💫
خوردی خوردم، تو خون من، من دم تو
بُردی بُردم، تو جان من، من غم تو
دانم که نخواهی و نخواهم هرگز
ای جان و جهان، تو کام من، من کم تو!
#رضی_الدین_نیشابوری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
خوردی خوردم، تو خون من، من دم تو
بُردی بُردم، تو جان من، من غم تو
دانم که نخواهی و نخواهم هرگز
ای جان و جهان، تو کام من، من کم تو!
#رضی_الدین_نیشابوری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🏖🏝 @AdabSar
🏖 آشنایی با جشنهای ایرانی
🏝 جشن "نوروز رودها"
🏖🏝 جشن "نوروز رودها"، جشن لایروبی و پاکسازی رودخانهها، کاریزها و چشمهها در ایران باستان بود.
هنگامی که برفها آب شده و رودها روان میشدند، ایرانیان به بهانهی روانشدن دوبارهی آبها به کنار رودخانهها میرفتند و با جشنی شاد رودها را پاکسازی و آنها را برای فرارسیدن بهار آماده میکردند و پس از پایان این کار به دستافشانی و پایکوبی میپرداختند. در این جشن، پس از لایروبی، در رودها و پیرامون آن گل، گلبرگ، گلاب و خوشبویه(عطر) میریختند و با این کار از رودها برای روانشدن دوبارهشان سپاسداری میکردند. شاید این کار نمادی از آرزوی داشتن سالی پرباران و داشتن آب گوارا بود.
🏖🏝 جشن "نوروز رودها" در فروردینروز از اسپندماه، برابر با نوزدهم اسپند در ایران باستان برگزار میشد. این جشن همچون بسیاری دیگر از جشنهای ایرانی، نمایانگر مهر نیاگان ما به زمین و زیستبوم بود.
🏖🏝 دربارهی پیدایش این جشن گفته شده که در افسانههای ایرانی، هوشنگ پیشدادی، نخستین شهرساز، با ساختن شهرها، مردمان بسیاری را یکجانشین کرد. زندگی یکجانشینی وابستگی بسیاری با کشاورزی داشت. آب نیز پیشنیاز کشاورزی بوده و است. ازاینرو، مردم در نوزدهم اسپندماه جشن "نوروز رودها" را برگزار میکردند و با لایروبی رودها و بهسازی راه جویها و چشمهها، برای کشاورزی آماده میشدند و با آیینی نمادین از پروردگار، آب فراوان و گوارا و فرآوردهی کشاورزی پربار میخواستند.
🏖🏝 نگاه نویسندگان کهن ایرانی درباره جشن "نوروز رودها":
ابوریحان بیرونی: «روز ۱۹ سپندارمذ را به نام "انهار و میاه جاری" جشن میگرفتند و آن هنگامی بود که آب در رودخانهها جاری میشد و گلها شکوفه میکردند و فضا عطرافشان میشد. در این روز مردم به دشت و صحرا و جاهایی که جویهای روان و چشمهسارها بوده، میرفتند و طیّ مراسم و تشریفاتی گلاب و عطر در آب میریختند.»
مکمونی: «نوزدهم این روز را فروردین خوانند و این روز را نوروز خوانند و انهار و میاه جاری سازند و ماءورد و طیبها در آن ریزند.» با نگاه به اینکه اسپندارمذ، واپسین ماهی است که مکمونی پیش از این بریده دربارهاش سخن گفته است، میبایست فردید(منظور) او نوزدهم اسپندماه باشد.
گردیزی: «و اندرین روز، جایها را آب زنند که این روز نام فرشتهای است که بر آب موکل است.»
🏖🏝 تا چنددهه پیش از این، جشن "بیلگردانی" در نیمهوَر یا نیموَر یکی از روستاهای پیرامون شهرستان محلات برگزار میشد که جشن پایان لایروبی و آمادهسازی زمینهای کشاورزی بود و با آیینهای شاد و نمایشی همراه بود. این آیین در روزی میان آغاز نوروز تا سیزدهبدر برگزار میشد. شیوههای دیگری از جشنهای بجا مانده از "نوروز رودها" در برخی شهرها و روستاهای استان کرمانشاه برگزار میشود.
🏖🏝 فرتور(عکس) پیوست را ببینیم و بسنجیم که کدام یک بهتر است! بیاییم در نوروز پیش رو، کاری کنیم که نه تنها برای ما، که برای زمین و زیباییهای آن هم نوروز باشد.
goo.gl/0VQrUD
✍🏻 گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
_________________
📚📚 برگرفته از:
۱- آثار الباقیه و التفهیم #ابوریحان_بیرونی
۲- پنج جشن اسپندماه، یادگارانی از ایران باستان #محمدتقی_یونسی_رستمی
۳- فرهنگنامه ایران #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
_________________
#اسپندگان #جشن_نوروز_رودها #نوروز_رودها #فرهنگ_ایران
🏖🏝 @AdabSar
🏖 آشنایی با جشنهای ایرانی
🏝 جشن "نوروز رودها"
🏖🏝 جشن "نوروز رودها"، جشن لایروبی و پاکسازی رودخانهها، کاریزها و چشمهها در ایران باستان بود.
هنگامی که برفها آب شده و رودها روان میشدند، ایرانیان به بهانهی روانشدن دوبارهی آبها به کنار رودخانهها میرفتند و با جشنی شاد رودها را پاکسازی و آنها را برای فرارسیدن بهار آماده میکردند و پس از پایان این کار به دستافشانی و پایکوبی میپرداختند. در این جشن، پس از لایروبی، در رودها و پیرامون آن گل، گلبرگ، گلاب و خوشبویه(عطر) میریختند و با این کار از رودها برای روانشدن دوبارهشان سپاسداری میکردند. شاید این کار نمادی از آرزوی داشتن سالی پرباران و داشتن آب گوارا بود.
🏖🏝 جشن "نوروز رودها" در فروردینروز از اسپندماه، برابر با نوزدهم اسپند در ایران باستان برگزار میشد. این جشن همچون بسیاری دیگر از جشنهای ایرانی، نمایانگر مهر نیاگان ما به زمین و زیستبوم بود.
🏖🏝 دربارهی پیدایش این جشن گفته شده که در افسانههای ایرانی، هوشنگ پیشدادی، نخستین شهرساز، با ساختن شهرها، مردمان بسیاری را یکجانشین کرد. زندگی یکجانشینی وابستگی بسیاری با کشاورزی داشت. آب نیز پیشنیاز کشاورزی بوده و است. ازاینرو، مردم در نوزدهم اسپندماه جشن "نوروز رودها" را برگزار میکردند و با لایروبی رودها و بهسازی راه جویها و چشمهها، برای کشاورزی آماده میشدند و با آیینی نمادین از پروردگار، آب فراوان و گوارا و فرآوردهی کشاورزی پربار میخواستند.
🏖🏝 نگاه نویسندگان کهن ایرانی درباره جشن "نوروز رودها":
ابوریحان بیرونی: «روز ۱۹ سپندارمذ را به نام "انهار و میاه جاری" جشن میگرفتند و آن هنگامی بود که آب در رودخانهها جاری میشد و گلها شکوفه میکردند و فضا عطرافشان میشد. در این روز مردم به دشت و صحرا و جاهایی که جویهای روان و چشمهسارها بوده، میرفتند و طیّ مراسم و تشریفاتی گلاب و عطر در آب میریختند.»
مکمونی: «نوزدهم این روز را فروردین خوانند و این روز را نوروز خوانند و انهار و میاه جاری سازند و ماءورد و طیبها در آن ریزند.» با نگاه به اینکه اسپندارمذ، واپسین ماهی است که مکمونی پیش از این بریده دربارهاش سخن گفته است، میبایست فردید(منظور) او نوزدهم اسپندماه باشد.
گردیزی: «و اندرین روز، جایها را آب زنند که این روز نام فرشتهای است که بر آب موکل است.»
🏖🏝 تا چنددهه پیش از این، جشن "بیلگردانی" در نیمهوَر یا نیموَر یکی از روستاهای پیرامون شهرستان محلات برگزار میشد که جشن پایان لایروبی و آمادهسازی زمینهای کشاورزی بود و با آیینهای شاد و نمایشی همراه بود. این آیین در روزی میان آغاز نوروز تا سیزدهبدر برگزار میشد. شیوههای دیگری از جشنهای بجا مانده از "نوروز رودها" در برخی شهرها و روستاهای استان کرمانشاه برگزار میشود.
🏖🏝 فرتور(عکس) پیوست را ببینیم و بسنجیم که کدام یک بهتر است! بیاییم در نوروز پیش رو، کاری کنیم که نه تنها برای ما، که برای زمین و زیباییهای آن هم نوروز باشد.
goo.gl/0VQrUD
✍🏻 گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
_________________
📚📚 برگرفته از:
۱- آثار الباقیه و التفهیم #ابوریحان_بیرونی
۲- پنج جشن اسپندماه، یادگارانی از ایران باستان #محمدتقی_یونسی_رستمی
۳- فرهنگنامه ایران #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
_________________
#اسپندگان #جشن_نوروز_رودها #نوروز_رودها #فرهنگ_ایران
🏖🏝 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻معلول(علیل) = توانیاب، توانخواه، کمتوان، ناتوان، زمینگیر، رنجور، بیمار، ازکارافتاده
🔻معلول ذهنی = پِژمان
🔻معلولیت = توانیابی، توانخواهی، کمتوانی، ناتوانی، زمینگیری، رنجوری، بیماری، ازکارافتادگی
🔻معلولین/معلولان = توانیابان، توانخواهان، کمتوانان، بیماران، ازکارافتادگان
✍نمونه:
🔺۳ دسامبر، روز جهانی معلولین را گرامی میداریم =
۳ دسامبر، روز جهانی توانخواهان را گرامی میداریم
🔺بیش از پانصدمیلیوننفر در جهان بهنوعی با معلولیت مواجه هستند =
بیش از پانسدوَسانتَن در جهان بهگونهای با کمتوانی/ناتوانی روبرو اَستند
🔺از معروفترین معلولان دنیا میتوان به «استفان هاوکینگ» اشاره کرد =
از نامدارترین توانیابان جهان میتوان «استفان هاوکینگ» را نُماشت/نُمارید
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#معلول #معلولین #معلولان #معلولیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻معلول(علیل) = توانیاب، توانخواه، کمتوان، ناتوان، زمینگیر، رنجور، بیمار، ازکارافتاده
🔻معلول ذهنی = پِژمان
🔻معلولیت = توانیابی، توانخواهی، کمتوانی، ناتوانی، زمینگیری، رنجوری، بیماری، ازکارافتادگی
🔻معلولین/معلولان = توانیابان، توانخواهان، کمتوانان، بیماران، ازکارافتادگان
✍نمونه:
🔺۳ دسامبر، روز جهانی معلولین را گرامی میداریم =
۳ دسامبر، روز جهانی توانخواهان را گرامی میداریم
🔺بیش از پانصدمیلیوننفر در جهان بهنوعی با معلولیت مواجه هستند =
بیش از پانسدوَسانتَن در جهان بهگونهای با کمتوانی/ناتوانی روبرو اَستند
🔺از معروفترین معلولان دنیا میتوان به «استفان هاوکینگ» اشاره کرد =
از نامدارترین توانیابان جهان میتوان «استفان هاوکینگ» را نُماشت/نُمارید
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#معلول #معلولین #معلولان #معلولیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
ز بس که گوش جهانی پر از فغان من است
به شهر بر سر هر کوی داستان من است
ز بیدلی، اگرم جان رود عجب نبود
چو دل نمیدهدم آنکه دلسِتان من است
دعای عمر کنندم، ولی قبول مباد
مرا چو زنده نمیخواهد آنکه جان من است
ز زخم چابک هجران دمی رسم به عدم
اگر نه پنجهی امید در عنان من است
چو شمع سوختم، ار نام گفتمش همه شب
مرا زبانهی آتش همین زبان من است
میان جان و تنم دوری افتد و ترسم
ز دوریای که میان تو و میان من است
تو در میان من از جان خسته تنگ میا
که یکدوروز در این خانه میهمان من است
مبین گدایی من بر درت که در همت
توانگرم که غمت گنج شایگان من است
درون من همهشب چون چراغ میسوزد
مگر فتیلهی آن مغز استخوان من است
تو زان من نشوی، گر چه بخت آنم نیست
همین بس است که گویی، که خسرو آنِ من است
#امیرخسرو_دهلوی
@AdabSar
ز بس که گوش جهانی پر از فغان من است
به شهر بر سر هر کوی داستان من است
ز بیدلی، اگرم جان رود عجب نبود
چو دل نمیدهدم آنکه دلسِتان من است
دعای عمر کنندم، ولی قبول مباد
مرا چو زنده نمیخواهد آنکه جان من است
ز زخم چابک هجران دمی رسم به عدم
اگر نه پنجهی امید در عنان من است
چو شمع سوختم، ار نام گفتمش همه شب
مرا زبانهی آتش همین زبان من است
میان جان و تنم دوری افتد و ترسم
ز دوریای که میان تو و میان من است
تو در میان من از جان خسته تنگ میا
که یکدوروز در این خانه میهمان من است
مبین گدایی من بر درت که در همت
توانگرم که غمت گنج شایگان من است
درون من همهشب چون چراغ میسوزد
مگر فتیلهی آن مغز استخوان من است
تو زان من نشوی، گر چه بخت آنم نیست
همین بس است که گویی، که خسرو آنِ من است
#امیرخسرو_دهلوی
@AdabSar
🌷🌱 @AdabSar
🌱🌺 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌱🌻 جشن گلدان
🌱🌸 امروز دانهای کاشته میشود
و فردا غنچهای سر باز میکند
و آیندهی سرزمین من سبز خواهد شد
زمین چشم بهراه گلدانهای کوچک ماست...
🌿🌹 از گذشتههای دور در ایران جشن گلکاری و درختکاری برگزار میشد.
"جشن گلدان" یا "جشن اینجه"، جشن آمادهسازی و کاشت نهال، گل و گیاه در ایران باستان و جشنی برای پیشواز نوروز بود. اینجه در بهرام/وهرام روز از اسپندماه برابر با بیستم اسپند برگزار میشد.
🌿🌷 این جشن نیز همچون دیگر جشنهای ایرانی، آیینی برای مهر، آشتی و دوستی با زیستگاه و آرزوی سرسبزی و فراوانی به شمار میرفت. آرمان برگزاری اینجه، داشتن بهار و تابستانی پرگل و آیندهای سبز برای این سرزمین بود.
🌿🌻 ابوریحان بیرونی واژهی "اینجه" را "خانه های نزدیک به هم" چمیده(معنی کرده) است. ولی نمیدانیم پیوند واژهی اینجه با جشن گلدان چیست. از آیینهای این روز آگاهی بسیار اندکی برای ما مانده است.
#فرهنگ_ایران #اسپندگان #اینجه #جشن_گلدان
🌿🌸 @AdabSar
🌱🌺 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌱🌻 جشن گلدان
🌱🌸 امروز دانهای کاشته میشود
و فردا غنچهای سر باز میکند
و آیندهی سرزمین من سبز خواهد شد
زمین چشم بهراه گلدانهای کوچک ماست...
🌿🌹 از گذشتههای دور در ایران جشن گلکاری و درختکاری برگزار میشد.
"جشن گلدان" یا "جشن اینجه"، جشن آمادهسازی و کاشت نهال، گل و گیاه در ایران باستان و جشنی برای پیشواز نوروز بود. اینجه در بهرام/وهرام روز از اسپندماه برابر با بیستم اسپند برگزار میشد.
🌿🌷 این جشن نیز همچون دیگر جشنهای ایرانی، آیینی برای مهر، آشتی و دوستی با زیستگاه و آرزوی سرسبزی و فراوانی به شمار میرفت. آرمان برگزاری اینجه، داشتن بهار و تابستانی پرگل و آیندهای سبز برای این سرزمین بود.
🌿🌻 ابوریحان بیرونی واژهی "اینجه" را "خانه های نزدیک به هم" چمیده(معنی کرده) است. ولی نمیدانیم پیوند واژهی اینجه با جشن گلدان چیست. از آیینهای این روز آگاهی بسیار اندکی برای ما مانده است.
#فرهنگ_ایران #اسپندگان #اینجه #جشن_گلدان
🌿🌸 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
در زبان پارسی واژههای «نَسک»، «ماتیکان» و «نبیگ»، بهچمار «کتاب» بکار میرود.
ولی اگر بخواهیم دستهبندی رُشمَندتری(دقیقتری) داشته باشیم، میباید «نَسک» را بهجای «کتاب مذهبی» بهکار ببریم، مانند نسک اوستا، نسک قرآن و...
در اوستا هر جا که واژهی «نَسک» آمده، از آن اوستا و یا بخشهای اوستا برداشت شده است.
چه مایه زاهد و پرهیزگار صومعهگی
که نسکخوان شد بر عشقش و ایاردهگوی #خسروانی
«ماتیکان» با ماتَک(ماده) همریشه است و به چمار «فرمان و رای» است.
«ماتیکان» را میتوان برای نبیگهای آموزشی(کتابهای درسی) و نبیگهایی که در آن به پرسشهایی پاسخ داده شده و یا پرسمانهایی(مسائلی) در آنها چارهجویی(حل) شده است بهکار برد. مانند «ماتیکان مینوی خرد» که پاسخهای مینوی خرد به کَسی به نام «دانا» است. یا «ماتیکان هزار دادِستان» که به مانَک(معنی) هزار ماتَکِ(مادهی) دادیک(قانونی/قضایی) است.
«نبیک، نپیگ، نیپیک، نیپیگ» نیز همگی برگرفته از «نبیگ» هستند که در زبان پارسی پهلوی، از ریشهی «نبشتن/نوشتن» و به چمار «کتاب» آورده شده است. همچنین در بافههای(متون) مانَوی که به زبان پارسیک(زبان پهلوی ساسانی) نوشته شده، «نبیگنبیشتن» همارزِ «کتابنوشتن» بکار برده شده است.
🔻کتاب= نبیگ، نَسک، ماتیکان
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#کتاب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
در زبان پارسی واژههای «نَسک»، «ماتیکان» و «نبیگ»، بهچمار «کتاب» بکار میرود.
ولی اگر بخواهیم دستهبندی رُشمَندتری(دقیقتری) داشته باشیم، میباید «نَسک» را بهجای «کتاب مذهبی» بهکار ببریم، مانند نسک اوستا، نسک قرآن و...
در اوستا هر جا که واژهی «نَسک» آمده، از آن اوستا و یا بخشهای اوستا برداشت شده است.
چه مایه زاهد و پرهیزگار صومعهگی
که نسکخوان شد بر عشقش و ایاردهگوی #خسروانی
«ماتیکان» با ماتَک(ماده) همریشه است و به چمار «فرمان و رای» است.
«ماتیکان» را میتوان برای نبیگهای آموزشی(کتابهای درسی) و نبیگهایی که در آن به پرسشهایی پاسخ داده شده و یا پرسمانهایی(مسائلی) در آنها چارهجویی(حل) شده است بهکار برد. مانند «ماتیکان مینوی خرد» که پاسخهای مینوی خرد به کَسی به نام «دانا» است. یا «ماتیکان هزار دادِستان» که به مانَک(معنی) هزار ماتَکِ(مادهی) دادیک(قانونی/قضایی) است.
«نبیک، نپیگ، نیپیک، نیپیگ» نیز همگی برگرفته از «نبیگ» هستند که در زبان پارسی پهلوی، از ریشهی «نبشتن/نوشتن» و به چمار «کتاب» آورده شده است. همچنین در بافههای(متون) مانَوی که به زبان پارسیک(زبان پهلوی ساسانی) نوشته شده، «نبیگنبیشتن» همارزِ «کتابنوشتن» بکار برده شده است.
🔻کتاب= نبیگ، نَسک، ماتیکان
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#کتاب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
goo.gl/ZQKzcM
هیزم چارشنبهسوریت، قلب سوزان من است
آب روی آتش دل، اشک چشمان من است
بر لبم جاری نباشد شعر تر بی عشق تو
باغ رویا، بی تو خشک از خواب باران من است
سرخی این شعله از تو، زردی غم سهم من
عشق، گرمابخش شبهای زمستان من است
سیب کال عاشقی با آنکه دندانم شکست
بین دستان تو -حوا- دشتِ رضوان من است
پنجره را باز کن، خورشید مهمانت شود
لحظهی دیدار تو، صبح بهاران من است
غنچهی لبخند بر لب، روزگارت پر بهار
دور بودنهای تو از درد، درمان من است
زندگی بی عشق یعنی باغ بی برگ و ثمر
عشق تو -هر چند دوری- باغ و بستان من است
#مهدی_زکی_زاده
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
goo.gl/ZQKzcM
هیزم چارشنبهسوریت، قلب سوزان من است
آب روی آتش دل، اشک چشمان من است
بر لبم جاری نباشد شعر تر بی عشق تو
باغ رویا، بی تو خشک از خواب باران من است
سرخی این شعله از تو، زردی غم سهم من
عشق، گرمابخش شبهای زمستان من است
سیب کال عاشقی با آنکه دندانم شکست
بین دستان تو -حوا- دشتِ رضوان من است
پنجره را باز کن، خورشید مهمانت شود
لحظهی دیدار تو، صبح بهاران من است
غنچهی لبخند بر لب، روزگارت پر بهار
دور بودنهای تو از درد، درمان من است
زندگی بی عشق یعنی باغ بی برگ و ثمر
عشق تو -هر چند دوری- باغ و بستان من است
#مهدی_زکی_زاده
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
goo.gl/3WAkVT
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar
چشمهایت...
چهارشنبه سوری آخر سالند
تمام "دوستت دارم" هایم
میان فشفشهها گم میشود
و تمام بوسههایم" دود...
چشمهایت آتشی
بهپا کرده است
تا واژه واژه برایت
خاکستر شوم...
#ناشناس
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar
چشمهایت...
چهارشنبه سوری آخر سالند
تمام "دوستت دارم" هایم
میان فشفشهها گم میشود
و تمام بوسههایم" دود...
چشمهایت آتشی
بهپا کرده است
تا واژه واژه برایت
خاکستر شوم...
#ناشناس
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
در آتش بسوزان غم و درد را
به آتش بکش این شب سرد را
بنوش و بخند و برقص و بکوب
شب بازی قرمز و زرد را
#گلین_شیرزاد
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
در آتش بسوزان غم و درد را
به آتش بکش این شب سرد را
بنوش و بخند و برقص و بکوب
شب بازی قرمز و زرد را
#گلین_شیرزاد
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
goo.gl/8kXgLz
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar
قرارمان باشد برای شب چهارشنبهی آخر سال...
من میایستم کنار آتش
و تو از دور نگاهم کن
من کنار شعلهها برای تو میمیرم
و تو قهر سنگینات را فراموش کن
قرارمان باشد برای شب چهارشنبهی آخر سال...
من چادر بر سر میکشم
و بر در خانهات میکوبم
تو خودت را به نشناختن بزن
و کمی نقل در پیالهام بریز
من فال گوش میایستم
و تو برای آشتی نیت کن...
#شیما_سبحانی
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar
قرارمان باشد برای شب چهارشنبهی آخر سال...
من میایستم کنار آتش
و تو از دور نگاهم کن
من کنار شعلهها برای تو میمیرم
و تو قهر سنگینات را فراموش کن
قرارمان باشد برای شب چهارشنبهی آخر سال...
من چادر بر سر میکشم
و بر در خانهات میکوبم
تو خودت را به نشناختن بزن
و کمی نقل در پیالهام بریز
من فال گوش میایستم
و تو برای آشتی نیت کن...
#شیما_سبحانی
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
Forwarded from ادبسار
goo.gl/nnC5tP
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar
پاس دارم آتش جاويد را
يادگار فطرت جمشيد را
چند روزى مانده بودش تا به عيد
آمد آتش در چنين روزى پديد
بهر او آتشگهى آراستند
از پليدى و سياهى كاستند
پس از آن هر روز در روزى چنين
جشن سورى بوده در ايران زمين
تا كه آتش را پرستارى كنيم
از اهورا طلب يارى كنيم
تا که پاک از رخ نماید رنگ زرد
تا بپاشد بر رخ ما سرخگرد...
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar
پاس دارم آتش جاويد را
يادگار فطرت جمشيد را
چند روزى مانده بودش تا به عيد
آمد آتش در چنين روزى پديد
بهر او آتشگهى آراستند
از پليدى و سياهى كاستند
پس از آن هر روز در روزى چنين
جشن سورى بوده در ايران زمين
تا كه آتش را پرستارى كنيم
از اهورا طلب يارى كنيم
تا که پاک از رخ نماید رنگ زرد
تا بپاشد بر رخ ما سرخگرد...
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
💫
از میان کبود آهن و دود
میفرستم به اهل عشق درود
و به هر کس که اهل آزادیست
اهل شور آفرینی و شادیست
#مجتبا_کاشانی
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
از میان کبود آهن و دود
میفرستم به اهل عشق درود
و به هر کس که اهل آزادیست
اهل شور آفرینی و شادیست
#مجتبا_کاشانی
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
شب سوری، جشن آتش و نور
سرخیاش از تو، زردیات از او
هر پلیدی ز آستانت دور
روزگارت پُر ز شادی و شور
#شاهین_سپنتا
#چهارشنبه_سوری
🔥💃🏻 @AdabSar
سرخیاش از تو، زردیات از او
هر پلیدی ز آستانت دور
روزگارت پُر ز شادی و شور
#شاهین_سپنتا
#چهارشنبه_سوری
🔥💃🏻 @AdabSar
🔥💃🏻 @AdabSar
#چهارشنبه_سوری
سراینده #هما_ارژنگی
هفدهم اسپند ۱۳۸۸
جشن آتش جشن شادی جشن نور
گاه آتشبازی و شام سرور
آتش زرتشت و نور ایزدی
پرتویی از بارگاه سرمدی
از اهورایی که شادی آفرید
در پناهش مهر و نیکی شد پدید
رمز آتش پاکی و روشنگری
سرخی و گرما و شادیپروری
یادگاری از کهنآیین ما
روزگارانِ خوش و شیرین ما
آری امشب جشن سور و آتش است
جشن رقص شعلههای سرکش است
هموطن ای یار همپیمان من
زنده کن این جشن و آیین کهن
خیز و از آتش تو سرخی وام گیر
کام دل از گردش ایام گیر
باید امشب از غم و زردی گذشت
همچو شاخی در بهاران سبز گشت
کمکَمَک چاووشی شاد بهار
دامنافشان میرسد از کوهسار
چشم تا بر هم زنی عید آمده
روز خوب جشن جمشید آمده
فروهرها میهمانت میشوند
همنشین مهربانت میشوند
ای درخت سرفراز آریا
ای به درد مام میهن آشنا
هر کجای این جهان داری سرا
گوش کن با جان و دل پند مرا
ما همه از یک تبار و ریشهایم
پیروان نیکی اندیشهایم
مهد ایران ریشه و ما شاخهسار
بهر ماندن ریشه باید استوار
ور نه در توفانسرای روزگار
شاخهساران را نمیماند قرار
لیک اگر روزی من و تو ما شویم
جنگلی سبز و گشن میپروریم
مهر میهن در سرشت و جان ما
تا ابد پاینده باد ایران ما
🔥💃🏻 goo.gl/q64Lcm
#چهارشنبه_سوری
سراینده #هما_ارژنگی
هفدهم اسپند ۱۳۸۸
جشن آتش جشن شادی جشن نور
گاه آتشبازی و شام سرور
آتش زرتشت و نور ایزدی
پرتویی از بارگاه سرمدی
از اهورایی که شادی آفرید
در پناهش مهر و نیکی شد پدید
رمز آتش پاکی و روشنگری
سرخی و گرما و شادیپروری
یادگاری از کهنآیین ما
روزگارانِ خوش و شیرین ما
آری امشب جشن سور و آتش است
جشن رقص شعلههای سرکش است
هموطن ای یار همپیمان من
زنده کن این جشن و آیین کهن
خیز و از آتش تو سرخی وام گیر
کام دل از گردش ایام گیر
باید امشب از غم و زردی گذشت
همچو شاخی در بهاران سبز گشت
کمکَمَک چاووشی شاد بهار
دامنافشان میرسد از کوهسار
چشم تا بر هم زنی عید آمده
روز خوب جشن جمشید آمده
فروهرها میهمانت میشوند
همنشین مهربانت میشوند
ای درخت سرفراز آریا
ای به درد مام میهن آشنا
هر کجای این جهان داری سرا
گوش کن با جان و دل پند مرا
ما همه از یک تبار و ریشهایم
پیروان نیکی اندیشهایم
مهد ایران ریشه و ما شاخهسار
بهر ماندن ریشه باید استوار
ور نه در توفانسرای روزگار
شاخهساران را نمیماند قرار
لیک اگر روزی من و تو ما شویم
جنگلی سبز و گشن میپروریم
مهر میهن در سرشت و جان ما
تا ابد پاینده باد ایران ما
🔥💃🏻 goo.gl/q64Lcm