Forwarded from ادبسار
🏖🏝 @AdabSar
🏖 آشنایی با جشنهای ایرانی
🏖 جشن وخشنکام
🛶🛶 "جشن وخشنکام" در آبانروز از اسپندماه، برابر با دهم اسپند در ستایش ”آمودریا”(رود جیهون) و بیشتر در سرزمینهای اَپاختَر خورآیی(شمال شرقی) ایران پهناور برگزار میشد.
⛵️⛵️ در کرانهی خورآیی(شرقی) خراسان بزرگ یا سرزمین آفتاب، دو رود بزرگ روان بود که گاه به نامهای ”سيهون” و ”جيهون” خوانده میشدند و سرزمینهای آن سوی آنها را "فرارود" یا "ورارود" (ماوراءالنهر) مینامیدند. نام کهن آنها ”آمودریا” و ”سيردريا” بود. ”آمودریا” در گذشته مرز ”ایران” و ”توران” بود. این رود نزد مردم و فرمانروایان ایران، ارزش و جایگاه ویژهای داشت چرا که ایرانیان باستان همواره ارجدان آب و زیستبوم بودند.
🏖🏖 "آمودريا" با نام «آب پنج/پنجآب»، از کوهستانهای "پامیر"(بلندیهای هُکَر در اوستا) سرچشمه میگیرد. این رود در گذشتههای دور به دریای "کاسپین" (دریای فراخکرت در اوستا) سرازیر میشد. ولی امروز به دریاچهی "آرال" میریزد.
🛶🛶 نام "وخشنکام" از رود "وخش" یا "سرخآب" که بزرگترین شاخهی آمودریاست، گرفته شده است.
”ابوریحان بیرونی”، "وخشنکام" را "فرشتهی جیهون" میدانست که در پیوند با "آناهیتا"، ایزدبانوی(الهه) آب یا شاید نمود دیگری از "آناهید"(آناهیتا) بود. از آیینهای این جشن هیچ گواهی برای ما نمانده است. گفته میشود "وخشنکام" جشن سبز شدن زمین بود.
⛵️⛵️ "آمودریا"، بزرگترين، پرآبترين، بلندترین و پهنترين رود همهی سرزمينهای ايران و آسیای میانه بود و در گذرگاه بیش از ۲۵۰۰ گز(متر)ی خود از رودها، دریاچهها، تالابها و آبشارهای بسياری برخوردار میشود.
رود "وخش" که از آسیای میانه و کشور تاجیکستان سرچشمه میگیرد، به آمودریا میریخت. امروز در تاجیکستان بر آن آببند زدهاند.
🏖🏖 آمو، آموی، آمویَه، آبِهی، آببِهی، بِهرود، وِهرود، وخشو، وخشاب، جیهون، مولیان و جوی مولیان نامهای دیگر آمودریا در گذر زمان بودهاند. در روزگار هخامنشیان به آن ”وخاب” میگفتند.
⚡️⚡️ افسانهی نبرد ایزد باران و دیو خشکسالی بر فراز دریای فراخکرت/فراخکرد را بخوانید:
t.me/AdabSar/6609
افسانهی آناهیتا/آناهید، ایزدبانوی آبها، بخوانید:
t.me/AdabSar/8874
t.me/AdabSar/4912
📜📜 سرودهای از #رودکی با جستار آمودریا:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیهون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی!
__________________________
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
#اسپندگان #وخشنکام #جشن_وخشنکام
🏖🏝 @AdabSar
🏖 آشنایی با جشنهای ایرانی
🏖 جشن وخشنکام
🛶🛶 "جشن وخشنکام" در آبانروز از اسپندماه، برابر با دهم اسپند در ستایش ”آمودریا”(رود جیهون) و بیشتر در سرزمینهای اَپاختَر خورآیی(شمال شرقی) ایران پهناور برگزار میشد.
⛵️⛵️ در کرانهی خورآیی(شرقی) خراسان بزرگ یا سرزمین آفتاب، دو رود بزرگ روان بود که گاه به نامهای ”سيهون” و ”جيهون” خوانده میشدند و سرزمینهای آن سوی آنها را "فرارود" یا "ورارود" (ماوراءالنهر) مینامیدند. نام کهن آنها ”آمودریا” و ”سيردريا” بود. ”آمودریا” در گذشته مرز ”ایران” و ”توران” بود. این رود نزد مردم و فرمانروایان ایران، ارزش و جایگاه ویژهای داشت چرا که ایرانیان باستان همواره ارجدان آب و زیستبوم بودند.
🏖🏖 "آمودريا" با نام «آب پنج/پنجآب»، از کوهستانهای "پامیر"(بلندیهای هُکَر در اوستا) سرچشمه میگیرد. این رود در گذشتههای دور به دریای "کاسپین" (دریای فراخکرت در اوستا) سرازیر میشد. ولی امروز به دریاچهی "آرال" میریزد.
🛶🛶 نام "وخشنکام" از رود "وخش" یا "سرخآب" که بزرگترین شاخهی آمودریاست، گرفته شده است.
”ابوریحان بیرونی”، "وخشنکام" را "فرشتهی جیهون" میدانست که در پیوند با "آناهیتا"، ایزدبانوی(الهه) آب یا شاید نمود دیگری از "آناهید"(آناهیتا) بود. از آیینهای این جشن هیچ گواهی برای ما نمانده است. گفته میشود "وخشنکام" جشن سبز شدن زمین بود.
⛵️⛵️ "آمودریا"، بزرگترين، پرآبترين، بلندترین و پهنترين رود همهی سرزمينهای ايران و آسیای میانه بود و در گذرگاه بیش از ۲۵۰۰ گز(متر)ی خود از رودها، دریاچهها، تالابها و آبشارهای بسياری برخوردار میشود.
رود "وخش" که از آسیای میانه و کشور تاجیکستان سرچشمه میگیرد، به آمودریا میریخت. امروز در تاجیکستان بر آن آببند زدهاند.
🏖🏖 آمو، آموی، آمویَه، آبِهی، آببِهی، بِهرود، وِهرود، وخشو، وخشاب، جیهون، مولیان و جوی مولیان نامهای دیگر آمودریا در گذر زمان بودهاند. در روزگار هخامنشیان به آن ”وخاب” میگفتند.
⚡️⚡️ افسانهی نبرد ایزد باران و دیو خشکسالی بر فراز دریای فراخکرت/فراخکرد را بخوانید:
t.me/AdabSar/6609
افسانهی آناهیتا/آناهید، ایزدبانوی آبها، بخوانید:
t.me/AdabSar/8874
t.me/AdabSar/4912
📜📜 سرودهای از #رودکی با جستار آمودریا:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیهون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی!
__________________________
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
#اسپندگان #وخشنکام #جشن_وخشنکام
🏖🏝 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻آقا = سَروَر، کَدبان( کدبانو=خانم)، کیا، پانا، کَدیوَر، سرکار، بان، بزرگ، مِهتَر، خواجه
🔻آقازادگی = بزرگزادگی
🔻آقازاده = (Gentleman)، گوهرمَرد، مِهپور، بزرگزاده
🔻آقامنش = (Gentleman)، جوانمرد
🔻آقایی = سَروَری، کیایی، کَدبانی، پانایی، بانی
✍نمونه:
🔺آقای طهماسبی تشریف آوردند =
کیا تهماسپی آمدند
🔺این جعبه را به آقای اسفندیاری تحویل دهید =
این بسته را به سَروَر اسپندیاری بسپارید
🔺آقافیروز را سلام برسانید =
پاناپیروز را درود برسانید
🔺خدمت آقاکیومرث خیرمقدم عرض میکنم =
به مِهترگیومرت خوشآمد میگویم
🔺آقایی از سر و روش میباره =
بزرگی از سر و رویش میبارد
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#آقا #آقایی #آقازاده #آقازادگی #آقامنش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻آقا = سَروَر، کَدبان( کدبانو=خانم)، کیا، پانا، کَدیوَر، سرکار، بان، بزرگ، مِهتَر، خواجه
🔻آقازادگی = بزرگزادگی
🔻آقازاده = (Gentleman)، گوهرمَرد، مِهپور، بزرگزاده
🔻آقامنش = (Gentleman)، جوانمرد
🔻آقایی = سَروَری، کیایی، کَدبانی، پانایی، بانی
✍نمونه:
🔺آقای طهماسبی تشریف آوردند =
کیا تهماسپی آمدند
🔺این جعبه را به آقای اسفندیاری تحویل دهید =
این بسته را به سَروَر اسپندیاری بسپارید
🔺آقافیروز را سلام برسانید =
پاناپیروز را درود برسانید
🔺خدمت آقاکیومرث خیرمقدم عرض میکنم =
به مِهترگیومرت خوشآمد میگویم
🔺آقایی از سر و روش میباره =
بزرگی از سر و رویش میبارد
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#آقا #آقایی #آقازاده #آقازادگی #آقامنش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
❤1
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻مهندس = (پارسی تازیشده)، کارشناس، هَنداچگر، هَندازگر، هَنداسگر، هندسهدان، شماردار، اندازوَر، اندازگر 🔻مهندس مشاور = کارشناس رایزن، هَنداسُبار(سُبار=مشاور، رایزن) 🔻مهندسی = کارشناسی، هندازگری مهندسین = کارشناسان، هَنداچگران،…
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
ز مرد شکیبا بپرسید شاه
که از صبر دارد به سر بر کلاه؟
چنین گفت: «کان کس که نومید گشت
دل تیرهرایش چو خورشید گشت
دگرآنکه روزش بباید شمرد
به کار بزرگ اندرون دست برد»
بدو گفت: «غم بر دلِ کیست بیش
کز اندوه سیر آید از جانِ خویش؟»
چنین داد پاسخ که: «آن کو ز تخت
بیفتاد و نومید گردد ز بخت»
امید که در هفتهی پیشِ رو:
جهاندار آموزگارِ تو باد
خرد جوشن و بخت یارِ تو باد
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
ز مرد شکیبا بپرسید شاه
که از صبر دارد به سر بر کلاه؟
چنین گفت: «کان کس که نومید گشت
دل تیرهرایش چو خورشید گشت
دگرآنکه روزش بباید شمرد
به کار بزرگ اندرون دست برد»
بدو گفت: «غم بر دلِ کیست بیش
کز اندوه سیر آید از جانِ خویش؟»
چنین داد پاسخ که: «آن کو ز تخت
بیفتاد و نومید گردد ز بخت»
امید که در هفتهی پیشِ رو:
جهاندار آموزگارِ تو باد
خرد جوشن و بخت یارِ تو باد
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
❤1
💫
گویم به تو نام آن شکر لب
شیرینتر از این چه کار باشد؟
خرما بگزین و بفکن از وی
چیزی که میان خار باشد
#کمال_خجندی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
گویم به تو نام آن شکر لب
شیرینتر از این چه کار باشد؟
خرما بگزین و بفکن از وی
چیزی که میان خار باشد
#کمال_خجندی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
#روزشمار نیاکان (دهه نخست ماه مارس)
به نوشتهی کهننگاران رومی، یونانی و ارمنی، همچنین با همسنجی گاهشماری(مقایسه تقویم)ها، ششمین پادشاه اشکانی، مهرداد يکم که ناموَر به مهرداد بزرگ بود، در روزی که به گمان برابر با یکم ماه مارس ۱۷۳سال پيش از زایش(میلاد) بود، بزرگان ايران را گرد هم آورد و گفت آهنگ آن دارد که کشور دارای آیین بنیادین(قانون اساسی) باشد و دادیک(حقوق) مردم و کارتاران(دولتیان) در آن روشن شود. باشندگان(حاضران) رای او را پسندیدند و کشور دارای آیین بنیادین و دو سگالشگاه(مجلس شورا) شد که به آن دو با هم «مِهِستان» ميگفتند.
گزینش جانشین پادشاه از میان شاهزادگان، نیوِ جنگ(اعلان جنگ)، پیشنهاد سازش(صلح)، همبستهکردن نیروها، برکنارکردن پادشاه چنانچه دچار دیوانگی، بیماری بهبودناپذیر یا کژکاری در کشورداری شود، از بایستگیهای(وظایف) مهستان بود. همچنین بهبود سامانهی باژ(مالیات) و دارایی، دستور زدن دانگ با فرتور/نگاره/رخشاره(عکس) تازه، گزینش پادشاهان ارمنستان، هایستن(تاییدکردن) نمادین پادشاهان پارسیتبار سرزمین پُنتوس، جایی در کرانهی خورتاب و خورتاب خورآیی(ساحل جنوب و جنوب شرقی) دریای سیاه در آناتولی که پایتخت آن شهر سینوپ بود، همچنین گمارش(انتصاب) فرماندهی ارتش سراسری برای یک چرخهی زمانی و راهبری جنگ از کامیک(اختیار)های مهستان بود. مهستان، پادشاه را برای فرماندهی ارتش و راهبری لشگرکشی و جنگ برگزیده بود. مهستان از ۱۳۵سال پیش از زایش و با پایانیافتن ساخت شهر تیسپون(تیسفون)، پایتخت تازهی اشکانیان، نشستهای خود را در این شهر برگزار میکرد.
تیسپون، ۷۷۲سال پایتخت ایران بود و پس از تازش اَرَب(عرب)ها، به دست آنان افتاد و ویران شد. ولی ویرانهی کاخ خسرو انوشیروان ساسانی برجا ماند. کهننگاران آن را "کاخ داد" مینامیدند، زیرا انوشیروان با هرکس که خواستار دیدار او بود یا دادخواهی داشت، در این کاخ دیدار میکرد. وی زنجیری در میدان بیرونی کاخ آویخته بود که اگر کسی آن را میکشید، در سرای انوشیروان سدا(صدا)یی برمیخواست و او آگاه میشد. سپس به ایوان(بالکن) میرفت و به سخنان او گوش میداد و چنانچه نیاز بود، او را به دفتر کار خود فرامیخواند. گفته شده که این زنجیر به اندازهای بلند بود که هتا(حتی) کودکان میتوانستند آن را تکان دهند و با پادشاه دیدار کنند.
پژوهشگرانی که پیدایش و پیشینهی مردمسالاری را میکاوند، نوشتهاند که ایران در زمان اشکانیان دارای شیوهای از مردمسالاری بود. همچنین سرزمینهای دوردستی چون ارمنستان خودتُوان(خودمختار) بودند. مهستان نیز جایی بود تا نگر(نظر) همگان در آن شنیده و بررسی شود. رومیان، راهاندازی مهستان در زمان اشکانیان را فرتابییافته(الهامگرفته) از سنای روم و یونان میدانستند ولی پذیرفتن این داوخواهی(ادعا) دشوار است. زیرا ۱۷۳سال پیش از زایش، هنوز گستره(قلمرو)ی کابینهی روم در خورآسان(شرق) گسترش نیافته بود، با ایران همسایه نشده بود و دادوستدی میان دو کشور نبود.
برداشت از تارنمای #نوشیروان_کیهانی_زاده
برگردان به پارسی پاک #ادبسار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
#روزشمار نیاکان (دهه نخست ماه مارس)
به نوشتهی کهننگاران رومی، یونانی و ارمنی، همچنین با همسنجی گاهشماری(مقایسه تقویم)ها، ششمین پادشاه اشکانی، مهرداد يکم که ناموَر به مهرداد بزرگ بود، در روزی که به گمان برابر با یکم ماه مارس ۱۷۳سال پيش از زایش(میلاد) بود، بزرگان ايران را گرد هم آورد و گفت آهنگ آن دارد که کشور دارای آیین بنیادین(قانون اساسی) باشد و دادیک(حقوق) مردم و کارتاران(دولتیان) در آن روشن شود. باشندگان(حاضران) رای او را پسندیدند و کشور دارای آیین بنیادین و دو سگالشگاه(مجلس شورا) شد که به آن دو با هم «مِهِستان» ميگفتند.
گزینش جانشین پادشاه از میان شاهزادگان، نیوِ جنگ(اعلان جنگ)، پیشنهاد سازش(صلح)، همبستهکردن نیروها، برکنارکردن پادشاه چنانچه دچار دیوانگی، بیماری بهبودناپذیر یا کژکاری در کشورداری شود، از بایستگیهای(وظایف) مهستان بود. همچنین بهبود سامانهی باژ(مالیات) و دارایی، دستور زدن دانگ با فرتور/نگاره/رخشاره(عکس) تازه، گزینش پادشاهان ارمنستان، هایستن(تاییدکردن) نمادین پادشاهان پارسیتبار سرزمین پُنتوس، جایی در کرانهی خورتاب و خورتاب خورآیی(ساحل جنوب و جنوب شرقی) دریای سیاه در آناتولی که پایتخت آن شهر سینوپ بود، همچنین گمارش(انتصاب) فرماندهی ارتش سراسری برای یک چرخهی زمانی و راهبری جنگ از کامیک(اختیار)های مهستان بود. مهستان، پادشاه را برای فرماندهی ارتش و راهبری لشگرکشی و جنگ برگزیده بود. مهستان از ۱۳۵سال پیش از زایش و با پایانیافتن ساخت شهر تیسپون(تیسفون)، پایتخت تازهی اشکانیان، نشستهای خود را در این شهر برگزار میکرد.
تیسپون، ۷۷۲سال پایتخت ایران بود و پس از تازش اَرَب(عرب)ها، به دست آنان افتاد و ویران شد. ولی ویرانهی کاخ خسرو انوشیروان ساسانی برجا ماند. کهننگاران آن را "کاخ داد" مینامیدند، زیرا انوشیروان با هرکس که خواستار دیدار او بود یا دادخواهی داشت، در این کاخ دیدار میکرد. وی زنجیری در میدان بیرونی کاخ آویخته بود که اگر کسی آن را میکشید، در سرای انوشیروان سدا(صدا)یی برمیخواست و او آگاه میشد. سپس به ایوان(بالکن) میرفت و به سخنان او گوش میداد و چنانچه نیاز بود، او را به دفتر کار خود فرامیخواند. گفته شده که این زنجیر به اندازهای بلند بود که هتا(حتی) کودکان میتوانستند آن را تکان دهند و با پادشاه دیدار کنند.
پژوهشگرانی که پیدایش و پیشینهی مردمسالاری را میکاوند، نوشتهاند که ایران در زمان اشکانیان دارای شیوهای از مردمسالاری بود. همچنین سرزمینهای دوردستی چون ارمنستان خودتُوان(خودمختار) بودند. مهستان نیز جایی بود تا نگر(نظر) همگان در آن شنیده و بررسی شود. رومیان، راهاندازی مهستان در زمان اشکانیان را فرتابییافته(الهامگرفته) از سنای روم و یونان میدانستند ولی پذیرفتن این داوخواهی(ادعا) دشوار است. زیرا ۱۷۳سال پیش از زایش، هنوز گستره(قلمرو)ی کابینهی روم در خورآسان(شرق) گسترش نیافته بود، با ایران همسایه نشده بود و دادوستدی میان دو کشور نبود.
برداشت از تارنمای #نوشیروان_کیهانی_زاده
برگردان به پارسی پاک #ادبسار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
چو بوی گل به مشامِ دلم دمیدی و رفتی
چو عطرِ خاطره بر خاطرم رسیدی و رفتی
چو شبنمی که نشیند سحر به دامنِ لاله
به دامنِ دلِ من لختی آرمیدی و رفتی
چو آهویی که ببیند به بیشه نقش خیالی
برای لحظهای اِستادی و رمیدی و رفتی
چنان کبوتر وحشی تو را به جهد گرفتم من
به روی سینهی من لحظهای تپیدی و رفتی
به لحظهای که ندادی مجال نامِ تو بردن
مرا چو قصهی پُرغصهای شنیدی و رفتی
هنوز شمع وجودم به رهگذار تو لرزد
که با شتاب نسیمِ سحر وزیدی و رفتی
به چشم تو که منم اوستادِ نازکشیدن
چه زود دامنِ ناز از کفم کشیدی و رفتی
#کمال_اجتماعی
@AdabSar
چو بوی گل به مشامِ دلم دمیدی و رفتی
چو عطرِ خاطره بر خاطرم رسیدی و رفتی
چو شبنمی که نشیند سحر به دامنِ لاله
به دامنِ دلِ من لختی آرمیدی و رفتی
چو آهویی که ببیند به بیشه نقش خیالی
برای لحظهای اِستادی و رمیدی و رفتی
چنان کبوتر وحشی تو را به جهد گرفتم من
به روی سینهی من لحظهای تپیدی و رفتی
به لحظهای که ندادی مجال نامِ تو بردن
مرا چو قصهی پُرغصهای شنیدی و رفتی
هنوز شمع وجودم به رهگذار تو لرزد
که با شتاب نسیمِ سحر وزیدی و رفتی
به چشم تو که منم اوستادِ نازکشیدن
چه زود دامنِ ناز از کفم کشیدی و رفتی
#کمال_اجتماعی
@AdabSar
💫
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد
هیچ سنگیندلِ بیدادگر این کار نکرد
این ستمها دگری با منِ بیمار نکرد
هیچکس اینهمه آزارِ منِ زار نکرد
#وحشی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد
هیچ سنگیندلِ بیدادگر این کار نکرد
این ستمها دگری با منِ بیمار نکرد
هیچکس اینهمه آزارِ منِ زار نکرد
#وحشی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻پروتُکُل، Protocol:
گزاره[گزارش نشستهای ساستاری(سیاسی)]
پیماننامه، پیوندنامه(مقاولهنامه)
پیشپیمان، پیشنوشت
آیین(تشریفات)
🔻پروتکلهای ارتباطی:
پیمانهای رسانش
🔻پروتکل الحاقی:
پیماننامهی پیوسته
پیمان بَراَفزوده
پیمان پیوسته
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#پروتکل #Protocol
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻پروتُکُل، Protocol:
گزاره[گزارش نشستهای ساستاری(سیاسی)]
پیماننامه، پیوندنامه(مقاولهنامه)
پیشپیمان، پیشنوشت
آیین(تشریفات)
🔻پروتکلهای ارتباطی:
پیمانهای رسانش
🔻پروتکل الحاقی:
پیماننامهی پیوسته
پیمان بَراَفزوده
پیمان پیوسته
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#پروتکل #Protocol
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
کنون چون نهادم سوی راه گوش
کِه و مِه نیوشید پندم به هوش
پس از من همه راهِ داد آورید
به نیکیم گهگاه یاد آورید
ز دل جز به یزدان منازید کس
همه نیک و بد زو شناسید و بس
ز یزدان و فرمانِ شاه و خرد
مگردید کز بن نه اندر خورد
مجویید همسایگی با بدان
مدارید افسوس بر بخردان
به درد کسان دل مدارید شاد
که گردون همیشه نگردد به داد
بسازید با خوی هرکس به مهر
ز نیکان به تندی متابید چهر
ممانید بر کِهتران کار خوار
نکوهیدگان را مگیرید یار
به مست و به دیوانه مدهید پند
مخندید بر پیر و بر دردمند
مَبُرید پیوند خویشان ز بن
مگویید درویش را بد سُخُن
همه دوستان را به مهر اندرون
گهِ خشم و سختی کنید آزمون
سزاوار درخور گزینید جفت
به چیز کسان کش مباشید و زفت
کس از گنده پیران و بیگانه نیز
ممانید در خانه و دزد چیز
به نرمی چو کاری توان برد پیش
درشتی مجویید از اندازه بیش
مبندید دل در سرای سپنج
کش انجام مرگ است و آغاز رنج
#اسدی_توسی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
کنون چون نهادم سوی راه گوش
کِه و مِه نیوشید پندم به هوش
پس از من همه راهِ داد آورید
به نیکیم گهگاه یاد آورید
ز دل جز به یزدان منازید کس
همه نیک و بد زو شناسید و بس
ز یزدان و فرمانِ شاه و خرد
مگردید کز بن نه اندر خورد
مجویید همسایگی با بدان
مدارید افسوس بر بخردان
به درد کسان دل مدارید شاد
که گردون همیشه نگردد به داد
بسازید با خوی هرکس به مهر
ز نیکان به تندی متابید چهر
ممانید بر کِهتران کار خوار
نکوهیدگان را مگیرید یار
به مست و به دیوانه مدهید پند
مخندید بر پیر و بر دردمند
مَبُرید پیوند خویشان ز بن
مگویید درویش را بد سُخُن
همه دوستان را به مهر اندرون
گهِ خشم و سختی کنید آزمون
سزاوار درخور گزینید جفت
به چیز کسان کش مباشید و زفت
کس از گنده پیران و بیگانه نیز
ممانید در خانه و دزد چیز
به نرمی چو کاری توان برد پیش
درشتی مجویید از اندازه بیش
مبندید دل در سرای سپنج
کش انجام مرگ است و آغاز رنج
#اسدی_توسی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
از سر کوی تو با دیدهی تر خواهم رفت
چهره آلوده به خونابِ جگر خواهم رفت
نه که این بار چو هربارِ دگر خواهم رفت
نیست بازآمدنم باز اگر خواهم رفت
#وحشی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
از سر کوی تو با دیدهی تر خواهم رفت
چهره آلوده به خونابِ جگر خواهم رفت
نه که این بار چو هربارِ دگر خواهم رفت
نیست بازآمدنم باز اگر خواهم رفت
#وحشی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
آهسته، نرم، بدنت را تکان بده
آری برقص، هنرت را نشان بده
لرزش به قامتت انداز و هی بچرخ
دنیای زیر قدمت را تکان بده
با رقص نور نگاهت به صحنهها
آتش بکش، جلوهی آتشفشان بده
از شرق صفحهی قلبم طلوع کن
خورشیدوار جلوه به آسمان بده
رسوا نمیشوی، افشا نمیکنمت
عریان شو، زیر و زبرت را نشان بده
این آسمانپرستیِ ما ادعا که نیست
پرواز میطلبد دل، اذان بده
از شورهزار خودم تا "سبزوار" تو
راهی نمانده است، به قدمهام جان بده
#امید_برومـندی
@AdabSar
آهسته، نرم، بدنت را تکان بده
آری برقص، هنرت را نشان بده
لرزش به قامتت انداز و هی بچرخ
دنیای زیر قدمت را تکان بده
با رقص نور نگاهت به صحنهها
آتش بکش، جلوهی آتشفشان بده
از شرق صفحهی قلبم طلوع کن
خورشیدوار جلوه به آسمان بده
رسوا نمیشوی، افشا نمیکنمت
عریان شو، زیر و زبرت را نشان بده
این آسمانپرستیِ ما ادعا که نیست
پرواز میطلبد دل، اذان بده
از شورهزار خودم تا "سبزوار" تو
راهی نمانده است، به قدمهام جان بده
#امید_برومـندی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
ما را گُلی از روی تو چيدن نگذارند
چيدن چه خيال است که ديدن نگذارند
گفتم شنود مژدهی دشنام تو گوشم
آن نيز شنيدم که شنيدن نگذارند
#کمال_خجندی
@AdabSar
ما را گُلی از روی تو چيدن نگذارند
چيدن چه خيال است که ديدن نگذارند
گفتم شنود مژدهی دشنام تو گوشم
آن نيز شنيدم که شنيدن نگذارند
#کمال_خجندی
@AdabSar