Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
ممنون = سپاسگزار، سپاسمند، سپاسگر، سپاس
نمونه:
ممنون که مهربونی =
سپاس که مهربونی
واقعا ازت ممنونم =
بهراستی ازت سپاسگزارم
ممنون همهی محبتهایت هستم =
سپاسگر همهی مهربانیهایت هستم
سپاسمند همهی مهربانیهایت هستم
*دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅پالایش زبان پارسی
ممنون = سپاسگزار، سپاسمند، سپاسگر، سپاس
نمونه:
ممنون که مهربونی =
سپاس که مهربونی
واقعا ازت ممنونم =
بهراستی ازت سپاسگزارم
ممنون همهی محبتهایت هستم =
سپاسگر همهی مهربانیهایت هستم
سپاسمند همهی مهربانیهایت هستم
*دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🏔🏔🏔🏔
@AdabSar
مرزها را ساختند
نیمی از ایران ما را باختند
نام مرزبان دلیر
بر ما همه بنهادند...
ساز و برگ از بهرِ خود بگذاشتند...
آن همه کشتی بارانداز و سودش بهرشان شایسته شد
زاوَری* شد پیشهی ما کولبَران
ای خوشا آسودگی از بهرشان
اینهمه بیدادشان هم مهرشان
کیسهبُرها را به نام پیشیار پنداشتند؛
روزیِ شایست و پاک ما گُریزه* خواندند.
وآنزمان
نام مرزبان دلیر
بر ما همه بنهادند...
وای بر ما
اینهمه بیداد
آیا میشود دستدادنی؟!
__
پینوشت*:
زاوری: نوکری، بردگی
گریزه: کالایی که فروش و خرید آن روا نباشد و قاچاق نامند.
سراینده و فرستنده: #بلال_ریگی
سروده به #پارسی_پاک
#کولبر
goo.gl/baSGOP
🏔🏔🏔🏔
@AdabSar
مرزها را ساختند
نیمی از ایران ما را باختند
نام مرزبان دلیر
بر ما همه بنهادند...
ساز و برگ از بهرِ خود بگذاشتند...
آن همه کشتی بارانداز و سودش بهرشان شایسته شد
زاوَری* شد پیشهی ما کولبَران
ای خوشا آسودگی از بهرشان
اینهمه بیدادشان هم مهرشان
کیسهبُرها را به نام پیشیار پنداشتند؛
روزیِ شایست و پاک ما گُریزه* خواندند.
وآنزمان
نام مرزبان دلیر
بر ما همه بنهادند...
وای بر ما
اینهمه بیداد
آیا میشود دستدادنی؟!
__
پینوشت*:
زاوری: نوکری، بردگی
گریزه: کالایی که فروش و خرید آن روا نباشد و قاچاق نامند.
سراینده و فرستنده: #بلال_ریگی
سروده به #پارسی_پاک
#کولبر
goo.gl/baSGOP
🏔🏔🏔🏔
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«هیما»
"هیما" نام دخترانه و پسرانه و چندکشوری است.
❄️دربارهی ریشه و خاستگاه "هیما" چند دیدگاه داریم. هرچند که در بسیاری از فرهنگهای نامها و همچنین واژهنامهی دهخدا، "هیما" را (هیم+"ا" پسوند مادینگی) نام دخترانه و دارای ریشهی تازی دانستهاند، ولی دیگر پژوهشگران میان اوستایی، سانسکریت و روسی بودن این نام شک دارند.
🌨بر این پایه، "هیما" که نام "هیمالیا" نیز از آن گرفته شده، به چم برف و سرما و "هیمالیا" به چم برفستان است. "هیما" در اوستایی و روسی "زیما" بوده که واژهی "زمستان" نیز از آن آمده است.
🗻به درستی نمیدانیم که این واژه از سانسکریت به اوستایی رفته یا بهوارون(برعکس) آن بود.
گفته میشود در زمانهای کهن در زبان سانسکریت بندواژهی(حرف) "ز" نبود و این واژه از "زیما" به "هیما" دگردیس(تبدیل) شده است و گروهی هم باور دارند که "هیما" از سانسکریت گرفته و به "زیما" دگریده(تبدیل) شده است.
ناصر انقطاع میگوید "هیما"، همان سیبری است که آریاییها از آنجا به ایران کوچ کردند.
☃"هیما" در کُردی به چم(معنی) نشانه و در تازی به ماناک(معنی) زن دلباخته، دشت خشک و دانش جادوگری است.
📜شماری از نامهای ایرانی پسرانه و دخترانهی همآوا:
👦🏻 نیما، هیراد، هیربد، هومن، هارپاک، هایکا، هرمز، هیرود و...
👧🏻 هانا، هستی، هرانوش، هما، هَنار، هورا(اهورا)، هورشید، هورسا یا هورآسا و...
#پریسا_امام_وردی
#هیما_مقدم
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#هیما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«هیما»
"هیما" نام دخترانه و پسرانه و چندکشوری است.
❄️دربارهی ریشه و خاستگاه "هیما" چند دیدگاه داریم. هرچند که در بسیاری از فرهنگهای نامها و همچنین واژهنامهی دهخدا، "هیما" را (هیم+"ا" پسوند مادینگی) نام دخترانه و دارای ریشهی تازی دانستهاند، ولی دیگر پژوهشگران میان اوستایی، سانسکریت و روسی بودن این نام شک دارند.
🌨بر این پایه، "هیما" که نام "هیمالیا" نیز از آن گرفته شده، به چم برف و سرما و "هیمالیا" به چم برفستان است. "هیما" در اوستایی و روسی "زیما" بوده که واژهی "زمستان" نیز از آن آمده است.
🗻به درستی نمیدانیم که این واژه از سانسکریت به اوستایی رفته یا بهوارون(برعکس) آن بود.
گفته میشود در زمانهای کهن در زبان سانسکریت بندواژهی(حرف) "ز" نبود و این واژه از "زیما" به "هیما" دگردیس(تبدیل) شده است و گروهی هم باور دارند که "هیما" از سانسکریت گرفته و به "زیما" دگریده(تبدیل) شده است.
ناصر انقطاع میگوید "هیما"، همان سیبری است که آریاییها از آنجا به ایران کوچ کردند.
☃"هیما" در کُردی به چم(معنی) نشانه و در تازی به ماناک(معنی) زن دلباخته، دشت خشک و دانش جادوگری است.
📜شماری از نامهای ایرانی پسرانه و دخترانهی همآوا:
👦🏻 نیما، هیراد، هیربد، هومن، هارپاک، هایکا، هرمز، هیرود و...
👧🏻 هانا، هستی، هرانوش، هما، هَنار، هورا(اهورا)، هورشید، هورسا یا هورآسا و...
#پریسا_امام_وردی
#هیما_مقدم
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#هیما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
درود بر شما
خواستم بپرسم[...] جایگزین پارسی تله پاتی چیست؟؟؟
باسپاس فراوان
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔅پرسش شما
درود بر شما
خواستم بپرسم[...] جایگزین پارسی تله پاتی چیست؟؟؟
باسپاس فراوان
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
تلهپاتی = Telepathie، دورآگاهی، دورباهَمی، فَرایابی
✍نمونه:
🔺ادعا می کرد با تله پاتی با همسرش صحبت می کند =
میداوید با دورباهَمی با همسرش گفتگو میکند
🔺آیا از طریق تله پاتی می توان خود را از بقیه قوی تر کرد؟ =
آیا از راه فَرایابی میتوان خود را از دیگران نیرومندتر کرد؟
🔺آیا تله پاتی حقیقت دارد؟ =
آیا دورآگاهی راستینگی دارد؟
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تله_پاتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
تلهپاتی = Telepathie، دورآگاهی، دورباهَمی، فَرایابی
✍نمونه:
🔺ادعا می کرد با تله پاتی با همسرش صحبت می کند =
میداوید با دورباهَمی با همسرش گفتگو میکند
🔺آیا از طریق تله پاتی می توان خود را از بقیه قوی تر کرد؟ =
آیا از راه فَرایابی میتوان خود را از دیگران نیرومندتر کرد؟
🔺آیا تله پاتی حقیقت دارد؟ =
آیا دورآگاهی راستینگی دارد؟
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تله_پاتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫
ای که در باغ تنت خرمن گلها داری
از چه رو این همه افسوس و دریغا داری؟
حرف پیری مزن ای غنچه در آغاز حیات
تو از امروز چرا غصهی فردا داری؟
مثل آن منظرهی جالب پاییز درخت
هرچه هم زرد شوی باز تماشا داری
موج موهای بلندت همگی هست گواه
اینکه در سینهی خود یک دل دریا داری
در سدا(صدا)ی سخن و صوت قدمهای وزین
نغمهی باربد، آهنگ نکیسا داری
مدعی نیستی اما همه حرفت شعر است
بسکه در هر سخن "افسانهی نیما" داری!
#رضا_خادمه_مولوی
@AdabSar
ای که در باغ تنت خرمن گلها داری
از چه رو این همه افسوس و دریغا داری؟
حرف پیری مزن ای غنچه در آغاز حیات
تو از امروز چرا غصهی فردا داری؟
مثل آن منظرهی جالب پاییز درخت
هرچه هم زرد شوی باز تماشا داری
موج موهای بلندت همگی هست گواه
اینکه در سینهی خود یک دل دریا داری
در سدا(صدا)ی سخن و صوت قدمهای وزین
نغمهی باربد، آهنگ نکیسا داری
مدعی نیستی اما همه حرفت شعر است
بسکه در هر سخن "افسانهی نیما" داری!
#رضا_خادمه_مولوی
@AdabSar
goo.gl/CNzDMN
در من دو زن سخن میرانند
یکی جوان و پر از صلابت دویدن
و همچون برگی با باد پریدن،
یکی زنی پیر
ساقهای خم گشته بر گور
و چشم به راه دلی دیر...
بهراستی زندگی چیست؟
آن مرد رفت در سایهها
و انگشتانم کشیده به سمتش که کجا؟
یا که خم گردن به پایین
و نگاهی به دل
و آزادی این دیوانهی اسیر...!
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
در من دو زن سخن میرانند
یکی جوان و پر از صلابت دویدن
و همچون برگی با باد پریدن،
یکی زنی پیر
ساقهای خم گشته بر گور
و چشم به راه دلی دیر...
بهراستی زندگی چیست؟
آن مرد رفت در سایهها
و انگشتانم کشیده به سمتش که کجا؟
یا که خم گردن به پایین
و نگاهی به دل
و آزادی این دیوانهی اسیر...!
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
امتنان = سپاسداری، سپاسداشتن، سپاسگزاری
نمونه:
تسریع در جوابگویی، موجب امتنان میباشد =
شتاب در پاسخگویی، مایهی سپاسگزاری است
شتاب در پاسخگویی، مایهی سپاسداری است
با امتنان از محبتهای صمیمانهی شما =
با سپاسداشتِ مهربانیهای پاکدلانهی شما
با سپاسداری از مهربانیهای همدلانهی شما
با سپاسگزاری از مهربانیهای یکدلانهی شما
با امتنان از اعضای ادبسار =
با سپاسداشت هموندان ادبسار
با سپاسگزاری از هموندان ادبسار
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅پالایش زبان پارسی
امتنان = سپاسداری، سپاسداشتن، سپاسگزاری
نمونه:
تسریع در جوابگویی، موجب امتنان میباشد =
شتاب در پاسخگویی، مایهی سپاسگزاری است
شتاب در پاسخگویی، مایهی سپاسداری است
با امتنان از محبتهای صمیمانهی شما =
با سپاسداشتِ مهربانیهای پاکدلانهی شما
با سپاسداری از مهربانیهای همدلانهی شما
با سپاسگزاری از مهربانیهای یکدلانهی شما
با امتنان از اعضای ادبسار =
با سپاسداشت هموندان ادبسار
با سپاسگزاری از هموندان ادبسار
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
#روزشمار نیاکان(۱۴بهمن)
درود به همه و هرمزشیدتان به نیکی 💐💐💐
- ۱۴۸۴ سال پیش «پروکوپیوس» کهننگار(تاریخنویس) رومی نَسک(کتاب) جنگهای خود را به پادشاه روم «ژوستی نی ان» داد. «پروکوپیوس» در این باره مینویسد «پادشاه پس از نگاهی کوتاه گفت: گرچه به سود ما-رومیان- نیست و مایهی سرافکندگی میشود، ولی جاداشت مینوشتی که «ژوستی نی ان» باور دارد که در خون سربازان ایرانی آخشیج (عنصر) ویژهای هست که شَوَند[دلیل] نترسی، بیباکی، گِرانسَری(غرور) و گردنننهادن(تسلیمنشدن) آنهاست. من نمیدانم ایران چه آبی دارد که اینچنین تخم میهندوستی را در جان مردمش پرورش میدهد.».
- ۲۵۹ سال پیش «شیخعلیخان زند»، سر بریدهی «محمدحسنخان» [فرنشین(رییس) تیره مغولی قاجار] را پس از آن که او را در جنگ شکست داد، برای «کریمخان زند» فرستاد. هدف شیخعلی خودشیرینی بود، ولی کریمخان سخت برآشفت و او را سرزنش کرد. سپس فرمان داد سر بریده را با گلاب شستند و به خاک سپردند.
فرستنده #کوروش_آریاویج
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
#روزشمار نیاکان(۱۴بهمن)
درود به همه و هرمزشیدتان به نیکی 💐💐💐
- ۱۴۸۴ سال پیش «پروکوپیوس» کهننگار(تاریخنویس) رومی نَسک(کتاب) جنگهای خود را به پادشاه روم «ژوستی نی ان» داد. «پروکوپیوس» در این باره مینویسد «پادشاه پس از نگاهی کوتاه گفت: گرچه به سود ما-رومیان- نیست و مایهی سرافکندگی میشود، ولی جاداشت مینوشتی که «ژوستی نی ان» باور دارد که در خون سربازان ایرانی آخشیج (عنصر) ویژهای هست که شَوَند[دلیل] نترسی، بیباکی، گِرانسَری(غرور) و گردنننهادن(تسلیمنشدن) آنهاست. من نمیدانم ایران چه آبی دارد که اینچنین تخم میهندوستی را در جان مردمش پرورش میدهد.».
- ۲۵۹ سال پیش «شیخعلیخان زند»، سر بریدهی «محمدحسنخان» [فرنشین(رییس) تیره مغولی قاجار] را پس از آن که او را در جنگ شکست داد، برای «کریمخان زند» فرستاد. هدف شیخعلی خودشیرینی بود، ولی کریمخان سخت برآشفت و او را سرزنش کرد. سپس فرمان داد سر بریده را با گلاب شستند و به خاک سپردند.
فرستنده #کوروش_آریاویج
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادبسار
🔥🔥🔥🔥 goo.gl/RznVfa 🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی 🔥 جشن سده؛ بخش دوم دربارهی پیدایش جشن سده دیدگاهها پرشمارند. 📚 یکی از افسانههای ایرانی میگوید که جشن سده جشن پیدایش آتش به دست هوشنگ، پادشاه پیشدادی است و فردوسی نیز در شاهنامه به آن پرداخته است. بر پایهی…
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
🎋آشنایی با جشنهای ایرانی:
چلهی بزرگ، چلهی کوچک، چارچار، سده، اهمن و بهمن، سیاه بهار و پیرزن!
واژگان زیبا و دوستداشتنی بالا، واژگانی هستند که برای بزرگان و سالخوردگان ما بسیار آشنا و با دل و جان آن دلبندان آمیخته شده، ولی برای زمان ما...
در گذشته، زمستان به چلهی بزرگ و چله کوچک بخشبندی میشد.
چلهی بزرگ از "آغاز دی تا دهم بهمن" به اندازهی چهل روز و چلهی کوچک از "یازدهم تا پایان بهمن" به اندازهی بیست روز بود و به همین شَوَند(دلیل) با نام چلهی کوچک و بزرگ نامیده میشد.
فروشُدگاه(غروب) پایانی روز چلهی بزرگ، جشن سده برگزار میشد. مردم گرد هم میآمدند، شادی میکردند، آتش میافروختند و میخواندند:
"سده به سده، پنجاه به نوروز"
و اینگونه آمدن چلهی کوچک را جشن میگرفتند.
این دو برادر (چلهی بزرگ و کوچک)، هشت روز(چهار روز آخر چلهی بزرگ و چهار روز نخست چلهی کوچک) در کنار همدیگر هستند که آن هشت روز را "چارچار" مینامند.
پس از "چارچار" نوبت به "اهمن و بهمن"، پسران پیرزن (ننه سرما) میرسد که خودی نشان دهند. ده روز آغاز اسپند(اسفند) را "اهمن" و ده روز دوم اسپند را "بهمن" میگویند. در این بیست روز شاید به اندازهی بارندگی باشد که این دو برادر به دو چله، کنایی بگویند:
"اهمن وبهمن، آرد كن سد من
روغن بیار ده من
هیزم بکن خرمن
عهدهی همه بامن"
تا اینجا بیست روز از اسپند به نام "اهمن و بهمن" نامگذاری شدهاند و میماند ده روز پایان اسپند که پنج روز نخست آن(بیست تا بیست و پنجم) "سیاهبهار" نام گرفته:
"سیاه بهار شب ببار و روز بکار"
از این سروده پیداست که در این زمان، شبها بارندگی فراوان بود و روزها کشاورزان سرگرم به کشتوکار بودند. پنج روز پایان اسپند هم "پیرزن" نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری، گاهی آفتابی، گاهی همراه با باد است و گاه از آسمان تغرسه (تگرگ) میبارد. آنها بر این باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده و دانههای آن به زمین میريزد!
فرستنده: #عباس_رضوی
#فرهنگ_ایران
#جشن_سده
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
🎋آشنایی با جشنهای ایرانی:
چلهی بزرگ، چلهی کوچک، چارچار، سده، اهمن و بهمن، سیاه بهار و پیرزن!
واژگان زیبا و دوستداشتنی بالا، واژگانی هستند که برای بزرگان و سالخوردگان ما بسیار آشنا و با دل و جان آن دلبندان آمیخته شده، ولی برای زمان ما...
در گذشته، زمستان به چلهی بزرگ و چله کوچک بخشبندی میشد.
چلهی بزرگ از "آغاز دی تا دهم بهمن" به اندازهی چهل روز و چلهی کوچک از "یازدهم تا پایان بهمن" به اندازهی بیست روز بود و به همین شَوَند(دلیل) با نام چلهی کوچک و بزرگ نامیده میشد.
فروشُدگاه(غروب) پایانی روز چلهی بزرگ، جشن سده برگزار میشد. مردم گرد هم میآمدند، شادی میکردند، آتش میافروختند و میخواندند:
"سده به سده، پنجاه به نوروز"
و اینگونه آمدن چلهی کوچک را جشن میگرفتند.
این دو برادر (چلهی بزرگ و کوچک)، هشت روز(چهار روز آخر چلهی بزرگ و چهار روز نخست چلهی کوچک) در کنار همدیگر هستند که آن هشت روز را "چارچار" مینامند.
پس از "چارچار" نوبت به "اهمن و بهمن"، پسران پیرزن (ننه سرما) میرسد که خودی نشان دهند. ده روز آغاز اسپند(اسفند) را "اهمن" و ده روز دوم اسپند را "بهمن" میگویند. در این بیست روز شاید به اندازهی بارندگی باشد که این دو برادر به دو چله، کنایی بگویند:
"اهمن وبهمن، آرد كن سد من
روغن بیار ده من
هیزم بکن خرمن
عهدهی همه بامن"
تا اینجا بیست روز از اسپند به نام "اهمن و بهمن" نامگذاری شدهاند و میماند ده روز پایان اسپند که پنج روز نخست آن(بیست تا بیست و پنجم) "سیاهبهار" نام گرفته:
"سیاه بهار شب ببار و روز بکار"
از این سروده پیداست که در این زمان، شبها بارندگی فراوان بود و روزها کشاورزان سرگرم به کشتوکار بودند. پنج روز پایان اسپند هم "پیرزن" نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری، گاهی آفتابی، گاهی همراه با باد است و گاه از آسمان تغرسه (تگرگ) میبارد. آنها بر این باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده و دانههای آن به زمین میريزد!
فرستنده: #عباس_رضوی
#فرهنگ_ایران
#جشن_سده
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
💫
"میشود دست کشید از تو مگر !؟"
بـــاز با یاد تــــو با دیـــــدهی تـــر
مثل شبهای دگـــــر تا به سحـــر
لحظهای را مژه بـــــر هــــم نـزدم
نیست انگــــار که از خواب خبــــر
گــــرچه داری خبـر از حرف دلـــم
مینــــویسم همــــه را بـار دگـــــر
میبـــرد گــــریه امانم ، گله نیست
هـــرچه اشک است به لبخند تـو در
خـــــوب دانم کـــه نـــــدارد گل من
طعم لبخند تــــــو را قنــد و شکــــر
سیـــــر از چشــــم سیاهت نشــــوم
میدهم عمــــر به یک لحظه نظــــر
در عجب ماندهام ای یار که چیست
فرق ابــــروی تو با قـوس قمــــــر!
در بــــرم هستــــی و دلتنگ تو ام
این چه عشقیست که افتاده به سر؟
آنچنان رفتـــه قــــــرارم که مگــــو
در هـــــوایت دل و جانــــم زده پـر
دست من نیست، تــــو دنیــای منی
میشود دست کشید از تو مگـــر!؟
#پریناز_جهانگیرعصر
@AdabSar
"میشود دست کشید از تو مگر !؟"
بـــاز با یاد تــــو با دیـــــدهی تـــر
مثل شبهای دگـــــر تا به سحـــر
لحظهای را مژه بـــــر هــــم نـزدم
نیست انگــــار که از خواب خبــــر
گــــرچه داری خبـر از حرف دلـــم
مینــــویسم همــــه را بـار دگـــــر
میبـــرد گــــریه امانم ، گله نیست
هـــرچه اشک است به لبخند تـو در
خـــــوب دانم کـــه نـــــدارد گل من
طعم لبخند تــــــو را قنــد و شکــــر
سیـــــر از چشــــم سیاهت نشــــوم
میدهم عمــــر به یک لحظه نظــــر
در عجب ماندهام ای یار که چیست
فرق ابــــروی تو با قـوس قمــــــر!
در بــــرم هستــــی و دلتنگ تو ام
این چه عشقیست که افتاده به سر؟
آنچنان رفتـــه قــــــرارم که مگــــو
در هـــــوایت دل و جانــــم زده پـر
دست من نیست، تــــو دنیــای منی
میشود دست کشید از تو مگـــر!؟
#پریناز_جهانگیرعصر
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
امر به معروفم نکن معروف من چشمان توست
دینم لبت، فکرم غمت، جانم میان جان توست!
#ناشناس
#امر_به_معروف
@AdabSar
💖💖💖💖
دینم لبت، فکرم غمت، جانم میان جان توست!
#ناشناس
#امر_به_معروف
@AdabSar
💖💖💖💖
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
بالاخره = سرانجام، باری
نمونه:
والیبال ایران بالاخره موفق شد به المپیک راه یابد =
والیبال ایران سرانجام توانست به المپیک راه یابد
بالاخره این مشکل را حل خواهم کرد =
سرانجام این گرفتاری را چاره خواهم کرد
بالاخره، یا راهی مییابم، یا راهی میسازم =
باری، یا راهی مییابم، یا راهی میسازم
*دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
بالاخره = سرانجام، باری
نمونه:
والیبال ایران بالاخره موفق شد به المپیک راه یابد =
والیبال ایران سرانجام توانست به المپیک راه یابد
بالاخره این مشکل را حل خواهم کرد =
سرانجام این گرفتاری را چاره خواهم کرد
بالاخره، یا راهی مییابم، یا راهی میسازم =
باری، یا راهی مییابم، یا راهی میسازم
*دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌬🌨🌨🌨
@AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
❄️جشن میانهی زمستان
☃جشن میانهی زمستان، یکی از جشنهای پرشمار ایران باستان و در پیوند با موسم(فصل) و بخشبندی آن است.
دستهای از جشنهای کهن ایرانی، با دگرگونی موسمها یا شمارش آغاز و انجام آن در پیوند بودند. برای نمونه در هر موسم برای آغاز، میانه و پایان آن جشن گرفته میشد. جشنهای میانهی بهار، میانهی تابستان، میانهی پاییز و میانهی زمستان از این دسته هستند.
❄️از جشن میانهی زمستان و آیینهای آن هیچ آگاهی برای ما نمانده است. باستانشناسان و کهننگاران(مورخان) باور دارند که آیینهای این جشن به دست موبدان زمان ساسانیان دچار دگرگونیهای دروغینی شده و شوند(دلیل) آن هم این است که ساسانیان میکوشیدند جشنهای گاهنباری را با گاهشماری مزدیسنا و باورهای دینی نوساخته خود هماهنگ کرده و آنها را دارای ریشهی دینی بنمایانند.
⛄️در نیپیکهای کهن ایرانی از شش جشن دیرینه و سالیانه نام برده شده که با نام «جشنهای گاهنباری» شناخته میشوند.
به گمان پژوهشگران، جشنهای گاهَـنْـباری (پارههای سال/موسمهای سالیانه)، بازماندهی یکی از گاهشماریهای کهن است که سال خورشیدی نه به دوازده ماه خورشیدی، که به چهار موسم و هر موسم به دو نیم بخش میشدند و هر یک از این بازههای زمانی، نام و جشنی ویژه به همراه داشت.
❄️سال گاهنباری از هنگام دگرگونی(انقلاب) تابستانی یا نخستین روز تابستان (بلندترین روز سال) آغاز میشد و پس از هفت پارهی زمانی (سه پایان موسم و چهار میانه) به آغاز سال پسین میرسید. پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر موسمها، دارای جشن گاهنباری نبود و جشن آغاز سال نو بهشمار میرفت.
☃با آنکه آیین این جشن فراموش شدهاند، مردمان استانها و روستاهای گوناگون با برگزاری آیینهایی، جشن میانهی زمستان را زنده نگاه داشتهاند.
⛄️جشن بزرگداشت "پیرشالیار"(یا شهریار) در سرزمین کهن اورامانات کردستان، جشن "میرما" در تپورستان(مازندران) و اَپاختر(شمال) کوهستانهای هندوکش (استانهای تخار، بغلان و سمنگان)، نمونههایی از آن هستند. همچنین نیمهی زمستان، در برخی گاهشمارهای بومی، مانند گاهشمار "وهار کردی" که در لرستان، بختیاری و کردستان نشانههای آن تا به امروز مانده است، آغاز سال نو به شمار میرفت.
برگفته از:
۱- #جشن_های_مهرگان_و_سده
نویسنده: #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۲- #جشنهای_ایرانیان
نویسنده #عسگر_بهرامی
۳- #گاهشماری_و_جشن_های_ایران_باستان
نویسنده: #هاشم_رضی
#فرهنگ_ایران #بهمنگان
#جشن_میانه_زمستان
@AdabSar
🌬🌨🌨🌨
@AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
❄️جشن میانهی زمستان
☃جشن میانهی زمستان، یکی از جشنهای پرشمار ایران باستان و در پیوند با موسم(فصل) و بخشبندی آن است.
دستهای از جشنهای کهن ایرانی، با دگرگونی موسمها یا شمارش آغاز و انجام آن در پیوند بودند. برای نمونه در هر موسم برای آغاز، میانه و پایان آن جشن گرفته میشد. جشنهای میانهی بهار، میانهی تابستان، میانهی پاییز و میانهی زمستان از این دسته هستند.
❄️از جشن میانهی زمستان و آیینهای آن هیچ آگاهی برای ما نمانده است. باستانشناسان و کهننگاران(مورخان) باور دارند که آیینهای این جشن به دست موبدان زمان ساسانیان دچار دگرگونیهای دروغینی شده و شوند(دلیل) آن هم این است که ساسانیان میکوشیدند جشنهای گاهنباری را با گاهشماری مزدیسنا و باورهای دینی نوساخته خود هماهنگ کرده و آنها را دارای ریشهی دینی بنمایانند.
⛄️در نیپیکهای کهن ایرانی از شش جشن دیرینه و سالیانه نام برده شده که با نام «جشنهای گاهنباری» شناخته میشوند.
به گمان پژوهشگران، جشنهای گاهَـنْـباری (پارههای سال/موسمهای سالیانه)، بازماندهی یکی از گاهشماریهای کهن است که سال خورشیدی نه به دوازده ماه خورشیدی، که به چهار موسم و هر موسم به دو نیم بخش میشدند و هر یک از این بازههای زمانی، نام و جشنی ویژه به همراه داشت.
❄️سال گاهنباری از هنگام دگرگونی(انقلاب) تابستانی یا نخستین روز تابستان (بلندترین روز سال) آغاز میشد و پس از هفت پارهی زمانی (سه پایان موسم و چهار میانه) به آغاز سال پسین میرسید. پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر موسمها، دارای جشن گاهنباری نبود و جشن آغاز سال نو بهشمار میرفت.
☃با آنکه آیین این جشن فراموش شدهاند، مردمان استانها و روستاهای گوناگون با برگزاری آیینهایی، جشن میانهی زمستان را زنده نگاه داشتهاند.
⛄️جشن بزرگداشت "پیرشالیار"(یا شهریار) در سرزمین کهن اورامانات کردستان، جشن "میرما" در تپورستان(مازندران) و اَپاختر(شمال) کوهستانهای هندوکش (استانهای تخار، بغلان و سمنگان)، نمونههایی از آن هستند. همچنین نیمهی زمستان، در برخی گاهشمارهای بومی، مانند گاهشمار "وهار کردی" که در لرستان، بختیاری و کردستان نشانههای آن تا به امروز مانده است، آغاز سال نو به شمار میرفت.
برگفته از:
۱- #جشن_های_مهرگان_و_سده
نویسنده: #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۲- #جشنهای_ایرانیان
نویسنده #عسگر_بهرامی
۳- #گاهشماری_و_جشن_های_ایران_باستان
نویسنده: #هاشم_رضی
#فرهنگ_ایران #بهمنگان
#جشن_میانه_زمستان
@AdabSar
🌬🌨🌨🌨
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
سلام وقت به خیر.
درباره معادل فارسی"ساعت " لطف میکنید توضیح دهید.
🔅پاسخ ادبسار: t.me/AdabSar/5980
📜📜📜📜
🔅پرسش شما
سلام وقت به خیر.
درباره معادل فارسی"ساعت " لطف میکنید توضیح دهید.
🔅پاسخ ادبسار: t.me/AdabSar/5980
📜📜📜📜