شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران همزمان با سالگرد اعدام فرزاد کمانگر و دیگر زندانیان سیاسی، با انتشار بخشی از نامه او از زندان، بار دیگر نسبت به ادامه روند اعدامها و سرکوب در ایران هشدار داده و خواستار توقف فوری احکام اعدام و آزادی زندانیان سیاسی، عقیدتی و صنفی شده است.
این شورا با گرامیداشت یاد فرزاد کمانگر، معلم و فعال مدنی اعدامشده در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، تأکید کرده است که چرخه سرکوب و اعدام در ایران همچنان ادامه دارد و در فضای امنیتی پس از جنگ، شدت بیشتری یافته است.
در بخشی از نامه فرزاد کمانگر که توسط این شورا منتشر شده، او با زبانی صمیمی و دردآلود خطاب به دانشآموزانش نوشته بود:
«دلم برای همه شما تنگ شده… اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شما شعر زندگی میسرایم»
شورای فرهنگیان در بیانیه خود، فرزاد کمانگر را نماد معلمی دانسته که زندگیاش با رنج، امید و مقاومت گره خورده بود و یاد او را بخشی از حافظه جمعی جامعه در برابر فراموشی و تکرار خشونت توصیف کرده است.
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
این شورا با گرامیداشت یاد فرزاد کمانگر، معلم و فعال مدنی اعدامشده در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، تأکید کرده است که چرخه سرکوب و اعدام در ایران همچنان ادامه دارد و در فضای امنیتی پس از جنگ، شدت بیشتری یافته است.
در بخشی از نامه فرزاد کمانگر که توسط این شورا منتشر شده، او با زبانی صمیمی و دردآلود خطاب به دانشآموزانش نوشته بود:
«دلم برای همه شما تنگ شده… اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شما شعر زندگی میسرایم»
شورای فرهنگیان در بیانیه خود، فرزاد کمانگر را نماد معلمی دانسته که زندگیاش با رنج، امید و مقاومت گره خورده بود و یاد او را بخشی از حافظه جمعی جامعه در برابر فراموشی و تکرار خشونت توصیف کرده است.
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
👌5❤1
۱۹ اردیبهشت؛ سالگرد اعدام پنج زندانی سیاسی
فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، شیرین علمهولی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان
کمتر از یک سال پس از اعتراضات خونین ۱۳۸۸ و در حالی که جامعه هنوز داغ کشتهشدگان آن روزها را بر دوش میکشید، جمهوری اسلامی بامداد ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ پنج زندانی سیاسی را اعدام کرد؛ اعدامهایی که بسیاری آن را پیامی آشکار از سرکوب و ارعاب در آستانه سالگرد انتخابات ۸۸ دانستند.
در میان این پنج نفر، نام فرزاد کمانگر بیش از همه با نامهها و نوشتههایش در حافظه جمعی ماند؛ معلمی اهل کامیاران که از رنج کودکی در سایه جنگ، عشقش به دانشآموزان، دفاع از برابری و درد مردم کردستان مینوشت.
او در سال ۱۳۸۵ با اتهام عضویت در پژاک بازداشت شد؛ اتهامی که خود و وکیلش بارها رد کردند. فرزاد از شکنجههای شدید، سلول انفرادی و دادگاهی چند دقیقهای نوشته بود؛ دادگاهی که حتی فرصت دفاع واقعی به وکیلش نداد. با این حال، حکم اعدام صادر و تایید شد.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/farzad-kamangar/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، شیرین علمهولی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان
کمتر از یک سال پس از اعتراضات خونین ۱۳۸۸ و در حالی که جامعه هنوز داغ کشتهشدگان آن روزها را بر دوش میکشید، جمهوری اسلامی بامداد ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ پنج زندانی سیاسی را اعدام کرد؛ اعدامهایی که بسیاری آن را پیامی آشکار از سرکوب و ارعاب در آستانه سالگرد انتخابات ۸۸ دانستند.
در میان این پنج نفر، نام فرزاد کمانگر بیش از همه با نامهها و نوشتههایش در حافظه جمعی ماند؛ معلمی اهل کامیاران که از رنج کودکی در سایه جنگ، عشقش به دانشآموزان، دفاع از برابری و درد مردم کردستان مینوشت.
او در سال ۱۳۸۵ با اتهام عضویت در پژاک بازداشت شد؛ اتهامی که خود و وکیلش بارها رد کردند. فرزاد از شکنجههای شدید، سلول انفرادی و دادگاهی چند دقیقهای نوشته بود؛ دادگاهی که حتی فرصت دفاع واقعی به وکیلش نداد. با این حال، حکم اعدام صادر و تایید شد.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/farzad-kamangar/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤7🕊2
Forwarded from گفتوشنود
ساعت ۹:۳۰ صبح روز ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵، نیروهای امنیتی با یورش به منزل خانم جذابی (راسخی) در شیراز، ضمن تفتیش منزل، اموال شخصی وی را ضبط و او و مادر ۸۵ ساله اش را مورد تهدید و تحقیر قرار دادند.
براساس اطلاعات دریافتی، در این یورش یک خانم و سه آقا با ارائه حکمی مبنی بر "همکاری با رژیم صهیونیستی" وارد منزل این خانواده شدهاند. خانم جذابی که به تازگی همسر خود را از دست داده و تنها به مراقبت از مادر سالخورده و بیمارش میپردازد، هدف بازجویی و توهین قرار گرفته است.
ماموران در اقدامی تهدیدآمیز به وی گفتهاند: "فرزند شما در فضای مجازی و کمپینهای حقوق بشر در خارج از کشور فعالیت میکند. اگر ادامه دهید، هم برای شما و هم برای آنها گران تمام میشود." آنها همچنین خانواده را تهدید به مصادره منزل مسکونی کردهاند.
در جریان این یورش، وسایل متعددی از جمله کتابها، قابها، گوشی موبایل و یک پلاک و زنجیر طلا توسط ماموران ضبط شده است. با وجود ضبط این اموال، ماموران از ارائه هرگونه رسید یا لیست اموال ضبط شده خودداری کردهاند.
نیروهای امنیتی در ادامه به این خانواده توهین کرده و آنها را "فرقه" و "همدست اسرائیل" خطاب کرده اند. زمانی که خانم جذابی در برابر این اتهامات و ضبط اموال مقاومتی نشان داده، ماموران چند بار وی را تهدید به "زدن دستبند و انتقال به مکان نامعلوم" کردهاند.
در پایان این یورش که چند ساعتی به طول انجامید، خانم جذابی و مادر سالخوردهاش که از افت فشار خون رنج میبرد، مجبور به امضای برگهای شدند که در آن قید شده بود "هیچ خسارتی به منزل و وسایل وارد نشده است." در این حادثه هیچیک از اعضای خانواده دستگیر نشدند.
این اقدام، برگ دیگری از پرونده قطور و سیستماتیک سرکوب اقلیتهای دینی در ایران است که دهههاست ادامه دارد. فشار بر شهروندان بهائی و نقض حریم خصوصی آنها از طریق تفتیش منازل و ضبط اموال (حتی اشیای قیمتی غیرمرتبط با موضوعات اتهامی)، نشاندهنده ارادهای فراتر از اجرای قانون و در راستای ایجاد تضییقات معیشتی و روانی برای اقلیتهاست. دستگاههای امنیتی با طرح اتهامات واهی امنیتی، به شکلی هدفمند آزادی باور را هدف قرار میدهند تا دگراندیشان مذهبی را از حقوق اولیه شهروندی محروم کنند. تبدیل شدن "اعتقاد شخصی" به یک "پرونده امنیتی"، رویهای است که نه تنها عدالت قضایی را زیر سوال میبرد، بلکه با استانداردهای جهانی حقوق بشر و اصل آزادی مذهب در تضاد مستقیم قرار دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
براساس اطلاعات دریافتی، در این یورش یک خانم و سه آقا با ارائه حکمی مبنی بر "همکاری با رژیم صهیونیستی" وارد منزل این خانواده شدهاند. خانم جذابی که به تازگی همسر خود را از دست داده و تنها به مراقبت از مادر سالخورده و بیمارش میپردازد، هدف بازجویی و توهین قرار گرفته است.
ماموران در اقدامی تهدیدآمیز به وی گفتهاند: "فرزند شما در فضای مجازی و کمپینهای حقوق بشر در خارج از کشور فعالیت میکند. اگر ادامه دهید، هم برای شما و هم برای آنها گران تمام میشود." آنها همچنین خانواده را تهدید به مصادره منزل مسکونی کردهاند.
در جریان این یورش، وسایل متعددی از جمله کتابها، قابها، گوشی موبایل و یک پلاک و زنجیر طلا توسط ماموران ضبط شده است. با وجود ضبط این اموال، ماموران از ارائه هرگونه رسید یا لیست اموال ضبط شده خودداری کردهاند.
نیروهای امنیتی در ادامه به این خانواده توهین کرده و آنها را "فرقه" و "همدست اسرائیل" خطاب کرده اند. زمانی که خانم جذابی در برابر این اتهامات و ضبط اموال مقاومتی نشان داده، ماموران چند بار وی را تهدید به "زدن دستبند و انتقال به مکان نامعلوم" کردهاند.
در پایان این یورش که چند ساعتی به طول انجامید، خانم جذابی و مادر سالخوردهاش که از افت فشار خون رنج میبرد، مجبور به امضای برگهای شدند که در آن قید شده بود "هیچ خسارتی به منزل و وسایل وارد نشده است." در این حادثه هیچیک از اعضای خانواده دستگیر نشدند.
این اقدام، برگ دیگری از پرونده قطور و سیستماتیک سرکوب اقلیتهای دینی در ایران است که دهههاست ادامه دارد. فشار بر شهروندان بهائی و نقض حریم خصوصی آنها از طریق تفتیش منازل و ضبط اموال (حتی اشیای قیمتی غیرمرتبط با موضوعات اتهامی)، نشاندهنده ارادهای فراتر از اجرای قانون و در راستای ایجاد تضییقات معیشتی و روانی برای اقلیتهاست. دستگاههای امنیتی با طرح اتهامات واهی امنیتی، به شکلی هدفمند آزادی باور را هدف قرار میدهند تا دگراندیشان مذهبی را از حقوق اولیه شهروندی محروم کنند. تبدیل شدن "اعتقاد شخصی" به یک "پرونده امنیتی"، رویهای است که نه تنها عدالت قضایی را زیر سوال میبرد، بلکه با استانداردهای جهانی حقوق بشر و اصل آزادی مذهب در تضاد مستقیم قرار دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روزنامه اعتماد در گزارشی از افزایش ۳۰ تا ۳۰۰ درصدی قیمت دارو در ایران خبر داده و نوشته است که کاهش منابع ارزی دولت و محدودشدن یارانههای دارویی، زندگی بیماران را با بحرانی جدی روبهرو کرده است.
بر اساس این گزارش، افزایش قیمت دارو تنها یک بحران اقتصادی نیست؛ بحرانی انسانی است که مستقیما جان بیماران را هدف گرفته است. بیماران مبتلا به سرطان، بیماریهای خاص، مشکلات تیروئید، بیماریهای روماتیسمی و اختلالات روانی، حالا برای تهیه داروهای ضروری خود با هزینههایی روبهرو هستند که برای بسیاری از خانوادهها غیرقابلپرداخت است.
در بخشی از این گزارش، یک بیمار سرطانی گفته داروی «اکسجوا» که پیشتر با حمایت بیمه کمتر از یک میلیون تومان تهیه میشد، اکنون به ۳۰ میلیون تومان رسیده است. بیماری دیگر از چندبرابرشدن قیمت داروهای روزانهاش گفته و مردی روایت کرده که در داروخانه، فردی برای گرفتن داروی ضروری، حاضر شده ساعت مچیاش را گرو بگذارد.
اعتماد همچنین از نگرانی خانوادهها درباره کمبود شیرخشکهای درمانی، محدودشدن فروش دارو در داروخانهها و دشوارترشدن واردات دارو و مواد اولیه خبر داده است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این گزارش، افزایش قیمت دارو تنها یک بحران اقتصادی نیست؛ بحرانی انسانی است که مستقیما جان بیماران را هدف گرفته است. بیماران مبتلا به سرطان، بیماریهای خاص، مشکلات تیروئید، بیماریهای روماتیسمی و اختلالات روانی، حالا برای تهیه داروهای ضروری خود با هزینههایی روبهرو هستند که برای بسیاری از خانوادهها غیرقابلپرداخت است.
در بخشی از این گزارش، یک بیمار سرطانی گفته داروی «اکسجوا» که پیشتر با حمایت بیمه کمتر از یک میلیون تومان تهیه میشد، اکنون به ۳۰ میلیون تومان رسیده است. بیماری دیگر از چندبرابرشدن قیمت داروهای روزانهاش گفته و مردی روایت کرده که در داروخانه، فردی برای گرفتن داروی ضروری، حاضر شده ساعت مچیاش را گرو بگذارد.
اعتماد همچنین از نگرانی خانوادهها درباره کمبود شیرخشکهای درمانی، محدودشدن فروش دارو در داروخانهها و دشوارترشدن واردات دارو و مواد اولیه خبر داده است.
@Tavaana_TavaanaTech
بنا بر اطلاعات رسیده از منابع آگاه، مریم دریسی، فعال مدنی اهل کازرون، در پروندهای جدید در دادگاه انقلاب شیراز به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال و سه ماه حبس تعزیری محکوم شده است. این حکم امروز به وکیل او، محمود طراوت، ابلاغ شده است.
مریم دریسی پیشتر نیز در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری دو کازرون به اتهام «اخلال در نظم و آسایش عمومی» به یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.
بر اساس متن دادنامه، مصادیق اتهام او شامل سر دادن شعارهایی در مراسم چهلم محمد نوربخش، از جانباختگان اعتراضات، و «تشویق مردم به دستزدن و تحریک جمعیت» عنوان شده است. در این حکم همچنین به فعالیتهای او در فضای مجازی و سابقه بازداشتهای پیشینش در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ اشاره شده است.
صدور احکام پیاپی و ادامه فشارهای امنیتی و قضایی علیه این فعال مدنی، تنها چند ماه پس از آزادی او، نگرانیها درباره تشدید سرکوب فعالان مدنی و معترضان را افزایش داده است.
#مریم_دریسی
@Tavaana_TavaanaTech
مریم دریسی پیشتر نیز در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری دو کازرون به اتهام «اخلال در نظم و آسایش عمومی» به یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.
بر اساس متن دادنامه، مصادیق اتهام او شامل سر دادن شعارهایی در مراسم چهلم محمد نوربخش، از جانباختگان اعتراضات، و «تشویق مردم به دستزدن و تحریک جمعیت» عنوان شده است. در این حکم همچنین به فعالیتهای او در فضای مجازی و سابقه بازداشتهای پیشینش در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ اشاره شده است.
صدور احکام پیاپی و ادامه فشارهای امنیتی و قضایی علیه این فعال مدنی، تنها چند ماه پس از آزادی او، نگرانیها درباره تشدید سرکوب فعالان مدنی و معترضان را افزایش داده است.
#مریم_دریسی
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم شجاع و بیدار وطنم،
از دل تاریکی با شما سخن میگویم؛
از جایی که انسان را نه فقط در بند، بلکه در هم میشکنند.
جایی که شکنجه، زبان را به اجبار میگشاید؛
تهدید، حقیقت را به اعترافی تحریفشده بدل میکند؛
و سایهی احکام سنگین و هراس اعدام، هر نفس را به کابوسی بیپایان تبدیل میسازد. امروز، پشت دیوارهای سرد زندانهای این سرزمین، جوانانی ایستادهاند که تنها جرمشان رؤیای فردایی روشنتر بوده است.
پدران و مادرانی هستند که شب را با اضطراب به صبح میرسانند؛ بیخبر از حال فرزندانشان، با قلبی که هر لحظه میان امید و هراس میتپد.
سکوت ما، امتداد همان تاریکی است.
بیتفاوتی ما، قفل دیگری بر درِ سلولهایشان.
اگر خاموش بمانیم، دیوارها بلندتر میشوند و فریادها بیپاسختر.
امروز، زمان ایستادن است.
زمان آن است که صدای بازداشتشدگان دیماه باشیم؛
صدای حقیقت در برابر دروغ، صدای کرامت انسان در برابر تحقیر،
صدای زندگی در برابر مرگ.
فراموش نکنید. تکرار کنید. روایت کنید.
بگذارید نامها در حافظهی جمعی ما زنده بمانند، نه در سکوتی تحمیلی.
هیچ قدرتی بلندتر از صدای ملتی متحد نیست؛
ملتی که تصمیم گرفته ببیند، بشنود و خاموش نماند.
مسعود علیزاده؛
یکی از قربانیان شکنجه در جهنمِ بازداشتگاه کهریزک؛جایی که انسانیت، زیر چکمههای بیرحمی لگدمال شد.
#شکنجه #زندان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
از دل تاریکی با شما سخن میگویم؛
از جایی که انسان را نه فقط در بند، بلکه در هم میشکنند.
جایی که شکنجه، زبان را به اجبار میگشاید؛
تهدید، حقیقت را به اعترافی تحریفشده بدل میکند؛
و سایهی احکام سنگین و هراس اعدام، هر نفس را به کابوسی بیپایان تبدیل میسازد. امروز، پشت دیوارهای سرد زندانهای این سرزمین، جوانانی ایستادهاند که تنها جرمشان رؤیای فردایی روشنتر بوده است.
پدران و مادرانی هستند که شب را با اضطراب به صبح میرسانند؛ بیخبر از حال فرزندانشان، با قلبی که هر لحظه میان امید و هراس میتپد.
سکوت ما، امتداد همان تاریکی است.
بیتفاوتی ما، قفل دیگری بر درِ سلولهایشان.
اگر خاموش بمانیم، دیوارها بلندتر میشوند و فریادها بیپاسختر.
امروز، زمان ایستادن است.
زمان آن است که صدای بازداشتشدگان دیماه باشیم؛
صدای حقیقت در برابر دروغ، صدای کرامت انسان در برابر تحقیر،
صدای زندگی در برابر مرگ.
فراموش نکنید. تکرار کنید. روایت کنید.
بگذارید نامها در حافظهی جمعی ما زنده بمانند، نه در سکوتی تحمیلی.
هیچ قدرتی بلندتر از صدای ملتی متحد نیست؛
ملتی که تصمیم گرفته ببیند، بشنود و خاموش نماند.
مسعود علیزاده؛
یکی از قربانیان شکنجه در جهنمِ بازداشتگاه کهریزک؛جایی که انسانیت، زیر چکمههای بیرحمی لگدمال شد.
#شکنجه #زندان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊5
انتساب اتهامات سنگین و آزادی علیاکبر ابراهیموند، نوجوان ۱۶ ساله، با وثیقه یک میلیارد تومانی پس از حدود دو ماه و نیم بازداشت
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، که چند روز پیش خبر بازداشت پسرعموی ۱۶ سالهاش در جریان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در فولادشهر اصفهان را داده بود، نوشت:
«الان مطلع شدم که پسر عموی ۱۶ ساله من، علیاکبر ابراهیموند، قبل از عید، با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی، آزاد شده بود.
اما تاریخ بازداشتش ۱۸ دی ماه بود و اشتباهی تو خبرها، ۳۰ بهمن نوشته بودند.
بهش اتهاماتی واهی مثل اختلال در نظم عمومی، شرکت در گروههای تهاجمی و ساخت کوکتل مولوتوف نسبت داده بودند که این اتهامات رو تکذیب کرده. دادگاهش هنوز تشکیل نشده.
اینکه یک کودک ۱۶ ساله رو، نزدیک به سه ماه در زندان نگه دارن، خانواده رو تهدید کنند، بسیار ظالمانه است.
اینکه وثیقه یک میلیاردی گرفتند از خانواده عموی من، بسیار ظالمانه است.
علیاکبر یک دانشآموزه، امیدوارم بتونه به زندگی برگرده. نمیدونم چی به سرش آوردند و شاهد چه چیزهایی بوده، ولی این روزها در ایران زندگی برای هیچکس عادی نیست. مردمی که شاهد جنایت بودند، به خصوص کودکان، آسیب شدیدی دیدند و نیاز به درمان تروما دارند.»
ـ جمهوری اسلامی به خصوص در چند ماه گذشته، هموطنان زیادی از جمله تعداد زیادی از کودکان را بازداشت کرده است. هنوز تعداد بسیار زیادی در بازداشت هستند و حتی وثیقه هم برای آزادی آنها قبول نکردهاند. آسیبی که اعضای جامعه دیدهاند، به ویژه کودکان که از مدرسه و روال عادی زندگی بازماندهاند، بیش از پیش نیاز به حمایت از زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان را یادآوری میکند.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#علی_اکبر_ابراهیم_وند
@Tavaana_TavaanaTech
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، که چند روز پیش خبر بازداشت پسرعموی ۱۶ سالهاش در جریان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در فولادشهر اصفهان را داده بود، نوشت:
«الان مطلع شدم که پسر عموی ۱۶ ساله من، علیاکبر ابراهیموند، قبل از عید، با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی، آزاد شده بود.
اما تاریخ بازداشتش ۱۸ دی ماه بود و اشتباهی تو خبرها، ۳۰ بهمن نوشته بودند.
بهش اتهاماتی واهی مثل اختلال در نظم عمومی، شرکت در گروههای تهاجمی و ساخت کوکتل مولوتوف نسبت داده بودند که این اتهامات رو تکذیب کرده. دادگاهش هنوز تشکیل نشده.
اینکه یک کودک ۱۶ ساله رو، نزدیک به سه ماه در زندان نگه دارن، خانواده رو تهدید کنند، بسیار ظالمانه است.
اینکه وثیقه یک میلیاردی گرفتند از خانواده عموی من، بسیار ظالمانه است.
علیاکبر یک دانشآموزه، امیدوارم بتونه به زندگی برگرده. نمیدونم چی به سرش آوردند و شاهد چه چیزهایی بوده، ولی این روزها در ایران زندگی برای هیچکس عادی نیست. مردمی که شاهد جنایت بودند، به خصوص کودکان، آسیب شدیدی دیدند و نیاز به درمان تروما دارند.»
ـ جمهوری اسلامی به خصوص در چند ماه گذشته، هموطنان زیادی از جمله تعداد زیادی از کودکان را بازداشت کرده است. هنوز تعداد بسیار زیادی در بازداشت هستند و حتی وثیقه هم برای آزادی آنها قبول نکردهاند. آسیبی که اعضای جامعه دیدهاند، به ویژه کودکان که از مدرسه و روال عادی زندگی بازماندهاند، بیش از پیش نیاز به حمایت از زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان را یادآوری میکند.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#علی_اکبر_ابراهیم_وند
@Tavaana_TavaanaTech
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام مجتبی میرزایی، صدای او را منتشر کرد، صدایی از یک هموطن دردمند، که آگاهانه انتخاب کرده بود که با جمهوری اسلامی مبارزه کند.
خواهر مجتبی نوشت:
«مجتبی روستایی، ۴۰ ساله از افسریه.
روز ۱۸ بهمن با شلیک مستقیم به صورتش کشته شد.
دیدم حتی تو قبر هم جا نمیشد…
با آن قدِ بلند، با آن همه امید به آزادی و زندگی.
همیشه میگفت:
«تا خونی ریخته نشود، انقلابی نمیشود.»
نامش را فراموش نکن»
او همچنین نوشت:
«صدای مجتبی قبل پرواز قشنگش
صدای ایستادگی،قدرت،آزادای بود
ما ادامه داریم ✌️🖤»
جاویدنام مجتبی روستایی، به دست عوامل جمهوری اسلامی کشته شد، اما نامش جاوید خواهد ماند و در روز آزادی ایران، خواهد درخشید.
#مجتبی_روستایی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
خواهر مجتبی نوشت:
«مجتبی روستایی، ۴۰ ساله از افسریه.
روز ۱۸ بهمن با شلیک مستقیم به صورتش کشته شد.
دیدم حتی تو قبر هم جا نمیشد…
با آن قدِ بلند، با آن همه امید به آزادی و زندگی.
همیشه میگفت:
«تا خونی ریخته نشود، انقلابی نمیشود.»
نامش را فراموش نکن»
او همچنین نوشت:
«صدای مجتبی قبل پرواز قشنگش
صدای ایستادگی،قدرت،آزادای بود
ما ادامه داریم ✌️🖤»
جاویدنام مجتبی روستایی، به دست عوامل جمهوری اسلامی کشته شد، اما نامش جاوید خواهد ماند و در روز آزادی ایران، خواهد درخشید.
#مجتبی_روستایی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔10🕊3❤2
Forwarded from گفتوشنود
رومینا خزعلی و همسرش، بهزاد یزدانی، شهروندان بهائی ساکن شیراز، با گذشت ۴۴ روز از زمان بازداشت، همچنان در زندان عادلآباد شیراز در وضعیت بلاتکلیف بهسر میبرند. بنا بر اطلاع یک منبع آگاه، با وجود پیگیریهای مکرر خانواده، نامهنگاریها و درخواستهای متعدد، مراجع مسئول تاکنون هیچ توضیحی درباره تمدید قرار بازداشت یا امکان تبدیل آن به وثیقه ارائه نکردهاند.
ادامه بازداشت این زوج در حالی است که فرزندان نوجوان و والدین سالخورده آنان در غیابشان با شرایط دشوار مواجه شدهاند. به گفتهٔ یک منبع آگاه، حتی آزادی موقت یکی از این دو نفر میتواند بخشی از فشارهای سنگین واردشده بر خانواده را کاهش دهد.
همچنین نگرانیها درباره وضعیت جسمی رومینا خزعلی افزایش یافته است. او پیش از بازداشت از مشکلاتی از جمله بیماری چشم، میگرن، کمردرد و ناراحتی معده رنج میبرد. با این حال، خانواده و نزدیکانش در هفتههای گذشته اطلاع دقیقی از وضعیت سلامتی او نداشتهاند. تماسهای او با خانواده نیز بسیار کوتاه و محدود، در حد حدود ۳۰ ثانیه در هفته میباشد؛ تماسهایی که عملا امکان اطلاع از وضعیت جسمی و روحی او را فراهم نمیکند.
بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار، و همسرش رومینا خزعلی، نقاش، بهترتیب در تاریخهای ۸ و ۹ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران اطلاعات سپاه در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شدند.
آنچه بر شهروندان بهایی میگذرد، صرفا یک پرونده قضایی نیست؛ بلکه نمودی از آزار سیستماتیک و سیاست ممتد «دیگریستیزی» در ساختار جمهوری اسلامی است. حکومت با استفاده از اهرم اتهامات واهی امنیتی، تلاش میکند تا سرکوب عقیدتی و مذهبی را زیر لوای حفظ امنیت ملی پنهان کند.
در این دیدگاه، هر کسی که خارج از دایرهی خودیهای مورد تایید نظام باشد، به عنوان یک «تهدید» بازتعریف میشود. این فشار مضاعف اجتماعی از محرومیت از تحصیل و کسبوکار گرفته تا حبسهای بیدلیل هدفمندانه طراحی شده تا ارادهی زیست مدنی اقلیتها را درهم بشکند. بازداشتهای طولانیمدت و بلاتکلیف، ابزاری برای شکنجهی روانی است تا هزینه داشتن یک باور متفاوت را به بالاترین حد ممکن برساند.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ادامه بازداشت این زوج در حالی است که فرزندان نوجوان و والدین سالخورده آنان در غیابشان با شرایط دشوار مواجه شدهاند. به گفتهٔ یک منبع آگاه، حتی آزادی موقت یکی از این دو نفر میتواند بخشی از فشارهای سنگین واردشده بر خانواده را کاهش دهد.
همچنین نگرانیها درباره وضعیت جسمی رومینا خزعلی افزایش یافته است. او پیش از بازداشت از مشکلاتی از جمله بیماری چشم، میگرن، کمردرد و ناراحتی معده رنج میبرد. با این حال، خانواده و نزدیکانش در هفتههای گذشته اطلاع دقیقی از وضعیت سلامتی او نداشتهاند. تماسهای او با خانواده نیز بسیار کوتاه و محدود، در حد حدود ۳۰ ثانیه در هفته میباشد؛ تماسهایی که عملا امکان اطلاع از وضعیت جسمی و روحی او را فراهم نمیکند.
بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار، و همسرش رومینا خزعلی، نقاش، بهترتیب در تاریخهای ۸ و ۹ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران اطلاعات سپاه در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شدند.
آنچه بر شهروندان بهایی میگذرد، صرفا یک پرونده قضایی نیست؛ بلکه نمودی از آزار سیستماتیک و سیاست ممتد «دیگریستیزی» در ساختار جمهوری اسلامی است. حکومت با استفاده از اهرم اتهامات واهی امنیتی، تلاش میکند تا سرکوب عقیدتی و مذهبی را زیر لوای حفظ امنیت ملی پنهان کند.
در این دیدگاه، هر کسی که خارج از دایرهی خودیهای مورد تایید نظام باشد، به عنوان یک «تهدید» بازتعریف میشود. این فشار مضاعف اجتماعی از محرومیت از تحصیل و کسبوکار گرفته تا حبسهای بیدلیل هدفمندانه طراحی شده تا ارادهی زیست مدنی اقلیتها را درهم بشکند. بازداشتهای طولانیمدت و بلاتکلیف، ابزاری برای شکنجهی روانی است تا هزینه داشتن یک باور متفاوت را به بالاترین حد ممکن برساند.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊2💔2
امیرحسین رضایی، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران و روزنامهنگار سابق روزنامه دنیای اقتصاد بازداشت شد
بنا بر گزارش کانال تلگرام دانشجویان متحد، امیرحسین رضایی، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران و روزنامهنگار سابق روزنامه دنیای اقتصاد، روز چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت توسط نیروهای سرکوب در اراک بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
#امیرحسین_رضایی #دانشجو #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بنا بر گزارش کانال تلگرام دانشجویان متحد، امیرحسین رضایی، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران و روزنامهنگار سابق روزنامه دنیای اقتصاد، روز چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت توسط نیروهای سرکوب در اراک بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
#امیرحسین_رضایی #دانشجو #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔2
Forwarded from گفتوشنود
ویدیویی از یک شو تلویزیونی منتشر شده که مجید واشقانی مجری حکومتی و حامی جمهوری اسلامی با پویان مختاری از چهرههای پرحاشیه شبکههای اجتماعی مرتبط با سایتهای قمار و شرطبندی گفتگو کرده و بخشی از آن برای مریم ابراهیموند، فیلمساز منتقد جمهوری اسلامی مورد توجه قرار گرفته و در مورد آن نوشته :
پویان مختاری: «هٰذا مِن فَضلِ رَبّی لِیَبلُوَنی أَأَشکُرُ أَم أَکفُر»
مجید واشقانی: «آخوند شدی»
شاید تمام ماهیت یک حکومت فاسد در همین دو دیالوگ خلاصه شود:
فساد میکنند، غارت میکنند، هر خط قرمزی را رد میکنند، اما لحظهای بعد با آیه و دین میخواهند خودشان را تطهیر کنند.
پاسخ «آخوندشدی » اتفاقا درست ترین جواب پویان مختاری بود چون امروز «آخوند» نماد کسیست که فساد را با مذهب میشوید و به نام خدا مشروعیت میدهد .
اتفاقاً دیدن برنامههای حکومتی بیشتر از هر چیز به ما آگاهی میدهد؛اینکه چقدر فساد در لایههای مختلف آن ریشه دوانده است.همین دیدنها ما را برای ادامه مسیر، و مبارزه با یک حکومت فاسد راسختر و مصممتر میکند.
#پویان_مختاری #مجید_واشقانی #آخوند #ریا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پویان مختاری: «هٰذا مِن فَضلِ رَبّی لِیَبلُوَنی أَأَشکُرُ أَم أَکفُر»
مجید واشقانی: «آخوند شدی»
شاید تمام ماهیت یک حکومت فاسد در همین دو دیالوگ خلاصه شود:
فساد میکنند، غارت میکنند، هر خط قرمزی را رد میکنند، اما لحظهای بعد با آیه و دین میخواهند خودشان را تطهیر کنند.
پاسخ «آخوندشدی » اتفاقا درست ترین جواب پویان مختاری بود چون امروز «آخوند» نماد کسیست که فساد را با مذهب میشوید و به نام خدا مشروعیت میدهد .
اتفاقاً دیدن برنامههای حکومتی بیشتر از هر چیز به ما آگاهی میدهد؛اینکه چقدر فساد در لایههای مختلف آن ریشه دوانده است.همین دیدنها ما را برای ادامه مسیر، و مبارزه با یک حکومت فاسد راسختر و مصممتر میکند.
#پویان_مختاری #مجید_واشقانی #آخوند #ریا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍13
در روز جهانی مادر، از مادرانی بگوییم که داغ فرزند را به فریاد دادخواهی تبدیل کردند.
در سرزمینی که بسیاری از مادران، فرزندانشان را در خیابان، زندان، زیر شکنجه یا بر چوبه دار از دست دادهاند، «مادر» تنها واژهای برای مهر و مراقبت نیست؛ گاهی نامیست برای ایستادگی، برای حافظه، برای مقاومت در برابر فراموشی.
مادر مجیدرضا رهنورد، با آن صدای لرزان اما استوار، پس از اعدام فرزندش اجازه نداد نام او خاموش شود.
مادر ستار بهشتی سالها با درد و رنج، صدای فرزند وبلاگنویسش ماند که زیر شکنجه جان باخت.
مادر پویا بختیاری، در حالی که فرزندش در اعتراضات آبان با گلوله کشته شد، به یکی از صریحترین صداهای دادخواهی تبدیل شد.
مادر بهنام محجوبی، در سوگ فرزندی که پس از محرومیت از درمان جان باخت، سکوت نکرد.
مادر نوید افکاری، با وجود همه فشارها، بارها از بیعدالتی و شکنجه فرزندش گفت؛ فرزندی که اعدامش زخمی عمیق بر وجدان جامعه گذاشت.
مادر مصطفی و
...
و این فهرست، پایانی ندارد؛
...
از چپ به راست: بتول حسینی (مادر بهنام محجوبی)، شهناز اکملی (مادر مصطفی کریمبیگی) و ناهید شیرپیشه (مادر پویا بختیاری)
طرح از رضا عقیلی
@Tavaana_TavaanaTech
در سرزمینی که بسیاری از مادران، فرزندانشان را در خیابان، زندان، زیر شکنجه یا بر چوبه دار از دست دادهاند، «مادر» تنها واژهای برای مهر و مراقبت نیست؛ گاهی نامیست برای ایستادگی، برای حافظه، برای مقاومت در برابر فراموشی.
مادر مجیدرضا رهنورد، با آن صدای لرزان اما استوار، پس از اعدام فرزندش اجازه نداد نام او خاموش شود.
مادر ستار بهشتی سالها با درد و رنج، صدای فرزند وبلاگنویسش ماند که زیر شکنجه جان باخت.
مادر پویا بختیاری، در حالی که فرزندش در اعتراضات آبان با گلوله کشته شد، به یکی از صریحترین صداهای دادخواهی تبدیل شد.
مادر بهنام محجوبی، در سوگ فرزندی که پس از محرومیت از درمان جان باخت، سکوت نکرد.
مادر نوید افکاری، با وجود همه فشارها، بارها از بیعدالتی و شکنجه فرزندش گفت؛ فرزندی که اعدامش زخمی عمیق بر وجدان جامعه گذاشت.
مادر مصطفی و
...
و این فهرست، پایانی ندارد؛
...
از چپ به راست: بتول حسینی (مادر بهنام محجوبی)، شهناز اکملی (مادر مصطفی کریمبیگی) و ناهید شیرپیشه (مادر پویا بختیاری)
طرح از رضا عقیلی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊7
«خون سیاوشان بیهوده بر زمین نمیماند
خون بیگناهان و جنایتهایی که جمهوری اسلامی علیه مردم انجام داد، فراموش نخواهد شد.
هجدهم و نوزدهم دی، و همه روزهایی را که جمهوری اسلامی با سرکوب، کشتار، اعدام و خشونت از مردم ایران قربانی گرفت، فراموش نمیکنیم.
از خیابانها تا زندانها»
پیام از همراهان توانا
دادخواهی یعنی نگذاریم قربانیان به عدد و آمار تبدیل شوند؛ یعنی روایتشان را تکرار کنیم، نامشان را زنده نگه داریم و در برابر فراموشی بایستیم.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
خون بیگناهان و جنایتهایی که جمهوری اسلامی علیه مردم انجام داد، فراموش نخواهد شد.
هجدهم و نوزدهم دی، و همه روزهایی را که جمهوری اسلامی با سرکوب، کشتار، اعدام و خشونت از مردم ایران قربانی گرفت، فراموش نمیکنیم.
از خیابانها تا زندانها»
پیام از همراهان توانا
دادخواهی یعنی نگذاریم قربانیان به عدد و آمار تبدیل شوند؛ یعنی روایتشان را تکرار کنیم، نامشان را زنده نگه داریم و در برابر فراموشی بایستیم.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔13💯3
نگین حسینی، روزنامهنگار و فعال حقوق افراد دارای معلولیت، در متنی از وضعیت بحرانی و فراموششده شهروندان دارای معلولیت در ایران نوشته؛ وضعیتی که به گفته او دیگر فقط «زندگی سختتر» نیست، بلکه به «مرگ تدریجی» شباهت دارد.
او مینویسد در شرایطی که فقر، تورم، سرکوب، قطع اینترنت و ناامنی اقتصادی زندگی میلیونها نفر را تحت فشار قرار داده، افراد دارای معلولیت حتی از حداقل توجه و حمایت نیز محروم ماندهاند و رنج آنان دیگر به رسمیت شناخته نمیشود.
«تلاش برای ارتقای حقوق افراد دارای معلولیت به تلاش برای بقا تنزل یافته است.
برای بسیاری از افراد دارای معلولیت، اینترنت تنها راه کارکردن، درمان آنلاین، ارتباط با جهان بیرون و حتی درخواست کمک است.»
نگین حسینی به روایت زن نابینایی اشاره میکند که پس از قطع اینترنت، دچار افسردگی شدید شده، چون «تنها دریچه باز به سوی جهان بیرون» را از دست داده است. او همچنین از افراد ناشنوایی میگوید که از تماس تصویری با عزیزانشان محروم شدهاند و از خانوادههایی که میان خرید پوشک بزرگسال، تهیه دارو، تعمیر ویلچر یا پرداخت اجاره خانه گرفتار ماندهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
او مینویسد در شرایطی که فقر، تورم، سرکوب، قطع اینترنت و ناامنی اقتصادی زندگی میلیونها نفر را تحت فشار قرار داده، افراد دارای معلولیت حتی از حداقل توجه و حمایت نیز محروم ماندهاند و رنج آنان دیگر به رسمیت شناخته نمیشود.
«تلاش برای ارتقای حقوق افراد دارای معلولیت به تلاش برای بقا تنزل یافته است.
برای بسیاری از افراد دارای معلولیت، اینترنت تنها راه کارکردن، درمان آنلاین، ارتباط با جهان بیرون و حتی درخواست کمک است.»
نگین حسینی به روایت زن نابینایی اشاره میکند که پس از قطع اینترنت، دچار افسردگی شدید شده، چون «تنها دریچه باز به سوی جهان بیرون» را از دست داده است. او همچنین از افراد ناشنوایی میگوید که از تماس تصویری با عزیزانشان محروم شدهاند و از خانوادههایی که میان خرید پوشک بزرگسال، تهیه دارو، تعمیر ویلچر یا پرداخت اجاره خانه گرفتار ماندهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در روز جهانی مادر، یاد مادرانی را گرامی میداریم که فرزندانشان در خیابانهای ایران کشته شدند و خود به صدای دادخواهی بدل شدند؛ مادرانی که با وجود تهدید، فشار و سرکوب، نگذاشتند نام فرزندانشان فراموش شود.
مادر آیدا حیدری، در ویدیویی دردناک از تراس خانهاش فریاد میزد:
«مگه من مادر نیستم؟… سوختم، سوختم…»
آیدا حیدری، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد. اما روایت او تنها روایت یک خانواده نیست؛ روایت مادرانی است که در سالهای گذشته، از دادخواهی فرزندشان دست نکشیدند. زنانی که سوگ را به حافظه جمعی و مطالبه عدالت بدل کردند.
مادران دادخواه شاهدان زنده جنایت و حافظان حقیقتاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
مادر آیدا حیدری، در ویدیویی دردناک از تراس خانهاش فریاد میزد:
«مگه من مادر نیستم؟… سوختم، سوختم…»
آیدا حیدری، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد. اما روایت او تنها روایت یک خانواده نیست؛ روایت مادرانی است که در سالهای گذشته، از دادخواهی فرزندشان دست نکشیدند. زنانی که سوگ را به حافظه جمعی و مطالبه عدالت بدل کردند.
مادران دادخواه شاهدان زنده جنایت و حافظان حقیقتاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤8
Forwarded from گفتوشنود
اکسل هونت و اخلاق پذیرش
چرا رواداری یک ضرورت ساختاری است؟
اکسل هونت، فیلسوف و جامعهشناس معاصر برجسته آلمانی، از مهمترین نظریهپردازان نسل سوم مکتب انتقادی فرانکفورت است. او که سالها به عنوان دستیار و جانشین یورگن هابرماس فعالیت کرده، با بازسازی فلسفه اجتماعی حول محور مفهوم «بازشناسی» به شهرتی جهانی رسید. دغدغه اصلی هونت، پیوند زدن روانشناسی اجتماعی به عدالت و اخلاق است تا نشان دهد ریشه تنشهای اجتماعی در کجاست.
نظریه بازشناسی؛ بنیان رواداری و پذیرش فعال
از دیدگاه هونت، هویت و سلامت روانی هر انسان به طور ذاتی به نحوه دیده شدن و پذیرفته شدن او توسط دیگران وابسته است. او فراتر از مفهوم سنتی «رواداری» (که اغلب به معنای تحمل منفعلانه و از سر ناچاری دیگری است)، بر ضرورت «پذیرش ساختاری و فعالانه» تأکید میکند. هونت معتقد است هویت انسان در این سه ساحت کلیدی شکل میگیرد و عدم پذیرش در هر یک از این ساحتها، صدمات جبرانناپذیری به روح جمعی جامعه میزند:
۱. عشق و روابط صمیمانه (توسعه اعتمادبهنفس)
این ساحت که در خانواده و روابط نزدیک تجربه میشود، اساس امنیت عاطفی فرد است. بدون پذیرش عاطفی اولیه، انسانها توانایی رواداری و پذیرش دیگران در عرصههای بزرگتر را نخواهند داشت.
۲. حقوق و قانون (توسعه احترامبهنفس)
در این مرحله، فرد به عنوان یک عضو برابر در جامعه و دارای حقوق برابر بازشناسی میشود. رواداری و دگرپذیری در این ساحت به معنای آن است که قانون بدون توجه به نژاد، جنسیت یا عقیده، برای همه به طور یکسان اعمال شود.
۳. همبستگی و ارزش اجتماعی (توسعه عزتنفس)
این ساحت مربوط به پذیرش تفاوتهاست. جامعه روادار از نظر هونت جامعهای است که فراتر از قانون، ارزش اجتماعی شیوههای مختلف زندگی و عقاید گوناگون را به رسمیت بشناسد و به مشارکت همه گروهها ارج بنهد.
از منظر هونت، محرومیت از این سه ساحت، به «بیاحترامی اجتماعی» و تحقیر منجر میشود که موتور محرک اعتراضات و گسستهای اجتماعی است. بنابراین، پذیرش و رواداری از دید او یک لطف اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت ساختاری برای تحقق هویت انسانی و صلح اجتماعی است. رواداریِ حقیقی تنها زمانی محقق میشود که نهادهای جامعه به گونهای طراحی شوند که به هر فرد فرصت دیدهشدن و بازشناسیِ کامل را بدهند.
#رواداری #اخلاق #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا رواداری یک ضرورت ساختاری است؟
اکسل هونت، فیلسوف و جامعهشناس معاصر برجسته آلمانی، از مهمترین نظریهپردازان نسل سوم مکتب انتقادی فرانکفورت است. او که سالها به عنوان دستیار و جانشین یورگن هابرماس فعالیت کرده، با بازسازی فلسفه اجتماعی حول محور مفهوم «بازشناسی» به شهرتی جهانی رسید. دغدغه اصلی هونت، پیوند زدن روانشناسی اجتماعی به عدالت و اخلاق است تا نشان دهد ریشه تنشهای اجتماعی در کجاست.
نظریه بازشناسی؛ بنیان رواداری و پذیرش فعال
از دیدگاه هونت، هویت و سلامت روانی هر انسان به طور ذاتی به نحوه دیده شدن و پذیرفته شدن او توسط دیگران وابسته است. او فراتر از مفهوم سنتی «رواداری» (که اغلب به معنای تحمل منفعلانه و از سر ناچاری دیگری است)، بر ضرورت «پذیرش ساختاری و فعالانه» تأکید میکند. هونت معتقد است هویت انسان در این سه ساحت کلیدی شکل میگیرد و عدم پذیرش در هر یک از این ساحتها، صدمات جبرانناپذیری به روح جمعی جامعه میزند:
۱. عشق و روابط صمیمانه (توسعه اعتمادبهنفس)
این ساحت که در خانواده و روابط نزدیک تجربه میشود، اساس امنیت عاطفی فرد است. بدون پذیرش عاطفی اولیه، انسانها توانایی رواداری و پذیرش دیگران در عرصههای بزرگتر را نخواهند داشت.
۲. حقوق و قانون (توسعه احترامبهنفس)
در این مرحله، فرد به عنوان یک عضو برابر در جامعه و دارای حقوق برابر بازشناسی میشود. رواداری و دگرپذیری در این ساحت به معنای آن است که قانون بدون توجه به نژاد، جنسیت یا عقیده، برای همه به طور یکسان اعمال شود.
۳. همبستگی و ارزش اجتماعی (توسعه عزتنفس)
این ساحت مربوط به پذیرش تفاوتهاست. جامعه روادار از نظر هونت جامعهای است که فراتر از قانون، ارزش اجتماعی شیوههای مختلف زندگی و عقاید گوناگون را به رسمیت بشناسد و به مشارکت همه گروهها ارج بنهد.
از منظر هونت، محرومیت از این سه ساحت، به «بیاحترامی اجتماعی» و تحقیر منجر میشود که موتور محرک اعتراضات و گسستهای اجتماعی است. بنابراین، پذیرش و رواداری از دید او یک لطف اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت ساختاری برای تحقق هویت انسانی و صلح اجتماعی است. رواداریِ حقیقی تنها زمانی محقق میشود که نهادهای جامعه به گونهای طراحی شوند که به هر فرد فرصت دیدهشدن و بازشناسیِ کامل را بدهند.
#رواداری #اخلاق #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2