جمهوری اسلامی با استفاده از قانون جدید تشدید مجازات جاسوسی، افراد بازداشت شده در اعتراضات دی ماه را با احکام سنگین حتی اعدام مواجه میکند. اتهاماتی که پیش از این شاید تنها چند سال زندان را متوجه فرد میکرد حالا به شدت نگران کننده شده است.
این هفته همراه با کارشناسان حقوقی دادبان، به بررسی این قانون ناعادلانه و اثرات آن میپردازیم.
با ما همراه باشید
بررسی موارد نقض حقوق بشر در ایران
قانون تشدید مجازات جاسوسی و تاثیرات آن
با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان»
لینک ورود به برنامه:
https://tinyurl.com/2kphsrzw
دوشنبه ۵ مرداد ماه ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران
@Tavaana_TavaanaTech
این هفته همراه با کارشناسان حقوقی دادبان، به بررسی این قانون ناعادلانه و اثرات آن میپردازیم.
با ما همراه باشید
بررسی موارد نقض حقوق بشر در ایران
قانون تشدید مجازات جاسوسی و تاثیرات آن
با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان»
لینک ورود به برنامه:
https://tinyurl.com/2kphsrzw
دوشنبه ۵ مرداد ماه ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران
@Tavaana_TavaanaTech
6🕊5💔2
خشایار سفیدی، دانشجوی اخراجی و زندانی سیاسی سابق، در یادداشتی به این پرسش میپردازد که چرا جمهوری اسلامی به جای «دادخواهی» از «انتقام» و «خونخواهی» سخن میگوید. او استدلال میکند که این انتخاب صرفاً یک تفاوت واژگانی نیست، بلکه بازتاب منطقی سیاسی است که بهجای تکیه بر پاسخگویی و احقاق حق، بر دشمنسازی، بسیج احساسات و به تعویق انداختن مواجهه با بحرانهای مشروعیت استوار شده است.
چرا جمهوری اسلامی به جای «دادخواهی» از «انتقام» و «خونخواهی» سخن میگوید؟
✍️خشایار سفیدی
دادخواهی بر منطقی حقمحور استوار است. در این منطق، ابتدا باید پذیرفت که حقی پایمال شده و سپس سازوکاری برای احقاق آن فراهم شود. دادخواهی مستلزم پاسخگویی، شفافیت و پذیرش مسئولیت است. اما برای حکومتی که طی دههها با اتهامهایی چون اعدامهای گسترده، سرکوب اعتراضات، نقض حقوق شهروندان، فساد ساختاری و بحرانهای معیشتی روبهرو بوده، تکیه بر چنین روایتی میتواند پرسشهایی را متوجه عملکرد خود حکومت کند و مشروعیت ادعایی آن را با چالشهای جدی مواجه سازد.
در مقابل، انتقام یا خونخواهی بر منطقی قدرتمحور و عاطفی بنا شده است. در این روایت، مسئله اصلی دیگر احقاق حق نیست، بلکه بسیج احساسات علیه دشمنی بیرونی است.
آمریکا، اسرائیل یا رهبران آنها به کانون خشم تبدیل میشوند و از این طریق امکان ایجاد همبستگی سیاسی در میان حامیان حکومت حول یک «دشمن مشترک» فراهم میشود. در نتیجه، پرسش از مسئولیتهای داخلی به حاشیه رانده شده و توجه افکار عمومی به تهدیدهای خارجی معطوف میشود.
از این منظر، تأکید ناگهانی بر «انتقام» پس از رخداد ۹ اسفند را میتوان تلاشی برای بازسازی روایت سیاسی و پر کردن خلأ معنایی ناشی از یک شکست راهبردی دانست. به جای مواجهه با پرسشهای مربوط به سیاستهای داخلی و خارجی، پاسخگویی و مطالبات انباشته جامعه، بار دیگر روایت «دشمن خارجی» و «خونخواهی» در مرکز گفتمان قرار میگیرد. چنین راهبردی ممکن است در کوتاهمدت به حفظ انسجام نیروهای وفادار به حکومت کمک کند، اما بعید است بتواند بحرانهای ساختاری و شکاف میان حکومت و جامعه را برطرف کند؛ زیرا این شکاف بیش از آنکه محصول تهدیدی خارجی باشد، ریشه در مسائل داخلی و مطالبات بیپاسخ دارد.
جمهوری اسلامی پیشتر نیز از این الگو بهره گرفته است؛ از جمله در گفتمان «انتقام سخت» پس از کشته شدن قاسم سلیمانی. با این حال، اکنون که ضربه مستقیماً متوجه رأس هرم قدرت شده، به نظر میرسد این گفتمان با شدت و برجستگی بیشتری بازتولید میشود.
از این رو، انتخاب واژه «انتقام» صرفاً یک انتخاب زبانی نیست، بلکه بازتاب نوعی منطق سیاسی است؛ منطقی که مشروعیت خود را نه از احقاق حق، بلکه از بازتولید دشمن، بسیج احساسات و تعویق مواجهه با بحرانهای مشروعیت و پاسخگویی کسب میکند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
چرا جمهوری اسلامی به جای «دادخواهی» از «انتقام» و «خونخواهی» سخن میگوید؟
✍️خشایار سفیدی
دادخواهی بر منطقی حقمحور استوار است. در این منطق، ابتدا باید پذیرفت که حقی پایمال شده و سپس سازوکاری برای احقاق آن فراهم شود. دادخواهی مستلزم پاسخگویی، شفافیت و پذیرش مسئولیت است. اما برای حکومتی که طی دههها با اتهامهایی چون اعدامهای گسترده، سرکوب اعتراضات، نقض حقوق شهروندان، فساد ساختاری و بحرانهای معیشتی روبهرو بوده، تکیه بر چنین روایتی میتواند پرسشهایی را متوجه عملکرد خود حکومت کند و مشروعیت ادعایی آن را با چالشهای جدی مواجه سازد.
در مقابل، انتقام یا خونخواهی بر منطقی قدرتمحور و عاطفی بنا شده است. در این روایت، مسئله اصلی دیگر احقاق حق نیست، بلکه بسیج احساسات علیه دشمنی بیرونی است.
آمریکا، اسرائیل یا رهبران آنها به کانون خشم تبدیل میشوند و از این طریق امکان ایجاد همبستگی سیاسی در میان حامیان حکومت حول یک «دشمن مشترک» فراهم میشود. در نتیجه، پرسش از مسئولیتهای داخلی به حاشیه رانده شده و توجه افکار عمومی به تهدیدهای خارجی معطوف میشود.
از این منظر، تأکید ناگهانی بر «انتقام» پس از رخداد ۹ اسفند را میتوان تلاشی برای بازسازی روایت سیاسی و پر کردن خلأ معنایی ناشی از یک شکست راهبردی دانست. به جای مواجهه با پرسشهای مربوط به سیاستهای داخلی و خارجی، پاسخگویی و مطالبات انباشته جامعه، بار دیگر روایت «دشمن خارجی» و «خونخواهی» در مرکز گفتمان قرار میگیرد. چنین راهبردی ممکن است در کوتاهمدت به حفظ انسجام نیروهای وفادار به حکومت کمک کند، اما بعید است بتواند بحرانهای ساختاری و شکاف میان حکومت و جامعه را برطرف کند؛ زیرا این شکاف بیش از آنکه محصول تهدیدی خارجی باشد، ریشه در مسائل داخلی و مطالبات بیپاسخ دارد.
جمهوری اسلامی پیشتر نیز از این الگو بهره گرفته است؛ از جمله در گفتمان «انتقام سخت» پس از کشته شدن قاسم سلیمانی. با این حال، اکنون که ضربه مستقیماً متوجه رأس هرم قدرت شده، به نظر میرسد این گفتمان با شدت و برجستگی بیشتری بازتولید میشود.
از این رو، انتخاب واژه «انتقام» صرفاً یک انتخاب زبانی نیست، بلکه بازتاب نوعی منطق سیاسی است؛ منطقی که مشروعیت خود را نه از احقاق حق، بلکه از بازتولید دشمن، بسیج احساسات و تعویق مواجهه با بحرانهای مشروعیت و پاسخگویی کسب میکند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👌10❤2💯2
آرش میرزایی، شهروند ۱۹ ساله اهل بجنورد، به سه سال حبس محکوم شد
آرش میرزایی، شهروند ۱۹ ساله اهل بجنورد، از سوی شعبه ۱۰۷ دادگاه انقلاب بجنورد به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» به سه سال حبس محکوم شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این حکم در اواخر خردادماه ۱۴۰۵ صادر شده است. آقای میرزایی پیشتر در تاریخ ۱۴ دیماه ۱۴۰۴ بازداشت و پس از پنج روز، در ۱۹ دیماه، با تودیع وثیقه به طور موقت از زندان آزاد شده بود.
به گفته منابع آگاه، آرش میرزایی برای رسیدگی به پروندهای دیگر به دادگاه مراجعه کرده بود که در جریان آن از صدور حکم سه سال حبس در این پرونده مطلع شد. همچنین گزارشها حاکی از آن است که او با چند پرونده قضایی روبهرو است.
#آرش_میرزایی #بجنورد
@Tavaana_TavaanaTech
آرش میرزایی، شهروند ۱۹ ساله اهل بجنورد، از سوی شعبه ۱۰۷ دادگاه انقلاب بجنورد به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» به سه سال حبس محکوم شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این حکم در اواخر خردادماه ۱۴۰۵ صادر شده است. آقای میرزایی پیشتر در تاریخ ۱۴ دیماه ۱۴۰۴ بازداشت و پس از پنج روز، در ۱۹ دیماه، با تودیع وثیقه به طور موقت از زندان آزاد شده بود.
به گفته منابع آگاه، آرش میرزایی برای رسیدگی به پروندهای دیگر به دادگاه مراجعه کرده بود که در جریان آن از صدور حکم سه سال حبس در این پرونده مطلع شد. همچنین گزارشها حاکی از آن است که او با چند پرونده قضایی روبهرو است.
#آرش_میرزایی #بجنورد
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهاردهمین روز اعتصاب غذای نیروانا تربتینژاد؛ نگرانیها درباره وضعیت جسمی او افزایش یافت
نیروانا تربتینژاد، زندانی سیاسی که در اعتصاب غذا بهسر میبرد، در چهاردهمین روز این اعتصاب با وخامت وضعیت جسمی مواجه شده است.
بر اساس گزارشهای رسیده به تحکیم ملت، او چند بار بیهوش شده و دچار خونریزی شده است. با وجود گذشت بیش از ۱۴ روز از آغاز اعتصاب غذا و شرایط نامناسب جسمی، رسیدگی پزشکی لازم به وضعیت او انجام نشده و اقدامات انجامشده تنها به تزریق سرم محدود شده است.
همچنین گزارش شده که مسئولان زندان به جای رسیدگی جدی به وضعیت سلامت او، تلاش دارند او را به شکستن اعتصاب غذا وادار کنند.
#نیروانا_تربتی_نژاد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
نیروانا تربتینژاد، زندانی سیاسی که در اعتصاب غذا بهسر میبرد، در چهاردهمین روز این اعتصاب با وخامت وضعیت جسمی مواجه شده است.
بر اساس گزارشهای رسیده به تحکیم ملت، او چند بار بیهوش شده و دچار خونریزی شده است. با وجود گذشت بیش از ۱۴ روز از آغاز اعتصاب غذا و شرایط نامناسب جسمی، رسیدگی پزشکی لازم به وضعیت او انجام نشده و اقدامات انجامشده تنها به تزریق سرم محدود شده است.
همچنین گزارش شده که مسئولان زندان به جای رسیدگی جدی به وضعیت سلامت او، تلاش دارند او را به شکستن اعتصاب غذا وادار کنند.
#نیروانا_تربتی_نژاد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔25🕊5❤2
از شلاق، ممنوعالخروجی و ممنوعیتالکاری برای یک کنسرت، تا تنها مجازات شلاق برای پرونده آزار جنسی؛ معیارهای متفاوت در صدور احکام قضایی
حتماً تا حالا خبر قطعی شدن مجازات ۹۹ ضربه شلاق برای پژمان جمشیدی را خواندهاید. اتهامی که حتماً میدانید که اثبات آن با توجه به قوانین مردسالارانه و نظام مردسالارانه ایران، کاری دشوار بوده است.
اما شاکی خصوصی پرونده پای این کار ایستاد تا آنطور که گفته :
«اجازه نمیدهم که خشونتی که متحمل شدهام به چیزی غیر از آنچه واقعاً بوده تقلیل داده شود یا با روایتهای ساختگی بازتعریف شود. آنچه بر من رخ داده، یک خشونت جنسی بوده است و من ار روز اول بر این حقیقت تاکید کردم.»
او همچنین گفت:
«هرچند این حکم ذرهای از درد و آسیبی که متحمل شدهام کم نمیکند، اما در کشوری که همه میدانیم اثبات خشونت جنسی و تجاوز تا چه اندازه دشوار است، همین که این پرونده به نتیجه رسید و دادگاه در نهایت احراز کرد که آنچه رخ داده «رابطهای بدون رضایت من، همراه با اکراه و عنف» بوده، برای من و برای بسیاری از زنانی که تجربهای مشابه داشتهاند، اهمیت دارد.»
او همچنین تاکید کرد که هرچند با اجرای هرگونه مجازات بدنی موافق نیست، ولی پرونده شکایت خود را تا انتها پیگیری خواهد کرد تا به همه زنانی که تجربهای مشابه او داشتند یادآوری کند که سکوت تنها گزینه پیش روی آنان نیست.
در این میان ولی به یاد پرونده کنسرت کاروانسرا میافتیم که آن هم با مجازات شلاق و مجازاتهای تکمیلی دیگر مواجه شد.
پرستو احمدی و گروه موسیقی کاروانسرا
یک گروه هنرمند، نوازنده و خواننده دور هم جمع شدهند، یک ویدئوی موسیقی در یک کاروانسرا ضبط کردند و آن را در فضای مجازی منتشر کردند. جرم؟ خوانندگی زن و نداشتن حجاب رسمی. شاکی خصوصی؟ هیچکس. آسیبی به کسی رسیده؟ خیر.
حکم بدوی: ۷۴ ضربه شلاق برای تکتک اعضا، ۲ سال ممنوعیت کامل از کار هنری و قطع شدن منبع درآمد، به اضافه ۲ سال ممنوعالخروجی.
اما حکم پژمان جمشیدی مجازات تکمیلی ندارد و او همچنان میتواند به کار و پروژههای سینمایی خود ادامه دهد
چطور میشود کسی که جرمش فقط تولید یک اثر هنری و آواز خواندن است، کل زندگی، کار، معیشت و حق سفرش به مدت دو سال به طور کامل توقیف میشود؛ اما کسی که رسماً تایید شده با زور و خشونت به حریم شخصی یک انسان دیگر تعرض کرده، جریمه شغلی نمیشود و میتواند مثل قبل به کارش در ویترین سینمای کشور ادامه دهد؟
عدالت یعنی تناسب جرم با مجازات.
نظر شما درباره توازن این احکام چیست؟
#پژمان_جمشیدی #ملیکا_پارسادوست #پرستو_احمدی #حقوق_زنان
@Tavaana_TavaanaTech
حتماً تا حالا خبر قطعی شدن مجازات ۹۹ ضربه شلاق برای پژمان جمشیدی را خواندهاید. اتهامی که حتماً میدانید که اثبات آن با توجه به قوانین مردسالارانه و نظام مردسالارانه ایران، کاری دشوار بوده است.
اما شاکی خصوصی پرونده پای این کار ایستاد تا آنطور که گفته :
«اجازه نمیدهم که خشونتی که متحمل شدهام به چیزی غیر از آنچه واقعاً بوده تقلیل داده شود یا با روایتهای ساختگی بازتعریف شود. آنچه بر من رخ داده، یک خشونت جنسی بوده است و من ار روز اول بر این حقیقت تاکید کردم.»
او همچنین گفت:
«هرچند این حکم ذرهای از درد و آسیبی که متحمل شدهام کم نمیکند، اما در کشوری که همه میدانیم اثبات خشونت جنسی و تجاوز تا چه اندازه دشوار است، همین که این پرونده به نتیجه رسید و دادگاه در نهایت احراز کرد که آنچه رخ داده «رابطهای بدون رضایت من، همراه با اکراه و عنف» بوده، برای من و برای بسیاری از زنانی که تجربهای مشابه داشتهاند، اهمیت دارد.»
او همچنین تاکید کرد که هرچند با اجرای هرگونه مجازات بدنی موافق نیست، ولی پرونده شکایت خود را تا انتها پیگیری خواهد کرد تا به همه زنانی که تجربهای مشابه او داشتند یادآوری کند که سکوت تنها گزینه پیش روی آنان نیست.
در این میان ولی به یاد پرونده کنسرت کاروانسرا میافتیم که آن هم با مجازات شلاق و مجازاتهای تکمیلی دیگر مواجه شد.
پرستو احمدی و گروه موسیقی کاروانسرا
یک گروه هنرمند، نوازنده و خواننده دور هم جمع شدهند، یک ویدئوی موسیقی در یک کاروانسرا ضبط کردند و آن را در فضای مجازی منتشر کردند. جرم؟ خوانندگی زن و نداشتن حجاب رسمی. شاکی خصوصی؟ هیچکس. آسیبی به کسی رسیده؟ خیر.
حکم بدوی: ۷۴ ضربه شلاق برای تکتک اعضا، ۲ سال ممنوعیت کامل از کار هنری و قطع شدن منبع درآمد، به اضافه ۲ سال ممنوعالخروجی.
اما حکم پژمان جمشیدی مجازات تکمیلی ندارد و او همچنان میتواند به کار و پروژههای سینمایی خود ادامه دهد
چطور میشود کسی که جرمش فقط تولید یک اثر هنری و آواز خواندن است، کل زندگی، کار، معیشت و حق سفرش به مدت دو سال به طور کامل توقیف میشود؛ اما کسی که رسماً تایید شده با زور و خشونت به حریم شخصی یک انسان دیگر تعرض کرده، جریمه شغلی نمیشود و میتواند مثل قبل به کارش در ویترین سینمای کشور ادامه دهد؟
عدالت یعنی تناسب جرم با مجازات.
نظر شما درباره توازن این احکام چیست؟
#پژمان_جمشیدی #ملیکا_پارسادوست #پرستو_احمدی #حقوق_زنان
@Tavaana_TavaanaTech
💔27👍9❤3🕊2
Forwarded from گفتوشنود
اسلامیسازی علوم انسانی؛ علم در خدمت هویت یا حقیقت؟
در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران با اجرای پروژه «اسلامیسازی علوم انسانی» کوشیده است تا چارچوبهای معرفتی این حوزه را بر مبنای آموزههای دینی بازتعریف کند. این تلاش با ادعای بومیسازی و استقلال فکری از نظریههای غربی صورت میگیرد، اما پیامدهای آن، پرسشهایی جدی درباره نسبت علم و ایدئولوژی در ایران برمیانگیزد.
علوم انسانی برخلاف علوم تجربی، بهشدت با ارزشها، فرهنگ و باورهای بنیادین پیوند دارد. از این منظر، طرحهایی چون «جامعهشناسی اسلامی» یا «روانشناسی اسلامی» اگر با رویکردی تحلیلی، تطبیقی و روشمند همراه باشند، میتوانند سهمی در تنوع معرفتی داشته باشند. اما در عمل، این پروژهها اغلب به جای نظریهپردازی نو، به جایگزینی متون دینی بهجای مباحث علمی و تضعیف نگاه انتقادی در دانشگاه انجامیدهاند.
مشکل اصلی از آنجا آغاز میشود که گزارههای دینی در این رویکرد، نه به عنوان مفروضاتی قابل بررسی، بلکه به عنوان حقیقتهای مسلم تلقی میشوند. علم، اما ماهیتی متفاوت دارد: بنیاد آن بر پرسشگری، آزمونپذیری، و بازبینی مداوم است. وقتی علم موظف میشود فقط تأییدگر باورهای از پیش تعیینشده باشد، دیگر از مسیر حقیقت خارج شده و به ابزاری ایدئولوژیک بدل میشود.
نمونههایی از این رویکرد در گسترش برخی رشتهها دیده میشود؛ مانند آموزش طب سنتی در دانشگاههای علوم پزشکی بدون عبور از آزمونهای بالینی معتبر، یا جایگزینی واحدهای تحلیلی با دروسی مانند «جامعهشناسی در قرآن». این تغییرات نه تنها به عقبماندگی علمی میانجامد، بلکه اعتبار آموزش عالی را نیز تضعیف میکند.
در برابر چنین رویکردی، علم حقیقی تعصب ندارد. آنچه از نظر روشی درست، مفید و آزمونپذیر باشد، صرفنظر از منشأ آن، قابلقبول است. برای مثال، تمرینهای ذهنآگاهی (mindfulness) که ریشه در آیین بودا دارند، پس از آزمونهای کلینیکی و تجربی، به بخشی از روانشناسی درمانی معاصر تبدیل شدهاند، بیآنکه عنوان «روانشناسی بودایی» بر خود گرفته باشند.
علم اگر در پی کشف حقیقت است، باید از سلطه ایدئولوژی رهایی یابد و به نقد، آزادی و روش وفادار بماند.
بیشتر در وبسایت گفتوشنود مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/islamization-of-humanities/
#علوم_انسانی #علوم_اسلامی #علوم_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران با اجرای پروژه «اسلامیسازی علوم انسانی» کوشیده است تا چارچوبهای معرفتی این حوزه را بر مبنای آموزههای دینی بازتعریف کند. این تلاش با ادعای بومیسازی و استقلال فکری از نظریههای غربی صورت میگیرد، اما پیامدهای آن، پرسشهایی جدی درباره نسبت علم و ایدئولوژی در ایران برمیانگیزد.
علوم انسانی برخلاف علوم تجربی، بهشدت با ارزشها، فرهنگ و باورهای بنیادین پیوند دارد. از این منظر، طرحهایی چون «جامعهشناسی اسلامی» یا «روانشناسی اسلامی» اگر با رویکردی تحلیلی، تطبیقی و روشمند همراه باشند، میتوانند سهمی در تنوع معرفتی داشته باشند. اما در عمل، این پروژهها اغلب به جای نظریهپردازی نو، به جایگزینی متون دینی بهجای مباحث علمی و تضعیف نگاه انتقادی در دانشگاه انجامیدهاند.
مشکل اصلی از آنجا آغاز میشود که گزارههای دینی در این رویکرد، نه به عنوان مفروضاتی قابل بررسی، بلکه به عنوان حقیقتهای مسلم تلقی میشوند. علم، اما ماهیتی متفاوت دارد: بنیاد آن بر پرسشگری، آزمونپذیری، و بازبینی مداوم است. وقتی علم موظف میشود فقط تأییدگر باورهای از پیش تعیینشده باشد، دیگر از مسیر حقیقت خارج شده و به ابزاری ایدئولوژیک بدل میشود.
نمونههایی از این رویکرد در گسترش برخی رشتهها دیده میشود؛ مانند آموزش طب سنتی در دانشگاههای علوم پزشکی بدون عبور از آزمونهای بالینی معتبر، یا جایگزینی واحدهای تحلیلی با دروسی مانند «جامعهشناسی در قرآن». این تغییرات نه تنها به عقبماندگی علمی میانجامد، بلکه اعتبار آموزش عالی را نیز تضعیف میکند.
در برابر چنین رویکردی، علم حقیقی تعصب ندارد. آنچه از نظر روشی درست، مفید و آزمونپذیر باشد، صرفنظر از منشأ آن، قابلقبول است. برای مثال، تمرینهای ذهنآگاهی (mindfulness) که ریشه در آیین بودا دارند، پس از آزمونهای کلینیکی و تجربی، به بخشی از روانشناسی درمانی معاصر تبدیل شدهاند، بیآنکه عنوان «روانشناسی بودایی» بر خود گرفته باشند.
علم اگر در پی کشف حقیقت است، باید از سلطه ایدئولوژی رهایی یابد و به نقد، آزادی و روش وفادار بماند.
بیشتر در وبسایت گفتوشنود مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/islamization-of-humanities/
#علوم_انسانی #علوم_اسلامی #علوم_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12👌5❤2
Forwarded from گفتوشنود
تداوم بازداشت و اعمال محدودیتهای جدید؛ سیما سبتو، شهروند بهایی، ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس شد
با گذشت بیش از یک ماه از بازداشت سیما سبتو، شهروند بهایی ساکن شیراز، نهادهای قضایی و امنیتی محدودیتهای جدیدی را بر وی اعمال کرده و این زندانی عقیدتی را ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس ساختهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع، پرونده سیما سبتو با ورود به دومین ماه بازداشت، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. این منبع مطلع اعلام کرد که خانم سبتو علاوه بر بیخبری مطلق، اکنون بیش از یک هفته است که با دستور مستقیم مقامات قضایی از حق برقراری تماس تلفنی و انجام ملاقات حضوری با خانوادهاش نیز محروم شده است.
ادامه این وضعیت و قطع کامل ارتباط این شهروند ۵۴ ساله با نزدیکانش، نگرانیهای شدیدی را درباره وضعیت جسمی و روحی او ایجاد کرده است. تاکنون هیچگونه اطلاع روشنی درباره روند پرونده، زمان پایان بازداشت یا امکان صدور قرار وثیقه برای آزادی موقت وی از سوی نهادهای مسئول ارائه نشده است.
سیما سبتو در تاریخ ۲ تیرماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. ماموران امنیتی در زمان بازداشت، پس از یورش به منزل والدین او و اعمال فشار، با مراجعه به محل سکونتاش تمامی وسایل الکترونیکی، کتابها و تصاویر مذهبی وی را ضبط کرده بودند. تداوم بازداشت و اعمال محدودیتهای سختگیرانه علیه این شهروند بهایی، نمونهای از رویه سیستماتیک نهادهای امنیتی در فشار بر اقلیتهای دینی و نقض حقوق بنیادی زندانیان عقیدتی در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت بیش از یک ماه از بازداشت سیما سبتو، شهروند بهایی ساکن شیراز، نهادهای قضایی و امنیتی محدودیتهای جدیدی را بر وی اعمال کرده و این زندانی عقیدتی را ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس ساختهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع، پرونده سیما سبتو با ورود به دومین ماه بازداشت، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. این منبع مطلع اعلام کرد که خانم سبتو علاوه بر بیخبری مطلق، اکنون بیش از یک هفته است که با دستور مستقیم مقامات قضایی از حق برقراری تماس تلفنی و انجام ملاقات حضوری با خانوادهاش نیز محروم شده است.
ادامه این وضعیت و قطع کامل ارتباط این شهروند ۵۴ ساله با نزدیکانش، نگرانیهای شدیدی را درباره وضعیت جسمی و روحی او ایجاد کرده است. تاکنون هیچگونه اطلاع روشنی درباره روند پرونده، زمان پایان بازداشت یا امکان صدور قرار وثیقه برای آزادی موقت وی از سوی نهادهای مسئول ارائه نشده است.
سیما سبتو در تاریخ ۲ تیرماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. ماموران امنیتی در زمان بازداشت، پس از یورش به منزل والدین او و اعمال فشار، با مراجعه به محل سکونتاش تمامی وسایل الکترونیکی، کتابها و تصاویر مذهبی وی را ضبط کرده بودند. تداوم بازداشت و اعمال محدودیتهای سختگیرانه علیه این شهروند بهایی، نمونهای از رویه سیستماتیک نهادهای امنیتی در فشار بر اقلیتهای دینی و نقض حقوق بنیادی زندانیان عقیدتی در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13💔5🕊4
به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، ایرج توبیهای نجفآبادی، معلم پیشکسوت و فعال صنفی فرهنگیان اهل نجفآباد، پس از گذراندن دو سال و یک ماه حبس، روز ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ برای اجرای حکم دو سال تبعید به روستای دهسلم از توابع شهرستان نهبندان منتقل شد.
ایرج توبیهای نجفآبادی از ۱۵ دیماه ۱۴۰۳ دوران محکومیت خود را در زندان اصفهان سپری میکرد. اکنون نیز به جای آزادی، باید دو سال دیگر را در تبعید بگذراند؛ در روستایی دورافتاده در دل کویر که صدها کیلومتر از محل زندگی و خانوادهاش فاصله دارد. تبعید، تنها سلب آزادی نیست؛ مجازاتی است که با دورکردن افراد از خانواده، دوستان و محیط زندگی، فشار مضاعفی بر آنان و نزدیکانشان وارد میکند.
این معلم پیشکسوت پیشتر در نامهای سرگشاده تأکید کرده بود که حضورش در تجمعات صنفی، اقدامی کاملا قانونی و در چارچوب حقوق شهروندی بوده و تمامی اتهامهای مطرحشده علیه خود را ساختگی، بیاساس و فاقد وجاهت قانونی دانسته بود.
@Tavaana_TavaanaTech
ایرج توبیهای نجفآبادی از ۱۵ دیماه ۱۴۰۳ دوران محکومیت خود را در زندان اصفهان سپری میکرد. اکنون نیز به جای آزادی، باید دو سال دیگر را در تبعید بگذراند؛ در روستایی دورافتاده در دل کویر که صدها کیلومتر از محل زندگی و خانوادهاش فاصله دارد. تبعید، تنها سلب آزادی نیست؛ مجازاتی است که با دورکردن افراد از خانواده، دوستان و محیط زندگی، فشار مضاعفی بر آنان و نزدیکانشان وارد میکند.
این معلم پیشکسوت پیشتر در نامهای سرگشاده تأکید کرده بود که حضورش در تجمعات صنفی، اقدامی کاملا قانونی و در چارچوب حقوق شهروندی بوده و تمامی اتهامهای مطرحشده علیه خود را ساختگی، بیاساس و فاقد وجاهت قانونی دانسته بود.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14💔9👍2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روح الله قرهی رئیس حوزه علمیه:
«وقتی ماهواره به فضا میفرستیم، میتوانیم سرش را کج کنیم و خود آمریکا را بزنیم!»
روح الله قرهی رییس حوزه علمیه امام مهدی:
🔸این اظهارات، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، نمایشی تمامعیار از بیسوادی مطلق درباره ابتداییترین تفاوتهای فناوری فضایی و نظامی است. از نگاه او ظاهرا ماهواره چیزی شبیه یک تفنگ در آسمان است که کافی است «سرش را کج کنند» تا آمریکا را هدف بگیرد؛ تصوری که حتی برای یک فیلم علمیـتخیلی درجهچندم نیز بیش از حد مضحک است!
🔸اما قسمت مضحکتر سخنان قرهی جایی است که با لحنی کودکانه میگوید اگر «دو سه بار آمریکا را بزنیم، کار تمام است»؛ انگار درباره تمامکردن مرحلهای از یک بازی کامپیوتری صحبت میکند!
موضوعی که دستمایه طنز کاربران در رسانههای اجتماعی شده است.
💸 tavaanatech
«وقتی ماهواره به فضا میفرستیم، میتوانیم سرش را کج کنیم و خود آمریکا را بزنیم!»
روح الله قرهی رییس حوزه علمیه امام مهدی:
«وقتی ما میتوانیم ماهواره به فضا پرتاپ کنیم پس میتوانیم سر ماهواره را کج کنیم و خود آمریکا را بزنیم آن وقت ترامپ دیگر نمیتواند توهین کند به امام مسلمین، اگر دو سه بار آمریکا رو بزنیم کار تمومه»
🔸این اظهارات، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، نمایشی تمامعیار از بیسوادی مطلق درباره ابتداییترین تفاوتهای فناوری فضایی و نظامی است. از نگاه او ظاهرا ماهواره چیزی شبیه یک تفنگ در آسمان است که کافی است «سرش را کج کنند» تا آمریکا را هدف بگیرد؛ تصوری که حتی برای یک فیلم علمیـتخیلی درجهچندم نیز بیش از حد مضحک است!
🔸اما قسمت مضحکتر سخنان قرهی جایی است که با لحنی کودکانه میگوید اگر «دو سه بار آمریکا را بزنیم، کار تمام است»؛ انگار درباره تمامکردن مرحلهای از یک بازی کامپیوتری صحبت میکند!
موضوعی که دستمایه طنز کاربران در رسانههای اجتماعی شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯15❤5👌3🕊2😍1
Forwarded from گفتوشنود
واتسلاو هاول و زیستن در حقیقت
رواداری به مثابه مقاومت اخلاقی
واتسلاو هاول (۱۹۳۶–۲۰۱۱)، نمایشنامهنویس، نویسنده و سیاستمدار برجسته اهل چک، یکی از نمادهای جهانیِ مبارزه با استبداد و دفاع از حقوق بشر است. او که سالها به خاطر فعالیتهای دگراندیشانه در زندان رژیم کمونیستی بود، پس از انقلاب مخملی به ریاستجمهوری چکسلواکی و سپس جمهوری چک رسید.
هاول در اندیشه و عمل سیاسیاش، رواداری و پذیرش را نه از موضع قدرت، بلکه از زاویه اخلاق فردی و مسئولیت مدنی تبیین کرد.
نظریه زیستن در حقیقت بنیان رواداری در برابر استبداد
از دیدگاه هاول، رواداری و پذیرش دیگری ریشه در صداقت درونی انسان و امتناع از دروغ سازمانیافته دارد. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
زیستن در حقیقت:
هاول معتقد است جوامع توتالیتر بر پایه «دروغ فراگیر» بنا شدهاند که در آن افراد برای بقا مجبور به تظاهرند. رواداری حقیقی از لحظهای آغاز میشود که فرد تصمیم میگیرد «در حقیقت» زندگی کند. این به معنای پس زدن نقاب ایدئولوژی و به رسمیت شناختن کرامت انسانی خود و دیگران است.
قدرت بیقدرتان:
در نگاه هاول، پذیرش و همزیستی از پایین به بالا شکل میگیرد. او نشان میدهد که چگونه افراد معمولی، از طریق همبستگیِ مدنی و پذیرشِ مسئولیتِ جمعی، میتوانند در برابر سیستمهای سرکوبگر بایستند. رواداری در اینجا یک منفعل بودنِ سیاسی نیست، بلکه یک «مقاومت اخلاقی» است که به اقلیتها و دگراندیشان حق حیات و بیان میدهد.
مسئولیت فردی در قبال جامعه:
هاول تاکید میکند که سیاست سالم نمیتواند بدون اخلاق وجود داشته باشد. پذیرش دیگری به این معناست که ما مسئولیت وضع موجود را بپذیریم و بپذیریم که آزادی من، به آزادی دیگری گره خورده است. جامعهی روادار از نظر او جامعهای است که در آن قدرت دولت محدود است و شهروندان به جای ترس، با هم گفتگو میکنند.
پذیرش در اندیشه هاول، یعنی ایستادن در برابر تمامیتخواهی فکری. او رواداری را به معنای احترام به «انسان بودن دیگران» در تاریکترین شرایط میداند. جامعه روادار از منظر او جامعهای است که در آن صدای خرد فردی و همبستگی مدنی جایگزین ایدئولوژیهای تحمیلی شده است؛ جایی که هر کس حق دارد بدون ترس از سرکوب، هویت و حقیقت خود را زندگی کند.
#واتسلاو_هاول #زندگی_در_حقیقت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رواداری به مثابه مقاومت اخلاقی
واتسلاو هاول (۱۹۳۶–۲۰۱۱)، نمایشنامهنویس، نویسنده و سیاستمدار برجسته اهل چک، یکی از نمادهای جهانیِ مبارزه با استبداد و دفاع از حقوق بشر است. او که سالها به خاطر فعالیتهای دگراندیشانه در زندان رژیم کمونیستی بود، پس از انقلاب مخملی به ریاستجمهوری چکسلواکی و سپس جمهوری چک رسید.
هاول در اندیشه و عمل سیاسیاش، رواداری و پذیرش را نه از موضع قدرت، بلکه از زاویه اخلاق فردی و مسئولیت مدنی تبیین کرد.
نظریه زیستن در حقیقت بنیان رواداری در برابر استبداد
از دیدگاه هاول، رواداری و پذیرش دیگری ریشه در صداقت درونی انسان و امتناع از دروغ سازمانیافته دارد. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
زیستن در حقیقت:
هاول معتقد است جوامع توتالیتر بر پایه «دروغ فراگیر» بنا شدهاند که در آن افراد برای بقا مجبور به تظاهرند. رواداری حقیقی از لحظهای آغاز میشود که فرد تصمیم میگیرد «در حقیقت» زندگی کند. این به معنای پس زدن نقاب ایدئولوژی و به رسمیت شناختن کرامت انسانی خود و دیگران است.
قدرت بیقدرتان:
در نگاه هاول، پذیرش و همزیستی از پایین به بالا شکل میگیرد. او نشان میدهد که چگونه افراد معمولی، از طریق همبستگیِ مدنی و پذیرشِ مسئولیتِ جمعی، میتوانند در برابر سیستمهای سرکوبگر بایستند. رواداری در اینجا یک منفعل بودنِ سیاسی نیست، بلکه یک «مقاومت اخلاقی» است که به اقلیتها و دگراندیشان حق حیات و بیان میدهد.
مسئولیت فردی در قبال جامعه:
هاول تاکید میکند که سیاست سالم نمیتواند بدون اخلاق وجود داشته باشد. پذیرش دیگری به این معناست که ما مسئولیت وضع موجود را بپذیریم و بپذیریم که آزادی من، به آزادی دیگری گره خورده است. جامعهی روادار از نظر او جامعهای است که در آن قدرت دولت محدود است و شهروندان به جای ترس، با هم گفتگو میکنند.
پذیرش در اندیشه هاول، یعنی ایستادن در برابر تمامیتخواهی فکری. او رواداری را به معنای احترام به «انسان بودن دیگران» در تاریکترین شرایط میداند. جامعه روادار از منظر او جامعهای است که در آن صدای خرد فردی و همبستگی مدنی جایگزین ایدئولوژیهای تحمیلی شده است؛ جایی که هر کس حق دارد بدون ترس از سرکوب، هویت و حقیقت خود را زندگی کند.
#واتسلاو_هاول #زندگی_در_حقیقت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤9💯3👌1
خواهر جاویدنام احمد خسروانی، بسکتبالیست کشتهشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد که فدراسیون بسکتبال جمهوری اسلامی به تمامی بازیکنانی که پیراهن شماره ۹۱ بر تن دارند، از جمله بازیکنان تیمهای بانوان، اخطار داده است که شماره خود را تغییر دهند؛ در غیر این صورت، از حضور در مسابقات تحت نظر فدراسیون محروم خواهند شد.
او در این نوشته با اشاره به شماره پیراهن برادرش نوشت:
«فدراسیون بسکتبال جمهوری اسلامی به همه بازیکنانی که شماره ۹۱ را بر تن دارند، حتی تیم بانوان، اخطار داده که یا شمارهشان را عوض کنند یا دیگر حق حضور در مسابقات فدراسیون را نخواهند داشت.
چقدر باید حقیر و درمانده باشید که از یک شماره پیراهن هم بترسید؟
از نام برادرم، #احمد_خسروانی ترسیدید، حالا از شماره پیراهنش هم وحشت دارید.
قدرتتان آنقدر پوشالی است که حتی "۹۱" هم خواب را از چشمانتان گرفته است.
ننگ بر شما و بر هر اندیشهای که برای ماندن دارید.
برای برادرم، احمد خسروانی، عضو لیگ حرفهای بسکتبال ایران؛ Ahmado 91.»
او همچنین تصویری از احمد خسروانی و یار او، ستایش، منتشر کرد و در شرح آن نوشت:
«در خلوت روشن با تو گریستهام برای خاطر زندگان
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال عاشقترین زندگان بوده اند
برای برادرم ۹۱ جاودانه احمد خسروانی ومعشوقهاش ستایش💔»
احمد خسروانی، بسکتبالیست و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، در زمان کشتهشدن ۲۱ سال داشت. او روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان باخت.
احمد خسروانی از ورزشکاران شناختهشده بسکتبال تهران بود. او همراه تیم فرزان شمیران عنوان قهرمانی مسابقات بسکتبال سهنفره تهران را کسب کرده و در سال ۱۴۰۴ نیز بهعنوان برترین بازیکن لیگ تهران انتخاب شده بود.
پدر احمد خسروانی نیز از مجروحان جنگ ایران و عراق بود و خانواده او پس از جانباختن فرزندشان با محدودیتها و فشارهای متعدد در روند خاکسپاری و برگزاری مراسم سوگواری روبهرو شدند.
جمهوری اسلامی برای اینکه روایت خودش از وقایع دیماه را تثبیت کند، تمام تلاش خود را میکند تا نام و یاد کشتهشدگان آن وقایع را خاموش کند. اما ملت ایران شاهدان آن جنایت بیسابقه بودهاند و روایتگری در شبکههای اجتماعی، برگزاری مراسم بر سر مزار جانباختگان و سایر فعالیتهای خانوادهها و دوستان، نه تنها مانع از فراموشی میشود که موتور محرک دادخواهی و خیزشهای آینده خواهد بود.
@Tavaana_TavaanaTech
او در این نوشته با اشاره به شماره پیراهن برادرش نوشت:
«فدراسیون بسکتبال جمهوری اسلامی به همه بازیکنانی که شماره ۹۱ را بر تن دارند، حتی تیم بانوان، اخطار داده که یا شمارهشان را عوض کنند یا دیگر حق حضور در مسابقات فدراسیون را نخواهند داشت.
چقدر باید حقیر و درمانده باشید که از یک شماره پیراهن هم بترسید؟
از نام برادرم، #احمد_خسروانی ترسیدید، حالا از شماره پیراهنش هم وحشت دارید.
قدرتتان آنقدر پوشالی است که حتی "۹۱" هم خواب را از چشمانتان گرفته است.
ننگ بر شما و بر هر اندیشهای که برای ماندن دارید.
برای برادرم، احمد خسروانی، عضو لیگ حرفهای بسکتبال ایران؛ Ahmado 91.»
او همچنین تصویری از احمد خسروانی و یار او، ستایش، منتشر کرد و در شرح آن نوشت:
«در خلوت روشن با تو گریستهام برای خاطر زندگان
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال عاشقترین زندگان بوده اند
برای برادرم ۹۱ جاودانه احمد خسروانی ومعشوقهاش ستایش💔»
احمد خسروانی، بسکتبالیست و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، در زمان کشتهشدن ۲۱ سال داشت. او روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان باخت.
احمد خسروانی از ورزشکاران شناختهشده بسکتبال تهران بود. او همراه تیم فرزان شمیران عنوان قهرمانی مسابقات بسکتبال سهنفره تهران را کسب کرده و در سال ۱۴۰۴ نیز بهعنوان برترین بازیکن لیگ تهران انتخاب شده بود.
پدر احمد خسروانی نیز از مجروحان جنگ ایران و عراق بود و خانواده او پس از جانباختن فرزندشان با محدودیتها و فشارهای متعدد در روند خاکسپاری و برگزاری مراسم سوگواری روبهرو شدند.
جمهوری اسلامی برای اینکه روایت خودش از وقایع دیماه را تثبیت کند، تمام تلاش خود را میکند تا نام و یاد کشتهشدگان آن وقایع را خاموش کند. اما ملت ایران شاهدان آن جنایت بیسابقه بودهاند و روایتگری در شبکههای اجتماعی، برگزاری مراسم بر سر مزار جانباختگان و سایر فعالیتهای خانوادهها و دوستان، نه تنها مانع از فراموشی میشود که موتور محرک دادخواهی و خیزشهای آینده خواهد بود.
@Tavaana_TavaanaTech
💔33❤5
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سه جاویدنام از یک خانواده؛ پدر، پسر و عمو هدف گلوله قرار گرفتند
امید تیموریراد، ۴۷ ساله، به همراه پسر ۱۹ سالهاش آرمین تیموریراد و برادر ۴۲ سالهاش امیر تیموریراد(پدر یک دختر ۱۳ ساله)، در تظاهرات ۱۸ دیماه در فردیس کرج هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفتند و جان باختند. در این تیراندازی، همسر امید و مادر آرمین نیز بر اثر اصابت گلولههای جنگی بهشدت مجروح شد.
سه عضو از یک خانواده، در یک روز، با یک درد مشترک از آغوش عزیزانشان گرفته شدند؛ اما نامشان برای همیشه در حافظه مردم ایران زنده خواهد ماند.
🔸کشته شدن همزمان دو برادر و فرزند یکی از آنها، بار دیگر ابعاد فاجعهبار سرکوب اعتراضات مردمی را نشان میدهد و تصویری دردناک از خشونت عریان علیه شهروندان غیرمسلح ارائه میکند، شهروندانی که به صورت خانوادگی در اعتراضات شرکت کرده بودند.
🔸از طرفی، در شرایطی که بسیاری از خانوادههای دادخواه با فشار، تهدید یا سکوت تحمیلی روبهرو هستند، شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین تریبونهای آنان تبدیل شدهاند؛ فضایی برای ثبت روایتها، حفظ نام جانباختگان و رساندن صدای خانوادههای داغدار به افکار عمومی؛ صدایی که سانسور نتوانسته است آن را خاموش کند.
#امید_تیموری_راد #آرمین_تیموری_راد #امیر_تیموری_راد
💸 tavaanatech
امید تیموریراد، ۴۷ ساله، به همراه پسر ۱۹ سالهاش آرمین تیموریراد و برادر ۴۲ سالهاش امیر تیموریراد(پدر یک دختر ۱۳ ساله)، در تظاهرات ۱۸ دیماه در فردیس کرج هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفتند و جان باختند. در این تیراندازی، همسر امید و مادر آرمین نیز بر اثر اصابت گلولههای جنگی بهشدت مجروح شد.
سه عضو از یک خانواده، در یک روز، با یک درد مشترک از آغوش عزیزانشان گرفته شدند؛ اما نامشان برای همیشه در حافظه مردم ایران زنده خواهد ماند.
🔸کشته شدن همزمان دو برادر و فرزند یکی از آنها، بار دیگر ابعاد فاجعهبار سرکوب اعتراضات مردمی را نشان میدهد و تصویری دردناک از خشونت عریان علیه شهروندان غیرمسلح ارائه میکند، شهروندانی که به صورت خانوادگی در اعتراضات شرکت کرده بودند.
🔸از طرفی، در شرایطی که بسیاری از خانوادههای دادخواه با فشار، تهدید یا سکوت تحمیلی روبهرو هستند، شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین تریبونهای آنان تبدیل شدهاند؛ فضایی برای ثبت روایتها، حفظ نام جانباختگان و رساندن صدای خانوادههای داغدار به افکار عمومی؛ صدایی که سانسور نتوانسته است آن را خاموش کند.
#امید_تیموری_راد #آرمین_تیموری_راد #امیر_تیموری_راد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔40❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
حساب یوتیوب «نیما تکیدو» با دستور قضایی از دسترس خارج شد
چند روز پس از برگزاری گردهمایی شلوغ طرفداران «نیما تکیدو» در مجتمع ایرانمال، کانال یوتیوب این تولیدکننده محتوای ایرانی با دستور مقام قضایی محدود شد و تقریباً تمام ویدئوهای آن از دسترس خارج شدند.
🔸اکنون پیامی در این کانال دیده میشود که اعلام میکند صفحه «حسب دستور مقام محترم قضایی توسط فراجا تا اطلاع ثانوی از دسترس خارج شده است». این اقدام بار دیگر نشان میدهد که برخورد با تولیدکنندگان محتوا در ایران، بهجای طیکردن روندی شفاف و پاسخگو، میتواند با تصرف یا محدودسازی ناگهانی حسابهای کاربری همراه شود؛ بدون آنکه جزئیات اتهام، مستندات پرونده یا مدت دقیق این محدودیت برای افکار عمومی توضیح داده شود.
🔸در این میان، شیوه اعمال محدودیت نیز سؤالبرانگیز است. همه ویدئوهای کانال ناپدید شدهاند، اما یک ویدئو همچنان باقی مانده است؛ همان ویدئویی که نیما تکیدو در آن درباره حواشی گردهمایی ایرانمال توضیح داده بود. مشخص نیست باقیماندن این محتوا عمدی بوده یا صرفاً نتیجه نحوه اجرای دستور مسدودسازی است.
🔸صفحه اینستاگرام او نیز تا این لحظه همچنان فعال است؛ بنابراین برخورد انجامشده ظاهراً فقط کانال یوتیوب را هدف گرفته است. این تفاوت در برخورد با دو حساب متعلق به یک فرد، ابهامها را بیشتر میکند و نشان میدهد هنوز توضیح روشن و منسجمی درباره علت، محدوده و مبنای این تصمیم منتشر نشده است.
🔸ازدحام و بینظمی یک گردهمایی میتواند نیازمند بررسی و پاسخگویی برگزارکنندگان باشد؛ اما خاموشکردن یک رسانه شخصی، بدون ارائه توضیح شفاف، نه پاسخ قانعکنندهای به آن اتفاق است و نه نشانهای از یک روند عادلانه و قابل نظارت.
💸 tavaanatech
چند روز پس از برگزاری گردهمایی شلوغ طرفداران «نیما تکیدو» در مجتمع ایرانمال، کانال یوتیوب این تولیدکننده محتوای ایرانی با دستور مقام قضایی محدود شد و تقریباً تمام ویدئوهای آن از دسترس خارج شدند.
🔸اکنون پیامی در این کانال دیده میشود که اعلام میکند صفحه «حسب دستور مقام محترم قضایی توسط فراجا تا اطلاع ثانوی از دسترس خارج شده است». این اقدام بار دیگر نشان میدهد که برخورد با تولیدکنندگان محتوا در ایران، بهجای طیکردن روندی شفاف و پاسخگو، میتواند با تصرف یا محدودسازی ناگهانی حسابهای کاربری همراه شود؛ بدون آنکه جزئیات اتهام، مستندات پرونده یا مدت دقیق این محدودیت برای افکار عمومی توضیح داده شود.
🔸در این میان، شیوه اعمال محدودیت نیز سؤالبرانگیز است. همه ویدئوهای کانال ناپدید شدهاند، اما یک ویدئو همچنان باقی مانده است؛ همان ویدئویی که نیما تکیدو در آن درباره حواشی گردهمایی ایرانمال توضیح داده بود. مشخص نیست باقیماندن این محتوا عمدی بوده یا صرفاً نتیجه نحوه اجرای دستور مسدودسازی است.
🔸صفحه اینستاگرام او نیز تا این لحظه همچنان فعال است؛ بنابراین برخورد انجامشده ظاهراً فقط کانال یوتیوب را هدف گرفته است. این تفاوت در برخورد با دو حساب متعلق به یک فرد، ابهامها را بیشتر میکند و نشان میدهد هنوز توضیح روشن و منسجمی درباره علت، محدوده و مبنای این تصمیم منتشر نشده است.
🔸ازدحام و بینظمی یک گردهمایی میتواند نیازمند بررسی و پاسخگویی برگزارکنندگان باشد؛ اما خاموشکردن یک رسانه شخصی، بدون ارائه توضیح شفاف، نه پاسخ قانعکنندهای به آن اتفاق است و نه نشانهای از یک روند عادلانه و قابل نظارت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔9❤4👍2🕊1😍1
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴؛ حدیثه مرواریدی به سه سال حبس محکوم شد
حدیثه مرواریدی، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ که هماکنون در زندان وکیلآباد مشهد محبوس است، در دو پرونده جداگانه مجموعاً به سه سال حبس محکوم شد.
بر اساس اطلاعات منتشر شده در هرانا، این شهروند ۲۴ ساله در یک پرونده از بابت اتهام «توهین به رهبری» به دو سال حبس و در پروندهای دیگر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است.
همچنین وی بهتازگی از بند آرامش زندان وکیلآباد مشهد به بند یک این زندان منتقل شده است.
حدیثه مرواریدی روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان فریمان و در ارتباط با اعتراضات سراسری دیماه همان سال بازداشت شد.
#حدیثه_مرواریدی
@Tavaana_TavaanaTech
حدیثه مرواریدی، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ که هماکنون در زندان وکیلآباد مشهد محبوس است، در دو پرونده جداگانه مجموعاً به سه سال حبس محکوم شد.
بر اساس اطلاعات منتشر شده در هرانا، این شهروند ۲۴ ساله در یک پرونده از بابت اتهام «توهین به رهبری» به دو سال حبس و در پروندهای دیگر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است.
همچنین وی بهتازگی از بند آرامش زندان وکیلآباد مشهد به بند یک این زندان منتقل شده است.
حدیثه مرواریدی روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان فریمان و در ارتباط با اعتراضات سراسری دیماه همان سال بازداشت شد.
#حدیثه_مرواریدی
@Tavaana_TavaanaTech
❤17💔11🕊3