🔴#سینما
#_نقل_قول
▪️به گمانم فیلمهای او (اینگمار برگمان) موقعیت جاویدانی دارند، زیرا آنها به مشکلاتِ روابط بین افراد، فقدان ارتباط بین انسانها، امیال دینی و اخلاق میپردازند، تمهای موجودی که از الان تا هزار سال دیگر قابل بررسیاند. وقتی یکسری چیزهایی که امروزه مُد روز و موفق هستند در آیندهای نه چندان دور تبدیل به عتیقههای پوسیده شدند، افکار و ایدههای او همچنان بزرگ خواهند ماند.
▪️#وودی_آلن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#_نقل_قول
▪️به گمانم فیلمهای او (اینگمار برگمان) موقعیت جاویدانی دارند، زیرا آنها به مشکلاتِ روابط بین افراد، فقدان ارتباط بین انسانها، امیال دینی و اخلاق میپردازند، تمهای موجودی که از الان تا هزار سال دیگر قابل بررسیاند. وقتی یکسری چیزهایی که امروزه مُد روز و موفق هستند در آیندهای نه چندان دور تبدیل به عتیقههای پوسیده شدند، افکار و ایدههای او همچنان بزرگ خواهند ماند.
▪️#وودی_آلن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#سینما
#_نقل_قول
▪️از دانلد ریچی، کاشف بزرگ سینمای ناشناخته ژاپن، پرسیده بودند چرا میزوگوچی، ناروسه و اُزو این همه درباره زنان فیلم میسازند؟ ریچی با لبخند جواب داده بود:
احتمالا بهخاطر #ستسوکو_هارا_وچند_بازیگر_زن_خوب
▪️Setsuko Hara (1920 - 2015)
— Remembering Setsuko Hara, Born 100 Years Ago Today.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#_نقل_قول
▪️از دانلد ریچی، کاشف بزرگ سینمای ناشناخته ژاپن، پرسیده بودند چرا میزوگوچی، ناروسه و اُزو این همه درباره زنان فیلم میسازند؟ ریچی با لبخند جواب داده بود:
احتمالا بهخاطر #ستسوکو_هارا_وچند_بازیگر_زن_خوب
▪️Setsuko Hara (1920 - 2015)
— Remembering Setsuko Hara, Born 100 Years Ago Today.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#_نقل_قول
▪️ماسک یعنی پوشه. آنچه میپوشاند. چهرک و برقع هم همان کار را میکنند ــ ما را به خیالپردازی دربارهٔ انسان پشت برقع وادار میکنند. چهرهای را زیباتر یا زشتتر نشان دادن و بههرحال ابهام و رمز به انسان پشت برقع دادن، و شکوه بخشیدن و دور از دسترس نشان دادن، از خواص چهرک و برقع و ماسک است. برقع بسته به طرحش در اعضای صورت دست میبرد؛ بینی را بزرگتر و چشمها را گشادتر یا تنگتر و چهره را سیاه یا رنگین جلوه میدهد تا ما را از واقعیت انسان پشت برقع دور کند، و همین است که ما را به خیالپردازی در مورد انسان پشت برقع و کشف او دعوت میکند.
#بهرام_بیضایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
▪️ماسک یعنی پوشه. آنچه میپوشاند. چهرک و برقع هم همان کار را میکنند ــ ما را به خیالپردازی دربارهٔ انسان پشت برقع وادار میکنند. چهرهای را زیباتر یا زشتتر نشان دادن و بههرحال ابهام و رمز به انسان پشت برقع دادن، و شکوه بخشیدن و دور از دسترس نشان دادن، از خواص چهرک و برقع و ماسک است. برقع بسته به طرحش در اعضای صورت دست میبرد؛ بینی را بزرگتر و چشمها را گشادتر یا تنگتر و چهره را سیاه یا رنگین جلوه میدهد تا ما را از واقعیت انسان پشت برقع دور کند، و همین است که ما را به خیالپردازی در مورد انسان پشت برقع و کشف او دعوت میکند.
#بهرام_بیضایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#_نقل_قول
▪️روبر برسون: در دنیای امروز ارزش انسان یا یک شئ در حد دو پرسش پایین آمده: پولدار است؟ گرانقیمت است؟ چند وقت پیش تبلیغی که در مترو دیدم شگفت زده ام کرد: «پر فروش ترین اجاق گاز فرانسه» همیشه این پرفروش بودن را برجسته می کنند. فیلمی که بیشترین فروش را در گیشه داشته باشد، بهترین است. می بینید کجا را نشانه گرفته ایم
▪️از کتاب "فیلم ها و دنیاها"
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
▪️روبر برسون: در دنیای امروز ارزش انسان یا یک شئ در حد دو پرسش پایین آمده: پولدار است؟ گرانقیمت است؟ چند وقت پیش تبلیغی که در مترو دیدم شگفت زده ام کرد: «پر فروش ترین اجاق گاز فرانسه» همیشه این پرفروش بودن را برجسته می کنند. فیلمی که بیشترین فروش را در گیشه داشته باشد، بهترین است. می بینید کجا را نشانه گرفته ایم
▪️از کتاب "فیلم ها و دنیاها"
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
در قرن نوزده، یکی از شاگردان سابق دیوید متوجه شد نمایشنامه ای به نام هوراس به قلم پیرکورنی ) ۴۴۱۱ ( وجود دارد که دیوید در سال ۴۸۷۱ یکی از اجراهای آن را دیده و ممکن است منبع اصلی این نقاشی باشد. مساله این است که در نمایشنامه کورنی هیچ صحنه سوگند خوردنی وجود ندارد. با اینحال در اواخر نمایشنامه، یک شخصیت فرعی وارد صحنه می شود. او سه شمشیر در دست دارد که ازآن برادران شکست خورده کوراتی بوده است. این بخش از نمایشنامه و دیگر تصاویر و اطلاعاتی که آن زمان درباره هوراتی ها )و صحنه سوگند خوردن( وجود داشته، ممکن است انگیزه لازم را برای دیوید فراهم کرده باشند تا به ترسیم صحنه ای بپردازد که در آن، برادران برای دفاع از روم سوگند می خورند،یک فداکاری شخصی در راه یک ایده سیاسی.
انقلابی یا خیر؟
حال که از این مسائل آگاه شده ایم، متوجه می شویم که چرا عده ای معتقدند سوگند هوراتیها با هدف تشویق جمهوری خواهان )افرادی که به ایده آل های یک جمهوری اعتقاد داشتند و نه یک نظام سلطنتی(کشیده شده است. دیوید می خواهد به جمهوری خواهان بگوید که شما هم به تعهد و فداکاری در حد برادران هوراتی نیاز دارید. منتقدانی که طرفدار چنین تفسیری از این نقاشی هستند، برای اثبات ادعای خود، چندمن پیش از آن که مال تو باشم، متعلق به « : نقل قول از نمایشنامه کورنی هم مثال می زنند. برای مثال اما مخالفان این نظریه هم ادعا می کنند که دیوید خودش حامی مالی سلطنتی داشت و در ». کشورم هستم دام این نظام گیر افتاده بود. هم چنین این نقاشی بدون هیچ مخالفتی از سوی مقامات رسمی، از سوی سالن پاریس پذیرفته شد. در هر صورت، این نقاشی از دیوید صرف نظر از پیامی که دارد، بر روی بسیاری از نقاشان و هنرمندان بعد از خود تاثیر گذاشت و به منبع الهام آن ها تبدیل شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
انقلابی یا خیر؟
حال که از این مسائل آگاه شده ایم، متوجه می شویم که چرا عده ای معتقدند سوگند هوراتیها با هدف تشویق جمهوری خواهان )افرادی که به ایده آل های یک جمهوری اعتقاد داشتند و نه یک نظام سلطنتی(کشیده شده است. دیوید می خواهد به جمهوری خواهان بگوید که شما هم به تعهد و فداکاری در حد برادران هوراتی نیاز دارید. منتقدانی که طرفدار چنین تفسیری از این نقاشی هستند، برای اثبات ادعای خود، چندمن پیش از آن که مال تو باشم، متعلق به « : نقل قول از نمایشنامه کورنی هم مثال می زنند. برای مثال اما مخالفان این نظریه هم ادعا می کنند که دیوید خودش حامی مالی سلطنتی داشت و در ». کشورم هستم دام این نظام گیر افتاده بود. هم چنین این نقاشی بدون هیچ مخالفتی از سوی مقامات رسمی، از سوی سالن پاریس پذیرفته شد. در هر صورت، این نقاشی از دیوید صرف نظر از پیامی که دارد، بر روی بسیاری از نقاشان و هنرمندان بعد از خود تاثیر گذاشت و به منبع الهام آن ها تبدیل شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#چکامه
می توان درک کرد که چرا ترجیح می دهیم به جای اینکه خودمان حرف بزنیم و فکر کنیم. نقل قول بیاوریم و تفسیر بنویسیم
نوشتن تفسیر بر کتاب نویسنده ای دیگر. هر چند از نظر فنی کار دشواری است و به ساعت ها تحقیق و تفسیر نیاز دارد.
اما از حملات ناعادلانه ای که ممکن است نصیب آثار اصیل شود در امان است!
می توان از مفسران به دلیل قصور آنها در رعایت انصاف در حق آرای متفکران بزرگ. انتقاد کرد.
ولی نمی توان آنها را مسئول آن آرا شمرد.
#آلن_دو_باتن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
می توان درک کرد که چرا ترجیح می دهیم به جای اینکه خودمان حرف بزنیم و فکر کنیم. نقل قول بیاوریم و تفسیر بنویسیم
نوشتن تفسیر بر کتاب نویسنده ای دیگر. هر چند از نظر فنی کار دشواری است و به ساعت ها تحقیق و تفسیر نیاز دارد.
اما از حملات ناعادلانه ای که ممکن است نصیب آثار اصیل شود در امان است!
می توان از مفسران به دلیل قصور آنها در رعایت انصاف در حق آرای متفکران بزرگ. انتقاد کرد.
ولی نمی توان آنها را مسئول آن آرا شمرد.
#آلن_دو_باتن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
ابن مقفع که بود.؟
این فرزند ارجمند ایران که وجود او به تنهایی مایه تحولی عظیم در ادب و فرهنگ عرب گردید آشنایی کامل به تاریخ و آداب و زبان کشور باستانی خود داشت و زبان تازی را نیز تا سر حد کمال می دانست و از حکیم ترین و هوشیار ترین مردم روزگار بود، کسی غیر از روزبه یاد داذیه پسر جشنش معروف به ابن مقفع نمی باشد، وی از مردم شهر جوز( فیروزآباد) فارس بود و پس از قبول اسلام به نام عبدالله بن مقفع نامیده شد و ابومحمد کنیه خود قرار داد، پدرش مقفع پسر مبارک است، ابن خلکان در ذیل ترجمه حسین بن منصور حلاج گوید: او عبدالله بن المقفع کاتب مشهور به بلاغت است، صاحب رساله بدیعه. عبدالله از اهل فارس و در اول زرتشتی بود سپس به دست عیسی بن علی عموی سفاح و منصور خلفای عباسی مسلمانی گرفت و در خواص عیسی درآمد و کاتبی او کرد
واعراب اورا مفاخر خود میدانند به سرف ابن مقفع !!!
او یک از بیشمار دانایان عصر خود است و یک ایرانی اصیل واز اکابر این دیارکه با ترجمه کلیله و دمنه اعراب را با کتاب و حکایت اشنا نمود .
ازانسوی سیبویه ایرانیست که برایشان دستور زبان (گرام)نگاشت بهتر و نکوتر درین خصوص به نوشته اقای کیوان اریا استناد داشت که مینوسند,
ادبيات در جهان عرب با ترجمه «كليله و دمنه» از فارسي ساساني به عربي در قرن هشتم ميلادي توسط روزبه (ابن مقفع) آغاز شد هر چند با وجود اين خدمت با ارزش، منصور خليفه عباسي او را اعدام كرد!
وسیبویه زبانشناس معروف ایرانی قرن هشتم میلادی نخستین فردی بود که برای زبان عربي با الهام از پارسی ، صرف و نحو (گرامر) نوشت و صداها را در اين زبان مشخص ساخت....
علامات ضمه، فتحه، كسره و تنوين ها اختراع سيبويه ايراني است که با اين عمل عنوان «سيبويه نحوي» را به خود اختصاص داد...
بدون ابداعات سيبويه ، که در آن زمان يك شاهكار بود، پيشرفت زبان عربي ميسر نبود و استحكام اين زبان به اين صورت باقي نمي ماند و در نوشتار همانند لهجه يكنواخت بودن خود را از دست مي داد... پایان نقل قول.
بیایید با هم بخوانیم خلاصه مطلب را,
کَلیله و دِمنه کتابی است از اصل هندی که در دوران ساسانی به فارسی میانه ترجمه شد. کلیله و دمنه کتابی پندآمیز است که در آن حکایتهای گوناگون (بیشتر از زبان حیوانات) نقل شدهاست. نام آن از نام دو شغال با نامهای کلیله و دمنه گرفته شدهاست. بخش بزرگی از کتاب اختصاص به داستان این دو شغال دارد. اصل داستانهای آن در هند و در حدود سالهای ۱۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد بهوقوع میپیوندند.
مجتبی مینوی دربارهٔ این کتاب میگوید: کتاب کلیله و دمنه از جمله آن مجموعههای دانش و حکمت است که مردمان خردمند قدیم گرد آوردند و «به هرگونه زبان» نوشتند و از برای فرزندان خویش به میراث گذاشتند و در اعصار و قرون متمادی گرامی میداشتند، میخواندند و از آن حکمت عملی و آداب زندگی و زبان میآموختند.
دیدار کلیله و دمنه. نگارگری ایرانی مکتب هرات از نسخهٔ کلیله و دمنه بایسنقری، محمد بن بایسنقری به سال ۸۳۳ قمری.
اصل و تاریخچهٔ کتاب
کلیله و دمنه در واقع تألیفی است مبتنی بر چند اثر هندی که مهمترین آنها پنجه تنتره (به سانسکریت पञ्चतन्त्र؛ Panchatantra) به معنی پنج فصل و به زبان سانسکریت است که توسط فیلسوف بیدبا و بدستور پادشاه هندی دبشلیم نوشته شده است. در روایات سنتی برزویه «مهتر اطبّای پارس» در زمان خسرو انوشیروان را مؤلف این اثر میدانند. نام پهلوی اثر کلیلگ و دمنگ بود. صورت پهلوی این اثر هماکنون در دست نیست و در طول سالیان از بین رفته است؛ اما ترجمهای از آن به زبان سریانی امروز در دست است. این ترجمه نزدیکترین ترجمه از لحاظ زمانی به تألیف برزویه است.∗
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
ابن مقفع که بود.؟
این فرزند ارجمند ایران که وجود او به تنهایی مایه تحولی عظیم در ادب و فرهنگ عرب گردید آشنایی کامل به تاریخ و آداب و زبان کشور باستانی خود داشت و زبان تازی را نیز تا سر حد کمال می دانست و از حکیم ترین و هوشیار ترین مردم روزگار بود، کسی غیر از روزبه یاد داذیه پسر جشنش معروف به ابن مقفع نمی باشد، وی از مردم شهر جوز( فیروزآباد) فارس بود و پس از قبول اسلام به نام عبدالله بن مقفع نامیده شد و ابومحمد کنیه خود قرار داد، پدرش مقفع پسر مبارک است، ابن خلکان در ذیل ترجمه حسین بن منصور حلاج گوید: او عبدالله بن المقفع کاتب مشهور به بلاغت است، صاحب رساله بدیعه. عبدالله از اهل فارس و در اول زرتشتی بود سپس به دست عیسی بن علی عموی سفاح و منصور خلفای عباسی مسلمانی گرفت و در خواص عیسی درآمد و کاتبی او کرد
واعراب اورا مفاخر خود میدانند به سرف ابن مقفع !!!
او یک از بیشمار دانایان عصر خود است و یک ایرانی اصیل واز اکابر این دیارکه با ترجمه کلیله و دمنه اعراب را با کتاب و حکایت اشنا نمود .
ازانسوی سیبویه ایرانیست که برایشان دستور زبان (گرام)نگاشت بهتر و نکوتر درین خصوص به نوشته اقای کیوان اریا استناد داشت که مینوسند,
ادبيات در جهان عرب با ترجمه «كليله و دمنه» از فارسي ساساني به عربي در قرن هشتم ميلادي توسط روزبه (ابن مقفع) آغاز شد هر چند با وجود اين خدمت با ارزش، منصور خليفه عباسي او را اعدام كرد!
وسیبویه زبانشناس معروف ایرانی قرن هشتم میلادی نخستین فردی بود که برای زبان عربي با الهام از پارسی ، صرف و نحو (گرامر) نوشت و صداها را در اين زبان مشخص ساخت....
علامات ضمه، فتحه، كسره و تنوين ها اختراع سيبويه ايراني است که با اين عمل عنوان «سيبويه نحوي» را به خود اختصاص داد...
بدون ابداعات سيبويه ، که در آن زمان يك شاهكار بود، پيشرفت زبان عربي ميسر نبود و استحكام اين زبان به اين صورت باقي نمي ماند و در نوشتار همانند لهجه يكنواخت بودن خود را از دست مي داد... پایان نقل قول.
بیایید با هم بخوانیم خلاصه مطلب را,
کَلیله و دِمنه کتابی است از اصل هندی که در دوران ساسانی به فارسی میانه ترجمه شد. کلیله و دمنه کتابی پندآمیز است که در آن حکایتهای گوناگون (بیشتر از زبان حیوانات) نقل شدهاست. نام آن از نام دو شغال با نامهای کلیله و دمنه گرفته شدهاست. بخش بزرگی از کتاب اختصاص به داستان این دو شغال دارد. اصل داستانهای آن در هند و در حدود سالهای ۱۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد بهوقوع میپیوندند.
مجتبی مینوی دربارهٔ این کتاب میگوید: کتاب کلیله و دمنه از جمله آن مجموعههای دانش و حکمت است که مردمان خردمند قدیم گرد آوردند و «به هرگونه زبان» نوشتند و از برای فرزندان خویش به میراث گذاشتند و در اعصار و قرون متمادی گرامی میداشتند، میخواندند و از آن حکمت عملی و آداب زندگی و زبان میآموختند.
دیدار کلیله و دمنه. نگارگری ایرانی مکتب هرات از نسخهٔ کلیله و دمنه بایسنقری، محمد بن بایسنقری به سال ۸۳۳ قمری.
اصل و تاریخچهٔ کتاب
کلیله و دمنه در واقع تألیفی است مبتنی بر چند اثر هندی که مهمترین آنها پنجه تنتره (به سانسکریت पञ्चतन्त्र؛ Panchatantra) به معنی پنج فصل و به زبان سانسکریت است که توسط فیلسوف بیدبا و بدستور پادشاه هندی دبشلیم نوشته شده است. در روایات سنتی برزویه «مهتر اطبّای پارس» در زمان خسرو انوشیروان را مؤلف این اثر میدانند. نام پهلوی اثر کلیلگ و دمنگ بود. صورت پهلوی این اثر هماکنون در دست نیست و در طول سالیان از بین رفته است؛ اما ترجمهای از آن به زبان سریانی امروز در دست است. این ترجمه نزدیکترین ترجمه از لحاظ زمانی به تألیف برزویه است.∗
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
عشق بی خبر می آید!
طوفان می شود
به قلب میزند
ویران می کند
آتش می شود
به سینه می زند
می سوزاند و بعد،
همانگونه بی خبر می رود!
#تربیت_احساساس
#گوستاو_فلوبر_نو
شاهکار نویسنده ی فرانسوی که در کنار رمان «تربیت احساساتی» رمانهایی هنوز قابل اعتنا برای عصر ما به شمار میروند.
از جمله نویسندگان بزرگی که تحت تاثیر این اثر قرار داشته اند می توان از «ماریو بارگاس یوسا» برد.
فلوبر در این اثر،به شیوه ای واقع گرایانه، به بررسی نقش فاجعه آفرین مناسبات کالایی در جامعه ی بورژوایی می پردازد. نقل قولی روشن گر از فلوبر هست با این عنوان که «من خود اما بواری هستم».
این نقل قول نشان میدهد،سرنوشت دردناک اما بواری،نه مختص زنان جامعه، بلکه سرنوشت تراژیک هر آن کسی است که به سعادت در قالب این جامعه باور دارد...
#مادام_بوواری
#گوستاو_فلوبر
#محمد_قاضی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
عشق بی خبر می آید!
طوفان می شود
به قلب میزند
ویران می کند
آتش می شود
به سینه می زند
می سوزاند و بعد،
همانگونه بی خبر می رود!
#تربیت_احساساس
#گوستاو_فلوبر_نو
شاهکار نویسنده ی فرانسوی که در کنار رمان «تربیت احساساتی» رمانهایی هنوز قابل اعتنا برای عصر ما به شمار میروند.
از جمله نویسندگان بزرگی که تحت تاثیر این اثر قرار داشته اند می توان از «ماریو بارگاس یوسا» برد.
فلوبر در این اثر،به شیوه ای واقع گرایانه، به بررسی نقش فاجعه آفرین مناسبات کالایی در جامعه ی بورژوایی می پردازد. نقل قولی روشن گر از فلوبر هست با این عنوان که «من خود اما بواری هستم».
این نقل قول نشان میدهد،سرنوشت دردناک اما بواری،نه مختص زنان جامعه، بلکه سرنوشت تراژیک هر آن کسی است که به سعادت در قالب این جامعه باور دارد...
#مادام_بوواری
#گوستاو_فلوبر
#محمد_قاضی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#طالع_نحس
نویسنده : دیوید سلتزر
🔴 رمان «طالع نحس» بر اساس افسانه ای از کتاب مقدس به رشته تحریر درآمده و نویسنده بر پایه قدرت تخیل خارق العاده خود داستان را پیش میبرد . نویسنده با چیره دستی نقل قول هایی از انجیل و تورات را در کتاب خود میگنجاند تا اثری متفاوت و تکان دهنده را برای مخاطبینش خلق کند ، به طوری که در پایان خواننده اصل تخیلی بودن داستان را از یاد میبرد و به احتمال وقوع وقایع داستان می اندیشد.
📝 ماجرای کتاب حول فرزند رابرت تورن و همسرش کاترین بورن می چرخد کودکی که با گذشت زمان رفتار شیطانیش بیشتر نمود پیدا می کند و با مرگ کاترین رابرت به اخطارها و وحشت هایی که همسرش از کودکی که فرزند شیطان می نامید بیشتر میشود ...
🔵 بر پایهی رمان طالع نحس فیلمی نیز به همین نام در سال 1976 به کارگردانی جان لستر ساخته شد. از این فیلم به عنوان یکی از برترین فیلم های ژانر وحشت یاد می شود .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#طالع_نحس
نویسنده : دیوید سلتزر
🔴 رمان «طالع نحس» بر اساس افسانه ای از کتاب مقدس به رشته تحریر درآمده و نویسنده بر پایه قدرت تخیل خارق العاده خود داستان را پیش میبرد . نویسنده با چیره دستی نقل قول هایی از انجیل و تورات را در کتاب خود میگنجاند تا اثری متفاوت و تکان دهنده را برای مخاطبینش خلق کند ، به طوری که در پایان خواننده اصل تخیلی بودن داستان را از یاد میبرد و به احتمال وقوع وقایع داستان می اندیشد.
📝 ماجرای کتاب حول فرزند رابرت تورن و همسرش کاترین بورن می چرخد کودکی که با گذشت زمان رفتار شیطانیش بیشتر نمود پیدا می کند و با مرگ کاترین رابرت به اخطارها و وحشت هایی که همسرش از کودکی که فرزند شیطان می نامید بیشتر میشود ...
🔵 بر پایهی رمان طالع نحس فیلمی نیز به همین نام در سال 1976 به کارگردانی جان لستر ساخته شد. از این فیلم به عنوان یکی از برترین فیلم های ژانر وحشت یاد می شود .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
#آمرا = فرمانی، زورکی، دستوری
#ابتدائا = نخست، در آغاز، نخستین
#ابدا = هرگز، هَگـَرز، هیچگاه، بههیچروی، همیشه، برای همیشه، جاودانه، کـَنارجِه(پارسی پهلوی)
#ابداعا = نوآوری، نوپیدایی، مندرآوردی
#اتصالا = دمادم، پیوسته، پَیاپی
#اتفاقا = ناگهانی، ناگهان، بیگمان، یکباره، بهناگاه، باری، وانگهی، همگی، با هم، با همراهی هم
#اتهاما = دروغزنی، بدنامی، نارواگویی، بهدروغ، بهناروا
#اجبارا = بهناچار، از روی ناچاری، زورکی، ناگزیر، ناگزیری، بهستم، بهزور، فِرِچپانیک(پارسی پهلوی)
#اجماعا = گروهی
#اجمالا = بهکوتاهی، اندک، کوتاه، فشرده، بهفشردگی
#عامدا = دانسته، بهدلخواه، آگاهانه
✍️ نمونه:
🔻هر مالکی که عامداً یا آمراً باغ خود را از بین ببرد مجرم است =
هر دارندهای که بهدلخواه یا دستوری باغ خود را از میان ببرد بزهکار است
🔺ابتدائا باید از همه ی شما تشکر کنم =
در آغاز باید از همهی شما سپاسگزاری کنم
🔻ورزش را ابدا از برنامه یومیه تان حذف نکنید =
ورزش را هرگز از برنامهی روزانهتان نزدایید
🔺آز نگردد ابداً گرد آنک
در شکم مادر گردد غنی (ناصرخسرو) =
آز نگردد هرگز گرد آنک
در شکم مادر گردد بینیاز
🔻نه فقط فعلا، که ابدا دوستت خواهم داشت =
نهتنها اکنون، که همیشه دوستت خواهم داشت
🔺ابداعا به راه حل جدیدی رسید =
مندرآوردی به راهکار نویی رسید
نوآورانه به راهِ چارهی تازهای رسید
🔻در صحبت هایش اتصالا به این مساله اشاره می کند =
در سخنانش پیوسته این پرسمان را مینُمارد
🔺اتفاقاً من هم نظرم همین است
باری من هم نگرم همین است
🔻در خیابان بودم که اتفاقا رفیقم را دیدم =
در خیابان بودم که بهناگاه دوستم را دیدم
🔺همگی تصمیم گرفتیم که اتفاقا محل را ترک کنیم =
همگی بر آن شدیم که با هم از آنجا برویم
🔻اتفاقاً اینطور هم نبود که شما گفتید =
باری اینگونه هم نبود که شما گفتید
وانگهی اینگونه هم نبود که شما گفتید
🔺در پيامشان، اتهاماً از زبان مـن مطالبی را نقل قول کرده اند =
در پیامشان، با دروغزنی از زبان من سخنانی را بازگفتهاند
در پیامشان، بهدروغ از زبان من سخنانی را بازگفت کردهاند
🔻اجبارا انصراف داد =
ناگزیر کناره گرفت
بهناچار کنارهگیری کرد
🔺اجبارا با پسرعمویش ازدواج کرد =
بهزور با پسر اَپدَرش زناشویی کرد
زورکی زن اَپدَرزادهاش شد
🔻اجماعا به دیدن دوست مریضشان رفتند =
همگی به دیدن دوست بیمارشان رفتند
🔺دکترش، اجمالا وضعیت مریضی اش را شرح داد =
پزشکش، کوتاه چندوچون بیماریاش را گزارش داد
پزشگش، بهکوتاهی چگونگی بیماریاش را گزارش داد
#احتراما = ارجنمدانه، با بزرگداشت، باسِنایش، با گرامیداشت
#احتمالا = شاید، چهبسا، گمانم، انگارکه ، گمان میرود، اندیک، تواندبود، بُوَک، بودکه، گاسم، گاس که
#احتیاطا = از روی دوراندیشی
#احیانا = شاید، گهگاه، گاهگاه، گاهگاهی، اگر
#اختصارا = بهکوتاهی، کوتهسخن
#اصلا = هرگز، هیچ، از هیچ، هیچگاه، از بیخ، از بن، از هیچباره، هیچ بُن، همیشه، همواره، هر آینه، از آغاز، از کنده
#اقلا = کمینه، کمترین، دستِ کم، کمیست
#اکثرا = بیشتر، بیشینه، بیشین، بیشترین
#اولا = یکم، نخست، نخستین، پیش از همه
✍️ نمونه:
🔻احتراما به استحضار می رساند... =
ارجمندانه به آگاهی میرساند...
🔺حین مسافرت احتیاطا زنجیر چرخ همراه داشته باشید =
هنگام بومنوردی از روی دوراندیشی زنجیر چرخ همراه داشته باشید
🔻مقصر اصلی در تهدید و احیانا نابودی منابع آب کشور کیست؟ =
گنهکار مِهادین در هراساندن و شاید نابودی سرچشمههای آب کشور کیست؟
🔺اسم گروهشان را اختصارا "داعش" نامیده اند =
نام گروهشان را بهکوتاهی "داعش" نامیدهاند
🔻اصلاً نفس نمی کشد =
هیچ دَمِش ندارد
🔺اصلا خر ما از کره گی دُم نداشت =
از آغاز خر ما از کرهگی دُم نداشت
🔻اصلا تمام حرف هایش کذب بود =
از بیخ همهی سخنانش دروغ بود
🔺بهیچ چیز و بهیچ کس اصلاً مشغول نگردم =
به هیچچیز و به هیچکس هرگز سرگرم نگردم
🔻اصلاً از اول هم کارش اشتباه بود =
هرآینه از آغاز هم کارش نادرست بود
🔺اکثراً در نیمکرۀ جنوبی قرار دارند =
بیشتر در نیمپادَک نیمروزی هستند
#اخیرا = بهتازگی، تازنگ، واپسینگاه، در زمان بازپسین، در این نزدیکیها، در این روزها، چندی پیش، پس از همه، سپس
#ایضا = (Idem، لاتینی تازیشده)، هاس، اَیدی، بِنیز، نیز، و نیز، و نیز هم، اَندی، هم، باز هم، همچنین، گذشته از این
#باطنا = نهانی، درونی، در پنهانی، پنهانی، در بنیاد، در شکم
#بعضا = برخی، پارهای، تکوتوک، گاه، گاهی
#تادبا = از سر ادب
✍️نمونه:
🔻آیا اخیرا سردرد شدیدی داشته اید؟ =
آیا بهتازگی سردرد سختی داشتهاید؟
آیا در این روزها سردرد سختی داشتهاید؟
🔺اخیرا کمی سردرد داشت =
چندی پیش کمی سردرد داشتم
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
#آمرا = فرمانی، زورکی، دستوری
#ابتدائا = نخست، در آغاز، نخستین
#ابدا = هرگز، هَگـَرز، هیچگاه، بههیچروی، همیشه، برای همیشه، جاودانه، کـَنارجِه(پارسی پهلوی)
#ابداعا = نوآوری، نوپیدایی، مندرآوردی
#اتصالا = دمادم، پیوسته، پَیاپی
#اتفاقا = ناگهانی، ناگهان، بیگمان، یکباره، بهناگاه، باری، وانگهی، همگی، با هم، با همراهی هم
#اتهاما = دروغزنی، بدنامی، نارواگویی، بهدروغ، بهناروا
#اجبارا = بهناچار، از روی ناچاری، زورکی، ناگزیر، ناگزیری، بهستم، بهزور، فِرِچپانیک(پارسی پهلوی)
#اجماعا = گروهی
#اجمالا = بهکوتاهی، اندک، کوتاه، فشرده، بهفشردگی
#عامدا = دانسته، بهدلخواه، آگاهانه
✍️ نمونه:
🔻هر مالکی که عامداً یا آمراً باغ خود را از بین ببرد مجرم است =
هر دارندهای که بهدلخواه یا دستوری باغ خود را از میان ببرد بزهکار است
🔺ابتدائا باید از همه ی شما تشکر کنم =
در آغاز باید از همهی شما سپاسگزاری کنم
🔻ورزش را ابدا از برنامه یومیه تان حذف نکنید =
ورزش را هرگز از برنامهی روزانهتان نزدایید
🔺آز نگردد ابداً گرد آنک
در شکم مادر گردد غنی (ناصرخسرو) =
آز نگردد هرگز گرد آنک
در شکم مادر گردد بینیاز
🔻نه فقط فعلا، که ابدا دوستت خواهم داشت =
نهتنها اکنون، که همیشه دوستت خواهم داشت
🔺ابداعا به راه حل جدیدی رسید =
مندرآوردی به راهکار نویی رسید
نوآورانه به راهِ چارهی تازهای رسید
🔻در صحبت هایش اتصالا به این مساله اشاره می کند =
در سخنانش پیوسته این پرسمان را مینُمارد
🔺اتفاقاً من هم نظرم همین است
باری من هم نگرم همین است
🔻در خیابان بودم که اتفاقا رفیقم را دیدم =
در خیابان بودم که بهناگاه دوستم را دیدم
🔺همگی تصمیم گرفتیم که اتفاقا محل را ترک کنیم =
همگی بر آن شدیم که با هم از آنجا برویم
🔻اتفاقاً اینطور هم نبود که شما گفتید =
باری اینگونه هم نبود که شما گفتید
وانگهی اینگونه هم نبود که شما گفتید
🔺در پيامشان، اتهاماً از زبان مـن مطالبی را نقل قول کرده اند =
در پیامشان، با دروغزنی از زبان من سخنانی را بازگفتهاند
در پیامشان، بهدروغ از زبان من سخنانی را بازگفت کردهاند
🔻اجبارا انصراف داد =
ناگزیر کناره گرفت
بهناچار کنارهگیری کرد
🔺اجبارا با پسرعمویش ازدواج کرد =
بهزور با پسر اَپدَرش زناشویی کرد
زورکی زن اَپدَرزادهاش شد
🔻اجماعا به دیدن دوست مریضشان رفتند =
همگی به دیدن دوست بیمارشان رفتند
🔺دکترش، اجمالا وضعیت مریضی اش را شرح داد =
پزشکش، کوتاه چندوچون بیماریاش را گزارش داد
پزشگش، بهکوتاهی چگونگی بیماریاش را گزارش داد
#احتراما = ارجنمدانه، با بزرگداشت، باسِنایش، با گرامیداشت
#احتمالا = شاید، چهبسا، گمانم، انگارکه ، گمان میرود، اندیک، تواندبود، بُوَک، بودکه، گاسم، گاس که
#احتیاطا = از روی دوراندیشی
#احیانا = شاید، گهگاه، گاهگاه، گاهگاهی، اگر
#اختصارا = بهکوتاهی، کوتهسخن
#اصلا = هرگز، هیچ، از هیچ، هیچگاه، از بیخ، از بن، از هیچباره، هیچ بُن، همیشه، همواره، هر آینه، از آغاز، از کنده
#اقلا = کمینه، کمترین، دستِ کم، کمیست
#اکثرا = بیشتر، بیشینه، بیشین، بیشترین
#اولا = یکم، نخست، نخستین، پیش از همه
✍️ نمونه:
🔻احتراما به استحضار می رساند... =
ارجمندانه به آگاهی میرساند...
🔺حین مسافرت احتیاطا زنجیر چرخ همراه داشته باشید =
هنگام بومنوردی از روی دوراندیشی زنجیر چرخ همراه داشته باشید
🔻مقصر اصلی در تهدید و احیانا نابودی منابع آب کشور کیست؟ =
گنهکار مِهادین در هراساندن و شاید نابودی سرچشمههای آب کشور کیست؟
🔺اسم گروهشان را اختصارا "داعش" نامیده اند =
نام گروهشان را بهکوتاهی "داعش" نامیدهاند
🔻اصلاً نفس نمی کشد =
هیچ دَمِش ندارد
🔺اصلا خر ما از کره گی دُم نداشت =
از آغاز خر ما از کرهگی دُم نداشت
🔻اصلا تمام حرف هایش کذب بود =
از بیخ همهی سخنانش دروغ بود
🔺بهیچ چیز و بهیچ کس اصلاً مشغول نگردم =
به هیچچیز و به هیچکس هرگز سرگرم نگردم
🔻اصلاً از اول هم کارش اشتباه بود =
هرآینه از آغاز هم کارش نادرست بود
🔺اکثراً در نیمکرۀ جنوبی قرار دارند =
بیشتر در نیمپادَک نیمروزی هستند
#اخیرا = بهتازگی، تازنگ، واپسینگاه، در زمان بازپسین، در این نزدیکیها، در این روزها، چندی پیش، پس از همه، سپس
#ایضا = (Idem، لاتینی تازیشده)، هاس، اَیدی، بِنیز، نیز، و نیز، و نیز هم، اَندی، هم، باز هم، همچنین، گذشته از این
#باطنا = نهانی، درونی، در پنهانی، پنهانی، در بنیاد، در شکم
#بعضا = برخی، پارهای، تکوتوک، گاه، گاهی
#تادبا = از سر ادب
✍️نمونه:
🔻آیا اخیرا سردرد شدیدی داشته اید؟ =
آیا بهتازگی سردرد سختی داشتهاید؟
آیا در این روزها سردرد سختی داشتهاید؟
🔺اخیرا کمی سردرد داشت =
چندی پیش کمی سردرد داشتم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان
#میراث_آیندگان
#آکیناکه_شمشیر_هخامنشی
شمشیر طلای هخامنشی ۵_۴ ق.م
محل کشف: همدان
محل نگهداری: موزه ملی ایران
#آکیناکه_چیست؟
گارد جاویدان سپاه هخامنشیان به شمشیری مسلح بودند که ﺁﮐﯿﻨﺎﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ. ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺎﺩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﻭﻟﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ انقراض ﻣﺎﺩﻫﺎ هخامنشیان ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻬﺮﻩ ﺟﺴﺘﻨﺪ .
ویژگیهای شمشیر هخامنشی:
اما شمشیر آکیناکه هخامنشی متداول تر و پیشرفته تر شد ﺁﮐﯿﻨﺎﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺎﺩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ۵۰ ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﺘﺮ ﻣﯿﺮﺳﯿﺪ ﺍﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ شکست آژیدهاک آخرین پادشاه ماد در سپاه کوروش بزرگ ﺁﮐﯿﻨﺎﮐﻪ ﺑﻪ ۷۰ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﺘﺮ ﺭﺳﯿﺪ .
همچنین نوع تزیینی و اشرافی این نوع شمشیرهای هخامنشی از جنس طلای خالص بود که با دسته ای به شکل شیر و قوچ مزین میگردیده است.
اَکینَکَه، (به یونانی acinaces، همریشه با سغدی کیناک) یک گونه شمشیر بوده که توسط هخامنشیان بکار میرفتهاست. طراحی آن از طرف ژاپنی ها بوده اما توسط پارسیان مشهور شد و بهسرعت در تمام جهان باستان گسترش یافت (حتی تأثیرش را در طراحی شمشیرهای بعدی ژاپنی نیز میتوان یافت).از آنجایی که آکیناکه شباهت زیادی به کلمه ی بوکو و بوکه درزبان ژاپنی دارد ، انتظار میرود در آن دوره ارتباطات نزدیکی از سوی دو کشور برقرار بوده باشد، غالباً آکیناکه ۳۵-۴۵ سانتیمتر درازا داشته و دو لبه بودهاست و از پهنای بین دو لبه برای کوبیدن و له کردن بکار میرفتهاست و یک غلاف به شکل B برای حفظ دست داشتهاست. غلافش منحصر به فرد و معرفش بوده و معمولاً هلالی در یک سویش داشته که اجازه میداده از کفلسمت راست آویزان شود.
از آنجا که به دید میرسد آکیناکه یک جنگ افزار فروکردنی بوده، و از آنجا که قالباً به کفل راست آویزان میشده، پیداست که به یکباره بیرون کشیده میشده ، در هنگام خطرهای ناگهانی.
متون باستانی اندکی دربارهٔ آکیناکه در دست است، آکیناکس یک شمشیر پارسی بوده ولی مولفینی که به لاتین مینوشتهاند این واژه را بجای هر جنگ افزار مشابه دیگری که خواستهاند بکار بردهاند. به ویژه، واژه آکیناکه در متون عهد وسطی زیاد دیده میشود و معرف نوعی شمشیر اروپایی است؛ همچنین در متون بجای مانده از مولفین کاتولیک که دربارهٔ توصیف کشور و فرهنگ ژاپن کاتانا نیز برادر اکیناکه خوانده شده است
هرچند شمشیر پارسی کنونی (شمشیر هلالی شکل) شباهتهایی به آکیناکه دارد و در عهد باستان وجود نداشتهاست. پارسیان عهد هخامنشی بیشتر از یک گونه شمشیر بکار بردهاند: در آثار هنری پارسی باستان محافظان شاه و اشراف مهم، خنجرهای زیورگون و مورب دارند؛ و در آثار هنر یونان نیز سربازان پارسی مجهز به کپیس بارها دیده میشوند. بیشتر شمشیرهای پارسی بکار رفته بدست هخامنشیان شبیه هم بودهاند و دربارهٔ اینکه کدام یک آکیناکه بودهاست باید پژوهید.
یک سرنخ سودمند این است که در متون یونانی و رومی آمدهاست که شاه پارسیان آکیناکه خود را به نشانه دوستی میفرستاده؛ این متون دال بر این است که خنجر شاه آکیناکه بودهاست.
یک نقل قول از مورخ یهودی «ژوزفوس» بجا مانده که میگوید: سیکاریها که گونهای راهزن بودند، در آن زمان به بیشترین تعداد رسیده بودند و از شمشیرهای کوچکی بهره میبردند، که از بهر اندازه شبیه آکیناکه پارسیان بود ولی به مانند سیکای رومی خمیده بود و این راهزنان نامشان را از آن داشتند.
این نقل قول هم دال بر این دارد که آکیناکه همان خنجر پارسیان میباشد.
#آرمان_ماایرنشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان
#میراث_آیندگان
#آکیناکه_شمشیر_هخامنشی
شمشیر طلای هخامنشی ۵_۴ ق.م
محل کشف: همدان
محل نگهداری: موزه ملی ایران
#آکیناکه_چیست؟
گارد جاویدان سپاه هخامنشیان به شمشیری مسلح بودند که ﺁﮐﯿﻨﺎﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ. ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺎﺩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﻭﻟﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ انقراض ﻣﺎﺩﻫﺎ هخامنشیان ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻬﺮﻩ ﺟﺴﺘﻨﺪ .
ویژگیهای شمشیر هخامنشی:
اما شمشیر آکیناکه هخامنشی متداول تر و پیشرفته تر شد ﺁﮐﯿﻨﺎﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺎﺩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ۵۰ ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﺘﺮ ﻣﯿﺮﺳﯿﺪ ﺍﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ شکست آژیدهاک آخرین پادشاه ماد در سپاه کوروش بزرگ ﺁﮐﯿﻨﺎﮐﻪ ﺑﻪ ۷۰ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﺘﺮ ﺭﺳﯿﺪ .
همچنین نوع تزیینی و اشرافی این نوع شمشیرهای هخامنشی از جنس طلای خالص بود که با دسته ای به شکل شیر و قوچ مزین میگردیده است.
اَکینَکَه، (به یونانی acinaces، همریشه با سغدی کیناک) یک گونه شمشیر بوده که توسط هخامنشیان بکار میرفتهاست. طراحی آن از طرف ژاپنی ها بوده اما توسط پارسیان مشهور شد و بهسرعت در تمام جهان باستان گسترش یافت (حتی تأثیرش را در طراحی شمشیرهای بعدی ژاپنی نیز میتوان یافت).از آنجایی که آکیناکه شباهت زیادی به کلمه ی بوکو و بوکه درزبان ژاپنی دارد ، انتظار میرود در آن دوره ارتباطات نزدیکی از سوی دو کشور برقرار بوده باشد، غالباً آکیناکه ۳۵-۴۵ سانتیمتر درازا داشته و دو لبه بودهاست و از پهنای بین دو لبه برای کوبیدن و له کردن بکار میرفتهاست و یک غلاف به شکل B برای حفظ دست داشتهاست. غلافش منحصر به فرد و معرفش بوده و معمولاً هلالی در یک سویش داشته که اجازه میداده از کفلسمت راست آویزان شود.
از آنجا که به دید میرسد آکیناکه یک جنگ افزار فروکردنی بوده، و از آنجا که قالباً به کفل راست آویزان میشده، پیداست که به یکباره بیرون کشیده میشده ، در هنگام خطرهای ناگهانی.
متون باستانی اندکی دربارهٔ آکیناکه در دست است، آکیناکس یک شمشیر پارسی بوده ولی مولفینی که به لاتین مینوشتهاند این واژه را بجای هر جنگ افزار مشابه دیگری که خواستهاند بکار بردهاند. به ویژه، واژه آکیناکه در متون عهد وسطی زیاد دیده میشود و معرف نوعی شمشیر اروپایی است؛ همچنین در متون بجای مانده از مولفین کاتولیک که دربارهٔ توصیف کشور و فرهنگ ژاپن کاتانا نیز برادر اکیناکه خوانده شده است
هرچند شمشیر پارسی کنونی (شمشیر هلالی شکل) شباهتهایی به آکیناکه دارد و در عهد باستان وجود نداشتهاست. پارسیان عهد هخامنشی بیشتر از یک گونه شمشیر بکار بردهاند: در آثار هنری پارسی باستان محافظان شاه و اشراف مهم، خنجرهای زیورگون و مورب دارند؛ و در آثار هنر یونان نیز سربازان پارسی مجهز به کپیس بارها دیده میشوند. بیشتر شمشیرهای پارسی بکار رفته بدست هخامنشیان شبیه هم بودهاند و دربارهٔ اینکه کدام یک آکیناکه بودهاست باید پژوهید.
یک سرنخ سودمند این است که در متون یونانی و رومی آمدهاست که شاه پارسیان آکیناکه خود را به نشانه دوستی میفرستاده؛ این متون دال بر این است که خنجر شاه آکیناکه بودهاست.
یک نقل قول از مورخ یهودی «ژوزفوس» بجا مانده که میگوید: سیکاریها که گونهای راهزن بودند، در آن زمان به بیشترین تعداد رسیده بودند و از شمشیرهای کوچکی بهره میبردند، که از بهر اندازه شبیه آکیناکه پارسیان بود ولی به مانند سیکای رومی خمیده بود و این راهزنان نامشان را از آن داشتند.
این نقل قول هم دال بر این دارد که آکیناکه همان خنجر پارسیان میباشد.
#آرمان_ماایرنشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#رمان
📕طالع نحس
✍️ #نویسنده : دیوید سلتزر
✍️ #مترجم : شهریار نیرومند
🔴 رمان «طالع نحس» بر اساس افسانه ای از کتاب مقدس به رشته تحریر درآمده و نویسنده بر پایه قدرت تخیل خارق العاده خود داستان را پیش میبرد . نویسنده با چیره دستی نقل قول هایی از انجیل و تورات را در کتاب خود میگنجاند تا اثری متفاوت و تکان دهنده را برای مخاطبینش خلق کند ، به طوری که در پایان خواننده اصل تخیلی بودن داستان را از یاد میبرد و به احتمال وقوع وقایع داستان می اندیشد.
📝 ماجرای کتاب حول فرزند رابرت تورن و همسرش کاترین بورن می چرخد کودکی که با گذشت زمان رفتار شیطانیش بیشتر نمود پیدا می کند و با مرگ کاترین رابرت به اخطارها و وحشت هایی که همسرش از کودکی که فرزند شیطان می نامید بیشتر میشود ...
🔵 بر پایهی رمان طالع نحس فیلمی نیز به همین نام در سال 1976 به کارگردانی جان لستر ساخته شد. از این فیلم به عنوان یکی از برترین فیلم های ژانر وحشت یاد می شود .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#رمان
📕طالع نحس
✍️ #نویسنده : دیوید سلتزر
✍️ #مترجم : شهریار نیرومند
🔴 رمان «طالع نحس» بر اساس افسانه ای از کتاب مقدس به رشته تحریر درآمده و نویسنده بر پایه قدرت تخیل خارق العاده خود داستان را پیش میبرد . نویسنده با چیره دستی نقل قول هایی از انجیل و تورات را در کتاب خود میگنجاند تا اثری متفاوت و تکان دهنده را برای مخاطبینش خلق کند ، به طوری که در پایان خواننده اصل تخیلی بودن داستان را از یاد میبرد و به احتمال وقوع وقایع داستان می اندیشد.
📝 ماجرای کتاب حول فرزند رابرت تورن و همسرش کاترین بورن می چرخد کودکی که با گذشت زمان رفتار شیطانیش بیشتر نمود پیدا می کند و با مرگ کاترین رابرت به اخطارها و وحشت هایی که همسرش از کودکی که فرزند شیطان می نامید بیشتر میشود ...
🔵 بر پایهی رمان طالع نحس فیلمی نیز به همین نام در سال 1976 به کارگردانی جان لستر ساخته شد. از این فیلم به عنوان یکی از برترین فیلم های ژانر وحشت یاد می شود .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سلطان_شعر
#نزار_قبانی
«ریلکه در نامهای که خطاب به یک شاعر جوان نوشته، او را از سرودن شعرهای عاشقانه برحذر میدارد و میگوید این کار دشوارترین نوع شعر است، زیرا در طول تاریخ تمام استعدادهای برجستهی عالم شعر این وادی را تجربه کردهاند. بنابراین شاعر باید خیلی هنرمند و خلاق باشد تا بتواند شعر عاشقانهی موفق بسراید و نزار تا حدود زیادی به نظر من در این وادی موفق بوده است.»
نزار قبانی را هم بزرگان مسلط به ادبیات عرب همچون شفیعیکدکنی ستایش میکنند و هم مخاطبان عام شعرهایش را دوست دارند. شهرتش برای خیلی از ما به خاطر اشعارش دربارهی همسرش بلقیس است که در بمبگذاری سفارت عراق کشته شد. اما نزار در عمر ۷۵ سالهاش شعرهای فراوانی سروده که باعث شده بیرون از وطنش سوریه و حتی جهان عرب نامی شناختهشده باشد.
نقلقولهای این پست از کتاب «شعر معاصر عرب» نوشتهی محمدرضا شفیعیکدکنی، نشر «سخن» و نیز کتاب «داستان من و شعر» نوشتهی نزار قبانی، ترجمهی دکتر غلامحسین یوسفی و دکتر یوسف حسین بکار، نشر «توس» برداشته شدهاند. توضیحات بعد از نقل قول هم با اندکی ویرایش از دکتر شفیعیکدکنی است که در کتاب «شعر معاصر عرب» آمده. منبع شعرها هم کتاب «عشق با صدای بلند» ترجمهی احمد پوری، نشر «نگاه» است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#سلطان_شعر
#نزار_قبانی
«ریلکه در نامهای که خطاب به یک شاعر جوان نوشته، او را از سرودن شعرهای عاشقانه برحذر میدارد و میگوید این کار دشوارترین نوع شعر است، زیرا در طول تاریخ تمام استعدادهای برجستهی عالم شعر این وادی را تجربه کردهاند. بنابراین شاعر باید خیلی هنرمند و خلاق باشد تا بتواند شعر عاشقانهی موفق بسراید و نزار تا حدود زیادی به نظر من در این وادی موفق بوده است.»
نزار قبانی را هم بزرگان مسلط به ادبیات عرب همچون شفیعیکدکنی ستایش میکنند و هم مخاطبان عام شعرهایش را دوست دارند. شهرتش برای خیلی از ما به خاطر اشعارش دربارهی همسرش بلقیس است که در بمبگذاری سفارت عراق کشته شد. اما نزار در عمر ۷۵ سالهاش شعرهای فراوانی سروده که باعث شده بیرون از وطنش سوریه و حتی جهان عرب نامی شناختهشده باشد.
نقلقولهای این پست از کتاب «شعر معاصر عرب» نوشتهی محمدرضا شفیعیکدکنی، نشر «سخن» و نیز کتاب «داستان من و شعر» نوشتهی نزار قبانی، ترجمهی دکتر غلامحسین یوسفی و دکتر یوسف حسین بکار، نشر «توس» برداشته شدهاند. توضیحات بعد از نقل قول هم با اندکی ویرایش از دکتر شفیعیکدکنی است که در کتاب «شعر معاصر عرب» آمده. منبع شعرها هم کتاب «عشق با صدای بلند» ترجمهی احمد پوری، نشر «نگاه» است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما
▪️نقل قول تُند فیلمسازان دربارهی آثار فیلمسازان دیگر
1.فرانسوا تروفو دربارهی میکل آنجلو آنتونیونی:
آنتونیونی تنها فیلمساز مهم جهان است که دربارهاش چیز خوبی برای گفتن ندارم. او مرا کسل میکند. او بیاندازه ملالآور است.
2. اینگمار برگمان دربارهی آنتونیونی:
"فلینی، کوروساوا، بونوئل و تا اندازهای تارکوفسکی. آنتونیونی هم در مسیر اینها بود. اما تاریخ مصرفش تمام شد!"
3. اینگمار برگمان دربارهی ژان لوک گدار:
"من هیچوقت از فیلمهایش سردرنمیآورم. آنها در دام یک روشنفکری جعلی افتادهاند. فیلمبرداری فیلمهایش هم خیلی غیرجذاب[نچسب] و کسلکننده است. این گدارِ لعنتی واقعاً کسلکننده است. او برای خوشایند منتقدان فیلم میسازد. یکی از فیلمهایش را در سوئد ساخته؛ مذکر، مونث! خیلی کسل کننده بود!
4. اینگمار برگمان دربارهی ولز:
"برای من او یک جاعل است. خالیست. جذاب نیست. او مُرده. همشهری کین؛ که منتقدان پرستشاش میکنند، برای من یک فیلم کسل کننده است. فارغ از اینها، اجراهای آن نیز بیارزش است. برای من این حد از احترام برای این فیلم غیرقابل باور است!"
5. ورنر هرتزوک دربارهی ژان لوک گدار:
"کسی مثل ژان لوک گدار به نظر من پول تقلبی روشنفکری است در قیاس با یک فیلم خوب کونگفو!"
6. ژان لوک گدار دربارهی کوئنتین تارانتینو:
"تارانتینو اسم کمپانی تولید فیلمش را از روی یکی از فیلمهای من برداشته! بدون اینکه در قبال این پولی به من پرداخت کند!"
7. ژاک ریوت دربارهی استنلی کوبریک:
"کوبریک یک ماشین است. یک مریخی. او اصلاً احساس ندارد. اما او بزرگ است. ماشینی که بهتر از ماشینهای دیگر فیلم میسازد؛ مثل 2001: یک ادیسهی فضایی"
8. ژاک ریوت دربارهی جیمز کامرون (و استیون اسپیلبرگ)
"کامرون شیطان نیست. او همینطور مثل اسپیلبرگ احمق نیست! او میخواهد که یک [سیسیل] بی. دمیل جدید باشد. اما متاسفانه نمیتواند از صفحات فیلمنامهاش فراتر برود.
9. ژان لوک گدار دربارهی استیون اسپیلبرگ:
"شخصاً او را نمیفهمم. گمان نمیکنم فیلمهایش چندان اهمیتی داشته باشند!"
10. الکس کاکس دربارهی استیون اسپیلبرگ:
"اسپیلبرگ فیلمساز نیست. قناد[شیرینیفروش] است!"
11. تیم برتون در جواب کوین اسمیت که او را متهم به دزدیدنِ پایانبندی فیلم سیارهی میمونها از روی کمیکبوکاش کرده بود:
"هر کسی که من را میشناسد، میداند که من اصولاً کمیک بوک نمیخوانم. حالا چه نوشتهی کوین اسمیت باشد چه نباشد. من هرگز چیزی از اسمیت نخواندهام"
12. کوین اسمیت در جواب تیم برتون که گفته بود هرگز کمیکبوک نمیخواند:
"که اینطور! لطفاً به من بگو بتمن[fucking Batman] را چطوری ساختهای؟!"
13. دیوید کراننبرگ دربارهی ام. نایت شیامالان:
"از این بشر متنفرم! لطفاً سوال بعدی!"
14. وینست گالو دربارهی مارتین اسکورسیزی:
"حتی با یک دستمزد 10 میلیون دلاری هم حاضر نیستم برای اسکورسیزی بازی کنم. او در طول 25 سال اخیر هیچ فیلم خوبی نساخته است!"
15. وینست گالو دربارهی سوفیا کاپولا (و پدر سوفیا کاپولا؛ فرانسیس فورد کاپولا):
"سوفیا شبیه بچههایی است که بههرچه دلشان بخواهد، میرسند! او اگر بخواهد عکاس شود، میتواند. او اگر بخواهد فیلمساز شود، باز هم میتواند. سوفیا یک انگل است شبیه خوکِ چاقی که اتفاقاً پدرش است!!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#سینما
▪️نقل قول تُند فیلمسازان دربارهی آثار فیلمسازان دیگر
1.فرانسوا تروفو دربارهی میکل آنجلو آنتونیونی:
آنتونیونی تنها فیلمساز مهم جهان است که دربارهاش چیز خوبی برای گفتن ندارم. او مرا کسل میکند. او بیاندازه ملالآور است.
2. اینگمار برگمان دربارهی آنتونیونی:
"فلینی، کوروساوا، بونوئل و تا اندازهای تارکوفسکی. آنتونیونی هم در مسیر اینها بود. اما تاریخ مصرفش تمام شد!"
3. اینگمار برگمان دربارهی ژان لوک گدار:
"من هیچوقت از فیلمهایش سردرنمیآورم. آنها در دام یک روشنفکری جعلی افتادهاند. فیلمبرداری فیلمهایش هم خیلی غیرجذاب[نچسب] و کسلکننده است. این گدارِ لعنتی واقعاً کسلکننده است. او برای خوشایند منتقدان فیلم میسازد. یکی از فیلمهایش را در سوئد ساخته؛ مذکر، مونث! خیلی کسل کننده بود!
4. اینگمار برگمان دربارهی ولز:
"برای من او یک جاعل است. خالیست. جذاب نیست. او مُرده. همشهری کین؛ که منتقدان پرستشاش میکنند، برای من یک فیلم کسل کننده است. فارغ از اینها، اجراهای آن نیز بیارزش است. برای من این حد از احترام برای این فیلم غیرقابل باور است!"
5. ورنر هرتزوک دربارهی ژان لوک گدار:
"کسی مثل ژان لوک گدار به نظر من پول تقلبی روشنفکری است در قیاس با یک فیلم خوب کونگفو!"
6. ژان لوک گدار دربارهی کوئنتین تارانتینو:
"تارانتینو اسم کمپانی تولید فیلمش را از روی یکی از فیلمهای من برداشته! بدون اینکه در قبال این پولی به من پرداخت کند!"
7. ژاک ریوت دربارهی استنلی کوبریک:
"کوبریک یک ماشین است. یک مریخی. او اصلاً احساس ندارد. اما او بزرگ است. ماشینی که بهتر از ماشینهای دیگر فیلم میسازد؛ مثل 2001: یک ادیسهی فضایی"
8. ژاک ریوت دربارهی جیمز کامرون (و استیون اسپیلبرگ)
"کامرون شیطان نیست. او همینطور مثل اسپیلبرگ احمق نیست! او میخواهد که یک [سیسیل] بی. دمیل جدید باشد. اما متاسفانه نمیتواند از صفحات فیلمنامهاش فراتر برود.
9. ژان لوک گدار دربارهی استیون اسپیلبرگ:
"شخصاً او را نمیفهمم. گمان نمیکنم فیلمهایش چندان اهمیتی داشته باشند!"
10. الکس کاکس دربارهی استیون اسپیلبرگ:
"اسپیلبرگ فیلمساز نیست. قناد[شیرینیفروش] است!"
11. تیم برتون در جواب کوین اسمیت که او را متهم به دزدیدنِ پایانبندی فیلم سیارهی میمونها از روی کمیکبوکاش کرده بود:
"هر کسی که من را میشناسد، میداند که من اصولاً کمیک بوک نمیخوانم. حالا چه نوشتهی کوین اسمیت باشد چه نباشد. من هرگز چیزی از اسمیت نخواندهام"
12. کوین اسمیت در جواب تیم برتون که گفته بود هرگز کمیکبوک نمیخواند:
"که اینطور! لطفاً به من بگو بتمن[fucking Batman] را چطوری ساختهای؟!"
13. دیوید کراننبرگ دربارهی ام. نایت شیامالان:
"از این بشر متنفرم! لطفاً سوال بعدی!"
14. وینست گالو دربارهی مارتین اسکورسیزی:
"حتی با یک دستمزد 10 میلیون دلاری هم حاضر نیستم برای اسکورسیزی بازی کنم. او در طول 25 سال اخیر هیچ فیلم خوبی نساخته است!"
15. وینست گالو دربارهی سوفیا کاپولا (و پدر سوفیا کاپولا؛ فرانسیس فورد کاپولا):
"سوفیا شبیه بچههایی است که بههرچه دلشان بخواهد، میرسند! او اگر بخواهد عکاس شود، میتواند. او اگر بخواهد فیلمساز شود، باز هم میتواند. سوفیا یک انگل است شبیه خوکِ چاقی که اتفاقاً پدرش است!!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نقل_قول
▪️از ریدلی اسکات در حالی که عصبانی بوده، در مورد فروش نااميد کننده فیلم سینمایی "The Last Duel" در گیشه پرسیدن و اسکات در پاسخ گفته:
"دلیلش اینه که ما با مخاطب هایی روبرو هستیم که با این موبایل های لعنتی مزخرف بزرگ شدن. جوان ها و نوجوان های الآن هیچ چیزی رو یاد نمیگیرن مگر اینکه توی موبایلشون اونو ببینن."
▪️گفتنی است فیلم The Last Duel به کارگردانی ریدلی اسکات و با بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری، تنها ۲۷ میلیون دلار در باکس آفیس فروش کرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نقل_قول
▪️از ریدلی اسکات در حالی که عصبانی بوده، در مورد فروش نااميد کننده فیلم سینمایی "The Last Duel" در گیشه پرسیدن و اسکات در پاسخ گفته:
"دلیلش اینه که ما با مخاطب هایی روبرو هستیم که با این موبایل های لعنتی مزخرف بزرگ شدن. جوان ها و نوجوان های الآن هیچ چیزی رو یاد نمیگیرن مگر اینکه توی موبایلشون اونو ببینن."
▪️گفتنی است فیلم The Last Duel به کارگردانی ریدلی اسکات و با بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری، تنها ۲۷ میلیون دلار در باکس آفیس فروش کرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما
#_نقل_قول
▪️«هنگامی که برای ساخت فیلم «ندامتگاه» مجبور شدم چند روز در زندان باشم ساعتها راه میرفتم و پلک نمیزدم و فکر میکردم که چطور باید این فیلم را بسازم، بنابراین مرحله به مرحلهی داخل زندان را در پلانهای طولانی (پلان سکانس) فیلمبرداری کردم که این نوع کار نه تنها برای سینمای ایران بلکه برای سینمای ایتالیا هم در آن زمان عجیب بود.»
▪️#کامران_شیردل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#سینما
#_نقل_قول
▪️«هنگامی که برای ساخت فیلم «ندامتگاه» مجبور شدم چند روز در زندان باشم ساعتها راه میرفتم و پلک نمیزدم و فکر میکردم که چطور باید این فیلم را بسازم، بنابراین مرحله به مرحلهی داخل زندان را در پلانهای طولانی (پلان سکانس) فیلمبرداری کردم که این نوع کار نه تنها برای سینمای ایران بلکه برای سینمای ایتالیا هم در آن زمان عجیب بود.»
▪️#کامران_شیردل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
فضای داخلی — ۱۸۶۹
#ادگار_دگا
Interior — 1869
#Edgar_Degas
نقاشی اتاقی در هتل،۱۹۳۱ با پرسپکتیوی پس رونده، چشم را در طول اتاق، به سوی نقطه ی گریز و سمت "پنجره-خلاء" سیاهی هدایت می کند. پرسپکتیو این کار مشابه نقاشی فضای داخلی، ۱۸۶۹ از #ادگار_دگا است. در نقاشی دگا، چشم از سوژه ی زن می گذرد و به سوی آیینه ی تاری میرود و توهمی مشابه از "گریختن" از فضایی تنگ و خفقان آور را ایجاد می کند و از این گذشته هر دوی این زن ها در افکاری ناآرام و آشفته غرق شده اند و سرهایشان در سایه هایی سنگین و تاریک فرو رفته است...
ظاهرا" نقاشی اتاقی در هتل، با جملات رالف والدو امرسون در مقاله ی سالِ ۱۸۴۱ اش با انام "اتکا به نفس"، ارتباط مستقیم دارد. امرسون از شخصیت های محبوب هاپر بود و اکثرا" از او نقل قول می کرد. در بخشی از نوشته هایش می گوید:
"بهشتِ دیوانه، سفر است... چمدانم را می بندم، سوار بر کشتی روی آب می شوم و عاقبت به خود می آیم... و اینجا کنار من، واقعیتی بی رحم و عبوس است، نفسی غم زده، سخت گیر و همسانِ من... که از آن گریزانم."
این ایده ی امرسون در باب تلاش بی سرانجام برای "رهایی"، در این زن نا آرام و به هم ریخته که در حالتی مالیخولیایی و در برزخی فیزیکی و ذهنی در اتاقش در هتل نشته، متجلی شده و گزیر ناکام او، در موتیف "پنجره-خلاء" صورت بندی می شود.
📚 پنجره و خلاء در نقاشی های ادوارد هاپر، لوئیس شادویک، ترجمه ی ساناز حائری، حرفه هنرمند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
فضای داخلی — ۱۸۶۹
#ادگار_دگا
Interior — 1869
#Edgar_Degas
نقاشی اتاقی در هتل،۱۹۳۱ با پرسپکتیوی پس رونده، چشم را در طول اتاق، به سوی نقطه ی گریز و سمت "پنجره-خلاء" سیاهی هدایت می کند. پرسپکتیو این کار مشابه نقاشی فضای داخلی، ۱۸۶۹ از #ادگار_دگا است. در نقاشی دگا، چشم از سوژه ی زن می گذرد و به سوی آیینه ی تاری میرود و توهمی مشابه از "گریختن" از فضایی تنگ و خفقان آور را ایجاد می کند و از این گذشته هر دوی این زن ها در افکاری ناآرام و آشفته غرق شده اند و سرهایشان در سایه هایی سنگین و تاریک فرو رفته است...
ظاهرا" نقاشی اتاقی در هتل، با جملات رالف والدو امرسون در مقاله ی سالِ ۱۸۴۱ اش با انام "اتکا به نفس"، ارتباط مستقیم دارد. امرسون از شخصیت های محبوب هاپر بود و اکثرا" از او نقل قول می کرد. در بخشی از نوشته هایش می گوید:
"بهشتِ دیوانه، سفر است... چمدانم را می بندم، سوار بر کشتی روی آب می شوم و عاقبت به خود می آیم... و اینجا کنار من، واقعیتی بی رحم و عبوس است، نفسی غم زده، سخت گیر و همسانِ من... که از آن گریزانم."
این ایده ی امرسون در باب تلاش بی سرانجام برای "رهایی"، در این زن نا آرام و به هم ریخته که در حالتی مالیخولیایی و در برزخی فیزیکی و ذهنی در اتاقش در هتل نشته، متجلی شده و گزیر ناکام او، در موتیف "پنجره-خلاء" صورت بندی می شود.
📚 پنجره و خلاء در نقاشی های ادوارد هاپر، لوئیس شادویک، ترجمه ی ساناز حائری، حرفه هنرمند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#شمشیر_آکیناکه
سلاح گاردجاویدان هخامنشی
کینَکَه یا خنجرهای سکا (به یونانی acinaces، همریشه با سُغدی کیناک)، یک گونه شمشیر بوده که بهدست هخامنشیان به کار میرفتهاست. طراحی آن از سکاها بوده است، اما بهدست پارسیان مشهور شد و بهسرعت در تمام جهان باستان گسترش یافت.
غالباً، آکیناکه ۳۵–۴۵ سانتیمتر درازا داشته و دو لبه بودهاست و پهنای بین دو لبه برای کوبیدن و له کردن به کار میرفته و یک غلاف به شکل B برای حفظ دست داشتهاست. غلافش منحصر به فرد و معرفش بوده و معمولاً هلالی در یک سویش داشته که اجازه میداده است از سمت راست کمربند آویزان شود.
آن طور که پیداست، آکیناکه یک جنگافزار فروکردنی بوده، و از آنجا که قالباً به سمت راست کمربند آویزان میشده، پیداست که، در هنگام خطرهای ناگهانی، به یکباره بیرون کشیده میشده است.
متون باستانیِ اندکی دربارهٔ آکیناکه در دست است. آکیناکس یک شمشیر پارسی بوده است، ولی مؤلفان لاتین این واژه را به جای هر جنگافزار مشابه دیگری که خواستهاند به کار بردهاند. بهویژه، واژهٔ آکیناکه در متون عهد وسطیٰ زیاد دیده میشود و معرف نوعی شمشیر اروپایی است. شمشیر پارسی کنونی (شمشیر هلالیشکل) شباهتهایی به آکیناکه دارد و در عهد باستان وجود نداشتهاست. پارسیان عهد هخامنشی بیشتر از یک گونه شمشیر به کار میبردهاند: در آثار هنری پارسی باستان، محافظان شاه و اشراف مهم خنجرهای زیورگون و اُریب دارند؛ در آثار هنر یونان نیز سربازان پارسیِ مجهز به کُپیس (Kopis) بارها دیده میشوند. بیشتر شمشیرهای پارسی به کار رفته به دست هخامنشیان شبیه هم بودهاند و دربارهٔ اینکه کدام یک آکیناکه بودهاست باید پژوهید.
یک سرنخ سودمند این است که در متون یونانی و رومی آمدهاست که شاه پارسیان آکیناکه خود را به نشانهٔ دوستی میفرستاده است. این متون دال بر این است که خنجر شاه آکیناکه بودهاست.
یک نقل قول از مورخ یهودی «ژوزفوس» به جا مانده که میگوید: سیکاریها (Sicarii)، که گونهای راهزن بودند، در آن زمان به بیشترین تعداد رسیده بودند و از شمشیرهای کوچکی بهره میبردند که از بهر اندازه شبیه آکیناکهٔ پارسیان بود، ولی به مانند سیکای رومی خمیده بود و این راهزنان نامشان را از آن داشتند. این نقل قول هم نشانگر آن است که آکیناکه همان خنجر پارسیان است.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#شمشیر_آکیناکه
سلاح گاردجاویدان هخامنشی
کینَکَه یا خنجرهای سکا (به یونانی acinaces، همریشه با سُغدی کیناک)، یک گونه شمشیر بوده که بهدست هخامنشیان به کار میرفتهاست. طراحی آن از سکاها بوده است، اما بهدست پارسیان مشهور شد و بهسرعت در تمام جهان باستان گسترش یافت.
غالباً، آکیناکه ۳۵–۴۵ سانتیمتر درازا داشته و دو لبه بودهاست و پهنای بین دو لبه برای کوبیدن و له کردن به کار میرفته و یک غلاف به شکل B برای حفظ دست داشتهاست. غلافش منحصر به فرد و معرفش بوده و معمولاً هلالی در یک سویش داشته که اجازه میداده است از سمت راست کمربند آویزان شود.
آن طور که پیداست، آکیناکه یک جنگافزار فروکردنی بوده، و از آنجا که قالباً به سمت راست کمربند آویزان میشده، پیداست که، در هنگام خطرهای ناگهانی، به یکباره بیرون کشیده میشده است.
متون باستانیِ اندکی دربارهٔ آکیناکه در دست است. آکیناکس یک شمشیر پارسی بوده است، ولی مؤلفان لاتین این واژه را به جای هر جنگافزار مشابه دیگری که خواستهاند به کار بردهاند. بهویژه، واژهٔ آکیناکه در متون عهد وسطیٰ زیاد دیده میشود و معرف نوعی شمشیر اروپایی است. شمشیر پارسی کنونی (شمشیر هلالیشکل) شباهتهایی به آکیناکه دارد و در عهد باستان وجود نداشتهاست. پارسیان عهد هخامنشی بیشتر از یک گونه شمشیر به کار میبردهاند: در آثار هنری پارسی باستان، محافظان شاه و اشراف مهم خنجرهای زیورگون و اُریب دارند؛ در آثار هنر یونان نیز سربازان پارسیِ مجهز به کُپیس (Kopis) بارها دیده میشوند. بیشتر شمشیرهای پارسی به کار رفته به دست هخامنشیان شبیه هم بودهاند و دربارهٔ اینکه کدام یک آکیناکه بودهاست باید پژوهید.
یک سرنخ سودمند این است که در متون یونانی و رومی آمدهاست که شاه پارسیان آکیناکه خود را به نشانهٔ دوستی میفرستاده است. این متون دال بر این است که خنجر شاه آکیناکه بودهاست.
یک نقل قول از مورخ یهودی «ژوزفوس» به جا مانده که میگوید: سیکاریها (Sicarii)، که گونهای راهزن بودند، در آن زمان به بیشترین تعداد رسیده بودند و از شمشیرهای کوچکی بهره میبردند که از بهر اندازه شبیه آکیناکهٔ پارسیان بود، ولی به مانند سیکای رومی خمیده بود و این راهزنان نامشان را از آن داشتند. این نقل قول هم نشانگر آن است که آکیناکه همان خنجر پارسیان است.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
مهم نیست عکس هات چقدر خوبن یا نقل قول هات چقدر واقعین،
آدمهایی هستند که صرفا چون تویی، هیچ وقت دکمه لایک رو نمیزنن.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
مهم نیست عکس هات چقدر خوبن یا نقل قول هات چقدر واقعین،
آدمهایی هستند که صرفا چون تویی، هیچ وقت دکمه لایک رو نمیزنن.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
تعداد باور نکردنی نقل قول های کانال سپاه پاسداران از شهرام همایون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
تعداد باور نکردنی نقل قول های کانال سپاه پاسداران از شهرام همایون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity