Forwarded from گفتوشنود
معمای انتخاب
از آزادی درونی تا سازوکارهای کنترل اجتماعی
آزادی، پیش از آنکه پدیدهای سیاسی یا بیرونی باشد، ریشهای عمیق در قلمرو درونی انسان دارد. جوهر آزادی در انتخاب است؛ قدرتی بنیادین که از نحوه اندیشیدن و سبک زندگی آغاز میشود و تا ژرفترین لایههای باور و عقیده امتداد مییابد.
▪️اصالت ایمان در گروی انتخاب آزاد
در حوزه اعتقادات دینی و معنوی، آزادی معنایی حیاتیتر مییابد. ایمان راستین زمانی معنا پیدا میکند که محصول یک فرآیند آگاهانه، ارادی و صادقانه باشد، نه فرآوردهی فشار اجتماعی، عرفهای تحمیلی یا جریانهای فرهنگی مسلط. اعتقادی که از روی اجبار یا تقلید کورکورانه شکل بگیرد، تهی از ارزش درونی است. در واقع، باور به آزادی انتخاب است که مدارا را رقم میزند؛ زیرا به رسمیت شناختن حق انتخاب دیگران، بستر همزیستی مسالمتآمیز و احترام متقابل را در جامعه فراهم میکند.
▪️استبداد و ابزار کنترل از طریق محدودسازی
در نقطه مقابل، حکومتهای توتالیتر، دیکتاتوری و سیستمهای مذهبی ایدئولوژیک، بقای خود را در گروی محدود کردن حق انتخاب شهروندان میبینند. تاریخ و جامعهشناسی سیاسی نشان میدهند که این نظامها از طریق سازوکارهای زیر اعمال کنترل میکنند:
انحصار حقیقت:
سلب تکثر فکری و ارائه روایتی واحد از ارزشها.
مهندسی اجتماعی:
استفاده از نهادهای قدرت برای یکدستسازی فرهنگی و سرکوب استقلال فردی.
هزینهمند کردن انتخاب:
ایجاد تبعیض و فشار برای جلوگیری از بروز تردید یا تغییر در باورهای رسمی.
وقتی حق انتخاب در حوزههای پوشش، تفکر و ایمان سلب شود، انسانها از «عاملان مختار» به «تابعان منقاد» تبدیل میشوند و جامعه به سمت رکود و فرسایش اخلاقی سوق مییابد.
آزادی انتخاب، سنگ بنای کرامت انسانی است. صیانت از این حق بنیادین، نه تنها ضامن توسعه فردی و پویایی اندیشه است، بلکه تنها مسیر پایدار برای دستیابی به جامعهای مبتنی بر عقلانیت، تساهل و مسئولیتپذیری اخلاقی به شمار میرود.
#آزادی_بیان #آزادی_انتخاب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از آزادی درونی تا سازوکارهای کنترل اجتماعی
آزادی، پیش از آنکه پدیدهای سیاسی یا بیرونی باشد، ریشهای عمیق در قلمرو درونی انسان دارد. جوهر آزادی در انتخاب است؛ قدرتی بنیادین که از نحوه اندیشیدن و سبک زندگی آغاز میشود و تا ژرفترین لایههای باور و عقیده امتداد مییابد.
▪️اصالت ایمان در گروی انتخاب آزاد
در حوزه اعتقادات دینی و معنوی، آزادی معنایی حیاتیتر مییابد. ایمان راستین زمانی معنا پیدا میکند که محصول یک فرآیند آگاهانه، ارادی و صادقانه باشد، نه فرآوردهی فشار اجتماعی، عرفهای تحمیلی یا جریانهای فرهنگی مسلط. اعتقادی که از روی اجبار یا تقلید کورکورانه شکل بگیرد، تهی از ارزش درونی است. در واقع، باور به آزادی انتخاب است که مدارا را رقم میزند؛ زیرا به رسمیت شناختن حق انتخاب دیگران، بستر همزیستی مسالمتآمیز و احترام متقابل را در جامعه فراهم میکند.
▪️استبداد و ابزار کنترل از طریق محدودسازی
در نقطه مقابل، حکومتهای توتالیتر، دیکتاتوری و سیستمهای مذهبی ایدئولوژیک، بقای خود را در گروی محدود کردن حق انتخاب شهروندان میبینند. تاریخ و جامعهشناسی سیاسی نشان میدهند که این نظامها از طریق سازوکارهای زیر اعمال کنترل میکنند:
انحصار حقیقت:
سلب تکثر فکری و ارائه روایتی واحد از ارزشها.
مهندسی اجتماعی:
استفاده از نهادهای قدرت برای یکدستسازی فرهنگی و سرکوب استقلال فردی.
هزینهمند کردن انتخاب:
ایجاد تبعیض و فشار برای جلوگیری از بروز تردید یا تغییر در باورهای رسمی.
وقتی حق انتخاب در حوزههای پوشش، تفکر و ایمان سلب شود، انسانها از «عاملان مختار» به «تابعان منقاد» تبدیل میشوند و جامعه به سمت رکود و فرسایش اخلاقی سوق مییابد.
آزادی انتخاب، سنگ بنای کرامت انسانی است. صیانت از این حق بنیادین، نه تنها ضامن توسعه فردی و پویایی اندیشه است، بلکه تنها مسیر پایدار برای دستیابی به جامعهای مبتنی بر عقلانیت، تساهل و مسئولیتپذیری اخلاقی به شمار میرود.
#آزادی_بیان #آزادی_انتخاب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5👌3
Forwarded from گفتوشنود
افلاطون، شاگرد برجسته سقراط، یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در تاریخ فلسفه اخلاق است که راه استاد خود را در پیوند زدن اخلاق با گفتوگو و تفکر عقلانی ادامه داد. او در آثارش، بهویژه در «جمهوری»، اخلاق را نه صرفاً مجموعهای از هنجارهای رفتاری، بلکه بخشی از معماری کلان روح انسان و نظم کیهانی میدانست. از نظر افلاطون، عدالت، خیر و فضیلت، مفاهیمی بودند که باید از طریق تأمل عقلانی و تربیت درونی روح کشف و تحقق یابند، نه از راه تقلید یا اطاعت کورکورانه از رسوم جامعه.
نقش دیالوگ در فلسفه افلاطون اساسی است. او تقریباً تمامی آثار فلسفی خود را به صورت گفتوگوهای نمایشی میان شخصیتهای مختلف، بهویژه سقراط، نگاشت. این قالب نه تنها ادبیاتی زنده برای انتقال اندیشه بود، بلکه بازتابی از باور او به ماهیت پویای حقیقت و اخلاق بود؛ یعنی حقیقت از طریق تعامل و تبادل نظر، و نه از طریق دیکته کردن یا تلقین، به دست میآید. گفتوگوهای افلاطونی، مانند «فایدون» یا «کریتون»، نمایانگر تلاش برای کشف بنیادهای اخلاقی در بستری از پرسش، پاسخ و تأمل فلسفی هستند.
در مرکز فلسفه اخلاق افلاطون، مفهوم «خیر مطلق» (the Form of the Good) قرار دارد. او باور داشت که تمام فضیلتها از ادراک این خیر مطلق سرچشمه میگیرند و وظیفه فیلسوف، بهویژه در مقام حاکم یا معلم، هدایت روح انسان به سوی ادراک این خیر است. در نگاه او، اخلاق و سیاست از یکدیگر جدا نیستند، زیرا جامعه عادل زمانی شکل میگیرد که افراد آن بر اساس فضیلت تربیت شوند و حکمرانی در دست دانایان قرار گیرد. از این رو، تعلیم و تربیت اخلاقی برای افلاطون نه یک موضوع فرعی، بلکه محور اصلاح فرد و جامعه بود.
در نهایت، افلاطون با تأکید بر نقش عقل، گفتوگو و ادراک خیر در تحقق اخلاق، پایهای برای اخلاقیات فلسفی غرب گذاشت که تا قرنها بعد الهامبخش فلاسفه، متفکران دینی و حتی نظامهای آموزشی باقی ماند. او اخلاق را به جای امری صرفاً دینی یا قراردادی، به صورت پرسشی فلسفی در بطن هستی و شناخت انسان طرح کرد. این میراث افلاطونی، همچنان در فلسفه معاصر، تعلیم و تربیت و سیاستورزی اخلاقمحور، پژواک دارد.
#افلاطون #سقراط #دیالکتیک #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نقش دیالوگ در فلسفه افلاطون اساسی است. او تقریباً تمامی آثار فلسفی خود را به صورت گفتوگوهای نمایشی میان شخصیتهای مختلف، بهویژه سقراط، نگاشت. این قالب نه تنها ادبیاتی زنده برای انتقال اندیشه بود، بلکه بازتابی از باور او به ماهیت پویای حقیقت و اخلاق بود؛ یعنی حقیقت از طریق تعامل و تبادل نظر، و نه از طریق دیکته کردن یا تلقین، به دست میآید. گفتوگوهای افلاطونی، مانند «فایدون» یا «کریتون»، نمایانگر تلاش برای کشف بنیادهای اخلاقی در بستری از پرسش، پاسخ و تأمل فلسفی هستند.
در مرکز فلسفه اخلاق افلاطون، مفهوم «خیر مطلق» (the Form of the Good) قرار دارد. او باور داشت که تمام فضیلتها از ادراک این خیر مطلق سرچشمه میگیرند و وظیفه فیلسوف، بهویژه در مقام حاکم یا معلم، هدایت روح انسان به سوی ادراک این خیر است. در نگاه او، اخلاق و سیاست از یکدیگر جدا نیستند، زیرا جامعه عادل زمانی شکل میگیرد که افراد آن بر اساس فضیلت تربیت شوند و حکمرانی در دست دانایان قرار گیرد. از این رو، تعلیم و تربیت اخلاقی برای افلاطون نه یک موضوع فرعی، بلکه محور اصلاح فرد و جامعه بود.
در نهایت، افلاطون با تأکید بر نقش عقل، گفتوگو و ادراک خیر در تحقق اخلاق، پایهای برای اخلاقیات فلسفی غرب گذاشت که تا قرنها بعد الهامبخش فلاسفه، متفکران دینی و حتی نظامهای آموزشی باقی ماند. او اخلاق را به جای امری صرفاً دینی یا قراردادی، به صورت پرسشی فلسفی در بطن هستی و شناخت انسان طرح کرد. این میراث افلاطونی، همچنان در فلسفه معاصر، تعلیم و تربیت و سیاستورزی اخلاقمحور، پژواک دارد.
#افلاطون #سقراط #دیالکتیک #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌9❤3👍1💯1
Forwarded from گفتوشنود
محکومیت افشین حیرتیان، شهروند بهایی و فعال حقوق کودک، به ۳۱ سال زندان
افشین حیرتیان، شهروند بهایی، فعال حقوق کودکان و عضو جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، به مجموعا ۳۱ سال حبس و پرداخت جزای نقدی محکوم شد. بر اساس مقررات تعدد جرم، در صورت تایید حکم در مرحله تجدیدنظر، ۱۲ سال حبس به عنوان مجازات اشد در مورد او اجرا خواهد شد.
بر اساس رای صادرشده، این فعال حقوق کودک از بابت اتهام «تشکیل گروه غیرقانونی» به ۱۲ سال حبس، از بابت «فعالیت تبلیغی مخل شرع مقدس اسلام» به ۱۱ سال حبس و به اتهام «اجتماع و تبانی» به ۶ سال حبس و پرداخت ۳۳۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده است. او همچنین در پروندهای دیگر، به اتهام «تحصیل مال نامشروع» در ارتباط با دریافت یک هزار دلار، به دو سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل دو برابر این مبلغ محکوم شده است.
جلسه رسیدگی به اتهامهای افشین حیرتیان در ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵ برگزار شد؛ در حالی که او پیش از برگزاری دادگاه، بیش از ۲۵۰ روز را در بازداشت موقت و بلاتکلیفی سپری کرده بود. وی در ۲۰ آبان ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در منزل مادرش در تهران بازداشت و پس از تفتیش منزل و ضبط شماری از وسایل شخصی خود و اعضای خانواده، به زندان اوین منتقل شد.
افشین حیرتیان، شهروند بهایی و از فعالان شناختهشده حوزه حقوق کودکان، پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و اعتقادات مذهبی خود با بازداشت و برخوردهای قضایی مواجه شده بود. او سالها در زمینه حمایت از کودکان کار و خیابان فعالیت داشته و از اعضای جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان است.
#داستان_ما_یکیست #افشین_حیرتیان #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
افشین حیرتیان، شهروند بهایی، فعال حقوق کودکان و عضو جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، به مجموعا ۳۱ سال حبس و پرداخت جزای نقدی محکوم شد. بر اساس مقررات تعدد جرم، در صورت تایید حکم در مرحله تجدیدنظر، ۱۲ سال حبس به عنوان مجازات اشد در مورد او اجرا خواهد شد.
بر اساس رای صادرشده، این فعال حقوق کودک از بابت اتهام «تشکیل گروه غیرقانونی» به ۱۲ سال حبس، از بابت «فعالیت تبلیغی مخل شرع مقدس اسلام» به ۱۱ سال حبس و به اتهام «اجتماع و تبانی» به ۶ سال حبس و پرداخت ۳۳۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده است. او همچنین در پروندهای دیگر، به اتهام «تحصیل مال نامشروع» در ارتباط با دریافت یک هزار دلار، به دو سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل دو برابر این مبلغ محکوم شده است.
جلسه رسیدگی به اتهامهای افشین حیرتیان در ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵ برگزار شد؛ در حالی که او پیش از برگزاری دادگاه، بیش از ۲۵۰ روز را در بازداشت موقت و بلاتکلیفی سپری کرده بود. وی در ۲۰ آبان ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در منزل مادرش در تهران بازداشت و پس از تفتیش منزل و ضبط شماری از وسایل شخصی خود و اعضای خانواده، به زندان اوین منتقل شد.
افشین حیرتیان، شهروند بهایی و از فعالان شناختهشده حوزه حقوق کودکان، پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و اعتقادات مذهبی خود با بازداشت و برخوردهای قضایی مواجه شده بود. او سالها در زمینه حمایت از کودکان کار و خیابان فعالیت داشته و از اعضای جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان است.
#داستان_ما_یکیست #افشین_حیرتیان #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊10💔8❤1
Forwarded from گفتوشنود
جولیو پومپونیو لتا
معمار آکادمی، پیشگام اومانیسم روم
و مدافع استقلال فکر
جولیو پومپونیو لتا (۱۴۲۸–۱۴۹۸)، مربی و انسانگرای برجسته ایتالیایی، از چهرههای کلیدی رنسانس در رم بود که با تاسیس آکادمی روم، فضایی نو برای احیای اندیشههای کلاسیک و تفکر آزادمنشانه فراهم کرد. او با رویکردی ساختارشکنانه، سنتهای آموزشی خشک و تعصبات زمانه را به چالش کشید و بازگشت به خرد و ادبیات باستان را راهی برای شکوفایی انسان دانست.
محور اصلی اندیشه پومپونیو لتا، اصالتِ خردِ فردی و رهایی از بندهای استبداد مذهبی و جزماندیشی بود. او بر این باور بود که انسان برای شناخت جهان و جایگاه خویش، نیازی به واسطههای جزماندیش ندارد و باید با تکیه بر عقل خود، آزادیِ اندیشه را تجربه کند.
لتا در آکادمی خود محیطی ایجاد کرد که در آن اندیشمندان و جوانان میتوانستند بدون ترس از سانسورهای نهادهای دینی، به بحث و تبادل نظر درباره فلسفه، هنر و علوم پرداختند. او نگاه سنتی و بسته به دین را که مانع رشد آگاهی بشری بود، نقد میکرد و بر این عقیده بود که دانش حقیقی، ابزاری برای رهایی روح و خرد از تاریکی جهل است.
او اهمیت ویژهای برای مطالعهی آزادانه متون یونانی و رومی قائل بود و نشان داد که ارزشهای انسانی، مستقل از فرامینِ تعصبآمیز و تحمیلیِ کلیسا قابل تعریف و تحقق هستند. از نظر او، آموزش و فرهنگسازی تنها راه برای بازگرداندن کرامت از دسترفته به انسانِ دربندِ خرافات است.
پومپونیو لتا در زندگی شخصی نیز با بیاعتنایی به قدرتهای حاکم و تشریفات مذهبی زمانه، استقلال فکری خود را حفظ کرد و به عنوان یک معلمِ آزادیخواه شناخته شد. او زندگی خود را وقفِ آموزشِ نسلی کرد که میخواستند با تکیه بر خردِ زمینی و تجربی، جهان پیرامون خود را از نو بسازند.
اندیشه پومپونیو لتا دعوتی است به ایستادگی در برابر سلطه فکری و جستجوی حقیقت از مسیر عقل. او به ما میآموزد که انسانِ آزاد کسی است که با شجاعت، بندهای تحمیلیِ جهل و تعصب را بگسلَد و با چراغِ خرد، مسیرِ خودآگاهی و رهایی را هموار کند.
#اومانیسم #انسانگرایی #آزاداندیشی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معمار آکادمی، پیشگام اومانیسم روم
و مدافع استقلال فکر
جولیو پومپونیو لتا (۱۴۲۸–۱۴۹۸)، مربی و انسانگرای برجسته ایتالیایی، از چهرههای کلیدی رنسانس در رم بود که با تاسیس آکادمی روم، فضایی نو برای احیای اندیشههای کلاسیک و تفکر آزادمنشانه فراهم کرد. او با رویکردی ساختارشکنانه، سنتهای آموزشی خشک و تعصبات زمانه را به چالش کشید و بازگشت به خرد و ادبیات باستان را راهی برای شکوفایی انسان دانست.
محور اصلی اندیشه پومپونیو لتا، اصالتِ خردِ فردی و رهایی از بندهای استبداد مذهبی و جزماندیشی بود. او بر این باور بود که انسان برای شناخت جهان و جایگاه خویش، نیازی به واسطههای جزماندیش ندارد و باید با تکیه بر عقل خود، آزادیِ اندیشه را تجربه کند.
لتا در آکادمی خود محیطی ایجاد کرد که در آن اندیشمندان و جوانان میتوانستند بدون ترس از سانسورهای نهادهای دینی، به بحث و تبادل نظر درباره فلسفه، هنر و علوم پرداختند. او نگاه سنتی و بسته به دین را که مانع رشد آگاهی بشری بود، نقد میکرد و بر این عقیده بود که دانش حقیقی، ابزاری برای رهایی روح و خرد از تاریکی جهل است.
او اهمیت ویژهای برای مطالعهی آزادانه متون یونانی و رومی قائل بود و نشان داد که ارزشهای انسانی، مستقل از فرامینِ تعصبآمیز و تحمیلیِ کلیسا قابل تعریف و تحقق هستند. از نظر او، آموزش و فرهنگسازی تنها راه برای بازگرداندن کرامت از دسترفته به انسانِ دربندِ خرافات است.
پومپونیو لتا در زندگی شخصی نیز با بیاعتنایی به قدرتهای حاکم و تشریفات مذهبی زمانه، استقلال فکری خود را حفظ کرد و به عنوان یک معلمِ آزادیخواه شناخته شد. او زندگی خود را وقفِ آموزشِ نسلی کرد که میخواستند با تکیه بر خردِ زمینی و تجربی، جهان پیرامون خود را از نو بسازند.
اندیشه پومپونیو لتا دعوتی است به ایستادگی در برابر سلطه فکری و جستجوی حقیقت از مسیر عقل. او به ما میآموزد که انسانِ آزاد کسی است که با شجاعت، بندهای تحمیلیِ جهل و تعصب را بگسلَد و با چراغِ خرد، مسیرِ خودآگاهی و رهایی را هموار کند.
#اومانیسم #انسانگرایی #آزاداندیشی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤5👌1
Forwarded from گفتوشنود
دادگاه فدرال هادی مطهر، عامل حمله به سلمان رشدی، را به دلیل «ارتکاب اقدام تروریستی» مجرم شناخت
هیئت منصفه دادگاه فدرال در آمریکا روز چهارشنبه، هفتم مردادماه، هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی-آمریکایی، را به دلیل ارتکاب «اقدام تروریستی» در حمله خونین سال ۲۰۲۲ مجرم شناخت.
در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا به نقل از دادستانهای فدرال آمده است که مطر، ۲۸ ساله، شهروند لبنانیتبار آمریکا، ماهها برای حمله به رشدی برنامهریزی کرده بود.
رشدی در این حمله در یک مرکز فرهنگی در ایالت نیویورک بارها با چاقو زخمی شد، تا آستانه مرگ پیش رفت و بینایی یک چشم خود را از دست داد.
مطر همچنین به حمایت از حزبالله لبنان محکوم شد. به گفته دادستانها، بازرسان در خانه او مطالبی مرتبط با این گروه مورد حمایت ایران پیدا کردهاند. آمریکا حزبالله لبنان را گروه تروریستی قلمداد میکند.
دادستانی اعلام کرد مطر از فتوای روحالله خمینی برای قتل رشدی پیروی کرده است؛ فتوایی که در سال ۱۹۸۹ پس از انتشار رمان «آیات شیطانی» صادر شد و بعدتر نیز از سوی علی خامنهای و حسن نصرالله مورد تأیید قرار گرفت.
مطر پیشتر در دادگاه ایالتی نیویورک به اتهام اقدام به قتل رشدی مجرم شناخته و به ۲۵ سال زندان محکوم شده بود. او همچنین به دلیل مجروح کردن مردی که همراه این نویسنده روی صحنه بود به هفت سال زندان محکوم شد.
مطر اکنون در پرونده فدرال با این حکم جدید با احتمال حبس ابد روبهرو است. قرار است حکم نهایی او روز سوم نوامبر، کمتر از چهار ماه دیگر، صادر شود.
#سلمان_رشدی #آزادی_بیان #توهین_به_مقدسات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هیئت منصفه دادگاه فدرال در آمریکا روز چهارشنبه، هفتم مردادماه، هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی-آمریکایی، را به دلیل ارتکاب «اقدام تروریستی» در حمله خونین سال ۲۰۲۲ مجرم شناخت.
در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا به نقل از دادستانهای فدرال آمده است که مطر، ۲۸ ساله، شهروند لبنانیتبار آمریکا، ماهها برای حمله به رشدی برنامهریزی کرده بود.
رشدی در این حمله در یک مرکز فرهنگی در ایالت نیویورک بارها با چاقو زخمی شد، تا آستانه مرگ پیش رفت و بینایی یک چشم خود را از دست داد.
مطر همچنین به حمایت از حزبالله لبنان محکوم شد. به گفته دادستانها، بازرسان در خانه او مطالبی مرتبط با این گروه مورد حمایت ایران پیدا کردهاند. آمریکا حزبالله لبنان را گروه تروریستی قلمداد میکند.
دادستانی اعلام کرد مطر از فتوای روحالله خمینی برای قتل رشدی پیروی کرده است؛ فتوایی که در سال ۱۹۸۹ پس از انتشار رمان «آیات شیطانی» صادر شد و بعدتر نیز از سوی علی خامنهای و حسن نصرالله مورد تأیید قرار گرفت.
مطر پیشتر در دادگاه ایالتی نیویورک به اتهام اقدام به قتل رشدی مجرم شناخته و به ۲۵ سال زندان محکوم شده بود. او همچنین به دلیل مجروح کردن مردی که همراه این نویسنده روی صحنه بود به هفت سال زندان محکوم شد.
مطر اکنون در پرونده فدرال با این حکم جدید با احتمال حبس ابد روبهرو است. قرار است حکم نهایی او روز سوم نوامبر، کمتر از چهار ماه دیگر، صادر شود.
#سلمان_رشدی #آزادی_بیان #توهین_به_مقدسات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16❤3😍1
Forwarded from گفتوشنود
کوری خودخواسته؛ شریک خاموش جنایت
مارگارت هفرنان در کتاب کوری خودخواسته(Willful Blindness) توضیح میدهد که بسیاری از فجایع نه از نادانی، بلکه از انتخاب آگاهانهی ندیدن پدید میآیند. انسانها برای حفظ آرامش، امنیت یا منافع خود، چشم بر حقیقت میبندند. اما همین چشم بستن، همان سکوتی است که جنایت را ممکن میسازد.
ما ایرانیان این حقیقت تلخ را بارها تجربه کردهایم؛ از دههی ۶۰ تا آبان ۹۸، و بهویژه در سال ۱۴۰۱. زمانی که خیابانها پر از خون جوانان شد، هزاران نفر به زندان افتادند و خانوادههای بیشماری داغدار شدند. روایتها و تصاویر همه جا بود. هیچکس نمیتواند ادعا کند «نمیدانستم». اما بسیاری ترجیح دادند نادیده بگیرند.
این کوری خودخواسته در جامعهی ما شکلهای گوناگون دارد:
کارمندانی که برای حفظ شغل، چشمانشان را بر فساد و سرکوب بستند.
نیروهایی که با توجیه «دستور مافوق» ماشه را کشیدند.
شهروندانی که زیر فشار معیشت یا از ترس سرکوب، سکوت را انتخاب کردند و گفتند: «به ما ربطی ندارد».
نباید فراموش کنیم که ترس و هزینهها واقعیاند؛ اما همین ترسها نیز ابزار رژیم برای بازتولید سکوت است. اگر نپذیریم که انکار و بیتفاوتی بخشی از بازی قدرت است، خودمان بهسادگی در خدمت آن قرار میگیریم.
راه غلبه بر این کوری، فقط در شجاعت فردی خلاصه نمیشود. ما نیاز به تکنیکها و کنشهای جمعی داریم:
روایتگری جمعی: گفتن تجربهها، ثبت خاطرات و شهادتها برای شکستن دیوار انکار.
حلقههای گفتوگوی امن: فضاهایی که در آن بتوان پرسید، به اشتراک گذاشت و بدون ترس حقیقت را دید.
حمایت از افشاگران و کنشگران: کسانی که با خطرپذیری واقعیت را برملا میکنند.
یادآوری تاریخ: پیوند دادن امروز با دیروز تا تکرار چرخههای سرکوب عادیسازی نشود.
پیام کتاب برای ما این است: ندیدن، انتخابی بیطرفانه نیست؛ بلکه همدستی خاموش با جنایت است. هر بار که چشمها را میبندیم، در حقیقت دست جلاد را آزاد میکنیم.
آیندهی ما نه در سکوت، بلکه در دیدن و گفتن است. اگر امروز تصمیم نگیریم که ببینیم، فردا تاریخ ما را نه تماشاگر، بلکه شریک خاموش سرکوب خواهد نوشت.
#حقیقت #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مارگارت هفرنان در کتاب کوری خودخواسته(Willful Blindness) توضیح میدهد که بسیاری از فجایع نه از نادانی، بلکه از انتخاب آگاهانهی ندیدن پدید میآیند. انسانها برای حفظ آرامش، امنیت یا منافع خود، چشم بر حقیقت میبندند. اما همین چشم بستن، همان سکوتی است که جنایت را ممکن میسازد.
ما ایرانیان این حقیقت تلخ را بارها تجربه کردهایم؛ از دههی ۶۰ تا آبان ۹۸، و بهویژه در سال ۱۴۰۱. زمانی که خیابانها پر از خون جوانان شد، هزاران نفر به زندان افتادند و خانوادههای بیشماری داغدار شدند. روایتها و تصاویر همه جا بود. هیچکس نمیتواند ادعا کند «نمیدانستم». اما بسیاری ترجیح دادند نادیده بگیرند.
این کوری خودخواسته در جامعهی ما شکلهای گوناگون دارد:
کارمندانی که برای حفظ شغل، چشمانشان را بر فساد و سرکوب بستند.
نیروهایی که با توجیه «دستور مافوق» ماشه را کشیدند.
شهروندانی که زیر فشار معیشت یا از ترس سرکوب، سکوت را انتخاب کردند و گفتند: «به ما ربطی ندارد».
نباید فراموش کنیم که ترس و هزینهها واقعیاند؛ اما همین ترسها نیز ابزار رژیم برای بازتولید سکوت است. اگر نپذیریم که انکار و بیتفاوتی بخشی از بازی قدرت است، خودمان بهسادگی در خدمت آن قرار میگیریم.
راه غلبه بر این کوری، فقط در شجاعت فردی خلاصه نمیشود. ما نیاز به تکنیکها و کنشهای جمعی داریم:
روایتگری جمعی: گفتن تجربهها، ثبت خاطرات و شهادتها برای شکستن دیوار انکار.
حلقههای گفتوگوی امن: فضاهایی که در آن بتوان پرسید، به اشتراک گذاشت و بدون ترس حقیقت را دید.
حمایت از افشاگران و کنشگران: کسانی که با خطرپذیری واقعیت را برملا میکنند.
یادآوری تاریخ: پیوند دادن امروز با دیروز تا تکرار چرخههای سرکوب عادیسازی نشود.
پیام کتاب برای ما این است: ندیدن، انتخابی بیطرفانه نیست؛ بلکه همدستی خاموش با جنایت است. هر بار که چشمها را میبندیم، در حقیقت دست جلاد را آزاد میکنیم.
آیندهی ما نه در سکوت، بلکه در دیدن و گفتن است. اگر امروز تصمیم نگیریم که ببینیم، فردا تاریخ ما را نه تماشاگر، بلکه شریک خاموش سرکوب خواهد نوشت.
#حقیقت #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌22❤7👍7💯2
Forwarded from گفتوشنود
دینخویی
فقر اندیشه در سایه جزماندیشی
آرامش دوستدار در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» مفهوم «دینخویی» را به عنوان بیماری بنیادین تفکر در بسترهای سنتی معرفی میکند.
دینخویی با وابستگی شدید و کورکورانه به باورها و آداب مذهبی تعریف میشود؛ حالتی که در آن انسان از تفکر انتقادی گریزان است،
از مواجهه با چالشهای فلسفی و تجربههای تازه هراس دارد و ذهن خود را به روی هر پرسش بنیادینی میبندد.
فرد دینخو هیچگاه پرسشگری نمیکند، زیرا پرسش، امنیت ذهنیِ شکننده او را تهدید میکند. او در بهترین حالت تنها به دنبال «استخبار» یا کسب خبر برای تأیید دانستههای پیشین خویش است. در این فضا، دین دیگر راهی برای تعالی انسان نیست، بلکه حصاری است که دور خرد کشیده میشود تا مانع از هرگونه پویایی و تحول فکری گردد.
چنین وضعیتی نشاندهنده امتناع از اندیشیدن است؛ جایی که سنت جایگزین عقل میشود و تکرارِ مناسک، جایگزین آگاهی میگردد.
دینخویی انسان را به موجودی تکساحتی تبدیل میکند که تابِ تحمل دگراندیشی را ندارد و هرگونه تردید را به مثابه تهدید مینگرد.
در این قاب، ایمان به جزمیت بدل میشود و حقیقت، جانی برای گفتوگو و بازآفرینی باقی نمیگذارد.
#دین_خویی #نقد_دین #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فقر اندیشه در سایه جزماندیشی
آرامش دوستدار در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» مفهوم «دینخویی» را به عنوان بیماری بنیادین تفکر در بسترهای سنتی معرفی میکند.
دینخویی با وابستگی شدید و کورکورانه به باورها و آداب مذهبی تعریف میشود؛ حالتی که در آن انسان از تفکر انتقادی گریزان است،
از مواجهه با چالشهای فلسفی و تجربههای تازه هراس دارد و ذهن خود را به روی هر پرسش بنیادینی میبندد.
فرد دینخو هیچگاه پرسشگری نمیکند، زیرا پرسش، امنیت ذهنیِ شکننده او را تهدید میکند. او در بهترین حالت تنها به دنبال «استخبار» یا کسب خبر برای تأیید دانستههای پیشین خویش است. در این فضا، دین دیگر راهی برای تعالی انسان نیست، بلکه حصاری است که دور خرد کشیده میشود تا مانع از هرگونه پویایی و تحول فکری گردد.
چنین وضعیتی نشاندهنده امتناع از اندیشیدن است؛ جایی که سنت جایگزین عقل میشود و تکرارِ مناسک، جایگزین آگاهی میگردد.
دینخویی انسان را به موجودی تکساحتی تبدیل میکند که تابِ تحمل دگراندیشی را ندارد و هرگونه تردید را به مثابه تهدید مینگرد.
در این قاب، ایمان به جزمیت بدل میشود و حقیقت، جانی برای گفتوگو و بازآفرینی باقی نمیگذارد.
#دین_خویی #نقد_دین #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13👍8👌1💯1
Forwarded from گفتوشنود
طالبان: آرایش و عطرزدن زن در مراسم عروسی و تبادل حلقه خلاف شرع است
وزارت ارشاد، حج و اوقاف طالبان از خطیبان نماز جمعه در افغانستان خواسته است در خطبههای نماز جمعه به مردم بگویند که آرایش عروس، عطر زدن زنان، تبادل حلقه، موسیقی و شماری دیگر از رسمهای عروسی خلاف شریعت است.
این وزارت متن خطبه روز جمعه را با عنوان «اجتناب از منکرات و رسوم خلاف شرع در محافل عروسی و سایر خوشیها» برای خطیبان مرکز و ولایتها فرستاده و از آنان خواسته است محتوای آن را برای مردم بیان کنند.
در این متن، دیدار خصوصی دختر و پسر نامزدشده پیش از عقد شرعی ناجایز خوانده شده است. این وزارت میگوید نامزدی به معنای عقد نیست و دختر و پسر تا پیش از نکاح به یکدیگر نامحرم هستند.
وزارت حج طالبان همچنین تبادل حلقه و حنا گذاشتن دختر و پسر بر دست یکدیگر را خلاف شریعت خوانده است. در متن آمده است که آنان پیش از عقد شرعی نباید دست یکدیگر را لمس کنند.
این وزارت حلقه ازدواج را رسمی «برگرفته از آیین مسیحیت» دانسته و گفته است مسلمانان نباید از «رسمهای غیرمسلمانان» پیروی کنند.
وزارت حج طالبان آرایش عروس در آرایشگاهها را نیز خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که تغییر ظاهر واقعی عروس با مواد آرایشی، نوعی «تدلیس، فریب و نیرنگ» است. این وزارت گفته است خانواده داماد باید چهره و زیبایی واقعی دختر را ببینند و ظاهر او نباید با مواد آرایشی تغییر داده شود.
استفاده از موی مصنوعی، برداشتن ابرو، خالکوبی، فاصله ایجاد کردن میان دندانها برای زیبایی، برجسته کردن لبها و استفاده از موادی که رنگ پوست را تغییر میدهد نیز در این متن ناجایز خوانده شده است.
این وزارت همچنین گفته است زنان نباید در عروسیها بهگونهای عطر بزنند که بوی آن به مردان نامحرم برسد.
این وزارت آوازخوانی، موسیقی و رقص زنان و مردان را هم خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که پخش و شنیدن موسیقی ضبطشده در مراسم عروسی نیز مجاز نیست.
وزارت حج طالبان نشاندن عروس و داماد در کنار یکدیگر و در برابر مهمانان را «نهایت بیحیایی و بیغیرتی» خوانده است. در این متن آمده است که داماد باید میان مردان باشد و عروس پشت پرده و در میان زنان حضور داشته باشد.
طالبان میگوید سیاستها و دستورهایش بر شریعت اسلامی و فقه حنفی استوار است.
این گروه پس از بازگشت به قدرت، برداشت خود از شریعت را در بخشهایی مانند آموزش، کار، پوشش و حضور اجتماعی زنان اجرا کرده است.
#طالبان #اسلام #شرع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وزارت ارشاد، حج و اوقاف طالبان از خطیبان نماز جمعه در افغانستان خواسته است در خطبههای نماز جمعه به مردم بگویند که آرایش عروس، عطر زدن زنان، تبادل حلقه، موسیقی و شماری دیگر از رسمهای عروسی خلاف شریعت است.
این وزارت متن خطبه روز جمعه را با عنوان «اجتناب از منکرات و رسوم خلاف شرع در محافل عروسی و سایر خوشیها» برای خطیبان مرکز و ولایتها فرستاده و از آنان خواسته است محتوای آن را برای مردم بیان کنند.
در این متن، دیدار خصوصی دختر و پسر نامزدشده پیش از عقد شرعی ناجایز خوانده شده است. این وزارت میگوید نامزدی به معنای عقد نیست و دختر و پسر تا پیش از نکاح به یکدیگر نامحرم هستند.
وزارت حج طالبان همچنین تبادل حلقه و حنا گذاشتن دختر و پسر بر دست یکدیگر را خلاف شریعت خوانده است. در متن آمده است که آنان پیش از عقد شرعی نباید دست یکدیگر را لمس کنند.
این وزارت حلقه ازدواج را رسمی «برگرفته از آیین مسیحیت» دانسته و گفته است مسلمانان نباید از «رسمهای غیرمسلمانان» پیروی کنند.
وزارت حج طالبان آرایش عروس در آرایشگاهها را نیز خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که تغییر ظاهر واقعی عروس با مواد آرایشی، نوعی «تدلیس، فریب و نیرنگ» است. این وزارت گفته است خانواده داماد باید چهره و زیبایی واقعی دختر را ببینند و ظاهر او نباید با مواد آرایشی تغییر داده شود.
استفاده از موی مصنوعی، برداشتن ابرو، خالکوبی، فاصله ایجاد کردن میان دندانها برای زیبایی، برجسته کردن لبها و استفاده از موادی که رنگ پوست را تغییر میدهد نیز در این متن ناجایز خوانده شده است.
این وزارت همچنین گفته است زنان نباید در عروسیها بهگونهای عطر بزنند که بوی آن به مردان نامحرم برسد.
این وزارت آوازخوانی، موسیقی و رقص زنان و مردان را هم خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که پخش و شنیدن موسیقی ضبطشده در مراسم عروسی نیز مجاز نیست.
وزارت حج طالبان نشاندن عروس و داماد در کنار یکدیگر و در برابر مهمانان را «نهایت بیحیایی و بیغیرتی» خوانده است. در این متن آمده است که داماد باید میان مردان باشد و عروس پشت پرده و در میان زنان حضور داشته باشد.
طالبان میگوید سیاستها و دستورهایش بر شریعت اسلامی و فقه حنفی استوار است.
این گروه پس از بازگشت به قدرت، برداشت خود از شریعت را در بخشهایی مانند آموزش، کار، پوشش و حضور اجتماعی زنان اجرا کرده است.
#طالبان #اسلام #شرع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔29👍2❤1
Forwarded from گفتوشنود
چشمانداز ابطالپذیری
پادزهری برای تعصب در اندیشه کارل پوپر
کارل پوپر، فیلسوف برجسته لیبرال، با طرح نظریه ابطالپذیری (Falsifiability)، تحولی بنیادین در فلسفه علم و معرفتشناسی ایجاد کرد. او استدلال کرد که اعتبار یک نظریه علمی نه به اثباتپذیری قطعی آن، بلکه به امکان ابطالپذیریاش بستگی دارد. از این منظر، هیچ گزارهای مصون از خطا نیست و هر باوری تنها مجموعهای از گزارههاست که هنوز شواهد نقضکننده آن ظاهر نشدهاند.
سیر تطور دانش و مبارزه با مطلقانگاری
تاریخ علم و اندیشه بشر، گواهی روشن بر این حقیقت است که هیچ نظریهای غایت معرفت نیست. نظریههای پیشین با کشف شواهد و ادله جدید کنار رفته و جای خود را به ایدههای دقیقتر دادهاند. پوپر با تکیه بر همین پویایی، پیکانی تیز به سوی مطلقانگاری و جزماندیشی پرتاب کرد. او نشان داد که ادعای دستیابی به حقیقت مطلق و دستنخورده، بستر مناسبی برای شکلگیری سیستمهای تمامیتخواه (توتالیتاریسم) و استبداد فکری فراهم میکند؛ نظامی که در آن مخالفان حذف شده و تکثر اندیشهها سرکوب میگردد.
▪️رهایی از تعصب در عرصه فردی
در سطح فردی، پذیرش اصل ابطالپذیری نقشی کلیدی در اخلاقِ باور ایفا میکند. هنگامی که انسان بپذیرد باورهای امروزش موقتی و در معرض خطا هستند، از دام خطرناک تعصب میگریزد. این رویکرد، تساهل و تسامح را جایگزین جزمگرایی میکند و به فرد اجازه میدهد تا:
با روی باز به نقدها گوش فرا دهد.
از تحقیر و حمله به باورمندانِ آرا و عقاید متفاوت بپرهیزد.
فرآیند شناخت را حرکتی تدریجی، پویا و مبتنی بر آزمون و خطا بداند.
اندیشه پوپر به ما یادآور میشود که خردورزی واقعی در گرو شکاکیت سازنده، تواضع معرفتشناختی و فاصله گرفتن از جزمیت مطلق است.
#پوپر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پادزهری برای تعصب در اندیشه کارل پوپر
کارل پوپر، فیلسوف برجسته لیبرال، با طرح نظریه ابطالپذیری (Falsifiability)، تحولی بنیادین در فلسفه علم و معرفتشناسی ایجاد کرد. او استدلال کرد که اعتبار یک نظریه علمی نه به اثباتپذیری قطعی آن، بلکه به امکان ابطالپذیریاش بستگی دارد. از این منظر، هیچ گزارهای مصون از خطا نیست و هر باوری تنها مجموعهای از گزارههاست که هنوز شواهد نقضکننده آن ظاهر نشدهاند.
سیر تطور دانش و مبارزه با مطلقانگاری
تاریخ علم و اندیشه بشر، گواهی روشن بر این حقیقت است که هیچ نظریهای غایت معرفت نیست. نظریههای پیشین با کشف شواهد و ادله جدید کنار رفته و جای خود را به ایدههای دقیقتر دادهاند. پوپر با تکیه بر همین پویایی، پیکانی تیز به سوی مطلقانگاری و جزماندیشی پرتاب کرد. او نشان داد که ادعای دستیابی به حقیقت مطلق و دستنخورده، بستر مناسبی برای شکلگیری سیستمهای تمامیتخواه (توتالیتاریسم) و استبداد فکری فراهم میکند؛ نظامی که در آن مخالفان حذف شده و تکثر اندیشهها سرکوب میگردد.
▪️رهایی از تعصب در عرصه فردی
در سطح فردی، پذیرش اصل ابطالپذیری نقشی کلیدی در اخلاقِ باور ایفا میکند. هنگامی که انسان بپذیرد باورهای امروزش موقتی و در معرض خطا هستند، از دام خطرناک تعصب میگریزد. این رویکرد، تساهل و تسامح را جایگزین جزمگرایی میکند و به فرد اجازه میدهد تا:
با روی باز به نقدها گوش فرا دهد.
از تحقیر و حمله به باورمندانِ آرا و عقاید متفاوت بپرهیزد.
فرآیند شناخت را حرکتی تدریجی، پویا و مبتنی بر آزمون و خطا بداند.
اندیشه پوپر به ما یادآور میشود که خردورزی واقعی در گرو شکاکیت سازنده، تواضع معرفتشناختی و فاصله گرفتن از جزمیت مطلق است.
#پوپر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10👌1
Forwarded from گفتوشنود
حاکمیت، بیتالمال و آیینهای دولتی
وقتی دین از مسیر مردم فاصله میگیرد
تاریخ بارها نشان داده است که هرگاه دولتها متولی امور معنوی و عبادی جامعه شدهاند، دینداری از درون تهی و اعتماد عمومی خدشهدار شده است. وظیفه ذاتی حکومتها تمشیت امور مادی، تامین امنیت و نظارت بر اقتصاد است، نه دخالت در روابط فردی انسانها با خداوند یا برگزاری آیینهای حکومتی.
▪️دولتیسازی اربعین و سیاسیسازی مناسک
در سالهای اخیر شاهد دخالت عیان نهادهای دولتی در برگزاری مراسمی مانند راهپیمایی اربعین هستیم. این آیین که ریشهای در باورهای درونی داشت، به مرور به یک رویداد کاملا سیاسی و ابزاری تبلیغاتی تبدیل شده است. تزریق بودجههای کلان و سازماندهیهای دولتی، حتی روح معنوی و مردمی این آیینها را مخدوش کرده و آن را به نمایش قدرت یک تفکر خاص تقلیل داده است.
▪️حیفومیل بیتالمال در شرایط بحران معیشتی
بزرگترین آسیب این روند، هزینه شدن سنگینترین منابع از بیتالمال برای اهداف یک گروه خاص و ایدئولوژی حکومتی است. این در حالی است که بخش بزرگی از جامعه ایران، اعم از شهروندان مذهبی، اهل سنت و سایر اقلیتهای دینی، رضایتی از صرف ثروت ملی برای این پروژهها ندارند.
امروز در شرایطی که گسترش فقر، تورم و بیثباتی اقتصادی، زندگی میلیونها ایرانی را تحت تاثیر قرار داده است، هدررفت منابع عمومی برای مناسک دولتی، شکاف میان حاکمیت و ملت را عمیقتر میکند. مردمی که برای تامین نیازهای اولیه زندگی در عسر و حصرند، حق دارند بپرسند چرا سرمایههای ملی صرف اولویتهایی میشوند که هیچ سنخیتی با سفرههای خالی آنها ندارد.
▪️بازگشت دین به جایگاه مردمی
امور دینی و عبادی اموری درونی و برخاسته از دل جامعه هستند و باید به دست خود مردم اداره شوند. دخالت دولت در این حوزه نهتنها به خلوص معنوی آیینها لطمه میزند، بلکه بحران مشروعیت و بیاعتمادی را تشدید میکند.
#اربعین #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی دین از مسیر مردم فاصله میگیرد
تاریخ بارها نشان داده است که هرگاه دولتها متولی امور معنوی و عبادی جامعه شدهاند، دینداری از درون تهی و اعتماد عمومی خدشهدار شده است. وظیفه ذاتی حکومتها تمشیت امور مادی، تامین امنیت و نظارت بر اقتصاد است، نه دخالت در روابط فردی انسانها با خداوند یا برگزاری آیینهای حکومتی.
▪️دولتیسازی اربعین و سیاسیسازی مناسک
در سالهای اخیر شاهد دخالت عیان نهادهای دولتی در برگزاری مراسمی مانند راهپیمایی اربعین هستیم. این آیین که ریشهای در باورهای درونی داشت، به مرور به یک رویداد کاملا سیاسی و ابزاری تبلیغاتی تبدیل شده است. تزریق بودجههای کلان و سازماندهیهای دولتی، حتی روح معنوی و مردمی این آیینها را مخدوش کرده و آن را به نمایش قدرت یک تفکر خاص تقلیل داده است.
▪️حیفومیل بیتالمال در شرایط بحران معیشتی
بزرگترین آسیب این روند، هزینه شدن سنگینترین منابع از بیتالمال برای اهداف یک گروه خاص و ایدئولوژی حکومتی است. این در حالی است که بخش بزرگی از جامعه ایران، اعم از شهروندان مذهبی، اهل سنت و سایر اقلیتهای دینی، رضایتی از صرف ثروت ملی برای این پروژهها ندارند.
امروز در شرایطی که گسترش فقر، تورم و بیثباتی اقتصادی، زندگی میلیونها ایرانی را تحت تاثیر قرار داده است، هدررفت منابع عمومی برای مناسک دولتی، شکاف میان حاکمیت و ملت را عمیقتر میکند. مردمی که برای تامین نیازهای اولیه زندگی در عسر و حصرند، حق دارند بپرسند چرا سرمایههای ملی صرف اولویتهایی میشوند که هیچ سنخیتی با سفرههای خالی آنها ندارد.
▪️بازگشت دین به جایگاه مردمی
امور دینی و عبادی اموری درونی و برخاسته از دل جامعه هستند و باید به دست خود مردم اداره شوند. دخالت دولت در این حوزه نهتنها به خلوص معنوی آیینها لطمه میزند، بلکه بحران مشروعیت و بیاعتمادی را تشدید میکند.
#اربعین #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍13👌4
Forwarded from گفتوشنود
شورای جهانی کلیساها خواستار لغو مصادره کلیسای «حضرت پطرس» تهران شد
شورای جهانی کلیساها (WCC) در واکنش به مصادره کلیسای «حضرت پطرس» در تهران، از حکومت ایران خواست مالکیت این ملک را به شورای کلیساهای انجیلی ایران بازگرداند و امکان بازگشت ساکنان مجموعه را فراهم کند.
کلیسای انجیلی (پروتستان) «حضرت پطرس»، کلیسایی تاریخی، بنا نهاده شده در ۱۲۵۱ خورشیدی در قلب تهران قدیم است؛ در تقاطع خیابان «سپه» و خیابان «قوام السلطنه» سابق و «سیتیر» کنونی. تا به امروز، این کلیسا مجموعهای اماکن مذهبی و فرهنگی بوده که چندین خانواده مسیحی، از میان ارمنیها و آشوریها در آن زندگی میکردهاند. از جمله اماکن فرهنگی و مذهبی حاضر در این مجموعه به مساحت ۲.۵ هکتار، میتوان به دو مدرسه واقع در این محوطه و انجمن کتاب مقدس اشاره کرد که پیش از این تعطیل شده بود، اشاره کرد.
مقامات جمهوری اسلامی ماه گذشته این مجموعه ۱۰ هکتاری را به تصرف خود درآوردهاند؛ اقدامی که به تخلیه اجباری ۲۰ خانواده آشوری و ارمنی ساکن در این محل منجر شده است. این مجموعه، افزون بر واحدهای مسکونی، دو مدرسه و دفاتری را دربرمیگرفت که انجمن کتاب مقدس و شورای کلیساهای انجیلی ایران از آنها استفاده میکردند.
جری پیلای، دبیرکل شورای جهانی کلیساها، با ابراز «نگرانی عمیق» درباره این رویداد گفت مصادره اموال کلیسا و تخلیه اجباری مسیحیان ساکن در مجموعه، «نقض جدی آزادی مذهب و عقیده» و تهدیدی برای حضور و میراث دیرینه مسیحیان ایران است.
او از دولت ایران خواست کلیسا را به شورای کلیساهای انجیلی بازگرداند و به ساکنان اخراجشده اجازه دهد به محل زندگی خود بازگردند. پیلای همچنین بر رعایت کرامت انسانی، آزادی مذهبی و حقوق اقلیتهای دینی، مطابق با قوانین بینالمللی حقوق بشر، تأکید کرد.
بر اساس گزارشها، آخرین ساکن این مجموعه ۱۲ ژوئیه کلیسا را ترک کرده است؛ موضوعی که نگرانیهایی را درباره احتمال تخریب کلیسا و دیگر ساختمانهای این مجموعه ایجاد کرده است.
کارشناسان سازمان ملل نیز تأکید کردهاند که اخراج اجباری با قوانین بینالمللی حقوق بشر سازگار نیست و میتواند اعضای اقلیتهای دینی و قومی را در معرض بیخانمانی قرار دهد.
گفتنی است مقامهای جمهوری اسلامی مصادره این ملک را با ادعای مالکیت خارجی آن توجیه کردهاند./محبتنیوز
#کلیسا #مسیحیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
شورای جهانی کلیساها (WCC) در واکنش به مصادره کلیسای «حضرت پطرس» در تهران، از حکومت ایران خواست مالکیت این ملک را به شورای کلیساهای انجیلی ایران بازگرداند و امکان بازگشت ساکنان مجموعه را فراهم کند.
کلیسای انجیلی (پروتستان) «حضرت پطرس»، کلیسایی تاریخی، بنا نهاده شده در ۱۲۵۱ خورشیدی در قلب تهران قدیم است؛ در تقاطع خیابان «سپه» و خیابان «قوام السلطنه» سابق و «سیتیر» کنونی. تا به امروز، این کلیسا مجموعهای اماکن مذهبی و فرهنگی بوده که چندین خانواده مسیحی، از میان ارمنیها و آشوریها در آن زندگی میکردهاند. از جمله اماکن فرهنگی و مذهبی حاضر در این مجموعه به مساحت ۲.۵ هکتار، میتوان به دو مدرسه واقع در این محوطه و انجمن کتاب مقدس اشاره کرد که پیش از این تعطیل شده بود، اشاره کرد.
مقامات جمهوری اسلامی ماه گذشته این مجموعه ۱۰ هکتاری را به تصرف خود درآوردهاند؛ اقدامی که به تخلیه اجباری ۲۰ خانواده آشوری و ارمنی ساکن در این محل منجر شده است. این مجموعه، افزون بر واحدهای مسکونی، دو مدرسه و دفاتری را دربرمیگرفت که انجمن کتاب مقدس و شورای کلیساهای انجیلی ایران از آنها استفاده میکردند.
جری پیلای، دبیرکل شورای جهانی کلیساها، با ابراز «نگرانی عمیق» درباره این رویداد گفت مصادره اموال کلیسا و تخلیه اجباری مسیحیان ساکن در مجموعه، «نقض جدی آزادی مذهب و عقیده» و تهدیدی برای حضور و میراث دیرینه مسیحیان ایران است.
او از دولت ایران خواست کلیسا را به شورای کلیساهای انجیلی بازگرداند و به ساکنان اخراجشده اجازه دهد به محل زندگی خود بازگردند. پیلای همچنین بر رعایت کرامت انسانی، آزادی مذهبی و حقوق اقلیتهای دینی، مطابق با قوانین بینالمللی حقوق بشر، تأکید کرد.
بر اساس گزارشها، آخرین ساکن این مجموعه ۱۲ ژوئیه کلیسا را ترک کرده است؛ موضوعی که نگرانیهایی را درباره احتمال تخریب کلیسا و دیگر ساختمانهای این مجموعه ایجاد کرده است.
کارشناسان سازمان ملل نیز تأکید کردهاند که اخراج اجباری با قوانین بینالمللی حقوق بشر سازگار نیست و میتواند اعضای اقلیتهای دینی و قومی را در معرض بیخانمانی قرار دهد.
گفتنی است مقامهای جمهوری اسلامی مصادره این ملک را با ادعای مالکیت خارجی آن توجیه کردهاند./محبتنیوز
#کلیسا #مسیحیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
❤12👍3💔1
Forwarded from گفتوشنود
چهار خطای شناختی، چهار ابزار استبداد؛
بیکن پیشتر هشدار داده بود
فرانسیس بیکن در آغاز دوران مدرن کوشید نشان دهد چرا انسانها در فهم جهان خطا میکنند. او این خطاها را در قالب چهار «بت» یا مانع شناختی توضیح داد: قبیله، غار، بازار و نمایش. آنچه بیکن بهعنوان مانع علم معرفی کرد، امروز میتواند کلید فهم سیاست در نظامهای استبدادی، بهویژه جمهوری اسلامی، باشد؛ زیرا همین خطاها به ابزار سلطه تبدیل شدهاند.
بت قبیله از خطاهای مشترک انسانی سرچشمه میگیرد: تمایل به سادهسازی، ترس جمعی، یا دشمنپنداری. جمهوری اسلامی این نقطهضعف را به سرمایه سیاسی بدل کرده است. با دامن زدن به ترس از «دشمن خارجی»، جامعه را در حالت اضطراب دائمی نگه میدارد تا پرسشگری به حاشیه رانده شود.
بت غار خطاهای فردی و شخصی است؛ هرکس در غار تجربههای محدود خود زندانی است. حکومت این غارها را تقویت میکند: برای مذهبیها با وعده ثواب، برای ملیگرایان با شعار استقلال، برای جاهطلبان با امتیاز و مقام. فرد هرچه بیشتر در غار خویش فرو رود، کمتر توان دیدن واقعیت مشترک خواهد داشت.
بت بازار همان فساد زبان است؛ جایی که واژهها تحریف یا تهی میشوند. در قاموس رسمی، «آزادی» به «بی بندو باری»، «انتخابات» به «بیعت» و «دموکراسی» به «مردمسالاری دینی» بدل میشود. وقتی زبان دروغ میگوید، اندیشه هم اسیر میشود.
و سرانجام بت نمایش: بزرگترین ابزار استبداد. جمهوری اسلامی با رژهها، سخنرانیها، و روایتهای رسمی، پردهای نمایشی بر واقعیت میکشد. فقر به «امتحان الهی»، شکست به «پیروزی»، و اعتراض به «توطئه دشمن» ترجمه میشود. درحالیکه مردم در زندگی روزمره جز ناکامی و رنج نمیبینند.
بیکن هشدار داده بود که شناخت، بیشکستن بتها ممکن نیست. اگر امروز این هشدار را جدی نگیریم، نمایش استبداد همچنان ادامه خواهد یافت و ما در چهار دیوار خطاها زندانی خواهیم ماند.
#خطای_شناختی #فرانسیس_بیکن #چهار_بت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بیکن پیشتر هشدار داده بود
فرانسیس بیکن در آغاز دوران مدرن کوشید نشان دهد چرا انسانها در فهم جهان خطا میکنند. او این خطاها را در قالب چهار «بت» یا مانع شناختی توضیح داد: قبیله، غار، بازار و نمایش. آنچه بیکن بهعنوان مانع علم معرفی کرد، امروز میتواند کلید فهم سیاست در نظامهای استبدادی، بهویژه جمهوری اسلامی، باشد؛ زیرا همین خطاها به ابزار سلطه تبدیل شدهاند.
بت قبیله از خطاهای مشترک انسانی سرچشمه میگیرد: تمایل به سادهسازی، ترس جمعی، یا دشمنپنداری. جمهوری اسلامی این نقطهضعف را به سرمایه سیاسی بدل کرده است. با دامن زدن به ترس از «دشمن خارجی»، جامعه را در حالت اضطراب دائمی نگه میدارد تا پرسشگری به حاشیه رانده شود.
بت غار خطاهای فردی و شخصی است؛ هرکس در غار تجربههای محدود خود زندانی است. حکومت این غارها را تقویت میکند: برای مذهبیها با وعده ثواب، برای ملیگرایان با شعار استقلال، برای جاهطلبان با امتیاز و مقام. فرد هرچه بیشتر در غار خویش فرو رود، کمتر توان دیدن واقعیت مشترک خواهد داشت.
بت بازار همان فساد زبان است؛ جایی که واژهها تحریف یا تهی میشوند. در قاموس رسمی، «آزادی» به «بی بندو باری»، «انتخابات» به «بیعت» و «دموکراسی» به «مردمسالاری دینی» بدل میشود. وقتی زبان دروغ میگوید، اندیشه هم اسیر میشود.
و سرانجام بت نمایش: بزرگترین ابزار استبداد. جمهوری اسلامی با رژهها، سخنرانیها، و روایتهای رسمی، پردهای نمایشی بر واقعیت میکشد. فقر به «امتحان الهی»، شکست به «پیروزی»، و اعتراض به «توطئه دشمن» ترجمه میشود. درحالیکه مردم در زندگی روزمره جز ناکامی و رنج نمیبینند.
بیکن هشدار داده بود که شناخت، بیشکستن بتها ممکن نیست. اگر امروز این هشدار را جدی نگیریم، نمایش استبداد همچنان ادامه خواهد یافت و ما در چهار دیوار خطاها زندانی خواهیم ماند.
#خطای_شناختی #فرانسیس_بیکن #چهار_بت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12👌6👍3💯2
Forwarded from گفتوشنود
تایید حکم یک سال حبس تعزیری امین ایمانیان، قهرمان پیشین بوکس و شهروند بهایی، در دادگاه تجدیدنظر
شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران حکم یک سال حبس تعزیری امین ایمانیان، شهروند بهایی و قهرمان پیشین بوکس را تایید و قطعی کرد. این رای در تاریخ ۳۱ تیر ۱۴۰۵ بهصورت الکترونیکی به وی ابلاغ شده است.
امین ایمانیان پیشتر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی بابل با اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق نشر و بازنشر مطالب و تصاویر در فضای مجازی» محاکمه و به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود. با اعتراض به این حکم، پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان مازندران ارجاع داده شد، اما شعبه نهم تجدیدنظر با رد درخواست تجدیدنظرخواهی، حکم دادگاه بدوی را عیناً تأیید و آن را قطعی اعلام کرد.
صدور و تایید احکام زندان برای شهروندانی نظیر امین ایمانیان، بخشی از رویه گسترده و سیستماتیک نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در اعمال فشار بر جامعه بهایی است. دستگاه قضایی با استفاده از ابزارهای حقوقی و انتساب اتهاماتی نظیر فعالیتهای مجازی، تلاش میکند تا با ایجاد فضای ارعاب و محدودیت، فعالیت مدنی را برای اقلیتهای مذهبی به بالاترین حد برساند؛ سیاستی که نشاندهنده استمرار نقض سیستماتیک حقوق بشر و آزادی عقیده در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #امین_ایمانیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران حکم یک سال حبس تعزیری امین ایمانیان، شهروند بهایی و قهرمان پیشین بوکس را تایید و قطعی کرد. این رای در تاریخ ۳۱ تیر ۱۴۰۵ بهصورت الکترونیکی به وی ابلاغ شده است.
امین ایمانیان پیشتر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی بابل با اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق نشر و بازنشر مطالب و تصاویر در فضای مجازی» محاکمه و به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود. با اعتراض به این حکم، پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان مازندران ارجاع داده شد، اما شعبه نهم تجدیدنظر با رد درخواست تجدیدنظرخواهی، حکم دادگاه بدوی را عیناً تأیید و آن را قطعی اعلام کرد.
صدور و تایید احکام زندان برای شهروندانی نظیر امین ایمانیان، بخشی از رویه گسترده و سیستماتیک نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در اعمال فشار بر جامعه بهایی است. دستگاه قضایی با استفاده از ابزارهای حقوقی و انتساب اتهاماتی نظیر فعالیتهای مجازی، تلاش میکند تا با ایجاد فضای ارعاب و محدودیت، فعالیت مدنی را برای اقلیتهای مذهبی به بالاترین حد برساند؛ سیاستی که نشاندهنده استمرار نقض سیستماتیک حقوق بشر و آزادی عقیده در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #امین_ایمانیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊13💔4
Forwarded from گفتوشنود
سازمان ملل متحد: شکنجه و ناپدیدسازی بهائیان در ایران «نقض آشکار حقوق بینالملل» و محکوم است
سیزده گزارشگر ویژه و کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد با انتشار بیانیهای مشترک، بازداشتهای خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و رفتارهای غیرانسانساز علیه اعضای جامعه بهائی در ایران را به شدت محکوم کرده و نسبت به خطرات جدی متوجه سلامت جسمی و روانی بازداشتشدگان هشدار دادند.
بر اساس این بیانیه، از آغاز بحران اخیر در ایران، بازداشت شهروندان بهائی بهطور چشمگیری افزایش یافته است. کارشناسان حقوق بشر تأکید کردند که بهائیان در دوران بازداشت از هرگونه تماس با بیرون محروم بوده و این اقدامات، نقض آشکار حقوق بینالملل و حق آزادی دین یا عقیده محسوب میشود.
در حال حاضر دستکم ۵۷ شهروند بهائی در بازداشت یا زندان بهسر میبرند که برخی از آنها زیر شکنجه و آزارهای شدید جسمی و روحی مجبور به اعترافات دروغین شدهاند؛ اعترافاتی که بعداً از رسانههای حکومتی پخش شده است.
کارشناسان در بیانیه خود بهطور مشخص از وضعیت نگرانکننده پیوند نعیمی، برنا نعیمی (که متحمل آزارهای شدید از جمله اعدامهای نمایشی شدهاند)، پیام ولی، رؤیا ثابت، آرتین غضنفری و شکیلا قاسمی نام بردهاند.
سازمان ملل یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران بهعنوان عضو میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، موظف به تضمین آزادی عقیده، ممنوعیت شکنجه و رعایت حقوق اقلیتهاست.
کارشناسان از مقامهای ایران خواستند فوراً دسترسی بازداشتشدگان به وکیل و خدمات پزشکی را فراهم کرده و درباره تمامی گزارشهای شکنجه و ناپدیدسازی تحقیقات مستقل انجام دهند.
#سازمان_ملل #بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سیزده گزارشگر ویژه و کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد با انتشار بیانیهای مشترک، بازداشتهای خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و رفتارهای غیرانسانساز علیه اعضای جامعه بهائی در ایران را به شدت محکوم کرده و نسبت به خطرات جدی متوجه سلامت جسمی و روانی بازداشتشدگان هشدار دادند.
بر اساس این بیانیه، از آغاز بحران اخیر در ایران، بازداشت شهروندان بهائی بهطور چشمگیری افزایش یافته است. کارشناسان حقوق بشر تأکید کردند که بهائیان در دوران بازداشت از هرگونه تماس با بیرون محروم بوده و این اقدامات، نقض آشکار حقوق بینالملل و حق آزادی دین یا عقیده محسوب میشود.
در حال حاضر دستکم ۵۷ شهروند بهائی در بازداشت یا زندان بهسر میبرند که برخی از آنها زیر شکنجه و آزارهای شدید جسمی و روحی مجبور به اعترافات دروغین شدهاند؛ اعترافاتی که بعداً از رسانههای حکومتی پخش شده است.
کارشناسان در بیانیه خود بهطور مشخص از وضعیت نگرانکننده پیوند نعیمی، برنا نعیمی (که متحمل آزارهای شدید از جمله اعدامهای نمایشی شدهاند)، پیام ولی، رؤیا ثابت، آرتین غضنفری و شکیلا قاسمی نام بردهاند.
سازمان ملل یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران بهعنوان عضو میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، موظف به تضمین آزادی عقیده، ممنوعیت شکنجه و رعایت حقوق اقلیتهاست.
کارشناسان از مقامهای ایران خواستند فوراً دسترسی بازداشتشدگان به وکیل و خدمات پزشکی را فراهم کرده و درباره تمامی گزارشهای شکنجه و ناپدیدسازی تحقیقات مستقل انجام دهند.
#سازمان_ملل #بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8💔7❤1🕊1
Forwarded from گفتوشنود
چرا حکومت دینی نمیتواند حکومتی اخلاقی باشد؟
🔹️اخلاق بر آزادی، انتخاب و وجدان فردی استوار است، اما حکومت دینی بر اجبار، تکلیف و اطاعت بنا میشود.
در چنین نظمی، فضیلت اخلاقی از درون انسان نمیجوشد، بلکه از فرمان قدرت صادر میشود. ایمان به تکلیف شرعی فروکاسته و وجدان به ترس بدل میگردد. وقتی حکومت خود را سخنگوی خدا میداند، نقد را گناه و نافرمانی را کفر میشمارد؛ و در این لحظه، اخلاق از معنا تهی میشود.
🔹️چرا از حکومت دینی مثل جمهوری اسلامی این اندازه ستیزهگری با مدارا بیرون میآید؟
و تجربه جمهوری اسلامی شما را به چه پاسخی برای این پرسش رسانده است؟
🔹️دین، هنگامی که در جایگاه قدرت مینشیند، از ساحت ایمان به قلمرو اجبار رانده میشود. تجربه جمهوری اسلامی نشان داد که حکومت دینی نه به گسترش معنویت، بلکه به تولید ترس، ریا و سرکوب میانجامد. محدودیت آزادی اندیشه، تبعیض علیه زنان، بیحقوقی دگراندیشان و بیخدایان، همه نشانه آن است که دینی که به قدرت تکیه کند، ناگزیر با مدارا بیگانه میشود. این تجربه ما را به یک پاسخ روشن میرساند: هرگاه ایمان ابزار حکومت شود، اخلاق قربانی میشود.
#حکومت_دینی #اخلاق #گفتگو_توانا
🔹️اخلاق بر آزادی، انتخاب و وجدان فردی استوار است، اما حکومت دینی بر اجبار، تکلیف و اطاعت بنا میشود.
در چنین نظمی، فضیلت اخلاقی از درون انسان نمیجوشد، بلکه از فرمان قدرت صادر میشود. ایمان به تکلیف شرعی فروکاسته و وجدان به ترس بدل میگردد. وقتی حکومت خود را سخنگوی خدا میداند، نقد را گناه و نافرمانی را کفر میشمارد؛ و در این لحظه، اخلاق از معنا تهی میشود.
🔹️چرا از حکومت دینی مثل جمهوری اسلامی این اندازه ستیزهگری با مدارا بیرون میآید؟
و تجربه جمهوری اسلامی شما را به چه پاسخی برای این پرسش رسانده است؟
🔹️دین، هنگامی که در جایگاه قدرت مینشیند، از ساحت ایمان به قلمرو اجبار رانده میشود. تجربه جمهوری اسلامی نشان داد که حکومت دینی نه به گسترش معنویت، بلکه به تولید ترس، ریا و سرکوب میانجامد. محدودیت آزادی اندیشه، تبعیض علیه زنان، بیحقوقی دگراندیشان و بیخدایان، همه نشانه آن است که دینی که به قدرت تکیه کند، ناگزیر با مدارا بیگانه میشود. این تجربه ما را به یک پاسخ روشن میرساند: هرگاه ایمان ابزار حکومت شود، اخلاق قربانی میشود.
#حکومت_دینی #اخلاق #گفتگو_توانا
👍21❤5👌1
Forwarded from گفتوشنود
جغرافیا، تصادف و باور
چرا ایمان ما تا حد زیادی به خاک زادگاهمان بند است؟
ریچارد داوکینز در گفتوگویی معروف با طرح یک پرسش بنیادین یادآور میشود که بسیاری از ما اگر در جغرافیایی دیگر متولد میشدیم، نظامی کاملا متفاوت از باورهای دینی یا عقیدتی را برمیگزیدیم. این گزاره ساده اما عمیق، پرده از حقیقتی پنهان برمیدارد: «عامل تصادف جغرافیایی و خانوادگی» نقش تعیینکنندهای در شکلگیری هویت عقیدتی انسانها دارد.
▪️نقش تصادف در هندسه باورها
انسانها در بستری چند وجهی چشم به جهان میگشایند که از پیش توسط نسلهای پیشین طراحی شده است. زبان، فرهنگ، آدابورسوم و از همه مهمتر «دین و مذهب»، میراثی تحمیلی در نخستین سالهای زندگی است.
اگر کودکی در خانوادهای سنتی در شبهقاره هند متولد شود، احتمال هندو یا مسلمان شدنش بسیار بالاست.
همان کودک اگر در قلب اروپا یا آمریکا متولد شود، احتمالا آیین مسیحیت را بهعنوان حقیقت مطلق خواهد پذیرفت.
این واقعیت نشان میدهد که بخش بزرگی از تعصبات مذهبی یا عقیدتی، محصول انتخاب آگاهانه و آزادانه نیست، بلکه نتیجه تصادف محض مکان تولد و محیط پیرامون است.
▪️فروتنی معرفتشناختی؛ راهی به سوی مدارا
اعتراف به این واقعیت تصادفی بودن، ما را به سوی مفهوم حیاتی «فروتنی در ایمان» رهنمون میشود. هنگامی که بپذیریم دینداری یا حتی خداناباوری ما تا حد زیادی تحت تاثیر جغرافیا و خانواده شکل گرفته است، نگاه ما به دیگران تغییر میکند و دیگر به راحتی مخالفان فکری خود را گمراه یا مستحق سرزنش نمیدانیم، زیرا درک میکنیم که اگر جای آنها بودیم، احتمالا همان باور را داشتیم.
همچنین درک مداراجویانه از ایمان زمانی شکل میگیرد که بدانیم سیستمهای اعتقادی ریشه در تاریخ و جغرافیا دارند، نه لزوما در اثباتهای علمی و قطعی.
پذیرش عامل تصادف در باورمندی به ما میآموزد که به جای پافشاری کورکورانه بر حق مطلق بودن خود، به انسانهای دیگر با تمام تفاوتهای عقیدتیشان احترام بگذاریم و فضایی برای گفتوگو و مدارا فراهم کنیم.
شما چه تجربه و دیدگاهی در این مورد دارید ؟
#باور #ایمان #دین_موروثی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا ایمان ما تا حد زیادی به خاک زادگاهمان بند است؟
ریچارد داوکینز در گفتوگویی معروف با طرح یک پرسش بنیادین یادآور میشود که بسیاری از ما اگر در جغرافیایی دیگر متولد میشدیم، نظامی کاملا متفاوت از باورهای دینی یا عقیدتی را برمیگزیدیم. این گزاره ساده اما عمیق، پرده از حقیقتی پنهان برمیدارد: «عامل تصادف جغرافیایی و خانوادگی» نقش تعیینکنندهای در شکلگیری هویت عقیدتی انسانها دارد.
▪️نقش تصادف در هندسه باورها
انسانها در بستری چند وجهی چشم به جهان میگشایند که از پیش توسط نسلهای پیشین طراحی شده است. زبان، فرهنگ، آدابورسوم و از همه مهمتر «دین و مذهب»، میراثی تحمیلی در نخستین سالهای زندگی است.
اگر کودکی در خانوادهای سنتی در شبهقاره هند متولد شود، احتمال هندو یا مسلمان شدنش بسیار بالاست.
همان کودک اگر در قلب اروپا یا آمریکا متولد شود، احتمالا آیین مسیحیت را بهعنوان حقیقت مطلق خواهد پذیرفت.
این واقعیت نشان میدهد که بخش بزرگی از تعصبات مذهبی یا عقیدتی، محصول انتخاب آگاهانه و آزادانه نیست، بلکه نتیجه تصادف محض مکان تولد و محیط پیرامون است.
▪️فروتنی معرفتشناختی؛ راهی به سوی مدارا
اعتراف به این واقعیت تصادفی بودن، ما را به سوی مفهوم حیاتی «فروتنی در ایمان» رهنمون میشود. هنگامی که بپذیریم دینداری یا حتی خداناباوری ما تا حد زیادی تحت تاثیر جغرافیا و خانواده شکل گرفته است، نگاه ما به دیگران تغییر میکند و دیگر به راحتی مخالفان فکری خود را گمراه یا مستحق سرزنش نمیدانیم، زیرا درک میکنیم که اگر جای آنها بودیم، احتمالا همان باور را داشتیم.
همچنین درک مداراجویانه از ایمان زمانی شکل میگیرد که بدانیم سیستمهای اعتقادی ریشه در تاریخ و جغرافیا دارند، نه لزوما در اثباتهای علمی و قطعی.
پذیرش عامل تصادف در باورمندی به ما میآموزد که به جای پافشاری کورکورانه بر حق مطلق بودن خود، به انسانهای دیگر با تمام تفاوتهای عقیدتیشان احترام بگذاریم و فضایی برای گفتوگو و مدارا فراهم کنیم.
شما چه تجربه و دیدگاهی در این مورد دارید ؟
#باور #ایمان #دین_موروثی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13💯3👌2
Forwarded from گفتوشنود
تیغ تیز تبعیض بر پیکر شهروندی
حکمرانی دوگانهساز در جمهوری اسلامی
بیانیه جهانی حقوق بشر برابری ذاتی انسانها را نوید میدهد، اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، این اصل بنیادین جای خود را به سیستم مهندسیشدهای از تبعیض داده است.
حکومتی که طی دههها با خلق دوگانههای ساختگی نظیر خودی/دیگری، مسلمان/غیرمسلمان، مرد/زن و صاحب «التزام عملی» به ولایت فقیه و…، جامعه را به شهروندان درجهیک و درجهدو تقسیم کرده است. در این چارچوب، حقوق قانونی نه بر اساس کرامت انسانی، بلکه بر مبنای میزان وفاداری به ایدئولوژی حاکم توزیع میشود.
این تبعیض سیستماتیک تنها به حوزه عقیده و جنسیت محدود نمانده، بلکه فراتر رفته و آسیبپذیرترین اقشار جامعه نظیر معلولان، سالمندان و کودکان را نیز در بر گرفته است. افراد دارای معلولیت به جای برخورداری از حمایتهای ویژه و زیرساختهای متناسب برای زندگی برابر، با موانع مضاعف و بیتوجهی ساختاری مواجهاند که آنها را از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میکند.
نهادینه شدن این تبعیض چندلایه، بنیانهای اخلاقی جامعه را فرسوده کرده و رواداری را به شدت کاهش داده است.
جامعهای که در آن تفاوتها بهانهای برای سلب حقوق انسانی شوند، پویایی خود را از دست میدهد. استقرار عدالت اجتماعی و کرامت انسانی نیازمند نفی کامل این شکافها و بازگشت به اصل برابری حقوقی همهی شهروندان است.
راستی، تا زمانی که ساختار حقوقی کشور بر پایه حذف و تبعیض بنا شده است، چگونه میتوان از تحقق عدالت اجتماعی و انسجام ملی سخن گفت؟
#رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حکمرانی دوگانهساز در جمهوری اسلامی
بیانیه جهانی حقوق بشر برابری ذاتی انسانها را نوید میدهد، اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، این اصل بنیادین جای خود را به سیستم مهندسیشدهای از تبعیض داده است.
حکومتی که طی دههها با خلق دوگانههای ساختگی نظیر خودی/دیگری، مسلمان/غیرمسلمان، مرد/زن و صاحب «التزام عملی» به ولایت فقیه و…، جامعه را به شهروندان درجهیک و درجهدو تقسیم کرده است. در این چارچوب، حقوق قانونی نه بر اساس کرامت انسانی، بلکه بر مبنای میزان وفاداری به ایدئولوژی حاکم توزیع میشود.
این تبعیض سیستماتیک تنها به حوزه عقیده و جنسیت محدود نمانده، بلکه فراتر رفته و آسیبپذیرترین اقشار جامعه نظیر معلولان، سالمندان و کودکان را نیز در بر گرفته است. افراد دارای معلولیت به جای برخورداری از حمایتهای ویژه و زیرساختهای متناسب برای زندگی برابر، با موانع مضاعف و بیتوجهی ساختاری مواجهاند که آنها را از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میکند.
نهادینه شدن این تبعیض چندلایه، بنیانهای اخلاقی جامعه را فرسوده کرده و رواداری را به شدت کاهش داده است.
جامعهای که در آن تفاوتها بهانهای برای سلب حقوق انسانی شوند، پویایی خود را از دست میدهد. استقرار عدالت اجتماعی و کرامت انسانی نیازمند نفی کامل این شکافها و بازگشت به اصل برابری حقوقی همهی شهروندان است.
راستی، تا زمانی که ساختار حقوقی کشور بر پایه حذف و تبعیض بنا شده است، چگونه میتوان از تحقق عدالت اجتماعی و انسجام ملی سخن گفت؟
#رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13👌2👍1
Forwarded from گفتوشنود
معین محمدیدهج، شهروند بهائی ساکن یزد، به تحمل ۱۶ سال و ۷ ماه و ۱۸ روز حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد
معین محمدیدهج، شهروند ۳۹ سالهٔ بهائی ساکن یزد، توسط شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شد. او همچنین برای اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق تبلیغ بهائیت» به استناد ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس دیگر و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. این شهروند همچنین در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» به استناد ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی به ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم شده است. در صورت تایید احکام صادره، مجازات اشد یعنی ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
از مصادیق اتهام آقای محمدی، «اقدام به ترغیب و دعوت افراد به اعمال خشونتآمیز با آﻣﻮزش ﺷﯿﻮه آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎی راﯾﺎﻧﻪای و ﻣﺨﺎبراتی» در «اغتشاشات دورههای گذشته» ذکر شده است. این در حالی است که آقای محمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هر دو در زندان و در حال سپری کردن احکام حبس پیشین خود بوده است.
احکام صادره در خصوص اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» ظرف ۲۰ روز و در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
آقای محمدی پیشتر در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت و شماری از لوازم شخصی او و خانوادهاش ضبط شد. او سپس در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ابتدا با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان موقتا از زندان آزاد شد. اگرچه به فاصلهای کوتاه با درخواست چهار میلیارد تومان دیگر از خانواده، مجموع وثیقه به مبلغ پنج میلیارد تومان رسید.
آقای محمدی، پیشتر نیز بهواسطه باورهای دینی خود سابقهٔ محکومیت داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معین محمدیدهج، شهروند ۳۹ سالهٔ بهائی ساکن یزد، توسط شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شد. او همچنین برای اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق تبلیغ بهائیت» به استناد ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس دیگر و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. این شهروند همچنین در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» به استناد ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی به ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم شده است. در صورت تایید احکام صادره، مجازات اشد یعنی ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
از مصادیق اتهام آقای محمدی، «اقدام به ترغیب و دعوت افراد به اعمال خشونتآمیز با آﻣﻮزش ﺷﯿﻮه آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎی راﯾﺎﻧﻪای و ﻣﺨﺎبراتی» در «اغتشاشات دورههای گذشته» ذکر شده است. این در حالی است که آقای محمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هر دو در زندان و در حال سپری کردن احکام حبس پیشین خود بوده است.
احکام صادره در خصوص اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» ظرف ۲۰ روز و در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
آقای محمدی پیشتر در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت و شماری از لوازم شخصی او و خانوادهاش ضبط شد. او سپس در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ابتدا با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان موقتا از زندان آزاد شد. اگرچه به فاصلهای کوتاه با درخواست چهار میلیارد تومان دیگر از خانواده، مجموع وثیقه به مبلغ پنج میلیارد تومان رسید.
آقای محمدی، پیشتر نیز بهواسطه باورهای دینی خود سابقهٔ محکومیت داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊5💔5❤2
Forwarded from گفتوشنود
تزوتان تودوروف
چگونه رنج دیگری را به بنیان همزیستی بدل کنیم؟
تزوتان تودوروف (۱۹۳۹–۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانهشناس و تاریخدان برجسته بلغاری-فرانسوی، یکی از متعالیترین صداهای انسانی در حوزه نقد فرهنگی و اخلاق حافظه است. او که سالها تحت تاثیر جو خفقانآور کمونیسم در بلغارستان زیسته بود و بعدها در فرانسه به یکی از برجستهترین روشنفکران تبدیل شد، آثار عمیقی درباره استبداد، فجایع قرن بیستم و چگونگی مواجهه با «دیگری» نگاشت. تودوروف نشان داد که چگونه فرهنگ و ادبیات میتوانند ابزاری برای نجات انسانیت در تاریکترین دورانها باشند.
▪️نظریه تفاهم بینفرهنگی؛ پذیرش از طریق روایت دیگری
از دیدگاه تودوروف، رواداری و پذیرش تنها یک مدارای قانونی نیست، بلکه یک «تعهد اخلاقی» به رسمیت شناختن غیریت است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
▪️تفاهم بینفرهنگی (Cross-Cultural Understanding)
تودوروف معتقد است هیچکس نمیتواند ادعا کند فرهنگ یا ارزشهایش معیار مطلقِ حقیقت است. پذیرش دیگری یعنی تواناییِ خارج شدن از خودشیفتگی فرهنگی و تلاش برای دیدن جهان از چشم «دیگری». او رواداری را سفری فکری و عاطفی میداند که در آن ما با فرهنگهای بیگانه گفتگو میکنیم تا ابعاد ناشناختهی انسان بودن را کشف کنیم.
▪️اخلاق حافظه و سوگواری
تودوروف در بررسی تاریخ استبداد و استعمار بر مفهوم «حافظه» تاکید میکند. او هشدار میدهد که استفاده ابزاری از فجایع گذشته برای ایجاد نفرت جدید، جامعه را نابود میکند. پذیرش در نگاه او یعنی توانایی «به یاد آوردن رنج دیگران» (حتی دشمنان یا بیگانگان) و تبدیل آن به خشتی برای همزیستی مسالمتآمیز. یادآوری رنج، قطبنمای اخلاقی رواداری است.
▪️نقد بربریت درونی
تودوروف با مطالعه توتالیتاریسم دریافت که بربریت مختص جوامع بدوی نیست، بلکه در دل مدرنیته و تمدن پیشرفته غربی نیز سر برمیآورد. پذیرش دیگری یعنی شناخت این خطر که اگر ما به نام ارزشهای خود، انسانیت دیگری را انکار کنیم، به همان بربریت مدرن دچار شدهایم. رواداری یعنی مقاومت در برابر این وسوسه که خود را حق مطلق و دیگری را باطل مطلق بدانیم.
پذیرش در اندیشه تودوروف، یعنی تمرین مداوم «انسانگرایی انتقادی». او معتقد است که ما در مواجهه با دیگری، همواره در حال بازتعریف خودمان هستیم. جامعه روادار از منظر تودوروف، جامعهای است که در آن حافظه تاریخی مانع از تکرار خشونت میشود و افراد میآموزند که تفاوتها، تهدیدی برای بقا نیستند، بلکه دعوتی هستند برای فهم عمیقتر جهان مشترک انسانی.
#اخلاق #انسانگرایی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه رنج دیگری را به بنیان همزیستی بدل کنیم؟
تزوتان تودوروف (۱۹۳۹–۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانهشناس و تاریخدان برجسته بلغاری-فرانسوی، یکی از متعالیترین صداهای انسانی در حوزه نقد فرهنگی و اخلاق حافظه است. او که سالها تحت تاثیر جو خفقانآور کمونیسم در بلغارستان زیسته بود و بعدها در فرانسه به یکی از برجستهترین روشنفکران تبدیل شد، آثار عمیقی درباره استبداد، فجایع قرن بیستم و چگونگی مواجهه با «دیگری» نگاشت. تودوروف نشان داد که چگونه فرهنگ و ادبیات میتوانند ابزاری برای نجات انسانیت در تاریکترین دورانها باشند.
▪️نظریه تفاهم بینفرهنگی؛ پذیرش از طریق روایت دیگری
از دیدگاه تودوروف، رواداری و پذیرش تنها یک مدارای قانونی نیست، بلکه یک «تعهد اخلاقی» به رسمیت شناختن غیریت است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
▪️تفاهم بینفرهنگی (Cross-Cultural Understanding)
تودوروف معتقد است هیچکس نمیتواند ادعا کند فرهنگ یا ارزشهایش معیار مطلقِ حقیقت است. پذیرش دیگری یعنی تواناییِ خارج شدن از خودشیفتگی فرهنگی و تلاش برای دیدن جهان از چشم «دیگری». او رواداری را سفری فکری و عاطفی میداند که در آن ما با فرهنگهای بیگانه گفتگو میکنیم تا ابعاد ناشناختهی انسان بودن را کشف کنیم.
▪️اخلاق حافظه و سوگواری
تودوروف در بررسی تاریخ استبداد و استعمار بر مفهوم «حافظه» تاکید میکند. او هشدار میدهد که استفاده ابزاری از فجایع گذشته برای ایجاد نفرت جدید، جامعه را نابود میکند. پذیرش در نگاه او یعنی توانایی «به یاد آوردن رنج دیگران» (حتی دشمنان یا بیگانگان) و تبدیل آن به خشتی برای همزیستی مسالمتآمیز. یادآوری رنج، قطبنمای اخلاقی رواداری است.
▪️نقد بربریت درونی
تودوروف با مطالعه توتالیتاریسم دریافت که بربریت مختص جوامع بدوی نیست، بلکه در دل مدرنیته و تمدن پیشرفته غربی نیز سر برمیآورد. پذیرش دیگری یعنی شناخت این خطر که اگر ما به نام ارزشهای خود، انسانیت دیگری را انکار کنیم، به همان بربریت مدرن دچار شدهایم. رواداری یعنی مقاومت در برابر این وسوسه که خود را حق مطلق و دیگری را باطل مطلق بدانیم.
پذیرش در اندیشه تودوروف، یعنی تمرین مداوم «انسانگرایی انتقادی». او معتقد است که ما در مواجهه با دیگری، همواره در حال بازتعریف خودمان هستیم. جامعه روادار از منظر تودوروف، جامعهای است که در آن حافظه تاریخی مانع از تکرار خشونت میشود و افراد میآموزند که تفاوتها، تهدیدی برای بقا نیستند، بلکه دعوتی هستند برای فهم عمیقتر جهان مشترک انسانی.
#اخلاق #انسانگرایی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌1
Forwarded from گفتوشنود
در علوم سیاسی و جامعهشناسی، نظامهای ایدئولوژیک و مذهبی تمامیتخواه، برای تداوم سلطه و تثبیت گفتمان خود، به ابزاری بنیادین نیاز دارند؛ «جزماندیشی» (Dogmatism) در این ساختارها نه یک پدیده اتفاقی، بلکه یک «مهندسی معکوس آگاهی» برای تحقق کنترل اجتماعی است.
این نظامها با اتکا به دو بازوی اجرایی، جهانبینی شهروندان را محدود میکنند:
۱. ایدئولوژیکسازی سیستم آموزشی:
در این نظامها، آموزش از «تولید دانش انتقادی» به «بازتولید باورهای رسمی» تغییر کارکرد میدهد. با حذف تفکر نقادانه و جایگزینی آن با حافظهمحوری ایدئولوژیک، نظام تلاش میکند ذهن پرسشگر را از دوران کودکی به یک «پذیرنده منفعل» تبدیل کند. این روند باعث میشود «شک علمی» بهعنوان یک ناهنجاری اخلاقی یا امنیتی بازتعریف شود.
۲. تبلیغات غیرمستقیم و بدعتگذاری:
تبلیغات دینی در این جوامع فراتر از دعوت به ایمان، ابزاری برای تنظیم رفتار اجتماعی است. ترویج روایات خاص از دین (که عموما با بدعتگذاری همراه است تا با نیازهای سیاسی روز هماهنگ شود)، فضایی ایجاد میکند که در آن «اطاعت» بهعنوان «فضیلت» و «تامل» بهعنوان «انحراف» تلقی میگردد. این «مهندسی هنجارها» باعث میشود که جامعه بهصورت خودکار، مخالفان ایدئولوژی حاکم را طرد کند.
هدف مشخص است؛ مهندسی کنترل اجتماعی. نتیجه این جزماندیشیِ سیستماتیک، «اتمیزه کردن» جامعه است. وقتی شهروندان قدرتِ تحلیل فراتر از چارچوبهای دیکتهشده را از دست میدهند، توانایی سازماندهی برای تغییر و کنش جمعی نیز کاهش مییابد. در واقع، این حکومتها با جزماندیشی، «زمینه فکریِ نافرمانی» را در نطفه خفه میکنند تا ثبات ساختار قدرت حفظ شود.
وظیفه شهروند در چنین ساختاری مقاومت در برابر جزمگرای است؛ در برابر این تکنیک کنترل حکومتی، «آزاداندیشی» صرفا یک امر ذهنی نیست، بلکه یک «کنش سیاسی-اجتماعی» است. آزاداندیشی در اینجا به معنای بازگشت به «عقلانیت انتقادی» است. وظیفه شهروند آزاداندیش عبارت است از:
تطبیق فکتها با روایتهای رسمی: به چالش کشیدن دادههای ایدئولوژیک و جستجوی حقیقت در منابع مستقل.
ترویج شک روشمند: آموزش گفتگو به جای تقابل احساسی و تشویق دیگران به پرسشگری.
مقاومت در برابر برساختهای کاذب: رد بدعتهای مذهبی که برای سرکوب حقوق شهروندی به کار میروند.
آزاداندیشی در تقابل با جزماندیشی، نه تنها راهی برای رشد فردی، بلکه تنها مسیر خروج از چنبره کنترل اجتماعی و بازپسگیریِ عاملیت انسانی است. جامعهای که آزاد میاندیشد، به سادگی به بند جزمیتهای ساختگی درنمیآید.
#تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این نظامها با اتکا به دو بازوی اجرایی، جهانبینی شهروندان را محدود میکنند:
۱. ایدئولوژیکسازی سیستم آموزشی:
در این نظامها، آموزش از «تولید دانش انتقادی» به «بازتولید باورهای رسمی» تغییر کارکرد میدهد. با حذف تفکر نقادانه و جایگزینی آن با حافظهمحوری ایدئولوژیک، نظام تلاش میکند ذهن پرسشگر را از دوران کودکی به یک «پذیرنده منفعل» تبدیل کند. این روند باعث میشود «شک علمی» بهعنوان یک ناهنجاری اخلاقی یا امنیتی بازتعریف شود.
۲. تبلیغات غیرمستقیم و بدعتگذاری:
تبلیغات دینی در این جوامع فراتر از دعوت به ایمان، ابزاری برای تنظیم رفتار اجتماعی است. ترویج روایات خاص از دین (که عموما با بدعتگذاری همراه است تا با نیازهای سیاسی روز هماهنگ شود)، فضایی ایجاد میکند که در آن «اطاعت» بهعنوان «فضیلت» و «تامل» بهعنوان «انحراف» تلقی میگردد. این «مهندسی هنجارها» باعث میشود که جامعه بهصورت خودکار، مخالفان ایدئولوژی حاکم را طرد کند.
هدف مشخص است؛ مهندسی کنترل اجتماعی. نتیجه این جزماندیشیِ سیستماتیک، «اتمیزه کردن» جامعه است. وقتی شهروندان قدرتِ تحلیل فراتر از چارچوبهای دیکتهشده را از دست میدهند، توانایی سازماندهی برای تغییر و کنش جمعی نیز کاهش مییابد. در واقع، این حکومتها با جزماندیشی، «زمینه فکریِ نافرمانی» را در نطفه خفه میکنند تا ثبات ساختار قدرت حفظ شود.
وظیفه شهروند در چنین ساختاری مقاومت در برابر جزمگرای است؛ در برابر این تکنیک کنترل حکومتی، «آزاداندیشی» صرفا یک امر ذهنی نیست، بلکه یک «کنش سیاسی-اجتماعی» است. آزاداندیشی در اینجا به معنای بازگشت به «عقلانیت انتقادی» است. وظیفه شهروند آزاداندیش عبارت است از:
تطبیق فکتها با روایتهای رسمی: به چالش کشیدن دادههای ایدئولوژیک و جستجوی حقیقت در منابع مستقل.
ترویج شک روشمند: آموزش گفتگو به جای تقابل احساسی و تشویق دیگران به پرسشگری.
مقاومت در برابر برساختهای کاذب: رد بدعتهای مذهبی که برای سرکوب حقوق شهروندی به کار میروند.
آزاداندیشی در تقابل با جزماندیشی، نه تنها راهی برای رشد فردی، بلکه تنها مسیر خروج از چنبره کنترل اجتماعی و بازپسگیریِ عاملیت انسانی است. جامعهای که آزاد میاندیشد، به سادگی به بند جزمیتهای ساختگی درنمیآید.
#تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4