Forwarded from گفتوشنود
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس با بیان اینکه پنج مکان تاریخی، فرهنگی و گردشگری این استان، بیشترین تعداد بازدیدکنندگان نوروزی را در کشور داشتند، اعلام کرد: تخت جمشید با ۴۷۲ هزار نفر بازدیدکننده در صدر این آمار در کشور قرار گرفت.
🟩در شرایطی که حکومت جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بارها تلاش کرده با بستن اماکن تاریخی همچون تخت جمشید و آرامگاه کوروش در مناسبتهای خاص، دسترسی مردم به میراث باستانی ایران را محدود کند، ثبت رکورد ۴۷۲ هزار بازدیدکننده از تخت جمشید در نوروز ۱۴۰۴، پیامی روشن و معنادار دارد. این استقبال گسترده نشاندهندهی پایداری و تعلق خاطر مردم به تاریخ کهن ایران است؛ تاریخی که فراتر از تلاشهای تحریفی و بازنویسی ایدئولوژیک، در دل ایرانیان زنده مانده است.
از سوی دیگر، اگرچه جمهوری اسلامی در سالهای گذشته کوشیده است با نسبتدادن چهرههایی چون کوروش بزرگ به مفاهیم مذهبی نظیر «ذوالقرنین» یا با سانسور و بیاعتنایی به آیینهای ملی مانند نوروز و مهرگان، تاریخ باستانی ایران را در چارچوب تنگ دینی و حکومتی بازتعریف کند، اما حضور پررنگ مردم در اماکن باستانی نشان میدهد که جامعه ایرانی به خوبی میان حقیقت تاریخی و روایت تحمیلی تمایز قائل است. تخت جمشید نهتنها یک بنای سنگی بلکه نمادی زنده از حافظه تاریخی ایرانیان است که هر بار با چنین حضوری، مشروعیت خود را از دل مردم میگیرد، نه از تأیید حکومت.
#حکومت_ایدئولوژیک #تخت_جمشید #ایران_باستان #کوروش_کبیر #فرهنگ_ایرانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس با بیان اینکه پنج مکان تاریخی، فرهنگی و گردشگری این استان، بیشترین تعداد بازدیدکنندگان نوروزی را در کشور داشتند، اعلام کرد: تخت جمشید با ۴۷۲ هزار نفر بازدیدکننده در صدر این آمار در کشور قرار گرفت.
🟩در شرایطی که حکومت جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بارها تلاش کرده با بستن اماکن تاریخی همچون تخت جمشید و آرامگاه کوروش در مناسبتهای خاص، دسترسی مردم به میراث باستانی ایران را محدود کند، ثبت رکورد ۴۷۲ هزار بازدیدکننده از تخت جمشید در نوروز ۱۴۰۴، پیامی روشن و معنادار دارد. این استقبال گسترده نشاندهندهی پایداری و تعلق خاطر مردم به تاریخ کهن ایران است؛ تاریخی که فراتر از تلاشهای تحریفی و بازنویسی ایدئولوژیک، در دل ایرانیان زنده مانده است.
از سوی دیگر، اگرچه جمهوری اسلامی در سالهای گذشته کوشیده است با نسبتدادن چهرههایی چون کوروش بزرگ به مفاهیم مذهبی نظیر «ذوالقرنین» یا با سانسور و بیاعتنایی به آیینهای ملی مانند نوروز و مهرگان، تاریخ باستانی ایران را در چارچوب تنگ دینی و حکومتی بازتعریف کند، اما حضور پررنگ مردم در اماکن باستانی نشان میدهد که جامعه ایرانی به خوبی میان حقیقت تاریخی و روایت تحمیلی تمایز قائل است. تخت جمشید نهتنها یک بنای سنگی بلکه نمادی زنده از حافظه تاریخی ایرانیان است که هر بار با چنین حضوری، مشروعیت خود را از دل مردم میگیرد، نه از تأیید حکومت.
#حکومت_ایدئولوژیک #تخت_جمشید #ایران_باستان #کوروش_کبیر #فرهنگ_ایرانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯25👍6❤1
Forwarded from گفتوشنود
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، میتوانست رویدادی فرهنگی و پویا و ملی باشد که نویسندگان، ناشران و علاقهمندان به کتاب را گرد هم آورد. اما امروز، این نمایشگاه بیش از آنکه جلوهای از تنوع فکری و شکوفایی فرهنگی باشد، به ویترینی برای تبلیغ ایدئولوژی حاکم بدل شده است؛ جایی برای نمایش کتابهای حکومتی، تولیدات ارگانهای امنیتی و نشرهایی که با حمایت و رانت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکنند. هر سال، این نمایشگاه کمفروغتر و بیرمقتر از قبل برگزار میشود؛ بدون گفتوگو، بدون چالش فکری، و بدون صدای مستقل.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برخلاف نامش، بیش از آنکه حامی فرهنگ و هنر باشد، نقش بازوی سانسور و سرکوب اندیشه را ایفا کرده است. سانسور گسترده، حذف نویسندگان منتقد، رد مجوز آثار ارزشمند به دلایل سیاسی و عقیدتی، و خفقان حاکم بر فضای فرهنگی، همه نشانههایی هستند که این نهاد را نه به حافظ فرهنگ، که به خصم آن بدل کردهاند. بسیاری از نویسندگان، شاعران، فیلمسازان و هنرمندان مستقل یا به سکوت کشیده شدهاند، یا به حاشیه رانده شدهاند، یا ناچار به مهاجرت شدهاند.
در چنین شرایطی، چگونه میتوان از "فرهنگ" سخن گفت وقتی که دروازهبان اصلی آن، نهاد سانسور و پروپاگانداست؟
آیا وزارت ارشاد، ابزاری برای پالایش فرهنگ دلخواه نظام نیست؟
پالایشی که نه از سر حمایت از ارزشها، بلکه برای حذف هر صدای مستقل و هر اثر غیرهمسو با سیاستهای نظام صورت میگیرد. چرا بودجه این وزارتخانه صرف حمایت از ناشران حکومتی، تولید کتابهای ایدئولوژیک و نمایش تبلیغاتی میشود، اما صدها نویسنده مستقل حتی امکان چاپ کتابهای خود را هم ندارند؟
آیا زمان آن نرسیده که بهجای پذیرش این ساختار فریبنده، پرسشی جدی مطرح کنیم؟ اساساً نهادی به نام "ارشاد اسلامی" با این عملکرد، در یک جامعه متکثر و چند فرهنگی چه جایگاهی دارد؟
آیا بهتر نیست آن را بهمثابه نهادی ناکارآمد و رانتساز ، وزارت ضدفرهنگ، سانسور و پروپاگاندا بنامیم؟
پرسشی که نه فقط اهل قلم، که همه جامعه باید با آن مواجه شوند.
#ارشاد_اسلامی #فرهنگ #کتاب #سانسور #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، میتوانست رویدادی فرهنگی و پویا و ملی باشد که نویسندگان، ناشران و علاقهمندان به کتاب را گرد هم آورد. اما امروز، این نمایشگاه بیش از آنکه جلوهای از تنوع فکری و شکوفایی فرهنگی باشد، به ویترینی برای تبلیغ ایدئولوژی حاکم بدل شده است؛ جایی برای نمایش کتابهای حکومتی، تولیدات ارگانهای امنیتی و نشرهایی که با حمایت و رانت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکنند. هر سال، این نمایشگاه کمفروغتر و بیرمقتر از قبل برگزار میشود؛ بدون گفتوگو، بدون چالش فکری، و بدون صدای مستقل.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برخلاف نامش، بیش از آنکه حامی فرهنگ و هنر باشد، نقش بازوی سانسور و سرکوب اندیشه را ایفا کرده است. سانسور گسترده، حذف نویسندگان منتقد، رد مجوز آثار ارزشمند به دلایل سیاسی و عقیدتی، و خفقان حاکم بر فضای فرهنگی، همه نشانههایی هستند که این نهاد را نه به حافظ فرهنگ، که به خصم آن بدل کردهاند. بسیاری از نویسندگان، شاعران، فیلمسازان و هنرمندان مستقل یا به سکوت کشیده شدهاند، یا به حاشیه رانده شدهاند، یا ناچار به مهاجرت شدهاند.
در چنین شرایطی، چگونه میتوان از "فرهنگ" سخن گفت وقتی که دروازهبان اصلی آن، نهاد سانسور و پروپاگانداست؟
آیا وزارت ارشاد، ابزاری برای پالایش فرهنگ دلخواه نظام نیست؟
پالایشی که نه از سر حمایت از ارزشها، بلکه برای حذف هر صدای مستقل و هر اثر غیرهمسو با سیاستهای نظام صورت میگیرد. چرا بودجه این وزارتخانه صرف حمایت از ناشران حکومتی، تولید کتابهای ایدئولوژیک و نمایش تبلیغاتی میشود، اما صدها نویسنده مستقل حتی امکان چاپ کتابهای خود را هم ندارند؟
آیا زمان آن نرسیده که بهجای پذیرش این ساختار فریبنده، پرسشی جدی مطرح کنیم؟ اساساً نهادی به نام "ارشاد اسلامی" با این عملکرد، در یک جامعه متکثر و چند فرهنگی چه جایگاهی دارد؟
آیا بهتر نیست آن را بهمثابه نهادی ناکارآمد و رانتساز ، وزارت ضدفرهنگ، سانسور و پروپاگاندا بنامیم؟
پرسشی که نه فقط اهل قلم، که همه جامعه باید با آن مواجه شوند.
#ارشاد_اسلامی #فرهنگ #کتاب #سانسور #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍19❤2
Forwarded from گفتوشنود
آموزش گفتوگو به کودکان یکی از پایهایترین مهارتهایی است که باید از سالهای نخست زندگی، بهویژه در محیط خانواده آغاز شود. کودک در خانه میآموزد چگونه احساسات و خواستههای خود را بیان کند، به دیگران گوش دهد و درک متقابل را تجربه کند. والدین با ایجاد فضایی امن و صمیمی که در آن کودک اجازه داشته باشد آزادانه حرف بزند، با او مشورت شود و نظرش شنیده شود، به او میآموزند که گفتوگو راهی برای ارتباط سازنده با جهان پیرامون است، نه صرفاً وسیلهای برای مطالبه یا دفاع.
آموزشهای پیشدبستانی میتوانند این بنیان خانوادگی را گسترش دهند و ساختاریافتهتر کنند. کودکان در محیطهای آموزشی، در کنار همسالان خود، یاد میگیرند چگونه در گفتوگوها شرکت کنند، نوبت بگیرند، مخالفت کنند بدون آنکه پرخاشگر باشند و حتی چطور راهحلی مشترک برای یک مشکل بیابند. برنامههایی که بر تقویت مهارتهای ارتباطی، کار گروهی و بازیهای نقشمحور تمرکز دارند، فرصتهای بینظیری برای تمرین گفتوگو در موقعیتهای مختلف فراهم میآورند.
رشد اجتماعی کودک تا حد زیادی به توانایی او در تعامل مؤثر با دیگران بستگی دارد، و این تعامل مؤثر بدون مهارت گفتوگو ممکن نیست. کودکی که بتواند با دیگران ارتباط سازنده برقرار کند، در آینده با احتمال بیشتری دوست پیدا میکند، از پس چالشهای گروهی برمیآید و تعارضها را با گفتوگو حل میکند. چنین کودکی نهتنها در زندگی شخصی و تحصیلی موفقتر است، بلکه به سلامت روان و اعتماد به نفس بالاتری دست مییابد.
در نهایت، جامعهای که کودکان آن از همان آغاز زندگی با فرهنگ گفتوگو پرورش یافتهاند، جامعهای مداراگر، متفکر و مشارکتجو خواهد بود. سرمایهگذاری روی مهارت گفتوگو در نسلهای نو، نوعی سرمایهگذاری فرهنگی و اجتماعی است که نتایج آن در سالهای آینده نمایان میشود؛ جایی که اختلافنظرها نه با خشونت یا انزوا، بلکه با تعامل، تفاهم و گفتوگوی سازنده مدیریت میشوند. این مسیر ما را به سوی نسلی گفتوگومحور، جامعهای زنده و آیندهای روشنتر سوق میدهد.
#آموزش #آموزش_سکولار #آموزش_کودکان #فرهنگ_گفتگو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آموزش گفتوگو به کودکان یکی از پایهایترین مهارتهایی است که باید از سالهای نخست زندگی، بهویژه در محیط خانواده آغاز شود. کودک در خانه میآموزد چگونه احساسات و خواستههای خود را بیان کند، به دیگران گوش دهد و درک متقابل را تجربه کند. والدین با ایجاد فضایی امن و صمیمی که در آن کودک اجازه داشته باشد آزادانه حرف بزند، با او مشورت شود و نظرش شنیده شود، به او میآموزند که گفتوگو راهی برای ارتباط سازنده با جهان پیرامون است، نه صرفاً وسیلهای برای مطالبه یا دفاع.
آموزشهای پیشدبستانی میتوانند این بنیان خانوادگی را گسترش دهند و ساختاریافتهتر کنند. کودکان در محیطهای آموزشی، در کنار همسالان خود، یاد میگیرند چگونه در گفتوگوها شرکت کنند، نوبت بگیرند، مخالفت کنند بدون آنکه پرخاشگر باشند و حتی چطور راهحلی مشترک برای یک مشکل بیابند. برنامههایی که بر تقویت مهارتهای ارتباطی، کار گروهی و بازیهای نقشمحور تمرکز دارند، فرصتهای بینظیری برای تمرین گفتوگو در موقعیتهای مختلف فراهم میآورند.
رشد اجتماعی کودک تا حد زیادی به توانایی او در تعامل مؤثر با دیگران بستگی دارد، و این تعامل مؤثر بدون مهارت گفتوگو ممکن نیست. کودکی که بتواند با دیگران ارتباط سازنده برقرار کند، در آینده با احتمال بیشتری دوست پیدا میکند، از پس چالشهای گروهی برمیآید و تعارضها را با گفتوگو حل میکند. چنین کودکی نهتنها در زندگی شخصی و تحصیلی موفقتر است، بلکه به سلامت روان و اعتماد به نفس بالاتری دست مییابد.
در نهایت، جامعهای که کودکان آن از همان آغاز زندگی با فرهنگ گفتوگو پرورش یافتهاند، جامعهای مداراگر، متفکر و مشارکتجو خواهد بود. سرمایهگذاری روی مهارت گفتوگو در نسلهای نو، نوعی سرمایهگذاری فرهنگی و اجتماعی است که نتایج آن در سالهای آینده نمایان میشود؛ جایی که اختلافنظرها نه با خشونت یا انزوا، بلکه با تعامل، تفاهم و گفتوگوی سازنده مدیریت میشوند. این مسیر ما را به سوی نسلی گفتوگومحور، جامعهای زنده و آیندهای روشنتر سوق میدهد.
#آموزش #آموزش_سکولار #آموزش_کودکان #فرهنگ_گفتگو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به ابتکار «هانا نیومن»، نماینده پارلمان اروپا، از تاریخ ۱۶سپتامبر۲۰۲۵ در سومین سالگرد کشته شدن «مهسا (ژینا) امینی» و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، کمپینی با عنوان «ایران آزاد ما» راهاندازی شد. ایران آزاد ما، پلتفرم دیجیتالی است برای گردهمآوری آثار مقاومت جنبش اعتراضی ایران و رساندن صدای معترضان به حکومت جمهوری اسلامی فراتر از مرزهای کشور.
قرار است در پلتفرم ایران آزاد ما»، امیدها و رویای آزادی در قالب شعر، نقاشی، موسیقی و دیگر ابتکارها منتشر شود که همگی از داخل ایران جمعآوری خواهند شد.
او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«امروز سه سال از قتل ژینا (مهسا) امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» میگذرد.
این جنبش، قدرت رؤیا، امید و مقاومت را به نمایش گذاشته است. با این حال، رژیم ایران همچنان پابرجاست. و اکنون بیش از هر زمان دیگری ضروری است که روح جنبش زن، زندگی، آزادی زنده نگاه داشته شود.
به همین دلیل ما یک پلتفرم دیجیتال راهاندازی کردهایم که امیدها و رؤیاهای همهی ما را برای #ایران_آزاد_ما گرد هم میآورد.
برای تقویت صدای کسانی که برای یک ایران آزاد مبارزه میکنند — چه در داخل کشور و چه در خارج از آن.
برای اتحاد در قالب هنر، شعر، موسیقی، رقص، کلمه یا اجرا و برای پاسداشت همهی صداهای انقلابی که ما را در سالها و دهههای گذشته همراهی کردهاند.
ما بسیاریم. و هرگز دست نخواهیم کشید.
ادامه دارد… برای اطلاعات بیشتر صفحهی ourfreeiran را دنبال کنید و سهم خود را در www.ourfreeiran.com به اشتراک بگذارید.»
hneumannmp
#ایران_آزاد_ما #زن_زندگی_آزادی #ایران
#صدای_ایران #صدای_ایران_از_طریق_هنر #آزادی_برای_ایران #حقوق_بشر #ایران_آزاد #هنر_نه_سرکوب #خلاقیت_بر_علیه_استبداد #صدا_از_طریق_هنر #هنر_مقاومت #هنرمندان_برای_آزادی #فرهنگ_مقاومت #هنر_برای_عدالت #صداهای_آشکار #صداهای_بی_حجاب #روح_آزاد_زندان_نمیشود #صداهای_بی_قفس #اندیشه_زنجیر_نمیشود #زنجیر_ما_را_خاموش_نمیکند #ایران_بی_زنجیر #پایان_سرکوب_در_ایران #شعر_برای_آزادی #هنر_نه_سانسور_ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
قرار است در پلتفرم ایران آزاد ما»، امیدها و رویای آزادی در قالب شعر، نقاشی، موسیقی و دیگر ابتکارها منتشر شود که همگی از داخل ایران جمعآوری خواهند شد.
او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«امروز سه سال از قتل ژینا (مهسا) امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» میگذرد.
این جنبش، قدرت رؤیا، امید و مقاومت را به نمایش گذاشته است. با این حال، رژیم ایران همچنان پابرجاست. و اکنون بیش از هر زمان دیگری ضروری است که روح جنبش زن، زندگی، آزادی زنده نگاه داشته شود.
به همین دلیل ما یک پلتفرم دیجیتال راهاندازی کردهایم که امیدها و رؤیاهای همهی ما را برای #ایران_آزاد_ما گرد هم میآورد.
برای تقویت صدای کسانی که برای یک ایران آزاد مبارزه میکنند — چه در داخل کشور و چه در خارج از آن.
برای اتحاد در قالب هنر، شعر، موسیقی، رقص، کلمه یا اجرا و برای پاسداشت همهی صداهای انقلابی که ما را در سالها و دهههای گذشته همراهی کردهاند.
ما بسیاریم. و هرگز دست نخواهیم کشید.
ادامه دارد… برای اطلاعات بیشتر صفحهی ourfreeiran را دنبال کنید و سهم خود را در www.ourfreeiran.com به اشتراک بگذارید.»
hneumannmp
#ایران_آزاد_ما #زن_زندگی_آزادی #ایران
#صدای_ایران #صدای_ایران_از_طریق_هنر #آزادی_برای_ایران #حقوق_بشر #ایران_آزاد #هنر_نه_سرکوب #خلاقیت_بر_علیه_استبداد #صدا_از_طریق_هنر #هنر_مقاومت #هنرمندان_برای_آزادی #فرهنگ_مقاومت #هنر_برای_عدالت #صداهای_آشکار #صداهای_بی_حجاب #روح_آزاد_زندان_نمیشود #صداهای_بی_قفس #اندیشه_زنجیر_نمیشود #زنجیر_ما_را_خاموش_نمیکند #ایران_بی_زنجیر #پایان_سرکوب_در_ایران #شعر_برای_آزادی #هنر_نه_سانسور_ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍29❤6👎1👌1
Forwarded from گفتوشنود
معاون نخستوزیر و وزیر حملونقل ایتالیا در اظهاراتی تند خطاب به مهاجران مسلمان گفت: مهاجرانی که به فرهنگ مسیحی ایتالیا احترام نمیگذارند، «گورشان را از اینجا گم کنند.»
ماتئو سالوینی معاون نخستوزیر و وزیر حملونقل ایتالیا با لحنی تند از مهاجران مسلمانی که به فرهنگ و ارزشهای مسیحی ایتالیا احترام نمیگذارند خواست بهسرعت این کشور را ترک کنند.
وی در یک تجمع جناح راست میانه در شهر باری در حمایت از لوئیجی لوبونو، نامزد فرمانداری پولیا، پیش از انتخابات منطقهای اظهار داشت: اروپا اجازه میدهد مهاجران بسیار زیادی بهویژه مسلمانان وارد کشور ما شوند و بافت اجتماعی، ارزشی و اقتصادی ما را نابود کنند.
سالوینی افزود: از کسانی که به شهرهای ما میآیند انتظار میرود به فرهنگ، نمادها، دین و قانون اساسی ما احترام بگذارند.
ماتئو سالوینی گفت: «کریسمس نزدیک است. اگر کسی جرأت کند بگوید 'صحنه میلاد مسیح و صلیب را بردارید'، وای به حالش. ما احترام میگذاریم، اما احترام متقابل میخواهیم.»
معاون نخستوزیر ایتالیا خطاب به مهاجران مسلمان گفت: کسانی که حاضر نیستند این کار را به شیوهای مسیحی و اصیل انجام دهند، باید گورشان را از اینجا گم کنند و به جایی که از آن آمدهاند، بازگردند.
نروژ، ایتالیا و ۱۸ کشور عضو اتحادیه اروپا ماه گذشته در نامهای خطاب به ماگنوس برونر کمیسر امور داخلی و مهاجرت این اتحادیه، استرداد داوطلبانه یا اجباری مهاجران غیرقانونی افغان ساکن این کشورها را به افغانستان خواستار شدند.
منبع :محبتنیوز
#مسیحی #مسلمان #تنوع_دینی #فرهنگ_مسیحی #مهاجرت #ایتالیا #اروپا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معاون نخستوزیر و وزیر حملونقل ایتالیا در اظهاراتی تند خطاب به مهاجران مسلمان گفت: مهاجرانی که به فرهنگ مسیحی ایتالیا احترام نمیگذارند، «گورشان را از اینجا گم کنند.»
ماتئو سالوینی معاون نخستوزیر و وزیر حملونقل ایتالیا با لحنی تند از مهاجران مسلمانی که به فرهنگ و ارزشهای مسیحی ایتالیا احترام نمیگذارند خواست بهسرعت این کشور را ترک کنند.
وی در یک تجمع جناح راست میانه در شهر باری در حمایت از لوئیجی لوبونو، نامزد فرمانداری پولیا، پیش از انتخابات منطقهای اظهار داشت: اروپا اجازه میدهد مهاجران بسیار زیادی بهویژه مسلمانان وارد کشور ما شوند و بافت اجتماعی، ارزشی و اقتصادی ما را نابود کنند.
سالوینی افزود: از کسانی که به شهرهای ما میآیند انتظار میرود به فرهنگ، نمادها، دین و قانون اساسی ما احترام بگذارند.
ماتئو سالوینی گفت: «کریسمس نزدیک است. اگر کسی جرأت کند بگوید 'صحنه میلاد مسیح و صلیب را بردارید'، وای به حالش. ما احترام میگذاریم، اما احترام متقابل میخواهیم.»
معاون نخستوزیر ایتالیا خطاب به مهاجران مسلمان گفت: کسانی که حاضر نیستند این کار را به شیوهای مسیحی و اصیل انجام دهند، باید گورشان را از اینجا گم کنند و به جایی که از آن آمدهاند، بازگردند.
نروژ، ایتالیا و ۱۸ کشور عضو اتحادیه اروپا ماه گذشته در نامهای خطاب به ماگنوس برونر کمیسر امور داخلی و مهاجرت این اتحادیه، استرداد داوطلبانه یا اجباری مهاجران غیرقانونی افغان ساکن این کشورها را به افغانستان خواستار شدند.
منبع :محبتنیوز
#مسیحی #مسلمان #تنوع_دینی #فرهنگ_مسیحی #مهاجرت #ایتالیا #اروپا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍29👌7❤2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«بهرام بیضایی»، فیلمساز سرشناس ایرانی، در تاریخ ۱۹مهر۱۳۹۹ در گفتوگویی ویدیویی در شماره سوم مجله «پروژه سینمای جهان مارتین اسکورسیزی» که از سوی نشریه «کرایتریون» توزیع شده است، درباره آتش زدن فیلمها پس از انقلاب در بیابانهای شورآباد تهران، اخراجش از دانشگاه به دلیل بهایی بودن و توقیف فیلمهایش گفته است.
بهرام بیضایی در بخشی از گفتوگو ویدیویی خود درباره اخراجش از دانشگاه گفته است: «من آن زمان استاد دانشگاه بودم. از دانشگاه اخراج شدم؛ به عنوان بهایی، به عنوان یک غیرمسلمان. پدر و مادرم بهایی بودند. من در یک خانواده بهایی بزرگ شدم، منتهی مذهب من فرهنگ است. مذهب من خود مذهب نیست. مذهب اعتقاد شخصی است که به هیچ کس در جهان مربوط نیست. من مذهبم فرهنگ است و در جلسه بازجویی دانشگاه هم این را گفتم و اخراج شدم.»
#بهرام_بیضایی #مذهب #فرهنگ #بهائی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بهرام بیضایی در بخشی از گفتوگو ویدیویی خود درباره اخراجش از دانشگاه گفته است: «من آن زمان استاد دانشگاه بودم. از دانشگاه اخراج شدم؛ به عنوان بهایی، به عنوان یک غیرمسلمان. پدر و مادرم بهایی بودند. من در یک خانواده بهایی بزرگ شدم، منتهی مذهب من فرهنگ است. مذهب من خود مذهب نیست. مذهب اعتقاد شخصی است که به هیچ کس در جهان مربوط نیست. من مذهبم فرهنگ است و در جلسه بازجویی دانشگاه هم این را گفتم و اخراج شدم.»
#بهرام_بیضایی #مذهب #فرهنگ #بهائی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤23🕊1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجازه بدهید صریح شروع کنیم: اگر از «ایران آزاد» سخن میگوییم، باید بپذیریم که آزادی، صرفا برای همفکران ما نیست؛ آزادی یعنی پذیرش حضور رقیب.
در بسیاری از دموکراسیهای موفق غربی، راست و چپ نهتنها وجود دارند، بلکه بقای یکدیگر را تضمین میکنند. در انگلستان حزب محافظهکار و حزب کارگر دهههاست قدرت را دستبهدست میکنند، بیآنکه مشروعیت یکدیگر را انکار کنند، زیرا هر دو بهخوبی میدانند که حذف رقیب، به فروپاشی دموکراسی میانجامد. در آلمان نیز احزابی چون حزب راستگرای دموکراتمسیحی و حزب چپگرای سوسیالدموکرات، حتی با همدیگر در مقاطعی ائتلاف کردهاند و کشور را اداره کردهاند؛ رقابت آنها، مانع همکاری در چارچوب قانون دموکراتیک نشده است. در ایالات متحده آمریکا نیز، با وجود شکافهای عمیق سیاسی، یک اصل بنیادین ثابت مانده است: هیچکس حق حذف دیگری را ندارد.
به تعبیر وینستون چرچیل که خود یک شخصیت عمیقا راستگرا بود: «هیچکس ادعا نمیکند که دموکراسی کامل یا بینقص است. در واقع، گفته شده است که دموکراسی بدترین شکل حکومت است؛ مگر در مقایسه با تمامی اشکال دیگری که گهگاه در طول تاریخ آزموده شدهاند». او، با آنکه خود محافظهکار بود، از سیستمی دفاع میکرد که حضور و رقابت مخالف را به رسمیت میشناسد.
همچنین جان استوارت میل، فیلسوف لیبرال بریتانیایی که اتفاقا منتقد اندیشههای چپگرایانه بود، در کتاب «درباره آزادی» یادآور میشود: «اگر تمام بشریت به جز یک نفر همعقیده باشند، خاموشکردن آن یک نفر، همانقدر نادرست است که آن یک نفر بخواهد همه را خاموش کند.» این گزاره، بنیاد اخلاقی دموکراسی را روشن میکند: حتی در اوج اختلاف، حق حذف دیگری وجود ندارد.
با این حال، روشنسازی یک نکته ضروری است. دفاع از تکثر سیاسی، بهمعنای پذیرش جریانهای ضددموکراتیک نیست. تجربههایی چون حزب کمونیست شوروی یا حزب کمونیست چین نشان دادهاند که جریانهای توتالیتر، چه در قالب کمونیسم و چه در اشکال دیگر، آزادی را قربانی تمرکز قدرت میکنند. آنچه در بحث ما موضوع دفاع است، نه هر جریان راست یا چپ، بلکه هر جریان دموکراتیک است: جریانی پایبند به انتخابات، احترامگذار به مالکیت و متعهد به رقابت در چارچوب قانون دموکراتیک، نه پیگیر حذف رقیب.
جمعبندی روشن است: دموکراسی واقعی، نه در حذف رقیب، بلکه در پذیرش رقیب شکل میگیرد. به بیان دیگر، آزادی آنجاست که فرد، حقی را برای دیگری به رسمیت بشناسد که شاید با تمام وجود با او مخالف است.
«ایران آزاد» زمانی معنا خواهد داشت که در آن، نه فقط «ما»، بلکه «دیگری» نیز حق حضور، رقابت و شنیدهشدن داشته باشند.
مطالعه بیشتر در وبسایت
https://dialog.tavaana.org/elimination-or-acceptance/
#فرهنگ_حذف #گفتگو_توانا #آموزشکده_توانا #رواداری
@Dialogue1402
در بسیاری از دموکراسیهای موفق غربی، راست و چپ نهتنها وجود دارند، بلکه بقای یکدیگر را تضمین میکنند. در انگلستان حزب محافظهکار و حزب کارگر دهههاست قدرت را دستبهدست میکنند، بیآنکه مشروعیت یکدیگر را انکار کنند، زیرا هر دو بهخوبی میدانند که حذف رقیب، به فروپاشی دموکراسی میانجامد. در آلمان نیز احزابی چون حزب راستگرای دموکراتمسیحی و حزب چپگرای سوسیالدموکرات، حتی با همدیگر در مقاطعی ائتلاف کردهاند و کشور را اداره کردهاند؛ رقابت آنها، مانع همکاری در چارچوب قانون دموکراتیک نشده است. در ایالات متحده آمریکا نیز، با وجود شکافهای عمیق سیاسی، یک اصل بنیادین ثابت مانده است: هیچکس حق حذف دیگری را ندارد.
به تعبیر وینستون چرچیل که خود یک شخصیت عمیقا راستگرا بود: «هیچکس ادعا نمیکند که دموکراسی کامل یا بینقص است. در واقع، گفته شده است که دموکراسی بدترین شکل حکومت است؛ مگر در مقایسه با تمامی اشکال دیگری که گهگاه در طول تاریخ آزموده شدهاند». او، با آنکه خود محافظهکار بود، از سیستمی دفاع میکرد که حضور و رقابت مخالف را به رسمیت میشناسد.
همچنین جان استوارت میل، فیلسوف لیبرال بریتانیایی که اتفاقا منتقد اندیشههای چپگرایانه بود، در کتاب «درباره آزادی» یادآور میشود: «اگر تمام بشریت به جز یک نفر همعقیده باشند، خاموشکردن آن یک نفر، همانقدر نادرست است که آن یک نفر بخواهد همه را خاموش کند.» این گزاره، بنیاد اخلاقی دموکراسی را روشن میکند: حتی در اوج اختلاف، حق حذف دیگری وجود ندارد.
با این حال، روشنسازی یک نکته ضروری است. دفاع از تکثر سیاسی، بهمعنای پذیرش جریانهای ضددموکراتیک نیست. تجربههایی چون حزب کمونیست شوروی یا حزب کمونیست چین نشان دادهاند که جریانهای توتالیتر، چه در قالب کمونیسم و چه در اشکال دیگر، آزادی را قربانی تمرکز قدرت میکنند. آنچه در بحث ما موضوع دفاع است، نه هر جریان راست یا چپ، بلکه هر جریان دموکراتیک است: جریانی پایبند به انتخابات، احترامگذار به مالکیت و متعهد به رقابت در چارچوب قانون دموکراتیک، نه پیگیر حذف رقیب.
جمعبندی روشن است: دموکراسی واقعی، نه در حذف رقیب، بلکه در پذیرش رقیب شکل میگیرد. به بیان دیگر، آزادی آنجاست که فرد، حقی را برای دیگری به رسمیت بشناسد که شاید با تمام وجود با او مخالف است.
«ایران آزاد» زمانی معنا خواهد داشت که در آن، نه فقط «ما»، بلکه «دیگری» نیز حق حضور، رقابت و شنیدهشدن داشته باشند.
مطالعه بیشتر در وبسایت
https://dialog.tavaana.org/elimination-or-acceptance/
#فرهنگ_حذف #گفتگو_توانا #آموزشکده_توانا #رواداری
@Dialogue1402
👍3❤2💯1
Forwarded from گفتوشنود
سرو کاشمر؛ درختی که به دستور خلیفه اعدام شد
«متوکل علیاللّه عباسی»، دهمین خلیفه عباسی (حکومت: ۸۴۷ تا ۸۶۱ میلادی)، در طی دوره حکومتش با اصراری عجیب دستور داد یک درخت بسیار قدیمی در شهر کاشمر خراسان، که مردم به آن علاقه بسیار زیادی داشتند، قطع شود و چوب آن برای ساخت کاخ خلیفه به سامره (در عراق کنونی) فرستاده شود. چرا او این دستور را داد؟
نوشتار «سرو کاشمر» به یکی از مشهورترین روایتهای تاریخی ایران میپردازد؛ داستان درختی که بنا بر سنتهای کهن، به زرتشت نسبت داده میشد و برای مردم جایگاهی نمادین و فرهنگی داشت. دستور متوکل برای قطع این درخت، تنها نابودی یک درخت کهنسال نبود، بلکه در حافظه تاریخی ایرانیان به نمادی از برخورد قدرت سیاسی با باورها، هویتها و میراث فرهنگی تبدیل شد.
این مطلب ضمن بازگویی روایت سرو کاشمر، به زمینههای تاریخی و فرهنگی این رویداد میپردازد و نشان میدهد که چگونه نمادها و میراث مشترک میتوانند در شکلگیری هویت جمعی و حافظه تاریخی یک جامعه نقش داشته باشند. همچنین این پرسش را مطرح میکند که حکومتها در مواجهه با باورها و نمادهای فرهنگیِ متفاوت، چه رویکردی در پیش میگیرند و این تصمیمها چه تأثیری بر جامعه بر جای میگذارد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به نقش نمادهای تاریخی و فرهنگی در ایجاد پیوند میان نسلها و اهمیت حفظ میراثی است که فراتر از مرزهای دینی و سیاسی، بخشی از تاریخ مشترک انسانها را تشکیل میدهد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/cypress-of-kashmar/
#سرو_کاشمر #فرهنگ #تاریخ #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«متوکل علیاللّه عباسی»، دهمین خلیفه عباسی (حکومت: ۸۴۷ تا ۸۶۱ میلادی)، در طی دوره حکومتش با اصراری عجیب دستور داد یک درخت بسیار قدیمی در شهر کاشمر خراسان، که مردم به آن علاقه بسیار زیادی داشتند، قطع شود و چوب آن برای ساخت کاخ خلیفه به سامره (در عراق کنونی) فرستاده شود. چرا او این دستور را داد؟
نوشتار «سرو کاشمر» به یکی از مشهورترین روایتهای تاریخی ایران میپردازد؛ داستان درختی که بنا بر سنتهای کهن، به زرتشت نسبت داده میشد و برای مردم جایگاهی نمادین و فرهنگی داشت. دستور متوکل برای قطع این درخت، تنها نابودی یک درخت کهنسال نبود، بلکه در حافظه تاریخی ایرانیان به نمادی از برخورد قدرت سیاسی با باورها، هویتها و میراث فرهنگی تبدیل شد.
این مطلب ضمن بازگویی روایت سرو کاشمر، به زمینههای تاریخی و فرهنگی این رویداد میپردازد و نشان میدهد که چگونه نمادها و میراث مشترک میتوانند در شکلگیری هویت جمعی و حافظه تاریخی یک جامعه نقش داشته باشند. همچنین این پرسش را مطرح میکند که حکومتها در مواجهه با باورها و نمادهای فرهنگیِ متفاوت، چه رویکردی در پیش میگیرند و این تصمیمها چه تأثیری بر جامعه بر جای میگذارد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به نقش نمادهای تاریخی و فرهنگی در ایجاد پیوند میان نسلها و اهمیت حفظ میراثی است که فراتر از مرزهای دینی و سیاسی، بخشی از تاریخ مشترک انسانها را تشکیل میدهد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/cypress-of-kashmar/
#سرو_کاشمر #فرهنگ #تاریخ #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤18
Forwarded from گفتوشنود
برج شهیاد، که امروز با نام برج آزادی شناخته میشود، یکی از شناختهشدهترین نمادهای معماری معاصر ایران است؛ بنایی که در آستانه جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ساخته شد و بهتدریج به یکی از مهمترین نشانههای شهری تهران تبدیل شد. اما سرگذشت این بنا تنها به معماری و زیبایی بصری آن محدود نمیشود؛ برج آزادی در طول دهههای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی بزرگی بوده و معانی متفاوتی برای نسلهای مختلف ایرانیان پیدا کرده است.
نوشتار «برج شهیاد» فراتر از تاریخ ساخت یک بنا، به رابطه میان معماری، حافظه جمعی و هویت ملی میپردازد. این مطلب نشان میدهد که چگونه یک اثر معماری میتواند در گذر زمان، از نمادی حکومتی به بخشی از خاطره مشترک یک ملت تبدیل شود و روایتهای گوناگونی را در خود جای دهد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که بناها و نمادهای شهری تنها از سنگ و بتن ساخته نشدهاند؛ بلکه خاطرات، تجربهها و روایتهای تاریخی مردم نیز در شکلگیری معنای آنها نقش دارند. برج آزادی از این منظر، بخشی از تاریخ معاصر ایران و آینهای از دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی کشور به شمار میرود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#معماری #هنر #فرهنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نوشتار «برج شهیاد» فراتر از تاریخ ساخت یک بنا، به رابطه میان معماری، حافظه جمعی و هویت ملی میپردازد. این مطلب نشان میدهد که چگونه یک اثر معماری میتواند در گذر زمان، از نمادی حکومتی به بخشی از خاطره مشترک یک ملت تبدیل شود و روایتهای گوناگونی را در خود جای دهد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که بناها و نمادهای شهری تنها از سنگ و بتن ساخته نشدهاند؛ بلکه خاطرات، تجربهها و روایتهای تاریخی مردم نیز در شکلگیری معنای آنها نقش دارند. برج آزادی از این منظر، بخشی از تاریخ معاصر ایران و آینهای از دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی کشور به شمار میرود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#معماری #هنر #فرهنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤15👍1
Forwarded from گفتوشنود
فراسوی سلطه
رستاخیز قدرت جمعی
چرا به اخلاق مدارا نیاز داریم؟
تاريخ سیاست و اجتماع در عصر مدرن، داستان نبردهای کشدار میان جناحها، طبقات و ایدئولوژیهاست. ما عادت کردهایم «تغییر» را محصول «تقابل» بدانیم؛ پیروزی یک طرف را در گرو شکست قطعی طرف دیگر تعریف کنیم و عدالت را غنیمتی بپنداریم که پس از فتح سنگر دشمن به دست میآید. اما آیا ساختاری که بر بنیاد تقابل شکل گرفته، میتواند جامعهای عادلانه و پایدار بسازد؟
مایکل کارلبرگ، استاد مطالعات ارتباطات دانشگاه وانشنگتن، با نقد رادیکال این الگوی کهنه، دست بر نقطه کوری میگذارد که سالهاست فرآیندهای اصلاحی را به بنبست کشانده است: «فرهنگ تقابلی».
در جهانی که قدرت به معنای «سلطه بر دیگری» تعریف میشود، سیاست به بازی «برد-باخت» تنزل مییابد؛ بازی مخربی که در آن حتی نیتهای اصلاحطلبانه نیز در گرداب نفی و حذف فرو میروند.
گذر از این بنبست تاریخ، مستلزم یک تحول معرفتشناختی است. عدالت اجتماعی پیش از آنکه یک رویه قضایی یا تقسیم ثروت باشد، نیازمند بازتعریف مفهوم قدرت است. قدرت اصیل، توانایی سلطه بر دیگران نیست، بلکه ظرفیت «توانافزایی متقابل» و همافزایی برای تحقق نفع همگانی است. تا زمانی که مناسبات انسانی در قالب فرسوده «ما در برابر آنها» صورتبندی شود، قدرت در دست قویترها احتکار شده و عدالت به شعاری تهی بدل خواهد شد.
تحقق این تغییر، نیازمند پیوند ناگسستنی میان اخلاق فردی و اصلاح ساختاری است. ساختارهای دموکراتیک و دادگرانه روی زمینِ سخت «مدارا»، «مشورت» و «یادگیری جمعی» بنا میشوند. تفاوت آرا و تکثر دیدگاهها نه جبههبندی جنگی، بلکه ابزار کشف حقیقت و غنای جامعه است.
بشریت امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گذر از ابزارهای بدوی تقابل به رفتارهای بالغانه همکاری است. این گذار نه یک آرمانشهرخواهی خیالی، بلکه ضرورتی زیستی برای بقای تمدن است. کارلبرگ از این منظر معتقد است وقت آن رسیده که به جای بازی در زمین ساختارهای برنده-بازنده، الگوی تازهای از زیست جمعی بر پایه یگانگی و همبستگی انسانی بسازیم.
#فرهنگ_حذف #فرهنگ_تقابلی #مدارا #مایکل_کارلبرگ
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رستاخیز قدرت جمعی
چرا به اخلاق مدارا نیاز داریم؟
تاريخ سیاست و اجتماع در عصر مدرن، داستان نبردهای کشدار میان جناحها، طبقات و ایدئولوژیهاست. ما عادت کردهایم «تغییر» را محصول «تقابل» بدانیم؛ پیروزی یک طرف را در گرو شکست قطعی طرف دیگر تعریف کنیم و عدالت را غنیمتی بپنداریم که پس از فتح سنگر دشمن به دست میآید. اما آیا ساختاری که بر بنیاد تقابل شکل گرفته، میتواند جامعهای عادلانه و پایدار بسازد؟
مایکل کارلبرگ، استاد مطالعات ارتباطات دانشگاه وانشنگتن، با نقد رادیکال این الگوی کهنه، دست بر نقطه کوری میگذارد که سالهاست فرآیندهای اصلاحی را به بنبست کشانده است: «فرهنگ تقابلی».
در جهانی که قدرت به معنای «سلطه بر دیگری» تعریف میشود، سیاست به بازی «برد-باخت» تنزل مییابد؛ بازی مخربی که در آن حتی نیتهای اصلاحطلبانه نیز در گرداب نفی و حذف فرو میروند.
گذر از این بنبست تاریخ، مستلزم یک تحول معرفتشناختی است. عدالت اجتماعی پیش از آنکه یک رویه قضایی یا تقسیم ثروت باشد، نیازمند بازتعریف مفهوم قدرت است. قدرت اصیل، توانایی سلطه بر دیگران نیست، بلکه ظرفیت «توانافزایی متقابل» و همافزایی برای تحقق نفع همگانی است. تا زمانی که مناسبات انسانی در قالب فرسوده «ما در برابر آنها» صورتبندی شود، قدرت در دست قویترها احتکار شده و عدالت به شعاری تهی بدل خواهد شد.
تحقق این تغییر، نیازمند پیوند ناگسستنی میان اخلاق فردی و اصلاح ساختاری است. ساختارهای دموکراتیک و دادگرانه روی زمینِ سخت «مدارا»، «مشورت» و «یادگیری جمعی» بنا میشوند. تفاوت آرا و تکثر دیدگاهها نه جبههبندی جنگی، بلکه ابزار کشف حقیقت و غنای جامعه است.
بشریت امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گذر از ابزارهای بدوی تقابل به رفتارهای بالغانه همکاری است. این گذار نه یک آرمانشهرخواهی خیالی، بلکه ضرورتی زیستی برای بقای تمدن است. کارلبرگ از این منظر معتقد است وقت آن رسیده که به جای بازی در زمین ساختارهای برنده-بازنده، الگوی تازهای از زیست جمعی بر پایه یگانگی و همبستگی انسانی بسازیم.
#فرهنگ_حذف #فرهنگ_تقابلی #مدارا #مایکل_کارلبرگ
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊4❤3💯1
Forwarded from گفتوشنود
«فرهنگ حذف»
وقتی «دیگربودن» جرم ناتمام میشود
تاریخ معاصر ایران با زخم عمیق عدم مدارا گره خورده است، زخمی که محمد مختاری، نویسنده و منتقد، خود قربانی آگاه آن، ریشههایش را عمیقتر از سطح ساختارهای حکومتی میدید. از نگاه او، سانسور و حذف تنها ابزارهای یک دستگاه سیاسی خودکامه نیستند، بلکه معلول یک بیماری تاریخی و ساختاری به نام «فرهنگ حذف» هستند.
این فرهنگ، ریشه در سنت دیرینهای دارد که در آن برخورد فیزیکی یا ذهنی با هر پدیده مخالف و «دیگری»، نه یک جرم یا تجاوز به حقوق انسانها، بلکه امری طبیعی و بدیهی انگاشته میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک در این بستر تاریخی، با ابزارهای تمامیتخواهانه خود به میدان میآیند تا پروژه بزرگ «یکسانسازی جامعه» را محقق کنند. هدف ایدئولوژی حاکم، ذوب کردن تکثر انسانی در قالب یک الگوی ازپیشتعیینشده است.
در این فرآیند، هر نوع «دیگری» خواه دگراندیش سیاسی، اقلیت مذهبی، صاحب سبک هنری متفاوت یا حتی سبک زندگی مغایر با استانداردهای رسمی به عنوان تهدیدی برای تمامیت نظام معنایی قدرت تلقی میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک برای صیانت از این یکدستی جعلی، ماشین سانسور، سرکوب و حذف را به راه میاندازند.
اما تراژدی اصلی در نگاه مختاری این است که ماشین حذف تنها از بالا تحمیل نمیشود، بلکه موتور محرک آن در لایههای درونی جامعه نیز بازتولید میشود. وقتی «حذف دیگری» به یک هنجار تاریخی تبدیل شود، جامعه نیز به سهم خود به بازتولید این خشونت ذهنی و فرهنگی میپردازد.
نهادهای رسمی سانسور و کارگزاران ممیزی، در واقع مولود همین بستر تاریخی خودکامه هستند. تا زمانی که این ساختار ذهنی حذفگرایانه در بافت فرهنگی و تاریخی جامعه ریشهدار است، تغییر ظاهری عاملان سیاستهای سرکوبگرانه گرهی از کار باز نمیکند، چرا که آبشخور خشونت و نابودی تفاوتها، همچنان در ژرفای فرهنگ غیرروادار باقی میماند.
#فرهنگ_حذف #نارواداری #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی «دیگربودن» جرم ناتمام میشود
تاریخ معاصر ایران با زخم عمیق عدم مدارا گره خورده است، زخمی که محمد مختاری، نویسنده و منتقد، خود قربانی آگاه آن، ریشههایش را عمیقتر از سطح ساختارهای حکومتی میدید. از نگاه او، سانسور و حذف تنها ابزارهای یک دستگاه سیاسی خودکامه نیستند، بلکه معلول یک بیماری تاریخی و ساختاری به نام «فرهنگ حذف» هستند.
این فرهنگ، ریشه در سنت دیرینهای دارد که در آن برخورد فیزیکی یا ذهنی با هر پدیده مخالف و «دیگری»، نه یک جرم یا تجاوز به حقوق انسانها، بلکه امری طبیعی و بدیهی انگاشته میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک در این بستر تاریخی، با ابزارهای تمامیتخواهانه خود به میدان میآیند تا پروژه بزرگ «یکسانسازی جامعه» را محقق کنند. هدف ایدئولوژی حاکم، ذوب کردن تکثر انسانی در قالب یک الگوی ازپیشتعیینشده است.
در این فرآیند، هر نوع «دیگری» خواه دگراندیش سیاسی، اقلیت مذهبی، صاحب سبک هنری متفاوت یا حتی سبک زندگی مغایر با استانداردهای رسمی به عنوان تهدیدی برای تمامیت نظام معنایی قدرت تلقی میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک برای صیانت از این یکدستی جعلی، ماشین سانسور، سرکوب و حذف را به راه میاندازند.
اما تراژدی اصلی در نگاه مختاری این است که ماشین حذف تنها از بالا تحمیل نمیشود، بلکه موتور محرک آن در لایههای درونی جامعه نیز بازتولید میشود. وقتی «حذف دیگری» به یک هنجار تاریخی تبدیل شود، جامعه نیز به سهم خود به بازتولید این خشونت ذهنی و فرهنگی میپردازد.
نهادهای رسمی سانسور و کارگزاران ممیزی، در واقع مولود همین بستر تاریخی خودکامه هستند. تا زمانی که این ساختار ذهنی حذفگرایانه در بافت فرهنگی و تاریخی جامعه ریشهدار است، تغییر ظاهری عاملان سیاستهای سرکوبگرانه گرهی از کار باز نمیکند، چرا که آبشخور خشونت و نابودی تفاوتها، همچنان در ژرفای فرهنگ غیرروادار باقی میماند.
#فرهنگ_حذف #نارواداری #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8👌1