🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
#روزشمار نیاکان(دهم بهمن)🔥
درود به همه و جشن تان فرخنده باد 💐💐💐💐
جشن سده، جشن پیدایش آتش و آغاز شهریگری(تمدن) و آهنگ بیدارباش پرهام(طبیعت) بر همه ایرانیان در پهندشت گیتی شاد وخجسته باد.
دراین روز هوشنگ پیشدادی (دومین پادشاه ایران) سنگی بسوی ماری پرتاب می کند که سنگ پس از برخورد با سنگ دیگر جرغه* زده و خار و خاشاک پیرامون آن آتش می گیرد واینگونه چگونگی آتش افروختن را می آموزد و ازآن پس این روز را (سد روز پس از زمستان) روز جشن می نامد.
و ما هزاران سال است برای نگاهبانی از فرهنگ پرشکوه و توانمندمان این جشن را که یکی از بزرگترین و کهن ترین جشنهایمان است برگزار می کنیم.
باشد که همگان شاد شوند.
*پینوشت ادبسار:
جرغه(#جرقه) = درخش، اخگر، آییژ
فرستنده: #کوروش_آریاویج
#پارسی_پاک
#جشن_سده
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
#روزشمار نیاکان(دهم بهمن)🔥
درود به همه و جشن تان فرخنده باد 💐💐💐💐
جشن سده، جشن پیدایش آتش و آغاز شهریگری(تمدن) و آهنگ بیدارباش پرهام(طبیعت) بر همه ایرانیان در پهندشت گیتی شاد وخجسته باد.
دراین روز هوشنگ پیشدادی (دومین پادشاه ایران) سنگی بسوی ماری پرتاب می کند که سنگ پس از برخورد با سنگ دیگر جرغه* زده و خار و خاشاک پیرامون آن آتش می گیرد واینگونه چگونگی آتش افروختن را می آموزد و ازآن پس این روز را (سد روز پس از زمستان) روز جشن می نامد.
و ما هزاران سال است برای نگاهبانی از فرهنگ پرشکوه و توانمندمان این جشن را که یکی از بزرگترین و کهن ترین جشنهایمان است برگزار می کنیم.
باشد که همگان شاد شوند.
*پینوشت ادبسار:
جرغه(#جرقه) = درخش، اخگر، آییژ
فرستنده: #کوروش_آریاویج
#پارسی_پاک
#جشن_سده
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی ملاحظه = نگرش، نگریستن، نگاهکردن، نگاه، دید، سنجش، بررسی، یادداشت، هاژِش(نگرش) ملاحظات = نگرشها، دیدها، هاژِشها(نگرشها)، یادداشتها ✍نمونه: 🔻فرم استخدامش را ﻣﻼﺣﻈﻪ و اﻣﻀﺎ کرد = ﺑﺮﮔﻪی کارگُماریاش را بررسی و دستینه کرد…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
ملاحظهکار = آهستهکار، فَرانِگر
ملاحظهکاری = آهستهکاری، فَرانِگری
ملاحظهکردن = بوشیدن(اندیشیدن)، درنگریستن، نگریستن، دیدن، ماردَن(حس کردن و درک کردن)، هاژیدن(نگریستن و نگاه کردن)
قابل ملاحظه = چشمگیر
✍نمونه:
🔺لطفا جواب سوال ها را ملاحظه کنید
خواهشمند است پاسخ پرسشها را ببینید
🔺ملاحظه کاری در تعقیب تخلفات جایز نیست =
آهستهکاری در پیگیری نافرمانیها روا نیست
🔺کودکانی مودب و ملاحظه کار تربیت کنیم =
کودکانی باادب و فَرانِگر بپرورانیم
🔺تولید فولاد رشد قابل ملاحظه ای داشته است =
فرآوَرِش پولاد پیشرفت چشمگیری داشته است
🚩بیشتر در t.me/AdabSar/5923
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ملاحظه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
ملاحظهکار = آهستهکار، فَرانِگر
ملاحظهکاری = آهستهکاری، فَرانِگری
ملاحظهکردن = بوشیدن(اندیشیدن)، درنگریستن، نگریستن، دیدن، ماردَن(حس کردن و درک کردن)، هاژیدن(نگریستن و نگاه کردن)
قابل ملاحظه = چشمگیر
✍نمونه:
🔺لطفا جواب سوال ها را ملاحظه کنید
خواهشمند است پاسخ پرسشها را ببینید
🔺ملاحظه کاری در تعقیب تخلفات جایز نیست =
آهستهکاری در پیگیری نافرمانیها روا نیست
🔺کودکانی مودب و ملاحظه کار تربیت کنیم =
کودکانی باادب و فَرانِگر بپرورانیم
🔺تولید فولاد رشد قابل ملاحظه ای داشته است =
فرآوَرِش پولاد پیشرفت چشمگیری داشته است
🚩بیشتر در t.me/AdabSar/5923
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ملاحظه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar
به هر برزنی جشنگاهی سده
همه گرد بر گردَش آتشکده!
#شاهنامه #فردوسی
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 جشن سده؛ بخش نخست
"جشن سده"، یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای پرشمار ایران، یکی از جشنهای آتش(۱)، در ستایش اهورامزدا و در پاسداشت آتش، این نخستین زادهی زمین و یکی از چهار آخشیج پاک(۲) برگزار میشد.
❄️ایرانیان ماههای دی و بهمن را که هوا بسیار سرد بود، زمان نیرومند شدن اهریمن میدانستند و برای پایان یافتن روزگار اهریمنی نیایش میکردند.
👫👫جشن سده در روز دهم بهمن که در گاهشمار باستانی برابر با "آبانروز" از ماه بهمن بود، برگزار میشد. برگزاری جشن سده کاری گروهی بود. در این جشن، هیزم میافروختند و همه دست به دست گرد یک آتش بزرگ نیایش و آواز میخواندند و پایکوبی میکردند.
@AdabSar
💃در اوستا نیز آتش فرزند زمین خوانده شده و نشانهای اهورایی است و فروزش آن نماد فروغ جاودان است.
ولی باید بدانیم که جشن سده، جشنی دینی نیست و ایرانیان باستان شادی را بخشش اهورا و اندوه را پدیدهای اهریمنی میدانستتد.
🌏در روزگار کهن گسترهی این جشن از آناتولی تا استان کنونی سینکیانگ چین بود و در هر شهر نام ویژهای داشت و در هر شهر به نامی خوانده میشد.
🔥بزرگترین جشن سده به دستور مردآویج زیاری در اسپهان برگزار شد ولی پس از جشن پاداندیشان او به شوند(دلیل) برگزاری این جشن، با برنامهریزی او را کشتند.
پس از آن "کرمان" سردمدار برگزاری شکوهمند جشنهای سده است.
goo.gl/21n6yd
پینوشت*:
۱- در میان جشنهای پرشمار ایران، جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و چهارشنبهسوری، جشنهای آتش بودند.
۲- چهار آخشیج(عنصر) پاک، آتش، آب، باد و خاک هستند. به باور ایرانیان نخست آتش پدید آمد و سه آخشیج دیگر از آتش پدید آمدند. ایرانیان آتش را پیشکش اهورامزدا(خدا) به زمین و مایهی دلگرمی و روشنایی میدانستند.
برگرفته از نیپیک(کتاب):
۱- "جشن سده"
نویسنده: گروهی از نویسندگان
به کوشش و گردآوری: محمدرضا توسلی
۲- "جشنهای مهرگان و سده"
نویسنده: رضا مرادی غیاث آبادی
۳- "آثارالباقیه" نویسنده: ابوریحان بیرونی
۴- "آفرینش خدایان" نویسنده: امید عطایی
#پریسا_امام_وردی
#فرهنگ_ایران
#جشن_سده
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar
به هر برزنی جشنگاهی سده
همه گرد بر گردَش آتشکده!
#شاهنامه #فردوسی
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 جشن سده؛ بخش نخست
"جشن سده"، یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای پرشمار ایران، یکی از جشنهای آتش(۱)، در ستایش اهورامزدا و در پاسداشت آتش، این نخستین زادهی زمین و یکی از چهار آخشیج پاک(۲) برگزار میشد.
❄️ایرانیان ماههای دی و بهمن را که هوا بسیار سرد بود، زمان نیرومند شدن اهریمن میدانستند و برای پایان یافتن روزگار اهریمنی نیایش میکردند.
👫👫جشن سده در روز دهم بهمن که در گاهشمار باستانی برابر با "آبانروز" از ماه بهمن بود، برگزار میشد. برگزاری جشن سده کاری گروهی بود. در این جشن، هیزم میافروختند و همه دست به دست گرد یک آتش بزرگ نیایش و آواز میخواندند و پایکوبی میکردند.
@AdabSar
💃در اوستا نیز آتش فرزند زمین خوانده شده و نشانهای اهورایی است و فروزش آن نماد فروغ جاودان است.
ولی باید بدانیم که جشن سده، جشنی دینی نیست و ایرانیان باستان شادی را بخشش اهورا و اندوه را پدیدهای اهریمنی میدانستتد.
🌏در روزگار کهن گسترهی این جشن از آناتولی تا استان کنونی سینکیانگ چین بود و در هر شهر نام ویژهای داشت و در هر شهر به نامی خوانده میشد.
🔥بزرگترین جشن سده به دستور مردآویج زیاری در اسپهان برگزار شد ولی پس از جشن پاداندیشان او به شوند(دلیل) برگزاری این جشن، با برنامهریزی او را کشتند.
پس از آن "کرمان" سردمدار برگزاری شکوهمند جشنهای سده است.
goo.gl/21n6yd
پینوشت*:
۱- در میان جشنهای پرشمار ایران، جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و چهارشنبهسوری، جشنهای آتش بودند.
۲- چهار آخشیج(عنصر) پاک، آتش، آب، باد و خاک هستند. به باور ایرانیان نخست آتش پدید آمد و سه آخشیج دیگر از آتش پدید آمدند. ایرانیان آتش را پیشکش اهورامزدا(خدا) به زمین و مایهی دلگرمی و روشنایی میدانستند.
برگرفته از نیپیک(کتاب):
۱- "جشن سده"
نویسنده: گروهی از نویسندگان
به کوشش و گردآوری: محمدرضا توسلی
۲- "جشنهای مهرگان و سده"
نویسنده: رضا مرادی غیاث آبادی
۳- "آثارالباقیه" نویسنده: ابوریحان بیرونی
۴- "آفرینش خدایان" نویسنده: امید عطایی
#پریسا_امام_وردی
#فرهنگ_ایران
#جشن_سده
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
🔥🔥🔥🔥
goo.gl/RznVfa
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 جشن سده؛ بخش دوم
دربارهی پیدایش جشن سده دیدگاهها پرشمارند.
📚 یکی از افسانههای ایرانی میگوید که جشن سده جشن پیدایش آتش به دست هوشنگ، پادشاه پیشدادی است و فردوسی نیز در شاهنامه به آن پرداخته است. بر پایهی این افسانه، هوشنگ چهار پشت پس از گیومرت(کیومرث) نخستین آدم روی زمین بود. برای خواندن این داستان بنگرید به:
Telegram.me/AdabSar/5929
ولی شماری از شاهنامهپژوهان و ایرانشناسان امروز همچون "جلال خالقی مطلق" و "مصطفا جیحونی" میگویند که شوند(دلیل) پیدایش آتش برای جشن سده، برساختهی امروزیها است و داستان پیدایش آتش به دست هوشنگ، بخشی از شاهنامه نیست و هتا(حتا) در دستنویس فلورانس شاهنامه این بخش دیده نمیشود و این داستان پس از فردوسی به شاهنامه افزوده شد. آنها میگویند در ایران باستان چنین باوری نبود و در هیچیک از نیپیک(کتاب)های ایرانشناسی پیش و پس از فردوسی چنین داستانی دیده نمیشود. زیرا پیدایش آتش بسیار کهنتر از زمان هوشنگ است.
شاید پیدایش این افسانه از آنجا باشد که هوشنگ به چم خوب درخشان، خانهی خوب، نخستزاد، پیشآفریده و نماد فروغ و روشنایی است و آتش نیز نخستین آفریدهی ایزد برای زمین بود.
📚 یکی دیگر از افسانهها میگوید در این روز فرزندان گیومرت، نخستین آدم روی زمین، به ۱۰۰ تن رسید و آنان از میان خود یک تن را به سروری برگزیدند.
@AdabSar
🤴🏻پس از آشنایی با این افسانهها، بد نیست بدانیم هوشنگ چه کسی بود! گفته میشود هوشنگ پسر سیامک، یکی از پادشاهان پیشدادی ایران(شاید ۱۰ تا ۱۵ هزار سال پیش) کسی بود که در هر شهر آتشکدهای برپا کرد که آتش آن همیشه روشن بود تا مردم بتوانند برای گرم و روشن نگاه داشتن خانههایشان دسترسی به آتش داشته باشند و آتش خانههایشان را از این آتشکده بگیرند. از روزگار کهن تا امروز، یکی از آرزوهای خوب ایرانیان برای یکدیگر این است:
"تنور خانهات همیشه روشن باد"
این آرزو و نیایش، بهجا مانده از روزگار هوشنگ است.
پاسداری از آتش در میان ایرانیان به اندازهای بود که کوچنشینان هنگام کوچ آن را در آتشدانی میگذاشتند، پیرزنی را بر اسب مینشاندند و آتشدان را به دست او میدادند که از آن نگهداری کند تا خاموش نشود.
@AdabSar
📚 سده یا چلهی کوچک*، ۴۰ روز پس از زایش خورشید(فردای یلدا)، ۴۰روز مانده تا ۲۰ اسپند(اسفند) که جشن آغاز سرسبزی و گرماست و یا ۲۰ روز و ۲۰ شب مانده به آغاز اسپند است.
📚 یکی از دیدگاهها دربارهی جشن سده این است که این جشن ۱۰۰ روز پس از آغاز زمستان(آغاز آبان در ایران باستان آغاز موسم سرما بود) برگزار میشد. سده، پنجاه روز مانده به نوروز است که سرما به آرامی کاهش مییابد و اگر روز و شبهای مانده تا نوروز را جداگانه شمارش کنیم، ۱۰۰ شب و روز به فرا رسیدن نوروز مانده است. بر پایهی این دیدگاه، واژهی "سده" برگرفته از "ست" پهلوی به چم شمارهی ۱۰۰ است. ولی این دیدگاه نیز پادورزانی(مخالفانی) دارد.
📚 نویسندگانی چون مهرداد بهار و رضا مرادی غیاثآبادی میگویند "سده" پیوندی با "ست" و شمارهی ۱۰۰ ندارد و "سَدَه" یا "سَذَه" در اوستایی به چم سپیدهدم(طلوع)، بیرون آمدن و پیدا شدن است و جشن سده امیدی برای کاهش یافتن سرما بود. بر این پایه، سَدَه، سَدَک یا سَذَک کنایه از آتش است.
📚 ابوریحان بیرونی این جشن را بر آمده از افروختن آتش در بامها به دستور فریدون میدانست. به نوشتهی بیرونی، روزی که آژیدهاک(ضحاک) در بند شد و مردم از ستم او رستند، جشن سده بنیاد نهاده شد. او فراگیر شدن این جشن را در پیوند با اردشیر بابکان میدانست. بیرونی دربارهی آیینهای این جشن نوشته است که ایرانیان آتش میافروختند و گیاهان خوشبو دود میکردند تا زیان را دور کنند.
سده جشن ملوک نامدار است
ز اَفریدون و از جم یادگار است!
#عنصری
پینوشت*: "یلدا" چلهی بزرگ و "سده" چلهی کوچک نام دارند.
برگرفته از نیپیک(کتاب):
۱- "جشن سده"
نویسنده: گروهی از نویسندگان
به کوشش و گردآوری: محمدرضا توسلی
۲- "جشنهای مهرگان و سده"
نویسنده: رضا مرادی غیاث آبادی
۳- "آثارالباقیه" نویسنده: ابوریحان بیرونی
۴- "آفرینش خدایان" نویسنده: امید عطایی
#پریسا_امام_وردی
#فرهنگ_ایران
#جشن_سده
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
goo.gl/RznVfa
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 جشن سده؛ بخش دوم
دربارهی پیدایش جشن سده دیدگاهها پرشمارند.
📚 یکی از افسانههای ایرانی میگوید که جشن سده جشن پیدایش آتش به دست هوشنگ، پادشاه پیشدادی است و فردوسی نیز در شاهنامه به آن پرداخته است. بر پایهی این افسانه، هوشنگ چهار پشت پس از گیومرت(کیومرث) نخستین آدم روی زمین بود. برای خواندن این داستان بنگرید به:
Telegram.me/AdabSar/5929
ولی شماری از شاهنامهپژوهان و ایرانشناسان امروز همچون "جلال خالقی مطلق" و "مصطفا جیحونی" میگویند که شوند(دلیل) پیدایش آتش برای جشن سده، برساختهی امروزیها است و داستان پیدایش آتش به دست هوشنگ، بخشی از شاهنامه نیست و هتا(حتا) در دستنویس فلورانس شاهنامه این بخش دیده نمیشود و این داستان پس از فردوسی به شاهنامه افزوده شد. آنها میگویند در ایران باستان چنین باوری نبود و در هیچیک از نیپیک(کتاب)های ایرانشناسی پیش و پس از فردوسی چنین داستانی دیده نمیشود. زیرا پیدایش آتش بسیار کهنتر از زمان هوشنگ است.
شاید پیدایش این افسانه از آنجا باشد که هوشنگ به چم خوب درخشان، خانهی خوب، نخستزاد، پیشآفریده و نماد فروغ و روشنایی است و آتش نیز نخستین آفریدهی ایزد برای زمین بود.
📚 یکی دیگر از افسانهها میگوید در این روز فرزندان گیومرت، نخستین آدم روی زمین، به ۱۰۰ تن رسید و آنان از میان خود یک تن را به سروری برگزیدند.
@AdabSar
🤴🏻پس از آشنایی با این افسانهها، بد نیست بدانیم هوشنگ چه کسی بود! گفته میشود هوشنگ پسر سیامک، یکی از پادشاهان پیشدادی ایران(شاید ۱۰ تا ۱۵ هزار سال پیش) کسی بود که در هر شهر آتشکدهای برپا کرد که آتش آن همیشه روشن بود تا مردم بتوانند برای گرم و روشن نگاه داشتن خانههایشان دسترسی به آتش داشته باشند و آتش خانههایشان را از این آتشکده بگیرند. از روزگار کهن تا امروز، یکی از آرزوهای خوب ایرانیان برای یکدیگر این است:
"تنور خانهات همیشه روشن باد"
این آرزو و نیایش، بهجا مانده از روزگار هوشنگ است.
پاسداری از آتش در میان ایرانیان به اندازهای بود که کوچنشینان هنگام کوچ آن را در آتشدانی میگذاشتند، پیرزنی را بر اسب مینشاندند و آتشدان را به دست او میدادند که از آن نگهداری کند تا خاموش نشود.
@AdabSar
📚 سده یا چلهی کوچک*، ۴۰ روز پس از زایش خورشید(فردای یلدا)، ۴۰روز مانده تا ۲۰ اسپند(اسفند) که جشن آغاز سرسبزی و گرماست و یا ۲۰ روز و ۲۰ شب مانده به آغاز اسپند است.
📚 یکی از دیدگاهها دربارهی جشن سده این است که این جشن ۱۰۰ روز پس از آغاز زمستان(آغاز آبان در ایران باستان آغاز موسم سرما بود) برگزار میشد. سده، پنجاه روز مانده به نوروز است که سرما به آرامی کاهش مییابد و اگر روز و شبهای مانده تا نوروز را جداگانه شمارش کنیم، ۱۰۰ شب و روز به فرا رسیدن نوروز مانده است. بر پایهی این دیدگاه، واژهی "سده" برگرفته از "ست" پهلوی به چم شمارهی ۱۰۰ است. ولی این دیدگاه نیز پادورزانی(مخالفانی) دارد.
📚 نویسندگانی چون مهرداد بهار و رضا مرادی غیاثآبادی میگویند "سده" پیوندی با "ست" و شمارهی ۱۰۰ ندارد و "سَدَه" یا "سَذَه" در اوستایی به چم سپیدهدم(طلوع)، بیرون آمدن و پیدا شدن است و جشن سده امیدی برای کاهش یافتن سرما بود. بر این پایه، سَدَه، سَدَک یا سَذَک کنایه از آتش است.
📚 ابوریحان بیرونی این جشن را بر آمده از افروختن آتش در بامها به دستور فریدون میدانست. به نوشتهی بیرونی، روزی که آژیدهاک(ضحاک) در بند شد و مردم از ستم او رستند، جشن سده بنیاد نهاده شد. او فراگیر شدن این جشن را در پیوند با اردشیر بابکان میدانست. بیرونی دربارهی آیینهای این جشن نوشته است که ایرانیان آتش میافروختند و گیاهان خوشبو دود میکردند تا زیان را دور کنند.
سده جشن ملوک نامدار است
ز اَفریدون و از جم یادگار است!
#عنصری
پینوشت*: "یلدا" چلهی بزرگ و "سده" چلهی کوچک نام دارند.
برگرفته از نیپیک(کتاب):
۱- "جشن سده"
نویسنده: گروهی از نویسندگان
به کوشش و گردآوری: محمدرضا توسلی
۲- "جشنهای مهرگان و سده"
نویسنده: رضا مرادی غیاث آبادی
۳- "آثارالباقیه" نویسنده: ابوریحان بیرونی
۴- "آفرینش خدایان" نویسنده: امید عطایی
#پریسا_امام_وردی
#فرهنگ_ایران
#جشن_سده
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
💫
عاشقم، عاشق به رويت، گر نمیدانی بدان
سوختم در آرزويت، گر نمیدانی بدان
با همه زنجير و بند و حيله و مکر رقيب
خواهم آمد من به کويَت، گر نمیدانی بدان
مشنو از بد گو سخن، من سُست پيمان نيستم
هستم اندر جستجويت، گر نمیدانی بدان
گر پس از مردن بيایی بر سر بالين من
زنده میگردم به بويت، گر نمیدانی بدان
اينکه دل جای دگر غير از سر کويت نرفت
بسته آن را تار مویت گر نمیدانی بدان
گر رقيب از غم بميرد، يا حسد کورش کند
بوسه خواهم زد به رويت، گر نمیدانی بدان
هيچ میدانی که اين لاهوتی آواره کيست؟
عاشق روی نکويت گر نمیدانی بدان!
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
عاشقم، عاشق به رويت، گر نمیدانی بدان
سوختم در آرزويت، گر نمیدانی بدان
با همه زنجير و بند و حيله و مکر رقيب
خواهم آمد من به کويَت، گر نمیدانی بدان
مشنو از بد گو سخن، من سُست پيمان نيستم
هستم اندر جستجويت، گر نمیدانی بدان
گر پس از مردن بيایی بر سر بالين من
زنده میگردم به بويت، گر نمیدانی بدان
اينکه دل جای دگر غير از سر کويت نرفت
بسته آن را تار مویت گر نمیدانی بدان
گر رقيب از غم بميرد، يا حسد کورش کند
بوسه خواهم زد به رويت، گر نمیدانی بدان
هيچ میدانی که اين لاهوتی آواره کيست؟
عاشق روی نکويت گر نمیدانی بدان!
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
تو همان مفرد غایب به غزلهای منی
و تو سر منشا هر چشمه به اطراف کَنی
هرکه چشمان تو را دید دلش را بردی
مثل سردستهی دزدان خلیج عدنی!
#امیرعباس_سوری
@AdabSar
تو همان مفرد غایب به غزلهای منی
و تو سر منشا هر چشمه به اطراف کَنی
هرکه چشمان تو را دید دلش را بردی
مثل سردستهی دزدان خلیج عدنی!
#امیرعباس_سوری
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
رویت(رؤیت) = دیدن، دید، دیدار، بینش، دریافتن، زِنِشت، نما، ریخت
بد رویت = بد نما، بد ریخت
خوشرویت = خوشنما
قابل رویت = بیناک، نمایان، دیدنی، پیدا، آشکار، نمودار
✍نمونه:
🔺هلال ماه قابل رویت نیست =
گوژسانِ ماه آشکار نیست
اَندَرماه* نمایان نیست
کمانِ ماه پیدا نیست
ماهِ نو بیناک نیست
🔺ماشینِ قدیمی و خوشرویتی داشت =
خودرویِ کهنه و خوشنمایی داشت
🔺به رویت مشتری رسید =
به دید خریدار رسید
خریدار دید
* ماه تا شب هفتم را "اَندَرماه" گویند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#رویت #رؤیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
رویت(رؤیت) = دیدن، دید، دیدار، بینش، دریافتن، زِنِشت، نما، ریخت
بد رویت = بد نما، بد ریخت
خوشرویت = خوشنما
قابل رویت = بیناک، نمایان، دیدنی، پیدا، آشکار، نمودار
✍نمونه:
🔺هلال ماه قابل رویت نیست =
گوژسانِ ماه آشکار نیست
اَندَرماه* نمایان نیست
کمانِ ماه پیدا نیست
ماهِ نو بیناک نیست
🔺ماشینِ قدیمی و خوشرویتی داشت =
خودرویِ کهنه و خوشنمایی داشت
🔺به رویت مشتری رسید =
به دید خریدار رسید
خریدار دید
* ماه تا شب هفتم را "اَندَرماه" گویند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#رویت #رؤیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🚨🚨🚨🚨
@AdabSar
ای بلند بیحیای آذرنگ*
خاطرات خوب دیروز قشنگ
سینهات از سنگ و پولادِ دُژم
یادگار کودکِ شهر فرنگ
آذرخشِ خرمن گندم شدی
مار زیبا پیکرِ هفتاد رنگ
با تو تهران، سربسر بود آشتی
این چه آتش بود و بمباران جنگ
کی شدی آبستن از دود و دغل
از نفیرت گشته بر ما عرصه تنگ
شکوه دارم از تو، چون ویران شدی
چالهی آتشفشان... آوار... سنگ...
بس سیاوش خفته در آغوش تو
بر تو ای زیبای جانی، رفته ننگ!
پینوشت*: آذرنگ ←رنگ آتش، آتشین
سراینده و فرستنده: #پرند
#پلاسکو
goo.gl/5JdCP3
🚒🚒🚒🚒
@AdabSar
ای بلند بیحیای آذرنگ*
خاطرات خوب دیروز قشنگ
سینهات از سنگ و پولادِ دُژم
یادگار کودکِ شهر فرنگ
آذرخشِ خرمن گندم شدی
مار زیبا پیکرِ هفتاد رنگ
با تو تهران، سربسر بود آشتی
این چه آتش بود و بمباران جنگ
کی شدی آبستن از دود و دغل
از نفیرت گشته بر ما عرصه تنگ
شکوه دارم از تو، چون ویران شدی
چالهی آتشفشان... آوار... سنگ...
بس سیاوش خفته در آغوش تو
بر تو ای زیبای جانی، رفته ننگ!
پینوشت*: آذرنگ ←رنگ آتش، آتشین
سراینده و فرستنده: #پرند
#پلاسکو
goo.gl/5JdCP3
🚒🚒🚒🚒
🔅پرسش شما
درخواست دارم درمورد نام ایرانی بارمان توضیح بدید در کانال
🔅پاسخ ادبسار👇👇
درخواست دارم درمورد نام ایرانی بارمان توضیح بدید در کانال
🔅پاسخ ادبسار👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«بارمان»
"بارمان" نام دو تن از پهلوانان تورانی در شاهنامهی فردوسی است.
🥇"بارمان" به ماناکِ(معنی) کسی است که دارای ارج و جایگاه والا و فَرَوَهَر(روح) پاک و بزرگ است.
👓 به دید میرسد که این نام ریشهی تُرکی یا ترکمنی داشته باشد. "بارمان" در ترکی به چمار(معنی) "مَهساز"(معمار) است.
همچنین گفته شده که "بارمان" ریشهی کُردی دارد و نام یک سردار در زمان پادشاهی مادها بود ولی ادبسار گواهی برای این داوخواهی(ادعا) نیافت.
📕 بر پایهی داستانهای شاهنامهی، فردوسی "بارمان" نام دوتن از جنگاوران سپاه "افراسیاب" تورانی بود.
👈یکی از آنها در زمان "نوذر"، از کسانی بود که با پشنگ برای نبرد با ایران به رایزنی پرداخت.
-چو ارجسپ و گرسیوز و بارمان
چو کلباد جنگی، هژبر دمان!
وی در جنگ دهستان نیز نخستین کسی بود که به جنگ رفت و در این نبرد غُباد پسر کاوه را کشت و به دست کارن برادر غباد کشته شد. افراسیاب در سوگ وی گفت:
چو کلباد و چون بارمان دلیر
که بودی شکارش همه نره شیر
فردوسی
👈یکی دیگر، "بارمان" پسر "ویس"، پهلوانی بود که افراسیاب وی را با دوازده هزار سپاه و پیشکشهای فراوان نزد "سهراب" فرستاد تا همواره در کنار سهراب باشد و با نیرنگ نگذارد که "رستم" و "سهراب" به پیوند پدر و پسری خویش پی ببرند. او که در نبرد با سیاوش از جنگاوران تورانی بود، در جنگ "یازده رخ" به دست "رهام" پسر "گودرز" کشته شد.
-برفتند یکبارگی در زمان
چه رهام و گودرز، با "بارمان"
-به توران چو هومان و چون بارمان
دلیر و سپهبد نبد بیگمان!
#شاهنامه #فردوسی
📜شماری از نامهای ایرانی پسرانه و دخترانهی همآوا:
👩🏻 باران، بارنگ، سیران و...
👨🏻 باراد، باربد، اورامان، سپنتمان، ساسان، سامان و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#بارمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«بارمان»
"بارمان" نام دو تن از پهلوانان تورانی در شاهنامهی فردوسی است.
🥇"بارمان" به ماناکِ(معنی) کسی است که دارای ارج و جایگاه والا و فَرَوَهَر(روح) پاک و بزرگ است.
👓 به دید میرسد که این نام ریشهی تُرکی یا ترکمنی داشته باشد. "بارمان" در ترکی به چمار(معنی) "مَهساز"(معمار) است.
همچنین گفته شده که "بارمان" ریشهی کُردی دارد و نام یک سردار در زمان پادشاهی مادها بود ولی ادبسار گواهی برای این داوخواهی(ادعا) نیافت.
📕 بر پایهی داستانهای شاهنامهی، فردوسی "بارمان" نام دوتن از جنگاوران سپاه "افراسیاب" تورانی بود.
👈یکی از آنها در زمان "نوذر"، از کسانی بود که با پشنگ برای نبرد با ایران به رایزنی پرداخت.
-چو ارجسپ و گرسیوز و بارمان
چو کلباد جنگی، هژبر دمان!
وی در جنگ دهستان نیز نخستین کسی بود که به جنگ رفت و در این نبرد غُباد پسر کاوه را کشت و به دست کارن برادر غباد کشته شد. افراسیاب در سوگ وی گفت:
چو کلباد و چون بارمان دلیر
که بودی شکارش همه نره شیر
فردوسی
👈یکی دیگر، "بارمان" پسر "ویس"، پهلوانی بود که افراسیاب وی را با دوازده هزار سپاه و پیشکشهای فراوان نزد "سهراب" فرستاد تا همواره در کنار سهراب باشد و با نیرنگ نگذارد که "رستم" و "سهراب" به پیوند پدر و پسری خویش پی ببرند. او که در نبرد با سیاوش از جنگاوران تورانی بود، در جنگ "یازده رخ" به دست "رهام" پسر "گودرز" کشته شد.
-برفتند یکبارگی در زمان
چه رهام و گودرز، با "بارمان"
-به توران چو هومان و چون بارمان
دلیر و سپهبد نبد بیگمان!
#شاهنامه #فردوسی
📜شماری از نامهای ایرانی پسرانه و دخترانهی همآوا:
👩🏻 باران، بارنگ، سیران و...
👨🏻 باراد، باربد، اورامان، سپنتمان، ساسان، سامان و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#بارمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫
هر کجا مرز کشیدند، شما پل بزنید
حرف «تهران» و «دوشنبه» و «سرپُل» بزنید
مشتی از خاک بخارا و گِلی از شیراز
با هم آرید و به مخروبهی کابل بزنید
نه بگویید به بتهای سیاسی؛ نه! نه!
روی گور همهی تفرقهها گُل بزنید
قاصدک حرف مرا پیش ز من میآرد
زعفران را به روی سوسن و سنبل بزنید
تو و او و من و ما هیچ به جایی نرسد
حرف «تهران» و «دوشنبه» و «سرپُل» بزنید!
سرایندهی افغان #نجیب_بارور
@AdabSar
هر کجا مرز کشیدند، شما پل بزنید
حرف «تهران» و «دوشنبه» و «سرپُل» بزنید
مشتی از خاک بخارا و گِلی از شیراز
با هم آرید و به مخروبهی کابل بزنید
نه بگویید به بتهای سیاسی؛ نه! نه!
روی گور همهی تفرقهها گُل بزنید
قاصدک حرف مرا پیش ز من میآرد
زعفران را به روی سوسن و سنبل بزنید
تو و او و من و ما هیچ به جایی نرسد
حرف «تهران» و «دوشنبه» و «سرپُل» بزنید!
سرایندهی افغان #نجیب_بارور
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
هنوزم لحظهی بوسه از آن لبهای قاجاری
تو ژست خواب میگیری و میدانم که بیداری
و یا من در خیال و خواب پندارم که میبوسم
لب معشوق خوابی را که بیدارست انگاری!
#شعر_ایران
@AdabSar
هنوزم لحظهی بوسه از آن لبهای قاجاری
تو ژست خواب میگیری و میدانم که بیداری
و یا من در خیال و خواب پندارم که میبوسم
لب معشوق خوابی را که بیدارست انگاری!
#شعر_ایران
@AdabSar
"کردار نیک و... نوشتار نیک!"
هر دو بَرنَما(بنر) با واژگان پارسی نوشته شدهاند.
سنگِ بنا = سنگِ ساختمان، پایه، بنیاد
فرستنده #کوروش_آریاویج
#پارسی_پاک
#روز_کوروش
@AdabSar
هر دو بَرنَما(بنر) با واژگان پارسی نوشته شدهاند.
سنگِ بنا = سنگِ ساختمان، پایه، بنیاد
فرستنده #کوروش_آریاویج
#پارسی_پاک
#روز_کوروش
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
متشکر = سپاسگزار، سپاسمند، سپاسدار
متشکرم = سپاسگزارم
نمونه:
باید از او متشکر باشم =
باید از او سپاسگزار باشم
باید سپاسدارِ او باشم
باید سپاسمندِ او باشم
از محبت شما متشکرم =
از مهر شما سپاسگزارم
سپاسدارِ مهر شما هستم
سپاسمندِ مهربانی شمایم
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅پالایش زبان پارسی
متشکر = سپاسگزار، سپاسمند، سپاسدار
متشکرم = سپاسگزارم
نمونه:
باید از او متشکر باشم =
باید از او سپاسگزار باشم
باید سپاسدارِ او باشم
باید سپاسمندِ او باشم
از محبت شما متشکرم =
از مهر شما سپاسگزارم
سپاسدارِ مهر شما هستم
سپاسمندِ مهربانی شمایم
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌊🌊🌊🌊
@AdabSar
طفلی به نام شادی
دیریست گم شدهست؛
با چشمهای روشن براق
با گیسویی بلند، به بالای آرزو؛
هر کس ازو نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر...
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
فرستنده: #مجتبا_گروسی
goo.gl/BnTCiM
🌍🌏🌎🌍🌏
@AdabSar
طفلی به نام شادی
دیریست گم شدهست؛
با چشمهای روشن براق
با گیسویی بلند، به بالای آرزو؛
هر کس ازو نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر...
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
فرستنده: #مجتبا_گروسی
goo.gl/BnTCiM
🌍🌏🌎🌍🌏
بیگمان، ایرانی که تیرههای گونهگون در آن نزیَند، ایران راستین نخواهد بود.
#میرجلال_الدین_کزازی
سخنرانی در نخستین جشنوارهی چندکشوری بومها در کرمانشاه
@AdabSar
👩🏻🏫👨🏼🔧👨🏽💼👩🏾🔬
#میرجلال_الدین_کزازی
سخنرانی در نخستین جشنوارهی چندکشوری بومها در کرمانشاه
@AdabSar
👩🏻🏫👨🏼🔧👨🏽💼👩🏾🔬
💫
به لب چشمه سرشب به شتاب آمده بود
کوزه بر دوش، پی بردن آب آمده بود
خوی وحشینگهان ده بالا را داشت
آب از دیدن او در تب و تاب آمده بود
در هوا از نفسش عطر گل سنجد ریخت
شادی انگیز تر از بوی گلاب آمده بود
پیر مردان همه گفتند که همزاد پریست
بس که شاداب زجوبار شباب آمده بود
کوزه در آب فرو رفته و از قهقهاش
اشک در چشم بلورین حباب آمده بود
رقص را در گذر باد به ریواس تنش
مخملی بود که از کوچه خواب آمده بود
عصمتش راه به هر دزد نگاهی میبست
گرچه سکر آور و سرمست و خراب آمده بود
#خسرو_احتشامی
@AdabSar
به لب چشمه سرشب به شتاب آمده بود
کوزه بر دوش، پی بردن آب آمده بود
خوی وحشینگهان ده بالا را داشت
آب از دیدن او در تب و تاب آمده بود
در هوا از نفسش عطر گل سنجد ریخت
شادی انگیز تر از بوی گلاب آمده بود
پیر مردان همه گفتند که همزاد پریست
بس که شاداب زجوبار شباب آمده بود
کوزه در آب فرو رفته و از قهقهاش
اشک در چشم بلورین حباب آمده بود
رقص را در گذر باد به ریواس تنش
مخملی بود که از کوچه خواب آمده بود
عصمتش راه به هر دزد نگاهی میبست
گرچه سکر آور و سرمست و خراب آمده بود
#خسرو_احتشامی
@AdabSar
💫
تو فصلِ سبزِ عمر منی!
با تو
زمستان
شایعهای بیش نیست
در گوشِ منِ درخت...
حتا به وقت مرگ
ایستاده خواهم مُرد
اگر زمین زیر پایت
ریشههای باورم را در آغوش بگیرد!
#سیاوش_خاکسار
@AdabSar
تو فصلِ سبزِ عمر منی!
با تو
زمستان
شایعهای بیش نیست
در گوشِ منِ درخت...
حتا به وقت مرگ
ایستاده خواهم مُرد
اگر زمین زیر پایت
ریشههای باورم را در آغوش بگیرد!
#سیاوش_خاکسار
@AdabSar