آموزشکده توانا
50.4K subscribers
37.8K photos
40.3K videos
2.56K files
21K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
سه تن از هم‌بندی‌های حسین رونقی، در دهمین روز اعتصاب غذای او، با انتشار بیانیه‌ای، بر همبستگی خود با این زندانی سیاسی و ارزش‌هایی که او برایشان جان بر کف نهاده تأکید کردند. آنان ضمن هشدار نسبت به وخامت وضعیت جسمی رونقی، خواستار توجه فوری نهادهای بین‌المللی و مدافعان حقوق بشر به شرایط او و دیگر زندانیان سیاسی در ایران شدند.


متن این بیانیه به شرح زیر است:


دلا خوبان دل خونین پسندند
دلا خون شو که خوبان این پسندند

هر انسانی حق آزادی بیان و عقیده دارد. این حق شامل آن است که بدون ترس و اضطراب عقاید خود را داشته باشد و در جست‌وجو، کسب، انتقال و انتشار اطلاعات و افکار، از هر رسانه و وسیله‌ای و بدون محدودیت مرزی، آزاد باشد. این اصل بنیادین در اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح شده و هیچ حکومت و قدرتی نمی‌تواند آن را سلب کند.

با تکیه بر همین اصول جهان‌شمول، ما بار دیگر نسبت به بی‌عدالتی و سرکوبی که سال‌هاست بر مردم ایران و آزادی‌خواهان تحمیل شده است، اعتراض می‌کنیم. حکومتی که با ابزار دین و قانون، سانسور و سرکوب را نهادینه کرده و هر صدای مخالف را خاموش می‌سازد.

این روزها ما شاهد اعتصاب غذای حسین رونقی، هم‌بند آزاده‌مان هستیم که اکنون دهمین روز را با جان‌فشانی سپری می‌کند. حسین خواسته‌ای جز آزادی، عدالت و کرامت انسانی ندارد، اما جانش قطره‌قطره در برابر چشمان ما آب می‌شود. گناه او فقط انسان‌دوستی و ایران‌دوستی است؛ اعتراض به بیداد، اعدام و نابرابری. در کنار او، برادرش در تبریز در بند است و پدر و مادر رنج‌کشیده‌اش سال‌هاست با وجود بیماری، درگیر پیگیری بی‌پایان وضعیت فرزندان خود هستند.

ما، هم‌بندی‌های حسین رونقی، از نزدیک شاهد لحظه‌لحظه آب شدن جسم او در زندان قزلحصار هستیم. شاهدیم که چگونه با وجود بیماری‌های سخت، بر سر آرمان‌های انسانی و ملی خود ایستاده و جانش را کف دست گرفته است. او نشان می‌دهد که ایران‌دوستی تنها شعار نیست، بلکه فداکاری در عمل است؛ و امروز با اعتصاب غذا، جان خود را سپر کرده تا به ما و شما یادآوری کند که آزادی و کرامت انسانی ارزش‌هایی‌اند که باید برایشان تا پای جان ایستاد. خواسته‌اش آزادی مردم، عدالت، و نجات ایران است. صدای او صدای ماست، و اکنون بر همه ماست که این صدا را بلندتر کنیم و نگذاریم در سکوت سلول‌ها خاموش شود. از همه وجدان‌های بیدار در ایران و جهان می‌خواهیم به یاری حسین برخیزند؛ زیرا امروز او نه تنها برای خودش، که برای همه ما می‌جنگد.

اینک پرسش ما از جهان است: چرا در قرن بیست‌ویکم، زمانی که ملت‌ها برای آزادی، عدالت و صلح گام برمی‌دارند، ملت ایران باید همچنان در چنگال استبداد و بی‌قانونی اسیر باشد؟ چرا باید بهترین فرزندان این سرزمین در سلول‌های تاریک زندان، زیر شکنجه، با اعتصاب غذا و جسمی فرسوده، فریاد آزادی را بلند کنند؟

ما علاوه بر حسین رونقی، نگرانی عمیق خود را از وضعیت تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران اعلام می‌کنیم؛ کسانی که تنها به جرم دفاع از حقوق مردم، نقد قدرت، یا مطالبه عدالت، اکنون در خطر جان و سلامت قرار دارند. از نویسندگان و روزنامه‌نگاران تا معلمان، کارگران، دانشجویان و زنان آزادی‌خواه، همگی قربانی سرکوبی سیستماتیک هستند.

پیش‌تر نیز گفته‌ایم و باز تکرار می‌کنیم: وظیفه ماست که وجدان بیدار ایران و دیده‌بان انسانیت باشیم. امروز، نجات جان حسین رونقی و همه زندانیان سیاسی، وظیفه‌ای انسانی، ملی و جهانی است. ما از جامعه مدنی ایران، افکار عمومی جهانی، نهادهای حقوق بشری و همه وجدان‌های آگاه می‌خواهیم که به یاری این عزیزان بشتابند تا فاجعه دیگری در برابر دیدگانمان تکرار نشود.

در پایان، به ماده دیگری از اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره می‌کنیم: «هیچ‌کس نباید مورد شکنجه یا مجازات یا رفتاری ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.» این اصل نه یک شعار، بلکه حقی مسلم است که باید همین امروز در ایران به رسمیت شناخته شود.

آزادی زندانیان سیاسی، آزادی ایران است.
پاینده ایران

زرتشت احمدی‌راغب
آرشام رضایی
رضا محمدحسینی
۲۱ شهریور ۱۴۰۴
زندان قزل‌حصار

#بیانیه #حسین_رونقی #رضا_محمدحسینی #زرتشت_احمدی_راغب #آرشام_رضایی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
42🕊9👎1
بنام ایران
درود هم‌میهنانم،
در آستانه سالگرد شهریور خونین و انقلاب «زن، زندگی، آزادی» هستیم. من بر خود و بر تمام ملت ایران لازم و واجب می‌دانم که به پاس خون‌هایی که در راه آزادی ایران ریخته شده و جان‌های بسیار عزیزی که از ما گرفته‌اند، به حرمت خون مهسا، به یاد یلدا، برای نیکا، پویا و مهدی ۱۴ ساله‌ام و تمام کشته‌شدگان ایران‌زمین، برخیزیم.
بیاییم برای یک‌بار هم که شده، با همبستگی ملی کار حکومت جلاد و کودک‌کش را تمام کنیم. ادامه این حاکمیت ناکارآمد برای ایران و مردمش چیزی جز نابودی به ارمغان نخواهد آورد. ۴۶ سال گذشته گواه روشن این ادعاست؛ ما جز جنگ، خونریزی و قلدری برای دنیا چیزی از حکومت ولایت فقیه ندیده‌ایم. سکوت امروز ما در برابر ظلمِ ظالمان، مُهر تأییدی است بر ادامه این خونریزی‌ها.
مگر چیزی برای از دست دادن باقی گذاشته‌اند؟! تمامیت ارضی کشور در اختیار چین و روسیه است. منابع طبیعی، از نفت و گاز تا معادن مفید، همه پیش‌فروش شده‌اند. از اکوسیستم، آب و هوا تا خاک این سرزمین، همه را فدای خودکامگی خود کرده‌اند.
هم‌وطن! اگر برای فرزندان خود ارزش قائل هستید و نمی‌خواهید جنایات این رژیم دامن‌گیر شما هم بشود و مانند ما قاب عکس فرزندانتان را در آغوش بگیرید، فکری به حال این دیکتاتوران بی‌رحم کنید.
✍️ رضا سلمان‌زاده، پدر دادخواه
✍️ مصطفی رمضانی، زندانی پادشاهی‌خواه از زندان قزلحصار
۲۱ شهریور ۲۵۸۴

#بیانیه #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #رضا_سلمان_زاده #مصطفی_رمضانی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍218💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام صوتی حسین شنبه‌زاده از زندان اوین به مناسبت زادروزش

حسین شنبه‌زاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، همزمان با سی‌وهفتمین سالروز تولدش پیامی صوتی منتشر کرده است. او در این پیام طولانی، از رنج‌های زندان، خاطرات تلخ و شیرین با هم‌بندی‌هایش، و همچنین از یاد دوستانی که اعدام شده‌اند سخن گفت.

شنبه‌زاده در بخشی از پیام خود با اشاره به شرایط سخت زندان و مرگ ارزان در ایران گفت: «وقتی رفیقامون، بهترین‌های ما، یکی‌یکی پا به اتاقی می‌ذارن که طنابی در اون آویزونه و دیگه هرگز بیرونش رو نمی‌بینن، خوشحالی از روز تولدم برای شخص من چندان وجهی نداره. اما همین که می‌فهمم هنوز یاد منید، بعد از شکنجه‌ها و تهدیدها، برایم پشت‌گرمی بزرگی است.»

او از شکنجه‌ها، انتقال‌های پر از ضرب و شتم، و شرایط غیرانسانی زندان تهران بزرگ یاد کرد و گفت: «با همه این بلاها، باور نکنید حتی یک لحظه دلتنگی‌ام برای شما کم شده باشد.» شنبه‌زاده همچنین از تهدیدهای بازجویان وزارت اطلاعات سخن گفت که بارها به او وعده داده‌اند زندگی‌اش را پس از آزادی نیز نابود خواهند کرد.

با این حال، او در پیامش بارها بر عشق به آزادی و حق بیان عقیده برای همگان تأکید کرد: «آزادی مطلق بیان عقاید برای همه بی‌استثنا، حتی دشمنان‌مان. یک بار به بازجویم گفتم: از سر تا پا عقایدم با تو فرق می‌کند، اما حاضرم جانم را بدهم تا تو هم بتوانی پای عقایدت بایستی.»

شنبه‌زاده در بخش‌هایی از پیام خود از دوستان و هم‌بندی‌های جان‌باخته‌اش یاد کرد؛ از جمله محسن لنگر‌نشین، روزبه وادی، محمدامین مهدوی شایسته و اسماعیل فکری. او گفت: «یادشان همیشه با من است. نصف قلبم پیش همان رفیقایی است که بردندشان و کشتندشان.»

این زندانی سیاسی در پایان پیامش به شوخی و طنز، خاطراتی از جمع‌های دوستانه در زندان تعریف کرد و سپس قطعه‌ای از تصنیف «گریه کن» با صدای خود خواند. او همچنین گفت که امسال تصمیم گرفته پیامی به زبان انگلیسی هم بخواند «تا به قول یارو، آقای ریگان هم بفهمد.»

دوست او، حدادی، با انتشار این فایل صوتی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت: «‌‎#حسین_شنبه‌زاده شنیده که تولدش رو پاس داشتید. مناسب دید به این بهانه یه پیام طولانی بده. از وضعیتش می‌گه، از دوست‌هاش، از آنچه بر او رفت، و مثل همیشه شعر می‌خونه، با یه سورپرایز آخرش.»

شنبه‌زاده در پیامش بار دیگر تأکید کرد: «جونم صدبار فدای آزادی شما… پاینده آزادی، پاینده ایران.»

یکسال از حبس دومِ حسین می‌گذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیم‌ش قابل اجرا است.

اتهامات واهی‌ای که به او منتسب کرده‌اند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!

البته او خودش را زندانیِ نقطه می‌داند، نقطه‌ای که پای یکی از پست‌های اکانت خامنه‌ای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.

#حسین_شنبه‌زاده #زندانی_نقطه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
44💔8
«سلام توانا 🌱
امروز سر مزار برادرمون مهران بهرامیان بودیم 🖤😭
جمهوری اسلامی خیال می‌کنه با این جنایت‌ها ما رو خاموش می‌کنه، اما نمی‌دونه که با همین کارها داره گور خودش رو می‌کنه.

ما دادخواه خون مهران و همه بچه‌های دیگه‌ایم؛ فراموش نمی‌کنیم، کوتاه نمی‌آییم و تا روز عدالت ایستاده‌ایم. »

ـ متن و عکس ارسالی مخاطبان توانا


#اصفهان #مهران_بهرامیان #سمیرم #فاضل_بهرامیان #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊29💯21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لیلا حسین‌زاده، فرزند یکی از جان‌باختگان جنگ ایران و عراق، به خبرهای منتشر شده در خصوص ادعای کشور امارات درباره سه جزیره ایرانی خلیج فارس واکنش نشان داده و نسبت به سکوت رسانه‌ها و فعالان در این خصوص اعتراض خود را اعلام کرد.

لازم به ذکر است، کشور امارات متحده عربی، نسبت به سه جزیره‌ی ایران، تتب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، ادعای مالکیت دارد و توانسته در شورای همکاری خلیج فارس حمایت کشورهای منطقه را هم از ادعای خود جلب کند.

«جاسم محمد البدیوی، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، با تاکید بر موضع این نهاد درباره جزایر سه‌گانه ایران، تنب‌ بزرگ و کوچک و ابوموسی، گفت از «حاکمیت امارات متحده عربی» بر آن‌ها حمایت کامل می‌کند و تهران را به مذاکره مستقیم یا مراجعه به دادگاه جهانی فراخواند.
او افزود تمامی اقدامات جمهوری اسلامی در این جزایر باطل و فاقد اثر حقوقی است.
دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس از جمهوری اسلامی خواست به مذاکره مستقیم یا مراجعه به دیوان بین‌المللی دادگستری در این زمینه بپیوندد.»

حتی کشورها و گروه‌هایی که مورد حمایت جمهوری اسلامی بوده‌اند و بودجه ایران را بلعیدند هم هم‌پیمان امارات شده‌اند.
دلیل این موضوع چیزی نیست جز سیاست خارجی ناتوان جمهوری اسلامی.

حال، زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد که رژیمی که در خصوص مالکیت دریای کاسپین و کشتیرانی و ماهیگیری در خلیج فارس امتیازات زیادی به روسیه و چین داده تا چند صباحی از حمایت آن‌ها (که در مقاطع حساس حمایت نکردند) برخوردار شود، چه بسا ممکن است مالکیت سه جزیره استراتژیک ایرانی را هم به خاطر ضعف و ناتوانی خود ببازد!

نظر شما چیست؟

@Tavaana_TavaanaTech
26👍3
چرا «نقطه زمانی» در اعتراضات ایران حیاتی است؟

از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱، ایران شاهد چندین موج بزرگ اعتراضی بوده است: جنبش سبز، اعتراضات اقتصادی ۱۳۹۶/۱۳۹۸ و جنبش مهسا. هرکدام از این رخدادها ویژگی‌های خاص خود را داشتند، اما یک عامل مشترک در همه‌ی آن‌ها دیده می‌شود: «نقطه زمانی».

نقطه زمانی همان لحظه‌ای است که نارضایتی‌های پنهان یک جامعه به کنش جمعی خیابانی تبدیل می‌شود.

در سال ۱۳۸۸، اعلام نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری، جرقه حضور میلیونی در خیابان بود.

در سال ۱۳۹۸، تصمیم ناگهانی برای افزایش قیمت بنزین، صدها شهر را به صحنه اعتراض بدل کرد.

در سال ۱۴۰۱، خبر مرگ مهسا امینی در بازداشت، به موجی گسترده و سراسری منجر شد.


با این حال، چرا با وجود نارضایتی عمیق‌تر و کاهش ترس عمومی، اعتراضات به جنبش‌های پایدار تبدیل نشدند؟ پاسخ در سه عامل نهفته است: نبود چشم‌انداز روشن، ضعف سازمان‌یافتگی و هزینه بالای مشارکت.

جنبش‌ها زمانی ماندگار می‌شوند که علاوه بر نقطه شروع قوی، آینده‌ای روشن و قابل‌باور برای معترضان ترسیم شود. همچنین باید شبکه‌های غیرمتمرکز و افقی شکل بگیرد تا خلأ رهبری جبران شود. رسانه‌های اجتماعی در این میان نقش مهمی ایفا کرده‌اند؛ از پیامک‌ها و وبلاگ‌های ۱۳۸۸ تا تلگرام در ۱۳۹۶ و جهانی شدن شعار «زن، زندگی، آزادی» در ۱۴۰۱.

تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که صرف وجود نارضایتی، تضمین‌کننده شکل‌گیری جنبش نیست. آنچه اهمیت دارد، زمان‌بندی، روایت مشترک و هماهنگی اجتماعی است. اگر این سه عامل هم‌زمان محقق شوند، احتمال دستیابی به تغییرات اجتماعی و سیاسی به شکل مسالمت‌آمیز بسیار بیشتر خواهد بود.



ـ متن بالا را یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده است.

نظر شما چیست؟

#زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
19👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زینب جلالیان، زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد که در هجدهمین سال حبس و تبعید خود در زندان یزد به‌سر می‌برد، می‌گوید مرگ واقعی برای یک مبارز زمانی است که از یاد مردم برود، نه وقتی که اعدام یا کشته می‌شود. او باور دارد اگر مردم او را فراموش کرده باشند، در حقیقت جمهوری اسلامی سال‌هاست او را کشته است. جلالیان از این احساس که شاید در ذهن مردم مرده باشد، رنج می‌برد و می‌گوید این مرگی دردناک‌تر از اعدام است.

زینب جلالیان ۱۸ سال بدون ساعتی مرخصی در زندان بوده است.

درباره زینب جلالیان این برنامه توانا را بشنویپ:
روایت یک پرونده؛ زینب جلالیان، زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد

زینب جلالیان از سال۱۳۸۶ بدون یک روز مرخصی زندانی است، شکنجه‌های زیادی را متحمل شده است و سنگین‌ترین حکم محکومیت (حبس ابد) را بین زندانیان سیاسی زن دارد.
در این برنامه آرش صادقی، کنش‌گر مدافع حقوق بشر، امیرسالار داودی، وکیل زینب جلالیان، نرگس محمدی و فریبا راد، فعالان حقوق بشر، از پرونده و وضعیت این زندانی سیاسی می‌گویند.
این چکیده‌ای است از قسمت سوم برنامه «روایت یک پرونده» که مهر ۱۴۰۰ در کلاب‌هاوس آموزشکده توانا برگزار شد.

در یوتیوب توانا:
https://youtu.be/Pn0DGwK_NWM
در ساندکلاد توانا:
https://soundcloud.com/tavaana/jalalian?si=11f6fffe6f8a48e1aa093206f7969f85

#زینب_جلالیان #حقبقت_زندان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
38💔14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم گرامیداشت روز سینما با عنوان «در ستایش قصه‌های ماندگار یک ملت» شامگاه جمعه ۲۱ شهریور در موزه سینمای ایران برگزار شد.
در این مراسم  ستاره اسکندری گفت: «دل همه ما برای سینمای متفکر و مستقل تنگ شده است. تاریخ سینمای این مملکت همیشه بعد از اینکه حذف می‌کند به آن افتخار می‌کند.»
او افزود: «بسیار متاسفم که ترانه علیدوستی، باران کوثری، شقایق دهقان، پانته‌آ بهرام، هنگامه قاضیانی و دیگران در اینجا نیستند. سال‌ها بعد در روز ملی سینما دوباره حسرت می‌خوریم برای ستاره‌‌هایی که حذفشان کردیم و بعدها به آنها افتخار کردیم همچون بهروز وثوقی و ناصر ملک‌مطیعی و ....»
اسکندری افزود: «امیدوارم سیاست‌گذاران برای سینماگرانی که تنها به‌دلیل دگراندیش بودن با مسائل امنیتی دست و پنجه نرم می‌کنند، چاره کنند.»

لازم به ذکر است، در سال‌های اخیر بسیاری از هنرمندان عرصه سینما و تئاتر، به دلیل مواضع انتقادی‌شان، تحت پیگرد نهادهای امنیتی و قضایی قرار گرفته، بازداشت، زندانی، ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الکار شدند.

این در حالی است که در تمام دوران جمهوری اسلامی، سانسور شدیدی بر هنر و اندیشه اعمال شده است و فیلمنامه‌ها با حذف، سانسور، عدم مجوز و فیلم‌های نامنطبق بر سلیقه حاکمیت با توقیف مواجه شده‌اند و بسیاری از سینماگران خانه‌نشین یا ناچار به  مهاجرت شده‌اند.

#سینما #سانسور #کتایون_ریاحی #جعفر_پناهی #مصطفی_رسول_اف #هنگامه_قاضیانی #ترانه_علیدوستی #باران_کوثری #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
13👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پس از انتشار ویدیویی از رقص یک زن بدون حجاب مورد قبول جمهوری اسلامی ولایی، همراه کودکان در باغ جنت شیراز، یکی از اعضای مجلس خبرگان با ارسال نامه‌ای به دادستان این شهر، خواستار برخورد فوری قضایی شد.

این خبر بار دیگر نشان می‌دهد که در نظام ولایت فقیه، اولویت‌ها نه بر پایهٔ نیازهای واقعی و فوری مردم، بلکه بر اساس کنترل سبک زندگی و تحمیل یک قرائت خاص از دین تعریف می‌شود.


در حالی‌که جامعه ایران با بحرانی عمیق در عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کند—از بیکاری گسترده و فقر ساختاری گرفته تا بحران بی‌آبی، قطعی‌های مکرر برق و تورم افسارگسیخته—نماینده‌ای از مجلس خبرگان وظیفه خود را نه رسیدگی به این مشکلات، بلکه صدور نامه برای برخورد قضایی با رقص یک زن در باغ جنت شیراز می‌داند.
این واکنش نشان می‌دهد که در نگاه حاکمان، شادی و زندگی نرمال مردم خطری بزرگ‌تر از بحران‌های ویرانگر اقتصادی و اجتماعی است. در حالی که در اکثر کشورهای دنیا، رقص امری عادی و روزمره است، در ایرانِ تحت حاکمیت ولایت فقیه، به‌عنوان جرم و تهدید معرفی می‌شود.

اصولاً مجلس خبرگان نهادی است که قرار است مثلا بر عملکرد رهبر جمهوری اسلامی نظارت داشته باشد. اما در عمل این نهاد به جای پرسشگری از رهبری درباره ناتوانی در حل بحران‌های اساسی کشور، یا درباره ناکامی در سیاست داخلی و خارجی، به امور روزمره و جزئی‌ترین ابعاد زندگی مردم دخالت می‌کند. این انحراف وظیفه‌ای است که خود نشان‌دهنده ضعف ساختاری و ماهیت نمایشی این نهاد است.

نظام ولایی با چنین رویکردی، زندگی عادی را برای مردم به کابوسی طاقت‌فرسا تبدیل کرده است. از نوع پوشش گرفته تا شادی‌های جمعی، از موسیقی تا رقص، همه چیز تحت کنترل ایدئولوژیک درآمده و به مردم تحمیل شده است. این همان استبداد دینی است که نه تنها آزادی سیاسی را از بین برده، بلکه حتی کوچک‌ترین شادی و حق زندگی روزمره را نیز بر مردم حرام کرده است.

در نهایت، نامه نماینده خبرگان برای برخورد قضایی با یک رقص ساده، نمادی آشکار از نظامی است که اولویت‌هایش وارونه است: برایش رقص و شادی جرم است، اما بیکاری، فقر، بحران مسکن و سقوط معیشت مردم هیچ اهمیتی ندارد.

#رقص #پارک_جنت_شیراز #خبرگان #حکومت_دینی #استبداد_دینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍291👎1
صدور دوباره حکم اعدام برای ناصر بکرزاده، زندانی سیاسی در ارومیه

ناصر بکرزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه، بار دیگر از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شد. این حکم تازه توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی شاهینی صادر و اخیراً به او ابلاغ شده است.

بکرزاده پیش‌تر در آبان‌ماه ۱۴۰۳، توسط شعبه سوم دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی نجف‌زاده، به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شده بود. اما این حکم در پی فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور نقض و توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی به شعبه هم‌عرض ارجاع داده شد. با این حال، اکنون بار دیگر قوه قضاییه برای او حکم اعدام صادر کرده است.

ناصر بکرزاده نخستین بار در ۱۸ مرداد ۱۴۰۲ توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران در ارومیه بازداشت شد. او پس از چند هفته بازداشت و با «اخذ تعهد» به طور موقت آزاد شد. اما در ۱۲ دی ۱۴۰۲ بار دیگر از سوی نیروهای سازمان اطلاعات سپاه بازداشت و پس از چند ماه بازجویی همراه با فشار، به زندان مرکزی ارومیه منتقل شد.

به گفته منابع مطلع، بکرزاده در طول بازداشت تحت فشار شدید برای اخذ اعترافات اجباری قرار داشته و از ابتدایی‌ترین حقوق خود از جمله دسترسی به وکیل مستقل و ملاقات با خانواده محروم بوده است. این موارد، نقض آشکار اصول دادرسی عادلانه به شمار می‌رود.

صدور دوباره این حکم در شرایطی است که به گزارش ساندی‌تایمز، پس از حمله اسرائیل به زندان اوین، موج تازه‌ای از سرکوب زندانیان سیاسی آغاز شده و نگرانی‌ها درباره خطر اعدام بیش از ۱۰۰ زندانی سیاسی با اتهام مشابه «جاسوسی برای اسرائیل» افزایش یافته است. وکلای حقوق بشر هشدار داده‌اند که این احکام عمدتاً بر پایه اعترافات تحت شکنجه و پرونده‌سازی نیروهای امنیتی صادر می‌شوند.
یکی از وکلای تهرانی در گفت‌وگو با این رسانه گفته است: «روحیه‌ی انتقام‌جویی بر قوه قضاییه حاکم شده و قضات حتی اجازه دفاع را از وکلا دریغ می‌کنند.»

#ناصر_بکرزاده #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊43👌1
سه سال از آن روز تلخ می‌گذرد؛ روزی که مهسا (ژینا) امینی را تنها به جرم «زن بودن» و پوشیدن لباسی کاملاً عادی و پوشیده، بازداشت کردند. لباسی که در چشم هر انسانی طبیعی بود، اما در نگاه مأموران گشت ارشاد و رسانه‌های حکومتی، «هنجارشکنی» و «ضد ارزش» تلقی شد. همین نگاه معیوب بود که دختری ۲۲ ساله را به بازداشتگاهی برد و تنها دو ساعت بعد، پیکر بی‌جانش به بیمارستان کسری رسید.

آن روز خانواده‌اش با چشمانی بهت‌زده در بیمارستان شنیدند: مغزش از کار افتاده، قلبش نیمه‌فعال است، کلیه‌هایش دیگر کار نمی‌کند. پزشکان گفتند «فقط دعا کنید». اما دردناک‌تر از همه، واکنش فرمانده پلیس تهران بود که به خانواده معترض گفت: «سپرده‌ایم به شما شام و ناهار بدهند و هزینه‌های بیمارستان را نیروی انتظامی تقبل کرده است.» گویی جان یک دختر، با وعدهٔ غذا و پرداخت هزینه درمان، قابل جبران است.

تصاویر بعدی، حقیقتی روشن را نشان دادند: ژینا لباسی بر تن داشت که نه تنها بی‌اشکال، که عادی‌ترین پوشش برای هر زن جوانی بود. اما همین لباس در منطق استبداد دینی «هنجارشکنی» محسوب شد؛ بهانه‌ای برای سرکوب، خشونت و جنایتی که وجدان عمومی را جریحه‌دار کرد.

سه سال گذشته است، اما زخمی که آن روز بر قلب مردم ایران نشست، هنوز باز است. مهسا نماد شد؛ نماد بی‌عدالتی، نماد خشونت حکومتی، و فریاد نسلی که دیگر حاضر نیست در برابر چنین تحقیر و سرکوبی سکوت کند. سومین سالگرد بستری شدن او نه فقط یادآور رنج یک خانواده، که یادآور بیداری یک ملت است.


#مهسا_امینی #ژینا_امینی
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
31💔20🕊11👍1
Forwarded from گفت‌وشنود

دین؛ تجربه زنده و شخصی یا یک نهاد اجتماعی؟
نگاه روان‌شناختی ویلیام جیمز به تنوع تجربه دینی


ویلیام جیمز (فیلسوف، روان‌شناس و موسس مکتب پراگماتیسم) در کتاب تنوع تجربه دینی نقطه عزیمت خود را از نهادی‌بودن دین به سمت تجربه فردی می‌برد. به نظر او، دین پیش از آنکه در قالب کلیسا، مسجد یا معبد نهادینه شود، در دل و روان افراد شکل می‌گیرد. همین تجربه‌های درونی است که به دین معنا می‌بخشد و بدون آن، نهادهای دینی صرفاً پوسته‌ای خالی خواهند بود.

از نگاه جیمز، تجربه دینی یک امر زنده و شخصی است؛ امری که فرد در خلوت خود با احساسات، عواطف و ناخودآگاه خویش می‌آزماید. بنابراین دین را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از قواعد اجتماعی دانست. تجربه دینی همان لحظه‌های وجد، ایمان، اضطراب یا آرامشی است که فرد در ارتباط با امر متعالی تجربه می‌کند.

جیمز با رویکرد روان‌شناختی، تنوع این تجربه‌ها را برجسته می‌کند. برخی افراد دین را در قالب شادی و خوش‌بینی تجربه می‌کنند و برخی دیگر از مسیر رنج، اضطراب و احساس گناه به سوی رستگاری و آرامش می‌رسند. این تنوع نشان می‌دهد که دین در جوهره‌اش به شدت فردی و وابسته به ساختار روانی و زیستی اشخاص است.

در مقابل، نهادهای دینی کوشیده‌اند تجربه‌های متنوع افراد را به قالب‌های یکسان و قواعد ثابت درآورند. از این منظر، دین به یک سازمان اجتماعی و مجموعه‌ای از آیین‌ها تبدیل می‌شود. اما جیمز هشدار می‌دهد که اگر جوهره زنده تجربه فردی فراموش شود، دین نهادی توان پاسخ‌گویی به نیازهای واقعی انسان را از دست می‌دهد.

نگاه پراگماتیستی جیمز نیز به همین بحث معنا می‌بخشد. او ارزش دین را نه در صحت یا بطلان گزاره‌های الهیاتی، بلکه در آثار عملی آن بر زندگی فردی می‌بیند. اگر تجربه دینی موجب معنا یافتن زندگی، آرامش روانی، یا توان غلبه بر دشواری‌ها شود، آن تجربه حقیقی و ارزشمند است، حتی اگر نهادهای دینی آن را تأیید نکنند.

در جمع‌بندی، جیمز دین را بیش از آنکه یک نهاد اجتماعی بداند، تجربه‌ای زنده و روان‌شناختی معرفی می‌کند که در تک‌تک افراد رخ می‌دهد. نهادهای دینی تنها زمانی معنا می‌یابند که بازتاب‌دهنده و نگهدارنده این تجربه‌های فردی باشند. به بیان دیگر، در نگاه او دین اگر از تجربه شخصی جدا شود، به قالبی خشک و بی‌روح بدل خواهد شد.

#ویلیام_جیمز #دین #دین_حکومتی #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌12👍1
دیوان عالی کشور، حکم قصاص هر شش متهم پرونده اکباتان را نقض کرد

به گزارش «دادبان»؛ شعبه ۹ دیوان عالی کشور در ایران، حکم قصاص نفس صادره علیه هر شش متهم پرونده اکباتان را رد کرد.

به گفته پیام درفشان، وکیل دادگستری و وکیل یکی از شش متهم این پرونده «طبق رای صادره، فرجام خواهی در مورد همه متهمین پرونده مورد پذیرش قرار گرفته و تمامی احکام اعدام پرونده نقض شده است.»

بر این اساس و بنا بر رای صادره از سوی دیوان عالی کشور حکم قصاص نفس (اعدام) صادره علیه میلاد آرمون، علیرضا کفایی، امیرمحمد خوش‌اقبال، نوید نجاران، حسین نعمتی و علیرضا برمرزپورناک به اتهام «مشارکت در قتل عمد» نقض و پرونده برای بررسی مجدد به شعبه بدوی ارجاع خواهد شد.

شعبه ۱۳ دادگاه کیفری تهران، آبان ماه سال گذشته ۶ متهم پرونده اکباتان را در یک رای اقلیتی به قصاص نفس (اعدام) محکوم کرده بود.

حکم اعدام علیه این ۶ متهم در حالی صادر شده بود که تنها به امضای دو عضو مستشار دادگاه، احسان شیخ‌الحکمایی و سعید شرافتی رسیده بود و اصغر خلیلی رئیس شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک تهران با آن مخالفت کرده بود.

به نوشته مرکز آموزش و مشاوره حقوقی دادبان، از میان شش متهم پرونده اکباتان، سه نفر از آنها شامل میلاد آرمون، محمدمهدی حسینی و مهدی ایمانی به «محاربه» نیز متهم هستند و امکان صدور حکم «اعدام» علیه آنان در دادگاه انقلاب وجود دارد.

ـ باید دید در بررسی مجدد، در شعبه چه رأیی صادر خواهد شد. نقض حکم به معنای رفع شدن کامل خطر نیست و لازم است کاربران شبکه‌های اجتماعی و فعالان مدنی، همچنان برای آزادی متهمان پرونده اکباتان تلاش کنند. جوانانی که جرمی مرتکب نشده‌اند، چند سال است که درگیر این پرونده شده‌اند.
شهرک اکباتان در جریان انقلاب «زن، زندگی، آزادی» خوش درخشید و حکومت خشم و کینه زیادی نسبت به جوانان این شهرک دارد.

#بچه‌های_اکباتان #نه_به_اعدام #زن‌_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍24🕊53😍3
بازداشت دوباره نیما فلاحی، زندانی سیاسی ـ امنیتی در خرم‌آباد

نیما فلاحی، کارمند رسمی پیشین وزارت اطلاعات و از زندانیان سیاسی ـ امنیتی محبوس در زندان مرکزی خرم‌آباد، پس از آزادی موقت با وثیقه چندین میلیاردی، بار دیگر توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شد.

به گفته نزدیکان او، نیما فلاحی در روز اول جنگ ۱۲ روزه به اتهام «جاسوسی به نفع دولت‌های غربی»، و «ارتباط با عناصر تجزیه‌طلب کُرد و سلطنت‌طلب» بازداشت و طی حدود سه ماه گذشته در زندان خرم‌آباد نگهداری شد. او در این مدت در بندی مشترک با چند نظامی بازداشتی محبوس بود.

فلاحی که سابقه همکاری در بخش‌های مختلف وزارت اطلاعات و حتی دفترداری حسین صباغ (رئیس سازمان حراست کل کشور) در تهران و واحد عملیات در زاهدان و کردستان و سابقه ماموریت خارجی را داشته است، پس از آزادی موقت با وثیقه، تنها دو روز بعد دوباره بازداشت شد. یک منبع مطلع می‌گوید دستگاه‌های امنیتی با وجود پذیرش وثیقه، به دلیل «شک نسبت به احتمال خروج او از کشور» مجدداً او را در بازداشت نگه داشته‌اند.

به گفته همین منبع، پرونده او به دستور مستقیم از تهران «محرمانه» اعلام شده و حتی حق دسترسی به وکیل برایش سلب شده است. یکی از آشنایان او تأکید کرده است که آقای فلاحی هیچ اعترافی در خصوص اتهامات انتسابی نکرده‌ است.

نیما فلاحی ۲۵ سال دارد و بنا بر گزارش‌ دریافتی، ارتباط او با سید محمد خاتمی و همچنین انتشار یک استوری با عکس خاتمی و آهنگ «برای» شروین نیز به پرونده‌اش افزوده شده است.

تاکنون هیچ نهاد قضایی یا امنیتی توضیح شفافی درباره وضعیت این زندانی ارائه نداده است، اما تجربه نشان داده است که چنین متهمانی که سابقه کار در نهادهای امنیتی را دارند، معمولا با احکام سنگینی مواجه می‌شوند.

حق داشتن وکیل انتخابی، تماس با وکیل و خانواده، از جمله حقوقی است که از زندانیان با برچسب امنیتی و سیاسی نقض می‌شود و سناریوسازی بر اساس اعترافات اجباری، بر عادلانه بودن دادرسی خدشه وارد می‌کند.

#نیما_فلاخی #خرم_آباد #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
15💔8
وخامت وضعیت جسمی حسین رونقی در یازدهم روز اعتصاب، هم‌زمان با تداوم فشارها و آزار زندانیان سیاسی پس از شنبه خونین زندان قزلحصار

بر اساس منابع موثق نزدیک به زندانیان سیاسی زندان قزل‌حصار در آخرین بررسی علاعم  حیاتی زندانی سیاسی حسین رونقی توسط بهداری واحد چهار این زندان، فشار خون وی ۹/۵_۵/۴ و ضربان قلب وی۵۶ بوده است.
این علایم و بی‌حالی مفرط این زندانی سیاسی در یازدهمین روز اعصاب اعتراضی وی، نگرانی جدی همبندیان ایشان را در پی داشته است.
زندانیان سیاسی واحد چهار زندان قزل‌حصار با توجه به وخامت حال این همبندی خود و نبودن پزشک در بهداری واحد پس از ساعات اداری نسبت به عواقب این وضعیت و در خطر قرار گرفتن "حق سلامت" و حتی "حق حیات" حسین رونقی با توجه به موجود بودن گواهی عدم تحمل حبس در پرونده پزشکی ایشان، نسبت به عواقب این رفتارهای غیر قانونی به مسولین ارشد زندان هشدار جدی داده‌اند.

منابع مطلع گزارش داده‌اند پس فجایع شنبه خونین قزل‌حصار و ضرب و جرح، هتاکی و حمله وحشیانه به بند زندانیان سیاسی، ربایش و اعدام و.....فشارها و اذیت و آزار روحی نسبت به زندانیان سیاسی به وسیله ابزارهایی همچون قطع مکرر تلفن و بستن درب هواخوری و درب بند، ممانعت از تردد زندانیان به دستورات مکرر مسئولانی همچون اسماعیل فرج‌نژاد معاون سلامت زندان، خشایار میلادی معاون اجرایی وی، ریس بند بیست واحد چهار و معاون واحد شخصی بنام "محمود علایی" است که از بدو ورود ایشان به‌عنوان رییس بند به دستور اسماعیل فرج‌نژاد سخت‌گیری‌ها و آزار و اذیت زندانیان سیاسی به وضوح افزایش یافته و این شرایط علاوه بر آزار همه زندانیان سیاسی، فشارهای روحی و روانی بر حسین رونقی زندانی سیاسی در حال اعتصاب را نیز افزایش داده است.

به گفته منابع نزدیک به زندانیان سیاسی واحد چهار قزلحصار در روزهای پس از شنبه خونین قزلحصار هیچ یک از مسولان قضایی از جمله "نیری" دادیار ناظر بر زندان، محسنی مدیر بازرسی سازمان زندان‌های استان تهران و هیچ مقام مسول دیگری برای رسیدگی به تخلفات صورت گرفته و رفتارهای غیرانسانی و غیرقانونی ماموران و مقامات زندان به بند زندانیان سیاسی مراجعه نکرده‌اند. اکنون نیز هیچ مقام مسولی برای رسیدگی به وضعیت حسین رونقی به آنجا مراجعه نکرده است، و در اقدامی عجیب رئیس بند ۲۰ و معاون واحد چهار "محمود علائی" به دستور فرج نژاد معاون سلامت به افسران مراقب دستور اکید داده است، اعتصاب غذای حسین رونقی را در دفتر زندان ثبت نکنند.

#حسین_رونقی #از_قزلخصار_بگو #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔334