نامهای از بابک شهبازی، که در زندان نوشته تا پس از اعدامش منتشر شود. این نامه نشان میدهد که نه بابک شهبازی و نه اسماعیل فکری، بر خلاف ادعای حکومت اقدام به جاسوسی نکردهاند و کلیه اتهامات کذب بوده است.
متن نامه را بخوانید:
سلام و درود به مردم پاکسرشت و شریف ایران
در بسیاری از اوقات که در سلول تنها میشوم و به زندگیام نگاه میکنم خدا را برای همه موهبتهایی که نصیب من کرده سپاس میگویم.شاید وقتی حرف از زندان و اسارت به میان بیاید خیلیها فکرشان برود به سمت قاتلها، قاچاقچیان، زورگیرها، کلاهبرداران و...ولی برای من موهبت زندان همصحبتی با دردمندان این مردم مظلوم و نخبگان این جامعه بیپناه بود. اساتید و بزرگانی که شاید اگر قرار بود بیرون از زندان یکبهیک آنها را بیابم و از نفس پاکشان درس معرفت و عشق به میهن و مردم را بیاموزم به سالها زمان نیاز داشتم. حال آنکه عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. عزیزانی را ملاقات کردم که اگر هرکجای دنیا بودند دولتها برای رفع مشکلات و پیشرفت و ترقی دست به دامنشان میشدند و از محضرشان استفادهها میبردند. حال آنکه ایشان به قهر روزگار در کشور خودشان گرفتار بیمهریها شده و دربند و اسارت به سر میبرند و در بند و اسارت هم غمخوار و دلنگران سرزمین پاکمان ایرانند.
ای عزیزان، شاید شایعات بسیاری درباره بابک شهبازی شنیده باشید و بعدها خبرها و شایعات بیشتری به گوشتان برسد. بهتر دیدم از زبان خودم با شما سخن بگویم تا اگر روزی دستم از این دنیای خاکی کوتاه شد حداقل کسانی نتوانند با آبروی من و خانوادهام بازی کنند برای بزرگ جلوه دادن خودشان. من نه جاسوس بودهام و نه جاسوسی کردهام گرچه اینان میگویند به همراه مرحوم اسماعیل فکری به اسرائیل اطلاعاتی دادهام که من به جد همه این حرفها و اتهامات را هم در بازجویی هم در دادگاه و هم اکنون نزد شما عزیزان تکذیب میکنم چه اگر این کار را کرده بودم در دوماهی که مرحوم فکری قبل از من دستگیر شده بود از کشور خارج میشدم نه این که دو ماه بعد از دستگیری آن مرحوم مرا هنگامی که فرزندم را صبح به مدرسه رسانده بودم دستگیر کنند و بگویند در حال فرار از کشور بوده است! اگر در حال فرار بودن پس بلیط من کجاست؟ پس ارز من کجاست؟ پس ویزای من کجاست؟ و...اگر جاسوس بودهام پس چرا ریالی از حسابهای بنده مشکوک نیست و هر پولی که به حساب من آمده و خارج شده کاملا منشأ و مقصد مشخص دارند.
تهمتها زیاد است ولی خود آقایان هم میدانند برای اتهاماتی که به اینجانب نسبت دادهاند مستندات و مدارکی ندارند و صرفا جهت پر کردن تیتر اخبار ۲۰:۳۰ به دنبال اعدام اینجانب هستند گرچه فکر نمیکنم بجز خودشان کسی آن را نگاه کند.
پیامبر اسلام فرمود: در قیامت ساعتی بر قاضی عادل بگذرد که آرزو میکند ای کاش هرگز برای دانهای خرما میان دو نفر قضاوت نمیکردم. حال من از قضات پروندهام میپرسم. آیا به مردن و قیامت اعتقاد دارید؟
خاک پای همه عزیزانی که خانوادهام را تنها نگذاشتند.
از اینستاگرام احمدرضا حائری
#بابک_شهبازی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
متن نامه را بخوانید:
سلام و درود به مردم پاکسرشت و شریف ایران
در بسیاری از اوقات که در سلول تنها میشوم و به زندگیام نگاه میکنم خدا را برای همه موهبتهایی که نصیب من کرده سپاس میگویم.شاید وقتی حرف از زندان و اسارت به میان بیاید خیلیها فکرشان برود به سمت قاتلها، قاچاقچیان، زورگیرها، کلاهبرداران و...ولی برای من موهبت زندان همصحبتی با دردمندان این مردم مظلوم و نخبگان این جامعه بیپناه بود. اساتید و بزرگانی که شاید اگر قرار بود بیرون از زندان یکبهیک آنها را بیابم و از نفس پاکشان درس معرفت و عشق به میهن و مردم را بیاموزم به سالها زمان نیاز داشتم. حال آنکه عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. عزیزانی را ملاقات کردم که اگر هرکجای دنیا بودند دولتها برای رفع مشکلات و پیشرفت و ترقی دست به دامنشان میشدند و از محضرشان استفادهها میبردند. حال آنکه ایشان به قهر روزگار در کشور خودشان گرفتار بیمهریها شده و دربند و اسارت به سر میبرند و در بند و اسارت هم غمخوار و دلنگران سرزمین پاکمان ایرانند.
ای عزیزان، شاید شایعات بسیاری درباره بابک شهبازی شنیده باشید و بعدها خبرها و شایعات بیشتری به گوشتان برسد. بهتر دیدم از زبان خودم با شما سخن بگویم تا اگر روزی دستم از این دنیای خاکی کوتاه شد حداقل کسانی نتوانند با آبروی من و خانوادهام بازی کنند برای بزرگ جلوه دادن خودشان. من نه جاسوس بودهام و نه جاسوسی کردهام گرچه اینان میگویند به همراه مرحوم اسماعیل فکری به اسرائیل اطلاعاتی دادهام که من به جد همه این حرفها و اتهامات را هم در بازجویی هم در دادگاه و هم اکنون نزد شما عزیزان تکذیب میکنم چه اگر این کار را کرده بودم در دوماهی که مرحوم فکری قبل از من دستگیر شده بود از کشور خارج میشدم نه این که دو ماه بعد از دستگیری آن مرحوم مرا هنگامی که فرزندم را صبح به مدرسه رسانده بودم دستگیر کنند و بگویند در حال فرار از کشور بوده است! اگر در حال فرار بودن پس بلیط من کجاست؟ پس ارز من کجاست؟ پس ویزای من کجاست؟ و...اگر جاسوس بودهام پس چرا ریالی از حسابهای بنده مشکوک نیست و هر پولی که به حساب من آمده و خارج شده کاملا منشأ و مقصد مشخص دارند.
تهمتها زیاد است ولی خود آقایان هم میدانند برای اتهاماتی که به اینجانب نسبت دادهاند مستندات و مدارکی ندارند و صرفا جهت پر کردن تیتر اخبار ۲۰:۳۰ به دنبال اعدام اینجانب هستند گرچه فکر نمیکنم بجز خودشان کسی آن را نگاه کند.
پیامبر اسلام فرمود: در قیامت ساعتی بر قاضی عادل بگذرد که آرزو میکند ای کاش هرگز برای دانهای خرما میان دو نفر قضاوت نمیکردم. حال من از قضات پروندهام میپرسم. آیا به مردن و قیامت اعتقاد دارید؟
خاک پای همه عزیزانی که خانوادهام را تنها نگذاشتند.
از اینستاگرام احمدرضا حائری
#بابک_شهبازی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔49❤5
سمیه رشیدی در اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ هنگام شعارنویسی روی دیوارهای محله جوادیه تهران بازداشت شد؛ مأموران او را به بازداشتگاه منتقل کردند و پس از مدتی به بند زنان زندان اوین و پس از حمله اسراییل همراه با سایر زنان زندانی به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
طی ماههای پس از بازداشت گزارشها حاکی از آنست که سمیه بارها دچار تشنج شد اما با کمتوجهی مسئولان زندان و تأخیر در اعزام به بیمارستان روبه رو گردید؛ امری که بار دیگر نشان میدهد بیتوجهی به سلامت زندانیان، رویه همیشگی مسئولان است.
سرانجام اعزام دیرهنگام و کم توجهی مداوم، وضعیت جسمی او را به مرحله ای بحرانی رساند؛ در حال حاضر در کما و با سطح هوشیاری بسیار پایین در بیمارستان بستری است و پزشکان وضعیت او را بحرانی توصیف کردهاند.
امروز در حالی که صدای خانواده و کنشگران تنها سنگر دفاع از جان اوست یادآوری این حقیقت ضروری ست
آنان که در سکوت و گمنامی با شعارنویسی بر دیوارهای شهر روح مبارزه را زنده نگه میدارند با هر خط جوهری که بر بتن سرد میکشند خود چراغ مقاومتاند حتی اگر در سایه ایستاده باشند...
از استوری اینستاگرام مریم بحیوی، زندانی سیاسی سابق
#سمیه_رشیدی #حق_درمان #زندان_قرچک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طی ماههای پس از بازداشت گزارشها حاکی از آنست که سمیه بارها دچار تشنج شد اما با کمتوجهی مسئولان زندان و تأخیر در اعزام به بیمارستان روبه رو گردید؛ امری که بار دیگر نشان میدهد بیتوجهی به سلامت زندانیان، رویه همیشگی مسئولان است.
سرانجام اعزام دیرهنگام و کم توجهی مداوم، وضعیت جسمی او را به مرحله ای بحرانی رساند؛ در حال حاضر در کما و با سطح هوشیاری بسیار پایین در بیمارستان بستری است و پزشکان وضعیت او را بحرانی توصیف کردهاند.
امروز در حالی که صدای خانواده و کنشگران تنها سنگر دفاع از جان اوست یادآوری این حقیقت ضروری ست
آنان که در سکوت و گمنامی با شعارنویسی بر دیوارهای شهر روح مبارزه را زنده نگه میدارند با هر خط جوهری که بر بتن سرد میکشند خود چراغ مقاومتاند حتی اگر در سایه ایستاده باشند...
از استوری اینستاگرام مریم بحیوی، زندانی سیاسی سابق
#سمیه_رشیدی #حق_درمان #زندان_قرچک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊3❤1
Forwarded from گفتوشنود
تخریب ساختمان آرامستان بهاییان کاشان و ممنوعیت دفن متوفیان
گزارشها حاکی است که ساختمان داخل آرامستان بهاییان کاشان، که برای آمادهسازی اجساد جهت دفن استفاده میشد، بهطور کامل تخریب و مسیر دسترسی به آن مسدود شده است.
به گفته بهاییان کاشان، پیگیریهای آنان از شهرداری با این پاسخ مواجه شده که «هیچ مکانی برای انجام مراسم تدفین وجود نخواهد داشت و اجازه دفن در آرامستان نیز داده نمیشود.»
جامعه بهاییان ایران، که بزرگترین جمعیت اقلیت دینی کشور را تشکیل میدهند، سالهاست بهطور سیستماتیک هدف تبعیض، فشار و سرکوب قرار گرفتهاند؛ از محرومیت از تحصیل و اشتغال تا تخریب اماکن مقدس و آرامستانهایشان.
تخریب ساختمان آرامستان بهاییان کاشان و ممنوعیت دفن متوفیان یک نمونه آکار از هزاران ظلم مستمر جمهوری اسلامی است که نهتنها حقوق شهروندی این جامعه را پایمال میکند، بلکه ابتداییترین حرمت انسانی یعنی احترام به مردگان را نیز از آنان دریغ میدارد.
این سیاست تبعیضآمیز و غیرانسانی، ماهیت سرکوبگرانه نظام را در قبال حق آزادی مذهب و وجدان برملا میسازد.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تخریب ساختمان آرامستان بهاییان کاشان و ممنوعیت دفن متوفیان
گزارشها حاکی است که ساختمان داخل آرامستان بهاییان کاشان، که برای آمادهسازی اجساد جهت دفن استفاده میشد، بهطور کامل تخریب و مسیر دسترسی به آن مسدود شده است.
به گفته بهاییان کاشان، پیگیریهای آنان از شهرداری با این پاسخ مواجه شده که «هیچ مکانی برای انجام مراسم تدفین وجود نخواهد داشت و اجازه دفن در آرامستان نیز داده نمیشود.»
جامعه بهاییان ایران، که بزرگترین جمعیت اقلیت دینی کشور را تشکیل میدهند، سالهاست بهطور سیستماتیک هدف تبعیض، فشار و سرکوب قرار گرفتهاند؛ از محرومیت از تحصیل و اشتغال تا تخریب اماکن مقدس و آرامستانهایشان.
تخریب ساختمان آرامستان بهاییان کاشان و ممنوعیت دفن متوفیان یک نمونه آکار از هزاران ظلم مستمر جمهوری اسلامی است که نهتنها حقوق شهروندی این جامعه را پایمال میکند، بلکه ابتداییترین حرمت انسانی یعنی احترام به مردگان را نیز از آنان دریغ میدارد.
این سیاست تبعیضآمیز و غیرانسانی، ماهیت سرکوبگرانه نظام را در قبال حق آزادی مذهب و وجدان برملا میسازد.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔18🕊3❤2👎1
در سومین سالگرد اعتراضات سال ۱۴۰۱ بیشتر همراه و همدل خانوادههای دادخواه باشیم. کاملیا سجادیان، مادر دادخواه محمدحسن ترکمان، با انتشار دلنوشتهای بار دیگر بر دادخواهی تاکید کرد و نوشت:
«تنها یک روز دیگر باقی مانده، تا تمام من تمام شود.
اما ما تمام نمیشویم، جوانه میزنیم و سبزتر از قبل خواهیم شد.
تا خون پاک فرزندان نیلی پایمال نگردد.
فردا سیام شهریورماه، سالروز پرواز محمدحسن است، فردا، دیگر او برای همیشه نفس نخواهد کشید، دیگر لبخند او را نخواهم دید، چشمهای قشنگ و نجيب و معصوماش، برای همیشه بسته خواهد شد، تا! چشم خیلیها را به روی حقایق باز کند.
من برای دادخواهی خون به ناحق ریختهشده فرزندم و عدالتخواهی و آزادی تا پای جان مقابل ظالمان و ستمگران و قاتلان با تمام وجود قرار خواهم گرفت و نام محمدحسن ترکمان و دیگر فرزندان نیلی را در تاریخ به ثبت خواهم رساند.
این راه و مسیر مبارزه هرگز متوقف نخواهد شد، هستیم کنار هم تا طلوع آفتاب روشنایی و حقیقت.»
#محمدحسن_ترکمان #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«تنها یک روز دیگر باقی مانده، تا تمام من تمام شود.
اما ما تمام نمیشویم، جوانه میزنیم و سبزتر از قبل خواهیم شد.
تا خون پاک فرزندان نیلی پایمال نگردد.
فردا سیام شهریورماه، سالروز پرواز محمدحسن است، فردا، دیگر او برای همیشه نفس نخواهد کشید، دیگر لبخند او را نخواهم دید، چشمهای قشنگ و نجيب و معصوماش، برای همیشه بسته خواهد شد، تا! چشم خیلیها را به روی حقایق باز کند.
من برای دادخواهی خون به ناحق ریختهشده فرزندم و عدالتخواهی و آزادی تا پای جان مقابل ظالمان و ستمگران و قاتلان با تمام وجود قرار خواهم گرفت و نام محمدحسن ترکمان و دیگر فرزندان نیلی را در تاریخ به ثبت خواهم رساند.
این راه و مسیر مبارزه هرگز متوقف نخواهد شد، هستیم کنار هم تا طلوع آفتاب روشنایی و حقیقت.»
#محمدحسن_ترکمان #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔33👍2❤1
مهاتما گاندی: میراث تاریخی کنشگران و بازنمایی هنری در سینما
سینما ابزار قدرتمندی برای آموزش عمومی در زمینه دفاع از حقوق بشر است.
ایفای نقش شخصیت مهاتما گاندی بر روی صفحه نقرهای یا روی صحنه تئاتر همواره یکسان نبوده است. وزن و جایگاه گاندی به نوعی است که زمانی حتی تصور اینکه کسی که او را به تصویر بکشد بسیار دشوار بود.
بازنمایی هنری کنشگران برجسته سیاسی و حقوقی بخش مهمی از میراث آنان را تشکیل میدهد؛ میراثی که تا حد زیادی خارج از اراده و شکلدهی خود کنشگران است. فقدان چنین بازنمایی از سوی دیگر نسلهای آینده را در ارتباطگرفتن با کنشگران و انتقال درسها و تجربیات با چالش روبرو میسازد. اگر به آموزش عمومی در زمینه حقوقی و قانونی علاقه داریم، نمیتوانیم تنها به درسها، دورههای آموزشی و کتابها اکتفا کنیم. تمام این موارد لازم و ضروری هستند اما بسیاری از عموم مردم ممکن است آنها را خستهکننده بیابند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/mahatma-gandhi-legacy-cinema/
#یاری_مدنی_توانا #سینما #هنر
@Tavaana_TavaanaTech
سینما ابزار قدرتمندی برای آموزش عمومی در زمینه دفاع از حقوق بشر است.
ایفای نقش شخصیت مهاتما گاندی بر روی صفحه نقرهای یا روی صحنه تئاتر همواره یکسان نبوده است. وزن و جایگاه گاندی به نوعی است که زمانی حتی تصور اینکه کسی که او را به تصویر بکشد بسیار دشوار بود.
بازنمایی هنری کنشگران برجسته سیاسی و حقوقی بخش مهمی از میراث آنان را تشکیل میدهد؛ میراثی که تا حد زیادی خارج از اراده و شکلدهی خود کنشگران است. فقدان چنین بازنمایی از سوی دیگر نسلهای آینده را در ارتباطگرفتن با کنشگران و انتقال درسها و تجربیات با چالش روبرو میسازد. اگر به آموزش عمومی در زمینه حقوقی و قانونی علاقه داریم، نمیتوانیم تنها به درسها، دورههای آموزشی و کتابها اکتفا کنیم. تمام این موارد لازم و ضروری هستند اما بسیاری از عموم مردم ممکن است آنها را خستهکننده بیابند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/mahatma-gandhi-legacy-cinema/
#یاری_مدنی_توانا #سینما #هنر
@Tavaana_TavaanaTech
👍13
امروز، ۲۹ شهریور ۱۴۰۱، سالگرد قتل نیکا شاکرمی است.
دختر سیاهپوش با کتونیهای سفید، که برای شرکت در انقلاب زن زندگی آزادی حوالی بلوار کشاورز از خانه خارج شد و هیچگاه به خانه بازنگشت.
۶ روز بعد پیکر نیکا در پزشکی قانونی کهریزک تحویل خانواده او شد.
قتل نیکا و شکنجه او و مهمتر شجاعت این نوجوان ۱۶ - ۱۷ ساله هیچگاه فراموش نخواهد شد.
آن که تو را کُشت تو را کِشت، مرا زاد
برای نیکا شاکرمی
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/fa/FirNika
#کارتون #نیکا_شاکرمی
#مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دختر سیاهپوش با کتونیهای سفید، که برای شرکت در انقلاب زن زندگی آزادی حوالی بلوار کشاورز از خانه خارج شد و هیچگاه به خانه بازنگشت.
۶ روز بعد پیکر نیکا در پزشکی قانونی کهریزک تحویل خانواده او شد.
قتل نیکا و شکنجه او و مهمتر شجاعت این نوجوان ۱۶ - ۱۷ ساله هیچگاه فراموش نخواهد شد.
آن که تو را کُشت تو را کِشت، مرا زاد
برای نیکا شاکرمی
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/fa/FirNika
#کارتون #نیکا_شاکرمی
#مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤29💔28🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥀
«سه سال گذشت…
سه سال از روزی که به معنای واقعی شکستم!
سه سال، زمان کمی نیست برای اینکه هر روزش را با حسرت و دلتنگی، سر کنی!
برای اینکه هر روز، چشمهایت را ببندی و تصویر و صدای کسی که دیگر نیست را، در ذهنت مرور کنی؛
تا شاید حتّی برای لحظهای، بتوانی او را دوباره در کنار خود حس کنی!
در این سه سال، بارها آرزو کردم، کاش میشد زمان را به عقب برگرداند…
امّا افسوس که هیچچیز، دیگر مثل قبل نخواهد شد!
افسوس...
جان دل خواهر…
این سرنوشت، حق هیچکداممان نبود!💔
تا روزی که دوباره ببینمت، این درد در وجودم زنده خواهد ماند…🫂»
#بهنام_لایق_پور 🕊️🥀🤍
متن و ویدیو از صفحه بیتا، خواهر جاویدنام بهنام لایقپور
#رشت #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«سه سال گذشت…
سه سال از روزی که به معنای واقعی شکستم!
سه سال، زمان کمی نیست برای اینکه هر روزش را با حسرت و دلتنگی، سر کنی!
برای اینکه هر روز، چشمهایت را ببندی و تصویر و صدای کسی که دیگر نیست را، در ذهنت مرور کنی؛
تا شاید حتّی برای لحظهای، بتوانی او را دوباره در کنار خود حس کنی!
در این سه سال، بارها آرزو کردم، کاش میشد زمان را به عقب برگرداند…
امّا افسوس که هیچچیز، دیگر مثل قبل نخواهد شد!
افسوس...
جان دل خواهر…
این سرنوشت، حق هیچکداممان نبود!💔
تا روزی که دوباره ببینمت، این درد در وجودم زنده خواهد ماند…🫂»
#بهنام_لایق_پور 🕊️🥀🤍
متن و ویدیو از صفحه بیتا، خواهر جاویدنام بهنام لایقپور
#رشت #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊19💔16❤4
توهم جمعی: باور به پیروزی جعلی جمهوری ولایت فقیه
نظام خیلی مقدس! جمهوری ولایت فقیه در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل شکست خفتباری خورد. بر کسی پوشیده نیست که اگر دونالد ترامپ مانع لشکر هواپیماهای اسرائیل نشده بود، رهبر معظم و نایب امام زمان!، زیر آوارها با مرگی خفتبار زندگی و سیاست را از دست میداد. جمهوری جهل و جور و جنایت شکست خورد اما با توسل به رسانههایی که از پول مردم تغذیه میشوند، در قالب دروغ سازمانیافته هم خود را دچار توهم پیروزی کرده و هم اقلیتی از نیروهای ارزشی و انقلابی را.
پدیدهای روانشناختی وجود دارد که در آن فرد یا گروهی، رویدادی کاملاً ساختگی، توهمی و اتفاق نیفتاده را آنقدر برای خود تکرار و تلقین میکنند که در نهایت آن را بهعنوان یک حقیقت مسلم و خاطرهای واقعی میپذیرند. این مکانیزم که ریشه در دفاع از خود و تحریف واقعیت دارد، نه تنها در سطح فردی، که در سطح اجتماعی و سیاسی نیز نمودی قدرتمند پیدا میکند و میتواند پیامدهای گستردهای به دنبال داشته باشد.
ذهن انسان برای محافظت از سلامت روانی خود و حفظ انسجام هویتی، گاهی اوقات دست به تحریف واقعیت میزند. یکی از پیچیدهترین و خطرناکترین این مکانیزمها، حالتی است که فرد با قصد اولیه فریب دیگران، خودْ قربانی فریب خویش میشود. او چنان در روایتی ساختگی غرق میشود که مرز بین واقعیت و توهم برایش محو میگردد. این پدیده که میتوان آن را «توهم جمعی» یا «خودفریبی سازمانیافته» نامید، زمانی که توسط رهبر یا نهادهای قدرت به کار گرفته شود، به ابزاری برای کنترل ادراکات عمومی تبدیل میشود.
تحلیل مکانیسمهای روانشناختی این پدیده بر پایه چند اصل روانشناختی استوار است.
اولین اصل، شناختشناسی است. زمانی که واقعیتی مانند شکست جمهوری اسلامی در جنگ با اسرائیل، با باورها یا خودپنداره فرد مانند «من یک پیروز شدم» در تضاد شدید قرار میگیرد، تنش روانی شدیدی ایجاد میکند. سادهترین راه برای کاهش این تنش، نه تغییر خودپنداره، که تحریف واقعیت است. بنابراین، رهبر و پیروانش خود را متقاعد میکنند که «پیروز شدهاند» تا تضاد درونیشان از بین برود.
دومین اصل، تلقین و تکرار است. تکرار مداوم یک ادعای دروغین، حتی اگر در ابتدا با تردید روبرو شود، به تدریج باعث میشود در ذهن نهادینه شود. مغز انسان تمایل دارد اطلاعات آشنا را، حتی اگر نادرست باشد، بپذیرد. این اثر که گاهی به آن «اثر حقیقت توهمی» میگویند، پایه و اساس تبلیغات است.
ادامه این مطلب ارسالی یکی از مخاطبان توانا را در اسلایدها بخوانید
https://tinyurl.com/mrxduxea
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نظام خیلی مقدس! جمهوری ولایت فقیه در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل شکست خفتباری خورد. بر کسی پوشیده نیست که اگر دونالد ترامپ مانع لشکر هواپیماهای اسرائیل نشده بود، رهبر معظم و نایب امام زمان!، زیر آوارها با مرگی خفتبار زندگی و سیاست را از دست میداد. جمهوری جهل و جور و جنایت شکست خورد اما با توسل به رسانههایی که از پول مردم تغذیه میشوند، در قالب دروغ سازمانیافته هم خود را دچار توهم پیروزی کرده و هم اقلیتی از نیروهای ارزشی و انقلابی را.
پدیدهای روانشناختی وجود دارد که در آن فرد یا گروهی، رویدادی کاملاً ساختگی، توهمی و اتفاق نیفتاده را آنقدر برای خود تکرار و تلقین میکنند که در نهایت آن را بهعنوان یک حقیقت مسلم و خاطرهای واقعی میپذیرند. این مکانیزم که ریشه در دفاع از خود و تحریف واقعیت دارد، نه تنها در سطح فردی، که در سطح اجتماعی و سیاسی نیز نمودی قدرتمند پیدا میکند و میتواند پیامدهای گستردهای به دنبال داشته باشد.
ذهن انسان برای محافظت از سلامت روانی خود و حفظ انسجام هویتی، گاهی اوقات دست به تحریف واقعیت میزند. یکی از پیچیدهترین و خطرناکترین این مکانیزمها، حالتی است که فرد با قصد اولیه فریب دیگران، خودْ قربانی فریب خویش میشود. او چنان در روایتی ساختگی غرق میشود که مرز بین واقعیت و توهم برایش محو میگردد. این پدیده که میتوان آن را «توهم جمعی» یا «خودفریبی سازمانیافته» نامید، زمانی که توسط رهبر یا نهادهای قدرت به کار گرفته شود، به ابزاری برای کنترل ادراکات عمومی تبدیل میشود.
تحلیل مکانیسمهای روانشناختی این پدیده بر پایه چند اصل روانشناختی استوار است.
اولین اصل، شناختشناسی است. زمانی که واقعیتی مانند شکست جمهوری اسلامی در جنگ با اسرائیل، با باورها یا خودپنداره فرد مانند «من یک پیروز شدم» در تضاد شدید قرار میگیرد، تنش روانی شدیدی ایجاد میکند. سادهترین راه برای کاهش این تنش، نه تغییر خودپنداره، که تحریف واقعیت است. بنابراین، رهبر و پیروانش خود را متقاعد میکنند که «پیروز شدهاند» تا تضاد درونیشان از بین برود.
دومین اصل، تلقین و تکرار است. تکرار مداوم یک ادعای دروغین، حتی اگر در ابتدا با تردید روبرو شود، به تدریج باعث میشود در ذهن نهادینه شود. مغز انسان تمایل دارد اطلاعات آشنا را، حتی اگر نادرست باشد، بپذیرد. این اثر که گاهی به آن «اثر حقیقت توهمی» میگویند، پایه و اساس تبلیغات است.
ادامه این مطلب ارسالی یکی از مخاطبان توانا را در اسلایدها بخوانید
https://tinyurl.com/mrxduxea
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍19❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچهها نخندینا...
بیبیسی جهانی روز سهشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ با انتشار یک گزارش تحقیقی، جزییات تعرض جنسی به نیکا شاکرمی و سپس قتل او توسط ماموران امنیتی در جریان سرکوب خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱ را افشا کرد.
بنا بر این گزارش که با استفاده از اسناد محرمانه بازجویی از عاملان قتل و گزارش پرونده نگاشته شده، نیکا ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ پس از مشارکت در تجمعات اعتراضی در نتیجه رصد ماموران امنیتی و انتظامی، توسط ۴ ماموران عملیاتی سپاه پاسداران ربوده میشود.
به نوشته گزارش، ماموران سپس نیکای ۱۶ ساله را داخل یک کامیونت یخچالدار قرار داده و تلاش میکنند او را به یک بازداشتگاه یا زندان انتقال دهند. در این میان اما سه مامور همراه با نیکا به نامهای آرش کلهر، صادق منجزی و بهروز صادقی در پشت کامیونت دستان نیکا را از پشت بسته و جوراب در دهان او فرو میکنند.
یکی از عاملان قتل شهادت داده که به چشم خود تعرض جنسی به نیکا شاکرمی در داخل کامیونت را دیده است: «متهمه [نیکا شاکرمی] مجددا شروع به داد و بیداد و تقلا کرد. لحظهای موبایلم را روشن کردم و دیدم صادق منجزی همانگونه که روی متهمه نشسته است، دستش در شلوار اوست.»
بنا بر اسناد محرمانه منتشر شده این شاهد عینی اعلام کرده حاضر به سوگند خوردن درباره مشاهدات و اظهاراتش است.
نیکای شجاع با لگد به صورت مامور متجاوز کوبید و تا آخرین نفس مقاومت و ایستادگی کرد...
ویدیو از پوریا افضلی
#نیکا_شاکرمی #سارینا_اسماعیل_زاده #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بچهها نخندینا...
بیبیسی جهانی روز سهشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ با انتشار یک گزارش تحقیقی، جزییات تعرض جنسی به نیکا شاکرمی و سپس قتل او توسط ماموران امنیتی در جریان سرکوب خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱ را افشا کرد.
بنا بر این گزارش که با استفاده از اسناد محرمانه بازجویی از عاملان قتل و گزارش پرونده نگاشته شده، نیکا ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ پس از مشارکت در تجمعات اعتراضی در نتیجه رصد ماموران امنیتی و انتظامی، توسط ۴ ماموران عملیاتی سپاه پاسداران ربوده میشود.
به نوشته گزارش، ماموران سپس نیکای ۱۶ ساله را داخل یک کامیونت یخچالدار قرار داده و تلاش میکنند او را به یک بازداشتگاه یا زندان انتقال دهند. در این میان اما سه مامور همراه با نیکا به نامهای آرش کلهر، صادق منجزی و بهروز صادقی در پشت کامیونت دستان نیکا را از پشت بسته و جوراب در دهان او فرو میکنند.
یکی از عاملان قتل شهادت داده که به چشم خود تعرض جنسی به نیکا شاکرمی در داخل کامیونت را دیده است: «متهمه [نیکا شاکرمی] مجددا شروع به داد و بیداد و تقلا کرد. لحظهای موبایلم را روشن کردم و دیدم صادق منجزی همانگونه که روی متهمه نشسته است، دستش در شلوار اوست.»
بنا بر اسناد محرمانه منتشر شده این شاهد عینی اعلام کرده حاضر به سوگند خوردن درباره مشاهدات و اظهاراتش است.
نیکای شجاع با لگد به صورت مامور متجاوز کوبید و تا آخرین نفس مقاومت و ایستادگی کرد...
ویدیو از پوریا افضلی
#نیکا_شاکرمی #سارینا_اسماعیل_زاده #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔68❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«گلوله نمیدونست تو زن و بچه داری، لیام و حامی بدون بابا به مدرسه میرن... بچه منو ازم گرفتند بی وجدانها، مامان بمیره»
این نجوای و مویههای مادر جاویدنام محسن محمدی کوچکسرایی بر سر مزار فرزندش است.
پدر محسن ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«سه سال از قتل جاوید نام محسن محمدی کوچکسرایی ۳۰ شهریور ۱۴۰۱میگذرد، 💔✌️
اما این داغ هرگز کهنه نمیشود،
داغ نبودنت از دل ما پاک نمیشود، و زخم این ظلم تا ابد بر جانمان خواهد ماند، اما برای دادخواهی سکوت نمیکنیم.....»
ـ محسن محمدی کوچکسرایی مهندس برق بود و پدر دو کودک به نامهای حامی ۱۱ ساله و لیام ۵ ساله.
محسن محمدی متولد ۱۳۶۴ و اهل قائمشهر در استان مازندران بود. او به خاطر علاقهاش به طبیعت و محیط زیست به «پسر طبیعت» معروف شد.
پیراهن آغشته به خوناش، تنها یادگاریای است که برای خانوادهاش باقی مانده است. آن شب رفته بود تا به کشته شدن مهسا امینی[ها] اعتراض کند، اما گلولهای سینهاش را نشانه گرفت و کشته شد.
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، روز چهارشنبه ۳۰ شهریور در قائمشهر، کشته شد.
همان شب پیکر محسن محمدی را از بیمارستان ولیعصر به پزشکی قانونی ساری منتقل میکنند. به خانواده او گفته شد یک هفته بعد جنازه را تحویل میدهند، اما آنها با پیگیری مداوم و تجمع بیش از ۷۰۰ نفری مقابل منزل پدر محسن محمدی موفق میشوند پیکر این جان باخته را تحویل بگیرند.
ماموران پیکرش را تنها به این شرط تحویل خانواده دادند که مرگ او را کار معترضان اعلام کنند. اما خانواده از این کار امتناع کردند و پدرش بارها در صفحه اینستاگرامش علیه دیکتاتوری که خون فرزندش را به زمین ریخت، نوشت.
#محسن_محمدی_کوچکسرایی #دادخواهی
#محسن_محمدی_کوچکسرائی
#پسر_طبیعت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این نجوای و مویههای مادر جاویدنام محسن محمدی کوچکسرایی بر سر مزار فرزندش است.
پدر محسن ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«سه سال از قتل جاوید نام محسن محمدی کوچکسرایی ۳۰ شهریور ۱۴۰۱میگذرد، 💔✌️
اما این داغ هرگز کهنه نمیشود،
داغ نبودنت از دل ما پاک نمیشود، و زخم این ظلم تا ابد بر جانمان خواهد ماند، اما برای دادخواهی سکوت نمیکنیم.....»
ـ محسن محمدی کوچکسرایی مهندس برق بود و پدر دو کودک به نامهای حامی ۱۱ ساله و لیام ۵ ساله.
محسن محمدی متولد ۱۳۶۴ و اهل قائمشهر در استان مازندران بود. او به خاطر علاقهاش به طبیعت و محیط زیست به «پسر طبیعت» معروف شد.
پیراهن آغشته به خوناش، تنها یادگاریای است که برای خانوادهاش باقی مانده است. آن شب رفته بود تا به کشته شدن مهسا امینی[ها] اعتراض کند، اما گلولهای سینهاش را نشانه گرفت و کشته شد.
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، روز چهارشنبه ۳۰ شهریور در قائمشهر، کشته شد.
همان شب پیکر محسن محمدی را از بیمارستان ولیعصر به پزشکی قانونی ساری منتقل میکنند. به خانواده او گفته شد یک هفته بعد جنازه را تحویل میدهند، اما آنها با پیگیری مداوم و تجمع بیش از ۷۰۰ نفری مقابل منزل پدر محسن محمدی موفق میشوند پیکر این جان باخته را تحویل بگیرند.
ماموران پیکرش را تنها به این شرط تحویل خانواده دادند که مرگ او را کار معترضان اعلام کنند. اما خانواده از این کار امتناع کردند و پدرش بارها در صفحه اینستاگرامش علیه دیکتاتوری که خون فرزندش را به زمین ریخت، نوشت.
#محسن_محمدی_کوچکسرایی #دادخواهی
#محسن_محمدی_کوچکسرائی
#پسر_طبیعت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤32💔23
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانوادههای دادخواه را تنها نگذاریم.
عزاداری مهسا یزدانی، مادر جاویدنام محمدجواد زاهدی، بر سر مزار فرزندش
محمدجواد زاهدی، فرزند خانم یزدانی جوانی ۲۰ ساله بود که در روز ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در ساری و در جریان اعتراضات پس از کشتهشدن مهسا امینی بر اثر اصابت گلوله به قتل رسیده بود.
مهسا یزدانی از سوی دادگاه انقلاب ساری به ۱۳ سال حبس تعزیری (پنج سال قابل اجرا) محکوم شده بود که به حبس با پابند تبدیل شده بود.
صفحه میترا زاهدی، خواهر محمدجواد
_mitratattoo_
#مادران_دادخواه
#زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_یزدانی
#محمدجواد_زاهدی
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
خانوادههای دادخواه را تنها نگذاریم.
عزاداری مهسا یزدانی، مادر جاویدنام محمدجواد زاهدی، بر سر مزار فرزندش
محمدجواد زاهدی، فرزند خانم یزدانی جوانی ۲۰ ساله بود که در روز ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در ساری و در جریان اعتراضات پس از کشتهشدن مهسا امینی بر اثر اصابت گلوله به قتل رسیده بود.
مهسا یزدانی از سوی دادگاه انقلاب ساری به ۱۳ سال حبس تعزیری (پنج سال قابل اجرا) محکوم شده بود که به حبس با پابند تبدیل شده بود.
صفحه میترا زاهدی، خواهر محمدجواد
_mitratattoo_
#مادران_دادخواه
#زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_یزدانی
#محمدجواد_زاهدی
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔39🕊11❤1
نامه حسین رونقی از زندان قزلحصار
زنده ماندن به هر قیمتی انتخاب من نیست...
وطن، وطن، تو سبز و جاودان بمان که من/پرندهای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو/به دوردستِ مهگرفته پر گشودهام... (از سیاوش کسرایی)
ما مردم، برای آنکه ایران خانهی خوبان و گوهری تابان شود، آگاهانه خوندلها خوردهایم، رنج دوران بردهایم، ما مردم سزاوار چنین بیعدالتیها و رنجهایی در زندگی و کشور خودمان نبودیم و نباید باشیم. ما حتی سزاوار چنین مرگهای غیرطبیعی هولناکی هم نیستیم.
یقین داشته باشیم این دوران تاریک ایران تمام خواهد شد، اما امروز، اکنون و در چنین شرایطی زنده ماندن به هر قیمتی مطلوب و انتخاب من نیست، آن هم زیر سایهی حاکمیتی خودکامِه که زندگی ایرانیان برای او اهمیتی ندارد، حتی اگر زندگی شهروندی به جرعهای آب وابسته باشد.
بسیاری از ما مردمِ وطندوست در راه آزادی و آبادانی ایران دست از جان شستهایم و با این حال سرشار از شوقِ میهن، آزادی و زندگی هستیم؛ ما بندگانِ عشقیم و آنگونه که زندهیاد کیانوش سنجری گفت: «ما برای زندگی میجنگیم.»
عشق به این سرزمین و مردمش همیشه در قلبم هست و خواهد بود و آرزو دارم که هیچ شهروندی در ایرانِ عزیزمان زیر سایهٔ استبداد، فقر، بیعدالتی، زندان و اعدام زندگی نکند، یا صرفِ بیان و اظهارِ نظر و داشتنِ عقیدهٔ متفاوت اسیر و گروگانِ حکومت نباشد. کنار هم میمانیم، ایران را دوست داریم و برای وطنمان فداکاری میکنیم تا این سرزمین بیکران را با تلاش و مبارزه و در سایهٔ حقِ حاکمیتِ ملت، آزادی و عدالت، دوباره بسازیم، اگرچه با خشتِ جانِ خویش...
«چه کردهاند چه کردهاند با این سرزمین/ تاوانِ شادکامی کیست این غراب؟/ کز بالهایش گسترده دود جابهجا میشود و مردمکهایش میگردد میگردد/ میگردد در خانهٔ عذاب»
محمد مختاری
پاینده ایران
حسین رونقی
زندانِ قزلحصار، ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
لازم به ذکر است، حسین رونقی از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۴ اعتصاب غذای خود را به صورت اعتصاب غذای تر (تنها نوشیدن آب و روزانه مقداری نمک و چند تا قند) شروع کرده و اعلام کرده است که از روزهای آینده اعتصاب غذای خشک خواهد کرد. (یعنی آب هم نخواهد نوشید) (هنوز این کار را نکرده است) تا این لحظه آقای رونقی از پذیرش سرم و بستری شدن در بیمارستان خودداری کرده است.
#حسین_رونقی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زنده ماندن به هر قیمتی انتخاب من نیست...
وطن، وطن، تو سبز و جاودان بمان که من/پرندهای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو/به دوردستِ مهگرفته پر گشودهام... (از سیاوش کسرایی)
ما مردم، برای آنکه ایران خانهی خوبان و گوهری تابان شود، آگاهانه خوندلها خوردهایم، رنج دوران بردهایم، ما مردم سزاوار چنین بیعدالتیها و رنجهایی در زندگی و کشور خودمان نبودیم و نباید باشیم. ما حتی سزاوار چنین مرگهای غیرطبیعی هولناکی هم نیستیم.
یقین داشته باشیم این دوران تاریک ایران تمام خواهد شد، اما امروز، اکنون و در چنین شرایطی زنده ماندن به هر قیمتی مطلوب و انتخاب من نیست، آن هم زیر سایهی حاکمیتی خودکامِه که زندگی ایرانیان برای او اهمیتی ندارد، حتی اگر زندگی شهروندی به جرعهای آب وابسته باشد.
بسیاری از ما مردمِ وطندوست در راه آزادی و آبادانی ایران دست از جان شستهایم و با این حال سرشار از شوقِ میهن، آزادی و زندگی هستیم؛ ما بندگانِ عشقیم و آنگونه که زندهیاد کیانوش سنجری گفت: «ما برای زندگی میجنگیم.»
عشق به این سرزمین و مردمش همیشه در قلبم هست و خواهد بود و آرزو دارم که هیچ شهروندی در ایرانِ عزیزمان زیر سایهٔ استبداد، فقر، بیعدالتی، زندان و اعدام زندگی نکند، یا صرفِ بیان و اظهارِ نظر و داشتنِ عقیدهٔ متفاوت اسیر و گروگانِ حکومت نباشد. کنار هم میمانیم، ایران را دوست داریم و برای وطنمان فداکاری میکنیم تا این سرزمین بیکران را با تلاش و مبارزه و در سایهٔ حقِ حاکمیتِ ملت، آزادی و عدالت، دوباره بسازیم، اگرچه با خشتِ جانِ خویش...
«چه کردهاند چه کردهاند با این سرزمین/ تاوانِ شادکامی کیست این غراب؟/ کز بالهایش گسترده دود جابهجا میشود و مردمکهایش میگردد میگردد/ میگردد در خانهٔ عذاب»
محمد مختاری
پاینده ایران
حسین رونقی
زندانِ قزلحصار، ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
لازم به ذکر است، حسین رونقی از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۴ اعتصاب غذای خود را به صورت اعتصاب غذای تر (تنها نوشیدن آب و روزانه مقداری نمک و چند تا قند) شروع کرده و اعلام کرده است که از روزهای آینده اعتصاب غذای خشک خواهد کرد. (یعنی آب هم نخواهد نوشید) (هنوز این کار را نکرده است) تا این لحظه آقای رونقی از پذیرش سرم و بستری شدن در بیمارستان خودداری کرده است.
#حسین_رونقی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊43❤17👍4👎1
این تصویر نقاشیای است که سام، پسر ۱۲ ساله بابک شهبازی، در یکی از ملاقاتها به پدرش داده بود
بابک این عکس را به همبندیهای خود نشان داده بود، بغض رضا محمدحسینی ترکید و گریست و تحت تاثیر همین نقاشی در بخشی از یک بیانیه نوشت:
«اعدام فقط به معنای گرفتن جان یک انسان نیست؛ این حکم خانوادهها را نابود میکند و بر روان فرزندان اعدامیان زخمهایی عمیق و ماندگار میگذارد. کودکی که پدرش اعدام میشود یا با غیاب ناگهانی او بزرگ میشود، با دنیایی از پرسشهای بیپاسخ، خشم فروخورده و غمی پایانناپذیر وارد زندگی میشود.
جامعه ما باید بداند که اعدام تنها یک مجازات نیست، بلکه بازتولید چرخه خشونت است. وقتی یک پدر یا مادر جان خود را در پای طناب دار از دست میدهد، کودکان او در حقیقت قربانیان پنهان این حکم هستند. آنان در بزرگسالی با خاطره تلخ محرومیت و خشم زیسته، بار مضاعفی بر دوش خواهند داشت؛ باری که میتوانست هرگز شکل نگیرد.»
جمهوری اسلامی، بابک شهبازی را بیگناه کشت، او پدر دو فرزند بود. یکی دختر ۱۸ ساله و دیگری پسر ۱۲ ساله.
چگونه توانستند چنین ظلم بزرگی در حق این فرزندان ایران روا بدارند؟ چرا دستشان نمیلرزد وقتی حکم اعدام صادر میکنند؟ چگونه شب سر بر بالین میگذارند؟ چه پاسخی به فرزندان خودشان دارند؟
#بابک_شهبازی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بابک این عکس را به همبندیهای خود نشان داده بود، بغض رضا محمدحسینی ترکید و گریست و تحت تاثیر همین نقاشی در بخشی از یک بیانیه نوشت:
«اعدام فقط به معنای گرفتن جان یک انسان نیست؛ این حکم خانوادهها را نابود میکند و بر روان فرزندان اعدامیان زخمهایی عمیق و ماندگار میگذارد. کودکی که پدرش اعدام میشود یا با غیاب ناگهانی او بزرگ میشود، با دنیایی از پرسشهای بیپاسخ، خشم فروخورده و غمی پایانناپذیر وارد زندگی میشود.
جامعه ما باید بداند که اعدام تنها یک مجازات نیست، بلکه بازتولید چرخه خشونت است. وقتی یک پدر یا مادر جان خود را در پای طناب دار از دست میدهد، کودکان او در حقیقت قربانیان پنهان این حکم هستند. آنان در بزرگسالی با خاطره تلخ محرومیت و خشم زیسته، بار مضاعفی بر دوش خواهند داشت؛ باری که میتوانست هرگز شکل نگیرد.»
جمهوری اسلامی، بابک شهبازی را بیگناه کشت، او پدر دو فرزند بود. یکی دختر ۱۸ ساله و دیگری پسر ۱۲ ساله.
چگونه توانستند چنین ظلم بزرگی در حق این فرزندان ایران روا بدارند؟ چرا دستشان نمیلرزد وقتی حکم اعدام صادر میکنند؟ چگونه شب سر بر بالین میگذارند؟ چه پاسخی به فرزندان خودشان دارند؟
#بابک_شهبازی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔40❤7👍1
بازداشت همراه با خشونت مهرداد مقیسه، فعال اهل سبزوار
مهرداد مقیسه، فعال مدنی اهل سبزوار که پیشتر به ۸ ماه حبس تعزیری و یکسال تبعید محکوم شده بود، ظهر روز پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۴ در جریان حضور در محل آتشسوزی ساختمان سیمان، زمانی که شاهد کمبود تجهیزات آتشنشانها بود و در واکنش به این وضعیت دست به مطالبهگری زد، با ضربوجرح توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. از لحظه بازداشت تاکنون، هیچ اطلاعی از وضعیت او در دسترس نیست؛ موضوعی که نگرانی جدی خانوادهاش را برانگیخته است.
همچنین، مجتبی مقیسه، برادر او که پیشتر با حکمی مشابه بازداشت شده بود، در زندان توسط قاضی غلامی به ۶ ماه حبس دیگر نیز محکوم شده است.
#مهرداد_مقیسه
#مجتبی_مقیسه
#سبزوار
#از_بازداشتی_ها_بگو
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مهرداد مقیسه، فعال مدنی اهل سبزوار که پیشتر به ۸ ماه حبس تعزیری و یکسال تبعید محکوم شده بود، ظهر روز پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۴ در جریان حضور در محل آتشسوزی ساختمان سیمان، زمانی که شاهد کمبود تجهیزات آتشنشانها بود و در واکنش به این وضعیت دست به مطالبهگری زد، با ضربوجرح توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. از لحظه بازداشت تاکنون، هیچ اطلاعی از وضعیت او در دسترس نیست؛ موضوعی که نگرانی جدی خانوادهاش را برانگیخته است.
همچنین، مجتبی مقیسه، برادر او که پیشتر با حکمی مشابه بازداشت شده بود، در زندان توسط قاضی غلامی به ۶ ماه حبس دیگر نیز محکوم شده است.
#مهرداد_مقیسه
#مجتبی_مقیسه
#سبزوار
#از_بازداشتی_ها_بگو
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊19❤8👎2💔1