🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#بیوگرافی


#فریدریش_ویلهلم_نیچه ( Friedrich Wilhelm Nietzsche)‌‏ (۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ - ۲۵ اوت ۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر و آهنگساز بزرگ آلمانی بود.

از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفهٔ بر مبنای سؤالات بنیادینی دربارهٔ بنیان ارزش‌ها و اخلاق بوده‌است. نوشته‌های وی سبک تازه‌ای در زبان آلمانی محسوب می‌شد؛ نوشته‌هایی بسیار ژرف و پر از ایجاز، آمیخته با افکاری انقلابی که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گویی‌ها می‌نامید. افکار و آثار نیچه بر فیلسوفان و متفکران و حوادث سیاسی - تاریخی قرن بیستم تاثیر شگرفی گذاشت. وی را به همراه مارکس و فروید تاثیرگذارترین متفکران بر قرن بیستم می دانند.

فریدریش نیچه پس از سالها آمیختن با دنیای فلسفه و بحث و جدال و ناکامی عشقی‌اش، ده سال پایان عمرش را در جنون به سربرد و در زمانی که آثارش با موفقیتی بزرگ روبه رو شده بودند او آنقدر از سلامت ذهنی بهره نداشت تا آن را به چشم خود ببیند.

سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفا از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ طولانی بیماری براثر سکته مغزی درگذشت. او معتقد بود سر دردهایش نتیجهٔ درد زایش افکار نو می‌باشد.

تقریبا تمامی آثار او که چند ده جلد کتاب میباشد به فارسی برگردانده شده است و بارها تجدید چاپ شده است؛ نقدها و تفسیرهای خوب و معتبری از متفکران بزرگ بر آثار او، در بازار کتاب ایران موجود است. شاید بتوان گفت مشهورترین اثر او در میان عامه مردم در ایران چنین گفت زرتشت است.

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
كلّي‌ترين فرمول در بنيادِ هر دين و اخلاق اين است‌كه: «چنين و چنان‌كن و چنان و چنين مكن تا سعادتمند شوي! وگرنه خودداني...» اساسِ هر اخلاقي، هر ديني، همين دستور است__من اين را گناهِ نخستينِ عقل مي‌نامم و بي‌عقليِ ناميرا.
اين فرمول در دهانِ من باژگونه شده است__اين است نخستين نمونه‌يِ «ارزيابيِ دوباره‌يِ همه‌يِ ارزش‌ها» كه من كرده‌ام: يك آدمِ درست-و-حسابي، يك آدم «سعادتمند»، مي‌بايد به غريزه كارهايي را بكند و سراغ كارهايِ ديگر نرود.

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂

#فردریش_نیچه
از كتاب: #غروب_بت‌ها
بخش: چهار خطایِ بزرگ



نوع فایل: Pdf
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ذکر_امروز

#طوری_بخند که حتی تقدیر شکستش را بپذیرد،
#چنان_عشق_بورز...
که حتی تنفر راهش را بگیرد و برود
و طوری خوب زندگی کن
که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشود...!
این زندگی نیست که می‌گذرد ما هستیم که رهگذریم
پس با هر #طلوع و #غروب لبخند بزن مهربان باش و محبت کن
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#غروب در خانه فرود آمد.
هوا، تاریک شد.
اما تاریکی را تو با دل روشن می توانی ببینی.
وقتی دل تو از شب هم تاریک تر است،
دیگر چه رنگی می تواند داشته باشد شب؟
بگذار تاریکی بدمد،
نفوذ کند،
بگذار شب بیاید،
دیگر چشم چشم را نمی بیند،
دیگر کس کس را نمی بیند،
این، خود بهتر!

#محمود_دولت_آبادی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#قدّیسی که خدا از او راضی است، یک اختۀ آرمانی است...
آنجا که «ملکوت خداوند» آغاز می‌شود، زندگی پایان می‌پذیرد.


#غروب_بتها
#نیچه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#وقتی یک حیوان وحشی را در سیرک به حیوانی بی آزار مبدل می کنند،
آیا وحشی بودن آن را درمان کرده اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم و گرسنگی رام کرده اند؟
کلیسا هم دقیقا همین کار را با انسان کرد:
انسان را با زور و ترس و...
رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد، در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد.


#غروب_بتها
#فریدریش_نیچه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ناهیددایی_جواد

از زبان خودش

«دهه 20 جذاب‌ترین تفریح مردم در خانه‌ها رادیو بود. پخش موسیقی‌های دلنشین و اصیل از رادیو مرا به آواز علاقمند کرده بود، آن روزها بانو #دلکش در اوج شهرت بود و من صدای او را نه ولی تحریرهایش را تقلید می‌کردم. پدرم #عبدالباقی_دایی‌جواد به همراه #منوچهرسلطانی از شاگردان شاعر و نوازنده بنام، #ابوالحسن‌خان_صبا بود. پدر تا مدتی ویولن را از مرحوم #صبا فرا‌گرفت و بعدازآن می‌گفت که به‌اندازه #منوچهر استعداد ندارد و ازآنجایی‌که دیپلم بازرگانی داشت به تجارت پرداخت. مرحوم #صبا بسیار زیاد به پدرم سفارش می‌کرد که #ناهید را به رادیو بفرست. آن دوره گرچه خواندن برای زنان مانع قانونی نداشت اما قبح داشت و جامعه و عرف آن را نمی‌پذیرفت و اصفهان بانوی آواز‌خوان نداشت.»

#ناهیددایی‌جواد که در مسیر اصالت‌های هنری گام نهادن، او را به یکی از چهره محبوب معاصر در فرهنگ و هنر اصفهان بدل کرده است، اینگونه از آغاز فعالیت هنری‌اش سخن می‌گوید. او که در دهه 40 فعالیتش را از رادیو اصفهان آغاز کرده و اما نبوغ هنری‌اش خیلی زود وی را به رادیو ایران و برنامه‌های محبوب و خاطره‌ساز «گل‌های رنگارنگ» وارد کرد. گرچه در ابتدای زندگی در شهر اصفهان و البته دختر خانواده‌ای سرشناس بودن، ورود او به عرصه هنر را محدود می‌کرد.

او می‌گوید: «سال‌های کودکی‌ام در باغی چند جریبی در محله احمدآباد و کوچه پاچنار و مقبره دارالبطیخ یا به‌اصطلاح عامیانه دالبتی سپری شد، به همراه پدربزرگانم حسن و حسین دایی‌جواد زندگی می‌کردیم که تاجر چای و دخانیات بودند و در میدان عتیق و بازار حجره داشتند.»

در این باغ و نارنجستان چند جریبی با انبوه درختان میوه و آبنمایی بزرگ، رفت‌وآمدهای فراوانی نیز از میان رجال و بزرگان سالیان سال در جریان بود. ازجمله این رجال می‌توان از آیت‌ا... حسن مدرس تا ابوالحسن‌خان صبا نام برد که با حسن دایی‌جواد همنشین بودند.

«پدر پدرم، حسن دایی‌جواد اغلب حساب‌وکتاب تجارت‌ها و اقتصاد حجره و منزل را مدیریت می‌کرد و حتی به خاطر دارم که برای مبادلات تجاری با دوچرخه سفر می‌کرد. پدر مادرم حسین دایی‌جواد اهل معاشرت‌های بیرون از منزل و رفت‌وآمد در شهربانی و ادارات دولتی بود و به همت او نخستین اداره بلدیه در اصفهان راه‌اندازی شد.»

«از همان کودکی به آواز علاقمند بودم و تنها پدرم، حامی من در این راه بود و بقیه خانواده آن را قبح می‌دانستند. سال 1339 به‌تازگی دیپلم گرفته بودم. آن دوره #جهانبخش_پازوکی با رادیو اصفهان همکاری می‌کرد تا این‌که #هوشمندعقیلی و #جهانبخش_پازوکی در اصفهان کنسرتی را برگزار کردند و من در بخشی از آن مراسم، قطعه بردی از یادم بانو #دلکش را به همراه نوازندگی #جهانبخش_پازوکی اجرا کردم و گویا در آن مجلس، #سیروس_ساغری حضور داشت و بعد از اجرای من به پشت‌صحنه آمد و گفت که آهنگی به‌نام #غروب_کوهستان دارد و پیشنهاد داد که من آن را در رایو اجرا کنم.»

«قبول کردم و این آهنگ را با همکاری گروه #ارکستررادیواصفهان که متشکل از جهانبخش پازوکی، قدرت‌ا... راستی، سعادت نورده، علی ساغری، سیروس ساغری، جهانگیر بهشتی، جمشید شاهین و ابوالفضل سهیلی بود خواندم و ضبط شد، اما از جانب مادر و بزرگان خانواده ما اجازه پخش در رادیو را نداشت.»

«اینکه آوازخوانی در خانواده ما خوبیت ندارد، دختر اصیل و خانواده‌دار آواز نمی‌خواند، برای خانواده سرشناس #دایی_جواد قبح دارد که دخترشان آوازخوان باشد و ازاین‌دست صحبت‌ها، بگو‌مگو‌های خانواده ما شده بود و در این میان تنها مرحوم پدرم پشتیبان من بود.»

#ناهیددایی‌جواد ادامه می‌دهد: «پدرم ترتیب یک میهمانی خانوادگی مردانه را داد و همه بزرگان فامیل جمع شدند و همه یکصدا می‌گفتند که #ناهید باید ازدواج کند. دایی‌ام، جواد دایی جواد وکیل دادگستری بود و بسیار خوش‌صحبت. در آن میهمانی بابیان دلایل منطقی توانست همه را متقاعد کند که به من حق بدهند که خودم برای زندگی‌ام تصمیم بگیرم و با پایبندی به اصول و حفظ چارچوب‌های اخلاقی وارد عرصه هنر شوم.»

«سال 1341 قرار بود مسابقه آوازخوانی استان‌ها به میزبانی اصفهان و در ساختمان رادیو در خیابان شهناز (شمس‌آبادی) برگزار شود. از تمام شهرها شرکت‌کنندگان آمده بودند و در ابتدا قرار بود که مرحوم #تاج_اصفهانی به نمایندگی از اصفهان هنرنمایی کند اما بعد قرعه به نام من افتاد.»
« تجربه اول پشت میکروفن درحالی‌که مرحوم #گلپا، بانو #الهه و بانو #پوران را در لژ رادیو و پشت میز داوری می‌دیدم و تعداد صد تماشاچی و حضور شانزده موزیسین حرفه‌ای در سالن و انبوه شنوندگان رادیو در سراسر ایران، ترس مرا بیشتر می‌کرد.»
«ترانه #غروب_کوهستان را با ضرب #امیربیداریان و ویولن‌نوازی #جهانبخش_پازوکی اجرا کردم و به دید خودم بسیار اجرا بی‌کیفیتی بود. لرزش در صدا و کشدار شدن تحریرها؛ اما هیچگاه از یاد نمی‌برم که جمعیت حاضر دو دقیقه تمام تشویق می‌کردند و نخستین کسی که به من تبریک گفت؛ #ناصرحریری از نوازندگان بنام ویولن بود.»

و این آغازی بر فعالیت جدی‌تر #ناهید در هنر آواز می‌شود و در پی آن پیشنهاد فعالیت در رادیو ایران و برنامه‌های خاطره‌انگیز #گل‌ها و #رنگارنگ.

او دراین‌باره می‌گوید: «از این به بعد آهنگ‌های مشکل و سخت را به من می‌سپردند و ویژگی هنر من تحریرهایی بود که آن دوره کمتر استفاده می‌شد.»

«ظرف یک هفته بعدازاین اجرا #کلنل_وزیری و #حسین‌علی_ملاح قطعه‌ای در دستگاه چهارگاه ساختند و مرا دعوت به همکاری کردند. ماهی یک‌بار اجرا در رادیو تهران، حدود 15 اجرا در گل‌ها و 15 تا در رنگارنگ. گل‌های 392، 408 و گل‌های 323 را که قرار بود بانو #الهه و دیگر بانوان آوازخوان بخوانند به من سپردند.»

اما تفاوت عمده #ناهیددایی‌جواد با بقیه بانوانی که در برنامه گل‌ها اجرا داشتند این بود که او نخستین بانویی بود که آوازهای مثنوی را می‌خواند و پیش از او بقیه هنرمندان زن، ترانه‌خوان بودند.

#دایی‌جواد ادامه می‌دهد: «به خاطر دارم زمانی در دهه 40 جشن رادیو در هتل ونک تهران برگزار شد و بانو #دلکش از گوشه سالن به سمت من آمد و مرا در آغوش گرفت و گفت می‌دانستی صدای بسیار زیبایی داری و من در جواب گفتم شما آنقدر اسطوره من بودید که تنها در این آرزو بودم جواب سلامم را بدهید.»

#ناهیددایی‌جواد همزمان با فعالیت در رادیو با رتبه 21 کنکور در رشته ادبیات فارسی و رتبه دو در دانشکده تربیت‌معلم هم پذیرفته می‌شود. او می‌گوید: «در این دوره دیگر من شناخته‌شده بودم و زمانی که در تربیت‌معلم پذیرفته شد، برای پدرم پیام تبریکی با این عنوان که ورود دخترتان را به دارالمعلمان تبریک عرض می‌کنیم فرستاده شد و از این زمان مادرم هم خوشحال و راضی بود. همزمان به ورود به دانشگاه سرپرستی ارکستر و مراسم تشریفاتی دانشگاه و امور دانشجویی را به من سپردند و آن دوره با شرکت در جشنواره موسیقی شیراز و رضاییه (ارومیه) رتبه اول را کسب کردیم.»

«دهه 50 وارد آموزش‌وپرورش شدم و ابتدا دبیر پرورشی بودم که موسیقی و تئاتر کار می‌کردم و بعداً دبیری ادبیات فارسی در دبیرستان رودابه را به عهده گرفتم.»

«سال 1355 #کیوان_قدرخواه که نسبت فامیلی باهم داشتیم و تازه مدرک وکالت گرفته بود و در پاساژ کازرونی دفتر وکالت تأسیس کرده بود از من خواستگاری کرد. ابتدا قبول نکردم و به او گفتم چه ویژگی دارم که مرا انتخاب کردی؟ آوازه‌خوان هم که هستم! او گفت برای تمام ویژگی‌های خوبی که داری تو را انتخاب کردم.»

«آن زمان در محله عباس‌آباد ساکن شده بودیم و در همان خانه پدری جشن عروسی برگزار کردیم. حضور هزار نفر میهمانانی که نیمی از آنها دعوت نشده بودند و خودم آواز می‌خواندم و نوازندگان می‌نواختند و همه شاد بودند. یک عکاس آمریکایی از مجلس عکس می‌گرفت که بسیار تعجب کرده بود و می‌گفت فکر می‌کردم همه دختران ایرانی در مجلس عروسی خودشان می‌خوانند.»

#ناهیددایی‌جواد اما این روزها تنها از عشق و محبتی که مردم در دهه‌های مختلف نسبت به او داشتند یاد می‌کند و می‌گوید: «اگر راه درست را قدم برداریم، محبت خدا و مردم را نصیب خواهیم برد.»

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

‍وقتی یک «حیوان وحشی» را در سیرک به حیوانی بی آزار مبدل می کنند آیا وحشی بودن آن را درمان کرده اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم و گرسنگی رام کرده اند؟

«کلیسا» هم دقیقا همین کار را با انسان کرد. انسان را با زور و ترس و...رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد، در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد.

#غروب_بتها
#فریدریش_نیچه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

◾️از آدم‌ها بُت نسازید،‌ این خیانت است، هم به خودتان، هم به خودشان، خدایی می‌شوند که، خدایی کردن نمی‌دانند و شما در آخر می‌شوید سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته...!

#فریدریش_نیچه
#غروب_بتان

◾️هیپاتیا فیلسوف زن نوافلاطونی که به عنوان نخستین زن برجستهٔ ریاضی‌دان و آخرین کتابدار کتابخانه اسکندریه شناخته می‌شود. او استاد فلسفه و ریاضی در شهر اسکندریه بود و در علم نجوم تبحر داشت. وی در دوران حکومت روم بر مصر در اسکندریه زندگی می‌کرد و به دست مسیحیان افراطی و به اتهام جادوگری و ترویج بت پرستی کشته شد.
◾️نقاشی:تصویر خیالی هیپاتیا، در نقاشی مکتب آتن اثر رافائل،تکنیک:فرسک،تاریخ:۱۵۰۹ میلادے،مکان کنونی:(Apostolic Palace)ایتالیا
کشتن هیپاتیا یک قتل سیاسی بوده که در اثر دشمنی های دراز مدت در قسطنطنیه به وقوع پیوسته و هیچ ربطی به فلسفه کفر یا باور مسیحی نداشته است .

📚#منبع :کتاب علم و مذهب:نویسنده پیتر هریسون

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity