آموزشکده توانا
49.6K subscribers
41.2K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
اگر زجر نکشد و نمیرد، مبارز نیست؟
بازاندیشی در «اسطورهٔ قربانی» و معنای مقاومت

پیام همراهان

در بخشی از حافظهٔ فرهنگی و سیاسی ما، هنوز این تصور ریشه‌دار وجود دارد که رنج کشیدن، نشانهٔ اصالت است و مرگ، مهر نهاییِ حقانیت. در بسیاری از روایت‌های تاریخی و اسطوره‌ای ما ــ از سیاوش تا حسین ابن علی ــ قربانی شدن جایگاهی اخلاقی و قدسی پیدا کرده است. این روایت‌ها طی قرن‌ها، از خلال ادبیات، آیین‌های سوگواری و فرهنگ سیاسی، به الگویی برای فهم «مبارزهٔ شریف» تبدیل شده‌اند؛ الگویی که در آن، خون و رنج، سند خلوص‌اند.

اما همین الگو، گاهی به معیاری سخت‌گیرانه برای قضاوتِ مبارزانِ زنده تبدیل می‌شود. انگار اگر کسی زیر فشار نشکند، اگر چهره‌اش همیشه پژمرده و فرسوده نباشد، یا حتی بتواند در دلِ سرکوب لحظه‌ای شادی کند، بخشی از جامعه در اصالتِ مبارزهٔ او تردید می‌کند. گویی رنج باید دائماً قابل مشاهده باشد تا باورپذیر شود.
واکنش‌ها به تصاویر رقص نرگس محمدی در زندان اوین که پیش تر منتشر شده بود، نمونه‌ای گویا از این وضعیت بود. برای بسیاری، زندان همچنان با تصویری از فروپاشیِ کامل روح و جسم گره خورده است؛ بنابراین دیدنِ کسی که در آن شرایط می‌خندد، ورزش می‌کند یا می‌رقصد، با انتظار ذهنی آنان سازگار نیست. در نتیجه، بعضی به این پرسش می‌رسند که: «اگر واقعاً تحت فشار است، چگونه هنوز توانِ شادی دارد؟»

البته همهٔ این واکنش‌ها را نمی‌توان صرفاً به فرهنگِ شهادت یا اسطورهٔ قربانی تقلیل داد. بی‌اعتمادیِ گستردهٔ اجتماعی، تجربهٔ سال‌ها تبلیغات حکومتی و فرسایش اعتماد عمومی نیز در شکل‌گیری چنین قضاوت‌هایی نقش دارند. با این حال، نمی‌توان انکار کرد که در ذهنیتِ فرهنگی ما، هنوز میان «رنجِ آشکار» و «حقانیت اخلاقی» پیوندی نیرومند وجود دارد.

شاید مسئله این باشد که ما مقاومت را بیش از حد با «فروپاشی» تعریف کرده‌ایم. در حالی که مقاومت همیشه در جان باختن یا نابود شدن خلاصه نمی‌شود. گاهی مقاومت، دقیقاً حفظِ کرامت انسانی در وضعیتی است که برای تحقیر و شکستنِ انسان طراحی شده است. خندیدن، ورزش کردن یا رقصیدن در زندان را می‌توان نه نشانهٔ بی‌دردی، بلکه تلاشی برای حفظ عاملیت و تسلیم نشدنِ روان انسان در برابر سرکوب دانست.

این نوع ایستادگی، کمتر حماسی و تراژیک است؛ اما شاید به همان اندازه دشوار باشد. زنده ماندن، فرسوده نشدن، و ادامه دادنِ زندگی در شرایطی که همه‌چیز برای درهم شکستنِ تو مهیا شده، خود می‌تواند شکلی از مقاومت باشد.

شاید وقت آن رسیده باشد که در تصورمان از «مبارز شریف» بازنگری کنیم. مبارزه فقط در تصویرِ بدنِ زخمی و مرگِ قهرمانانه خلاصه نمی‌شود. گاهی ایستادگی، نه در لحظهٔ فرو افتادن، بلکه در توانِ ادامه دادنِ زندگی معنا پیدا می‌کند؛ در این‌که انسان، حتی در محدودترین و تاریک‌ترین موقعیت‌ها، هنوز بتواند بخندد، امید داشته باشد و شأن انسانیِ خود را حفظ کند.

و البته، گفتنِ این‌ها به هیچ‌وجه به معنای کم‌رنگ کردنِ رنج و عظمتِ جان‌باختگانِ راه آزادی نیست. آنان که جان خود را در این مسیر از دست دادند، ستایشگرِ مرگ نبودند؛ عاشقانِ زندگی بودند. اگر ایستادند، برای حقِ نفس کشیدن، خندیدن، رقصیدن، دوست داشتن و آزاد زیستنِ انسان بود، نه برای تقدیسِ اندوه و نیستی. مرگ، انتخابِ آرمانیِ آنان نبود؛ بهایی بود که بر آنان تحمیل شد. یادشان گرامی؛ نه فقط با اشک، که با پاسداری از همان شوقِ زندگی و کرامتی که برایش جنگیدند.

#نرگس_محمدی #زندانیان_سیاسی #حقوق_بشر

@Tavaana_TavaanaTech
4🕊3
ژاکلین ایزاک، فعال حقوق بشر و مدافع آزادی‌های مذهبی، سال‌هاست که درباره وضعیت اقلیت‌های دینی، قربانیان خشونت مذهبی و ضرورت گفت‌وگو و همزیستی سخن می‌گوید. نوشتار مربوط به او، تنها روایت زندگی یک کنشگر نیست؛ بلکه تاملی است درباره مسئولیت انسانی در برابر تبعیض، نفرت و خاموشی قربانیان.

این مطلب به تلاش‌های ژاکلین ایزاک برای دفاع از حقوق اقلیت‌های مذهبی، به‌ویژه ایزدی‌ها و مسیحیان خاورمیانه، می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه گفت‌وگو، آموزش و همبستگی انسانی می‌تواند در برابر افراط‌گرایی و خشونت بایستد.

یکی از نکات مهم این نوشتار، تاکید بر این ایده است که بی‌تفاوتی در برابر رنج دیگران، راه را برای گسترش خشونت و نفرت هموار می‌کند؛ و دفاع از کرامت انسانی، مسئولیتی جهانی است.

اگر به موضوع آزادی دین و باور، حقوق اقلیت‌ها و اهمیت همزیستی علاقه‌مند هستید، مطالعه این مطلب می‌تواند الهام‌بخش و تامل‌برانگیز باشد.

متن کامل این نوشتار را در سایت گفت‌وشنود بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/jacqueline-isaac/

#ژاکلین_ایزاک #آزادی_مذهبی #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
4👌1

توماج صالحی، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق، در اعتراض به حکم ظالمانه اعدام علیه چهار تن از متهمان پرونده اکباتان، متنی به شرح زیر منتشر کرد:

‏این متن را در حالی می‌نویسم که ماه‌هاست آزادی ‌بیان و آزادی رسانه«گرچه هرگز نداشته‌ایم» به بهانه‌ی جنگ، به شدید‌ترین شکلِ ممکن سرکوب شده، و فقر نیز از زمین و آسمان بر سر مردم می‌بارد:

بعد از شرافت، هیچ چیز با ارزش‌تر از جان انسان‌ها نیست.
جنبشِ باشکوه و سربلندِ «زن زندگی آزادی» برای عدالت، آزادی و کرامتِ انسانی جنگید، آن هم در عصری که عطشِ پول و شهرت و قدرت، چشم و معرفت را از انسان‌ها ربوده.
حالا هنوز هم بازماندگانی از این جنبش در زندان هستند و چهار نفر از آنها به حکمِ ناعادلانه و ضدبشریِ اعدام محکوم شده‌اند.
«میلاد آرمون/نوید نجاران/مهدی ایمانی/سید محمدمهدی حسینی».

شرافتِ ما حکم می‌کند در مقابل این بی‌عدالتی بایستیم.


#نه_به_اعدام #میلاد_آرمون #نوید_نجاران #مهدی_ایمانی #محمدمهدی_حسینی

@Tavaana_TavaanaTech
22🕊5
ادامه بی‌خبری از وضعیت امید یوسفی؛ خانواده این بازداشت‌شده اعتراضات دی‌ماه همچنان در انتظار تماس و ملاقات

با گذشت ماه‌ها از بازداشت امید یوسفی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، خانواده او همچنان از وضعیت جسمی، محل نگهداری و شرایط پرونده‌اش بی‌اطلاع هستند و تاکنون موفق به ملاقات یا حتی دریافت یک تماس کوتاه از او نشده‌اند.

امید یوسفی، ۳۵ ساله و اهل صوفی‌آباد کرج، پس از اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در منطقه گوهردشت، توسط دوربین‌های مداربسته شناسایی و در تاریخ ۲۳ دی‌ماه ۱۴۰۴، با یورش نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد.

به گفته منابع مطلع، مأموران امنیتی هنگام بازداشت، این شهروند را به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار داده‌اند. نزدیکان او می‌گویند شدت خشونت اعمال‌شده در زمان بازداشت، نگرانی‌ها درباره وضعیت جسمی وی را افزایش داده است.

با وجود گذشت هفته‌ها از زمان بازداشت، تاکنون هیچ اطلاعات رسمی و شفافی درباره وضعیت امید یوسفی منتشر نشده است. خانواده او در مراجعات مکرر به نهادهای امنیتی و قضایی، پاسخ روشنی دریافت نکرده‌اند و همچنان در شرایطی از نگرانی و بی‌خبری به سر می‌برند.

در حالی که برخی مقام‌های امنیتی و قضایی به خانواده اعلام کرده‌اند که او در زندان قزلحصار نگهداری می‌شود، اما تاکنون امکان ملاقات یا تماس تلفنی برای خانواده فراهم نشده است؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره سلامت و امنیت جانی او را تشدید کرده است.

بر اساس اطلاعات دریافتی، اتهاماتی از جمله «نگهداری سلاح» و «لیدری اعتراضات دی‌ماه» علیه امید یوسفی مطرح شده است. با این حال، محرومیت طولانی‌مدت او از تماس با خانواده و دسترسی مؤثر به وکیل، نگرانی‌ها درباره روند دادرسی و رعایت حقوق اولیه این بازداشت‌شده را افزایش داده است.

حق اطلاع خانواده از وضعیت بازداشت‌شدگان، دسترسی به وکیل و برخورداری از دادرسی عادلانه، از حقوق بنیادین متهمان محسوب می‌شود؛ حقوقی که به گفته نزدیکان امید یوسفی، تاکنون در مورد او رعایت نشده است.

منبع این خبر، مسعود علیزاده به نقل از یکی از بستگان نزدیک امید یوسفی است.

#امید_یوسفی #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔72
Political Prisoner Rouhollah Karaki Sentenced to Death

The preliminary death sentence for political prisoner Rouhollah Karaki has been issued based on a series of contradictory security charges, including "espionage for Israel" and "membership in the MEK." His brother condemned the indictment as a fabrication, noting that Karaki never held a military position or access to classified documents. Rouhollah was arrested in August 2025, following years of state-sponsored harassment against his family. His brother, Amin Karaki, was a protest victim in 2017 who died under torture in custody. This execution attempt is widely viewed as retaliatory persecution against the Karaki family for seeking justice.

#RouhollahKaraki #StopExecutionsInIran #HumanRights

@Tavaana_TavaanaTech
💔3
گزارش‌هایی از شکنجه و فشار امنیتی بر احسان رضاپور پیش از جان‌باختنش

طبق خبرهای منتشر شده، احسان رضاپور، شهروند ۳۵ ساله ایرانی مقیم آلمان، پس از بازگشت به ایران و تحمل هفته‌ها فشار امنیتی و شکنجه، در نهایت اقدام به خودسوزی کرده و پس از چند روز بستری در بیمارستان جان باخته است.

بر اساس این گزارش‌ها، احسان رضاپور، متولد ۱۰ دی ۱۳۶۹، در اسفندماه ۱۴۰۴ برای دیدار با خانواده و فرزندش و همچنین شرکت در مراسم چهلم دوستان جان‌باخته‌اش در اعتراضات دی‌ماه به ایران بازگشته بود. منابع مطلع گفته‌اند او از زندگی در غربت خسته شده و قصد داشته در ایران بماند.

با این حال، گفته می‌شود پس از ورود به کشور، گذرنامه او ضبط و برایش حکم ممنوع‌الخروجی صادر شد. همچنین طی هفته‌های بعد، بارها از طریق تماس‌های ناشناس مورد تهدید و بازجویی تلفنی قرار گرفت.

طبق گزارش‌های منتشرشده، فشارها بر او پس از درگیری با نیروهای بسیجی در ۱۹ اسفندماه شدت گرفت؛ درگیری‌ای که گفته می‌شود به دلیل پوشش آستین‌کوتاه و نمایان بودن تتوهای بدنش رخ داده بود. پس از این اتفاق، احسان رضاپور به مدت دو روز ناپدید شد.

منابع آگاه اعلام کرده‌اند او پس از این دو روز با وضعیت جسمی وخیمی رها شده بود؛ از جمله شکستگی بینی، آسیب شدید در ناحیه گوش و فک، کاهش بینایی چشم راست، آثار کابل و شوکر بر گردن و کمر، کبودی‌های گسترده و تنگی نفس. همچنین ادعا شده مأموران پس از شکنجه، او را در بیابان‌های اطراف اندیشه رها کرده و اقدام به تیراندازی هوایی و شلیک از نزدیکی صورتش کرده بودند.

بر اساس این گزارش‌ها، احسان رضاپور پس از بازگشت به خانه در وضعیت روحی بسیار بحرانی قرار داشت و از فشار برای ضبط «اعتراف اجباری» سخن گفته بود. گفته می‌شود او تا ۹ فروردین‌ماه در اختفا زندگی می‌کرد و به دلیل حملات عصبی شدید، داروهای اعصاب مصرف می‌کرد.

طبق این گزارش‌ها، شامگاه ۹ فروردین، پس از تماس دوباره نهادهای امنیتی و احضار مجدد، دچار حمله عصبی شد و اقدام به خودسوزی کرد. او پس از چند روز بستری در بیمارستان و دو بار ایست قلبی، در ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ جان باخت.

ـ اگر در اطرافیان خود زندانیان سیاسی دارید که تحت فشار زیادی قرار گرفته‌اند، حتماً او را مجاب کنید که با یک روانشناس صحبت کند.‌ در این خصوص می‌توانید با آموزش‌های توانا تماس بگیرید.

مطالب مرتبط زیر را مطالعه کنید:

درس‌نامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/

سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s

در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/

زخم‌های پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/

#احسان_رضاپور #شکنجه #اعتراف_اجباری

@Tavaana_TavaanaTech
💔9
خبرگزاری فارس، رسانه وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، از صدور حکم اعدام برای غلامرضا خانی شکرآب خبر داده؛ زندانی‌ای که پیش‌تر خبر صدور حکم اعدام و انتقال او از زندان اوین، به زندان قزلحصار را داده بودیم. اما انتشار این خبر توسط خبرگزاری فارس، نگرانی‌ها درباره وضعیت این زندانی سیاسی و خطر قریب‌الوقوع اجرای حکم اعدام علیه او را به‌شدت افزایش داده است.

خبرگزاری فارس در گزارشی مدعی شده که غلامرضا خانی شکرآب «سرپل عملیاتی موساد» بوده و هدایت یک شبکه خرابکاری در داخل ایران را بر عهده داشته است. این رسانه وابسته به سپاه پاسداران همچنین ادعا کرده که او پس از «عملیاتی پیچیده» از یکی از کشورهای منطقه به داخل ایران منتقل شده و پس از برگزاری «جلسات علنی دادگاه» به اعدام محکوم شده است.

با این حال، تاکنون هیچ اطلاعات مستقلی درباره روند رسیدگی قضایی به پرونده غلامرضا خانی شکرآب منتشر نشده و مشخص نیست او در چه تاریخی، در کدام شعبه و با حضور چه افرادی (که فارس ادعای علنی بودن محاکمه دارد) محاکمه شده است. همچنین پیش از انتشار گزارش فارس، هیچ اطلاع‌رسانی عمومی درباره برگزاری دادگاه او منتشر نشده بود؛ موضوعی که ادعای «علنی بودن» دادگاه را با ابهام جدی روبه‌رو می‌کند.

در نظام قضایی، دادگاه علنی به معنای امکان اطلاع و حضور افکار عمومی و رسانه‌ها در جلسه رسیدگی است. با این حال، در پرونده غلامرضا خانی شکرآب، نه زمان برگزاری دادگاه اعلام شده و نه گزارش مستقلی از روند رسیدگی منتشر شده است.

همچنین مشخص نیست این زندانی از حق دسترسی به وکیل انتخابی برخوردار بوده یا خیر و اتهامات مطرح‌شده علیه او بر اساس چه مستندات و مدارکی اثبات شده‌اند. خبرگزاری فارس در گزارش خود به «اعترافات» و «مدارک امنیتی» اشاره کرده اما جزئیاتی درباره نحوه جمع‌آوری این مستندات، شرایط بازداشت و روند بازجویی ارائه نداده است.

پیش‌تر منابع مطلع گزارش داده بودند که غلامرضا خانی شکرآب در عراق ربوده و به ایران منتقل شده است. اکنون نیز همچنان روشن نیست او در طول مدت بازداشت در چه مکانی نگهداری شده و تحت چه شرایطی قرار داشته است.

اعتراف به انتقال آقای خانی از کشورهای منطقه، در واقع اعتراف به آدم‌ربایی و اقدام تروریستی است که توسط سپاه انجام شده است.

انتشار خبر صدور حکم اعدام برای غلامرضا خانی شکرآب در حالی صورت می‌گیرد که طی دو ماه و نیم گذشته، جمهوری اسلامی شمار قابل‌توجهی از شهروندان را با اتهام‌هایی چون «جاسوسی» و «همکاری با اسرائیل» اعدام کرده است؛ روندی که موجب افزایش نگرانی نهادهای حقوق بشری درباره پرونده‌های امنیتی و خطر صدور و اجرای احکام اعدام بر پایه اعترافات اجباری و دادرسی‌های غیرشفاف شده است.

با توجه به انتقال اخیر غلامرضا خانی شکرآب به زندان قزلحصار و انتشار خبر صدور حکم اعدام توسط رسانه وابسته به سپاه پاسداران، نگرانی‌ها درباره خطر جدی اجرای این حکم افزایش یافته است.


طبق اطلاعات دریافتی از یکی از نزدیکان آقای خانی، او متولد ۱۳۷۱، قهرمان سابق رشته MMA، مربی و داور بین‌المللی این رشته است. غلامرضا خانی پیش از بازداشت در کشور ترکیه زندگی می‌کرد. او حدود یک سال پیش در یک کامنت در شبکه‌های اجتماعی از چند بار تلاش رژیم جمهوری اسلامی برای ربودنش خبر داد.

بر اساس این گزارش، او یکسال پیش در جریان سفری به عراق، توسط عوامل جمهوری اسلامی ربوده و به ایران منتقل شده است. همچنین گفته می‌شود زنس که در زمان سفر همراه او بوده، با نیروهای امنیتی همکاری کرده است.

به گفته منابع مطلع، غلامرضا خانی با اتهام «همکاری با اسرائیل» بازداشت و سپس توسط قاضی ابوالقاسم صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شده است. این حکم در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور نیز تأیید شده است.

برادر او، اسماعیل خانی، نیز با اتهام‌های سیاسی و به‌دلیل ارتباط و همکاری با برادرش بازداشت و به حبس محکوم شده و هم‌اکنون دوران محکومیت خود را در زندان اردبیل سپری می‌کند.

جمهوری اسلامی در چند سال گذشته افراد بسیاری را به اتهام جاسوسی اعدام کرده است. به فرض اگر این ادعا و اتهام صحت داشته باشد، جا.دارد که این رژیم متوجه باشد که بحران عدم مشروعیت و ناکارآمدی‌اش و فساد و ستم سیستماتیک ارکان رژیم، زمینه را برای بروز چنین جرایمی افزایش داده است و به جای ستاندن جان افراد، فکری به حال وضعیت حکمرانی خودش بکند که ضد توسعه و ضد منافع ملی ایرانیان است.

#غلامرضا_خانی #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
9💔3

وخامت وضعیت جسمی زرتشت احمدی راغب پس از اعتصاب غذا و حبس در سلول انفرادی

گزارش‌های دریافتی حاکی از وخامت وضعیت جسمی زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، پس از شش روز اعتصاب غذا و نگهداری در سلول انفرادی است. به گفته منابع مطلع، این زندانی سیاسی که در شرایط نامناسب و در میان زندانیان عادی نگهداری می‌شود، دچار مشکلات قلبی شده و پزشک زندان نیز بر ضرورت اعزام فوری او به بیمارستان تخصصی قلب تأکید کرده است.

بر اساس این گزارش‌ها، زرتشت احمدی راغب از سه‌شنبه هفته گذشته در اعتراض به وضعیت زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زده و هم‌زمان به سلول انفرادی منتقل شده بود. او پس از شش روز اعتصاب غذا و نگهداری در انفرادی، روز یکشنبه به بند عمومی بازگردانده شد.

منابع مطلع می‌گویند وی در سالنی کوچک و فاقد هواخوری نگهداری می‌شود؛ شرایطی که به گفته نزدیکانش، سلامت جسمی او را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. همچنین عنوان شده که او در محیطی قرار دارد که در شبانه‌روز ناچار به استنشاق دود ناشی از حدود ۲۵۰۰ نخ سیگار زندانیان عادی است.

بر اساس این گزارش، زرتشت احمدی راغب در تماس تلفنی اخیر خود از زندان، از وضعیت جسمی بسیار نامساعدش خبر داده است. گفته می‌شود پزشک زندان پس از معاینه، اعلام کرده که وی باید برای بررسی و درمان تخصصی به بیمارستان قلب اعزام شود.

این در حالی است که به گفته منابع آگاه، دوران محکومیت این زندانی سیاسی رو به پایان است و او باید مشمول مرخصی متصل به آزادی شود؛ با این حال، تاکنون اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است.

#زرتشت_احمدی_راغب

@Tavaana_TavaanaTech
💔73
Forwarded from گفت‌وشنود
From Religious Bloodshed to Religious Coexistence

Religious violence has shaped the history of many societies, leaving deep wounds across generations. Yet history also shows that coexistence, dialogue, and mutual respect are possible even after periods of hatred and conflict.

The article “From Religious Bloodshed to Coexistence” explores how different societies moved from sectarian violence toward tolerance and peaceful coexistence. By looking at the experiences of countries such as France, Britain, Canada, India, and South Africa, the text highlights the role of civil society, education, democratic values, and interfaith dialogue in reducing tensions and building more inclusive communities.

One important idea in the article is that coexistence is not created overnight; it is a gradual process that requires empathy, open dialogue, and respect for freedom of belief and non-belief.

As the introduction notes, historical tragedies can also become reminders that societies are capable of transformation beyond religious hostility and division.

This article offers an insightful reflection on how communities can move from fear and exclusion toward understanding and shared humanity.

Read the full article on the website:

https://en.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/

@Dialogue1402
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سالگرد جان‌باختن جاویدنام ابوالفضل امیرعطایی است، مادر ابوالفضل این ویدیو را به اشتراک گذاشت که نشان می‌دهد تعدادی از هموطنان بر سر مزار ابوالفضل حاضر شده‌اند.

او همچنین نوشت:

«ماهم رفت ماهت بمیرد آسمان
نور چشمانم، چشم قشنگ مامان، سه سال شد که کشته شدی.
سه سال پیش در بغلم نفس‌های آخر رو کشیدی و کشته شدی، جیگرم سوخت
از روزی که کشته شدی نه دردم کم شد، نه دلتنگی‌ام، اما استوار در راهی که تو رفتی ایستاده‌ام روبروی قاتلانت.
پسرم تورا از دست دادم، اما پای شرافتت ماندم.
سه سال شد نه اشکم خشک شد، نه خشمم.
نه از غمم کم شد، نه زخمت کهنه.
.....

تو کشته شدی اما خونت روشن کننده راه آزادی شد.
پاینده ایران»

ابوالفضل نوجوان ۱۶ ساله‌ای بود که در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در شهر ری با شلیک مستقیم گلوله گاز اشک‌آور به سرش توسط ماموران جمهوری اسلامی زخمی شده بود و ۵ خرداد ۱۴۰۲ بعد از هشت ماه تحمل درد و رنج، جان باخت.

#ابولفضل_امیرعطایی #دادخواهی
#نه_به_جمهوری_اسلامی


@Tavaana_TavaanaTech
💔71
ارگان‌های حقوق بشری بین‌المللی در مبارزه با تراژدی اعدام کنار مردم ایران بایستند.

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه ‌به اعدام» در هفته صدوبیست‌و‌دوم در ۵۶ زندان مختلف


موج اعدام‌های سیاسی همچنان ادامه دارد. از هفته گذشته تا کنون دو زندانی سیاسی و هم‌وطن کُرد، «رامین زله» و «کریم یعقوب‌پور» و یک جوان دیگر به نام «عباس اکبری فیض آبادی» از معترضان دی ماه بی‌رحمانه به دار آویخته شدند. یک زندانی دیگر به اسم «مجتبی کیان» به اتهام جاسوسی اعدام شد. اتهامی که طبق معمول در نبود حق دادرسی منصفانه به اعدام این هم‌وطنان منجر شد.

بر اساس اطلاعات رسیده دست‌کم ۷۲ تن از ابتدای سال تا کنون  اعدام شده‌اند که بالغ بر ۲۵ تن از آنها زندانیان سیاسی-امنیتی بوده‌اند. علاوه بر موارد بر شمرده شده، ده‌ها و صدها زندانی بی‌نام و نشان دیگر در زندان‌های مختلف زیر حکم اعدام قرار دارند.

در هفته اخیر حکم اعدام زندانی سیاسی منوچهر فلاح در زندان لاکان رشت پس از نقض مجدد تایید و روح‌الله کرکی در زندان شیبان اهواز و حکم اعدام زندانیان سیاسی میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سید محمدمهدی حسینی متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان» تایید شده و جان آن‌ها به شدت در خطر است.

در مقابل این اعدام‌ها کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در زندان‌ها صدوبیست‌ودو هفته ایستادگی کرده‌اند. از جمله بند زنان زندان اوین که هر سه‌شنبه در اعتراض به این اعدام‌ها شعار سر می‌دهند و به همین خاطر از طرف زندان ممنوع‌الملاقات و از تماس تلفنی با خانواده محروم شده‌اند.

تاریخ معاصر ایران پر از چهره‌های مقاوم و مبارز زنانی است که برای تغییر، حتی جان خود را فدای راه آزادی و برابری کرده و جاودانه شده‌اند، به ویژه در طی یک دهه اخیر نیز در قیام‌های دی ۹۶، آبان ۹۸، قیام ژینا در ۱۴۰۱ و دی ماه ۱۴۰۴ زنان یکی از اصلی‌ترین نیروهای اجتماعی در صف مبارزه بوده‌اند. جنبش دادخواهی مملو از نام زنانی است که علیه اعدام شوریده و در پیش‌برد جنبش نه به اعدام نقش جدی داشته‌اند.

در کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» نیز زنان مقاوم در زندان‌های مختلف همواره صدای آزادی و حق حیات سر داده‌اند. حکومت حتی نمی‌تواند صدای زنان را تحمل کند، چرا که زن‌ستیزی یکی از پایه های اصلی حاکمیت از روز اول است.

در یک هفته اخیر کمیسر عالی حقوق بشر والکر تورک، سازمان عفو بین‌الملل و بسیاری از مراجع مدافع حقوق بشر موج اعدام‌ها در ایران را محکوم کردند و خواستار توقف فوری آن در ایران شدند. در همین راستا اعضای پارلمان اروپا نیز قطع‌نامه‌ای در محکومیت اعدام‌ها و سرکوب‌های هدفمند حکومت ایران تصویب کرده و خواستار فشار قاطع بر این حکومت شده و از دولت‌های خود خواسته‌اند هر گونه مراوده سیاسی با ایران را مشروط به توقف احکام اعدام‌ها بکنند.

ما اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» دیگر بار از ارگان‌های حقوق بشری بین‌المللی و وجدان‌های بیدار می‌خواهیم که با به کارگیری اقدامات موثر مانع تداوم اعدام‌های غیرانسانی شوند و در تراژدی اعدام‌ها کنار مردم ایران و خواست آن‌ها برای آزادی و عدالت و لغو حکم اعدام بایستند.

اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ در هفته صدوبیست‌ودوم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:

زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبد کاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.

هفته صدوبیست و دوم
سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊6👌2
غلامرضا خانی شکرآب، زندانی سیاسی، اعدام شد؛ افزایش نگرانی‌ها درباره پرونده‌های امنیتی و روند دادرسی

قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ از اجرای حکم اعدام غلامرضا خانی شکرآب، زندانی سیاسی، خبر داد؛ اعدامی که تنها چند روز پس از هشدار نهادهای حقوق بشری درباره خطر اجرای قریب‌الوقوع حکم او انجام شد.

طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، غلامرضا خانی روز گذشته، هنگامی که از زندان با مادرش تلفنی صحبت کرد، از اعدامش خبر نداشت. مادر سالمندش فکرش را نمی‌کرد که این آخرین باری است که صدای فرزند خود را می‌شنود. پدر غلامرضا هم ذهنیت مثبتی داشت و از وعده‌هایی که به او داده بودند، می‌گفت.

مرکز رسانه قوه قضاییه اعلام کرده است که غلامرضا خانی شکراب با اتهام «همکاری اطلاعاتی و جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شده است. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مدعی شده که او از «سرشبکه‌های عملیاتی موساد در خارج از کشور» بوده و در راستای اهداف امنیتی اسرائیل اقدام به جذب نیرو و سازماندهی فعالیت‌های ضد امنیتی در داخل ایران کرده است.

این اعدام در حالی صورت گرفته که پیش‌تر گزارش‌هایی درباره ربوده شدن غلامرضا خانی شکراب در عراق و انتقال او به ایران منتشر شده بود؛ موضوعی که از همان ابتدا پرسش‌ها و نگرانی‌هایی درباره روند بازداشت و نحوه رسیدگی قضایی به پرونده او ایجاد کرده بود.

همچنین آموزشکده توانا و نهادهای حقوق بشری و برخی رسانه‌ها طی روزهای گذشته نسبت به خطر اجرای حکم اعدام این زندانی سیاسی هشدار داده بودند.

جزئیات پرونده، مستندات اتهامی، نحوه بازجویی و روند دادرسی غلامرضا خانی شکرآب منتشر نشده و او به وکیل انتخابی دسترسی نداشت.

در سال‌ها و ماه‌های اخیر، استفاده از اتهام‌هایی مانند «جاسوسی برای اسرائیل» یا «همکاری با موساد» در پرونده‌های امنیتی و سیاسی افزایش یافته و فعالان حقوق بشر بارها نسبت به صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، بر پایه روندهای غیرشفاف و اعترافات احتمالی تحت فشار هشدار داده‌اند.

غلامرضا خانی متولد ۱۳۷۱، قهرمان سابق رشته MMA، مربی و داور بین‌المللی این رشته بود. او پیش از بازداشت در کشور ترکیه زندگی می‌کرد. او حدود یک سال پیش در یک کامنت در اینستاگرام توانا از چند بار تلاش رژیم جمهوری اسلامی برای ربودنش خبر داده بود.

#غلامرضا_خانی #غلامرضا_خانی_شکرآب #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔112
Forwarded from گفت‌وشنود
گفت‌وشنود در زمینه آزادی دین و باور به‌ویژه در ارتباط با باورمندان

آزادی دین و باور، فقط به معنای حق داشتن یا نداشتن یک عقیده مذهبی نیست، بلکه به معنای حق هر انسان برای اندیشیدن، پرسیدن، تردیدکردن، باورداشتن، تغییر عقیده یا حتی ترک باورهای پیشین است. در جهان امروز، که جوامع بیش از هر زمان دیگری با تنوع فکری، فرهنگی و دینی روبه‌رو هستند، توانایی گفت‌وگو میان افرادی با باورهای متفاوت به یکی از مهم‌ترین مهارت‌های انسانی و اجتماعی تبدیل شده است. با این حال، گفت‌وشنود درباره دین، بی‌دینی، معنویت، آزادی وجدان و مسائل مرتبط با آن، اغلب دشوار، حساس و آمیخته با احساسات عمیق انسانی است. بسیاری از مردم باورهای دینی یا فلسفی خود را بخشی از هویت، خانواده، خاطرات، امیدها، ترس‌ها و تجربه‌های زیسته خود می‌دانند. به همین دلیل، این گفت‌وگوها گاهی به‌سرعت از مسیر تفاهم خارج شده و به تنش، سوءتفاهم یا حتی دشمنی تبدیل می‌شوند.

این راهنمای کوتاه برای افرادی تهیه شده است که می‌خواهند در چنین فضاهایی انسانی‌تر، خردمندانه‌تر و موثرتر گفت‌وگو کنند؛ چه فعالان حقوق بشر باشند، چه کنشگران مدافع آزادی دین و باور، چه افراد مذهبی، خداناباور، ندانم‌گرا و چه کسانی که صرفا در زندگی روزمره با اختلاف‌نظرهای دینی و اعتقادی روبه‌رو می‌شوند.

هدف این متن آن نیست که به افراد بیاموزد چگونه دیگران را شکست دهند، تحقیر کنند یا به تغییر عقیده وادار نمایند. هدف اصلی، تقویت فرهنگ گفت‌وشنود محترمانه، کاهش تنش‌های ناشی از اختلافات فکری، دفاع از کرامت انسانی و یادآوری این نکته است که حتی در عمیق‌ترین اختلاف‌ها نیز می‌توان انسانیت مشترک را حفظ کرد.

این راهنما تلاش می‌کند مجموعه‌ای از اصول عملی و انسانی را ارائه دهد که به افراد کمک کند در بحث‌های حساس مربوط به دین و باور، هم از آزادی اندیشه دفاع کنند و هم حرمت و شان انسان‌ها را از یاد نبرند. زیرا جامعه‌ای آزاد و سالم تنها زمانی شکل می‌گیرد که انسان‌ها بتوانند بدون ترس، اجبار، تحقیر یا خشونت، درباره باورهای خود سخن بگویند و در عین حال حق متفاوت اندیشیدن دیگران را نیز به رسمیت بشناسند.

این کتابچه راهنما را دانلود و مطالعه کنید

https://dialog.tavaana.org/dialogue-on-freedom-of-religion-and-belief/

#گفت_و_شنود #آزادی _دین #آزادی_باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🥰1👌1
نسیم غلامی سیمیاری به دلیل گفتگو با یک زندانی بریتانیایی ممنوع‌التماس شد

صفحه اینستاگرام منتسب به نسیم غلامی سیمیاری، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین، از ممنوع‌التماسی شدن او به مدت یک هفته خبر داده و دلیل آن را «همکلام شدن با لیندزی فورمن»، زندانی بریتانیایی، عنوان کرده است.

بر اساس مطلب منتشرشده، مسئولان زندان اوین پیش‌تر نیز نسیم غلامی سیمیاری را به دلیل آنچه «پوشش نامناسب» و پوشیدن شلوارک در داخل بند عنوان شده بود، به ممنوع‌الملاقات شدن تهدید کرده بودند. همچنین گفته شده که همزمان با او، پنج زندانی زن دیگر نیز به دلیل شرکت در مراسمی در مخالفت با اعدام، از ملاقات محروم شده‌اند.

در این مطلب آمده است که مسئولان زندان اوین، به‌ویژه ریاست بند زنان، طی ماه‌های گذشته فشارها بر زندانیان را افزایش داده‌اند و با اعمال محدودیت‌های تازه، تلاش می‌کنند حقوق حداقلی‌ای را که زندانیان طی سال‌ها با مقاومت و هزینه به دست آورده‌اند، از آنان سلب کنند.

بر اساس این گزارش، زندانبان‌ها در ماه‌های اخیر به‌صورت سرزده وارد بند زنان شده و علاوه بر بازرسی‌های مکرر، درباره پوشش زندانیان تذکر می‌دهند و حتی مراسم‌ها و تجمع‌های معمول داخل بند را نیز بهانه‌ای برای اعمال محرومیت و محدودیت قرار داده‌اند. اکنون نیز، به گفته این صفحه، صرف گفتگو و ارتباط میان زندانیان به اعمال ممنوعیت تماس منجر شده است.

در بخشی از این نوشته آمده است:
«ماه‌ها لیندزی فورمن و نسیم در هواخوری کوچک بند زنان کنار هم می‌دویدند؛ مرزها و اتهامات پرونده‌ها هرگز نمی‌توانند مانعی برای برقراری ارتباطات انسانی باشند.»

نسیم غلامی سیمیاری، متولد ۲۲ تیرماه ۱۳۶۷ و دانش‌آموخته رشته معماری، در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲ توسط مأموران اطلاعات سپاه در تهران بازداشت شد. او در شهریورماه سال گذشته به همراه هفت متهم سیاسی دیگر در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری محاکمه و به حبس، شلاق و تبعید محکوم شد.

بر اساس حکم صادره، وی به اتهام «تخریب اموال عمومی» به ۲۰ سال نفی بلد در شهرستان انگوران استان زنجان محکوم شده است؛ حکمی که در آن تأکید شده او نباید با دیگران معاشرت و رفت‌وآمد داشته باشد. همچنین او بابت اتهام «اخلال در نظم عمومی» به یک سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و بابت «اجتماع و تبانی» به پنج سال حبس محکوم شده است.

نسیم غلامی سیمیاری از ۴ مهرماه ۱۴۰۲ در بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شود.

#نسیم_سیمیاری #نسیم_غلامی_سیمیاری

@Tavaana_TavaanaTech
💔11