و ما او را فقط به عنوان وکیل تا روز پیروزی جنبش انتخاب کردهایم" اهمیتی ندارد.
کامنتها و قصد و نیت شما، هیچ تاثیری در نگاه وکیلتان به خودش و در نگاه محافل بیناللملی به او ندارد. او خود را «پادشاه» میداند و محافل بینالمللی نیز او را رهبر جنبش (با اینکه کمترین نقش را در آن نداشته)؛ کاری به نیت و کامنت شما هم در ذیل پست من ندارند.
یک شاهزاده را بعنوان رهبر خودتان انتخاب کردهاید، نه وکیل! چون در هیچ دفتری و سندی، وکالت شما قید نمیشود، بلکه فقط در یک «پروپاگاندای سیاسی»، ایشان به عنوان لیدر جنبش بالا میرود. شما در ذهنتان "وکالت" مینویسید، اما در عالم سیاست و جهان واقعی، "رهبر" میخوانند.
۳- مغالطه قیاس معالفارق ایشان نیز جالب است. پادشاهی را با جمهوری یکی میگیرد و سپس اشتباهاتشان را نیز از یک جنس میخواند و نتیجه میگیرد که پس نمیتوان به دلیل اشتباهات چند پادشاه، نظام پادشاهی را نفی کرد! چراکه به دلیل اشتباهات چند رئیس جمهور نمیتوان نظام جمهوری را نفی کرد!!!
اقای پهلوی توجه ندارد که اشتباهات نظام پادشاهی، ذاتی است، و اشتباهات نظام جمهوری عرضی است. از همینرو مقایسه این دو از اساس غلط است؛ چراکه:
۱- نظام پادشاهی، مبتنی بر صغیر بودن جامعه است و نظام جمهوری، بر بلوغ شهروندانش استوار است. فرقی هم نمیکند. پادشاهی مشروطه اسکاتلند باشد یا مراکش. نگاه پادشاهی به مردم نگاهی از بالا به پایین است.
۲- در نظام پادشاهی، اگر پادشاه اشتباهی کند، از پادشاهی خلع نمیشود، ولی در نظام جمهوری، رئیس جمهور پاسخگوی اشتباهاتش است و قانون اساسی میتواند او را برکنار کند.
۳- در نظام پادشاهی، پادشاه بعدی، از تبار و خون پادشاه قبلی است، اما در نظام جمهوری خون و تبار که از مقولات پیشامدرن است، اهمیتی ندارد و شرافت هرکسی به توانمندیها و تلاشهای خودش و رای مردم مربوط میشود.
۴- در عصر حاضر نظامهای پادشاهی مشروطه دو دسته هستند. پادشاهی مشروطه آسیایی-آفریقایی و پادشاهی اروپایی. از آنجاییکه تقریبا همه پادشاهیهای اسیایی-آفریقایی، با اختیارات وسیع و نزیک به مطلقه هستند، پادشاهی مشروطه مورد نظر اقای پهلوی نیز بنابر سوابق و صبغه تاریخی آن، عملا چیزی شبیه به سلطنت مطلقه خواهد بود. آب و هوای قدرت در این اقلیم، هیولاپرور است
🔻ارجاعاتی دیگر:
▪️در صفحه ۶۴ کتاب آینده مردمسالاری نوشته است:
«در این برهه از تاریخ میهنمان، من شخصا برای ایران، نظام پادشاهی مشروطه را برتر از جمهوری مییابم. اگر غیر از این بود، بیش از دو دهه پیش، وظایف وارث تاج و تخت ایران را بر دوش نمیگرفتم. بخشی از استدلال من تا حد بسیار زیادی از ماهیت و چگونگی ایران و ساختار فکری و فرهنگی ما ایرانیان نشات میگیرد».
#نقد: انگار هر چه در فرهنگ ایران بوده، اهورایی بوده که به چنین خاک سیاهی کشیده شدیم و همه شرارتها به همین ۴۴ ساله برمیگردد! مشروطه امری فرنگی بود برای مهار امری تاریخی که متاسفانه جواب نگرفت در آزمونهای مکرر، و پدران همین فرد، مثل ادعای بیان شده خودش در اکنون، راضی به ماندن در «جایگاه نمادین» نماندند، و مثل ولی فقیه در سیر تا پیاز کشور مداخله کردند، که نتیجهاش، انقلاب ۵۷ بود و ملت با درکی صفر از جمهوری و ضرورتهایش (بخاطر فضای بسته سیاسی و گسترش اسلامگرایی با رانت ویژهای که سلطنت به روحانیت میداد) به بزکی از جمهوری (از سر ناچاری خمینی برای حرکت به حکومت اسلامی) که بیشترین شباهت را به نظام سابق داشت و صرفن سلطنت را فقهسالار کرده بود، رضا دادند.
▪️در صفحه ۶۲ همان کتاب:
«توجه به این نکته همچنین حائز اهمیت است که آموزش و تربیت وارث تاج و تخت، از بدو تولد، صلاحیت و شایستگی ویژهای برای وی به منظور انجام یک وظیفه افتخارآمیز، به ارمغان میآورد. ماورای قوه تفکر و استعداد ذهنی، وارث تاج و تخت از فرصت ویژهای برخوردار است تا در کنار پی بردن به ارزشهای فرهنگی کشورهای گوناگون، به ترویج روابط با شخصیتهای مختلف سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی در سطح جهانی، ابعاد گستردهتری بخشد».
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️ دکتر #اکبر_جباری
در همین فقره از کتاب آقای پهلوی نکاتی وجود دارد که بد نیست دوستانی که دنبال وکالت به ایشان هستند، به انها توجه داشته باشند:
۱- ایشان به صراحت خود را «پادشاه مشروطه»خواه میداند و جز این به هیچ چیز نمیاندیشد؛ یعنی اگر ۸۰ میلیون مردم به ایشان رأی بدهند که رئیس جمهور بشود، قبول نمیکند! او فقط میخواهد «پادشاه» باشد؛ برای او «خدمت به مردم» اهمیتی ندارد؛ مهم «جایگاه»یست که خود را در آن میبیند.
۲- وقتی شما به کسی که اول از همه به «جایگاه پادشاهی» فکر میکند «وکالت» میدهید، بدون اینکه خودتان بخواهید و اراده کنید، اراده و خواستش را نیز بطور ضمنی تایید میکنید. هرچقدر هم بیایید در ذیل یادداشتم بنویسید که، "نه اینطور نیست و ما او را فقط به عنوان وکیل تا روز پیروزی جنبش انتخاب کردهایم" اهمیتی ندارد.
کامنتها و قصد و نیت شما، هیچ تاثیری در نگاه وکیلتان به خودش و در نگاه محافل بیناللملی به او ندارد. او خود را «پادشاه» میداند و محافل بینالمللی نیز او را رهبر جنبش (با اینکه کمترین نقش را در آن نداشته)؛ کاری به نیت و کامنت شما هم در ذیل پست من ندارند.
یک شاهزاده را بعنوان رهبر خودتان انتخاب کردهاید، نه وکیل! چون در هیچ دفتری و سندی، وکالت شما قید نمیشود، بلکه فقط در یک «پروپاگاندای سیاسی»، ایشان به عنوان لیدر جنبش بالا میرود. شما در ذهنتان "وکالت" مینویسید، اما در عالم سیاست و جهان واقعی، "رهبر" میخوانند.
۳- مغالطه قیاس معالفارق ایشان نیز جالب است. پادشاهی را با جمهوری یکی میگیرد و سپس اشتباهاتشان را نیز از یک جنس میخواند و نتیجه میگیرد که پس نمیتوان به دلیل اشتباهات چند پادشاه، نظام پادشاهی را نفی کرد! چراکه به دلیل اشتباهات چند رئیس جمهور نمیتوان نظام جمهوری را نفی کرد!!!
اقای پهلوی توجه ندارد که اشتباهات نظام پادشاهی، ذاتی است، و اشتباهات نظام جمهوری عرضی است. از همینرو مقایسه این دو از اساس غلط است؛ چراکه:
۱- نظام پادشاهی، مبتنی بر صغیر بودن جامعه است و نظام جمهوری، بر بلوغ شهروندانش استوار است. فرقی هم نمیکند. پادشاهی مشروطه اسکاتلند باشد یا مراکش. نگاه پادشاهی به مردم نگاهی از بالا به پایین است.
۲- در نظام پادشاهی، اگر پادشاه اشتباهی کند، از پادشاهی خلع نمیشود، ولی در نظام جمهوری، رئیس جمهور پاسخگوی اشتباهاتش است و قانون اساسی میتواند او را برکنار کند.
۳- در نظام پادشاهی، پادشاه بعدی، از تبار و خون پادشاه قبلی است، اما در نظام جمهوری خون و تبار که از مقولات پیشامدرن است، اهمیتی ندارد و شرافت هرکسی به توانمندیها و تلاشهای خودش و رای مردم مربوط میشود.
۴- در عصر حاضر نظامهای پادشاهی مشروطه دو دسته هستند. پادشاهی مشروطه آسیایی-آفریقایی و پادشاهی اروپایی. از آنجاییکه تقریبا همه پادشاهیهای اسیایی-آفریقایی، با اختیارات وسیع و نزیک به مطلقه هستند، پادشاهی مشروطه مورد نظر اقای پهلوی نیز بنابر سوابق و صبغه تاریخی آن، عملا چیزی شبیه به سلطنت مطلقه خواهد بود. آب و هوای قدرت در این اقلیم، هیولاپرور است
🔻ارجاعاتی دیگر:
▪️در صفحه ۶۴ کتاب آینده مردمسالاری نوشته است:
«در این برهه از تاریخ میهنمان، من شخصا برای ایران، نظام پادشاهی مشروطه را برتر از جمهوری مییابم. اگر غیر از این بود، بیش از دو دهه پیش، وظایف وارث تاج و تخت ایران را بر دوش نمیگرفتم. بخشی از استدلال من تا حد بسیار زیادی از ماهیت و چگونگی ایران و ساختار فکری و فرهنگی ما ایرانیان نشات میگیرد».
#نقد: انگار هر چه در فرهنگ ایران بوده، اهورایی بوده که به چنین خاک سیاهی کشیده شدیم و همه شرارتها به همین ۴۴ ساله برمیگردد! مشروطه امری فرنگی بود برای مهار امری تاریخی که متاسفانه جواب نگرفت در آزمونهای مکرر، و پدران همین فرد، مثل ادعای بیان شده خودش در اکنون، راضی به ماندن در «جایگاه نمادین» نماندند، و مثل ولی فقیه در سیر تا پیاز کشور مداخله کردند، که نتیجهاش، انقلاب ۵۷ بود و ملت با درکی صفر از جمهوری و ضرورتهایش (بخاطر فضای بسته سیاسی و گسترش اسلامگرایی با رانت ویژهای که سلطنت به روحانیت میداد) به بزکی از جمهوری (از سر ناچاری خمینی برای حرکت به حکومت اسلامی) که بیشترین شباهت را به نظام سابق داشت و صرفن سلطنت را فقهسالار کرده بود، رضا دادند.
▪️در صفحه ۶۲ همان کتاب:
«توجه به این نکته همچنین حائز اهمیت است که آموزش و تربیت وارث تاج و تخت، از بدو تولد، صلاحیت و شایستگی ویژهای برای وی به منظور انجام یک وظیفه افتخارآمیز، به ارمغان میآورد. ماورای قوه تفکر و استعداد ذهنی، وارث تاج و تخت از فرصت ویژهای برخوردار است تا در کنار پی بردن به ارزشهای فرهنگی کشورهای گوناگون، به ترویج روابط با شخصیتهای مختلف سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی در سطح جهانی، ابعاد گستردهتری بخشد».
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#اپوزیشنقد #مغلطجات
📘«وکالت» یا «بیعت با سلطنت» و برخی مغالطات
توجه کنید چند مغالطه در یک پاراگراف صحبت معمولی این فرد و پیروان فرقهاش قابل رویت است.
(فرقه میگوییم چون هر فرقه مبتنی بر پرستش یک رهبر فرهمند معصوم فرا-انسانی و دارای حقوق ویژه و انحصاری…
📘«وکالت» یا «بیعت با سلطنت» و برخی مغالطات
توجه کنید چند مغالطه در یک پاراگراف صحبت معمولی این فرد و پیروان فرقهاش قابل رویت است.
(فرقه میگوییم چون هر فرقه مبتنی بر پرستش یک رهبر فرهمند معصوم فرا-انسانی و دارای حقوق ویژه و انحصاری…
📘شکاکیت؛ تواناییای که برخی مادرزادی فاقد آناند!
✍️دکتر #اکبر_جباری
🍂 شک در «شناخت، افکار و باورها»، نوعی تواناییست که باتوجه به یافتههای علمی امروز، میتوان گفت: برخی بطور مادرزاد، فاقد آن هستند و اساسا مفهومی به نام "شک" در مقولات فاهمه ایشان وجود ندارد.
🍂 فقدان این توانایی، مانند فقدان مثلا فلان عضو در بدن زنان یا مردان است. این گروه از آدمها، چون فاقد این توانمندی هستند، در مواجهه با شکی که دیگران پیش روی آنها میگذارند، دچار تشویش و اضطراب میشوند.
🍂 گمان نبرید که واکنش همه آدمها به شک و تردیدی که اندیشمندان و اهل علم پیش روی ایشان مینهند، میبایست توام با تفکر و تامل باشد. خیر؛ کسانی که فاقد توانمندی شک هستند، در مقابل تردیدهای اهل علم، دچار اضطراب و وحشت و خشم میشوند.
🍂 این دسته از آدمها، حتی وقتی روی باز به شک نشان میدهند، برای این است که بتوانند پس از آن، به یقین و اطمینان قویتر و محکمترین برسند؛ کلیشه عوامپسندی هم دارند که مدام تکرار میکنند: «شک منزل خوبی نیست، بل مسیر خوبی است». این کلیشه به شکل دقیق و کاملی اضطراب این آدمها را نشان میدهد.
🍂 برای اینها زندگی طولانی و همیشگی در شک قابل تصور نیست. نمیتوانند تصور کنند که چگونه یک انسان قادر است همه عمرش در شک باشد!
🍂 واضح است که اینجا از شک در باورها و اعتقادات سخن میگوییم، نه از پارانوئید که نوعی اختلال سایکولوژیک است. آدمهایی که فاقد توانایی شک کردن هستند، فکر میکنند زندگی مطلوب در یقین و اطمینان در باورها حاصل میشود. حال آنکه نمیدانند و نمیتوانند بدانند که کسی که بطور مستمر در شک نسبت به باورها زندگی میکند، نه تنها زندگی بهتری دارد، بل زندگی با چنین فردی هم بسیار دلنشین است.
🍂 حتی آدمهایی که قاقد توانایی شک هستند، عملا در کنار آدمی که همواره نسبت به باورهای خود شک دارد، زندگی بهتری خواهند داشت؛ چراکه چنین آدم دائم الشکی، هیچ اصراری ندارد که حرفش حق است و همیشه این آمادگی را دارد که حق را به طرف مقابلش بدهد.
🍂 آدم کثیرالشک، هیچ تعصبی نسبت به اندیشه و اعتقادش ندارد و به جای تعصب نسبت به باورهایش، احترام و ادب و نزاکت را ارج مینهد.
🍂 تلاش کنیم اگر خود فاقد این توانایی هستیم، به آدمهایی که واجد این توانمندی هستند بیشتر احترام بگذاریم.
#تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @drakbarjabari
✍️دکتر #اکبر_جباری
🍂 شک در «شناخت، افکار و باورها»، نوعی تواناییست که باتوجه به یافتههای علمی امروز، میتوان گفت: برخی بطور مادرزاد، فاقد آن هستند و اساسا مفهومی به نام "شک" در مقولات فاهمه ایشان وجود ندارد.
🍂 فقدان این توانایی، مانند فقدان مثلا فلان عضو در بدن زنان یا مردان است. این گروه از آدمها، چون فاقد این توانمندی هستند، در مواجهه با شکی که دیگران پیش روی آنها میگذارند، دچار تشویش و اضطراب میشوند.
🍂 گمان نبرید که واکنش همه آدمها به شک و تردیدی که اندیشمندان و اهل علم پیش روی ایشان مینهند، میبایست توام با تفکر و تامل باشد. خیر؛ کسانی که فاقد توانمندی شک هستند، در مقابل تردیدهای اهل علم، دچار اضطراب و وحشت و خشم میشوند.
🍂 این دسته از آدمها، حتی وقتی روی باز به شک نشان میدهند، برای این است که بتوانند پس از آن، به یقین و اطمینان قویتر و محکمترین برسند؛ کلیشه عوامپسندی هم دارند که مدام تکرار میکنند: «شک منزل خوبی نیست، بل مسیر خوبی است». این کلیشه به شکل دقیق و کاملی اضطراب این آدمها را نشان میدهد.
🍂 برای اینها زندگی طولانی و همیشگی در شک قابل تصور نیست. نمیتوانند تصور کنند که چگونه یک انسان قادر است همه عمرش در شک باشد!
🍂 واضح است که اینجا از شک در باورها و اعتقادات سخن میگوییم، نه از پارانوئید که نوعی اختلال سایکولوژیک است. آدمهایی که فاقد توانایی شک کردن هستند، فکر میکنند زندگی مطلوب در یقین و اطمینان در باورها حاصل میشود. حال آنکه نمیدانند و نمیتوانند بدانند که کسی که بطور مستمر در شک نسبت به باورها زندگی میکند، نه تنها زندگی بهتری دارد، بل زندگی با چنین فردی هم بسیار دلنشین است.
🍂 حتی آدمهایی که قاقد توانایی شک هستند، عملا در کنار آدمی که همواره نسبت به باورهای خود شک دارد، زندگی بهتری خواهند داشت؛ چراکه چنین آدم دائم الشکی، هیچ اصراری ندارد که حرفش حق است و همیشه این آمادگی را دارد که حق را به طرف مقابلش بدهد.
🍂 آدم کثیرالشک، هیچ تعصبی نسبت به اندیشه و اعتقادش ندارد و به جای تعصب نسبت به باورهایش، احترام و ادب و نزاکت را ارج مینهد.
🍂 تلاش کنیم اگر خود فاقد این توانایی هستیم، به آدمهایی که واجد این توانمندی هستند بیشتر احترام بگذاریم.
#تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @drakbarjabari
روانکاوی، فروید و یونگ
@Naqdagin
🎧 روانکاوی، فروید و یونگ
🎙دکتر #اکبر_جباری
🔻سوژه مدرن و دانش روانکاوی چه نسبتی با هم دارند؟ آیا روانکاوی دانشی بعنوان کشف ذات انسان است یا دانشی برای شناختِ سوژۀ مدرن؟ سوژۀ مدرن چه نوع سوژهایست؟ سوژهای که زیستجهانش از جهان سنت قطع شده و عقلانیت خودبنیادی در جانش شکل گرفته که هرچند هنوز میتواند به دین و خدا و اساطیر فکر کند، اما در جهان این ادراکات نمیتواند زیست کند
❓جهان از نظر هایدگر چه معنا دارد؟
🔻نخستین انحرافِ روانکاوی یونگ از دانشِ روانکاوی این است که سوژۀ مدرن را به کنار پرت میکند و از انسان به ما هو انسان سخن میگوید
🔻در جهان مدرن، کسی که میخواهد ما را با عناصر پیشامدرن (دین، اسطوره، عرفان) به جایی ببرد، از لحاظ فلسفی سر از جای خوبی در نخواهد آورد
🔻طبیعیست که در جامعۀ ایران به یونگ اقبال میشود؛ ایرانیان ذهنیتِ اسطورهزدهای دارند و هنوز سوژۀ مدرن و معنای مدرنِ جامعه در میان آنها شکل نگرفتهاست
🔻توصیه من به شما این است که مستقیم سراغ آثار خود فروید و یونگ بروید، نه کتابهایی دربارۀ آنها
❓خدای پیشامدرن چه خدایی بوده؟
#زیستروان #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #اکبر_جباری
🔻سوژه مدرن و دانش روانکاوی چه نسبتی با هم دارند؟ آیا روانکاوی دانشی بعنوان کشف ذات انسان است یا دانشی برای شناختِ سوژۀ مدرن؟ سوژۀ مدرن چه نوع سوژهایست؟ سوژهای که زیستجهانش از جهان سنت قطع شده و عقلانیت خودبنیادی در جانش شکل گرفته که هرچند هنوز میتواند به دین و خدا و اساطیر فکر کند، اما در جهان این ادراکات نمیتواند زیست کند
❓جهان از نظر هایدگر چه معنا دارد؟
🔻نخستین انحرافِ روانکاوی یونگ از دانشِ روانکاوی این است که سوژۀ مدرن را به کنار پرت میکند و از انسان به ما هو انسان سخن میگوید
🔻در جهان مدرن، کسی که میخواهد ما را با عناصر پیشامدرن (دین، اسطوره، عرفان) به جایی ببرد، از لحاظ فلسفی سر از جای خوبی در نخواهد آورد
🔻طبیعیست که در جامعۀ ایران به یونگ اقبال میشود؛ ایرانیان ذهنیتِ اسطورهزدهای دارند و هنوز سوژۀ مدرن و معنای مدرنِ جامعه در میان آنها شکل نگرفتهاست
🔻توصیه من به شما این است که مستقیم سراغ آثار خود فروید و یونگ بروید، نه کتابهایی دربارۀ آنها
❓خدای پیشامدرن چه خدایی بوده؟
#زیستروان #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دربارۀ تفاسیر ماوراءالطبیعی از اختلالات روانی
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
🍂 چرا برخی آدمها در بروز بیماریها و اختلالات پیچیدۀ سایکولوژیک، به تبیینهای ماوراءالطبیعی علاقهمند هستند و تلاش میکنند این اختلالات را نوعی مداخلۀ امور غیرانسانی در انسان تفسیر کنند؟ مثلا عناوینی مانند "جنزدگی" یا "طلسم" و... را در توضیح این اختلالات بکار میبرند.
🍂 بیآنکه بخواهم ماوراءالطبیعه را نفی یا انکار کنم، باید بگویم، اغلب این قبیل مواجهه با اختلالات سایکولوژیک، یک «مکانیزم دفاعی» در برابر رنجیست که میکشند. آدمها در مواجهه با رنجی که برایش درمانی نمیبینند، مایلند خود را موجودی خاص فرض کنند که در معرض یک اتفاق خاص قرار گرفتهاند.
🍂 این خاص دیدن، تحمل بار آن رنج را آسانتر میسازد. در اغلب موارد هم، نه خود فرد دچار به اختلال، بل اطرافیان و نزدیکان او چنین تفاسیر ماوراءالطبیعی ارائه میدهند. تحمل عزیزی که دچار یک اختلال مغزی یا روانی شده، و پذیرش این واقعیت تلخ که آدمی همینقدر ضعیف و ناتوان است، دشوار است. پس خاص بودن و ارائه یک تفسیر ماوراءالطبیعی میتواند کمی این سختی را آسان سازد.
🍂 کسی نقل میکرد که یک مرد میانسال و پخته و موجهای، بهمراه خانوادهاش در تفرجگاهی درون رودخانهای مشغول آبتنی بود که سرش را زیر آب میبرد و وقتی بیرون میکشد، ناگهان به نقطهای خیره میماند و از آن پس، انسانی دیگر میشود. هر پزشک و روانپزشک و متخصص مغز و اعصاب هم مراجعه میکنند، فرق چندانی نکرده و بطور مداوم، احساس میکند چیزهایی میبیند و میشنود که دیگران نه میبینند و نه میشنوند! یک دعانویس به خانوادۀ این مرد میگوید، "پَری" وارد بدن این مرد شده و باید از بدنش خارج شود؛ یکسری ذکر و ورد و دعا برای مداوای فرد هم میدهد!
🍂 واقعا سخت است که ببینی یک آدم محترم و سالم (که اتفاقا مقبول و محل رجوع خیلیهای دیگر نیز بوده)، به یکباره مشاعر خود را از دست داده و رفتار و گفتاری غیرمعمول از خود نشان میدهد. پذیرشِ اینکه ممکن است یک عامل بیرونی (مانند یک میکروب یا کرم) درون آن رودخانه، از راه بینی با فشار آب، وارد سیستم مغزی شده و چون مغز عضو بسیار حساسیست، آسیب دیده و عفونت کرده باشد، خیلی سخت و دشوار است، پس راحتتر است که از این اتفاق کاملا بیولوژیک، یک تفسیر ماوراءالطبیعی ارائه دهی و امیدوار باشی که به طریق ماوراءالطبیعی نیز حل شود.
🍂 هیچ ایرادی ندارد و من شخصا مانع از چنین تفاسیری نمیشوم، به شرط آنکه در کنار این قبیل تفاسیر، پروسه درمان پزشکی را نیز دنبال کنند.
#زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
🍂 چرا برخی آدمها در بروز بیماریها و اختلالات پیچیدۀ سایکولوژیک، به تبیینهای ماوراءالطبیعی علاقهمند هستند و تلاش میکنند این اختلالات را نوعی مداخلۀ امور غیرانسانی در انسان تفسیر کنند؟ مثلا عناوینی مانند "جنزدگی" یا "طلسم" و... را در توضیح این اختلالات بکار میبرند.
🍂 بیآنکه بخواهم ماوراءالطبیعه را نفی یا انکار کنم، باید بگویم، اغلب این قبیل مواجهه با اختلالات سایکولوژیک، یک «مکانیزم دفاعی» در برابر رنجیست که میکشند. آدمها در مواجهه با رنجی که برایش درمانی نمیبینند، مایلند خود را موجودی خاص فرض کنند که در معرض یک اتفاق خاص قرار گرفتهاند.
🍂 این خاص دیدن، تحمل بار آن رنج را آسانتر میسازد. در اغلب موارد هم، نه خود فرد دچار به اختلال، بل اطرافیان و نزدیکان او چنین تفاسیر ماوراءالطبیعی ارائه میدهند. تحمل عزیزی که دچار یک اختلال مغزی یا روانی شده، و پذیرش این واقعیت تلخ که آدمی همینقدر ضعیف و ناتوان است، دشوار است. پس خاص بودن و ارائه یک تفسیر ماوراءالطبیعی میتواند کمی این سختی را آسان سازد.
🍂 کسی نقل میکرد که یک مرد میانسال و پخته و موجهای، بهمراه خانوادهاش در تفرجگاهی درون رودخانهای مشغول آبتنی بود که سرش را زیر آب میبرد و وقتی بیرون میکشد، ناگهان به نقطهای خیره میماند و از آن پس، انسانی دیگر میشود. هر پزشک و روانپزشک و متخصص مغز و اعصاب هم مراجعه میکنند، فرق چندانی نکرده و بطور مداوم، احساس میکند چیزهایی میبیند و میشنود که دیگران نه میبینند و نه میشنوند! یک دعانویس به خانوادۀ این مرد میگوید، "پَری" وارد بدن این مرد شده و باید از بدنش خارج شود؛ یکسری ذکر و ورد و دعا برای مداوای فرد هم میدهد!
🍂 واقعا سخت است که ببینی یک آدم محترم و سالم (که اتفاقا مقبول و محل رجوع خیلیهای دیگر نیز بوده)، به یکباره مشاعر خود را از دست داده و رفتار و گفتاری غیرمعمول از خود نشان میدهد. پذیرشِ اینکه ممکن است یک عامل بیرونی (مانند یک میکروب یا کرم) درون آن رودخانه، از راه بینی با فشار آب، وارد سیستم مغزی شده و چون مغز عضو بسیار حساسیست، آسیب دیده و عفونت کرده باشد، خیلی سخت و دشوار است، پس راحتتر است که از این اتفاق کاملا بیولوژیک، یک تفسیر ماوراءالطبیعی ارائه دهی و امیدوار باشی که به طریق ماوراءالطبیعی نیز حل شود.
🍂 هیچ ایرادی ندارد و من شخصا مانع از چنین تفاسیری نمیشوم، به شرط آنکه در کنار این قبیل تفاسیر، پروسه درمان پزشکی را نیز دنبال کنند.
#زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
1️⃣ دکتر #اکبر_جباری
کدام یک از مسئولین مملکت، مشکل اجارهنشینی دارد؟
کدام مسئول، مشکل خرید گوشت و مرغ و مایحتاچ زندگی را دارد؟
کدام مسئول مشکل تهیۀ دارو دارد؟
کدام مسئول سوء تغذیه دارد؟
کدام مسئول مشکل خرید اتومبیل و هزینههای تعمیر و نگهداری اتومبیلش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای آموزش فرزندانش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای درمان و بیمارستان را دارد؟
کدام مسئول در انبوه جمعیت مترو و اتوبوس و ترافیک، دچار یاس و پوجی شدهاست؟
کدام مسئول نگران آیندۀ فرزندانش است؟
فقط یک نفر را نام ببرید!
🔺مرا به مناظره و گفتگو در رسانۀ ملی دعوت میکنید؟ خجالت نمیکشید که چنین بیشرمانه مرا به جمع خود دعوت میکنید؟ شما اول پاسخ همین سوال مرا بده و نام یک مسئول را بگو تا من بیایم درون رسانۀ شما با شما درباره فلسفه و حکمت و هر مزخرف دیگری که خواستید، گفتگو کنم!
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 بعد از پیروزیِِ قابل توجهِ جامعۀ ایران در تمرینِ کنشِ جمعی بر محورِ التزام به عقلانیت، یعنی تحریمِ بیسابقۀ حدود ۶۰ تا ۹۰ درصدیِ سیرکِ انتخاباتِ طویلۀ مجلس، در سالِ جدید بکوشیم که مبارزۀ خشونتپرهیز (از سنخِ تحریم) را در دیگر ابعادِ ممکن و مقدور نیز بسط دهیم. همینکه بکوشیم بهشکل تدریجی، از چند عملِ حماقتباری که سالیان سال، بنا بر عرف و عادت و از روی تقلید، و یا تسلیم شدن به انواعِ ترسهای موهم، بدانها ملتزم ماندهایم، دست بکشیم، شاهکار کردهایم و باعث تغییرات تدریجیِ بزرگی در زندگی خود و دیگران خواهیم شد. کنشورزیِ «سالکِ متفکر و مبارز»، در بسیاری موارد، از سنخِ «ترک عاداتِ خطا و زیانبار و غیراخلاقیِ» خود است.
🍂 در باب سخنِ دکتر جباری باید گفت، نفسِ قبولِ حضور در رسانههای حکومتی توتالیتر، علیالخصوص از جانبِ روشنفکرانی از سنخِ مصطفی مهرآیین، ولو در آن حضورِ اندک، شخص فرصت بیاید و بتواند چندین درسگفتار در باب آرایِ هانا آرنت را نیز بهشکلی فشرده و عامهفهم ارائه کند و کل نظام آخوندی-اسلامی را با سخنانی شورانگیز بشورد و بر روی بند پهن کند، مشارکت در نوعی «فریب جمعی»ست و در عمل، وزنِ توهینش به خود و شعور مخاطبانِ آگاه و همدل، بیشتر از فایدۀ محتملش، با احتمال قریب به صفر، در آگاهساختنِ اقلیتیست که هنوز و بعد از دلار ۶۰ هزار تومانیِ دولتِ سیدِ محرومان(!) نیز نفهمیدهاند و در گیجی و بیشعوری و خودفریبی بهسر میبرند!
🍂 در جهانی که اینترنت در هر خانهای، ولو در دورافتادهترین روستاها و دهات، حضوری کاملا محسوس دارد و در ایرانِ آخوندزۀ ما که متوسط زمانِ استفادۀ هر خانواده از اینترنت، چندین برابرِ استفاده از تلویزیون، ولو شبکههای ماهوارهایست، و در میانِ بخش قابل توجهی از مردم، تلویزیون بیش از یک کالای زائدِ تزئینیِ متروک نیست (چرا که اکثریت قاطع برنامههای صداوسیما را یکسری برنامههای مبتذلِ درجهچند و یا مهوعِ ایدئولوژیک تشکیل میدهد)، اساسا حضور یک اهل فکر در تلویزیون، ولو بهقصد آموزشِ والاترین مفاهیمِ فلسفی باشد، کسبِ نوعی نمرۀ مردودی در آزمون ابتدایی تفکر و محاسباتِ آماری و جمع و تفریقِ ریاضیاتِ دبستان است! بر این اساس، به دکتر جباری تبریک میگویم که با نشان دادنِ شعوری اولیه، رفوزه نشدند و در این حیطه، برخلاف برخی از روشنفکران و اساتیدِ دانشگاه که بسادگی به هر دعوتی، با تمامِ وجودشان آری میگویند، حفظِ آبرو کردند.
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کدام یک از مسئولین مملکت، مشکل اجارهنشینی دارد؟
کدام مسئول، مشکل خرید گوشت و مرغ و مایحتاچ زندگی را دارد؟
کدام مسئول مشکل تهیۀ دارو دارد؟
کدام مسئول سوء تغذیه دارد؟
کدام مسئول مشکل خرید اتومبیل و هزینههای تعمیر و نگهداری اتومبیلش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای آموزش فرزندانش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای درمان و بیمارستان را دارد؟
کدام مسئول در انبوه جمعیت مترو و اتوبوس و ترافیک، دچار یاس و پوجی شدهاست؟
کدام مسئول نگران آیندۀ فرزندانش است؟
فقط یک نفر را نام ببرید!
🔺مرا به مناظره و گفتگو در رسانۀ ملی دعوت میکنید؟ خجالت نمیکشید که چنین بیشرمانه مرا به جمع خود دعوت میکنید؟ شما اول پاسخ همین سوال مرا بده و نام یک مسئول را بگو تا من بیایم درون رسانۀ شما با شما درباره فلسفه و حکمت و هر مزخرف دیگری که خواستید، گفتگو کنم!
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 بعد از پیروزیِِ قابل توجهِ جامعۀ ایران در تمرینِ کنشِ جمعی بر محورِ التزام به عقلانیت، یعنی تحریمِ بیسابقۀ حدود ۶۰ تا ۹۰ درصدیِ سیرکِ انتخاباتِ طویلۀ مجلس، در سالِ جدید بکوشیم که مبارزۀ خشونتپرهیز (از سنخِ تحریم) را در دیگر ابعادِ ممکن و مقدور نیز بسط دهیم. همینکه بکوشیم بهشکل تدریجی، از چند عملِ حماقتباری که سالیان سال، بنا بر عرف و عادت و از روی تقلید، و یا تسلیم شدن به انواعِ ترسهای موهم، بدانها ملتزم ماندهایم، دست بکشیم، شاهکار کردهایم و باعث تغییرات تدریجیِ بزرگی در زندگی خود و دیگران خواهیم شد. کنشورزیِ «سالکِ متفکر و مبارز»، در بسیاری موارد، از سنخِ «ترک عاداتِ خطا و زیانبار و غیراخلاقیِ» خود است.
🍂 در باب سخنِ دکتر جباری باید گفت، نفسِ قبولِ حضور در رسانههای حکومتی توتالیتر، علیالخصوص از جانبِ روشنفکرانی از سنخِ مصطفی مهرآیین، ولو در آن حضورِ اندک، شخص فرصت بیاید و بتواند چندین درسگفتار در باب آرایِ هانا آرنت را نیز بهشکلی فشرده و عامهفهم ارائه کند و کل نظام آخوندی-اسلامی را با سخنانی شورانگیز بشورد و بر روی بند پهن کند، مشارکت در نوعی «فریب جمعی»ست و در عمل، وزنِ توهینش به خود و شعور مخاطبانِ آگاه و همدل، بیشتر از فایدۀ محتملش، با احتمال قریب به صفر، در آگاهساختنِ اقلیتیست که هنوز و بعد از دلار ۶۰ هزار تومانیِ دولتِ سیدِ محرومان(!) نیز نفهمیدهاند و در گیجی و بیشعوری و خودفریبی بهسر میبرند!
🍂 در جهانی که اینترنت در هر خانهای، ولو در دورافتادهترین روستاها و دهات، حضوری کاملا محسوس دارد و در ایرانِ آخوندزۀ ما که متوسط زمانِ استفادۀ هر خانواده از اینترنت، چندین برابرِ استفاده از تلویزیون، ولو شبکههای ماهوارهایست، و در میانِ بخش قابل توجهی از مردم، تلویزیون بیش از یک کالای زائدِ تزئینیِ متروک نیست (چرا که اکثریت قاطع برنامههای صداوسیما را یکسری برنامههای مبتذلِ درجهچند و یا مهوعِ ایدئولوژیک تشکیل میدهد)، اساسا حضور یک اهل فکر در تلویزیون، ولو بهقصد آموزشِ والاترین مفاهیمِ فلسفی باشد، کسبِ نوعی نمرۀ مردودی در آزمون ابتدایی تفکر و محاسباتِ آماری و جمع و تفریقِ ریاضیاتِ دبستان است! بر این اساس، به دکتر جباری تبریک میگویم که با نشان دادنِ شعوری اولیه، رفوزه نشدند و در این حیطه، برخلاف برخی از روشنفکران و اساتیدِ دانشگاه که بسادگی به هر دعوتی، با تمامِ وجودشان آری میگویند، حفظِ آبرو کردند.
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
وقتی کسی از من میپرسد: «خدا وجود دارد یا نه؟ آیا شما به خدا اعتقاد دارید یا نه؟»، شگفتزده میشوم. این پرسش برای من، مانند این است که از کسی در قایقی شکسته در وسط اقیانوس، بپرسی: خانهات در ساحل چندخوابه است؟ من حقیقتا چنان مستغرق در امواجِ فهمِ احوالاتِ خویشم، که مجالی برای اندیشیدن به چنان پرسشهای عافیتطلبانهای از ساحلنشینان نمییابم.
گاهی غبطه میخورم به حال مردمانی که چنان از خویش غافلند که میتوانند به چنان پرسشهایی بيانديشند. اما من نمیتوانم. پرسشهایی گریبانم را در دهۀ ششم زندگی گرفتهاست که مجالی برای آن پرسشهای نمیگذارد: من چطورم؟ طور من چگونه است؟ این حالی که اکنون دارم، خوب است یا بد؟ مفید است یا مضر؟ نامش چیست؟ این طوری که هستم، مرا به کجا میبرد؟ با حسادتهایم چه کنم؟ با رنجهایم چه کنم؟ با غرور و تکبر و کینههایم چه میتوانم کرد؟
نقل خاطرهای از بییان شاید روشن کند که چه میگویم:
✍🏻 #اکبر_جباری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
گاهی غبطه میخورم به حال مردمانی که چنان از خویش غافلند که میتوانند به چنان پرسشهایی بيانديشند. اما من نمیتوانم. پرسشهایی گریبانم را در دهۀ ششم زندگی گرفتهاست که مجالی برای آن پرسشهای نمیگذارد: من چطورم؟ طور من چگونه است؟ این حالی که اکنون دارم، خوب است یا بد؟ مفید است یا مضر؟ نامش چیست؟ این طوری که هستم، مرا به کجا میبرد؟ با حسادتهایم چه کنم؟ با رنجهایم چه کنم؟ با غرور و تکبر و کینههایم چه میتوانم کرد؟
نقل خاطرهای از بییان شاید روشن کند که چه میگویم:
دکتر میسون (روانپزشک) نقل میکند، وقتی در خیابان با بییان احوالپرسی دوستانهای کردم و پرسیدم: حالت چطوره؟ بی یان در جواب گفت: در ۷۵ سالگی دارم سعی میکنم بفهمم حالم چطوره!
✍🏻 #اکبر_جباری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 آقای فاضلی، تو وقتی از دانشگاه اخراج شدی، تازه برای امثال من داشتی محبوب میشدی. تازه داشتم فکر میکردم که فکرت کمکم روشن میشود و میتوانی درست فکر کردن و شهامتش را بیابی. تا قبل از اخراج از دانشگاه تو برای من مانند همان مداحی بودی که با یک من ریش و پشم و تسبیح شده بود هیئت علمی.
🍂 اخراج از دانشگاه آغاز تولد تو بود، اما باز انتخابات شد و نسیم قدرت وزیدن گرفت و تو و بسیاری مانند تو، دوباره هوایی شدید. دوباره برگشتی به دامن همان بازجوهای دهۀ شصت. دوباره همپیاله با کسانی شدی که جنایاتِ دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ را خلق کردند.
🍂 انگار ذات لایتغیری داری که هیچ جوره عوض نمیشود. در طول سالها ارتباط با سیاستمداران اصلاحطلب، انواع رانت را استفاده بردی و گویا طعم خوشِ رانت از زیر زبانت خارج نمیشود.
🍂 قصد نصیحت و موعظه ندارم. این را هم برای تو و امثال تو نمینویسم. برای کسانی مینویسم که هنوز جان آزادهای دارند. هنوز سر سوزن عقل و عشقی به میهن دارند. هنوز قلبشان برای ایران میتپد.
🍂 اگر میخواهید یک روشنفکر راستین باشید، فاصلۀ خود را از قدرت حفظ کنید. این گمان باطل که با نزدیک شدن به قدرت، میتوانید تاثیرگذار باشید، یک دروغ است. خودتان را به این دروغ عادت ندهید.
🔻شاید درستترین حرف را در این خصوص #اسلاوی_ژیژک زدهباشد که میگفت:
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 اخراج از دانشگاه آغاز تولد تو بود، اما باز انتخابات شد و نسیم قدرت وزیدن گرفت و تو و بسیاری مانند تو، دوباره هوایی شدید. دوباره برگشتی به دامن همان بازجوهای دهۀ شصت. دوباره همپیاله با کسانی شدی که جنایاتِ دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ را خلق کردند.
🍂 انگار ذات لایتغیری داری که هیچ جوره عوض نمیشود. در طول سالها ارتباط با سیاستمداران اصلاحطلب، انواع رانت را استفاده بردی و گویا طعم خوشِ رانت از زیر زبانت خارج نمیشود.
🍂 قصد نصیحت و موعظه ندارم. این را هم برای تو و امثال تو نمینویسم. برای کسانی مینویسم که هنوز جان آزادهای دارند. هنوز سر سوزن عقل و عشقی به میهن دارند. هنوز قلبشان برای ایران میتپد.
🍂 اگر میخواهید یک روشنفکر راستین باشید، فاصلۀ خود را از قدرت حفظ کنید. این گمان باطل که با نزدیک شدن به قدرت، میتوانید تاثیرگذار باشید، یک دروغ است. خودتان را به این دروغ عادت ندهید.
🔻شاید درستترین حرف را در این خصوص #اسلاوی_ژیژک زدهباشد که میگفت:
«خطر نه بیکنشی، که فعالنمایی است؛ یعنی اصرار به فعالیت و مشارکت. مردم همواره مداخله میکنند و تلاش دارند کاری بکنند. کاری که واقعا سخت است، گام به عقب نهادن و پس نشستن است. قدرتمندان معمولا حتی مداخلۀ انتقادی را به سکوت ترجیح میدهند و تلاش میکنند ما را درگیر دیالوگ کنند تا مطمئن شوند، بیکنشی یا انفعال نامیمونمان شکسته شدهاست. در مقابل این وضعیت درونانفعالی، نخستین قدم انتقادی راستین، پسنشستن و رویگردانی از مشارکت است. این گام اغازین، راه را برای کنش راستین میگشاید. کنشی که بهشکلی موثر، مختصات همهچیز را تغییر میدهد».
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘در بابِ تقلا برای عرضۀ «حکمت»
🍂 در ادبیات فقیهان و متشرعان همواره تاکید بر "علتِ" احکام میشود و فهم "حکمتِ" احکام را دشوار میدانند. اما با اینحال، اهل دیانت میلی مفرط برای ذکر حکمتِ احکام و امور دارند. فیالمثل وقتی سخن از علت حکم وجوب حجاب میشود، برخی آیات و روایات را بهمثابه "علت" این حکم بیان میکنند، اما وقتی میخواهند از "حکمت" حجاب سخن بگویند، از یک کشف یا مقالۀ علمی در یک ژورنال غربی دربارۀ تاثیرات نور خورشید بر روی پوست تا خوابی که یک بازیگر هالیوودی در اهمیت حجاب دیده، استناد میکنند، تا ثابت کنند که حجاب "حکمتی" دارد!
🍂 همهچیز در خدمت اثبات درستی آن حکم قرار میگیرد و این "همه چیز" را "حکمت" مینامند! در حقیقت، حکمت چیزی نیست جز همان ایدئولوژی که بیهیچ حد و مرزی تلاش دارد تا آن حُکم را تثبیت نماید.
🍂 قرار است یک پیشفرض (مثلا یک حکم شرعی) «بای نحو کان» ثابت شود تا مو لای درزش نرود. از همینرو حکمت نه علم است و نه معرفت، بل صرفا نوعی از ایدئولوژی کاذب است.
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
#آخوندیسم #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در ادبیات فقیهان و متشرعان همواره تاکید بر "علتِ" احکام میشود و فهم "حکمتِ" احکام را دشوار میدانند. اما با اینحال، اهل دیانت میلی مفرط برای ذکر حکمتِ احکام و امور دارند. فیالمثل وقتی سخن از علت حکم وجوب حجاب میشود، برخی آیات و روایات را بهمثابه "علت" این حکم بیان میکنند، اما وقتی میخواهند از "حکمت" حجاب سخن بگویند، از یک کشف یا مقالۀ علمی در یک ژورنال غربی دربارۀ تاثیرات نور خورشید بر روی پوست تا خوابی که یک بازیگر هالیوودی در اهمیت حجاب دیده، استناد میکنند، تا ثابت کنند که حجاب "حکمتی" دارد!
🍂 همهچیز در خدمت اثبات درستی آن حکم قرار میگیرد و این "همه چیز" را "حکمت" مینامند! در حقیقت، حکمت چیزی نیست جز همان ایدئولوژی که بیهیچ حد و مرزی تلاش دارد تا آن حُکم را تثبیت نماید.
🍂 قرار است یک پیشفرض (مثلا یک حکم شرعی) «بای نحو کان» ثابت شود تا مو لای درزش نرود. از همینرو حکمت نه علم است و نه معرفت، بل صرفا نوعی از ایدئولوژی کاذب است.
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
#آخوندیسم #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘سرنوشتِ شاه سلطانحسین
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
🍂 شاه سلطانحسین (آخرین پادشاه صفوی) وقتی در محاصرۀ محمود افغان بود و مردمِ شهرِ اصفهان در تنگنای محاصرۀ اقتصادی به مردهخواری روی آوردهبودند، هیچ طرح و برنامهای برای شکستن محاصره نداشت. کثیری از فداییان شاه، در مقابل قصر تجمع داشتند تا پادشاه (که در عین حال مجتهد شرع هم بود) دستور جهاد دهد و محاصره شکسته شود. غافل از اینکه پادشاه سودای دیگری در سر داشت. مأموران و سربازان دربار هم این فداییان را از مقابل قصر متفرق میکردند و حتی چند نفری از این فداییان نیز، بر اثر خشم سربازان قصر کشته شدند!
🍂 پادشاه عاقبت از قصر بیرون آمد. همه خوشحال شدند و گمان بردند که پادشاه قصد دارد فرمان «جهاد» دهد. اما زهی خیال باطل! پادشاه تصمیم گرفت دخترش را به محمود افغان عروس کند تا اینگونه مانع از جنگ و خونریزی بیشتر شود. محمود افغان دختر پادشاه را گرفت و پادشاه را هم تبعید کرد و حکومت صفوی به پایان رسید. به همین سادگی!
🍂 واقعیت این است که به شاه سلطان حسین نمیتوان بهخاطر عدم صدور فتوای جهاد خرده گرفت. او نیک میدانست که توان مقاومت دربرابر محمود افغان را ندارد و چارهای جز تسلیم شدن نداشت، اما زمانی تصمیم گرفت که تسلیم شود که در نهایتِ ضعف و ناتوانی بود. اشتباهِ شاه این بود که در حالی وارد جنگ با محمود افغان شد که از درون پوسیده شدهبود. در ویکیپدیا دربارۀ علل شکست شاه سلطان حسین او چنین میخوانیم:
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
🍂 شاه سلطانحسین (آخرین پادشاه صفوی) وقتی در محاصرۀ محمود افغان بود و مردمِ شهرِ اصفهان در تنگنای محاصرۀ اقتصادی به مردهخواری روی آوردهبودند، هیچ طرح و برنامهای برای شکستن محاصره نداشت. کثیری از فداییان شاه، در مقابل قصر تجمع داشتند تا پادشاه (که در عین حال مجتهد شرع هم بود) دستور جهاد دهد و محاصره شکسته شود. غافل از اینکه پادشاه سودای دیگری در سر داشت. مأموران و سربازان دربار هم این فداییان را از مقابل قصر متفرق میکردند و حتی چند نفری از این فداییان نیز، بر اثر خشم سربازان قصر کشته شدند!
🍂 پادشاه عاقبت از قصر بیرون آمد. همه خوشحال شدند و گمان بردند که پادشاه قصد دارد فرمان «جهاد» دهد. اما زهی خیال باطل! پادشاه تصمیم گرفت دخترش را به محمود افغان عروس کند تا اینگونه مانع از جنگ و خونریزی بیشتر شود. محمود افغان دختر پادشاه را گرفت و پادشاه را هم تبعید کرد و حکومت صفوی به پایان رسید. به همین سادگی!
🍂 واقعیت این است که به شاه سلطان حسین نمیتوان بهخاطر عدم صدور فتوای جهاد خرده گرفت. او نیک میدانست که توان مقاومت دربرابر محمود افغان را ندارد و چارهای جز تسلیم شدن نداشت، اما زمانی تصمیم گرفت که تسلیم شود که در نهایتِ ضعف و ناتوانی بود. اشتباهِ شاه این بود که در حالی وارد جنگ با محمود افغان شد که از درون پوسیده شدهبود. در ویکیپدیا دربارۀ علل شکست شاه سلطان حسین او چنین میخوانیم:
فساد سازمان حکومتی، جایگاه اوباش در مناصب دولتی، غارتگریهای حاکمین شهرها، ولخرجیهای هنگفت شاه، مالیاتهای کمرشکن، سقوط بازرگانی خارجی و نظایر آن!
.
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی#صفویه #حکومت_دینی #بچه_شیعه #خرافات #افغان #فساد_سیستماتیک #حکم_جهاد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دربارۀ طنازی
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
🍂 طنزگویی و طنزنویسی و بطور کلی طنازی در عرصه هنر ایران، مبتنی بر آموزش نیست. کمدینها و طنزپردازان ایرانی بدون هیچ آموزش حرفهای، وارد این عرصه میشوند و صرفا با اتکا به توانایی و خلاقیت فردی پیش میروند. بعید میدانم هیچ کدام از کمدینهای مطرح کشور، یک کتاب علمی و آموزشی درباره کمدی خوانده باشند. اغلب بر اساس تجربیات فردی، تولید محتوا میکنند. خانم زینب موسوی هم از این امر مستثنی نیست.
🍂 به گمانم مشکل او این نیست که چرا با فردوسی شوخی کرده و چرا حرمت شاهنامه را نگه نداشته! چرا که اساسا نه شاهنامه مقدس است و نه فردوسی. حتی شوخیهای جنسی هم مساله اصلی نیست، و اینکه "دختران نباید شوخی جنسی بکنند" هم حرف مردسالارانهایست که مردها را مجاز ولی زنها را منع میکند. توهین به هویت ملی هم، حرف مفت است. نه هویت ملی مقدس است و نه شوخی با آن، ممنوع.
🍂 به گمانم مشکل خانم موسوی در آن اجرا این بود که اساسا طنز نبود. هیچ طنازی در آن نبود. هیچ صنعت هنری اعم از هجو و هزل در آن وجود نداشت. صرفا بیان یک فانتزی جنسی، بدون هیچ ارتباط و علاقه ادبی. به زبان عامیانه خیلی بیمزه بود. به صرف چند فحش و تشبیه مار به یک عضو جنسی که طنز شکل نمیگیرد.
🍂 به گمانم این یک مشکل بنیادین در کمدینهای ماست که از فروبستگی جامعه در امر جنسی، به یک بیان جنسی خیلی سطحی و بیمزه سقوط کردهاند. حتی در آثار سینمایی و نمایشی هم چنین است. اگر بازیگر سینما بتواند یک شوخی جنسی بکند، گویی توانسته از دیوار بلند سانسور عبور کند و همین خودش گویی یک هنر است و خنده تماشاچیان تایید آن؛ در حالی که، مساله فقط جسارت عبور از دیوارهای بلند سانسور است.
🍂 به گمانم میل مفرط طنزپردازان ایرانی به طرح مسائل جنسی، بیش از هرچیزی حکایت از خالی بودن انبانشان از "هنر هجو و هزل" است. وقتی آموزش سیستماتیک در این زمینه وجود نداشته باشد، طنزپرداز بیمایه چارهای ندارد جز اینکه برود سراغ عفیفترین شاعر پارسیگو تا اینگونه بتواند از انسداد خارج شود.
🍂 خلاصه اینکه، همه چیزمان به هم میآید. این قبیل چیزها نشانههای کوچکی از یک سقوط بزرگ است. از آن سقوط باید ترسید، نه از بیمزهگی دخترک قمی!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
🍂 طنزگویی و طنزنویسی و بطور کلی طنازی در عرصه هنر ایران، مبتنی بر آموزش نیست. کمدینها و طنزپردازان ایرانی بدون هیچ آموزش حرفهای، وارد این عرصه میشوند و صرفا با اتکا به توانایی و خلاقیت فردی پیش میروند. بعید میدانم هیچ کدام از کمدینهای مطرح کشور، یک کتاب علمی و آموزشی درباره کمدی خوانده باشند. اغلب بر اساس تجربیات فردی، تولید محتوا میکنند. خانم زینب موسوی هم از این امر مستثنی نیست.
🍂 به گمانم مشکل او این نیست که چرا با فردوسی شوخی کرده و چرا حرمت شاهنامه را نگه نداشته! چرا که اساسا نه شاهنامه مقدس است و نه فردوسی. حتی شوخیهای جنسی هم مساله اصلی نیست، و اینکه "دختران نباید شوخی جنسی بکنند" هم حرف مردسالارانهایست که مردها را مجاز ولی زنها را منع میکند. توهین به هویت ملی هم، حرف مفت است. نه هویت ملی مقدس است و نه شوخی با آن، ممنوع.
🍂 به گمانم مشکل خانم موسوی در آن اجرا این بود که اساسا طنز نبود. هیچ طنازی در آن نبود. هیچ صنعت هنری اعم از هجو و هزل در آن وجود نداشت. صرفا بیان یک فانتزی جنسی، بدون هیچ ارتباط و علاقه ادبی. به زبان عامیانه خیلی بیمزه بود. به صرف چند فحش و تشبیه مار به یک عضو جنسی که طنز شکل نمیگیرد.
🍂 به گمانم این یک مشکل بنیادین در کمدینهای ماست که از فروبستگی جامعه در امر جنسی، به یک بیان جنسی خیلی سطحی و بیمزه سقوط کردهاند. حتی در آثار سینمایی و نمایشی هم چنین است. اگر بازیگر سینما بتواند یک شوخی جنسی بکند، گویی توانسته از دیوار بلند سانسور عبور کند و همین خودش گویی یک هنر است و خنده تماشاچیان تایید آن؛ در حالی که، مساله فقط جسارت عبور از دیوارهای بلند سانسور است.
🍂 به گمانم میل مفرط طنزپردازان ایرانی به طرح مسائل جنسی، بیش از هرچیزی حکایت از خالی بودن انبانشان از "هنر هجو و هزل" است. وقتی آموزش سیستماتیک در این زمینه وجود نداشته باشد، طنزپرداز بیمایه چارهای ندارد جز اینکه برود سراغ عفیفترین شاعر پارسیگو تا اینگونه بتواند از انسداد خارج شود.
🍂 خلاصه اینکه، همه چیزمان به هم میآید. این قبیل چیزها نشانههای کوچکی از یک سقوط بزرگ است. از آن سقوط باید ترسید، نه از بیمزهگی دخترک قمی!
📺 اُرگاسم با اشعار فردوسی
📺 توهین به فردوسی، خودنمایی رسانهای، آزادی بیان و مابقی ماجرا
📕"بر کوروشِ بچهزنا لعنت!"
— تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخزدایی از هویت ملی
📺 نامزد ترامپیست کنگره در حال سوزاندن قرآن
📺 اگر بجای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه میشد؟
📻 توهین به شاهنامه و کار روشنفکر
📕آیا آزادی بیان مطلق است؟
📕در دفاع از آزادی بیان مطلق و ضرورتِ رواداری و تساهل
📕در دفاع از آزادیِ ابتذال
📕تفاوت شوخی و توهین
📕«از شوخی نباید رنجید»؛ پیشفرض مخربی که آزادی را ناقص میکند
📺 بسی رنج بردیم...
.
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در سال ۲۰۰۹، ژیژک مقالهای نوشت که از جنبش سبز دفاع میکرد و با جمهوری اسلامی مخالفت داشت، که در آن از سقوط گربه به ته دره سخن گفت. اما امروز، کمتر از دو دهه بعد، او از اتحاد عمیق خود با «اصولگرایان پوپولیست مذهبی» علیه سرمایهداری صحبت میکند.
🔸شک دارم که در این مورد، تجربه زیسته نقش مهمتری در اتخاذ چنین دیدگاهی نسبت به مبانی فکری و فلسفی داشته باشد. شاید از یک سو، تجربه زیسته او در نظامهای کمونیستی و از سوی دیگر، فقدان تجربه زیسته در نظامهای اصولگرای مذهبی، دلایل اصلی چنین موضعی باشند.
🔸یک ضربالمثل در میان ایرانیان این وضعیت را بهخوبی توصیف میکند: دفاع ژیژک از اصولگرایی مذهبی «نه از سر عشق به علی، بلکه از سر کینه به معاویه» است.
✍🏻دکتر #اکبر_جباری
@drakbarjabari
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸شک دارم که در این مورد، تجربه زیسته نقش مهمتری در اتخاذ چنین دیدگاهی نسبت به مبانی فکری و فلسفی داشته باشد. شاید از یک سو، تجربه زیسته او در نظامهای کمونیستی و از سوی دیگر، فقدان تجربه زیسته در نظامهای اصولگرای مذهبی، دلایل اصلی چنین موضعی باشند.
🔸یک ضربالمثل در میان ایرانیان این وضعیت را بهخوبی توصیف میکند: دفاع ژیژک از اصولگرایی مذهبی «نه از سر عشق به علی، بلکه از سر کینه به معاویه» است.
✍🏻دکتر #اکبر_جباری
@drakbarjabari
.
#نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin