ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

و خواست با تو بماند، سفر اجازه نداد
قضا کنار می‌آمـد، قدر اجــازه نداد

پرنده خواست اجاره‌نشين شود تا شوق
عيال‌وار بماند، ســــــفر اجازه نداد

به قله‌ی تو دوگز راه داشت کوه‌نورد
رسيد بهمن، از آن بيشتر اجازه نداد

تو ماه بودی و او حوض شب‌نشين حياط
دلش تپيد، وضوی سحر اجازه نداد

و خواست‌‌ دوست ‌بدارد ‌تو را به ‌شکل ‌گلی
نيازهای حقير بشــــــر اجازه نداد!

#لیلا_شیخـی
@AdabSar
💫

لب‌بسته و پرسوخته از کوی تو رفتم

رفتم به‌خدا، گر هوسم بود بَسَم بود!

#فریدون_مشیری
@AdabSar
💫

من زنده و کس بر آستانت گذرد؟
یا مرغ به گِرد سَر کویت بپرد؟

خارِ گورم شکسته در چشم کسی
کو از پسِ مرگِ من به رویت نگرد

#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«فرشید»
نام پسرانه‌ی "فرشید"، نامی مِهادین(اصیل)، ریشه‌دار و کهن است.

🐎🐎 "فرشید" در زبان اوستایی "فرشهَم‌وَرِتَ" یا "فَرشاموَرِت"، آمیخته از
فَرش+هَم+وَرِتَ بود.
فَرشَ: پیشتاز، نو
هَم: همراه با، با
وَرِتَ: گردونه، ارابه
و آرِش(معنی) کهن این نام گردونه‌سوار، ارابه‌ران و پیش‌رونده با گردونه بود.
این نام در پارسی میانه به "فَرشاوَرت" و در پارسی دَری به "فرشیدوَرد"، "فرشیدوَر"، "فرشیدوَرت"، "فرشوَرت" و هتا(حتا) "فرشاورد" دگردیس(تبدیل) شد.

☀️☀️ همچنین گفته می‌شود "فرشید" آمیخته از فر(خَورِنَ)+شید(خَشیئتَ) به ماناک(معنی) شکوهمند، روشنایی و شکوه خورشید است. هرچند که این برداشت نیز درست به دید می‌رسد، ولی پیروان دیدگاه نخست این برداشت را ساده‌انگارانه می‌دانند که در آن به دگرگونی‌های واژه نگریسته نشده است.

📚📚 "فرشید" در شاهنامه‌ی فردوسی نام سه‌تن بود و به گونه‌ی "فرشیدورد" آمده است.

۱← نام پسر گشتاسب، پادشاه کیانی و برادر اسفندیار؛ "فرشیدورد" چندی فرمانروای خراسان بود:
چو بستور گردنکش پاکتن
چو "فرشیدورد" آن یل لیغزن

۲← نام دلاور تورانی و برادران پیران ویسه:
به نزدیک لهاک و فرشیدورد
سراسر سخن‌ها همه یاد کرد

۳← نام پیرمردی تهی‌دست و بی‌باک در زمان بهرام گور بود و هنگامی که بهرام‌گور به خانه‌ی ویران او رفت، از تنگدستی خود ناله‌ها کرد و به بهرام‌گور آب هم نداد:
چه نامی بدو گفت "فرشیدورد"
نه بوم و نه پوشش، نه خواب و نه خورد!
#شاهنامه #فردوسی

🔍🔎 در زبان کردی "فرشید" را فه+ر+شید به چمار(معنی) کهن و ریشه‌دار دانسته‌اند.

گفتنی است نام دخترانه‌ی "فرشیده" از پایه نادرست است. زیرا "ه" مادینگی(مونث) تازی به نام پارسی نمی‌چسبد.

🇮🇷 شماری از نام‌های ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 آفشید، ماهشید، آراشید، هورشید، مهشید، مهرشید و...
👦🏻 فرشاد، فرهنگ، فرهود، فرنود، فرهمند، فرود و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#فرشید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻ضابط= سَرباک، پاسدار، نگهبان، نگاهدارنده، بایگان، فراهم‌آورنده، پاکار(=مباشر)، کاردار، فرماندار، مرد هشیار، مرد نیرومند، باژستان(گمرک)، شماررَس(=مُمَیِز)، افسر، دهدار، دهخدا
🔻ضابطه= دستور، شیوه، روال، آسال، فراریز(=حکمی کلی منطبق بر جزییات)، باژستانی
🔻ضابطین عدلیه = پاسگَران، کارگزاران دادگستری
🔻ضابط قضایی= پاسگر، کارگزار دادگستری
🔻انضباط= ادب، سامان‌گرفتن، سامان‌پذیری، به‌سامانی، آراستگی، بِنُوایی، سِرُوشِگی
🔻انضباطی= سِرُوشیک
🔻باانضباط= باادب، ساماندار، آراسته، به‌سامان
🔻بی‌انضباط= بی‌ادب، گستاخ، شلخته، ولنگار، نابسامان، ناخوددار
🔻منضبط= به‌سامان، ساماندار، سامانمند، سخت‌گیر

نمونه:
🔺ساخت‌وساز‌ها در کشور باید طبق ضابطه صورت بگیرد=
ساخت‌وساز‌ها در کشور باید برپایه‌ی دستور/آیین‌نامه انجام یابد

🔺با ایجاد قشونی باانضباط، به جنگ دشمن رفت=
با پدیدآوردن سپاهی به‌سامان و گوش به‌فرمان، به جنگ دشمن رفت

🔺از محصلین باانضباط مدرسه است=
از شاگردان آراسته‌ی دبستان/دبیرستان است
از دانش‌آموزان باادبِ آموزشگاه است


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ضابط #ضابطه #انضباظ #منضبط
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

من آن درسم که روز امتحانش را نمی‌دانی
همان آهنگ زیبا که زبانش را نمی‌دانی

مرا حل کرده‌ای، پاسخ بدست آورده‌ای، اما
از این ارقام طولانی، یکانش را نمی‌دانی

نمازی بود در شهری، میان راه دلبستن
وضو داری، ولی وقت اذانش را نمی‌دانی

مرا چون عید فطری دوست داری، مشکلت اینجاست
به این عیدی که دل بستی، زمانش را نمی‌دانی

محبت کافه‌ای شیک و تماشایی‌ست در تهران
که وصفش را شنیدی و نشانش را نمی‌دانی

به خاطر داشتی من را شبیه شعری از حافظ
که ترکیب درست واژگانش را نمی‌دانی!

#سعید_صاحب_علم
@AdabSar
💫

پروانه‌صفت ديده به او دوخته بودم

وقتی که خبردار شدم سوخته بودم!

#عاشق_اصفهانی
@AdabSar
💫

مارا همه‌شب نمی‌برد خواب
ای خفته‌ی روزگار دریاب

خار است به زیر پهلُوانم
بی روی تو خوابگاه سنجاب

#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼 @AdabSar 🕊

🕊🌼 «راز نرگس»
پیشکش به جان‌های آگاه
#هما_ارژنگی ۲۵ دی ۱۳۷۴

«ای در طلب گره‌گشایی مرده
در وصل بزاده، در جدایی مرده
ای بر لب بحر، تشنه در خواب شده
ای بر سر گنج وز گدایی مرده!»
#شمس_تبریزی
goo.gl/5gSgPr
ازبلندای آسمان بر خاک
نرم و آهسته برف می‌بارید
زیر تک‌بوته‌های برف‌آلود
مرغکی رام، دانه برمی‌چید

دیده‌ام بر نگاه باغ افتاد
باغ دل‌مرده‌ی زمستانی
شاخه‌های شکسته‌ی بی‌بار
کرده بر تن قبای ویرانی

نه نشانی ز جلوه‌ی نوروز
نه پرستوی آشیان‌سازی
نه پیامی به بال پروانه
نه سرودی، نه شور پروازی

پر گشودم در آسمان خیال
تا بجویم بهار آزادی
تا ببینم طلایه‌ی خورشید
در افق‌های روشن شادی

پر گشودم ولی هزار دریغ
خاک در چشم آرزو کردم
ساغری ناچشیده از شادی
زهر غم در خم گلو کردم

بر بسیط جهان بی‌بنیاد
فتنه و رنج و ناروا دیدم
پیکر سرد عشق را بی‌جان
زیر آوار کینه‌ها دیدم

در اتاقی به وسعت اندوه
کو دکی بی‌پناه می‌لرزید
قاصد مرگ از پس دیوار
با دهان گشوده می‌خندید

رفته بودم سراغ عشق اما
مرغ جانم ز کینه‌ها فرسود
زیر این گنبد بلند افلاک
ای دریغا؛ نشان مهر نبود

در گذرگاه این شب دیجور
حسرتم کشت و حیرتم افزود
آمدم خسته جان و درد آلود
زین سفر بغض خاطرم نگشود

ناگهان از درون گلدانی
گل نرگس به روی من خندید
عطر پاک شکوفه‌های امید
در فضای اتاق من پیچید

گل به من گفت ای زبان‌پرداز
تو ز پرواز جان چه می‌دانی؟
ره به مقصد کجا توانی برد
در پس این حجاب ظلمانی!

به تمنای جرعه‌ای تا چند
تشنه لب در سراب می‌گردی
آب در کوزه می‌زند فریاد
تو به دنبال آب می‌گردی؟

ای همایون پرنده‌ی آزاد
تا به کی در حصار خویشتنی؟
گوییا باورت نمی‌آید
که خود آیینه‌دار خویشتنی

اندکی در کنار من بنشین
مهر فرخنده را تماشا کن
در رخ پر فروغ من بنگر
خویشتن را دوباره پیدا کن

گرچه دور از بهار رنگینم
خنده‌ام رنگ زندگی دارد
روزنی بر بهشت دل‌خواهم
نفسم بوی عشق می‌آرد

نه تمنای بیش و کم در سر
نه به دل داغ حسرتی دارم
یار دل نازک و پریشانم
بهر تو حرف عبرتی دارم

عشق این لحظه‌ی گریزان‌ست
که به دریای نیستی جاری‌ست
زندگی جز سماع ذره و نور
جز تکاپوی پر گشودن نیست

از بلندای آسمان بر خاک
باز آهسته برف می‌بارید
باز بر دیدگان حیرانم
گل نرگس به ناز می‌خندید!

🌼 @AdabSar 🕊
👍1
🌼 @AdabSar 🕊

🕊🌼 جشنواره‌ی گل نرگس آیینی شاد است که از چند سال گذشته در شهرهای کهن بهبهان و کازرون برگزار می‌شود.
ماه‌های دی و بهمن، موسم برداشت نرگس است و استان پارس بزرگ‌ترین و زیباترین دشت‌های نرگس را دارد. بیشتر این دشت‌ها با کشت دیم گل می‌دهند و نرگس‌های روییده بویی مست‌کننده و ماندگار دارند.

🕊🌼 هر سال گروه‌های گردشگری، دوستداران آیین‌های ایرانی و کنشگران پاسداشت زیست‌بوم از این جشنواره بازدید می‌کنند. کوشش برای افزونی گردشگر، دیده شدن زیبایی‌های استان و نگهداشت زیبایی‌های زیستی و ارزشمند ایران از آرمان‌های برگزاری جشنواره‌ی گل نرگس است.

goo.gl/M4JVbN
🌼 @AdabSar 🕊
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

درود فراوان به پاس پشتکارتون در ادب سار
متن ادبی تبریک انتصاب معاون رو به پارسی میخواستم.
سپاس🙏

«هوالقادر»
همواره شایستگی و لیاقت در عرصه مدیریت از جایگاه رفیعی برخوردار بوده و شاخص تعیین کننده‌ای در واگذاری مسئولیت‌هاست.

جناب آقای....
باسلام و تحیّت
ویژگی‌های برجسته شخصیتی و اجرایی حضرتعالی سبب گردید تا این مسئولیت مهم بر دوش و دست-های توانایتان دوام و قوام گیرد. رجاء واثق دارد با عنایت به سوابق و خدمات ارزنده آن مقام عالی در سالیان متمادی خدمت در عرصه آبادانی استان و بطور خاص و مشهود ، مدیریت توانمند و اثربخش جنابعالی در بحران‌های اخیر استان شاهد توسعه و گسترش فعالیت‌های حوزه عمران و سازندگی در دیار عزیزمان باشیم. این بالندگی را به شما تبریک عرض می‌نمایم و مزید توفیقات روزافزون‌تان را از پروردگار یکتای بی‌همتا مسئلت دارم.

🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


به نام مهرآفرین

شایستگی و برازندگی در پهنه‌ی راهبری، همواره از جایگاه والایی برخوردار بوده و نمودارِ کارسازی در واگذاری سرپرستی است.

👈کیا ... ارجمند/سَروَر... وَرجاوَند
با درود
ویژگی‌های برجسته‌ی رفتاری و کارکردی شما، زمینه‌ساز شد تا این کار بزرگ بر دوش و دست‌های توانمند شما استوار گردد.
امید بسیار داریم، با آگاهی از پیشینه و کارهای ارزنده‌ی آن بزرگوار در سالیان بسیارِ یاری‌رسانی و کوشایی در زمینه‌ی آبادانی استان، و به‌ویژه راهبری توانمند و کارساز شما در پیشامدهای چندی پیشِ استان، بیننده‌ی پیشرفت و پویایی در گستره‌ی آبادانی و سازندگی دیار دلبندمان باشیم.
این بالندگی را به شما شادباش می‌گوییم و افزونی بهروزی‌های روزافزونتان را از پروردگار یکتای بی‌همتا خواهانیم.

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تبریک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

ﺭﻭﺯﯼ ﺁﻳﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻫﻴﭻ ﺗﻤﻨﺎ ﻧﮑﻨﺪ
ﺩﻳﺪهﺍﻡ ﻏﻨﭽﻪ ﺑﻪ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﮐﺴﯽ ﻭﺍ ﻧﮑﻨﺪ

وین سبک‌جوش گران‌مایه که خون نام وی است
ره به آوند تهی‌مانده‌ی رگ‌ها نکند

ﻳﺎﺩ ﺁﻏﻮﺵ ﮐﺴﯽ ﺳﻴﻨﻪ‌ی ﺁﺭﺍﻡ ﻣﺮﺍ
ﻣﻮﺝ‌ﺧﻴﺰ ﻫﻮﺱ ﺍﻳﻦ ﺩﻝ ﺷﻴﺪﺍ ﻧﮑﻨﺪ

ﺩﻳﺪه ﺁﻥﮔﻮﻧﻪ ﻓﺮﻭﺑﺴﺘﻪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ
ﺻﺪ(سد) ﭼﻤﻦ ﻻﻟﻪ ﺩﻣﺪ، ﻧﻴﻢ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻧﮑﻨﺪ

ﻟﻴﮏ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﻪ ﺳﺮﻣﺴﺖ ﻣِﯽِ ﺯﻧﺪگی‌اﻢ
ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻧﻴﺎﺳﺎﻳﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺍ ﻧﮑﻨﺪ

ﺍﺯ ﻟﮕﺪﮐﻮب ﻫﻮﺱ، ﭘﻴﮑﺮ ﺗﻘﻮﺍ ﻧﺮﻫﺪ
ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﺩﻝ ﺳﻮﺩﺍﺯﺩه ﺭﺳﻮﺍ ﻧﮑﻨﺪ

#سیمین_بهبهانی
@AdabSar
💫
من
اناری را
می‌کنم دانه
به دل می‌گویم 
خوب بود این مردم
دانه‌های دلشان پیدا بود!

#سهراب_سپهری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

آنجا ببر مرا که شرابم نمی‌برد
نزدیک صبحدم شد و خوابم نمی‌برد

نقش نگار بر در و دیوار خانه هست
در اشکِ چشم غرقم و آبم نمی‌برد!

#طاهـر_لطفعلی_زاده
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
نه نام از دین، نه از دانش نشان بود
که بنگاه تمدن بود ایران؛

هنوزش ناظران ذوق و صنعت
نظر بر منظرند از بی‌نظیران!

#شهریار #ایران
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی
«چیدا»

«"چیدا" čédá از نام‌های پسرانه‌ی بلوچی است. چودا čūdá، جودا jūdá، jódá ، چوتا čūtá چیدگ čédag هم می‌گویندش.»
(بنگرید به فرهنگ نام‌های بلوچی، عبدالعزیز دولتی‌بخشان)

واژه‌نامه‌های سیدگنج و بلوچی لبزبلد(جان‌محمد دشتی)، «چیدگ» را به چم «گزیده، برگزیده، ویژه و نشان» شناسانده‌اند.
فرهنگ نام‌های بلوچی، «چوتا» را به «اندیش‌مند» چمانده‌اند(معنی کرده‌اند) و «جودا» را به «کسی که خیلی مرد است.» برگردانده‌اند، شاید به این رایَن(دلیل) که در بلوچی «جود jód» به چمِ «مردِ خانه» است.‌

«چیدا» در زبان لری برابر است با چودا به چمِ «مانند مادر» یا «مادرانه». (واژه‌نامه‌ی آزاد). آن را «مهربان همچون مادر» نیز دانسته‌اند. "دا" در لری به چم مادر است. شاید بتوان گفت نوزادی که مانستگی‌اش به مادر بیش‌تر است، به این نامش خوانند.
میان مردمان هند «جودا» jūdá نامی‌ست پرآوازه و دخترانه.


🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی هم‌آوا:
👧🏻 چامه، چکامه، چیستا، چمان، چمانه، چکاوک، چشمه و...
👦🏻 چابک، چلیپا، چینود، چهرآذر، چهربرزین و...

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

فرستنده: #بلال_ریگی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#چیدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
📌پالایش زبان پارسی


🔻غرق شدن= تَکابیدن، تکابِش، فروشدن در آب
🔻غریق (غرق‌شده) = تکابیده، فروشده در آب
🔻نجات‌غریق = تکابیده‌بان، تکابیده‌یار، تکاب‌یار

پی‌نوشت:
هرچند واژه‌ی "نجات غریق" خود نادرست است و درست آن "منجی غریق" است.

نمونه:
بیشتر کسانی که غرق می‌شوند آن‌هایی هستند که شنا بلدند اما از خطر دوری نمی‌کنند.
بیشتر کسانی که می‌تکابند آن‌هایی استند که شنا می‌دانند پَن از سیج نمی‌پرهیزند.

پس از نجات دادن غریق باید به سرعت عملیات احیای قلبی ریوی را انجام داد.
پس از رهاندن تکابیده باید بی‌درنگ دل و شُش‌اش را به کار انداخت.

نجات غریق به فردی اطلاق می‌شود که چیره به فن شناست و برای حفظ و نگهبانی از جان شناگران آموزش‌های تخصصی را دیده است.
تکاب‌یار خوب شنا می‌داند و کارشناس‌ِ آموخته‌ی پاسداری از جان شناگران است.

پی‌نوشت ادبسار:
پَن = ولی(بنگرید به t.me/AdabSar/5591)
سیج = خطر(بنگرید به t.me/AdabSar/4775)


فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#غرق #غریق #نجات_غریق
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

منتظر هست کسی توی غزل بعد از این
که صدایت بزند "قند و عسل" بعد از این

تو "بخارای" منی، شهد و شرَر لب‌هایت
نام زیبای تو هم "تاج‌محل" بعد از این

از همان روز که چشمان تو آغوشم شد
می‌نویسم همه‌جا "بوس و بغل" بعد از این

من کافرشده از چشم خودم افتادم
و بخوانید مرا "لات و هُبل" بعد از این

منِ جادوشده‌ی چشم تو، هیهات از عشق!
من جادوشده از روز ازل! بعد از این

می‌سپارم دل خود را که به یغما ببرد
می‌گذارم ببرد حداقل بعد از این

پس از آن بود که دستان تو را گم کردم
پس از آنی که مرا دست اجل! بعد از این

منتظر هست کسی توی غزل بعد از این
که صدایت بزند "قند و عسل"بعد از این

#امیر_نقدی_لنگـرود
@AdabSar