Forwarded from ادبسار
🎨🖌🎨🖌
goo.gl/G2vwmi
چشمان سیاهت اثر فرشچیان نیست
نازت همهی آنچه که خواندهست بنان نیست
کس نیست که پنهان نظری با تو ندارد
کس نیست که اندر طلبت جامهدران نیست!
بی آنکه بدانی همه را شیفته کردی
سخت است که جز حرف تو مابین زنان نیست
گفتند از ابروی تو بسیار و ندیدند
ابروی تو یکجور کمینست، کمان نیست!
لبخند تو و اخم تو زیباست ولی حیف
شیرینی قندی که در اینست در آن نیست!
#باران_بیگی
#فرشچیان
@AdabSar
💖💖💖💖
goo.gl/G2vwmi
چشمان سیاهت اثر فرشچیان نیست
نازت همهی آنچه که خواندهست بنان نیست
کس نیست که پنهان نظری با تو ندارد
کس نیست که اندر طلبت جامهدران نیست!
بی آنکه بدانی همه را شیفته کردی
سخت است که جز حرف تو مابین زنان نیست
گفتند از ابروی تو بسیار و ندیدند
ابروی تو یکجور کمینست، کمان نیست!
لبخند تو و اخم تو زیباست ولی حیف
شیرینی قندی که در اینست در آن نیست!
#باران_بیگی
#فرشچیان
@AdabSar
💖💖💖💖
✳️
برخیز که با تو دلبری میچسبد
صبح آمده و شعر دَری میچسبد
کتری و اجاق و استکانی چایی
در این خنکای آذری میچسبد
#شهراد_ميدرى
فرستنده: #مهین_دری
@AdabSar
برخیز که با تو دلبری میچسبد
صبح آمده و شعر دَری میچسبد
کتری و اجاق و استکانی چایی
در این خنکای آذری میچسبد
#شهراد_ميدرى
فرستنده: #مهین_دری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
#مجید
"تنوین" ابزاری برای ساختن "قید" در زبان عربیست و جایی در دستور زبان پارسی پاک ندارد.
پس همانگونه که هر زبانی، واژههای بیگانهای را که میگیرد بومی میکند، ما هم باید (ن) پارسی رو جایگزین تنوین عربی کنیم.
بنابرابن اگر می خواهیم تنوین بهکار ببریم (که بهتر است بهکار نبریم) درستترش اینست که فعلن، اصلن، اتفاقن، تصادفن، اجبارن و ... باشد.
دیگر این که کاربرد تنوین، تنها برای واژههای عربی درست است و واژههای پارسی تنوین نمیگیرند.
بنابر این واژههایی مانند: پیغاما، جانا، دوما، زبانا، سوما، گاها، ناچارا، ناگزیرا، نژادا... نادرستند.
در این واژهها تنوین عربی باید به "ی" و "ین" پارسی برگردانده شوند:
پیغامی، جانی، دومین، زبانی، سومین، گاهی، ناچار، نژادی.
بماند که نیاگان (نیاکان) ما در زبان پارسی پهلوی، "ایها" رو به کار میبردند که برابر تنوین عربیست و هنوز هم در گویش اسپهانی (اصفهانی) کاربرد دارد.
شاید شما هم شنیده باشید که اسپهانیها -برای نمونه- به جای "گاها" یا "گاهن" می گویند "گاهیها" یا "گاییا"!
#پارسی_پاک
@AdabSar
"تنوین" ابزاری برای ساختن "قید" در زبان عربیست و جایی در دستور زبان پارسی پاک ندارد.
پس همانگونه که هر زبانی، واژههای بیگانهای را که میگیرد بومی میکند، ما هم باید (ن) پارسی رو جایگزین تنوین عربی کنیم.
بنابرابن اگر می خواهیم تنوین بهکار ببریم (که بهتر است بهکار نبریم) درستترش اینست که فعلن، اصلن، اتفاقن، تصادفن، اجبارن و ... باشد.
دیگر این که کاربرد تنوین، تنها برای واژههای عربی درست است و واژههای پارسی تنوین نمیگیرند.
بنابر این واژههایی مانند: پیغاما، جانا، دوما، زبانا، سوما، گاها، ناچارا، ناگزیرا، نژادا... نادرستند.
در این واژهها تنوین عربی باید به "ی" و "ین" پارسی برگردانده شوند:
پیغامی، جانی، دومین، زبانی، سومین، گاهی، ناچار، نژادی.
بماند که نیاگان (نیاکان) ما در زبان پارسی پهلوی، "ایها" رو به کار میبردند که برابر تنوین عربیست و هنوز هم در گویش اسپهانی (اصفهانی) کاربرد دارد.
شاید شما هم شنیده باشید که اسپهانیها -برای نمونه- به جای "گاها" یا "گاهن" می گویند "گاهیها" یا "گاییا"!
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔅پرسش شما
سلام دوست عزیز. ممنون از کانال خوبتون. میخواستم خواهش کنم معنای نام دخترانه "سروا" رو توی کانال برام بگذارید. ممنونم🙏
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
سلام دوست عزیز. ممنون از کانال خوبتون. میخواستم خواهش کنم معنای نام دخترانه "سروا" رو توی کانال برام بگذارید. ممنونم🙏
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«سَروا»
"سَروا"، واژهی کهن و ایرانی است که از واژهی "سرواده" به چم چکامه و سروده گرفته شده و امروز نامی دخترانه است.
📖"سروا" به چم افسانه، سروده، سرود، سخنسرایی، سخن زیبا و داستان است.
چند دهی وعدهی دروغ همی چند
چند فروشی بهخیره با من "سروا"؟
#اورمزدی
🌲واژهی "سُروا" در اوستا به چم چنگال و شاخ جانوران است. نام درخت "سَرو" که نماد کهن ایستادگی و آزادگی است، از اوستا و شاخ جانورانی چون گوزن گرفته شد. از این رو میتوان نام "سَروا" را سَرو+ا (پسوند مادینگی) دانست و آن را ایستاده، آزاده و پایدار چمید(معنی کرد).
یکی سرو بد سبز و برگش گشن
برو شاخ چون رزمگاه پشن
#شاهنامه #فردوسی
📚واژهنامهی معین "سروا" را زاب(صفت) و به چم ساختمانی دانسته که پیشگاه یا در آن گشوده است.
📜"سرو" نیز در گذشته نامی پسرانه بود.
در شاهنامهی فردوسی، "سرو" پادشاه یمن بود و سه دخترش همسران سه پسر فریدون:
خردمند و روشندل و پاکتن
بیامد بر "سرو" شاه یمن
فردوسی
👧🏻👦🏻نامهای ایرانی و دخترانهی سروین، سروآزاد، سروناز، سروشا، سرویندخت، سروگل و سرودخت و نامهای ایرانی پسرانهی سروشان، سروش، سرایش، سرافراز، سرواد و سرود با "سروا" همسانی آوایی دارند.
✨برای آشنایی بیشتر با واژگان سروده، سرواده، چامه و چکامه بنگرید به:
Telegram.me/AdabSar/5321
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#سروا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«سَروا»
"سَروا"، واژهی کهن و ایرانی است که از واژهی "سرواده" به چم چکامه و سروده گرفته شده و امروز نامی دخترانه است.
📖"سروا" به چم افسانه، سروده، سرود، سخنسرایی، سخن زیبا و داستان است.
چند دهی وعدهی دروغ همی چند
چند فروشی بهخیره با من "سروا"؟
#اورمزدی
🌲واژهی "سُروا" در اوستا به چم چنگال و شاخ جانوران است. نام درخت "سَرو" که نماد کهن ایستادگی و آزادگی است، از اوستا و شاخ جانورانی چون گوزن گرفته شد. از این رو میتوان نام "سَروا" را سَرو+ا (پسوند مادینگی) دانست و آن را ایستاده، آزاده و پایدار چمید(معنی کرد).
یکی سرو بد سبز و برگش گشن
برو شاخ چون رزمگاه پشن
#شاهنامه #فردوسی
📚واژهنامهی معین "سروا" را زاب(صفت) و به چم ساختمانی دانسته که پیشگاه یا در آن گشوده است.
📜"سرو" نیز در گذشته نامی پسرانه بود.
در شاهنامهی فردوسی، "سرو" پادشاه یمن بود و سه دخترش همسران سه پسر فریدون:
خردمند و روشندل و پاکتن
بیامد بر "سرو" شاه یمن
فردوسی
👧🏻👦🏻نامهای ایرانی و دخترانهی سروین، سروآزاد، سروناز، سروشا، سرویندخت، سروگل و سرودخت و نامهای ایرانی پسرانهی سروشان، سروش، سرایش، سرافراز، سرواد و سرود با "سروا" همسانی آوایی دارند.
✨برای آشنایی بیشتر با واژگان سروده، سرواده، چامه و چکامه بنگرید به:
Telegram.me/AdabSar/5321
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#سروا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#تخفیف = کاهش، کمکردن، کاستن، کاستِگی، کاهش بها، سَبُکسَری، سَبُکنَمایی، سَبُککردن، سَبُککردگی، سَبُکی، سَبُکگردانیدن، سَبُکساختن، آسانگرفتن، دردکاهی، کاهشِ درد، آرامسازی، آرامدادن، آرامش، واژهکاهی(در دستور زبان)
تخفیفدادن = از بها کاستن، ارزانفروختن
تخفیفگرفتن = ارزانخریدن
✍نمونه:
۲۵درصد تخفیف داد =
۲۵درسد از بها کاست
۲۵درسد کاهشِ بها داد
نتوانست بیشتر تخفیف بگیرد =
نتوانست بیشتر کاهشِ بها بگیرد
نتوانست بیشتر کاستگی بگیرد
نتوانست بیشتر از بها بکاهد
نتوانست ارزانتر بخرد
این دوا دردش را کمی تخفیف میدهد =
این دارو دردش را کمی آرام میسازد
این دارو دردش را کمی کاهش میدهد
مجزاتش از پنج سال به سه سال تخفیف یافت =
کیفرش از پنج سال به سه سال کاستِگی یافت
کیفرش از پنج سال به سه سال کاهش یافت
تخفیف "کلاه" به "کله" =
واژهکاهی "کلاه" به "کله"
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#تخفیف = کاهش، کمکردن، کاستن، کاستِگی، کاهش بها، سَبُکسَری، سَبُکنَمایی، سَبُککردن، سَبُککردگی، سَبُکی، سَبُکگردانیدن، سَبُکساختن، آسانگرفتن، دردکاهی، کاهشِ درد، آرامسازی، آرامدادن، آرامش، واژهکاهی(در دستور زبان)
تخفیفدادن = از بها کاستن، ارزانفروختن
تخفیفگرفتن = ارزانخریدن
✍نمونه:
۲۵درصد تخفیف داد =
۲۵درسد از بها کاست
۲۵درسد کاهشِ بها داد
نتوانست بیشتر تخفیف بگیرد =
نتوانست بیشتر کاهشِ بها بگیرد
نتوانست بیشتر کاستگی بگیرد
نتوانست بیشتر از بها بکاهد
نتوانست ارزانتر بخرد
این دوا دردش را کمی تخفیف میدهد =
این دارو دردش را کمی آرام میسازد
این دارو دردش را کمی کاهش میدهد
مجزاتش از پنج سال به سه سال تخفیف یافت =
کیفرش از پنج سال به سه سال کاستِگی یافت
کیفرش از پنج سال به سه سال کاهش یافت
تخفیف "کلاه" به "کله" =
واژهکاهی "کلاه" به "کله"
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅پرسش شما
با سلام و درود
خواهشی داشتم اینکه اگرامکانش هست در مورد ریشه ی اسم هنگامه و معنی اون توضیح بفرمایید
سپاسگزارم
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
با سلام و درود
خواهشی داشتم اینکه اگرامکانش هست در مورد ریشه ی اسم هنگامه و معنی اون توضیح بفرمایید
سپاسگزارم
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«هنگامه»
نام دخترانه و ایرانی "هنگامه" به وارون(برخلاف) این گمان که نام آمیخته(مرکب) از هنگام+ه(پسوند مادینگی تازی) است، نامی ساده است.
🌱"هنگامه" به چَـم(معنی)، گاه، زمان، موسم(فصل)، غوغا و هیاهو، گیر و دار، بلوا، پیکار، واژهای برای ستایش، شورش و آشوب، شگفتانگیز، انبوه مردم و بازارگرمی کردن است.
⏰واژهی "هَنگام" در پارسی باستان نیز به چم گاه و زمان بود. واگویش(تلفظ) این واژه در زبان ارمنی "اَنـْگَم" است.
🗣واژهی "هنگامه" در ادبسار ایران بیشتر به چم هیاهو و بازارگرمی است:
نگیرد خردمند روشن ضمیر
زبان بند دشمن ز هنگامه گیر
#سعدی
مرغ به هنگام زد نعرهی هنگامهگیر
کز همه کاری صبوح خوش تر هنگام صبح
#خاقانی
جهان بر رهگذر هنگامه کردهست
تو بگذر زآنکه این هنگامه سرد است
#عطار
اشارت کرد خسرو کای جوانمرد
بگو گرم و مکن هنگامه را سرد
#نظامی
📚واژهی "هنگامه" در شاهنامه فردوسی به چم گاه و زمان است:
به هنگامهی بازگشتن ز راه
همانا نکردی به لشکر نگاه
چو هنگامهی رفتن آید فراز
زمانه نگردد به پرهیز باز
چو هنگامهی زادن آمد پدید
یکی دختر آمد ز ماه آفرید
#شاهنامه #فردوسی
👧🏻نامهای دخترانه و ایرانی مهکامه، شادکامه، چکامه، آپامه، بهکامه و کامه با نام "هنگامه" هماهنگی آوایی دارند.
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#هنگامه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«هنگامه»
نام دخترانه و ایرانی "هنگامه" به وارون(برخلاف) این گمان که نام آمیخته(مرکب) از هنگام+ه(پسوند مادینگی تازی) است، نامی ساده است.
🌱"هنگامه" به چَـم(معنی)، گاه، زمان، موسم(فصل)، غوغا و هیاهو، گیر و دار، بلوا، پیکار، واژهای برای ستایش، شورش و آشوب، شگفتانگیز، انبوه مردم و بازارگرمی کردن است.
⏰واژهی "هَنگام" در پارسی باستان نیز به چم گاه و زمان بود. واگویش(تلفظ) این واژه در زبان ارمنی "اَنـْگَم" است.
🗣واژهی "هنگامه" در ادبسار ایران بیشتر به چم هیاهو و بازارگرمی است:
نگیرد خردمند روشن ضمیر
زبان بند دشمن ز هنگامه گیر
#سعدی
مرغ به هنگام زد نعرهی هنگامهگیر
کز همه کاری صبوح خوش تر هنگام صبح
#خاقانی
جهان بر رهگذر هنگامه کردهست
تو بگذر زآنکه این هنگامه سرد است
#عطار
اشارت کرد خسرو کای جوانمرد
بگو گرم و مکن هنگامه را سرد
#نظامی
📚واژهی "هنگامه" در شاهنامه فردوسی به چم گاه و زمان است:
به هنگامهی بازگشتن ز راه
همانا نکردی به لشکر نگاه
چو هنگامهی رفتن آید فراز
زمانه نگردد به پرهیز باز
چو هنگامهی زادن آمد پدید
یکی دختر آمد ز ماه آفرید
#شاهنامه #فردوسی
👧🏻نامهای دخترانه و ایرانی مهکامه، شادکامه، چکامه، آپامه، بهکامه و کامه با نام "هنگامه" هماهنگی آوایی دارند.
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#هنگامه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
☀️☀️☀️☀️
@AdabSar
🔥زبان پارسی🔥
چون شکر شیرین و چون گوهر زبان پارسیست
فارسی، فرهنگ و آیین و نشان پارسیست
آنچه از توفان و از باران نمییابد گزند
کاخ فردوسی، خدای شاعران پارسیست
بر سر یاران افغان و بلوچ و آذری
شاخ پُر بارِ زبانِ پرتوان پارسیست
وحدت کُرد و لر و تاجیک در ایران زمین
از زبان مشترک با دودمان پارسیست
گرچه گوید همدلی از همزبانی خوشتر است
این زبان حبلالمتین همدلان پارسیست
این زبان مادری همچون نشانی از پدر
خار چشم ناتوان دشمنان پارسیست
واژگانش در هجوم گویش بیگانگان
پاسدار گویش گویندگان پارسیست
در بهارستان میهن، سد نگارستان بهپاست
جای جای خاک پایش بوستان پارسیست
چون سه رنگ پرچمِ سبز و سپید و سرخِ ما
جایگاهش قلب مردان و زنانِ پارسیست
خانهی ایرانیان پاینده و جاوید باد
تا که جاویدان زبان جاودان پارسیست...
سرودهای از پژوهشگر زبان و فرهنگ پارسی: #شاهین_سپنتا
فرستنده: #مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
@AdabSar
🔥زبان پارسی🔥
چون شکر شیرین و چون گوهر زبان پارسیست
فارسی، فرهنگ و آیین و نشان پارسیست
آنچه از توفان و از باران نمییابد گزند
کاخ فردوسی، خدای شاعران پارسیست
بر سر یاران افغان و بلوچ و آذری
شاخ پُر بارِ زبانِ پرتوان پارسیست
وحدت کُرد و لر و تاجیک در ایران زمین
از زبان مشترک با دودمان پارسیست
گرچه گوید همدلی از همزبانی خوشتر است
این زبان حبلالمتین همدلان پارسیست
این زبان مادری همچون نشانی از پدر
خار چشم ناتوان دشمنان پارسیست
واژگانش در هجوم گویش بیگانگان
پاسدار گویش گویندگان پارسیست
در بهارستان میهن، سد نگارستان بهپاست
جای جای خاک پایش بوستان پارسیست
چون سه رنگ پرچمِ سبز و سپید و سرخِ ما
جایگاهش قلب مردان و زنانِ پارسیست
خانهی ایرانیان پاینده و جاوید باد
تا که جاویدان زبان جاودان پارسیست...
سرودهای از پژوهشگر زبان و فرهنگ پارسی: #شاهین_سپنتا
فرستنده: #مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
✳️
زود باش
تا دیر نشده برگرد
بر دلم شوریست
بهسان خاک بارانخورده
در دلم مهریست
بهسان رنگپسدادن برگها
ریشههایم اما
مگزار خزان شود
و سرما زند این تنها آشیان را...
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
زود باش
تا دیر نشده برگرد
بر دلم شوریست
بهسان خاک بارانخورده
در دلم مهریست
بهسان رنگپسدادن برگها
ریشههایم اما
مگزار خزان شود
و سرما زند این تنها آشیان را...
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
گنجشکان لاف میزنند:
جیک جیک جیک جیک...
جیک هیچ یک شان در نیامد
تـــــو که دور میشدی!
#شمس_لنگرودی
@AdabSar
گنجشکان لاف میزنند:
جیک جیک جیک جیک...
جیک هیچ یک شان در نیامد
تـــــو که دور میشدی!
#شمس_لنگرودی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
#مجید
كوشش در پارسىنويسى كاری تازه نيست. نزديک به هزار سال پيش از اين، "بيرونى" و "پورسينا" (ابنسینا) و پيش از هر دوی آنان دانشمندی به نام "بخارايى"، كوشيدند كتابهای خود را تا اندازهای به پارسى بنويسند.
از اين رهگذر، واژههای پارسى ساخته يا به هر روی در نوشتههای خود به كار گرفتهاند كه تا اندازهای راهگشای پارسىنويسان نیز بوده است.
نمونههايى از واژگانى كه "ابوريحان بيرونى" در "تفهیم" خود به كار برده:
دوری: بُعد
راستپای: متساویالساقين
زبرنگر: عالىالنظر
بسيارپهلو: كثيرالاضلاع
همبازی: شركت
سپسرو: تابع، تالى، مقلد
شكافتن: اشتقاق
نمونههايى از واژگانى كه "پورسينا" به كار گرفته:
بهرهپذير: قابلقسمت
پيوستگى: اتصال
مايه: ماده
كنا: فاعل
زايشده: مولد
بستناكى: انجماد
ايستاده به خود: قائم بالذات
از كارهای "ناصر خسرو":
آرميده: ساكن
بسودنى: ملموس
زبريدن: سقوط
سپسى: تاخر
چرايى: علت
بسياری: كثرت
از نوشتههای افضلالدين كاشانى:
مردمى: انسانيت
گزارنده: شارح، مفسر
پيدايى: ظهور
خواستاری: شوق
جان گويا: نفس ناطقه
شكافته: ناشى شده
نايابندگى: عدم ادراک
گنجايى: ظرفيت
از فهرست تفسير "كشفالاسرار و عدهالابرار":
ستيهنده: متعصب
جز كردن: تبديل كردن
كژ پيمان: خائن
نسپاسى: كفران
گردننهاده: مسرم
همديداری: ملاقات، مصاحبت
خواهشگری: شفاعت
#پارسی_پاک
@AdabSar
كوشش در پارسىنويسى كاری تازه نيست. نزديک به هزار سال پيش از اين، "بيرونى" و "پورسينا" (ابنسینا) و پيش از هر دوی آنان دانشمندی به نام "بخارايى"، كوشيدند كتابهای خود را تا اندازهای به پارسى بنويسند.
از اين رهگذر، واژههای پارسى ساخته يا به هر روی در نوشتههای خود به كار گرفتهاند كه تا اندازهای راهگشای پارسىنويسان نیز بوده است.
نمونههايى از واژگانى كه "ابوريحان بيرونى" در "تفهیم" خود به كار برده:
دوری: بُعد
راستپای: متساویالساقين
زبرنگر: عالىالنظر
بسيارپهلو: كثيرالاضلاع
همبازی: شركت
سپسرو: تابع، تالى، مقلد
شكافتن: اشتقاق
نمونههايى از واژگانى كه "پورسينا" به كار گرفته:
بهرهپذير: قابلقسمت
پيوستگى: اتصال
مايه: ماده
كنا: فاعل
زايشده: مولد
بستناكى: انجماد
ايستاده به خود: قائم بالذات
از كارهای "ناصر خسرو":
آرميده: ساكن
بسودنى: ملموس
زبريدن: سقوط
سپسى: تاخر
چرايى: علت
بسياری: كثرت
از نوشتههای افضلالدين كاشانى:
مردمى: انسانيت
گزارنده: شارح، مفسر
پيدايى: ظهور
خواستاری: شوق
جان گويا: نفس ناطقه
شكافته: ناشى شده
نايابندگى: عدم ادراک
گنجايى: ظرفيت
از فهرست تفسير "كشفالاسرار و عدهالابرار":
ستيهنده: متعصب
جز كردن: تبديل كردن
كژ پيمان: خائن
نسپاسى: كفران
گردننهاده: مسرم
همديداری: ملاقات، مصاحبت
خواهشگری: شفاعت
#پارسی_پاک
@AdabSar
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
عرض ادب
امیدوارم خوب و خوش باشی
معادل واژه ی شلیک رو میخواستم
پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔅پرسش شما
عرض ادب
امیدوارم خوب و خوش باشی
معادل واژه ی شلیک رو میخواستم
پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
شلیک = تیرپرانی، تیراندازی، آتشکردن، رهاکردن
شلیککردن = پراندن، تیراندازی کردن
شلیک خنده = سدای(صدای) ناگهانی و بلندِ خنده
✍نمونه:
تیر خلاص را شلیک کرد =
تیر رهیدن را آتش کرد
تیر رهایش را زد
به سمتش شلیک کردند =
به سویش آتش کردند
به سویش تیراندازی کردند
شلیک خنده شان کلاس را پر کرد =
سدای بلند خندهشان آموزگاه را پر کرد
سدای خندهشان آموزگاه را پر کرد
کره شمالی یک موشک کوتاه بُرد شلیک کرد =
کرهی اَپاختَری یک موشک کوتاهبُرد پرتاب کرد
قاتل بعد از جنایت، به سر خود شلیک کرد =
آدمکش پس از تبهکاری، به سر خود تیر زد
آدمکش پس از تبهکاری، به سر خود آتش کرد
آدمکش پس از تبهکاری، به سر خود تیراندازی کرد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
شلیک = تیرپرانی، تیراندازی، آتشکردن، رهاکردن
شلیککردن = پراندن، تیراندازی کردن
شلیک خنده = سدای(صدای) ناگهانی و بلندِ خنده
✍نمونه:
تیر خلاص را شلیک کرد =
تیر رهیدن را آتش کرد
تیر رهایش را زد
به سمتش شلیک کردند =
به سویش آتش کردند
به سویش تیراندازی کردند
شلیک خنده شان کلاس را پر کرد =
سدای بلند خندهشان آموزگاه را پر کرد
سدای خندهشان آموزگاه را پر کرد
کره شمالی یک موشک کوتاه بُرد شلیک کرد =
کرهی اَپاختَری یک موشک کوتاهبُرد پرتاب کرد
قاتل بعد از جنایت، به سر خود شلیک کرد =
آدمکش پس از تبهکاری، به سر خود تیر زد
آدمکش پس از تبهکاری، به سر خود آتش کرد
آدمکش پس از تبهکاری، به سر خود تیراندازی کرد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫
بیــا گناه ندارد بــه هم نگاه کنیم
و تازه داشته باشد، بیا گناه کنیم!
نگاه و بــوسه و لبخند اگــر گناه بود
بیا که نامهی اعمال خود سیاه کنیم
بیا به نیم نگاهی و خندهای و لبی
تمــــام آخرت خویش را تبـــاه کنیم
به شور و شادی و شوق و ترانه تن بدهیم
و بار کــــوه غـــــم از شور عشق کاه کنیم
و خوشخوریم و خوشبگذریم و خوش باشیم
و تف بـه صورت انواع شیـــخ و شـــاه کنیم!!
و زندهزنده در آغــوش هــــم کباب شویم
و هرچه خنده به فرهنگ مردهخواه کنیم
برای سرخوشی لحظههات هم که شده است
بیــــا گنــــاه ندارد بـــــه هـــم نگــــاه کنیم
#فرامرز_عرب_عامری
@AdabSar
بیــا گناه ندارد بــه هم نگاه کنیم
و تازه داشته باشد، بیا گناه کنیم!
نگاه و بــوسه و لبخند اگــر گناه بود
بیا که نامهی اعمال خود سیاه کنیم
بیا به نیم نگاهی و خندهای و لبی
تمــــام آخرت خویش را تبـــاه کنیم
به شور و شادی و شوق و ترانه تن بدهیم
و بار کــــوه غـــــم از شور عشق کاه کنیم
و خوشخوریم و خوشبگذریم و خوش باشیم
و تف بـه صورت انواع شیـــخ و شـــاه کنیم!!
و زندهزنده در آغــوش هــــم کباب شویم
و هرچه خنده به فرهنگ مردهخواه کنیم
برای سرخوشی لحظههات هم که شده است
بیــــا گنــــاه ندارد بـــــه هـــم نگــــاه کنیم
#فرامرز_عرب_عامری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
«حین» واژهای بیگانه است که جایگزینهای زیباتر و شیواتری در زبان پارسی دارد:
حین = هنگام، میان، زمان، گاه، دم
@AdabSar
نمونه:
در حین مکالمه، دوستم هم رسید=
در هنگام گفتگو، دوستم هم رسید
در همین حین، صاحب ماشین هم پیدا شد
در همین میان، دارندهی خودرو هم پیدا شد
در حین رانندگی با موبایل صحبت نکنید=
در زمان رانندگی با همراه سخن نگویید
در هنگام رانندگی با همراه گپ نزنید
سارق حین سرقت دستگیر شد=
دزد هنگام دزدی دستگیر شد
دزد در میانهی دزدی دستگیر شد
در این حین بود که صدای گوشخراشی شنیده شد=
در این دم بود که سِدای گوشخراشی شنیده شد
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
«حین» واژهای بیگانه است که جایگزینهای زیباتر و شیواتری در زبان پارسی دارد:
حین = هنگام، میان، زمان، گاه، دم
@AdabSar
نمونه:
در حین مکالمه، دوستم هم رسید=
در هنگام گفتگو، دوستم هم رسید
در همین حین، صاحب ماشین هم پیدا شد
در همین میان، دارندهی خودرو هم پیدا شد
در حین رانندگی با موبایل صحبت نکنید=
در زمان رانندگی با همراه سخن نگویید
در هنگام رانندگی با همراه گپ نزنید
سارق حین سرقت دستگیر شد=
دزد هنگام دزدی دستگیر شد
دزد در میانهی دزدی دستگیر شد
در این حین بود که صدای گوشخراشی شنیده شد=
در این دم بود که سِدای گوشخراشی شنیده شد
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸