Forwarded from تواناتک Tavaanatech
متا اعلام کرده است که یک نقص امنیتی در ابزار بازیابی حسابهای اینستاگرام، بیش از ۲۰ هزار حساب کاربری را در معرض دسترسی غیرمجاز قرار داده است.
سامانه باید بررسی میکرد که ایمیل جدید واقعا متعلق به صاحب حساب است یا خیر، اما به دلیل یک نقص فنی، این کنترل امنیتی در برخی موارد انجام نمیشد. در نتیجه، لینک تغییر رمز عبور به ایمیلی ارسال میشد که مهاجم در اختیار داشت.
متا گفته است این آسیبپذیری را در ۳۱ مه ۲۰۲۶ شناسایی کرده و ابزار آسیبپذیر را موقتا غیرفعال کرده است. لینکهای بازنشانی رمز عبور صادرشده از طریق این سامانه نیز باطل شدهاند. حسابهای مشکوک به دسترسی غیرمجاز وارد مرحله بررسی امنیتی اجباری شدهاند و کاربران تحت تأثیر باید دوباره رمز عبور خود را تغییر دهند.
🔗 اگر اینستاگرام شما هک شد چه کاری باید انجام دهید؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌11❤3
Forwarded from گفتوشنود
«مستکبر»، «غاصب»، «منافق»؛ روانشناسی فرافکنیهای یک فرقه
«فرافکنی» اصطلاحی روانشناختی است و به این معناست که بعضی افراد ذهنیتها، انگیزهها یا صفات منفی و ناخوشایند خود را به دیگران نسبت میدهند و بر آنان «فرا میافکنند» تا به این ترتیب احساس بهتری نسبت به خود داشته باشند. به نظر میرسد نظام ولایت فقیه بارها از این روش استفاده کرده است. در این نوشتار به یازده نمونه از آن اشاره میشود:
این نوشتار را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/projection/
#گفتگو_توانا
«فرافکنی» اصطلاحی روانشناختی است و به این معناست که بعضی افراد ذهنیتها، انگیزهها یا صفات منفی و ناخوشایند خود را به دیگران نسبت میدهند و بر آنان «فرا میافکنند» تا به این ترتیب احساس بهتری نسبت به خود داشته باشند. به نظر میرسد نظام ولایت فقیه بارها از این روش استفاده کرده است. در این نوشتار به یازده نمونه از آن اشاره میشود:
این نوشتار را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/projection/
#گفتگو_توانا
Dialog Project
«مستکبر»، «غاصب»، «منافق»؛ روانشناسی فرافکنیهای یک فرقه - Dialog Project
«فرافکنی» اصطلاحی روانشناختی است و به این معناست که بعضی افراد ذهنیتها، انگیزهها یا صفات منفی و ناخوشایند خود را به دیگران نسبت میدهند و بر آنان «فرا میافکنند» تا به این ترتیب احساس بهتری نسبت به خود داشته باشند. به نظر میرسد نظام ولایت فقیه بارها از…
❤6👍5👌4
پس از پایان محکومیت؛ مهشاد کشانی به جای آزادی به انفرادی و سپس به بیمارستان روانپزشکی منتقل شد
مهشاد کشانی، زندانی سیاسی ۲۲ ساله که در دیماه سال گذشته در اصفهان بازداشت شده بود، با وجود پایان یافتن دوران محکومیت خود، به جای آزادی به سلول انفرادی زندان دولتآباد اصفهان منتقل شده است.
بر اساس گزارشهای دریافتی، فاطمه عسگریان، رئیس زندان دولتآباد اصفهان، از آزادی این زندانی سیاسی جلوگیری کرده و به او اعلام کرده است که باید یک ماه دیگر را در سلول انفرادی سپری کند. این اقدام در حالی صورت گرفته که دوران محکومیت مهشاد کشانی به پایان رسیده و او از نظر قانونی باید آزاد میشد.
گفته میشود فشارهای شدید روانی ناشی از ادامه بازداشت و انتقال به انفرادی، موجب شده است که این زندانی سیاسی در اعتراض به وضعیت خود اقدام به بریدن رگ دستش کند. پس از وخامت وضعیت جسمی و روحی او، به جای انتقال به یک مرکز درمانی مناسب و دریافت مراقبتهای پزشکی لازم، وی به بیمارستان اعصاب و روان مدرس منتقل شده است.
با توجه به سابقه جمهوری اسلامی در اعمال فشارهای روانی بر زندانیان سیاسی و گزارشهای متعدد درباره بدرفتاری با زندانیان عقیدتی، نگرانیهای جدی درباره سلامت و جان مهشاد کشانی وجود دارد. خانواده و نزدیکان این زندانی سیاسی بیم آن دارند که ادامه نگهداری او در بیمارستان روانپزشکی، به جای رسیدگی مستقل و تخصصی پزشکی، جان و سلامت او را با خطر مواجه کند.
در حال حاضر مسئولیت کامل حفظ جان و سلامت مهشاد کشانی بر عهده مقامات جمهوری اسلامی و مسئولان مرتبط با پرونده او، از جمله فاطمه عسگریان، رئیس زندان دولتآباد اصفهان، و حسینی، قاضی ناظر زندان، است.
مهشاد کشانی پیشتر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست محمدرضا توکلی به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. این حکم پس از اعتراض نیز در شعبه ۴۷ دادگاه تجدیدنظر استان به ریاست قضات دیانی و پناهی عیناً تأیید شده بود.
مهشاد از بازداشتشدگان اصفهان در تابستان ۱۴۰۲ بوده است.
#مهشاد_کشانی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
مهشاد کشانی، زندانی سیاسی ۲۲ ساله که در دیماه سال گذشته در اصفهان بازداشت شده بود، با وجود پایان یافتن دوران محکومیت خود، به جای آزادی به سلول انفرادی زندان دولتآباد اصفهان منتقل شده است.
بر اساس گزارشهای دریافتی، فاطمه عسگریان، رئیس زندان دولتآباد اصفهان، از آزادی این زندانی سیاسی جلوگیری کرده و به او اعلام کرده است که باید یک ماه دیگر را در سلول انفرادی سپری کند. این اقدام در حالی صورت گرفته که دوران محکومیت مهشاد کشانی به پایان رسیده و او از نظر قانونی باید آزاد میشد.
گفته میشود فشارهای شدید روانی ناشی از ادامه بازداشت و انتقال به انفرادی، موجب شده است که این زندانی سیاسی در اعتراض به وضعیت خود اقدام به بریدن رگ دستش کند. پس از وخامت وضعیت جسمی و روحی او، به جای انتقال به یک مرکز درمانی مناسب و دریافت مراقبتهای پزشکی لازم، وی به بیمارستان اعصاب و روان مدرس منتقل شده است.
با توجه به سابقه جمهوری اسلامی در اعمال فشارهای روانی بر زندانیان سیاسی و گزارشهای متعدد درباره بدرفتاری با زندانیان عقیدتی، نگرانیهای جدی درباره سلامت و جان مهشاد کشانی وجود دارد. خانواده و نزدیکان این زندانی سیاسی بیم آن دارند که ادامه نگهداری او در بیمارستان روانپزشکی، به جای رسیدگی مستقل و تخصصی پزشکی، جان و سلامت او را با خطر مواجه کند.
در حال حاضر مسئولیت کامل حفظ جان و سلامت مهشاد کشانی بر عهده مقامات جمهوری اسلامی و مسئولان مرتبط با پرونده او، از جمله فاطمه عسگریان، رئیس زندان دولتآباد اصفهان، و حسینی، قاضی ناظر زندان، است.
مهشاد کشانی پیشتر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست محمدرضا توکلی به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. این حکم پس از اعتراض نیز در شعبه ۴۷ دادگاه تجدیدنظر استان به ریاست قضات دیانی و پناهی عیناً تأیید شده بود.
مهشاد از بازداشتشدگان اصفهان در تابستان ۱۴۰۲ بوده است.
#مهشاد_کشانی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊6❤2
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۲
امتناع از دروغ: مقاومت از کجا آغاز میشود؟
پیش از هاول، الکساندر سولژنیتسین در نوشته معروف «زندگی نه با دروغ» همین نقطه را برجسته کرده بود. او میگوید حتی اگر نتوانیم نظام را تغییر دهیم، میتوانیم تصمیم بگیریم دروغ را در زندگی خود تکرار نکنیم. لازم نیست همیشه فریاد بزنیم، کافی است دروغ را داوطلبانه بازنخوانیم، امضا نکنیم، منتشر نکنیم. همین امتناعِ کوچک، نخستین ترک را در دیوارِ دروغ ایجاد میکند.
هاول این ایده را گسترش میدهد. از نظر او، زندگی در دروغ فقط ضعف شخصی یا ترس فردی نیست، بلکه سازوکار اصلی بازتولید قدرت است. انسانی که مدام نقشِ تحمیلی خود را بازی میکند، به تدریج از حقیقت و از خودِ خویش دور میشود. او دیگر نه فقط تابع حکومت، که شریکِ اجرای نمایشِ حکومت است.
در برابر این وضعیت، هاول مفهوم «زندگی در حقیقت» را مطرح میکند. «زندگی در حقیقت» به معنای قهرمانسازی از خود یا ژست دائمی مبارزه نیست. گاهی از یک عمل بسیار کوچک آغاز میشود: همان سبزیفروش تصمیم میگیرد شعار را از ویترین بردارد. همین عمل نمادین، یعنی خروج از نقشِ تحمیلی و بازپسگیری کرامت انسانی.
در اینجا مقاومت، پیش از آنکه سیاسی باشد، اخلاقی است. انسان از خود میپرسد: آیا با سکوت، تظاهر، ترس یا مصلحتاندیشی، در بازتولید دروغ شریک نشدهام؟ آیا به بقای همان نظمی کمک نمیکنم که در ظاهر با آن مخالفم؟
این ایده با اندیشه هنری دیوید ثورو نیز همصداست. ثورو در «نافرمانی مدنی» تأکید میکند که اگر قانون ناعادلانه است، وظیفه شهروند فقط نقد نظری نیست، بلکه امتناع از همکاری عملی با آن است. گاهی زندان رفتن، اخلاقیتر از اطاعت است. همین منطق بعدها در هاول و سولژنیتسین، در قالبِ «امتناع از دروغ»، صورتبندی دوباره میشود.
بخش اول
@Tavaana_TavaanaTech
بخش ۲
امتناع از دروغ: مقاومت از کجا آغاز میشود؟
پیش از هاول، الکساندر سولژنیتسین در نوشته معروف «زندگی نه با دروغ» همین نقطه را برجسته کرده بود. او میگوید حتی اگر نتوانیم نظام را تغییر دهیم، میتوانیم تصمیم بگیریم دروغ را در زندگی خود تکرار نکنیم. لازم نیست همیشه فریاد بزنیم، کافی است دروغ را داوطلبانه بازنخوانیم، امضا نکنیم، منتشر نکنیم. همین امتناعِ کوچک، نخستین ترک را در دیوارِ دروغ ایجاد میکند.
هاول این ایده را گسترش میدهد. از نظر او، زندگی در دروغ فقط ضعف شخصی یا ترس فردی نیست، بلکه سازوکار اصلی بازتولید قدرت است. انسانی که مدام نقشِ تحمیلی خود را بازی میکند، به تدریج از حقیقت و از خودِ خویش دور میشود. او دیگر نه فقط تابع حکومت، که شریکِ اجرای نمایشِ حکومت است.
در برابر این وضعیت، هاول مفهوم «زندگی در حقیقت» را مطرح میکند. «زندگی در حقیقت» به معنای قهرمانسازی از خود یا ژست دائمی مبارزه نیست. گاهی از یک عمل بسیار کوچک آغاز میشود: همان سبزیفروش تصمیم میگیرد شعار را از ویترین بردارد. همین عمل نمادین، یعنی خروج از نقشِ تحمیلی و بازپسگیری کرامت انسانی.
در اینجا مقاومت، پیش از آنکه سیاسی باشد، اخلاقی است. انسان از خود میپرسد: آیا با سکوت، تظاهر، ترس یا مصلحتاندیشی، در بازتولید دروغ شریک نشدهام؟ آیا به بقای همان نظمی کمک نمیکنم که در ظاهر با آن مخالفم؟
این ایده با اندیشه هنری دیوید ثورو نیز همصداست. ثورو در «نافرمانی مدنی» تأکید میکند که اگر قانون ناعادلانه است، وظیفه شهروند فقط نقد نظری نیست، بلکه امتناع از همکاری عملی با آن است. گاهی زندان رفتن، اخلاقیتر از اطاعت است. همین منطق بعدها در هاول و سولژنیتسین، در قالبِ «امتناع از دروغ»، صورتبندی دوباره میشود.
بخش اول
@Tavaana_TavaanaTech
💯9❤5👌1
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوبیستوچهارم در ۵۶ زندان مختلف
🔴 آزادی و عدالت از مسیر احترام به حقوق بشر به دست میآید، نه مرگ و سلب حق حیات
در هفته گذشته دانشآموزان آگاه برای دفاع از حقوق خود در شهرهای مختلف به خیابان آمدند تا نشان دهند از سیاستهای حاکمیتی در عرصه آموزش که در تضاد آشکار با عدالت آموزشی است به تنگ آمدهاند. کارزار سهشنبههای نه به اعدام از دانشآموزان شجاع و آگاه حمایت میکند. بیشک آینده ایران با چنین افراد پرشوری درخشان خواهد بود.
حکومت اعدامی از ابتدای خرداد تاکنون دستکم ۴۹ تن را به دار آویخته است و در ادامه موج ارعاب و سرکوب خود، حکم اعدام زندانی سیاسی یعقوب درخشان در زندان لاکان رشت را مجدداً تایید کرده و برای زندانیان سیاسی دیگر یاسین شهبخش، حسن مصلاوی و علی کمالی حکم اعدام صادر کرده است.
همچنین چهار زندانی سیاسی به نامهای فرشاد اعتمادیفر، علیرضا مرداسی، مسعود جامعی و رضا عبدالی نیز در زندان شیبان اهواز در معرض اجرای قریبالوقوع حکم اعدام قرار دارند و جانشان در خطر است.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که برای صدوبیستوچهارمین هفته پیاپی در برابر این اعدامهای غیر انسانی ایستادگی کرده و تعدادی از اعضای آن اعدام و یا به اشکال مختلف تحت فشار زندان و نهادهای امنیتی قرار گرفتهاند، بیش از همیشه و بار دیگر صدای خود را در دفاع از حق بنیادین زندگی بلند میکنند، حقی که سرچشمه همه حقوق انسانی است و پاسداری از آن ،نشانه بلوغ، برابری، آزادی و انسانیت هر جامعه به شمار میآید. بنابراین از همه اقشار و هموطنان عزیز میخواهند که صدای دادخواهی خود را علیه صدور و اجرای احکام ظالمانه اعدام بلند کرده و به شدیدترین وجه ممکن اعتراض خود را بیان کنند.
آزادی و عدالت حق هر انسانی است و عدالت واقعی نه از مسیر مرگ و سلب حق حیات بلکه از مسیر احترام به حقوق بشر به دست میآید. در نتیجه برای به دست آوردن آن از دست حاکمان ستمکار و مستبد باید مبارزه و مقاومت کرد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ در هفته صدوبیستوچهارم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشد:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوبیستوچهارم
۱۹ خرداد ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام #نه_به_اعدام
#بیانبه
@Tavaana_TavaanaTech
🔴 آزادی و عدالت از مسیر احترام به حقوق بشر به دست میآید، نه مرگ و سلب حق حیات
در هفته گذشته دانشآموزان آگاه برای دفاع از حقوق خود در شهرهای مختلف به خیابان آمدند تا نشان دهند از سیاستهای حاکمیتی در عرصه آموزش که در تضاد آشکار با عدالت آموزشی است به تنگ آمدهاند. کارزار سهشنبههای نه به اعدام از دانشآموزان شجاع و آگاه حمایت میکند. بیشک آینده ایران با چنین افراد پرشوری درخشان خواهد بود.
حکومت اعدامی از ابتدای خرداد تاکنون دستکم ۴۹ تن را به دار آویخته است و در ادامه موج ارعاب و سرکوب خود، حکم اعدام زندانی سیاسی یعقوب درخشان در زندان لاکان رشت را مجدداً تایید کرده و برای زندانیان سیاسی دیگر یاسین شهبخش، حسن مصلاوی و علی کمالی حکم اعدام صادر کرده است.
همچنین چهار زندانی سیاسی به نامهای فرشاد اعتمادیفر، علیرضا مرداسی، مسعود جامعی و رضا عبدالی نیز در زندان شیبان اهواز در معرض اجرای قریبالوقوع حکم اعدام قرار دارند و جانشان در خطر است.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که برای صدوبیستوچهارمین هفته پیاپی در برابر این اعدامهای غیر انسانی ایستادگی کرده و تعدادی از اعضای آن اعدام و یا به اشکال مختلف تحت فشار زندان و نهادهای امنیتی قرار گرفتهاند، بیش از همیشه و بار دیگر صدای خود را در دفاع از حق بنیادین زندگی بلند میکنند، حقی که سرچشمه همه حقوق انسانی است و پاسداری از آن ،نشانه بلوغ، برابری، آزادی و انسانیت هر جامعه به شمار میآید. بنابراین از همه اقشار و هموطنان عزیز میخواهند که صدای دادخواهی خود را علیه صدور و اجرای احکام ظالمانه اعدام بلند کرده و به شدیدترین وجه ممکن اعتراض خود را بیان کنند.
آزادی و عدالت حق هر انسانی است و عدالت واقعی نه از مسیر مرگ و سلب حق حیات بلکه از مسیر احترام به حقوق بشر به دست میآید. در نتیجه برای به دست آوردن آن از دست حاکمان ستمکار و مستبد باید مبارزه و مقاومت کرد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ در هفته صدوبیستوچهارم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشد:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوبیستوچهارم
۱۹ خرداد ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام #نه_به_اعدام
#بیانبه
@Tavaana_TavaanaTech
❤7🕊2💔2
Forwarded from گفتوشنود
کارن آرمسترانگ؛ چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟
کارن آرمسترانگ، نویسنده و پژوهشگر برجسته بریتانیایی در حوزه ادیان، از شناختهشدهترین چهرههای معاصر در زمینه گفتوگوی میاندینی و مطالعه تطبیقی ادیان است. او در آثار خود کوشیده است نشان دهد که سنتهای دینی بزرگ جهان، با وجود تفاوتهایشان، در بسیاری از ارزشهای اخلاقی و انسانی با یکدیگر اشتراک دارند؛ بهویژه در تأکید بر شفقت، همدلی و احترام به کرامت انسان.
نوشتار «کارن آرمسترانگ» به زندگی، اندیشهها و فعالیتهای این متفکر برجسته میپردازد؛ زنی که پس از سالها پژوهش درباره اسلام، مسیحیت، یهودیت و دیگر سنتهای دینی، به یکی از مهمترین مدافعان گفتوگو و تفاهم میان پیروان ادیان مختلف تبدیل شد. او معتقد است که بسیاری از تنشها و سوءتفاهمهای دینی، از ناآگاهی نسبت به دیگری و فقدان گفتوگوی سازنده ناشی میشوند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر مفهوم «شفقت» بهعنوان ارزشی مشترک میان فرهنگها و ادیان گوناگون است؛ مفهومی که آرمسترانگ آن را پایهای برای همزیستی، صلح و فهم متقابل در جهان امروز میداند.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/
#کارل_آرمسترانگ #دین #خدا #انسان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کارن آرمسترانگ، نویسنده و پژوهشگر برجسته بریتانیایی در حوزه ادیان، از شناختهشدهترین چهرههای معاصر در زمینه گفتوگوی میاندینی و مطالعه تطبیقی ادیان است. او در آثار خود کوشیده است نشان دهد که سنتهای دینی بزرگ جهان، با وجود تفاوتهایشان، در بسیاری از ارزشهای اخلاقی و انسانی با یکدیگر اشتراک دارند؛ بهویژه در تأکید بر شفقت، همدلی و احترام به کرامت انسان.
نوشتار «کارن آرمسترانگ» به زندگی، اندیشهها و فعالیتهای این متفکر برجسته میپردازد؛ زنی که پس از سالها پژوهش درباره اسلام، مسیحیت، یهودیت و دیگر سنتهای دینی، به یکی از مهمترین مدافعان گفتوگو و تفاهم میان پیروان ادیان مختلف تبدیل شد. او معتقد است که بسیاری از تنشها و سوءتفاهمهای دینی، از ناآگاهی نسبت به دیگری و فقدان گفتوگوی سازنده ناشی میشوند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر مفهوم «شفقت» بهعنوان ارزشی مشترک میان فرهنگها و ادیان گوناگون است؛ مفهومی که آرمسترانگ آن را پایهای برای همزیستی، صلح و فهم متقابل در جهان امروز میداند.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/
#کارل_آرمسترانگ #دین #خدا #انسان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤11👌3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زرتشت احمدی راغب از زندان مرکزی کرج: آزادی، صلح و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود خواسته ملت ایران است
زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، در پیامی صوتی به مناسبت سالگرد انتشار «بیانیه ۱۴»، ضمن اشاره به شرایط زندانیان سیاسی و وضعیت کنونی کشور، بر ضرورت آزادی، صلح، انتخابات آزاد و پایان دادن به چرخه سرکوب و استبداد در ایران تأکید کرد.
او در ابتدای این پیام با اشاره به فرارسیدن خردادماه و سالگرد انتشار بیانیه ۱۴ گفت که اگرچه بسیاری از امضاکنندگان این بیانیه در سالهای گذشته با بازداشت، زندان و فشارهای امنیتی روبهرو شدهاند و برخی از آنان همچنان در زندان به سر میبرند، اما مطالبات مطرحشده در این بیانیه همچنان زنده است و هر روز افراد بیشتری با آن همراه میشوند.
احمدی راغب با اشاره به سایه جنگ و پیامدهای آن برای جامعه ایران اظهار داشت که در شرایط بحرانی، حکومتهای استبدادی از محدودیت گردش آزاد اطلاعات برای پنهان کردن واقعیتها و توجیه سرکوب بهره میبرند. او با یادآوری جنگ هشتساله ایران و عراق تأکید کرد که مردم ایران هزینههای سنگین جنگ، سرکوب و سوءمدیریت را به خوبی به خاطر دارند و نباید اجازه داد فضای جنگی به ابزاری برای نادیده گرفتن مطالبات مردم تبدیل شود.
این زندانی سیاسی همچنین از تجربه شخصی خود در زندان سخن گفت و اظهار داشت که در اسفندماه ۱۴۰۴ به دلیل خواندن سرود «ایران» و سر دادن شعار «زن، زندگی، آزادی» به سلول انفرادی منتقل شده و ۸۵ روز را در شرایط سخت انفرادی و بندهای بسته سپری کرده است. او تأکید کرد که در نبود رسانههای آزاد و نظارت عمومی، امکان نقض حقوق زندانیان و شهروندان افزایش مییابد و دستگاههای سرکوبگر با آزادی عمل بیشتری رفتار میکنند.
احمدی راغب با اشاره به مشکلات قلبی و ریوی خود در دوران حبس گفت که تا مرز از دست دادن جان پیش رفته است، اما رنج شخصی خود را در برابر مشکلات گستردهای که میلیونها ایرانی با آن دستوپنجه نرم میکنند ناچیز میداند. او فقر، فساد، تورم، گرانی، سرکوب آزادیهای مدنی و سیاسی و محروم شدن مردم از مشارکت در تعیین سرنوشت خویش را از مهمترین بحرانهای امروز ایران برشمرد.
او همچنین از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت در حالی که حکومت مدعی دفاع از حقوق مردم در کشورهای دیگر است، حقوق بشر، کرامت انسانی و آزادیهای اساسی در داخل ایران به طور گسترده نقض میشود.
زرتشت احمدی راغب در پایان ابراز امیدواری کرد که مردم ایران بتوانند سرنوشت خود را به دست گیرند و از طریق انتخابات آزاد، نمایندگان شایسته خود را برای اداره کشور برگزینند. او همچنین خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی، تدوین قانون اساسی جدید و پایان یافتن چرخه خشونت، اعدام، سانسور، سرکوب، فقر، فساد و استبداد شد و تأکید کرد که آزادی، عدالت، حقوق بشر و صلح باید به ارزشهای پایدار و بنیادین در آینده ایران تبدیل شوند.
#زرتشت_احمدی_راغب #بیانیه #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، در پیامی صوتی به مناسبت سالگرد انتشار «بیانیه ۱۴»، ضمن اشاره به شرایط زندانیان سیاسی و وضعیت کنونی کشور، بر ضرورت آزادی، صلح، انتخابات آزاد و پایان دادن به چرخه سرکوب و استبداد در ایران تأکید کرد.
او در ابتدای این پیام با اشاره به فرارسیدن خردادماه و سالگرد انتشار بیانیه ۱۴ گفت که اگرچه بسیاری از امضاکنندگان این بیانیه در سالهای گذشته با بازداشت، زندان و فشارهای امنیتی روبهرو شدهاند و برخی از آنان همچنان در زندان به سر میبرند، اما مطالبات مطرحشده در این بیانیه همچنان زنده است و هر روز افراد بیشتری با آن همراه میشوند.
احمدی راغب با اشاره به سایه جنگ و پیامدهای آن برای جامعه ایران اظهار داشت که در شرایط بحرانی، حکومتهای استبدادی از محدودیت گردش آزاد اطلاعات برای پنهان کردن واقعیتها و توجیه سرکوب بهره میبرند. او با یادآوری جنگ هشتساله ایران و عراق تأکید کرد که مردم ایران هزینههای سنگین جنگ، سرکوب و سوءمدیریت را به خوبی به خاطر دارند و نباید اجازه داد فضای جنگی به ابزاری برای نادیده گرفتن مطالبات مردم تبدیل شود.
این زندانی سیاسی همچنین از تجربه شخصی خود در زندان سخن گفت و اظهار داشت که در اسفندماه ۱۴۰۴ به دلیل خواندن سرود «ایران» و سر دادن شعار «زن، زندگی، آزادی» به سلول انفرادی منتقل شده و ۸۵ روز را در شرایط سخت انفرادی و بندهای بسته سپری کرده است. او تأکید کرد که در نبود رسانههای آزاد و نظارت عمومی، امکان نقض حقوق زندانیان و شهروندان افزایش مییابد و دستگاههای سرکوبگر با آزادی عمل بیشتری رفتار میکنند.
احمدی راغب با اشاره به مشکلات قلبی و ریوی خود در دوران حبس گفت که تا مرز از دست دادن جان پیش رفته است، اما رنج شخصی خود را در برابر مشکلات گستردهای که میلیونها ایرانی با آن دستوپنجه نرم میکنند ناچیز میداند. او فقر، فساد، تورم، گرانی، سرکوب آزادیهای مدنی و سیاسی و محروم شدن مردم از مشارکت در تعیین سرنوشت خویش را از مهمترین بحرانهای امروز ایران برشمرد.
او همچنین از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت در حالی که حکومت مدعی دفاع از حقوق مردم در کشورهای دیگر است، حقوق بشر، کرامت انسانی و آزادیهای اساسی در داخل ایران به طور گسترده نقض میشود.
زرتشت احمدی راغب در پایان ابراز امیدواری کرد که مردم ایران بتوانند سرنوشت خود را به دست گیرند و از طریق انتخابات آزاد، نمایندگان شایسته خود را برای اداره کشور برگزینند. او همچنین خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی، تدوین قانون اساسی جدید و پایان یافتن چرخه خشونت، اعدام، سانسور، سرکوب، فقر، فساد و استبداد شد و تأکید کرد که آزادی، عدالت، حقوق بشر و صلح باید به ارزشهای پایدار و بنیادین در آینده ایران تبدیل شوند.
#زرتشت_احمدی_راغب #بیانیه #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤17🕊2💯1
منطق حذف در عمل: از زندان و ترور شخصیت تا اعدام اجتماعی
شهادتنامه مریم ابراهیموند
در منطق سرکوب جمهوری اسلامی، حذف همیشه با گلوله و طناب دار شروع نمیشود؛ گاهی با شایعه، برچسب، پروندهسازی و «تنهاییِ سازمانیافته» آغاز میشود. مخالفان را نه فقط با زندان و اعدام، که با ترور شخصیت، قطع پیوندهای اجتماعی و محرومیت از کار و هویت، از «جهان مشترک» حذف میکنند.
در تازهترین شهادتنامهای که مرکز اسناد حقوق بشر ایران منتشر کرده، مریم ابراهیموند، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، روایت میکند که چگونه «نه» گفتن به سازوکار فساد و سوءاستفاده در سینما، به بازداشت، سلول انفرادی، اوین و قرچک، مصادره راشها، پروندهسازی مالی، و نهایتاً محکومیت به دو سال حبس فقط بابت یک پست اینستاگرامی علیه اطلاعات سپاه انجامید؛ در حالی که در رأی نهایی از اتهامات مالی و «فیلم مبتذل» تبرئه شده است.
همزمان، او هدف موجی از اتهامات جنسی، برچسب «پرستو» و روایتهای مخدوش قرار گرفته که حتی پس از آزادی و خروج از ایران نیز رهایش نکردهاند؛ اتهاماتی که بخشی از آنها محصول سازوکارهای اطلاعاتی و بخشی دیگر نتیجهی بازتولید بیمسئولیت همان روایتها از سوی برخی چهرههای منتقد حکومت است. این همان جایی است که به تعبیر هانا آرنت، سرکوب از سطح «حکومتی» به سطح «اجتماعی» گسترش مییابد و اعدام اجتماعی، در کنار سرکوب رسمی، به ابزار حذف تبدیل میشود.
شهادتنامه مریم ابراهیموند، که حاوی نکات تکاندهندهای است، نمونهای عینی از این منطق حذف است: از زندان و تهدید، تا ممانعت از تمدید گذرنامه، اتهامات دروغین، بایکوت حرفهای و زندان اجتماعی پس از آزادی. این روایت یادآوری میکند که دفاع از قربانیان ترور شخصیت، فقط دفاع از یک فرد نیست؛ دفاع از امکان زیستن در جهانی است که هنوز بتوان آن را «مشترک» نامید.
متن کامل شهادتنامه مریم ابراهیموند را میتوانید در سایت مرکز اسناد حقوق بشر ایران بخوانید:
https://tinyurl.com/45d9uyux
ـ لازم به ذکر است. کلیه مدارک و پروندههای خانم ابراهیموند در اختیار آموزشکده توانا قرار گرفته و راستیآزمایی شده است و پرونده ایشان نمونهای بارز از ستم سیستماتیک علیه شهروندان با استفاده از اخبار جعلی شناسایی شده است.
#مریم_ابراهیم_وند #مریم_ابراهیموند
@Tavaana_TavaanaTech
شهادتنامه مریم ابراهیموند
در منطق سرکوب جمهوری اسلامی، حذف همیشه با گلوله و طناب دار شروع نمیشود؛ گاهی با شایعه، برچسب، پروندهسازی و «تنهاییِ سازمانیافته» آغاز میشود. مخالفان را نه فقط با زندان و اعدام، که با ترور شخصیت، قطع پیوندهای اجتماعی و محرومیت از کار و هویت، از «جهان مشترک» حذف میکنند.
در تازهترین شهادتنامهای که مرکز اسناد حقوق بشر ایران منتشر کرده، مریم ابراهیموند، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، روایت میکند که چگونه «نه» گفتن به سازوکار فساد و سوءاستفاده در سینما، به بازداشت، سلول انفرادی، اوین و قرچک، مصادره راشها، پروندهسازی مالی، و نهایتاً محکومیت به دو سال حبس فقط بابت یک پست اینستاگرامی علیه اطلاعات سپاه انجامید؛ در حالی که در رأی نهایی از اتهامات مالی و «فیلم مبتذل» تبرئه شده است.
همزمان، او هدف موجی از اتهامات جنسی، برچسب «پرستو» و روایتهای مخدوش قرار گرفته که حتی پس از آزادی و خروج از ایران نیز رهایش نکردهاند؛ اتهاماتی که بخشی از آنها محصول سازوکارهای اطلاعاتی و بخشی دیگر نتیجهی بازتولید بیمسئولیت همان روایتها از سوی برخی چهرههای منتقد حکومت است. این همان جایی است که به تعبیر هانا آرنت، سرکوب از سطح «حکومتی» به سطح «اجتماعی» گسترش مییابد و اعدام اجتماعی، در کنار سرکوب رسمی، به ابزار حذف تبدیل میشود.
شهادتنامه مریم ابراهیموند، که حاوی نکات تکاندهندهای است، نمونهای عینی از این منطق حذف است: از زندان و تهدید، تا ممانعت از تمدید گذرنامه، اتهامات دروغین، بایکوت حرفهای و زندان اجتماعی پس از آزادی. این روایت یادآوری میکند که دفاع از قربانیان ترور شخصیت، فقط دفاع از یک فرد نیست؛ دفاع از امکان زیستن در جهانی است که هنوز بتوان آن را «مشترک» نامید.
متن کامل شهادتنامه مریم ابراهیموند را میتوانید در سایت مرکز اسناد حقوق بشر ایران بخوانید:
https://tinyurl.com/45d9uyux
ـ لازم به ذکر است. کلیه مدارک و پروندههای خانم ابراهیموند در اختیار آموزشکده توانا قرار گرفته و راستیآزمایی شده است و پرونده ایشان نمونهای بارز از ستم سیستماتیک علیه شهروندان با استفاده از اخبار جعلی شناسایی شده است.
#مریم_ابراهیم_وند #مریم_ابراهیموند
@Tavaana_TavaanaTech
💔15❤8🕊1
بیبی زهرا موسوی، ۲۱ ساله و اهل فریمان، که از ۳۰ دیماه ۱۴۰۴ در بازداشت به سر میبرد، در روزهای اخیر از بند آرامش (بند سیاسی زنان زندان وکیلآباد مشهد) به بند قرنطینه و سپس از روز گذشته به بند یک زنان، محل نگهداری زندانیان عادی از جمله محکومان جرائم سنگین و مواد مخدر، منتقل شده است.
این جابهجایی موجب افزایش نگرانی خانواده و نزدیکان او درباره امنیت و سلامت این زندانی شده است. منابع مطلع میگویند انتقال یک زندانی سیاسی به بند زندانیان عادی میتواند او را در معرض مخاطرات بیشتری قرار دهد.
اتهامات مطرحشده علیه بیبی زهرا موسوی شامل «حضور در اعتراضات»، «تبلیغ و ترغیب به ارتکاب جرم»، «ایجاد گروه» و «اقدام علیه امنیت ملی» عنوان شده است. وی که مادرش ایرانی و پدرش افغانستانی است، نانآور خانواده خود بوده و بنا بر گزارشها، چهار ماه از دوران بازداشتش را در سلول انفرادی سپری کرده است.
بر اساس حکم صادرشده، بیبی زهرا موسوی به ۱۰ سال و ۶ ماه حبس محکوم شده که از این میزان، ۶ سال و نیم به صورت تعلیقی و ۴ سال حبس تعزیری قابل اجرا تعیین شده است.
#بیبی_زهرا_موسوی #نه_به_جمهوری_اسلامی
این جابهجایی موجب افزایش نگرانی خانواده و نزدیکان او درباره امنیت و سلامت این زندانی شده است. منابع مطلع میگویند انتقال یک زندانی سیاسی به بند زندانیان عادی میتواند او را در معرض مخاطرات بیشتری قرار دهد.
اتهامات مطرحشده علیه بیبی زهرا موسوی شامل «حضور در اعتراضات»، «تبلیغ و ترغیب به ارتکاب جرم»، «ایجاد گروه» و «اقدام علیه امنیت ملی» عنوان شده است. وی که مادرش ایرانی و پدرش افغانستانی است، نانآور خانواده خود بوده و بنا بر گزارشها، چهار ماه از دوران بازداشتش را در سلول انفرادی سپری کرده است.
بر اساس حکم صادرشده، بیبی زهرا موسوی به ۱۰ سال و ۶ ماه حبس محکوم شده که از این میزان، ۶ سال و نیم به صورت تعلیقی و ۴ سال حبس تعزیری قابل اجرا تعیین شده است.
#بیبی_زهرا_موسوی #نه_به_جمهوری_اسلامی
❤17💔10🕊1
Forwarded from گفتوشنود
صدور حکم ۲۲ ماه حبس برای غزاله رعیت، شهروند بهایی در مشهد
غزاله رعیت، شهروند بهایی ساکن مشهد، از سوی دادگاه انقلاب این شهرستان به ۲۲ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم که در مرحله بدوی صادر شده، هماکنون برای بررسی نهایی در مرحله تجدیدنظر قرار دارد.
▪️روند بازداشت و پرونده قضایی
خانم رعیت در تاریخ ۲۵ دیماه ۱۴۰۴، زمانی که در محل کار خود حضور داشت، توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. همزمان با این اقدام، مأموران به منزل شخصی او یورش برده و ضمن تفتیش محل، شماری از وسایل شخصی این شهروند را ضبط کردند. وی پس از سپری کردن حدود یک ماه بازداشت موقت در زندان وکیلآباد مشهد، با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی به صورت موقت آزاد شده بود.
▪️تداوم سیاست سرکوب و پروندهسازی
محکومیت غزاله رعیت در حالی صورت میگیرد که فشارهای امنیتی و قضایی بر جامعه بهاییان در مشهد و سراسر ایران به شکلی سازمانیافته ادامه دارد. نهادهای امنیتی با بهرهگیری از اتهامات امنیتی کلی و پروندهسازیهای عقیدتی، تلاش میکنند تا فعالیتهای اجتماعی و مدنی شهروندان بهایی را محدود کنند.
این برخوردهای سیستماتیک که شامل بازداشتهای خودسرانه، هجوم به محل کار و زندگی، و صدور احکام حبس بر اساس عقاید دینی است، بخشی از سیاست دیرینه حاکمیت برای اعمال فشار و ایجاد فضای ارعاب در میان جامعه بهایی ایران محسوب میشود. محروم کردن شهروندان از حقوق اولیه از جمله حق آزادی عقیده و امنیت فردی، همواره با هدف حذف تدریجی این اقلیت دینی از عرصههای اجتماعی و اقتصادی کشور دنبال میشود؛ روندی که در ماههای اخیر و با تشدید بحرانهای سیاسی در کشور، با شتاب و خشونت بیشتری توسط دستگاههای امنیتی و قضایی به اجرا درآمده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
غزاله رعیت، شهروند بهایی ساکن مشهد، از سوی دادگاه انقلاب این شهرستان به ۲۲ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم که در مرحله بدوی صادر شده، هماکنون برای بررسی نهایی در مرحله تجدیدنظر قرار دارد.
▪️روند بازداشت و پرونده قضایی
خانم رعیت در تاریخ ۲۵ دیماه ۱۴۰۴، زمانی که در محل کار خود حضور داشت، توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. همزمان با این اقدام، مأموران به منزل شخصی او یورش برده و ضمن تفتیش محل، شماری از وسایل شخصی این شهروند را ضبط کردند. وی پس از سپری کردن حدود یک ماه بازداشت موقت در زندان وکیلآباد مشهد، با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی به صورت موقت آزاد شده بود.
▪️تداوم سیاست سرکوب و پروندهسازی
محکومیت غزاله رعیت در حالی صورت میگیرد که فشارهای امنیتی و قضایی بر جامعه بهاییان در مشهد و سراسر ایران به شکلی سازمانیافته ادامه دارد. نهادهای امنیتی با بهرهگیری از اتهامات امنیتی کلی و پروندهسازیهای عقیدتی، تلاش میکنند تا فعالیتهای اجتماعی و مدنی شهروندان بهایی را محدود کنند.
این برخوردهای سیستماتیک که شامل بازداشتهای خودسرانه، هجوم به محل کار و زندگی، و صدور احکام حبس بر اساس عقاید دینی است، بخشی از سیاست دیرینه حاکمیت برای اعمال فشار و ایجاد فضای ارعاب در میان جامعه بهایی ایران محسوب میشود. محروم کردن شهروندان از حقوق اولیه از جمله حق آزادی عقیده و امنیت فردی، همواره با هدف حذف تدریجی این اقلیت دینی از عرصههای اجتماعی و اقتصادی کشور دنبال میشود؛ روندی که در ماههای اخیر و با تشدید بحرانهای سیاسی در کشور، با شتاب و خشونت بیشتری توسط دستگاههای امنیتی و قضایی به اجرا درآمده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔17🕊1
نوزدهم خرداد، زادروز پزشکی است که شرافت را به ترس نفروخت و وجدان را در برابر قدرت به زانو درنیاورد؛ زادروز دکتر رامین پوراندرجانی.
رامین اگر کشته نمیشد، امروز چهلوسه ساله میشد. شاید همچنان با روپوش سپید پزشکی در خدمت مردم بود، جان بیماران را نجات میداد و در کنار خانوادهاش زندگی آرام و شرافتمندانهای داشت. اما سرنوشت او با حقیقتی تلخ و با روزهایی گره خورد که در بازداشتگاه کهریزک بر بسیاری از جوانان این سرزمین گذشت.
من مسعود علیزاده به عنوان یکی از قربانیان کهریزک، یک بار در دادسرای سازمان قضایی نیروهای مسلح با دکتر رامین پوراندرجانی و پدرش دیدار و گفتوگو کردم. هنوز نگاه نگران اما استوار او را به یاد دارم؛ نگاهی که در آن هم اندوه دیده میشد و هم پایبندی به حقیقت.
من بر پایه آنچه دیدهام، شنیدهام و باور دارم، معتقدم رامین پوراندرجانی جان خود را از دست نداد، بلکه جانش را گرفتند؛ زیرا حاضر نشد درباره آنچه در کهریزک دیده بود سکوت کند، حقیقت را پنهان سازد یا چشم بر رنج و سرنوشت قربانیان ببندد. او حاضر نشد قتل جانباختگان کهریزک را به روایتی نسبت دهد که با مشاهدات و وجدان حرفهایاش سازگار نبود و آن را مننژیت اعلام کند.
رامین میتوانست راهی آسانتر را انتخاب کند. میتوانست سکوت کند، چشم فروبندد و با تأیید روایتی که با وجدان و دانستههایش سازگار نبود، امنیت خود را حفظ کند. اما چنین نکرد. او نخواست حقیقتی را که دیده بود قربانی مصلحت کند و وجدان خود را به بهای آسایش و امنیت شخصی بفروشد.
رامین عزیز،
سالها از رفتنت گذشته است، اما نامت همچنان در حافظه و قلب بسیاری از ما زنده است. آنان که روزهای تلخ و فراموشنشدنی قتلگاه کهریزک را از نزدیک لمس کردهاند، هرگز تو را از یاد نخواهند برد. برای بسیاری از ما، تو تنها یک پزشک نبودی؛ نماد وجدانی بودی که زیر سنگینترین فشارها، تهدیدها و هراسها نیز خاموش نشد.
امروز، در زادروزت، با احترام، اندوه و سپاس از تو یاد میکنیم؛ از انسانی که به باور ما، حقیقت را بر مصلحت ترجیح داد و بهای سنگینی برای این انتخاب پرداخت. نامت با شرافت گره خورده است و یادت در خاطر ما جاودانه خواهد ماند.
یادت گرامی، راهت پررهرو و نامت جاودان.
برگرفته از صفحه مسعود علیزاده.
#رامین_پوراندرجانی #کهریزک #شرافت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
نوزدهم خرداد، زادروز پزشکی است که شرافت را به ترس نفروخت و وجدان را در برابر قدرت به زانو درنیاورد؛ زادروز دکتر رامین پوراندرجانی.
رامین اگر کشته نمیشد، امروز چهلوسه ساله میشد. شاید همچنان با روپوش سپید پزشکی در خدمت مردم بود، جان بیماران را نجات میداد و در کنار خانوادهاش زندگی آرام و شرافتمندانهای داشت. اما سرنوشت او با حقیقتی تلخ و با روزهایی گره خورد که در بازداشتگاه کهریزک بر بسیاری از جوانان این سرزمین گذشت.
من مسعود علیزاده به عنوان یکی از قربانیان کهریزک، یک بار در دادسرای سازمان قضایی نیروهای مسلح با دکتر رامین پوراندرجانی و پدرش دیدار و گفتوگو کردم. هنوز نگاه نگران اما استوار او را به یاد دارم؛ نگاهی که در آن هم اندوه دیده میشد و هم پایبندی به حقیقت.
من بر پایه آنچه دیدهام، شنیدهام و باور دارم، معتقدم رامین پوراندرجانی جان خود را از دست نداد، بلکه جانش را گرفتند؛ زیرا حاضر نشد درباره آنچه در کهریزک دیده بود سکوت کند، حقیقت را پنهان سازد یا چشم بر رنج و سرنوشت قربانیان ببندد. او حاضر نشد قتل جانباختگان کهریزک را به روایتی نسبت دهد که با مشاهدات و وجدان حرفهایاش سازگار نبود و آن را مننژیت اعلام کند.
رامین میتوانست راهی آسانتر را انتخاب کند. میتوانست سکوت کند، چشم فروبندد و با تأیید روایتی که با وجدان و دانستههایش سازگار نبود، امنیت خود را حفظ کند. اما چنین نکرد. او نخواست حقیقتی را که دیده بود قربانی مصلحت کند و وجدان خود را به بهای آسایش و امنیت شخصی بفروشد.
رامین عزیز،
سالها از رفتنت گذشته است، اما نامت همچنان در حافظه و قلب بسیاری از ما زنده است. آنان که روزهای تلخ و فراموشنشدنی قتلگاه کهریزک را از نزدیک لمس کردهاند، هرگز تو را از یاد نخواهند برد. برای بسیاری از ما، تو تنها یک پزشک نبودی؛ نماد وجدانی بودی که زیر سنگینترین فشارها، تهدیدها و هراسها نیز خاموش نشد.
امروز، در زادروزت، با احترام، اندوه و سپاس از تو یاد میکنیم؛ از انسانی که به باور ما، حقیقت را بر مصلحت ترجیح داد و بهای سنگینی برای این انتخاب پرداخت. نامت با شرافت گره خورده است و یادت در خاطر ما جاودانه خواهد ماند.
یادت گرامی، راهت پررهرو و نامت جاودان.
برگرفته از صفحه مسعود علیزاده.
#رامین_پوراندرجانی #کهریزک #شرافت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔27❤6
Forwarded from گفتوشنود
کعبه پیش از محمد
نمادی از «جهالت» یا تلاشی برای «وحدت»؟
آیا کعبه پیش از اسلام نشانی از حماقت و جهالت مردم بود؟ یا میتوان نگاهی متفاوت به آن داشت؟ کعبه پیش از ظهور محمد نیز مورد احترام بود و مقامی مذهبی و قدسی داشت. برای فهم جایگاه کعبه، شاید لازم باشد تاریخ آن را نه فقط پس از ظهور اسلام، بلکه پیش از آن نیز بررسی کرد.
کعبه، بنایی مکعبشکل در مرکز مسجدالحرام در مکه، برای بیش از یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان مقدسترین مکان دینی به شمار میرود. مسلمانان در نمازهای روزانه به سوی آن میایستند و مناسک حج و عمره نیز حول این بنا شکل میگیرد. با این حال، کعبه تنها یک بنای مذهبی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین نمادهای هویت، حافظه تاریخی و تجربه مشترک دینی در جهان اسلام است.
نوشتار «کعبه» به تاریخ، جایگاه و معانی گوناگون این بنای مشهور میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک مکان مقدس میتواند در طول قرنها، الهامبخش احساس تعلق، معنویت و همبستگی برای میلیونها انسان باشد. این مطلب همچنین به اهمیت نمادها و مکانهای مقدس در شکلدهی به فرهنگها و سنتهای دینی توجه دارد.
تاریخ کعبه، شاید بیش از آنکه تنها داستان یک بنا باشد، روایت تغییرات عمیق مذهبی و اجتماعی در شبهجزیره عربستان است؛ تغییری که برخی آن را گذار به یکتاپرستی میدانند و برخی دیگر، دگرگونی یک نظم مذهبی پیشین. اما کعبه میتوانست تا حدی نشانی از تلاشهای ریشسفیدان قبایل عرب برای نزدیکشدن به یکدیگر و کاهش درگیریهای مبتنی بر ایمان میان خود نیز در نظر گرفته شود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/kaaba/
#کعبه #اسلام #نماد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نمادی از «جهالت» یا تلاشی برای «وحدت»؟
آیا کعبه پیش از اسلام نشانی از حماقت و جهالت مردم بود؟ یا میتوان نگاهی متفاوت به آن داشت؟ کعبه پیش از ظهور محمد نیز مورد احترام بود و مقامی مذهبی و قدسی داشت. برای فهم جایگاه کعبه، شاید لازم باشد تاریخ آن را نه فقط پس از ظهور اسلام، بلکه پیش از آن نیز بررسی کرد.
کعبه، بنایی مکعبشکل در مرکز مسجدالحرام در مکه، برای بیش از یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان مقدسترین مکان دینی به شمار میرود. مسلمانان در نمازهای روزانه به سوی آن میایستند و مناسک حج و عمره نیز حول این بنا شکل میگیرد. با این حال، کعبه تنها یک بنای مذهبی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین نمادهای هویت، حافظه تاریخی و تجربه مشترک دینی در جهان اسلام است.
نوشتار «کعبه» به تاریخ، جایگاه و معانی گوناگون این بنای مشهور میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک مکان مقدس میتواند در طول قرنها، الهامبخش احساس تعلق، معنویت و همبستگی برای میلیونها انسان باشد. این مطلب همچنین به اهمیت نمادها و مکانهای مقدس در شکلدهی به فرهنگها و سنتهای دینی توجه دارد.
تاریخ کعبه، شاید بیش از آنکه تنها داستان یک بنا باشد، روایت تغییرات عمیق مذهبی و اجتماعی در شبهجزیره عربستان است؛ تغییری که برخی آن را گذار به یکتاپرستی میدانند و برخی دیگر، دگرگونی یک نظم مذهبی پیشین. اما کعبه میتوانست تا حدی نشانی از تلاشهای ریشسفیدان قبایل عرب برای نزدیکشدن به یکدیگر و کاهش درگیریهای مبتنی بر ایمان میان خود نیز در نظر گرفته شود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/kaaba/
#کعبه #اسلام #نماد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6🕊1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نوای دلتنگی فرزند جاویدنام نسترن زارعمنش برای مادرش
پس از وصلشدن تدریجی اینترنت در ایران، ویدیویی از فرزند جاویدنام نسترن زارعمنش در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. در این ویدیو، او پشت پیانو نشسته و با نواختن ملودی، یاد مادرش را زنده نگه میدارد.
نسترن زارعمنش، مادر ۳۹ ساله دو فرزند ۱۰ و ۱۵ ساله و ساکن تهران، روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت. گلولهها به سینه و گلوی او اصابت کردند و جانش را گرفتند.
#نسترن_زارع_منش
💸 tavaanatech
پس از وصلشدن تدریجی اینترنت در ایران، ویدیویی از فرزند جاویدنام نسترن زارعمنش در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. در این ویدیو، او پشت پیانو نشسته و با نواختن ملودی، یاد مادرش را زنده نگه میدارد.
نسترن زارعمنش، مادر ۳۹ ساله دو فرزند ۱۰ و ۱۵ ساله و ساکن تهران، روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت. گلولهها به سینه و گلوی او اصابت کردند و جانش را گرفتند.
#نسترن_زارع_منش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔15❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
دلتنگی همسر جاویدنام محسن رشیدی؛
«امروز پنج ماه از روزی میگذرد که گلوله، تو را از ما گرفت»
ساناز بنیسعید، همسر جاویدنام محسن رشیدی با انتشار عکسی از او در اینستاگرامش نوشت:
محسن رشیدی خانیآبادی، شهروند مسیحی، روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان یکی از تجمعات اعتراضی به دست نیروهای سرکوب و با شلیک گلوله جنگی در بهارستان اصفهان کشته شد. در این تجمع، دوست همراه او، شهرام مقصودلو، قهرمان دو دوره مسابقات کشوری پاورلیفتینگ و اهل ایذه، از ناحیه قفسه سینه هدف تیربار نیروهای حکومتی قرار گرفت.
سازمان ماده ۱۸، بر اساس گزارش دوستان نزدیک که شاهد این رویداد بودند،نوشت: محسن رشیدی ۴۲ ساله برای کمک به دوست مجروحش به سمت او میرود، اما مأموران امنیتی او را مورد ضربوشتم قرار میدهند. محسن موفق میشود خود را از دست مأموران نجات داده و از محل بگریزد. پس از پراکنده شدن نیروها، او بار دیگر برای نجات پیکر دوستش به صحنه بازمیگردد. در همین زمان، ماموران امنیتی از پشت سر با گلوله جنگی او را هدف قرار میدهند و گلوله به ناحیه ران پای او اصابت میکند.
ماموران مستقر در مقابل بیمارستان مانع ورود محسن و همراهانش به اورژانس و دسترسی او به خدمات درمانی میشوند. در نتیجه، محسن رشیدی بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست میدهد.
خانواده محسن به مدت پنج روز متوالی در جستوجوی او بودند و از سرنوشتش بیخبر ماندند. پس از این مدت، در ازای پرداخت پول، نام او را در فهرست قربانیان جستوجو کردند. ابتدا نتیجه منفی اعلام شد، اما یک روز بعد، کشته شدن او تایید شد. به خانواده پیشنهاد شد فرمی را امضا کنند که در آن ادعا میشد محسن عضو بسیج و نیروهای حکومتی بوده و توسط معترضان کشته شده است. خانواده این درخواست را نپذیرفتند و در نهایت، پیکر او تنها در ازای پرداخت مبلغ یک میلیارد تومان به آنان تحویل داده شد.
#محسن_رشیدی_خانی_آبادی
💸 tavaanatech
«امروز پنج ماه از روزی میگذرد که گلوله، تو را از ما گرفت»
ساناز بنیسعید، همسر جاویدنام محسن رشیدی با انتشار عکسی از او در اینستاگرامش نوشت:
«امروز پنج ماه از روزی میگذرد که گلوله، تو را از ما گرفت .
پنج ماه از روزی که قلبم برای همیشه رنگ دلتنگی به خود گرفت.
محسن عزیزم،
پنج ماه است که نبودنت را نفس میکشم، با خاطراتت بیدار میشوم و با حسرت دیدنت شب را به صبح میرسانم.
آنها پیکرت را با گلوله از میان ما گرفتند ، اما نتوانستند نامت را از یادها ببرند و عشقت را از قلب من جدا کنند.
هنوز هم در سکوت هر شب، با تو حرف میزنم؛
هنوز هم در میان تمام آدمها، جای خالی تو را جستوجو میکنم.
میگویند زمان از دردها کم میکند، اما دلتنگی تو با گذشت هر روز عمیقتر میشود.
تو فقط همسرم نبودی؛ آرامش من، تکیهگاه من و تمام دنیای من بودی.
امروز، در پنجمین ماه آسمانی شدنت، با چشمانی پر از اشک و قلبی سرشار از عشق، نامت را زمزمه میکنم.
محسن جان،
تو را با گلوله از ما گرفتند، اما یادت را هرگز نمیتوانند از قلبهایی که دوستت دارند بگیرند.
تا ابد در قلب من و این سرزمین زندهای… 🖤🕊»
همسر داغدارت
ساناز
۱۹ دی ۱۴۰۴
بهارستان -اصفهان
محسن رشیدی خانیآبادی، شهروند مسیحی، روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان یکی از تجمعات اعتراضی به دست نیروهای سرکوب و با شلیک گلوله جنگی در بهارستان اصفهان کشته شد. در این تجمع، دوست همراه او، شهرام مقصودلو، قهرمان دو دوره مسابقات کشوری پاورلیفتینگ و اهل ایذه، از ناحیه قفسه سینه هدف تیربار نیروهای حکومتی قرار گرفت.
سازمان ماده ۱۸، بر اساس گزارش دوستان نزدیک که شاهد این رویداد بودند،نوشت: محسن رشیدی ۴۲ ساله برای کمک به دوست مجروحش به سمت او میرود، اما مأموران امنیتی او را مورد ضربوشتم قرار میدهند. محسن موفق میشود خود را از دست مأموران نجات داده و از محل بگریزد. پس از پراکنده شدن نیروها، او بار دیگر برای نجات پیکر دوستش به صحنه بازمیگردد. در همین زمان، ماموران امنیتی از پشت سر با گلوله جنگی او را هدف قرار میدهند و گلوله به ناحیه ران پای او اصابت میکند.
ماموران مستقر در مقابل بیمارستان مانع ورود محسن و همراهانش به اورژانس و دسترسی او به خدمات درمانی میشوند. در نتیجه، محسن رشیدی بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست میدهد.
خانواده محسن به مدت پنج روز متوالی در جستوجوی او بودند و از سرنوشتش بیخبر ماندند. پس از این مدت، در ازای پرداخت پول، نام او را در فهرست قربانیان جستوجو کردند. ابتدا نتیجه منفی اعلام شد، اما یک روز بعد، کشته شدن او تایید شد. به خانواده پیشنهاد شد فرمی را امضا کنند که در آن ادعا میشد محسن عضو بسیج و نیروهای حکومتی بوده و توسط معترضان کشته شده است. خانواده این درخواست را نپذیرفتند و در نهایت، پیکر او تنها در ازای پرداخت مبلغ یک میلیارد تومان به آنان تحویل داده شد.
#محسن_رشیدی_خانی_آبادی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔16❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جشن تولد روی سنگ مزار؛
آرنیکا دباغ، قهرمان شنا که توسط جمهوری اسلامی کشته شد
جاویدنام آرنیکا دباغ، دختر ۱۵ ساله، در گرگان هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس اخبار منتشرشده، به دلیل قطع کامل ارتباطات در ایران، امکان تماس با اورژانس و رساندن او به بیمارستان وجود نداشت و او بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.
🔴 این ویدئو در ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ ضبط شده است؛ روز تولد آرنیکا، در حالی که خودش دیگر کنار خانوادهاش نبود. جمهوری اسلامی او را کشته بود.
🔴 در روزهایی که اینترنت و راههای ارتباطی مسدود شده بود، بسیاری از تصاویر و روایتهای تلخ از چشم مردم جهان پنهان ماند؛ از جمله لحظهای که خانواده آرنیکا، بهجای جشن گرفتن تولد او در خانه، کنار سنگ مزارش جمع شدند.
حالا که اینترنت بهصورت محدود و پر از اختلال وصل شده، این ویدئو را ببینید؛ تصویری از رنج مردمی که در روزهای قطع ارتباط، صدایشان شنیده نشد.
#آرنیکا_دباغ
💸 tavaanatech
آرنیکا دباغ، قهرمان شنا که توسط جمهوری اسلامی کشته شد
جاویدنام آرنیکا دباغ، دختر ۱۵ ساله، در گرگان هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس اخبار منتشرشده، به دلیل قطع کامل ارتباطات در ایران، امکان تماس با اورژانس و رساندن او به بیمارستان وجود نداشت و او بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.
حالا که اینترنت بهصورت محدود و پر از اختلال وصل شده، این ویدئو را ببینید؛ تصویری از رنج مردمی که در روزهای قطع ارتباط، صدایشان شنیده نشد.
#آرنیکا_دباغ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔10🕊7❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
چرا برخی کاربران استارلینک در ایران بازداشت شدند؟
در هفتههای اخیر، خبرهایی درباره بازداشت برخی کاربران استارلینک در ایران منتشر شده است. آمار دقیقی در دست نیست، اما بررسی چند مورد نشان میدهد که این بازداشتها معمولا نتیجه یک اشتباه ساده نبوده، بلکه از ترکیب چند خطای امنیتی شکل گرفتهاند؛ خطاهایی که هم در روند تحویل دستگاه و هم در نحوه استفاده از آن اتفاق افتادهاند.
🔸گاهی گفته میشود دلیل این بازداشتها فقط یک تماس تلفنی یا بیاحتیاطی ساده بوده است. این نگاه اگرچه بخشی از واقعیت را نشان میدهد، اما تصویر کاملی ارائه نمیکند و حتی میتواند گمراهکننده باشد. در عمل، شناسایی کاربران معمولا به دلیل یک «زنجیره خطا» اتفاق میافتد؛ از نوع ارتباطگیری گرفته تا رفتار آنلاین و اپلیکیشنهایی که روی دستگاه نصب هستند.
🔸برای مثال، در برخی موارد، هماهنگی برای تحویل دستگاه از طریق تماس تلفنی یا پیامک انجام شده است. این نوع ارتباطها بهراحتی قابل ردیابی هستند و میتوانند هم فرستنده و هم گیرنده را در معرض شناسایی قرار دهند. اما تمرکز فقط روی این مشکل کافی نیست، چون مشکل اصلی عمیقتر از یک اشتباه ارتباطی است.
🔸یکی از مهمترین مشکلات، یک تصور اشتباه درباره استارلینک است: اینکه صرف اتصال به آن، امنیت ایجاد میکند. در حالی که استارلینک فقط مسیر اینترنت را تغییر میدهد، نه هویت کاربر را پنهان میکند و نه رفتارهای ناامن را بیاثر میسازد. اگر کاربرها عادتهای اشتباه داشته باشند، این عادتها میتواند به شناسایی منجر شود.
🔸در این میان، نقش اپلیکیشنها بسیار مهم است. در بررسیها مشخص شده که برخی کاربران فکر میکردند فقط کافی است هنگام اتصال به استارلینک از اپلیکیشنهای ایرانی استفاده نکنند. اما واقعیت این است که مسئله فقط «استفاده نکردن» نیست، بلکه فراتر از آن، «نصب نکردن» این اپهاست. وجود چنین اپلیکیشنهایی روی دستگاه حتی بدون استفاده مستقیم میتواند به جمعآوری اطلاعات، ثبت الگوهای رفتاری یا ایجاد سرنخهایی برای شناسایی منجر شود.
🔗ادامه مطلب
💸 tavaanatech
در هفتههای اخیر، خبرهایی درباره بازداشت برخی کاربران استارلینک در ایران منتشر شده است. آمار دقیقی در دست نیست، اما بررسی چند مورد نشان میدهد که این بازداشتها معمولا نتیجه یک اشتباه ساده نبوده، بلکه از ترکیب چند خطای امنیتی شکل گرفتهاند؛ خطاهایی که هم در روند تحویل دستگاه و هم در نحوه استفاده از آن اتفاق افتادهاند.
🔸گاهی گفته میشود دلیل این بازداشتها فقط یک تماس تلفنی یا بیاحتیاطی ساده بوده است. این نگاه اگرچه بخشی از واقعیت را نشان میدهد، اما تصویر کاملی ارائه نمیکند و حتی میتواند گمراهکننده باشد. در عمل، شناسایی کاربران معمولا به دلیل یک «زنجیره خطا» اتفاق میافتد؛ از نوع ارتباطگیری گرفته تا رفتار آنلاین و اپلیکیشنهایی که روی دستگاه نصب هستند.
🔸برای مثال، در برخی موارد، هماهنگی برای تحویل دستگاه از طریق تماس تلفنی یا پیامک انجام شده است. این نوع ارتباطها بهراحتی قابل ردیابی هستند و میتوانند هم فرستنده و هم گیرنده را در معرض شناسایی قرار دهند. اما تمرکز فقط روی این مشکل کافی نیست، چون مشکل اصلی عمیقتر از یک اشتباه ارتباطی است.
🔸یکی از مهمترین مشکلات، یک تصور اشتباه درباره استارلینک است: اینکه صرف اتصال به آن، امنیت ایجاد میکند. در حالی که استارلینک فقط مسیر اینترنت را تغییر میدهد، نه هویت کاربر را پنهان میکند و نه رفتارهای ناامن را بیاثر میسازد. اگر کاربرها عادتهای اشتباه داشته باشند، این عادتها میتواند به شناسایی منجر شود.
🔸در این میان، نقش اپلیکیشنها بسیار مهم است. در بررسیها مشخص شده که برخی کاربران فکر میکردند فقط کافی است هنگام اتصال به استارلینک از اپلیکیشنهای ایرانی استفاده نکنند. اما واقعیت این است که مسئله فقط «استفاده نکردن» نیست، بلکه فراتر از آن، «نصب نکردن» این اپهاست. وجود چنین اپلیکیشنهایی روی دستگاه حتی بدون استفاده مستقیم میتواند به جمعآوری اطلاعات، ثبت الگوهای رفتاری یا ایجاد سرنخهایی برای شناسایی منجر شود.
🔗ادامه مطلب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊8❤3👌1
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۳
حقیقت و تولد همبستگی: از فرد تنها تا جامعه موازی
هاول البته در سطح فردی متوقف نمیماند. یک فرد که تصمیم میگیرد «در حقیقت زندگی کند»، ممکن است بهسرعت سرکوب شود. اما اگر افراد بسیاری به این انتخاب برسند، چیزی فراتر شکل میگیرد: حقیقت، به نیرویی اجتماعی تبدیل میشود. انسانها میبینند تنها نیستند. از دل این کشف، همبستگی سر برمیآورد.
در این نقطه است که اندیشه هاول به مفهوم «جامعه موازی» نزدیک میشود، مفهومی که واسلاو بندا آن را صورتبندی کرده است. بندا میگوید مخالفان نباید همه انرژی خود را صرف نبرد مستقیم با حکومت کنند. آنها باید همزمان ساختارهایی مستقل از حکومت بسازند: رسانههای مستقل، شبکههای فرهنگی، انجمنهای مدنی، حلقههای فکری، گروههای حقوق بشری، انتشارات زیرزمینی، اتحادیههای مستقل کارگری و شبکههای کمک متقابل.
هدف این ساختارها لزوماً سرنگونی فوری حکومت نیست. هدف، ایجاد فضاهایی واقعی است که مردم بتوانند در آنها نوعی زندگی آزاد، صادقانه و انسانی را تمرین کنند. جامعه موازی یعنی ساختن جزایر حقیقت در دل دریایی از دروغ، کنترل و وابستگی.
در چنین نهادهایی، انسانها فقط درباره تغییر آینده بحث نمیکنند، بلکه از همین امروز شیوه دیگری از بودن را تجربه میکنند: همکاری به جای ترس، گفتوگو به جای شعار رسمی، قانون و حق و مسئولیت به جای رابطه رعیت و حاکم. این تجربههای کوچک، زیرساختِ یک جامعه آزاد آینده را میسازد، حتی اگر هنوز ساختار سیاسی ظاهراً تغییری نکرده باشد.
بخش دوم
@Tavaana_TavaanaTech
بخش ۳
حقیقت و تولد همبستگی: از فرد تنها تا جامعه موازی
هاول البته در سطح فردی متوقف نمیماند. یک فرد که تصمیم میگیرد «در حقیقت زندگی کند»، ممکن است بهسرعت سرکوب شود. اما اگر افراد بسیاری به این انتخاب برسند، چیزی فراتر شکل میگیرد: حقیقت، به نیرویی اجتماعی تبدیل میشود. انسانها میبینند تنها نیستند. از دل این کشف، همبستگی سر برمیآورد.
در این نقطه است که اندیشه هاول به مفهوم «جامعه موازی» نزدیک میشود، مفهومی که واسلاو بندا آن را صورتبندی کرده است. بندا میگوید مخالفان نباید همه انرژی خود را صرف نبرد مستقیم با حکومت کنند. آنها باید همزمان ساختارهایی مستقل از حکومت بسازند: رسانههای مستقل، شبکههای فرهنگی، انجمنهای مدنی، حلقههای فکری، گروههای حقوق بشری، انتشارات زیرزمینی، اتحادیههای مستقل کارگری و شبکههای کمک متقابل.
هدف این ساختارها لزوماً سرنگونی فوری حکومت نیست. هدف، ایجاد فضاهایی واقعی است که مردم بتوانند در آنها نوعی زندگی آزاد، صادقانه و انسانی را تمرین کنند. جامعه موازی یعنی ساختن جزایر حقیقت در دل دریایی از دروغ، کنترل و وابستگی.
در چنین نهادهایی، انسانها فقط درباره تغییر آینده بحث نمیکنند، بلکه از همین امروز شیوه دیگری از بودن را تجربه میکنند: همکاری به جای ترس، گفتوگو به جای شعار رسمی، قانون و حق و مسئولیت به جای رابطه رعیت و حاکم. این تجربههای کوچک، زیرساختِ یک جامعه آزاد آینده را میسازد، حتی اگر هنوز ساختار سیاسی ظاهراً تغییری نکرده باشد.
بخش دوم
@Tavaana_TavaanaTech
👌2🕊2💯1