Forwarded from آموزشکده توانا
سالگرد تظاهرات جنبش سبز در تاسوعا و عاشورای ۱۳۸۸
تظاهرات گستردهای در روز تاسوعا (۵ دی ۱۳۸۸)، روز عاشورا (۶ دی ۱۳۸۸) و شب عاشورا (شام غریبان) در شهرهای مختلف ایران در ادامه اعتراضات به انتخابات مناقشه برانگیز ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸ برگزار شد.
در این روز نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی با تظاهرات کنندگان برخورد خشونتباری داشتند که منجر به کشتهشدن تعدادی از معترضان شد.
درگیریهای اصلی در روز عاشورا در حد فاصل میدان انقلاب و میدان امام حسین (فوزیه سابق) صورت گرفته و پلیس با تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان سه تن از آنان را در زیر پل کالج به قتل رساند. پلیس تظاهرکننده چهارم را در چهارراه ولیعصر کشت. با این حال، شاهدان عینی شمار کشتهشدگان را بیش از این رقم اعلام کردند.
در میان کشتهشدگان سیدعلی حبیبی موسوی خامنه، خواهرزاده میرحسین موسوی یکی از کاندیدای معترض انتخابات ۸۸ نیز وجود داشت.
همچنین در میان کشتهشدگان امیر ارشد تاجمیر فرزند شهین مهینفر مجری باسابقه رادیو و تلویزیون نیز حضور داشت. امیرارشد در عاشورای ۱۳۸۸ توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته و کشته شد. خانم مهین فر، همزمان با دومین سالگرد تظاهرات جنبش سبز در عاشورای ۱۳۸۸ تهران سکوتش را شکست و در مصاحبه با "روز" گفت : « امیرارشد در تمام اعتراضات بعد از انتخابات همراه و همپای مردم بود و با شرافت و سربلندی جان داد، آن کسی که در فیلم ماشین نیروی انتظامی از رویش سه بار میگذرد و له اش میکند امیرارشد من است.»
اگر چه معترضان از اولین ساعات روز عاشورا اعلام کرده بودند که شماری از تظاهرکنندگان به دست نیروهای نظامی از پای درآمدند، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران کشتهشدن تظاهرکنندگان را در درگیریهای روز عاشورا قویاً تکذیب کرد. با این حال بعدتر احمدرضا رادان جانشین فرماندهی نیروی انتظامی تهران کشته شدن چهار تن در تظاهرات روز عاشورای تهران را تأیید کرد. به گفته رادان، ۲ نفر از کشتهشدگان در اثر تصادف با خودرو، یک نفر در اثر سقوط از پل و یک نفر در اثر تیراندازی با سلاح گرم جان خود را از دست دادند. پس از چندی، نیروی انتظامی آمار کشتهشدگان را ابتدا به ۵ و سپس به ۸ نفر افزایش داد و گفت که با توجه به عدم تجهیز این نیرو به سلاح گرم، کشته شدن شهروندان در اثر تیراندازی مشکوک بودهاست. در گزارش نیروی انتظامی، سه تن از کشته شدگان بر اثر اصابت گلوله، گلوله ساچمهای و گلوله ساچمهای شکاری و یک تن در اثر ضربات چاقو جان خود را از دست دادهاند.
.
در حالی احمدرضا رادان فرمانده انتظامی تهران بزرگ در تاریخ ۷ دی در تلویزیون مدعی شد که کشته شدن دو تن از جانباختان عاشورای تهران، در اثر تصادف با خودروی ناشناس بوده که تصاویر ضبط شده از سوی مردم با گوشی تلفن همراه نشان میداد این خودروها متعلق به پلیس بودهاست.
اسامی بعضی از جانباختگان عاشورای ۸۸:
۱-مصطفی کریم بیگی ۲۶ ساله، اصابت گلوله
۲-امیر ارشد تاجمیر، ۲۵ ساله، علت مرگ: زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی
۳-شاهرخ رحمانی، توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد.
۴-شبنم سهرابی ۳۴ ساله، توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد.
۵-سید علی موسوی حبیبی، ۴۲ ساله، علت مرگ اصابت گلوله
۶-شهرام فرجزاده، ۳۰ ساله، علت مرگ: زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی
۷-محمدعلی راسخی نیا، ۴۰ ساله، علت مرگ اصابت ساچمه شکاری
۸-جهانبخت پازوکی، ۵۰ ساله، علت مرگ نامشخص
۹-مهدی فرهادی راد، ۳۴ ساله بر اثر اصابت دو گلوله به سر و سینه کشته شد.
یادشان گرامی باد!
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/16193
مستند عاشورای ۸۸ را اینجا ببینید:
http://bit.ly/1NscJ6A
@Tavaana_TavaanaTech
#جنبشسبز #عاشورای۸۸ #یاری_مدنی_توانا
تظاهرات گستردهای در روز تاسوعا (۵ دی ۱۳۸۸)، روز عاشورا (۶ دی ۱۳۸۸) و شب عاشورا (شام غریبان) در شهرهای مختلف ایران در ادامه اعتراضات به انتخابات مناقشه برانگیز ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸ برگزار شد.
در این روز نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی با تظاهرات کنندگان برخورد خشونتباری داشتند که منجر به کشتهشدن تعدادی از معترضان شد.
درگیریهای اصلی در روز عاشورا در حد فاصل میدان انقلاب و میدان امام حسین (فوزیه سابق) صورت گرفته و پلیس با تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان سه تن از آنان را در زیر پل کالج به قتل رساند. پلیس تظاهرکننده چهارم را در چهارراه ولیعصر کشت. با این حال، شاهدان عینی شمار کشتهشدگان را بیش از این رقم اعلام کردند.
در میان کشتهشدگان سیدعلی حبیبی موسوی خامنه، خواهرزاده میرحسین موسوی یکی از کاندیدای معترض انتخابات ۸۸ نیز وجود داشت.
همچنین در میان کشتهشدگان امیر ارشد تاجمیر فرزند شهین مهینفر مجری باسابقه رادیو و تلویزیون نیز حضور داشت. امیرارشد در عاشورای ۱۳۸۸ توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته و کشته شد. خانم مهین فر، همزمان با دومین سالگرد تظاهرات جنبش سبز در عاشورای ۱۳۸۸ تهران سکوتش را شکست و در مصاحبه با "روز" گفت : « امیرارشد در تمام اعتراضات بعد از انتخابات همراه و همپای مردم بود و با شرافت و سربلندی جان داد، آن کسی که در فیلم ماشین نیروی انتظامی از رویش سه بار میگذرد و له اش میکند امیرارشد من است.»
اگر چه معترضان از اولین ساعات روز عاشورا اعلام کرده بودند که شماری از تظاهرکنندگان به دست نیروهای نظامی از پای درآمدند، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران کشتهشدن تظاهرکنندگان را در درگیریهای روز عاشورا قویاً تکذیب کرد. با این حال بعدتر احمدرضا رادان جانشین فرماندهی نیروی انتظامی تهران کشته شدن چهار تن در تظاهرات روز عاشورای تهران را تأیید کرد. به گفته رادان، ۲ نفر از کشتهشدگان در اثر تصادف با خودرو، یک نفر در اثر سقوط از پل و یک نفر در اثر تیراندازی با سلاح گرم جان خود را از دست دادند. پس از چندی، نیروی انتظامی آمار کشتهشدگان را ابتدا به ۵ و سپس به ۸ نفر افزایش داد و گفت که با توجه به عدم تجهیز این نیرو به سلاح گرم، کشته شدن شهروندان در اثر تیراندازی مشکوک بودهاست. در گزارش نیروی انتظامی، سه تن از کشته شدگان بر اثر اصابت گلوله، گلوله ساچمهای و گلوله ساچمهای شکاری و یک تن در اثر ضربات چاقو جان خود را از دست دادهاند.
.
در حالی احمدرضا رادان فرمانده انتظامی تهران بزرگ در تاریخ ۷ دی در تلویزیون مدعی شد که کشته شدن دو تن از جانباختان عاشورای تهران، در اثر تصادف با خودروی ناشناس بوده که تصاویر ضبط شده از سوی مردم با گوشی تلفن همراه نشان میداد این خودروها متعلق به پلیس بودهاست.
اسامی بعضی از جانباختگان عاشورای ۸۸:
۱-مصطفی کریم بیگی ۲۶ ساله، اصابت گلوله
۲-امیر ارشد تاجمیر، ۲۵ ساله، علت مرگ: زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی
۳-شاهرخ رحمانی، توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد.
۴-شبنم سهرابی ۳۴ ساله، توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد.
۵-سید علی موسوی حبیبی، ۴۲ ساله، علت مرگ اصابت گلوله
۶-شهرام فرجزاده، ۳۰ ساله، علت مرگ: زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی
۷-محمدعلی راسخی نیا، ۴۰ ساله، علت مرگ اصابت ساچمه شکاری
۸-جهانبخت پازوکی، ۵۰ ساله، علت مرگ نامشخص
۹-مهدی فرهادی راد، ۳۴ ساله بر اثر اصابت دو گلوله به سر و سینه کشته شد.
یادشان گرامی باد!
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/16193
مستند عاشورای ۸۸ را اینجا ببینید:
http://bit.ly/1NscJ6A
@Tavaana_TavaanaTech
#جنبشسبز #عاشورای۸۸ #یاری_مدنی_توانا
Telegram
آموزشکده توانا
💔21🕊9👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو از هفت سالگی نگین است، دختر جاویدنام شبنم سهرابی، زنی ۳۴ ساله که در اعتراضات عاشورای ۸۸، توسط خودرو نیروی انتظامی زیر گرفته شد و کشته شد
نگین اکنون باید ۲۱ ساله شده باشد. او تمام این سالها را بدون حضور مادر سپری کرده است و با یک ترومای وحشتناک روبرو بوده. کشته شدن بیرحمانه مادرش.
شاید در اینترنت ویدیوی آن لحظه را هم دیده باشد و نیز تصاویر پیکر خونین مادرش را.
صدایی از سال اول مدرسه رفتن نگین وجود دارد که میگوید: «مدرسه را دوست ندارم، میخوام به مامانم نامه بنویسم ولی مامانم مرده.»
او در قفسه اسباب بازیهایش کفشهای مادرش را نگه داشته بود.
مادری که ظهر عاشورا به نگین گفته بود با غذای نذری برمیگردد، اما برنگشت.
ششم دی سال ۱۳۸۸ نقطه اوج اعتراضات در آن سال بود، روزی که به گفته گروهی از شاهدان عینی، مرکز تهران «در دست» معترضان و پایتخت ایران «در آستانه سقوط» بود. ششم دیماه ۱۳۸۸ را یکی از خونبارترین روزها میدانند و ویدیوی منتشرشده از ردشدن خودروی از روی معترضان تنها تکهای از خشونت و جنایتی است که در آن روزها رخ داد، ماشین نیروی انتظامی که بیرحمانه از روی معترضان رد میشود و جان تعدادی را میگیرد.
چه بسیارند کودکانی چون نگین، که در طی این ۴۶ سال از ظلم و جنایت رژیم جمهوری اسلامی رنج کشیدهاند و صدایشان شنیده نشده است.
#شبنم_سهرابی #عاشورای۸۸ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این ویدیو از هفت سالگی نگین است، دختر جاویدنام شبنم سهرابی، زنی ۳۴ ساله که در اعتراضات عاشورای ۸۸، توسط خودرو نیروی انتظامی زیر گرفته شد و کشته شد
نگین اکنون باید ۲۱ ساله شده باشد. او تمام این سالها را بدون حضور مادر سپری کرده است و با یک ترومای وحشتناک روبرو بوده. کشته شدن بیرحمانه مادرش.
شاید در اینترنت ویدیوی آن لحظه را هم دیده باشد و نیز تصاویر پیکر خونین مادرش را.
صدایی از سال اول مدرسه رفتن نگین وجود دارد که میگوید: «مدرسه را دوست ندارم، میخوام به مامانم نامه بنویسم ولی مامانم مرده.»
او در قفسه اسباب بازیهایش کفشهای مادرش را نگه داشته بود.
مادری که ظهر عاشورا به نگین گفته بود با غذای نذری برمیگردد، اما برنگشت.
ششم دی سال ۱۳۸۸ نقطه اوج اعتراضات در آن سال بود، روزی که به گفته گروهی از شاهدان عینی، مرکز تهران «در دست» معترضان و پایتخت ایران «در آستانه سقوط» بود. ششم دیماه ۱۳۸۸ را یکی از خونبارترین روزها میدانند و ویدیوی منتشرشده از ردشدن خودروی از روی معترضان تنها تکهای از خشونت و جنایتی است که در آن روزها رخ داد، ماشین نیروی انتظامی که بیرحمانه از روی معترضان رد میشود و جان تعدادی را میگیرد.
چه بسیارند کودکانی چون نگین، که در طی این ۴۶ سال از ظلم و جنایت رژیم جمهوری اسلامی رنج کشیدهاند و صدایشان شنیده نشده است.
#شبنم_سهرابی #عاشورای۸۸ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔56👍2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حضور مادران دادخواه سنندج در منزل جاویدنام داریوش علیزاده
شب گذشته پنجشنبه شش دیماه، خانواده جانباختگان خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی در منزل جاویدنام داریوش علیزاده در سنندج حضور یافتند و ضمن گرامیداشت یاد و خاطره عزیزانشان بار دیگر با همدلی و همبستگی نشان دادند تا رسیدن به پیروزی و به ثمر نشاندن دادخواهی خون فرزندانشان، با هم متحد هستند و به مبارزه ادامه خواهند داد.
داریوش علیزاده در روز شانزده مهرماه ۱۴۰۱ در جریان خیزش انقلابی در سنندج، در محله تپه بهارمست توسط سرکوبگران و مزدوران رژیم با شلیک مستقیم زخمی شد، او را به بیمارستان کوثر سنندج منتقل میکنند و با وجود انجام عملیات احیا، او جانش را از دست داد.
#سنندج #دادخواهی #داریوش_علیزاده #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شب گذشته پنجشنبه شش دیماه، خانواده جانباختگان خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی در منزل جاویدنام داریوش علیزاده در سنندج حضور یافتند و ضمن گرامیداشت یاد و خاطره عزیزانشان بار دیگر با همدلی و همبستگی نشان دادند تا رسیدن به پیروزی و به ثمر نشاندن دادخواهی خون فرزندانشان، با هم متحد هستند و به مبارزه ادامه خواهند داد.
داریوش علیزاده در روز شانزده مهرماه ۱۴۰۱ در جریان خیزش انقلابی در سنندج، در محله تپه بهارمست توسط سرکوبگران و مزدوران رژیم با شلیک مستقیم زخمی شد، او را به بیمارستان کوثر سنندج منتقل میکنند و با وجود انجام عملیات احیا، او جانش را از دست داد.
#سنندج #دادخواهی #داریوش_علیزاده #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍27🕊10💔7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه هفتم دیماه ۱۴۰۳، خبر رسید که یکی از چشمان پارسا قبادی در شهر برلین آلمان تخلیه شد. این اقدام، پس از بینتیجه ماندن درمانهای متعدد و ناامیدی کامل از بازگرداندن بینایی، انجام گرفت.
پارسا قبادی که در شامگاه دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱، در جریان شادی از باخت تیم حکومتی ایران مقابل انگلیس در کرمانشاه مورد حمله قرار گرفت، با شلیک حدود ۴۰۰ گلوله ساچمهای به سر، صورت و بدن، هر دو چشم خود را به طور جدی از دست داد و مدتی طولانی بیناییاش کاملاً از دست رفته بود.
بر اساس تصاویر منتشرشده در پیج اینستاگرام پارسا، آثار سوختگی ناشی از حمله با شوکر برقی به بازوهای او بهوضوح دیده میشود. او گفته است که ضاربان تلاش داشتند با دستان خود، چشمانش را از حدقه بیرون بیاورند و او با بازوهایش از خود دفاع کرده بود. این دفاع با شکنجههای بیشتر همراه شد، ازجمله شوکر برقی.
در زمان بازداشت، یکی از بازجویان تهدید کرد که پارسا باید اعدام شود. اما بازجوی دیگر گفت:
"این که کور شده، پس تا آخر عمر کور بماند بهتر از این است که اعدام شود."
این جنایت تنها یکی از نمونههای هدفگیری عمدی معترضان در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ است. حکومت جمهوری اسلامی، با شلیک عامدانه به چشمان بسیاری از مردم، آنها را نابینا کرد. در عین حال، منابع و امکانات پزشکی خود را صرف درمان چشمان اعضای گروه تروریستی حزبالله در لبنان کرده است، بیآنکه مسئولیتی در قبال شهروندان آسیبدیده خود بپذیرد.
پارسا قبادی که در پنجم آبانماه، ۱۴۰۱، ۱۸ ساله شده بود، امروز نمادی از مقاومت در برابر ظلم و خشونت ساختاری حکومت است. او و دیگر قربانیان خشونت حکومتی، بهای سنگینی برای آزادی و عدالت پرداخت کردهاند.
#پارسا_قبادی
#چشم_برای_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پارسا قبادی که در شامگاه دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱، در جریان شادی از باخت تیم حکومتی ایران مقابل انگلیس در کرمانشاه مورد حمله قرار گرفت، با شلیک حدود ۴۰۰ گلوله ساچمهای به سر، صورت و بدن، هر دو چشم خود را به طور جدی از دست داد و مدتی طولانی بیناییاش کاملاً از دست رفته بود.
بر اساس تصاویر منتشرشده در پیج اینستاگرام پارسا، آثار سوختگی ناشی از حمله با شوکر برقی به بازوهای او بهوضوح دیده میشود. او گفته است که ضاربان تلاش داشتند با دستان خود، چشمانش را از حدقه بیرون بیاورند و او با بازوهایش از خود دفاع کرده بود. این دفاع با شکنجههای بیشتر همراه شد، ازجمله شوکر برقی.
در زمان بازداشت، یکی از بازجویان تهدید کرد که پارسا باید اعدام شود. اما بازجوی دیگر گفت:
"این که کور شده، پس تا آخر عمر کور بماند بهتر از این است که اعدام شود."
این جنایت تنها یکی از نمونههای هدفگیری عمدی معترضان در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ است. حکومت جمهوری اسلامی، با شلیک عامدانه به چشمان بسیاری از مردم، آنها را نابینا کرد. در عین حال، منابع و امکانات پزشکی خود را صرف درمان چشمان اعضای گروه تروریستی حزبالله در لبنان کرده است، بیآنکه مسئولیتی در قبال شهروندان آسیبدیده خود بپذیرد.
پارسا قبادی که در پنجم آبانماه، ۱۴۰۱، ۱۸ ساله شده بود، امروز نمادی از مقاومت در برابر ظلم و خشونت ساختاری حکومت است. او و دیگر قربانیان خشونت حکومتی، بهای سنگینی برای آزادی و عدالت پرداخت کردهاند.
#پارسا_قبادی
#چشم_برای_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔38🕊2👍1😍1
در طی موج بازداشتهای اخیر که در کمتر از دو هفته گذشته اتفاق افتاده، دستکم ۳۸ هموطن در شهرهای مختلف استانهای آذربایجان غربی و کرمانشاه توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به مکانهای نامعلوم منتقل شدهاند. از سرنوشت و وضعیت سلامتی آنان اطلاعی در دست نیست.
تنها یکی از بازداشتشدگان، آقای سیامند سید احمدی که در روز ۲۴ آذر دستگیر شده بود، پس از چند ساعت بازجویی در همان روز آزاد شد. اما تا بدین لحظه از سرنوشت بقیه بازداشتشدگان اطلاعی در دسترس نیست.
صدای جانهای در خطر باشیم؛ جانهایی که احتمالا در زیر شکنجهاند و چشم امیدشان به ما دوخته شده است.
اسامی ۴۱ نفر بازداشت شده در یک ماه اخیر:
ریبوار رسولی، ایوب رسولی،عثمان جهانیفر (شوانه)، یوسف قال، آرام مبذوله، زانیار صیداحمدی، سیامند صیداحمدی، قادر خرامانفر، کمالمسعودی، جلال صدفی، دانا احمدی، پویا دلجو، یوسف_رنجبر، کاوه سهرابی، امید صالحی، اَیمن صفایی، کومارصالحی، هیمن پالانی، عرفان مرادی، خالد کمری، پیام رنجبر، رحمان دانا، عبدالله عمری، عبدالله قلیزاده، هیمن قلیزاده، حمید عنایتی، فرید عنایتی، عبدالله قوه، کاوە استوار، هیمن بهرامی، سوران ارشد، چیا نصراللهی، نازنین الیاسی، آرام محمدی، بهزاد محمودی، افشین ساعدی، توفیق امینی، نورالدین ملاعلیزاده، ابراهیم گلعنبر، محمد بهروزی، سالار شمسیبرهان
اطلاعرسانی درباره بازداشتشدگان از کارهای اولیهای است که خانواده، دوستان و وکلای بازداشتشدگان باید انجام دهند.
خانواده بازداشتشدگان لازم است که اطلاعات حقوقی خود را افزایش دهند و با مراجعه به دادسرا پیگیر وضعیت عزیزان خود باشند و در خصوص آنها اطلاعرسانی کنند و به رسانهها و سازمانهای حقوق بشری اطلاع دهند.
#زندانی_سیاسی #بوکان #پیرانشهر #جوانرود #مهاباد #سرپل_ذهاب #پاوه #اشنویه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تنها یکی از بازداشتشدگان، آقای سیامند سید احمدی که در روز ۲۴ آذر دستگیر شده بود، پس از چند ساعت بازجویی در همان روز آزاد شد. اما تا بدین لحظه از سرنوشت بقیه بازداشتشدگان اطلاعی در دسترس نیست.
صدای جانهای در خطر باشیم؛ جانهایی که احتمالا در زیر شکنجهاند و چشم امیدشان به ما دوخته شده است.
اسامی ۴۱ نفر بازداشت شده در یک ماه اخیر:
ریبوار رسولی، ایوب رسولی،عثمان جهانیفر (شوانه)، یوسف قال، آرام مبذوله، زانیار صیداحمدی، سیامند صیداحمدی، قادر خرامانفر، کمالمسعودی، جلال صدفی، دانا احمدی، پویا دلجو، یوسف_رنجبر، کاوه سهرابی، امید صالحی، اَیمن صفایی، کومارصالحی، هیمن پالانی، عرفان مرادی، خالد کمری، پیام رنجبر، رحمان دانا، عبدالله عمری، عبدالله قلیزاده، هیمن قلیزاده، حمید عنایتی، فرید عنایتی، عبدالله قوه، کاوە استوار، هیمن بهرامی، سوران ارشد، چیا نصراللهی، نازنین الیاسی، آرام محمدی، بهزاد محمودی، افشین ساعدی، توفیق امینی، نورالدین ملاعلیزاده، ابراهیم گلعنبر، محمد بهروزی، سالار شمسیبرهان
اطلاعرسانی درباره بازداشتشدگان از کارهای اولیهای است که خانواده، دوستان و وکلای بازداشتشدگان باید انجام دهند.
خانواده بازداشتشدگان لازم است که اطلاعات حقوقی خود را افزایش دهند و با مراجعه به دادسرا پیگیر وضعیت عزیزان خود باشند و در خصوص آنها اطلاعرسانی کنند و به رسانهها و سازمانهای حقوق بشری اطلاع دهند.
#زندانی_سیاسی #بوکان #پیرانشهر #جوانرود #مهاباد #سرپل_ذهاب #پاوه #اشنویه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊19💔13❤1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«تو چرا دم نزدی» عنوان یک ترانه اعتراضی است که مخاطبان توانا برای ما ارسال کردهاند.
این ترانه اعتراضی، با زبانی شاعرانه و استعاری، از سکوت و بیتفاوتی در برابر ظلم، بیعدالتی، و سرکوب اجتماعی انتقاد میکند و در عین حال تلاش میکند شعله امید و مسئولیت اجتماعی را زنده نگه دارد و مخاطب را به اندیشیدن درباره مسئولیت خود در قبال جامعه و مبارزه با سکوت و بیعملی فرا میخواند.
تو چرا دم نزدی ؟!
تو این جنگل پر مه همه انگار تبرن ...
تو چرا دم نزدی؟
به تن خشک درختا مگه خنجر نزدن؟
تو چرا دم نزدی؟
دسته دسته گل مریم مگه پر پر نزدن؟
تو چرا دم نزدی؟
مادرای دل شکسته، مگه بر سر نزدن ؟
تو چرا دم نزدی؟
تو چرا دم نزدی وقتی که شهر شد پر دود
وقتی هر شمعی که میسوخت فکرفردای تو بود
پشت دیوار شکنجه، زیر رگبار سکوت
با یه وجدان پر از درد، ردی از اسم تو بود
توی کوچههای تاریک مگه تنها نشدن؟
تو چرا دم نزدی؟
با چشای بسته محکوم به حماقت نشدن؟
تو چرا دم نزدی؟
مشتی مجنون واسه لیلا مگه پیدا نشدن؟
تو چرا دم نزدی؟
مشتی عاشق واسه مجنون مگه لیلا نشدن؟
تو چرا دم نزدی ؟
تو چرا دم نزدی وقتی که شهر شد پر دود
وقتی هر شمعی که میسوخت فکر فردای تو بود
پشت دیوار شکنجه زیر رگبار سکوت
با یه وجدان پر از درد ، ردی از اسم تو بود
#هنر_اعتراض #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این ترانه اعتراضی، با زبانی شاعرانه و استعاری، از سکوت و بیتفاوتی در برابر ظلم، بیعدالتی، و سرکوب اجتماعی انتقاد میکند و در عین حال تلاش میکند شعله امید و مسئولیت اجتماعی را زنده نگه دارد و مخاطب را به اندیشیدن درباره مسئولیت خود در قبال جامعه و مبارزه با سکوت و بیعملی فرا میخواند.
تو چرا دم نزدی ؟!
تو این جنگل پر مه همه انگار تبرن ...
تو چرا دم نزدی؟
به تن خشک درختا مگه خنجر نزدن؟
تو چرا دم نزدی؟
دسته دسته گل مریم مگه پر پر نزدن؟
تو چرا دم نزدی؟
مادرای دل شکسته، مگه بر سر نزدن ؟
تو چرا دم نزدی؟
تو چرا دم نزدی وقتی که شهر شد پر دود
وقتی هر شمعی که میسوخت فکرفردای تو بود
پشت دیوار شکنجه، زیر رگبار سکوت
با یه وجدان پر از درد، ردی از اسم تو بود
توی کوچههای تاریک مگه تنها نشدن؟
تو چرا دم نزدی؟
با چشای بسته محکوم به حماقت نشدن؟
تو چرا دم نزدی؟
مشتی مجنون واسه لیلا مگه پیدا نشدن؟
تو چرا دم نزدی؟
مشتی عاشق واسه مجنون مگه لیلا نشدن؟
تو چرا دم نزدی ؟
تو چرا دم نزدی وقتی که شهر شد پر دود
وقتی هر شمعی که میسوخت فکر فردای تو بود
پشت دیوار شکنجه زیر رگبار سکوت
با یه وجدان پر از درد ، ردی از اسم تو بود
#هنر_اعتراض #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊21👍12💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم دومین سالگرد جانباختن مهدی زارع اشکذری بر سر مزارش برگزار شد
ویدیو از اینستاگرام برادرش، احسان
مهدی زارع اشکذری، سی و یکساله در اعتراضات شهر تهران بازداشت شد. او در حالی که به علت شکنجه و ضرب و شتم سرکوبگران بدحال شده بود به صورت موقت آزاد شد؛ اما چند ساعت پس از آزادی به کما رفت و پس از ۲۰ روز، جان خود را از دست داد.
او در کشور ایتالیا در دانشگاه بلونیا درس میخواند. دو سال پیش در پی بیماری مادرش به ایران بازگشت و پس از درگذشت مادر برای حمایت از خانواده در ایران ماند.
در تظاهراتهای پس از خیزش شهریور، در اعتراضات انقلابی شرکت کرد و بازداشت شد. عوامل دستگاه سرکوب او را چنان در این اسارت مورد شکنجه قرار دادند که به گفته علی جنابان، از دوستانش، چند ساعت پس از آزادی موقت به کما رفت و: «در نتیجه شکنجهشدن در زمان بازداشت پس از ۲۰ روز جان باخت».
جانباختن مهدی زارع در رسانههای ایتالیا هم بازتاب داشته است.
#مهدی_زارع_اشکذری #مهسا_امینی #انقلاب_ملی #اشکذر #یزد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ویدیو از اینستاگرام برادرش، احسان
مهدی زارع اشکذری، سی و یکساله در اعتراضات شهر تهران بازداشت شد. او در حالی که به علت شکنجه و ضرب و شتم سرکوبگران بدحال شده بود به صورت موقت آزاد شد؛ اما چند ساعت پس از آزادی به کما رفت و پس از ۲۰ روز، جان خود را از دست داد.
او در کشور ایتالیا در دانشگاه بلونیا درس میخواند. دو سال پیش در پی بیماری مادرش به ایران بازگشت و پس از درگذشت مادر برای حمایت از خانواده در ایران ماند.
در تظاهراتهای پس از خیزش شهریور، در اعتراضات انقلابی شرکت کرد و بازداشت شد. عوامل دستگاه سرکوب او را چنان در این اسارت مورد شکنجه قرار دادند که به گفته علی جنابان، از دوستانش، چند ساعت پس از آزادی موقت به کما رفت و: «در نتیجه شکنجهشدن در زمان بازداشت پس از ۲۰ روز جان باخت».
جانباختن مهدی زارع در رسانههای ایتالیا هم بازتاب داشته است.
#مهدی_زارع_اشکذری #مهسا_امینی #انقلاب_ملی #اشکذر #یزد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔33👍3😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادرهای دادخواه جاویدنامان سیدعلی سیدی و یلدا آقافضلی، در زادروز جاویدنام صدف موحدی، بر سر مزارش حاضر شدند.
صدف موحدی متولد ۱۳۸۲ و اهل تهران بود، او دانشآموز فعال دبیرستان ۲۲ بهمن جنت آباد بود که به جرم هدایت اعتراضات مدرسه و در آوردن مقنعه روز ۲۵ مهر ۱۴۰۱ در مسیر بازگشت از مدرسه به خانه مورد حمله مأموران امنیتی قرار گرفت و با ضربات متعدد باتوم به سرش دچار ضربه مغزی بود و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت، مأموران امنیتی خانوادهاش را تهدید کردند تا بگویند بر اثر سکته قلب جان باخته.
#صدف_موحدی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
صدف موحدی متولد ۱۳۸۲ و اهل تهران بود، او دانشآموز فعال دبیرستان ۲۲ بهمن جنت آباد بود که به جرم هدایت اعتراضات مدرسه و در آوردن مقنعه روز ۲۵ مهر ۱۴۰۱ در مسیر بازگشت از مدرسه به خانه مورد حمله مأموران امنیتی قرار گرفت و با ضربات متعدد باتوم به سرش دچار ضربه مغزی بود و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت، مأموران امنیتی خانوادهاش را تهدید کردند تا بگویند بر اثر سکته قلب جان باخته.
#صدف_موحدی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔37🕊3👍1
فوری:
تصمیمات کودکانه و کوتهبینانه یا آزار سیستماتیک زندانیان؛
تصاحب واحد چهار زندان قزلحصار توسط زندان مرکزی کرج و جابهجایی اجباری ۱۷۰۰ زندانی
بنا بر اطلاع منابع نزدیک به خانوادههای زندانیان سیاسی واحد چهار زندان قزلحصار، در روزهای اخیر و با فشار مقامات سازمان زندانهای استان البرز، مقامات ارشد سازمان زندانها در اقدامی عجیب و قابل تأمل و با وجود تراکم بالای زندانی در زندان قزلحصار، موافقت کردهاند که با تخریب دیوار حائل بین زندان مرکزی کرج با زندان قزلحصار، واحد چهار زندان قزلحصار را که محل نگهداری حدود ۱۲۰۰ زندانی شاغل در کارخانجات این زندان، حدود ۵۰۰ زندانی تبعه افغانستان در سالن ۱۹ و ۱۴ زندانی سیاسی در سالن ۲۱/۲ است، را با تخیله اجباری زندانیان آن و جابجایی آنها، به زندان مرکزی کرج اختصاص دهند.
اتخاذ این تصمیم در شرایطی است که پیشتر و در تابستان سال گذشته، در تصمیم خلقالساعه دیگری با تعطیلی ناگهانی زندان رجاییشهر، بیش از ۱۲۰۰ زندانی این زندانی به واحد سه زندان قزلحصار منتقل شدند. و این زندان از یک زندان اختصاصی برای محکومان موادمخدر استان تهران تبدیل به زندانی شد که انواعی از زندانیان با اتهامات گوناگون چون قتل، مواد مخدر تا زندانیان سیاسی و عقیدتی را در خود جای داده است.
به گفته خانواده یکی از زندانیان سیاسی زندان قزلحصار که با وی گفتگو کردیم؛ «حجم بالای زندانیان با ادغام زندان رجائیشهر در زندان قزلحصار و سپس انتقال بیش از هزار زندانی موادمخدر از زندان کرج به واحد یک زندان قزلحصار، کار را به جائی رسانده بود که تا چند ماه پیش بسیاری از زندانیان محلی برای خواب و زندگی نداشته و در اصطلاح زندان « کریدور خواب» شده بودند، یعنی با انداختن یک پتوی نازک بر روی موزائیکهای کریدورهای عمومی سالنها که محل رفتوآمد زندانیان است، دوره حبسشان را در شرایطی فلاکتبار میگذراندند.
این منبع موثق با اشاره به اینکه طی چند ماه گذشته مسولان زندان قزلحصار و و واحد چهار این زندان با کمک خود زندانیان تغییرات و تعمیرات عمدهای در واحد چهار انجام داده بودند و شرایط حداقلی را برای زیست انسانی در این واحد به وجود آورده بودند و در چنین شرایطی مقامات ارشد سازمان زندانها به دلیل ارتباطات مدیرکل زندانهای استان البرز با مقامات بالای حکومت، تسلیم خواسته غیرعقلانی وی شده و با توجه به اختصاص واحد سه قزلحصار به زندان رجایی شهر در سال گذشته و تصمیم بر واگذاری واحد چهار آن به زندان مرکزی کرج، در عمل بر آنند که سه زندان را در یک زندان جای دهند! تصمیم مدیریتی غلطی که مشخص نیست از سر بیتدبیری و تحت فشار لابی قویتر مدیران زندان استان البرز اتخاذ شده یا موضوع «آزار سیستماتیک زندانیان» پشت آن قرار دارد.
در گفتگویی که با خانواده یکی از زندانیان سیاسی واحد چهار زندان قزلحصار داشتیم، وی به جو ملتهب این واحد پس از انتشار این خبر و احتمال جابجایی زندانیان اشاره کرده و تاکید کرد:« علاوه بر ۱۴ زندانی سیاسی که کمتر از ۱۵ ماه پیش به این واحد منتقل شدند، حدود ۱۷۰۰ زندانی این واحد که با اتهامات مواد مخدر بین سه تا بیش از بیست سال را در زندان هستند، عموما حدود ۱۶ ماه پیش از واحد سه به این واحد منتقل شدهاند و این جابجاییهای مکرر صدمات جدی روحی و روانی را به زندانیان وارد کرده و نوعی آزار و اذیت آنها به حساب میآید، و مسولان دخیل در این تصمیمگیری گوئی دقت ندارند که این اعداد روی کاغذ صرفا عدد نیستند و هر کدام یک زندگی و یک خانواده هستند که در شرایط وخیم اقتصادی اینروزها با دهها و صدها مشکل دست به گریبانند.»
به گفته این منبع زندان مرکزی کرج در شرایطی تلاش دارد که ساختمانهای زندان دیگری را در مجاورت خود تصاحب کند که مقامات مسول این زندان هماکنون چندین هکتار زمین در محوطه وسیع آن در اختیار دارد، که میتوانند از آنها برای ساخت سالنهای جدید و استاندارد استفاده کنند، و مقامات ارشد سازمان زندانها به جای بهرهبرداری از راهکارهای کوتاه مدتی مانند پیشنهاد عفو زندانیانی که مدت مشخصی از حبسشان را گذراندهاند( پیشنهادی که در صورت تأیید توسط قوه قضاییه بیش از نیمی از جمعیت زندانیان را آزاد و به آغوش خانواده برمیگرداند و تراکم زندانیان در زندان را به حداقل میرساند)؛ و یا پیشنهاد بلند مدتی چون ساخت سالنهای استاندارد و نو در محوطههای وسیع زندان مرکزی کرج، به دنبال حل مقطعی مشکل تراکم جمعیت زندانیان با تصاحب ساختمانهای زندان قزلحصار هستند،آن هم در شرایطی که خود زندان قزلحصار به عنوان زندان اصلی موادمخدر استان تهران به شدت از کمبود فضا و تراکم شدید زندانیان رنج میبرد.
ادامه را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/2n2swtbt
#زندان_قزلحصار #زندان_رجایی_شهر #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تصمیمات کودکانه و کوتهبینانه یا آزار سیستماتیک زندانیان؛
تصاحب واحد چهار زندان قزلحصار توسط زندان مرکزی کرج و جابهجایی اجباری ۱۷۰۰ زندانی
بنا بر اطلاع منابع نزدیک به خانوادههای زندانیان سیاسی واحد چهار زندان قزلحصار، در روزهای اخیر و با فشار مقامات سازمان زندانهای استان البرز، مقامات ارشد سازمان زندانها در اقدامی عجیب و قابل تأمل و با وجود تراکم بالای زندانی در زندان قزلحصار، موافقت کردهاند که با تخریب دیوار حائل بین زندان مرکزی کرج با زندان قزلحصار، واحد چهار زندان قزلحصار را که محل نگهداری حدود ۱۲۰۰ زندانی شاغل در کارخانجات این زندان، حدود ۵۰۰ زندانی تبعه افغانستان در سالن ۱۹ و ۱۴ زندانی سیاسی در سالن ۲۱/۲ است، را با تخیله اجباری زندانیان آن و جابجایی آنها، به زندان مرکزی کرج اختصاص دهند.
اتخاذ این تصمیم در شرایطی است که پیشتر و در تابستان سال گذشته، در تصمیم خلقالساعه دیگری با تعطیلی ناگهانی زندان رجاییشهر، بیش از ۱۲۰۰ زندانی این زندانی به واحد سه زندان قزلحصار منتقل شدند. و این زندان از یک زندان اختصاصی برای محکومان موادمخدر استان تهران تبدیل به زندانی شد که انواعی از زندانیان با اتهامات گوناگون چون قتل، مواد مخدر تا زندانیان سیاسی و عقیدتی را در خود جای داده است.
به گفته خانواده یکی از زندانیان سیاسی زندان قزلحصار که با وی گفتگو کردیم؛ «حجم بالای زندانیان با ادغام زندان رجائیشهر در زندان قزلحصار و سپس انتقال بیش از هزار زندانی موادمخدر از زندان کرج به واحد یک زندان قزلحصار، کار را به جائی رسانده بود که تا چند ماه پیش بسیاری از زندانیان محلی برای خواب و زندگی نداشته و در اصطلاح زندان « کریدور خواب» شده بودند، یعنی با انداختن یک پتوی نازک بر روی موزائیکهای کریدورهای عمومی سالنها که محل رفتوآمد زندانیان است، دوره حبسشان را در شرایطی فلاکتبار میگذراندند.
این منبع موثق با اشاره به اینکه طی چند ماه گذشته مسولان زندان قزلحصار و و واحد چهار این زندان با کمک خود زندانیان تغییرات و تعمیرات عمدهای در واحد چهار انجام داده بودند و شرایط حداقلی را برای زیست انسانی در این واحد به وجود آورده بودند و در چنین شرایطی مقامات ارشد سازمان زندانها به دلیل ارتباطات مدیرکل زندانهای استان البرز با مقامات بالای حکومت، تسلیم خواسته غیرعقلانی وی شده و با توجه به اختصاص واحد سه قزلحصار به زندان رجایی شهر در سال گذشته و تصمیم بر واگذاری واحد چهار آن به زندان مرکزی کرج، در عمل بر آنند که سه زندان را در یک زندان جای دهند! تصمیم مدیریتی غلطی که مشخص نیست از سر بیتدبیری و تحت فشار لابی قویتر مدیران زندان استان البرز اتخاذ شده یا موضوع «آزار سیستماتیک زندانیان» پشت آن قرار دارد.
در گفتگویی که با خانواده یکی از زندانیان سیاسی واحد چهار زندان قزلحصار داشتیم، وی به جو ملتهب این واحد پس از انتشار این خبر و احتمال جابجایی زندانیان اشاره کرده و تاکید کرد:« علاوه بر ۱۴ زندانی سیاسی که کمتر از ۱۵ ماه پیش به این واحد منتقل شدند، حدود ۱۷۰۰ زندانی این واحد که با اتهامات مواد مخدر بین سه تا بیش از بیست سال را در زندان هستند، عموما حدود ۱۶ ماه پیش از واحد سه به این واحد منتقل شدهاند و این جابجاییهای مکرر صدمات جدی روحی و روانی را به زندانیان وارد کرده و نوعی آزار و اذیت آنها به حساب میآید، و مسولان دخیل در این تصمیمگیری گوئی دقت ندارند که این اعداد روی کاغذ صرفا عدد نیستند و هر کدام یک زندگی و یک خانواده هستند که در شرایط وخیم اقتصادی اینروزها با دهها و صدها مشکل دست به گریبانند.»
به گفته این منبع زندان مرکزی کرج در شرایطی تلاش دارد که ساختمانهای زندان دیگری را در مجاورت خود تصاحب کند که مقامات مسول این زندان هماکنون چندین هکتار زمین در محوطه وسیع آن در اختیار دارد، که میتوانند از آنها برای ساخت سالنهای جدید و استاندارد استفاده کنند، و مقامات ارشد سازمان زندانها به جای بهرهبرداری از راهکارهای کوتاه مدتی مانند پیشنهاد عفو زندانیانی که مدت مشخصی از حبسشان را گذراندهاند( پیشنهادی که در صورت تأیید توسط قوه قضاییه بیش از نیمی از جمعیت زندانیان را آزاد و به آغوش خانواده برمیگرداند و تراکم زندانیان در زندان را به حداقل میرساند)؛ و یا پیشنهاد بلند مدتی چون ساخت سالنهای استاندارد و نو در محوطههای وسیع زندان مرکزی کرج، به دنبال حل مقطعی مشکل تراکم جمعیت زندانیان با تصاحب ساختمانهای زندان قزلحصار هستند،آن هم در شرایطی که خود زندان قزلحصار به عنوان زندان اصلی موادمخدر استان تهران به شدت از کمبود فضا و تراکم شدید زندانیان رنج میبرد.
ادامه را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/2n2swtbt
#زندان_قزلحصار #زندان_رجایی_شهر #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍20💔7❤1
پنج ماه است که او بلاتکلیف در زندان است در حالی که جرمی مرتکب نشده است جز خواندن.
زارا اسماعیلی پیشتر در مرداد سال جاری، با حمله ماموران امنیتی به خانهاش در کرج بازداشت شد.
زارا اسماعیلی یک زن شجاع، یک آوازه خوان که به دلیل اجراهای خیابانی بیحجاب خود شناخته میشود، پنج ماه است که در بازداشت و در شرایط نامعلومی بسر میبرد. در حین بازداشت منزل او به طور کامل تفتیش شده بود و در حال حاضر با اتهامات سنگینی روبروست.
طرح از صبا سلیمانی
#زارا_اسماعیلی #هنر_اعتراض #نه_به_جمهورى_اسلامى #آواز_زنان #صدای_زن #نه_به_ححاب_اجباری #نه_به_پوشش_اجباری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زارا اسماعیلی پیشتر در مرداد سال جاری، با حمله ماموران امنیتی به خانهاش در کرج بازداشت شد.
زارا اسماعیلی یک زن شجاع، یک آوازه خوان که به دلیل اجراهای خیابانی بیحجاب خود شناخته میشود، پنج ماه است که در بازداشت و در شرایط نامعلومی بسر میبرد. در حین بازداشت منزل او به طور کامل تفتیش شده بود و در حال حاضر با اتهامات سنگینی روبروست.
طرح از صبا سلیمانی
#زارا_اسماعیلی #هنر_اعتراض #نه_به_جمهورى_اسلامى #آواز_زنان #صدای_زن #نه_به_ححاب_اجباری #نه_به_پوشش_اجباری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊8👍3🥰1
بسیاری از کاربران و تحلیلگران، بازداشت چچیلیا سالا، خبرنگار ایتالیایی، را در تداوم سیاست گروگانگیری به قصد تبادل دانستهاند.
اما، این بار به قصد تبادل با چه کسی؟ چه کسی بوده که برای جمهوری اسلامی اینقدر اهمیت داشته؟ (چون این حکومت که برای شهروندان ایرانی ارزشی قائل نیست)
آقای پرویز یاری نوشت:
۲۶ آذر۱۴۰۳؛ «محمد عابدینی نجفآبادی» در فرودگاه میلان ایتالیا بازداشت شد. او متهم به «تامین مالی تروریسم» و «تامین تجهیرات مورد استفاده در پهپاد برای سپاه» است.
- سه روز بعد (۲۹ آذر)؛ «چچیلیا سالا» (Cecilia Sala)، روزنامهنگار ایتالیایی در تهران بازداشت شد.
سعید دهقان، وکیل و فعال حقوق بشر، نیز نوشت:
«خبرنگاری یک حرفه است، نه یک جرم
اما خبرنگاری که با وجود هشدارها درباره #دیپلماسی_گروگانگیری وارد ایران میشود، نه تنها به هدف و کار حرفهای خود نمیرسد، بلکه خوراک کارِ تبهکارانی میشود که به ازای هر گروگان خارجی، یک جنایتکار داخلی را از چنگال عدالت در دنیای آزاد، رها میسازد.»
جمشید برزگر در یک توییت انگلیسی نوشت:
«جمهوری اسلامی یک گروگان جدید گرفته است: چچیلیا سالا، روزنامهنگار ایتالیایی. تردیدی نیست که او را بازداشت کردهاند تا با محمد عابدینی، مأمور رژیم که اخیراً در ایتالیا دستگیر شده است، مبادله کنند.
اما این فقط نیمی از ماجراست.
نیمه دیگر، مسئولیت مشترک غرب در تشویق استراتژی گروگانگیری جمهوری اسلامی است.
اگر سوئد حمید نوری را با یوهان فلودروس مبادله نمیکرد، اگر بلژیک اسدالله اسدی را با اولیویه وندکاستیل عوض نمیکرد، اگر ایالات متحده در قبال آزادی زندانیان دو تابعیتی، هواپیماهای حامل پول نقد به تهران نمیفرستاد، و اگر غرب ترورها و تلاشهای آدمربایی در خاک خودش را تحمل نمیکرد، امروز چچیلیا گروگان جدید رژیم نبود.
این ذات جمهوری اسلامی است—بهویژه از آنجا که از تجربه آموخته است که گروگانگیری و اخاذی ابزارهای مؤثری علیه غرب هستند. و هر بار که فرصت دست دهد، دوباره به این روشها متوسل خواهد شد.
تا زمانی که غرب به پرداخت باج ادامه دهد، جمهوری اسلامی گروگانگیری را متوقف نخواهد کرد. همان غربی که تبدیل به پناهگاهی امن برای مقامات رژیم، خانوادههایشان، و ثروتهایی شده است که چیزی جز اموال غارتشده مردم ایران و منابع ملی چپاولشده ایران نیست.»
محمد عابدینی آنقدر برای جمهوری اسلامی مهم است و اطلاعات زیادی در خصوص ساخت پهپادهای انتحاری جمهوری اسلامی دارد، که حاضر شده برای ممانعت از استرداد او به آمریکا #گروگانگیری کند.
#چچیلیا_سالا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بسیاری از کاربران و تحلیلگران، بازداشت چچیلیا سالا، خبرنگار ایتالیایی، را در تداوم سیاست گروگانگیری به قصد تبادل دانستهاند.
اما، این بار به قصد تبادل با چه کسی؟ چه کسی بوده که برای جمهوری اسلامی اینقدر اهمیت داشته؟ (چون این حکومت که برای شهروندان ایرانی ارزشی قائل نیست)
آقای پرویز یاری نوشت:
۲۶ آذر۱۴۰۳؛ «محمد عابدینی نجفآبادی» در فرودگاه میلان ایتالیا بازداشت شد. او متهم به «تامین مالی تروریسم» و «تامین تجهیرات مورد استفاده در پهپاد برای سپاه» است.
- سه روز بعد (۲۹ آذر)؛ «چچیلیا سالا» (Cecilia Sala)، روزنامهنگار ایتالیایی در تهران بازداشت شد.
سعید دهقان، وکیل و فعال حقوق بشر، نیز نوشت:
«خبرنگاری یک حرفه است، نه یک جرم
اما خبرنگاری که با وجود هشدارها درباره #دیپلماسی_گروگانگیری وارد ایران میشود، نه تنها به هدف و کار حرفهای خود نمیرسد، بلکه خوراک کارِ تبهکارانی میشود که به ازای هر گروگان خارجی، یک جنایتکار داخلی را از چنگال عدالت در دنیای آزاد، رها میسازد.»
جمشید برزگر در یک توییت انگلیسی نوشت:
«جمهوری اسلامی یک گروگان جدید گرفته است: چچیلیا سالا، روزنامهنگار ایتالیایی. تردیدی نیست که او را بازداشت کردهاند تا با محمد عابدینی، مأمور رژیم که اخیراً در ایتالیا دستگیر شده است، مبادله کنند.
اما این فقط نیمی از ماجراست.
نیمه دیگر، مسئولیت مشترک غرب در تشویق استراتژی گروگانگیری جمهوری اسلامی است.
اگر سوئد حمید نوری را با یوهان فلودروس مبادله نمیکرد، اگر بلژیک اسدالله اسدی را با اولیویه وندکاستیل عوض نمیکرد، اگر ایالات متحده در قبال آزادی زندانیان دو تابعیتی، هواپیماهای حامل پول نقد به تهران نمیفرستاد، و اگر غرب ترورها و تلاشهای آدمربایی در خاک خودش را تحمل نمیکرد، امروز چچیلیا گروگان جدید رژیم نبود.
این ذات جمهوری اسلامی است—بهویژه از آنجا که از تجربه آموخته است که گروگانگیری و اخاذی ابزارهای مؤثری علیه غرب هستند. و هر بار که فرصت دست دهد، دوباره به این روشها متوسل خواهد شد.
تا زمانی که غرب به پرداخت باج ادامه دهد، جمهوری اسلامی گروگانگیری را متوقف نخواهد کرد. همان غربی که تبدیل به پناهگاهی امن برای مقامات رژیم، خانوادههایشان، و ثروتهایی شده است که چیزی جز اموال غارتشده مردم ایران و منابع ملی چپاولشده ایران نیست.»
محمد عابدینی آنقدر برای جمهوری اسلامی مهم است و اطلاعات زیادی در خصوص ساخت پهپادهای انتحاری جمهوری اسلامی دارد، که حاضر شده برای ممانعت از استرداد او به آمریکا #گروگانگیری کند.
#چچیلیا_سالا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍28💔4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امجد امینی، پدر دادخواه مهسا، تصاویری از جاویدنام مهسا امینی در استوری اینستاگرام خود منتشر کرد و نوشت:
به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند تا چند ورق خواهد خورد؟
به امید روز دادخواهی
جامعه ایران پس از قتل مهسا امینی، همدل و یکصدا علیه دیکتاتور ایستاد. به امید دادخواهی مهسا نیکا سارینا ابوالفضل محسن دادخواهی کیان دادخواهی پویا دادخواهی خدانور و هزاران نام دیگر از پشت بام مدرسه رفاه تا هواپیمای اوکراینی تا همین لحظه تا هماکنون.
#مهسا_امینی #دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند تا چند ورق خواهد خورد؟
به امید روز دادخواهی
جامعه ایران پس از قتل مهسا امینی، همدل و یکصدا علیه دیکتاتور ایستاد. به امید دادخواهی مهسا نیکا سارینا ابوالفضل محسن دادخواهی کیان دادخواهی پویا دادخواهی خدانور و هزاران نام دیگر از پشت بام مدرسه رفاه تا هواپیمای اوکراینی تا همین لحظه تا هماکنون.
#مهسا_امینی #دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤47🕊11💔9👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سهم کودکان ایرانی از ثروت ایران
درباره این ویدئو هیچ نمیتوان گفت.
یادآور میشویم
در یک ماه گذشته، جمهوری اسلامی ۵۷ میلیون دلار به ساکنان غزه پرداخت کرده است و به گفته رهبر حزبالله، نعیم قاسم، «در مجموع ۵۷ میلیون دلار به ۱۷۲ هزار خانواده پرداخت شده است، ۲۰ میلیون دلار دیگر نیز بین بقیه ثبتنامکنندگان تقسیم خواهد شد.» یعنی در مجموع جمهوی اسلامی ۷۷ میلیون دلار از ثروت ایران را فقط در یک قلم و در یک ماه اخیر به غزه و حزبالله پرداخت کرده است.
دلیل شما برای گفتن نه به جمهوری اسلامی چیست؟
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_غزه_نه_لنبان_جانم_فدای_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
درباره این ویدئو هیچ نمیتوان گفت.
یادآور میشویم
در یک ماه گذشته، جمهوری اسلامی ۵۷ میلیون دلار به ساکنان غزه پرداخت کرده است و به گفته رهبر حزبالله، نعیم قاسم، «در مجموع ۵۷ میلیون دلار به ۱۷۲ هزار خانواده پرداخت شده است، ۲۰ میلیون دلار دیگر نیز بین بقیه ثبتنامکنندگان تقسیم خواهد شد.» یعنی در مجموع جمهوی اسلامی ۷۷ میلیون دلار از ثروت ایران را فقط در یک قلم و در یک ماه اخیر به غزه و حزبالله پرداخت کرده است.
دلیل شما برای گفتن نه به جمهوری اسلامی چیست؟
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_غزه_نه_لنبان_جانم_فدای_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍19💔11❤4🕊1
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
Russia Will Be Happy: Alexei Navalny’s Fight for Freedom in Russia
The outcome was preordained: Alexei Navalny knew that as soon as he returned to Russia, he would be arrested. He also knew he would face brutal conditions inside a Russian prison – and all of this after a world-famous attempt by the Russian government to assassinate him in 2020. It had taken him months in Germany just to regain the ability to speak, to write, and to coordinate his movements. But there was no question in his mind: “Of course I’m going back. If I don’t, that will be the ideal outcome for them. They’d love to have me as just another political émigré.”
Read more:
https://en.tavaana.org/alexei-navalny-russia/
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
The outcome was preordained: Alexei Navalny knew that as soon as he returned to Russia, he would be arrested. He also knew he would face brutal conditions inside a Russian prison – and all of this after a world-famous attempt by the Russian government to assassinate him in 2020. It had taken him months in Germany just to regain the ability to speak, to write, and to coordinate his movements. But there was no question in his mind: “Of course I’m going back. If I don’t, that will be the ideal outcome for them. They’d love to have me as just another political émigré.”
Read more:
https://en.tavaana.org/alexei-navalny-russia/
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
ژینوس نعمت محمودی یکی از چهرههای برجسته جامعه بهایی ایران بود که به دلیل اعتقادات دینی خود، قربانی آزار و تبعیض سیستماتیک در جمهوری اسلامی شد. او که به عنوان یک عضو فعال جامعه بهایی شناخته میشد، زندگی خود را وقف خدمت به دیگران و ترویج صلح و همبستگی کرد. با این حال، در سال ۱۳۶۰، در اوج سرکوبهای جمهوری اسلامی علیه بهاییان، ژینوس نعمت محمودی همراه با گروهی از اعضای برجسته این جامعه، به اتهامات واهی دستگیر و بدون محاکمه عادلانه اعدام شد.
سرنوشت ژینوس نمونهای آشکار از نقض حقوق بشر و سیاستهای سرکوبگرانهای است که علیه بهاییان در ایران اجرا میشود. این سرکوبها شامل محرومیت از حقوق اساسی مانند حق تحصیل، کار، و آزادی دین و عقیده است. سرگذشت او و بسیاری دیگر، نمادی از مقاومت در برابر ظلم و تلاش برای تحقق عدالت است و به ما یادآوری میکند که آزار سیستماتیک علیه اقلیتهای دینی نه تنها خلاف قوانین بینالمللی، بلکه نقض ارزشهای انسانی است.
#بهائیان_ایران #داستان_ما_یکیست #ژینوس_نعمت_محمودی #حکومت_ایدئولوژیک #اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ژینوس نعمت محمودی یکی از چهرههای برجسته جامعه بهایی ایران بود که به دلیل اعتقادات دینی خود، قربانی آزار و تبعیض سیستماتیک در جمهوری اسلامی شد. او که به عنوان یک عضو فعال جامعه بهایی شناخته میشد، زندگی خود را وقف خدمت به دیگران و ترویج صلح و همبستگی کرد. با این حال، در سال ۱۳۶۰، در اوج سرکوبهای جمهوری اسلامی علیه بهاییان، ژینوس نعمت محمودی همراه با گروهی از اعضای برجسته این جامعه، به اتهامات واهی دستگیر و بدون محاکمه عادلانه اعدام شد.
سرنوشت ژینوس نمونهای آشکار از نقض حقوق بشر و سیاستهای سرکوبگرانهای است که علیه بهاییان در ایران اجرا میشود. این سرکوبها شامل محرومیت از حقوق اساسی مانند حق تحصیل، کار، و آزادی دین و عقیده است. سرگذشت او و بسیاری دیگر، نمادی از مقاومت در برابر ظلم و تلاش برای تحقق عدالت است و به ما یادآوری میکند که آزار سیستماتیک علیه اقلیتهای دینی نه تنها خلاف قوانین بینالمللی، بلکه نقض ارزشهای انسانی است.
#بهائیان_ایران #داستان_ما_یکیست #ژینوس_نعمت_محمودی #حکومت_ایدئولوژیک #اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔26👍2
دختر ثمینه باغچهبان در گفتگو با اعتماد از شرایط ناگوار مادرش در آستانه ۱۰۰ سالگی در ایران گفت.
به گفته ایشان، خانم ثمینه باغچهبان اوایل انقلاب ۵۷ و زمانیکه اموالش مصادره شد، ایران را ترک کرد.
«مادرم اوایل انقلاب، ایران را ترک کرد، وقتی آموزشگاه باغچهبان مصادره شد، مادرم برای مدتی تحت تعقیب بود و حتی ممنوعالخروج شده بود.»
مریم باغچهبان، پیرنظر، میگوید خانم ثمینه باغچهبان مدتی مجبور بوده زیر زمین زندگی کند.
«مادرم حتی مجبور بود برای مدتی زیر زمین زندگی کند، تا جایی که توانست از ایران فرار کند و به امریکا برود. البته اول به ترکیه رفت و بعد به فرانسه و از آنجا به امریکا رفت.»
او از دلایل برگشت مادرش به ایران هم گفت.
«دوست داشتند در ایران زندگی کنند، بعد از انقلاب مجبور به مهاجرت اجباری شدند. سه سال میشود که به ایران برگشتیم، همیشه خانم باغچهبان به این فکر بود که روزی به ایران برگردد همیشه وقتی صحبت میشد، میگفت میخواهم سالهای پایانی زندگیام در ایران باشم. درنتیجه سه سال میشود به ایران آمدیم.»
اما در ایران بر این بانوی نویسنده و هنرمند چه گذشته؟
از سه سال پیش تا کنون بدون حمایت هیچ نهادی در تهران زندگی میکنند اکنون با افزایش غیرمنطقی اجارهبها صاحبخانه تهدید کرده که این بانوی نویسنده را به خیابان خواهد انداخت.
ثمینه باغچهبان فرزند جبار باغچهبان است آزادمردی که نخستین کودکستان و نخستین مدرسه ناشنوایان در ایران را بنیان نهاد.
این وضعیت هنرمندان نویسندگان ایرانی است اموالشان مصادره شده مجبور به ترک کشور شدهاند و اکنون که آرزویی جز آرامگرفتن ابدی در خاک ایران ندارند هم جایگاهی در کشورمان ندارند.
چند هنرمند دیگر میشناسید که در چنین شرایطی زندگی میکنند؟
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران
#ثمینه_باغچه_بان
@Tavaana_TavaanaTech
به گفته ایشان، خانم ثمینه باغچهبان اوایل انقلاب ۵۷ و زمانیکه اموالش مصادره شد، ایران را ترک کرد.
«مادرم اوایل انقلاب، ایران را ترک کرد، وقتی آموزشگاه باغچهبان مصادره شد، مادرم برای مدتی تحت تعقیب بود و حتی ممنوعالخروج شده بود.»
مریم باغچهبان، پیرنظر، میگوید خانم ثمینه باغچهبان مدتی مجبور بوده زیر زمین زندگی کند.
«مادرم حتی مجبور بود برای مدتی زیر زمین زندگی کند، تا جایی که توانست از ایران فرار کند و به امریکا برود. البته اول به ترکیه رفت و بعد به فرانسه و از آنجا به امریکا رفت.»
او از دلایل برگشت مادرش به ایران هم گفت.
«دوست داشتند در ایران زندگی کنند، بعد از انقلاب مجبور به مهاجرت اجباری شدند. سه سال میشود که به ایران برگشتیم، همیشه خانم باغچهبان به این فکر بود که روزی به ایران برگردد همیشه وقتی صحبت میشد، میگفت میخواهم سالهای پایانی زندگیام در ایران باشم. درنتیجه سه سال میشود به ایران آمدیم.»
اما در ایران بر این بانوی نویسنده و هنرمند چه گذشته؟
از سه سال پیش تا کنون بدون حمایت هیچ نهادی در تهران زندگی میکنند اکنون با افزایش غیرمنطقی اجارهبها صاحبخانه تهدید کرده که این بانوی نویسنده را به خیابان خواهد انداخت.
ثمینه باغچهبان فرزند جبار باغچهبان است آزادمردی که نخستین کودکستان و نخستین مدرسه ناشنوایان در ایران را بنیان نهاد.
این وضعیت هنرمندان نویسندگان ایرانی است اموالشان مصادره شده مجبور به ترک کشور شدهاند و اکنون که آرزویی جز آرامگرفتن ابدی در خاک ایران ندارند هم جایگاهی در کشورمان ندارند.
چند هنرمند دیگر میشناسید که در چنین شرایطی زندگی میکنند؟
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران
#ثمینه_باغچه_بان
@Tavaana_TavaanaTech
💔67👍6❤1
جمهوری اسلامی از ابزار «حجاب» برای سرکوب جامعه و زنان استفاده میکند. و هر مخالفتی را هم بهشدت سرکوب میکند. بازوهای ضحاک در سرکوب جامعه سپاه بسیج گشت ارشاد مجریان طرح نور و مزدورانی که در کسوت خوانندگی و هنرمندی در خدمت ضحاک هستند.
خوب است بدانیم:
در دوران حکومت نازیسم در آلمان، اعتراضات و مبارزات مدنی متعددی در این کشور علیه دولت حاکم و اقداماتش برگزار میشد که عمدتا با برخورد شدید و خشن گشتاپو، سرویس امنیتی آلمان نازی مواجه میشد.
شاید بتوان گشتاپو را با بسیج یا سپاه مقایسه کرد.
گشت ارشاد یکی از ابزار سرکوب جمهوری اسلامی در حوزه سبک زندگی است. جمهوری اسلامی با ایجاد نهادهای سرکوبگر متعدد روی هیتلر و نازیسم را سفید کرده است!
زلف بر باد بده تا بدهی بر بادش!
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/cartoon_studentdhijab/
#یاری_مدنی_توانا
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
خوب است بدانیم:
در دوران حکومت نازیسم در آلمان، اعتراضات و مبارزات مدنی متعددی در این کشور علیه دولت حاکم و اقداماتش برگزار میشد که عمدتا با برخورد شدید و خشن گشتاپو، سرویس امنیتی آلمان نازی مواجه میشد.
شاید بتوان گشتاپو را با بسیج یا سپاه مقایسه کرد.
گشت ارشاد یکی از ابزار سرکوب جمهوری اسلامی در حوزه سبک زندگی است. جمهوری اسلامی با ایجاد نهادهای سرکوبگر متعدد روی هیتلر و نازیسم را سفید کرده است!
زلف بر باد بده تا بدهی بر بادش!
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/cartoon_studentdhijab/
#یاری_مدنی_توانا
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍27