📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام»
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام» ⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام»
✍🏻 #مانا_نیستانی
🍂 هر از گاهی در جریان خیزش مردمی ملت ما، مسالهای پیش میآید که مخالفان حکومت را به یقهگیریِ همدیگر وا میدارد؛ معمولا الگوی یکسانی بر این دعواهای عمدتا مجازی حاکم است، گفتم به بهانه تازهترین آنها، کاری انجام بدهم و نظرم را دربارۀ این که کجای این برخوردها میلنگد، با شما مخاطبان بهاشتراک بگذارم.
🍂 اسم این شش هفت تصویر پیاپی را «کارتون و کاریکاتور» نمیگذارم، چرا که تاکیدی بر طنز ماجرا نداشتهام؛ بیشتر «نظر مصور» من است به این امید که سادگی تصاویر، ارتباط را با موضوع آسانتر کند.
🍂 کسانی که از گردآلود کردن فضا، بهنحوی منفعت میبرند بهکنار، سایبریهایی که وظیفۀ انگشت توی سوراخ اختلافات کردن و سوق دادن ملت را به سمت یقهگیری و تفرقه بر عهده دارند هم به کنار. مخاطب اصلی من، شهروندان عادی و سهیم در مبارزۀ ملی هستند که گاهی مردد دربارۀ اتفاقی در فضای مجازی میچرخند، نظر قطعی ندارند، کامنت زیر پستها و بعضی نوشتهها را میخوانند و بدونِ آزمودنِ آنها در بوتۀ منطق و عقلانیت، جَو سُوقشان میدهد بهسمت سمتگیری، یا تماشای واکنش «همتیمی»ها برایشان میشود ملاکِ واکنش و رفتاری که باید نشان بدهند؛ خلاصه، ناخواسته تبدیل میشویم به «جمعیت هیاهوکن و بیهویتِ» یک اتفاق، مشغول فحاشی و انگزنی به همدیگر، و آنچه صدمه میبیند، روند مبارزه ما برای کسب آزادی و پس گرفتن کشور است از متحجران.
🍂 خواهش میکنم با خویشتنداری، نگاهی به تمام اسلایدشوها بیندازید و اندکی دربارهشان فکر کنید. تفکر شما ایدههای ناپختۀ این چند تصویر را پختهتر و منطقیتر خواهد ساخت.
#نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #مانا_نیستانی
🍂 هر از گاهی در جریان خیزش مردمی ملت ما، مسالهای پیش میآید که مخالفان حکومت را به یقهگیریِ همدیگر وا میدارد؛ معمولا الگوی یکسانی بر این دعواهای عمدتا مجازی حاکم است، گفتم به بهانه تازهترین آنها، کاری انجام بدهم و نظرم را دربارۀ این که کجای این برخوردها میلنگد، با شما مخاطبان بهاشتراک بگذارم.
🍂 اسم این شش هفت تصویر پیاپی را «کارتون و کاریکاتور» نمیگذارم، چرا که تاکیدی بر طنز ماجرا نداشتهام؛ بیشتر «نظر مصور» من است به این امید که سادگی تصاویر، ارتباط را با موضوع آسانتر کند.
🍂 کسانی که از گردآلود کردن فضا، بهنحوی منفعت میبرند بهکنار، سایبریهایی که وظیفۀ انگشت توی سوراخ اختلافات کردن و سوق دادن ملت را به سمت یقهگیری و تفرقه بر عهده دارند هم به کنار. مخاطب اصلی من، شهروندان عادی و سهیم در مبارزۀ ملی هستند که گاهی مردد دربارۀ اتفاقی در فضای مجازی میچرخند، نظر قطعی ندارند، کامنت زیر پستها و بعضی نوشتهها را میخوانند و بدونِ آزمودنِ آنها در بوتۀ منطق و عقلانیت، جَو سُوقشان میدهد بهسمت سمتگیری، یا تماشای واکنش «همتیمی»ها برایشان میشود ملاکِ واکنش و رفتاری که باید نشان بدهند؛ خلاصه، ناخواسته تبدیل میشویم به «جمعیت هیاهوکن و بیهویتِ» یک اتفاق، مشغول فحاشی و انگزنی به همدیگر، و آنچه صدمه میبیند، روند مبارزه ما برای کسب آزادی و پس گرفتن کشور است از متحجران.
🍂 خواهش میکنم با خویشتنداری، نگاهی به تمام اسلایدشوها بیندازید و اندکی دربارهشان فکر کنید. تفکر شما ایدههای ناپختۀ این چند تصویر را پختهتر و منطقیتر خواهد ساخت.
#نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام»
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘چرا فمینیست نیستم، ولی از «سلیطهها» دفاع میکنم؟
✍🏻 #مهرپویا_علا
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
✍🏻 #مهرپویا_علا
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘چرا فمینیست نیستم، ولی از «سلیطهها» دفاع میکنم؟
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 بهنظرم در هر موضوعی، بهجای برچسبزنی متقابل، بهتر است هر جریانی، یا اصلاً هر فردی، سعی کند نظرش را کمی مفصلتر و با «عبارات شفاف» بنویسد و توضیح دهد، چرا با فلان چیز مخالف یا موافق است. این کارِ آدمهاییست که دکان باز نکردهاند و واقعاً دغدغۀ چیزی را دارند و اکثر آدمها چنیناند. اینگونه، «محل اختلاف» روشنتر شده و فضا از دست آن «اقلیت فرقهباز» گرفته میشود. من معتقدم که در اکثر مواقع، روشن شدن محل اختلاف، اتفاقاً تنش را کاهش میدهد و افرادی را که تنها مهارتشان هوچیگریست، به حاشیه میراند.
🍂 میخواهم به طور بسیار مختصر توضیح دهم که چرا با فمینیسم، بعنوان یک «پلتفرم سیاسی» مخالفم و آن را «ضد آزادی» میدانم؛ گرچه این را هم باید تأکید کرد که در جامعۀ ایران و خاورمیانه - برخلاف اروپا و آمریکا و شاید شرق آسیا - بهخاطر شرایط خاصی که زنان در اینجا دارند، بسیاری از کسانی که خود را «فمینیست» مینامند، «ضد آزادی» نیستند و در «چهارچوب آزادیخواهی» حرکت میکنند؛ و بطور معکوس، بسیاری از کسانی که با فمینیسم مخالفت میکنند، در اصل مشکلشان «آزادی» است و «مخالفت با فمینیسم» را بعنوان پوششی برای «تعصبات سنتی» یا «مردانگی» خود بهکار میبرند.
🍂 برای توضیح این مسئله، مثل خیلی از مسائل مشابه، لازم است تعدادی مقدمه ذکر شوند که در ظاهر، ربطی به موضوع ندارند، ولی در آخر مشخص میشود که اتفاقاً همینکه مخاطب فکر میکند که این مقدمهها، ربطی به موضوع ندارند، ناشی از یک رشته-پیشفرضهای غلط است.
تاریخچۀ فمینیسم
🍂 فمینیسم از کجا آمد؟ تقریباً بدیهیست که از اروپا و نیمۀ دوم قرن هجدهم و نیمۀ اول نوزدهم؛ مثل هر ایسم تازه یا «مدرن» دیگر، اما این را باید گفت که «فمینیسم» از ابتدا، ملازم جریان «سوسیالیسم» نبود؛ مگر اینکه بخواهیم سوسیالیسم را دقیقاً معادلِ «برابریخواهی» به کار ببریم، که چندان کاربرد صحیحی نیست. مثلاً یکی از مواردِ «کیفرخواست» سوسیالیستها علیه سرمایهداری، این بود که این کارخانهداران بیمروت، «زنها و کودکان» را از خانه بیرون کشیدهاند و آوردهاند سر کار و پشت ماشین نشاندهاند - البته حرف بیربطی هم بود، که حالا خارج از موضوع ماست.
🍂 یکی دیگر از مطالبات تعدادی از سوسیالیستها در قرن نوزدهم - یعنی آن بخشی از آنها که به «دمکراسی» اعتقاد داشتند و دنبال «انحلال کامل دولت» نبودند - «حق رأی عمومی» بود. به این معنی که، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، بر مبنای «حداقلی از مالکیت و پرداخت مالیات» نباشد. در فرانسه اولین انتخاباتِ واقعاً عمومی که «همه» در آن حقّ رأی داشتند، در نتیجۀ انقلاب ۱۸۴۸ حاصل شد. قبل از آن، در انگلیس و فرانسه و چند کشور دیگر، انتخابات وجود داشت، ولی برای مثال، باید ۳۰ هزار فرانک درآمد میداشتید که بتوانید رأی دهید. برای انتخاب شدن، باز هم باید درآمد بالاتری میداشتید و اینها را از میزان مالیاتی که فرد میپرداخت، تشخیص میدادند. اساس استدلال این بود که وقتی مالیاتی نمیدهی، سهمی در ادارۀ «امر عمومی» و politic نداری؛ وقتی سهمی نداری، چرا باید حق رأی داشته باشی؟ البته در ممالک متحد آمریکا، چون زمین فراوان و جمعیت اندک بود، این شرط تقریباً موضوعیت خود را از دست دادهبود، ولی باز هم محدودیت بهشکل دیگری وجود داشت؛ مثلاً سیاهان بهندرت حق رأی پیدا میکردند.
🔻نویسنده پس از ادامۀ شرح مختصرش از تاریخچۀ فمینیسم، به سه سؤال پاسخ میدهد:
۱) چرا در تاریخ، حیطۀ عمومی مختص مردان بود؟
۲) علتِ جایگاه نازل زنان چه بود؟
۳) عامل تغییر انقلابیِ جایگاه زنان در جهان مدرن چه بود؟
سپس به سنجشِ ادعایِ رایجِ «استفاده ابزاری از زنان» در جهانِ سرمایهداری میپردازد و در ادامه، به بیان «تضاد فمینیسم با آزادی» میپردازد. او همچنین تفکیکی میان «مطالباتِ حداقلی و اساسیِ زنان در ایران و خاورمیانه» با «جنبش فمینیسم در جهان» قائل میشود و نقد اصلی را بر مواضع غیرعقلانی دومی، که آن را یک «ایدئولوژی آزادیستیز» فهم میکند، وارد میداند.
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
#نقد_چپ #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 بهنظرم در هر موضوعی، بهجای برچسبزنی متقابل، بهتر است هر جریانی، یا اصلاً هر فردی، سعی کند نظرش را کمی مفصلتر و با «عبارات شفاف» بنویسد و توضیح دهد، چرا با فلان چیز مخالف یا موافق است. این کارِ آدمهاییست که دکان باز نکردهاند و واقعاً دغدغۀ چیزی را دارند و اکثر آدمها چنیناند. اینگونه، «محل اختلاف» روشنتر شده و فضا از دست آن «اقلیت فرقهباز» گرفته میشود. من معتقدم که در اکثر مواقع، روشن شدن محل اختلاف، اتفاقاً تنش را کاهش میدهد و افرادی را که تنها مهارتشان هوچیگریست، به حاشیه میراند.
🍂 میخواهم به طور بسیار مختصر توضیح دهم که چرا با فمینیسم، بعنوان یک «پلتفرم سیاسی» مخالفم و آن را «ضد آزادی» میدانم؛ گرچه این را هم باید تأکید کرد که در جامعۀ ایران و خاورمیانه - برخلاف اروپا و آمریکا و شاید شرق آسیا - بهخاطر شرایط خاصی که زنان در اینجا دارند، بسیاری از کسانی که خود را «فمینیست» مینامند، «ضد آزادی» نیستند و در «چهارچوب آزادیخواهی» حرکت میکنند؛ و بطور معکوس، بسیاری از کسانی که با فمینیسم مخالفت میکنند، در اصل مشکلشان «آزادی» است و «مخالفت با فمینیسم» را بعنوان پوششی برای «تعصبات سنتی» یا «مردانگی» خود بهکار میبرند.
🍂 برای توضیح این مسئله، مثل خیلی از مسائل مشابه، لازم است تعدادی مقدمه ذکر شوند که در ظاهر، ربطی به موضوع ندارند، ولی در آخر مشخص میشود که اتفاقاً همینکه مخاطب فکر میکند که این مقدمهها، ربطی به موضوع ندارند، ناشی از یک رشته-پیشفرضهای غلط است.
تاریخچۀ فمینیسم
🍂 فمینیسم از کجا آمد؟ تقریباً بدیهیست که از اروپا و نیمۀ دوم قرن هجدهم و نیمۀ اول نوزدهم؛ مثل هر ایسم تازه یا «مدرن» دیگر، اما این را باید گفت که «فمینیسم» از ابتدا، ملازم جریان «سوسیالیسم» نبود؛ مگر اینکه بخواهیم سوسیالیسم را دقیقاً معادلِ «برابریخواهی» به کار ببریم، که چندان کاربرد صحیحی نیست. مثلاً یکی از مواردِ «کیفرخواست» سوسیالیستها علیه سرمایهداری، این بود که این کارخانهداران بیمروت، «زنها و کودکان» را از خانه بیرون کشیدهاند و آوردهاند سر کار و پشت ماشین نشاندهاند - البته حرف بیربطی هم بود، که حالا خارج از موضوع ماست.
🍂 یکی دیگر از مطالبات تعدادی از سوسیالیستها در قرن نوزدهم - یعنی آن بخشی از آنها که به «دمکراسی» اعتقاد داشتند و دنبال «انحلال کامل دولت» نبودند - «حق رأی عمومی» بود. به این معنی که، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، بر مبنای «حداقلی از مالکیت و پرداخت مالیات» نباشد. در فرانسه اولین انتخاباتِ واقعاً عمومی که «همه» در آن حقّ رأی داشتند، در نتیجۀ انقلاب ۱۸۴۸ حاصل شد. قبل از آن، در انگلیس و فرانسه و چند کشور دیگر، انتخابات وجود داشت، ولی برای مثال، باید ۳۰ هزار فرانک درآمد میداشتید که بتوانید رأی دهید. برای انتخاب شدن، باز هم باید درآمد بالاتری میداشتید و اینها را از میزان مالیاتی که فرد میپرداخت، تشخیص میدادند. اساس استدلال این بود که وقتی مالیاتی نمیدهی، سهمی در ادارۀ «امر عمومی» و politic نداری؛ وقتی سهمی نداری، چرا باید حق رأی داشته باشی؟ البته در ممالک متحد آمریکا، چون زمین فراوان و جمعیت اندک بود، این شرط تقریباً موضوعیت خود را از دست دادهبود، ولی باز هم محدودیت بهشکل دیگری وجود داشت؛ مثلاً سیاهان بهندرت حق رأی پیدا میکردند.
🔻نویسنده پس از ادامۀ شرح مختصرش از تاریخچۀ فمینیسم، به سه سؤال پاسخ میدهد:
۱) چرا در تاریخ، حیطۀ عمومی مختص مردان بود؟
۲) علتِ جایگاه نازل زنان چه بود؟
۳) عامل تغییر انقلابیِ جایگاه زنان در جهان مدرن چه بود؟
سپس به سنجشِ ادعایِ رایجِ «استفاده ابزاری از زنان» در جهانِ سرمایهداری میپردازد و در ادامه، به بیان «تضاد فمینیسم با آزادی» میپردازد. او همچنین تفکیکی میان «مطالباتِ حداقلی و اساسیِ زنان در ایران و خاورمیانه» با «جنبش فمینیسم در جهان» قائل میشود و نقد اصلی را بر مواضع غیرعقلانی دومی، که آن را یک «ایدئولوژی آزادیستیز» فهم میکند، وارد میداند.
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
#نقد_چپ #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
Telegraph
چرا فمینیست نیستم ولی از «سلیطهها» دفاع میکنم؟
مهرپویا علا به نظرم در هر موضوعی، بهجای برچسبزنی متقابل، بهتر است هر جریانی، یا اصلاً هر فردی، سعی کند نظرش را کمی مفصلتر و با «عبارات شفاف» بنویسد و توضیح دهد، چرا با فلان چیز مخالف یا موافق است. این کارِ آدمهاییست که دکان باز نکردهاند و واقعاً دغدغۀ…
نقدآگین
📘جامعۀ دوقطبی: پروپاگاندای نظام توتالیتر ✍🏻 #مجتبا_نجفی 🍂 این «جنگِ مردم با مردم» نیست، این صورتبندی، غلطترین صورتبندی ممکن است. این تصویر، تصویر مقاومت مدنی شهروندی در برابر سیستم زور است و این روحانی، نمایندۀ سیستم زور است و خانم قمی، نمایندۀ یک اکثریت…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
1️⃣ دکتر #اکبر_جباری
کدام یک از مسئولین مملکت، مشکل اجارهنشینی دارد؟
کدام مسئول، مشکل خرید گوشت و مرغ و مایحتاچ زندگی را دارد؟
کدام مسئول مشکل تهیۀ دارو دارد؟
کدام مسئول سوء تغذیه دارد؟
کدام مسئول مشکل خرید اتومبیل و هزینههای تعمیر و نگهداری اتومبیلش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای آموزش فرزندانش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای درمان و بیمارستان را دارد؟
کدام مسئول در انبوه جمعیت مترو و اتوبوس و ترافیک، دچار یاس و پوجی شدهاست؟
کدام مسئول نگران آیندۀ فرزندانش است؟
فقط یک نفر را نام ببرید!
🔺مرا به مناظره و گفتگو در رسانۀ ملی دعوت میکنید؟ خجالت نمیکشید که چنین بیشرمانه مرا به جمع خود دعوت میکنید؟ شما اول پاسخ همین سوال مرا بده و نام یک مسئول را بگو تا من بیایم درون رسانۀ شما با شما درباره فلسفه و حکمت و هر مزخرف دیگری که خواستید، گفتگو کنم!
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 بعد از پیروزیِِ قابل توجهِ جامعۀ ایران در تمرینِ کنشِ جمعی بر محورِ التزام به عقلانیت، یعنی تحریمِ بیسابقۀ حدود ۶۰ تا ۹۰ درصدیِ سیرکِ انتخاباتِ طویلۀ مجلس، در سالِ جدید بکوشیم که مبارزۀ خشونتپرهیز (از سنخِ تحریم) را در دیگر ابعادِ ممکن و مقدور نیز بسط دهیم. همینکه بکوشیم بهشکل تدریجی، از چند عملِ حماقتباری که سالیان سال، بنا بر عرف و عادت و از روی تقلید، و یا تسلیم شدن به انواعِ ترسهای موهم، بدانها ملتزم ماندهایم، دست بکشیم، شاهکار کردهایم و باعث تغییرات تدریجیِ بزرگی در زندگی خود و دیگران خواهیم شد. کنشورزیِ «سالکِ متفکر و مبارز»، در بسیاری موارد، از سنخِ «ترک عاداتِ خطا و زیانبار و غیراخلاقیِ» خود است.
🍂 در باب سخنِ دکتر جباری باید گفت، نفسِ قبولِ حضور در رسانههای حکومتی توتالیتر، علیالخصوص از جانبِ روشنفکرانی از سنخِ مصطفی مهرآیین، ولو در آن حضورِ اندک، شخص فرصت بیاید و بتواند چندین درسگفتار در باب آرایِ هانا آرنت را نیز بهشکلی فشرده و عامهفهم ارائه کند و کل نظام آخوندی-اسلامی را با سخنانی شورانگیز بشورد و بر روی بند پهن کند، مشارکت در نوعی «فریب جمعی»ست و در عمل، وزنِ توهینش به خود و شعور مخاطبانِ آگاه و همدل، بیشتر از فایدۀ محتملش، با احتمال قریب به صفر، در آگاهساختنِ اقلیتیست که هنوز و بعد از دلار ۶۰ هزار تومانیِ دولتِ سیدِ محرومان(!) نیز نفهمیدهاند و در گیجی و بیشعوری و خودفریبی بهسر میبرند!
🍂 در جهانی که اینترنت در هر خانهای، ولو در دورافتادهترین روستاها و دهات، حضوری کاملا محسوس دارد و در ایرانِ آخوندزۀ ما که متوسط زمانِ استفادۀ هر خانواده از اینترنت، چندین برابرِ استفاده از تلویزیون، ولو شبکههای ماهوارهایست، و در میانِ بخش قابل توجهی از مردم، تلویزیون بیش از یک کالای زائدِ تزئینیِ متروک نیست (چرا که اکثریت قاطع برنامههای صداوسیما را یکسری برنامههای مبتذلِ درجهچند و یا مهوعِ ایدئولوژیک تشکیل میدهد)، اساسا حضور یک اهل فکر در تلویزیون، ولو بهقصد آموزشِ والاترین مفاهیمِ فلسفی باشد، کسبِ نوعی نمرۀ مردودی در آزمون ابتدایی تفکر و محاسباتِ آماری و جمع و تفریقِ ریاضیاتِ دبستان است! بر این اساس، به دکتر جباری تبریک میگویم که با نشان دادنِ شعوری اولیه، رفوزه نشدند و در این حیطه، برخلاف برخی از روشنفکران و اساتیدِ دانشگاه که بسادگی به هر دعوتی، با تمامِ وجودشان آری میگویند، حفظِ آبرو کردند.
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کدام یک از مسئولین مملکت، مشکل اجارهنشینی دارد؟
کدام مسئول، مشکل خرید گوشت و مرغ و مایحتاچ زندگی را دارد؟
کدام مسئول مشکل تهیۀ دارو دارد؟
کدام مسئول سوء تغذیه دارد؟
کدام مسئول مشکل خرید اتومبیل و هزینههای تعمیر و نگهداری اتومبیلش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای آموزش فرزندانش را دارد؟
کدام مسئول مشکل هزینههای درمان و بیمارستان را دارد؟
کدام مسئول در انبوه جمعیت مترو و اتوبوس و ترافیک، دچار یاس و پوجی شدهاست؟
کدام مسئول نگران آیندۀ فرزندانش است؟
فقط یک نفر را نام ببرید!
🔺مرا به مناظره و گفتگو در رسانۀ ملی دعوت میکنید؟ خجالت نمیکشید که چنین بیشرمانه مرا به جمع خود دعوت میکنید؟ شما اول پاسخ همین سوال مرا بده و نام یک مسئول را بگو تا من بیایم درون رسانۀ شما با شما درباره فلسفه و حکمت و هر مزخرف دیگری که خواستید، گفتگو کنم!
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 بعد از پیروزیِِ قابل توجهِ جامعۀ ایران در تمرینِ کنشِ جمعی بر محورِ التزام به عقلانیت، یعنی تحریمِ بیسابقۀ حدود ۶۰ تا ۹۰ درصدیِ سیرکِ انتخاباتِ طویلۀ مجلس، در سالِ جدید بکوشیم که مبارزۀ خشونتپرهیز (از سنخِ تحریم) را در دیگر ابعادِ ممکن و مقدور نیز بسط دهیم. همینکه بکوشیم بهشکل تدریجی، از چند عملِ حماقتباری که سالیان سال، بنا بر عرف و عادت و از روی تقلید، و یا تسلیم شدن به انواعِ ترسهای موهم، بدانها ملتزم ماندهایم، دست بکشیم، شاهکار کردهایم و باعث تغییرات تدریجیِ بزرگی در زندگی خود و دیگران خواهیم شد. کنشورزیِ «سالکِ متفکر و مبارز»، در بسیاری موارد، از سنخِ «ترک عاداتِ خطا و زیانبار و غیراخلاقیِ» خود است.
🍂 در باب سخنِ دکتر جباری باید گفت، نفسِ قبولِ حضور در رسانههای حکومتی توتالیتر، علیالخصوص از جانبِ روشنفکرانی از سنخِ مصطفی مهرآیین، ولو در آن حضورِ اندک، شخص فرصت بیاید و بتواند چندین درسگفتار در باب آرایِ هانا آرنت را نیز بهشکلی فشرده و عامهفهم ارائه کند و کل نظام آخوندی-اسلامی را با سخنانی شورانگیز بشورد و بر روی بند پهن کند، مشارکت در نوعی «فریب جمعی»ست و در عمل، وزنِ توهینش به خود و شعور مخاطبانِ آگاه و همدل، بیشتر از فایدۀ محتملش، با احتمال قریب به صفر، در آگاهساختنِ اقلیتیست که هنوز و بعد از دلار ۶۰ هزار تومانیِ دولتِ سیدِ محرومان(!) نیز نفهمیدهاند و در گیجی و بیشعوری و خودفریبی بهسر میبرند!
🍂 در جهانی که اینترنت در هر خانهای، ولو در دورافتادهترین روستاها و دهات، حضوری کاملا محسوس دارد و در ایرانِ آخوندزۀ ما که متوسط زمانِ استفادۀ هر خانواده از اینترنت، چندین برابرِ استفاده از تلویزیون، ولو شبکههای ماهوارهایست، و در میانِ بخش قابل توجهی از مردم، تلویزیون بیش از یک کالای زائدِ تزئینیِ متروک نیست (چرا که اکثریت قاطع برنامههای صداوسیما را یکسری برنامههای مبتذلِ درجهچند و یا مهوعِ ایدئولوژیک تشکیل میدهد)، اساسا حضور یک اهل فکر در تلویزیون، ولو بهقصد آموزشِ والاترین مفاهیمِ فلسفی باشد، کسبِ نوعی نمرۀ مردودی در آزمون ابتدایی تفکر و محاسباتِ آماری و جمع و تفریقِ ریاضیاتِ دبستان است! بر این اساس، به دکتر جباری تبریک میگویم که با نشان دادنِ شعوری اولیه، رفوزه نشدند و در این حیطه، برخلاف برخی از روشنفکران و اساتیدِ دانشگاه که بسادگی به هر دعوتی، با تمامِ وجودشان آری میگویند، حفظِ آبرو کردند.
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 در نظر هانا آرنت، آزادی صرفا «انتخاب بین چند گزینۀ جایگزین» نیست، بلکه آزادی «امکان شگفتیآفرینی» و «واژگونسازیِ امر روزمره» و «عصیان علیه عادی بودن» است؛ چرا که تولد هر انسان، حامل یک قدرت شگفتیآفرینیست و انسانها بههمان اندازه که متفاوت و متکثر هستند، منحصر-به-فرد و یگانهاند؛ پس هر انسان، میتواند خالق امری بدیع باشد، خالق ابتکار و نوآوری؛ عصیانی علیه نظم ظالمانۀ موجود و طلیعهای بر نظمی نو.
#فلسفیدن #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @paarandiran
#فلسفیدن #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @paarandiran
نقدآگین
📺 روانکاویِ پدیدۀ «خالصسازی سیاسی در ایران» 🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی #زیستروان #حکومت_اسلامی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
E9 1776
@Naqdagin
🎧 ظهور ترقیخواهی و سقوط جمهوریخواهی در آمریکا ۱۸۷۰ تا ۱۹۵۰
— اپیزود نهم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#آینه_تاریخ #سیاست #پادکستکش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
— اپیزود نهم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#آینه_تاریخ #سیاست #پادکستکش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
نقدآگین
@Naqdagin – پستمدرنیسم و فمنیسم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘بری دیگر از باغِ اسلامِ نابِ محمدی
— هر دم از این باغ بری میرسد
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 گویا در خبرها آمده که:
🍂 منتها تا جایی که از محتوای این اعتراضها و طنز و جوکهای حولش مطلع شدم، ایراد را در بهترین حالت، متوجهِ آخوندها و حکومتِ آخوندی دیدهاند، و نه خودِ اسلام.
🍂 در صورتی که مطابق اسلام، میدانیم که هر کس سه مرتبه شرب خمر کند و سپس حد شلاق بر او جاری شود، برای مرتبۀ چهارم اعدام میشود، یا در حکمی مرتبطتر با مصداق مورد بحث:
🔺اما علیالظاهر، حکم مجازات متناسبی برای «اختلاس» یا «ابردزدی و فسادهای اقتصادی بزرگ» به ذهن الله و اسلام نرسیدهاست و مآلاً، شهردار سابق تهران، با وجود آن پروندههای املاک نجومی مشهورش در شهرداری، «رئیس مجلس» میشود و پس از افشاگریهای بعدی دربارۀ هلدینگ یاس و...، باز هم در دور بعد، علیرغم کاهش رای محسوس، احتمالا در جایگاه ریاست باقی میماند. به همینخاطر، امام جمعۀ «امالقرای اسلام» هم، با وجود رسوایی اخیر، باز با قدرت و بدون خجالت، به امامت خود ادامه میدهد و مردم را به «تقوا» دعوت میکند و کسی جلودارش نیست.
🍂 شارعِ اسلام اگر واقعا میخواست مجازاتِ بازدارنده از جرمِ دزدی تعیین کند، باید حکم دزدهای بزرگ نظیر این مورد را سنگین و خشن تعیین میکرد (احکامی معادلِ برخوردهای قاطع و سختِ حکومتِ حزبِ کمونیست چین با مفسدان اقتصادی در میان ردههای مختلفِ سیاستمداران)، نه اینکه حکم دزدان کوچک و عمدتا از طبقات مستضعفِ جامعه را که اکثرا از بیکاری و فقر و نداشتنِ حداقلهای زندگی یا افقی روشن برای یک زندگی نرمال، دست به دزدی میزنند، چنین سنگین تعین کند. همانطور که اگر قرار بود جلوی خساراتِ محتمل از مستی گرفته شود، باید تدبیری معقول و واقعبینانه و بر اساس شناخت صحیح از انسان را مدنظر قرار میداد و زمینۀ رشد فزایندۀ قاچاق و قاچاقچی و مآلاً مرگومیر و کوری و دیالیزی شدنِ مردم مستضعف، با الکلهای تقلبی را میگرفت؛ یعنی تدبیری مشابه آنچه در اکثر جوامع غیراسلامی برقرار است و سنگینترین مجازاتها را برای «مستی در هنگام رانندگی» تعیین میکنند و ایضا، مکانهایی عمومی برای مصرف جمعی این نوشیدنیها تدارک دیدهاند که همین امر، مانع از رشدِ آمارِ افراط در مصرف مشروبات الکلی یا اصطلاحا «بدمستی» میشود؛ چرا که از عواملِ مهم در رو آوردنِ افراد به مصرف مشروبات الکلی، یافتن فرصت و بهانهای برای ارتباط صمیمی با دیگران و نوعی سرگرمی است، و نه صرفا مصرفِ یک نوشیدنیِ الکلی در تنهایی و انزوا؛ علاوه بر این، نفسِ وجودِ چنین مکانهایی، باعث کاهش محسوسِ مصرف مشروبات الکلی بهشکل خانوادگی میشود و اگر خانواده نیز برای شارع اسلام واقعا مهم بود، باید مشابه این تدابیر را اتخاذ میکرد.
🍂 باری! بحرانهایی که با آنها دستوپنجه نرم میکنیم، در بسیاری موارد، یک سرش به زیر عبای همهجا حاضرِ جناب اسلام و مآلاً قانون اساسی جمهوری اسلامی و سیستم گزینشِ پخمهسالار حکومت آخوندی میرسد: کسی که هم مسلمان باشد و شراب نخورد و هم شیعه باشد و هم شیعۀ ۱۲ امامی و هم معتقد به تئوری ولایت مطلقۀ فقیه و هم معتقد به مصداقشِ بدون ذرهای نقد و هم معتقد به انقلاب و هم غربستیز و هم نخبه باشد، در کدام نقطه از منظومۀ شمسی و بلکه کیهان قابل اکتشاف است؟
🍂 هر سیستم سیاسی که اسلام (و بطور کلی هر دینی) در قانون اساسیاش نقشی جدی ایفا کند، بهجهت تبعیض ساختاری و بسته و استبدادی بودنِ ذاتیِ اسلام، صرفا توسط یک مشت کوتوله و شارلاتانِ هفتخط و هزارچهره پر خواهد شد که جز به پر کردن جیبِ خود و هفتنسلشان از مجرای تظاهر و دروغ و چاپلوسی، فکری نخواهند کرد.
🍂 این سخن که «هر عیب که هست از مسلمانی ماست»، از جمله در هر نوبت مواجهشدن با قطرهای از اقیانوس فسادی که گندش درمیآید و لو میرود، مثل سخن علی خامنهای که «فساد سیستماتیکی وجود ندارد»، سخنی بیمبنا و نوعی فرافکنیِ روانی برای مواجه نشدن با واقعیت هولناکیست که یک مسلمان نمیخواهد با آن روبرو شود؛ بنا بر قولی منسوب به برتراند راسل، «تاولهای ﮐﻒ ﭘﺎ»ی حاصل از حرکت در یک مسیر، «مانعی جدی»ست برای اعتراف به ﺍﺷﺘﺒﺎه و بازنگری در مسیر طیشده. برای مثال، حتی در میان همین نواندیشانِ مسلمان و بهاصطلاح روشنفکران دینی، چند تن، آزادگی و شجاعتِ اندیشیدن و التزام به عقلانیتی در حد دکتر صدیقه وسمقی را از خود نشان دادهاند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— هر دم از این باغ بری میرسد
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 گویا در خبرها آمده که:
«افشاگری تازۀ یاشار سلطانی علیه کاظم صدیقی: واریز اجارۀ ماهانۀ یک میلیاردی هتل جهان مشهد به حساب کاظم صدیقی و پسر».
🍂 منتها تا جایی که از محتوای این اعتراضها و طنز و جوکهای حولش مطلع شدم، ایراد را در بهترین حالت، متوجهِ آخوندها و حکومتِ آخوندی دیدهاند، و نه خودِ اسلام.
🍂 در صورتی که مطابق اسلام، میدانیم که هر کس سه مرتبه شرب خمر کند و سپس حد شلاق بر او جاری شود، برای مرتبۀ چهارم اعدام میشود، یا در حکمی مرتبطتر با مصداق مورد بحث:
«سرقت را میتوان با قطع عضو مجازات کرد. در مرتبه اول، قطع چهار انگشت دست راست سارق از انتهای آن است، به طوری که انگشت شست و کف دست باقی بماند. در مرتبه دوم، قطع پای چپ سارق از پایین برآمدگی است، به نحوی که نصف قدم و مقداری از محل مسح باقی بماند. در مرتبه سوم، حبس ابد است».
🔺اما علیالظاهر، حکم مجازات متناسبی برای «اختلاس» یا «ابردزدی و فسادهای اقتصادی بزرگ» به ذهن الله و اسلام نرسیدهاست و مآلاً، شهردار سابق تهران، با وجود آن پروندههای املاک نجومی مشهورش در شهرداری، «رئیس مجلس» میشود و پس از افشاگریهای بعدی دربارۀ هلدینگ یاس و...، باز هم در دور بعد، علیرغم کاهش رای محسوس، احتمالا در جایگاه ریاست باقی میماند. به همینخاطر، امام جمعۀ «امالقرای اسلام» هم، با وجود رسوایی اخیر، باز با قدرت و بدون خجالت، به امامت خود ادامه میدهد و مردم را به «تقوا» دعوت میکند و کسی جلودارش نیست.
🍂 شارعِ اسلام اگر واقعا میخواست مجازاتِ بازدارنده از جرمِ دزدی تعیین کند، باید حکم دزدهای بزرگ نظیر این مورد را سنگین و خشن تعیین میکرد (احکامی معادلِ برخوردهای قاطع و سختِ حکومتِ حزبِ کمونیست چین با مفسدان اقتصادی در میان ردههای مختلفِ سیاستمداران)، نه اینکه حکم دزدان کوچک و عمدتا از طبقات مستضعفِ جامعه را که اکثرا از بیکاری و فقر و نداشتنِ حداقلهای زندگی یا افقی روشن برای یک زندگی نرمال، دست به دزدی میزنند، چنین سنگین تعین کند. همانطور که اگر قرار بود جلوی خساراتِ محتمل از مستی گرفته شود، باید تدبیری معقول و واقعبینانه و بر اساس شناخت صحیح از انسان را مدنظر قرار میداد و زمینۀ رشد فزایندۀ قاچاق و قاچاقچی و مآلاً مرگومیر و کوری و دیالیزی شدنِ مردم مستضعف، با الکلهای تقلبی را میگرفت؛ یعنی تدبیری مشابه آنچه در اکثر جوامع غیراسلامی برقرار است و سنگینترین مجازاتها را برای «مستی در هنگام رانندگی» تعیین میکنند و ایضا، مکانهایی عمومی برای مصرف جمعی این نوشیدنیها تدارک دیدهاند که همین امر، مانع از رشدِ آمارِ افراط در مصرف مشروبات الکلی یا اصطلاحا «بدمستی» میشود؛ چرا که از عواملِ مهم در رو آوردنِ افراد به مصرف مشروبات الکلی، یافتن فرصت و بهانهای برای ارتباط صمیمی با دیگران و نوعی سرگرمی است، و نه صرفا مصرفِ یک نوشیدنیِ الکلی در تنهایی و انزوا؛ علاوه بر این، نفسِ وجودِ چنین مکانهایی، باعث کاهش محسوسِ مصرف مشروبات الکلی بهشکل خانوادگی میشود و اگر خانواده نیز برای شارع اسلام واقعا مهم بود، باید مشابه این تدابیر را اتخاذ میکرد.
🍂 باری! بحرانهایی که با آنها دستوپنجه نرم میکنیم، در بسیاری موارد، یک سرش به زیر عبای همهجا حاضرِ جناب اسلام و مآلاً قانون اساسی جمهوری اسلامی و سیستم گزینشِ پخمهسالار حکومت آخوندی میرسد: کسی که هم مسلمان باشد و شراب نخورد و هم شیعه باشد و هم شیعۀ ۱۲ امامی و هم معتقد به تئوری ولایت مطلقۀ فقیه و هم معتقد به مصداقشِ بدون ذرهای نقد و هم معتقد به انقلاب و هم غربستیز و هم نخبه باشد، در کدام نقطه از منظومۀ شمسی و بلکه کیهان قابل اکتشاف است؟
🍂 هر سیستم سیاسی که اسلام (و بطور کلی هر دینی) در قانون اساسیاش نقشی جدی ایفا کند، بهجهت تبعیض ساختاری و بسته و استبدادی بودنِ ذاتیِ اسلام، صرفا توسط یک مشت کوتوله و شارلاتانِ هفتخط و هزارچهره پر خواهد شد که جز به پر کردن جیبِ خود و هفتنسلشان از مجرای تظاهر و دروغ و چاپلوسی، فکری نخواهند کرد.
🍂 این سخن که «هر عیب که هست از مسلمانی ماست»، از جمله در هر نوبت مواجهشدن با قطرهای از اقیانوس فسادی که گندش درمیآید و لو میرود، مثل سخن علی خامنهای که «فساد سیستماتیکی وجود ندارد»، سخنی بیمبنا و نوعی فرافکنیِ روانی برای مواجه نشدن با واقعیت هولناکیست که یک مسلمان نمیخواهد با آن روبرو شود؛ بنا بر قولی منسوب به برتراند راسل، «تاولهای ﮐﻒ ﭘﺎ»ی حاصل از حرکت در یک مسیر، «مانعی جدی»ست برای اعتراف به ﺍﺷﺘﺒﺎه و بازنگری در مسیر طیشده. برای مثال، حتی در میان همین نواندیشانِ مسلمان و بهاصطلاح روشنفکران دینی، چند تن، آزادگی و شجاعتِ اندیشیدن و التزام به عقلانیتی در حد دکتر صدیقه وسمقی را از خود نشان دادهاند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin