آموزشکده توانا
50.4K subscribers
37.8K photos
40.3K videos
2.56K files
21K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در حالی که ایرانیان محروم از ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی هستند، جمهوری اسلامی یک میلیارد دلار به حزب‌الله ارسال کرده است. قربانی جنگ‌افروزی جمهوری اسلامی ایرانیان هستند و به‌خصوص کودکان چه در ایران، چه در سوریه، چه در غزه، چه در اسرائیل.
به آرزوهای این نوجوان گوش دهید آب برق غذا به گریه‌های‌ش بعد از گفتن آرزوی من؟ یک بار دیگر نگاه کنید. این ویدئو را صفحه اینستاگرامی پهلوان رسول خادم منتشر کرده بود.

ghomaarbaazz

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
💔36👍3🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی
تهران؛ ستارخان، آبان۹۸
انتشار این ویدئو واکنش گسترده کاربران اجتماعی را به دنبال داشت. این ویدئو یادآور روزهای سختی است که جمهوری اسلامی به جنگ با مردم پرداخته بود.
همان زمان جانشین فرمانده سپاه وقت، علی فدوی، درباره اعتراضات آبان ۹۸ و قتل هم‌وطنان‌مان گفته بود: «۴۸ ساعت جنگ کردیم.»
جمهوری اسلامی آبان‌ماه ۱۳۹۸ سه روز تمام اینترنت را قطع کرد و هم‌وطنان‌مان معترضمان را به قتل رساند.
یادشان گرامی و به امید آزادی ایران و روز دادخواهی

#علیه_فراموشی #آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔35🕊12
احکام اعدام مسعود جامعی، علیرضا مرداسی و فرشاد اعتمادی‌فر، زندانیان سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز توسط دیوان عالی کشور تایید شد.
‏این افراد، اواخر تیرماه سال جاری، توسط شعبه یک دادگاه انقلاب اهواز، به ریاست قاضی ادیبی‌مهر از بابت اتهامات «افساد فی‌الارض، عضویت در گروه‌های باغی و تبلیغ علیه نظام»هر یک به دو بار اعدام و یک سال حبس محکوم شده بودند.
‏فرشاد اعتمادی‌فر، متولد ۱۳۷۵ و ساکن روستای پیچاب، ۲۵ خرداد ۱۴۰۲ بازداشت شد و بلافاصله زیر فشار شدید بازجویی‌های امنیتی قرار گرفت.
‏مسعود جامعی، متولد ۱۳۵۶ و نگهبان چاه‌های نفت، ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ بازداشت شد. او که پدر چهار فرزند است، در زمستان ۱۴۰۳ محاکمه شد. جامعی از سرطان بدخیم معده و چند بیماری جدی دیگر رنج می‌برد، اما در زندان از درمان حیاتی محروم مانده.
‏علیرضا مرداسی، معلم باسابقه اهوازی، ۱۲ مرداد ۱۴۰۲ بازداشت شد و پس از بازجویی‌ها به بند ۵ شیبان منتقل شد. او به بیماری‌های تنفسی شدید مبتلا ست و با وجود نیاز فوری به درمان، مقامات زندان از انتقالش به مراکز درمانی جلوگیری می‌کنند.
‏⁧#نه_به_اعدام⁩ ⁧#یاری_مدنی_توانا⁩ ⁩
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech
💔314🕊3👎1
Forwarded from گفت‌وشنود

در سال‌های اخیر، بحث درباره حقوق و آزادی‌های زنان در ایران به‌ویژه در حوزه قوانین و محدودیت‌های مبتنی بر قرائت ایدئولوژیک از دین، بیش از پیش برجسته شده است. در این میان، دیدگاه‌های صدیقه وسمقی، اسلام‌پژوه و حقوقدان، جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا او از دل سنت دینی سخن می‌گوید اما در عین حال بر حقوق بنیادین انسان، آزادی انتخاب و کرامت زن تأکید می‌ورزد.

وسمقی در نقد صریح خود بر محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان در حساب کاربری خود نوشت:

«منع موتورسواری زنان، زورگویی و حق‌کشی‌ست. شریعت فقط برای کسانی معتبر است که به آن اعتقاد دارند و هیچ‌کس را نمی‌توان مجبور به پذیرش و رعایت آن نمود. اجبار به رعایت قوانین ساختگی که برخی آن‌ها را شرعی می‌خوانند، مانند منع موتورسواری زنان، زورگویی و حق‌کشی است که زنان به آن تن نخواهند داد.»

این سخنان بازتاب تجربه‌ای گسترده‌تر است: در جمهوری اسلامی، بسیاری از قوانین و محدودیت‌ها بر اساس خوانشی تنگ‌نظرانه و سیاسی از دین توجیه می‌شوند. این رویکرد، زنان را به عنوان صاحبان اختیار، توانایی و حق انتخاب نادیده می‌گیرد و آنان را به موضوع کنترل ایدئولوژیک بدل می‌کند. از پوشش اجباری تا محدودیت‌های شغلی و اجتماعی و حتی ممنوعیت‌هایی همچون رانندگی یا موتورسواری، مجموعه‌ای از تبعیض ساختاری شکل گرفته است که هدف آن حفظ نظم ایدئولوژیک، نه پاسداشت کرامت انسانی است. در چنین فضایی، زنان نه‌تنها از حقوق برابر محروم می‌مانند، بلکه همواره زیر سایه تفسیرهای مردسالارانه از دین با تبعیض و سرکوب مواجه می‌شوند.

#حقوق_زنان #موتورسواری_زنان #حکومت_ایدولوژیک # گفتگو_گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍195
واشینگتن‌پست: حملات آمریکا برنامه هسته‌ای ایران را متوقف نکرد؛ تنها دیپلماسیِ همراه با تهدید نظامی کارساز است

واشینگتن‌پست در یادداشتی درباره «استراتژی گمشده آمریکا درباره ایران» نوشت که حملات آمریکا به تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی نتوانست برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند و تأکید کرد جنگ دیگری اجتناب‌ناپذیر نیست، اما پیشگیری از آن تنها با دیپلماسی پشتیبانی‌شده از تهدید معتبر به نیروی نظامی ممکن خواهد بود.

در این یادداشت آمده است که رفتار تهاجمی ایران بار دیگر نشان می‌دهد وقایع خاورمیانه در خلاء رخ نمی‌دهند و رقبای آمریکا پیوسته به‌دنبال فرصت‌های جدید برای همکاری هستند. اکنون که روسیه در جنگ اوکراین درگیر شده، چین تلاش کرده روابط خود با تهران را گسترش دهد. به نوشته واشینگتن‌پست، ایران خواهان معامله «نفت در برابر تسلیحات» با چین است؛ از سامانه‌های موشکی پدافندی و رادارهای دوربرد گرفته تا جنگنده‌ها — معاملاتی که می‌تواند دولت متزلزل ایران را تقویت و در عین حال ثبات منطقه را تهدید کند.

این روزنامه افزود پس از پنج دور مذاکره در ابتدای سال، از زمان حمله آمریکا به ایران هیچ گفت‌وگویی میان دو کشور ادامه نیافته است. توافق هسته‌ای قدیمی اکنون منقضی شده و رهبران جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند دیگر به تعهدات آن پایبند نیستند. هم‌زمان، فعال شدن دوباره تحریم‌های ماشه اقتصاد نحیف ایران را بیش از پیش فلج کرده و ریال سقوط آزاد را تجربه می‌کند.

در ادامه، واشینگتن‌پست با اشاره به بحران اقتصادی و زیست‌محیطی در ایران می‌نویسد: کسب‌وکارها یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند و یک‌سوم شرکت‌های زیرنظر اتاق بازرگانی تهران قصد تعدیل نیرو دارند. دهه‌ها سوءمدیریت و خشکسالی بی‌سابقه، تهران را با کمبود شدید آب مواجه کرده و به گفته رئیس‌جمهور ایران، حتی احتمال تخلیه پایتخت نیز مطرح شده است. این وضعیت اسف‌بار می‌تواند بستر شکل‌گیری اعتراضات گسترده شود.

با وجود برخی نرمش‌های اجتماعی مانند چشم‌پوشی از حجاب اجباری یا موتورسواری زنان، یادداشت تأکید می‌کند که این نشانه‌های محدود نمی‌تواند واقعیت سرکوب خونین مخالفان را پنهان کند. نویسنده می‌نویسد: «امید بستن به سقوط یک رژیم فاسد ایرادی ندارد، اما امید که استراتژی نیست.»

واشینگتن‌پست با اشاره به ادعای دونالد ترامپ درباره «نابودی کامل» برنامه هسته‌ای ایران پس از حملات آمریکا، تأکید می‌کند این عملیات تنها زمان خریده و مشکل را حل نکرده است. این روزنامه نتیجه می‌گیرد: «بهترین مسیر، حفظ تهدید معتبر به استفاده از زور، ادامه فشار اقتصادی شدید و اعلام آمادگی برای مذاکره است. چین نیز باید بداند فروش سلاح‌های پیشرفته به ایران، روابطش را با آمریکا، اسرائیل و حتی اعراب خلیج فارس دچار بحران خواهد کرد.»

در پایان این یادداشت آمده است: «جنگ دیگری اجتناب‌ناپذیر نیست، اما جلوگیری از آن مستلزم پذیرش این واقعیت است که مسئله همچنان پابرجاست و تنها با دیپلماسیِ همراه با تهدید معتبر به استفاده از زور می‌توان آن را حل‌وفصل کرد.»

#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سومین سالگرد جان‌باختن میلاد سعیدیان‌جو بر سر مزارش برگزار شد

مادرش می‌گوید پسرش را با تیر جنگی کشته‌اند، فرزندانش را با دسترنج خود و در یتیمی بزرگ کرده است. او می‌گوید قاتل فرزندش مشخص نشده و برای فرزندان دیگرش پرونده‌سازی کرده‌اند.

در ادامه ویدیو عمه میلاد سعیدیان‌جو بر مزار برادرزاده‌اش مویه می‌کند و نوای لری می‌خواند.
امید، برادر جاویدنام میلاد سعیدیان‌جو ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

امسال سومین سالگرد برادر عزیزم، جاویدنام میلاد سعیدیان‌جو
در حالی برگزار شد که دل‌مان هنوز پر از داغ و درد نبودنش است.
به دلایلی که می‌دانید، مراسم سالگرد دو روز زودتر در روز جمعه ۲۳ آبان و در جمعی خانوادگی برگزار شد، تا شاید کمی از فشار و سختی‌ها دور بمانیم.

اما چه فرقی می‌کند؟ چون هر لحظه از این سه سال، دل‌مان همچنان درگیر یاد و خاطره‌های اوست.

از تمام عزیزانی که در این مدت کنار ما بوده‌اند،
که با محبت‌ها و حضورشان در این راه سخت،
به ما قوت قلب دادند، بی‌نهایت سپاسگزاریم.
شما برای ما فرشته‌هایی بودید که در این مسیر تنها نبودیم.

یاد میلاد همیشه در قلب ما زنده است،
و هیچ چیزی نمی‌تواند او را از یاد ببرد.💔🥀»

#میلاد_سعیدیان_جو #ایذه #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊24💔141
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سومین سالگرد جان‌باختن جاویدنام کیان پیرفلک روز ۲۲ آبان ماه ۱۴۰۴ بر سر مزارش برگزار شد

میثم پیرفلک، ضمن انتشار این ویدیو نوشت که مراسم سالگرد کیان «بنا بر دلایلی ۳ روز زودتر و به صورت خانوادگی در روز پنجشنبه ۲۲ آبان برگزار شد.»

۱۳۹۲/۳/۲۱
۱۴۰۱/۸/۲۵

#کیان_پیرفلک
#پویا_مولایی_راد
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔446🕊2
محسن محمدپور، نوجوان ۱۷ساله‌ای که در ۲۵ آبان ۹۸ با ضربات باتون‌ نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد

‏محسن بعد از مدرسه در ساختمانی بنایی می‌کرد. روز قبل از کشته شدنش هم به نزدیکانش گفته بود که می‌خواهد فردا برای اعتراض برود بیرون.

خانوادۀ محسن فقیر بودند و محسن بسیار به فکر خانواده‌اش بود. کار می‌کرد تا کمک‌خرجی برای پدرش باشد و مواقعی که برای مدرسه پول لازم داشت، می‌رفت زباله‌های بازیافتی را جمع می‌کرد و می‌فروخت و می‌گفت نمی‌خوام دستم در جیب بابا باشد.

‏روز فاجعه، او فقط در خیابانِ نزدیکِ خانه‌شان ایستاده بود که ناگهان شلوغ شد و مأموران با باتون حمله کردند و محسن را هم به‌شدت زدند و محسن روی زمین افتاد و باز هم به جانش افتادند و رهایش نکردند و تا می‌توانستند کتکش زدند و خون سراپایش را گرفت.

‏مردم ترسیده بودند و کسی برای کمک جلو نیامد؛ تا این‌که یک خانمِ و دخترش آمدند و از مردم کمک خواستند، اما احدی برای کمک پا پیش نگذاشت.
آن خانم محسن را بلند کرد و روی دوشش گذاشت و بردش کنار خیابان تا برسانندش به بیمارستان؛

‏اما چون سراپای پیکر محسن غرق خون بود ماشین‌ها نمی‌ایستادند. دخترِ آن خانم طلاهایش را درآورده بود و به ماشین‌ها نشان می‌داد تا طلاها را بگیرند و محسنِ نیمه‌جان را سوار کنند.

‏آخر راننده‌ای پیدا شده بود و طلاها را گرفته بود و صدهزار تومان هم کرایه ازشان گرفته بود و محسن را به بیمارستان رسانده بود.

‏محسن به کما رفت. مادرش هر روز در خانه مراسم می‌گرفت و نذری می‌داد تا بچه‌اش دوباره چشم باز کند و به هوش بیاید و همان محسنِ شاد و غیور، باز به خانه برگردد. یازده روز در آی‌سی‌یو بستری مانده بود و ظاهراً در کما بود.

‏عصر روز دهمی که محسن در کما بود، چند خانم پرستار با پدر محسن صحبت کرده بودند که اعضای بدنش را به نیازمندان اهدا کنند.

‏پدرش اجازه نداده و گفته بود:
مادرش هر روز مشغول نذز و دعاست که زودتر پسرِ نوجوانِ رعنایش از بیمارستان سالم دربیاید؛ من چطور به آن زن بگویم رضایت بدهد که اعضای بدن پسرش را اهدا کنیم؟ آن هم وقتی هنوز زنده است!

چند ساعت بعد از آن که پدرش به خانه آمد، زنگ زدند و گفتند پسرتان رفت...
‏محسن مظلوم رفت و مظلوم به خاک سپرده شد.او مظلوم بود.

💰 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔506🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی
سرکوب خونین اعتراضات ۹۸ فراموش نخواهد شد. یکی از چهره‌هایی که در خاطر ایرانیان دادخواه باقی مانده، لیلا واثقی است فرماندار وقت قلعه حسن‌خان. او در مصاحبه‌ای در آذر ۹۸ با صراحت اعلام کرد «من دستور دادم شلیک کنند.»
اتحادیه اروپا و آمریکا، لیلا واثقی را تحریم کردند. اما باید یادآوری کنیم که این جنایت مشمول گذر زمان نخواهد شد و دادخواهیم تا روز دادخواهی فرا رسد.

#علیه_فراموشی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#آبان_خونین
#آبان_ادامه_دارد
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍41
مرتضی دولت‌پور، زندانی سیاسی سابق، به ۹ ماه حبس محکوم شد

به گزارش یک منبع مطلع، مرتضی دولت‌پور، زندانی سیاسی سابق، به یکسال حبس تعزیری محکوم شد، اما به دلیل تسلیم به رای، محکومیت او به ۹ ماه حبس کاهش یافت.

آقای دولت‌پور در تاریخ ۲۷ شهریورماه ۱۴۰۴ با یورش مأموران لباس‌شخصی وزارت اطلاعات به منزل پدری‌اش در قم بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر منتقل شد. او به مدت پنج روز در سلول انفرادی تحت بازجویی قرار داشت و سپس با تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی به‌طور موقت آزاد شد.

بر اساس این گزارش، آقای دولت‌پور با اتهام «تبلیغ علیه نظام» تفهیم اتهام شد و مورد محاکمه قرار گرفت و حکم او هم سریعا صعتذ شد.

مرتضی دولت‌پور پیش‌تر نیز در مردادماه ۱۳۹۹ در محل مغازه آرایشگری‌اش توسط مأموران وزارت اطلاعات قم بازداشت شده و پس از انتقال مستقیم به سلول انفرادی، به مدت ۲۰ روز تحت شکنجه و بازجویی‌های سنگین قرار گرفته بود. او پس از یک ماه بازداشت انفرادی به زندان ساحلی قم منتقل و سپس با وثیقه ۸۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

دادگاه انقلاب قم در آن پرونده، وی را به اتهام‌های توهین به خامنه‌ای و خمینی، تبلیغ علیه نظام و اتهام ساختگی تحریک مردم به جنگ علیه یکدیگر به پنج سال و یک ماه حبس تعزیری محکوم کرد. (که مجازات اشد یعنی ۳۷ ماه قابل اجرا بود)

مرتضی دولت‌پور در ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ جهت اجرای حکم به زندان مرکزی قم (معروف به زندان لنگرود) منتقل شد و در ۶ اردیبهشت ۱۴۰۱ با آزادی مشروط و تعلیق سه‌ساله از زندان آزاد گردید.

به گفته نزدیکانش، او پس از آزادی از زندان در وضعیت دشوار اقتصادی و معیشتی به سر می‌برد و به دلیل فشارهای امنیتی بیکار است. آقای دولت‌پور اکنون در منزل پدری‌اش زندگی می‌کند و به پرستاری از پدر و مادر سالمند خود مشغول است؛ پدرش دو سال است به بیماری آلزایمر شدید مبتلا شده و به گفته یک منبع مطلع برای غذا خوردن و کارهای دیگر (دستشویی و تعویض پوشک بزرگسالان)نیاز به کمک دارد و این کارها بر عهده آقای دولت‌پور است و حالا با حکم ۹ ماه تحمل حبس خانواده با بحران شدیدی مواجه می‌شود.

این منبع همچنین تأیید کرده که آقای دولت‌پور به بیماری پوستی پیسی (ویتیلیگو) مبتلا شده است؛ بیماری‌ای که در دوران بازداشت نخست او آغاز شد و بخش‌های زیادی از بدنش را درگیر کرده است. وی در زندان از درمان و داروی مناسب محروم بوده و پس از آزادی نیز به دلیل هزینه بالای داروها ناچار به توقف درمان شده است.

مرتضی دولت‌پور ۴۰ ساله است، پیش‌تر ازدواج کرده و در سال ۱۳۹۵ به دلیل مشکلات شدید اقتصادی از همسرش جدا شده است. او اکنون بدون وکیل و در شرایط مالی بسیار دشواری به سر می‌برد، پدرش برای زنده ماندن به او نیاز دارد و این حکم ۹ ماه حبس دشواری زندگی را دوچندان کرده است.

#مرتضی_دولت‌پور
#زندانی_سیاسی
#قم
#آزادی_بیان
#نه_به_شکنجه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊254💔1
اکرم نقابی، مادر سعید زینالی، دانشجویی که توسط حکومت در تابستان ۱۳۷۸ بازداشت شد و از آن زمان تا کنون هیچ خبری از او در دست نیست، بار دیگر در جستجوی اثری از فرزندش به اداره آگاهی شاپور مراجعه کرد. این اقدام در پی انتساب خبری به یک رسانه داخلی مبنی بر پیدا شدن اجسادی در پشت سد خشک شده کرج، صورت گرفت.

دختر خانم نقابی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

«گاهی یک خبر... فقط یک جمله ...

می‌تواند قلب مادری را دوباره از هم پاره کند.

مادری که سال‌هاست بین امید و ترس زندگی می‌کند مادری که هر بار تلفن زنگ می‌خورد هر بار خبری پخش می‌شود هر بار اسمی از گم‌شده‌ها می‌آید دوباره تمام داغ‌هایش تازه می‌شود.

چند روز پیش گفتند در سد کرج جنازه‌های دست بسته پیدا شده. سد خشک شد، اما داغ دل خیلی‌ها دوباره پر شد. مادرم همان روز بی‌صدا از خانه بیرون رفته... به آگاهی شاپور همان جایی که سال‌ها پیش بعد از بردن سعید پرونده باز کرده بود.

رفته بود شاید شاید نشانی، اسمی، ردی از پسرش پیدا شود.

رفته بود که ببیند نکند یکی از آن جنازه‌ها سعیدش باشد. وقتی گوشی را برداشت گریه‌اش بند نمی‌آمد.

فقط گفت:

ترسیدم بهتون بگم و ناراحتتون کنم .... فقط رفتم ببینم... شاید... نکنه سعیدم بین اون‌ها باشه. سال‌ها گذشته اما دل مادرم هنوز همان جا مانده در لحظه‌ای که پسرش را بردند و گفتند:
چند تا سوال داریم زود بر میگرده...

اما هیچوقت برنگشت و مادرم هنوز بعد از این همه سال دنبال یک نشانی ست... گاهی از خدا می‌خواهد حداقل جسدش را پیدا کند و گاهی در عمق قلبش هنوز امید دارد که پسرش زنده باشد و روزی برگردد.

چقدر دردناکه؛

این که آدم بین مرگ و زندگی عزیزش معلق بماند و هیچ پاسخی نگیرد.»

برگرفته از صفحه الناز زینالی.


سعید زینالی دانشجوی دانشگاه تهران بود که در روز ۲۳ تیر ۱۳۷۸، پس از وقایع مربوط به حمله به کوی دانشگاه تهران، در منزل خود توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شد.

بر اساس گزارش‌های موجود، او دست‌کم تا سال ۱۳۸۱ در زندان اوین نگهداری شده است. سه ماه پس از بازداشت، تنها یک‌بار اجازه یافت با خانواده‌اش تماس تلفنی برقرار کند و از آن زمان تاکنون هیچ اطلاع رسمی یا قابل تأییدی دربارهٔ وضعیت یا سرنوشت او منتشر نشده است.

با وجود پیگیری‌های گسترده خانواده و نهادهای حقوق بشری، مقام‌های امنیتی و مسئولان زندان اوین همواره از ارائه هرگونه اطلاعات دربارهٔ او خودداری کرده‌اند.سعید زینالی فارغ‌التحصیل رشتهٔ مهندسی کامپیوتر بود و اکنون ۲۶ سال است که هیچ خبری از او در دست نیست.

سعید زینالی مصداق بارز یک ناپدید شده قهری است. جوانی که به خواهرش بی‌رحمانه گفتند دنبال چند تا استخوان می‌گردی؟

روزی حقیقت روشن خواهد شد که چه بر سر سعید زینالی و سایر مفقود شدگان آمده است.

هرگز بخشوده نخواهند شد آن‌هابی که فرزندان بسیاری را کشتند تا فرزندان مقامات جمهوری اسلامی در کشورهای غربی، زندگی لاکچری داشته باشند.

#سعید_زینالی
#اکرم_نقابی
#سعید_زینالی_کجاست
#کوی_دانشگاه_۷۸
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔535🕊5
بازداشت دوباره حسین سپهری در اجرای احکام مشهد

روز شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۴، حسین سپهری، از فعالان مدنی مشهد، پس از احضار به اجرای احکام این شهر بازداشت و به زندان منتقل شد.

بازداشت او در حالی صورت می‌گیرد که در ۶ مهر ۱۴۰۲، وی به همراه برادرش محمدحسین سپهری در بیمارستان قائم مشهد و هنگام همراهی با خواهرشان فاطمه سپهری برای امور درمانی او بازداشت شده بودند. حسین سپهری پس از سه ماه بازداشت، در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۲ با تودیع وثیقه دو میلیارد تومانی به‌طور موقت آزاد شده بود.

بر اساس رأی صادرشده از سوی حسین یزدان‌خواه، قاضی شعبه ۵ دادگاه انقلاب مشهد، در ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، احکام زیر برای سه عضو این خانواده صادر شده است:

۱. حسین سپهری

۳ سال و ۷ ماه حبس به اتهام «اجتماع و تبانی»

۱ سال و ۴ ماه به دلیل «توهین به خامنه‌ای»

۷ ماه بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام»

از محکومیت ۳ سال و ۷ ماه، ۳ سال به صورت تعلیقی تعیین شده است. او همچنین پیش‌تر سه ماه از دوران بازداشت را سپری کرده و اکنون باید ۴ ماه از ۷ ماه محکومیت باقی‌مانده را تحمل کند.

۲. محمدحسین سپهری

۵ سال برای «اجتماع و تبانی»

۲ سال به دلیل «توهین به خامنه‌ای»

۱ سال بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام»

محمدحسین سپهری پیش از این نیز از ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ تا ۸ خرداد ۱۴۰۲ نزدیک به چهار سال در زندان بود؛ صرفاً به دلیل امضای بیانیه‌ای که خواستار استعفای علی خامنه‌ای و گذار از جمهوری اسلامی شده بود.
حقوق او از سال ۹۸ قطع شد و در ۲۰ فروردین ۱۴۰۳ نیز حکم اخراج از آموزش‌وپرورش پس از ۲۶ سال سابقه در زندان به وی ابلاغ شد. او همچنان در بازداشت به‌سر می‌برد.

۳. فاطمه سپهری

۷ سال حبس به اتهام «حمایت از اسرائیل»

۷ سال حبس بابت «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»

۳ سال به دلیل «توهین به خامنه‌ای»

۱ سال و ۶ ماه بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام»

فاطمه سپهری از مهر ۱۴۰۱ تاکنون در بازداشت است. او با بیماری‌های متعدد ازجمله مشکلات قلبی، دیابت، فشار خون و ضعف شدید جسمانی دست‌وپنجه نرم می‌کند و در مهر ۱۴۰۲ تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت. تنها دو هفته پس از جراحی، هنگامی که هنوز روی تخت بیمارستان بود، در واکنش به حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل این حمله را محکوم کرد. مقامات جمهوری اسلامی همین اظهار نظر را مبنای صدور ۷ سال حبس جدید قرار دادند؛ افزون بر ۱۰ سال حکم قبلی.

او پس از جراحی بدون هیچ‌گونه مرخصی درمانی به زندان بازگردانده شد.

#حسین_سپهری #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔326🕊6
چگونه خشم را به قدرت برای مبارزه با استبداد تبدیل کنیم؟

چرا عصبانیت در برابر استبداد جواب نمی‌دهد؟

بوکسور خشمگین ضربه مؤثر نمی‌زند؛ اعتراض هیجانی هم همین‌طور.

پیام همراهان

در رینگ بوکس، بوکسوری که عصبانی می‌شود شاید ضربه‌های بیشتری بزند، اما قدرت واقعی آن‌ها کم می‌شود. خشم تمرکز را به‌هم می‌ریزد، هماهنگی عضلات را مختل می‌کند و باعث می‌شود ضربه‌ها از مسیر دقیق منحرف شوند. نتیجه این است که انرژی زیاد خرج می‌شود، اما ضربه مؤثری وارد نمی‌شود. در مقابل، بوکسور آرام و هوشیار می‌داند چه زمانی باید ضربه بزند؛ همان یک ضربه دقیق، بیشتر از ده ضربه عصبی اثر دارد.

این منطق فقط در ورزش نیست؛ در میدان سیاست و مقاومت در برابر استبداد هم دقیقاً همین‌طور است. خشم واکنشی طبیعی به بی‌عدالتی است و حتی می‌تواند سوخت اولیه تغییر باشد. اما اگر کنترل نشود، به جای اینکه موتور حرکت باشد، به مانع تبدیل می‌شود. چون هیجان، راهبرد نمی‌سازد.

استبداد معمولاً از واکنش‌های هیجانی استقبال می‌کند، چون آن را قابل پیش‌بینی و قابل سرکوب می‌داند. حکومت با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای و امنیتی، هیجان مردم را یا تحریک می‌کند یا از آن برای توجیه سرکوب استفاده می‌کند. جنبش‌هایی که با خشم و بی‌برنامگی جلو می‌روند معمولاً زود فرسوده می‌شوند، دچار اختلاف می‌گردند و انرژی جمعی‌شان را از دست می‌دهند.

در تاریخ، نمونه‌های روشنی داریم. مثلاً جنبش گاندی بر پایهٔ نافرمانی مدنیِ آرام و حساب‌شده بود؛ نه خشم. به همین دلیل هزینه سرکوب برای استعمار بالا رفت و مشروعیتش فرسایش یافت. در مقابل، بسیاری از اعتراض‌های هیجان‌زده در کشورهای مختلف، به‌دلیل نبود برنامه و مدیریت هیجان، سریع خاموش شدند.

هوشمندی در مبارزه یعنی:

انرژی را نگه‌داریم، نه اینکه یک‌باره تخلیه کنیم

کنش‌ها پیش‌بینی‌ناپذیر باشند

شبکه‌های اجتماعی پایدار ساخته شوند

هزینه سرکوب برای حکومت افزایش یابد


در برابر استبداد، سؤال اصلی این نیست که «چرا مردم خشمگین‌اند؟» این بدیهی است. سؤال مهم‌تر این است: چگونه این خشم را به قدرت تبدیل کنیم؟
قدرت واقعی زمانی ظاهر می‌شود که جامعه مثل بوکسور آرام و آگاه، ضربه را در لحظه درست و از جای درست وارد کند. در سیاست، همانند رینگ، ضربه دقیق همیشه از فریاد بلندتر است.


مطلب بالا را یکی از مخاطبان توانا فرستاده است.

شما چه فکر می‌کنید؟

#نه_به_جمهوری_اسلامی
#آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍242
پیکرهای خونین آبان ۹۸ ربوده می‌شد!

یکی از عجیب‌ترین و خصمانه‌ترین رفتارهای آشکار نیروهای جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ ربودن سریع پیکر جان‌باختگان و زخمی‌ها و نگه‌داری آن دور از دسترس خانواده‌هایشان بود. به گواهی خانواده‌ها، دوستان و شاهدان عینی این امر در شهرهای مختلف برای بسیاری از کشته‌شدگان/مجروحان اتفاق افتاد.

بنا به روایات تکان‌دهنده نزدیکان و شاهدان عینی، که علی‌رغم تهدید و ارعاب حاضر به گفت‌وگو شده‌اند، در بسیاری موارد نیروهای امنیتی پس از شلیک گلوله به شهروندان معترض، به‌سرعت اقدام به ربودن پیکر بی‌جان یا زخمی آن‌ها و انتقال به مکان نامعلوم کرده‌اند. شگفت‌آورتر آنکه برای تحویل این پیکر‌ها به خانواده‌شان، نوعی وقت‌کشی صورت گرفت و بسیاری خانواده‌ها فقط پس از به در و دیوار زدن‌های بسیار و پرداخت هزینه‌های سنگین توانستند پیکر عزیزان‌شان را پس بگیرند و البته در سکوت به خاک بسپارند. عملا جمهوری اسلامی علاوه بر این‌که جان دست‌کم ۱۵۰۰ شهروند ایرانی را گرفت، پیکر شمار زیادی از آنان را گروگان گرفت تا خانواده داغ‌دیده‌شان را وادار به سکوت کند، مبادا گریه و زاری و اعتراضی کنند.

به روایت نزدیکان آرشام ابراهیمی، پیکر این جوان ۲۱‌ ساله اصفهانی فقط چند دقیقه پس از اصابت گلوله در نزدیکی محل زندگی‌اش در اصفهان ناپدید شد و خانواده‌اش پس از پیگیری‌ چندروزه و بی‌وقفه توانستند پیکر جگرگوشه‌شان را بیابند.

آمنه شهبازی، مادر ۳۴ ساله نیز ۲۶ آبان در کرج برای خرید دارو برای دختر بیمارش از منزل خارج شده بود که ماموران پس از شلیک به گردن او، بلافاصله پیکرش را ربودند و به محلی نامعلوم منتقل کردند. محمد شهبازی، برادر آمنه توضیح داد: «یک روز کامل اصلا نمی‌دانستیم کجا است.»

این گزارش را که چند ماه پس از آبان خونین ۹۸ تنظیم و مننتشر شده بود را بخوانید:

https://tavaana.org/peykarhaye_aban98/

#گزارش #آبان۹۸ #اعتراضات_سراسری #تظاهرات_سراسری #آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔326🕊4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در بخش دیگر از گفت‌وگوی بهرنگ رهبری با دکتر احمدرضا یزدی، روان‌شناس، او ریشه‌های پذیرش خشونت و سرکوب در بخشی از جامعه ایران را در نقش روشنفکران دینی و مهندسی فکری سال‌های گذشته توضیح می‌دهد.
دکتر یزدی با اشاره به جمله معروف ویکتور فرانکل درباره نقش فلاسفه در شکل‌گیری اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها می‌گوید:
«سرکوب فقط کار نیروهای امنیتی نیست؛ در پشت میز برخی فلاسفه و نظریه‌پردازان طراحی می‌شود.»

او تأکید می‌کند پروژه‌هایی مانند انقلاب فرهنگی، حذف توازن فکری و میدان دادن به جریان‌های ایدئولوژیک، جامعه را به نقطه‌ای رسانده که حتی «درمان» به ابزاری برای سرکوب تبدیل شده است.


#سرکوب #انقلاب_فرهنگی #استبداد #فاشیسم #روشنفکران #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👌19🕊41
«فردای اون روز که دیگه اوج درگیری‌ها بود، شب صدای تیر میومد. پسرم گفت من باید برم. به خاطر این‌که تنها نباشه، با ماشین بردمش ببینه چه خبره. ۴۵متری گلشهر کرج میدون جنگ بود. یکی از این عکس‌هایی که گذاشتید، جاویدنام «کوروش شیدایی»، رو من می‌شناسم‌شون. تو همون شب ایشون میان آشغال بذارن دم در، آشغال‌های نظام داشتن بانک تجارت شعبه درختی رو آتش می‌زدن. ایشون رفته جلو، با تیر زدنش. ما رسیدیم دیدم کوچه خونیه.»


ـ متن بالا یکی از ده‌ها روایتی است که از مخاطبان توانا دریافت کرده‌ایم. هنوز آبان ۹۸ ناگفته‌های بسیاری دارد. صحنه های بسیاری جنایت‌های حکومت و رشادت و شهامت مردم هنوز ثبت و مستند نشده است.

شما هم اگر خاطره‌ای از آبان ۹۸ دارید با ما در میان بگذارید.

ـ در روایت فوق در خصوص تخریب اماکن عمومی توسط نیروهای حکومتی گفته شده است. روایت‌های متعدد و ویدیوهایی وجود دارد که این موضوع را تایید می‌کند.

#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #از_آبان_بگو #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔37👍32
«ابراهیم مهدی‌پور، پنجاه ساله، ساکن کرج، بیست پنج آبان مثل هر روز دیگه میخواسته به محل کارش بره که درب خونه‌اش تیر میخوره وکشته میشه، ایشون صاحب سه فرزند بودن
قطع اینترت ثابت کرد که جمهوری اسلامی کشور به یک کشتارگاه واقعی تبدیل کرده. خانواده‌اش، تهدید شدن که مصاحبه نکنن.

شغلشون آزاد بود قبلا در فروش قطعات ماشین سنگین بود.»

ـ متن بالا و تصاویر ارسالی یکی از مخاطبان توانا که گفته بود از اقوام آقای مهدی‌پور است.

البته در برخی کانال‌های تلگرامی، گفته‌اند «ابراهیم مهدی‌پور، متولد مسجدسلیمان و ساکن کرج، از پرسنل مردمی و شریف نیروی هوایی ارتش بود. در روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸، در اوج اعتراضات سراسری علیه گرانی بنزین، به مردم معترض در فردیس کرج پیوسته بود.»

در هر حال، چه روایت اول درست باشد و چه دوم، آقای مهدی‌پور با شلیک گلوله نیروهای حکومتی کشته شده است که در آن روزهای پر التهاب آبان ۹۸ شهروندان را با گلوله جنگی مورد هدف قرار می‌دادند.

بسیاری از کشته شده‌ها گمنام مانده‌اند. خانواده‌ها تحت فشار شدید قرار گرفتند تا سکوت کنند. در مواردی هم تحت فشار یا با تطمیع عزیزانشان را «شهید» اعلام کردند.

#ابراهیم_مهدی_پور #آبان_ادامه_دارد
#دادخواهی #آبان_خونین #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔313