🎼🎻 @AdabSar
زُلزُل رازی، خنیاگر چیرهدست
✍ #بزرگمهر_صالحی
یکی بزرگان خنیاگر ایرانزمین در روزگار عباسیان «زُلزُل رازی» است. به او کوبنده(الضارب) نیز میگفتند زیرا در کوبشهای پُرتوان بسیار چیرهدست و ماهر بود از این روی این پاژنام(لقب) را به او دادند.
آوازه او بیشتر به شَوَند(دلیل) نوآوریهایش در خنیاگری، سامانمندی گامها و پژوهش در بخش نگری(نظری) خنیای ایران است. او بازه(فاصله)ای به نام خَنزَک (خنثی) را شناخت که به نام میانین (وسطای) زلزل نامور گردید.
همچنین بربت تازهای در آن زمان ساخت که برای همانندیاش به ماهی شبوط(♧) عودالشبوط نامیدند که در آن زمان به جای عود پارسی یا ایرانی روامند(رایج) شد.
از دیگر ویژگیهای زُلزُل/زَلزَل دلبستگی او به یاری کردن مردم بود. او در بغداد چاهی زد و آن را بهنام مردم کرد و سرمایه بزرگی نیز برای کارها و بازسازی آن بر جای گذاشت. این چاه سدهها بود و بغدادیان آن را برکهی زلزل مینامیدند.
زلزل چندی پس از آزادی از زندان، از آنجا که بسیار رنجور و پژمرده شده بود، درگذشت. نویسندهی «عقدالفرید» در بارهاش گفته است: «زلزل رازی محبوبترین نوازندهی سازهای زهی بوده است و از این نگر، نه پیش و نه پس از خود هیچ هماوردی نداشته است.»
زلزل در واپسین سالهای زندگانیاش بیمهری زیادی از سوی هارونالرشید خلیفهی عباسی دید و ده سال در زندان بود.
♣️ پینوشت: شُبُوط/شَبَابِيط گونهاى ماهی رودخانه با سرى کوچک و سینهای پهن است.
📕بنمایهها:
۱- تاریخ مختصر موسیقی ایران، برگ ۷۲، تقی بینش
۲- موسیقی ایران از آغاز تا امروز، غلامرضا جوادی، برگ ۱۹۳، جلد ۱
#پیام_پارسی
🥁🪕 @AdabSar
زُلزُل رازی، خنیاگر چیرهدست
✍ #بزرگمهر_صالحی
یکی بزرگان خنیاگر ایرانزمین در روزگار عباسیان «زُلزُل رازی» است. به او کوبنده(الضارب) نیز میگفتند زیرا در کوبشهای پُرتوان بسیار چیرهدست و ماهر بود از این روی این پاژنام(لقب) را به او دادند.
آوازه او بیشتر به شَوَند(دلیل) نوآوریهایش در خنیاگری، سامانمندی گامها و پژوهش در بخش نگری(نظری) خنیای ایران است. او بازه(فاصله)ای به نام خَنزَک (خنثی) را شناخت که به نام میانین (وسطای) زلزل نامور گردید.
همچنین بربت تازهای در آن زمان ساخت که برای همانندیاش به ماهی شبوط(♧) عودالشبوط نامیدند که در آن زمان به جای عود پارسی یا ایرانی روامند(رایج) شد.
از دیگر ویژگیهای زُلزُل/زَلزَل دلبستگی او به یاری کردن مردم بود. او در بغداد چاهی زد و آن را بهنام مردم کرد و سرمایه بزرگی نیز برای کارها و بازسازی آن بر جای گذاشت. این چاه سدهها بود و بغدادیان آن را برکهی زلزل مینامیدند.
زلزل چندی پس از آزادی از زندان، از آنجا که بسیار رنجور و پژمرده شده بود، درگذشت. نویسندهی «عقدالفرید» در بارهاش گفته است: «زلزل رازی محبوبترین نوازندهی سازهای زهی بوده است و از این نگر، نه پیش و نه پس از خود هیچ هماوردی نداشته است.»
زلزل در واپسین سالهای زندگانیاش بیمهری زیادی از سوی هارونالرشید خلیفهی عباسی دید و ده سال در زندان بود.
♣️ پینوشت: شُبُوط/شَبَابِيط گونهاى ماهی رودخانه با سرى کوچک و سینهای پهن است.
📕بنمایهها:
۱- تاریخ مختصر موسیقی ایران، برگ ۷۲، تقی بینش
۲- موسیقی ایران از آغاز تا امروز، غلامرضا جوادی، برگ ۱۹۳، جلد ۱
#پیام_پارسی
🥁🪕 @AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
بازشناسی چندی از بنواژههای سادهی زبان پارسی که امروزه بهجای آنها بنواژههای آمیخته(مرکب) را بهکار میبرند.
✍ #مسعود_خراسانی
▪️ آلودن، آلای = کثیف کردن
▪️ آزردن، آزار = آزار و اذیت کردن
▪️ آمودن، آمای = آماده و تهیه کردن
▪️ آزمودن، آزمای = امتحان کردن
▪️ آسودن، آسای = استراحت یافتن
▪️ اَفزودن، اَفزای = اضافه کردن
▪️ اَندودن، اَندای = کاهگل و گلاوه مالیدن
▪️ پالودن، پالای = تصفیه کردن
▪️ فرمودن، فرمای = امر کردن
▪️ زمودن، زمای = نقش و نگار کردن
▪️ نمودن، نمای = نشان دادن
▪️ گشودن، گشای = باز کردن
▪️ رُبودن، رُبای = سرقت کردن
▪️ فرسودن، فرسای = کهنه و ضعیف شدن
▪️ زُدودن، زُدای = حذف کردن
▪️ سرودن، سرای = شعر گفتن
▪️ پسودن، پسای = لمس کردن
▪️ فشردن، فشار = فشار دادن
▪️ شکردن، شکار = شکار کردن
▪️ شمردن، شمار = حساب کردن
▪️ سپُردن، سپار = محول کردن، توصیه کردن
▪️ آویختن، آویز = آویزان کردن
▪️ هاختن، هاز = هدایت کردن
▪️ یاختن، یاز = بیرون کشیدن
▪️ واختن، واز = سخن گفتن، حرف زدن
▪️ باختن، باز = مغلوب شدن
▪️ بازاندن، بازان = مغلوب کردن
▪️ تاختن، تاز = دواندنِ اسب، به سرعت راندن
▪️ بوختن، بوز = نجات دادن
▪️ یافتن، یاب = پیدا کردن
▪️ کاستن، کاه = کم کردن
▪️ خواستن، خواه = طلب کردن
▪️ هشتن، هل = قرار دادن
▪️ نهادن، نه = قرار دادن، وضع کردن
▪️ دَفتن، دَم = نفس کشیدن و بیرون دادنِ آن
▪️ کُشتن، کُش = به قتل رساندن
▪️ ویژستن، ویژ = اختصاص دادن
▪️ ویرستن، ویر = به حافظه سپردن
▪️ پیوستن، پیوند = ملحق شدن
▪️ پنداشتن، پندار = فرض کردن
▪️ جُستن، جوی = جستوجو کردن
▪️ جَستن، جَه = خیز کردن و تیز رفتن
▪️ رُفتن، روب = جارو و گَردگیری کردن
▪️ سُفتن، سنب = سوراخ کردن
▪️ فریفتن، فریب = فریب دادن
▪️ نهفتن، نهنب = پنهان کردن
▪️ آچاردن، آچار = چاشنی به غذا زدن
▪️ آشفتن، آشوب = پریشان و متلاطم شدن
▪️ پرهیختن، پرهیز = اجتناب و دوری کردن
▪️ آموختن، آموز = یاد گرفتن
▪️ آموزاندن، آموزان = یاد دادن
▪️ ️ پروردن، پرور = پرورش دادن
▪️ فرستادن، فرست = ارسال کردن
▪️ سوباردن، سوبار = مشورت کردن
▪️ رَستن، رَه = رهایی و خلاصی یافتن
▪️ رُستن، روی = سبز شدن و برآمدن گیاه
▪️ رَشتن، رَز = رنگ کردن
▪️ نگریستن، نگر = نگاه کردن
▪️ شکفتن، شکف = بازشدن غنچهی گل
▪️ گشتن، گرد = دور زدن، گردش کردن
▪️ گرداندن، گردان = دور دادن
▪️ واشتن، وار = تغییر کردن
▪️ واراندن، واران = تغییر دادن
▪️ آیُختن، آیُز = متصل شدن
▪️ آیُزاندن، آیُزان = متصل کردن
▪️ گریختن، گریز = فرار کردن
▪️ شتافتن، شتاب = عجله کردن
▪️ فارستن، فار = تمایل داشتن
▪️ کامستن، کام = میل و رغبت داشتن
▪️ سپَردن، سپَر = طی کردن، سپری کردن
▪️ گُزیدن، گُزین = انتخاب کردن
▪️ دروختن، دروز = دروغ گفتن
▪️ انباشتن، انبار = انبار کردن
▪️ انجافتن، انجام = انجام دادن
▪️ اندوختن، اندوز = کسب کردن
▪️ افروختن، افروز = روشن کردن
▪️ نِگیختن، نِگیز = شرح دادن، تشریح کردن
▪️ آفریدن، آفرین = خلق کردن
▪️ زیستن، زیو = زندگی کردن
▪️ بخشودن، بخشای = عفو کردن
▪️ ویراستن، ویرای = ویرایش کردن
▪️ شکافتن، شکاف = چاک دادن و پاره کردن
▪️ آراستن، آرای = زینت کردن (با افزودن)
▪️ پیراستن، پیرای = زینت کردن (با کاستن)
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
بازشناسی چندی از بنواژههای سادهی زبان پارسی که امروزه بهجای آنها بنواژههای آمیخته(مرکب) را بهکار میبرند.
✍ #مسعود_خراسانی
▪️ آلودن، آلای = کثیف کردن
▪️ آزردن، آزار = آزار و اذیت کردن
▪️ آمودن، آمای = آماده و تهیه کردن
▪️ آزمودن، آزمای = امتحان کردن
▪️ آسودن، آسای = استراحت یافتن
▪️ اَفزودن، اَفزای = اضافه کردن
▪️ اَندودن، اَندای = کاهگل و گلاوه مالیدن
▪️ پالودن، پالای = تصفیه کردن
▪️ فرمودن، فرمای = امر کردن
▪️ زمودن، زمای = نقش و نگار کردن
▪️ نمودن، نمای = نشان دادن
▪️ گشودن، گشای = باز کردن
▪️ رُبودن، رُبای = سرقت کردن
▪️ فرسودن، فرسای = کهنه و ضعیف شدن
▪️ زُدودن، زُدای = حذف کردن
▪️ سرودن، سرای = شعر گفتن
▪️ پسودن، پسای = لمس کردن
▪️ فشردن، فشار = فشار دادن
▪️ شکردن، شکار = شکار کردن
▪️ شمردن، شمار = حساب کردن
▪️ سپُردن، سپار = محول کردن، توصیه کردن
▪️ آویختن، آویز = آویزان کردن
▪️ هاختن، هاز = هدایت کردن
▪️ یاختن، یاز = بیرون کشیدن
▪️ واختن، واز = سخن گفتن، حرف زدن
▪️ باختن، باز = مغلوب شدن
▪️ بازاندن، بازان = مغلوب کردن
▪️ تاختن، تاز = دواندنِ اسب، به سرعت راندن
▪️ بوختن، بوز = نجات دادن
▪️ یافتن، یاب = پیدا کردن
▪️ کاستن، کاه = کم کردن
▪️ خواستن، خواه = طلب کردن
▪️ هشتن، هل = قرار دادن
▪️ نهادن، نه = قرار دادن، وضع کردن
▪️ دَفتن، دَم = نفس کشیدن و بیرون دادنِ آن
▪️ کُشتن، کُش = به قتل رساندن
▪️ ویژستن، ویژ = اختصاص دادن
▪️ ویرستن، ویر = به حافظه سپردن
▪️ پیوستن، پیوند = ملحق شدن
▪️ پنداشتن، پندار = فرض کردن
▪️ جُستن، جوی = جستوجو کردن
▪️ جَستن، جَه = خیز کردن و تیز رفتن
▪️ رُفتن، روب = جارو و گَردگیری کردن
▪️ سُفتن، سنب = سوراخ کردن
▪️ فریفتن، فریب = فریب دادن
▪️ نهفتن، نهنب = پنهان کردن
▪️ آچاردن، آچار = چاشنی به غذا زدن
▪️ آشفتن، آشوب = پریشان و متلاطم شدن
▪️ پرهیختن، پرهیز = اجتناب و دوری کردن
▪️ آموختن، آموز = یاد گرفتن
▪️ آموزاندن، آموزان = یاد دادن
▪️ ️ پروردن، پرور = پرورش دادن
▪️ فرستادن، فرست = ارسال کردن
▪️ سوباردن، سوبار = مشورت کردن
▪️ رَستن، رَه = رهایی و خلاصی یافتن
▪️ رُستن، روی = سبز شدن و برآمدن گیاه
▪️ رَشتن، رَز = رنگ کردن
▪️ نگریستن، نگر = نگاه کردن
▪️ شکفتن، شکف = بازشدن غنچهی گل
▪️ گشتن، گرد = دور زدن، گردش کردن
▪️ گرداندن، گردان = دور دادن
▪️ واشتن، وار = تغییر کردن
▪️ واراندن، واران = تغییر دادن
▪️ آیُختن، آیُز = متصل شدن
▪️ آیُزاندن، آیُزان = متصل کردن
▪️ گریختن، گریز = فرار کردن
▪️ شتافتن، شتاب = عجله کردن
▪️ فارستن، فار = تمایل داشتن
▪️ کامستن، کام = میل و رغبت داشتن
▪️ سپَردن، سپَر = طی کردن، سپری کردن
▪️ گُزیدن، گُزین = انتخاب کردن
▪️ دروختن، دروز = دروغ گفتن
▪️ انباشتن، انبار = انبار کردن
▪️ انجافتن، انجام = انجام دادن
▪️ اندوختن، اندوز = کسب کردن
▪️ افروختن، افروز = روشن کردن
▪️ نِگیختن، نِگیز = شرح دادن، تشریح کردن
▪️ آفریدن، آفرین = خلق کردن
▪️ زیستن، زیو = زندگی کردن
▪️ بخشودن، بخشای = عفو کردن
▪️ ویراستن، ویرای = ویرایش کردن
▪️ شکافتن، شکاف = چاک دادن و پاره کردن
▪️ آراستن، آرای = زینت کردن (با افزودن)
▪️ پیراستن، پیرای = زینت کردن (با کاستن)
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🍇🌰🍎🍇
@AdabSar
🍉 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍉 جشنهای میوهچینی، کشاورزی، گاهنباری و پایان و آغاز فَرشیم/وَرشیم(فصل)
🌽🌽 روزهای پایان تابستان و آغاز پاییز در ایران، با جشنهای فراوان و گوناگونی همراه بودند. دربارهی جشنهای ایرانی باید بدانیم که چندین جشن باستانی ایران در زمان روشنی برگزار نمیشدند و زمان برگزاری آنها در سالهای گوناگون اندکی جابجا و پس و پیش میشد. جشنهای کشاورزی پایان تابستان از این دسته هستند. در سدههای نزدیکتر، بیشتر جشنهای کشاورزی پایان تابستان که در اینجا میخوانیم، در واپسین آدینهی تابستان و در میان بومیان بخشهایی از این سرزمین برگزار میشدند. خوشبختانه بیشتر جشنهای کشاورزی همچنان زندهاند.
🌾🌾 «گاهنبار پتیهشهیم» از اشتاد روز تا انارام روز از شهریور، برابر با ۲۶ تا ۳۰ شهریور در گاهشماری باستانی برگزار میشد. پَتیه شَهیم، به چم(معنی) پایان تابستان و سومین جشن از جشنهای گاهنباری است. در افسانههای کهن این جشن یادآور سومین گام آفرینش است و هنگام آفریده شدن زمین. این جشن مانند جشنهای گاهنباری دیگر است، با این دگرسانی(تفاوت) که جشن کشاورزی هم هست و با گردآوری دانهها در کشتزارها و چیدن میوهها در باغها برگزار میشود و به آن «دانهآور» نیز میگویند.
🍎🍎 شش جشن فراگیر و گستردهی گاهانبار/گاهنبار/گَهَنبار در سال با باور آفرینش زمین در شش گام و در زمانی هَکانیده(تعیین شده) و روشن برگزار میشدند. هر یک از این جشنها پنج روزه بودند و روز پایانی آن جشن بزرگی برپا میشد و مردم به نیایش و یاری مستمندان میپرداختند.
- گاهانبار نخست، میدیوزرم، اردیبهشت ماه، آفرینش آسمان.
- گاهنبار دوم، میدیوشم، تیرماه، آفرینش آب.
- گاهنبار سوم، پتیهشهیم، شهریورماه، آفرینش زمین.
- گاهانبار چهارم، اَیاسَرِم، مهرماه، آفرینش گیاه.
- گهنبار پنجم، میدیارم، دیماه، آفرینش جانوران.
- گهنبار ششم، همسپتمیدیم، اسپندماه، آفرینش آدمی.
🎺🎺 «جشن انار» یا «انارچینی» در گاهشماری(تقویم) یزدگردی، در مانترَسپند روز از شهریور، برابر با ۲۹شهریور تا روزهای آغازین مهر در بخش تارم و روستاهای انبوده و رودبار الموت کاسپین(قزوین) برگزار میشد. این جشنها، همراه با شادی، پایکوبی و نواختن ساز و سرنا بود و چیدن انار پیش از آغاز جشن ناپسند شمرده میشد. امروز در این روستاها همچنان جشن انار برگزار میشود ولی زمان آن در روزهای پایانی مهر و آغاز آبان است.
🍇🍇 «جشن شاندَر» یا «جشن انگور» در آذربادگان خاوری(آذربایجان غربی) و در روزهای پایانی تابستان و گاه در آغاز پاییز برگزار میشد و همچنان این آیین در شماری از روستاها شناخته شده است. شادی و بازیهای گروهی از آیینهای «جشن شاندر» بود. کشاورزان بهترین انگور باغ خود را میچیدند و هماوَردی(مسابقهای) برای گزینش بهترین انگور تاکستانها برگزار میکردند.
🌰🌰 «جشن عَلَم واچینی» یا «جشن خرمن» در گیلان و در واپسین آدینهی تابستان با پایان یافتن برداشت فراوردههای کشاورزی و پایان سال کشاورزی برگزار میشود.
گفتنی است «جشن پَندُک»(فندق) نیز در روستاهای رودبار کاسپین(قزوین) و در روزهای میانهی تابستان همچنان برگزار میشود. در این جشن هنگام چیدن پندک سرود و ترانهخوانی میکنند و دختران با پندکها برای نامزدشان گردنبند درست میکنند.
🥜🥜 «جشن کاشت» از اورمزد روز تا سپندارمذ روز از مهرماه، برابر با یکم تا پنجم مهر در گاهشماری باستانی برگزار میشد. این جشن اکنون در شهر مهاباد آذربادگان خاوری و چندشهر نزدیک به آن برگزار میشود.
در این جشن کیسههایی که درون هر یک از آنها یک گونه بنشن(حبوبات) یا دانهی گیاه است را از شاخههای درخت کوچک خشکیدهای میآویزند و آن را آتش میزنند. کیسهای که زودتر از همه بسوزد، نمونهی دانه یا بنشن درون آن بیشتر کشت میشود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
______________________
📕 بهره از:
۱- آیینها و جشنهای کهن در ایران امروز #محمود_روح_الامینی
۲- مراسم آیینی و آداب زرتشتیان #فیروز_آذرگشسب
۳- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
______________________
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #جشن_انار #جشن_انگور #گاهنبار #جشن_خرمن #جشن_پایان_تابستان #جشن_شاندر #جشن_فندق #جشن_دانه_آور
@AdabSar
🍇🌰🍎🌽
@AdabSar
🍉 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍉 جشنهای میوهچینی، کشاورزی، گاهنباری و پایان و آغاز فَرشیم/وَرشیم(فصل)
🌽🌽 روزهای پایان تابستان و آغاز پاییز در ایران، با جشنهای فراوان و گوناگونی همراه بودند. دربارهی جشنهای ایرانی باید بدانیم که چندین جشن باستانی ایران در زمان روشنی برگزار نمیشدند و زمان برگزاری آنها در سالهای گوناگون اندکی جابجا و پس و پیش میشد. جشنهای کشاورزی پایان تابستان از این دسته هستند. در سدههای نزدیکتر، بیشتر جشنهای کشاورزی پایان تابستان که در اینجا میخوانیم، در واپسین آدینهی تابستان و در میان بومیان بخشهایی از این سرزمین برگزار میشدند. خوشبختانه بیشتر جشنهای کشاورزی همچنان زندهاند.
🌾🌾 «گاهنبار پتیهشهیم» از اشتاد روز تا انارام روز از شهریور، برابر با ۲۶ تا ۳۰ شهریور در گاهشماری باستانی برگزار میشد. پَتیه شَهیم، به چم(معنی) پایان تابستان و سومین جشن از جشنهای گاهنباری است. در افسانههای کهن این جشن یادآور سومین گام آفرینش است و هنگام آفریده شدن زمین. این جشن مانند جشنهای گاهنباری دیگر است، با این دگرسانی(تفاوت) که جشن کشاورزی هم هست و با گردآوری دانهها در کشتزارها و چیدن میوهها در باغها برگزار میشود و به آن «دانهآور» نیز میگویند.
🍎🍎 شش جشن فراگیر و گستردهی گاهانبار/گاهنبار/گَهَنبار در سال با باور آفرینش زمین در شش گام و در زمانی هَکانیده(تعیین شده) و روشن برگزار میشدند. هر یک از این جشنها پنج روزه بودند و روز پایانی آن جشن بزرگی برپا میشد و مردم به نیایش و یاری مستمندان میپرداختند.
- گاهانبار نخست، میدیوزرم، اردیبهشت ماه، آفرینش آسمان.
- گاهنبار دوم، میدیوشم، تیرماه، آفرینش آب.
- گاهنبار سوم، پتیهشهیم، شهریورماه، آفرینش زمین.
- گاهانبار چهارم، اَیاسَرِم، مهرماه، آفرینش گیاه.
- گهنبار پنجم، میدیارم، دیماه، آفرینش جانوران.
- گهنبار ششم، همسپتمیدیم، اسپندماه، آفرینش آدمی.
🎺🎺 «جشن انار» یا «انارچینی» در گاهشماری(تقویم) یزدگردی، در مانترَسپند روز از شهریور، برابر با ۲۹شهریور تا روزهای آغازین مهر در بخش تارم و روستاهای انبوده و رودبار الموت کاسپین(قزوین) برگزار میشد. این جشنها، همراه با شادی، پایکوبی و نواختن ساز و سرنا بود و چیدن انار پیش از آغاز جشن ناپسند شمرده میشد. امروز در این روستاها همچنان جشن انار برگزار میشود ولی زمان آن در روزهای پایانی مهر و آغاز آبان است.
🍇🍇 «جشن شاندَر» یا «جشن انگور» در آذربادگان خاوری(آذربایجان غربی) و در روزهای پایانی تابستان و گاه در آغاز پاییز برگزار میشد و همچنان این آیین در شماری از روستاها شناخته شده است. شادی و بازیهای گروهی از آیینهای «جشن شاندر» بود. کشاورزان بهترین انگور باغ خود را میچیدند و هماوَردی(مسابقهای) برای گزینش بهترین انگور تاکستانها برگزار میکردند.
🌰🌰 «جشن عَلَم واچینی» یا «جشن خرمن» در گیلان و در واپسین آدینهی تابستان با پایان یافتن برداشت فراوردههای کشاورزی و پایان سال کشاورزی برگزار میشود.
گفتنی است «جشن پَندُک»(فندق) نیز در روستاهای رودبار کاسپین(قزوین) و در روزهای میانهی تابستان همچنان برگزار میشود. در این جشن هنگام چیدن پندک سرود و ترانهخوانی میکنند و دختران با پندکها برای نامزدشان گردنبند درست میکنند.
🥜🥜 «جشن کاشت» از اورمزد روز تا سپندارمذ روز از مهرماه، برابر با یکم تا پنجم مهر در گاهشماری باستانی برگزار میشد. این جشن اکنون در شهر مهاباد آذربادگان خاوری و چندشهر نزدیک به آن برگزار میشود.
در این جشن کیسههایی که درون هر یک از آنها یک گونه بنشن(حبوبات) یا دانهی گیاه است را از شاخههای درخت کوچک خشکیدهای میآویزند و آن را آتش میزنند. کیسهای که زودتر از همه بسوزد، نمونهی دانه یا بنشن درون آن بیشتر کشت میشود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
______________________
📕 بهره از:
۱- آیینها و جشنهای کهن در ایران امروز #محمود_روح_الامینی
۲- مراسم آیینی و آداب زرتشتیان #فیروز_آذرگشسب
۳- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
______________________
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #جشن_انار #جشن_انگور #گاهنبار #جشن_خرمن #جشن_پایان_تابستان #جشن_شاندر #جشن_فندق #جشن_دانه_آور
@AdabSar
🍇🌰🍎🌽
@AdabSar
تو آن معمّا هستی که حل برای تو نیست
درون آینه حتی بدل برای تو نیست
همیشه از تو سرودن عجیب شیرین است
که گفته واژهی قند و عسل برای تو نیست
چقدر اسم تو سنگین برای شعر من است
که فاعلات و فعول و فَعَل برای تو نیست
تو ناسرودهترین واژهی غزل هستی
میان شهرِ غزلها مَثَل برای تو نیست
زبانِ وصف تو را شعر من نمیفهمد
بیانِ گنگ من و این غزل برای تو نیست
#احمد_فرنود
@AdabSar
تو آن معمّا هستی که حل برای تو نیست
درون آینه حتی بدل برای تو نیست
همیشه از تو سرودن عجیب شیرین است
که گفته واژهی قند و عسل برای تو نیست
چقدر اسم تو سنگین برای شعر من است
که فاعلات و فعول و فَعَل برای تو نیست
تو ناسرودهترین واژهی غزل هستی
میان شهرِ غزلها مَثَل برای تو نیست
زبانِ وصف تو را شعر من نمیفهمد
بیانِ گنگ من و این غزل برای تو نیست
#احمد_فرنود
@AdabSar
💫
گر دور فتادم ز وصالت به ضرور
دارد دلم از یاد تو صد نوع حضور
خاصیّتِ سایهی تو دارم که مدام
نزدیک تواَم اگرچه میافتم دور
#بیانی_کرمانی
@AdabSar
گر دور فتادم ز وصالت به ضرور
دارد دلم از یاد تو صد نوع حضور
خاصیّتِ سایهی تو دارم که مدام
نزدیک تواَم اگرچه میافتم دور
#بیانی_کرمانی
@AdabSar
ادبسار
🌇 یک واحد آپارتمان دوبلکس ۳۰۰ متری نوساز، چهار مَستر روم، اکازیون، فول فرنیش، متریال درجه یک، ویو ابدی، خوش نقشه، بهترین لوکیشن، دارای پارکینگ، استخر، جکوزی، سالن اجتماعات و روف گاردن، قابل تبدیل به اداری و تجاری، تخلیه کامل، زیر قیمت توافقی، فروش فوری یا…
۵- ✍ #فائزه_جهانشاد
یک دستگاه کاشانهی دوگانهی ۳۰۰ گزی نوساز، چهار سراچهی فرنشین، برجسته، به گونه کاچال، بهترین مایگان، دورنمایی جاوید، خوشنگاره، بهترین جایگاه، دارای خودروگاه، استخر، آبزن، تالار گردهمایی و بام سبز، شایستهی جابهجایی به دیوانی و سودایی، سراسر تهی، زیر بهای همآوایی، فروش بیدرنگ یا گرو.
خریدار راستین به این شماره زنگ بزند.
رایزنان دارایی پارسیگو
پینوشت: این آگهی دارای ۵۳ واژه است که ۳۲ واژهاش بیگانه است.
یک دستگاه کاشانهی دوگانهی ۳۰۰ گزی نوساز، چهار سراچهی فرنشین، برجسته، به گونه کاچال، بهترین مایگان، دورنمایی جاوید، خوشنگاره، بهترین جایگاه، دارای خودروگاه، استخر، آبزن، تالار گردهمایی و بام سبز، شایستهی جابهجایی به دیوانی و سودایی، سراسر تهی، زیر بهای همآوایی، فروش بیدرنگ یا گرو.
خریدار راستین به این شماره زنگ بزند.
رایزنان دارایی پارسیگو
پینوشت: این آگهی دارای ۵۳ واژه است که ۳۲ واژهاش بیگانه است.
👍1
🏳 @AdabSar 🕊
۲۱ سپتامبر برابر با ۳۱ شهریور روز جهانی آشتی گرامی باد.
✍ #بزرگمهر_صالحی
آشت (صلح) را باید از کودکی آموخت، آن را وینارش (مشق) نمود، آموزش داد، یاد گرفت و هر روز آن را از درون، ورزید و کارآزمایی کرد.
روز جهانی آشتی همهساله در ۲۱ سپتامبر برپا میشود. این روز به روش ویژهای به نبودن جنگ و تندخویی میپردازد و شایان است که گاهی به یک آتشبس ناپایدار میانجامد تا دسترسی به کمکهای مردمدوستانه در بخشهایی که جنگ ویران کرده است، آسان شود.
این روز نخستینبار در سال ۱۹۸۲ بنیادگذاری شد و از آن زمان بسیاری از کشورها، گروههای ساستاری(سیاسی)، گروههای ارتشی و آدمهای گوناگون آرمانهای آن را دنبال کردند.
برای بازگشایی یادمان این روز «زنگ آشتی» در پایگاه سازمان مردمان (ملل) در شهر نیویورک به سدا(صدا) درمیآید. این زنگ از مارِه(سکه)های پیشکش شدهی کودکان سراسر جهان مگر(بجز) آفریقا ساخته شده و ارمغانی است از سوی انجمن مردمدوست ژاپن برای یادآوری «هزینهی مردمی جنگ».
در کنار زنگ نوشتهاست: «زنده باد آشتی جهانی».
مردم میتوانند برای بزرگداشت روز جهانی آشتی پوشاکهایی با نمودار کبوتر سفید آشتی بر تَن کنند با نشانهایی به ریخت کبوتر آشتی که ساخته سازمانی ناسودبر(غیرانتفاعی) در کانادا است.
#پیام_پارسی
🏳 @AdabSar 🕊
۲۱ سپتامبر برابر با ۳۱ شهریور روز جهانی آشتی گرامی باد.
✍ #بزرگمهر_صالحی
آشت (صلح) را باید از کودکی آموخت، آن را وینارش (مشق) نمود، آموزش داد، یاد گرفت و هر روز آن را از درون، ورزید و کارآزمایی کرد.
روز جهانی آشتی همهساله در ۲۱ سپتامبر برپا میشود. این روز به روش ویژهای به نبودن جنگ و تندخویی میپردازد و شایان است که گاهی به یک آتشبس ناپایدار میانجامد تا دسترسی به کمکهای مردمدوستانه در بخشهایی که جنگ ویران کرده است، آسان شود.
این روز نخستینبار در سال ۱۹۸۲ بنیادگذاری شد و از آن زمان بسیاری از کشورها، گروههای ساستاری(سیاسی)، گروههای ارتشی و آدمهای گوناگون آرمانهای آن را دنبال کردند.
برای بازگشایی یادمان این روز «زنگ آشتی» در پایگاه سازمان مردمان (ملل) در شهر نیویورک به سدا(صدا) درمیآید. این زنگ از مارِه(سکه)های پیشکش شدهی کودکان سراسر جهان مگر(بجز) آفریقا ساخته شده و ارمغانی است از سوی انجمن مردمدوست ژاپن برای یادآوری «هزینهی مردمی جنگ».
در کنار زنگ نوشتهاست: «زنده باد آشتی جهانی».
مردم میتوانند برای بزرگداشت روز جهانی آشتی پوشاکهایی با نمودار کبوتر سفید آشتی بر تَن کنند با نشانهایی به ریخت کبوتر آشتی که ساخته سازمانی ناسودبر(غیرانتفاعی) در کانادا است.
#پیام_پارسی
🏳 @AdabSar 🕊
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حوله = هولِه، آبچین، رویمال، رومال، دستارچه، خشک(گویش تهرانی)
🔍 پینوشت:
۱. چرا باید «هوله» بنویسیم؟
بیگمان واژهی «هوله» از واژهی ترکی «خاولی» گرفته شده، به مانَـک(معنی) «پرزدار» (دارای خاو). «خاو» در زبان ترکی به چَـمار(معنی) «پُرز» است. پس روشن میشود که «هوله» نخستین بار در نزد ترکزبانان بهکار میرفته است و سپس به ایران آمده و «خاولی» رفتهرفته به «هوله» دگرگون شده و چون ریشهی واژه تازی نیست، نمیباید با «ح» که یک بندواژهی(حرفِ) تازی است نوشته شود.
گذشته از این، بد نیست بدانیم که پاکستانیها، به آن چیزی که ما «هوله» میگوییم «رومال» میگویند. یعنی پارچهای که آن را به «رو» میمالند. درست مانند «دستمال» که پارچهای است برای خشککردن و پاککردن «دستها». و چه زیبا است که ما نیز بهجای «هوله»، از واژهی «رومال» سود ببریم.
📖 برگرفته از نسک(کتاب) #در_ژرفای_واژه_ها
نوشته #ناصر_انقطاع
۲. دربارهی ریشهی واژهی «حوله» دو دیدگاه در دست است:
واژهی «حوله» واژهایست پارسی-ترکی؛ ساخته شده از دو بخش «خواب» (یا خو) به همراه پسوند ترکی «لی» که رویهمرفته به چم(معنی) «خوابدار» است نشانهی پرزهای روی هوله است. ولی چون در زبان ترکیاستانبولی واکِ[حرف] «خ» نداریم، بهجای «خولی» به آن «حولی» یا «هولی» میگفتند. این واژه در بازگشتِ به پارسی، به ریخت «حوله» یا «هوله» درآمد.
📖 برگرفته از #ویکی_پدیا پارسی
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #حوله #هوله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حوله = هولِه، آبچین، رویمال، رومال، دستارچه، خشک(گویش تهرانی)
🔍 پینوشت:
۱. چرا باید «هوله» بنویسیم؟
بیگمان واژهی «هوله» از واژهی ترکی «خاولی» گرفته شده، به مانَـک(معنی) «پرزدار» (دارای خاو). «خاو» در زبان ترکی به چَـمار(معنی) «پُرز» است. پس روشن میشود که «هوله» نخستین بار در نزد ترکزبانان بهکار میرفته است و سپس به ایران آمده و «خاولی» رفتهرفته به «هوله» دگرگون شده و چون ریشهی واژه تازی نیست، نمیباید با «ح» که یک بندواژهی(حرفِ) تازی است نوشته شود.
گذشته از این، بد نیست بدانیم که پاکستانیها، به آن چیزی که ما «هوله» میگوییم «رومال» میگویند. یعنی پارچهای که آن را به «رو» میمالند. درست مانند «دستمال» که پارچهای است برای خشککردن و پاککردن «دستها». و چه زیبا است که ما نیز بهجای «هوله»، از واژهی «رومال» سود ببریم.
📖 برگرفته از نسک(کتاب) #در_ژرفای_واژه_ها
نوشته #ناصر_انقطاع
۲. دربارهی ریشهی واژهی «حوله» دو دیدگاه در دست است:
واژهی «حوله» واژهایست پارسی-ترکی؛ ساخته شده از دو بخش «خواب» (یا خو) به همراه پسوند ترکی «لی» که رویهمرفته به چم(معنی) «خوابدار» است نشانهی پرزهای روی هوله است. ولی چون در زبان ترکیاستانبولی واکِ[حرف] «خ» نداریم، بهجای «خولی» به آن «حولی» یا «هولی» میگفتند. این واژه در بازگشتِ به پارسی، به ریخت «حوله» یا «هوله» درآمد.
📖 برگرفته از #ویکی_پدیا پارسی
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #حوله #هوله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💔🩸
غریبانه
سراینده #اصغر_معاذی
فرتورگر(عکاس): آلفرد یعقوبزاده
نشسته، خسته و خاموش گوشهی ایوان
زنی به وسعت اندوه مادران جهان
دلش گرفته، همین است کار هر روزش
دم غروب، غریبانه با کمی باران...
بیاید و بنشیند در آستانهی در
و باز چشم بدوزد به کوچهای که در آن
نشست و بدرقهات را نگاه کرد و شکست
غروب جمعهای از روزهای تابستان
به فکر میرود آنقدر تا بیاوردت
به خود میآوردش غربت صدای اذان!
به خود میآید، از این کوچه باز میگردد
کنار حوض؛ دلش باز... نم نم باران
هوای کهنهی این حوض را بشوراند
وضو بسازد از این موجهای سرگردان
...که شب میآید روشن کنم اتاقش را
چقدر زمزمه با قاب عکس با گلدان...
شب است و خلوت ایوان... دوباره میشکند
دلی به وسعت اندوه مادران جهان!
💔🩸 @AdabSar
غریبانه
سراینده #اصغر_معاذی
فرتورگر(عکاس): آلفرد یعقوبزاده
نشسته، خسته و خاموش گوشهی ایوان
زنی به وسعت اندوه مادران جهان
دلش گرفته، همین است کار هر روزش
دم غروب، غریبانه با کمی باران...
بیاید و بنشیند در آستانهی در
و باز چشم بدوزد به کوچهای که در آن
نشست و بدرقهات را نگاه کرد و شکست
غروب جمعهای از روزهای تابستان
به فکر میرود آنقدر تا بیاوردت
به خود میآوردش غربت صدای اذان!
به خود میآید، از این کوچه باز میگردد
کنار حوض؛ دلش باز... نم نم باران
هوای کهنهی این حوض را بشوراند
وضو بسازد از این موجهای سرگردان
...که شب میآید روشن کنم اتاقش را
چقدر زمزمه با قاب عکس با گلدان...
شب است و خلوت ایوان... دوباره میشکند
دلی به وسعت اندوه مادران جهان!
💔🩸 @AdabSar
🎼🎻
شکسته است تمام ترانهها اینجا
شکستهاند سر سرو باستانی ما
خط سیاه به تاق بلند فیروزه
نمیپرند در این آسمان کبوترها
بگو شرابترین را کجا نهان کردند؟
بگو خرابترین را کجا بریم کجا؟
سیاوش است که میجوشد از بهشت خودش
سیاوش است که آتش برادر است او را
بخوان که بی تو آوار میشود آواز
بخوان که بی همگانیم در عزای صدا
🖋 #میثم_مهرنیا - ۱۳۹۷
🎨 نگارگر و خوشنویس: ایرج شاهمرادی
🎼🎻 @AdabSar
شکسته است تمام ترانهها اینجا
شکستهاند سر سرو باستانی ما
خط سیاه به تاق بلند فیروزه
نمیپرند در این آسمان کبوترها
بگو شرابترین را کجا نهان کردند؟
بگو خرابترین را کجا بریم کجا؟
سیاوش است که میجوشد از بهشت خودش
سیاوش است که آتش برادر است او را
بخوان که بی تو آوار میشود آواز
بخوان که بی همگانیم در عزای صدا
🖋 #میثم_مهرنیا - ۱۳۹۷
🎨 نگارگر و خوشنویس: ایرج شاهمرادی
🎼🎻 @AdabSar
🌾🍂 @AdabSar 🍁
پاییز با گامهای زریناش آرام آرام بر خاک بوسه میزند و مهر اش زنجیر میتَند بر بلورهای جان ماه.
جانم به شادمانی میایستد آنگاه که میچمی در بوم و زیست ما.
مِهر، هفتمین ماه سال خورشیدی است و ۳۰ روز دارد و از ۱۸۷مین روز سال آغاز شده و در ۲۱۶مین روز سال پایان مییابد و نخستین ماه آوام (فصل) پاییز است. ماه سپهری مهرماه آوام ترازو است.
در گاهشماری آیینی ایران، نام این ماه از نام ماه هفتم گاهشماری اوستایی نو که در اوستایی میثرَ و در پهلوی میتْرْ نام دارد، برگرفته شده است. مهر نام یکی از ایزدان است. در گاهشماری زرتشتی شانزدهمین روز هرماه نیز به این ایزد وابستگی دارد و در روز شانزدهم مهرماه، جشن مهرگان برگزار میشود.
واژهی مهر به واژهی هندوایرانی miθra برمیگردد که نام ایزدی ودایی، ایرانی و زرتشتی است. این نام در ودا هم به گونهی mitra (نام امرد) و Mitra (نام نرینه) به کار رفتهاست. در اوستا به گونهی miθra (نام نرینه) کاربرد دارد. «آنتوان میه» این واژه را به چَم «پیمان» نوشته است. «ولفگانگ لنتس» مانک «سنایش، دینداری» را در پیوند با بهکارگیری جشنهای آیینی و دینی و پایش هودههای همسایه پیش کشیده است. شَوَند او بیشتر واژهی پارسی «مهر» به چَم امروزی آن «مهرورزی و دوستی» است که با مانَـک ایستار(سنتی) آن در هندی کهن به مانک «دوست» برابر است. «هرمان لومل» به توانایی دینی و آدمانگارانهی میترا پافشاری دارد که همچون «داور»، «ایزد شید»(شید: نور) و «جنگجو» ستایش میشود و از همین رو، «پیمان» سویهی سرشتین این والایی شده است.
📝 پ.ن: میچمی ← با ناز راه میروی
✍ #بزرگمهر_صالحی
#پیام_پارسی
🌾🍁 @AdabSar 🍂
پاییز با گامهای زریناش آرام آرام بر خاک بوسه میزند و مهر اش زنجیر میتَند بر بلورهای جان ماه.
جانم به شادمانی میایستد آنگاه که میچمی در بوم و زیست ما.
مِهر، هفتمین ماه سال خورشیدی است و ۳۰ روز دارد و از ۱۸۷مین روز سال آغاز شده و در ۲۱۶مین روز سال پایان مییابد و نخستین ماه آوام (فصل) پاییز است. ماه سپهری مهرماه آوام ترازو است.
در گاهشماری آیینی ایران، نام این ماه از نام ماه هفتم گاهشماری اوستایی نو که در اوستایی میثرَ و در پهلوی میتْرْ نام دارد، برگرفته شده است. مهر نام یکی از ایزدان است. در گاهشماری زرتشتی شانزدهمین روز هرماه نیز به این ایزد وابستگی دارد و در روز شانزدهم مهرماه، جشن مهرگان برگزار میشود.
واژهی مهر به واژهی هندوایرانی miθra برمیگردد که نام ایزدی ودایی، ایرانی و زرتشتی است. این نام در ودا هم به گونهی mitra (نام امرد) و Mitra (نام نرینه) به کار رفتهاست. در اوستا به گونهی miθra (نام نرینه) کاربرد دارد. «آنتوان میه» این واژه را به چَم «پیمان» نوشته است. «ولفگانگ لنتس» مانک «سنایش، دینداری» را در پیوند با بهکارگیری جشنهای آیینی و دینی و پایش هودههای همسایه پیش کشیده است. شَوَند او بیشتر واژهی پارسی «مهر» به چَم امروزی آن «مهرورزی و دوستی» است که با مانَـک ایستار(سنتی) آن در هندی کهن به مانک «دوست» برابر است. «هرمان لومل» به توانایی دینی و آدمانگارانهی میترا پافشاری دارد که همچون «داور»، «ایزد شید»(شید: نور) و «جنگجو» ستایش میشود و از همین رو، «پیمان» سویهی سرشتین این والایی شده است.
📝 پ.ن: میچمی ← با ناز راه میروی
✍ #بزرگمهر_صالحی
#پیام_پارسی
🌾🍁 @AdabSar 🍂
📝 @AdabSar
آوردهاند که یکی از معاریف بصره گوسفندان داشت و هر روز شبان شیر او بدوختی و آب بسیار در آن آمیختی. شبان او را گفت: ای خواجه! خیانت مکن که عاقبت آن وخیم است.
خواجه بدان التفات نکرد.
روزی گوسفندان در دامن کوهی بودند. ناگاه باران و سیلی عظیم آمد و جمله گوسفندان را ببرد.
شبان بیگوسفندان به نزد خواجه آمد. گفت: چرا گوسفند نیاوردی؟
گفت: ای خواجه! آن آبها را با شیر میآمیختی، جمله جمع شد و سیلی گشت و گوسفندان تو را ببرد.
تا عاقلان را معلوم شود که چنان در تغریر شرکت نیست، در خیانت برکت نیست. «جوامع الحکایات، نوشتهی عبدالرحمان عوفی»
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
آوردهاند که یکی از سرشناسان بَسره گوسپندان داشت و هر روز شبان شیر او بدوختی و آب بسیار در آن آمیختی.
شبان او را گفت: ای خواجه! دغاکاری مکن که سرانجام آن ناگوار است.
خواجه بدان پروا نکرد.
روزی گوسپندان در دامن کوهی بودند. ناگاه باران و تندآبی بزرگ آمد و همه گوسپندان را ببرد.
شبان بیگوسپندان به نزد خواجه آمد. گفت: چرا گوسپند نیاوردی؟
گفت: ای خواجه! آن آبها را با شیر میآمیختی، همه گِرد آمده و تندآبی گشت و گوسپندان تو را ببرد.
تا خردمندان را آشکار شود که چنان انبازی در دشواری افکندن نیست، در دغایِش فرخندگی نیست.
#بلال_ریگی
📜 پینوشت:
بَصره = بَسرَه (پارسی تازی شده، بَس رَه)
سیل = تندآب، تندآبه
📝 @AdabSar
آوردهاند که یکی از معاریف بصره گوسفندان داشت و هر روز شبان شیر او بدوختی و آب بسیار در آن آمیختی. شبان او را گفت: ای خواجه! خیانت مکن که عاقبت آن وخیم است.
خواجه بدان التفات نکرد.
روزی گوسفندان در دامن کوهی بودند. ناگاه باران و سیلی عظیم آمد و جمله گوسفندان را ببرد.
شبان بیگوسفندان به نزد خواجه آمد. گفت: چرا گوسفند نیاوردی؟
گفت: ای خواجه! آن آبها را با شیر میآمیختی، جمله جمع شد و سیلی گشت و گوسفندان تو را ببرد.
تا عاقلان را معلوم شود که چنان در تغریر شرکت نیست، در خیانت برکت نیست. «جوامع الحکایات، نوشتهی عبدالرحمان عوفی»
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
آوردهاند که یکی از سرشناسان بَسره گوسپندان داشت و هر روز شبان شیر او بدوختی و آب بسیار در آن آمیختی.
شبان او را گفت: ای خواجه! دغاکاری مکن که سرانجام آن ناگوار است.
خواجه بدان پروا نکرد.
روزی گوسپندان در دامن کوهی بودند. ناگاه باران و تندآبی بزرگ آمد و همه گوسپندان را ببرد.
شبان بیگوسپندان به نزد خواجه آمد. گفت: چرا گوسپند نیاوردی؟
گفت: ای خواجه! آن آبها را با شیر میآمیختی، همه گِرد آمده و تندآبی گشت و گوسپندان تو را ببرد.
تا خردمندان را آشکار شود که چنان انبازی در دشواری افکندن نیست، در دغایِش فرخندگی نیست.
#بلال_ریگی
📜 پینوشت:
بَصره = بَسرَه (پارسی تازی شده، بَس رَه)
سیل = تندآب، تندآبه
📝 @AdabSar
ادبسار
🔷💠🔹🔹 @AdabSar چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید تو را مهمان ناخوانده به روزی سد(صد)هزار آید فرخی سیستانی در دنبالهی گفتارها، میرسیم به واژهی علوم که انبوههای است از علم و برای واژههای پارسی زمانی برای خودنمایی نداده است. 🟢پارسی 🟠 بیگانه…
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
گر کسی را رغبت دانش بود گو دم مزن
زانکه من دم درکشیدم تا به دانایی زدم
سعدی
در دنباله ی گفتارها، واژههای زیرگروه دانشها(علوم) را دنبال میکنیم.
🟢پارسی 🟠 بیگانه
دانشهای پایه = علوم طبیعی
دانشهای پیوستار/ پیوند = علوم ارتباطات
دانشهای رایشگری = علوم ریاضیات
دانشهای نو = علوم جدید
دانشهای گیاهی = علوم گیاهی
دانشهای ساماندهی = علوم انتظامی
دانشهای رامیاری/ساستاری = علوم سیاسی
دانشهای پرورشی = علوم تربیتی
دانشهای آمارگری = علوم محاسباتی
دانشهای میانرشتهای = علوم میانرشتهای
دانشهای کاربردی = علوم کاربردی
اکنون مینگریم به پیکر خونین زبان پارسی و آگاه میشویم که چه آسیبی بر جانش رسیده است.
پارسیسازی، کنار نهادن واژگان بیگانه در گفتار روزانه و در دانش و فرهنگ و نوشتار است.
🚩 دنباله دارد
✍ #بزرگمهر_صالحی
📜 بازخَنها:
۱- واژهیاب ابولقاسم پرتو
۲- فرهنگ واژگان انگلیسی به پارسی استاد دکتر محمود حسابی
۳- الکلمات و الفارسیه فی المعاجم
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
گر کسی را رغبت دانش بود گو دم مزن
زانکه من دم درکشیدم تا به دانایی زدم
سعدی
در دنباله ی گفتارها، واژههای زیرگروه دانشها(علوم) را دنبال میکنیم.
🟢پارسی 🟠 بیگانه
دانشهای پایه = علوم طبیعی
دانشهای پیوستار/ پیوند = علوم ارتباطات
دانشهای رایشگری = علوم ریاضیات
دانشهای نو = علوم جدید
دانشهای گیاهی = علوم گیاهی
دانشهای ساماندهی = علوم انتظامی
دانشهای رامیاری/ساستاری = علوم سیاسی
دانشهای پرورشی = علوم تربیتی
دانشهای آمارگری = علوم محاسباتی
دانشهای میانرشتهای = علوم میانرشتهای
دانشهای کاربردی = علوم کاربردی
اکنون مینگریم به پیکر خونین زبان پارسی و آگاه میشویم که چه آسیبی بر جانش رسیده است.
پارسیسازی، کنار نهادن واژگان بیگانه در گفتار روزانه و در دانش و فرهنگ و نوشتار است.
🚩 دنباله دارد
✍ #بزرگمهر_صالحی
📜 بازخَنها:
۱- واژهیاب ابولقاسم پرتو
۲- فرهنگ واژگان انگلیسی به پارسی استاد دکتر محمود حسابی
۳- الکلمات و الفارسیه فی المعاجم
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻واقعیت = فربود، بودگی، راستینه، راستینگی
✍ نمونه:
🔺اظهاراتش واقعیت ندارد =
گفتههایش راستینگی ندارد
سخنانش راستینه نیست
راست نمیگوید
🔺انرژیدرمانی واقعیت دارد؟ =
نیرودرمانی راستینگی دارد؟
نیرودرمانی بودگی دارد؟
🔺واقعیت حیات چیست؟ =
فربود زندگی چیست؟
🔺واقعیت جهان خارقالعاده است =
بودگی جهان شگفتانگیز است
فربود جهان شگفتانگیز است
🔻عدم واقعیت = ناراستی، نادرستی
✍ نمونه:
🔺عدم واقعیتِ بعضی از اظهاراتش معلوم شد =
نادرستی برخی از گفتههایش روشن شد
ناراستی برخی از سخنانش آشکار شد
🚩 دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #واقعیت #عدم_واقعیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻واقعیت = فربود، بودگی، راستینه، راستینگی
✍ نمونه:
🔺اظهاراتش واقعیت ندارد =
گفتههایش راستینگی ندارد
سخنانش راستینه نیست
راست نمیگوید
🔺انرژیدرمانی واقعیت دارد؟ =
نیرودرمانی راستینگی دارد؟
نیرودرمانی بودگی دارد؟
🔺واقعیت حیات چیست؟ =
فربود زندگی چیست؟
🔺واقعیت جهان خارقالعاده است =
بودگی جهان شگفتانگیز است
فربود جهان شگفتانگیز است
🔻عدم واقعیت = ناراستی، نادرستی
✍ نمونه:
🔺عدم واقعیتِ بعضی از اظهاراتش معلوم شد =
نادرستی برخی از گفتههایش روشن شد
ناراستی برخی از سخنانش آشکار شد
🚩 دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #واقعیت #عدم_واقعیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
حدیث توبه کجا و منِ خراب کجا
خیال زهد کجا نشئهی شراب کجا
تو ذکر سُبحه و من فکر جام میدارم
کجاست پرتو پروین و آفتاب کجا
ز مِی مخوان سوی آب حیاتم ای ناصح
کجاست مرتبهی کوثر و شراب کجا
نقابِ زلف برافکن ز آفتابِ جمال
کجا سزد رخِ خورشید را نقاب کجا
مرنج «آگهی» از رفعتِ خَسان و ببین
کجاست دُرّ گرانمایه و حباب کجا
#آگهی_یزدی
@AdabSar
حدیث توبه کجا و منِ خراب کجا
خیال زهد کجا نشئهی شراب کجا
تو ذکر سُبحه و من فکر جام میدارم
کجاست پرتو پروین و آفتاب کجا
ز مِی مخوان سوی آب حیاتم ای ناصح
کجاست مرتبهی کوثر و شراب کجا
نقابِ زلف برافکن ز آفتابِ جمال
کجا سزد رخِ خورشید را نقاب کجا
مرنج «آگهی» از رفعتِ خَسان و ببین
کجاست دُرّ گرانمایه و حباب کجا
#آگهی_یزدی
@AdabSar
💫
بیا با من که با هم زنده باشیم
همیشه تا ابد پاینده باشیم
مثالِ شاپرک بر روی گلها
سرود عشق را خواننده باشیم
#امیر_غفاربیگی
@AdabSar
بیا با من که با هم زنده باشیم
همیشه تا ابد پاینده باشیم
مثالِ شاپرک بر روی گلها
سرود عشق را خواننده باشیم
#امیر_غفاربیگی
@AdabSar
💠🔹 @AdabSar
امروز با هم به دیدار واژهی «سهل» میرویم تا پی ببریم به روزگار این مهمان ناخوانده در آوردگاه ما.
در میزنم کسی پاسخ نمیدهد. ناچارم به دیوار بیاویزم نگاهی بیآفکنم به درون خانه، چه فراوانند فرزندانش، چرا کسی به پاسخ نمی آید؟
چون همه ناآشنایند!
سهل = آسان، ساده، کواسمه، پدرام
آسانیاب، آسانرَس = سهلالحصول
آسانرو، آسانگذر = سهلالعبور
درمانپذیر، زود درمان = سهلالعلاج
زودپذیر، زودباور = سهلالقبول
آسانگوار = سهل الهضم
رنج نگهداری این مهمانان ناخوانده به یک سو، آمیختگی با بنواژههای زبان پارسی به سویی دیگر. مانند:
آسانگیر، آسانگذار، سست، تنبل = سهلانگار
آسانگرفتن، سست گرفتن، کار سرسری کردن = سهلانگاری کردن
آسان گرفتن، سست گرفتن = سهل انگاشتن
آسان شمردن = سهل گرفتن
آسانیدن = سهل کردن
آسان و دشوار = سهل و ممتنع
شکمروان، کارکُن = مسهل
اکنون پی بردیم یک واژه پس از ناکار کردن چرخ جُنبان زبان پارسی، چگونه پهنه را به آهنگ خویش آراسته است!
✍ #بزرگمهر_صالحی
#پیام_پارسی
💠🔹@AdabSar
امروز با هم به دیدار واژهی «سهل» میرویم تا پی ببریم به روزگار این مهمان ناخوانده در آوردگاه ما.
در میزنم کسی پاسخ نمیدهد. ناچارم به دیوار بیاویزم نگاهی بیآفکنم به درون خانه، چه فراوانند فرزندانش، چرا کسی به پاسخ نمی آید؟
چون همه ناآشنایند!
سهل = آسان، ساده، کواسمه، پدرام
آسانیاب، آسانرَس = سهلالحصول
آسانرو، آسانگذر = سهلالعبور
درمانپذیر، زود درمان = سهلالعلاج
زودپذیر، زودباور = سهلالقبول
آسانگوار = سهل الهضم
رنج نگهداری این مهمانان ناخوانده به یک سو، آمیختگی با بنواژههای زبان پارسی به سویی دیگر. مانند:
آسانگیر، آسانگذار، سست، تنبل = سهلانگار
آسانگرفتن، سست گرفتن، کار سرسری کردن = سهلانگاری کردن
آسان گرفتن، سست گرفتن = سهل انگاشتن
آسان شمردن = سهل گرفتن
آسانیدن = سهل کردن
آسان و دشوار = سهل و ممتنع
شکمروان، کارکُن = مسهل
اکنون پی بردیم یک واژه پس از ناکار کردن چرخ جُنبان زبان پارسی، چگونه پهنه را به آهنگ خویش آراسته است!
✍ #بزرگمهر_صالحی
#پیام_پارسی
💠🔹@AdabSar
🍁📖 @AdabSar
ضمن خوشآمدگویی حضور تمامی دوستان و بزرگواران به استحضار میرسانیم با توجه به اینکه کشاورزی و محیطزیست از جمله علوم بسیار کاربردی، گسترده و وسیعی هستند که بهطور مستقیم و غیرمستقیم ارتباط زیادی با یکدیگر و با زندگی انسانها دارند، پیشرفت در هر کدام از این حوزهها نهتنها باعث حفظ منابع ملی و جلوگیری از تخریب طبیعت میشود، بلکه از سوی دیگر باعث بهبود کیفیت زندگی بشر میشود.
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
افزون بر خوشآمدگویی به درگاه همهی دوستان و بزرگواران، به آگاهی میرسانیم با نگرش به اینکه کشاورزی و زیستبوم از آن دست دانشهای بسیار کاربردی و گسترده و پهناوری هستند که به گونهای سرراست و ناراسته، پیوند فراوانی با یکدیگر و با زندگی آدمها دارند، پیشرفت در هرکدام از این گسترهها نهتنها مایه نگهداری از آبشخورهای میهنی و پیشگیری از نابودی زیستگاه میشود، که والاتر از آن مایهی بهبود چگونگی زندگی آدمی میشود.
#سعید_باقری
🍁📖 @AdabSar
ضمن خوشآمدگویی حضور تمامی دوستان و بزرگواران به استحضار میرسانیم با توجه به اینکه کشاورزی و محیطزیست از جمله علوم بسیار کاربردی، گسترده و وسیعی هستند که بهطور مستقیم و غیرمستقیم ارتباط زیادی با یکدیگر و با زندگی انسانها دارند، پیشرفت در هر کدام از این حوزهها نهتنها باعث حفظ منابع ملی و جلوگیری از تخریب طبیعت میشود، بلکه از سوی دیگر باعث بهبود کیفیت زندگی بشر میشود.
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
افزون بر خوشآمدگویی به درگاه همهی دوستان و بزرگواران، به آگاهی میرسانیم با نگرش به اینکه کشاورزی و زیستبوم از آن دست دانشهای بسیار کاربردی و گسترده و پهناوری هستند که به گونهای سرراست و ناراسته، پیوند فراوانی با یکدیگر و با زندگی آدمها دارند، پیشرفت در هرکدام از این گسترهها نهتنها مایه نگهداری از آبشخورهای میهنی و پیشگیری از نابودی زیستگاه میشود، که والاتر از آن مایهی بهبود چگونگی زندگی آدمی میشود.
#سعید_باقری
🍁📖 @AdabSar