Forwarded from گفتوشنود
وفا کاشفی، شهروند بهائی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، به ۶ سال حبس محکوم شد
وفا کاشفی، شهروند بهائی زندانی در وکیلآباد مشهد، از سوی دادگاه انقلاب این شهر به مجموعاً شش سال حبس محکوم شد که نیمی از آن به حالت تعلیق درآمده است.
بر اساس حکم صادر شده و ابلاغشده به این شهروند بهائی، آقای کاشفی از بابت اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت اجتماعی» به پنج سال حبس و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم گردیده است.
از این میزان، دو سال و شش ماه به حالت تعلیق درآمده و در صورت قطعیت حکم، مجازات اشد یعنی دو سال و نیم حبس تعزیری درباره وی به اجرا درخواهد آمد.
با این حال، وی از اتهامات «توهین به رهبری» و «تشویق مردم به اغتشاشات» تبرئه شده است.
صدور احکام حبس و فشارهای قضایی علیه شهروندان بهائی در حالی تداوم دارد که موج تازهای از سرکوبهای سیستماتیک، شامل احضارها، بازداشتهای خودسرانه، تفتیش منازل، مصادره اموال و صدور احکام سنگین حبس علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#وفا_کاشفی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وفا کاشفی، شهروند بهائی زندانی در وکیلآباد مشهد، از سوی دادگاه انقلاب این شهر به مجموعاً شش سال حبس محکوم شد که نیمی از آن به حالت تعلیق درآمده است.
بر اساس حکم صادر شده و ابلاغشده به این شهروند بهائی، آقای کاشفی از بابت اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت اجتماعی» به پنج سال حبس و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم گردیده است.
از این میزان، دو سال و شش ماه به حالت تعلیق درآمده و در صورت قطعیت حکم، مجازات اشد یعنی دو سال و نیم حبس تعزیری درباره وی به اجرا درخواهد آمد.
با این حال، وی از اتهامات «توهین به رهبری» و «تشویق مردم به اغتشاشات» تبرئه شده است.
صدور احکام حبس و فشارهای قضایی علیه شهروندان بهائی در حالی تداوم دارد که موج تازهای از سرکوبهای سیستماتیک، شامل احضارها، بازداشتهای خودسرانه، تفتیش منازل، مصادره اموال و صدور احکام سنگین حبس علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#وفا_کاشفی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊6💔4❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دومین روز تحصن اسماعیل بخشی برای بازگشت به کار؛ «هشت سال است کسی پاسخگو نیست»
تحصن اسماعیل بخشی، فعال کارگری و از کارگران اخراجی شرکت کشت و صنعت نیشکر هفتتپه، برای دومین روز ادامه یافت. او با انتقاد از هشت سال محرومیت از کار و بیپاسخماندن پیگیریهایش، رئیسجمهور، وزیر کار و نهاد امنیتی دخیل در اخراج خود را به پاسخگویی فراخواند.
اسماعیل بخشی در ویدیویی که در دومین روز تحصن خود منتشر کرد، ابتدا از همکاران و دوستانی که طی دو روز گذشته در کنار او حضور یافتهاند، قدردانی کرد.
او سپس گفت با وجود این همراهیها و پیگیریهایی که در هشت سال گذشته انجام داده، هنوز هیچ مقام یا نهادی درباره علت جلوگیری از بازگشت او به کار پاسخ روشنی نداده است.
این فعال کارگری خطاب به رئیسجمهور و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: «شما که ادعای حمایت از کارگر را دارید، این همه تعدیل نیرو و اخراج کارگران در کشور چیست؟ هشت سال است؛ چرا به من پاسخ نمیدهند؟ دلیل اینکه نمیگذارند به سر کارم بازگردم چیست و چرا آن را اعلام نمیکنند؟ چرا نهاد امنیتی پاسخگو نیست؟»
بخشی با اشاره به اعتراضات کارگران هفتتپه علیه فساد اقتصادی و تضییع حقوق کارگران افزود: «ما بزرگترین فساد اقتصادی آن زمان را فریاد زدیم و هرچه گفتیم، درست از آب درآمد. از کارگرانی که به آنان ظلم شده بود دفاع کردیم؛ جرم ما همین است.»
او تأکید کرد که با کسی دعوای شخصی ندارد و هدفش واداشتن مسئولان به پاسخگویی است. بخشی اعلام کرد: «امروز دومین روز تحصن من است و تا رسیدن به نتیجه، همین مسیر را ادامه خواهم داد.»
اسماعیل بخشی میگوید هشت سال پیش، در پی اعتراضات و فعالیتهای کارگری و با دخالت یک نهاد امنیتی، از ادامه کار در شرکت نیشکر هفتتپه محروم شد. مطالبه اصلی او در این تحصن، بازگشت به کار و اعلام رسمی علت جلوگیری از اشتغال دوبارهاش است.
#اسماعیل_بخشی #حقوق_کارگران
@Tavaana_TavaanaTech
دومین روز تحصن اسماعیل بخشی برای بازگشت به کار؛ «هشت سال است کسی پاسخگو نیست»
تحصن اسماعیل بخشی، فعال کارگری و از کارگران اخراجی شرکت کشت و صنعت نیشکر هفتتپه، برای دومین روز ادامه یافت. او با انتقاد از هشت سال محرومیت از کار و بیپاسخماندن پیگیریهایش، رئیسجمهور، وزیر کار و نهاد امنیتی دخیل در اخراج خود را به پاسخگویی فراخواند.
اسماعیل بخشی در ویدیویی که در دومین روز تحصن خود منتشر کرد، ابتدا از همکاران و دوستانی که طی دو روز گذشته در کنار او حضور یافتهاند، قدردانی کرد.
او سپس گفت با وجود این همراهیها و پیگیریهایی که در هشت سال گذشته انجام داده، هنوز هیچ مقام یا نهادی درباره علت جلوگیری از بازگشت او به کار پاسخ روشنی نداده است.
این فعال کارگری خطاب به رئیسجمهور و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: «شما که ادعای حمایت از کارگر را دارید، این همه تعدیل نیرو و اخراج کارگران در کشور چیست؟ هشت سال است؛ چرا به من پاسخ نمیدهند؟ دلیل اینکه نمیگذارند به سر کارم بازگردم چیست و چرا آن را اعلام نمیکنند؟ چرا نهاد امنیتی پاسخگو نیست؟»
بخشی با اشاره به اعتراضات کارگران هفتتپه علیه فساد اقتصادی و تضییع حقوق کارگران افزود: «ما بزرگترین فساد اقتصادی آن زمان را فریاد زدیم و هرچه گفتیم، درست از آب درآمد. از کارگرانی که به آنان ظلم شده بود دفاع کردیم؛ جرم ما همین است.»
او تأکید کرد که با کسی دعوای شخصی ندارد و هدفش واداشتن مسئولان به پاسخگویی است. بخشی اعلام کرد: «امروز دومین روز تحصن من است و تا رسیدن به نتیجه، همین مسیر را ادامه خواهم داد.»
اسماعیل بخشی میگوید هشت سال پیش، در پی اعتراضات و فعالیتهای کارگری و با دخالت یک نهاد امنیتی، از ادامه کار در شرکت نیشکر هفتتپه محروم شد. مطالبه اصلی او در این تحصن، بازگشت به کار و اعلام رسمی علت جلوگیری از اشتغال دوبارهاش است.
#اسماعیل_بخشی #حقوق_کارگران
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12👍5❤1
بازداشت مهدی ناصری، شاعر و فعال مدنی، پس از انتشار ترانه «از کارون تا زیتون»
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر کارون، مهدی ناصری، شاعر و فعال مدنی و فرهنگی، از سوی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده است. گفته میشود بازداشت او با فعالیتهای مدنی و اجتماعی و انتشار نشید حماسی «از کارون تا زیتون» ارتباط دارد.
سازمان حقوق بشر کارون گزارش داده است که مهدی ناصری در ارتباط با طرح مطالبات مدنی و اجتماعی و فعالیتهای مرتبط با تولید و انتشار ترانه «از کارون تا زیتون» بازداشت شده است.
بر اساس این گزارش، ترانه یادشده با دریافت مجوز از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز تولید و منتشر شده بود. با وجود این، پس از انتشار آن در یوتیوب، سازمان اطلاعات سپاه مهدی ناصری را بازداشت کرد و این اثر نیز از یوتیوب حذف شد.
هنوز مشخص نیست حذف این ترانه به دستور کدام نهاد یا بر اثر چه اقدامی صورت گرفته است. مقامهای قضایی و امنیتی نیز تاکنون درباره بازداشت مهدی ناصری و دلایل آن توضیحی ارائه نکردهاند.
لازم به ذکر است، مهدی ناصری برادر حسن ناصری، معروف به «حسن وداییپور»، است. حسن ناصری بیش از ۱۵ سال است که در زندان به سر میبرد و اکنون در بند سه زندان وکیلآباد مشهد محبوس است.
#مهدی_ناصری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بازداشت مهدی ناصری، شاعر و فعال مدنی، پس از انتشار ترانه «از کارون تا زیتون»
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر کارون، مهدی ناصری، شاعر و فعال مدنی و فرهنگی، از سوی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده است. گفته میشود بازداشت او با فعالیتهای مدنی و اجتماعی و انتشار نشید حماسی «از کارون تا زیتون» ارتباط دارد.
سازمان حقوق بشر کارون گزارش داده است که مهدی ناصری در ارتباط با طرح مطالبات مدنی و اجتماعی و فعالیتهای مرتبط با تولید و انتشار ترانه «از کارون تا زیتون» بازداشت شده است.
بر اساس این گزارش، ترانه یادشده با دریافت مجوز از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز تولید و منتشر شده بود. با وجود این، پس از انتشار آن در یوتیوب، سازمان اطلاعات سپاه مهدی ناصری را بازداشت کرد و این اثر نیز از یوتیوب حذف شد.
هنوز مشخص نیست حذف این ترانه به دستور کدام نهاد یا بر اثر چه اقدامی صورت گرفته است. مقامهای قضایی و امنیتی نیز تاکنون درباره بازداشت مهدی ناصری و دلایل آن توضیحی ارائه نکردهاند.
لازم به ذکر است، مهدی ناصری برادر حسن ناصری، معروف به «حسن وداییپور»، است. حسن ناصری بیش از ۱۵ سال است که در زندان به سر میبرد و اکنون در بند سه زندان وکیلآباد مشهد محبوس است.
#مهدی_ناصری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12💔6❤2
بازداشت دو نوجوان ۱۶ و ۱۷ ساله؛
انتقال سیامک مفیدی و سروش عنایتی به کانون اصلاح
سیامک مفیدی ۱۷ ساله و سروش عنایتی ۱۶ ساله، دو نوجوان اهل تکاب و شاغل در تهران، شامگاه شنبه ۱۴ شهریورماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی و بدون ارائه حکم قضایی در منزل بازداشت و پس از تفهیم اتهام بدون دسترسی به وکیل، به کانون اصلاح و تربیت تهران منتقل شدند.
اتهامات مطرحشده علیه این دو نوجوان شامل «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اخلال در نظم عمومی» است و دادگاه برای آزادی موقت هر یک از آنها وثیقهای سنگین به مبلغ ۷ میلیارد تومان تعیین کرده است.
بازداشت و اتهامزنیهای امنیتی به دو نوجوان ۱۶ و ۱۷ ساله در آستانه بازگشایی مدارس و فصل تحصیل، بار دیگر چهره عریان استبداد و تباهی سیستماتیک جمهوری اسلامی را به نمایش میگذارد؛ حکومتی که حتی به کودکان و نوجوانان این سرزمین رحم نمیکند و با به گروگان گرفتن آینده و سالهای تحصیل آنان، به دنبال ایجاد ارعاب و سرکوب جامعه است.
#از_بازداشتیها_بگو #نه_به_جمهوري_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
انتقال سیامک مفیدی و سروش عنایتی به کانون اصلاح
سیامک مفیدی ۱۷ ساله و سروش عنایتی ۱۶ ساله، دو نوجوان اهل تکاب و شاغل در تهران، شامگاه شنبه ۱۴ شهریورماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی و بدون ارائه حکم قضایی در منزل بازداشت و پس از تفهیم اتهام بدون دسترسی به وکیل، به کانون اصلاح و تربیت تهران منتقل شدند.
اتهامات مطرحشده علیه این دو نوجوان شامل «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اخلال در نظم عمومی» است و دادگاه برای آزادی موقت هر یک از آنها وثیقهای سنگین به مبلغ ۷ میلیارد تومان تعیین کرده است.
بازداشت و اتهامزنیهای امنیتی به دو نوجوان ۱۶ و ۱۷ ساله در آستانه بازگشایی مدارس و فصل تحصیل، بار دیگر چهره عریان استبداد و تباهی سیستماتیک جمهوری اسلامی را به نمایش میگذارد؛ حکومتی که حتی به کودکان و نوجوانان این سرزمین رحم نمیکند و با به گروگان گرفتن آینده و سالهای تحصیل آنان، به دنبال ایجاد ارعاب و سرکوب جامعه است.
#از_بازداشتیها_بگو #نه_به_جمهوري_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊7❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی پرستاران در کرمانشاه
جمعی از پرستاران در کرمانشاه روز سهشنبه ۱۷ شهریور در اعتراض به مشکلات معیشتی و وضعیت حقوقی خود تجمع کردند.
پرستاران در این تجمع خواستار رسیدگی به مطالبات صنفی و بهبود شرایط معیشتی و شغلی خود شدند.
#معیشت #فقر
جمعی از پرستاران در کرمانشاه روز سهشنبه ۱۷ شهریور در اعتراض به مشکلات معیشتی و وضعیت حقوقی خود تجمع کردند.
پرستاران در این تجمع خواستار رسیدگی به مطالبات صنفی و بهبود شرایط معیشتی و شغلی خود شدند.
#معیشت #فقر
❤14💔3
عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در نشست اعضای هیئتعلمی دانشگاهها در همدان با اشاره به وضعیت حجاب گفت: «در برخی ادارات دولتی هم حجاب رعایت نمیشود و در بعضی داروخانهها فراتر از بیحجابی رخ داده است.» وی با تاکید بر اینکه دستگاههای اجرایی موظف به نظارت دقیق بر رعایت مقررات هستند، افزود که این مطالبات از سوی دولت نیز پیگیری میشود.
▪️مخاطب همراهی برای ما نوشت:
خطاب به دبیر محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی؛
شما از آن بالا نشستهاید و تمام دغدغهتان در داروخانهها شده است پوشش و حجاب، و با تاسف از این میگویید که در داروخانهها «چیزی فراتر از بیحجابی» رخ داده است! چشمهایتان را به روی چه واقعیت تلخی بستهاید؟
بله آقای دبیر شورا درست میفرمایید، در داروخانهها اتفاقات بسیار هولناکتری در جریان است، اما نه آنطور که در توهمات خود ساختهاید، بلکه فاجعهای به نام نابودی جان و سلامت مردم!
کدام بیحجابی به اندازه قیمتهای سرسامآور دارو کمر خانوادهها را شکسته است؟
وقتی آموکسیسیلین از ۳۲۰ هزار تومان به یک میلیون و ۲۳۰ هزار تومان پرواز میکند، استامینوفن کدئین تا ۶۵۰ هزار تومان بالا میرود، ایبوپروفن دو برابر شده و فلوکستین به ۳۵۰ هزار تومان میرسد، یعنی داروخانهها دیگر سنگر درمان نیستند، بلکه قتلگاه تدریجی بیماران شدهاند. وقتی خود مقامات رسمی و اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس صراحتا اعتراف میکنند که شماری از داروهای تکنسخهای و حیاتی بیماران صعبالعلاج ۷ تا ۸ برابر گران شده و بسیاری از داروها اساسا در بازار نایاب هستند، یعنی بیماران به دلیل ناتوانی مطلق مالی مجبور به رها کردن درمان و استقبال از مرگ شدهاند.
بله آقای دبیر شورا چیزی فراتر اتفاق افتاده است، دارو نیست، نایاب شده، و آنچه هم در ناصرخسرو یا داروخانههای خاص پیدا میشود با چنان قیمتهای نجومی به فروش میرسد که کاملا از دسترس بیماران خارج است. در کشوری که بیماران برای تهیه یک ورق قرص ساده یا داروی نجاتبخش باید زندگیشان را حراج کنند، پیله کردن به ظاهر و پوشش در داروخانهها، چیزی جز فرار رو به جلو و فرسنگها دور بودن از درد و رنجِ عریان ملت نیست.
#دارو #حجاب_اجباری #داروخانه #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
▪️مخاطب همراهی برای ما نوشت:
خطاب به دبیر محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی؛
شما از آن بالا نشستهاید و تمام دغدغهتان در داروخانهها شده است پوشش و حجاب، و با تاسف از این میگویید که در داروخانهها «چیزی فراتر از بیحجابی» رخ داده است! چشمهایتان را به روی چه واقعیت تلخی بستهاید؟
بله آقای دبیر شورا درست میفرمایید، در داروخانهها اتفاقات بسیار هولناکتری در جریان است، اما نه آنطور که در توهمات خود ساختهاید، بلکه فاجعهای به نام نابودی جان و سلامت مردم!
کدام بیحجابی به اندازه قیمتهای سرسامآور دارو کمر خانوادهها را شکسته است؟
وقتی آموکسیسیلین از ۳۲۰ هزار تومان به یک میلیون و ۲۳۰ هزار تومان پرواز میکند، استامینوفن کدئین تا ۶۵۰ هزار تومان بالا میرود، ایبوپروفن دو برابر شده و فلوکستین به ۳۵۰ هزار تومان میرسد، یعنی داروخانهها دیگر سنگر درمان نیستند، بلکه قتلگاه تدریجی بیماران شدهاند. وقتی خود مقامات رسمی و اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس صراحتا اعتراف میکنند که شماری از داروهای تکنسخهای و حیاتی بیماران صعبالعلاج ۷ تا ۸ برابر گران شده و بسیاری از داروها اساسا در بازار نایاب هستند، یعنی بیماران به دلیل ناتوانی مطلق مالی مجبور به رها کردن درمان و استقبال از مرگ شدهاند.
بله آقای دبیر شورا چیزی فراتر اتفاق افتاده است، دارو نیست، نایاب شده، و آنچه هم در ناصرخسرو یا داروخانههای خاص پیدا میشود با چنان قیمتهای نجومی به فروش میرسد که کاملا از دسترس بیماران خارج است. در کشوری که بیماران برای تهیه یک ورق قرص ساده یا داروی نجاتبخش باید زندگیشان را حراج کنند، پیله کردن به ظاهر و پوشش در داروخانهها، چیزی جز فرار رو به جلو و فرسنگها دور بودن از درد و رنجِ عریان ملت نیست.
#دارو #حجاب_اجباری #داروخانه #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊9👍6❤2
Forwarded from گفتوشنود
همهچیز را یکبار زیر سوال ببر تا چیزی محکم بیابی
میراث دکارتی شک روشمند
سال ۱۶۴۱، رنه دکارت در «تاملات در فلسفه اولی» روشی نوشت که در تاریخ فلسفه به «شک روشمند» (Methodic Doubt) شهرت یافت: او تصمیم گرفت هر باوری را که کوچکترین امکان تردید در آن راه دارد، موقتا کنار بگذارد، حتی باورهایی که تمام عمر بدیهی میپنداشت. هدف او نابود کردن دانش نبود، بلکه یافتن نقطهای مطمئن بود که بتوان دوباره از آن بنایی استوار ساخت، نقطهای که او آن را در جمله معروف «میاندیشم، پس هستم» یافت.
آنچه دکارت را از یک شکاک صرف متمایز میکرد، همین قید «روشمند» بود. چارلز سندرس پیرس، فیلسوف و منطقدان آمریکایی، در مقاله «برخی پیامدهای چهار ناتوانی» (۱۸۶۸) نقدی به دکارت وارد کرد: از نظر پیرس، شک واقعی نباید امری ساختگی یا صرفا تمرینی روی کاغذ باشد، بلکه باید از مواجهه واقعی با یک مساله یا ناهماهنگی برخیزد. این نقد، بعدها به یکی از خطوط اصلی سنت پراگماتیسم آمریکایی بدل شد: باور را فقط باید وقتی کنار گذاشت که دلیل واقعی برای تردید در آن پیدا شود، نه بهعنوان تمرینی انتزاعی.
فرانسیس بیکن، پیش از دکارت، در «ارغنون نو» (۱۶۲۰) از «بتها»یی نام برده بود خطاهای نظاممند ذهن، مثل تعصب قبیلهای یا زبانی که پیش از هر استدلال، داوری انسان را منحرف میکنند. بیکن نیز مانند دکارت، اما با ابزاری متفاوت، خواستار پاکسازی ذهن از باورهای پذیرفتهشده بدون بررسی بود، پیش از ساختن هر دانش تازه.
کارل پوپر در قرن بیستم این میراث را در قامتی علمی بازتعریف کرد: به گفته او، ویژگی مشترک باورهای سالم، نه اثباتپذیریِ نهایی، بلکه گشودگیشان به نقد و آزمون است؛ باوری که از هر شک و آزمون معاف باشد، به گفتهی پوپر، دیگر در قلمرو دانش نمیگنجد.
نمونهای که این سنت را ملموس میکند، انقلاب کوپرنیکی است: نیکلاس کوپرنیک در قرن شانزدهم مدل زمینمرکزیای را به چالش کشید که برای هزاران سال بدیهی پنداشته میشد؛ نه از سر انکار برای انکار، بلکه چون مشاهدات نجومی با آن مدل همخوانی نداشت نمونهای دقیقا از همان شک برخاسته از شواهد که پیرس بعدها آن را از شک ساختگی متمایز کرد.
آنچه از این سنت فکری برمیآید، تصویری است از باور که ارزشش نه در قطعیت اولیهاش، بلکه در تواناییاش برای تاب آوردن پرسش است.
#دکارت #شک_دکارتی #پرسشگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
میراث دکارتی شک روشمند
سال ۱۶۴۱، رنه دکارت در «تاملات در فلسفه اولی» روشی نوشت که در تاریخ فلسفه به «شک روشمند» (Methodic Doubt) شهرت یافت: او تصمیم گرفت هر باوری را که کوچکترین امکان تردید در آن راه دارد، موقتا کنار بگذارد، حتی باورهایی که تمام عمر بدیهی میپنداشت. هدف او نابود کردن دانش نبود، بلکه یافتن نقطهای مطمئن بود که بتوان دوباره از آن بنایی استوار ساخت، نقطهای که او آن را در جمله معروف «میاندیشم، پس هستم» یافت.
آنچه دکارت را از یک شکاک صرف متمایز میکرد، همین قید «روشمند» بود. چارلز سندرس پیرس، فیلسوف و منطقدان آمریکایی، در مقاله «برخی پیامدهای چهار ناتوانی» (۱۸۶۸) نقدی به دکارت وارد کرد: از نظر پیرس، شک واقعی نباید امری ساختگی یا صرفا تمرینی روی کاغذ باشد، بلکه باید از مواجهه واقعی با یک مساله یا ناهماهنگی برخیزد. این نقد، بعدها به یکی از خطوط اصلی سنت پراگماتیسم آمریکایی بدل شد: باور را فقط باید وقتی کنار گذاشت که دلیل واقعی برای تردید در آن پیدا شود، نه بهعنوان تمرینی انتزاعی.
فرانسیس بیکن، پیش از دکارت، در «ارغنون نو» (۱۶۲۰) از «بتها»یی نام برده بود خطاهای نظاممند ذهن، مثل تعصب قبیلهای یا زبانی که پیش از هر استدلال، داوری انسان را منحرف میکنند. بیکن نیز مانند دکارت، اما با ابزاری متفاوت، خواستار پاکسازی ذهن از باورهای پذیرفتهشده بدون بررسی بود، پیش از ساختن هر دانش تازه.
کارل پوپر در قرن بیستم این میراث را در قامتی علمی بازتعریف کرد: به گفته او، ویژگی مشترک باورهای سالم، نه اثباتپذیریِ نهایی، بلکه گشودگیشان به نقد و آزمون است؛ باوری که از هر شک و آزمون معاف باشد، به گفتهی پوپر، دیگر در قلمرو دانش نمیگنجد.
نمونهای که این سنت را ملموس میکند، انقلاب کوپرنیکی است: نیکلاس کوپرنیک در قرن شانزدهم مدل زمینمرکزیای را به چالش کشید که برای هزاران سال بدیهی پنداشته میشد؛ نه از سر انکار برای انکار، بلکه چون مشاهدات نجومی با آن مدل همخوانی نداشت نمونهای دقیقا از همان شک برخاسته از شواهد که پیرس بعدها آن را از شک ساختگی متمایز کرد.
آنچه از این سنت فکری برمیآید، تصویری است از باور که ارزشش نه در قطعیت اولیهاش، بلکه در تواناییاش برای تاب آوردن پرسش است.
#دکارت #شک_دکارتی #پرسشگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👍3
Forwarded from گفتوشنود
کعبه پیش از محمد؛ نمادی از «جهالت» یا تلاشی برای «وحدت»؟
پیش از آنکه محمد پا به مکه بگذارد، کعبه از قبل قدسی بود. منابع اسلامی کلاسیک آن دوران را «جاهلیت» مینامند؛ واژهای که یعنی نادانی محض. اما اگر آن مردم صرفا نادان بودند، چطور توانستند بنایی بسازند که قبایل رقیب، با خدایان متفاوت، حاضر شدند خدایانشان را کنار هم در یک مکان بگذارند؟
▪️آیا «جاهلیت» واقعا نادانی محض بود؟
برخی پژوهشگران معتقدند جوامع پیش از اسلام صرفا باورهای بینظم نداشتند، بلکه ساختارهای مذهبی، آیینها و مکانهای مقدس خاص خود را داشتند. آنها ستارهشناسی و طب قدیمی میدانستند و تقویمی داشتند که با افزودن یک ماه اضافه هر دوازده سال، مشکل عقبافتادن سال قمری از خورشیدی را حل میکرد؛ ماهی که بعدها به دستور محمد از تقویم حذف شد.
▪️کعبه؛ نقطه اتصال قبایل رقیب
کعبه، فراتر از نقش مذهبی، کارکردی میانقبیلهای هم داشت. قبایل مختلف عرب با خدایان متفاوت، به کعبه و بتهای موجود در آن دلبستگی داشتند. برخی پژوهشگران احتمال میدهند این فضا میتوانست به همزیستی میان قبایل کمک کند؛ هرچند نامیدن آن با عنوان «پلورالیسم» امروزی، سادهسازی تاریخی به شمار میرود.
▪️نابودی بتها؛ اصلاح یا پاککردن حافظه؟
پس از فتح مکه، پیامبر اسلام دستور نابودی بتهای کعبه را داد؛ اقدامی که در سنت اسلامی نشانه گذار از چندخدایی به توحید تلقی میشود. اما از منظر تاریخ ادیان، پرسشی باقی میماند: وقتی یک سنت مذهبی جای سنتهای پیشین را میگیرد، نابودی نمادها و حافظه دینی گذشته چه معنایی دارد؟
▪️رقابتی که پایان نیافت، فقط شکل عوض کرد
محمد نخستین کسی نبود که خدایان مغلوب را نابود کرد؛ در بینالنهرین باستان نیز شهرهای فاتح، خدای شهر مغلوب را تحقیر و خدای خود را جایگزین میکردند. ایدئولوژی محمد در برابر چندخدایی روادار نبود. رقابت بر سر خدا پس از او پایان یافت، اما نزاع بر سر تفسیر خواست خدا، از جمله انشعاب سنی و شیعه، ادامه یافت.
متن کامل را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
کعبه پیش از محمد؛ نمادی از «جهالت» یا تلاشی برای «وحدت»؟
https://dialog.tavaana.org/kaaba/
@Dialogue1402
پیش از آنکه محمد پا به مکه بگذارد، کعبه از قبل قدسی بود. منابع اسلامی کلاسیک آن دوران را «جاهلیت» مینامند؛ واژهای که یعنی نادانی محض. اما اگر آن مردم صرفا نادان بودند، چطور توانستند بنایی بسازند که قبایل رقیب، با خدایان متفاوت، حاضر شدند خدایانشان را کنار هم در یک مکان بگذارند؟
▪️آیا «جاهلیت» واقعا نادانی محض بود؟
برخی پژوهشگران معتقدند جوامع پیش از اسلام صرفا باورهای بینظم نداشتند، بلکه ساختارهای مذهبی، آیینها و مکانهای مقدس خاص خود را داشتند. آنها ستارهشناسی و طب قدیمی میدانستند و تقویمی داشتند که با افزودن یک ماه اضافه هر دوازده سال، مشکل عقبافتادن سال قمری از خورشیدی را حل میکرد؛ ماهی که بعدها به دستور محمد از تقویم حذف شد.
▪️کعبه؛ نقطه اتصال قبایل رقیب
کعبه، فراتر از نقش مذهبی، کارکردی میانقبیلهای هم داشت. قبایل مختلف عرب با خدایان متفاوت، به کعبه و بتهای موجود در آن دلبستگی داشتند. برخی پژوهشگران احتمال میدهند این فضا میتوانست به همزیستی میان قبایل کمک کند؛ هرچند نامیدن آن با عنوان «پلورالیسم» امروزی، سادهسازی تاریخی به شمار میرود.
▪️نابودی بتها؛ اصلاح یا پاککردن حافظه؟
پس از فتح مکه، پیامبر اسلام دستور نابودی بتهای کعبه را داد؛ اقدامی که در سنت اسلامی نشانه گذار از چندخدایی به توحید تلقی میشود. اما از منظر تاریخ ادیان، پرسشی باقی میماند: وقتی یک سنت مذهبی جای سنتهای پیشین را میگیرد، نابودی نمادها و حافظه دینی گذشته چه معنایی دارد؟
▪️رقابتی که پایان نیافت، فقط شکل عوض کرد
محمد نخستین کسی نبود که خدایان مغلوب را نابود کرد؛ در بینالنهرین باستان نیز شهرهای فاتح، خدای شهر مغلوب را تحقیر و خدای خود را جایگزین میکردند. ایدئولوژی محمد در برابر چندخدایی روادار نبود. رقابت بر سر خدا پس از او پایان یافت، اما نزاع بر سر تفسیر خواست خدا، از جمله انشعاب سنی و شیعه، ادامه یافت.
متن کامل را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
کعبه پیش از محمد؛ نمادی از «جهالت» یا تلاشی برای «وحدت»؟
https://dialog.tavaana.org/kaaba/
@Dialogue1402
👍12❤1
Forwarded from گفتوشنود
سم هریس
فیلسوفی که گفت اخلاق را باید با علم سنجید
سال ۲۰۱۰، سم هریس، عصبشناس و فیلسوف آمریکایی، کتابی منتشر کرد که مرزی حساس را نشانه گرفت: چشمانداز اخلاقی.
ادعای او جسورانه بود: برخلاف باور رایج که علم فقط میتواند «هستها» را توصیف کند نه «بایدها» را، هریس گفت علم میتواند و باید درباره اخلاق نیز داوری کند.
استدلال او این بود که اخلاق درباره «شکوفایی و رنج موجودات آگاه» است؛ و چون رنج و شکوفایی وضعیتهای واقعی مغز و تجربه زیستهاند، پس میتوان آنها را مثل هر پدیده دیگر با روش علمی بررسی کرد. به گفته او، سوالهای اخلاقی «سوالاتی درباره حقایقاند، نه فقط سلیقه».
هریس مستقیما به نسبیگرایی اخلاقی و فرهنگی حمله کرد؛ ایدهای که میگوید هر فرهنگ ارزشهای خودش را دارد و هیچکدام برتر نیست. او پرسید: آیا واقعا میتوانیم بگوییم جامعهای که زنان را سنگسار میکند، از نظر اخلاقی با جامعهای برابر است که حقوق برابر دارد؟
او تصویر «چشمانداز اخلاقی» را پیشنهاد داد: مثل چشماندازی جغرافیایی با قلهها و درهها؛ برخی شیوههای زندگی به قلههای شکوفایی نزدیکترند، برخی به درههای رنج. ممکن است چند قله برابر وجود داشته باشد، اما این بهمعنای برابری همه نقاط نیست.
هریس این نگاه را ابزاری برای مقابله با ریاکاری فرهنگی میدانست؛ باور داشت ترس از «قضاوت فرهنگهای دیگر» نباید مانع دفاع از حقوق بشر جهانی شود.
دیدگاه او با نقدهای جدی فیلسوفان اخلاق (مانند متهمشدن به مغالطه طبیعتگرایانه) روبهرو شد، اما بحث را در فضای عمومی زنده نگه داشت.
میراث هریس امروز در تلاش برای پیوند علم و اخلاق جهانی، همچنان محل مناظره است.
#سم_هریس #اخلاق #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فیلسوفی که گفت اخلاق را باید با علم سنجید
سال ۲۰۱۰، سم هریس، عصبشناس و فیلسوف آمریکایی، کتابی منتشر کرد که مرزی حساس را نشانه گرفت: چشمانداز اخلاقی.
ادعای او جسورانه بود: برخلاف باور رایج که علم فقط میتواند «هستها» را توصیف کند نه «بایدها» را، هریس گفت علم میتواند و باید درباره اخلاق نیز داوری کند.
استدلال او این بود که اخلاق درباره «شکوفایی و رنج موجودات آگاه» است؛ و چون رنج و شکوفایی وضعیتهای واقعی مغز و تجربه زیستهاند، پس میتوان آنها را مثل هر پدیده دیگر با روش علمی بررسی کرد. به گفته او، سوالهای اخلاقی «سوالاتی درباره حقایقاند، نه فقط سلیقه».
هریس مستقیما به نسبیگرایی اخلاقی و فرهنگی حمله کرد؛ ایدهای که میگوید هر فرهنگ ارزشهای خودش را دارد و هیچکدام برتر نیست. او پرسید: آیا واقعا میتوانیم بگوییم جامعهای که زنان را سنگسار میکند، از نظر اخلاقی با جامعهای برابر است که حقوق برابر دارد؟
او تصویر «چشمانداز اخلاقی» را پیشنهاد داد: مثل چشماندازی جغرافیایی با قلهها و درهها؛ برخی شیوههای زندگی به قلههای شکوفایی نزدیکترند، برخی به درههای رنج. ممکن است چند قله برابر وجود داشته باشد، اما این بهمعنای برابری همه نقاط نیست.
هریس این نگاه را ابزاری برای مقابله با ریاکاری فرهنگی میدانست؛ باور داشت ترس از «قضاوت فرهنگهای دیگر» نباید مانع دفاع از حقوق بشر جهانی شود.
دیدگاه او با نقدهای جدی فیلسوفان اخلاق (مانند متهمشدن به مغالطه طبیعتگرایانه) روبهرو شد، اما بحث را در فضای عمومی زنده نگه داشت.
میراث هریس امروز در تلاش برای پیوند علم و اخلاق جهانی، همچنان محل مناظره است.
#سم_هریس #اخلاق #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاملیا سجادیان خطاب به خانوادههای دادخواه: در کنار سوگواری، زندگی و مسیر دادخواهی را ادامه دهید
کاملیا سجادیان، مادر محمدحسن ترکمان، از جانباختگان خیزش سراسری ۱۴۰۱، در واکنش به رویدادهای دردناک روزهای اخیر برای خانوادههای دادخواه، از دوستان و نزدیکان این خانوادهها خواست آنان را تنها نگذارند. او همچنین خطاب به خانوادههای داغدار تأکید کرد که در کنار سوگواری و زنده نگهداشتن یاد عزیزانشان، از خود و کسانی که به آنان وابستگی عاطفی دارند مراقبت کنند و به زندگی ادامه دهند.
کاملیا سجادیان با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود گفت غم واردشده بر خانوادههای دادخواه را نمیتوان در چند کلمه توصیف کرد.
او خطاب به دوستان، آشنایان و اطرافیان این خانوادهها گفت: «لطفاً همراه این خانوادهها باشید، جویای احوالشان شوید؛ حتی با یک تلفنکردن، و از این خانوادهها دوری نکنید.»
مادر محمدحسن ترکمان با اشاره به تجربه چهار ساله خود در مسیر سوگ و دادخواهی گفت این درد پایان نمییابد و حتی ممکن است با گذشت زمان سنگینتر شود. او افزود که خود گاهی بهدلیل شدت اندوه نمیتواند تصویر فرزندش را ببیند؛ بااینحال، خانوادههای دادخواه ناگزیرند بهخاطر کسانی که به آنان وابستگی عاطفی دارند، در کنار این داغ به زندگی ادامه دهند.
سجادیان از خانوادهها خواست به خود اجازه سوگواری بدهند و هر کاری را که به آرامش و پالایش روانشان کمک میکند انجام دهند. او گفت: «حتی اگر گریه میکنید، هر کاری که شما را آرام میکند انجام دهید. ما مجبوریم زندگی را زندگی کنیم و آن را بهخاطر کسانی که به ما وابستهاند ادامه دهیم.»
او مادران دادخواه را «قدرتمندترین موجودات روی زمین» توصیف کرد و گفت آنان با وجود داغ سنگینی که بر دل دارند، توانستهاند مسیر دادخواهی را ادامه دهند، زندگی کنند و از دیگر عزیزان وابسته به خود نیز مراقبت کنند.
کاملیا سجادیان در بخش دیگری از سخنانش، زنده نگهداشتن نام و یاد جانباختگان را مسئولیت بازماندگان دانست و گفت روایت زندگی و مبارزه آنان باید چنان حفظ شود که نامشان حتی در کتابهای درسی و دانشگاهی نیز به ثبت برسد.
او با تأکید بر ضرورت حفظ همبستگی میان خانوادههای دادخواه افزود: «این زنجیره انسانی را مستحکمتر و این دیوار را محکمتر کنید. سوگواریتان را بکنید، اما اجازه ندهید این سوگواری شما را ضعیف کند.»
محمدحسن ترکمان، فرزند کاملیا سجادیان، از جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ بود.
#دادخواهی #دادخواهان #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
کاملیا سجادیان، مادر محمدحسن ترکمان، از جانباختگان خیزش سراسری ۱۴۰۱، در واکنش به رویدادهای دردناک روزهای اخیر برای خانوادههای دادخواه، از دوستان و نزدیکان این خانوادهها خواست آنان را تنها نگذارند. او همچنین خطاب به خانوادههای داغدار تأکید کرد که در کنار سوگواری و زنده نگهداشتن یاد عزیزانشان، از خود و کسانی که به آنان وابستگی عاطفی دارند مراقبت کنند و به زندگی ادامه دهند.
کاملیا سجادیان با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود گفت غم واردشده بر خانوادههای دادخواه را نمیتوان در چند کلمه توصیف کرد.
او خطاب به دوستان، آشنایان و اطرافیان این خانوادهها گفت: «لطفاً همراه این خانوادهها باشید، جویای احوالشان شوید؛ حتی با یک تلفنکردن، و از این خانوادهها دوری نکنید.»
مادر محمدحسن ترکمان با اشاره به تجربه چهار ساله خود در مسیر سوگ و دادخواهی گفت این درد پایان نمییابد و حتی ممکن است با گذشت زمان سنگینتر شود. او افزود که خود گاهی بهدلیل شدت اندوه نمیتواند تصویر فرزندش را ببیند؛ بااینحال، خانوادههای دادخواه ناگزیرند بهخاطر کسانی که به آنان وابستگی عاطفی دارند، در کنار این داغ به زندگی ادامه دهند.
سجادیان از خانوادهها خواست به خود اجازه سوگواری بدهند و هر کاری را که به آرامش و پالایش روانشان کمک میکند انجام دهند. او گفت: «حتی اگر گریه میکنید، هر کاری که شما را آرام میکند انجام دهید. ما مجبوریم زندگی را زندگی کنیم و آن را بهخاطر کسانی که به ما وابستهاند ادامه دهیم.»
او مادران دادخواه را «قدرتمندترین موجودات روی زمین» توصیف کرد و گفت آنان با وجود داغ سنگینی که بر دل دارند، توانستهاند مسیر دادخواهی را ادامه دهند، زندگی کنند و از دیگر عزیزان وابسته به خود نیز مراقبت کنند.
کاملیا سجادیان در بخش دیگری از سخنانش، زنده نگهداشتن نام و یاد جانباختگان را مسئولیت بازماندگان دانست و گفت روایت زندگی و مبارزه آنان باید چنان حفظ شود که نامشان حتی در کتابهای درسی و دانشگاهی نیز به ثبت برسد.
او با تأکید بر ضرورت حفظ همبستگی میان خانوادههای دادخواه افزود: «این زنجیره انسانی را مستحکمتر و این دیوار را محکمتر کنید. سوگواریتان را بکنید، اما اجازه ندهید این سوگواری شما را ضعیف کند.»
محمدحسن ترکمان، فرزند کاملیا سجادیان، از جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ بود.
#دادخواهی #دادخواهان #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤32👍3