ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻واقعیت = فربود، بودگی، راستینه، راستینگی ✍ نمونه: 🔺اظهاراتش واقعیت ندارد = گفتههایش راستینگی ندارد سخنانش راستینه نیست راست نمیگوید 🔺انرژیدرمانی واقعیت دارد؟ = نیرودرمانی راستینگی دارد؟ نیرودرمانی بودگی دارد؟ 🔺واقعیت…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻واقعی = بودگین، راستین، راستینه، راستکی
✍ نمونه:
🔺این داستان واقعی نیست =
این داستان بودگین ندارد
این داستان راستین نیست
🔺زندگیاش پر از حوادث عجیب ولی واقعی است =
زندگیاش پر از پیشامدهای شگفت، ولی راستینه است
🔺«سوسن تسلیمی» مصداق یک هنرمند واقعی است =
«سوسن تسلیمی» نمونهی یک هنرمند راستین است
🔻غیر واقعی = نادرست، بیبنیاد، ساختگی
✍ نمونه:
🔺تصویری غیرواقعی از ایران ارائه کرده بودند =
نمایی نادرست از ایران نشان داده بودند
🔺عکسهایش در نگاه اول غیرواقعی بهنظر میرسید =
فرتورهایش در نگاه نخست ساختگی بهچشم میرسید
🚩 دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #واقعی #غیرواقعی #غیر_واقعی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻واقعی = بودگین، راستین، راستینه، راستکی
✍ نمونه:
🔺این داستان واقعی نیست =
این داستان بودگین ندارد
این داستان راستین نیست
🔺زندگیاش پر از حوادث عجیب ولی واقعی است =
زندگیاش پر از پیشامدهای شگفت، ولی راستینه است
🔺«سوسن تسلیمی» مصداق یک هنرمند واقعی است =
«سوسن تسلیمی» نمونهی یک هنرمند راستین است
🔻غیر واقعی = نادرست، بیبنیاد، ساختگی
✍ نمونه:
🔺تصویری غیرواقعی از ایران ارائه کرده بودند =
نمایی نادرست از ایران نشان داده بودند
🔺عکسهایش در نگاه اول غیرواقعی بهنظر میرسید =
فرتورهایش در نگاه نخست ساختگی بهچشم میرسید
🚩 دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #واقعی #غیرواقعی #غیر_واقعی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
پنداشتیم خنده و شادی سرشتِ ماست
اما فقط غم است که در سرنوشت ماست
ما را درونِ مزرعِ رنج آفریدهاند
اندوه، ابرِ تیره و غم بذرِ کِشت ماست
امید چیست؟ صبحِ بعیدیست بیطلوع
شادی کجاست؟ گمشدهای در بهشت ماست
زیرِ کدام سقف بخوانم شکایتی
از بختِ باژگونه که در خاک و خشت ماست
خورشیدِ مِی که مشرقِ ساغر چشیده است
پنهان ز چشمِ طالعِ زیبا و زشت ماست
ای صبحِ بینشانه به شبهای ما بگو
از غم گریز نیست که غم سرنوشت ماست
#جویا_معروفی
@AdabSar
پنداشتیم خنده و شادی سرشتِ ماست
اما فقط غم است که در سرنوشت ماست
ما را درونِ مزرعِ رنج آفریدهاند
اندوه، ابرِ تیره و غم بذرِ کِشت ماست
امید چیست؟ صبحِ بعیدیست بیطلوع
شادی کجاست؟ گمشدهای در بهشت ماست
زیرِ کدام سقف بخوانم شکایتی
از بختِ باژگونه که در خاک و خشت ماست
خورشیدِ مِی که مشرقِ ساغر چشیده است
پنهان ز چشمِ طالعِ زیبا و زشت ماست
ای صبحِ بینشانه به شبهای ما بگو
از غم گریز نیست که غم سرنوشت ماست
#جویا_معروفی
@AdabSar
💫
محرمی کو که بَرد پیش کسی نام مرا
واکُند بهر سخن نامه و پیغام مرا
در زبانِ قلمم نیست بهجز نام کسی
کز زبانِ قلمش کرده برون نام مرا
#ظهوری_ترشیزی
@AdabSar
محرمی کو که بَرد پیش کسی نام مرا
واکُند بهر سخن نامه و پیغام مرا
در زبانِ قلمم نیست بهجز نام کسی
کز زبانِ قلمش کرده برون نام مرا
#ظهوری_ترشیزی
@AdabSar
💻🔗 @AdabSar
شوربختانه واژههای بیگانهی رایانهای در زبان پارسی جا باز کرده است و چم(معنی) این را میدهد که کمکاری از سوی زبانسراها و انجمنهای زبان پارسی بوده است.
اکنون چند واژه رایانهای بیگانه که برابر پارسی آن را پیشنهاد کردهایم، با هم آزمایش خواهیم کرد:
🔶پیج: تار بَرگ
🔶بلاک:ناپیوند
🔶فالو:دنبال
🔶آنفالو: ناپِیرو
⚫️این پیج را فالو خواهم کرد
⚪️این تار بَرگ را دنبال خواهم کرد
⚫️این پیج را بلاک خواهم کرد
⚪️این تاربرگ راناپیوند خواهم کرد
⚫️پیجش را فالو کردم
⚪️تاربَرگش را دنبال کردم
⚫️امروز پیجش را آنفالو کردم
⚪️امروز تار بَرگش را ناپیرو کردم
✍ #سعید_مرادی
#پیام_پارسی
💻🔗 @AdabSar
شوربختانه واژههای بیگانهی رایانهای در زبان پارسی جا باز کرده است و چم(معنی) این را میدهد که کمکاری از سوی زبانسراها و انجمنهای زبان پارسی بوده است.
اکنون چند واژه رایانهای بیگانه که برابر پارسی آن را پیشنهاد کردهایم، با هم آزمایش خواهیم کرد:
🔶پیج: تار بَرگ
🔶بلاک:ناپیوند
🔶فالو:دنبال
🔶آنفالو: ناپِیرو
⚫️این پیج را فالو خواهم کرد
⚪️این تار بَرگ را دنبال خواهم کرد
⚫️این پیج را بلاک خواهم کرد
⚪️این تاربرگ راناپیوند خواهم کرد
⚫️پیجش را فالو کردم
⚪️تاربَرگش را دنبال کردم
⚫️امروز پیجش را آنفالو کردم
⚪️امروز تار بَرگش را ناپیرو کردم
✍ #سعید_مرادی
#پیام_پارسی
💻🔗 @AdabSar
☔️📖 @AdabSar
ای زبان پارسی ای بیکران
ای بزرگ و پهن همچون آسمان
این زبان پارسی افسونگر است
هرچه گویم باز از آن بالاتر است
زبانهای کهن ایرانی بهویژه زبان پارسی میانه، گنجینهای ارزشمند از واژهها را در دل خود نگهداشتهاند. با هم در ژرفای واژهنامهها به واکاوی میرویم.
🟢پارسی 📛 بیگانه
تَـکال = مفرد singular
بیشال = جمع plural*
سیج = خطر
سیجناک = خطرناک
خاکپوش = مالچ
پوسال = کمپوست
سَرال، فرنام، برنام = عنوان، تیتر
آغازه، دیباچه = مقدمه
انجامه = موخره، نتیجهگیری
خَن = source
باز خن = منبع،resource
بازبُرد = reference
«خن» ریختی از خان به مانک چشمه است. این واژه هنوز نیز به دیسهی خان، خانی، خُنی در زبانها و گویشهای ایرانی کاربرد دارد. خان در خوانسار و گاوخانی به همین چَم است.
*به فراخور نیاز میتوان بنواژههای تکالیدن و بیشالیدن را بر ساخت. از ساختههای دانشمند اخترشناس محمد حیدری ملایری است.
✍ #بزرگمهر_صالحی
#پیام_پارسی
☔️📖 @AdabSar
ای زبان پارسی ای بیکران
ای بزرگ و پهن همچون آسمان
این زبان پارسی افسونگر است
هرچه گویم باز از آن بالاتر است
زبانهای کهن ایرانی بهویژه زبان پارسی میانه، گنجینهای ارزشمند از واژهها را در دل خود نگهداشتهاند. با هم در ژرفای واژهنامهها به واکاوی میرویم.
🟢پارسی 📛 بیگانه
تَـکال = مفرد singular
بیشال = جمع plural*
سیج = خطر
سیجناک = خطرناک
خاکپوش = مالچ
پوسال = کمپوست
سَرال، فرنام، برنام = عنوان، تیتر
آغازه، دیباچه = مقدمه
انجامه = موخره، نتیجهگیری
خَن = source
باز خن = منبع،resource
بازبُرد = reference
«خن» ریختی از خان به مانک چشمه است. این واژه هنوز نیز به دیسهی خان، خانی، خُنی در زبانها و گویشهای ایرانی کاربرد دارد. خان در خوانسار و گاوخانی به همین چَم است.
*به فراخور نیاز میتوان بنواژههای تکالیدن و بیشالیدن را بر ساخت. از ساختههای دانشمند اخترشناس محمد حیدری ملایری است.
✍ #بزرگمهر_صالحی
#پیام_پارسی
☔️📖 @AdabSar
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻واقعی = بودگین، راستین، راستینه، راستکی ✍ نمونه: 🔺این داستان واقعی نیست = این داستان بودگین ندارد این داستان راستین نیست 🔺زندگیاش پر از حوادث عجیب ولی واقعی است = زندگیاش پر از پیشامدهای شگفت، ولی راستینه است 🔺«سوسن…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻واقعا = بیگمان، بهراستی، بهدرستی
✍ نمونه:
🔺استفاده از نخ دندان واقعا مفید است =
بهرهبردن از نخ دندان بیگمان سودمند است
🔺آیا واقعا جن وجود دارد؟ =
آیا بهدرستی دیو بودش دارد؟
آیا به راستی دیو هست؟
🔺واقعا دیدنی بود =
بهراستی دیدنی بود
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #واقعا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻واقعا = بیگمان، بهراستی، بهدرستی
✍ نمونه:
🔺استفاده از نخ دندان واقعا مفید است =
بهرهبردن از نخ دندان بیگمان سودمند است
🔺آیا واقعا جن وجود دارد؟ =
آیا بهدرستی دیو بودش دارد؟
آیا به راستی دیو هست؟
🔺واقعا دیدنی بود =
بهراستی دیدنی بود
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #واقعا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
نسبتِ عشق به من نسبتِ جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاقترم یا تو به من؟
زندهام بی تو همین قدر که دارم نفسی
از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن
بعد از این در دل من شوق رهایی هم نیست
این هم از عاقبتِ از قفس آزاد شدن
وای بر من که در این بازی بی سود و زیان
پیش پیمانشکنی چون تو شدم عهدشکن
باز با گریه به آغوش تو برمیگردم
چون غریبی که خودش را برساند به وطن
تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است
ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن
#فاضل_نظری
@AdabSar
نسبتِ عشق به من نسبتِ جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاقترم یا تو به من؟
زندهام بی تو همین قدر که دارم نفسی
از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن
بعد از این در دل من شوق رهایی هم نیست
این هم از عاقبتِ از قفس آزاد شدن
وای بر من که در این بازی بی سود و زیان
پیش پیمانشکنی چون تو شدم عهدشکن
باز با گریه به آغوش تو برمیگردم
چون غریبی که خودش را برساند به وطن
تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است
ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن
#فاضل_نظری
@AdabSar
💫
آنان که چراغ عشق افروختهاند
صدبار به آتشِ بلا سوختهاند
آسودهدلان نه درخورِ وصل تواَند
کاین جامه به قدّ عاشقان دوختهاند
#عصمت_بخاری
@AdabSar
آنان که چراغ عشق افروختهاند
صدبار به آتشِ بلا سوختهاند
آسودهدلان نه درخورِ وصل تواَند
کاین جامه به قدّ عاشقان دوختهاند
#عصمت_بخاری
@AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌼🍀🌸
🍀🌸
🌸
همی آز کمتر نگردد به سال
همی روز جویَد ز تقویم و فال
چه گفت اندرین موبَدِ پیشرَو
که «هرگز نگردد کهنْگشته نَو»
تو چندان که مانی سَخُنگوی باش
خردمند باش و نکوخوی باش
نگر تا چه کاری همان بِدْرَوی
سَخُن هرچه گویی همان بشْنوی
درشتی ز کس نشنود نرمْگوی
به جز نیکوی در زمانه مجوی
#فردوسی
و در این هفته امید این:
که نوشه بدی تا بُوَد روزْگار
همیشه خِرد بادت آموزْگار
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
🌸
🍀🌸
🌼🍀🌸
🍀🌸
🌸
همی آز کمتر نگردد به سال
همی روز جویَد ز تقویم و فال
چه گفت اندرین موبَدِ پیشرَو
که «هرگز نگردد کهنْگشته نَو»
تو چندان که مانی سَخُنگوی باش
خردمند باش و نکوخوی باش
نگر تا چه کاری همان بِدْرَوی
سَخُن هرچه گویی همان بشْنوی
درشتی ز کس نشنود نرمْگوی
به جز نیکوی در زمانه مجوی
#فردوسی
و در این هفته امید این:
که نوشه بدی تا بُوَد روزْگار
همیشه خِرد بادت آموزْگار
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
🌸
🍀🌸
🌼🍀🌸
👍1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
واسهی = این واژه در گویش تهرانی از «وَسناد» پهلوی(= بهعلت، به،جهت، برای) گرفته شده است(بهرام فرهوشی در فرهنگ پهلوی) نه از واژهی «واسطه» که تازی است.
پس میتوان این واژهی پارسی را در گفتار و نوشتار بهکار برد.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #واسه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
واسهی = این واژه در گویش تهرانی از «وَسناد» پهلوی(= بهعلت، به،جهت، برای) گرفته شده است(بهرام فرهوشی در فرهنگ پهلوی) نه از واژهی «واسطه» که تازی است.
پس میتوان این واژهی پارسی را در گفتار و نوشتار بهکار برد.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #واسه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💥 @AdabSar
در هرچه دیدهام تو پدیدار بودهای
ای کم نموده رخ، که چه بسيار بودهای!
اوحدی مراغهای
پدید میبایست از پتدیت pat-dit برآمده باشد. این واژه اگر به فرجام دگرگونی خویش میرسید «بدید» میگشت ولی در ریختی نزدیک به پهلوی مانده است.
در این بررسی پی خواهیم برد پروانهی هنرنمایی چند واژهی بیگانه را نادانسته در زبان خود برونبُرد کردهایم!
🔊پارسی 🔇 بیگانه
پدید آمدن = ظاهر شدن، ظهور،طلوع، خلق شدن
پدید آور = خالق، مخترع
پدید آوردن = اختراع کردن، به وجود آوردن، خلق کردن
پدید آمده = اختراع،حادث شده، مُحدَث
پدید آورنده، آفریننده = خالق، خلاق
پدیدار شدن = حاضر شدن، ظاهر شدن، ظهور، طلوع
پدیدار شناسی = فنومنولوژی phenomenology
پدیدار کردن، آشکار ساختن = برملا کردن، کشف کردن، ظاهر کردن
پدیدههای راز وَرانه = حادثههای استورهای
با سادهترین شیوه که فراموشی باشد چگونه با دست خود تبر نه، آتش به خرمن زبان زدهایم.
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
فردوسی
به امید روزهای روشن برای زبان پارسی
✍ #بزرگمهر_صالحی
📜 بازخَنها:
۱- فرهنگ پهلوی بهرام فرهوشی
۲- فرهنگ واژههای نژاده برساختههای جلالالدین کزازی
💥 @AdabSar
در هرچه دیدهام تو پدیدار بودهای
ای کم نموده رخ، که چه بسيار بودهای!
اوحدی مراغهای
پدید میبایست از پتدیت pat-dit برآمده باشد. این واژه اگر به فرجام دگرگونی خویش میرسید «بدید» میگشت ولی در ریختی نزدیک به پهلوی مانده است.
در این بررسی پی خواهیم برد پروانهی هنرنمایی چند واژهی بیگانه را نادانسته در زبان خود برونبُرد کردهایم!
🔊پارسی 🔇 بیگانه
پدید آمدن = ظاهر شدن، ظهور،طلوع، خلق شدن
پدید آور = خالق، مخترع
پدید آوردن = اختراع کردن، به وجود آوردن، خلق کردن
پدید آمده = اختراع،حادث شده، مُحدَث
پدید آورنده، آفریننده = خالق، خلاق
پدیدار شدن = حاضر شدن، ظاهر شدن، ظهور، طلوع
پدیدار شناسی = فنومنولوژی phenomenology
پدیدار کردن، آشکار ساختن = برملا کردن، کشف کردن، ظاهر کردن
پدیدههای راز وَرانه = حادثههای استورهای
با سادهترین شیوه که فراموشی باشد چگونه با دست خود تبر نه، آتش به خرمن زبان زدهایم.
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
فردوسی
به امید روزهای روشن برای زبان پارسی
✍ #بزرگمهر_صالحی
📜 بازخَنها:
۱- فرهنگ پهلوی بهرام فرهوشی
۲- فرهنگ واژههای نژاده برساختههای جلالالدین کزازی
💥 @AdabSar
🌾🍃 @AdabSar
بشنو آوای زنگولهی دامهایت را؛
پگاه که از ده بیرون میروند و شامگاه که به ده باز میگردند.
آه! بشنو این آوا را...
که آوای زنگولهی دامهای تو از آوای همهی زنگولهها و همهی آواها دلنشینتر و دلانگیزتر است.
بشنو آوای زنگولهی دامهایت را،
پگاه که از ده بیرون میروند و شامگاه که به ده باز میگردند.
و تو را مژده میدهم، مژدهای جانبخش و شیرین.
گاو ماده زرد رنگ زیبای تو زاییده است،
یک گوسالهی زیبای درشت و رنگارنگ،
زرد و سپید
و در پیشانیاش یک سپیدی بزرگ، آنچه تو میخواستی...
گاو تو گوسالهاش را با مهر میلیسد و مینوازد.
گوساله سر به پستان مادر میکوبد و میمکد و مادر آنرا با مهر مینوازد.
مرغهای کرچ تو نیز از روی تخم برخاسته و جوجهها درآمدهاند.
و اینک جوجههای کوچک زرد رنگ به دنبال مادر و در جستوجوی دانه میدوند. رنگ زرد جوجهها با رنگ گلها، باغ را رنگینتر و دلانگیزتر کرده است.
میش تو نیز همین دیشب زایید!
یک برهی زیبای سپید. میش با مهر و نوازش برهاش را میلیسد و بره، پستان مادر را میمکد.
و یک مژده بزرگ دیگر، بسیار بزرگ و شیرین:
دیروز، نیمروز، ناگهان کسانی شاد و سرآسیمه از باغ آمدند و تازه آوردند که مهمام مگسانگبینی [ملکه زنبور عسل] با انبوهی مگسانگبین[زنبور عسل] به باغ آمده و بالای درخت سپیدار نشسته است!
میدانی که آمدن مهمام مگسانگبین به جایی، نشانهی آمدِ کار و پرباری سال و مایهی بسی شادمانی است؟
و نشانهی اینکه همهی دامها میزایند و گوسپندها و بزها همایند [دوقلو] میزایند!
📔 بریدهای از نبیگ پارسی «آوای زنگولهها»
نوشتهی «حسین وحیدی»
#پیام_پارسی
🌾🍃 @AdabSar
بشنو آوای زنگولهی دامهایت را؛
پگاه که از ده بیرون میروند و شامگاه که به ده باز میگردند.
آه! بشنو این آوا را...
که آوای زنگولهی دامهای تو از آوای همهی زنگولهها و همهی آواها دلنشینتر و دلانگیزتر است.
بشنو آوای زنگولهی دامهایت را،
پگاه که از ده بیرون میروند و شامگاه که به ده باز میگردند.
و تو را مژده میدهم، مژدهای جانبخش و شیرین.
گاو ماده زرد رنگ زیبای تو زاییده است،
یک گوسالهی زیبای درشت و رنگارنگ،
زرد و سپید
و در پیشانیاش یک سپیدی بزرگ، آنچه تو میخواستی...
گاو تو گوسالهاش را با مهر میلیسد و مینوازد.
گوساله سر به پستان مادر میکوبد و میمکد و مادر آنرا با مهر مینوازد.
مرغهای کرچ تو نیز از روی تخم برخاسته و جوجهها درآمدهاند.
و اینک جوجههای کوچک زرد رنگ به دنبال مادر و در جستوجوی دانه میدوند. رنگ زرد جوجهها با رنگ گلها، باغ را رنگینتر و دلانگیزتر کرده است.
میش تو نیز همین دیشب زایید!
یک برهی زیبای سپید. میش با مهر و نوازش برهاش را میلیسد و بره، پستان مادر را میمکد.
و یک مژده بزرگ دیگر، بسیار بزرگ و شیرین:
دیروز، نیمروز، ناگهان کسانی شاد و سرآسیمه از باغ آمدند و تازه آوردند که مهمام مگسانگبینی [ملکه زنبور عسل] با انبوهی مگسانگبین[زنبور عسل] به باغ آمده و بالای درخت سپیدار نشسته است!
میدانی که آمدن مهمام مگسانگبین به جایی، نشانهی آمدِ کار و پرباری سال و مایهی بسی شادمانی است؟
و نشانهی اینکه همهی دامها میزایند و گوسپندها و بزها همایند [دوقلو] میزایند!
📔 بریدهای از نبیگ پارسی «آوای زنگولهها»
نوشتهی «حسین وحیدی»
#پیام_پارسی
🌾🍃 @AdabSar
@AdabSar
کبودیِ رخِ زردم ز سنگِ اغیار است
تورا خیال که گل کرده زعفرانزار است
تو هم در آینه حیرانِ حُسنِ خویشتنی
زمانهایست که هرکس به خود گرفتار است
شبی ز قدّ تو افتاده سایه بر دیوار
نشسته عاشقِ غمدیده رو به دیوار است
ز غبغب و دهنت در حضور آن لبِ لعل
میان تنگدلان گفتوگوی بسیار است
دلم که باز ندانست قدرِ روز وصال
فراق هرچه به او میکند سزاوار است
ز سرگرانیِ تابوتم ای رقیب منال
هنوز مردهی من زندهی تورا بار است
شدی فریفتهی نقشخانهی ایام
مباش غافل از او «آصفی» که پُرکار است
#آصفی_هروی
@AdabSar
کبودیِ رخِ زردم ز سنگِ اغیار است
تورا خیال که گل کرده زعفرانزار است
تو هم در آینه حیرانِ حُسنِ خویشتنی
زمانهایست که هرکس به خود گرفتار است
شبی ز قدّ تو افتاده سایه بر دیوار
نشسته عاشقِ غمدیده رو به دیوار است
ز غبغب و دهنت در حضور آن لبِ لعل
میان تنگدلان گفتوگوی بسیار است
دلم که باز ندانست قدرِ روز وصال
فراق هرچه به او میکند سزاوار است
ز سرگرانیِ تابوتم ای رقیب منال
هنوز مردهی من زندهی تورا بار است
شدی فریفتهی نقشخانهی ایام
مباش غافل از او «آصفی» که پُرکار است
#آصفی_هروی
@AdabSar
💠🔹 @AdabSar
کَی نامور پاسخ آورد زود
که از من شگفتی بباید شنود
فردوسی
در بَرَرسی واژگان میرسیم به زود که در پهلوی zut بوده است.
این پیشود زیبا را رها میکنیم دلخوش به اینکه با پسوندها و پیشوندهای پارسی و آمیختناش با واژهی عربی واژگانی درست میکنیم که تازیان به آنان پی نمیبرند.
✳️پارسی ⭕بیگانه
زود انجام = سهل الوصول
زود انجامی = قریبالوقوع بودن
زود باور = سادهلوح
زود خشمی = حساسیت
زود رنج = حساس
زود رنجی = حساسیت
زودگذر = سریع
زود گیر = سریعالانتقال
زود میر = سریعالموت
زودیاب = سهل
زودیه، شتاب = سرعت
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
💥بازخَنها:
۱- فرهنگ زبان پهلوی
۲ -واژههای برساختهی جلالالدین کزازی
💠🔹 @AdabSar
کَی نامور پاسخ آورد زود
که از من شگفتی بباید شنود
فردوسی
در بَرَرسی واژگان میرسیم به زود که در پهلوی zut بوده است.
این پیشود زیبا را رها میکنیم دلخوش به اینکه با پسوندها و پیشوندهای پارسی و آمیختناش با واژهی عربی واژگانی درست میکنیم که تازیان به آنان پی نمیبرند.
✳️پارسی ⭕بیگانه
زود انجام = سهل الوصول
زود انجامی = قریبالوقوع بودن
زود باور = سادهلوح
زود خشمی = حساسیت
زود رنج = حساس
زود رنجی = حساسیت
زودگذر = سریع
زود گیر = سریعالانتقال
زود میر = سریعالموت
زودیاب = سهل
زودیه، شتاب = سرعت
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
💥بازخَنها:
۱- فرهنگ زبان پهلوی
۲ -واژههای برساختهی جلالالدین کزازی
💠🔹 @AdabSar