This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خسرو آذربیگ، همان نوازنده دفی است که حدود سه هفته پیش در مترو سازش را گرفتند و چند ساعتی بازداشت شد و برایش پرونده قضایی درست کردند. او این ویدیو را به مناسبت ۱۲ بهمن، در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده و نوشته است:
« #آخوندها چنین دزدانی هستند.
هست و نیست مردم را میدزدند و به حالباختگان و مالباختگان نشانی غلط میدهند. #آزادی #رفاه #دین
#مذهب و دار و ندار ایران را دزدیدند و در #صدا_و_سیمای سراسر فساد تباهی میگویند که: اگر آنها نباشند دین مردم از بین میرود. در حالیکه بدترین آسیبها و جبرانناپذیرترین صدمات را همین دزدها به دین و ایمان مردم زدند.
شعر این آهنگ از #مولوی است، که بعضی جملهها را خودم کمی دستکاری کرده و عبارتهایی را پس و پیش کردهام و واژهها و کلماتی را به آن افزودهام.
با احترام
#خسرو_آذربیگ »
- نظر شما چیست؟
#هنر_اعتراض #استبداد_دینی #مسئولیت_فردی #آخوند #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
« #آخوندها چنین دزدانی هستند.
هست و نیست مردم را میدزدند و به حالباختگان و مالباختگان نشانی غلط میدهند. #آزادی #رفاه #دین
#مذهب و دار و ندار ایران را دزدیدند و در #صدا_و_سیمای سراسر فساد تباهی میگویند که: اگر آنها نباشند دین مردم از بین میرود. در حالیکه بدترین آسیبها و جبرانناپذیرترین صدمات را همین دزدها به دین و ایمان مردم زدند.
شعر این آهنگ از #مولوی است، که بعضی جملهها را خودم کمی دستکاری کرده و عبارتهایی را پس و پیش کردهام و واژهها و کلماتی را به آن افزودهام.
با احترام
#خسرو_آذربیگ »
- نظر شما چیست؟
#هنر_اعتراض #استبداد_دینی #مسئولیت_فردی #آخوند #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسن باقرینیا:
اگه ظلم را دیدم و چشمانم را بستم، طرفدار امام حسین نیستم.
مگر میشود با مشاهده ظلم سکوت پیشه کنم و آن وقت برای حسین(ع) به سر و سینه بزنم؟
کسی که در یک نظام استبدادی زندگی میکند و سکوت پیشه میکند و یا حتی بدتر وارد بازی شده و با مستبد همکاری میکند عزاداریاش برای حسین بیمعناست.
در حاشیه شرکت در مراسم سالیاد وکیل شریف و آزاده وطن، غلامحسین دوستعلی مکی
مراسم اولین سالگرد وفات وکیل باشرف و آزادهی زندانیان سیاسی ایران و خراسان و معلمین و اعضای بیانیه ۱۴، زندهیاد "غلامحسین دوستعلی مکی"، صبح جمعه ۲۲ تیر ماه با حضور خانواده گرامی ایشان و دوستدارانش و جمعی از فعالان مدنی مشهد و زندانیان سیاسی فعلی و سابق از جمله خانواده مهندس هاشم خواستار، خانواده فاطمه و محمدحسین و حسین سپهری، خانواده جاویدنام ابوالفضل آدینهزاده، دکتر حسن باقرینیا، دکتر کمال جعفری یزدی و جمعی از فعالان مدنی خراسان در بهشت رضای مشهد برگزار شد و از مقام آن وکیل و انسان شجاع و باشرافت تجلیل شد.
#شرافت #آزادگی #وجدان #مسئولیت_فردی
#غلامحسین_دوستعلی_مکی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اگه ظلم را دیدم و چشمانم را بستم، طرفدار امام حسین نیستم.
مگر میشود با مشاهده ظلم سکوت پیشه کنم و آن وقت برای حسین(ع) به سر و سینه بزنم؟
کسی که در یک نظام استبدادی زندگی میکند و سکوت پیشه میکند و یا حتی بدتر وارد بازی شده و با مستبد همکاری میکند عزاداریاش برای حسین بیمعناست.
در حاشیه شرکت در مراسم سالیاد وکیل شریف و آزاده وطن، غلامحسین دوستعلی مکی
مراسم اولین سالگرد وفات وکیل باشرف و آزادهی زندانیان سیاسی ایران و خراسان و معلمین و اعضای بیانیه ۱۴، زندهیاد "غلامحسین دوستعلی مکی"، صبح جمعه ۲۲ تیر ماه با حضور خانواده گرامی ایشان و دوستدارانش و جمعی از فعالان مدنی مشهد و زندانیان سیاسی فعلی و سابق از جمله خانواده مهندس هاشم خواستار، خانواده فاطمه و محمدحسین و حسین سپهری، خانواده جاویدنام ابوالفضل آدینهزاده، دکتر حسن باقرینیا، دکتر کمال جعفری یزدی و جمعی از فعالان مدنی خراسان در بهشت رضای مشهد برگزار شد و از مقام آن وکیل و انسان شجاع و باشرافت تجلیل شد.
#شرافت #آزادگی #وجدان #مسئولیت_فردی
#غلامحسین_دوستعلی_مکی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤35👍9🕊6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا، از ماموران حکومتی میپرسد:
«شما مامور معذور هستید یا مامور مسئول؟»
«شیعیان «حر» را یکی از قهرمانان واقعه کربلا میدانند، چرا که او چشم و گوش بسته دستورات مافوق خود را اطاعت نکرد.
مامور مسئول اجرای دستور را منوط به اخلاقی بودن آن میداند.
مامور مسئول هیچگاه عقل و وجدان را فرو نمیگذارد.
مامور مسئول، عمله و برده قدرت نیست.»
"مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری"، تأملی است در مورد رابطهٔ نیک و بد و اخلاق با مستقل اندیشیدن و داوری فردی.
این کتاب توسط «بنیاد عبدالرحمان برومند» به فارسی ترجمه شده است.
لینک دانلود:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/16262
#مسئولیت_فردی #شرافت #وجدان #حسن_باقری_نیا
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«شما مامور معذور هستید یا مامور مسئول؟»
«شیعیان «حر» را یکی از قهرمانان واقعه کربلا میدانند، چرا که او چشم و گوش بسته دستورات مافوق خود را اطاعت نکرد.
مامور مسئول اجرای دستور را منوط به اخلاقی بودن آن میداند.
مامور مسئول هیچگاه عقل و وجدان را فرو نمیگذارد.
مامور مسئول، عمله و برده قدرت نیست.»
"مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری"، تأملی است در مورد رابطهٔ نیک و بد و اخلاق با مستقل اندیشیدن و داوری فردی.
این کتاب توسط «بنیاد عبدالرحمان برومند» به فارسی ترجمه شده است.
لینک دانلود:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/16262
#مسئولیت_فردی #شرافت #وجدان #حسن_باقری_نیا
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍63❤10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقای دکتر حسن باقرینیا، استاد دانشگاه اخراج شده، در این ویدیوی کوتاه ضمن ارئه شرحی مختصر از داستان و سرنوشت «باکسر» در داستان مزرعه حیوانات جورج اورول، میپرسد از سرنوشت او چه میآموزیم؟
آیا هر کس باید در پی اصلاح فردی خود باشد یا مسئولیت شهروندی اقتضا میکند نسبت به مسائل جامعه بیتفاوت نباشیم؟
ایدهای وجود دارد که معتقد است اگر هر یک از اعضای جامعه سعی کند که وظایف فردی خود را به درستی انجام دهد، اوضاع جامعه به سامان میشود. این ایده در ایران ریشه در رنج و سختیای دارد که ایرانیان در دورههای مختلف از سر گذراندهاند، اما نقش حکومت و مسائل کلان در مقدرات جامعه چیست؟ اگر مردم خوب کار کنند، کارمندان وظایف فردی خود را درست انجام دهند، مردم حتی به همدیگر محبت کنند و مهر بورزند، حکومت اما همچنان در دست افرادی ناصالح باشد یا سیستمی ظالمانه حکمفرما باشد، آیا اوضاع بهتر خواهد شد؟
در تفکر سیستمی، کل حاصل جمع اجزا نیست و نمیتوان فقط با بهبود اجزا کل را بهبود داد، بلکه باید به روابط میان اجزا و عوامل متعدد دیگر هم توجه داشت. مسئولیت اجتماعی آنجایی معنا پیدا میکند که افراد به این موضوع توجه داشته باشند که نظام و سیستم اجتماعی، قوانین و سازوکارهای حکمرانی به طریقی سامان یابد که عدالت و آزادی و حقوق شهروندی رعایت شود.
#مسئولیت_فردی #مسئولیت_اجتماعی #نگرش_سیستمی #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آیا هر کس باید در پی اصلاح فردی خود باشد یا مسئولیت شهروندی اقتضا میکند نسبت به مسائل جامعه بیتفاوت نباشیم؟
ایدهای وجود دارد که معتقد است اگر هر یک از اعضای جامعه سعی کند که وظایف فردی خود را به درستی انجام دهد، اوضاع جامعه به سامان میشود. این ایده در ایران ریشه در رنج و سختیای دارد که ایرانیان در دورههای مختلف از سر گذراندهاند، اما نقش حکومت و مسائل کلان در مقدرات جامعه چیست؟ اگر مردم خوب کار کنند، کارمندان وظایف فردی خود را درست انجام دهند، مردم حتی به همدیگر محبت کنند و مهر بورزند، حکومت اما همچنان در دست افرادی ناصالح باشد یا سیستمی ظالمانه حکمفرما باشد، آیا اوضاع بهتر خواهد شد؟
در تفکر سیستمی، کل حاصل جمع اجزا نیست و نمیتوان فقط با بهبود اجزا کل را بهبود داد، بلکه باید به روابط میان اجزا و عوامل متعدد دیگر هم توجه داشت. مسئولیت اجتماعی آنجایی معنا پیدا میکند که افراد به این موضوع توجه داشته باشند که نظام و سیستم اجتماعی، قوانین و سازوکارهای حکمرانی به طریقی سامان یابد که عدالت و آزادی و حقوق شهروندی رعایت شود.
#مسئولیت_فردی #مسئولیت_اجتماعی #نگرش_سیستمی #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍27💯6❤2💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کاش به خودمون بیاییم. هر روز با دستای خودمون زمین رو زخمیتر میکنیم؛ زبالهها رو تو طبیعت رها میکنیم، درختا رو میبُریم، هوا و آب رو آلوده میکنیم. این زمین خونه ماست، خونه فرزندانمون. اگه به خودمون نیاییم، یه روزی که شاید خیلی دور نباشه، چیزی از این زیباییها باقی نمیمونه.
*در ویدئو نام پیست اسکی شیرباد به اشتباه شیروان گفته شده*»
ویدیو و متن ارسالی هامره مرادی، قصهگو و فعال محیط زیست
hameremoradi
#محیط_زیست #مسئولیت_فردی #مسئولیت_اجتماعی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
*در ویدئو نام پیست اسکی شیرباد به اشتباه شیروان گفته شده*»
ویدیو و متن ارسالی هامره مرادی، قصهگو و فعال محیط زیست
hameremoradi
#محیط_زیست #مسئولیت_فردی #مسئولیت_اجتماعی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔28👍5👌4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا: چگونه شهروندان در نظامهای تمامیتخواه مسئولیت فردی خود را رها میکنند؟
دکتر حسن باقرینیا در ویدیویی با نگاهی انتقادی به سازوکار نظامهای تمامیتخواه، سه نمونه کلاسیک از ادبیات سیاسی و فلسفی را برای توضیح رها شدن مسئولیت فردی در این نظامها مورد بررسی قرار میدهد.
او ابتدا به تحلیل مفهوم «ابتذال شر» از نگاه هانا آرنت میپردازد و میگوید:
«آرنت برای توضیح عادیشدن شر، به شخصیت آدولف آیشمن اشاره میکند؛ افسر نازی که در دادگاه مدعی شد در نسلکشیها نقشی نداشته و تنها "دستورات مافوق" و "قوانین موجود" را اجرا کرده است؛ آنهم به انگیزهی ترفیع درجه. آیشمن در این روند، مسئولیت فردیاش را بهسادگی کنار گذاشت.»
باقرینیا سپس با اشاره به کتاب مزرعه حیوانات از جورج اورول، شخصیت باکسر، اسب صادق و سختکوش را مثال میزند که در مواجهه با فساد خوکها، به جای اعتراض، دیگران را به اطاعت از وظایفشان فرامیخواند. به باور او، باکسر نمونهای از وفاداری سادهلوحانه نسبت به قدرت است که با تصور تحقق آیندهای بهتر از مسیر سکوت و کار، چشم بر حقیقت میبندد.
او در ادامه به نوشتههای واتسلاو هاول و مثال معروف سبزیفروش در کتاب قدرت بیقدرتان اشاره میکند:
«سبزیفروشی که داوطلبانه شعار "کارگران جهان متحد شوید" را در مغازهاش نصب میکند، نه از سر اعتقاد، بلکه برای جلب رضایت حکومت، یا حتی برای کسب امنیت و امتیاز بیشتر.»
دکتر باقرینیا در جمعبندی این سه مثال میپرسد:
«چه میشود که ما مسئولیت فردیمان را کنار میگذاریم؟ گاهی ترس، گاهی طمع، و گاهی نیز نداشتن تصور از جامعهای بهتر.»
او از مخاطبان میخواهد به این پرسش فکر کنند که در نظامهای تمامیتخواه، چگونه میتوان مسئولیت فردی را حفظ کرد و در برابر عادیسازی شر، وفاداری کور و همراهی منفعلانه ایستاد؟
#مسئولیت_فردی #استبداد #ابتذال_شر #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر حسن باقرینیا در ویدیویی با نگاهی انتقادی به سازوکار نظامهای تمامیتخواه، سه نمونه کلاسیک از ادبیات سیاسی و فلسفی را برای توضیح رها شدن مسئولیت فردی در این نظامها مورد بررسی قرار میدهد.
او ابتدا به تحلیل مفهوم «ابتذال شر» از نگاه هانا آرنت میپردازد و میگوید:
«آرنت برای توضیح عادیشدن شر، به شخصیت آدولف آیشمن اشاره میکند؛ افسر نازی که در دادگاه مدعی شد در نسلکشیها نقشی نداشته و تنها "دستورات مافوق" و "قوانین موجود" را اجرا کرده است؛ آنهم به انگیزهی ترفیع درجه. آیشمن در این روند، مسئولیت فردیاش را بهسادگی کنار گذاشت.»
باقرینیا سپس با اشاره به کتاب مزرعه حیوانات از جورج اورول، شخصیت باکسر، اسب صادق و سختکوش را مثال میزند که در مواجهه با فساد خوکها، به جای اعتراض، دیگران را به اطاعت از وظایفشان فرامیخواند. به باور او، باکسر نمونهای از وفاداری سادهلوحانه نسبت به قدرت است که با تصور تحقق آیندهای بهتر از مسیر سکوت و کار، چشم بر حقیقت میبندد.
او در ادامه به نوشتههای واتسلاو هاول و مثال معروف سبزیفروش در کتاب قدرت بیقدرتان اشاره میکند:
«سبزیفروشی که داوطلبانه شعار "کارگران جهان متحد شوید" را در مغازهاش نصب میکند، نه از سر اعتقاد، بلکه برای جلب رضایت حکومت، یا حتی برای کسب امنیت و امتیاز بیشتر.»
دکتر باقرینیا در جمعبندی این سه مثال میپرسد:
«چه میشود که ما مسئولیت فردیمان را کنار میگذاریم؟ گاهی ترس، گاهی طمع، و گاهی نیز نداشتن تصور از جامعهای بهتر.»
او از مخاطبان میخواهد به این پرسش فکر کنند که در نظامهای تمامیتخواه، چگونه میتوان مسئولیت فردی را حفظ کرد و در برابر عادیسازی شر، وفاداری کور و همراهی منفعلانه ایستاد؟
#مسئولیت_فردی #استبداد #ابتذال_شر #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍27
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا، رواندرمانگر و استاد اخراجشدهی دانشگاه، در این ویدیو میگوید:
چگونه ممکن است یک انسان عادی، تنها با دریافت یک دستور، به دیگری شوک مرگبار وارد کند؟ آیا تنها یک جملهی ساده، مانند «لطفاً ادامه بده»، میتواند وجدان انسانی را خاموش کند؟
او با اشاره به کتاب اطاعت از اتوریته نوشتهی استنلی میلگرام، تأکید میکند که این کتاب گزارشی تکاندهنده از یک آزمایش روانشناختی است که نشان میدهد چگونه قدرت دستور میتواند افراد عادی را به اجرای اعمال مرگبار وادار کند؛ حتی زمانی که این اعمال با اصول اخلاقی و انسانی در تضاد کامل است.
او توضیح میدهد: در این آزمایش، فردی در نقش «معلم» قرار میگرفت و مأمور بود به «شاگرد» که در واقع یک بازیگر بود، در صورت پاسخ نادرست، شوک الکتریکی وارد کند. میزان این شوکها با هر پاسخ اشتباه افزایش مییافت تا نهایتاً به ۴۵۰ ولت میرسید – ولتاژی که با برچسب «خطرناک – کشنده» مشخص شده بود.
او میافزاید: با وجود التماسها و فریادهای شاگرد، ۶۵ درصد شرکتکنندگان تا پایان آزمایش ادامه دادند، تنها به این دلیل که مردی با روپوش سفید از آنها خواسته بود ادامه دهند. این یافته نشان میدهد که در حضور یک مقام قدرتمند، افراد اغلب مسئولیت اعمالشان را به آن مقام واگذار میکنند و تنها خود را «مجری دستور» میدانند.
او یادآوری میکند که این سازوکار روانی، محدود به آزمایشگاه نیست؛ بلکه در ارتش، در نظامهای اداری، در بیمارستانها و حتی در زندگی روزمره نیز تکرار میشود.
آقای باقرینیا در پایان میگوید: اطاعت کورکورانه، آتشیست زیر خاکستر. دستور، اخلاق را توجیه نمیکند. گاهی قهرمان بودن یعنی «نه» گفتن؛ نه به اتوریتهای که تلاش میکند وجدان ما را خاموش کند.
#حسن_باقری_نیا #قدرت #روانشناسی #مسئولیت_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چگونه ممکن است یک انسان عادی، تنها با دریافت یک دستور، به دیگری شوک مرگبار وارد کند؟ آیا تنها یک جملهی ساده، مانند «لطفاً ادامه بده»، میتواند وجدان انسانی را خاموش کند؟
او با اشاره به کتاب اطاعت از اتوریته نوشتهی استنلی میلگرام، تأکید میکند که این کتاب گزارشی تکاندهنده از یک آزمایش روانشناختی است که نشان میدهد چگونه قدرت دستور میتواند افراد عادی را به اجرای اعمال مرگبار وادار کند؛ حتی زمانی که این اعمال با اصول اخلاقی و انسانی در تضاد کامل است.
او توضیح میدهد: در این آزمایش، فردی در نقش «معلم» قرار میگرفت و مأمور بود به «شاگرد» که در واقع یک بازیگر بود، در صورت پاسخ نادرست، شوک الکتریکی وارد کند. میزان این شوکها با هر پاسخ اشتباه افزایش مییافت تا نهایتاً به ۴۵۰ ولت میرسید – ولتاژی که با برچسب «خطرناک – کشنده» مشخص شده بود.
او میافزاید: با وجود التماسها و فریادهای شاگرد، ۶۵ درصد شرکتکنندگان تا پایان آزمایش ادامه دادند، تنها به این دلیل که مردی با روپوش سفید از آنها خواسته بود ادامه دهند. این یافته نشان میدهد که در حضور یک مقام قدرتمند، افراد اغلب مسئولیت اعمالشان را به آن مقام واگذار میکنند و تنها خود را «مجری دستور» میدانند.
او یادآوری میکند که این سازوکار روانی، محدود به آزمایشگاه نیست؛ بلکه در ارتش، در نظامهای اداری، در بیمارستانها و حتی در زندگی روزمره نیز تکرار میشود.
آقای باقرینیا در پایان میگوید: اطاعت کورکورانه، آتشیست زیر خاکستر. دستور، اخلاق را توجیه نمیکند. گاهی قهرمان بودن یعنی «نه» گفتن؛ نه به اتوریتهای که تلاش میکند وجدان ما را خاموش کند.
#حسن_باقری_نیا #قدرت #روانشناسی #مسئولیت_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍24
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قدرت اتوریته، مسئولیت فردی را از بین میبرد
دکتر حسن باقرینیا، رواندرمانگر و استاد اخراجشدهی دانشگاه، در این ویدیو میگوید:
چگونه ممکن است یک انسان عادی، تنها با دریافت یک دستور، به دیگری شوک مرگبار وارد کند؟ آیا تنها یک جملهی ساده، مانند «لطفاً ادامه بده»، میتواند وجدان انسانی را خاموش کند؟
او با اشاره به کتاب اطاعت از اتوریته نوشتهی استنلی میلگرام، تأکید میکند که این کتاب گزارشی تکاندهنده از یک آزمایش روانشناختی است که نشان میدهد چگونه قدرت دستور میتواند افراد عادی را به اجرای اعمال مرگبار وادار کند؛ حتی زمانی که این اعمال با اصول اخلاقی و انسانی در تضاد کامل است.
او توضیح میدهد: در این آزمایش، فردی در نقش «معلم» قرار میگرفت و مأمور بود به «شاگرد» که در واقع یک بازیگر بود، در صورت پاسخ نادرست، شوک الکتریکی وارد کند. میزان این شوکها با هر پاسخ اشتباه افزایش مییافت تا نهایتاً به ۴۵۰ ولت میرسید – ولتاژی که با برچسب «خطرناک – کشنده» مشخص شده بود.
او میافزاید: با وجود التماسها و فریادهای شاگرد، ۶۵ درصد شرکتکنندگان تا پایان آزمایش ادامه دادند، تنها به این دلیل که مردی با روپوش سفید از آنها خواسته بود ادامه دهند. این یافته نشان میدهد که در حضور یک مقام قدرتمند، افراد اغلب مسئولیت اعمالشان را به آن مقام واگذار میکنند و تنها خود را «مجری دستور» میدانند.
او یادآوری میکند که این سازوکار روانی، محدود به آزمایشگاه نیست؛ بلکه در ارتش، در نظامهای اداری، در بیمارستانها و حتی در زندگی روزمره نیز تکرار میشود.
آقای باقرینیا در پایان میگوید: اطاعت کورکورانه، آتشیست زیر خاکستر. دستور، اخلاق را توجیه نمیکند. گاهی قهرمان بودن یعنی «نه» گفتن؛ نه به اتوریتهای که تلاش میکند وجدان ما را خاموش کند.
#حسن_باقری_نیا #قدرت #روانشناسی #مسئولیت_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر حسن باقرینیا، رواندرمانگر و استاد اخراجشدهی دانشگاه، در این ویدیو میگوید:
چگونه ممکن است یک انسان عادی، تنها با دریافت یک دستور، به دیگری شوک مرگبار وارد کند؟ آیا تنها یک جملهی ساده، مانند «لطفاً ادامه بده»، میتواند وجدان انسانی را خاموش کند؟
او با اشاره به کتاب اطاعت از اتوریته نوشتهی استنلی میلگرام، تأکید میکند که این کتاب گزارشی تکاندهنده از یک آزمایش روانشناختی است که نشان میدهد چگونه قدرت دستور میتواند افراد عادی را به اجرای اعمال مرگبار وادار کند؛ حتی زمانی که این اعمال با اصول اخلاقی و انسانی در تضاد کامل است.
او توضیح میدهد: در این آزمایش، فردی در نقش «معلم» قرار میگرفت و مأمور بود به «شاگرد» که در واقع یک بازیگر بود، در صورت پاسخ نادرست، شوک الکتریکی وارد کند. میزان این شوکها با هر پاسخ اشتباه افزایش مییافت تا نهایتاً به ۴۵۰ ولت میرسید – ولتاژی که با برچسب «خطرناک – کشنده» مشخص شده بود.
او میافزاید: با وجود التماسها و فریادهای شاگرد، ۶۵ درصد شرکتکنندگان تا پایان آزمایش ادامه دادند، تنها به این دلیل که مردی با روپوش سفید از آنها خواسته بود ادامه دهند. این یافته نشان میدهد که در حضور یک مقام قدرتمند، افراد اغلب مسئولیت اعمالشان را به آن مقام واگذار میکنند و تنها خود را «مجری دستور» میدانند.
او یادآوری میکند که این سازوکار روانی، محدود به آزمایشگاه نیست؛ بلکه در ارتش، در نظامهای اداری، در بیمارستانها و حتی در زندگی روزمره نیز تکرار میشود.
آقای باقرینیا در پایان میگوید: اطاعت کورکورانه، آتشیست زیر خاکستر. دستور، اخلاق را توجیه نمیکند. گاهی قهرمان بودن یعنی «نه» گفتن؛ نه به اتوریتهای که تلاش میکند وجدان ما را خاموش کند.
#حسن_باقری_نیا #قدرت #روانشناسی #مسئولیت_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍19
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا، روانشناس و مشاور خانواده، در ویدیویی که اخیراً منتشر شده، به بازآفرینی گفتوگوی خود با قاضی پرونده در جریان دادگاه تجدیدنظر که در تاریخ اول اردیبهشت ۱۴۰۴ برگزار شد، پرداخته است. او در پاسخ به پرسش قاضی مبنی بر اینکه «چرا در حوزهای خارج از تخصص خود سخن میگوید»، تأکید میکند که مسئولیت اجتماعی، مرز تخصص نمیشناسد.
باقرینیا با طرح استعارهای میگوید: «فرض کنید پایین رودخانهای ایستادهاید و مدام آدمهایی را میبینید که در حال غرق شدناند. در حالی که آنها را نجات میدهید، بالاخره باید بپرسید چه کسی بالای پل ایستاده و مردم را به پایین هل میدهد؟» او تأکید میکند که در یک سال اخیر، مراجعی داشته که به دلیل حمایت از جنبش "زن، زندگی، آزادی" یا به خاطر تصویر پروفایل بدون حجاب از دانشگاه فرهنگیان اخراج شدهاند؛ نه به دلیل خطاهای علمی یا انضباطی.
او همچنین به زنان قربانی خشونت خانگی اشاره میکند که قانون از حمایت از آنها ناتوان است. دکتر باقرینیا میگوید: «درمانگری برای من صرفاً یک تخصص نیست، یک مسئولیت انسانی است. من با انسان در متن جامعه کار میکنم و اگر ریشه درد را در ساختار و سیاست ببینم، سکوت دیگر بیطرفی نیست، همدستی است.»
او در پایان با اشاره به جان اسنو، پزشک قرن نوزدهم که با یافتن منبع شیوع وبا جان بسیاری را نجات داد، میگوید: «او هم میتوانست فقط در مطب بماند، اما تصمیم گرفت به دنبال ریشه درد برود. من هم همین کار را میکنم.»
نتیجه دادگاه تجدیدنظر دکتر باقرینیا هنوز اعلام نشده است.
#حسن_باقری_نیا #مسئولیت_فردی #انسانیت #مسئولیت_انسانی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
باقرینیا با طرح استعارهای میگوید: «فرض کنید پایین رودخانهای ایستادهاید و مدام آدمهایی را میبینید که در حال غرق شدناند. در حالی که آنها را نجات میدهید، بالاخره باید بپرسید چه کسی بالای پل ایستاده و مردم را به پایین هل میدهد؟» او تأکید میکند که در یک سال اخیر، مراجعی داشته که به دلیل حمایت از جنبش "زن، زندگی، آزادی" یا به خاطر تصویر پروفایل بدون حجاب از دانشگاه فرهنگیان اخراج شدهاند؛ نه به دلیل خطاهای علمی یا انضباطی.
او همچنین به زنان قربانی خشونت خانگی اشاره میکند که قانون از حمایت از آنها ناتوان است. دکتر باقرینیا میگوید: «درمانگری برای من صرفاً یک تخصص نیست، یک مسئولیت انسانی است. من با انسان در متن جامعه کار میکنم و اگر ریشه درد را در ساختار و سیاست ببینم، سکوت دیگر بیطرفی نیست، همدستی است.»
او در پایان با اشاره به جان اسنو، پزشک قرن نوزدهم که با یافتن منبع شیوع وبا جان بسیاری را نجات داد، میگوید: «او هم میتوانست فقط در مطب بماند، اما تصمیم گرفت به دنبال ریشه درد برود. من هم همین کار را میکنم.»
نتیجه دادگاه تجدیدنظر دکتر باقرینیا هنوز اعلام نشده است.
#حسن_باقری_نیا #مسئولیت_فردی #انسانیت #مسئولیت_انسانی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍37👌3❤1🕊1💯1
حداقل سهم من از مبارزه با استبداد:
دروغ نگویم و دروغها را باور نکنم!
پیام همراهان
در کتاب قدرت بیقدرتان، واتسلاف هاول به نکتهای بنیادین اشاره میکند:
نظامهای استبدادی تنها با زور و خشونت باقی نمیمانند؛ آنها از سکوت مردم، از پذیرفتن دروغها، از همراهی روزمرهی ما با نادرستیها جان میگیرند.
وقتی دروغی را میدانیم، اما وانمود میکنیم که باورش کردهایم؛ وقتی برای حفظ موقعیت، معاش یا امنیت، بیصدا دروغ را تکرار میکنیم؛ داریم به نظامی که ما را خُرد میکند، قدرت میدهیم.
اما اگر هر فردحتی در کوچکترین سطح تصمیم بگیرد با دروغ همراه نباشد و در دایرهی حقیقت زندگی کند، آن نظام شروع به ترک برداشتن میکند. نه با شورش و خشونت، بلکه با کنار کشیدن مشروعیتی که از ما قرض گرفته بود.
اینجا سهم من و تو آغاز میشود.
لازم نیست قهرمان باشیم؛ لازم نیست فریاد بزنیم یا خطر کنیم. کافیست دروغ را نپذیریم. تکرار نکنیم. باور نکنیم.
اگر امروز در محل کار، در جمع دوستان، یا حتی در خلوت ذهنمان، فقط یک بار دروغی را رد کنیم، جهان کمی بهتر شده است.
و اگر هزاران نفر چنین کنند، دیوار فرو میریزد.
آزادی، همیشه از یک انتخاب ساده شروع میشود:
اینکه با حقیقت باشیم حتی اگر تنها باشیم.
#قدرت_بیقدرتان
#نه_به_دروغ
#مسئولیت_فردی
#استبداد
#با_حقیقت_زندگی_کنیم
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دروغ نگویم و دروغها را باور نکنم!
پیام همراهان
در کتاب قدرت بیقدرتان، واتسلاف هاول به نکتهای بنیادین اشاره میکند:
نظامهای استبدادی تنها با زور و خشونت باقی نمیمانند؛ آنها از سکوت مردم، از پذیرفتن دروغها، از همراهی روزمرهی ما با نادرستیها جان میگیرند.
وقتی دروغی را میدانیم، اما وانمود میکنیم که باورش کردهایم؛ وقتی برای حفظ موقعیت، معاش یا امنیت، بیصدا دروغ را تکرار میکنیم؛ داریم به نظامی که ما را خُرد میکند، قدرت میدهیم.
اما اگر هر فردحتی در کوچکترین سطح تصمیم بگیرد با دروغ همراه نباشد و در دایرهی حقیقت زندگی کند، آن نظام شروع به ترک برداشتن میکند. نه با شورش و خشونت، بلکه با کنار کشیدن مشروعیتی که از ما قرض گرفته بود.
اینجا سهم من و تو آغاز میشود.
لازم نیست قهرمان باشیم؛ لازم نیست فریاد بزنیم یا خطر کنیم. کافیست دروغ را نپذیریم. تکرار نکنیم. باور نکنیم.
اگر امروز در محل کار، در جمع دوستان، یا حتی در خلوت ذهنمان، فقط یک بار دروغی را رد کنیم، جهان کمی بهتر شده است.
و اگر هزاران نفر چنین کنند، دیوار فرو میریزد.
آزادی، همیشه از یک انتخاب ساده شروع میشود:
اینکه با حقیقت باشیم حتی اگر تنها باشیم.
#قدرت_بیقدرتان
#نه_به_دروغ
#مسئولیت_فردی
#استبداد
#با_حقیقت_زندگی_کنیم
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💯30❤5👍3
آغاز کن، حتی اگر پایان را نمیدانی؛
چرا در مبارزه با استبداد، «امید واهی» آسیبزا است؟
در قدرت بیقدرتان، واتسلاف هاول تفاوتی بنیادین را برجسته میکند:
امید را از آنچه او «زادگی» یا تولد مینامد، جدا میسازد.
در نظامهای سرکوبگر، امید اغلب به شکل یک انتظار منفعلانه درمیآید:
امید به اینکه روزی شرایط خودبهخود بهتر شود،
یا کسی بیاید و ما را نجات دهد،
یا ظلم، خودبهخود فروبریزد.
این نوع امید، اگرچه دلفریب است، در واقع ما را از مسئولیت فردی و کنش فعال دور میکند.
ما را به تماشاگرانی تبدیل میکند که در حاشیه ماندهاند، منتظر تغییری که قرار نیست از جایی بیرون آغاز شود.
اما در مقابل، هاول از مفهومی سخن میگوید که بهمراتب ریشهدارتر و رهاییبخشتر است: زادگی.
زادگی، یا تولد، یعنی توانایی انسان برای آغاز کردن چیزی نو—بیپیشینه، بیدستور، بیانتظار پاداش.
یعنی برخاستن، ایستادن، و عمل کردن نه بهخاطر تضمین نتیجه، بلکه بهخاطر درستی آن عمل.
در این معنا، زادگی یعنی من تصمیم میگیرم «با حقیقت زندگی کنم»، حتی اگر هیچکس نبیند یا همراهی نکند.
یعنی من دروغ را نمیپذیرم، حتی اگر تنها بمانم.
و همین کنش کوچک، همین نهگفتن فردی، میتواند آغاز شکافی در دیوار عظیم استبداد باشد.
در مسیر آزادی، آنچه ما را پیش میبرد، نه امید به نجات، بلکه شجاعت آغاز کردن است.
شجاعت زاده شدن، هر روز، در لحظهای که میتوانیم حقیقت را انتخاب کنیم حتی در تاریکترین شرایط.
هاول به ما یادآوری میکند:
«امید، نه به معنای خوشبینی، بلکه به معنای زیستن در راستی است، صرفنظر از آنکه نتیجه چه باشد.»
نه منتظر بمان، نه امیدوار باش—زاده شو
و این، عمیقترین قدرت بیقدرتان است.
ـ مطلب فوق را یکی از مخاطبان فرستاده است.
#واتسلاو_هاول #شهامت #امید #مقاومت_مدنی #مقاومت_زندگیست #مسئولیت_فردی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چرا در مبارزه با استبداد، «امید واهی» آسیبزا است؟
در قدرت بیقدرتان، واتسلاف هاول تفاوتی بنیادین را برجسته میکند:
امید را از آنچه او «زادگی» یا تولد مینامد، جدا میسازد.
در نظامهای سرکوبگر، امید اغلب به شکل یک انتظار منفعلانه درمیآید:
امید به اینکه روزی شرایط خودبهخود بهتر شود،
یا کسی بیاید و ما را نجات دهد،
یا ظلم، خودبهخود فروبریزد.
این نوع امید، اگرچه دلفریب است، در واقع ما را از مسئولیت فردی و کنش فعال دور میکند.
ما را به تماشاگرانی تبدیل میکند که در حاشیه ماندهاند، منتظر تغییری که قرار نیست از جایی بیرون آغاز شود.
اما در مقابل، هاول از مفهومی سخن میگوید که بهمراتب ریشهدارتر و رهاییبخشتر است: زادگی.
زادگی، یا تولد، یعنی توانایی انسان برای آغاز کردن چیزی نو—بیپیشینه، بیدستور، بیانتظار پاداش.
یعنی برخاستن، ایستادن، و عمل کردن نه بهخاطر تضمین نتیجه، بلکه بهخاطر درستی آن عمل.
در این معنا، زادگی یعنی من تصمیم میگیرم «با حقیقت زندگی کنم»، حتی اگر هیچکس نبیند یا همراهی نکند.
یعنی من دروغ را نمیپذیرم، حتی اگر تنها بمانم.
و همین کنش کوچک، همین نهگفتن فردی، میتواند آغاز شکافی در دیوار عظیم استبداد باشد.
در مسیر آزادی، آنچه ما را پیش میبرد، نه امید به نجات، بلکه شجاعت آغاز کردن است.
شجاعت زاده شدن، هر روز، در لحظهای که میتوانیم حقیقت را انتخاب کنیم حتی در تاریکترین شرایط.
هاول به ما یادآوری میکند:
«امید، نه به معنای خوشبینی، بلکه به معنای زیستن در راستی است، صرفنظر از آنکه نتیجه چه باشد.»
نه منتظر بمان، نه امیدوار باش—زاده شو
و این، عمیقترین قدرت بیقدرتان است.
ـ مطلب فوق را یکی از مخاطبان فرستاده است.
#واتسلاو_هاول #شهامت #امید #مقاومت_مدنی #مقاومت_زندگیست #مسئولیت_فردی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👌19❤12
از یک «نه» کوچک تا یک تحول بزرگ
تغییر واقعی، از پایین آغاز میشود
پیام همراهان
در کتاب ماندگار قدرت بیقدرتان، واتسلاو هاول با نگاهی عمیق و انسانی، بر این حقیقت ساده اما بنیادین تأکید میکند: تغییر پایدار اجتماعی و سیاسی نه از بالا، که از دل انسانها و در بطن جامعه آغاز میشود. جملهی «تغییر واقعی از پایین آغاز میشود» نه صرفاً یک شعار، بلکه لب سخن فلسفهی مقاومت مدنی هاول است—فلسفهای که قدرت واقعی را در انتخابهای اخلاقی، فردی و بیهیاهو میبیند.
به باور هاول، ساختارهای استبدادی فقط با زور و سرکوب تداوم نمییابند؛ بلکه از تکرار روزمرهی دروغها، اطاعت بیچالش، و همراهی ناخواستهی مردمی تغذیه میکنند که به ظاهر بیقدرتاند، اما در عمل ستونهای پنهان نظاماند. هرگاه فردی تصمیم بگیرد با وجدان خویش زندگی کند، از تظاهر پرهیز نماید و حقیقت را—حتی در سکوت—پاس بدارد، گامی کوچک اما ویرانگر برای نظام سرکوبگر برمیدارد.
اما این مقاومت خاموش در زندگی واقعی چگونه معنا مییابد؟ در دل یک نظام تمامیتخواه چون جمهوری اسلامی ایران، چگونه میتوان از «پایین» آغاز کرد؟ پاسخ، در انتخابهای کوچک اما آگاهانهایست که روزانه در زندگی شخصی و شغلیمان انجام میدهیم:
معلمی که در کلاس درس، بهجای تبلیغ روایت رسمی نظام، تفکر انتقادی، گفتوگوی آزاد و ارزشهای انسانی را آموزش میدهد. او شاید شعار سیاسی ندهد، اما بذر آگاهی را در ذهن نسل آینده میکارد.
نویسنده یا هنرمندی که بهجای بازتولید کلیشههای حکومتی، از زندگی واقعی مردم، دردها، زیباییها و تناقضهای جامعه روایت میکند؛ حتی اگر اثرش در گمنامی منتشر شود، پژواک آن تا عمق وجدان عمومی نفوذ میکند.
پزشک یا پرستاری که در نظامی تبعیضآمیز، بدون توجه به جنسیت، عقیده یا پوشش بیماران، صرفاً بر اساس کرامت انسانی با آنها رفتار میکند. همین تصمیم ساده، انکار عملی گفتمان تفرقه و تفکیک است.
کارمندی که بهرغم فشارها و عرفهای نانوشته، از پذیرش رشوه یا دروغ در اسناد و فرایندها سر باز میزند. این نه گفتن به فساد، گرچه بیصداست، اما به افول مشروعیت سیستم یاری میرساند.
شهروندی معمولی که در جمعهای خانوادگی یا شبکههای اجتماعی، از انتشار دروغهای حکومتی خودداری میکند و به روایت حقیقت پایبند میماند. این انتخاب، هرچند بیسروصدا، بازتابی از شرافت انسانیست.
هاول از «انقلاب درونی» سخن میگوید؛ انقلابی که با بازسازی درون انسان، با ایستادگی در برابر دروغ، و با کنشهای کوچک اما اصیل آغاز میشود. او مینویسد: «حتی انسانی که در ظاهر بیقدرت است، اگر از دروغ گفتن و تظاهر پرهیز کند، یک عمل سیاسی انجام داده است.»
در جهانی که قدرتهای بیرونی چیرهاند و بسیاری از انسانها خود را ناتوان و فرودست میپندارند، هاول یادآور میشود که قدرت حقیقی در درون هر فرد نهفته است. تحول واقعی، از لحظهای آغاز میشود که فرد تصمیم میگیرد در راستی زندگی کند، نه در دروغ.
زمانی که صداقت، جایگزین ترس میشود، تغییر نیز آغاز شده است—آرام، آهسته، اما برگشتناپذیر.
#مقاومت_مدنی #واتسلاو_هاول #نه_به_جمهوری_اسلامی #با_حقیقت_زندگی_کنیم #مسئولیت_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تغییر واقعی، از پایین آغاز میشود
پیام همراهان
در کتاب ماندگار قدرت بیقدرتان، واتسلاو هاول با نگاهی عمیق و انسانی، بر این حقیقت ساده اما بنیادین تأکید میکند: تغییر پایدار اجتماعی و سیاسی نه از بالا، که از دل انسانها و در بطن جامعه آغاز میشود. جملهی «تغییر واقعی از پایین آغاز میشود» نه صرفاً یک شعار، بلکه لب سخن فلسفهی مقاومت مدنی هاول است—فلسفهای که قدرت واقعی را در انتخابهای اخلاقی، فردی و بیهیاهو میبیند.
به باور هاول، ساختارهای استبدادی فقط با زور و سرکوب تداوم نمییابند؛ بلکه از تکرار روزمرهی دروغها، اطاعت بیچالش، و همراهی ناخواستهی مردمی تغذیه میکنند که به ظاهر بیقدرتاند، اما در عمل ستونهای پنهان نظاماند. هرگاه فردی تصمیم بگیرد با وجدان خویش زندگی کند، از تظاهر پرهیز نماید و حقیقت را—حتی در سکوت—پاس بدارد، گامی کوچک اما ویرانگر برای نظام سرکوبگر برمیدارد.
اما این مقاومت خاموش در زندگی واقعی چگونه معنا مییابد؟ در دل یک نظام تمامیتخواه چون جمهوری اسلامی ایران، چگونه میتوان از «پایین» آغاز کرد؟ پاسخ، در انتخابهای کوچک اما آگاهانهایست که روزانه در زندگی شخصی و شغلیمان انجام میدهیم:
معلمی که در کلاس درس، بهجای تبلیغ روایت رسمی نظام، تفکر انتقادی، گفتوگوی آزاد و ارزشهای انسانی را آموزش میدهد. او شاید شعار سیاسی ندهد، اما بذر آگاهی را در ذهن نسل آینده میکارد.
نویسنده یا هنرمندی که بهجای بازتولید کلیشههای حکومتی، از زندگی واقعی مردم، دردها، زیباییها و تناقضهای جامعه روایت میکند؛ حتی اگر اثرش در گمنامی منتشر شود، پژواک آن تا عمق وجدان عمومی نفوذ میکند.
پزشک یا پرستاری که در نظامی تبعیضآمیز، بدون توجه به جنسیت، عقیده یا پوشش بیماران، صرفاً بر اساس کرامت انسانی با آنها رفتار میکند. همین تصمیم ساده، انکار عملی گفتمان تفرقه و تفکیک است.
کارمندی که بهرغم فشارها و عرفهای نانوشته، از پذیرش رشوه یا دروغ در اسناد و فرایندها سر باز میزند. این نه گفتن به فساد، گرچه بیصداست، اما به افول مشروعیت سیستم یاری میرساند.
شهروندی معمولی که در جمعهای خانوادگی یا شبکههای اجتماعی، از انتشار دروغهای حکومتی خودداری میکند و به روایت حقیقت پایبند میماند. این انتخاب، هرچند بیسروصدا، بازتابی از شرافت انسانیست.
هاول از «انقلاب درونی» سخن میگوید؛ انقلابی که با بازسازی درون انسان، با ایستادگی در برابر دروغ، و با کنشهای کوچک اما اصیل آغاز میشود. او مینویسد: «حتی انسانی که در ظاهر بیقدرت است، اگر از دروغ گفتن و تظاهر پرهیز کند، یک عمل سیاسی انجام داده است.»
در جهانی که قدرتهای بیرونی چیرهاند و بسیاری از انسانها خود را ناتوان و فرودست میپندارند، هاول یادآور میشود که قدرت حقیقی در درون هر فرد نهفته است. تحول واقعی، از لحظهای آغاز میشود که فرد تصمیم میگیرد در راستی زندگی کند، نه در دروغ.
زمانی که صداقت، جایگزین ترس میشود، تغییر نیز آغاز شده است—آرام، آهسته، اما برگشتناپذیر.
#مقاومت_مدنی #واتسلاو_هاول #نه_به_جمهوری_اسلامی #با_حقیقت_زندگی_کنیم #مسئولیت_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍22❤4🕊1
«گلیم خودت را از آب بکش»:
از رهایی فردی تا فروپاشی اخلاق جمعی
پیام همراهان
آخرین جملهی قاضی به من این بود:
«مجازاتت را تعلیق کردهام، برو و به فکر خانوادهات باش.»
آن لحظه نفهمیدم چرا این جمله بیش از حکم محکومیت، در من سنگینی کرد. از در دادگاه بیرون آمدم، اما در ذهنم چیزی شکست؛ نوعی اعتماد، نوعی باور به پیوند میان انسان و جامعه. حس کردم این جمله نه فقط خطاب به من، بلکه خطاب به نسلی است که یادش دادهاند در هر شرایطی فقط گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.
این توصیه، که در ظاهر رنگ عقل معاش دارد، در عمق خود پژواکی است از مرگ مسئولیت مدنی. وقتی هرکس تنها به نجات خود میاندیشد، پیوندهای اجتماعی یکییکی میگسلند. در چنین فضایی، استبداد برای بقا به زور چندانی نیاز ندارد؛ ترس، سکوت و بیتفاوتیِ مردم برایش کافی است. رسانهها دروغ میگویند، همسایه فریاد مظلوم را میشنود و خاموش میماند، معلم حقیقت را میداند اما از ترس نان لب فرو میبندد — و چرخ بیعدالتی نرم و بیصدا میچرخد.
آلبر کامو گفته بود: «ستمگر بدون کمک قربانیاش نمیتواند کاری کند.»
وقتی ما از خیر جمعی میگریزیم، ناآگاهانه طناب تداوم ظلم را میتابیم.
و با هر بار گفتن «به من چه»، دیواری دیگر میان انسان و انسان بالا میرود.
شجاعت مدنی لزوماً فریاد در میدان نیست؛ گاه تنها یعنی نترسیدن از اندیشیدن، نپذیرفتن دروغ و ایستادن بر حقیقت در محدودهی توان.
هانا آرنت نوشته بود: «ریشهی شر در بیتفاوتی است.»
آری، وقتی مردم از شجاعت اخلاقی در بیان حقیقت دست میکشند، دیگر نیازی به سرکوب نیست.
نجات فردی بدون نجات جمعی توهمی بیش نیست. جامعهای که دروغ و ترس در تار و پودش تنیده، حتی نجاتیافتگانش را نیز میبلعد.
بازسازی اخلاق جمعی از لحظهای آغاز میشود که کسی دوباره جرأت کند چراغی بیفروزد؛ حتی اگر در باد خاموش شود.
عکس: وکیل محمد نجفی، انسان مسئولی که میتوانست سکوت کند، وکالت چند پرونده اختلاف مالی را بر عهده بگیرد و گلیم خودش را از آب بکشد و زندگی مرفهی هم داشته باشد. ولی وجدان او اجازه نداد که در برابر ظلم ظالمان خاموش بنشیند. هزینهاش را هم داده است، اما فضیلتی اخلاقی را زندگی کرده است.
#شهامت #مسئولیت_فردی #شهامت_مدنی #نه_به_بیتفاوتی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
از رهایی فردی تا فروپاشی اخلاق جمعی
پیام همراهان
آخرین جملهی قاضی به من این بود:
«مجازاتت را تعلیق کردهام، برو و به فکر خانوادهات باش.»
آن لحظه نفهمیدم چرا این جمله بیش از حکم محکومیت، در من سنگینی کرد. از در دادگاه بیرون آمدم، اما در ذهنم چیزی شکست؛ نوعی اعتماد، نوعی باور به پیوند میان انسان و جامعه. حس کردم این جمله نه فقط خطاب به من، بلکه خطاب به نسلی است که یادش دادهاند در هر شرایطی فقط گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.
این توصیه، که در ظاهر رنگ عقل معاش دارد، در عمق خود پژواکی است از مرگ مسئولیت مدنی. وقتی هرکس تنها به نجات خود میاندیشد، پیوندهای اجتماعی یکییکی میگسلند. در چنین فضایی، استبداد برای بقا به زور چندانی نیاز ندارد؛ ترس، سکوت و بیتفاوتیِ مردم برایش کافی است. رسانهها دروغ میگویند، همسایه فریاد مظلوم را میشنود و خاموش میماند، معلم حقیقت را میداند اما از ترس نان لب فرو میبندد — و چرخ بیعدالتی نرم و بیصدا میچرخد.
آلبر کامو گفته بود: «ستمگر بدون کمک قربانیاش نمیتواند کاری کند.»
وقتی ما از خیر جمعی میگریزیم، ناآگاهانه طناب تداوم ظلم را میتابیم.
و با هر بار گفتن «به من چه»، دیواری دیگر میان انسان و انسان بالا میرود.
شجاعت مدنی لزوماً فریاد در میدان نیست؛ گاه تنها یعنی نترسیدن از اندیشیدن، نپذیرفتن دروغ و ایستادن بر حقیقت در محدودهی توان.
هانا آرنت نوشته بود: «ریشهی شر در بیتفاوتی است.»
آری، وقتی مردم از شجاعت اخلاقی در بیان حقیقت دست میکشند، دیگر نیازی به سرکوب نیست.
نجات فردی بدون نجات جمعی توهمی بیش نیست. جامعهای که دروغ و ترس در تار و پودش تنیده، حتی نجاتیافتگانش را نیز میبلعد.
بازسازی اخلاق جمعی از لحظهای آغاز میشود که کسی دوباره جرأت کند چراغی بیفروزد؛ حتی اگر در باد خاموش شود.
عکس: وکیل محمد نجفی، انسان مسئولی که میتوانست سکوت کند، وکالت چند پرونده اختلاف مالی را بر عهده بگیرد و گلیم خودش را از آب بکشد و زندگی مرفهی هم داشته باشد. ولی وجدان او اجازه نداد که در برابر ظلم ظالمان خاموش بنشیند. هزینهاش را هم داده است، اما فضیلتی اخلاقی را زندگی کرده است.
#شهامت #مسئولیت_فردی #شهامت_مدنی #نه_به_بیتفاوتی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤23💯1