نقدآگین
12.2K subscribers
3.91K photos
3.5K videos
93 files
9.21K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📚برهان قاطعِ محمد: "خدا سر شاهده!"
(۱/۳)
✍️#بهرام_بسطامی

🔍 به معجزه‌‌ای جدید که اخیراً دانشمندان چینی(!) کشف کرده‌اند، توجه فرمایید:

برهان قاطعِ «خدا سر شاهده» که مؤلفان قرآن برای اثبات الهی بودن منشأ کتاب و پیامبر اسلام طرح کرده‌اند، برهانی است که کافران (مؤمنان هر دینی غیر اسلام، یا اکثریت جمعیت کرهُ زمین) را انگشت به دهان نموده و تا یک قدمی شهادتین آورده است:

📍«لکِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْکَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلائِکَةُ يَشْهَدُونَ وَ کَفي‏ بِاللَّهِ شَهيدا: ولی [در برابر عدم ایمان و عدم تصدیقِ ادیان دیگر به صداقت تو در ادعای رسالتت] خدا شاهده به آنچه بر تو نازل کرده که آن را به علم و دانش خود نازل کرده، و فرشتگان هم شاهد‌ند، گرچه شهادت خدا به تنهایی کافیه». (فصل زنان، جملهٔ ۱۶۶)

🔍این جمله مدت‌ها، از آوانِ جوانی‌ و مسلمانی‌ام، یک سؤال جدی و مایۀ حيرتم بود که خدا زبانم لال، در حال بیان چه سخن مهمل و هذیان‌گونه‌ای است؟ ولی خب، این هم به لیست آیات خط کشی شده و علامت‌سؤال و تعجب‌دارم افزوده شد، تا شاید روزی بتوانم بهتر فهمش کنم.

آخر وقتی یک مؤمن، نظام معنابخشی را منحصر به یک دین و یک کتاب خاص و اساسا قبول ادیان خاص و سازماندهی شده، می‌داند، در مقابل تناقض‌های متعدد، چنین رویکردی را اتخاذ می‌کند؛ یعنی تناقض‌ها را از علم ناقص خود یا گناهکاری خود و...می‌بیند؛ یا اگر کمی جلوتر رود مثل جناب آیت الله کمال حیدری، بحث تحریف تاریخی قرآن را علم می‌کند، تا مشکل را به یکسری واسطه ناالهی قرآن تقلیل دهد؛ یا اگر کمی روشنفکرتر شود، می‌گوید من روح قرآن را می‌گیرم و عرضیات آن و بخش‌های خطای برداشتی محمد که حاصل محدودیت‌های ذهن و روان اوست را در اپوخه می‌گذارم؛ یا اگر نتواند این ماله‌کشی‌ها و خودفریبی‌ها جهت گریز از افتادن به افق برهوت‌واری که بدون دین موروثی تصور می‌کند را انجام دهد، سراغ دین و ایدئولوژی ثانی و ثالثی می‌رود مگر حتا لحظه‌ای برزخ «تقریبا هیچ از خود و جهان نمی‌دانم» و «چقدر تنها، محدود و آسیب‌پذیر هستم» را تجربه نکند.

🔍در ختمِ قرآن‌های گذشته‌ام، بارها به عقب و جلوی این جمله و تفاسیر (۱) و.. رجوع کرده بودم و مرتب دست خالی بازگشتم، ولی امروز بعد خواندنِ یادداشت زیر، لازم دیدم با این جملهٔ خنده‌دار مؤلفان قرآن، تصفیهٔ حساب بکنم:

«تعابیری مثل «خدا را شاهد می‌گیرم» نیز با تعابیری مثل «برخلاف میل» هم‌خانواده است. وقتی کسی می‌گوید «خدا را شاهد می‌گیرم که بر خلاف میل باطنی این کار را کردم»، از دو مفهوم کاملا نامحسوس و غیرقابل بررسی و غیرقابل راستی‌آزمایی استفاده کرده است.

منظور او از اینکه «خدا را شاهد می‌گیرد» چیست؟ آیا می‌تواند دست خدا را بگیرد و در صحنه حاضر کند تا خدا صحت حرف او را تأیید کند؟ اینکه کسی در دل خدا را شاهد کارهای خود بداند و در زبان خدا را به شهادت بطلبد، آیا در عرصۀ مهم و بزرگی چون مناسبات اجتماعی و سیاسی، او را قابل اعتماد و حرفش را معتبر می‌کند؟

«خدا» موجودی نامحسوس است و نمی‌تواند در صحنه حاضر شود و صدق سخن یا قسم کسی را که به وجود او استشهاد می‌کند تأیید یا تکذیب کند
». (برخلاف میل به صحنه آمدن(!): خدا را شاهد می‌گیرم!)

🔍 این جملهٔ قرآن به تنهایی می‌تواند بدل به آیه‌/نشانه‌ای هدایت‌بخش برای یک مسلمان متعهد به حقیقت (و نه هویت) باشد و کلّ باور سست و تئولوژیک الهی بودن منشإ قرآن را نقض کند. اگر نظیر این جمله در کتاب افلاطون، چه می‌گویم، رساله و مقالهٔ یک دانشجوی کارشناسی الاهیات باشد، باعث وهن خرد و اخلاق گفتاری او خواهد شد.

البته شخص می‌تواند در تصورات خودش، با درجه‌ای خودشیفتگی، خود را بر قلّه‌ٔ قافِ حقّ مطلق وهم کند، اما بیان آن و خدا را شاهد گرفتن، چه از قولِ خود و چه از قول خود خدا(؟) مبنی بر حق بودن ادعاهای سترگش (که جز با برهانی واقعی و آزمونی (حداقل از سنخ مدعیاتی که در بایبل هست)، قابل تصدیق شدن توسط مؤمنین به ادیان دیگر یا ملحدین نیست) جز از یکسری انسان عوام و میان‌مایه که ذره‌ای به تقوا/اخلاق بیان مجهز نیستند، برنمی‌آید؛ چه رسد به انسان‌هایی حکیم و فرزانه و چه رسد به خود خدای حکمت مطلق و مظلوم و ساکتِ مادر مرده که هزاران مدعی دارد!

(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📚برهان قاطعِ محمد: "خدا سر شاهده!"
(۲/۳)
✍️#بهرام_بسطامی

🔍در واقع کاندیداهای سوپرشارلاتان ریاست‌جمهوری، با همان منش و اخلاق منحطِ ریاکارانه و پوچی سخن می‌گویند که پیشتر در فرهنگ قسم‌گو و ریاکار ما متداول است و مؤلفان قرآن نیز از همین فرهنگ برای اثبات نظامِ باور خود در مقابل مؤمنین به ادیان دیگر که در زمانهٔ آن‌ها می‌زیستند، بهره جستند تا دسته‌ای از مؤمنین ساده دل را با کلام‌هایی عوام‌فریبانه راضی و خوش کنند؛ که هر چند اکثریت مؤمنین به بایبل (و تقریباً اکثر مومنین جهان باستان) و...این نظام باور جدید را تصدیق نمی‌کنند، اما شما بنا به تصدیق و شهادت خود الله بر الهی بودن این نظام باور، ایمان بیاورید یا بر ایمان و یقین خود بیافزایید و به خود شک راه ندهید؛ که شهادت چه کسی ارزش بیشتری از خود الله را دارد؟ هر چند فرشته‌ها (و اجنّه که اینجا فراموش شده، ولی در سورهٔ جن، به جای برهان و معجزه و پاسخ به سؤالات علمی مؤمنان ادیان قبلی، از آن‌ها نیز مایه‌ای خیالی گذاشته شده که آنان نیز شهادتین خوانده و ایمان آورده‌اند به اسلام) نیز شهادت می‌دهند.

🔍حالا بین شهادت الله، اجنُه و ملائکه چه فرقی است که بتوان آزمود و پی برد که اصلا وجود خارجی هم دارند؟! آیت الله جوادی آملی ماوراءالطبیعه/جن و جنت‌شناس، اعلم!!! (که از پس توضیح علمی چگونگی تحقق بانکداری اسلامی و بورس اسلامی بر نمی‌آید و این دو سازمان بومی برخلاف نمونه‌های غربی‌ و غیراسلامی‌شان سرمایهٔ بخش بزرگی از ایرانیان را به خاک سیاه کشانده‌اند؛ ولی ایشان باز هم در این زمینه‌ها از موضع بالا شکایت غـُر زنانه و طلبکارانه می‌کند؛ تو گویی آتاتورک ولی مطلقهٔ فقیه است و نه یکی از قماش خودشان؛ ولی همین شیخ، تک تک کوچه‌های جهنم و بهشت و انواع مدل اجنًه و ملائکه و هدف‌های خدا در خلقت و انواع عوالم بعد مرگ را به خیال خود، مثل کف دست می‌شناسد).

🔍نکتهٔ گریه‌آور آن است که اگر دقیقا با همین سبک استدلال و روش آیهٔ مورد بحث، خداوند اراده کند پیامبری برای مسلمانان گرفتار گمراهی بیاورد، چنان تکفیرش می‌کنند و کافر بدو می‌شوند، که به اصطلاح (و به غلطی مصطلح) اهل جاهلیت هم، چنین خشن با ابواب رحمت خدا و عباد صالحش برخورد نمی‌کردند و با فعل خود فریاد نمی‌کشیدند: «یدالله مغلولة! پیامبر-برانگیزی خدا تمام‌شدنی است؛ خدا بعد یک پر کاری تاریخی، در استراحت مطلق به سر می‌برد».

فقط نگاهی گذرا به خشونت‌های فجیعی که در حق باب و بهاء شده که در استدلال‌ورزی مشابهت‌ها و بلکه خلاقیت‌های بیشتری از مؤلفان قرآن داشتند، و پیروان اکثرا بی‌خطر و صادق و ساده‌ٔ بهاییت، که از حق تحصیل و زندگی و نماینده داشتن و تبلیغ و..محروم‌اند، و چونان با آنان برخورد می‌شود که در داستان‌های اسلامی، یهود با محمد و مسلمانان چنین نکرده است، و حتی اسرائیل با اعراب و مسلمانان شهروندش یک صدم چنین رفتاری را بروز نمی‌دهد، آدمی را به حیرت می‌افکند که مدعیان اسلام به کدام اصل پایبند هستند؟ چطور همزمان، روش برهان و استدلالی خطا را معجزه می‌دانند و کلام خود خدا، ولی اگر همان کلام یا کمی بهتر از آن توسط پیامبران بعدی زده شود، بدون ترس، کافر حربی آن پیامبران می‌شوند؟ و از پیامبرکشی، شکنجه، تعقیب و آزار مؤمنین به پیامبران متأخرتر هیچ باکی از قیامت و الله و ملائکه که شاهد اعمال خود می‌دانند، نمی‌کنند؟ چه رسد به شرم اولیهٔ انسانی و حتی حیوانی که حیوان نیز با حیوان دیگر، به صرف یکسری باور متفاوت چنین برخوردهای وحشیانه‌ای نمی‌کند که بعد مدعی رحمت للعالمین بودن نبی‌شان و رحمان رحیم بودن اللهشان شوند! و از یهودیان و مسیحیان نیز شاکی باشند که چرا به نبی‌ سراسر عشق و خرد و دانش آنان مؤمن نشدند؟ در حالی که خودشان حتی به قبرستان بهاییان با این همه اشتراکات عقیدتی با خودشان رحم نمی‌کنند و از یک قبرستان درست داشتن مثل سایر ادیان محرومشان می‌کنند؛ بعد انتظار دارند یهودیان قدس هم، با آن تاریخ دراز در بایبل را، دودستی به این بهاییان یهود و مسیحیت بدهند.

(ادامه دارد)

➖➖➖
✅ نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📚برهان قاطعِ محمد: "خدا سر شاهده!"
(۳/۳)
✍️#بهرام_بسطامی

🔍 بد نیست در خاتمه، به یک وجه دیگری که در این یادداشت به آن اشاره شده و از همین وجه نیز می‌توان به نقد و بررسی بخش‌های دیگری از قرآن و حدیث ‍(یعنی تألیفات جهت ساخت نظام باور توسط امثال ابن‌ اسحاق در مراکز سیاسیِ زمان در بیش از یک قرن بعد محمد تاریخی) پرداخت، اشارتی کنیم.

وَ النَّجْمِ إِذا هَوي‏ ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوي‏ وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوي‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحي‏ عَلَّمَهُ شَديدُ الْقُوي‏: سوگند به ستاره آن گاه که در افق فرو شود، که همنشین شما محمّد نه از راه راست منحرف شده و نه در تشخیص حقیقت دچار خطا گردیده است. او به رأى و هوای نفس خود سخن نمی‌گوید؛ بلکه مگر وحی‌ای که از جانب خدا به او مى‌رسد، نیست. جبرئیل، آن فرشته برخوردار از نیروهاى سخت و پایدار، آن را به او آموخت» (جملات ۱ تا ۵، بخش ستاره)

🔍این
چند جمله با سوگندِ به ظاهر الله به یک مخلوق ناچیز خودش که کوچک در نظر مردمان بوده (ستاره) آغاز می‌شود (که در نظر اول کاری عبث است؛ مگر اینکه از وجه ادبی بگیریم که معلوم نیست چه تناسب زیباشناسانه‌ای با جملات بعدی دارد؟ و خدا از وجه ادبی چرا باید سوگند بخورد به چیزی، خصوصا بی‌ارزش‌تر از خودش). و البته مؤلفان این متن از سوگند برای اثبات خطابی ادعایی بزرگ در ذهن مخاطب عامی بهره جسته‌اند؛ اثبات یک گزارهٔ مهم در تئولوژی (نظام باور) اسلامی که آن، عصمت ‍و الهی بودن تمامی اقوال پیامبرِ مذکورِ در حدیث و سیره، حداقل در بُعد ادعاهای درون متنی قرآنِ منتسب به او است. بخش مرتبط از يادداشت مورد اشاره را بخوانیم و به این جملات قرآن با تأمل انتقادی بنگریم:

«اکثریت قریب به‌اتفاق ثبت‌نام‌کنندگان مدعی بودند که ورودشان به این کارزار برخلاف «میلشان» بوده است؛ و نوعاً از مفاهیمی تقریباً مشابه برای اثبات و باور‌پذیر کردن مدعای خود استفاده کرده‌اند.

معیارِ برخلاف ‌میل‌بودن چیست؟ وقتی کسی می‌گوید برخلاف میل کاری را انجام داده است چگونه می‌توان باور کرد که راست می‌گوید؟ با همین منطق، معنای «کمال میل» چیست؟ کسی که می‌گوید «با کمال میل» کاری را انجام می‌دهد، دقیقاً منظورش چیست؟

تعابیری مثل «خدا را شاهد می‌گیرم» نیز با تعابیری مثل «برخلاف میل» هم‌خانواده است. وقتی کسی می‌گوید «خدا را شاهد می‌گیرم که بر خلاف میل باطنی این کار را کردم»، از دو مفهوم کاملا نامحسوس و غیرقابل بررسی و غیرقابل راستی‌آزمایی استفاده کرده است» (
برخلاف میل به صحنه آمدن: خدا را شاهد می‌گیرم).

حال تفسیر حوزویانی چون جوادی آملی را بخوانیم و ببینیم از جاگذاری این علَامه‌ها و دانشمندان باسواد(!) با این سطح عقلانیت و استنباط‌گریِ تعطیل، به جای شاه سابق، می‌خواستيم بعد ۴۳ سال، اقتصاد و سیاست‌ داخلی ژاپن و آلمان را تجربه کنیم؟ و در حال رقابت با ونزوئلا، سوریه و یمن در آخر جدول اقتصاد جهان نباشیم؟

«اگر معصوم حقیقتى را بیان نماید که عنصر دینى نباشد - مثلاً از یک مطلب علمى سخن بگوید -، قطعاً سخن او مطابق با واقع است. همان گونه که اگر مطلبى شرعى و دینى را بیان نماید، هیچ خطایى در سخن او نیست». تأملات در علم اصول فقه، کتاب اول، دفتر پنجم، مبادی صدوری سنت، مرتبه و دامنه ى عصمت، ص ۳۵. [۱۶]

«از آیه "و ما ینطق عن الهوی" استفاده می شود که رفتار و سیره‌ی پیامبر (ص) هم علاوه بر گفتار آن جناب، هیچ گاه بدون اذن وحی نبوده است و اگر هم فرضا چنین معنای فراگیری را نتوانیم از این آیه استنباط کنیم از آیات دیگری مثل آیه ی ۵۰ سوره ی انعام و آیات دیگر، چنین چیزی استظهار می شود». جوادی آملی عبدالله، تفسیر موضوعی فرآن، سیره ی رسول اکرم (ص) در قرآن، ج ۸، ص ۳۳.

با این دستگاه تحلیلی می‌خواستیم کرونا را توطئهٔ آمریکا برای ژن ایرانی توهم نکنند؟ و بعد واکسن آمریکا و انگلیس را با یک مغالطه پیشا-سیکل بر ملت خودشان حرام نکنند و از جی‌پی‌اس کار گذاشتن در واکسن صحبت نکنند؟ می‌خواستیم درِ ایران‌خودرو به عنوان بزرگترین دزد و قاتل ملی را تخته‌کنند؟ می‌خواستیم از آمریکا و اسرائیل لولو خورخوره درست نکنند و مثل روسیه و چین و تمام کشورهای دنیا با هر کشوری در موضوعات مورد مناقشه مذاکره کنند؟ و از مذاکره یک تابویی در حد فراتر از زنا و تن‌فروشی نسازند؟ یا با شورای نگهبان، اکثریت ایرانیان نخبه و متخصص و وطن دوست را، چون به اباطیل و خرافات خودشان باور ندارند یا ملتزم نیستند، رد صلاحیت نکنند؟

دستگاه ذهنی یک عالم مسلمان، از آغاز با این همه خبط و خطا آلوده شده که امکان تحلیل حداقلی استدلال‌ها با آن همه سال تحصیل را به او نمی‌دهد؛ بی‌شک تا محو نشدن و تضعیف تدریجی چنین دستگاه واژگونی، امکان بهروزی مردم ایران و منطقه یک خواب خواهد بود.

ارجاعات: (اینجا)

➖➖➖
✅ نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
#خبر_نقدآگین

⚜️نشریهٔ پراکسیس برگزار می‌کند:
مدخل‌های ورود به فلسفهٔ قرون وسطی

📆 زمان برگزاری: پنج‌شنبه ۱۵ شهریورماه، ساعت ۱۹

📌 مکان برگزاری: گوگل‌میت (آنلاین)

🎙ارائه‌دهنده: جان مارنبون | فیلسوف و استادِ فلسفهٔ قرون وسطی در دانشگاه کمبریج

✔️جهت ثبت‌‌نام می‌توانید با این آیدی در ارتباط باشید:‏ @praxispress


.


#نظریه_فلسفی #فلسفه #اندیشه #تاریخ_فلسفه_غرب #فلسفه_قرون_وسطی #فلسفه_اسلامی #فلسفه_یهودی #فلسفه_لاتینی #فلسفه_اسلامی #جان_مارنبون

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
🎧خدای سید حسینِ نصر در ترازو (+)

🎙#وریا_امیری

🔸در برنامه دو آتئیست به دو موضوع پرداخته شد. بخش اول بحثی در مورد دیدگاه‌های #غلام‌حسین_ابراهیمی_دینانی پیرامون مد، زیبایی‌شناسی و پیروی از هنجارها بود. در این بخش، با استفاده از مثال شلوار جین پاره و اشاره به حکایتی از سعدی، به نقد دیدگاه‌های سنتی و مداخله‌جویانه در مسائل شخصی افراد می‌پردازند.

🔸در بخش دوم به بررسی افکار پرفسور سید حسین نصر پرداخته شد. ایشان به عنوان فیلسوفی جدی‌تر نسبت به برخی دیگر توصیف شدند و دارای سابقه تحصیلی قوی در دانشگاه‌های معتبر خارجی (از جمله هاروارد و احتمالا ام‌آی‌تی) می‌باشند. پرفسور نصر پیش از انقلاب نقش مهمی در بنیان‌گذاری موسسات فلسفی در ایران، نظیر انجمن شاهنشاهی فلسفه/مؤسسه پژوهشی حکمت فلسفه ایران، ایفا کردند. تمرکز اصلی ایشان بر فلسفه اسلامی بوده‌است.

🔸بخش مهمی از گفتگو به برهان ایشان برای اثبات خدا اختصاص داشت که با برهان واجبالوجوب و برهان صدیقین در ارتباط است. پرفسور نصر با تمرکز بر "ماهیت" (whatness) اشیاء و مفهوم "وجود ناب"، استدلال می‌کنند که وجود موجودات ممکن‌الوجود مستلزم وجود یک واجب‌الوجود یا وجود خالص است که خود منشأ و اصل وجود است. ایشان برای توضیح این مفهوم از مثال "نور" استفاده کرده و با اقتباس از دکارت ("می‌اندیشم، پس هستم")، مطرح می‌کنند که "می‌اندیشم، پس خدا هست"، به این معنا که هستی موجودات متفکر خود اثباتی برای وجود ناب الهی است که امکان هستی ما را فراهم می‌کند.

🔸در این گفتگو به نقدهای وارد بر این نوع استدلال‌ها از منظر منطق جدید
پرداخته شد که وجود را نه یک خاصیت یا صفت، بلکه یک اپریتور (operator) در نظر می‌گیرد. این دیدگاه، روشی که وجود را شیء یا چیزی اضافی به ماهیت می‌بیند (مانند فلسفه ابن سینا و ملا صدرا) را مبتنی بر منطق ورشکسته‌ای دانسته و آن را به "عالم هپروت" تشبیه می‌کند.


📻 خداشناسی دینانی در ترازو
📕سخنی با متکلمِ فیلسوف‌نما
📕 دُم خروسِ بچه‌شیعه‌ای در نقابِ فیلسوف‌!
📕 کژفهمی دینانی از فرآیند شناخت
.


#فلسفیدن #نقد_روشنفکران
#فلسفه #الهیات #دین #اسلام #آتئیسم #ندانم_گرایی #سید_حسین_نصر #فلسفه_اسلامی #اثبات_خدا #برهان_واجب_الوجود #برهان_صدیقین #وجود #ماهیت #منطق #منطق_جدید #فلسفه_تحلیلی #اخلاق #زیبایی‌شناسی #نقد_فلسفه #گفتگو #مناظره
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘برهان امکان حتی ربوبیت را ثابت نمی‌کند!
—
آنچه ابن تیمیه فهمیده‌بود، برخی هنوز نفهمیدند

✍🏻 #سموان_الدهري (منتقد عرب)

🔻"شرح العقیده الأصفهانیه (1/50) — ابن تیمیه (متوفی 728 هـ):
💡 نقدی بر محدودیت برهان امکان

"این روش، هرچند بدون شک درست است، اما نتیجه آن صرفاً اثبات وجود یک موجود واجب است. این مسئله مورد اختلاف هیچ‌یک از عاقلان معقول نبوده و همچنین از مسائل برتر نیست. این روش اثبات‌کننده وجود خالق نیست و نیز نشان‌دهنده وجود موجود واجبی که آسمان‌ها و زمین را آفریده باشد، نیست؛ چنان‌که فیلسوفان الهی همچون ارسطو و پیروانش (مشائیان) آن را می‌پذیرند.

بلکه صرفاً اثبات می‌کند که وجود، یک وجود واجب است. این موضوع را حتی منکران صانع (آفریننده)، مانند فرعون، فلاسفه دهریه مطلق، قرامطه و نظایر آنان نیز می‌پذیرند. آنان می‌گویند که این وجود، به ذات خود واجب الوجود است.

💡 نقدی بر نظریه وحدت وجود
به همین نتیجه نیز طرفداران نظریه وحدت وجود (که معتقدند وجود یکی است) می‌رسند. آنان در نهایت می‌گویند: چیزی جز همین وجود، که متمایز از آسمان‌ها و زمین نیست، وجود ندارد و چیزی غیر از وجود موجود ممکن در کار نیست."


🔷 تحلیل و تفسیر: محدودیت برهان امکان

🔻توضیح نویسنده:
🧐 تفکر افراد زیرک و نه استدلالی عامیانه
🔸این سخن ابن تیمیه در زمینه بررسی برهان امکان است. چنین استدلالی، حاصل تفکر و تدبر افراد زیرک و هوشمند است، نه آن‌گونه که برخی در مواجهه با آن می‌گویند:
"بیا با برهان امکان وجود، خدا را برایت اثبات کنم."


💭 برهان امکان، نه ربوبیت را ثابت می‌کند و نه خالقیت را
🔸بدان که این مسئله حتی در مباحث حدوث و مانند آن نیز جریان دارد. این براهین حتی به سطح اثبات ربوبیت هم نمی‌رسند، بلکه فقط نشان‌دهنده وجود یک واجب‌الوجود هستند که ذهن از پذیرش آن امتناع نمی‌کند.

📌 نتیجه: جهان همان واجب‌الوجود است!
🔸اما حقیقت غیرقابل انکار این است که این واجب‌الوجود همان خود جهان است و بس.

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین

📻 جدالی درباب برهان علیت
📻 خدای سید حسینِ نصر در ترازو
📻 خداشناسی دینانی در ترازو
📻 نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
📻 مناظره‌ای درباب «محمد و اسلام»
📻 مناظره‌ای درباب «محمد و اسلام»
📻 روشنفکری و دینداری: تناقض‌ها در کجاست؟
📺 بی‌نهایت محاله؟
📺 ذهنیت غربی و شرقی
📺 «باور» چیست؟
📺 چرا انسان‌ «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
📺 مناظره هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
📺 آیا براهین وجود خدا قانع‌کننده‌اند؟
📺 شاید کس/کسانی ما را برای سرگرمی خود خلق کرد‌ه‌اند!
📺 بزرگ‌ترین چالش اعتقاد به خدا چیست؟

.


#فلسفیدن #نقد_ادیان #ابن_تیمیه #برهان_امکان #وحدت_وجود #فلسفه_اسلامی #تحلیل_عقاید #نقد_متون #مباحث_کلامی #توحید #تاریخ_اندیشه #فلاسفه_اسلامی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin