ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

خُربَران اِستُ وَهارُ وایی وِه
مَه اَپَر هین گاه نِوَک پای نِه

وانگِ رامَش مَی گوارَش اِیرمان
کُن اَوَکسان روچ رَوشن آسمان

هَچ پَرون گر درشو اندر پایَکَت
یَت بَوِندَک تُم کَنی پَت چارَکَت

خُوَش چِگُون ایمشپ مَبینت ایچکَس
یار؛ پَهلُکُ مَی ات فَرَیات رَس

هونیاک خوانَت سروتی پَهلَوی
دوشیتَک آرَت تَکوکی خُسرَوی

تیر و ناهیت و مه و کَیوان اِتون
تاپِشَی، که ش تاری هَچ گیهان نگون

هم گُمانم آیت اندر روچکار خُسروان
زیوم ُ شاتم که باشت پهلوانیکم زبان

هُوسرَو هان دم که ات بَوَد هین یاتگار
ایچ هَچ تیمار و درتَت دَم مَیار!


#کیخسرو_پشوتن
سروده به پارسی پهلوی یا میانه

✍🏻✍🏻 پی‌نوشت سراینده:
خُربران = ایواره (غروب)
وَهار = بهار
وایی وه = هوای خوب
اَپَر = بَر
هین := این
نِوَک := نیکو
وانگ = بانگ
اِیرمان = یاری دهنده ( دوست )
اَوَکسان = همانند
روچ = روز
هچ = از
پَرون = عَقَب
گر = کوه = کوف
پایَک = مدار
یَت = تا
بوندک = همه
تُم = تاریکی
پَت = به
چارَک = درمان
چگون = چون
هونیاک = خواننده
دوشیتَک = معشوق
تکوک = جام
اتون = چنان - چنین
تاپشَن = روشنند، روشن کننده
تار = تاریک
روچکار = روزگار
پهلوانیک = پَهلوی
هوُسرَو = خسرو ( نیکنام )
هان = آن
ایچ = هیج
تیمار = اندوه

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔅پیام شما
توانمندی و ماندگاری زبان پارسی

ریشه‌ی پارسی کنونی پیشینه‌ای دست‌کم برابر ۳هزار سال دارد. پارسی، زبانی‌ست که در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی، ساسانی، اشکانی و کوشانی نگاشته شده و در نسک‌های پهلوی از آن بهره برده شده، در سروده‌های پهلوی مانند "درخت آسوریک" بکار رفته و پس از اسلام در سروده‌های فرزانه‌سرایانی چون فردوسی، سعدی، حافظ، عطار، جامی و مولوی از آن بهره گرفته شده است.
زبانی‌ست که مسلمانان ایرانی برای پخش و گسترش باورهای قرآنی و اسلامی از آن در کالبد دیپ*(نثر) و چکامه بسیار سود جسته‌اند. همچنین، نویسندگانی که به زبان تازی می‌نگاشتند نیز بسیاری واژگان از آن وام گرفته‌اند.
پارسی از انگشت شمار زبان‌هایی است که خواننده آن می‌تواند نوشته‌های هزارسال پیشین خود را بخواند و دریابد و به نوشته‌های پیش‌تر از آن، چنانچه که دبیره‌هایش را بداند، کمابیش پی‌برد.

با این پیشینه، شایستگی این زبان برای کاربرد دانشیک نیز کمابیش هویدا است و تنها بسنده است که از نیرو و توانمندی‌های این زبان بهره گیریم. همانگونه که نمایان است، هر اندازه بر آگاهی دانشمندانمان از این زبان افزوده می‌گردد کاربرد دانشیک بروز آن نیز گستردگی می‌یابد.

✍🏻✍🏻 پی‌نوشت:
دیپ ⇐ نوشتار بدون وزن، هماوایی و آهنگ. دیپ همان نوشتار ساده و هنجاری است و ناهمسان و در برابر با چکامه و سرود می‌باشد.

#حمیدرضادانش
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
👍1
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻عالی = والا، والاجایگاه، بزرگ، شگرف، بسیار خوب، ارجمند، برتر، برجسته، بَرسو، بالنده، بلندپایه، فَرانیک، نغز، اَپَر(اَبَر)، اَپَرَک
🔻عالی‌النظر = زبَرنِگر
🔻عالی‌بَخت = والابَخت، بَختیار، پیشانی بلند
🔻عالی‌تبار = والاتَبار
🔻عالی‌ترین = والاترین، بهترین، برترین
🔻عالیجاه = والاگاه
🔻عالیجناب = (Lord)، بزرگوار، والاگهر، والاگاه، گرانمایه، ارجمند، بلندآستان، راد
🔻عالی‌ذکر = نیک‌یاد
🔻عالی‌رای = بلندرای
🔻عالیرتبه = والاجایگاه، والاگهر، گران‌سایه، گرانمایه، بلندپایه، اَپَرکار
🔻عالی‌سرای = والاسرای، کاخ
🔻عالی‌شَأن = والاجای، والاگاه
🔻عالیقدر = والاگاه، والااَرج، پیش‌اَرج، اوجمَند، پُربها، پُرارزش
🔻عالی‌گوهر = والاگوهر، باگُهَر، پاکنِژاد
🔻عالی‌مرتبت = اَپَرکار(اَبَرکار)، والاگاه
🔻عالی‌مرد = اَپَرمرد، اَبَرمرد
🔻عالی‌مقام = بلندپایه، بلندگاه، ارجمند
🔻عالی‌مکان = بلندآشیان
🔻عالی‌نژاد = والاگهر، والانژاد، نیکنِژاد، پاکنِژاد
🔻عالی‌نسب = والانژاد، والاتبار
🔻عالی‌همت = والامنش، بزرگوار
🔻آموزش عالی = آموزشِ والا، آموزش والاپایه
🔻جنابعالی = (Excellency)، شما، بزرگوار، سرور گرامی، کَدبان
🔻حضرتعالی = شما، سرکار، سرور، فَرمَند
🔻دیوان عالی تمیز = دیوان دادرسی کشور
🔻دیوان عالی کشور = دیوان دادرسی کشور
🔻شورای عالی = فرایزن، سَررایزن
🔻شورای عالی اصناف = سَررایزنی پیشه‌وران
🔻علامت صفت عالی = نشانه‌ی زاب برترین
🔻علوم عالی = دانشهای بَرین
🔻تعالی = والایی، برتری
🔻بسمه تعالی = به نام خدا، به نام او که والاست
🔻متعال = والا
🔻متعالی = فرایاز، بَرین، والا

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عالی #تعالی #متعال #متعالی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

زیر و رو کن باز این خاکستر افسرده را
از دلم بیرون بکش این عقده‌ی سرخورده را

سربه‌زیرم، گرچه می‌دانم که دستان نسیم
زودتر از شاخه می‌چیند گل پژمرده را

هفت شهر عشق را گشتم، ولی پیدا نشد
از کجا پیدا کنم گنج به‌یغما برده را؟

یک شب توفانی از ساحل جدا شد لنگرم
صبح پس آورد موجی، قایقی آزرده را

آخر پاییز هم طی شد، کسی من را ندید
چشم روباهی گرفته، جوجه‌ای نشمرده را...

#پیـمان_برنا
@AdabSar
💫

با فاصله‌اى امن كه آسيب نبينى

بنشين و فقط شاهد ويرانى من باش!


#تقى_سيدى
@AdabSar
💫

تورا گم می‌کنم هرروز و پیدا می‌کنم هرشب
بدین‌سان خواب‌ها را با تو زیبا می‌کنم هرشب

چنان دستم تهی گردیده از گرمایِ دست تو
كه این یخ‌كرده را از بی‌كسی، ها می‌كنم هرشب


#محمدعلی_بهمنی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻شهید = جاویدنام، جانگواه، جانباخته، جانسپار، کشته‌ی راه خدا، کشته
🔻شهادت = گواکی، کشته‌شدن، جانبازی، جانباختگی، جان‌باختن
🔻شهادتگاه = کشتگاه
🔻شهادت‌طلبانه = جانبازانه، جانسپارانه

نمونه:
🔺در راه حفاظت از وطن شهید شد =
در راه پاسداری از میهن کشته شد
در راه پاسبانی از میهن جان باخت

🔺شهید "جهان آرا" در سال شصت به شهادت رسید =
جاویدنام "جهان آرا" در سال شَست جان باخت

🔺جزئیات حملات شهادت‌طلبانه اعلام شد =
ریزگان تازش‌های جانسپارانه بازنمود شد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#شهید #شهادت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

فضای خانه که از خنده‌های ما گرم است
چه عاشقانه نفس می‌کشم! هوا گرم است

دوباره دیده‌ام‌ات، زل بزن به چشمانی
که از حرارتِ "من دیده‌ام تورا" گرم است

بگو دومرتبه این را که "دوستت دارم"
دلم هنوز به این جمله‌ی شما گرم است

بیا گناه کنیم عشق را... نترس خدا-
هزار مشغله دارد، سرِ خدا گرم است

من و تو اهل بهشتیم، اگرچه می‌گویند
جهنم از هیجانات ما دوتا گرم است

به من نگاه کنی، شعرِ تازه می‌گویم
که در نگاه تو بازارِ شعرها گرم است

#نجـمه_زارع
@AdabSar
💫

كاش نبضت را می‌گرفتم
و منتشر می‌كردم
تا دنيا
به حال طبيعی‌اش برگردد!

#شمس_لنگـرودی
@AdabSar
💫

عشٖقِ تو ز خاص و عام پنهان چه کنم؟
دردی که ز حد گذشت درمان چه کنم؟

خواهم که دلم به دیگری میل کند
من خواهم و دل نخواهد ای جان چه کنم؟

#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«آرمینا»، «آرمین» و «آریامن»
بخش نخست

نام‌های "آرمین" و "آرمینا" از آن دسته نام‌هایی هستند که شناخت آن‌ها با پیچیدگی‌هایی همراه است و پس از دگرگونی‌های فراوان به اینجا رسیده‌اند. چندین دیدگاه نیز درباره‌ی آن‌ها گفته شده، هرچند که گویا این دیدگاه‌ها از یک ریشه و در بنیاد هَنباز(مشترک) هستند ولی درباره‌ی دگرگونی‌های نام‌ها به رای‌های گوناگون بخش شده‌اند. زیرا نام‌ها نیز با گذر زمان به شیوه‌های گوناگونی دگردیس(تبدیل) شده‌اند.
با این رویکرد شاید بتوان گفت "ارمینا" و "ارمین" با نام‌هایی چون "اریا"، "ایران"، "ارتا" از یک گروه و به هم نزدیک هستند ولی در این داوخواهی(ادعا) باید پروا(احتیاط) داشت.


👈🏻👈🏻 احسان بهرامی در "فرهنگ واژگان اوستا" تنها برپایه‌ی گمان نوشته است که شاید نام "آرمینا" و "آرمین" دگرگون شده‌ی "آریامن" و "آریارَمنَ" باشد. بخش نخست آن بهره از آریا(آزاده، ارجمند، شکوهمند و بخش دوم(من) به چمار اندیشه کردن یا راست‌اندیش باشد.

گفتنی است آریامن نام یک موبد در ایران باستان، نام فرشته‌ی نگهبان و پیام‌آور دوستی، آشتی، شادی، آرامش و خوشبختی در افسانه‌های ایران بود.

برای آشنایی با نام "آریا" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6643


👈🏻👈🏻 " آریامن" در اوستایی ائیریامن، در افسانه‌های ایرانی و آیین مزدیسنا ایزد آشتی و دوستی و درمان دردها(نخستین پزشک جهان) بود.
این نام را رامش دهنده‌ی آریایی‌ها و بخش کننده‌ی شادی و بخت چمیده‌اند(معنی کرده‌اند).
هینیلز در "شناخت اساتیر ایران" نوشته است که "ائیریامن" همان ایزد باد در ایران باستان است.

برای آشنایی بیشتر با آریامن به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4723


👈🏻👈🏻 بر پایه‌ی "دانشنامه‌ی ایرانیکا"، نام "اریارَمنَ" و "اریامن" در اوستایی "ائیرَمنِس" یا "اَییریارامَن" و در پهلوی ائرمان یا ایرمان شده است.
- اگر کشته گردد به دست تو گرگ
تو باشی به روم ایرمانی بزرگ!
فردوسی

بر پایه‌ی دانشنامه‌ی ایرانیکا، این نام‌ها که تاکنون دگرگونی‌های فراوانی داشته‌اند، در ایران باستان به دسته(طبقه)ی پیشوایان دینی گفته می‌شد.
در سانسکریت "اریامن" یار، دوست و از خدایان ودا است.
در پارسی خوشی، آشتی و رامش‌دهنده‌ی آریایی‌هاست.


👈🏻👈🏻 حسن پیرنیا در ماتیکان(کتاب) "ایران باستان"(و شمار دیگری از پژوهشگران در نوشتارهایشان) نوشته است که ایرانیان در زمان هخامنشیان به سرزمین ارمنستان کنونی که یکی از استان‌های ایران بود "اَرمینَه/اَرمینا" یا "اَرمینیَه/اَرمینیا" می‌گفتند.

بر پایه‌ی سنگ‌نبشته‌های داریوش هخامنشی و خشایارشاه و همچنین همسنجی(مقایسه) با داده‌های هرودوت و گزنفون(کهن‌نگاران یونانی)، اَرمینَه(در یونانی اَرمِنیا) نام استانی در ایران باستان بود.
بیشتر نویسندگان با دیدگاه پیرنیا هم‌رای(موافق) هستند.
اکنون نیز اَرمِن یا آرمِن به چم(معنی) ارمنی‌تبار و آزاده بوده و اَرمینی همان ارمنی است.


👈🏻👈🏻 در نوشتار دیگری که بخشی از آن چندان ارجدار و شناخته شده به دید نمی‌رسد، گفته شده در نگارکند(کتیبه)های داریوش "اَرَ-می-اینه" برای نام بردن از سرزمین ارمنستان آمده است.
اَرَ به مانـَک(معنی) شاهین و باز،
می‌اینه به مانی(معنی) خانه، آشیانه و میهن و ارمنستان به چمار(معنی) سرزمین شاهین و باز است.


#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#آرمینا #آرمین #آریامن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


پهرستی از واژه‌های برساخته‌ی گروه گرامی واژه‌گزینی فرهنگستان را دیدم که در برابر واژه‌های زیر گزارده شده بودند. واژه‌های برساخته‌ی فرهنگستان خوش‌آهنگ و دانشیک استند. ولی از آنجایی که واژه‌ی کامیدن با واژه‌ی "sex" از نگر چماریک(معنایی) همپوشانیِ اُسپوری(کاملی) ندارند، با بهره از فرهنگ دهخدا این برابرواژه‌ها را برساخته‌ام و گمان می‌کنم که برابرهای رزین‌تری(دقیق‌تری) باشند.
🔻to sex:
مُرزیدن، کامیدن
🔻sex:
مُرزِش،مُرزیدن، کامِش
🔻sexologist:
مُرزش‌شناس، کامش‌شناس
🔻sexology:
مُرزش‌شناسی، کامش‌شناسی
🔻sexologic:
مُرزش‌شناختی، کامش‌شناختی
🔻sex therapist:
مُرزش‌درمانگر، کامش‌درمانگر
🔻sex therapy:
مُرزش‌درمانی، کامش‌درمانی
🔻dual sex therapy:
مُرزش‌درمانی دوسویه، کامش‌درمانی دوسویه
🔻psychosexologist:
روان‌مُرزش‌شناس، روان‌کامش‌شناس
🔻psychosexology:
روان‌مُرزش‌شناسی، روان‌کامش‌شناسی
🔻cyber sex:
مُرزشِ رایانه‌ای، کامشِ رایانه‌ای
🔻oral sex:
مُرزشِ دهانی، کامشِ دهانی
🔻sex toy:
مُرزه ،مُرزش‌اَبزار، کامش‌ابزار

کرپایه‌ی(مصدر) «مُرزیدن» در واژه‌نامه‌ی دهخدا به چم «نزدیکی کردن/to sex» آمده است. واژه‌هایی که تکواژ «کامش» در آن‌ها به کار رفته است از برساخته‌های #فرهنگستان استند.

فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#sex #sexologic #sexology #sexologist #psychosexologist #psychosexology

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

درود بر پگاه آدینه

درود بر تو ای آسوده‌آرمیده در میان بستر پر مهرت
چشم بگشا
جهان بیدار شده
کودک‌ات را بیدار کن
من بیمار نیمه‌باز چشمان هر بامداد توام
دوباره باز بگذار
تا ببینم جهان را در ژرفای دیده‌ی تو

بگذار تا فرجام هستی‌ام
چون لاله‌های داغدار
در گرماگرم هر دم‌و‌بازدمت باشد...

فرستنده #Hani_mm
#پیام_پارسی
@AdabSar
💫

چه غم، که خلق به حسن تو عیب می‌گیرند؟

همیشه زخم‌زبان خون‌بهای زیبایی‌ست

#فاضل_نـظری
@AdabSar
💫

سخت باشد که تو در گوشه‌ی تاریک اتاغ
منتظر باشی و هی پنجره را باز کنی

سخت‌تر اینکه کنارت پُرِ آدم باشد
حرف خود را نتوانی بزنی، راز کنی!


#مسعود_محمدپور
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


"وَخت" واژه‌ای آریایی است و "وَقت" اَرَبیده‌ی(مُعربِ) آن است. همانند واژه‌ی آریایی "نَخش" که به‌نادرست "نَقش" نوشته و خوانده می‌شود.

🔻وَقت = وَخت، هنگامه، هنگام، گاه، گه، زمان، روزگار
🔻آنوَقت = آنوَخت، آنگاه، آن‌هنگام، آن‌زمان
🔻ازدواج موقت = زناشویی ناپایا
🔻اوقات = وخت‌ها، هنگام‌ها، گاه‌ها، زمان‌ها
🔻اوقات تلخی = ترشرویی، خشمگینی، تندی
🔻اوقات فراغت = وَخت‌های آسایش، وخت آسایش، زمان آزاد
🔻بدون فوت وقت = بی‌درنگ
🔻بعضی اوقات = برخی وخت‌ها، پاره‌ای زمان‌ها، گاهی، هر از چند گاهی، هر از گاهی، گاهگاهی
🔻بعضی وقت‌ها = برخی وخت‌ها، پاره‌ای زمان‌ها، گاهی، هر از چند گاهی، هر از گاهی، گاهگاهی
🔻پاره‌وقت = (Part time)، پاره‌وخت
🔻تعیین وقت = زمان‌کردن
🔻تمام‌وقت = (Full time)، پیوسته، پیوسته‌کار
🔻چه وقت = چه وخت، کِی
🔻خوشوقت = خوشوخت، خوشنود، شاد، خُرم
🔻دراسرع وقت = با شتاب، درکمترین زمان، هرچه زودتر، بسیار زود، بسیار تند
🔻دفع‌الوقت کردن = زمان‌گذرانی، امروز و فردا کردن
🔻سر وقت = سر وخت، به‌هنگام
🔻گاهی اوقات = گاهی وخت‌ها، پاره‌ای زمان‌ها، گاهی، هر از چند گاهی، هر از گاهی، گاهگاهی
🔻موقت = گذرا، گذران، زودگذر، چند گاهه، ناپایا
🔻موقتا = گذران، گذرا، کوتاه‌زمان
🔻موقتی = گذرا، گذران، زودگذر، چند گاهه، ناپایا
🔻وقت آزاد = وخت آزاد
🔻وقت استراحت = وخت آسودن، زمان غُنایش/غُنودَن
🔻وقت اضافه/اضافی = وخت افزوده
🔻وقت بخیر = وخت به نیکی، وخت خوش
🔻وقت به وقت = وخت به وخت، گاه به گاه، هر از گاه
🔻وقت تلف‌کردن = وخت هرز دادن، وخت‌کشتن، زمان‌کُشی
🔻وقت خوش = وخت خوش
🔻وقت‌دادن = وخت‌دادن، زمان‌دادن
🔻وقت سحر = وخت پگاه، شَبگیر
🔻وقت‌شناس = وخت‌شناس، گاه‌شناس، زمان‌شناس
🔻وقت‌شناسی = وخت‌شناسی، گاه‌شناسی، زمان‌شناسی
🔻وقت قبلی = وخت پیشین
🔻وقت‌کُشی = وخت‌کُشی، زمان‌کُشی
🔻وقت‌گذرانی = وخت‌گذرانی، زمان‌کُشی
🔻وقت‌گیر = وخت‌گیر، زمان‌بَر
🔻وقت محدود = وخت مَرزین، زمان اندک
🔻وقت ملاقات = وخت دیدار، زمان هم‌دیداری
🔻وقت مناسب = وخت پسندیده، زمان دَرخور
🔻وقت‌نشناس = وخت‌نشناس، زمان‌ناشناس
🔻وقت بی وقت = وخت بی وخت، گاه و بیگاه، گاه به گاه، پیوسته، همیشه، پیاپی
🔻وقتی = وختی، وختی که، هنگامی، هنگامی که، زمانی، زمانی که
🔻وقتی که = وختی که، هنگامی که، زمانی که
🔻هر وقت = هر وخت، هرگاه، هر زمان، هر هنگام
🔻همان وقت = همان وخت، همان زمان، همان هنگام، همان گاه
🔻همه وقت = همه وخت، همیشه
🔻هیچ وقت = هیچ وخت، هیچ گاه، هرگز

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#وقت #وقتی #اوقات #موقت #موقتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
«نِگر تا نگردد
به گِرد تو آز
که آز آورد
خشم و بیم و نیاز
🌸🌺🌸
همه
بردباری کن و
راستی
جدا کن ز دل
کَژّی و کاستی
☘️🌼☘️
بپرهیز
تا بد نگردَدت
نام
که بدنام
گیتی نبیند به کام
🍁🍂🍁
ز راه خرد
ایچ گونه متاب
پشیمانی آرد
دلت را شتاب
🌷☘️🌷
درنگ آورد
راستی‌ها پدید
ز راه خرد
سر نباید کشید»
#فردوسی
🍃🌹🍃
امید که هفته‌ای
بی‌خشم و بیم و نیاز
پیشِ‌رو باشد

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
💫

باران مرا خیس می‌کند
توفان می‌ترساند
و پاییز افسرده می‌سازد
تو اما...
چیزی از من باقی نمی‌گذاری!

#مژگان_عباسـلو
@AdabSar
💫

این منم تنها و حیران، نیمه‌شب
کرده‌ام همرازِ خود مهتاب را

گویم امشب بینم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بینم خواب را...

#فریدون_مشیری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
↪️↩️⤵️⤴️
@AdabSar

من آن شک و تردیدی را می‌ستایم که به من امکان می‌دهد تا در جواب او بگویم:

بسیار خوب؛ حالا آزمایش می‌کنیم!

اما من دیگر نمی‌خواهم سخنی درباره‌ی چیزی بشنوم که اجازه‌ی تجربه و آزمون نمی‌دهد!

#نیچه
#حکمت_شادان

📖🖋
برگردان به #پارسی_پاک
#ادبسار
📖🖋

من آن دو دلی را می‌ستایم که به من شایندگی می‌دهد تا در پاسخ او بگویم:

بسیار خوب؛ اکنون آزمایش می‌کنیم!

ولی من دیگر نمی‌خواهم سخنی درباره‌ی چیزی بشنوم که پروانه‌ی آزمون و آروین نمی‌دهد!

@AdabSar
➡️⬆️⬇️⬅️