Forwarded from گفتوشنود
عبدالحسین سرداری، دیپلمات ایرانی بود که در طول جنگ جهانی دوم به عنوان سرکنسول ایران در پاریس خدمت می کرد.
او به خاطر تلاشهایش برای نجات یهودیان از هولوکاست معروف است؛ زمانی که نازیها فرانسه را اشغال کردند و شروع به اجرای سیاستهای ضد یهود کردند، سرداری برای حفاظت از یهودیان مقیم این کشور اقدام کرد.
ایران مورد تهاجم متفقین قرار گرفت و دولت مرکزی، دستور بازگشت به سرداری داد؛ اما او حتی پس از دریافت این دستور، به کار خود ادامه داد و از موقعیت خود برای صدور گذرنامه و گواهی هویت برای یهودیان استفاده کرد و آنها را به دروغ به عنوان شهروند ایران و به لحاظ نژادی، ایرانی معرفی نمود!
داستان عبدالحسین سرداری سالها بعد برملا شد و او اکنون به عنوان قهرمانی شناخته میشود که امنیت خود را برای محافظت از دیگران در دورهای تاریک از تاریخ به خطر انداخته است. اقدامات او یادآور اهمیت شفقت و ایستادگی در برابر بیعدالتی است.
#گفتگو_توانا #عبدالحسین_سرداری #یهودی_ستیزی #مدارا #دولت_پهلوی
@Dialogue1402
او به خاطر تلاشهایش برای نجات یهودیان از هولوکاست معروف است؛ زمانی که نازیها فرانسه را اشغال کردند و شروع به اجرای سیاستهای ضد یهود کردند، سرداری برای حفاظت از یهودیان مقیم این کشور اقدام کرد.
ایران مورد تهاجم متفقین قرار گرفت و دولت مرکزی، دستور بازگشت به سرداری داد؛ اما او حتی پس از دریافت این دستور، به کار خود ادامه داد و از موقعیت خود برای صدور گذرنامه و گواهی هویت برای یهودیان استفاده کرد و آنها را به دروغ به عنوان شهروند ایران و به لحاظ نژادی، ایرانی معرفی نمود!
داستان عبدالحسین سرداری سالها بعد برملا شد و او اکنون به عنوان قهرمانی شناخته میشود که امنیت خود را برای محافظت از دیگران در دورهای تاریک از تاریخ به خطر انداخته است. اقدامات او یادآور اهمیت شفقت و ایستادگی در برابر بیعدالتی است.
#گفتگو_توانا #عبدالحسین_سرداری #یهودی_ستیزی #مدارا #دولت_پهلوی
@Dialogue1402
👍34❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند روز پیش خبر رسید که بابک زنجانی مجموعه جدیدی از فعالیتهای اقتصادیاش را از سر گرفته است.
امثال بابک زنجانی که میلیونها دلار اموال مردم ایران را بالا کشیدند، نه تنها آزاد میشوند بلکه باز فرصت پیدا میکنند که به فعالیتهای خود ادامه دهند. آنوقت پدر دادخواه محمد مهدی کرمی، پدر دادخواه پویا بختیاری، مادر پویا بختیاری و بسیاری دیگر از مخالفان سیاسی و عقیدتی نه تنها در زندان هستند، بلکه اگر آزاد هم شوند از بسیاری حقوق شهروندی خود محروم میشوند.
ویدیو از شاکر بوری
#بابک_زنجانی #فقر_فساد_گرونی #فساد_اقتصادی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
امثال بابک زنجانی که میلیونها دلار اموال مردم ایران را بالا کشیدند، نه تنها آزاد میشوند بلکه باز فرصت پیدا میکنند که به فعالیتهای خود ادامه دهند. آنوقت پدر دادخواه محمد مهدی کرمی، پدر دادخواه پویا بختیاری، مادر پویا بختیاری و بسیاری دیگر از مخالفان سیاسی و عقیدتی نه تنها در زندان هستند، بلکه اگر آزاد هم شوند از بسیاری حقوق شهروندی خود محروم میشوند.
ویدیو از شاکر بوری
#بابک_زنجانی #فقر_فساد_گرونی #فساد_اقتصادی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍39💔11❤2
صدور کیفرخواست علیه امیر گودرزوند چگینی، زندانی سیاسی دارای معلولیت ذهنی
شعبه سوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب قزوین با صدور کیفرخواست علیه امیر گودرزوندچگینی، زندانی سیاسی ۲۷ ساله دارای معلولیت ذهنی، پرونده او را برای رسیدگی به دادگاه کیفری قزوین ارسال کرده است.
بر اساس این کیفرخواست، اتهامات وارد شده به این شهروند شامل «تحریق و تخریب اموال عمومی» (از جمله چهار بنر متعلق به اداره اطلاعات قزوین) و «حمل و نگهداری اسلحه و مهمات» عنوان شده است. پرونده او به شعبه ۱۰۵ دادگاه کیفری قزوین ارجاع داده شده و اولین جلسه رسیدگی در تاریخ ۲۸ بهمنماه برگزار خواهد شد.
امیر گودرزوندچگینی، که دارای معلولیت ذهنی درجه متوسط بوده و کارت قرمز بهزیستی دارد، در روزهای پایانی مهرماه سال جاری توسط مأموران اطلاعات سپاه قزوین بازداشت شد. از زمان بازداشت تاکنون، وی در زندان نگهداری میشود.
این زندانی سیاسی همچنین با اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» مواجه است. بخش دیگری از پرونده او برای رسیدگی به دادگاه انقلاب قزوین ارسال شده است.
یک منبع مطلع در این خصوص اظهار داشت که شرایط ذهنی امیر گودرزوندچگینی و میزان معلولیت وی بهطور کامل در گزارشها و کیفرخواست نادیده گرفته شده است. این امر نگرانیهایی را درباره روند دادرسی عادلانه او ایجاد کرده است.
#امیر_گودرزوند_چگینی #معلولیت #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شعبه سوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب قزوین با صدور کیفرخواست علیه امیر گودرزوندچگینی، زندانی سیاسی ۲۷ ساله دارای معلولیت ذهنی، پرونده او را برای رسیدگی به دادگاه کیفری قزوین ارسال کرده است.
بر اساس این کیفرخواست، اتهامات وارد شده به این شهروند شامل «تحریق و تخریب اموال عمومی» (از جمله چهار بنر متعلق به اداره اطلاعات قزوین) و «حمل و نگهداری اسلحه و مهمات» عنوان شده است. پرونده او به شعبه ۱۰۵ دادگاه کیفری قزوین ارجاع داده شده و اولین جلسه رسیدگی در تاریخ ۲۸ بهمنماه برگزار خواهد شد.
امیر گودرزوندچگینی، که دارای معلولیت ذهنی درجه متوسط بوده و کارت قرمز بهزیستی دارد، در روزهای پایانی مهرماه سال جاری توسط مأموران اطلاعات سپاه قزوین بازداشت شد. از زمان بازداشت تاکنون، وی در زندان نگهداری میشود.
این زندانی سیاسی همچنین با اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» مواجه است. بخش دیگری از پرونده او برای رسیدگی به دادگاه انقلاب قزوین ارسال شده است.
یک منبع مطلع در این خصوص اظهار داشت که شرایط ذهنی امیر گودرزوندچگینی و میزان معلولیت وی بهطور کامل در گزارشها و کیفرخواست نادیده گرفته شده است. این امر نگرانیهایی را درباره روند دادرسی عادلانه او ایجاد کرده است.
#امیر_گودرزوند_چگینی #معلولیت #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔26❤4👍3
گویی نام جمهوری اسلامی با مصادره اموال در هم تنیده شده است. با روی کارآمدن جمهوری اسلامی اموال «عبدو» هم مصادره شد.
شاید کسی در ایران نباشد که نام «باشگاه فوتبال پرسپولیس» را نشنیده باشد. نام «بولینگ عبده» هم به گوش بسیاری آشنا است. علیمحمد عبده، بنیانگذار «باشگاه فوتبال پرسپولیس» و «بولینگ عبده» که پس از انقلاب نام آن به «مجموعه فرهنگی ورزشی شهید چمران» تغییر کرد، است.
علیمحمد عبده که بسیاری او را عبدو صدا میکردند در مردادماه سال ۱۳۰۳ در شهر بروجرد و در خانوادهای مذهبی و فقیه به دنیا آمد. پدرش «محمدتقی عبده بروجردی» که به محمد عبده شهرت داشت، قاضی و فقیه دوران پهلوی بود. پدر علیمحمد، نخستین دادستان دوران رضاشاه بود.
علیمحمد ورزشکار بود. او یک مشتزن حرفهای بود. او هفده سال داشت که به ورزش بوکس رو آورد. عبده برای تحصیل در رشتهی تربیت بدنی به آمریکا رفت و در کالج پارک مریلند به تحصیل در این رشته پرداخت. عبده در سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۵۲ قهرمان بوکس واشینگتن شد. عبده در ارتش آمریکا در جنگ کره نیز شرکت کرد. علیمحمد عبده از سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۵ رئیس امور ورزش ارتش ایالات متحده آمریکا در واشینگتن بود. او سپس رئیس فدراسیون والیبال واشینگتن نیز شد.
عبده در سال ۱۳۴۳ نیز باشگاه پرسپولیس را بنیان گذاشت که در آن رشتههای والیبال، بسکتبال و بولینگ فعال بود۔
اما جمهوری اسلامی، تقریبا تمامی اموال علیمحمد عبده را مصادره کرد. عبده به آمریکا رفت. او شهروندی آمریکا را داشت و پیش از این در آنجا نام Alan Morgan را برای خود برگزیده بود. عمر او پس از انقلاب چندان ادامه نبافت و در سال ۱۳۵۸ بر اثر سکته درگذشت.
از سوی خانواده علی عبده تلاشی برای بازپسگیری اموال پدر صورت نگرفت. سال ۱۳۹۷ اما سالار عبده، فرزند علیمحمد عبده، خبر از اقداماتی برای بازپسگیری باشگاه پرسپولیس داد که این خبر سروصدای بسیاری ایجاد کرد. سالار عبده در گفتوگویی بیان کرد که «پرسپوليس نيز در كنار ديگر اموال پدرم به دليل آنچه ارتباط ايشان با خاندان پهلوی خوانده میشد ضبط شد». فرزند عبده اعلام کرد که خواهان بازپسگیری پرسپولیس است اما از راه راهکارهای قانونی.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Ali_Abdo
#یاری_مدنی_توانا #پرسپولیس #انقلاب۵۷ #خمینی #مصادره
@Tavaana_TavaanaTech
شاید کسی در ایران نباشد که نام «باشگاه فوتبال پرسپولیس» را نشنیده باشد. نام «بولینگ عبده» هم به گوش بسیاری آشنا است. علیمحمد عبده، بنیانگذار «باشگاه فوتبال پرسپولیس» و «بولینگ عبده» که پس از انقلاب نام آن به «مجموعه فرهنگی ورزشی شهید چمران» تغییر کرد، است.
علیمحمد عبده که بسیاری او را عبدو صدا میکردند در مردادماه سال ۱۳۰۳ در شهر بروجرد و در خانوادهای مذهبی و فقیه به دنیا آمد. پدرش «محمدتقی عبده بروجردی» که به محمد عبده شهرت داشت، قاضی و فقیه دوران پهلوی بود. پدر علیمحمد، نخستین دادستان دوران رضاشاه بود.
علیمحمد ورزشکار بود. او یک مشتزن حرفهای بود. او هفده سال داشت که به ورزش بوکس رو آورد. عبده برای تحصیل در رشتهی تربیت بدنی به آمریکا رفت و در کالج پارک مریلند به تحصیل در این رشته پرداخت. عبده در سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۵۲ قهرمان بوکس واشینگتن شد. عبده در ارتش آمریکا در جنگ کره نیز شرکت کرد. علیمحمد عبده از سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۵ رئیس امور ورزش ارتش ایالات متحده آمریکا در واشینگتن بود. او سپس رئیس فدراسیون والیبال واشینگتن نیز شد.
عبده در سال ۱۳۴۳ نیز باشگاه پرسپولیس را بنیان گذاشت که در آن رشتههای والیبال، بسکتبال و بولینگ فعال بود۔
اما جمهوری اسلامی، تقریبا تمامی اموال علیمحمد عبده را مصادره کرد. عبده به آمریکا رفت. او شهروندی آمریکا را داشت و پیش از این در آنجا نام Alan Morgan را برای خود برگزیده بود. عمر او پس از انقلاب چندان ادامه نبافت و در سال ۱۳۵۸ بر اثر سکته درگذشت.
از سوی خانواده علی عبده تلاشی برای بازپسگیری اموال پدر صورت نگرفت. سال ۱۳۹۷ اما سالار عبده، فرزند علیمحمد عبده، خبر از اقداماتی برای بازپسگیری باشگاه پرسپولیس داد که این خبر سروصدای بسیاری ایجاد کرد. سالار عبده در گفتوگویی بیان کرد که «پرسپوليس نيز در كنار ديگر اموال پدرم به دليل آنچه ارتباط ايشان با خاندان پهلوی خوانده میشد ضبط شد». فرزند عبده اعلام کرد که خواهان بازپسگیری پرسپولیس است اما از راه راهکارهای قانونی.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Ali_Abdo
#یاری_مدنی_توانا #پرسپولیس #انقلاب۵۷ #خمینی #مصادره
@Tavaana_TavaanaTech
👍27❤4💔4
Forwarded from گفتوشنود
تنوع مذهبی و تکثر باورها و مذاهب در یک جامعه اهمیت زیادی دارد و میتواند تأثیرات مثبت زیادی داشته باشد.
تنوع مذهبی میتواند به تقویت همبستگی و همزیستی مسالمتآمیز میان افراد با باورهای مختلف کمک کند. این امر باعث میشود که افراد با احترام به تفاوتها، در کنار یکدیگر زندگی کنند.
مواجهه با باورها و مذاهب مختلف میتواند به افزایش تحمل و پذیرش افراد نسبت به یکدیگر منجر شود. این امر میتواند به کاهش تعصبات و تبعیضها کمک کند.
تنوع مذهبی میتواند به غنای فرهنگی جامعه کمک کند. هر مذهب و باور دارای سنتها، آیینها و ارزشهای خاص خود است که میتواند به تنوع و پویایی فرهنگی جامعه بیفزاید.
وجود تنوع مذهبی میتواند به تقویت اصول دموکراتیک کمک کند. در جوامعی که تنوع مذهبی وجود دارد، افراد با باورهای مختلف میتوانند در فرآیندهای تصمیمگیری مشارکت کنند و نظرات و دیدگاههای مختلف را مطرح کنند.
در کشورهای سکولار و مدرن، تنوع مذهبی به عنوان یک ارزش مهم تلقی میشود و تلاش میشود تا با ایجاد قوانین و سیاستهای مناسب، از حقوق و آزادیهای مذهبی همه افراد حمایت شود.
#پلورالیسم #تکثرگرایی #باورمندان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تنوع مذهبی و تکثر باورها و مذاهب در یک جامعه اهمیت زیادی دارد و میتواند تأثیرات مثبت زیادی داشته باشد.
تنوع مذهبی میتواند به تقویت همبستگی و همزیستی مسالمتآمیز میان افراد با باورهای مختلف کمک کند. این امر باعث میشود که افراد با احترام به تفاوتها، در کنار یکدیگر زندگی کنند.
مواجهه با باورها و مذاهب مختلف میتواند به افزایش تحمل و پذیرش افراد نسبت به یکدیگر منجر شود. این امر میتواند به کاهش تعصبات و تبعیضها کمک کند.
تنوع مذهبی میتواند به غنای فرهنگی جامعه کمک کند. هر مذهب و باور دارای سنتها، آیینها و ارزشهای خاص خود است که میتواند به تنوع و پویایی فرهنگی جامعه بیفزاید.
وجود تنوع مذهبی میتواند به تقویت اصول دموکراتیک کمک کند. در جوامعی که تنوع مذهبی وجود دارد، افراد با باورهای مختلف میتوانند در فرآیندهای تصمیمگیری مشارکت کنند و نظرات و دیدگاههای مختلف را مطرح کنند.
در کشورهای سکولار و مدرن، تنوع مذهبی به عنوان یک ارزش مهم تلقی میشود و تلاش میشود تا با ایجاد قوانین و سیاستهای مناسب، از حقوق و آزادیهای مذهبی همه افراد حمایت شود.
#پلورالیسم #تکثرگرایی #باورمندان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مریم حسنی، دختر مهدی حسنی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، یک فایل صوتی در حمایت از پدرش در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده و خطاب به مردم ایران نوشته است: «بابای من میتونست بابا و برادر هر کدام از شما باشه. ما رو تنها نگذارید.»
#مهدی_حسنی #بهروز_احسانی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#مهدی_حسنی #بهروز_احسانی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤26💔17👍10🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگی خواهر دادخواه محمدجواد زاهدی، از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱
محمدجواد زاهدی، در روز ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در ساری و در جریان اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی بر اثر اصابت گلوله کشته شد.
مادر محمدجواد سال گذشته بازداشت و به حبس محکوم شد و اکنون با پابند در حبس خانگی است.
#محمدجواد_زاهدی #ساری #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
محمدجواد زاهدی، در روز ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در ساری و در جریان اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی بر اثر اصابت گلوله کشته شد.
مادر محمدجواد سال گذشته بازداشت و به حبس محکوم شد و اکنون با پابند در حبس خانگی است.
#محمدجواد_زاهدی #ساری #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔40🕊1
پنجاه و سومین هفته اعتصاب غذای کارزار سهشنبههای نه به اعدام در زندانهای ایران
«آغاز دومین سال کارزار سهشنبههای نه به اعدام، کارزاری فراگیر، ملی و بینالمللی علیه اعدام»
ما، زندانیان سیاسی و غیرسیاسی در ۳۴ زندان از چهارگوشه ایرانِ در زنجیر، روز سهشنبه ۹ بهمن، دومین سال کارزار نه به اعدام را با شور و نشاط بیشتری آغاز میکنیم و در پنجاه و سومین سهشنبه کارزار نه به اعدام، دست به اعتصاب غذا میزنیم. باشد که صدای ما از پشت دیوارهای ستبر زندان با صدای زنان، مردان و جوانان ایران پیوند بخورد و سهمی در دفاع از حقوق بشر و برچیدن طنابهای دار داشته باشیم.
ما در شرایطی سال دوم این کارزار را آغاز میکنیم که در سال گذشته میلادی، بیش از هزار زندانی اعدام شدهاند و در دیماه گذشته نیز شمار اعدامها از ۱۱۰ نفر فراتر رفته است.
امروز، در سالگرد این کارزار، در حالی اعتصاب میکنیم که روز یکشنبه ۷ بهمن، دو تن از زندانیان سیاسی و اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" به نامهای بهروز احسانی و مهدی حسنی که به اعدام محکوم شدهاند، با خشونت از زندان اوین ربوده و به زندان قزلحصار منتقل شدند. این در حالی است که طبق گفته وکلای آنان، روز دوشنبه ۸ بهمن، درخواست اعاده دادرسی در پرونده آنها ثبت شده است. اما بر اساس اطلاعات رسیده به کارزار، این دو زندانی سیاسی هماکنون در سلولهای بند امن واحد ۳ قزلحصار، که محل نگهداری زندانیان در آستانه اجرای حکم اعدام است، به سر میبرند و خطر اعدام، آنان را تهدید میکند.
زندانیان سیاسی قزلحصار، اولین اعتصاب غذای خود را در تاریخ سهشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۲ اعلام کردند و از آن روز تاکنون، به مدت یک سال، بر اعتصاب غذای سهشنبهها پایداری کردهاند. ابتدا شماری از زندانیان سیاسی در بندهای ۴ و ۸ اوین، سپس بند زنان زندان اوین، زندان مرکزی کرج، لاکان رشت، و بهدنبال آن، در هفتههای پیدرپی، زندانهای دیگر نیز به کارزار سهشنبههای نه به اعدام پیوستند. تاکنون، یعنی آغاز دومین سال کارزار، تعداد زندانهای پیوسته به این حرکت، به ۳۴ زندان رسیده است.
شروع کارزار سهشنبههای نه به اعدام، سال گذشته از آنجایی آغاز شد که موج اعدامها آنچنان گسترده و فراگیر شد که در هیچ جای جهان سابقه نداشت. این امر نمیتوانست تصادفی یا صرفاً حقوقی - جزایی باشد.
در ابتدای موج اعدامها، نامهای تظلمخواهانه از زندانیان عادی زیر حکم اعدام منتشر شد که از همه زندانیان و مردم ایران برای نجات جان خود و انبوه محکومان در صف اعدام، طلب استمداد و یاری کرده بودند.
شروع کارزار سهشنبههای نه به اعدام، مصادف شد با هفتمین روز پس از اعدام زندهیادان محمد قبادلو و فرهاد سلیمی، زندانیان سیاسی و عقیدتی قزلحصار. اعضای اولیه کارزار، با اعتصاب غذای خود به اعتراض علیه اعدامها برخاستند. زندانیان به این دلیل روز سهشنبه را برای اعتصاب انتخاب کردند که عموماً محکومان به اعدام را روزهای دوشنبه به سلول انفرادی منتقل کرده و در سحرگاه چهارشنبه اعدام میکردند.
این حرکت اعتراضی، که اکنون اکثر زندانهای کشور را فراگرفته است، به لطف تلاشهای هموطنانمان در داخل و خارج کشور، از دیوارهای زندانها عبور کرده و مرزهای جغرافیایی را نیز درنوردیده است. بهطوری که انبوه نهادهای حقوق بشری، فعالان حقوق بشر، ارگانها و نهادهای بینالمللی و حتی جریانهای سیاسی، به حمایت از آن پرداختهاند. بسیاری از رسانهها و خبرگزاریها نیز، در عملی مسئولانه نسبت به حقوق بشر، هر هفته بیانیه و گزارش کارزار سهشنبههای نه به اعدام را منتشر و به اطلاع عموم میرسانند.
پروفسور جاوید رحمان (گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد نقض حقوق بشر در ایران در آن زمان) در پیامی از این کارزار تقدیر کرد. همچنین خانم مایساتو (گزارشگر ویژه فعلی) در پیامی تصویری (۱۰ اکتبر) کارزار سهشنبهها را «تعهدی تزلزلناپذیر به عدالت و حقوق بشر دانست که در برابر اقدامات سرکوبگرانه حکومت درخشیده است».
در همان روز ۱۰ اکتبر ۲۰۲۴، همزمان با روز جهانی علیه اعدام، در آمریکا و اغلب کشورهای اروپایی، هموطنان ایرانی مراسم این روز را در پیوند با کارزار سهشنبههای نه به اعدام برگزار کردند و صدای این جنبش علیه اعدام را در جهان طنینانداز کردند.
در هفتههای گذشته، شاهد حمایتهای داخلی از جمله دانشجویان، معلمان، کارگران و زنان بودیم. اعتصاب عمومی در کردستان نقطه عطفی بود که جای تقدیر دارد و باید به تمام ایران گسترش یابد.
ادامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/36fvk83p
#سهشنبههای_نه_به_اعدام #نه_به_اعدام #مهدی_حسنی #بهروز_احسانی #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«آغاز دومین سال کارزار سهشنبههای نه به اعدام، کارزاری فراگیر، ملی و بینالمللی علیه اعدام»
ما، زندانیان سیاسی و غیرسیاسی در ۳۴ زندان از چهارگوشه ایرانِ در زنجیر، روز سهشنبه ۹ بهمن، دومین سال کارزار نه به اعدام را با شور و نشاط بیشتری آغاز میکنیم و در پنجاه و سومین سهشنبه کارزار نه به اعدام، دست به اعتصاب غذا میزنیم. باشد که صدای ما از پشت دیوارهای ستبر زندان با صدای زنان، مردان و جوانان ایران پیوند بخورد و سهمی در دفاع از حقوق بشر و برچیدن طنابهای دار داشته باشیم.
ما در شرایطی سال دوم این کارزار را آغاز میکنیم که در سال گذشته میلادی، بیش از هزار زندانی اعدام شدهاند و در دیماه گذشته نیز شمار اعدامها از ۱۱۰ نفر فراتر رفته است.
امروز، در سالگرد این کارزار، در حالی اعتصاب میکنیم که روز یکشنبه ۷ بهمن، دو تن از زندانیان سیاسی و اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" به نامهای بهروز احسانی و مهدی حسنی که به اعدام محکوم شدهاند، با خشونت از زندان اوین ربوده و به زندان قزلحصار منتقل شدند. این در حالی است که طبق گفته وکلای آنان، روز دوشنبه ۸ بهمن، درخواست اعاده دادرسی در پرونده آنها ثبت شده است. اما بر اساس اطلاعات رسیده به کارزار، این دو زندانی سیاسی هماکنون در سلولهای بند امن واحد ۳ قزلحصار، که محل نگهداری زندانیان در آستانه اجرای حکم اعدام است، به سر میبرند و خطر اعدام، آنان را تهدید میکند.
زندانیان سیاسی قزلحصار، اولین اعتصاب غذای خود را در تاریخ سهشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۲ اعلام کردند و از آن روز تاکنون، به مدت یک سال، بر اعتصاب غذای سهشنبهها پایداری کردهاند. ابتدا شماری از زندانیان سیاسی در بندهای ۴ و ۸ اوین، سپس بند زنان زندان اوین، زندان مرکزی کرج، لاکان رشت، و بهدنبال آن، در هفتههای پیدرپی، زندانهای دیگر نیز به کارزار سهشنبههای نه به اعدام پیوستند. تاکنون، یعنی آغاز دومین سال کارزار، تعداد زندانهای پیوسته به این حرکت، به ۳۴ زندان رسیده است.
شروع کارزار سهشنبههای نه به اعدام، سال گذشته از آنجایی آغاز شد که موج اعدامها آنچنان گسترده و فراگیر شد که در هیچ جای جهان سابقه نداشت. این امر نمیتوانست تصادفی یا صرفاً حقوقی - جزایی باشد.
در ابتدای موج اعدامها، نامهای تظلمخواهانه از زندانیان عادی زیر حکم اعدام منتشر شد که از همه زندانیان و مردم ایران برای نجات جان خود و انبوه محکومان در صف اعدام، طلب استمداد و یاری کرده بودند.
شروع کارزار سهشنبههای نه به اعدام، مصادف شد با هفتمین روز پس از اعدام زندهیادان محمد قبادلو و فرهاد سلیمی، زندانیان سیاسی و عقیدتی قزلحصار. اعضای اولیه کارزار، با اعتصاب غذای خود به اعتراض علیه اعدامها برخاستند. زندانیان به این دلیل روز سهشنبه را برای اعتصاب انتخاب کردند که عموماً محکومان به اعدام را روزهای دوشنبه به سلول انفرادی منتقل کرده و در سحرگاه چهارشنبه اعدام میکردند.
این حرکت اعتراضی، که اکنون اکثر زندانهای کشور را فراگرفته است، به لطف تلاشهای هموطنانمان در داخل و خارج کشور، از دیوارهای زندانها عبور کرده و مرزهای جغرافیایی را نیز درنوردیده است. بهطوری که انبوه نهادهای حقوق بشری، فعالان حقوق بشر، ارگانها و نهادهای بینالمللی و حتی جریانهای سیاسی، به حمایت از آن پرداختهاند. بسیاری از رسانهها و خبرگزاریها نیز، در عملی مسئولانه نسبت به حقوق بشر، هر هفته بیانیه و گزارش کارزار سهشنبههای نه به اعدام را منتشر و به اطلاع عموم میرسانند.
پروفسور جاوید رحمان (گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد نقض حقوق بشر در ایران در آن زمان) در پیامی از این کارزار تقدیر کرد. همچنین خانم مایساتو (گزارشگر ویژه فعلی) در پیامی تصویری (۱۰ اکتبر) کارزار سهشنبهها را «تعهدی تزلزلناپذیر به عدالت و حقوق بشر دانست که در برابر اقدامات سرکوبگرانه حکومت درخشیده است».
در همان روز ۱۰ اکتبر ۲۰۲۴، همزمان با روز جهانی علیه اعدام، در آمریکا و اغلب کشورهای اروپایی، هموطنان ایرانی مراسم این روز را در پیوند با کارزار سهشنبههای نه به اعدام برگزار کردند و صدای این جنبش علیه اعدام را در جهان طنینانداز کردند.
در هفتههای گذشته، شاهد حمایتهای داخلی از جمله دانشجویان، معلمان، کارگران و زنان بودیم. اعتصاب عمومی در کردستان نقطه عطفی بود که جای تقدیر دارد و باید به تمام ایران گسترش یابد.
ادامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/36fvk83p
#سهشنبههای_نه_به_اعدام #نه_به_اعدام #مهدی_حسنی #بهروز_احسانی #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔21👍3
Forwarded from گفتوشنود
«نظامهای تامگرا برای بقای خویش همواره نیازمند یک یا چند «دشمن»اند. چنین وانمود میشود که گویا ایده یا نژاد یا مذهب یا ... در خطر است. دشمن میتواند ضد انقلاب، سرمایه بینالمللی، امپریالیسم، ملحد، کافر و... باشد.»
چند جملهای از کتاب جنگ و هولوکاست اثر میشائیل ویلد و مرکز فدرال آموزش مدنی آلمان
کتاب جنگ و هولوکاست ترجمهشده از سوی توانا، شرحی است بر حکومت نازیها در آلمان و جنگی که سقوط آنها را در پی داشت. این کتاب نشان میدهد که چگونه حزب نازی زمینه جنگ را ایجاد کرد؛ از بحران اقتصادی و عدم ثبات سیاسی برای گسترش حکومت اقتدارگرای خود بهرهبرداری کرد و سیاستهای نژادپرستانهای را در پیش گرفت که منجر به هولوکاست شد.
دانلود رایگان کتاب:
https://tavaana.org/war-and-holocaust/
#هولوکاست #کتاب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«نظامهای تامگرا برای بقای خویش همواره نیازمند یک یا چند «دشمن»اند. چنین وانمود میشود که گویا ایده یا نژاد یا مذهب یا ... در خطر است. دشمن میتواند ضد انقلاب، سرمایه بینالمللی، امپریالیسم، ملحد، کافر و... باشد.»
چند جملهای از کتاب جنگ و هولوکاست اثر میشائیل ویلد و مرکز فدرال آموزش مدنی آلمان
کتاب جنگ و هولوکاست ترجمهشده از سوی توانا، شرحی است بر حکومت نازیها در آلمان و جنگی که سقوط آنها را در پی داشت. این کتاب نشان میدهد که چگونه حزب نازی زمینه جنگ را ایجاد کرد؛ از بحران اقتصادی و عدم ثبات سیاسی برای گسترش حکومت اقتدارگرای خود بهرهبرداری کرد و سیاستهای نژادپرستانهای را در پیش گرفت که منجر به هولوکاست شد.
دانلود رایگان کتاب:
https://tavaana.org/war-and-holocaust/
#هولوکاست #کتاب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯15👍3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو از سخنان محمدجواد لاریجانی در کانال دانشگاه آزاد واحد تهران شمال منتشر شده و نوشته شده که «با دیدن این ویدیو پی به برنامه ریزی دقیق دشمن برای براندازی نرم و فتنه کشف حجاب ببرید..»
لاریجانی میگوید اگر در برابر مسأله حجاب کوتاه بیاییم، آن وقت باید در برابر بقیه مسایل هم کوتاه بیاییم...
او به چندین مغالطه متوسل شده است.. مخاطب او نیروهای ارزشی هستند و او برای توجیه آنها با استفاده از مغالطه میخواهد آنها را به وفاداری نسبت به حکومت و ایستادن بر سر ارزشهای ایدئولوژیک ترغیب کند.
او برداشتن حجاب را منتج به تغییراتی غیرقابلکنترل برای حکومت میداند و به عبارتی میگوید یا باید در برای حفظ حجاب ایستادگی (سخت.گیری و خشونت) کرد یا کلا هست و نیست نظام بر باد خواهد رفت. اما او به ارزشهایی که برای نیروهای مذهبی مهم است متوسل میشود تا آن.ها را که در برابر خواست مردم متزلزل شدهاند به مقاومت فراخواند. او طبق معمول با استفاده از تئوری توطئه همه خواستههای انقلابی مردم را کار یک دشمن فرضی قلمداد میکند و برای مطالبات مردم اعتباری قائل نیست.
نظر شما درباره این سخنان لاریجانی چیست؟
#نه_به_حجاب_اجباری #نه_به_پوشش_اجباری #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
لاریجانی میگوید اگر در برابر مسأله حجاب کوتاه بیاییم، آن وقت باید در برابر بقیه مسایل هم کوتاه بیاییم...
او به چندین مغالطه متوسل شده است.. مخاطب او نیروهای ارزشی هستند و او برای توجیه آنها با استفاده از مغالطه میخواهد آنها را به وفاداری نسبت به حکومت و ایستادن بر سر ارزشهای ایدئولوژیک ترغیب کند.
او برداشتن حجاب را منتج به تغییراتی غیرقابلکنترل برای حکومت میداند و به عبارتی میگوید یا باید در برای حفظ حجاب ایستادگی (سخت.گیری و خشونت) کرد یا کلا هست و نیست نظام بر باد خواهد رفت. اما او به ارزشهایی که برای نیروهای مذهبی مهم است متوسل میشود تا آن.ها را که در برابر خواست مردم متزلزل شدهاند به مقاومت فراخواند. او طبق معمول با استفاده از تئوری توطئه همه خواستههای انقلابی مردم را کار یک دشمن فرضی قلمداد میکند و برای مطالبات مردم اعتباری قائل نیست.
نظر شما درباره این سخنان لاریجانی چیست؟
#نه_به_حجاب_اجباری #نه_به_پوشش_اجباری #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍21❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عبدالرسول مرتضوی، جانباز جنگ و زندانی سیاسی، در این پیام صوتی از زندان مرکزی اصفهان، مسعود پزشکیان را به خری که در گل گیر کرده است، تشبیه کرده است.
او میگوید:
مسعود پزشکیان و خری که در گل مانده
"خر" در زبان عامه بهعنوان نمادی از بیفکری، ناآگاهی، و عدم توانایی در تشخیص موقعیت بهکار میرود. تصویری از خری که در گل گیر کرده، صحنهای است که تماشای آن جذابیت خاصی دارد؛ اما بیرون کشیدن این خر از گل حکایتی دیگر است. ایراد اصلی به چنین خری این است که چرا اصلاً وارد گل شده است؟ چرا با وجود دیدن گل، نتوانسته از ورود به آن اجتناب کند؟
مسعود پزشکیان نیز، با وجود آگاهی از شرایط، وارد گلزار یا بهتر بگویم لجنزار جمهوری اسلامی شد. او در مناظرههای انتخاباتی بارها به صراحت از این وضعیت سخن گفت. او گفت: «ما چهل و چند سال است که عقبگرد کردهایم. ما زندگی مردم را به فلاکت کشاندهایم. ما سفرهای جدا از ملت پهن کردهایم. ما نزد مردم بیاعتبار شدهایم. ما مخالفان خود را بیرحمانه سرکوب کردهایم.»
بدیهی است که منظور او از "ما"، جمهوری اسلامی بود. با این حال، پزشکیان به جای ترک این گلزار، به آن تن داد و در گلزار حکومت فرو رفت. او به ترجمان همان بیشعوری و درماندگی خری تبدیل شد که در گل گیر کرده و برای رهاییاش هیچ تدبیری در کار نیست.
رسول آزادی – بهمنماه ۱۴۰۳
#عبدالرسول_مرتضوی #رسول_آزادی #بیانیه #زندانی_سیاسی #پزشکیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او میگوید:
مسعود پزشکیان و خری که در گل مانده
"خر" در زبان عامه بهعنوان نمادی از بیفکری، ناآگاهی، و عدم توانایی در تشخیص موقعیت بهکار میرود. تصویری از خری که در گل گیر کرده، صحنهای است که تماشای آن جذابیت خاصی دارد؛ اما بیرون کشیدن این خر از گل حکایتی دیگر است. ایراد اصلی به چنین خری این است که چرا اصلاً وارد گل شده است؟ چرا با وجود دیدن گل، نتوانسته از ورود به آن اجتناب کند؟
مسعود پزشکیان نیز، با وجود آگاهی از شرایط، وارد گلزار یا بهتر بگویم لجنزار جمهوری اسلامی شد. او در مناظرههای انتخاباتی بارها به صراحت از این وضعیت سخن گفت. او گفت: «ما چهل و چند سال است که عقبگرد کردهایم. ما زندگی مردم را به فلاکت کشاندهایم. ما سفرهای جدا از ملت پهن کردهایم. ما نزد مردم بیاعتبار شدهایم. ما مخالفان خود را بیرحمانه سرکوب کردهایم.»
بدیهی است که منظور او از "ما"، جمهوری اسلامی بود. با این حال، پزشکیان به جای ترک این گلزار، به آن تن داد و در گلزار حکومت فرو رفت. او به ترجمان همان بیشعوری و درماندگی خری تبدیل شد که در گل گیر کرده و برای رهاییاش هیچ تدبیری در کار نیست.
رسول آزادی – بهمنماه ۱۴۰۳
#عبدالرسول_مرتضوی #رسول_آزادی #بیانیه #زندانی_سیاسی #پزشکیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍29👌4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگار دباغی، فقط ۱۷ سال سن دارد. قرار است دادگاه رسیدگی به اتهامات او روز اول اسفند ماه برگزار شود و هرچه به این تاریخ نزدبکتر میشویم، دلهره این نوجوان بیشتر میشود.
چرا باید اصولا یک نوجوان برای بیان عقاید و نظرات خود دادگاهی شود؟!
آرمیتا پاویر، زندانی سیاسی سابق و فعال دانشجویی اهل تبریز، چند روز پیش نوشته بود:
«نگار دباغی بشدت نگران دادگاهی هست که یکم اسفندماه برگزار میشه. لطفا در حد توان صدای نگار دباغی باشیم اون فقط ۱۷ سالشه»
لازم به ذکر است چندی پیش نگار دباغی، به خاطر فشارهای روانی زیاد، با رضایت خودش در بیمارستان اعصاب و روان رازی تبریز بستری شده بود.
چندی پیش هم آرمیتا پاویر نوشته بود:
«نگار دباغی ۱۷ساله که فعلا با تودیع وثیقه آزاد هست و دادگاهش اسفند برگزار میشه، با احضار پدرش به اطلاعات، درست در زمانی که نگار رو در بیمارستان بستری کرده بودن، وادارشون کردن وکلای فعلی رو عزل کنن و گفتن در صورتی حکم برائت برای نگار صادر میشه که دادگاه با وکیل تسخیری برگزار بشه.»
«نگار دباغی یکی از شجاعترین دخترانی هست که زندان تبریز به خودش دیده، و فقط ۱۷سالشه، و من و مریم بایرامیان در همون مدت کوتاهی که در زندان بود بارها بهش گفتیم برگرده سر درسش و به آیندهاش فکر کنه چون معتقدیم تا ما هستیم نباید این بچهها پاشون به زندان باز شه. نگار دباغی خط قرمز ماست.»
ـ توصیه ما این است که عزیزانی که به خاطر دادگاه و تهدیدهای حکومت دچار استرس میشوند، حتما با روانشناس و یک وکیل حقوق بشری صحبت کنند. خانواده در این بین باید از این عزیزان حمایت کند. دوستان و فعالان شبکههای اجتماعی با حمایت خود میتوانند به کاهش استرس کمک کنند.
ورزش، یوگا و مدیتیشن و هر روشی که شما را آرامتر کند را انجام دهید.
#نگار_دباغی #تبریز #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چرا باید اصولا یک نوجوان برای بیان عقاید و نظرات خود دادگاهی شود؟!
آرمیتا پاویر، زندانی سیاسی سابق و فعال دانشجویی اهل تبریز، چند روز پیش نوشته بود:
«نگار دباغی بشدت نگران دادگاهی هست که یکم اسفندماه برگزار میشه. لطفا در حد توان صدای نگار دباغی باشیم اون فقط ۱۷ سالشه»
لازم به ذکر است چندی پیش نگار دباغی، به خاطر فشارهای روانی زیاد، با رضایت خودش در بیمارستان اعصاب و روان رازی تبریز بستری شده بود.
چندی پیش هم آرمیتا پاویر نوشته بود:
«نگار دباغی ۱۷ساله که فعلا با تودیع وثیقه آزاد هست و دادگاهش اسفند برگزار میشه، با احضار پدرش به اطلاعات، درست در زمانی که نگار رو در بیمارستان بستری کرده بودن، وادارشون کردن وکلای فعلی رو عزل کنن و گفتن در صورتی حکم برائت برای نگار صادر میشه که دادگاه با وکیل تسخیری برگزار بشه.»
«نگار دباغی یکی از شجاعترین دخترانی هست که زندان تبریز به خودش دیده، و فقط ۱۷سالشه، و من و مریم بایرامیان در همون مدت کوتاهی که در زندان بود بارها بهش گفتیم برگرده سر درسش و به آیندهاش فکر کنه چون معتقدیم تا ما هستیم نباید این بچهها پاشون به زندان باز شه. نگار دباغی خط قرمز ماست.»
ـ توصیه ما این است که عزیزانی که به خاطر دادگاه و تهدیدهای حکومت دچار استرس میشوند، حتما با روانشناس و یک وکیل حقوق بشری صحبت کنند. خانواده در این بین باید از این عزیزان حمایت کند. دوستان و فعالان شبکههای اجتماعی با حمایت خود میتوانند به کاهش استرس کمک کنند.
ورزش، یوگا و مدیتیشن و هر روشی که شما را آرامتر کند را انجام دهید.
#نگار_دباغی #تبریز #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔40👍6❤2🕊2
يادداشتي از احمدرضا حائری در سالگرد کارزار سهشنبههای نه به اعدام:
در مبارزه برای دفاع از حق حیات انسانها شکست وجود ندارد، پیروزی حتمی است…
…
" گفتم سامان تو تا روزهای آخر با محسن شکاری بودی، هیچ خاطرهای داری از چند روز آخر؟
سامان: یک خاطره از روزهای آخر محسن هنوز داره جگرم را میسوزونه!
من: آخه از بچههایی که توی بند ۲۴۰ باهاش بودند، شنیدم محسن هیچ انگیزهای نداشت، برای نجات پیدا کردن از طناب دار!
سامان: مسأله همين جاست!
من:" چطور!؟
سامان: محسن دختری را دوست داشت که ظاهرا قبل از بازداشت کات کرده بود باهش، روزهای آخر محسنی که همیشه توی خودش بود بعد از یه تماس تلفنی یک باره با هیجان آمد بغلم کرد و گفت فلانی را یادت میاد باهام کات کرده بود!؟ الان زنگ زدم فهمیدم آمده گفته من منتظر محسن میمونم تا آزاد بشه باهم ازدواج کنیم، محسن را این عشق به زندگی امیدوارش کرد. اما بعد چند روز اعدامش کردند!"
این خاطره سامان از محسن شکاری، از جمله زخمهایی است که هر روز بيشتر از قبل در جانم سر باز ميكند. محسن را برای یک خیابان بستن و زخمی کوچک روی بازوی یکی از آنها که به راحتی آب خوردن چشم کور میکردند و آدم میکشتند با عجله و برای نشان دادن اقتدار پوشالیشان به مردم اعدام کردند.
از این قبیل زخمها چنان بر روح و روانم نشسته و تلنبار شده که گاهی احساس میکنم، تاب و توان تحمل آنها را ندارم، حتی آوردن آنها بر روی کاغذ ذرهای از سنگینی آنها کم نمیکند.
مثل زخم کتک زدن کاک فرهاد سلیمی پای چوبه دار تنها به این خاطر که فریاد زده بود:" شما مسلمان نیستید، دستکم آدم باشید و بگذارید پیش از اعدام مادر و خانوادهام را ببینم!" و نگذاشتند، در عوض پیکر او را با صورتی غرق در خون و جای ضربات باتوم تحویل خانوادهاش دادند.
یا روزی که میرزا را دیدم در قزلحصار، بیستپنج سال حبس کشیده بود، برای جابهجایی مواد به خاطر چندرغاز پول که برای او با وجود فقر مطلقش چند مشکل را حل میکرد، گفتم: "میرزا چرا تو یکی از این فرمها را پر نمیکنی(فرمی به نام توبهنامه) شاید تأثیری داشت و آزاد شدی!
میرزا با صدائی گرفته که رنج ۲۵ سال زندان از پس آن پیدا بود پاسخ داد:" آقای حائری قربونت برم، گیرم این فرم سرکاری نباشه! منم پر کنم و همین فردا نامه آزادیم بیاد زندان! من كه ده سال حبس زیر حکم اعدام پیرم کرد، بعد هم پانزده سال حبس روش، بعد ۲۵ سال برم دم در زندان قزلحصار یه ماشین مسافرکش وایسه برام، بعد من بهش بگم منو کجا ببره!؟ اصلا آدرسی دارم بهش بدم!؟ اصلا كسی منتظر من هست که از این خرابشده آزاد بشم!؟" رویم را برگرداندم تا میرزا خیسشدن چشمانم را نبیند!
و صدها میرزایی که در این سالها به دار کشیده شدند در اصل به جرم:" فقر و فلاکت و بي عدالتي"
گاهی از خودم متعجب میشوم!؟ مگر انسان چقدر توان دیدن و رنجکشیدن دارد!؟ یاد ایدو (عیدو شهبخش) میافتم که با رفقایش غنی شهبخش، سلیمان شهبخش، عبدالرحیم قنبرزهی (میربلوچ زهی) بي هيچ عدالتي فقط به جرم بلوچ بودن اعدامشان کردند!
هر چقدر ما فریاد بزنیم، اما خب باز عدالت و اخلاقي در كار نيست و کسانی هستند که در کمال خونسردی زیر لحاف گرم در فضای مجازی مي نويسند:" لابد یه کاری کرده بودند!" آري عدالتي در كار نيست.
و دهها زخم کاری که دادرسیهای ناعادلانه، اعدام و حبسهای طولانی و ...در این سالها بر جانم نشانده...
و امروز که نگران مهدی و بهروز هستیم، که در بند امن مخصوص اجرای اعدام یا تنبیه در واحد سه قزلحصار دربندند، آنها که در اوین تخلفی نکردهاند، در پروندهشان هم نه کسی را کشتهاند، نه شاکی خصوصی دارند، اتهامشان هواداری از یک گروه مخالف جمهوری اسلامی است.
با همبندیها خواب نداریم، چون دلیلی بر نیاوردن آنها به بند عمومی وجود ندارد جز اینکه قصد جان آنها را دارند، و تا خروج آنها از بند اعدامها، روح و روان ما آرام و قراری ندارد.
با تمام زخمهای خونینی که بر روح و روان مان نشسته، در سالگرد کارزار سهشنبههای نه به اعدام و تداوم یکسال اعتصاب اعتراضی علیه اعدام که داشتهایم، تأثیرات مثبت این کارزار را میبینیم و گسترش جنبش علیه اعدام که نوری از امید را در دلم روشن کرده، دوباره و چند باره توانم را برای ادامه راه باز مییابم.
و در انتها براي هزاران بار از عموم هموطنان که ما را یاری دادند در این یک سال صمیمانه سپاسگزارم. در مسیر مبارزهای که ما برگزیدهایم، زخم بسیار خواهیم برداشت، اما از پای نخواهیم نشست، چرا که در مبارزه برای دفاع از حق حيات انسانها شکست وجود ندارد و پیروزی حتمی است.
احمدرضا حائری
زندان قزلحصار
نهم بهمن ۱۴۰۳
آغاز دومین سال کارزار سهشنبههای نه به اعدام
#احمدرضا_حائری #بیانیه #نه_به_اعدام #محسن_شکاری #سه_شنبه_های_نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در مبارزه برای دفاع از حق حیات انسانها شکست وجود ندارد، پیروزی حتمی است…
…
" گفتم سامان تو تا روزهای آخر با محسن شکاری بودی، هیچ خاطرهای داری از چند روز آخر؟
سامان: یک خاطره از روزهای آخر محسن هنوز داره جگرم را میسوزونه!
من: آخه از بچههایی که توی بند ۲۴۰ باهاش بودند، شنیدم محسن هیچ انگیزهای نداشت، برای نجات پیدا کردن از طناب دار!
سامان: مسأله همين جاست!
من:" چطور!؟
سامان: محسن دختری را دوست داشت که ظاهرا قبل از بازداشت کات کرده بود باهش، روزهای آخر محسنی که همیشه توی خودش بود بعد از یه تماس تلفنی یک باره با هیجان آمد بغلم کرد و گفت فلانی را یادت میاد باهام کات کرده بود!؟ الان زنگ زدم فهمیدم آمده گفته من منتظر محسن میمونم تا آزاد بشه باهم ازدواج کنیم، محسن را این عشق به زندگی امیدوارش کرد. اما بعد چند روز اعدامش کردند!"
این خاطره سامان از محسن شکاری، از جمله زخمهایی است که هر روز بيشتر از قبل در جانم سر باز ميكند. محسن را برای یک خیابان بستن و زخمی کوچک روی بازوی یکی از آنها که به راحتی آب خوردن چشم کور میکردند و آدم میکشتند با عجله و برای نشان دادن اقتدار پوشالیشان به مردم اعدام کردند.
از این قبیل زخمها چنان بر روح و روانم نشسته و تلنبار شده که گاهی احساس میکنم، تاب و توان تحمل آنها را ندارم، حتی آوردن آنها بر روی کاغذ ذرهای از سنگینی آنها کم نمیکند.
مثل زخم کتک زدن کاک فرهاد سلیمی پای چوبه دار تنها به این خاطر که فریاد زده بود:" شما مسلمان نیستید، دستکم آدم باشید و بگذارید پیش از اعدام مادر و خانوادهام را ببینم!" و نگذاشتند، در عوض پیکر او را با صورتی غرق در خون و جای ضربات باتوم تحویل خانوادهاش دادند.
یا روزی که میرزا را دیدم در قزلحصار، بیستپنج سال حبس کشیده بود، برای جابهجایی مواد به خاطر چندرغاز پول که برای او با وجود فقر مطلقش چند مشکل را حل میکرد، گفتم: "میرزا چرا تو یکی از این فرمها را پر نمیکنی(فرمی به نام توبهنامه) شاید تأثیری داشت و آزاد شدی!
میرزا با صدائی گرفته که رنج ۲۵ سال زندان از پس آن پیدا بود پاسخ داد:" آقای حائری قربونت برم، گیرم این فرم سرکاری نباشه! منم پر کنم و همین فردا نامه آزادیم بیاد زندان! من كه ده سال حبس زیر حکم اعدام پیرم کرد، بعد هم پانزده سال حبس روش، بعد ۲۵ سال برم دم در زندان قزلحصار یه ماشین مسافرکش وایسه برام، بعد من بهش بگم منو کجا ببره!؟ اصلا آدرسی دارم بهش بدم!؟ اصلا كسی منتظر من هست که از این خرابشده آزاد بشم!؟" رویم را برگرداندم تا میرزا خیسشدن چشمانم را نبیند!
و صدها میرزایی که در این سالها به دار کشیده شدند در اصل به جرم:" فقر و فلاکت و بي عدالتي"
گاهی از خودم متعجب میشوم!؟ مگر انسان چقدر توان دیدن و رنجکشیدن دارد!؟ یاد ایدو (عیدو شهبخش) میافتم که با رفقایش غنی شهبخش، سلیمان شهبخش، عبدالرحیم قنبرزهی (میربلوچ زهی) بي هيچ عدالتي فقط به جرم بلوچ بودن اعدامشان کردند!
هر چقدر ما فریاد بزنیم، اما خب باز عدالت و اخلاقي در كار نيست و کسانی هستند که در کمال خونسردی زیر لحاف گرم در فضای مجازی مي نويسند:" لابد یه کاری کرده بودند!" آري عدالتي در كار نيست.
و دهها زخم کاری که دادرسیهای ناعادلانه، اعدام و حبسهای طولانی و ...در این سالها بر جانم نشانده...
و امروز که نگران مهدی و بهروز هستیم، که در بند امن مخصوص اجرای اعدام یا تنبیه در واحد سه قزلحصار دربندند، آنها که در اوین تخلفی نکردهاند، در پروندهشان هم نه کسی را کشتهاند، نه شاکی خصوصی دارند، اتهامشان هواداری از یک گروه مخالف جمهوری اسلامی است.
با همبندیها خواب نداریم، چون دلیلی بر نیاوردن آنها به بند عمومی وجود ندارد جز اینکه قصد جان آنها را دارند، و تا خروج آنها از بند اعدامها، روح و روان ما آرام و قراری ندارد.
با تمام زخمهای خونینی که بر روح و روان مان نشسته، در سالگرد کارزار سهشنبههای نه به اعدام و تداوم یکسال اعتصاب اعتراضی علیه اعدام که داشتهایم، تأثیرات مثبت این کارزار را میبینیم و گسترش جنبش علیه اعدام که نوری از امید را در دلم روشن کرده، دوباره و چند باره توانم را برای ادامه راه باز مییابم.
و در انتها براي هزاران بار از عموم هموطنان که ما را یاری دادند در این یک سال صمیمانه سپاسگزارم. در مسیر مبارزهای که ما برگزیدهایم، زخم بسیار خواهیم برداشت، اما از پای نخواهیم نشست، چرا که در مبارزه برای دفاع از حق حيات انسانها شکست وجود ندارد و پیروزی حتمی است.
احمدرضا حائری
زندان قزلحصار
نهم بهمن ۱۴۰۳
آغاز دومین سال کارزار سهشنبههای نه به اعدام
#احمدرضا_حائری #بیانیه #نه_به_اعدام #محسن_شکاری #سه_شنبه_های_نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍27💔10🕊2❤1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نهم بهمن سالروز تولد؛ فریدون فروغی،
مردی که به وسعت یک آسمان تنها بود
فریدون فروغی، آهنگساز و نوازنده و خوانندهی ایرانی در نهم بهمنماه ۱۳۲۹ در محلهی سلسبیل تهران به دنیا آمد. پدرش کارمند ادارهی دخانیات بود که هم شعر میسرود و هم برای دل خودش تار مینواخت.
فریدون فروغی، خواننده ایرانی، یکی از قربانیان انقلاب اسلامی بود. او که پیش از انقلاب خوانندهای محبوب بود و برو و بیایی داشت در پس از انقلاب اسلامی اجازه کار پیدا نکرد.
به بهانه بهاییبودن فروغی، هیچگاه به او مجوز کار ندادند. بهاییبودن یا نبودن فروغی هیچگاه مشخص نشد. به او گفتند که اگر مجوز میخواهی باید در رسانهها اعلام کنی که بهایی نیستی که فروغی زیر بار نرفت. او در سالهای آخر با شنیدن این حرف بسیار برافروخته و عصبانی میشد و میگفت: «به من میگویند که اگر مجوز میخواهی، باید در رسانهها اطلاعیه بدهی که بهایی نیستی».
بیشتر در مورد فریدون فروغی در وبسایت توانا بخوانید
https://tavaana.org/fereydoon_foroughi/
#فریدون_فروغی #بهائی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نهم بهمن سالروز تولد؛ فریدون فروغی،
مردی که به وسعت یک آسمان تنها بود
فریدون فروغی، آهنگساز و نوازنده و خوانندهی ایرانی در نهم بهمنماه ۱۳۲۹ در محلهی سلسبیل تهران به دنیا آمد. پدرش کارمند ادارهی دخانیات بود که هم شعر میسرود و هم برای دل خودش تار مینواخت.
فریدون فروغی، خواننده ایرانی، یکی از قربانیان انقلاب اسلامی بود. او که پیش از انقلاب خوانندهای محبوب بود و برو و بیایی داشت در پس از انقلاب اسلامی اجازه کار پیدا نکرد.
به بهانه بهاییبودن فروغی، هیچگاه به او مجوز کار ندادند. بهاییبودن یا نبودن فروغی هیچگاه مشخص نشد. به او گفتند که اگر مجوز میخواهی باید در رسانهها اعلام کنی که بهایی نیستی که فروغی زیر بار نرفت. او در سالهای آخر با شنیدن این حرف بسیار برافروخته و عصبانی میشد و میگفت: «به من میگویند که اگر مجوز میخواهی، باید در رسانهها اطلاعیه بدهی که بهایی نیستی».
بیشتر در مورد فریدون فروغی در وبسایت توانا بخوانید
https://tavaana.org/fereydoon_foroughi/
#فریدون_فروغی #بهائی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15❤4
Forwarded from گفتوشنود
امسال نیز پس از گذشت دو سال از ثبت جهانی جشن سده از سوی ایران در یونسکو، مسئولان انجمنهای زرتشتیان در تهران و کرمان به ایسنا اعلام کردند که این جشن فقط با حضور زرتشتیان برگزار خواهد شد. پیگیریها از یزد نیز حاکی از این است که برگزاری جشن باستانی سده در این استان، شرایط مشابهی با تهران و کرمان دارد.
«جشن سده» ۱۵ آذر ۱۴۰۲ به عنوان بیستوچهارمین عنصر میراث فرهنگی ناملموس ایران و در پروندهای مشترک با تاجیکستان، در فهرست جهانی میراث ناملموس یونسکو ثبت شد.
در طول این دوسال، بسیاری از کارشناسان و میراثدوستان بر این عقیده بودهاند که «سده» با پیشینه تاریخی و رویکرو فرهنگی و آیئنی که دارد، به عنوان یک جشن ملی باید بدون در نظر گرفتن مذهب، به صورت گسترده و با حضور عموم مردم برگزار شود، اما این جشن باستانی هر سال کوچکتر شده، به فضاهای روستایی کشانده شده و یا فقط با حضور زرتشتیان برگزار شده است.
مسئولان انجمنهای زرتشتیان به رسانههای داخلی اعلام کردند، این مراسم صرفا با حضور زرتشتیان بهصورت محدود برگزار خواهد شد و حضور عمومی مردم حتی برای تماشا میسر نخواهد بود.
#جشن_سده #زرتشتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
امسال نیز پس از گذشت دو سال از ثبت جهانی جشن سده از سوی ایران در یونسکو، مسئولان انجمنهای زرتشتیان در تهران و کرمان به ایسنا اعلام کردند که این جشن فقط با حضور زرتشتیان برگزار خواهد شد. پیگیریها از یزد نیز حاکی از این است که برگزاری جشن باستانی سده در این استان، شرایط مشابهی با تهران و کرمان دارد.
«جشن سده» ۱۵ آذر ۱۴۰۲ به عنوان بیستوچهارمین عنصر میراث فرهنگی ناملموس ایران و در پروندهای مشترک با تاجیکستان، در فهرست جهانی میراث ناملموس یونسکو ثبت شد.
در طول این دوسال، بسیاری از کارشناسان و میراثدوستان بر این عقیده بودهاند که «سده» با پیشینه تاریخی و رویکرو فرهنگی و آیئنی که دارد، به عنوان یک جشن ملی باید بدون در نظر گرفتن مذهب، به صورت گسترده و با حضور عموم مردم برگزار شود، اما این جشن باستانی هر سال کوچکتر شده، به فضاهای روستایی کشانده شده و یا فقط با حضور زرتشتیان برگزار شده است.
مسئولان انجمنهای زرتشتیان به رسانههای داخلی اعلام کردند، این مراسم صرفا با حضور زرتشتیان بهصورت محدود برگزار خواهد شد و حضور عمومی مردم حتی برای تماشا میسر نخواهد بود.
#جشن_سده #زرتشتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11💔6❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فواد چوبین، زندانی سیاسی سابق و دایی جاویدنام آرتین رحمانی، ضمن انتشار این فایل نوشت:
ا«مروز روحالله خسروی، زندانی سیاسی بازداشتشده در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی، به سلول انفرادی در زندان سپیدار اهواز منتقل شد. پس از اینکه او در تماسی خواستار شنیده شدن صدایش از سوی کمیته حقیقتیاب، خانم مای ساتو و سازمانهای حقوق بشری شد.
صدای روحالله پیش از انتقال به انفرادی.»
#روح_الله_خسروی #شکنجه #اعتراف_اجباری #سلول_انفرادی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ا«مروز روحالله خسروی، زندانی سیاسی بازداشتشده در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی، به سلول انفرادی در زندان سپیدار اهواز منتقل شد. پس از اینکه او در تماسی خواستار شنیده شدن صدایش از سوی کمیته حقیقتیاب، خانم مای ساتو و سازمانهای حقوق بشری شد.
صدای روحالله پیش از انتقال به انفرادی.»
#روح_الله_خسروی #شکنجه #اعتراف_اجباری #سلول_انفرادی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍17