پریسا کمالیاردکانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان یزد، در اعتراض به عدم رسیدگی به درخواست ادغام سه پرونده قضاییاش و بیتوجهی به وضعیت دیگر زنان زندانیدر زندان مرکزی یزد، دست به اعتصاب غذا و دارو زد.
این زندانی سیاسی با وجود ابتلا به پرکاری تیروئید و نیاز روزانه به دارو، از مصرف دارو خودداری کرده و به دستور مسئولان زندان به سلول انفرادی منتقل شده است.
به گزارش بنیاد عبدالرحمن برومند، خانواده پریسا کمالیاردکانی نسبت به خطر جدی اعتصاب داروی این زندانی هشدار دادهاند.
این زندانی سیاسی۳پرونده جداگانه دارد: دو پرونده در یزد با اتهام«اقدام علیه امنیت ملی» که منجربه حکم۴سال حبس و۲سال تبعید به شهرستان سرباز شده، و یک پرونده دراصفهان با اتهام«تبلیغ علیه نظام در فضای مجازی»که حکم۳سال و۹ماه حبس برای او تعیین شد.
صدای زندانیان باشیم
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این زندانی سیاسی با وجود ابتلا به پرکاری تیروئید و نیاز روزانه به دارو، از مصرف دارو خودداری کرده و به دستور مسئولان زندان به سلول انفرادی منتقل شده است.
به گزارش بنیاد عبدالرحمن برومند، خانواده پریسا کمالیاردکانی نسبت به خطر جدی اعتصاب داروی این زندانی هشدار دادهاند.
این زندانی سیاسی۳پرونده جداگانه دارد: دو پرونده در یزد با اتهام«اقدام علیه امنیت ملی» که منجربه حکم۴سال حبس و۲سال تبعید به شهرستان سرباز شده، و یک پرونده دراصفهان با اتهام«تبلیغ علیه نظام در فضای مجازی»که حکم۳سال و۹ماه حبس برای او تعیین شد.
صدای زندانیان باشیم
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍9🕊7
سیمکارت سفید یک خطر است؛ آدمِ سفید خطرِ اصلی!
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان
در روزهای اخیر، ما بیش از هر زمان دیگری درگیر نامها و چهرههایی شدهایم که با تکیه بر خطهای سفید، دسترسی امن و پرسرعت، و مصونیتهای پنهان، در فضای مجازی روایتسازی میکنند؛ روایتهایی که یا بازتاب دیدگاه شخصیشان نیست یا سایهی نهادهای امنیتی و حزبی پشت آن دیده میشود.
این افراد، در لابهلای توییتها و متنهایشان، گاهی هدفمند علیه کنشگری مینویسند که زندان را تجربه کرده، تبعید را تحمل میکند یا در داخل کشور از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم است. هدف؟
کاشتن بذر شک، تردید و بایکوت.
و این، اگر نگوییم بدتر از خشونت فیزیکی است، قطعاً کمتر از «قتل نفس» نیست؛
چون زندگی یک انسان فقط «نفس کشیدن» و «راه رفتن» نیست احساس، امید، فکر و روان اوست.
و ما بارها دیدهایم که چگونه آدمها را از درون به قتل رساندهاند، در حالی که هنوز به جسم بیجانش اشاره میکنند و میگویند: ببینید، دارد نفس میکشد.
اما خطرناکتر از سیمکارتهای سفید، آدمهای سفیدند.
آدمهایی که شاید حتی سیمکارت سفید هم نداشته باشند، شاید داخل یا خارج کشور باشند و حتی بهخاطر امنیت دیجیتال از VPN استفاده کنند؛
اما «سفید» هستند چون همزمان مشروعیت دوگانه دارند:
یک: از حکومت تمامیتخواه مشروعیت میگیرند، چون بهطور مستقیم یا غیرمستقیم کارکردشان با اهداف امنیتی همسوست.
دو: از اپوزیسیون هم مشروعیت میگیرند، چون ظاهرشان منتقد، مستقل و بیطرف است.
این ترکیب، آنها را به خطرناکترین ابزار کنترل فضای عمومی تبدیل میکند.
آدمهای سفید همان جایی عمل میکنند که جامعه آسیبپذیر است:
در میان فعالان، میان تبعیدیها، میان زندانیان سابق، میان مردم خسته و ناامید.
این همان سازوکار فاشیسم است آنطور که رابرت پاکستون در کتاب «کالبد شکافی فاشیزم » توضیح میدهد:
ایجاد تفرقه
ناامیدی
دوپارهسازی جامعه
معرفی دشمن
تولید نفرت
فروپاشی اعتماد
و در نهایت تقویت قدرت حکومت
وقتی حکومت، علاوه بر ابزار امنیتی، آدمهای سفیدِ معتبر و پذیرفتهشده را هم دارد، دیگر نیاز چندانی به سرکوب عریان ندارد.
«رسانه»، «فضای مجازی»، «افکار عمومی» و حتی «اپوزیسیون» را از درون مدیریت میکند
اما این قدرت، پایدار نیست.
این نوع تقویت، مسکن موقت است.
حکومت با آدمهای سفید فقط زمان میخرد؛
درد را آرامتر میکند، نه درمان.
واقعیت این است که این درد، روزی زیر تیغ جراحی انقلاب واقعی و جنبش زندهی مردم خواهد رفت.
تاریخ نشان داده که «مشروعیت مصنوعی» و «روایتسازی امنیتی» عمر کوتاهتری از آن دارد که صاحبانش تصور میکنند.
هدف من از نوشتن این بود:
ما باید آگاه باشیم، مطالعه کنیم، خودمان تحقیق کنیم و اجازه ندهیم مشروعیت ظاهری یک فرد باعث شود سخنش را بیچونوچرا علیه دیگری بپذیریم.
جامعهای که یاد بگیرد روایتها را کورکورانه نپذیرد، دیگر شکار آدمهای سفید نخواهد شد.
#سیمکارت_سفید
#آدم_های_سفید
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان
در روزهای اخیر، ما بیش از هر زمان دیگری درگیر نامها و چهرههایی شدهایم که با تکیه بر خطهای سفید، دسترسی امن و پرسرعت، و مصونیتهای پنهان، در فضای مجازی روایتسازی میکنند؛ روایتهایی که یا بازتاب دیدگاه شخصیشان نیست یا سایهی نهادهای امنیتی و حزبی پشت آن دیده میشود.
این افراد، در لابهلای توییتها و متنهایشان، گاهی هدفمند علیه کنشگری مینویسند که زندان را تجربه کرده، تبعید را تحمل میکند یا در داخل کشور از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم است. هدف؟
کاشتن بذر شک، تردید و بایکوت.
و این، اگر نگوییم بدتر از خشونت فیزیکی است، قطعاً کمتر از «قتل نفس» نیست؛
چون زندگی یک انسان فقط «نفس کشیدن» و «راه رفتن» نیست احساس، امید، فکر و روان اوست.
و ما بارها دیدهایم که چگونه آدمها را از درون به قتل رساندهاند، در حالی که هنوز به جسم بیجانش اشاره میکنند و میگویند: ببینید، دارد نفس میکشد.
اما خطرناکتر از سیمکارتهای سفید، آدمهای سفیدند.
آدمهایی که شاید حتی سیمکارت سفید هم نداشته باشند، شاید داخل یا خارج کشور باشند و حتی بهخاطر امنیت دیجیتال از VPN استفاده کنند؛
اما «سفید» هستند چون همزمان مشروعیت دوگانه دارند:
یک: از حکومت تمامیتخواه مشروعیت میگیرند، چون بهطور مستقیم یا غیرمستقیم کارکردشان با اهداف امنیتی همسوست.
دو: از اپوزیسیون هم مشروعیت میگیرند، چون ظاهرشان منتقد، مستقل و بیطرف است.
این ترکیب، آنها را به خطرناکترین ابزار کنترل فضای عمومی تبدیل میکند.
آدمهای سفید همان جایی عمل میکنند که جامعه آسیبپذیر است:
در میان فعالان، میان تبعیدیها، میان زندانیان سابق، میان مردم خسته و ناامید.
این همان سازوکار فاشیسم است آنطور که رابرت پاکستون در کتاب «کالبد شکافی فاشیزم » توضیح میدهد:
ایجاد تفرقه
ناامیدی
دوپارهسازی جامعه
معرفی دشمن
تولید نفرت
فروپاشی اعتماد
و در نهایت تقویت قدرت حکومت
وقتی حکومت، علاوه بر ابزار امنیتی، آدمهای سفیدِ معتبر و پذیرفتهشده را هم دارد، دیگر نیاز چندانی به سرکوب عریان ندارد.
«رسانه»، «فضای مجازی»، «افکار عمومی» و حتی «اپوزیسیون» را از درون مدیریت میکند
اما این قدرت، پایدار نیست.
این نوع تقویت، مسکن موقت است.
حکومت با آدمهای سفید فقط زمان میخرد؛
درد را آرامتر میکند، نه درمان.
واقعیت این است که این درد، روزی زیر تیغ جراحی انقلاب واقعی و جنبش زندهی مردم خواهد رفت.
تاریخ نشان داده که «مشروعیت مصنوعی» و «روایتسازی امنیتی» عمر کوتاهتری از آن دارد که صاحبانش تصور میکنند.
هدف من از نوشتن این بود:
ما باید آگاه باشیم، مطالعه کنیم، خودمان تحقیق کنیم و اجازه ندهیم مشروعیت ظاهری یک فرد باعث شود سخنش را بیچونوچرا علیه دیگری بپذیریم.
جامعهای که یاد بگیرد روایتها را کورکورانه نپذیرد، دیگر شکار آدمهای سفید نخواهد شد.
#سیمکارت_سفید
#آدم_های_سفید
@Tavaana_TavaanaTech
👍19🕊5💯5❤2
بر اساس آمار رسمی که پنجشنبه ۶ آذر، منتشر شده است، در آبانماه ۱۴۰۴ تورم نقطهبهنقطه خانوارهای کشور به ۴۹.۴ درصد رسیده است به این معنا که خانوارها بهطور میانگین نزدیک ۵۰ درصد بیشتر از آبان ۱۴۰۳ برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کردهاند.
نرخ تورم سالانه نیز که درصد تغییر میانگین اعداد شاخص قیمت در یک سال منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه قبل از آن است، در آبان ۱۴۰۴ برای خانوارها به ۴۰.۴ درصد رسیده که نسبت به همین اطلاعات در ماه قبل، ۱.۵ واحد درصد افزایش یافته است.
در حالی که ایرانیان زیر بار فقر و تورم زندگی میکنند جمهوری اسلامی در ماههای اخیر یک میلیارد دلار ارز به گروه تروریستی حزبالله ارسال کرده است.
ایران کشور ثروتمندی ست اما زیر سایه حاکمیت جمهوری اسلامی، ایرانیان از مواهب زندگی در ایران محرومند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا #تورم
@Tavaana_TavaanaTech
نرخ تورم سالانه نیز که درصد تغییر میانگین اعداد شاخص قیمت در یک سال منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه قبل از آن است، در آبان ۱۴۰۴ برای خانوارها به ۴۰.۴ درصد رسیده که نسبت به همین اطلاعات در ماه قبل، ۱.۵ واحد درصد افزایش یافته است.
در حالی که ایرانیان زیر بار فقر و تورم زندگی میکنند جمهوری اسلامی در ماههای اخیر یک میلیارد دلار ارز به گروه تروریستی حزبالله ارسال کرده است.
ایران کشور ثروتمندی ست اما زیر سایه حاکمیت جمهوری اسلامی، ایرانیان از مواهب زندگی در ایران محرومند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا #تورم
@Tavaana_TavaanaTech
🕊15💔4👍2❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
⚠️ هشدار درباره پیام جعلی ثبتنام وام بانک ملت
در روزهای اخیر، پیامی جعلی در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که کاربران را به یک لینک ناشناس هدایت میکند. بررسیها نشان میدهد هدف این پیام، دسترسی غیرمجاز به اطلاعات بانکی و نفوذ به حسابهای مالی و کاربری افراد است.
◾️توصیه مهم:
برای جلوگیری از سرقت اطلاعات، از باز کردن این لینکها و نمونههای مشابه آن خودداری کنید و در صورت دریافت، پیام را حذف یا آن را گزارش دهید تا مانع گسترش آن شوید.
💰 tavaanatech
در روزهای اخیر، پیامی جعلی در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که کاربران را به یک لینک ناشناس هدایت میکند. بررسیها نشان میدهد هدف این پیام، دسترسی غیرمجاز به اطلاعات بانکی و نفوذ به حسابهای مالی و کاربری افراد است.
◾️توصیه مهم:
برای جلوگیری از سرقت اطلاعات، از باز کردن این لینکها و نمونههای مشابه آن خودداری کنید و در صورت دریافت، پیام را حذف یا آن را گزارش دهید تا مانع گسترش آن شوید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13
هر ساله از ۲۵ نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه زنان، تا ۱۰ دسامبر، روز جهانی حقوق بشر، ۱۶ روز نارنجی؛ کارزاری شکل میگیرد با هدف توجه جهانی برای مقابله با خشونت علیه زنان.
ایران از جمله کشورهایی است که در آن خشونت خانگی علیه زنان غیرقابل انکار است و زنان بسیاری از این بابت زجر میکشند. قوانین جمهوری اسلامی در کنار فرهنگ مردسالارانه از جمله عوامل اصلی این خشونت خانگی هستند.
در عینحال برخی بر این باور هستند که پذیرش این ستم از سوی زنان و ظلمپذیری آنان نیز از جمله عوامل خشونت خانگی است.
شما ریشه اصلی خشونت خانگی علیه زنان ایرانی را چه میدانید؟
نامبرده مبتلا به «کور زنی» است
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/khamenei-against-women/
#حقوق_زنان #نه_به_جمهوری_اسلامی #تعصبات_مذهبی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ایران از جمله کشورهایی است که در آن خشونت خانگی علیه زنان غیرقابل انکار است و زنان بسیاری از این بابت زجر میکشند. قوانین جمهوری اسلامی در کنار فرهنگ مردسالارانه از جمله عوامل اصلی این خشونت خانگی هستند.
در عینحال برخی بر این باور هستند که پذیرش این ستم از سوی زنان و ظلمپذیری آنان نیز از جمله عوامل خشونت خانگی است.
شما ریشه اصلی خشونت خانگی علیه زنان ایرانی را چه میدانید؟
نامبرده مبتلا به «کور زنی» است
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/khamenei-against-women/
#حقوق_زنان #نه_به_جمهوری_اسلامی #تعصبات_مذهبی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💯15🕊4❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
حذف حساب ایکس پس از افشای استفاده از اینترنت طبقاتی توسط برخی خبرنگاران
صدرا محقق خبرنگار سابق شرق و روابط عمومی سایت دیوار از جمله خبرنگارانی بود که از اینترنت طبقاتی و سیمکارت سفید استفاده میکرد ولی بعد از تغییرات شبکه ایکس و نمایش موقعیت مکانی، سریعا اقدام به دیاکتیو و غیرفعال کردن حساب خود در ایکس کرد.
ماجرای حذف حساب کاربری صدرا محقق و امثال او بلافاصله پس از تغییرات فنی توییتر (ایکس)، تنها یک اتفاق ساده در فضای مجازی نیست؛ بلکه صدای مهیب فروریختن تشت رسوایی کسانی است که سالهاست نان را به نرخ روز میخورند و در حالی که مردم عادی زیر فشار سهمگین فیلترینگ له میشوند، آنها در بزرگراههای اختصاصی و بدون فیلتر «اینترنت طبقاتی» ویراژ میدهند.
نکته مهم تر اینکه تغییرات اخیر شبکه ایکس، بیشتر از آنکه یک آپدیت فنی باشد، یک «غربال اخلاقی» بود. نشان داد که چه کسانی «با مردم» هستند و چه کسانی بر مردم!
به گزارش رسانه زومیت که به تازگی منتشر کرده، حدود ۵۰ هزار نفر در ایران از این رانت حکومتی و سیم کارتهای بدون فیلتر استفاده میکردند.
💰 tavaanatech
صدرا محقق خبرنگار سابق شرق و روابط عمومی سایت دیوار از جمله خبرنگارانی بود که از اینترنت طبقاتی و سیمکارت سفید استفاده میکرد ولی بعد از تغییرات شبکه ایکس و نمایش موقعیت مکانی، سریعا اقدام به دیاکتیو و غیرفعال کردن حساب خود در ایکس کرد.
ماجرای حذف حساب کاربری صدرا محقق و امثال او بلافاصله پس از تغییرات فنی توییتر (ایکس)، تنها یک اتفاق ساده در فضای مجازی نیست؛ بلکه صدای مهیب فروریختن تشت رسوایی کسانی است که سالهاست نان را به نرخ روز میخورند و در حالی که مردم عادی زیر فشار سهمگین فیلترینگ له میشوند، آنها در بزرگراههای اختصاصی و بدون فیلتر «اینترنت طبقاتی» ویراژ میدهند.
نکته مهم تر اینکه تغییرات اخیر شبکه ایکس، بیشتر از آنکه یک آپدیت فنی باشد، یک «غربال اخلاقی» بود. نشان داد که چه کسانی «با مردم» هستند و چه کسانی بر مردم!
به گزارش رسانه زومیت که به تازگی منتشر کرده، حدود ۵۰ هزار نفر در ایران از این رانت حکومتی و سیم کارتهای بدون فیلتر استفاده میکردند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯24👍8💔7❤2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز شکرگزاری در ایالات متحده زمانی برای گردهم آمدن خانواده و دوستان، و صرف غذایی سنتی و شکرگزاری برای برخورداری از چیزهای خوب در زندگی است. این مراسم همچنین می تواند وسیله ای برای خدمت به دیگران در جامعه نیز باشد.
این تعطیلی که در ایالات متحده در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار می شود، ریشه در جشن های برداشت محصول دارد که در سال١٦٢١ در ایالتی که اکنون به عنوان ماساچوست شناخته می شود آغاز شد. سرخپوستان وامپانواگ به مهاجران انگلیسی آموختند که چگونه ذرت و دیگر محصولات بومی را بکارند و به آنها شیوه شکار کردن و ماهیگیری را نیز یاد دادند. مستعمره نشینان سرخپوستان نیکوکار وامپانواگ را برای جشنی به صرف بوقلمون، اردک و غاز وحشی، ماهی و صدف، ذرت، سبزیجات و میوه های خشک دعوت کردند و سرخپوستان نیز برای آنان گوشت گوزن آوردند.
مردم هنوز هم در روز شکرگزاری از محصولات بومی آمریکا استفاده می کنند: بوقلمون، سس کرنبری، پوره سیب زمینی، و تارت کدو تنبل برای دسر، ولی اهالی هر منطقه ایالات متحده تنوع خاص خود را در تهیه خوراک به کار می بندند.
در منطقه شمال شرق ایالات متحده، بوقلمون سفره عید شکرگزاری ممکن است به شربت درخت افرا آغشته شود و مواد داخل شکم آن با نان تست شده ، شاه بلوط ، رزماری و آویشن آمیخته شود. هیچ سفره شکرگزاری در بالتیمور بدون یک بشقاب اضافی sauerkraut (نوعی ترشی کلم برگ) کامل نیست و برخی ها در جنوب مواد داخل شکم بوقلمون را از نان ذرت و صدف تهیه می کنند و سیب زمینی شیرین را با مارش ملوی برشته شده سرو می کنند. آشپزها در جنوب غربی ایالات متحده ممکن است بوقلمون را به سس چیلی و زیره سبز آغشته کرده و بپزند.
روز شکرگزاری فرصتی برای آمریکایی ها است تا برای نعمت هایی که از آن برخوردارند #قدردانی کنند و آنها را با دیگران سهیم شوند. در بسیاری از شهرهای ایالات متحده، داوطلبان به تهیه شام روز #شکرگزاری کمک می کنند و آن را در #کلیساها، #مسجدها، #پرستشگاه ها، و دیگر مراکز مذهبی که از افراد همه #ادیان پذیرایی می کنند، به #محرومان و نیازمندان ارائه می دهند.
در این ویدیو، آمریکایی ها توضیح می دهند که در این روز شکر گزار چه چیزی هستند.
منبع:ShareAmerica
فیسبوک وزارت امور خارجه آمریکا به زبان فارسی
@Dialogue1402
روز شکرگزاری در ایالات متحده زمانی برای گردهم آمدن خانواده و دوستان، و صرف غذایی سنتی و شکرگزاری برای برخورداری از چیزهای خوب در زندگی است. این مراسم همچنین می تواند وسیله ای برای خدمت به دیگران در جامعه نیز باشد.
این تعطیلی که در ایالات متحده در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار می شود، ریشه در جشن های برداشت محصول دارد که در سال١٦٢١ در ایالتی که اکنون به عنوان ماساچوست شناخته می شود آغاز شد. سرخپوستان وامپانواگ به مهاجران انگلیسی آموختند که چگونه ذرت و دیگر محصولات بومی را بکارند و به آنها شیوه شکار کردن و ماهیگیری را نیز یاد دادند. مستعمره نشینان سرخپوستان نیکوکار وامپانواگ را برای جشنی به صرف بوقلمون، اردک و غاز وحشی، ماهی و صدف، ذرت، سبزیجات و میوه های خشک دعوت کردند و سرخپوستان نیز برای آنان گوشت گوزن آوردند.
مردم هنوز هم در روز شکرگزاری از محصولات بومی آمریکا استفاده می کنند: بوقلمون، سس کرنبری، پوره سیب زمینی، و تارت کدو تنبل برای دسر، ولی اهالی هر منطقه ایالات متحده تنوع خاص خود را در تهیه خوراک به کار می بندند.
در منطقه شمال شرق ایالات متحده، بوقلمون سفره عید شکرگزاری ممکن است به شربت درخت افرا آغشته شود و مواد داخل شکم آن با نان تست شده ، شاه بلوط ، رزماری و آویشن آمیخته شود. هیچ سفره شکرگزاری در بالتیمور بدون یک بشقاب اضافی sauerkraut (نوعی ترشی کلم برگ) کامل نیست و برخی ها در جنوب مواد داخل شکم بوقلمون را از نان ذرت و صدف تهیه می کنند و سیب زمینی شیرین را با مارش ملوی برشته شده سرو می کنند. آشپزها در جنوب غربی ایالات متحده ممکن است بوقلمون را به سس چیلی و زیره سبز آغشته کرده و بپزند.
روز شکرگزاری فرصتی برای آمریکایی ها است تا برای نعمت هایی که از آن برخوردارند #قدردانی کنند و آنها را با دیگران سهیم شوند. در بسیاری از شهرهای ایالات متحده، داوطلبان به تهیه شام روز #شکرگزاری کمک می کنند و آن را در #کلیساها، #مسجدها، #پرستشگاه ها، و دیگر مراکز مذهبی که از افراد همه #ادیان پذیرایی می کنند، به #محرومان و نیازمندان ارائه می دهند.
در این ویدیو، آمریکایی ها توضیح می دهند که در این روز شکر گزار چه چیزی هستند.
منبع:ShareAmerica
فیسبوک وزارت امور خارجه آمریکا به زبان فارسی
@Dialogue1402
🕊10👍8❤3🥰2
تداوم نگهداری زرتشت احمدی راغب در سلول انفرادی و بیخبری از وضعیت او
زرتشت احمدی راغب زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج نسانی است که هیچگاه در برابر ظلم سکوت نمیکند و همواره حاضر است که بهای این سکوت نکردن خود را بپردازد.
این انسان شریف در طی سالهای گذشته که در زندان قزلحصار، از اعضای اولیه رزار سهشنبههای نه به اعدام بود و همواره با نوشتن مطالبات خود که خواستههایی مدنی و حقوق بشری بود به جمع زندانیان جرایم عادی میرفت و آگاهی از حقوق بشر را سترش میداد زرتشت احمدی راغب در هر مکانی که حضور داشت مطالبهگری و حق محوری را به دیگران میآموخت. فضیلت اخلاقی رتشت احمدی راغب این است که همواره خود عامل به آن چیزی است که به دیگران توصیه میکند و ر جلوی صف قرار میگیرد.
زرتشت احمدی راغب را در پی پرونده سازی که در زندان علیه او صورت گرفت با حکمی دیگری از زندان قزلحصار به زندان مرکزی کرج بردند در حالی که بیش از ۲۵ روز بود که در اعتصاب غذا بود در روزهای اول او را به انفرادی برده بودند. او پس از انتقال به بند عمومی به اعتصاب خود پایان داده بود اما وقتی که اهد ظلمی شد که به زندانیان این زندان میشود طبق رویه همیشگی خود فریاد اعتراضش را بلند کرد پس از آن او را به صورت تنبیهی به سلول انفرادی منتقل کردند تا صدایش را خاموش کنند.
سلول انفرادی در دوران حبس برای حکومت کارکردش این است که از این طریق زندانیان را تحت فشار شدید قرار دهد تا آنها تن به سکوت دهند و اعتراض نکنند اما زهی خیال باطل!
زرتشت احمدیراغب را به دلیل اعتراض به سیاستهای زندان، هواخوری اجباری، قطعبودن تلفن و محدودیت تماس برای زندانیان سیاسی به سلول انفرادی منتقل کردند، اعتراض به نقض حقوق اولیه و ابتدایی هر زندانی.
آنها از سرایت شهامت زرتشت به سایر زندانیان در هراس هستند. او که با زبان ساده و همهفهم، مطالبهگری میکند و با جانش و تمام وجودش معلم ایستادگی میشود.
صدای زرتشت احمدی راغب باشیم، صدای منش و روش او برای حفظ عزت و کرامت انسانی.
#زرتشت_احمدی_راغب #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زرتشت احمدی راغب زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج نسانی است که هیچگاه در برابر ظلم سکوت نمیکند و همواره حاضر است که بهای این سکوت نکردن خود را بپردازد.
این انسان شریف در طی سالهای گذشته که در زندان قزلحصار، از اعضای اولیه رزار سهشنبههای نه به اعدام بود و همواره با نوشتن مطالبات خود که خواستههایی مدنی و حقوق بشری بود به جمع زندانیان جرایم عادی میرفت و آگاهی از حقوق بشر را سترش میداد زرتشت احمدی راغب در هر مکانی که حضور داشت مطالبهگری و حق محوری را به دیگران میآموخت. فضیلت اخلاقی رتشت احمدی راغب این است که همواره خود عامل به آن چیزی است که به دیگران توصیه میکند و ر جلوی صف قرار میگیرد.
زرتشت احمدی راغب را در پی پرونده سازی که در زندان علیه او صورت گرفت با حکمی دیگری از زندان قزلحصار به زندان مرکزی کرج بردند در حالی که بیش از ۲۵ روز بود که در اعتصاب غذا بود در روزهای اول او را به انفرادی برده بودند. او پس از انتقال به بند عمومی به اعتصاب خود پایان داده بود اما وقتی که اهد ظلمی شد که به زندانیان این زندان میشود طبق رویه همیشگی خود فریاد اعتراضش را بلند کرد پس از آن او را به صورت تنبیهی به سلول انفرادی منتقل کردند تا صدایش را خاموش کنند.
سلول انفرادی در دوران حبس برای حکومت کارکردش این است که از این طریق زندانیان را تحت فشار شدید قرار دهد تا آنها تن به سکوت دهند و اعتراض نکنند اما زهی خیال باطل!
زرتشت احمدیراغب را به دلیل اعتراض به سیاستهای زندان، هواخوری اجباری، قطعبودن تلفن و محدودیت تماس برای زندانیان سیاسی به سلول انفرادی منتقل کردند، اعتراض به نقض حقوق اولیه و ابتدایی هر زندانی.
آنها از سرایت شهامت زرتشت به سایر زندانیان در هراس هستند. او که با زبان ساده و همهفهم، مطالبهگری میکند و با جانش و تمام وجودش معلم ایستادگی میشود.
صدای زرتشت احمدی راغب باشیم، صدای منش و روش او برای حفظ عزت و کرامت انسانی.
#زرتشت_احمدی_راغب #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊6❤2👍1👎1
سزای زرتشت احمدی راغب، که دل در گرو آزادی و سربلندی این خاک دارد، زندان و شکنجه و آزار نیست
✍️حسین رونقی
زرتشت احمدی راغب، فعال مشروطهخواه و از مدافعان حقوق بشر، در حالی روزهای سختی را در انفرادی و اعتصاب غذا میگذراند که سکوت و بیتفاوتی خطرناکی از سوی نیروهای سیاسی نسبت به وضعیت او مشاهده میشود. او باید ماهها پیش آزاد میشد؛ اما بهخاطر ایستادگیاش در مخالفت با احکام اعدام، دفاع از حقوق زندانیان، اعتراض به تخلفات مسئولان زندان قزلحصار و پروندهسازیهای دادستانی کرج، نهتنها آزاد نشد بلکه با حکمی دیگر در زندان باقی ماند.
زرتشت در سلول کوچک خود با نوشتن شعارهایی بر دیوار، خواستهها و آرمانهایش را که سالها برای آنها هزینه داده، بیان کرده است: رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی، آزادی زندانیان سیاسی، پایان اعدام، سرکوب و استبداد، حاکمیت مردم و قانون، آزادی عقیده، بیان و قلم، حق زندگی، حق انتخاب، برکناری حاکمان فاسد و دیکتاتور، انتخابات آزاد و قانون اساسی جدید، آزادی احزاب و تشکلهای مردمنهاد، رسانهها و مطبوعات مستقل، و حق اعتراض، انتقاد، مخالفت و راهپیمایی بدون ترس از سرکوب.
اینها خواستههای طبیعی و ابتدایی یک انسان آزاده است. زرتشت احمدی راغب سالهاست با شرافت و صداقت، از ایران و رنج مردمش سخن گفته و هزینه داده است. سزای چنین انسانی، و هیچکس دیگری که دل در گرو آزادی و سربلندی این خاک دارد، زندان و شکنجه و آزار نیست. ما نسبت به سلامت و جان او و بیخبری از وضعیتش عمیقاً نگرانیم. آزادی بیان حق مردم است؛ مردمی که باید بتوانند حکومت را نقد کنند، با آن مخالفت کنند و بدون ترس، صدای اعتراضشان را بلند کنند.
زرتشت احمدی راغب یک انسان شریف است که تنها خواستهاش آزادی، عدالت و پیشرفت سرزمینش بوده است. او بهعنوان یک نیروی ملیگرا در زندان نیز نسبت به حقوق زندانیان و قربانیان بیتفاوت نبود. سرنوشت انسانهایی که برای حق و کرامت مردم ایستادهاند، نباید قربانی سرکوب و بیتفاوتی شود. زرتشت، تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی را وجدان بیدار جامعه میداند و معتقد است که آنها باید آزاد شوند.
از کانال تلگرام حسین رونقی
@Hosseinronaghi
#زرتشت_احمدی_راغب #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️حسین رونقی
زرتشت احمدی راغب، فعال مشروطهخواه و از مدافعان حقوق بشر، در حالی روزهای سختی را در انفرادی و اعتصاب غذا میگذراند که سکوت و بیتفاوتی خطرناکی از سوی نیروهای سیاسی نسبت به وضعیت او مشاهده میشود. او باید ماهها پیش آزاد میشد؛ اما بهخاطر ایستادگیاش در مخالفت با احکام اعدام، دفاع از حقوق زندانیان، اعتراض به تخلفات مسئولان زندان قزلحصار و پروندهسازیهای دادستانی کرج، نهتنها آزاد نشد بلکه با حکمی دیگر در زندان باقی ماند.
زرتشت در سلول کوچک خود با نوشتن شعارهایی بر دیوار، خواستهها و آرمانهایش را که سالها برای آنها هزینه داده، بیان کرده است: رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی، آزادی زندانیان سیاسی، پایان اعدام، سرکوب و استبداد، حاکمیت مردم و قانون، آزادی عقیده، بیان و قلم، حق زندگی، حق انتخاب، برکناری حاکمان فاسد و دیکتاتور، انتخابات آزاد و قانون اساسی جدید، آزادی احزاب و تشکلهای مردمنهاد، رسانهها و مطبوعات مستقل، و حق اعتراض، انتقاد، مخالفت و راهپیمایی بدون ترس از سرکوب.
اینها خواستههای طبیعی و ابتدایی یک انسان آزاده است. زرتشت احمدی راغب سالهاست با شرافت و صداقت، از ایران و رنج مردمش سخن گفته و هزینه داده است. سزای چنین انسانی، و هیچکس دیگری که دل در گرو آزادی و سربلندی این خاک دارد، زندان و شکنجه و آزار نیست. ما نسبت به سلامت و جان او و بیخبری از وضعیتش عمیقاً نگرانیم. آزادی بیان حق مردم است؛ مردمی که باید بتوانند حکومت را نقد کنند، با آن مخالفت کنند و بدون ترس، صدای اعتراضشان را بلند کنند.
زرتشت احمدی راغب یک انسان شریف است که تنها خواستهاش آزادی، عدالت و پیشرفت سرزمینش بوده است. او بهعنوان یک نیروی ملیگرا در زندان نیز نسبت به حقوق زندانیان و قربانیان بیتفاوت نبود. سرنوشت انسانهایی که برای حق و کرامت مردم ایستادهاند، نباید قربانی سرکوب و بیتفاوتی شود. زرتشت، تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی را وجدان بیدار جامعه میداند و معتقد است که آنها باید آزاد شوند.
از کانال تلگرام حسین رونقی
@Hosseinronaghi
#زرتشت_احمدی_راغب #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍30❤7🕊6
با خشونت علیه زنان مبارزه کنیم
طرح از مانا نیستانی
اصلیترین دلایل خشونت علیه زنان در ایران را چه میدانید؟
به نظر شما آیا ظرفیتهای حقوقی موجود توان اعاده حقوق زنان را دارند؟
#زنان #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با خشونت علیه زنان مبارزه کنیم
طرح از مانا نیستانی
اصلیترین دلایل خشونت علیه زنان در ایران را چه میدانید؟
به نظر شما آیا ظرفیتهای حقوقی موجود توان اعاده حقوق زنان را دارند؟
#زنان #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12
با خشونت علیه زنان مبارزه کنیم
طرح از مانا نیستانی
اصلیترین دلایل خشونت علیه زنان در ایران را چه میدانید؟
به نظر شما آیا ظرفیتهای حقوقی موجود توان اعاده حقوق زنان را دارند؟
مسئولیت نهادهای مدنی در این خصوص چیست؟
#زنان #خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از مانا نیستانی
اصلیترین دلایل خشونت علیه زنان در ایران را چه میدانید؟
به نظر شما آیا ظرفیتهای حقوقی موجود توان اعاده حقوق زنان را دارند؟
مسئولیت نهادهای مدنی در این خصوص چیست؟
#زنان #خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊23👍6❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این نجوای مادرانه مادر جاویدنام سامان محمدی خیاره است که بدون ملاقات آخر اعدام شد. مزارش را بیست روز بعد به خانوادهاش نشان دادند.
سامان محمدی خیاره زندانی که در ۱۹ سالگی بازداشت و در ۳۵ سالگی اعدام شد.
سامان در بهمن ۱۳۸۸ بازداشت شد و چند ماه بعد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی، به اتهام «محاربه»، «عضویت در گروههای مخالف نظام» به اعدام محکوم گردید.
این حکم در شعبه ۴۱ دیوان عالی جمهوری اسلامی به دلیل نبود ادله کافی نقض شد و شعبه همعرض او را به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم کرد. اما با فشار نهادهای امنیتی، حکم زندان نیز لغو و دوباره پرونده او به سمت صدور حکم اعدام سوق داده شد.
سامان محمدی بارها اعلام کرده بود که اعترافاتش تحت شکنجه و فشار شدید گرفته شده و اتهام قتل و مشارکت در عملیات مسلحانه را به صراحت رد کرده است. او تأکید کرده بود که تمام اعترافاتش ساختگی و در بازجوییهای همراه با شکنجه به او تحمیل شده است.
او در این ۱۶ سال حبس حتی یک روز هم مرخصی نداشت. فرزندش که بعد از بازداشت او متولد شد، تنها در اتاق ملاقات زندان توانست پدر را ببیند و امروز در ۱۶ سالگی، با داغ سنگین اعدام پدر روبهرو شد.
سامان دو بار پیشتر تا پای اجرای حکم اعدام برده شد اما متوقف گردید. با این حال، تحت فشار نهادهای امنیتی سرانجام حکم مرگ او به اجرا درآمد. این اعدام ناگهانی و بدون اطلاع خانواده صورت گرفت؛ خانوادهای که پس از سالها امید به آزادی، حالا داغدار شدند.
#سامان_محمدی_خیاره #دادخواهی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سامان محمدی خیاره زندانی که در ۱۹ سالگی بازداشت و در ۳۵ سالگی اعدام شد.
سامان در بهمن ۱۳۸۸ بازداشت شد و چند ماه بعد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی، به اتهام «محاربه»، «عضویت در گروههای مخالف نظام» به اعدام محکوم گردید.
این حکم در شعبه ۴۱ دیوان عالی جمهوری اسلامی به دلیل نبود ادله کافی نقض شد و شعبه همعرض او را به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم کرد. اما با فشار نهادهای امنیتی، حکم زندان نیز لغو و دوباره پرونده او به سمت صدور حکم اعدام سوق داده شد.
سامان محمدی بارها اعلام کرده بود که اعترافاتش تحت شکنجه و فشار شدید گرفته شده و اتهام قتل و مشارکت در عملیات مسلحانه را به صراحت رد کرده است. او تأکید کرده بود که تمام اعترافاتش ساختگی و در بازجوییهای همراه با شکنجه به او تحمیل شده است.
او در این ۱۶ سال حبس حتی یک روز هم مرخصی نداشت. فرزندش که بعد از بازداشت او متولد شد، تنها در اتاق ملاقات زندان توانست پدر را ببیند و امروز در ۱۶ سالگی، با داغ سنگین اعدام پدر روبهرو شد.
سامان دو بار پیشتر تا پای اجرای حکم اعدام برده شد اما متوقف گردید. با این حال، تحت فشار نهادهای امنیتی سرانجام حکم مرگ او به اجرا درآمد. این اعدام ناگهانی و بدون اطلاع خانواده صورت گرفت؛ خانوادهای که پس از سالها امید به آزادی، حالا داغدار شدند.
#سامان_محمدی_خیاره #دادخواهی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊7❤2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هفت سال پیش در چنین روزی، علیرضا رضایی درگذشت. حتی تصور آن نیز در باور ما نمیگنجید که خبر از درگذشت علیرضا رضایی - طنزپرداز و برنامه ساز - بشنویم. آن اندازه هضم آن دشوار بود که گفتیم نکند علیرضا مرگ را هم به بازی گرفته است؟ نکند این هم سکانسی از طنازیهای تمام نشدنی اوست؟ اما دست سنگین واقعیت، زمختتر از این حرفهاست! علیرضا رضایی، رفیق و دوست خوب ما، که آموزشکده توانا افتخار همکاری با او را داشت، هفت سال پیش رفت و دوستدارانش را در میان خاطراتی سراسر شیرین تنها گذاشت. او در یکی از آخرین توییتهای خود از بیماری قلبی خود گفته بود. از قلبی که میگفت برای ایران میتپد. چه حیف علیرضا! حیف که ایران میهن دوستی چون تو را در این جوانی و آن هم در خاک غریب، از دست داد. یادت برای ما همیشه زنده است.
امروز سالگرد درگذشت علیرضا رضایی است.
به همین مناسبت این ویدئوی خلاصه از یکی برنامههای شفافسازی را که یکی از دوستان علیرضا ارسال کرده، تقدیم به شما میکنیم و یاد علیرضا را هم گرامی میداریم.
#علیرضا_رضایی #اعتراضات_سراسری #تظاهرات_سراسری #انقلاب_اسلامی #IranProtestsِ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
امروز سالگرد درگذشت علیرضا رضایی است.
به همین مناسبت این ویدئوی خلاصه از یکی برنامههای شفافسازی را که یکی از دوستان علیرضا ارسال کرده، تقدیم به شما میکنیم و یاد علیرضا را هم گرامی میداریم.
#علیرضا_رضایی #اعتراضات_سراسری #تظاهرات_سراسری #انقلاب_اسلامی #IranProtestsِ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤1
Forwarded from آموزشکده توانا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هفت سال پیش در چنین روزی، علیرضا رضایی درگذشت. حتی تصور آن نیز در باور ما نمیگنجید که خبر از درگذشت علیرضا رضایی - طنزپرداز و برنامه ساز - بشنویم. آن اندازه هضم آن دشوار بود که گفتیم نکند علیرضا مرگ را هم به بازی گرفته است؟ نکند این هم سکانسی از طنازیهای تمام نشدنی اوست؟ اما دست سنگین واقعیت، زمختتر از این حرفهاست! علیرضا رضایی، رفیق و دوست خوب ما، که آموزشکده توانا افتخار همکاری با او را داشت، هفت سال پیش رفت و دوستدارانش را در میان خاطراتی سراسر شیرین تنها گذاشت. او در یکی از آخرین توییتهای خود از بیماری قلبی خود گفته بود. از قلبی که میگفت برای ایران میتپد. چه حیف علیرضا! حیف که ایران میهن دوستی چون تو را در این جوانی و آن هم در خاک غریب، از دست داد. یادت برای ما همیشه زنده است.
امروز سالگرد درگذشت علیرضا رضایی است.
به همین مناسبت این ویدئوی خلاصه از یکی برنامههای شفافسازی را که یکی از دوستان علیرضا ارسال کرده، تقدیم به شما میکنیم و یاد علیرضا را هم گرامی میداریم.
#علیرضا_رضایی #اعتراضات_سراسری #تظاهرات_سراسری #انقلاب_اسلامی #IranProtestsِ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
امروز سالگرد درگذشت علیرضا رضایی است.
به همین مناسبت این ویدئوی خلاصه از یکی برنامههای شفافسازی را که یکی از دوستان علیرضا ارسال کرده، تقدیم به شما میکنیم و یاد علیرضا را هم گرامی میداریم.
#علیرضا_رضایی #اعتراضات_سراسری #تظاهرات_سراسری #انقلاب_اسلامی #IranProtestsِ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤2
Forwarded from گفتوشنود
یک فرد نظر کرده
خالق اثر: مانا نیستانی
#سیم_کارت_سفید
#اینترنت_سفید
#اینترنت_طبقاتی
@mananey
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
یک فرد نظر کرده
خالق اثر: مانا نیستانی
#سیم_کارت_سفید
#اینترنت_سفید
#اینترنت_طبقاتی
@mananey
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍32
عفو رهبری امتیاز نیست؛ دخالت در حقی است که از اساس متعلق به مردم است
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان
بحث «عفو رهبری» برای زندانیان سیاسی، یکی از پیچیدهترین و در عین حال تحریفشدهترین مفاهیم در سازوکار قدرت در جمهوری اسلامی است. ما مردم معمولاً از کنار این موضوع سطحی عبور میکنیم، در حالیکه در دل آن یک مسئله بنیادین نهفته است: مصادره کامل حق آزادی به نام رهبر!
در یک جامعه سالم، آزادی بیان حتی برای دگراندیش، مخالف، منتقد و معترض حق طبیعی و غیرقابل مذاکرهی هر شهروند است. جامعهای رشد میکند که صداهای متفاوت در آن حضور داشته باشند و حذف و زندانی کردن دگراندیش تبدیل به ابزار اداره جامعه نشود. اما جمهوری اسلامی طی چهار دهه جامعه را به «ما» و «دیگری» تقسیم کرده؛ دیگری را دشمن نامیده و سپس همان دشمننامگذاری را مبنای زندان، سرکوب و حذف قرار داده است.
حالا پس از زندانی کردن دگراندیشان، همان قدرتی که حق آزادی را از آنها گرفته، با مفهومی به نام «عفو رهبری» وارد میشود؛ گویی لطفی میکند یا امتیازی میبخشد.
اما باید مسئله را از ریشه دید:
عفو رهبری امتیاز نیست؛ دخالت در حقی است که از اساس متعلق به مردم است.
قبل از آنکه ما این «عفو» را امتیاز مثبت یا منفی برای یک زندانی بدانیم، باید بپرسیم:
اصلاً رهبر از کجا چنین حقی دارد که آزادی شهروند راکه حق طبیعی اوست به نام «عفو» به خودش نسبت دهد؟
وقتی آزادی یک حق طبیعی و حق بدیهی شهروند است، هیچ رهبر، هیچ حکومت و هیچ نهادی حق ندارد آن را در قالب یک «بخشنامه» به انسانها ببخشد یا پس بگیرد. این ترفند قدرت است:
«تبدیل حق مردم به امتیاز حاکم.»
دقیقاً همین جاست که باید حساس شویم. زیرا اگر ما از ابتدا آزادی را بدون قید و شرط، حق غیرقابل معامله خود بدانیم، دیگر اجازه نمیدهیم قدرت آن را مصادره کرده و با نام «عفو» به خود ما بفروشد.
مشکل آنجاست که مردم را مقابل هم قرار میدهند.
پس از اعلام عفو، جامعه درگیر این بحث میشود که:
چرا فلانی «درخواست عفو» داد؟
آیا این یعنی کرنش؟
چرا آن یکی نداد؟
این یک امتیاز حکومتی است یا نیست؟
اما این مجادله از ریشه غلط است.
مشکل نه «درخواست عفو» است و نه «نپذیرفتن عفو».
مشکل در آن حقی است که اصلاً نباید در اختیار رهبر باشد.
قدرت سیاسی با خلق مفهوم «عفو»، ابتدا آزادی را از شهروند میگیرد، بعد آن را به شکل هدیه، لطف یا امتیاز بازمیگرداند و جامعه را هم به جان هم میاندازد.
سؤال اصلی همین است: چرا باید از اساس حق آزادی در اختیار رهبر باشد؟
مگر او کیست که آزادی، این حق طبیعی و انسانی را بدهد یا ندهد؟
این پرسش خط قرمز واقعی است.
اگر ما شهروند مطالبهگر باشیم و از ابتدا آزادی را «حق» بنامیم نه «امتیاز»، هیچ قدرتی نمیتواند آن را گروگان بگیرد و سپس در قالب «عفو رهبری» توزیع کند.
و اگر زندانی سیاسی با «عفو رهبری» آزاد شود، این نه امتیاز است و نه لطف؛
این همان آزادیِ مصادرهشدهای است که حق طبیعی او بوده و باید از چنگ قدرت با هر شکل چه با درخواست چه بی درخواست پس گرفته میشد.
قدرت سیاسی با مصادره آزادی، آن را تبدیل به «هدیه» میکند؛ اما زندانی سیاسی که با این عفو آزاد میشود، در واقع چیزی نگرفته جز بازگشت به حق اولیهاش حقی که هیچگاه نباید از او گرفته میشد.
من برای زندانیان سیاسیای که با عفو رهبری آزاد شدهاند و با وجود تمام فشارها، انگها و روایتسازیهای حکومتی، پس از آزادی دوباره با عقاید خود و برای آزادی ادامه میدهند، احترام عمیق قائلم.
این انسانها نه امتیاز گرفتهاند، نه مماشات کردهاند؛
بلکه حق طبیعی خود را از سیستمی پس گرفتهاند که آزادی را امتیازی شخصی برای رهبر تعریف کرده است.
آنها مسیرشان را گم نکردهاند، خاموش نشدهاند و نترسیدهاند.
قدرت شاید بتواند یک آزادی را در پروندهها گروگان بگیرد،
اما نمیتواند ارادهی آزاداندیشان را مصادره کرد؛
آزادی را باید پس گرفت هر نامی که قدرت روی آن بگذارد.
همانطور که اریکا چنووت و ماریا استفن در کتاب «چرا مقاومت مدنی موفق میشود» نشان میدهند، رژیمهای اقتدارگرا برای کنترل جنبشهای آزادیخواهانه فقط از ابزار خشونت استفاده نمیکنند؛ بلکه از ابزارهای نرمسرکوب مانند عفو، تخفیف حکم، بخشنامههای مناسبتی و آزادیهای گزینشی بهره میگیرند تا جنبش را تقسیم، سردرگم و بیاثر کنند.
در این الگو، حکومت ابتدا حق طبیعی شهروند را میگیرد و سپس بخشی از همان حق را در قالب «عفو» بازمیگرداند تا:
بخشی از جامعه را رام کند،
بخشی را علیه هم بشوراند،
و حس «امتیاز گرفتن» یا «امتیاز دادن» را جایگزین مفهوم حق شهروندی کند این دقیقاً یکی از روشهای کلاسیک دولتهای سرکوبگر برای شکستن انسجام جنبشهای مدنی است: مصادرهی حق آزادی و عرضهکردن آن بهعنوان لطف حکومت.
#حقوق_بشر #حقوق_مدنی #آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان
بحث «عفو رهبری» برای زندانیان سیاسی، یکی از پیچیدهترین و در عین حال تحریفشدهترین مفاهیم در سازوکار قدرت در جمهوری اسلامی است. ما مردم معمولاً از کنار این موضوع سطحی عبور میکنیم، در حالیکه در دل آن یک مسئله بنیادین نهفته است: مصادره کامل حق آزادی به نام رهبر!
در یک جامعه سالم، آزادی بیان حتی برای دگراندیش، مخالف، منتقد و معترض حق طبیعی و غیرقابل مذاکرهی هر شهروند است. جامعهای رشد میکند که صداهای متفاوت در آن حضور داشته باشند و حذف و زندانی کردن دگراندیش تبدیل به ابزار اداره جامعه نشود. اما جمهوری اسلامی طی چهار دهه جامعه را به «ما» و «دیگری» تقسیم کرده؛ دیگری را دشمن نامیده و سپس همان دشمننامگذاری را مبنای زندان، سرکوب و حذف قرار داده است.
حالا پس از زندانی کردن دگراندیشان، همان قدرتی که حق آزادی را از آنها گرفته، با مفهومی به نام «عفو رهبری» وارد میشود؛ گویی لطفی میکند یا امتیازی میبخشد.
اما باید مسئله را از ریشه دید:
عفو رهبری امتیاز نیست؛ دخالت در حقی است که از اساس متعلق به مردم است.
قبل از آنکه ما این «عفو» را امتیاز مثبت یا منفی برای یک زندانی بدانیم، باید بپرسیم:
اصلاً رهبر از کجا چنین حقی دارد که آزادی شهروند راکه حق طبیعی اوست به نام «عفو» به خودش نسبت دهد؟
وقتی آزادی یک حق طبیعی و حق بدیهی شهروند است، هیچ رهبر، هیچ حکومت و هیچ نهادی حق ندارد آن را در قالب یک «بخشنامه» به انسانها ببخشد یا پس بگیرد. این ترفند قدرت است:
«تبدیل حق مردم به امتیاز حاکم.»
دقیقاً همین جاست که باید حساس شویم. زیرا اگر ما از ابتدا آزادی را بدون قید و شرط، حق غیرقابل معامله خود بدانیم، دیگر اجازه نمیدهیم قدرت آن را مصادره کرده و با نام «عفو» به خود ما بفروشد.
مشکل آنجاست که مردم را مقابل هم قرار میدهند.
پس از اعلام عفو، جامعه درگیر این بحث میشود که:
چرا فلانی «درخواست عفو» داد؟
آیا این یعنی کرنش؟
چرا آن یکی نداد؟
این یک امتیاز حکومتی است یا نیست؟
اما این مجادله از ریشه غلط است.
مشکل نه «درخواست عفو» است و نه «نپذیرفتن عفو».
مشکل در آن حقی است که اصلاً نباید در اختیار رهبر باشد.
قدرت سیاسی با خلق مفهوم «عفو»، ابتدا آزادی را از شهروند میگیرد، بعد آن را به شکل هدیه، لطف یا امتیاز بازمیگرداند و جامعه را هم به جان هم میاندازد.
سؤال اصلی همین است: چرا باید از اساس حق آزادی در اختیار رهبر باشد؟
مگر او کیست که آزادی، این حق طبیعی و انسانی را بدهد یا ندهد؟
این پرسش خط قرمز واقعی است.
اگر ما شهروند مطالبهگر باشیم و از ابتدا آزادی را «حق» بنامیم نه «امتیاز»، هیچ قدرتی نمیتواند آن را گروگان بگیرد و سپس در قالب «عفو رهبری» توزیع کند.
و اگر زندانی سیاسی با «عفو رهبری» آزاد شود، این نه امتیاز است و نه لطف؛
این همان آزادیِ مصادرهشدهای است که حق طبیعی او بوده و باید از چنگ قدرت با هر شکل چه با درخواست چه بی درخواست پس گرفته میشد.
قدرت سیاسی با مصادره آزادی، آن را تبدیل به «هدیه» میکند؛ اما زندانی سیاسی که با این عفو آزاد میشود، در واقع چیزی نگرفته جز بازگشت به حق اولیهاش حقی که هیچگاه نباید از او گرفته میشد.
من برای زندانیان سیاسیای که با عفو رهبری آزاد شدهاند و با وجود تمام فشارها، انگها و روایتسازیهای حکومتی، پس از آزادی دوباره با عقاید خود و برای آزادی ادامه میدهند، احترام عمیق قائلم.
این انسانها نه امتیاز گرفتهاند، نه مماشات کردهاند؛
بلکه حق طبیعی خود را از سیستمی پس گرفتهاند که آزادی را امتیازی شخصی برای رهبر تعریف کرده است.
آنها مسیرشان را گم نکردهاند، خاموش نشدهاند و نترسیدهاند.
قدرت شاید بتواند یک آزادی را در پروندهها گروگان بگیرد،
اما نمیتواند ارادهی آزاداندیشان را مصادره کرد؛
آزادی را باید پس گرفت هر نامی که قدرت روی آن بگذارد.
همانطور که اریکا چنووت و ماریا استفن در کتاب «چرا مقاومت مدنی موفق میشود» نشان میدهند، رژیمهای اقتدارگرا برای کنترل جنبشهای آزادیخواهانه فقط از ابزار خشونت استفاده نمیکنند؛ بلکه از ابزارهای نرمسرکوب مانند عفو، تخفیف حکم، بخشنامههای مناسبتی و آزادیهای گزینشی بهره میگیرند تا جنبش را تقسیم، سردرگم و بیاثر کنند.
در این الگو، حکومت ابتدا حق طبیعی شهروند را میگیرد و سپس بخشی از همان حق را در قالب «عفو» بازمیگرداند تا:
بخشی از جامعه را رام کند،
بخشی را علیه هم بشوراند،
و حس «امتیاز گرفتن» یا «امتیاز دادن» را جایگزین مفهوم حق شهروندی کند این دقیقاً یکی از روشهای کلاسیک دولتهای سرکوبگر برای شکستن انسجام جنبشهای مدنی است: مصادرهی حق آزادی و عرضهکردن آن بهعنوان لطف حکومت.
#حقوق_بشر #حقوق_مدنی #آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍28❤5
Forwarded from گفتوشنود
شئانگاری زنان؛
اگر زن را انسان ببینید، دیگر ابژهٔ جنسی نمیشود؛ حاجآقا!
پیام همراهان
حاجآقا، این بار وقتی خانمی را دیدید و احساس جذابیت کردید، لحظهای مکث کنید و با خود بگویید: او انسان است؛ نه کالا، نه ابزار، و نه تهدید. انسانی با زندگی، رنجها، آرزوها و کرامتی مستقل از نگاه من و شما. همین یک مکث میتواند نقطهٔ آغاز اخلاق جنسی باشد.
در روزهای اخیر برخی طرفداران جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی نوشتند:
«ما شهید ندادهایم که خانمها باسنشان را روی موتور بگذارند و در شهر نمایش بدهند.»
جملهای که شاید از سر تکلیف دینی گفته شود، اما در حقیقت پرده از مشکلی جدیتر برمیدارد: اینکه زن نه بهعنوان شخص، بلکه بهعنوان «ابژه» دیده میشود؛ چیزی برای ارزیابی، کنترل یا محدود کردن.
فیلسوفان اخلاق دربارهٔ همین خطر هشدار دادهاند. به عنوان نمونه کانت میگفت:
«با انسان همچون هدف رفتار کن، نه وسیله.»
وقتی زن را «نمایش» مینامیم، ناخواسته او را وسیلهای برای تنظیم میل خود کردهایم. این نگاه، حتی اگر از دل دین برآید، نتیجهاش چیزی جز تقلیل انسان به شیء نیست.
در کنار این، نباید نقش سرکوب و گناهانگاری میل جنسی را نادیده گرفت. جامعهای که به جای آموزش و پذیرش، تنها «بترساند» و «سرزنش کند»، مردانی میپروراند که میل طبیعی خود را نمیشناسند؛ و چون توان مدیریت آن را ندارند، مسئولیت را از خود به دیگری منتقل میکنند. این انتقال مسئولیت معمولاً با خشم نسبت به زنان همراه میشود:
«تو پوشیده شو تا من آرام شوم.»
اما اخلاق جنسی از اینجا آغاز نمیشود؛ از مسئولیتپذیری فردی آغاز میشود. اینکه هرکس ابتدا نگاه خویش را تنظیم کند، نه آزادی دیگری را محدود.
قرآن نیز بر همین اصل تأکید دارد:
«عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ»
یعنی نخست مراقب خود باشید؛ گمراهی یا رفتار دیگری تا شما هدایتیافته باشید، به شما آسیب نمیرساند.
پس حاجآقا، اگر زن را «شخص» ببینید نه «شیء»، نه تحریک آزاردهنده میشود و نه حضور او تهدید. مشکل از زنان نیست؛ از نگاهی است که انسان را تا حد «ابژه» پایین میآورد. اصلاح این نگاه، آغازِ اخلاقیتر شدنِ همهٔ ماست.
#خشونت_علیه_زنان #حقوق_زنان #ابژه_جنسی #برایری_جنسیتی #انسان_زدایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شئانگاری زنان؛
اگر زن را انسان ببینید، دیگر ابژهٔ جنسی نمیشود؛ حاجآقا!
پیام همراهان
حاجآقا، این بار وقتی خانمی را دیدید و احساس جذابیت کردید، لحظهای مکث کنید و با خود بگویید: او انسان است؛ نه کالا، نه ابزار، و نه تهدید. انسانی با زندگی، رنجها، آرزوها و کرامتی مستقل از نگاه من و شما. همین یک مکث میتواند نقطهٔ آغاز اخلاق جنسی باشد.
در روزهای اخیر برخی طرفداران جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی نوشتند:
«ما شهید ندادهایم که خانمها باسنشان را روی موتور بگذارند و در شهر نمایش بدهند.»
جملهای که شاید از سر تکلیف دینی گفته شود، اما در حقیقت پرده از مشکلی جدیتر برمیدارد: اینکه زن نه بهعنوان شخص، بلکه بهعنوان «ابژه» دیده میشود؛ چیزی برای ارزیابی، کنترل یا محدود کردن.
فیلسوفان اخلاق دربارهٔ همین خطر هشدار دادهاند. به عنوان نمونه کانت میگفت:
«با انسان همچون هدف رفتار کن، نه وسیله.»
وقتی زن را «نمایش» مینامیم، ناخواسته او را وسیلهای برای تنظیم میل خود کردهایم. این نگاه، حتی اگر از دل دین برآید، نتیجهاش چیزی جز تقلیل انسان به شیء نیست.
در کنار این، نباید نقش سرکوب و گناهانگاری میل جنسی را نادیده گرفت. جامعهای که به جای آموزش و پذیرش، تنها «بترساند» و «سرزنش کند»، مردانی میپروراند که میل طبیعی خود را نمیشناسند؛ و چون توان مدیریت آن را ندارند، مسئولیت را از خود به دیگری منتقل میکنند. این انتقال مسئولیت معمولاً با خشم نسبت به زنان همراه میشود:
«تو پوشیده شو تا من آرام شوم.»
اما اخلاق جنسی از اینجا آغاز نمیشود؛ از مسئولیتپذیری فردی آغاز میشود. اینکه هرکس ابتدا نگاه خویش را تنظیم کند، نه آزادی دیگری را محدود.
قرآن نیز بر همین اصل تأکید دارد:
«عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ»
یعنی نخست مراقب خود باشید؛ گمراهی یا رفتار دیگری تا شما هدایتیافته باشید، به شما آسیب نمیرساند.
پس حاجآقا، اگر زن را «شخص» ببینید نه «شیء»، نه تحریک آزاردهنده میشود و نه حضور او تهدید. مشکل از زنان نیست؛ از نگاهی است که انسان را تا حد «ابژه» پایین میآورد. اصلاح این نگاه، آغازِ اخلاقیتر شدنِ همهٔ ماست.
#خشونت_علیه_زنان #حقوق_زنان #ابژه_جنسی #برایری_جنسیتی #انسان_زدایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍28❤5🕊2