🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
ریشههایمان را بریدیم
تا دستهایمان به هم برسد
ندانستیم
عشق
همهاش
خطای دید است
و در خاک فاصلهها فرو افتادیم
آوندهایمان خشکید
و شاخههایمان به هم نرسید
سهم ما همین بود
که از دور
با صدای تیشهها بر ریشهها
نام همدیگر را بخوانیم...
#مهدی_تدینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
ریشههایمان را بریدیم
تا دستهایمان به هم برسد
ندانستیم
عشق
همهاش
خطای دید است
و در خاک فاصلهها فرو افتادیم
آوندهایمان خشکید
و شاخههایمان به هم نرسید
سهم ما همین بود
که از دور
با صدای تیشهها بر ریشهها
نام همدیگر را بخوانیم...
#مهدی_تدینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
🔹فرض کنید الان سال هزار و چهارصد و سی شده...ما احتمالا پیرمرد یا پیرزنی ناتوان هستم که داروهایمان به سه دسته بعد از صبحانه و نهار و شام تقسیم شده و فرزندانمان دیگر در خانه نیستند و سر زندگیشان هستند. از تمام آرزوهای جوانی فقط چند "ای کاش" مانده و زندگی، خلاصه می شود در عکس هایی که گه گاهی نگاهشان می کنیم و خاطراتشان از جلوی چشمانمان که دیدشان تار شده می گذرند.
🔸دیگر پدر و مادری نیست که انتهای هفته مهمانشان باشیم. خانه پدری، مدت هاست فروخته شده. عمه ای که می خواستیم یکبار در سال به او سر بزنیم مدت هاست فوت شده. دوچرخه کودکیِ بچه که قرار بود یکبار برای دوچرخه سواری ببرمیش پارک، گوشه دیوار حیاط کِز کرده. غم انگیز است اگر در سن پیری، ما بمانیم و انبوهی از کارهایی که دلمان می خواهد انجام بدهیم ولی دیگر نمی توانیم.
⚠️پس از امروز:
- هیچوقت از محبت به همسرمان خجالت نکشیم. روزی خواهد رسید که یا ما نیستم یا او.
- هیچ گاه روی هیچ ذوق و خواسته فرزندمان پا نگذاریم. او بزرگ خواهد شد و دیگر برای جبران فرصتی نیست.
- اگر دوستمان برای تولدش ما را دعوت کرد حتما برویم. شاید هیچ وقت دوباره جشن نگرفت.
- ابدا به خاطر بگو مگوهای بی ارزش خانوادگی رابطه مان را با فرزند یا پدر و مادرمان قطع نکنیم. خیلی وقت ها بوده که زنگ تلفن بدموقع به صدا درآمده و داغی بر دل گذاشته.
- درِ خانه را همیشه باز بگذاریم. سفره را پهن نگه داریم. روزی خواهد رسید که خانه خلوت باشد. که ناتوان شویم و اصلا سفره ای در کار نباشد
.- اگر مسافرتی را دوست داریم، برویم.
مهمانی بگیریم. مهمان شویم. گریه کنیم. بخندیم. بخریم. بفروشیم. محبت کنیم. ورزش کنیم. نقاشی بکشیم. کتاب بخوانیم. تحصیل کنیم. و هر کاری را در موقعی که باید انجام بدهیم، انجام دهیم.
🔻دنیا هیچ ارزشی ندارد. هیچ قیدی هم ندارد.
کمکم سوی چشمانت، توان پاهایت، شیرینی زبانت و زیبایی چهره ات گرفته میشود
هیچ کس مراقبِ ما نخواهد بود مگر خودِ ما.
بخندیم و از زندگی در هر شرایطی لذت ببریم.
هوایِ هم را داشته باشیم.
شاد باشیم و بیاموزیم که رایگان آن را هدیه کنیم.
💗عاقبت بخیر باشید🙏
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
🔹فرض کنید الان سال هزار و چهارصد و سی شده...ما احتمالا پیرمرد یا پیرزنی ناتوان هستم که داروهایمان به سه دسته بعد از صبحانه و نهار و شام تقسیم شده و فرزندانمان دیگر در خانه نیستند و سر زندگیشان هستند. از تمام آرزوهای جوانی فقط چند "ای کاش" مانده و زندگی، خلاصه می شود در عکس هایی که گه گاهی نگاهشان می کنیم و خاطراتشان از جلوی چشمانمان که دیدشان تار شده می گذرند.
🔸دیگر پدر و مادری نیست که انتهای هفته مهمانشان باشیم. خانه پدری، مدت هاست فروخته شده. عمه ای که می خواستیم یکبار در سال به او سر بزنیم مدت هاست فوت شده. دوچرخه کودکیِ بچه که قرار بود یکبار برای دوچرخه سواری ببرمیش پارک، گوشه دیوار حیاط کِز کرده. غم انگیز است اگر در سن پیری، ما بمانیم و انبوهی از کارهایی که دلمان می خواهد انجام بدهیم ولی دیگر نمی توانیم.
⚠️پس از امروز:
- هیچوقت از محبت به همسرمان خجالت نکشیم. روزی خواهد رسید که یا ما نیستم یا او.
- هیچ گاه روی هیچ ذوق و خواسته فرزندمان پا نگذاریم. او بزرگ خواهد شد و دیگر برای جبران فرصتی نیست.
- اگر دوستمان برای تولدش ما را دعوت کرد حتما برویم. شاید هیچ وقت دوباره جشن نگرفت.
- ابدا به خاطر بگو مگوهای بی ارزش خانوادگی رابطه مان را با فرزند یا پدر و مادرمان قطع نکنیم. خیلی وقت ها بوده که زنگ تلفن بدموقع به صدا درآمده و داغی بر دل گذاشته.
- درِ خانه را همیشه باز بگذاریم. سفره را پهن نگه داریم. روزی خواهد رسید که خانه خلوت باشد. که ناتوان شویم و اصلا سفره ای در کار نباشد
.- اگر مسافرتی را دوست داریم، برویم.
مهمانی بگیریم. مهمان شویم. گریه کنیم. بخندیم. بخریم. بفروشیم. محبت کنیم. ورزش کنیم. نقاشی بکشیم. کتاب بخوانیم. تحصیل کنیم. و هر کاری را در موقعی که باید انجام بدهیم، انجام دهیم.
🔻دنیا هیچ ارزشی ندارد. هیچ قیدی هم ندارد.
کمکم سوی چشمانت، توان پاهایت، شیرینی زبانت و زیبایی چهره ات گرفته میشود
هیچ کس مراقبِ ما نخواهد بود مگر خودِ ما.
بخندیم و از زندگی در هر شرایطی لذت ببریم.
هوایِ هم را داشته باشیم.
شاد باشیم و بیاموزیم که رایگان آن را هدیه کنیم.
💗عاقبت بخیر باشید🙏
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
قفلِ خیلی چیزها با کتابخوندن باز میشه
📖 #کتاب_بخوانیم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
قفلِ خیلی چیزها با کتابخوندن باز میشه
📖 #کتاب_بخوانیم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#معرفی_هنرمند
#رنه_مارگریت
📖 ماگریت یک سوررئالیست ناتورالیست
بخشی از کتاب؛ (هنر مدرن - فصل فرا خوان نظم، نوربرت لینتُن، ترجمه: علی رامین، نشر نی)
رنه ماگریت یک سوررئالیست ناتورالیست است، بدین معنا که نقاشی های وی باز نمود هایی از صحنه ها یا اشیاء قابل شناختند. عناصر تخیلی در کارهای ماگریت، به ویژه در قیاس با کارهای #دالی، متعادل و متین به نظر می آیند.
او زندگی آرامی داشت و در زادگاهش بلژیک به سر میبرد و از سال ۱۹۲۷ تا سال ۱۹۳۰ در پرو-سور-مارن نزدیک پاریس ساکن بود.
ماگریت، در رهیافت هنری خود، به هسته کانونی سنت هنر و اساس ارزش پذیرفته شده آن به عنوان ارتباط نظر کرد: قراردادی که به توسط آن، می توانیم شباهت یک تصویر را با شئ بازنموده آن درک کنیم. ماگریت، بیش از هر سوررئالیست دیگری، و بیش از هر هنرمندی به جز #دوشان، یک فیلسوف نقاش بود. شیوه بازنمایی معمولا یکنواخت او - در ترکیب بندی های سرراست و روبرو نما، که اغلب ثقیل و فربه به نظر می آیند - تند و تیزی پارادوکس های وی را می پوشاند.
تابلوی خیانت تصاویر (این یک پیپ نیست) نمونه بارز این سبک کار اوست. آن از جمله تابلوهای متعدد ماگریت است که در آنها کلمات را در برابر تصویر اشیا قرار می دهد. او در این تابلو، تصویر یک پیپ [یا چپق] را، در حدی که یک تابلو نگار تبلیغاتی می تواند پدید آورد، با عبارت (این یک چپق نیست) همراه می سازد.
ما چه بسا، بسته به نوع انتظاری که داریم، از دیدن این عبارت یکه بخوریم یا آنکه بدون تامل آن را قبول کنیم. البته تردیدی وجود ندارد که این یک پیپ [یا چپق] نیست. آن یک نقاشی روی بوم است که نباید داخل آن توتون بریزیم و روشنش کنیم. با این همه، واکنش ما در برابر تصاویر مبتنی بر تعلیق یک چنین ملاحظات کارکردی یا واقعیت جویی است، و از آنجا که تصاویر تاثیر عاطفی و احساسی بر ما می گذارد، نا بجاست که بر تفاوت بین دال و مدلول [یا بازنما و بازنموده] تاکید کنیم. با معانی خاصی، پیپ نقاشی شده حقیقی تر از پیپی است که در جیب یک شخص قرار دارد: آن پیپ به مفهوم کلی است، نه فلان پیپ با فلان دسته یا فلان پیپ استفاده شده یا لب پریده. آن پیپی است که جایش در ذهن است و بر وجود رده ای از اشیاء به نام (پیپ) دلالت می کند. بدیهی است که (پیپ) زیبنده یک انگلیسی یا فرانسوی است نه یک ایتالیایی ، یا سرخپوست یا چینی.
بعضی ها به مجرد آنکه تابلو را ببینند شئ تصویر شده را می شناسند ولی نمی توانند عبارت زیر آن را بخوانند . این[عدم توانایی خواندن آن عبارت] چه تاثیری بر[انتقال] پیام می گذارد؟ برخی ممکن است هیچگاه یک پیپ را ندیده باشند ولی بتوانند آن جمله فرانسه را بخوانند. این موضوع چه تاثیری بر دانش عمومی آنها می گذارد؟
ماگریت در تابلوی دیگری به نام کلید رویاها چهار شئ را نشان می دهد و برای هر یک از آنها یک نام می گذارد:
برای کیف نام (آسمان)؛
برای چاقوی جیبی نام (پرنده)؛
برای برگ نام (میز)
و برای اسفنج نام (اسفنج).
شئ آخر بیش از سه شئ قبلی سوال برانگیز است و ما را درباره چگونگی این نامگذاری به فکر وا می دارد. تصویر یک زن عریان می تواند عنوان (برهنه) را داشته باشد. چرا؟
عنوان این تابلوی چهار قسمتی ماگریت گویای آن است که تعجب و تخیل و حتی بهت زدگی ما، ناشی از نامگذاری و اعتماد ما به نام هاست. آخر چه دلیلی وجود دارد که آن محفظه چرمی دسته دار، (آسمان) نامیده نشود؟ کلمات چیزهای دلبخواه [یا قراردادی] و غیر قابل تکیه اند، و با وجود آنکه قبول داریم که تصاویر می توانند به واقعیات بصری تقرب بیشتری داشته باشند، متمایلیم که به کلمات بیش از تصویر اعتماد کنیم.
تابلوی وضعیت انسانی بدون استفاده از کلمات، مشاهده گر را با معنای مفهومی مشابهی روبرو می گرداند. در لحظه نخست نمی دانیم که چگونه این تابلو را بخوانیم [یا آن را تعبیر کنیم] . ولی با اندکی دقت در میابیم که این تابلو نوعی تصویر در تصویر است. ماگریت کاری کرده است که منظره نقاشی شده ای که به روی یک سه پایه قرار دارد، بازنمایی دقیق منظره ای باشد که از میان پنجره دیده میشود و همین امر، تابلو را در مواجهه نخست، معماگونه می نمایاند. ولی ما از منظره بیرون پنجره چه می دانیم؟ بعید نیست که تصویری در بیرون پنجره، به گونه ای قرار داده شده باشد که جلوی منظره واقعی بیرون پنجره را گرفته باشد؛ چیزی شاید غیر قابل تحمل. در نقاشی های ماگریت نوعی سکوت نگران کننده احساس می گردد. شاید ترجیح بدهیم که به همان تعبیر اولیه خود بازگردیم: منظره روی سه پایه چنان با منظره فرا پشت آن یکسان است که نمی توانیم آن دو را از هم باز شناسیم.
🌸🌿
🔴#نقاشی
#معرفی_هنرمند
#رنه_مارگریت
📖 ماگریت یک سوررئالیست ناتورالیست
بخشی از کتاب؛ (هنر مدرن - فصل فرا خوان نظم، نوربرت لینتُن، ترجمه: علی رامین، نشر نی)
رنه ماگریت یک سوررئالیست ناتورالیست است، بدین معنا که نقاشی های وی باز نمود هایی از صحنه ها یا اشیاء قابل شناختند. عناصر تخیلی در کارهای ماگریت، به ویژه در قیاس با کارهای #دالی، متعادل و متین به نظر می آیند.
او زندگی آرامی داشت و در زادگاهش بلژیک به سر میبرد و از سال ۱۹۲۷ تا سال ۱۹۳۰ در پرو-سور-مارن نزدیک پاریس ساکن بود.
ماگریت، در رهیافت هنری خود، به هسته کانونی سنت هنر و اساس ارزش پذیرفته شده آن به عنوان ارتباط نظر کرد: قراردادی که به توسط آن، می توانیم شباهت یک تصویر را با شئ بازنموده آن درک کنیم. ماگریت، بیش از هر سوررئالیست دیگری، و بیش از هر هنرمندی به جز #دوشان، یک فیلسوف نقاش بود. شیوه بازنمایی معمولا یکنواخت او - در ترکیب بندی های سرراست و روبرو نما، که اغلب ثقیل و فربه به نظر می آیند - تند و تیزی پارادوکس های وی را می پوشاند.
تابلوی خیانت تصاویر (این یک پیپ نیست) نمونه بارز این سبک کار اوست. آن از جمله تابلوهای متعدد ماگریت است که در آنها کلمات را در برابر تصویر اشیا قرار می دهد. او در این تابلو، تصویر یک پیپ [یا چپق] را، در حدی که یک تابلو نگار تبلیغاتی می تواند پدید آورد، با عبارت (این یک چپق نیست) همراه می سازد.
ما چه بسا، بسته به نوع انتظاری که داریم، از دیدن این عبارت یکه بخوریم یا آنکه بدون تامل آن را قبول کنیم. البته تردیدی وجود ندارد که این یک پیپ [یا چپق] نیست. آن یک نقاشی روی بوم است که نباید داخل آن توتون بریزیم و روشنش کنیم. با این همه، واکنش ما در برابر تصاویر مبتنی بر تعلیق یک چنین ملاحظات کارکردی یا واقعیت جویی است، و از آنجا که تصاویر تاثیر عاطفی و احساسی بر ما می گذارد، نا بجاست که بر تفاوت بین دال و مدلول [یا بازنما و بازنموده] تاکید کنیم. با معانی خاصی، پیپ نقاشی شده حقیقی تر از پیپی است که در جیب یک شخص قرار دارد: آن پیپ به مفهوم کلی است، نه فلان پیپ با فلان دسته یا فلان پیپ استفاده شده یا لب پریده. آن پیپی است که جایش در ذهن است و بر وجود رده ای از اشیاء به نام (پیپ) دلالت می کند. بدیهی است که (پیپ) زیبنده یک انگلیسی یا فرانسوی است نه یک ایتالیایی ، یا سرخپوست یا چینی.
بعضی ها به مجرد آنکه تابلو را ببینند شئ تصویر شده را می شناسند ولی نمی توانند عبارت زیر آن را بخوانند . این[عدم توانایی خواندن آن عبارت] چه تاثیری بر[انتقال] پیام می گذارد؟ برخی ممکن است هیچگاه یک پیپ را ندیده باشند ولی بتوانند آن جمله فرانسه را بخوانند. این موضوع چه تاثیری بر دانش عمومی آنها می گذارد؟
ماگریت در تابلوی دیگری به نام کلید رویاها چهار شئ را نشان می دهد و برای هر یک از آنها یک نام می گذارد:
برای کیف نام (آسمان)؛
برای چاقوی جیبی نام (پرنده)؛
برای برگ نام (میز)
و برای اسفنج نام (اسفنج).
شئ آخر بیش از سه شئ قبلی سوال برانگیز است و ما را درباره چگونگی این نامگذاری به فکر وا می دارد. تصویر یک زن عریان می تواند عنوان (برهنه) را داشته باشد. چرا؟
عنوان این تابلوی چهار قسمتی ماگریت گویای آن است که تعجب و تخیل و حتی بهت زدگی ما، ناشی از نامگذاری و اعتماد ما به نام هاست. آخر چه دلیلی وجود دارد که آن محفظه چرمی دسته دار، (آسمان) نامیده نشود؟ کلمات چیزهای دلبخواه [یا قراردادی] و غیر قابل تکیه اند، و با وجود آنکه قبول داریم که تصاویر می توانند به واقعیات بصری تقرب بیشتری داشته باشند، متمایلیم که به کلمات بیش از تصویر اعتماد کنیم.
تابلوی وضعیت انسانی بدون استفاده از کلمات، مشاهده گر را با معنای مفهومی مشابهی روبرو می گرداند. در لحظه نخست نمی دانیم که چگونه این تابلو را بخوانیم [یا آن را تعبیر کنیم] . ولی با اندکی دقت در میابیم که این تابلو نوعی تصویر در تصویر است. ماگریت کاری کرده است که منظره نقاشی شده ای که به روی یک سه پایه قرار دارد، بازنمایی دقیق منظره ای باشد که از میان پنجره دیده میشود و همین امر، تابلو را در مواجهه نخست، معماگونه می نمایاند. ولی ما از منظره بیرون پنجره چه می دانیم؟ بعید نیست که تصویری در بیرون پنجره، به گونه ای قرار داده شده باشد که جلوی منظره واقعی بیرون پنجره را گرفته باشد؛ چیزی شاید غیر قابل تحمل. در نقاشی های ماگریت نوعی سکوت نگران کننده احساس می گردد. شاید ترجیح بدهیم که به همان تعبیر اولیه خود بازگردیم: منظره روی سه پایه چنان با منظره فرا پشت آن یکسان است که نمی توانیم آن دو را از هم باز شناسیم.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#روز_خیام
💫🪐 ۲۸ اردیبهشت
روز بزرگداشت «خیام»
این خداوندگارِ دانش و فرزانگی
و بزرگپیامبرِ پارسیسُرایی گرامی باد.
#خیام همچون فردوسی در چامهها و نوشتههای خود دانسته و آگاهانه یا سراسر پارسی مینوشت و میسرود یا از واژههای بیگانه بسیار کم بهره میبرد.
چند نمونه از آنها را بخوانیم:
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
☘️💫
از تن چو برفت جان پاک من و تو
خشتی دو نهند بر مغاک من و تو
و آنگاه برای خشت گور دگران
در کالبدی کشند خاک من و تو
☘️💫
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک درآمدیم و بر باد شدیم
☘️💫
هم دانهی امید به خرمن ماند
هم باغ و سرای بی تو و من ماند
سیم و زر خویش از درمی تا به جُوی
با دوست بخور، گرنه به دشمن ماند
☘️💫
تا چند زنم بهروی دریاها خشت؟
بیزار شدم ز بتپرستان کنشت
خیام، که گفت دوزخی خواهد بود؟
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟
☘️💫
هان کوزهگرا بپای اگر هشیاری
تا چند کنی بر گِل مردم خواری
انگشت فریدون و کف کیخسرو
بر چرخ نهادهای، چه میپنداری؟
☘️💫
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صدهزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بردمیدن بودی
☘️💫
زنهار به کس مگو تو این راز نهفت
هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت
☘️💫
برشی از نوروزنامه: شها، به جشن فروردین، به ماه فروردین آزادی گزین. یزدان و دین کیان سروش آورد تو را دانایی و بینایی به کاردانی و دیر زیو، با خوی هژیر و شادباش بر تخت زرین و انوشه خور به جام جمشید…
داد و راستی نگاهدار سرت سبز باد و جوانی چو خوید، اسپت کامگار و پیروز و تیغت روشن و کاری به دشمن و بازت گیرا و خجسته به شکار و کارت راست چون تیر؛ و هم کشوری بگير نو، بر تخت با درم و دينار!
پیشت هنری و دانا گرامی و درم خوار و سَرایت آباد و زندگانی بسیار.
#روز_خیام
فرتور(عکس): تندیس خیام در دانشگاه اوکلاهاما، ساختهی هنرمندانهی #حسین_فخیمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#روز_خیام
💫🪐 ۲۸ اردیبهشت
روز بزرگداشت «خیام»
این خداوندگارِ دانش و فرزانگی
و بزرگپیامبرِ پارسیسُرایی گرامی باد.
#خیام همچون فردوسی در چامهها و نوشتههای خود دانسته و آگاهانه یا سراسر پارسی مینوشت و میسرود یا از واژههای بیگانه بسیار کم بهره میبرد.
چند نمونه از آنها را بخوانیم:
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
☘️💫
از تن چو برفت جان پاک من و تو
خشتی دو نهند بر مغاک من و تو
و آنگاه برای خشت گور دگران
در کالبدی کشند خاک من و تو
☘️💫
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک درآمدیم و بر باد شدیم
☘️💫
هم دانهی امید به خرمن ماند
هم باغ و سرای بی تو و من ماند
سیم و زر خویش از درمی تا به جُوی
با دوست بخور، گرنه به دشمن ماند
☘️💫
تا چند زنم بهروی دریاها خشت؟
بیزار شدم ز بتپرستان کنشت
خیام، که گفت دوزخی خواهد بود؟
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟
☘️💫
هان کوزهگرا بپای اگر هشیاری
تا چند کنی بر گِل مردم خواری
انگشت فریدون و کف کیخسرو
بر چرخ نهادهای، چه میپنداری؟
☘️💫
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صدهزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بردمیدن بودی
☘️💫
زنهار به کس مگو تو این راز نهفت
هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت
☘️💫
برشی از نوروزنامه: شها، به جشن فروردین، به ماه فروردین آزادی گزین. یزدان و دین کیان سروش آورد تو را دانایی و بینایی به کاردانی و دیر زیو، با خوی هژیر و شادباش بر تخت زرین و انوشه خور به جام جمشید…
داد و راستی نگاهدار سرت سبز باد و جوانی چو خوید، اسپت کامگار و پیروز و تیغت روشن و کاری به دشمن و بازت گیرا و خجسته به شکار و کارت راست چون تیر؛ و هم کشوری بگير نو، بر تخت با درم و دينار!
پیشت هنری و دانا گرامی و درم خوار و سَرایت آباد و زندگانی بسیار.
#روز_خیام
فرتور(عکس): تندیس خیام در دانشگاه اوکلاهاما، ساختهی هنرمندانهی #حسین_فخیمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
ما گمان میکردیم که با تذکر دادن معایب کودک، او خودبهخود پیشرفت میکند. اگر او را دروغگو خطاب کنیم، او خودبهخود راستگو میشود؛ اگر او را بیشعور خطاب کنیم، او خودبهخود باهوش میشود؛ اگر وی را تنبل بخوانیم، او تبدیل به فردی پر کار و زرنگ میشود.
اکنون آگاهایم که پیشرفت کودک مبتنی بر این است که ما چنان با او رفتار کنیم که انگار او آنچه قابلیت شدناش را دارد، هماکنون هست.
کتاب:کودک، خانواده، انسان (روش تربیت کودک بر اساس نظریات دکتر هایم جینات)
#ادل_فیبر_آیلین_مزلیش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
ما گمان میکردیم که با تذکر دادن معایب کودک، او خودبهخود پیشرفت میکند. اگر او را دروغگو خطاب کنیم، او خودبهخود راستگو میشود؛ اگر او را بیشعور خطاب کنیم، او خودبهخود باهوش میشود؛ اگر وی را تنبل بخوانیم، او تبدیل به فردی پر کار و زرنگ میشود.
اکنون آگاهایم که پیشرفت کودک مبتنی بر این است که ما چنان با او رفتار کنیم که انگار او آنچه قابلیت شدناش را دارد، هماکنون هست.
کتاب:کودک، خانواده، انسان (روش تربیت کودک بر اساس نظریات دکتر هایم جینات)
#ادل_فیبر_آیلین_مزلیش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#جشن_امردادگان
اَمُرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است.
واژه اوستایی امرداد امرتاته است که به معنی بیمرگی است.
ایوان خانهای كاهگلی در حوالی آتشكده یزد نقشی را میبینیم كه در بالای ایوان ترسیم شدهاست و شیر كه صورت تمثیلی این ماه میباشد با شمشیری از درخت سرو كه در باور ایرانی جایگاهی بس ارزنده دارد پاسداری مینماید.
در همان نگاه نخست پیداست كه این نقش میتواند امرداد امشاسپند باشد و به وظیفه او در قبال گیاه اشاره شدهاست.
اَمِرِتات نام هفتمین روز و پنجمین ماه زرتشتیان است.
این واژه به نادرستی مرداد که در معنی مرگ و مردن و تباهی است خوانده و آمدهاست چنانچه درست آن امرداد است که به معنی بیمرگی و جاودانگی است.
در ادبیات مزدیسنا امرداد امشاسپندی است که نگهبانی نباتات با اوست و هئوروتات امشاسپند(خرداد) نگهبان آب همراه همیشگی اوست.
این نام در اوستا صفتی است برای اهورامزدا، نماد زوال ناپزیری و پایندگی اما در جهان خاکی نگهبان رستنیها و گیاهان است.
امرداد روز در امرداد ماه که روز هفتم است جشن امردادگان میباشد و به تاريخ خورشيدی برابر ۳ امرداد ماه است اين جشن متعلق به امشاسپند امرتات که نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است.
واژهی امرتات از سه بخش درست شدهاست:
اَ + مَر + تات که بخش نخست در زبان اوستایی پیشوند نفی است، بخش دوم از ریشهی مصدری «مَر» به معنی مرگ و بخش سوم پسوند كاملی، رسایی و سالمی را میرساند.
همانگونه که امرداد به معنی بیمرگی است، مرداد به معنی مرگ و نیستی است. بنابراین شایسته است که این واژه را امرداد بخوانیم و چون امرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است، در عالم جسمانی نگهبانی نباتات و روییدنیها با اوست و در باورهای ایرانی در جهان خاکی نگاهبان و سرپرست گیاهان و رستنیها بهشمار میرود و همواره با خرداد در كنار هم جای دارند و «كمال» و «دوام» در جهان مینویی نیز از این دو امشاسپند است.
نیاکان ایرانیمان در این روز به باغها و کشتیزار خرم و دلنشین میرفتند و پس از نیایش اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن زاستار(:طبیعت) برگزار میکردند.
چون امرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است اين فرشته نماينده آخرين مرتبه فرهیختگی و کمال است.
فروزههای پاک فرشته امرداد و توجه او نسبت به آبادی زمين و پاکی و تمیزی و پاکیزگی بهگونه مشروح بيان شد نظر به همان فروزههای پاک و پسنديده است که ايرانيان اين روز را جشن میگرفتند و به شادی میپرداختند و خود را برای پيروی از فرشته نامبرده آماده میساختند.
#ابوريحان_بیرونی در برگ۲۵۰ ترجمه پارسی آثارالباقيه مینويسد:
امرداد ماه روز هفتم آن امرداد روز است و آن روز را بواسطه رخ دادن دو نام باهم جشن میگرفتند معنای امرداد آن است که مرگ و نيستی نداشته باشد امرداد فرشتهای است که به نگهداری گيتی و تربيت خوراکها و دواها که اصل آن نباتات است و زایل کننده گرسنگی و زیان و بیماری میباشد موکل است.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#جشن_امردادگان
اَمُرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است.
واژه اوستایی امرداد امرتاته است که به معنی بیمرگی است.
ایوان خانهای كاهگلی در حوالی آتشكده یزد نقشی را میبینیم كه در بالای ایوان ترسیم شدهاست و شیر كه صورت تمثیلی این ماه میباشد با شمشیری از درخت سرو كه در باور ایرانی جایگاهی بس ارزنده دارد پاسداری مینماید.
در همان نگاه نخست پیداست كه این نقش میتواند امرداد امشاسپند باشد و به وظیفه او در قبال گیاه اشاره شدهاست.
اَمِرِتات نام هفتمین روز و پنجمین ماه زرتشتیان است.
این واژه به نادرستی مرداد که در معنی مرگ و مردن و تباهی است خوانده و آمدهاست چنانچه درست آن امرداد است که به معنی بیمرگی و جاودانگی است.
در ادبیات مزدیسنا امرداد امشاسپندی است که نگهبانی نباتات با اوست و هئوروتات امشاسپند(خرداد) نگهبان آب همراه همیشگی اوست.
این نام در اوستا صفتی است برای اهورامزدا، نماد زوال ناپزیری و پایندگی اما در جهان خاکی نگهبان رستنیها و گیاهان است.
امرداد روز در امرداد ماه که روز هفتم است جشن امردادگان میباشد و به تاريخ خورشيدی برابر ۳ امرداد ماه است اين جشن متعلق به امشاسپند امرتات که نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است.
واژهی امرتات از سه بخش درست شدهاست:
اَ + مَر + تات که بخش نخست در زبان اوستایی پیشوند نفی است، بخش دوم از ریشهی مصدری «مَر» به معنی مرگ و بخش سوم پسوند كاملی، رسایی و سالمی را میرساند.
همانگونه که امرداد به معنی بیمرگی است، مرداد به معنی مرگ و نیستی است. بنابراین شایسته است که این واژه را امرداد بخوانیم و چون امرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است، در عالم جسمانی نگهبانی نباتات و روییدنیها با اوست و در باورهای ایرانی در جهان خاکی نگاهبان و سرپرست گیاهان و رستنیها بهشمار میرود و همواره با خرداد در كنار هم جای دارند و «كمال» و «دوام» در جهان مینویی نیز از این دو امشاسپند است.
نیاکان ایرانیمان در این روز به باغها و کشتیزار خرم و دلنشین میرفتند و پس از نیایش اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن زاستار(:طبیعت) برگزار میکردند.
چون امرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است اين فرشته نماينده آخرين مرتبه فرهیختگی و کمال است.
فروزههای پاک فرشته امرداد و توجه او نسبت به آبادی زمين و پاکی و تمیزی و پاکیزگی بهگونه مشروح بيان شد نظر به همان فروزههای پاک و پسنديده است که ايرانيان اين روز را جشن میگرفتند و به شادی میپرداختند و خود را برای پيروی از فرشته نامبرده آماده میساختند.
#ابوريحان_بیرونی در برگ۲۵۰ ترجمه پارسی آثارالباقيه مینويسد:
امرداد ماه روز هفتم آن امرداد روز است و آن روز را بواسطه رخ دادن دو نام باهم جشن میگرفتند معنای امرداد آن است که مرگ و نيستی نداشته باشد امرداد فرشتهای است که به نگهداری گيتی و تربيت خوراکها و دواها که اصل آن نباتات است و زایل کننده گرسنگی و زیان و بیماری میباشد موکل است.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#ایران_کشور_تابوها
من گمان نمیکنم هیچ کشوری در دنیا به اندازۀ #ایران تابو داشته باشد. در کدام کشور
ورود زنان به #ورزشگاهها
#دوچرخهسواری بانوان
ازادی پوشش
در کدام کشور، « #مذاکره»، حتی با #ابلیس مجسم، تابو است؟
در کدام کشور دموکراتیک، انتقاد از سیاستهای کلان کشوری در رسانههای رسمی و مطبوعات، تابو است؟
در کدام کشور نشان دادن #آلات_موسیقی آن کشور در رسانۀ ملی آن کشور ممنوع و تابو است ؟
آن هم آلات موسیقی #سنتی و ملی آن کشور، نه ابزارآلات موسیقی غربی و مدرن.
این روزها همۀ جامعهشناسان و اهل اندیشه و فرهنگ، از پانزده میلیون کامنت در زیر یک پستِ روکمکنی #تتلو در اینستاگرام در بهت و حیرت فرورفتهاند.
من هم باور نمیکردم تا اینکه به چشم دیدم. خدا میداند چه غم سنگینی روی دلم نشست.
تتلو همۀ ما را شکست داد.
همۀ مؤسسات فرهنگی و دینی، دانشگاهها، حوزههای علمیه، سازمانها و نهادهای فرهنگی و تبلیغی بودجهنابودکن، نمازجمعهها، دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگستانها، صداوسیما، وزارت ارشاد و...، هر چه بودجه از بیت المال گرفتهاند باید به جیب مردم برگردانند؛ چون تتلو بدون هیچ زحمتی همۀ آنها را شکست داد.
شبکههای اجتماعی هم باید سر به زیر اندازند و خجالت بکشند از این افتضاحی که به بار آمده است. میگویند آن پانزده میلیون کامنت را پانزده میلیون نفر ننوشتهاند. قبول؛ بگو ده میلیون نفر کامنت گذاشتهاند؛ بگو پنج میلیون نفر. کدام ستارۀ موسیقی و کدام هنرمند اصیل ایرانی یا کدام فعال محیط زیست میتواند چند صد کامنت از مردم و جوانان بگیرد؟ ده هزار و صدهزار و یکمیلیون و چند میلیون پیشکش.
مقصر کیست؟
مقصر سیاستهایی است که #موسیقی سنتی را در ایران #تابو کرده است.
سیاستی که #شجریان را دشمن تر از تتلو میشمارد...
مقصر صداوسیما است که قیافۀ تار و سهتار و سنتور را از چشم مردم میپوشاند.
مقصر آناناند که طعم موسیقی کلاسیک ایرانی و سمفونیهای بتهوون و موتزارت و باخ را به این جوانان نچشاندند تا در این حجم و اندازه دنبال تتلوها نیفتند.
روزیروزگاری در این کشور، پیرهن رنگی یا آستینکوتاه یا تراشیدن ریش برای آقایان تابو بود.
شاید الان کسی باور نکند، ولی ما روزگاری را به یاد داریم که شاهنامه در شمار تابوهای نابخشودنی بود. مربی فرهنگی ما در دبیرستان از من و چند دانشآموز دیگر خواسته بود که هر کدام چند بیت از شاهکارهای ادب فارسی را حفظ کنیم و در یک برنامۀ فرهنگی در مدرسه بخوانیم.
من ابیات نخست شاهنامه را حفظ کردم. به نام خداوند جان و خرد... وقتی مربی فرهنگی ما فهمید که من میخواهم شاهنامه بخوانم، اسمم را از فهرست برنامه خط زد و در اولین دیدار نیز من را نصیحت کرد و اندرز داد که کتابهای طاغوتی نخوانم.
ایران کشور تابوها است؛ اما همۀ تابوهای بیبنیان دیر یا زود میشکنند. پس این همه هزینه برای حفظ تابوهای ساختگی، چرا؟ تابو آن است که مردم تابو بدانند؛ وگرنه عمری دراز نخواهد داشت. من مرده، شما زنده.
#رضا_بابایی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#ایران_کشور_تابوها
من گمان نمیکنم هیچ کشوری در دنیا به اندازۀ #ایران تابو داشته باشد. در کدام کشور
ورود زنان به #ورزشگاهها
#دوچرخهسواری بانوان
ازادی پوشش
در کدام کشور، « #مذاکره»، حتی با #ابلیس مجسم، تابو است؟
در کدام کشور دموکراتیک، انتقاد از سیاستهای کلان کشوری در رسانههای رسمی و مطبوعات، تابو است؟
در کدام کشور نشان دادن #آلات_موسیقی آن کشور در رسانۀ ملی آن کشور ممنوع و تابو است ؟
آن هم آلات موسیقی #سنتی و ملی آن کشور، نه ابزارآلات موسیقی غربی و مدرن.
این روزها همۀ جامعهشناسان و اهل اندیشه و فرهنگ، از پانزده میلیون کامنت در زیر یک پستِ روکمکنی #تتلو در اینستاگرام در بهت و حیرت فرورفتهاند.
من هم باور نمیکردم تا اینکه به چشم دیدم. خدا میداند چه غم سنگینی روی دلم نشست.
تتلو همۀ ما را شکست داد.
همۀ مؤسسات فرهنگی و دینی، دانشگاهها، حوزههای علمیه، سازمانها و نهادهای فرهنگی و تبلیغی بودجهنابودکن، نمازجمعهها، دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگستانها، صداوسیما، وزارت ارشاد و...، هر چه بودجه از بیت المال گرفتهاند باید به جیب مردم برگردانند؛ چون تتلو بدون هیچ زحمتی همۀ آنها را شکست داد.
شبکههای اجتماعی هم باید سر به زیر اندازند و خجالت بکشند از این افتضاحی که به بار آمده است. میگویند آن پانزده میلیون کامنت را پانزده میلیون نفر ننوشتهاند. قبول؛ بگو ده میلیون نفر کامنت گذاشتهاند؛ بگو پنج میلیون نفر. کدام ستارۀ موسیقی و کدام هنرمند اصیل ایرانی یا کدام فعال محیط زیست میتواند چند صد کامنت از مردم و جوانان بگیرد؟ ده هزار و صدهزار و یکمیلیون و چند میلیون پیشکش.
مقصر کیست؟
مقصر سیاستهایی است که #موسیقی سنتی را در ایران #تابو کرده است.
سیاستی که #شجریان را دشمن تر از تتلو میشمارد...
مقصر صداوسیما است که قیافۀ تار و سهتار و سنتور را از چشم مردم میپوشاند.
مقصر آناناند که طعم موسیقی کلاسیک ایرانی و سمفونیهای بتهوون و موتزارت و باخ را به این جوانان نچشاندند تا در این حجم و اندازه دنبال تتلوها نیفتند.
روزیروزگاری در این کشور، پیرهن رنگی یا آستینکوتاه یا تراشیدن ریش برای آقایان تابو بود.
شاید الان کسی باور نکند، ولی ما روزگاری را به یاد داریم که شاهنامه در شمار تابوهای نابخشودنی بود. مربی فرهنگی ما در دبیرستان از من و چند دانشآموز دیگر خواسته بود که هر کدام چند بیت از شاهکارهای ادب فارسی را حفظ کنیم و در یک برنامۀ فرهنگی در مدرسه بخوانیم.
من ابیات نخست شاهنامه را حفظ کردم. به نام خداوند جان و خرد... وقتی مربی فرهنگی ما فهمید که من میخواهم شاهنامه بخوانم، اسمم را از فهرست برنامه خط زد و در اولین دیدار نیز من را نصیحت کرد و اندرز داد که کتابهای طاغوتی نخوانم.
ایران کشور تابوها است؛ اما همۀ تابوهای بیبنیان دیر یا زود میشکنند. پس این همه هزینه برای حفظ تابوهای ساختگی، چرا؟ تابو آن است که مردم تابو بدانند؛ وگرنه عمری دراز نخواهد داشت. من مرده، شما زنده.
#رضا_بابایی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
اعتراف میکنم که میدانستم او را خواهند کشت!
و حتی زیباییاش جلوی کشتهشدنش را نمیگیرد!
زیباییاش زشتیهای وطن را تحملپذیر میکرد
آغوشش پناهگاهی بود در مقابل تهمتها
مرگش دلیل سلاخی کبوترهای عاشق بود
و بعد از اینکه او را کشتند
در این سرزمین دیگر دلیلی نیست برای اینکه مادران بچههایشان را بزرگ کنند!
اعتراف میکنم میدانستم او را خواهند کشت!
این حکومت آدمخوار همه شهروندانش را به چشم غذا میبیند
جالب است! پیش از آنکه ما را بخورند
از ما میخواهند که سرود ملی بخوانیم!
و درود بفرستیم بر آنکه دارد ما را با اشتها میبلعد
و درود بفرستیم بر گارسونهایی که ما را برایش لقمه میگیرند
سرود ملی کجاست!؟
وطن چیست!؟
وقتی که جسد ما و هموطنان ما
جایی میان رودههای متعفن حاکمان دفن شده است.
#نزار_قبانی | بیستوپنج گل سرخ بر موهای بلقیس
ترجمهی #محمد_کرمانشاهی
تصویر: #مونا_نقیب
-میگویند: این کودک ۸ساله به همراه خواهرش در حالِ رفتن به مدرسه بوده که در اثر تیراندازی مأموران اطلاعات سراوان و اصابت گلوله به سرش کشته میشود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
اعتراف میکنم که میدانستم او را خواهند کشت!
و حتی زیباییاش جلوی کشتهشدنش را نمیگیرد!
زیباییاش زشتیهای وطن را تحملپذیر میکرد
آغوشش پناهگاهی بود در مقابل تهمتها
مرگش دلیل سلاخی کبوترهای عاشق بود
و بعد از اینکه او را کشتند
در این سرزمین دیگر دلیلی نیست برای اینکه مادران بچههایشان را بزرگ کنند!
اعتراف میکنم میدانستم او را خواهند کشت!
این حکومت آدمخوار همه شهروندانش را به چشم غذا میبیند
جالب است! پیش از آنکه ما را بخورند
از ما میخواهند که سرود ملی بخوانیم!
و درود بفرستیم بر آنکه دارد ما را با اشتها میبلعد
و درود بفرستیم بر گارسونهایی که ما را برایش لقمه میگیرند
سرود ملی کجاست!؟
وطن چیست!؟
وقتی که جسد ما و هموطنان ما
جایی میان رودههای متعفن حاکمان دفن شده است.
#نزار_قبانی | بیستوپنج گل سرخ بر موهای بلقیس
ترجمهی #محمد_کرمانشاهی
تصویر: #مونا_نقیب
-میگویند: این کودک ۸ساله به همراه خواهرش در حالِ رفتن به مدرسه بوده که در اثر تیراندازی مأموران اطلاعات سراوان و اصابت گلوله به سرش کشته میشود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دلنوشته_امروز
#فرهنگ_یعنی
- فرهنگ یعنی: عذرخواهی نشانهی ضعف نیست.
- فرهنگ یعنی: کینهها وبال گردن خودمان هستند.
- فرهنگ یعنی: لباس گرانقیمت نشانهی برتر بودن نیست.
- فرهنگ یعنی: به جای قدرت صدا، قدرتِ کلاممان را بالاتر ببریم
- فرهنگ یعنی: القاب ناپسند گذاشتن برای دوست، نشان صمیمیت نیست
- فرهنگ یعنی: هر کتاب یک تجربه است، تجربههایمان را به اشتراک بگذاریم
- فرهنگ یعنی: وجدان کاری داشته باشیم.
- فرهنگ یعنی: چشم و همچشمی را کنار بگذاریم.
- فرهنگ یعنی: تفاوت نسلها را درک کنیم
- فرهنگ یعنی: آزادی ما نباید مانع آزادی دیگران شود.
- فرهنگ یعنی: به دیگران زُل نزنیم!
- فرهنگ یعنی: برای دیگران دعا کنیم
- فرهنگ یعنی: به اندازه از دیگران سوال بپرسیم تا دروغ نشنویم
- فرهنگ یعنی: در دورهمیها کسی را سوژهی غیبت کردنمان قرار ندهیم
- فرهنگ یعنی: در جمع از کسی سوال شخصی نپرسیم
- فرهنگ یعنی: کتاب بخوانیم...!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دلنوشته_امروز
#فرهنگ_یعنی
- فرهنگ یعنی: عذرخواهی نشانهی ضعف نیست.
- فرهنگ یعنی: کینهها وبال گردن خودمان هستند.
- فرهنگ یعنی: لباس گرانقیمت نشانهی برتر بودن نیست.
- فرهنگ یعنی: به جای قدرت صدا، قدرتِ کلاممان را بالاتر ببریم
- فرهنگ یعنی: القاب ناپسند گذاشتن برای دوست، نشان صمیمیت نیست
- فرهنگ یعنی: هر کتاب یک تجربه است، تجربههایمان را به اشتراک بگذاریم
- فرهنگ یعنی: وجدان کاری داشته باشیم.
- فرهنگ یعنی: چشم و همچشمی را کنار بگذاریم.
- فرهنگ یعنی: تفاوت نسلها را درک کنیم
- فرهنگ یعنی: آزادی ما نباید مانع آزادی دیگران شود.
- فرهنگ یعنی: به دیگران زُل نزنیم!
- فرهنگ یعنی: برای دیگران دعا کنیم
- فرهنگ یعنی: به اندازه از دیگران سوال بپرسیم تا دروغ نشنویم
- فرهنگ یعنی: در دورهمیها کسی را سوژهی غیبت کردنمان قرار ندهیم
- فرهنگ یعنی: در جمع از کسی سوال شخصی نپرسیم
- فرهنگ یعنی: کتاب بخوانیم...!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#جشن_امردادگان🥀
امرداد مه است سخت خرم
می🍷نوش پیاپی و دمادم.
یاد باد این سخت کوشیهای ما
شاد باد آن باده نوشیهای ما🍷
پیشاپیش جشن امردادگان شادباد💚🤍❤️
.
اَمُرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است.
واژه اوستایی امرداد امرتاته است که به معنی بیمرگی است.
ایوان خانهای كاهگلی در حوالی آتشكده یزد نقشی را میبینیم كه در بالای ایوان ترسیم شدهاست و شیر كه صورت تمثیلی این ماه میباشد با شمشیری از درخت سرو كه در باور ایرانی جایگاهی بس ارزنده دارد پاسداری مینماید.
در همان نگاه نخست پیداست كه این نقش میتواند امرداد امشاسپند باشد و به وظیفه او در قبال گیاه اشاره شدهاست.
اَمِرِتات نام هفتمین روز و پنجمین ماه زرتشتیان است.
این واژه به نادرستی مرداد که در معنی مرگ و مردن و تباهی است خوانده و آمدهاست چنانچه درست آن امرداد است که به معنی بیمرگی و جاودانگی است.
امرداد مه است سخت خرم
می🍷نوش پیاپی و دمادم.
یاد باد این سخت کوشیهای ما
شاد باد آن باده نوشیهای ما🍷
پیشاپیش جشن امردادگان شادباد💚🤍❤️
.
اَمُرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است.
واژه اوستایی امرداد امرتاته است که به معنی بیمرگی است.
ایوان خانهای كاهگلی در حوالی آتشكده یزد نقشی را میبینیم كه در بالای ایوان ترسیم شدهاست و شیر كه صورت تمثیلی این ماه میباشد با شمشیری از درخت سرو كه در باور ایرانی جایگاهی بس ارزنده دارد پاسداری مینماید.
در همان نگاه نخست پیداست كه این نقش میتواند امرداد امشاسپند باشد و به وظیفه او در قبال گیاه اشاره شدهاست.
اَمِرِتات نام هفتمین روز و پنجمین ماه زرتشتیان است.
این واژه به نادرستی مرداد که در معنی مرگ و مردن و تباهی است خوانده و آمدهاست چنانچه درست آن امرداد است که به معنی بیمرگی و جاودانگی است.
در ادبیات مزدیسنا امرداد امشاسپندی است که نگهبانی نباتات با اوست و هئوروتات امشاسپند(خرداد) نگهبان آب همراه همیشگی اوست.
این نام در اوستا صفتی است برای اهورامزدا، نماد زوال ناپزیری و پایندگی اما در جهان خاکی نگهبان رستنیها و گیاهان است.
امرداد روز در امرداد ماه که روز هفتم است جشن امردادگان میباشد و به تاريخ خورشيدی برابر ۳ امرداد ماه است اين جشن متعلق به امشاسپند امرتات که نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است.
واژهی امرتات از سه بخش درست شدهاست:
اَ + مَر + تات که بخش نخست در زبان اوستایی پیشوند نفی است، بخش دوم از ریشهی مصدری «مَر» به معنی مرگ و بخش سوم پسوند كاملی، رسایی و سالمی را میرساند.
همانگونه که امرداد به معنی بیمرگی است، مرداد به معنی مرگ و نیستی است. بنابراین شایسته است که این واژه را امرداد بخوانیم و چون امرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است، در عالم جسمانی نگهبانی نباتات و روییدنیها با اوست و در باورهای ایرانی در جهان خاکی نگاهبان و سرپرست گیاهان و رستنیها بهشمار میرود و همواره با خرداد در كنار هم جای دارند و «كمال» و «دوام» در جهان مینویی نیز از این دو امشاسپند است.
نیاکان ایرانیمان در این روز به باغها و کشتیزار خرم و دلنشین میرفتند و پس از نیایش اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن زاستار(:طبیعت) برگزار میکردند.
چون امرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است اين فرشته نماينده آخرين مرتبه فرهیختگی و کمال است.
فروزههای پاک فرشته امرداد و توجه او نسبت به آبادی زمين و پاکی و تمیزی و پاکیزگی بهگونه مشروح بيان شد نظر به همان فروزههای پاک و پسنديده است که ايرانيان اين روز را جشن میگرفتند و به شادی میپرداختند و خود را برای پيروی از فرشته نامبرده آماده میساختند.
#ابوريحان_بیرونی در برگ۲۵۰ ترجمه پارسی آثارالباقيه مینويسد:
امرداد ماه روز هفتم آن امرداد روز است و آن روز را بواسطه رخ دادن دو نام باهم جشن میگرفتند معنای امرداد آن است که مرگ و نيستی نداشته باشد امرداد فرشتهای است که به نگهداری گيتی و تربيت خوراکها و دواها که اصل آن نباتات است و زایل کننده گرسنگی و زیان و بیماری میباشد موکل است.
روز امرداد از ماه امرداد برابر با ۳ امرداد در گاهشماری ۳۰روزه زرتشتیان، هفتمین روز از هر ماه، امرداد نام دارد.
واژه امرداد به معنی بیمرگی و جاودانگی است.
اما واژه مرداد به معنی مرگ و نیستی است.
پس #امرداد درست است.
هنگامیکه در ماه امرداد، روز امرداد فرا میرسد، آنرا جشن امردادگان مینامند.
درباره چگونگی برگزاری این جشن در زمانِ گذشته آگاهی چندانی در دست نیست.
اکنون در برخی از روستاها و شهرها، جشن امردادگان نیز برگزار میشود.
این جشن بیشتر در تالار آدریان یا فضایی همگانی برپا میشود و با اجرای برنامههایی مانند نیایش، سرود، دکلمه و سخنرانی درباره جایگاه امرداد(جاودانگی) در راه شناخت و نزدیک شدن به اهورامزدا همراه است.
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#جشن_امردادگان🥀
امرداد مه است سخت خرم
می🍷نوش پیاپی و دمادم.
یاد باد این سخت کوشیهای ما
شاد باد آن باده نوشیهای ما🍷
پیشاپیش جشن امردادگان شادباد💚🤍❤️
.
اَمُرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است.
واژه اوستایی امرداد امرتاته است که به معنی بیمرگی است.
ایوان خانهای كاهگلی در حوالی آتشكده یزد نقشی را میبینیم كه در بالای ایوان ترسیم شدهاست و شیر كه صورت تمثیلی این ماه میباشد با شمشیری از درخت سرو كه در باور ایرانی جایگاهی بس ارزنده دارد پاسداری مینماید.
در همان نگاه نخست پیداست كه این نقش میتواند امرداد امشاسپند باشد و به وظیفه او در قبال گیاه اشاره شدهاست.
اَمِرِتات نام هفتمین روز و پنجمین ماه زرتشتیان است.
این واژه به نادرستی مرداد که در معنی مرگ و مردن و تباهی است خوانده و آمدهاست چنانچه درست آن امرداد است که به معنی بیمرگی و جاودانگی است.
امرداد مه است سخت خرم
می🍷نوش پیاپی و دمادم.
یاد باد این سخت کوشیهای ما
شاد باد آن باده نوشیهای ما🍷
پیشاپیش جشن امردادگان شادباد💚🤍❤️
.
اَمُرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است.
واژه اوستایی امرداد امرتاته است که به معنی بیمرگی است.
ایوان خانهای كاهگلی در حوالی آتشكده یزد نقشی را میبینیم كه در بالای ایوان ترسیم شدهاست و شیر كه صورت تمثیلی این ماه میباشد با شمشیری از درخت سرو كه در باور ایرانی جایگاهی بس ارزنده دارد پاسداری مینماید.
در همان نگاه نخست پیداست كه این نقش میتواند امرداد امشاسپند باشد و به وظیفه او در قبال گیاه اشاره شدهاست.
اَمِرِتات نام هفتمین روز و پنجمین ماه زرتشتیان است.
این واژه به نادرستی مرداد که در معنی مرگ و مردن و تباهی است خوانده و آمدهاست چنانچه درست آن امرداد است که به معنی بیمرگی و جاودانگی است.
در ادبیات مزدیسنا امرداد امشاسپندی است که نگهبانی نباتات با اوست و هئوروتات امشاسپند(خرداد) نگهبان آب همراه همیشگی اوست.
این نام در اوستا صفتی است برای اهورامزدا، نماد زوال ناپزیری و پایندگی اما در جهان خاکی نگهبان رستنیها و گیاهان است.
امرداد روز در امرداد ماه که روز هفتم است جشن امردادگان میباشد و به تاريخ خورشيدی برابر ۳ امرداد ماه است اين جشن متعلق به امشاسپند امرتات که نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است.
واژهی امرتات از سه بخش درست شدهاست:
اَ + مَر + تات که بخش نخست در زبان اوستایی پیشوند نفی است، بخش دوم از ریشهی مصدری «مَر» به معنی مرگ و بخش سوم پسوند كاملی، رسایی و سالمی را میرساند.
همانگونه که امرداد به معنی بیمرگی است، مرداد به معنی مرگ و نیستی است. بنابراین شایسته است که این واژه را امرداد بخوانیم و چون امرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است، در عالم جسمانی نگهبانی نباتات و روییدنیها با اوست و در باورهای ایرانی در جهان خاکی نگاهبان و سرپرست گیاهان و رستنیها بهشمار میرود و همواره با خرداد در كنار هم جای دارند و «كمال» و «دوام» در جهان مینویی نیز از این دو امشاسپند است.
نیاکان ایرانیمان در این روز به باغها و کشتیزار خرم و دلنشین میرفتند و پس از نیایش اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن زاستار(:طبیعت) برگزار میکردند.
چون امرداد فرشته جاودانگی و بیمرگی است اين فرشته نماينده آخرين مرتبه فرهیختگی و کمال است.
فروزههای پاک فرشته امرداد و توجه او نسبت به آبادی زمين و پاکی و تمیزی و پاکیزگی بهگونه مشروح بيان شد نظر به همان فروزههای پاک و پسنديده است که ايرانيان اين روز را جشن میگرفتند و به شادی میپرداختند و خود را برای پيروی از فرشته نامبرده آماده میساختند.
#ابوريحان_بیرونی در برگ۲۵۰ ترجمه پارسی آثارالباقيه مینويسد:
امرداد ماه روز هفتم آن امرداد روز است و آن روز را بواسطه رخ دادن دو نام باهم جشن میگرفتند معنای امرداد آن است که مرگ و نيستی نداشته باشد امرداد فرشتهای است که به نگهداری گيتی و تربيت خوراکها و دواها که اصل آن نباتات است و زایل کننده گرسنگی و زیان و بیماری میباشد موکل است.
روز امرداد از ماه امرداد برابر با ۳ امرداد در گاهشماری ۳۰روزه زرتشتیان، هفتمین روز از هر ماه، امرداد نام دارد.
واژه امرداد به معنی بیمرگی و جاودانگی است.
اما واژه مرداد به معنی مرگ و نیستی است.
پس #امرداد درست است.
هنگامیکه در ماه امرداد، روز امرداد فرا میرسد، آنرا جشن امردادگان مینامند.
درباره چگونگی برگزاری این جشن در زمانِ گذشته آگاهی چندانی در دست نیست.
اکنون در برخی از روستاها و شهرها، جشن امردادگان نیز برگزار میشود.
این جشن بیشتر در تالار آدریان یا فضایی همگانی برپا میشود و با اجرای برنامههایی مانند نیایش، سرود، دکلمه و سخنرانی درباره جایگاه امرداد(جاودانگی) در راه شناخت و نزدیک شدن به اهورامزدا همراه است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بخوانیم
▪️تاریخ ثابت کرده ک مردان کچل اغلب باهوش تر، داناتر،موفق تر،ثروتمند تر و صادق تر هستند!
پس به سر کچل خود افتخار کرده و از آن لذت ببرید دنبال کاشتن مو هم نباشید!!!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بخوانیم
▪️تاریخ ثابت کرده ک مردان کچل اغلب باهوش تر، داناتر،موفق تر،ثروتمند تر و صادق تر هستند!
پس به سر کچل خود افتخار کرده و از آن لذت ببرید دنبال کاشتن مو هم نباشید!!!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
❇️ آشنایی با گاهشمار #اوستایی و چگونگی محاسبه تاریخ دقیق #جشنهای_ماهانه با پسوند #گان:
در سالنامه و گاهشمار باستانی ایرانزمین(گاهشمار اوستایی)، همانگونه که امروزه هر ماه از سال دارای نامی ویژه است، هر روز از ماه نیز نام ویژهی خود را داشته است و آن روز نه با شماره، بلکه با آن نام خوانده میشده است.
ترتیب روزها در گاهشمار اوستایی به گونهی زیر است:
۱- #اورمزد ۲- #بهمن ۳- #اردیبهشت ۴- #شهریور ۵- #سپندارمز ۶- #خرداد ۷- #امرداد ۸- #دیبهآذر ۹- #آذر ۱۰- #آبان ۱۱- #خور ۱۲- #ماه ۱۳- #تیر ۱۴- #گوش ۱۵- #دیبهمهر ۱۶- #مهر ۱۷- #سروش ۱۸- #رشن ۱۹- #فروردین ۲۰- #بهرام ۲۱- #رام ۲۲- #باد ۲۳- #دیبهدین ۲۴- #دین ۲۵- #ارد ۲۶- #اشتاد ۲۷- #آسمان ۲۸- #زامیاد ۲۹- #مانترهسپند ۳۰- #انارام
نام این ۳۰روز برگرفته از نامهای #اهورامزدا، امشاسپندان و ایزدان در دین مزدیسنا میباشد.
چنانچه پیداست شمار این روزها به ۳۰ میرسیده است زیرا گاهشمار اوستایی دربرگیرندهی۱۲ماه ۳۰روزه بوده است و به وارون گاهشمار کنونی کشور، هیچ ماه ۳۱روزه یا ۲۹روزهای در آن وجود نداشته است. پس، از آنجایی که سال خورشیدی دارای ۳۶۵روز است اما ۱۲ ماه ۳۰روزه تنها ۳۶۰روز را دربر میگیرد (12×30=360)، پس در گاهشمار اوستایی، ۵روز باقیمانده را پنجهی #گاتابیو مینامند و آن را در پایان هر سال جای داده و جزو هیچ یک از ماههای سال نمیدانند.
نام پنج روز گاتابیو:
۱- اَهونَوَد ۲- اُشتَوَد ۳- سِپَنتمَد ۴- وُهوخشَترَ ۵- وَهیشتوئیشت (نام این پنج روز برگرفته از نام پنج بخش گاتها، سرودههای #اشوزرتشت میباشد.
حال آنکه در این گاهشمار، جشنهایی با پسوند #گان وجود دارند که به فراخور یکی شدن نام روز و ماه برگزار میشوند. مانند جشنهای تیرگان (روز تیر از ماه تیر) و مهرگان (روز مهر از ماه مهر) و...
اگر یکبار دیگر به فهرست نام روزها بنگرید، خواهید دید که تیر روز سیزدهم و مهر روز شانزدهم هر ماه در گاهشمار اوستاییست.
حال تیرگان بر پایهی گاهشمار اوستایی چندمین روز سال است؟
30 + 30 + 30 + 13 = 103
.
حال نکته اینجاست که 103اُمین روز سال در گاهشماری کنونی کشور نه برابر با ۱۳ تیر بلکه برابر با ۱۰ تیر میباشد. چراییاش نیز ۳۰روز بودن همهی ماهها در گاهشمار اوستایی اما ۳۱روزه بودن ۶ماه نخست سال در گاهشمار کنونی کشور است.
31 + 31 + 31 + 10 = 103
.
پس جشن تیرگان برابر است با 103اُمین روز سال یعنی روز تیر از ماه تیر در گاهشمار باستانی و دهمین روز از چهارمین ماه در گاهشمار کنونی کشور. با این همه، افسوسمندانه برخی گرامیان بدون نگرش به این دگرگونیها و تفاوتها در میان دو گاهشمار یادشده، جشنهای ماهانه با پسوند #گان را 1 تا 6 روز دیرتر شادباش میگویند و این چنین موجب آشفتگی گاهشماری و عدم یکپارچگی در برگزاری این جشنهای کهن ملی میشوند.
اینک، تاریخ درست این جشنها بر پایهی گاهشمار کنونی کشور را در زیر میآورم که البته با یک حساب سرانگشتی، مانند محاسبهی بالا تشخیصپذیراند:
جشن فروردینگان👈نوزدهم فروردین ماه.
جشن اردیبهشتگان👈دوم اردیبهشت ماه (نه ۳ اردیبهشت).
جشن خردادگان👈چهارم خرداد ماه (نه ۶´خرداد).
جشن تیرگان👈دهم تیر ماه (نه ۱۳).
جشن امردادگان👈سوم امرداد ماه (نه ۷).
جشن شهریورگان👈سیام امرداد ماه (نه ۴ شهریور).
جشن مهرگان👈دهم مهر ماه (نه ۱۶ مهر).
جشن آبانگان👈چهارم آبان ماه (نه ۱۰ آبان).
جشن آذرگان👈سوم آذر ماه (نه ۹ آذر).
جشن دیگان👈بیستوپنجم آذر ماه و ۲، ۹و ۱۷دی ماه (نه ۱، ۸، ۱۵ و۲۳دی).
جشن بهمنگان👈بیستوششم دی ماه (نه ۲ بهمن).
جشن اسپندگان(سپندارمزگان)👈بیستونهم بهمن ماه (نه ۵ اسپند).
با نگرش به آنچه گفته شد بهتر است برای اشتباه گرفته نشدن روزهای گاهشمار اوستایی با گاهشمار رسمی کنونی کشور از شمارهی روزها تنها برای گاهشمار رسمی بهره بگیریم و روزهای گاهشمار اوستایی را تنها با نام ویژهی خود بخوانیم. برای نمونه: جشن مهرگان، روز مهر از ماه مهر، برابر با ۱۰مهر.
در پایان این نکته را هم باید افزود که ساختار ماههای گاهشمار کنونی کشور، برگرفته از گاهشمار جلالیاند. در این گاهشمار تا پیش از روزگار رضاشاه بزرگ، ماهها با نامها و واژگانی عربی چون: حمل، ثور، جوزا، سرطان و... نامیده میشدند. اما پس از آن، در زمانهی پادشاهی رضاشاه پهلوی، بدون آنکه دگرگونی در ساختار گاهشمار کشور(گاهشمار جلالی) پدید آید نام ماههای گاهشمار اوستایی بر روی ماههای گاهشمار جلالی نهاده شدند.
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
❇️ آشنایی با گاهشمار #اوستایی و چگونگی محاسبه تاریخ دقیق #جشنهای_ماهانه با پسوند #گان:
در سالنامه و گاهشمار باستانی ایرانزمین(گاهشمار اوستایی)، همانگونه که امروزه هر ماه از سال دارای نامی ویژه است، هر روز از ماه نیز نام ویژهی خود را داشته است و آن روز نه با شماره، بلکه با آن نام خوانده میشده است.
ترتیب روزها در گاهشمار اوستایی به گونهی زیر است:
۱- #اورمزد ۲- #بهمن ۳- #اردیبهشت ۴- #شهریور ۵- #سپندارمز ۶- #خرداد ۷- #امرداد ۸- #دیبهآذر ۹- #آذر ۱۰- #آبان ۱۱- #خور ۱۲- #ماه ۱۳- #تیر ۱۴- #گوش ۱۵- #دیبهمهر ۱۶- #مهر ۱۷- #سروش ۱۸- #رشن ۱۹- #فروردین ۲۰- #بهرام ۲۱- #رام ۲۲- #باد ۲۳- #دیبهدین ۲۴- #دین ۲۵- #ارد ۲۶- #اشتاد ۲۷- #آسمان ۲۸- #زامیاد ۲۹- #مانترهسپند ۳۰- #انارام
نام این ۳۰روز برگرفته از نامهای #اهورامزدا، امشاسپندان و ایزدان در دین مزدیسنا میباشد.
چنانچه پیداست شمار این روزها به ۳۰ میرسیده است زیرا گاهشمار اوستایی دربرگیرندهی۱۲ماه ۳۰روزه بوده است و به وارون گاهشمار کنونی کشور، هیچ ماه ۳۱روزه یا ۲۹روزهای در آن وجود نداشته است. پس، از آنجایی که سال خورشیدی دارای ۳۶۵روز است اما ۱۲ ماه ۳۰روزه تنها ۳۶۰روز را دربر میگیرد (12×30=360)، پس در گاهشمار اوستایی، ۵روز باقیمانده را پنجهی #گاتابیو مینامند و آن را در پایان هر سال جای داده و جزو هیچ یک از ماههای سال نمیدانند.
نام پنج روز گاتابیو:
۱- اَهونَوَد ۲- اُشتَوَد ۳- سِپَنتمَد ۴- وُهوخشَترَ ۵- وَهیشتوئیشت (نام این پنج روز برگرفته از نام پنج بخش گاتها، سرودههای #اشوزرتشت میباشد.
حال آنکه در این گاهشمار، جشنهایی با پسوند #گان وجود دارند که به فراخور یکی شدن نام روز و ماه برگزار میشوند. مانند جشنهای تیرگان (روز تیر از ماه تیر) و مهرگان (روز مهر از ماه مهر) و...
اگر یکبار دیگر به فهرست نام روزها بنگرید، خواهید دید که تیر روز سیزدهم و مهر روز شانزدهم هر ماه در گاهشمار اوستاییست.
حال تیرگان بر پایهی گاهشمار اوستایی چندمین روز سال است؟
30 + 30 + 30 + 13 = 103
.
حال نکته اینجاست که 103اُمین روز سال در گاهشماری کنونی کشور نه برابر با ۱۳ تیر بلکه برابر با ۱۰ تیر میباشد. چراییاش نیز ۳۰روز بودن همهی ماهها در گاهشمار اوستایی اما ۳۱روزه بودن ۶ماه نخست سال در گاهشمار کنونی کشور است.
31 + 31 + 31 + 10 = 103
.
پس جشن تیرگان برابر است با 103اُمین روز سال یعنی روز تیر از ماه تیر در گاهشمار باستانی و دهمین روز از چهارمین ماه در گاهشمار کنونی کشور. با این همه، افسوسمندانه برخی گرامیان بدون نگرش به این دگرگونیها و تفاوتها در میان دو گاهشمار یادشده، جشنهای ماهانه با پسوند #گان را 1 تا 6 روز دیرتر شادباش میگویند و این چنین موجب آشفتگی گاهشماری و عدم یکپارچگی در برگزاری این جشنهای کهن ملی میشوند.
اینک، تاریخ درست این جشنها بر پایهی گاهشمار کنونی کشور را در زیر میآورم که البته با یک حساب سرانگشتی، مانند محاسبهی بالا تشخیصپذیراند:
جشن فروردینگان👈نوزدهم فروردین ماه.
جشن اردیبهشتگان👈دوم اردیبهشت ماه (نه ۳ اردیبهشت).
جشن خردادگان👈چهارم خرداد ماه (نه ۶´خرداد).
جشن تیرگان👈دهم تیر ماه (نه ۱۳).
جشن امردادگان👈سوم امرداد ماه (نه ۷).
جشن شهریورگان👈سیام امرداد ماه (نه ۴ شهریور).
جشن مهرگان👈دهم مهر ماه (نه ۱۶ مهر).
جشن آبانگان👈چهارم آبان ماه (نه ۱۰ آبان).
جشن آذرگان👈سوم آذر ماه (نه ۹ آذر).
جشن دیگان👈بیستوپنجم آذر ماه و ۲، ۹و ۱۷دی ماه (نه ۱، ۸، ۱۵ و۲۳دی).
جشن بهمنگان👈بیستوششم دی ماه (نه ۲ بهمن).
جشن اسپندگان(سپندارمزگان)👈بیستونهم بهمن ماه (نه ۵ اسپند).
با نگرش به آنچه گفته شد بهتر است برای اشتباه گرفته نشدن روزهای گاهشمار اوستایی با گاهشمار رسمی کنونی کشور از شمارهی روزها تنها برای گاهشمار رسمی بهره بگیریم و روزهای گاهشمار اوستایی را تنها با نام ویژهی خود بخوانیم. برای نمونه: جشن مهرگان، روز مهر از ماه مهر، برابر با ۱۰مهر.
در پایان این نکته را هم باید افزود که ساختار ماههای گاهشمار کنونی کشور، برگرفته از گاهشمار جلالیاند. در این گاهشمار تا پیش از روزگار رضاشاه بزرگ، ماهها با نامها و واژگانی عربی چون: حمل، ثور، جوزا، سرطان و... نامیده میشدند. اما پس از آن، در زمانهی پادشاهی رضاشاه پهلوی، بدون آنکه دگرگونی در ساختار گاهشمار کشور(گاهشمار جلالی) پدید آید نام ماههای گاهشمار اوستایی بر روی ماههای گاهشمار جلالی نهاده شدند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
علیه فراموشی
جمیله علمالهدی، همسر ابراهیم رئیسی:
چرا ما زنان باید مانند مرد کار کنیم، مانند مردان درس بخوانیم، مانند مردان حرف بزنیم؟
طرح: بهزاد ریاضی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
علیه فراموشی
جمیله علمالهدی، همسر ابراهیم رئیسی:
چرا ما زنان باید مانند مرد کار کنیم، مانند مردان درس بخوانیم، مانند مردان حرف بزنیم؟
طرح: بهزاد ریاضی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
🍷 مهر دیدم بامدادان چون بتافت
از خراسان سوی خاور میشتافت
🍷 #رودکی از سرایندگان پیشرو در بهکارگیری واژههای نژادهی پارسی است و واژگان بسیاری از میان چامههای او بازیابی شدهاند. در سرودههایش وامواژه بسیار اندک است و آنچه در اینجا آمده شاید یک در هزار باشد. در روز بزرگداشت او شمار اندکی از سرهسرودگان پدر #چکامه_پارسی را بخوانیم.
🍷 جُز به مادندر نماند این جهان کینه جوی
با پُـسَـنْدَر کینه دارد همچو با دُختَندَرا
🍷 بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
🍷 گرچه نامردم است آن ناکس
نشود سیر از او دلم پَرگَس
🍷 زمانه پندی آزادوار داد مرا
زمانه را چو نکو بنگری همه پند است
به روزِ نیکِ کسان گفت تا که غم نخوری
بسا کسا که به روزِ تو آرزومند است
زمانه گفت مرا خشمِ خویش دار نگاه
کِرا زبان نهبهبند است، پای در بند است
🍷 نکو گفت مزدور با آن «خدیش»
مکن بد به کس، گر نخواهی به خویش
🍷 شاد زی با سیاه چشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
زآمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
🍷 گفت فردا نشتر آرم پیش تو
خود بیاهنجم سِتیم از ریش تو
🍷 هرکه ناموخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
تا جهان بود از سر مردم فراز
کس نبود از راز دانش بینیاز
مردمان بخرد اندر هر زمان
راز دانش را به هرگونه زبان
گرد کردند و گرامی داشتند
تا به سنگ اندر همی بنگاشتند
🍷 دانش اندر دل چراغ روشن است
وز همه بد بر تن تو جوشن است
🍷 گُل دگرره به گُلْسِتان آمد
وارهی باغ و بوستان آمد
🍷 رودکی چنگ بر گرفت و نواخت
باده انداز، کو سرود انداخت
نابسوده دو دست رنگین کرد
ناچشیده به تارک اندر تاخت
🍷 با سَد(صَد)هزار مردم تنهایی
بی سدهزار مردم تنهایی
🍷 #فرتور: بوستان رودکی در تاجیکستان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
🍷 مهر دیدم بامدادان چون بتافت
از خراسان سوی خاور میشتافت
🍷 #رودکی از سرایندگان پیشرو در بهکارگیری واژههای نژادهی پارسی است و واژگان بسیاری از میان چامههای او بازیابی شدهاند. در سرودههایش وامواژه بسیار اندک است و آنچه در اینجا آمده شاید یک در هزار باشد. در روز بزرگداشت او شمار اندکی از سرهسرودگان پدر #چکامه_پارسی را بخوانیم.
🍷 جُز به مادندر نماند این جهان کینه جوی
با پُـسَـنْدَر کینه دارد همچو با دُختَندَرا
🍷 بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
🍷 گرچه نامردم است آن ناکس
نشود سیر از او دلم پَرگَس
🍷 زمانه پندی آزادوار داد مرا
زمانه را چو نکو بنگری همه پند است
به روزِ نیکِ کسان گفت تا که غم نخوری
بسا کسا که به روزِ تو آرزومند است
زمانه گفت مرا خشمِ خویش دار نگاه
کِرا زبان نهبهبند است، پای در بند است
🍷 نکو گفت مزدور با آن «خدیش»
مکن بد به کس، گر نخواهی به خویش
🍷 شاد زی با سیاه چشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
زآمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
🍷 گفت فردا نشتر آرم پیش تو
خود بیاهنجم سِتیم از ریش تو
🍷 هرکه ناموخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
تا جهان بود از سر مردم فراز
کس نبود از راز دانش بینیاز
مردمان بخرد اندر هر زمان
راز دانش را به هرگونه زبان
گرد کردند و گرامی داشتند
تا به سنگ اندر همی بنگاشتند
🍷 دانش اندر دل چراغ روشن است
وز همه بد بر تن تو جوشن است
🍷 گُل دگرره به گُلْسِتان آمد
وارهی باغ و بوستان آمد
🍷 رودکی چنگ بر گرفت و نواخت
باده انداز، کو سرود انداخت
نابسوده دو دست رنگین کرد
ناچشیده به تارک اندر تاخت
🍷 با سَد(صَد)هزار مردم تنهایی
بی سدهزار مردم تنهایی
🍷 #فرتور: بوستان رودکی در تاجیکستان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
هفدهم دیماه، سالروزبزرگ دلاور ایرانزمین #بابک_خرمدین🔥🕯🔥🌹🕯🌹
خرم در زبان پارسی هر چيزی است كه خوشی و شادی و لذت را برای آدمی فراهم آورد.
اينكه بهار و باغ و بوستان را خرم گویيم به اين دليل است كه مايهی شادی و نشاط است.
واژه دین از دَینه اوستایی میباشد که به معنی دیدن و دانستن و فهمیدن است. و البته به معنی وجدان آدمی است.
خرمدين، و بگونه امروزیاش دين خرم، به معنای دينی است كه در کنار انسان ساز بودنش مايهی شادی و خوشی مردمان شود.
تعريف دين به اين مفهوم در جایجای نسک گاتهای #اشوزرتشت آمده است.
نویسندهی كتاب البد و التاريخ درباره پيروان اشوزرتشت ميگويند:
هرچه انسان خرمی بيشتری بخواهد اندوه اهريمن بيشتر میشود و اهريمن بيشتر درصدد جنگيدن با انسان برمیآيد. و در تعريف باورهای خرمدينان مینويسد كه آنها هرچه باعث شادی و لذت باشد و طبيعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زيانی به كسی نرساند را مباح و روا میدانند.
نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست. زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد.
معنی واژه #بابک در واژه نامه پهلوی - اوستایی استاد #بهرام_فرهوشی از پاپک گرفته شده است که پدر عزیز و کوچک معنی میدهد. یکی از بزرگان سرزمین ایران از نیای ساسان نیز بوده است.
بابک از تبار ایرانی و محل زندگیاش آذرآبادگان ایرانزمین بود.
جنبشی كه بابک در ایران آغاز كرد و رسمن نام جنبش خرمدينان برخود داشت، يک ايدیولوژی مشخصی را مطرح میكرد كه هدفش براندازی نهایی سلطهی اعراب مسلمان در ایران و آزادی ایران و ایرانی و برقراری برابری و دادگری در ايرانزمین و تأمين خوشی و آرامش برای همگان و بازگشت به بزرگی و شکوه ایران باستان بود.
ابنحزم مینويسد كه ايرانيان از نظر وسعت ممالک و فزونی نيرو بر همهی ملتها برتری داشتند. به همین جهت لقب آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند.
چون دولت ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان برافتاد و اعراب مسلمان بر ایران مسلط گرديد اين امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصيبتی تحملنشدنی روبرو يافتند و برآن شدند كه با راههای مختلف به جنگ با اعراب برخيزند. از جمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان: سنباد، مقنع، استادسيس، بابک، مازیار و ديگران را نام برد.
اینک بخوانیم سخنان #پاپک_خرمدین دلاور مرد بیباک ایرانزمین به هنگام کشته شدنش بدست خلیفه دد اهریمن مسلمین:
✅ ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت.
✅ من نبردی را آغاز کردهام که ادامه خواهد داشت.
✅ من آموزش ستیز و نبرد را به جوانان ایران آموختم.
✅ من درسی به جوانان ایران دادهام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد.
✅ من لرزهای بر پایههای حکومت اسلامی انداختهام که دیر یا زود آنرا سرنگون خواهد نمود.
✅ گمان مبر که با کشتن من فریاد آزادیخواهی و ایستادگی ایرانیان را خاموش خواهی کرد، نه هرگز.
✅ ایرانی پاکسرشت و آزاده هرگز در برابر دشمنان و ستمگران زانو نمیزند و چهره به خاک نمیساید.
#باب_خرمدین بزرگترین و برجستهترین پیکارجو و ستیزنده ایرانی در برابر تازیان متجاوز ستمگر مسلمان در ایرانزمین بود.
باری،
هفتم ژانویه برابر با هفدهم دیماه روز کشته و تکهتکه شدن #پاپک_خرمدین ایرانی بدست تازیان مسلمان متجاوز است.
هنگامی که معتصم عرب خلیفه مسلمین دست راست پاپک خرمدین ایرانی را برید پاپک با دست دیگرش خون خویش را بر چهرهاش مالید.
خلیفه تازی پرسید: چرا چنین کردی؟
پاپک خرمدین ایرانی پاسخ داد:
✅چون خون از تنم بیرون رود چهرهام به زردی گراید و آنگاه توی عرب گمان میکنی که من ایرانی ترسیدهام.
دلاوری، بیباکی جسارت، زیرکی، هوش و استعداد #پاپک_خرمدین بیتردید استثنایی و بیهمتا بود.
آری،
بابک این دلاور مرد ایرانی ۲۲سال با اعراب مسلمان وحشی جنگید و سرانجام با نیرنگ و دسیسه افشین خودفروخته گرفتار شد.
هنگامی که افشین خواست آذرآبادگان را به سوی سامرا عراق ترک کند از بابک پرسید که آیا خواستهای دارد یا نه؟
پاپک پاسخ داد:
میخواهم سرزمین و شهرم را ببینم.
افشین خائن در شب مهتابی بابک را با چند نگهبان به شهر بذ زادگاه پاپک فرستاد و اجازه داد که او به دور دیار خود بگردد.
مردان و زنان ایرانی که پاپک خرمدین را اسیر دیدند گریستند.
✅ بابک خرمدین عشق والا و بزرگی به سرزمینش ایران داشت.
بر روان و فروهر پاک پاپک خرمدین درود باد🌹🕯🌹
.
بنمایه،
نسک(:کتاب) منم بابک، نوشته زنده یاد دکتر ناصر انقطاع🕯🌹
.
🟩 و بخوانیم بخشی از سرودههای چکامهسرایان بزرگ برای بابک خرمدین:
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
هفدهم دیماه، سالروزبزرگ دلاور ایرانزمین #بابک_خرمدین🔥🕯🔥🌹🕯🌹
خرم در زبان پارسی هر چيزی است كه خوشی و شادی و لذت را برای آدمی فراهم آورد.
اينكه بهار و باغ و بوستان را خرم گویيم به اين دليل است كه مايهی شادی و نشاط است.
واژه دین از دَینه اوستایی میباشد که به معنی دیدن و دانستن و فهمیدن است. و البته به معنی وجدان آدمی است.
خرمدين، و بگونه امروزیاش دين خرم، به معنای دينی است كه در کنار انسان ساز بودنش مايهی شادی و خوشی مردمان شود.
تعريف دين به اين مفهوم در جایجای نسک گاتهای #اشوزرتشت آمده است.
نویسندهی كتاب البد و التاريخ درباره پيروان اشوزرتشت ميگويند:
هرچه انسان خرمی بيشتری بخواهد اندوه اهريمن بيشتر میشود و اهريمن بيشتر درصدد جنگيدن با انسان برمیآيد. و در تعريف باورهای خرمدينان مینويسد كه آنها هرچه باعث شادی و لذت باشد و طبيعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زيانی به كسی نرساند را مباح و روا میدانند.
نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست. زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد.
معنی واژه #بابک در واژه نامه پهلوی - اوستایی استاد #بهرام_فرهوشی از پاپک گرفته شده است که پدر عزیز و کوچک معنی میدهد. یکی از بزرگان سرزمین ایران از نیای ساسان نیز بوده است.
بابک از تبار ایرانی و محل زندگیاش آذرآبادگان ایرانزمین بود.
جنبشی كه بابک در ایران آغاز كرد و رسمن نام جنبش خرمدينان برخود داشت، يک ايدیولوژی مشخصی را مطرح میكرد كه هدفش براندازی نهایی سلطهی اعراب مسلمان در ایران و آزادی ایران و ایرانی و برقراری برابری و دادگری در ايرانزمین و تأمين خوشی و آرامش برای همگان و بازگشت به بزرگی و شکوه ایران باستان بود.
ابنحزم مینويسد كه ايرانيان از نظر وسعت ممالک و فزونی نيرو بر همهی ملتها برتری داشتند. به همین جهت لقب آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند.
چون دولت ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان برافتاد و اعراب مسلمان بر ایران مسلط گرديد اين امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصيبتی تحملنشدنی روبرو يافتند و برآن شدند كه با راههای مختلف به جنگ با اعراب برخيزند. از جمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان: سنباد، مقنع، استادسيس، بابک، مازیار و ديگران را نام برد.
اینک بخوانیم سخنان #پاپک_خرمدین دلاور مرد بیباک ایرانزمین به هنگام کشته شدنش بدست خلیفه دد اهریمن مسلمین:
✅ ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت.
✅ من نبردی را آغاز کردهام که ادامه خواهد داشت.
✅ من آموزش ستیز و نبرد را به جوانان ایران آموختم.
✅ من درسی به جوانان ایران دادهام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد.
✅ من لرزهای بر پایههای حکومت اسلامی انداختهام که دیر یا زود آنرا سرنگون خواهد نمود.
✅ گمان مبر که با کشتن من فریاد آزادیخواهی و ایستادگی ایرانیان را خاموش خواهی کرد، نه هرگز.
✅ ایرانی پاکسرشت و آزاده هرگز در برابر دشمنان و ستمگران زانو نمیزند و چهره به خاک نمیساید.
#باب_خرمدین بزرگترین و برجستهترین پیکارجو و ستیزنده ایرانی در برابر تازیان متجاوز ستمگر مسلمان در ایرانزمین بود.
باری،
هفتم ژانویه برابر با هفدهم دیماه روز کشته و تکهتکه شدن #پاپک_خرمدین ایرانی بدست تازیان مسلمان متجاوز است.
هنگامی که معتصم عرب خلیفه مسلمین دست راست پاپک خرمدین ایرانی را برید پاپک با دست دیگرش خون خویش را بر چهرهاش مالید.
خلیفه تازی پرسید: چرا چنین کردی؟
پاپک خرمدین ایرانی پاسخ داد:
✅چون خون از تنم بیرون رود چهرهام به زردی گراید و آنگاه توی عرب گمان میکنی که من ایرانی ترسیدهام.
دلاوری، بیباکی جسارت، زیرکی، هوش و استعداد #پاپک_خرمدین بیتردید استثنایی و بیهمتا بود.
آری،
بابک این دلاور مرد ایرانی ۲۲سال با اعراب مسلمان وحشی جنگید و سرانجام با نیرنگ و دسیسه افشین خودفروخته گرفتار شد.
هنگامی که افشین خواست آذرآبادگان را به سوی سامرا عراق ترک کند از بابک پرسید که آیا خواستهای دارد یا نه؟
پاپک پاسخ داد:
میخواهم سرزمین و شهرم را ببینم.
افشین خائن در شب مهتابی بابک را با چند نگهبان به شهر بذ زادگاه پاپک فرستاد و اجازه داد که او به دور دیار خود بگردد.
مردان و زنان ایرانی که پاپک خرمدین را اسیر دیدند گریستند.
✅ بابک خرمدین عشق والا و بزرگی به سرزمینش ایران داشت.
بر روان و فروهر پاک پاپک خرمدین درود باد🌹🕯🌹
.
بنمایه،
نسک(:کتاب) منم بابک، نوشته زنده یاد دکتر ناصر انقطاع🕯🌹
.
🟩 و بخوانیم بخشی از سرودههای چکامهسرایان بزرگ برای بابک خرمدین:
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
اما...
اعجاز ما همین است :
ما عشق را به مدرسه بردیم
در امتداد راهرویی کوتاه
در آن کتابخانهی کوچک
تا باز این کتاب قدیمی را
که از کتابخانه امانت گرفتهایم
-یعنی همین کتاب اشارات
با هم یکی دو لحظه بخوانیم
ما بیصدا مطالعه میکردیم
اما کتاب را که ورق میزدیم
تنها
گاهی به هم نگاهی ...
ناگاه
انگشتهای (( هیس ! ))
ما را
از هر طرف نشانه گرفتند
انگار
غوغای چشمهای من و تو
سکوت را
در آن کتابخانه رعایت نکرده بود!
#_قیصر_امین_پور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
اما...
اعجاز ما همین است :
ما عشق را به مدرسه بردیم
در امتداد راهرویی کوتاه
در آن کتابخانهی کوچک
تا باز این کتاب قدیمی را
که از کتابخانه امانت گرفتهایم
-یعنی همین کتاب اشارات
با هم یکی دو لحظه بخوانیم
ما بیصدا مطالعه میکردیم
اما کتاب را که ورق میزدیم
تنها
گاهی به هم نگاهی ...
ناگاه
انگشتهای (( هیس ! ))
ما را
از هر طرف نشانه گرفتند
انگار
غوغای چشمهای من و تو
سکوت را
در آن کتابخانه رعایت نکرده بود!
#_قیصر_امین_پور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#_جشن_آبسالان_وفرخندگی_روباهان_بالدار
🦊 جشنهای پرشمار اسپندماه با «جشن آبسالان» آغاز میشود. آبپاشان و جشن روباه نامهای دیگر آن هستند. با بررسی برخی از گاهشماریهای کهن گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با یکم اسپند بود.
گمان میرود که این جشن به بهانهی پایان یخزدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمهها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانهها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوبارهی روباهان که ایرانیان آن را فرخنده میدانستند، برگزار میشد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشنهای فروردین دارد ولی داستانهای ناهمانندی نیز دربارهاش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشنهای بارانخواهی بود که اکنون در استانهای خشک کشور به شیوههای دیگری برگزار میشود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال «اوسال» است شاید بتوان برداشت کرد که این جشن با گذشت روزگاران جابجا شده است.
🦊 افسانههای «جشن آبسالان» از زبان «ابوریحان بیرونی» و دیگران بسیار خواندنیاند:
- در روزگار کیانیان و در آستانهی بهار روباهان بالداری پدیدار میشدند که آمدن آنان مایهی خوشبختی مردم در آن روزگاران بود. پس از کیانیان، روباهان بالدار ناپدید شدند ولی تا روزگار ابوریحان (و تاکنون) مردم دیدن روباه در آستانهی بهار را نیک میشمردند.
- در این روز جمشیدشاه برای نخستین بار در دریا مروارید یافت. مردم نیز برای گذشتن سرمای سخت گذشته و نزدیک شدن بهار شادمانی میکردند.
- بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفتهاند که در این روز بر فراز یک کوه بزکوهی سپیدی پدیدار میشود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر فریاد نکشد خشکسالی در پیش است.
🦊 چند دیدگاه دربارهی چیستی آبسالان بخوانیم:
- آبسالان همریشه با آبشار و نشانهی پیدایش بهار است.
- آبسالان در پازند «آوساران» و در مینوی خرد «آپسالان» است. تفضلی و مککنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار (معنی) هنگام بهار و روز بهاری میدانند.
- در برگردان «مینوی خرد» به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیدهاند (معنی کردهاند).
- در «ریگودا» این واژه «آپسارا» و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که روی گیسوی بلند خورشید را میگیرد.
- نام «آبسال وهاری» در نوشتههای بیرونی شاید نشانهی نزدیک شدن به بهار باشد.
- سرودهای از ناصرخسرو میگوید #آبسالان با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
- در سرودهی «ابو نواس» در سدهی دوم، آبسال به ماناک (معنی) باران و رگبار بهاری است. این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ در کنار نوروز و مهرگان آمده و پیداست که جشنی بزرگ بود.
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!
🦊 آیینهای جشن آبسالان:
بر پایهی افسانهها در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آنها را در دست گرفت. گفته شده که کیانیان جشن آبسالان را «بهارجشن» میگفتند.
ایرانیان در بامداد جشن آبسالان با نگاه به آسمان و ابرها، دربارهی فراوانی یا خشکسالی سال آینده پیشبینی میکردند. مردم و پادشاه در این روز به دشتها میرفتند و پیش از اینکه پادشاه خوراک بخورد، به او پوپک، جوجه و کرهخر پیشکش میکردند.
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_آبسالان #آبسالان
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#_جشن_آبسالان_وفرخندگی_روباهان_بالدار
🦊 جشنهای پرشمار اسپندماه با «جشن آبسالان» آغاز میشود. آبپاشان و جشن روباه نامهای دیگر آن هستند. با بررسی برخی از گاهشماریهای کهن گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با یکم اسپند بود.
گمان میرود که این جشن به بهانهی پایان یخزدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمهها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانهها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوبارهی روباهان که ایرانیان آن را فرخنده میدانستند، برگزار میشد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشنهای فروردین دارد ولی داستانهای ناهمانندی نیز دربارهاش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشنهای بارانخواهی بود که اکنون در استانهای خشک کشور به شیوههای دیگری برگزار میشود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال «اوسال» است شاید بتوان برداشت کرد که این جشن با گذشت روزگاران جابجا شده است.
🦊 افسانههای «جشن آبسالان» از زبان «ابوریحان بیرونی» و دیگران بسیار خواندنیاند:
- در روزگار کیانیان و در آستانهی بهار روباهان بالداری پدیدار میشدند که آمدن آنان مایهی خوشبختی مردم در آن روزگاران بود. پس از کیانیان، روباهان بالدار ناپدید شدند ولی تا روزگار ابوریحان (و تاکنون) مردم دیدن روباه در آستانهی بهار را نیک میشمردند.
- در این روز جمشیدشاه برای نخستین بار در دریا مروارید یافت. مردم نیز برای گذشتن سرمای سخت گذشته و نزدیک شدن بهار شادمانی میکردند.
- بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفتهاند که در این روز بر فراز یک کوه بزکوهی سپیدی پدیدار میشود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر فریاد نکشد خشکسالی در پیش است.
🦊 چند دیدگاه دربارهی چیستی آبسالان بخوانیم:
- آبسالان همریشه با آبشار و نشانهی پیدایش بهار است.
- آبسالان در پازند «آوساران» و در مینوی خرد «آپسالان» است. تفضلی و مککنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار (معنی) هنگام بهار و روز بهاری میدانند.
- در برگردان «مینوی خرد» به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیدهاند (معنی کردهاند).
- در «ریگودا» این واژه «آپسارا» و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که روی گیسوی بلند خورشید را میگیرد.
- نام «آبسال وهاری» در نوشتههای بیرونی شاید نشانهی نزدیک شدن به بهار باشد.
- سرودهای از ناصرخسرو میگوید #آبسالان با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
- در سرودهی «ابو نواس» در سدهی دوم، آبسال به ماناک (معنی) باران و رگبار بهاری است. این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ در کنار نوروز و مهرگان آمده و پیداست که جشنی بزرگ بود.
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!
🦊 آیینهای جشن آبسالان:
بر پایهی افسانهها در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آنها را در دست گرفت. گفته شده که کیانیان جشن آبسالان را «بهارجشن» میگفتند.
ایرانیان در بامداد جشن آبسالان با نگاه به آسمان و ابرها، دربارهی فراوانی یا خشکسالی سال آینده پیشبینی میکردند. مردم و پادشاه در این روز به دشتها میرفتند و پیش از اینکه پادشاه خوراک بخورد، به او پوپک، جوجه و کرهخر پیشکش میکردند.
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_آبسالان #آبسالان
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
ریشههایمان را بریدیدند
تا دستهایمان به هم نرسد
ندانستیم
عشق
همهاش
خطای دید است
و در خاک فاصلهها فرو افتادیم
آوندهایمان خشکید
و شاخههایمان به هم نرسید
سهم ما همین بود
که از دور
با صدای تیشهها بر ریشهها
نام همدیگر را بخوانیم
#_Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
ریشههایمان را بریدیدند
تا دستهایمان به هم نرسد
ندانستیم
عشق
همهاش
خطای دید است
و در خاک فاصلهها فرو افتادیم
آوندهایمان خشکید
و شاخههایمان به هم نرسید
سهم ما همین بود
که از دور
با صدای تیشهها بر ریشهها
نام همدیگر را بخوانیم
#_Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
⬅️به جای دعای تازیان ،این نیایش زیبای ایرانی را بخوانیم:
«گشت گرداگرد مهر تابناک ایران زمین
روز نو آمد و شد،شادی برون زن در کمین
ای تو یزدان،ای تو گرداننده مهر و سپهر
برترینش کن برایم این زمان و این زمین»
#نوروز نماد فرهنگ ایرانی
هرکجا که نوروز را جشن میگیرند،آنجا ایران است🪷
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
⬅️به جای دعای تازیان ،این نیایش زیبای ایرانی را بخوانیم:
«گشت گرداگرد مهر تابناک ایران زمین
روز نو آمد و شد،شادی برون زن در کمین
ای تو یزدان،ای تو گرداننده مهر و سپهر
برترینش کن برایم این زمان و این زمین»
#نوروز نماد فرهنگ ایرانی
هرکجا که نوروز را جشن میگیرند،آنجا ایران است🪷
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity